فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۴۱ تا ۸۶۰ مورد از کل ۱۱٬۱۳۸ مورد.
منبع:
جستارهای زبانی دوره ۱۵ بهمن و اسفند ۱۴۰۳ شماره ۶ (پیاپی ۸۴)
241 - 270
حوزههای تخصصی:
سفرنامه ها به عنوان یکی از مهم ترین منابع شناخت «خود» در آینه «دیگری» محسوب می شوند. هنگامی که «خود» در سفرنامه به بازنمایی «دیگری» می پردازد، همواره بخشی از واقعیت «دیگری» را به خوانندگان نشان می دهد. گزینش واژگان در جهت نگارش واقعیت به «گفت وگومندی نام گذاری» که حوزه ای از «کنش معناشناسی» است، مرتبط می شود. کنش معناشناسی، به مثابه نوعی معناشناسی، تولید معنا در زبان و فرایندهای گذر از زبان به گفتمان به واسطه انواع کنش های اجتماعی، فرهنگی و زبانی را مورد تحلیل قرار می دهد. در این راستا، بررسی «بازآرایی» در متن سفرنامه می تواند به عنوان مسئله اصلی پژوهش، روشنگر مکانیسم های خودگفت وگومندی باشد که طی آن گفته پرداز با گفتمان خود وارد گفت وگو می شود. از این رو، سفرنامه سه سال در آسیا اثر کنت آرتور دوگوبینو، نویسنده نام آشنای فرانسوی، به عنوان منبع تحقیق انتخاب گردید. هدف تحقیق، آشکارسازی ابعاد زبان شناسانه و تازه ای از شیوه معرفی «دیگری» به زبان «خود» در سفرنامه است. در مقاله حاضر تلاش شده است تا ضمن معرفی نظریه کنش معناشناسی، فرایند بازآرایی در سفرنامه گوبینو بررسی و به این پرسش ها پاسخ داده شود: چگونه بازآرایی می تواند در سطح زبانی به معرفی «دیگری» بینجامد و این موضوع تا چه حد در برقراری گفت وگوی بینافرهنگی مؤثر خواهد بود؟ نتایج حاصل از تحقیق نشان می دهد که علی رغم گسست های چاپی و بیانی، گوبینو غالباً سعی در ایجاد تعادل میان دو جهان «خود» و «دیگری» در سطح زبانی کرده و فرایند نام گذاری را تا حد زیادی مصون از دیدگاهی نژادپرستانه و فرادستانه نگاه داشته است.
بررسی فرایند تکرار در گویش بیرجندی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«تکرار» نوعی فرایند ساخت واژی است که در آن، برخی از بخش های یک واژه یا کل واژه تکرار می شود و گاه با تغییر واکه میانی یا تغییر همخوان آغازین همراه است. پژوهش حاضر به بررسی انواع تکرار در گویش بیرجندی می پردازد که از گویش های کهن فارسی در مرز خاوری ایران است و به دلیل موقعیت کویری، دوری از مرکز و عدم اختلاط قومی و زبانی آن، کمتر دچار تحول گشته است. روش تحقیق، توصیفی- تحلیلی است و داده ها به دو صورت اسنادی و میدانی گردآوری شده اند. متون و واژه نامه های گویشی مرتبط و همچنین گفت وگوهای روزمره گویشوران منبع اصلی داده ها بوده اند. پژوهندگان برای اطمینان از صحت تلفظ و معنی دوگان ساخت های منتخب، اطلاعات گویشی 6 گویشور بومیِ کم سواد بالای 60 سال را در دو جنسیت با مصاحبه در نظر گرفتند. به علاوه، شم زبانی نویسندگان نیز که گویشوران بومی اند در تحلیل داده ها و برخی ملاحظات تلفظی مورد نظر بوده است. یافته ها نشان داد که همسو با فارسی معیار، انواع تکرار کامل و ناقص در گویش بیرجندی مشاهده می شود و در این میان نوع کامل ناافزوده بیشترین بسامد را دارد. همچنین مقولات دستوری اسم، صفت، نام آوا، قید و فعل به ترتیب فراوانی در فرایند تکرار شرکت داشته اند.
