فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۱۶۱ تا ۴٬۱۸۰ مورد از کل ۱۱٬۱۳۸ مورد.
منبع:
زبان پژوهی سال دوازدهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳۶
165 - 186
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر بر آن است تا دلایل و شواهدی، در پیوند با تحلیلِ فرآیندهای واژه سازی در زبان فارسی بر پایه صرفِ ساخت بنیاد (Booij, 2010b) ارائه دهد. در ابتدا، مفاهیمِ ساخت، واژگانِ سلسله مراتبی و الگوی واژه سازی معرفی خواهند شد. بر اساس این رویکرد، به جای قواعد واژه سازی از الگوهای واژه سازی استفاده می شود. سپس، نشان داده می شود که ویژگی های کلی برخی واژه های مرکب- از جمله واژه های مرکب برون مرکز، شاهدی برای تحلیل این گونه واژه ها، به عنوان ساخت و الگوهای واژه سازی هستند. شاهد بعدی، مربوط به زایایی درونه گیری شده و رخ داد همزمان دو یا بیشتر از دو الگوی واژ ه سازی است. در هر دو مورد زایایی یک فرایند واژه سازی وابسته به درونه گیری آن در یک فرایند دیگر است. در این موارد، واژه ها با بهره گیری از تلفیق الگوهای واژ ه سازی تولید می شوند. یافته ها نشان می دهد رویکرد ساخت بنیاد در تحلیل فرایندهای واژه سازی زبان فارسی کارآمد بوده است. این شواهد، می تواند از تحلیل فرایندهای واژه سازی در زبان فارسی بر پایه صرف ساخت بنیاد پشتیبانی کند.
رویکردی کمینه گرا به تعیین جایگاه ساختاری عنصر پرسشی آیا در فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نوشتار پیش رو کوشیده است تا در چارچوب برنامه کمینه گرا (چامسکی، 1995 و 2001)، جایگاه ساختاری عنصر پرسشی آیا را در زبان فارسی تبیین نماید. بدین منظور، نخست به ردّ این فرضیه پرداخته شده است که عنصر پرسشی آیا در این زبان در جایگاه هسته گروه متمّم نما در ساخت سلسه مراتبی جمله قرار دارد (لطفی، 2000 و 2003)؛ سپس، از شواهدی همچون رفتار توزیعی متفاوت عنصر آیا در مقایسه با سایر عناصر نمودنما، کاربرد هم زمان آیا با این عناصر، جایگاه ساختاری گروه نفی و نیز تعامل وجه با نمود درراستای ردّ فرضیه ای بهره گرفته می شود که گروه نمود را به مثابه فرافکن بیشینه دربرگیرنده عنصر پرسشی آیا قلمداد کرده است (رقیب دوست، 1993). در ادامه، پیشنهاد می شود که عنصر پرسشی آیا با فرایند ادغام بیرونی، در جایگاه هسته گروه پرسشی قرار گیرد تا ضمن بازبینی مشخّصه ارزش گذاری نشده [پرسشی] موجود بر روی این هسته و همچنین برآورده ساختن ملزومات ترتیب خطّی زبان فارسی، خوانش پرسشی جمله را نیز فراهم نماید.
بررسی تاریخی بن ماضی افعال در زبان بلوچیِ امروز (گویش های بلوچیِ غربی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بن ماضی افعال با نشانه های متنوع در گویش های مختلف زبان بلوچی، اهمیت خاصی دارد. این مقاله در پی آن است تا با روشی توصیفی و دیدگاهی درزمانی و هم زمانی به بحث ساخت واژیِ بن ماضی در زبان بلوچی بپردازد. منابع پایه، 201 فعل ساده بلوچی- گویش بمپوری- است. پس از ارائه فهرست افعال، موارد آوایی و بسامد آنها تبیین می شود. این افعال، براساس تکواژ ماضی سازی که می گیرند مرتب شدند. یافته ها نشان می دهد که بن ماضی در بلوچی به 10 صورت مشخص می شود. از اینها، 5 صورت باقاعده و 5 صورت بی قاعده هستند (1) . این اختلاف صورت ها 4 دلیل عمده دارد: 1- صورت بن ماضی بازمانده صورت های تاریخی باشد؛ 2- بافت واجگانی بن ماضی باعث اختلاف صورت ها شود؛ 3- اختلاف در گویش ها باعث تنوع صورت های بن ماضی شده باشد؛ 4- بن ماضی از طریق قیاس با افعال دیگر ساخته شده باشد.
