فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۱۲۱ تا ۱٬۱۴۰ مورد از کل ۱۱٬۱۳۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
این مطالعه نقش سن ورود، طول اقامت، میزان و نوع ورودی، غنای زبانی و سابقه تحصیلی والدین را در پیش بینی روان گفتاری، دقت، پیچیدگی و تلفظ ایرانیان مهاجر بررسی کرد. بدین منظور 108 زبان آموز ایرانی -کانادایی که از طریق آزمون CELPIP-General همگن شده بودند، بر اساس نمونه گیری در دسترس پرسشنامه محیط زبان آلبرتا را تکمیل و در آزمون گفتاری شرکت کردند. عملکرد گفتاریشان بر اساس روانی ویگلزورث و استورچ (2009)، دقت استورچ و ویگلزورث (2007) و پیچیدگی اسکهان (2009) ارزیابی شد. تلفظ نیز بر اساس مدل لینگوا فرانکا جنکینز (2000) اندازه گیری شد. مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) و تصویر شماتیک مدل فرضی را تایید کرد (x^2⁄df= .037 RMSEA=.043; RMR =.01; GFI = .95; AGFI =.74; NFI =.70; CFI =.79; IFI =.88; TLI=.89) و نشان داد که سن ورود، تحصیل در زبان دوم، و فعالیت های زبان-آموزی غنی به زبان دوم می تواند تسلط، دقت، پیچیدگی و تلفظ را پیش بینی کند، اما، طول اقامت نقش معنادار پیش بینی کننده ای در خصوص پیچیدگی و تلفظ نداشت. ورودی خروجی خواهر و برادر می توانست دقت صحبت کردن را پیش بینی کند، و تحصیلات مادر به طور قابل توجهی پیچیدگی گفتار را پیش بینی می کرد. یافته ها از فرضیه سن بحرانی ، نقش سن ورود در توسعه دوزبانگی و اثربخشی آموزش زبان دوم پشتیبانی می کند. نتایج همچنین عدم نقش معنی دار تحصیلات پدر و مادر و ورودی/خروجی والدین را در پیش بینی متغیرهای توانایی گفتاری مهاجران ایرانی را نشان داد. بر اساس یافته ها والدین باید تعداد فعالیت های زبان دوم را به حداکثر برسانند و قبل از سن بحرانی مهاجرت کنند.
بحثی در صحت و سقم انتساب منظومۀ خسرونامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
منظومه عاشقانه خسرونامه یا گل و هرمز یکی از مثنوی های معروف منتسب به عطار است که برخلاف دیگر مثنوی های جعلی منسوب به وی، به خاطر نظم و انسجام شعری و اشتمال بر پاره ای ویژگی های زبانی و تبحر سراینده، عده ای را بر آن داشته است تا این منظومه را از آنِ عطار بدانند و آن را در ردیف چهار منظومه اصلی و مسلّم وی، یعنی منطق الطیر، اسرارنامه، الهی نامه و مصیبت نامه بنشانند. درمقابل، عده ای دیگر نیز با بیان ادلّه ای این انتساب را رد کرده اند. این مقاله به مطالعه سبک شناختی خسرونامه ازحیث ساختار، زبان و محتوا می پردازد. نتایج پژوهش نشان می دهد انتساب این منظومه به عطار نادرست است؛ زیرا بین خسرونامه و آثار مسلّم عطار، هم ازحیث شکل و ساختار، هم ازنظر کاربردهای زبانی در دو سطح واژگانی و نحوی و هم ازجنبه محتوا و درونمایه، اختلاف و تفاوت های عمده ای وجود دارد. از طرف دیگر با مطالعه نسخه شناختی و برون متنی این منظومه و کشف برخی حقایق تاریخی، رد انتساب آن به عطار تقویت می شود.
