فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۳۶۱ تا ۳٬۳۸۰ مورد از کل ۱۱٬۱۳۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
اصطلاحات زبانی عبارت هایی هستند که به سادگی و با دانستن دستور و معنای واژگان، نمی توان معنای آنها را پیش بینی کرد. در این مقاله به بررسی گونه ای از اصطلاحات زبانی از دریچه معناشناسی شناختی و بر پایه رده بندی اصطلاحات زبانی در چارچوب نظریات فیلمور و دیگران (1988) و استعجاز در قالب نظریات گوسنز (1990)، و تعیین نقش استعجاز در ساختار معنایی آنها پرداخته ایم. استعجاز، حاصل حضور همزمان استعاره و مجاز در یک ساختار معنایی و تعامل آنها با یکدیگر است. اصطلاحات مورد بررسی در این مقاله، اصطلاحات رایج حاوی اندام واژه ها هستند که ساختار رده شناختی واژگان-آشنا در قالب نحوی متعارف دارند و دارای حالت جوهری می باشند. در این بررسی به دو نتیجه مشخص رسیدیم؛ اول اینکه، در کنار استعاره و مجاز، استعجاز هم نقش پررنگی در ساختار معنایی اصطلاحات حاوی اندام واژه ها دارد و دوم اینکه، استعجاز دخیل در ساختار معنایی این اصطلاحات از نوع «مجاز درون استعاره» است که در آن، استعاره، زمینه را برای ظهور مجاز فراهم می کند. این یافته ها در چارچوب رویکرد ذیل به صدر قابل تحلیل است، بدین ترتیب که ابتدا نقش یا کارکرد انتزاعی عضوی از بدن، از رهگذر عملکرد استعاره، در قالب یک حوزه عینی، مفهوم سازی می گردد، سپس، مجاز وارد عمل می شود و آن نقش یا کارکرد انتزاعی را با نام عضو عینی مربوطه جایگزین می کند؛ بدین ترتیب از مفهومی کاملاً انتزاعی در ذیل، به مفهومی تا حد ممکن عینی و ملموس در صدر می رسیم.
Exploring Iranian Teachers’ Perceptions of Classroom Justice and Its Dimensions in EFL Instructional Contexts(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
In any education context, teachers are mainly responsible for enacting the core values of classroom justice and equality. To address this notion, this qualitative study went through the exploration of the perceptions that Iranian EFL teachers had of classroom justice and its main dimensions. To this end, 31 EFL teachers, chosen through purposive sampling, filled out an open-ended questionnaire, and a sub-group of them participated in a semi-structured interview. The major findings, resulting from the content and thematic analyses of the data done both manually and through the MAXQDA software (Version 2020), revealed that first, all the participants, except one, regarded classroom justice as a crucial element of their instructional practice; second, interactional, procedural, and distributive dimensions of justice were reflected in the definitions that the teachers provided for classroom justice; and third, in line with the theoretical and empirical underpinnings of the study, the teachers conceptualized the classroom justice dimensions through their unique principles in relation to the various domains of classroom learning, teaching, assessment, and interactions. A pedagogical implication based on the findings is that by becoming aware of how they perceive justice in their instructional practice, teachers may take the initial strides toward enhancing their just treatment of students, and consequently, increase their professional effectiveness.