Levels of Equality and Gender Dispersal in Dyadic Collaborations: Does Asymmetry Work?(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Applied Research on English Language, V. ۱۳, N. ۴ , ۲۰۲۴
71 - 100
حوزههای تخصصی:
Although dyadic collaborations (DC) are sensitive to individual differences, the role of levels of equality (LoE) and gender disparity as potential mediators are largely unexplored. To address the research gap, this case study investigated whether symmetrical (equal and gender-matched) and asymmetrical (unequal and gender-mixed) peer interactions differ in terms of efficacy for morpho-syntactic development and learners’ retrospective reflections. Forty-three young learners were randomly assigned into symmetrical (equal) and asymmetrical (unequal) pairs and into dyads of various gender dispersal (matched and mixed). The learners’ behaviors and perceptions during and following the paired tasks were recorded via observation, field notes, focused-group discussion, and member-checking meetings. The results of the Mann-Whitney U-test and Friedman Test were as follows: DC was more effective than non-collaborative learning for both short-term and long-term structure and vocabulary learning. It was helpful for expert-expert and gender-matched dyads in both domains alike and for experts and novices in unequal pairs in the structure area only. It was ineffective, however, for novice-novice and cross-gender dyads. Among the recurrent themes in observation and interviews were overall preference to pair up with female partners, consensus on the advantage of DC for grammar judgment (structure) over fill-in-the-blank (vocabulary) tasks, the realization of DC as effective for promoting rapport and responsibility, experts’ willingness to pair with novices or work alone, novices’ tendency to work with experts, and role of personality traits as a substantial mediator. Based on the findings, several implications for research and practice are offered.
بار شناختی فراگیران زبانهای خارجی در کلاس های برخط: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های زبانشناختی در زبانهای خارجی دوره ۱۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
345 - 358
حوزههای تخصصی:
بار شناختی مقدار تلاشی است که ذهن برای پردازش اطلاعات انجام می دهد و زمانی که بار شناختی بالا یا اضافی باشد منجر به پیامدهایی همچون عدم تمایل به یادگیری، عدم توانایی در یادآوری اطلاعات از حافظه درازمدت و درک اطلاعات می شود. هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی بار شناختی کلاس های آنلاین برای فراگیران زبان های خارجی با استفاده از یک مطالعه کیفی است. پژوهش حاضر از رویکرد کیفی با استفاده از تئوری گراندد (1967) تلاش کرده است به اهداف خود برسد. جامعه آماری پژوهش کلیه فراگیران زبان انگلیسی دانشگاه آزاد تبریز هستند که از بین آنها 16 فراگیر با استفاده از روش نمونه گیری غیرتصادفی هدفمند به عنوان نمونه آماری انتخاب شده و به صورت داوطلبانه در پژوهش شرکت کردند. برای گردآوری داده ها، مؤلفه های بارشناختی فراگیران از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. برای ارزیابی روایی و پایایی مصاحبه ها از روش لینکولن و گوبا (1985) و ضریب کاپا (663/0) بهره گرفته شد. یافته های پژوهش نشان داد که در کل 27 کد به عنوان مؤلفه های بار شناختی در کلاس های آنلاین شناسایی شدند که تحت شش مؤلفه اصلی شامل فرایند یادگیری، انجام تکالیف، زمان کلاس، محیط، کیفیت نرم افزار و بار مطلوب دسته بندی شدند. این مؤلفه های اصلی نیز خود تحت سه مؤلفه انتخابی شامل بارشناختی درونی، بار شناختی بیرونی و بارشناختی مطلوب طبقه بندی شدند.
