فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۳۲۱ تا ۷٬۳۴۰ مورد از کل ۱۳٬۳۲۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش به تحلیل مکانیزم تأثیر رفتار احساسی سرمایه گذاران و اطلاعات حسابداری بر روی قیمت سهام، بر مبنای مدل ارزیابی درآمد باقیمانده، پرداخته شده است. در پژوهش حاضر با استفاده از داده های شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی یک دوره 6 ساله (1388-1393)، شاخص رفتار احساسی سرمایه گذاران بدست آورده شد و تأثیر رفتار احساسی سرمایه گذاران بر چشم انداز رشد عایدات مورد انتظار و نرخ بازده مورد توقع مورد بررسی قرار گرفته شده است. علاوه بر این، تأثیر مشترک رفتار احساسی سرمایه گذاران و اطلاعات حسابداری بر روی قیمت سهام، از طریق روش همبستگی بررسی شده است. نتایج تجربی پژوهش حاضر نشان می دهد که رفتار احساسی سرمایه گذاران، رشد عایدات مورد انتظار را تغییر می دهد و سپس بر روی قیمت سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران تأثیر می گذارد. هرچند رفتار احساسی سرمایه گذاران بر نرخ بازده مورد توقع تأثیر معنی داری ندارد. همچنین، تقابل اطلاعات حسابداری و رفتار احساسی سرمایه گذاران، قیمت سهام را در نوسانات بالای عایدات توضیح می دهد. لازم به ذکر است، اطلاعات حسابداری هنگامی که عایدات باثبات تر باشد اثرگذاری بیشتری بر قیمت های سهام دارد؛ در حالی که رفتارهای احساسی سرمایه گذاران هنگامی که عدم اطمینان اطلاعاتی بیشتری وجود دارد بر روی قیمت سهام تأثیر بیشتری می گذارد
رتبه بندی عوامل موثر حسابگری ذهنی در تشکیل پرتفوی توسط سرمایه گذاران کم تجربه به کمک تکنیک ویکور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف شناسایی عوامل موثر حسابگری ذهنی انجام گرفته است. جامعه آماری تحقیق حاضر اساتید و دانشجویان و فعالان بازار سرمایه در استان اردبیل تشکیل داده اند. تعداد اعضای جامعه و نمونه در این تحقیق به ترتیب 196 و 130 نفر بودند. برای تجزیه و تحلیل از تکنیک دلفی سه دوری و ضریب کندال و برای رتبه بندی از تکنیک ویکور استفاده شده است. نتایج بدست آمده نشان داد که عوامل لنگر انداختن و تعدیل، خطای دسترسی به اطلاعات، خطای تایید اطلاعات، خطای فرافکنی، اثرهاله ای، احساسات بازار، تصورات خوش بینانه، تئوری افسوس، اثر ناهنجاری قیمت ها، دیدگاه محدود، بر تصمیم سرمایه گذاران بیشترین تاثیر را دارند.
بررسی رابطه نظام راهبری شرکتی و پاداش هیأت مدیره در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظام راهبری شرکتی، سازوکاری است که مشکلات نمایندگی بین مدیران و سهامداران را بهبود بخشیده و توزیع حقوق و مسئولیت ها را در میان ارکان مختلف شرکت مشخص می سازد. در نظام راهبری شرکتی هیأت مدیره یکی از نقش های اساسی را برعهده دارد. تحقیق حاضر به بررسی ارتباط بین نظام راهبری شرکتی و پاداش هیأت مدیره در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می پردازد. بدین منظور از معیارهای مالکیت هیأت مدیره در سهام شرکت، تفکیک وظایف رئیس هیأت مدیره از مدیرعامل، نسبت اعضای غیرموظف هیأت مدیره و اندازه هیأت مدیره به عنوان سازوکارهای نظام راهبری شرکتی، به همراه متغیرهای کنترلی اندازه شرکت و سوددهی استفاده شده است. برای انجام تحقیق از داده های 92 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای سال های 1385تا 1391 استفاده شده است و روش مورد استفاده روش داده های پانلی است. نتایج پژوهش نشان می دهد متغیرهای سودآوری، اندازه شرکت، درصد مالکیت و دوگانگی مسئولیت دارای رابطه مثبت بر پاداش هیأت مدیره بوده و در مقابل متغیرهای اندازه هیأت مدیره دارای ضریب منفی و غیرمعنی دار و متغیر نسبت اعضای غیرموظف هیأت مدیره نیز دارای ضریب مثبت و غیرمعنی دار می باشد. نوع صنعت نیز بر پاداش هیأت مدیره تأثیرگذار می باشد.