بررسی مبتداسازی ضمیرگذار ساخت ملکی و مفعول متممی زبان فارسی برپایۀ دستور گفتمانی نقشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی فرایند مبتداسازی ضمیرگذار از ساخت ملکی و مفعول متممی فارسی و چگونگی ظهور واژه بست ضمیری در پی اعمال آن براساس دستور گفتمانی نقشی است. در مقاله پیش رو نحوه نگاشت عناصر مبتداسازی شده ضمیرگذار فارسی در قالب های ساخت واژی-نحوی معرفی شده در دستور گفتمانی نقشی تحلیل شد. نتایج بررسی و تحلیل تعدای ازجمله های منتخب از گفتار و متون نوشتاری زبان فارسی نشان می دهد که در این ساخت، با عنایت به نیت ارتباطی سخنگو عناصر مختلفی نظیر مالک در ساخت اضافی و مفعول متممی می توانند سازه مبتدا واقع گردند و روش پویای تعیین ترتیب سازه ای این دستور روشی مناسب و کارآمد برای تبیین آن است. از طرف دیگر، با توجه به اینکه سازه مبتداشده در سطح بینافردی براساس اصول این دستور در اولویت ورود به قالب های ساخت واژی-نحوی قرار می گیرد، لذا فرایند مبتداسازی حاصل حرکت نیست بلکه عنصر مبتداشده به صورت پایه زایشی در جایگاه اصلی خود تولید می شود. مهم ترین نتیجه پژوهش حاضر تبیین علت ظهور واژه بست ضمیری در فرایند مبتداسازی ضمیرگذار فارسی از هر دو ساخت ملکی و مفعول متممی و تعیین اجباری و غیراجباری بودن آن است که برای نخستین بار با اِعمال سازوکارهای دستور گفتمانی نقشی صورت می پذیرد.
Self-identity Changes among Chinese EFL Undergraduate Students(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Empirical studies examining the effects of language learning have largely focused on linguistic changes in learners. Regrettably, this has left the non-linguistic changes under-researched. To address this, the current study examined what self-identity changes Chinese university EFL learners experienced and how individual characteristics (i.e., gender, starting age of study, and university major) may have affected these changes. To do so, a self-identity change questionnaire was administered online to 416 Chinese university students using a convenience sampling strategy. Seven identity change variables were measured by the survey: changes in (1) positive self-confidence, (2) negative self-confidence, (3) productive identity change, (4) additive identity change, (5) zero change, (6) subtractive change, and (7) split change. Confirmatory factor analysis confirmed that the items on the questionnaire measured their intended identity change variable. Descriptive statistics showed that participants experienced changes in self-confidence, additive identity, and productive identity, but did not experience subtractive or split change. The results also showed that the participants were unaware that they had experienced any changes. Multiple analysis of variance results showed that the individual characteristics contributed to some variation in the identity changes. The findings support theories suggesting that language learning contributes to non-linguistic changes within learners. متن کامل [PDF 731 kb] (101 دریافت) نوع مقاله: مقاله تحقیق | موضوع مقاله: زبان انگلیسی انتشار: 1400/9/10 ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما: ارسال پیام به نویسنده مسئول بازنشر اطلاعات این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.
Interpersonal Meaning Analysis of Donald Trump’s Remarks on COVID-19 Outbreak(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study is conducted to reveal the types of mood, speech function realizations, and the persuasion strategies applied to Donald Trump’s clauses in his three remarks regarding the issue of COVID-19. Discourse analysis is applied to analyze the data. The applied mood types and speech function realizations are then correlated with Cialdini's principles of persuasion to see the persuasion principles applied in the three remarks. The results show that the President's three remarks are dominated by declarative mood with three most frequently used speech functions: statements of fact, statements of opinion, and statements of the assertion. In terms of Cialdini's persuasion principles, the speaker uses all of the six principles in his three remarks, except the principle of preference employed only in the third remark. The other five principles, namely authority, consistency, social-evidence, reciprocity, and rareness/scarcity, are contained in the three remarks with their persuasive purposes. In Cialdini's persuasion principles, the clauses used by President Trump reveals the strategies of taking advantage of his powerful authority in his remarks, showing his consistency while delivering the remarks, expressing his best efforts for his inhabitants, and showing successful evidence in overcoming the pandemic compared with other countries’ endeavors.
The relationship between L1 and L2 reading attitudes in EFL primary school learners: The role of gender, age, and L2 proficiency(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Learners’ attitudes towards learning have been found to influence second language (L2) development. It has been suggested that affective factors such as first language (L1) reading attitude can be transferred to the L2 along with L1 skills. In English as a Foreign Language (EFL) contexts, research has shown that the role that reading attitude plays in reading comprehension is as important as the nature of the reading strategies used. Therefore, it becomes necessary to understand the relationship between L1 and L2 reading attitudes in EFL contexts and evaluate how demographic and cognitive variables can mediate that relationship. To this end, the present quantitative study sought to contribute to this area by investigating the relationship between L1 and L2 reading attitudes in 65 EFL elementary school learners and by assessing the impact of gender, age, and L2 proficiency on these attitudes. Main results revealed that age and L2 proficiency did not correlate with either L1 or L2 reading attitude components, L1 and L2 reading attitudes correlated weakly, and older female learners displayed stronger attitudes toward L1 reading recreational aspects. Results are discussed in terms of the importance of affective components in understanding L1 and L2 reading attitudes.