تحلیل بهینگی جابه جایی های زنجیری نظام واکه ای زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و زبان شناسی دوره ۲۰ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۹
259-292
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی تغییرات درزمانی نظام واکه ای زبان فارسی از ایرانی باستان به فارسی میانه، فارسی دری و به فارسی امروز، توصیف چگونگی رخداد آنها و تحلیل چرایی وقوع آنها در چارچوب نظریه بهینگی پرداخته است. این تغییرات از نوع نظام مند مستقل از بافت هستند که در قالب جابه جایی های زنجیری در فضای واکه ای شکل گرفته اند و نتیجه آنها ایجاد نظام واکه ای متقارن تر به لحاظ تمایزهای کیفی واکه های ساده و ازمیان رفتن نقش واجی واکه های مرکب و واکه های بلند بوده است. این تحولات در نظریه بهینگی با تعامل محدودیت ها توجیه می شود. برون داد نهایی این تعامل در هر دوره (گونه) زبانی واکه بهینه آن دوره است که برای گویشور آن منطبق بر درون داد است و تا زمانی که تغییر واکه ای دیگری ایجاد نشود، در واجگان وی باقی می ماند. تغییر جدید با تغییر در مرتبه محدودیت ها بازنمایی می شود و به بازسازی درون داد می انجامد. تحلیل مراحل میانی تغییرات واکه ها مانند تغییرات واکه های مرکب نیز در رویکرد زنجیره گزینه ها در این نظریه ممکن است.
L’imaginaire mystique et les symboles de l’ascension dans Le Syndrome Copernic et L’Apothicaire d’Henri Lœvenbruck et Pris au piège dans l’impasse du temps de Nadereh Ostovar(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Recherches en langue française, Vol. ۴, N° ۸, printemps-été ۲۰۲۴
153 - 179
حوزههای تخصصی:
Les images mystiques sont le résultat de "l'imagination active" et surgissent du monde imaginal. Dans cet article, en lisant ces deux auteurs contemporains, l’une iranienne et l’autre français Nadereh Ostovar (Pris au piège dans l'impasse du temps) et Henri Loevenbruck (Le Syndrome Copernic et L’Apothicaire) nous pouvons voir deux exemples de la science-fiction contemporaine où l’idée de la science et de la mystique se rejoignent. Ainsi le symbolisme fertile de ces romans sera également analysé à l’aide de la méthodologie de Gilbert Durand. Par souci d’exactitude d’un comparatisme éclairant, nous nous référerons également à l’œuvre d’Henri Corbin pour juger de la proximité des visions décrites avec celle de la mystique. Cette étude nous permettra ainsi de comparer l’imaginaire mystique chez les deux écrivains . Nous acquérons une nouvelle compréhension du concept d'ascension dans leur imaginaire mystique. Ils s’efforcent d’atténuer la peur de leurs personnages grâce aux symboles spectaculaires et diarétiques. Ces écrivains sont constamment en quête d'excellence
Insights into Moral Education: Iranian English Teachers’ Conception of Morality(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The present study attempted to look deeply into how Iranian English teachers defined morality and if there was any significant difference with respect to gender and years of teaching experience. The study followed a mixed-methods design including a semi-structured interview and a multiple choice single-item questionnaire. The results revealed that while the main concern for the participants in different decades of teaching was choosing right over wrong, the prevailing theme for male and female teachers differed in that the male teachers moved towards less personalized and more agentic conceptions, whereas female teachers were more concerned with the context and society as their experience increased. The analysis of the quantitative data also illustrated there was a significant difference between female and male teachers in the 2nd and 3rd decades of teaching. Moreover, the differences between participants based on their level of experience were statistically significant
تعبیری ناآشنا در بیتی منسوب به لبیبی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
گویش شناسی و فرهنگ عامه سال دوم بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
105 - 108
حوزههای تخصصی:
در این یادداشت به بیتی منسوب به لبیبی پرداخته و نشان داده ایم که این بیت تقریباً به همان صورتی که در فرهنگ ها ضبط شده صحیح است و بحث درباره تصحیف اجزای آن که اخیراً در مقاله ای مطرح شده، گویا برخاسته از تعبیر ناآشنای «قاروره بر روی پزشک/طبیب زدن» است. برای این تعبیر شاهدی نیز از رباعیات شمس گنجه به دست داده ایم.