نقش رنگ واژه ها در ساخت جاینام های ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نام های جغرافیایی از بخش های قدیمی هر زبان هستند. جای نام شناسی علم بررسی نام مکان های جغرافیایی است و هدفش بررسی نام های جغرافیایی به قصد دست یابی به ریشه، معنا و ساختار آن ها است. در نام های جغرافیایی ایران رنگ واژه هایی هم چون سفید (آق)، سرخ، سبز، کبود، زرد (زرین)، سیاه (قره) و مانند آن پربسامد هستند. چگونه ممکن است درخت سیاه باشد و چشمه زرد و خاک سفید؟ پرسش این تحقیق آن است که رنگ واژه ها در ساخت جای نام های ایران چه نقشی دارند؟ پیکره نام هایی که در این تحقیق بررسی شده اند، اغلب از در گاه ملی آمار ایران و در مواردی اندک از منابع دیگر به دست آمده اند. نتیجه بررسی نشان می دهد که یکی از ویژگی های پرتکرار در ساخت جای نام ها استفاده از رنگ واژه ها است. رنگ خاک، یا بستر زمین، رنگ گیاهان و گل ها و نیز جلوه های مختلف آن ها از دور (همانند رنگ تیره یا سبز دریا از دور) رنگ فلزات و کانی ها و مواردی از این قبیل باعث شده که مردم هر جامعه ای برای بار اول از ویژگی ظاهری هر مکان برای اشاره به آن استفاده کنند. روش به کار رفته در این تحقیق قیاسی است؛ به این صورت که جای نام استان های مختلف با زبان ها و گویش های مختلف، باهم مقایسه می شوند.
تعیین درجه رسایی واج های زبان فارسی براساس یک مطالعه آکوستیکی و مقایسه آن با مدل پارکر (2008)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رسایی و جنبه های مختلف آن علاوه بر تأثیر بر ساختار هجا در مواردی می تواند به عنوان محرکِ وقوع برای برخی فرایندهای واجی و واژ- واجی زبان ایفای نقش کند. مبنای تحلیل رسایی بنیاد این فرایندها در این است که ابتدا درجه رساییِ واج های زبان به صورت سلسله مراتبی مشخص شود. برای این منظور، ابتدا با توجه به بنیان های نظری ارائه شده پیرامون رسایی، جدول سلسله مراتب رسایی واج های زبان فارسی به صورت یک فرضیه مطرح شد. سپس براساس روش تحقیق پارکر(2008) همه 23 همخوان زبان فارسی در جایگاه آغازه و در جایگاه پایانه هجای CVC در بافت های یکسان به کار رفت. 6 واکه زبان فارسی نیز در بین دو همخوان مشترک قرار گرفت. همه داده ها، در قالب جملات حامل توسط 10 گویشور تک زبانه فارسی زبان سه بار خوانده و ضبط شد و توسط نرم افزار پرت تقطیع و اندازه گیری شد. تمامی واج های هدف از نظر چهار پارامتر شدت، دیرش، بسامد پایه و سازه اول (با توجه به طبقات آوایی مختلف) اندازه گیری شدند. تحلیل آماری داده های زبان فارسی و مقایسه آن با نتایج پارکر(2008) نشان داد که رسایی واج های زبان فارسی با مدل وی منطبق است. بدین معنی که شدت مهمترین همبسته فیزیکی رسایی است و براساس آن مدل سلسله مراتب رسایی زبان فارسی ارائه شد. به دلیل محدودیت فضا در این مقاله صرفاً نتایج آماری مربوط به متغیر شدت ارائه می شود.
Localizing an International English Teacher Training Course for Iranian Context(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
In order to cater for the ever-increasing demand for learning English, private language institutes have mushroomed across Iran. These institutes adopt different policies such as designing their own Teacher Training Course (TTC), following the syllabus of Certificate for Teaching English to Adults (CELTA), or localizing it for the Iranian context to train competent English teachers. Surprisingly, there exists little research evaluating these TTC's or investigating if localizing CELTA is an effective strategy for the Iranian context. This study aimed to fill this gap by delineating the steps taken by a widely-known Iranian language institute in localizing CELTA for the Iranian context, and secondly to determine if the teachers were satisfied with this localized TTC. Data collected through the websites and interviews were subjected to conceptual content analysis; while the data mined through evaluation questionnaires were analysed through quantitative descriptive statistics. The findings revealed that the Iranianized TTC suffered from discrepancies such as unreliable selection of the participants, lack of opportunities for teaching practices, not observing experienced teachers' classes, and focusing on received rather than experiential knowledge. These findings are discussed, and a number of practical suggestions are offered to improve the Iranian TTC.