تحلیل بهینگی تغییرات آوایی قیاسی در فعل های زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به تغییرات آوایی قیاسی ستاک های فعلی زبان فارسی و تحلیل آنها بر مبنای نظریه بهینگی پرداخته است. ۷ نوع از این تغییرات، در قالب ۱۲ الگوی قیاسی، در مجموعه ای شامل ۸۰ فعل ساده این زبان که از افعال پرکاربرد هستند، دسته بندی و توصیف شده اند. سپس، چگونگی رخداد این تغییرات در قالب دو رویکرد متفاوت، اما مرتبط نظریه بهینگی، شامل تغییر در مرتبه محدودیت ها و بازسازی درون داد، تبیین شده است. بررسی ها نشان می دهد که تغییرات آوایی قیاسی اساساً در ستاک های گذشته، بر پایه ستاک های حال و در چارچوب الگوی چهاربخشی بینا صیغگانی یا هم ترازی درون صیغگانی، رخ داده اند. شباهت آوایی میان ستاک های حال افعال، زمینه ساز قیاس و رسیدن به شباهت در ستاک های گذشته است. هر دو نوع قیاس در رویکرد نخست، با تسلط محدودیت های اختصاصی برون داد-برون داد بر محدودیت های درون داد-برون داد، قابلِ تبیین هستند و در رویکرد دوم، با اتکا به مفهوم بهینه سازی واژگان و برقراری رابطه یک به یک میان برون داد و درون داد.
Étude analytique de Google Translate des pronoms sujets de 3e personne du persan vers le français selon la Théorie du Liage de Noam Chomsky (cas d’étude : « une collection d’écrits de Sadegh Hedayat »)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Le fait qu’au contraire du persan le français est une langue genrée implique des problèmes pour la traduction automatique des pronoms sujets de 3 e personne depuis le persan vers le français. Dans la présente étude, nous voudrions vérifier l’accord des pronoms sujets de 3 e personne dans le système de traduction en ligne de Google Translate persan-français de 50 extraits tirés d’ une collection d’écrits de Sadegh Hedayat , choisis et compilés par Mohammad Baharlou (1994). Notre objectif principal est de savoir à quel point la traduction automatique des pronoms sujets de 3 e personne offerte par Google Translate est correcte ou incorrecte, et aussi quelles sont les raisons pour les traductions erronées ; nous supposons que le phénomène de pro-drop et l’ellipse linguistique des pronoms en persan ainsi que le manque de traduction interphrastique aux systèmes de traduction automatique impactent la qualité de traduction des pronoms étudiés. Par conséquent, nous allons mener une recherche basée sur l’analyse statistique-descriptive des données en nous appuyant sur la théorie du Liage chomskyienne. D’après les résultats obtenus, Google a traduit ces pronoms avec 44% de précision (y compris des pronoms bien traduits (40%) et certains pronoms non traduits (4%)); en effet, il a offert une traduction correcte dans les cas où l’antécédent était dans la même phrase que le pronom, ou s’il se plaçait dans la phrase précédant celle du pronom, il était traduit par un syntagme nominal masculin.