TEFL Ph.D. Students' Engagement with Peer Feedback and Automated Feedback on Their Dissertation Proposals(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
This study was conducted to examine the comments provided by ChatGPT 3.5 and doctoral students on doctoral dissertation proposals. Feedback receivers’ behavioral engagement with these two feedback types was also examined. The participants of this study, selected based on convenience sampling, were 28 Teaching English as a Foreign Language PhD students from three provinces who wrote their dissertation proposals in English. The first version and revised versions of their proposals and the provided comments were analyzed to identify the feedback types and the extent they applied the comments. Furthermore, stimulated recall interviews were used to identify the reasons why they did not apply some of the participants. Findings showed that both ChatGPT 3.5 and doctoral students were successful in providing both content-related and form-related comments. These two feedback sources also provided significant numbers of elaborated and justified feedback on dissertation proposals. Feedback receivers applied most of the comments provided by these feedback sources, and the specificity levels of comments affected the incorporation rate. The findings of the thematic analysis of the stimulated recall interview data revealed that the participants did not apply the comments because they were too broad, inaccurate, difficult to apply, and difficult to understand.
مصدر فارسی چه ماهیتی دارد و چگونه فرافکن می شود؟ تبیینی در چارچوب صرف توزیعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم زبان سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۹
211 - 254
حوزههای تخصصی:
پیرامون مصدر و ساخت نحوی اش اتفاق نظر وجود ندارد؛ برخی آن را اسم و دیگران فعل می دانند. دسته سومی نیز بنابه رفتار اسم فعل گونه آن، مصدر را ذیل مقولات مشکّک یا مقوله پذیر در بافت، تلقی می کنند. در پژوهش حاضر برآن بودیم تا بدون نیاز به نگرش سوم، پیشنهادی برای سلسله مراتب فرافکنی مصدر در چارچوب صرف توزیعی ارائه کنیم؛ به نحوی که نه تنها منطبق بر ویژگی های دوگانه اسم فعل گونه اش باشد، بلکه نشان دهد چگونه مصدر فارسی در مقام صفت نیز می تواند ایفای نقش کند. در نیل به این هدف، ساخت نحوی و ویژگی های مصدر فارسی بررسی شدند که این ویژگی ها، افزون بر موارد پیش گفته در سایر مطالعات، از این قرار بودند: مصدر فارسی با مصدر زبان هایی نظیر انگلیسی متفاوت است و از جنبه هایی به اسم مصدر میل می کند، گرچه رفتار آن مطلقاً بر اسم مصدر نیز منطبق نیست. بنابراین، ماهیت مصدر فارسی با هر دو مقوله مصدر و اسم مصدر انگلیسی تفاوت دارد و به تبع، اشتقاق شان یکسان نخواهد بود؛ پرسشواژه در ساخت مصدری به کار می رود؛ مصدر (منفی) می تواند به هیچ واژه مجوز حضور بدهد؛ همچنین، مصدر می تواند نه به عنوان اسم و نه به عنوان فعل، بلکه در مقام صفت به کار رود. بدین ترتیب، پیشنهادی برای سلسله مراتب فرافکنی مصدر ارائه شد و جایگاه ادغام وند مصدری نیز بررسی شد. شواهد نشان دادند که برخلاف فرض های محتمل اولیه، هیچ کدام از هسته های اسم کوچک، زمان و فعل کوچک محل درج وند مصدری فارسی نیستند. درنهایت، اتخاذ رویکرد صرف توزیعی اجازه داد رابطه میان فعل خودایستا و صورت متناظر مصدری اش در قالب فرایندهای نحوی مشترکی منعکس شود.
بررسی نحوی و معنایی فعل «خواستن» در زبان فارسی: (تحلیلی پیکره بنیاد در چارچوب دستور نقش و ارجاع)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فعل «خواستن» در زبان فارسی دارای ماهیتی دوگانه است، به گونه ای که می تواند هم زمان به عنوان فعل کمکی و فعل واژگانی به کار رود. «خواستن» در مقام فعل واژگانی مبین معانی مختلفی است که در قالب ساختارهای متفاوتی نیز بیان می شود. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر بحث و بررسی ابعاد نحوی و معنایی این فعل در ساخت های مختلف است. نگارندگان معتقدند که دستور نقش و ارجاع با رویکردی که به مطالعه ساخت های مرکب دارد، می تواند از عهده توصیف همه جانبه ساخت های مورد نظر بر آید. در این دستور ساخت های مرکب براساس «سلسله مراتب میان بندی» تبیین می شوند. سلسله مراتب مذکور خود متشکل از دو پیوستار نحوی و معنایی است. در بُعد نحوی روابط الحاق پیوند مد نظر هستند و در پیوستار معنایی نوع روابط معنایی براساس محمول اصلی مطرح است. در همین راستا تلاش شد که انواع کاربردهای فعل «خواستن» براساس سلسله مراتب توصیف شوند و از این رهیافت نیز مفروضات دستور نقش و ارجاع بر مبنای یافته های پژوهش آزموده شوند. برخی یافته ها حاکی از آن است که فعل «خواستن» به جهت معنایی در زمره محمول های روان کنش، سببی امری و نگرش گزاره ای جای می گیرد و در بُعد نحوی نیز در قالب هم وابستگی مرکزی و ناهم پایگی مرکزی بروز می یابد. گفتنی است داده های پژوهش حاضر برگرفته از پیکره همشهری 2 هستند.