بررسی ارتباط بین افشای نسبت های مالی در گزارش های سالیانه و نظام راهبری شرکت(مقاله علمی وزارت علوم)
بررسی اثر تعاملی سرمایه فکری وکارایی سرمایهگذاری بر ارزش شرکت در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه اقتصاد دانش بنیان نشان دهنده انتقالی عظیم از منابع مادی به دانش است. اگرچه نقش و جایگاه داراییهای فیزیکی و مالی به منظور دستیابی به اهداف سازمان را نمیتوان انکار کرد، اما آنچه که اهمیت دارد این است که امروزه دانش، پیشرفت فناوری، روابط خوب با مشتریان، سیستمهای طلاعاتی و ... که سرمایه فکری سازمان را تشکیل میدهند، به عنوان عوامل کلیدی موفقیت در عصر اطلاعات شناخته می- شوند به طوری که میتوان اذعان نمود امروزه سرمایه فکری نقش بسزایی در عملکرد شرکت داشته و بر دستاوردهای مالی همچون، ارزش بازار، سودآوری، بهرهوری و ... موثر میباشد. این پژوهش به بررسی اثر تعاملی سرمایه فکری و اجزای آن و کارایی سرمایهگذاری بر ارزش شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران میپردازد. بدین منظور اطلاعات 105 شرکت طی سالهای 1388 تا 1393 از شرکتهای پذیرفته شده در بورس به عنوان نمونه انتخاب شدند. نتایج حاصل از پژوهش نشان دهنده ارتباط منفی و معنادار بین ضریب ارزش افزوده سرمایه فکری و ارزش شرکت میباشد. در نهایت نتایج بدست آمده بیانگر ارتباط مثبت و معنادار بین اثر تعاملی ضریب ارزش افزوده سرمایه فکری و اجزای آن شامل کارایی سرمایه ارتباطی و ساختاری و کارایی سرمایهگذاری بر ارزش شرکت میباشد. و
ویژگی های کمیته حسابرسی و حق الزحمه حسابرسی: شواهدی از بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کمیته حسابرسی به عنوان یکی از سازوکارهای اصلی حاکمیت شرکتی، وظیفه بررسی برنامه اولیه حسابرسی و تعامل با حسابرسان مستقل در فرایند گزارشگری مالی را بر عهده دارد. از این رو، انتظار می رود بر دامنه حسابرسی و میزان تلاش حسابرس و در نتیجه حق الزحمه حسابرسی اثرگذار باشد. هدف این پژوهش بررسی تأثیر ویژگی های کمیته حسابرسی (شامل تخصص مالی، استقلال و اندازه) بر حق الزحمه حسابرسی است. به همین منظور، داده های مربوط به شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای دوره زمانی 1391 تا 1393 استخراج شدند. آزمون فرضیه های پژوهش به کمک مدل رگرسیونی داده های ترکیبی انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان می دهد که تخصص مالی و استقلال کمیته حسابرسی ارتباط مثبت و معناداری با حق الزحمه حسابرسی دارند. ولی ارتباط معناداری بین اندازه کمیته حسابرسی و حق الزحمه حسابرسی مشاهده نشد. همچنین، در ارتباط با متغیرهای کنترلی استفاده شده در این پژوهش، یافته ها نشان از ارتباط مثبت و معنادار بین اهرم مالی، نسبت حساب های دریافتنی و موجودی کالا، اندازه مؤسسه حسابرسی و تعداد جلسات هیئت مدیره با حق الزحمه حسابرسی دارد.