بررسی ویژگی های فرد ویژه واکه های ساده زبان فارسی بر اساس نظریه منبع-صافی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با استفاده از ابزارهای آواشناسی آزمایشگاهی و براساس نظریه منبع-صافی به بررسی تغییرات بین-گوینده و درون-گوینده در واکه های ساده زبان فارسی می پردازد. این پژوهش در پیِ آن است تا مشخص کند کدام یک از واکه های ساده زبان فارسی اطلاعات فردویژه بیشتری را نشان می دهد و کدام پارامتر آکوستیکی بهتر می تواند گویندگان فارسی زبان را از هم متمایز سازد. به منظور بررسی تغییرات بین-گوینده و درون-گوینده، دو دسته پارامتر آکوستیکی یکی مربوط به حنجره یعنی فرکانس پایه و دیگری پارامترهای مربوط به دستگاه گفتار یعنی فرکانس های سازه انتخاب شد. فرکانس پایه و فرکانس سازه های اول، دوم، سوم و چهارم از منطقه ثبات واکه های تولیدشده توسط دوازده گویشور مرد فارسی زبان استخراج شد. نمونه های آوایی با استفاده از برنامه Praat ویرایش 34، 2، 5 مورد تجزیه و تحلیل آکوستیکی قرار گرفت و تحلیل آماری داده ها و مقادیر به دست آمده از بررسی آکوستیکی نمونه های آوایی با استفاده از نرم افزار SPSS ویرایش 0/21 و نرم افزار R ویرایش 3. 3. 3 انجام شد. نتایج نشان داد واکه پیشین افتاده /a/ در مقایسه با سایر واکه ها و فرکانس سازه سوم در مقایسه با سایر سازه ها اطلاعات فردویژه بیشتری را نشان می دهند. براساس نتایج، فرکانس پایه نسبت به فرکانس سازه ها پارامتر قدرتمندتری در نشان دادن تغییرات بین-گوینده است. همچنین، نتایج حاکی از این است که فرکانس پایه با فرکانس سازه اول همبستگی دارد که این موضوع به نوعی نشانگر رابطه متقابل میان بخش های منبع و صافی است.
بررسی گفتمان کودکان دارای اتیسم براساس فرانقش تجربی در چارچوب زبان شناسی نقش گرای نظام مند هلیدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، بررسی گفتار کودکان 6 تا 10 ساله دارای اتیسم براساس نظریه نقش گرایی هلیدی می باشد. دو گروه 7 نفره از کودکان 6 تا 10 ساله طبیعی و دارای اتیسم، گروه های شاهد و تجربی تحقیق را تشکیل می دهند که به صورت تصادفیِ طبقه ای از جامعه آماری مربوط انتخاب شده اند. داده های گفتاری هر دو گروه ثبت و براساس فرانقش تجربی مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان می دهد فرایند مادی و فرایند وجودی به ترتیب، بیشترین و کمترین درصد را در گفتار افراد اتیسم به خود اختصاس می دهند. اتکا بر افعال مادی در فرد اتیسمی نشان دهنده وجود مشکل در دستیابی به واژگان و مشکلات شناختی وسیعتری می باشد. همچنین، فرایندهای مادی، بیشترین میانگین را در هر دو گروه به خود اختصاص داده اند. فرایند رابطه ای و ذهنی در رتبه های بعد قرار می گیرند. کمترین میانگین در هر دو گروه، متعلق به فرایند وجودی است که در گروه افراد اتیسم تقریباً صفر است. در همه موارد، افراد طبیعی، نسبتِ بیشتری از فرایندها را بکار بردند که نشان می دهد استفاده بیشتر از فرایند رابطه ای، رفتاری و تا حدی ذهنی، مستلزم کاربرد فراوان تر نقش های گفتمانی ای همچون ابراز عقیده، ارزیابی و توصیف می باشد. نتایج این تحقیق می تواند برای روانشناسان و مربیان کودکان دارای اتیسم و زبانشناسان مفید باشد.
