ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲۱ تا ۱۴۰ مورد از کل ۱۱٬۳۰۳ مورد.
۱۲۱.

طراحی مدل کسب و کار بانکداری مجازی در ایران با رویکرد سناریونگاری در افق 1415(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۹۵
پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل کسب و کار بانکداری مجازی در ایران با رویکرد سناریونگاری در افق 1415 می باشد. این پژوهش از لحاظ هدف، از نوع تحقیقات کاربردی و از نظر نوع روش، آمیخته می باشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 30 نفر از خبرگان که بصورت نمونه گیری گلوله برفی و در بخش کمی شامل 100 نفر از کارشناسان صنعت بانکداری می باشند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها مصاحبه و پرسشنامه می باشد. تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی نرم افزارScenario Wizard و در بخش کمی، MicMac می باشد. نتیجه فراتحلیل و غربال گری ۶۶ کلان روند و پس از آن نتیجه اثرات متقاطع کلان روند های پیشران بر آینده بانکداری مجازی را انتخاب کرده است. مولفه های مدل کسب و کار بانکداری مجازی بر اساس سناریوهای سازگار با در نظر گرفتن میانگین وزن های محاسباتی در ۴ سناریو بدین ترتیب ارائه شده است: در بین ارزش های پیشنهادی مدل کسب-و کار پیشنهادی برای بانکداری مجازی به ترتیب «بانکداری الکترونیک» و «تسهیل تجارت بین المللی»؛ در بین منابع کلیدی به ترتیب «سامانه های بانکی» و «سرمایه انسانی»؛ در بین معیارهای ساختار هزینه به ترتیب «هزینه توسعه سامانه ها و وب سرویس های بانکی» و «هزینه سرمایه گذاری در منابع انسانی»؛ در بین معیارهای جریان درآمدی به ترتیب «برند/اعتبار» و «درآمد حاصل از ارائه انواع خدمات مالی»؛ در بین معیارهای کانال های ارتباطی به ترتیب «وب سرویس های بانکی» و «باشگاه مشتریان» و در بین معیارهای حوزه مشتریان مدل کسب و کار پیشنهادی برای بانکداری مجازی به ترتیب «مشتریان حقیقی خرد» و «مشتریان حقوقی کوچک» در رتبه های اول و دوم قرار دارند.
۱۲۲.

بررسی تاثیر تفکر طراحی و طراحی های فناورانه در حمایت از اکوسیستم های کارآفرینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۵
هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر تفکر طراحی و طراحی های فناورانه در حمایت از اکوسیستم های کارآفرینی می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی- همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران و کارآفرینان شرکت های دانش بنیان اصفهان به تعداد 150 نفر، که 93 نفر از آنها از طریق فرمول کوکران به عنوان نمونه با روش تصادفی انتخاب شدند. جهت گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه محقق ساخته بر اساس طیف 5 درجه ای لیکرت استفاده شد. روایی محتوایی ابزار توسط متخصصین و خبرگان تایید و برای سنجش پایایی ابزار، روش آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد استفاده قرار گرفته است. با توزیع پرسشنامه، روایی ابزار با سه روش روایی سازه (مدل بیرونی)، روایی همگرا (AVE) و روایی واگرا سنجیده شده است. مقدار AVE برای تمامی متغیرهای باید بزرگ تر از 5/0 باشد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزارSPSS و PLS استفاده شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که کلیه فرضیات پژوهش مورد تایید قرار گرفته است. براین اساس، تلفیق تفکر طراحی و طراحی فناورانه به طور معناداری بر حمایت از اکوسیستم های کارآفرینی تاثیر دارند. این یافته ها بر اهمیت این دو رویکرد در ایجاد و توسعه اکوسیستم های کارآفرینی تاکید می کنند.
۱۲۳.

ارزیابی اهمیت عوامل موثر بر حفظ و گسترش سهم بازار مواد غذایی فرآوری شده در بازارهای جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۱۷
صنعت مواد غذایی فرآوری شده به دلیل تأمین امنیت غذایی، کاهش وابستگی به واردات و ایجاد ارزش افزوده از منابع کشاورزی، نقشی حیاتی در اقتصاد ایران ایفا می کند. اهمیت این صنعت با توجه به شرایط تحریمی و نوسانات اقتصادی، به ویژه از منظر صادرات، دوچندان می شود؛ چرا که صادرات این محصولات، با افزایش درآمدهای ارزی به بهبود تراز تجاری کشور کمک میکند. در فضای رقابتی تجارت جهانی، حفظ و گسترش سهم بازار مواد غذایی فرآوری شده مستلزم شناسایی و تقویت عوامل کلیدی مؤثر بر رقابت پذیری است. بر این اساس، این پژوهش، با رویکردی نوآورانه از نظر روش شناسی و موضوع، با هدف شناسایی و ارزیابی این عوامل در دو مرحله صورت گرفت. در مرحله نخست، دو راهبرد مرور ادبیات و مصاحبه با خبرگان، برای جمع آوری اطلاعات مورد استفاده قرار گرفت و سپس بر اساس فرایند تحلیل محتوای کیفی 16عامل اثرگذار بر حفظ و گسترش سهم بازار شناسایی گردید. در گام بعدی با بهره گیری توأمان از دو رویکرد عینی گرا و خبره محور برای شناسایی میزان اهمیت هر یک از این عوامل تلاش شد. به این منظور با استفاده از روش های فوکام و مِرِک، که از روشهای معتبر و نوین تصمیم گیری چندمعیاره هستند، وزن و اهمیت هر یک از عوامل شناسایی گردید. نتایج نشان داد عواملی همچون نرخ ارز، مشوق های صادراتی، تعهدات ارزی، کیفیت محصولات و انطباق با استانداردهای بین المللی بیشترین نقش را در موفقیت صادرات مواد غذایی فرآوری شده ایفا می کنند.
۱۲۴.