تحلیل الگوهای معناشناسی و جامعه شناسی زبان "شایعه" در جامعه ایرانی: تحلیل محتوایی شایعات رسانه های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شایعات به عنوان یکی از قدیمی ترین اشکال ارتباط ، در شرایط نامعلوم و تهدیدآمیز در جامعه پدید می آیند و می توانند بینشی مورد درک عمومی و نگرانی ها موجود در لایه های زیرین جامعه فراهم کند. با وجود اهمیت شایعه، مطالعات بسیار اندکی به بررسی آن در جامعه و محیط ایرانی پرداخته اند. بنابراین، تحقیق حاضر ۴۰۷ شایعه را که از رسانه های اجتماعی ایران گرد آوری شده بودند، بررسی کرد تا انگیزه های اولیه، موضوعات و گروه های هدف شایعات را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد. نتایج نشان داد که علاوه بر شایعات شناخته شده قبلی، دو نوع شایعه جدید در جامعه ایرانی وجود دارد: شایعه حمایتی که از گروه خاصی حمایت می کند و شایعه ما در برابر آنها که ترکیبی از شایعات حمایتی و دشمنی است. درباره موضوعات شایعه این تحقیق نشان داد که هفت موضوع اولیه در ایران عبارتند از: سیاست, دین, مردم، جامعه، کیفیت زندگی، حوادث و مردم. یافته ها نشان داد که دشمنی مهم ترین انگیزه برای شایعه پراکنی و اسلام و جمهوری اسلامی ایران اهداف اصلی شایعه در جامعه ایرانی بودند. با توجه به یافته های مطالعه، می توان نتیجه گرفت که نوع و فراوانی شایعه و انگیزه های آن ، بسته به نوع جامعه و بافت آن، متفاوت است. در پایان ، پیامدهای این تحقیق به تفصیل بیان شده اند.
Contributions of Achievement Emotions to Male and Female EFL Learners’ Language Achievement(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
In keeping with Control-Value Theory (CVT), learners’ achievement emotions and language achievement can affect e ach other. The flexibility of learners in academic settings can be a refugee from academic difficulties, and protect learners from discouragement after a negative emotional experience about achievement. Review of the literature proved the existence of several studies that have been conducted to support this theory. In this study, the possible contributions of eight achievement emotions (pride, hope, enjoyment, shame, anxiety, boredom, anger, and hopelessness) to language achievement in EFL context were examined to see if there was a relationship between them and learners’ language achievement. Accordingly, 279 advanced EFL learners (148 male and 131 female) of Iran Language Institute (ILI) took part. The Achievement Emotions Questionnaire (AEQ) was used to collect the data about the learners’ emotions and participants’ Grade Point Average (GPA) as evidence for their language achievement was employed to see how much of their achievement emotions could be contributed to their language achievement. The results of multiple linear regression revealed that enjoyment, hope, and anxiety were the three significant emotion factors predicting EFL learners’ language achievement and among them anxiety was the strongest predictor. In addition, based on the results of the independent-samples t-test, there was a statistically significant difference between the female and male learners’ achievement emotions scores. The learners’ emotions in language classes can be dealt with so that they can experience a better language learning experience. The findings are beneficial for EFL teachers, learners, and course designers.
Réussite universitaire en Iran Conception d’un nouveau paradigme de recherche en FLE(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
L’étude de la réussite universitaire est un paradigme presque jeune dans le domaine de la recherche psychopédagogique du monde et les pays anglosaxons en sont les pionniers. En Iran, le concept de la réussite est traité depuis une quinzaine d’années. Pourtant, la plupart des recherches effectuées s’intéressent aux niveaux primaires et secondaires. Il nous semble primordial de faire avancer ces recherches au niveau universitaire parce que l’université est en particulier censée aujourd’hui être le passage principal à la professionnalisation et à la formation des futurs citoyens et cela est surtout le cas dans le domaine des langues étrangères. Dans cet article, nous nous attardons avant tout sur les définitions du concept de la réussite universitaire des étudiants en Iran. Plus précisément, nous cherchons à définir de très nombreuses différences contextuelles aux niveaux socioculturel, économique et universitaire entre ces pays et l’Iran. Ainsi, suivant une approche descriptive-analytique basée sur des ressources en bibliothèque, le présent travail est centré sur l’étude du concept de réussite universitaire d’un point de vue plutôt qualitative que quantitative. Nous pouvons ainsi aider à aborder le concept dans un paradigme autonome afin de favoriser des recherches psychopédagogiques plus systématiques et plus contextualisées dans le domaine du Fle en Iran dans des étapes suivantes (résultat de la recherche).
