فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۰۸۱ تا ۳٬۱۰۰ مورد از کل ۱۱٬۱۳۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
کشف «من وجودی» یا آگاهی نویسنده، از نتایج اصلی نقد مضمونی بوده و مسأله ای است که همواره مورد توجّه نویسندگان بزرگ بوده است. «لویی فردینان سلین» یکی از نویسندگانی است که در سفر به انتهای شب با استفاده از مضامین تکرارشونده به خوبی آن را به نمایش می گذارد. به عقیده «ژرژ پوله»، از منتقدان نقد مضمونی، هر فرد به گونه ای در جهان هستی و در رابطه اش با جهان پیرامون به شناخت از خود دست می یابد. برای رسیدن به این آگاهی، پوله مکان را به عنوان یکی از مقوله های بنیادی ارتباط با جهان پیرامون به حساب آورده است. او تلاش می کند تا با تحلیل درک راوی از مکان، به کشف هرچه بهتر زوایای «جهان آگاهی» نویسنده دست یابد. تحقیق پیش رو، در نظر دارد با رویکردی تحلیلی‑توصیفی نشان دهد چگونه تئوری ژرژ پوله در رمان سفر به انتهای شب خود را ارائه می کند. فرضیّه این مقاله این است که نحوه پرداختن به فضا و قرار دادن «من وجودی» در این فضا که بازتابی از ارتباط منِ باردامو با «جهان آگاهی» نویسنده از دنیاست، اهمّیّت مقوله پردازش فضا-مکان از دیدگاه پوله را به نمایش گذارد. در این رمان که نوعی شرح حال داستانی است، راوی از خلال سفرها و مکان ها، داستان زندگی و پرسه زدن هایش را بازگو می کند.
جایگاه قید در ساخت های چندپرسش واژه ای زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ساخت های چندپرسش واژه ای زبان فارسی به دو نوع اصلی متوالی و گسسته تقسیم می شوند. گروه متوالی شامل دو نوع ساده و هم پایه است. در گروه گسسته، پرسش واژه های هم پایه جدا از هم هستند. هدف از جستار پیش رو، بررسی رفتار نحوی ساخت های چندپرسش واژه ای در رابطه با جایگاه قیدهای گوینده محور است. بدین منظور، ابتدا عملکرد ساخت های چندپرسش واژه ای را از نظر باهم آیی بررسی کرده، سپس به جایگاه قیدهای گوینده محور در این نوع ساخت ها می پردازیم تا بدانیم جایگاه قید با آرایش پرسش واژه ها چه ارتباطی دارد. چارچوب نظری پژوهش گراشانین-یوکسِک (2017)، لیپتاک (۲۰۱۱) و نیز چیتکو و گراشانین-یوکسِک (۲۰۱۳) و از نوع توصیفی - تحلیلی است. بررسی داده ها در رابطه با ترتیب پرسش واژه ها نشان می دهد که باهم آیی پرسش واژه ها به جز ساخت های پرسشی چندگانه با ترتیب افزوده ای - افزوده ای در بقیه موارد دستوری است. بررسی جایگاه قیدهای گوینده محور نیز نشان می دهد «ازهمه مهم تر»، تنها قیدی است که بیشترین کاربرد را در این نوع ساخت ها دارد. در مقابل، حضور قیدهایی همچون «قطعاً، صادقانه، شاید، بارها، خوشبختانه و حقیقتاً»، در ساخت های چندپرسش واژه ای موجب نادستوری شدن ساخت پرسشی می شود. در ساخت پرسشی افزوده ای - افزوده ای از نوع هم پایه متوالی، جایگاه «احتمالاً»، پیش از پرسش واژه دوم است. در افزوده ای - موضوعی از نوع هم پایه متوالی، جایگاه قید «به راستی»، پیش از پرسش واژه اوّل است. در افزوده ای - موضوعی از نوع چندگانه، جایگاه «واقعاً»پیش از پرسش واژه اوّل است؛ همچنین، در موضوعی- موضوعی از نوع هم پایه متوالی، جایگاه «احتمالاً»، پیش از پرسش واژه دوم است.