Exploring EFL teachers’ and learners’ beliefs and practices about task rehearsal(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The goal of this study was to explore English as a foreign language (EFL) teachers’ and learners’ beliefs and classroom practices in relation to task rehearsal as an operationalization of repeating a task, which entails learners’ awareness of the repeated performance before they do a task for the first time. Five intact EFL classes with five teachers and 32 learners were recruited. The teachers asked the learners to perform a task that was included in the textbook twice with an interval of one week, while they made the learners aware of the second iteration prior to their first performance. Data were collected through observing the two sessions of each class and interviewing both the teachers and the learners immediately after the second task occasion. Results indicated that the participants (both teachers and learners) believed that task rehearsal was beneficial for facilitating task implementation and task performance. Findings also showed that task rehearsal led the participants to show changes in their classroom behaviors related to this practice from the first to the second session, which clearly reflected their beliefs. Implications of these results for L2 task implementation and teacher education are discussed.
بررسی تأثیر جنسیت و سن بر کاربرد دشواژه ها در گفتار گویشوران فارسی زبان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۱
77 - 103
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر دو عامل «جنسیت» و «سن» بر کاربرد «دشواژه ها » در گفتار روزمره گویشوران زبان فارسی است. برای دست یابی به این هدف از پرسشنامه ای محقق ساخته بهره گرفتیم و آن را به صورت تصادفی میان 523 زن و مرد فارسی زبان در 4 گروه سنی مختلف (25-15 سال، 35-26 سال، 45-36 سال و بالای 45 سال) توزیع کردیم. این پژوهش از جنبه روش شناسی، میدانی و پیمایشی بوده و ماهیتاً توصیفی-تحلیلی ست. داده های گردآمده از پرسشنامه برپایه تلفیقی از آرای باتیستلا (Batisttella, 2005)، جی (Jay, 2009) و وارداف (Wardhaugh, 2006) در پیوند با دسته بندی «دشواژه ها» تحلیل شدند. یافته های برآمده از تحلیل های آماری با بهره گیری از آزمون های تی، تحلیل واریانس و توکی نشان داد مردان در حالت عادی و نیز عصبانیت بیشتر از زنان از «دشواژه» استفاده می کنند و میانگین کاربرد دشواژه های رکیک تر در مردان بالاتر است. افزون براین، یافته ها نشان داد زنان و مردان فارسی زبان به طورکلی از شش دسته از دشواژه ها در گفتار روزمره خود بهره می گیرندکه فراوانی دشواژه های مربوط به دسته های «مسائل جنسی»، «دفعیات بدن» و «انگ ها» در مردان بالاتر است؛ درحالی که در گفتار زنان فراوانی دشواژه های مربوط به دسته «مرگ و بیماری (نفرین)» بیشتر است. همچنین، روشن شد تفاوت میزان به کارگیری دشواژه در بین گروه های سنی مختلف از جنبه آماری معنادار است: در بیشتر موارد و در هر دو حالت عادی و عصبانیت، شرکت کنندگان 25-15 ساله دشواژه های بیشتر و رکیک تری را نسبت به سه گروه سنی دیگر به کار می بردند؛ درحالی که در مورد افراد 45 سال به بالا این موضوع کاملاً برعکس است.