نگاشت معنایی فعل های وجهی فارسی میانه زردشتی از دیدگاه رده شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی نگاشت معنایی فعل های وجهی فارسی میانه زردشتی ازدیدگاه رده شناسی می پردازد. این پژوهش از نوع کیفی با روش توصیفی-تحلیلی است و براساس چارچوب ترکیبی ناوز (2008) به انجام رسیده است. فعل های وجهی فارسی میانه زردشتی عبارت اند از: abāyēd «باید، ضروری است»، šāyēd «شایسته است؛ می توان»، tuwān «می توان»، sazēd «سزاوار است؛ می توان» و kāmistan «خواستن». داده های پژوهش از متون فارسی میانه زردشتی به صورت دستی گردآوری شده اند. پس از گردآوری داده ها، نوع وجهیت فعل های وجهی در داده ها مشخص، سپس نگاشت معنایی هر فعل روی فضای مفهومی معلوم شد. این بررسی نشان داد که این چارچوب برای پوشش معانی فعل های وجهی فارسی میانه زردشتی نیازمند اصلاح است؛ ازاین رو، روی محور عمودی فضای مفهومی، محور احتمال به دو محور امکان و ضرورت افزوده شد. همچنین، مشخص شد که داده های فارسی میانه زردشتی اصل رده شناختی مطرح شده در این چارچوب را نقض می کنند؛ بنابراین، یافته های حاصل از بررسی فعل های وجهی فارسی میانه، اصل یکسان گرایی را به چالش می کشند.
Domain Analysis and Language Use: An Investigation of Kermani Zoroastrian Community Language(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This paper discusses the use of Persian in comparison with Dari, a dialect of Persian language used in Kerman, one of the cities of Kerman Province located in southeast Iran. It is based on a random selection of 47 subjects from different sex, age, and occupational groups of Zoroastrian people with different levels of education in seven domains, i.e. family, friendship, neighborhood, transaction, education, government, and employment. In this study, the subjects were asked to determine which language they use in different domains on Likert’s 4-point scale. After collecting the data by the use of a questionnaire with 30 situations in the seven domains and analyzing them, the researcher concluded that there is a Persian-Dari diglossia in Zoroastrian speech community in which Dari functions as the Low language whereas Persian is the High one. As a matter of fact, Dari has been restricted to family domain and the young generation has lost it to a large extent.
جهت مجهول در زبان فارسی: رویکردی کمینه گرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم زبان سال ۱۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۱۸
81 - 110
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر، مسأله جهت مجهول در زبان فارسی در رویکرد کمینه گرای بوورز مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است. این رویکرد از تازه ترین تعدیل های شکل گرفته در چارچوب برنامه کمینه گرا است که در آن کاستی های موجود در نظریات پیشین از میان رفته و مهم ترین دستاورد آن ارائه ترتیب جهانی ادغام است؛ ترتیبی که به زعم بوورز با کمک آن می توان فرایند ادغام در زبان های گوناگون را سامان بخشید. در این مقاله با استناد به داده های زبانی مستخرج از «پیکره وابستگی نحوی زبان فارسی»، ضمن نشان دادن چگونگی عملکرد این ترتیب جهانی، به بررسی بخشی از پیکره با برچسب «جمله مجهول» پرداختیم. همچنین، با به کارگیری چارچوب نظری متأخر بوورز که در زبان فارسی نیز راهگشاست، به تحلیل ساخت های غیرمجهولی پرداختیم که در پیکره با عنوان جمله مجهول حضور یافته اند. تعیین جایگاه نحوی گروه های اسمی باتوجه به نقش های معنایی متمایز آنها، مشخص نمودن جایگاه عبارت کنادی در جملات مجهول، بررسی مقوله سور شناور و ایجاد تمایز در شیوه ادغام جملات اسنادی و جملات مجهول در زبان فارسی حاصل تحلیل های این پژوهش در چارچوب برنامه کمینه گرا هستند.