فرایند درهم شدگی در دگرگونی واجی ستاک های گذشته با پایانه «- شت»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال دوازدهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳۶
257 - 279
حوزههای تخصصی:
در بسیاری از زبان های ایرانی- از جمله فارسی- ستاکِ گذشته، در ریشه برخی فعل ها که پس از یک واکه، مختوم به /r/ هستند، در حالتی به /-št/ ختم می شود که /r/ از ساختمان آن ها حذف می گردد. با توجه به اینکه پایه بنیادین ستاک گذ شته ساز، تکواژ /t-/ است که طی فرایندهای واژ-واجی، به صورت تکواژگونه های مختلفی نمود می یابد، نگارنده بر آن شد تا روند ساختار این تکواژ ویژه را، که در پژوهش های پیشین نادیده گرفته شده و یا به درستی تبیین نشده بود، بررسی و تحلیل نماید. هدف نگارنده تحلیل و تبیین روند ساختار این تکواژ ویژه روی پایه بنیادین ستاک گذ شته ساز، تکواژ /t-/ است که در پژوهش های پیشین نادیده گرفته شده یا به درستی تبیین نشده بود. فرض پژوهش از این قرار است که در خوشه همخوانی نخستی که /rst / بوده، فرایند درهم شدگی [r] واکرفته در [s] صورت گرفته و به پدیدآیی صدای واج شده / š / انجامیده است. با بهره گیری از الگوی آواشناختی-محور در دگرگونی واجی شامل برنامه ریزی حرکتی در تولید گفتار، آیرودینامیک گفتار، ساز و کار حرکت بخش های دستگاه گفتاری و ادراک گفتار و به ویژه آواشناسی تعاملی، هر دو رویکرد درزمانی و هم زمانی مورد نیاز، چه برای تحلیل و چه برای استخراج شواهد به کار گرفته شده است. داده های پژوهش، همه ستاک های گذشته دارای این موضوعیت در زبان فارسی بوده اند. شواهد نظری و تجربی، هم در داده ها و هم در دیگر نمونه های تاریخی یا به روز، تأییدکننده درستی فرضیه در پیدایی واج /š/ در ستاک گذشته فعل و حذف /r/ از پایه آن به سبب درهم شدگی /rs/ بودند. یکی دیگر از یافته های پژوهش، این است که تکواژگونه زیرساختی این دسته از ستاک ها می بایست /st/ بوده باشد. پیشنهاد می شود این یافته در پژوهش های آینده، به صورت آزمایشگاهی نیز بررسی شود.
Investigating Foreign Language Enjoyment and Public Speaking Class Anxiety in the EFL Class: A Mixed Methods Study(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Teaching Language Skills (JTLS), Volume ۳۹, Issue ۱, Spring ۲۰۲۰
115 - 152
حوزههای تخصصی:
Foreign language enjoyment and speaking anxiety in the classroom are two potential emotion-inducing factors for foreign language learning. This sequential mixed methods study investigated whether and to what extent Iranian EFL students experienced foreign language enjoyment and public speaking anxiety in their English classrooms, and how they characterize the sources of the enjoyment and speaking anxiety in such a context. To these ends, 128 learners of English as a foreign language (EFL) from several English language institutes, selected based on convenience sampling, took part in this research. They completed Dewaele and MacIntyre’s (2014b) Foreign Language Enjoyment and Yaikhong and Usaha’s (2012) Public Speaking Class Anxiety questionnaires, and write down about an episode in which they had experienced enjoyment and speaking anxiety in the EFL classroom. Quantitative and qualitative statistical data analyses were applied to examine foreign language enjoyment and public speaking class anxiety. Descriptive data analysis showed that the learners had a medium-to-high foreign language degree of enjoyment and a low level of public speaking anxiety. Besides, they reported more enjoyment than public speaking anxiety in class. Further qualitative data analysis revealed 12 sub-themes and four main themes of Teacher, Learning, Class Activities, and Class Atmosphere in explaining their enjoyment, as well as eight sub-themes and four main themes of Exam Phobia, Reaction/Feedback, Personal Failure, and Lack of Self-Confidence for speaking anxiety. The findings provide implications for language teachers and policymakers to gain better insights into factors underlying enjoyment and speaking anxiety in the field of foreign language learning.