The Effect of Teaching Discourse Markers (DMs) on Speaking Achievement among Iranian Intermediate EFL Learners
حوزههای تخصصی:
This study aimed to investigate the effect of teaching discourse markers (DMs) on Iranian intermediate EFL learners’ speaking achievement. In the first step, 60 homogeneous intermediate students out of 110 were chosen from a private English language institute and randomly divided into two equal groups, namely an experimental group and a control group. Then they were pretested through a researcher-made speaking test. During the treatment, the experimental group was taught DMs by conversations. Then, they found the DMs in transcriptions of conversations. Also, the researcher used a researcher-made booklet containing the instructional materials related to DMs to be taught to the learners. On the other hand, there was not any direct instruction to DMs to the students in the control group. They only narrated the assigned storybook, and performed conversations by role play. These posters were used based on the related topics of the learner’s textbooks. After the treatment which took 12 sessions, the researcher administered the modified version of the mentioned pre-test as the post-test to find out the effect of the treatment on the participants’ speaking achievement. When the data were collected, one-way ANCOVA was run to analyze them. The results showed that there was no significant difference between experimental and control group in the post-test. Indeed, the findings indicated that teaching discourse markers (DMs) did not have any effect on Iranian intermediate EFL learners’ speaking achievement.
Classroom Climate, Academic Self-Concept, Learning Self-regulation, and Academic Identity Status among EFL Students: A Structural Equation Modeling Approach
حوزههای تخصصی:
Practical improvements in students’ overall success can be made if we take into account the contribution of learning environments to learners’ various attributes that would greatly affect their academic selves. This study aimed at scrutinizing the possible associations among Iranian EFL students’ perceived classroom climate, academic self-concept, learning self-regulation, and academic identity status. 420 university students were asked to fill out College and University Classroom Environment Inventory (CUCEI), Academic Self-Concept (ASC) Scale, Learning Self-Regulation Questionnaire (SRQ-L), and Academic Identity Status (AIS) Questionnaire. Using Structural Equation Modeling (SEM) and based on its several goodness-of-fit criteria, the proposed model of the possible interactions of the main variables was confirmed. Furthermore, classroom climate was correlated positively with subscales of learning self-regulation and academic self-concept and negatively with academic identity status. Besides significant correlations among study variables, the final model also revealed some intra-scales associations. Multiple regression analysis also indicated some significant predictions. The findings could provide classroom instructors and university syllabus designers with implications so that they can plan the EFL environments and class activities taking into consideration students’ various academic characteristics. This involves their status of self-concept, identity, and regulation to help them achieve highly recognized long-term academic objectives.
آیرونی کلامی و کاربردهای زبان شناختیِ آن در فراتاریخ نگاری با تکیه بر دو نمایشنامه جنگنامه غلامان و فتح نامه کلات اثر بهرام بیضایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر می کوشد بر اساسِ ایده فراتاریخ نگاری، به تحلیل عملکرد ظرفیت های زبان از منظرِ آیرونی کلامی در بازنماییِ رویدادهای تاریخی در دو نمایشنامه جنگنامه غلامان و فتح نامه کلات بپردازد. بر این اساس، ابتدا می کوشیم تعریفی از فراتاریخ نگاری و اهمیت آیرونی به عنوان یک مؤلفه مهم در فراتاریخ نگاری ارائه دهیم و سپس انواع آیرونی کلامی و عملکرد آن در متن نمایشی را شرح و بسط داده و به تحلیلِ مؤلفه ها در نمونه های مطالعه بپردازیم. بنابراین، چارچوب بحث تلفیقی از مطالعاتِ زبان شناسی و سبک شناسیِ «دیردر ویلسون» و «هایدن وایت» است. روش انجام این پژوهش، توصیفی و تحلیلی بوده و با نمونه کاوی، امکان تحلیلِ مؤلفه ها فراهم شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد در دو نمایشنامه بهرام بیضایی، آیرونی کلامی به مثابه تمهیدی زبانی در جهتِ بهره گیری از ظرفیت های بالقوه زبان و ابزاری در جهتِ دلالت گری های تاریخی است. این ظرفیتِ زبانی گاه خود را در گزاره های پارودیک و کلامی و گاه در بافتِ تفسیری و تحلیلیِ متن آشکار می سازد، با درنظر گرفتن این نکته که سازوکارِ ایجاد آیرونی و معنا در متن نمایشنامه بدونِ درنظر گرفتنِ فرامتنِ تاریخ ممکن نیست.