بررسی کانون و مبتدا در جمله های ساده زبان فارسی بر مبنای رویکرد دستور واژی- نقشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبانشناخت سال ۱۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۲۸)
255 - 286
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با اتخاذ روشِ توصیفی-تحلیلی به بررسی مبتدا و کانون در جملات ساده زبان فارسی در چارچوب دستور واژی-نقشی برزنن و همکاران (۲۰۱۶) بر مبنای ساخت درون مرکز و برون مرکز زبان فارسی پرداخته است. یافته ها نشان می دهند که طی فرایند کانونی سازی و مبتداسازی در جملات ساده؛ گروه اسمی دارای نقش فاعل، گروه اسمی دارای نقش مفعول صریح «رایی» و گروه حرف اضافه ای دارای نقش مفعول متممی در ساخت سازه ای در مشخص گر گروه تصریفی قرار می گیرند و بر اساس اصل اقتصاد الزامی به درنظرگرفتن مقوله تهی در جایگاه متعارف آن ها وجود ندارد. زیرا در ساخت نقشی، گزاره اسمی گروه های مذکور علاوه بر دریافت نقش دستوری خود به صورت برون مرکز از طریق مؤلفه های صرفی، نقش گفتمانی را نیز دریافت می کند و شروط خوش ساختی از این طریق رعایت می شود. گروه اسمی دارای نقش مفعول صریح بدون پس اضافه «را» طی فرایند کانونی سازی در ساخت سازه ای نیز در مشخص گر گروه تصریفی قرار می گیرد. اما به دلیل آنکه فاقد مؤلفه های صرفی برای دریافت نقش دستوری است و به صورت درون مرکز به جایگاه وابسته است، بر اساس اصل اقتصاد مقوله تهی در ساخت سازه ای در جایگاه متمم فعل در نظر گرفته می شود تا از طریق ابزار ارتباطِ نقش درون به بیرون، شروط خوش ساختی در ساخت نقشی رعایت شود.
مراتب آفرینش در گاهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبانشناخت سال ۱۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۲۸)
209 - 225
حوزههای تخصصی:
فرینش یکی از اساسی ترین موضوعات هر دینی به شمار می رود که نمایانگر بخش مهمی از جهانبینی پیروان آن است. گاهان بخشی از اوستاست که نسبت به سایر بخش ها بیشتر به چگونگی آفرینش پرداخته به طوری که می توان گفت آفرینش یکی از مضامین مهم گاهانی به شمار می رود. با توجه به این که آفرینش در دین زردشتی بیشتر از منظر اسطوره شناسی بررسی شده است ضروری به نظر می رسد که دیدگاه گاهان نیز در این مورد روشن شود. در گاهان برای بیان چگونگی آفرینش از اصطلاحاتی چون زاییدن، آفریدن و ساختن استفاده می شود که هر کدام در جای خود نگاه متفاوتی به آفرینش را می رساند. به منظور روشن ساختن چگونگی رخداد آفرینش در گاهان، در مقاله حاضر مفهوم آفرینش با توجه به سه واژه نام برده بررسی شده و با مقایسه کاربرد آنها نتیجه گیری می شود که در گاهان باور به وجود سه مرحله مختلف از آفرینش دیده می شود که با زایش آغاز و سپس ملزومات آن بخشیده و در نهایت اجزای آن ساخته می شده است و زایش آغازین که با اصطلاح «هستی نخستین» عنوان می شود فقط منحصر به اورمزد بوده است. این نگرش دیدگاهی عرفانی را به مقوله آفرینش نشان می دهد.