زباهنگ ناسزا در فارسی و معادل های ترجمه شده انگلیسی براساس الگوی هایمز؛ مطالعهموردی پیکره زبانی رمان دایی جان ناپلئون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات زبان و ترجمه سال پنجاه و سوم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴
31 - 59
حوزههای تخصصی:
این پژوهش مقوله ناسزا را بر مبنای داده های پیکره ای در زبان های فارسی و انگلیسی بررسی می کند. در اینجا از مفهوم زباهنگ برای اشاره به رابطه دو سویه زبان و فرهنگ استفاده می شود. بررسی ناسزا می تواند به روشن تر شدن رابطه میان زبان و فرهنگ کمک کند، خاصه اینکه در دو زبان بررسی شود. به منظور انجام چنین تحقیقی از داده های زبانی رمان دایی جان ناپلئون اثر ایرج پزشک زاد و ترجمه انگلیسی آن اثر دیک دیویس استفاده شده است. دلیل انتخاب ترجمه انگلیسی نیز این است که رفع و پرداختن به یکی از دغدغه های اصلی جامعه شناسان زبان بررسی تفاوت های فرهنگی جوامع است که ترجمه از یک زبان به زبان دیگر امکان این بررسی را فراهم می آورد؛ چراکه مترجم تا اشراف به مفاهیم فرهنگی در پس ناسزاها نداشته باشد به خوبی از عهده ترجمه بر نمی آید و بررسی تطبیقی دو نمونه زبانی نشان می دهد که چه تفاوت هایی در این زمینه قابل مشاهده است. در این پژوهش کمی و کیفی برای هر کدام از موارد، علاوه بر ارائه بسامد وقوع، تحلیلی فرهنگی به شیوه کیفی هم ارائه شده است. الگوی مورد نظر این پژوهش الگوی SPEAKING هایمز (1967) است که براساس آن انگیزه افراد برای ادای ناسزا با توجه به ملاحظات فرهنگی قابل توضیح است و تفاوت های زبانیِ ناشی از تفاوت های فرهنگی را تبیین می کند. این الگو انتخاب شده است تا به محقق این امکان را بدهد تا کارکردهای ناسزا را در زبان فارسی ارائه کند. این پژوهش می تواند به راهکارهایی برای ارائه معادل های ترجمه ای بهتر و دقیق تر از متون معاصر فارسی به زبان انگلیسی منجر شود. تحلیل داده های این پیکره نشان می دهد ناسزاها در برخی حوزه های مفهومی (حیوانات، ظواهر و اعضای بدن، صفات انسانی و ویژگی های شخصیتی، فهم و شعور و جنبه های عقلانی، آبرو و شرم و حیا، ناموس، اصل و نسب و پدر و مادر) شکل می گیرند و توهین های جنسی که پاکدامنی فرد یا کسانش را هدف می گیرد به دلایل فرهنگیِ قابل توضیح، پرکاربردترند. یافته های تحقیق نشان می دهند که هدف از زباهنگ ناسزا بیان تحقیر، بیان ترحم به گونه ای منفی، طعنه، پرخاش، عصبانیت و حتی آرزو و تمنای منفی است که با نفرین هم ارتباط دارد.
بررسی قالب های معنایی و روش های بیان جهت در فعل های حرکتی فارسی: آمدن و رفتن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، با تمرکز بر دو مسیر بالا و پایین و ترکیب این دو با فعل های حرکتی رفتن و آمدن، کوشیده است تا قالب های معنایی فعل های ساخته شده از این دو مسیر را در دو زبان فارسی و انگلیسی با یکدیگر مقایسه کند و به این ترتیب، کارایی پایگاه شبکه قالبی را برای توصیف زبان فارسی بررسی نماید. بدین منظور، تعداد (120) جمله شامل فعل های مسیرنمای پیش گفته از پیکره اصلی بی جن خان استخراج و سپس سعی شد با استفاده از پایگاه شبکه قالبی، قالب های معنایی هرکدام از این افعال با معادل انگلیسی آن مقایسه شود. درنهایت نگارندگان با مقایسه قالب ها به این نتیجه رسیدند که شبکه قالبی برای آن دسته از فعل های مسیرنمای فارسی که مسیر یا جهت را در قید پیشوندی فعل کدگذاری می کنند، قالب متفاوتی با معادل انگلیسی آن دارد؛ ازسوی دیگر، در نوشتار پیش رو به روابط استعاری این افعال با قالب های معنایی دیگر نیز اشاره شد و به طور کلّی این نتیجه به دست آمد که زبان ویژه بودن این نوع رابطه و همچنین بازنمود نحوی متفاوت افعال و کدگذاری مختلف جهت در آن ها، بیان گر لزوم درنظرگرفتن تفاوت های زبانی به منظور کارایی بیشتر شبکه قالبی برای توصیف زبان های دیگر است.