اثربخشی یادگیری داده-محور بر توسعه مهارت های نگارشی فراگیران زبان انگلیسی مهارت های سطح خرد در نگارش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های زبانشناختی در زبانهای خارجی دوره ۱۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
473 - 506
حوزههای تخصصی:
هدف کلی این مطالعه بررسی تأثیر یادگیری داده-محور (DDL) بر رشد مهارت های نوشتاری فرا گیران زبان انگلیسی است. «مهارت های نوشتاری» در مطالعه حاضر به جنبه های شکلی یا ساختاری زبان، روشی که عناصر زبانی، واژه ها، عبارات، بندها و جملات واحدهای بزرگ تری از زبان را برای انتقال ایده ها و مفاهیم تشکیل می دهند، محدود می شود. هدف عینی تر پژوهش حاضر، مقایسه اثر بخشی یادگیری به روش DDLو روش تدریس متعارف ضمن بررسی معیارهای دانش اظهاری فراگیران از مطالب تدریس شده و نمرات تحلیلی نوشته های آنها بود. برای جمع آوری داده های مورد نیاز از طرح تحقیقی گروه کنترل پیش آزمون پس آزمون استفاده شد. دو گروه از دانشجویان که در درس «پاراگراف نویسی» شرکت می کردند، از لحاظ مهارت های نوشتاری در سطح خرد، مقایسه شدند. گروه کنترل با روش مرسوم استفاده از کتاب درسی، توضیحات معلم و تمرینات کلاس درس، آموزش دیدند. گروه آزمایش علاوه بر استفاده از کتب درسی، دروس تهیه شده براساس خطوط واژه نما را نیز دریافت کردند. تجزیه وتحلیل های آماری نشان داد که بین دو گروه، از نظر دانش اظهاری تفاوت معناداری وجود دارد. این نتیجه را شاید بتوان بیانگر برتری دروس مبتنی بر DDL نسبت به کتابهای درسی متداول از نظر توسعه مهارت های نوشتاری زبان آموزان (دانش اظهاری) تعبیر کرد. نتایج مربوط به نمرات تحلیلی نشان داد که بین دو گروه از نظر «محتوا»، «واژگان» و «سازمان دهی» تفاوت آماری معناداری وجود ندارد. بااین حال، گروه DDL دانش بیشتری در «کاربرد زبانی» نشان داد که همین امر بیانگر مزیت بیشتر درس های مبتنی بر DDLدر یادگیری و به کارگیری الگوهای دستور زبان است. دستاوردهای عملی این تحقیق در سه حوزه مجزا اما مرتبط استفاده از پیکره های زبانی در آموزش زبان، استفاده از خطوط واژه نما در آموزش زبان و تهیه مطالب درسی مبتنی بر DDL در کلاس های زبان ارائه شده اند. به تهیه کنندگان کتب درسی همچنین توصیه شده است بخش های خاصی از فعالیت های کلاس را به مواد مبتنی بر DDL اختصاص دهند.
How Has Political and Socio-economic Status affected Iranian EFL Learners’ Motivation to learn English(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
The Journal of English Language Pedagogy and Practice, Vol.۱۷, No.۳۴, Spring & Summer ۲۰۲۴
310 - 328
حوزههای تخصصی:
This research study aims to investigate the motivation behind Iranian EFL learners' desire to learn English, with a specific focus on the political and socio-economic factors that influence them. The study takes into account the changing political and social landscape in Iran, which has been shaped by globalization and advancements in information and communication technology (ICT). In order to gain a deeper understanding of the driving forces behind Iranian EFL learners' English language acquisition, the researcher conducted interviews with thirty participants who had been studying English for approximately 3 to 6 years. The interviews were transcribed and the data was then analyzed using a systematic approach, including open, axial, and selective coding. The resulting model identified seven factors and twenty-seven categories that contribute to language motivation. These seven factors were a) The government’s foreign and economic policy, b) Transfer of religious and national ideology and patriotism, c) Academic and occupational aspirations, d) Improving social life, e) Fear of failure, f) International posture, and g) IT advancements. This model can serve as a valuable resource for informing future educational policies and curriculum development in Iran.