ساختار سرمایه و نظریه نمایندگی: شواهدی تجربی از بورس اوراق بهادار تهران
حوزههای تخصصی:
بر اساس نظریه نمایندگی، سیاست های تأمین مالی شرکت به صورت مستقیم منافع گروه مدیریت، سهامداران و اعتباردهندگان را تحت تأثیر قرار می دهد. در ادبیات نوین تأمین مالی، تعارض های نمایندگی و اصول راهبری شرکت ها، از عوامل تعیین کننده ساختار سرمایه شرکت ها محسوب می شوند. در رابطه با تعارض های نمایندگی و ساختار سرمایه، دو نوع مصداق شامل تضاد سهامداران و اعتباردهندگان (مرتبط با بدهی) و تضاد مدیران و سهامداران (مرتبط با حقوق صاحبان سهام) وجود دارد. در این پژوهش، اثر ساختار سرمایه بر هزینه های نمایندگی با رویکرد الگو سازی معادلات ساختاری مورد بررسی قرار گفته است. برای اندازه گیری هزینه های نمایندگی به عنوان متغیر وابسته، از متغیرهای مشاهده پذیر نسبت بازده دارایی ها، نسبت به کارگیری دارایی ها، نسبت هزینه های اختیاری و نسبت کیوتوبین استفاده شده است. نسبت اهرم مالی به عنوان متغیر معرف ساختار سرمایه نیز به عنوان متغیر مستقل در نظر گرفته شده است. همچنین، متغیرهای نسبت دارایی های قابل وثیقه گذاری و فرصت های رشد به عنوان متغیرهای کنترلی وارد الگوی پژوهش شده است. جامعه آماری پژوهش را شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1382 الی 1393 تشکیل می دهد. پس از اطمینان یافتن از برازش قابل قبول الگو های اندازه گیری و ساختاری پژوهش، نتایج پژوهش حاکی از آن است که اهرم مالی، اثر منفی و معناداری بر هزینه های نمایندگی دارد.
امکان سنجی طراحی و استقرار هزینه یابی بر مبنای فعالیت (ABC) در صنعت بانکداری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چکیده پیرو تغییرات محیط تجارت، ناشی از رقابت جهانی و تحولات تکنولوژی، بانک ها همانند سایر کسب و کارهای امروزی، با تقاضای روزافزون مشتریان برای محصولات و خدمات متنوع مواجه هستند. به این ترتیب، ضرورت پاسخ گویی به نیاز مشتریان و بقا در این محیط پویا، پیچیده و بسیار متنوع بازارها، بانک ها را وادار می سازد تا به سمت تکنولوژی های جدید و معرفی صدها محصول و خدمت نوین و غیر سنتی روی آورند. مسلم است که حفظ توانایی حرکت در چنین مسیری مستلزم ایجاد ابزارهای دقیق تر برای ارزیابی عملکرد مدیران نسبت به گذشته است. به تبع آن، بدون تعیین «حوزه سود» و آگاهی نسبت به وضعیت سودآوری خدمات، محصولات و مشتریان، اتخاذ تصمیمات مقتضی جهت کسب موفقیت غیر ممکن است؛ لذا به منظور کسب موفقیت و دستیابی به راهی دقیق تر و به صرفه تر برای مدیریت پرتفوی خدمات، محصولات و مشتریان، سیستم هزینه یابی بر مبنای فعالیت به عنوان سیستمی که قادر است تا علاوه بر ارزشگذاری، اطلاعات صحیح و به هنگام در خصوص ارزش افزایی فعالیت ها و شناسایی فعالیت های فاقد ارزش افزوده تامین نماید و درنتیجه موجبات ارتقای عملکرد و سودآوری شرکت ها را فراهم سازد، به بانک ها معرفی شدند. اهمیت پیاده سازی چنین سیستمی محقق را بر آن داشت تا با مطالعه وضعیت کنونی هزینه یابی در صنعت بانکداری کشور و بررسی شرایط، الزامات پیاده سازی سیستم هزینه یابی بر مبنای فعالیت در صنعت نامبرده، به این سوال پاسخ دهند که آیا طراحی و استقرار هزینه یابی بر مبنای فعالیت در بانک های کشور امکان پذیر است یا خیر؟ به این ترتیب، در این پژوهش پس از کسب شناخت نسبت به وضعیت هزینه یابی موجود در بانک ها و تایید امکان استقرار هزینه یابی بر مبنای فعالیت در بانک ها از دیدگاه صاحبنظران و خبرگان این صنعت، طرحی برای استقرار این سیستم در بانک های کشور ایران ارائه شد.