نامه شماره یکِ اسناد سغدیِ کوه مُغ (نامه عبدالرحمن صُبح به دیواشتیچ)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سال 1932م. مجموعه ای از اسناد در کوه مُغ در شمال غرب تاجیکستان پیدا شد که بیشتر آنها اسناد اقتصادی و تجاری بودند. برخی از این اسناد ساختار نامه دارند و به بایگانی دیواشتیچ، فرمانروای پنجیکنت در سده هشتم میلادی تعلق دارند. این نامه ها از چند جهت دارای اهمیت اند، از لحاظ زبان شناختی، شناخت تاریخ تحول زبان سغدی، آیین نگارش نامه ها، مسایل سیاسی، تاریخی و فرهنگی و سایر جنبه ها. در این پژوهش، هدف بررسی زبانی و شیوه نگارش «نامه شماره یک» از مجموعه اسناد کوه مغ است. در این راستا، ابتدا پیشینه این نامه بررسی و سپس به محتوای آن از لحاظ ریشه شناسی واژه ها و برخی ساخت های زبانی پرداخته شد. همچنین در مواردی، آیین نگارش این نامه با دیگر نامه های مشابه به زبان سغدی مقایسه شده است. بررسی این نامه، نشان داد که برخی عبارت های مربوط به آیین نامه نگاری تنها در این نامه آمده و در دیگر اسناد کوه مغ مشاهده نمی شوند. همچنین نمونه ای از فعل مرکب و ساخت توانشی در این نامه معرفی شدند. تاثیر زبان عربی نیز در این نامه مشهود است.
Using Google Drive as the E-portfolio for the Self-assessment of Speaking Fluency in Iran's High Schools
حوزههای تخصصی:
This study examines the effect of video recording in Google Drive as the self-assessing E-portfolio on high school EFL learners’ speaking fluency. To that end, a quasi-experimental comparison group research was implemented in which thirty Iranian high school EFL students were assigned either to e-portfolio or comparison groups. While the e-portfolio group assessed their own performance by keeping electronic portfolios in Google Drive, their counterparts in the comparison group presented their performance in the class. The students’ speaking fluency was assessed through both pre- and post-tests. A speaking rubric was used to get the students’ scores. The results of the independent sample t test showed that taking advantage of self-assessment through video-based e-portfolios improved the learners’ speaking fluency. The study had relevant implications for both material designers and language teachers not only to promote student speaking skills, but also to enhance students’ lifelong learning.
تحلیل شناخت سخنگویان فارسی زبان در قالب مقوله بندی؛ مقوله بندی رده ای یا موضوعی؟(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقوله بندی به مثابه سازمان بندی و قرار دادن چیزهای گوناگون، اعم از پدیده ها، اشیا، رخدادها و جز آن در گروه های مختلف، نوعی عملکرد شناختی در انسان است که بر حسب «رده» مشترک مقوله ها یا «روابط» موضوعی میان آن ها صورت می گیرد. پژوهش های انجام شده نشان می دهند که عملکرد شناخت غربی ها و آسیایی های شرقی به ویژه چینی ها در باب مقوله بندی کاملاً متفاوت است؛ بر این اساس، غربی ها بر مبنای «مقوله» (مقوله بندی رده ای) و آسیایی های شرقی بر حسب «رابطه» (مقوله بندی موضوعی) به دسته بندی چیزها می پردازند. پژوهش حاضر با انجام دو آزمون در قالب پرسش نامه های تصویری و زبانی درمورد 50 سخنگوی خانم و آقای فارسی زبان به ارزیابی و تحلیل عملکرد شناخت آنان پرداخته است. پرسش نامه تصویری نشان می دهد که از مجموع 50 شرکت کننده فارسی زبان، 70 درصد مقوله بندی را بر مبنای «رابطه» انجام داده اند؛ پرسش نامه زبانی نیز نتیجه آزمون تصویری را تأیید می کند و نشان دهنده آن است که 76 درصد از سخنگویان فارسی زبان در جریان مقوله بندی، معیار «رابطه» را درنظر گرفته اند و درواقع، روی محور هم نشینی عمل کرده اند. بر این اساس، می توان چنین نتیجه گیری کرد که اولاً عملکرد شناخت در تمامی انسان ها یکسان نیست و ثانیاً شناخت فارسی زبانان در زمینه مقوله بندی روی محور هم نشینی عمل می کند، برخلاف غربی ها که در جریان مقوله بندی، درواقع دست به «رده بندی» می زنند و روی محور جانشینی عمل می کنند.