The Impact of Peer Feedback on EFL Learners’ Writing Performance and Writing Anxiety
حوزههای تخصصی:
The present study aimed at investigating the effect of peer feedback (PF) on EFL learners’ writing performance and writing anxiety. To this end, two intact classes including 48 intermediate EFL learners were selected and assigned into two groups of experimental and control (24 learners in each). This study had a quasi-experimental design including pre-test, treatment, and post-test to assess the students’ overall writing performance before and after the PF sessions. For data collection, the researchers used pre-test, post-test, 7 writing topics, and Cheng’s (2004) Second Language Writing Anxiety Inventory (SLWAI). The results of paired sample t-test and Mann-Whitney U Test revealed that the experimental group outperformed the control group due to the implementation of PF. Moreover, the researchers conducted Cheng’s SLWAI questionnaire at the end of the study. The findings indicated that the anxiety level of the experimental group receiving PF decreased to a significant extent. The implications are discussed in terms of writing instructors’ use of PF into writing classes to make the environment safer and more comfortable for the language learners to flourish their ideas.
Holistic Approach and Language Teaching: Listening-speaking Development and Self-efficacy in Focus(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Iinternational Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۹, Issue ۳۶, Summer ۲۰۲۱
115 - 126
حوزههای تخصصی:
The purpose of holistic language teaching is the development of the learners’ ability to handle both their language oral skills as well as maximizing their life skills. This study aimed to fulfill these objectives through a mixed-methods design, using holistic teaching procedures. The participants of the study comprised 60 Iranian EFL pre-intermediate learners homogenized through Cambridge Placement Test, from a population of 78 students who had been selected by simple random sampling. They were divided into two experimental and control groups (30 students in each group) who received the treatment--a holistic and sequenced series of listening-speaking activities, and traditional teaching instruction, respectively. Four instruments were used to collect the data for analysis: Cambridge Placement Test, a comprehensive test of speaking and listening used as pretest and posttest, a questionnaire to estimate the learners’ self-efficacy and finally, an unstructured interview. The findings of the study proved that the experimental group that was exposed to the holistic teaching procedures outperformed the control group, meaning that the participants in this group performed more satisfactorily in both listening and speaking. Moreover, their self-efficacy improved to an acceptable level as they expressed in the interview their satisfaction with the use of holistic teaching procedures. These findings have some implications for both teachers and students concerning the enhancement of language interaction in and outside the English classes.
The Effect of Post-teaching Techniques on the English Vocabulary Recall and Retention of Iranian Students with Learning Disability(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Teaching Language Skills (JTLS), Volume ۴۰, Issue ۱, Winter ۲۰۲۱
117 - 152
حوزههای تخصصی:
One of the most important needs in learning a second or foreign language is vocabulary acquisition. Certainly, failure to keep vocabulary in mind is a problem for both typically-developing learners as well as those with a learning disability (LD). This language demand requires teachers to use techniques in order to reinforce vocabulary recall. The current study is an attempt to investigate the effect of two post-teaching vocabulary learning techniques of diglot-weave and cooperative learning on vocabulary knowledge of LD students and to compare them with the common instruction of picture-word definition. To this end, 90 Iranian female LD students from 10 intact classes in two Junior Exceptional Schools in Shiraz were randomly assigned to one of the three groups. After the intensive teaching sessions, the test was administered to examine their vocabulary recall performance in each group and after a two-week interval, the same test was used to examine their vocabulary retention. The results by conducting the one-way ANOVA indicated that both experimental groups of diglot-weave and cooperative learning techniques outperformed the control group of picture-definition in the vocabulary recall and retention tests. However, there was no significant difference between the performance of diglot-weave and cooperative learning groups. Therefore, the findings of the present study could provide useful implications for foreign language teaching programs particularly in Special Education and students with LD.
A comparative study of the previous and the new English language textbook: Pre-university book versus Vision 3(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The current comparative study aimed to juxtapose the newly compiled English textbook for the students in the third grade of senior high school, Vision 3, and the previously taught English textbook for pre-university students. To this end, 130 experienced teachers, with the experience of teaching both textbooks, were asked to complete an eclectic checklist comprising 38 items and evaluating the book in terms of nine major criteria, namely general considerations, vocabulary, grammar, speaking, listening, reading, writing, pronunciation supplementary materials, tasks, and activities. Following that, 20 teachers were interviewed to enrich the results of the quantitative data. Overall, the results revealed the teachers’ contentment with the newly developed English textbook. In particular, the mean values indicated that English teachers rated the speaking and listening sections as the most satisfactory parts while they ranked the supplementary materials criterion as the least satisfactory one in Vision 3. Indeed, they believed that notwithstanding the dramatically positive changes in Vision 3, the book still requires undergoing major revisions to act as a rich source for enabling the EFL students to communicate fluently, accurately, and effectively. In this regard, the findings would benefit the materials developers to locate the areas for further modifications.