رابطه میان کیفیت گزارشگری مالی و سرعت با استفاده از معیارهای ترکیبی عملکرد پرتفلیو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های حسابداری مالی و حسابرسی سال هشتم بهار ۱۳۹۵ شماره ۲۹
149 - 163
حوزههای تخصصی:
صندوق های سرمایه گذاری مشترک به عنوان یکی از مهمترین نهادهای بازار سرمایه با جمع آوری سرمایه های اندک امّا در سطح وسیع مخاطره سرمایه گذاری را به میزان قابل توجهی کاهش داده و موجب رونق و مدیریت در بازار سهام می شوند. در این میان سرمایه گذاران صندوق ها تلاش می کنند در صندوقی سرمایه گذاری کنند که متناسب با ریسک بازار و ریسک عملیاتی قابل تحمل، بازده بهینه ای کسب کنند. بنابراین سرمایه گذاران جهت انتخاب بهینه صندوق های سرمایه گذاری نیازمند ابزارهایی مانند معیارهای ترکیبی عملکرد پرتفلیو می باشند. در این مقاله با بررسی پنج معیار نسبت شارپ، نسبت ترینر، مدل 3 عامل فاما-فرنچ، آلفای جنسن(معیاری از ارزیابی ریسک در تئوری مدرن پرتفوی) و نسبت پتانسیل مطلوب (معیاری از ارزیابی ریسک در تئوری فرامدرن پرتفوی) مناسب بودن هر یک از آنها را در مقایسه با معیار بازدهی واقعی مورد ارزیابی قرار گرفته است. برای این منظور بر اساس مبانی نظری تحقیق، پنچ فرضیه تبیین و با استفاده از داده های نمونه انتخابی از 20 صندوق مشترک مورد آزمون قرار گرفته اند.
محقق با توجه به استفاده از داده های رتبه ای، فرضیه ها را از طریق آزمون همبستگی و با استفاده از دو آماره ناپارامتریک «ضریب همبستگی رتبه ای اسپیرمن» و« ضریب همبستگی کندال» مورد تجزیه و تحلیل قرار داده است. نتایج این تجریه و تحلیل نشان می دهد که در بازار سرمایه ایران، بین عملکرد صندوق های سرمایه گذاری مشترک بر اساس نسبتهای شارپ، نسبت ترینر، نسبت پتانسیل مطلوب، نسبت جنسن و مدل 3 عامله فاما-فرنچ با نسبت بازده واقعی همبستگی معنی داری وجود دارد. بررسی ضرایب همبستگی آماره های اسپیرمن و کندال حاکی از این است که بیشترین میزان همبستگی با بازدهی واقعی مربوط به نسبت ترینر بوده و کم ترین ضریب همبستگی متعلق به مدل سه عاملی فاما و فرنچ می باشد . بر اساس اولویت نسبت ترینر در رتبه اول، نسبت شارپ در رتبه دوم، نسبت پتانسیل مطلوب در رتبه سوم، نسبت آلفای جنسن در رتبه چهارم و نسبت مدل سه عاملی فاما و فرنچ در رتبه پنجم قرار دارد
Mutual fund Godard as one of the most important capital market institutions. Raise capital with few but large amount of investment risk Significantly reduced and the stock market boom and the management are the fund investors are trying to invest in a fund Market risk and operational risk tolerance that fits, to obtain optimal efficiency so investors need tools such as criteria for selecting investment funds are ranked. In the present study to consider five benchmark Sharpe ratio, treynor ratio, fama-french three- factor model, jensen (a measure of risk assessment in modern portfolio theory) and the desired potential (a measure of portfolio risk assessment in the postmodern theory), to evaluate the suitability of each of these two criteria in comparison with the standard the real return is paid.
For this purpose, based on theoretical principles of research, five hypotheses to explain and use the data sample of 20 mutual funds from December 2009 to December 2011, Hypotheses have been tested. In this study, according to a ranking of the data, through hypothesis testing and correlation using nonparametric statistics, "Kendall's rank correlation coefficient" and "W Kendall statistic." According to results Treyner ratio in the first place, Sharpe ratio in second place, the Optimum Potential ratio in the third, Jensen's alpha ratio in the fourth, and of Fama and French three-factor model is in fifth place.
مقایسه کارایی روش های GARCH و ARCH در پیش بینی ارزش در معرض ریسک جهت انتخاب پرتفولیوی بهینه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر ؛ اندازه گیری و مقایسه ارزش آتی نگهداری پرتفوی در بازه های زمانی کوتاه مدت با توجه به حداکثری بازده و حداقلی ریسک آن سبد می باشد تا سرمایه گذاران و سبد گردان ها با توجه به ارزش پیش بینی شده در اخذ تصمیمات خود مورد ارزیابی قرار دهند. بنابراین جهت محاسبه و ارزیابی میزان نکول پرتفوی صندوق های سرمایه گذاری؛ به کمک تحلیل ارزش در معرض ریسک از مدل های GARCH و ARCH و تکنیک شبیه سازی مونت کارلو استفاده گردید.به این منظور بر اساس اطلاعات جمع آوری شده از پرتفوی صندوق های سرمایه گذرای بورس و اوراق بهادار تهران ابتداء بازده های پرتفوی ها با استفاده از تکنیک شبیه سازی مونت کارلو در نرم افزار Crystal ballشبیه سازی گردید، و سپس با لحاظ نمودن سطح اطمینان 95٪؛ میزان ارزش در معرض ریسک کل پرتفوی های 15 صندوق سرمایه گذاری محاسبه شده است. سپس با استفاده از مدل های GARCH و ARCH و مقایسه نتایج ملاحظه گردید که نه تنها ارزش در معرض ریسک نکول پرتفوی این صندوق ها با استفاده از محاسبات این مدل ها قابل اعتمادتر از محاسبات با استفاده از تکنیک های صرفا تاریخی پارامتریک و ناپارامتریک می باشد بلکه تلفیقی از هر دو روش میتواند به واقعیت نزدیکتر باشد. زیرا که در آن هم از رویکرد بدبینانه و محافظه کارانه مدل ها و هم از رویکرد خوش بینانه شبیه سازی میتوان بهره برد.