The Effect of Multiple Intelligence-Oriented Thematic Clustering on Advanced EFL Learners’ Vocabulary Learning(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Teaching Language Skills (JTLS), Volume ۳۹, Issue ۲, Summer ۲۰۲۰
169 - 201
حوزههای تخصصی:
Burgeoning research in applied linguistics has underscored the interplay among individual, cognitive, and social variables that can delineate the ultimate attainment in various areas including vocabulary learning and the need to explore how innovative conflation of these dimensions may promote learning outcomes. The present quasi-experimental study examined the impact of Thematic Vocabulary Instruction (TVI) with and without Multiple Intelligence-oriented tasks on advanced EFL learners’ vocabulary learning and scrutinized probable differences among individual learners with varying intellectual propensities. Thus, a stratified homogeneous sample of 80 advanced EFL learners was selected and randomly assigned to four groups; the first and the second experimental groups (EG1 and EG2) received TVI with tasks compatible and incompatible with their dominant intelligence, respectively. The third experimental group (EG3) received TVI focused on coursebook exercises and the control group (CG) received non-thematic instruction based on textbook exercises. A parallel vocabulary test was administered to measure the participants’ vocabulary learning. The research data were analyzed via the Kruskal-Wallis and Mann-Whitney tests and revealed that the EG1 significantly outperformed the other groups and intrapersonally-intelligent learners significantly underperformed their peers in the EG1. The findings underscore the significance of taking individual differences into account and offer a number of pedagogical implications.
The Effects of Task Orientation and Involvement Load on Learning Collocations(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study examined the effects of input-oriented and output-oriented tasks with different involvement load indices on Iranian EFL learners' comprehension and production of lexical collocations. To achieve this purpose, a sample of 180 intermediate-level EFL learners (both male and female) participated in the study. The participants were in six experimental groups. Each of the groups was randomly assigned to one of the experimental conditions, namely input-oriented tasks with involvement load 1 (True-false), 2 (Matching), 3 (Multiple-choice), and output-oriented tasks with involvement load 1 (Short response), 2 (Fill in the blanks), and 3 (Sentence formation). At the end of the treatment period, the researchers administered a 40-item test in multiple-choice format and a 40-item test in fill-in-the-blanks format to assess the participants' comprehension and production of collocations. The collected data were analyzed using two different two-way ANOVAs and a series of independent-samples t-tests. The results showed that the tasks with higher involvement load indices were more effective on both receptive and productive knowledge of lexical collocations. The results also revealed that output-oriented tasks were more beneficial than input-oriented tasks at all three indices of involvement load. These findings can have theoretical and pedagogical implications for language teachers, researchers, and learners.
نقش کمیت نماها بر حضور بند موصولی در زبان فارسی گفتاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
علاوه بر سنگینی سازه و نقش موضوعی هسته در پردازش بند موصولی که در مطالعات پیشین فراوان به آنها پرداخته شده است، عوامل دیگری نیز در پردازش بند موصولی تأثیرگذار هستند. در مقاله حاضر رخداد کمی نماها با هسته بند موصولی در داده های گفتاری بررسی شد. داده های پژوهش از مکالمات گفتاری رادیویی و تلویزیونی گردآوری شد و رخداد کمیت نماها با بند موصولی براساس رویکرد نمونه محور وایشمن (2015) تحلیل شد؛ وی معتقد است که ویژگی های اجزای مختلف بند موصولی بر حضور اجزای دیگر تأثیر دارند. نتایج تحقیق نشان می دهد که کاربرد بیشتر بند موصولی تحت تأثیر وجود ابهام در کمیت نما و هسته، استفاده در ساخت های ویژه و عوامل دیگری است. این نتیجه مؤید نظریه نحوی نمونه محور و تأثیر همزمان چند عامل است. نتایج این پژوهش می تواند در تبیین میزان ابهام کمیت نماها و هم چنین پردازش بند موصولی کمک کند.