چارچوب های ارجاع زمانی در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی مباحث مربوط به چارچوب های ارجاع زمانی در زبان فارسی پرداخته است. در چارچوب های ارجاع زمانی آنچه بیش از همه آشکار است پراکندگی نظری است. مقاله حاضر با نگاه به زبان فارسی، مروری بر رویکردها و مسائل اصلی این حوزه داشته است؛ مشاهده شده که در این زبان، میان حوزه های مکان و زمان رابطه وجود دارد؛ اما اگرچه مثال های عمده ای از بیان زمان براساس مکان یافت می شود، این رابطه یکسویه نیست و توضیح مکان براساس زمان نیز در این زبان ممکن است. مثال هایی از زبان فارسی برای مفاهیم نظری مرتبط، هم چون انگاره های خود متحرک و زمان متحرک، تسلسل الف و ب و چارچوب های اشاری، پی در پی و خارجی ارائه شده است و با نظرسنجی از گویشوران این زبان، مشخص شده معنی زمانی «جلوتر» در فارسی برای بیشتر گویشوران معادل «زودتر» بوده است. درخصوص کاربرد چارچوب های ارجاع مکانی در حوزه زمان نکاتی مطرح شده و نگاهی انتقادی به بحث استعاره درخصوص ارجاع زمانی نیز ارائه شده است.
رابطه ساز وکارهای شناختی و خواندن در کودکان دبستانی با توجه به ماهیت خط فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم زبان سال هشتم پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۱۴
7 - 36
حوزههای تخصصی:
از آنجا که بر پایه یافته های پیشین، عمق خط بر رابطه بین سازوکارهای شناختی و خواندن تأثیر می گذارد، می توان الگوهای متفاوتی را با توجه به میزان شفافیت یا تیرگی نظام خطی زبان ها انتظار داشت. هدف اصلی از انجام این پژوهش بررسی رابطه آگاهی واجی، حافظه فعال واجی و نامگذاری خودکار سریع با سرعت خواندن و صحت خواندن در کودکان فارسی زبان بود. آزمودنی ها شامل 75 کودک فارسی زبان تک زبانه سالم و طبیعی (میانگین سنی 6/121 ماه) پایه های سوم، چهارم و پنجم از طبقه های اجتماعی متوسط و بالاتر شهر زاهدان بودند و از هر پایه، 25 کودک به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. 9 خرده آزمون برای سنجش متغیرهای ضریب هوشی، سرعت خواندن، صحت خواندن، حافظه فعال واجی، آگاهی واجی و نامگذاری خودکار سریع اجرا گردید. یافته ها نشان دادند که رابطه قوی و معنی داری بین نامگذاری خودکار سریع و سرعت خواندن وجود دارد. رابطه بین این متغیر و صحت خواندن متوسط و معنی دار بود. آگاهی واجی، رابطه نسبتاً قوی و معنی داری با سرعت خواندن و صحت خواندن داشت. حافظه فعال واجی با سرعت خواندن رابطه معنی دار و متوسطی داشت. این متغیر رابطه معنی داری با صحت خواندن نداشت. پیرامون رابطه نامگذاری خودکار سریع، آگاهی واجی و حافظه فعال واجی با خواندن می توان گفت این رابطه تا حدود زیادی شبیه رابطه ای است که بین این متغیرها و خواندن درخط های الفبایی ناپایدار نظیر انگلیسی و عبری گزارش شده است. یافته های پژوهش دلالت بر آن دارند که پیش بین های شناختی خواندن تا حدود قابل توجهی تحت تأثیر عامل شفافیت خط قرار می گیرند.