The purpose of this article is to measure and compare the future value of maintenance portfolio in short periods of time due to maximum efficiency and minimum risk is that Portfolio until the investors and Stock brokers with respect to the anticipated evaluate your decisions, So to calculate and evaluate the default investment fund portfolio, the value at risk analysis from GARCH and ARCH model and Monte Carlo simulation technique was used. For this purpose, based on information collected from the portfolio fund investments Tehran Stock Exchange, initially portfolio returns using Monte Carlo simulation techniques was simulated in Crystal ball software, and then considering the 95% confidence level, the VaR of a portfolio of 15 investment fund is calculated. Then, using GARCH and ARCH models and compare the results also showed that not only the value of the Fund's portfolio exposed to default risk by extrapolating these models reliable calculations using parametric and nonparametric techniques can be purely historical but a combination of both methods can be closer to reality. Because where both pessimistic and conservative approach models and simulations can be used both optimistic approach.
Keywords: Portfolio Optimization, Risk Management, Value at Risk, Conditional Volatility Generalized Model
روش های اندازه گیری سرمایه فکری و ارزش افزوده اقتصادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، ابتدا سرمایه فکری شرکتهای پدیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران به سه روش مختلف محاسبه شده است. سپس تاثیر هر کدام از ارزش های محاسبه شده را بر ارزش افزوده اقتصادی (EVA) و نسبت قیمت هر سهم به درآمد هر سهم( P/E) بررسی شد. روش مد نظر جهت اندازه گیری سرمایه فکری: مدل ارزش ناملموس محاسبه شده (CVI)، مدل متعارف (IC) و مدل ضریب ارزش افزوده فکری – پولیک (AVIC) می باشد. نمونه شامل ۱۱۱ شرکت برای یک دوره ۶ ساله، طی سالهای ۱۳۹۱ – ۱۳۸۶ به روش رگرسیون پانل دیتا از طریق صفحه گسترده EXCEL و نرم افزار SPSS و Eviews8 مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاصل از آزمون فرضیه اول پژوهش حاکی از رابطه معنا دار و مثبت IC با ارزش افزوده اقتصادی بود. ولی رابطه IC و قیمت به درآمد هر سهم رد شد. فرضیه دوم، فقط در رابطه با، تاثیر CVI و ارزش افزوده اقتصادی تایید شد، و پذیرش فرضیه سوم (رابطه ضریب ارزش افزوده سرمایه فکری (AVIC) و ضریب ارزش افزوده سرمایه مادی و فیزیکی با ارزش افزوده اقتصادی)، و همچنین تاثیر معنا دار و مثبتی بین ضریب ارزش افزوده سرمایه ساختاری و شاخص نسبت قیمت به سود هر سهم وجود دارد.