پارس به چه معنی است؟(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جستار این مقاله بررسی معنی واژه پارس است. در برخی از لغت نامه ها علاوه بر اینکه پارس در مفهوم قوم پارسیان، و محل استقرار آنها بیان شده است، به معنی «پارس کردن» نیز آمده است. از اینرو این مقاله به دنبال آن است که مدارک و شواهد را بررسی کند تا به استناد منابع در دسترس، معنی واقعی این واژه مشخص شود. نتیجه بررسی هیچ منبع و مدرک مستندی را که نمایانگر مفهوم این واژه باشد در اختیارمان قرار نداده است. اما پارس در منابع متعددی به معنی قوم و قبیله پارسیان، استان فارس و سرزمین ایران آمده است. پارس نام قوم پارسیان (هخامنشیان) است که در کتیبه های هخامنشی در مفهوم «قبیله پارسی» به کار رفته است. این نام ابتدا به محل شکل گیری حکومت پارسیان، که حدود استان فارس فعلی است، اطلاق می شد و با قدرت گرفتن هخامنشیان و توسعه قلمرو آنان، به کل سرزمین ایران و قوم ایرانی داده شد. واژه «پارس» در گذر زمان جای خود را به تلفظ عربی این کلمه یعنی«فارس» داده است. معانی دیگری که به قرینه می توان برای واژه پارس بیان کرد از این قبیل اند: محل استقرار، جنگجو، پهلوان و گرز افکن.
Les séquences figées dans les slogans publicitaires : description et propositions sociodidactiques(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Si les séquences figées sont souvent difficiles à comprendre, les publicitaires leur font subir diverses transformations qui les rendent plus opaques ; d’où la nécessité et intérêt de les enseigner surtout dans les contextes de français langue étrangère ou seconde. Si l’on décide de s’appuyer pour ce sur les publicités, le moins qu’on puisse dire est que la tâche n’est pas des plus aisées et interpelle les didacticiens. Notre étude s’inscrit essentiellement dans le cadre de la sociodidactique. Elle vise à mettre en évidence différentes manières par lesquelles les séquences figées sont utilisées dans les publicités, à s’interroger sur les difficultés de compréhension qui peuvent découler notamment de leur décontextualisation et modification, et enfin à traiter d’aspects relatifs à leur didactisation dans le cadre de la sociodidactique. Elle s''appuie sur un corpus constitué d''une centaine de slogans publicitaires. Elle montre que les modifications que subissent les expressions originale sont susceptibles de rendre plus difficile l’accès à leur sens surtout dans les contextes de français langue étrangère ou seconde. Cela exige que l’enseignant ou le didacticien s’appuie sur les propositions de la sociodidactique.
Mots symboliques dans l’œuvre de Sohrâb Sépéhri : leurs reflets dans la traduction(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Recherches en langue française, Vol. ۱, N° ۱, printemps-été ۲۰۲۰
129 - 150
حوزههای تخصصی:
Les termes relatifs à l’imaginaire dont « les symboles » provoquent une grande confusion dans le discours oral ou écrit et causent des problèmes en traduction. Si l’on ne détient pas la clé des mots symboliques du texte ou du discours, ils y restent un mystère et bloquent sa compréhension. Or, dans une interaction bilingue qui exige la traduction, il s’avère indispensable de transmettre dûment leur sens, de les adapter au texte cible et au cas échéant de les remplacer par d’autres pour dévoiler le vouloir-dire du locuteur ou de l’auteur. Pour faire réaliser cet objectif, on doit recourir à tous les procédés traductifs, linguistiques et stylistiques que les langues source et cible exigent. Pour donner un cadre pratique à cet article, nous avons choisi les symboles abordés par Sohrâb Sépéhri dans ses deux poèmes « Le bruit de pas de l’eau » et « Le Voyageur ». Vu la variété de domaines dans lesquels se répartissent les symboles sépéhriens, « les plantes » des textes précités ont été cernés pour étudier leurs connotations culturelles en nous référant à leurs traductions en français dans le livre Deux poèmes de Sohrâb Sépéhri (2015). L’examen des procédés traductifs des passages sélectionnés a mis fin à notre étude dans cette recherche.