تحلیل صوت شناختی پارامترهای تأثیرگذار بر گوناگونی های بین-گوینده در گویشوران دوزبانۀ فارسی-انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال پانزدهم تابستان ۱۴۰۲ شماره ۴۷
131 - 155
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر بر آن است بر مبنای رویکرد صوت شناختی و در چارچوب مقایسه قضایی گوینده به بررسی مجموع ه ای از پارامترهای صوت شناختی تأثیرگذار بر گوناگونی های بین-گوینده در گویندگان دوزبانه فارسی-انگلیسی بپردازد تا از میان آن ها بهترین و مناسب ترین پارامترهای صوت شناختی فردویژه مشخص شود. به این منظور، استخراج پارامترهای صوت شناختی فرکانس پایه و فرکانس سازه های اول تا چهارم از طریق استخراج همه واکه های زنجیره های آوایی از پیکره آوایی میراث که شامل صدای افراد دوزبانه فارسی-انگلیسی در دو سبک خوانداری و بداهه است، انجام پذیرفت. سنجش مقادیر فرکانس پایه و فرکانس سازهای اول، دوم، سوم و چهارم به شیوه بلندمدت انجام شد. نمونه های آوایی با استفاده از برنامه پرات (ویرایش ۶.۲.۰۹) مورد تجزیه و تحلیل صوت شناختی قرار گرفت. تحلیل آماری داده ها با استفاده از نرم افزار آر (ویرایش ۴.۱.۰) انجام گرفت. یافته ها نشان داد که تفاوت معنادارای میان پارامترهای صوت شناختی مورد بررسی در دو زبان فارسی و انگلیسی و نیز دو سبک گفتاری خوانداری و بداهه وجود دارد. با این حال، این پارامترها همچنان در نشان دادن گوناگونی های بین-گوینده عملکرد مناسبی داشته اند. فرکانس پایه، فرکانس سازه اول و فرکانس سازه سوم در هر دو گروه زنان و مردان بهتر توانسته اند گویشوران دوزبانه فارسی-انگلیسی را از یک دیگر متمایز کنند. همچنین همبستگی اندک میان فرکانس پایه با فرکانس سازه های اول و سوم نمایانگر آن است که این پارامترها اطلاعات متفاوتی در مورد صدای گویندگان منتقل می کنند؛ در نتیجه، ترکیب آن ها می تواند در امر تشخیص هویت گوینده مؤثر باشد.
رابطۀ بین عناصر گفتمانی در پیکره های موازی: موردپژوهیِ ترجمۀ شفاهی همزمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال پانزدهم تابستان ۱۴۰۲ شماره ۴۷
239 - 262
حوزههای تخصصی:
این مقاله با رویکردی تحلیلی-تطبیقی و با بهره گیری از پیکره های موازی، به تجزیه و تحلیل روش های ایجاد رابطه مابین واحدهای گفتمان پرداخته است. در این راستا، داده های برگرفته از متون مبدأ و مقصد، با تمرکز بر مقایسه و تحلیل تطبیقی عناصر زبانی در سطح واژه و جمله در این پیکره ها مورد بررسی قرار گرفته اند. پیکره پژوهش، شامل حدود 35000 هزار واژه برگرفته از سه سخنرانی به زبان فارسی و ترجمه شفاهی همزمان آن ها به زبان انگلیسی بود. انتخاب پیکره های موازی بر اساس نمونه برداری تصادفی از میان پیکره های موازی موجود در سال ۱۳۹۹ انجام گرفت. با استناد به یافته های پژوهش های پیشین، پراکندگی فراوانی جمله ها، واژه ها، و گفتمان نماها به عنوان معیار مقایسه و بررسی روش ایجاد رابطه بین واحدهای گفتمان در این دو پیکره در نظر گرفته شد تا میزان انطباق آن ها با اصول همکاری گرایس تحلیل گردد. تحلیل داده ها نمایانگر افزایش چهارپنجم روش های طراحی رابطه بین واحدهای گفتمان (80 درصد) و کاهش بخش محدود (20 درصد) این روابط در پیکره های سه گانه متن مقصد بود. به این معنا که مترجم از دو اصل کمیت و شیوه بیان از اصول همکاری گرایس در ایجاد روابط گفتمانی بهره گرفته است. این یافته نشان می دهد که مترجم شفاهی همزمان ایرانی برای ارایه گفتمانی سلیس، روان، و قابل فهم برای مخاطب خویش، در ۸۰ درصد موارد به راهبرد تصریح روابط بین واحدهای گفتمان متوسل شده است و در 20 درصد موارد هم از راهبرد تلویح استفاده نموده است. به سبب بهره گیری از دو نظریه منظورشناسی و ترجمه شناسی، استنباط علمی، آموزشی، و پژوهشی نگارنده این است که چنین یافته هایی دارای اعتبار علمی بیشتری در شناخت نظام گفتمان و روش های ایجاد روابط بین واحدهای گفتمان هستند و کاربرد مهم علمی، آموزشی، و پژوهشی این مطالعه برداشتن گامی اولیه در کشف و معرفی اصول همکاری مترجم در فرایند ترجمه شفاهی همزمان برای طراحی گفتمانی مناسب برای مخاطب از طریق تجزیه و تحلیل ابعاد روابط بین واحدهای گفتمان است. کاربردهای دیگر این پژوهش شامل زمینه سازی برای ارایه و ابداع چشم اندازها، راهبردها، و نظریه های گوناگون در تحلیل و شناخت جامع تر نظام منظورشناختی تعاملات انسانی در دیگر حوزه های علمی، آموزشی، و پژوهشی مورد بررسی است.