رتبه بندی شرکت ها بر اساس سنجه های ارزیابی عملکرد با استفاده از تکنیک چند شاخصه TOPSIS و مقایسه معیارهای ارزیابی (شواهدی از بورس اوراق بهادار تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش دارای دو هدف اصلی است؛ اول، رتبه بندی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در هر صنعت بر اساس معیارهای ارزیابی عملکرد و دوم، مقایسه معیارها و در نهایت تعیین بهترین سنجه در ارزیابی عملکرد. در راستای هدف اول، نسبت های مالی سنتی، نوین و همچنین ارزش اقتصادی به عنوان معیارهای ارزیابی عملکرد برای 142 شرکت (1846 سال - شرکت) طی دوره 13 سال (طی سال های 1380 تا 1392) محاسبه شدند. سپس، شرکت های مورد مطالعه بر اساس هر یک از سنجه های مالی به صورت جداگانه و با استفاده از تکنیک TOPSIS و به کمک روش آنتروپی شانون رتبه بندی گردیدند. در پایان، رتبه بندی نهایی بر اساس تجمیع نسبت های مزبور نیز صورت پذیرفت. یافته های مطالعه نشان داد هنگامی که نسبت های سنتی، نوین و ارزش اقتصادی به تنهایی استفاده می شوند، به ترتیب یکی از شرکت های متعلق به صنعت قند و شکر، صنعت استخراج کانی فلزی و صنعت خودرو و ساخت قطعات رتبه اول را به خود اختصاص می دهند، اما هنگامی که تجمیع نسبت های مزبور مورد استفاده قرار گیرد، یکی از شرکت های متعلق به صنعت خودرو و ساخت قطعات حائز رتبه اول است. به منظور دستیابی به هدف دوم پژوهش، فرضیه های مربوط به تعیین با اهمیت بودن تفاوت شاخص های نزدیکی نسبی شرکت ها، بین معیارهای مالی سنتی، نوین و ارزش اقتصادی و همچنین تعیین وجود رابطه و تأثیر بین معیارها با رتبه بندی کل انجام گرفت. در نتیجه از آزمون های فریدمن، ضریب همبستگی اسپیرمن و رگرسیون چندمتغیره استفاده شد. نتایج مطالعه نشان داد که TOPSIS تکنیک مناسبی برای رتبه بندی شرکت هاست و بین شاخص های نزدیکی نسبی معیارهای مالی سنتی، نوین و ارزش اقتصادی اختلاف معنادا ر وجود دارد. افزون بر این، نسبت های مالی نوین و ارزش اقتصادی با یکدیگر رابطه معنادار دارند، ولی این دو نسبت با نسبت های سنتی رابطه معنا داری ندارند. هم چنین، نسبت های نوین، به رتبه بندی کل معیارها نزدیک تر است.
تغییرات مقطعی بازده: نقدشوندگی و اثر ریسک غیرسیستماتیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی اثر نقدشوندگی بر قیمت گذاری ریسک غیر سیستماتیک در پاسخ به چرایی ظهور معمای نوسان پذیری غیرسیستماتیک و آزمون نقدشوندگی به عنوان خاستگاه رابطه ریسک مذکور و بازده مقطعی سهام است. به منظور آزمون اثر مذکور توأمان از رویکردهای تحلیل پرتفوی و الگوی فاما- مک بث (1973) استفاده می گردد. لذا، نمونه ای مشتمل بر شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران انتخاب شده و طی دوره زمانی 1378 تا 1389 مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاصل از پژوهش حاضر ضمن تأیید معمای نوسان پذیری غیرسیستماتیک نشان می دهد توان توضیحی ریسک غیرسیستماتیک به منظور تبیین تغییرات مقطعی بازده سهام متأثر از عامل نقدشوندگی تقویت می گردد. با این حال، تأثیر ریسک غیرسیستماتیک بر بازده سهام در بورس اوراق بهادار تهران مغلوب اثر نقدشوندگی نبوده و شواهدی دال بر انتساب منشأ قیمت گذاری ریسک غیرسیستماتیک به نقدشوندگی یافت نگردید. یافته اخیر حساسیت چندانی نسبت به نحوه اندازه گیری ریسک غیرسیستماتیک، مسأله معاملات اندک (اعمال محدودیت های حداقل روز معاملاتی)و الگوی وزنی محاسبه بازده پرتفوی نداشته و کماکان برقرار است.
تاثیر محافظه کاری حسابداری بر میزان تامین مالی از بانک ها و موسسات مالی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش، رابطه بین محافظه کاری مشروط و نامشروط حسابداری را با میزان تأمین مالی از بانک ها و مؤسسات مالی، در نمونه ای متشکل از 138 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1384 تا 1393 بررسی می کند. همچنین، در این پژوهش، میزان تأثیر محافظه کاری مشروط و نامشروط در اخذ تسهیلات مالی از بانک ها و مؤسسات مالی، مقایسه شده است. به منظور سنجش محافظه کاری مشروط از معیار خان و واتز (2009) و برای اندازه گیری محافظه کاری نامشروط، از معیار بیور و رایان (2000) استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که با افزایش محافظه کاری مشروط و نامشروط، حجم تسهیلات دریافتی شرکت ها از بانک ها و مؤسسات مالی افزایش می یابد. به بیان دیگر، بانک ها و مؤسسات مالی، تمایل بیشتری به اعطای وام به شرکت هایی دارند که درجه بالاتری از محافظه کاری را اعمال می نمایند. همچنین، یافته های پژوهش نشان می دهند که محافظه کاری مشروط نسبت به محافظه کاری نامشروط، تأثیر بیشتری بر حجم تسهیلات دریافتی شرکت ها از بانک ها و مؤسسات مالی دارد.