زمان زیست زرتشت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه اطلاعات ما پیرامون زندگی «زرتشت» پیامبر بزرگ ایرانی چندان زیاد نیست به طور مثال از زمان و محل تولد وی به طور دقیق آگاهی نداریم. هدف مقاله حاضر، به دست آوردن زمان زیست این پیامبر، با استفاده از اطلاعات موجود در حماسه ملی، «آثار الباقیه» ابوریجان بیرونی و «مجمل التواریخ و القصص» است. در این مقاله نشان داده شده که 345 تا 390 سال مربوط به دوران حکمرانی مادها و هخامنشیان از حماسه ملی ایران حذف شده است. با در نظر گرفتن مدت زمان پادشاهی شاهان کیانی از گشتاسب تا دارا، مدت زمان حذف شده مربوط به دوران مادها و هخامنشیان و با عنایت به اینکه اسکندر در 330 سال پیش از میلاد بر هخامنشیان غالب شده، تولد زرتشت 975 تا 1020 سال پیش از میلاد برآورد می شود. این یافته با تاریخ سنتی ذکر شده در ارداویرافنامه و بندهش حدود چهار قرن اختلاف دارد که برابر با مدت زمانی است که افتادگی در حماسه ملی رخ داده است
بررسی تطبیقی عوامل انسجام در ترجمه داستان ادبی «برف های کلیمانجارو» براساس رویکرد انسجام متن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تطبیق مقابله ای متون ادبی با بررسی عوامل انسجامی در متن مقصد پیوندی ناگسستنی دارد. یکی از اهداف زبان شناسی تطبیقی مقایسه متون مبدأ و مقصد و کشف نقاط ضعف و قوت ترجمه است. هدف این پژوهش، بررسی عوامل انسجامی متن در داستان برف های کلیمانجارو در دو متن مبدأ (انگلیسی)و مقصد (فارسی) است. بنابراین در بررسی مقابله ای این اثر، به برگردان واژگانی و ساختاری متن و سپس انتقال آن ازطریق فرایند ترجمه توجه شده ولی سایر جنبه های معنایی متن نیز بررسی شده است. از این رو، پژوهش حاضر در قالب نظریه انسجام متن هلیدی و حسن (1976) عناصر انسجام در کتاب داستان برف های کلیمانجارو (همینگوی، 2004) در دو متن با ترجمه (حسینی، 1396؛ دریابندری، 1378) را مورد بررسی قرار داده و نحوه انتقال عناصر طی فرآیند ترجمه متن انگلیسی و ترجمه آن با روش مقابله ای و تحلیلی مورد مطالعه قرار گرفته است. نتایج حاکی از آن است که نحوه معادل سازی واژگان و عناصر انسجام، در ترجمه و بازآفرینی متن اصلی نقش بسزایی دارند و بیشترین بسامد وقوع در متن اصلی به زیرمؤلفه ارجاع اشاری و ارجاع شخصی تعلق دارد و در ترجمه عناصر ارجاع شخصی و پس از آن، پیوند افزایشی از بسامد وقوع بالایی در متن برخوردار بوده اند. نویسنده و هر دو مترجم به یک اندازه توانسته اند با بهره مندی از این عناصرِ انسجام متنی میان الفاظ و معانی پیوند ایجاد کنند.
Mokken Scale Analysis of the Reading Comprehension Section of the International English Language Testing System (IELTS)
منبع:
International Journal of Language Testing, Volume ۱۱, Issue ۲, Summer and Autumn ۲۰۲۱
91 - 108
حوزههای تخصصی:
Large-scale standardized ESL tests such as the International English Language Testing System (IELTS) are widely used around the world to measure language proficiency of test takers and make different decisions based on their scores. Reading comprehension is an integral part of such tests which requires test takers to read passages and answer a set of questions. Although IELTS is a popular standardized test and is used for making critical decisions about test takers, very few attempts have been made to explore the validity of the exam and especially the reading part of the General Training Module. With this in mind, the purpose of the present study was to use a non-parametric item response theory model, called Mokken Scale Analysis (MSA), to examine the validity of the reading part of the General Training module of IELTS. To this end, item responses of 352 test takers to the reading comprehension test were analyzed. The results of item scalability, total scalability, and item-pair scalability showed that the reading part is a weak unidimensional scale. Using Monotone Homogeneity Model (MHM), monotonicity results also indicated that there are some items which violate the monotonicity assumption, although their values are insignificant. The analysis of unidimensionality using the AISP revealed that there are two scales and four unscalable items in the reading part. Therefore, Mokken scale analysis did not support the unidimensional structure of the reading part of the General Training module of IELTS.