Authorial and Gender Identity in Published Research Articles and Students’ Academic Writing in Applied Linguistics(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Journal of Applied Language Studies,Vol ۱۵, No. ۱, ۲۰۲۳
117 - 140
حوزههای تخصصی:
This study explores how professional and student writers manifest their authorial identities and project their gender voices in their academic texts. To this end, 38 male-authored and 38 female-authored articles published in seven leading international journals were selected. Moreover, 38 articles written by male students and 38 articles authored by female students were collected from two universities in Iran. Taking an academic writing course, these students handed in their papers as term projects. These academic writings were analyzed based on Hyland’s metadiscourse framework comprising two major resources: interactional and interactive metadiscourse resources. The findings indicated the male authors mainly attended to discourse organization using more interactive resources while the female authors mostly solicited solidarity by employing more interactional resources. The professional authors engaged in a more critical stance using self-mentions and attitude markers and the students focused on discourse organization. Attitude markers and self-mentions, as markers of stance-taking, were absent in the students’ writing. The professional authors made use of their gender identity to promote their authorial identity instead of suppressing it. These results suggest that EAP programs should inform students how to employ both metadiscourse resources and their gender-based discourse choices to express their authorial identity more effectively.
استعاره های مفهومی کرونا در زبان کردی سورانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال پانزدهم پاییز ۱۴۰۲ شماره ۴۸
9 - 33
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با تکیه بر دیدگاه چندسطحیِ استعاره، به بررسی استعاره های مفهومی کرونا از دیدگاهی شناختی پرداخته است. به این منظور، با استفاده از روشی پیکره بنیاد، ۹۳۲ عنوان خبری به دست آمده از عنوان های شبکه خبری کردپرس مابین سال های ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۰ بررسی شدند. گفتنی است همه عنوان های خبری مورد بررسی دربرگیرنده واژه کرونا بودند. سپس، با بهره گیری از دیدگاه های کوچش در پیوند با استعاره مفهومی، حوزه های مبدأ هر یک از عنوان های خبری مشخص شد. در گام بعدی، با استفاده از دیدگاه چندین سطحی کوچش، نگاشت های بین دو حوزه مبدأ و مقصد در چهار سطح طرحواره تصویری، ماتریس حوزه، قاب حوزه و فضای ذهنی برای استعاره های کردی مشخص شد. این چهار سطح طرحواره تصویری، حوزه، قاب و فضای ذهنی با یک دیگر سلسله مراتبی از جزئیات درون خود را به صورت طرحواره در ذهن افراد تشکیل می دهند. سلسله مراتب به این صورت است که در بالاترین سطح طرحواره تصویری و در پایین ترین سطح فضای ذهنی قرار دارد. سطح های حوزه و قاب نیز به ترتیب از بالا به پایین، بین دو حوزه طرحواره و فضای ذهنی قرار دارند. ویژگی هایی که به صورت مشترک بین دو حوزه مبدأ و مقصد وجود دارد، سبب نگاشت بین مفاهیم انتزاعی و عینی می شود. در نهایت، حوزه هایی همچون بلا، عامل مرگ، حرکت، جنگ، رکوردزدن به عنوان مهم ترین حوزه های به کاررفته در استعاره های مفهومی مرتبط با بیماری کرونا در زبان کردی سورانی شناخته شدند. همچنین، با در نظر گرفتن تأثیر کلام بر نحوه نگرش افراد جامعه، به تحلیل نوع کاربرد های استعاره های بیان شده در عناوین خبری پرداختتیم.