تحلیلی بر پدیده هماهنگی ممیزه گردی به لحاظ رده شناختی درگونه های ترکی رزن، تبریز و استانبولی بر پایه نظریه بهینگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله ارزیابی کارآمدی نظریه بهینگی در بررسی پدیده هماهنگی گردی درگونه های ترکی رزن، تبریز و استانبولی است. در این پژوهش، به این دو پرسش اساسی پاسخ داده می شود که کارایی نظریه بهینگی در تبیین هماهنگی ممیزه گردی در سه گونه مور بحث تا چه میزان است و در چارچوب نظریه بهینگی به لحاظ رده شناختی، گونه های مورد بحث در صورت تنوع رده شناختی (تفاوت در طبقه زبانی) در چند طبقه زبانی قرار می گیرند. نتایج حاکی از آن است که نظریه بهینگی در تبیین پدیده هماهنگی ممیزه گردی در گونه های مورد بحث بسیار کارآمد است؛ به طوری که برای نمونه از بین صورت های مشابه و به کار رفته در گونه ها به راحتی با جابجایی محدودیت ها می تواند صورت بهینه را تبیین نماید و با وجود قرابت بسیاری که این گونه ها درحوزه های نحوی، صرفی و... دارند، به لحاظ رده شناختی متفاوت هستند. بدین معنی که، این سه گونه در فرآیند هماهنگی گردی در سه طبقه زبانی فرضی A, B, C قرار می گیرند که به خوبی در تابلوهای تحلیلی بهینگی می توان آن ها را اثبات کرد.
در جست وجوی مفهوم دستور آموزشی در آموزش زبان دوم؛ مطالعه ای تاریخی و روش شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان فارسی و گویش های ایرانی سال چهارم بهار و تابستان ۱۳۹۸ شماره ۱ (شماره ۷)
10.22124/plid.2019.9557.1227
حوزههای تخصصی:
در 40 سال گذشته اختلاف نظرها و مناقشه های بسیاری پیرامون آموزش دستور در برنامه های آموزش زبان دوم و جایگاه آن در برنامه زبان آموزی رخ داده، بویژه طرح دیدگاه های زبان شناسی بر آموزش دستور تأثیر بسزایی گذاشته است. برخی رویکردها دستور را هسته مرکزی آموزش زبان دوم به شمار آورده و برخی آن را مهم ترین مانع پیشرفت در آموزش زبان دوم دانسته اند. پژوهش حاضر با مروری فشرده و انتقادی بر آرای برخی متخصصان این حوزه، زمینه های پیدایش دستور آموزشی و سیر شکل گیری و تکامل این اصطلاح را بررسی می نماید. در این بررسی به مهم ترین ویژگی های دستور آموزشی ازجمله همراهی صورت، معنا و کاربرد، پیکره بنیادی، توجه به بازخورد، زبان آموزمحوری و ترکیب روش های آموزش صریح و ضمنی اشاره شده است. این مطالعه نشان می دهد که پیوستار آموزش دستور در زبان دوم از تمرکز افراطی بر آموزش دستور به سمت حذف دستور حرکت کرد و در ادامه براساس پژوهش های تجربی فراوان، به تمرکز منطقی بر آموزش دستور بازگشت، تمرکزی که از آن به عنوان دستور آموزشی یاد می شود. امروزه، دستور آموزشی به اعتبار مخاطب خاص، روش تدریس متفاوت و انطباق با برنامه درسی و رویکردهای آموزش زبان دوم، گونه مستقلی از دستور به شمار می آید.
Developing Intercultural Awareness and Skills in English Majors: A Constructivist Approach(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
In the fast-changing modern world of today, learners need global skills for life-long learning and effective communication. Among these skills are intercultural competence and critical thinking. Although teachers have acknowledged the importance of the inclusion of global skills in their actual teaching procedures, they still need more concrete methodology and tangible pedagogical frameworks to incorporate these skills into their teachings. This study has been an attempt to propose a framework based on the constructivist approach to activate critical thinking and, in turn, develop critical cultural awareness and intercultural skills in EFL learners. To achieve this aim, a qualitative study was designed; an intercultural syllabus was developed and implemented through the constructivist approach in an academic semester. The related data were then collected through the participants’ reflective worksheets and interviews. The content analysis of the data indicated that the constructivist approach and the intercultural syllabus were effective in assisting the participants in applying critical thinking strategies and developing critical cultural awareness and intercultural skills of discovery and interaction, interpreting and relating, and evaluation. Meanwhile, the results of the self-report evaluation survey indicated that the participants evaluated most of the aspects of the intercultural experience positively. The findings of the current study have implications for instructors, materials developers, and educational stakeholders who support developing intercultural awareness and skills in learners.