رویکرد بینافرهنگی در آموزش زبان ایتالیایی. مورد تحقیق: دوره کوتاه زبان در ایتالیا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برنامه های آموزشی و فرهنگی تبادل دانشجو و دوره های کوتاه مدت آموزش زبان و فرهنگ خارجی که معمولاً در دانشگاه های جامعه هدف که زبان آن مورد مطالعه دانشجویان زبان است، فرصت مناسبی برای گسترش مهارت های زبانی و اجتماعی- فرهنگی برای زبان آموزان فراهم می آورد. در دهه های گذشته، معمولاً در برنامه های آموزشی اینگونه دوره های زبان در کنار نکات مربوط به دستور زبان، با پخش قطعه ای از یک فیلم در کلاس زبان، مدرس سعی بر انتقال مفاهیم فرهنگی و اجتماعی جامعه مقصد به زبان آموز داشت. حال آنکه چنین رویکردی به فرهنگ، در بطن آموزش زبان، چندان موفق نبود چرا که چنین رویکردی قادر به خلق ارتباط و پل بینافرهنگی با زبان آموز نبود. در این مقاله، برنامه آموزشی که در سال های اخیر در یکی از این دوره های کوتاه مدت زبان و فرهنگ در یکی از دانشگاه های ایتالیایی ارائه شده، مورد بررسی قرار گرفته است. با تحلیلی بر داده های گرداوری شده طی مصاحبه با دو زبان آموز که دانشجوی مقطع کارشناسی در رشته زبان ایتالیایی در دانشگاه تهرانند، سعی بر این شده است تا با عنایت به مطالعات بین المللی انجام شده در حیطه توانش کنشگری بینافرهنگی و مسئله مهارت فرهنگی-اجتماعی زبان ببینیم چقدر این دوره های کوتاه مدت، با اتکا بر برنامه های آموزشی مناسب و هوشمند، در کسب مهارت های فرهنگی زبان به دانشجویان کمک می کنند.
تأثیر سلسله مراتب رده شناختی شخص و شمار در تحول تاریخی ضمیرهای انعکاسی فارسی نو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال سیزدهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۴۰
89 - 114
حوزههای تخصصی:
این مقاله، به بررسی تحول تاریخی ضمایر انعکاسیِ مبتنی بر «خود»، در زبان فارسیِ نو می پردازد. همراهی ضمایر شخصی پی بستی با «خود» در همه قرن های این دوره مشاهده نشده است. بر این مبنا، پژوهش حاضر بر آن است که از منظر رده شناختی و با بهره گیری از سلسله مرتبه های جهانی نمایه سازی شخص و شمار، به بررسی ترتیب ظهور و چگونگی تحول این ضمایر بپردازد. به این منظور، پیکره ای منتخب از سه متن روایی از هر یک از یازده قرن این دوره تهیه شد و جمله های دربردارنده ضمایر انعکاسی شخصی استخراج گردید. فراوانی رخدادِ شخص ها و شمارهای مختلف این ضمایر و همچنین فراوانی نقش های گوناگون آن ها در هر قرن در جداولی نمایش داده شده است. بر مبنای پیکره مورد بررسی، نخستین نشانه همراهی ضمیر شخصی با «خود» در قرن هشتم هجری اتفاق افتاده است. همچنین بررسی پیکره نشان می دهد که همراهی ضمایر شخصی پی بستی با «خود» چه از منظر ترتیب ظهور و چه فراوانی رخداد دارای اولویت سوم شخص بر اول شخص و اول بر دوم شخص است و در نتیجه جان داری نقشی در این تحول ندارد. همچنین در مشخصه شمار اولویت با شمار مفرد است. افزون بر این، نخستین همراهی ضمایر پی بستی با «خود» در نقش ملکی و پس از آن در سایر تأکیدی ها و سپس انعکاسی بوده است.