کاهش اضطراب نوشتن به زبان ژاپنی، به عنوان زبان دوم، از طریق بازخورد برخط همتایان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نگارش به زبان دوم، از سخت ترین مهارت ها در فراگیری زبان دوم است که اغلب باعث می شود، زبان آموزان اضطراب شدیدی را تجربه کنند. اضطراب مربوطه می تواند، به طور جدی، ظرفیت یادگیرنده را برای برقراری ارتباط بین ایده ها و انجام تکالیف نوشتاری مختل کند .با توجه به این مهم، پژوهش حاضر به بررسی تأثیر بازخورد برخط همتایان، بر اضطراب نوشتن به زبان ژاپنی، به عنوان زبان دوم، در زبان آموزان ایرانی می پردازد. این مطالعه، به طور خاص، اثر بازخورد همتایان را بر اضطراب شناختی، جسمانی و رفتار اجتنابی در مراحل مختلف فرآیند نوشتن و محیط های مختلف، از جمله: امتحان، خانه، کلاس های حضوری و کلاس های برخط بررسی می کند. در این پژوهش، ۴۶ دانشجوی ایرانی، (شامل: ۲۱ نفر دانشجوی سطح متوسط و ۲۵ نفر دانشجوی سطح پیشرفته) به مدت شش هفته، به صورت هفتگی، انشاهایی نوشتند و بازخورد برخط همتایان خود را دریافت کردند. داده ها، قبل و بعد از انجام آزمایش، با استفاده از پرسشنامه اضطراب نوشتن به زبان دوم و یک پرسشنامه باز جمع آوری شد. تحلیل های کمی و کیفی نشان دادند که پس از دریافت بازخورد همتایان، اضطراب شناختی و اجتنابی به طور قابل توجهی کاهش یافت؛ اگرچه اضطراب جسمانی همچنان به قوت خود باقی ماند. هم چنین، نتایج نشان داد که منابع اضطراب، بسته به مرحله نوشتن و محیط تغییر می کنند و نیاز به مداخله مناسب را می طلبد. پژوهش حاضر به درک چگونگی کاهش اضطراب نوشتن به زبان دوم، به ویژه در محیط یادگیری برخط، از طریق بازخورد همتایان کمک می کند.
بررسی رابطه بین دانش ارزیابی و دانش آموزشی معلمان ایرانی زبان انگلیسی با در نظر گرفتن تجربه تدریس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از آنجایی که سواد ارزیابی یک مفهوم جدید در زمینه ارزیابی و آموزش تدریس است، معلمان باید از نحوه استفاده از راهبردهای ارزیابی برای ارزیابی پیشرفت دانش آموزان خود مطلع شوند. پژوهش حاضر با الهام از عدالت در تدریس و ارزیابی، به بررسی رابطه بین دانش ارزیابی و دانش آموزشی معلمان کم تجربه و با تجربه زبان انگلیسی پرداخت. 50شرکت کنندگان معلم ایرانی (25 نفر کم تجربه و 25 نفر با تجربه) در دانشگاه های دولتی و آزاد تبریز و تهران بودند که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. معلمان با سابقه تدریس بین یک تا سه سال به عنوان معلمان کم تجربه در نظر گرفته شدند، در حالی که معلمان با سابقه تدریس بیش از 10 سال به عنوان معلمان با تجربه در نظر گرفته شدند. برای سنجش دانش ارزیابی معلم از آزمون دانش ارزیابی زبان مبتنی بر سناریو فرهادی و توسلی (2018) استفاده شد. یک پرسشنامه پایه دانش تربیتی که توسط دادوند (2013) تهیه و تایید شد برای ارزیابی پایه دانش آموزشی معلمان مورد استفاده قرار گرفت. نتایج تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که دردانش ارزیابی بین دو گروه از معلمان تفاوت معناداری وجود دارد. علاوه بر این، در دانش آموزشی بین همان دو گروه تفاوت معناداری وجود داشت. همچنین بین دانش ارزیابی معلمان کم تجربه و باتجربه از یک سو و دانش آموزشی آنان از سوی دیگر رابطه مثبت و معناداری مشاهده شد. نتایج به دست آمده حاکی از اهمیت به روز رسانی دارد دانش تربیتی در تدریس و معلمان زبان انگلیسی است.