تجزیه و تحلیل اشکالات رایج در یادگیری زبان اسپانیایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به خطاهای رایج در کاربرد حرف تعریف معین در زبان اسپانیایی می پردازد، عنصری که می تواند اسم را معرفه کند، دارای ارزش ملکی باشد، اسم ساز بوده یا هسته گروه اسمی باشد و همچنین با توجه به نیت گوینده و محیط مشترک با شنونده حذف شود. برخلاف زبان اسپانیایی، در فارسی حرف تعریفی با چنین ارزش هایی وجود ندارد و عناصر دیگری به جای حرف تعریف معین اسپانیایی این ویژگی ها را به عهده دارند. در این تحقیق ابتدا مطالعه ای بر حرف تعریف معین در زبان اسپانیایی خواهیم داشت و سپس با بررسی خطاها در این زمینه، مکانیسم های جایگزین آن را در زبان فارسی بیان می کنیم. روش تحقیق در این جستار بر اساس تجزیه و تحلیل خطاهای زبان آموزان و داده های آماری است. این داده ها حاصل پرسشنامه ای است که توسط زبان آموزان ایرانی در سطوح مختلف آشنایی با زبان اسپانیایی تکمیل شده است که نشان دهنده تعداد بالای خطاهای زبان آموزان در استفاده از حرف تعریف معین اسپانیایی در گروه اسمی می باشد. هدف از این تحقیق ارائه راه کارهایی برای کمک به فراگیری زبان اسپانیایی می باشد.
زبان کاوی «چکامه طلایی» سیدحمیری براساس نقد فرمالیستی
حوزههای تخصصی:
سیدحمیری ازجمله شاعران آیینی سراست که برای تبیین حقایق تاریخی، درعین حال که بر خردورزی و عقلانیت تکیه دارد، از زبان احساس نیز بهره می برد. او هنرمندانه، فرم را دستمایه ی آفرینش مفاهیم و مضامین جدید قرار می دهد به گونه ای که توجه شنونده را می رباید و معنای موردنظر خود را در ذهن وی تثبیت می نماید. سروده های خویش را بر «سهل ممتنع» که سازه ی هنری نیرومندی ست، بنا می نهد. نگارندگان در این جستار برآنند تا با مطالعه ی کیفی و درپیش گرفتن روش نقد زبانی، «چکامه طلایی» سیدحمیری را بررسی نمایند. دستاورد تحقیق بیانگر آن است که سیدحمیری بااستفاده از ظرفیت موسیقایی «بحر کامل»، به وحدتِ حال و تجربه ی روحی نایل می آید. ضرب آهنگ و خوش نوایی این چکامه حاصل پاره ای از تکرار های آوایی ست که نشان از گزینش آگاهانه ی خالق این اثر هنری دارد. وی با بهره گیری از تکرارهای نامرئی و واژه هایی که از طول موج صوتی یکسان برخوردارند، لذت صوتی و شنیداری را برای خواننده پدید می آورد تا به شعر خویش تنوع و زیبایی ببخشد. سیدحمیری در سطح معنایی شگفتی آفرین است. وی با استفاده از زبانی که رام دستان اوست، به رغم رویکرد هنرمندانه ی وی به هنجارگریزی و احیا و ساخت ترکیبات نو، همانند دیگر شاعران آیینی، روح معنا را به پای تندیس فرم، قربانی نمی سازد.