Assessment and Analysis of Writing Activities of Secondary High School English Textbooks: Vision Series(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Writing is one of the four skills of language learning, especially, one of the skills of practical communication in a communicative approach. The purpose of this research is to evaluate and analyze writing activities of the writing sections of secondary high school English textbooks, grades 10th, 11th and 12th, so-called vision 1, 2, 3. The theoretical framework of this research, a descriptive-analytical and qualitative method, was based on Kern's (2007) and Harmer’s (2004) model and continuum of writing activities. The writing activities of these vision books were divided into three major categories of controlled, guided and free writing and fifteen more sub-categories. The exercises and activities of the writing section of these six-volume English textbooks, so-called vision 1,2,3 were counted on and the average and percentage of each category were calculated based on Kern’s (2002) and Harmer’s (2004) model and continuum of writing. The findings of this research indicate that the categories of controlled writing and copying, the first item of Kern’s continuum, are the dominant writing tasks in these books. Activities concerning the guided, and especially the free writing activities in these books are rarely seen or they have not been much carefully regarded. In the communicative approach, regarding the goods and the existing requirements, the teaching of writing is generally concerned with free writing tasks. Therefore, to enhance and promote practical communication skills as an aim of a communicative approach, free writing skills are inevitable. The findings of this research point out that English teachers can reinforce and enhance their students’ practical communication abilities in their classes by using freestyle exercises and hence, cover the shortcomings of the books.
اثربخشی تدریس مهارت نوشتار براساس روش وارونه بر عملکرد مهارت نوشتاری و خودتنظیمی زبان آموزان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گسترش تدریجی ابزارها و تکنولوژی های خلاقانه در سال های اخیر از یک سو و پررنگ تر شدن رویکردهای زبان آموز بنیاد به نسبت رویکرهای معلم بنیاد از سوی دیگر، زمینه لازم را برای خلق فرصت های جدید جهت بهبود کیفیت آموزش مهیا کرده است. یکی از تازه ترین متدهای آموزشیِ زبان آموز محور و متکی بر فناوری های مدرن، متد وارونه است که توانسته در مدت زمان کوتاهی توجه بسیاری از محققان حوزه آموزش را به خود جلب کند. پژوهش حاضر درصدد است تا تأثیر برگزاری کلاس های آموزش مهارت های نگارش را در قالب متد وارونه بر عملکرد نگارشی و نیز میزان خودتنظیمی نگارشی زبان آموزان ایرانی ارزیابی کند. بدین منظور، تعداد 48 زبان آموز در دو کلاس در دانشگاه آزاد اسلامی به منزله شرکت کنندگان در این مطالعه انتخاب شده و به طور تصادفی به گروه های کنترل (تعداد 25 نفر) و آزمایش (تعداد 23 نفر) منصوب شدند. به منظور تحقق اهداف پژوهش زبان آموزان گروه کنترل به مدت یک ترم براساس روش های معمول آموزش دیدند و در مقابل در گروه آزمایش از روش یادگیری وارونه برای آموزش استفاده شد. علاوه براین از یک پرسش نامه خودتنظیمی نگارشی به همراه دو فعالیت زمان بندی شده مربوط به مهارت نوشتاری برای جمع آوری داده های موردنظر بهره گرفته شد. نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که عملکرد زبان آموزان گروه آموزش وارونه از نظر مهارت نگارشی و همچنین میزان خودتنظیمی به مراتب بهتر از زبان آموزان گروه کنترل بوده است. از منظری عمل گرایانه، یافته ها و پیشنهادات جستار پیش رو را می توان به مثابه الگویی برای گنجاندن روش های آموزشی وارونه در برنامه های درسی معرفی کرد. به طور خاص با توجه یافته ها، دستاورد اصلی پژوهش می تواند این باشد که استفاده از روش وارونه در کلاس های نگارش می تواند به بهبود مهارت نوشتاری زبان آموزان کمک شایانی کند.