کشف مدیریت سود از طریق بررسی توزیع تجربی سود(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر با مقایسه توزیع فراوانی تجربی و مورد انتظار یک نمونه، شامل 3394 شرکت-سال از سودهای شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در یک دوره 11 ساله، شواهدی ارائه می دهد که مدیران برای اجتناب از زیان اقدام به مدیریت سود می کنند. بررسی توزیع تجربی سودهای شرکت های عضو نمونه تحقیق که بر جمع دارایی های ابتدای دوره شان تقسیم شده است به لحاظ گرافیکی و آمار استنباطی یک ناهمواری شدید را در فواصل مجاور سود صفر نشان می دهد. در این توزیع، فراوانی سودهای کمتر از پنج هزارم مجموع دارایی ها در حدفاصل راست سود صفر به طور غیرعادی بالا و فراوانی زیان های کمتر از پنج هزارم در حد فاصل چپ آن به طور غیرعادی پایین است که نشان می دهد برخی از شرکت هایی که یک زیان اندک داشته اند آن را به سمت بالا دستکاری کرده اند تا از گزارش زیان اجتناب کنند. بررسی بیشتر نشان می دهد که مدیران به منظور اجتناب از زیان، سود خود را از طریق دستکاری جریان های نقدی عملیاتی و سرمایه در گردش مدیریت می کنند. در این مطالعه، شواهدی در خصوص مدیریت سود به منظور اجتناب از کاهش سود دوره جاری نسبت به سود دوره قبل، یافت نشد.
الگوی جامع گزارشگری مالی متقلبانه در ایران به روش نظریه پردازی زمینه بنیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر در تلاش است با ترکیب روش های تحقیق کیفی با استفاده از رویکرد نظریه پردازی زمینه بنیان و تجزیه و تحلیل اسناد و مدارک، الگوی جامع تقلب در صورت های مالی را در بستر فرهنگی، اقتصادی و حقوقی کشور ارائه نماید. جامعه آماری تحقیق خبرگان صاحب نظر در خصوص پدیده صورت های مالی متقلبانه هستند که با توجه به هدف تحقیق، از روش نمونه گیری گلوله برفی یا زنجیره ای برای مصاحبه انتخاب شده اند. افزون بر مصاحبه های انجام شده، به منظور افزایش اعتبار و جامعیت تحقیق، اسناد و مدارک موجود در خصوص گزارشگری مالی متقلبانه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران به دقت مطالعه، بررسی و تحلیل شده است.
پس از کسب نظر خبرگان و مطالعه دقیق اسناد، مدارک و گزارشات، عامل فشار به عنوان شرط علی گزارشگری مالی متقلبانه شناخته شد. نتایج تحقیق نشان می دهد انگیزه پاداش مدیران، انگیزه سوء استفاده از دارایی ها، هزینه های سیاسی، مقاصد مالیاتی و تحصیل شرکت توسط مدیران نیز بر گزارشگری مالی متقلبانه موثرند. طرح های تقلب در گزارشگری مالی در بستر فرهنگ عمومی، نظام قانونی و استاندارد حسابداری کشور به عنوان شرایط زمینه ای و نظام راهبری شرکتی، کنترل داخلی و کیفیت حسابرسی به عنوان شرایط مداخله گر متولد می شوند. در تحقیق حاضر 25 طرح تقلب در صورت های مالی و اجزاء آن ها شناسایی شده است. افزون بر این، پیامدهای تقلب در گزارشگری مالی در دو سطح صورت های مالی و بازار سرمایه طبقه بندی و تفسیر شده است.