رویکردی شناختی به نفی دوگانه در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور بررسی نفی دوگانه در زبان فارسی در چارچوب زبان شناسی شناختی و براساس نظریه فضاهای ذهنی صورت گرفته است. مقوله نفی یکی از مقولات شناختی، عقلانی و زبانی مهم در ذهن بشر است که در زبان های مختلف دنیا به صورت های گوناگونی تجلی می یابد. این مقوله در زبان فارسی نیز توسط عناصر و ساختارهای منفی ساز متعددی تجلی پیدا می کند که آن ها را در یک تقسیم بندی کلی می توان به دو دسته نفی منفرد (ساده) و نفی چندگانه تقسیم کرد. داده های پژوهش مشتمل بر 921 جمله فارسی است که از شبکه اجتماعی اینستاگرام استخراج شده اند. نتایج تحلیل داده ها نشان می دهد که هر جمله منفی دوگانه علاوه بر فضای ذهنی مربوط به خود، فضای ذهنی جمله مثبت و گاهی فضای ذهنی جمله منفی منفرد متناظرش را برمی انگیزد. همچنین درک معنای نفی دوگانه وابسته به شکل گیری این فضاهای ذهنی و ایجاد نگاشت های مفهومی بین آن ها براساس سه فرایند شناختی تخفیف، تشدید و خنثی سازی معنایی صورت می گیرد.
نقش و کارکرد مولفه طبیعی سازی در خوانایی ترجمه رضا عامری از رمان موسم هجرت به شمال(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های زبانشناختی در زبانهای خارجی دوره ۱۳ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
357 - 371
حوزههای تخصصی:
طبیعی سازی از مولفه های همگانی ترجمه است که درآن مترجم با بهره مندی از فرآیند خلاقیت های ویژه همچون کاربست معیارها، اصطلاحات کنایی مناسب، کامل کردن جملات، جایگزین کردن عبارات ساده به جای ساختارهای پیچیده، افزایش معنای واژگان یا تغییر آنها متناسب با معنا، زبان ترجمه را عادی و طبیعی می نماید. از نظر بیکر، این راهکار به پررنگ نشان دادن ویژگی های زبان مقصد گرایش دارد و از الگوهای متعارف و رایج آن زبان پیروی می کند. در این پژوهش با تکیه بر الگوی مونا بیکر و با روش توصیفی-تحلیلی، انواع طبیعی سازی در ترجمه رضا عامری از رمان «موسم الهجره الی الشمال» و میزان سبک آفرینی او در ارائه ترجمه ای خوانا از رمان یادشده مورد ارزیابی و سنجش قرارگرفته است. برآیند پژوهش نشان می دهد که مترجم از رهگذر طبیعی سازی، متن مقصد را به افق معنایی خواننده فارسی زبان به گونه ای نزدیک نموده که باعث خوانایی متن شده و با ارائه واژگان، نحو و سبک طبیعی، ترجمه ای با مختصّات و سبک فردی و خواننده محور ارائه نموده است. برآیند پژوهش نشان می دهد که مترجم از رهگذر طبیعی سازی، متن مقصد را به افق معنایی خواننده فارسی زبان به گونه ای نزدیک نموده که باعث خوانایی متن شده و با ارائه واژگان، نحو و سبک طبیعی، ترجمه ای با مختصّات و سبک فردی و خواننده محور ارائه نموده است.
ریشه شناسی چند واژه در گویش بوشهری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گویش بوشهری یکی از گویش های ایرانی نو و از گروه گویش های جنوب غربی ایران است و به همراه گویش های بردستانی، تنگستانی، دشتستانی و دشتی گروه گویش های بوشهری را تشکیل می دهد. این گویش همانندی های بسیاری با گویش های رایج در استان فارس و گویش های لری رایج در بویراحمد و ممسنی دارد. هدف این مقاله، بررسی ریشه شناسی چند واژه از واژه های رو به فراموشی گویش بوشهری است. بسیاری از واژه های اصیل این گویش جای خود را به لغات زبان فارسی داده اند و احتمالاً به بوته فراموشی سپرده شده اند. روش تحقیق به کار رفته در این پژوهش، تلفیقی است از روش های میدانی و توصیفی و تحلیلی که با بهره مندی از امکاناتی چون ضبط صوت، پرسشنامه، انجام مصاحبه و منابع معتبر و دست اول در زمینه زبان های ایرانی صورت گرفته است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که گویش بوشهری با دیگر زبان ها و گویش های ایرانی نو در دوره های تاریخی باستان میانه و نو پیوستگی دارد و واژه های این گویش، از نظر تاریخی دچار دگرگونی های آوایی، واجی و معنایی شده اند. تعدادی از این واژه ها برابر فارسی میانه ندارند و مستقیماً از دوره باستان به گویش وارد شده اند که بیانگر محافظه کاربودن این گویش است. برخی از این واژه ها از نظر ساخت واژه و معنایی نیز دگرگون شده اند.