مقوله شمار در گونه های زبانی برخی از شهرستان های استان کرمان: بررسی ای رده شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقوله دستوری شمار در نگاه اول به نظر ساده انگاشته می شود. اما درواقع بحثی پیچیده است که در زبان های دنیا تنوع ایجاد می کند. هدف از پژوهش حاضر بررسی مقوله شمار در گونه های زبانی برخی از شهرستان های استان کرمان با رویکرد رده شناختی است. پیکره پژوهش حاضر از داده های موجود در پایگاه داده های طرح اطلس زبان شناسی ایران که در پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری در دست انجام است استخراج شده است. در تمام داده های زبانیِ پیکره پژوهش، ارزش نظام شمار به دو ارزش مفرد و جمع تقسیم می شود. در داده های زبانی کل پیکره پژوهش، شمار مفرد بدون نشانه و شمار جمع دارای نشانه است. نشانه های جمع به صورت پسوند به اسم مفرد می پیوندد بنابراین ابزار زبانی مورد استفاده برای نشانه گذاریِ شمارِ جمع در داده های زبانی پیکره پژوهش از نوع ابزار ساخت واژی است که از مرسوم ترین راهبردهای نشانه گذاری جمع در زبان های دنیا محسوب می شود. بررسی داده های زبانی نشان می دهد که در کنار راهبرد ساختواژی، راهبرد نحوی نیز برای رمزگذاری مقوله شمار در این گونه های زبانی به کار می رود.
بازنمایی نحوی، معناشناسی وکاربردشناسی فعل های مجاور در زبان فارسی (تحلیلی بر مبنای دستور نقش و ارجاع)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در گفتار عادی و روزمره ما و به طور کلی در بافت های غیررسمی و محاوره ای با کاربرد ساخت هایی مواجه می شویم که در آن ها دو فعل در کنار هم ظاهر می شوند؛ مانند «کشید بردش»، «گرفت خوابید»، «دارم می روم». هر سه ساخت دارای ویژگی مشترک هم جواری فعل ها هستند که در آن ها یک فعل نقش اصلی و دیگری نقش فرعی دارد. به همین جهت در پژوهش حاضر ذیل عنوان «فعل های مجاور» مورد بررسی قرار خواهند گرفت. نگارندگان معتقدند دستور نقش و ارجاع با قابلیت هایی که دارد به خوبی می تواند از عهده توصیف و تبیین ساخت فعل های مجاور برآید. در این دستور تمام ساخت های زبانی در سه بُعد نحوی، معنایی و کاربردی (ساخت کانونی) بررسی می شوند. بر این اساس، در جستار حاضر نخست به دسته بندی انواع فعل های مجاور، سپس به بحث پیرامون ویژگی های آن ها می پردازیم. در ادامه بازنمایی نحوی، معنایی، ساخت کانونی و در نهایت، طرح واره ساختی فعل های مجاور در زبان فارسی را ارائه خواهیم داد. بازنمایی نحوی شامل ساخت لایه ای بند، سطح الحاق و نوع پیوند است. بازنمایی معنایی نیز در بردارنده بازنمایی منطقی بندها است. ساخت کانونی نیز اشاره به چگونگی توزیع اطلاع در واحدهای تشکیل دهنده ساخت افعال مجاور دارد. تمامی اطلاعات سه بازنمایی مذکور نیز در قالب طرح واره ساختی ارائه خواهد شد.
فضایِ گفتمان در نمایش نامه افول، نوشته اکبر رادی، با تکیه بر تئوری استعاره های مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فضای گفتمان از جمله کلیدی ترین عناصر موجود در انتقال مفاهیم در هر متن نمایشی است. این مقاله بر آن است به این پرسش پاسخ دهد که استعاره ها چگونه می توانند زمینه گفتمان درباره مسائل اجتماعی و تاریخی باشند و چه کارکردی در نمایشنامه به منزله یک فُرم زبانی دارند. بر این اساس از نظرات جورج لیکاف و زولتان کوچش استفاده کرده و نشان داده ایم که چگونه استعاره ها، که ریشه در زبان و فرهنگ دارند، به شکل گیری فضای گفتمان کمک می کنند. لیکاف و کوچش فضای گفتمان را حاصل تعامل میان ذهن، بدن و بافت فرهنگی که کنشگران در آن حضور دارند، می دانند. بنابراین، در یک متن نمایشی ما با ترکیبی از تعامل میانِ ذهن نویسنده و مخاطب و همچنین، تجربه ها و انتزاع هایِ جسمی و ذهنی هر دو روبه رو هستیم. همچنین، بافتی که در آن نمایش نامه شکل می گیرد و بافتی که در آن نمایش نامه فهم می شود عنصری اساسی است. نتایج به دست آمده در این مقاله نشان می دهد که اکبر رادی با استفاده از استعاره ها و زمینه های فرهنگی و تاریخیِ متن، فضای گفتمانی چندگانه و استنباطی را در نمایشنامه افول پدید آورده است. به این شکل که در یک سطح با استعاره هایِ زبانی روبه رو هستیم که در ساختار متن (دیالوگ ها، اتمسفر و شخصیت پردازی) عمل می کنند و در سطحِ بالاتر با استعاره های مفهومی روبه رو هستیم که از طریقِ برقراری روابط میانِ عینیتِ نمایش نامه و تجربه های مخاطب عمل می کند و فضایِ گفتمان متن را در فضایِ ذهن مخاطب ادغام و فضای گفتمانِ تازه ای را پدید می آورد