بررسی عوامل مؤثر بر عدم تقارن سرعت تعدیلات در حرکت به سوی ساختار سرمایه بهینه شرکت ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بر طبق نظریه توازن ، شرکت ها برای خود ساختار سرمایه بهینه ای تعیین می کنند ولی به طور معمول از این ساختار سرمایه هدف انحراف پیدا می کنند و برای برطرف کردن انحراف ایجاد شده ساختار سرمایه خود را تعدیل می نمایند. همچنین استدلال می کند که شرکت ها با توجه به ویژگی های خاص خود، با سرعت های متفاوتی به سمت اهرم هدفشان حرکت می کنند. لذا پژوهش حاضر به بررسی عوامل مؤثر بر عدم تقارن سرعت تعدیل ساختار سرمایه در حرکت به سوی ساختار سرمایه بهینه خود در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می پردازد. به این منظور، اطلاعات 124 شرکت در دورة زمانی 1393-1384 گردآوری گردیده و از مدل تعدیل جزئی آستانه ای و روش گشتاورهای تعمیم یافته استفاده گردید. نتایج آزمون فرضیه های پژوهش نشان داد که، شرکت های با اندازه بزرگتر، فرصت های رشد بیشتر، نوسان درآمد بیشتر، سن کمتر و با انحراف کمتر از اهرم هدف نسبت به شرکت های دارای ویژگی ها متضاد با سرعت تعدیل بیشتری ساختار سرمایه خود را تعدیل می کنند. همچنین، تغییر ساختاری سال 1391 و افزایش شدید نرخ ارز به عنوان یک شاخص اقتصادی می تواند منجر به کاهش سرعت تعدیل شود.
گزینش سبد بهینه سرمایه گذاری با به کارگیری مدل توسعه یافته چندهدفه مارکویتز و الگوریتم جست وجوی هارمونی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی دوره ۱۸ پاییز ۱۳۹۵ شماره ۳
483 - 504
حوزههای تخصصی:
مدل مارکویتز یکی از شناخته شده ترین مدل های انتخاب سبد سرمایه گذاری است. در این پژوهش مدل توسعه یافته میانگین نیم واریانس مارکویتز در قالب یک مدل برنامه ریزی غیرخطی چندهدفه عدد صحیح آمیخته با محدودیت های کاردینال، حد آستانه، بخش سرمایه گذاری، آنتروپی و نیز با در نظر گرفتن هزینه معاملاتی پیشنهاد شده است. مدل مسئله دارای ساختاری آمیختاری است. از این رو با توجه به ویژگی NP-hard مسئله، الگوریتم فراابتکاری جست وجوی هارمونی با رویکرد پارتو برای حل مدل به کار گرفته شده است. برای بررسی کاربردپذیری مدل پیشنهادی در مسئله بهینه سازی سبد سهام، با استفاده از اطلاعات قیمت ده سهم پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار در محدوده زمانی فروردین 1390 تا دی ماه 1394، مرز کارای سرمایه گذاری به دست آمد. برونداد مدل نشان دهنده کارایی الگوریتم جست وجوی هارمونی در بهینه سازی مدل پژوهش است. یافته های پژوهش نشان می دهد مدل پیشنهادی توانسته است شرایط انتخاب سبد سرمایه گذاری را به خوبی در نظر بگیرد و یک سبد بهینه سرمایه گذاری را تعیین کند
تشخیص مدیریت سود با استفاده از تغییرات در گردش دارایی و حاشیه سود(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از آنجا که موقعیت اقتصادی شرکتها می تواند در انگیزه مدیران برای دستکاری سود اثرگذار باشد این احتمال وجود دارد که انگیزه های اعمال مدیریت سود در شرکتها متفاوت باشدو همچنین گروه های مختلف به ارزیابی عملکرد شرکت علاقه دارند، بنابراین می توانند برای ارزیابی عملکرد شرکت از تجزیه وتحلیل دوپونت استفاده نمایند. در این مقاله از این نسبت برای تشخیص مدیریت سود استفاده شده است. به همین منظور نمونه آماری متشکل از 71 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران انتخاب شد. به منظور بررسی الگوهای تحقیق، از روش تجزیه وتحلیل رگرسیون چندمتغیره حداقل مربعات معمولی و رگرسیون لجستیک استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که نسبت حاشیه سود/ گردش دارایی در شناسایی مدیریت سود اطلاعات بیشتری نسبت به اقلام تعهدی غیراختیاری ارائه می کند و همچنین تغییر حاشیه سود و گردش دارایی در جهت مخالف به علت مدیریت سود می باشد.
Because of the economic situation of companies can be effective in motivating managers to manipulate earnings, it is likely that the motivation for earnings management practices be different in companies, and since financial advisers, investors, governments and ... to various reasons, are interested to evaluating the performance of company .So different groups for evaluate company performance can use Dupont analysis. Therefore, in this study, this ratio is used to detect earnings management. Sample consists of 100 companies listed in Tehran Stock Exchange for the years 2002 till 2012 was selected. In this research study to evaluate and predict patterns of multiple regression analysis using ordinary least squares and logistic regression were used. Our findings indicate that the ratio ATO / PM at identifying the information of earnings management is more than involuntary accruals, as well as changes in the ATO and PM in the opposite direction is due to earnings management.