The Embodiment of Environmental Discourse in Language Learning: A Critical Ecolinguistic Study of EFL Textbooks in Indonesia(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
As environmental issues become more prevalent, it is vital to incorporate ecological components into the curriculum to equip future generations with the necessary foundations to preserve and improve ecology. In light of this circumstance, many countries are compelled to include instructional approaches representing environmentally-based topics in textbooks. Nevertheless, whether the textbooks facilitate environmental education (EE) to promote ecological principles or foster students' competence in recurrent environmental concerns is ambivalent, particularly in the Indonesian context. The current study attempts to analyze the ecological verbal and visual contents engaged in Indonesian EFL textbooks. This study also unpacks the extent to which EFL textbooks in Indonesia accurately reflected the ecolinguistics perspective. Content analysis was employed in this study, adapting Stibbe’s (2015) ecolinguistics framework and Kress and van Leeuwen’s (2016) visual grammar theory. The findings revealed that EE in Indonesian EFL textbooks highlights the natural beauty and ecotourism locations while mainly disregarding ecological degradation. In contrast, EFL textbooks must emphasize contemporary world issues to cultivate positive attitudes and ecological consciousness among learners. Subsequently, these findings have significant consequences for the development of environment modules in Indonesian EFL textbooks.
Work Engagement in Online Instructional Settings: Unveiling Iranian EFL Teachers’ Perspectives and Experiences(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای زبانی دوره ۱۵ آذر و دی ۱۴۰۳ شماره ۵ (پیاپی ۸۳)
121 - 144
حوزههای تخصصی:
Since teachers’ perceptions of work engagement can strongly shape their engagement level, it is imperative to explore how teachers perceive this construct and its associated dimensions. With this in mind, some researchers have evaluated teachers’ beliefs and attitudes towards this notion. Notwithstanding this, to the authors’ knowledge, no study has examined language teachers’ viewpoints on this variable and its significance in online EFL classes. To bridge these gaps, this phenomenological study explored Iranian EFL teachers’ perceptions and experiences of work engagement and its value in online English courses. To this aim, using the purposive sampling strategy, a total of 21 EFL teachers were chosen from different state, private, and non-profit universities in Iran. To obtain the required data, all participants were invited to complete an open-ended questionnaire. To reach more comprehensive data, from among the 21 participants, nine willingly took part in a 20-minute interview session. Results obtained from content analysis revealed that Iranian EFL teachers considered work engagement as a complex variable with four related dimensions of emotional, cognitive, behavioral, and social engagement. The results also indicated that Iranian teachers perceived work engagement as an important professional behavior that results in increased academic achievements, professional advancement, improved teaching quality, and strong teacher-student rapport. Hence, education leaders and teacher educators should support Iranian EFL teachers in enhancing work engagement dimensions to improve professional growth and teaching quality.
The Concept of Cultural Multilingualism Based on Kazuo Ishiguro’s “Never Let Me Go”(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای زبانی دوره ۱۵ آذر و دی ۱۴۰۳ شماره ۵ (پیاپی ۸۳)
313 - 333
حوزههای تخصصی:
Multilingualism and its tangled relationship with culture have been the center of debate for many years. It still sparkles various conceptual arguments and day by day, more academic research is circulating on this subject. The concept of multilingualism and the arguments around this discourse roots in the language itself. To fully grasp the notion of cultural multilingualism, first, we need to perceive how and where language and culture are interlinked. The study of culture has the originality of studying history itself. The first studies on both language and culture date back to the earliest time human attempted to analyze and perceive history. The globalization of multilingualism has led scientists and experts to analyze multilingualism through a cultural lens. It's only in a few decades that perceiving and understanding multilingualism through cultural perspectives has opened the eyes of experts to new horizons. Concerning this fact, this study has evaluated Never Let Me Go, a 2005 Nobel-winning novel by the Japanese-British novelist and screenwriter, Kazuo Ishiguro according to cultural multilingual values. Additionally, this study questions the concept of cultural multilingualism, together with its significance in shaping one's identity and self as the main key in Ishiguro's novel. Proven by the given facts, the current study illustrates how cultural multilingualism forms the author's writing style and mindset as a multilingual individual.