On the Representation of Bloom’s Revised Taxonomy in TOEFL iBT and IELTS Academic(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The main objective of this qualitative-quantitative content analysis study was to compare IELTS Academic and TOEFL iBT four modules in terms of the cognition and knowledge dimensions of Revised Bloom’s taxonomy. To this end, two authentic tests including all major modules of speaking, listening, reading, and writing in each domain, namely iBT TOEFL and IELTS Academic exams were analyzed qualitatively and quantitatively. These tests were randomly selected from the collection of authentic tests available in trustworthy resources. The contents of these tests were codified using a coding scheme developed by Razmjoo and Kazempourfard (2012). In this coding scheme, English alphabets and numbers were assigned to levels of cognition and knowledge, respectively. The results indicated that in general TOEFL iBT codes are more inclined toward the higher orders of thinking and knowledge and the codes are not noticeably divergent; while, the majority of the codes in the IELTS Academic test are skewed toward the lower codes of the BRT. This shows the higher stance of the TOEFL iBT test concerning the higher orders of thinking and knowledge in the BRT. A significant difference was also found between the TOEFL iBT and IELTS Academic tests concerning the highest and the lowest levels of BRT.
تأثیر واژگانی زبان فارسی بر کُردی کُرمانجی خراسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبان فارسی در سرزمین وسیع ایران از دیرباز مورد استفاده بوده و به علّت رسایی، شیوایی و سادگی از نظر دستوری و آوایی، مورد توجّه پادشاهان و درباریان بوده و همواره زبان-های ایرانی دیگر را تحت تأثیر قرار داده است. زبان کُردی که یکی از زبان های مهم ایرانی است به سبب نزدیکی به زبان فارسی و همسایگی با آن زبان و رسمی بودن زبان فارسی در بسیاری از مناطق کُردنشین، مانند دیگر زبان های ایرانی، تأثیرات فراوانی را از زبان فارسی پذیرفته است. یکی از گویش های زبان کُردی که در محیطی فارسی زبان، قرار گرفته و احتمال تأثیرپذیری آن گویش از گویش های دیگر کُردی بیشتر است، گویش کُرمانجی خراسانی است که شاخه ای از کُرمانجی شمالی است. مسأله اصلی در این پژوهش، تأثیر واژگانی زبان فارسی بر گویش کُرمانجی خراسانی بوده است و هدف، شناسایی کیفیّت و میزانِ تأثیر زبان فاسی از نظر واژگانی بر کُردی کُرمانجی خراسانی است و در این راستا از روش تحقیق میدانی- کتابخانه ای و ابزار پرسشنامه و مصاحبه بهره گرفته شده است. از بررسی واژگان مشهور و پرکاربرد کُرمانجی خراسانی، این نتیجه، حاصل شده که زبان فارسی بر این گویش، اثرگذار بوده امّا این تأثیرات، اندک بوده است. از مجموع 342 واژه بررسی شده که در گویش کُرمانجی خراسانی رایج است، تعداد 23 واژه آن از زبان فارسی وام گرفته شده است. بر این اساس، نسبت واژگان فارسی در کُرمانجی خراسانی (6.72%) است. در بررسی کنایات و ترکیبات عامیانه نیز این نتیجه به دست آمده است که بعضی کنایات و ترکیبات عامیانه فارسی، عیناً وارد گویش کُرمانجی خراسانی شده و در بعضی موارد، ترجمه آن ها راه یافته است و گاه، معادل فارسی آن ها به گویش کُرمانجی خراسانی ورود پیدا کرده است؛ به این ترتیب، 40% کنایات و ترکیبات عامیانه، از زبان فارسی، وام گرفته شده و 60% کُردی است.