مسأله محوری در اندیشه و شخصیت فردوسی بر پایه نطریه آبراهام مزلو
منبع:
رخسار زبان سال چهارم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱۳
22-5
حوزههای تخصصی:
ادغام متقارن در نحو زبان فارسی براساس شواهدی از جمله های هم پایه پرسش واژه ای دارای حرکت موازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال دوازدهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳۶
7 - 36
حوزههای تخصصی:
رابطه عدمِ تقارنِ میانِ سازه های جمله، بخش آوایی زبان را قادر می سازد که بر پایه «اصل تناظر خطی»، اجزای جمله به ترتیب تلفظ شوند. در جمله هایی که توسط نظام محاسباتی زبان ایجاد شده اند، ساختارهای گوناگونی وجود دارند. همچنین تحلیل های گوناگونی درباره این ساختارها- مانند جمله های هم پایه پرسش واژه ای دارای حرکت موازی، ارائه شده اند. این دو مسئله، احتمال وجود رابطه عدمِ تقارن بین سازه های این جمله ها را تقویت کرده است. در این پژوهش، ویژگی ها و روابط نحوی میانِ سازه های جمله های هم پایه پرسش واژه ایِ دارایِ حرکتِ موازی، بر پایه شواهد نظریِ ادغامِ متقارن بررسی می شوند. یافته های پژوهش نشان می دهد که یک گروه اسمی، گروه بیشینه متمم نما، گروه بیشینه زمان و گروه بیشینه فعلی کوچک بین دو هم پایه مشترک هستند. این نتیجه گیری، بر پایه شواهدی- مانند هم زمان بودنِ حرکتِ گروه اسمی از هر دو هم پایه- یکسان بودنِ نظام ِحالتِ گروه اسمی مشترکِ میانِ دو هم پایه و عدم امکان استفاده از موضوع های مختلف یک محمول در هم پایه ها به دست می آید. پذیرفتن اشتراک این سازه ها در جمله های هم پایه پرسش واژه ای دارای حرکت موازی، سبب ارائه تحلیلی ساده و باصرفه در پیوند با این جمله ها می شود.
Intégration de la chanson francophone et accès à la culture étrangère en classe de 3ème année moyenne(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Recherches en langue française, Vol. ۱, N° ۲, Automne-Hiver ۲۰۲۰
141 - 155
حوزههای تخصصی:
Cette contribution poursuit un double objectif. D’une part, elle présente et analyse, les résultats d’une enquête par questionnaire menée auprès d’enseignants algériens du cycle moyen. Elle examine la place qu’ils accordent à la compétence interculturelle dans l’enseignement du français, et essentiellement l’usage de la chanson francophone comme moyen d’accès à la culture étrangère. D’autre part, elle vise à identifier les représentations des élèves de la 3ème année moyenne vis-à-vis de la langue française et de la culture qu’elle véhicule pour estimer enfin si l’intégration de la chanson francophone dans toute sa richesse musicale, artistique et socioculturelle pourrait amener ces jeunes apprenants à acquérir une compétence interculturelle susceptible à promouvoir l’altérité et l’esprit de la tolérance. D’un point de vue théorique, la présente recherche questionne la place accordée à la fomration interculturelle dans les nouveaux programmes en Algérie et définit la chanson comme étant un objet idéal de croisement des langues-cultures.