دستورپریشی، سیر تحول نظریه های زبان شناختی
منبع:
پازند سال ۱۵ پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۵۸ و ۵۹
25 - 35
حوزههای تخصصی:
دستورپریشی یکی از انواع اختلالات زبان پریشی است. در اختلال دستورپریشی که به عنوان یکی از نمونه های شناخته شده زبان پریشی مطرح است، جریان گفتار قطع نمی شود، بلکه گفتار دچار نابسامانی هایی می شود که عمدتاً اختلال در ساختار دستوری یا نحوی زبان ایجاد می کند. در پژوهش حاضر تلاش شده است ضمن مروری بر سیر تحول نظریه های دستورپریشی، دیدگاه های مطرح درباره این موضوع از آغاز تاکنون به صورت اجمالی بررسی شود. به این منظور دو فرض مبنای اصلی قرار گرفته است. بر مبنای فرض اول، روند تغییرات بالینی در دستورپریشی از ابتدا تاکنون یکسان بوده است و دیگر آن که نظریه جامع و یکپارچه ای در زمینه بیان پیچیدگی های نشانگان دستوری وجود ندارد. روش پژوهش از نوع مروری است. در این مقاله سیر تحول نظریه ها در قالب رویکرد زبان شناختی درک و تولید در دستورپریشی مطرح شده اند. در طول تاریخ بررسی های دستورپریشی، پژوهشگران و محققان توانسته اند تقریباً به طور کامل به مشخصات همگانی دستورپریشی دست یابند و در این زمینه یکدستی مشاهده می شود. اما به نظر می رسد هیچ گونه نظریه جامعی وجود ندارد که بتواند به طور کامل پیچیدگی نشانگان دستورپریشی را توضیح دهد. همچنین، نشان داده شد که چگونه و به چه دلایلی در طول تاریخ این نظریه ها تغییر یافته اند.
بررسیِ تطبیقیِ مضامینِ فرهنگی در کتاب های آموزشِ زبانِ فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان فارسی و گویش های ایرانی سال چهارم بهار و تابستان ۱۳۹۸ شماره ۱ (شماره ۷)
10.22124/plid.2019.9768.1241
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با نگاه آمیختگی زبان و فرهنگ، برآوردی کوتاه از میزان و تأثیر جهت گیری فرهنگی در آموزش زبان فارسی به دیگران را تقدیم می کند و از روش چک لیست بایرام (1993) در سنجش محتوای فرهنگی و بررسی پیوند آموزش زبان با آموزه های فرهنگی سه کتاب زبان فارسی، دوره آموزش زبان فارسی و درس فارسی بهره گرفته است. در این سه کتاب، فرهنگ بزرگ یعنی عناصری چون تاریخ، موسیقی، ادبیات و هنر ایرانی و فرهنگ کوچک با مؤلفه های اجتماعی همچون رفتار، آداب، نگرش ، باور، ارزش و هنجار، بررسی شده است. با این روش، به فراوانی تأکید هر یک از کتاب های یادشده بر آموزش صرف زبان با مضامین اجتماعی در چرخه زندگی، شامل خانواده، مدرسه و محیط کار از یک سو، و بسامد وقوع مضامین فرهنگی و چگونگی پرداختن به همه سطوح آن از سویی دیگر توجه شده است.
مبانی فلسفی پژوهش در سنجش زبان انگلیسی در ایران: بررسی مقالات چاپ شده در نشریات علمی پژوهشی از 2008 تاکنون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های زبانشناختی در زبانهای خارجی دوره ۹ پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳
831 - 860
حوزههای تخصصی:
سنجش زبان، مانند دیگر شاخه های زبانشناسی کاربردی، همیشه متاثر از پارادایم های فلسفی زمانه است که عدم آگاهی به آنها ممکن است کیفیت پژوهش را تحت تاثیر قرار دهد. مقاله ی حاضر به بررسی مبانی فلسفی پژوهش در سنجش زبان انگلیسی در ایران می پردازد. بدین منظور همه ی مقالات قابل دسترس برخط که در نشریات علمی پژوهشی کشور در مورد سنجش زبان چاپ شده بودند مورد بررسی قرار گرفتند. برای تشخیص مبانی فلسفی مقالات، عنوان، چکیده، روش پژوهش و چارچوب نظری آنها مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت. در گام بعدی، مقالات به چهار مقوله ی فلسفی اثبات گرایی، واقع گرایی، برساخت گرایی و ابزارانگار ی تقسیم شدند. نتایج نشان داد که حدودا دو سوم پژوهش ها در سنجش زبان در ایران دارای مبانی فلسفی اثبات گرایی و واقع گرایی می باشند. کمتر از یک سوم مقالات مبتنی بر مکتب برساخت گرا هستند و سهم پژوهش با مبانی ابزارانگاری تقریبا ناچیز است.