تأثیر مدیریت دانش بر عملکرد استارت آپ با تأکید بر انعطاف پذیری استراتژیک و نوآوری دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۱۵۹
در دنیای پیچیده و رقابتی امروز، شرکت های استارت آپی برای شناسایی فرصت ها و ایجاد نوآوری نیازمند مدیریت دانش قوی و به روز هستند. در این راستا، مدیریت دانش می تواند به استارت آپ ها کمک کند تا با بهره گیری از اطلاعات دقیق و استفاده به موقع از آن، نوآوری های مؤثری ایجاد کنند و در بازار رقابتی بتوانند جایگاه خود را حفظ کنند. ازاین رو، هدف این پژوهش بررسی تأثیر مدیریت دانش بر عملکرد استارت آپ های ایرانی با تمرکز بر نقش میانجی نوآوری دیجیتال و تعدیل گری انعطاف پذیری استراتژیک است که در مطالعات قبلی مورد بررسی قرار نگرفته است. این پژوهش به صورت کمی و از نوع مطالعات کاربردی است. جامعه آماری شامل 1321 شرکت استارت آپی در سطح کشور است. داده ها از طریق پرسشنامه استاندارد و از طریق نظرات مدیران شرکت های استارت آپی جمع آوری شده است. تحلیل داده ها با روش مدل سازی معادلات ساختاری و به صورت حداقل مربعات جزئی مورد ارزیابی قرار گرفته است. یافته ها نشان می دهد که مدیریت دانش تأثیر مثبت و مستقیم بر عملکرد استارت آپ ها دارد. همچنین، نوآوری دیجیتال به عنوان میانجی تأثیر مدیریت دانش را تقویت می کند و انعطاف پذیری استراتژیک نیز این رابطه را به طور مثبت تعدیل می کند. این پژوهش با ارائه یک مدل جدید برای بهبود عملکرد استارت آپ ها، نشان داد که نوآوری دیجیتال و انعطاف پذیری استراتژیک عوامل کلیدی در تقویت اثر مدیریت دانش بر عملکرد این شرکت ها هستند.
۱۲۵.

پژوهش های بین رشته ای در مدیریت(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۱
پژوهش های بین رشته ای در مدیریت پتانسیل بالایی برای ایجاد بینش های نوآورانه و پیشبرد نظریه های مدیریتی از طریق ادغام دانش و روش ها از رشته های مختلف دارد. این مقاله، چالش ها و فرصت های پژوهش بین رشته ای را بررسی می کند و بر نقش آن در پاسخ به مسائل پیچیده اجتماعی تأکید دارد. پژوهش بین رشته ای از طریق نوآوری نظری، پیشرفت های روش شناختی و پژوهش مسئله محور، به خلق نظریه های جدید و حل مسائل چندوجهی کمک می کنند. با این حال، چالش هایی نظیر فقدان انگیزه روشن برای استفاده از نظریه های سایر رشته ها، نبود زبان مشترک بین رشته ای، نظریه پردازی ناکافی و ملاحظات عملی مانند محدودیت زمان و فضا، موانعی برای این نوع پژوهش ایجاد می کنند. برای غلبه بر این چالش ها، توصیه هایی شامل بیان شفاف انگیزه پژوهش، پر کردن شکاف زبانی با توضیح دقیق مفاهیم، نمایش عمق نظریه پردازی از طریق ترکیب و هم افزایی، حفظ وفاداری نظری با استفاده دقیق از منابع رشته های دیگر ارائه شده است. این مقاله با تأکید بر نقش پژوهش بین رشته ای در غنی سازی نظریه مدیریت، بر نیاز به محیط علمی حامی و آگاه به روش ها و نظریه های بین رشته ای برای تحقق مشارکت های تحول آفرین در مدیریت تأکید می کند.
۱۲۶.

طراحی الگوی نوآوری مدل کسب و کار مبتنی بر تجربه مشتری در صنعت پرداخت های الکترونیک (مورد مطالعه: شرکت به پرداخت ملت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۵
اهداف: نوآوری مدل کسب و کار، برای توانایی یک شرکت جهت دستیابی به رشد و دوام بلندمدت حیاتی است چرا که به بهبود ارزش محصولات یا خدمات و یا ارائه این پیشنهادات به مشتریان کمک می کند. هدف پژوهش حاضر، طراحی الگوی نوآوری مدل کسب و کار مبتنی بر تجربه مشتری در صنعت پرداخت های الکترونیک با استفاده از رویکرد نظریه داده بنیاد است. روش پژوهش: روش پژوهش کیفی و رویکرد نظریه داده بنیاد است. ابزارگردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته است. جامعه آماری شامل خبرگان فعال در حوزه نوآوری، برنامه ریزی کسب و کار، توسعه کسب و کار و محصول، مدیریت توسعه خدمات نوین و اعضای VIP باشگاه مشتریان در شرکت به پرداخت ملت تهران بودند. اعضای نمونه از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب و در 12 اُمین مصاحبه به اشباع داده رسیده است. داده ها با نرم افزار مکس کیودا تحلیل و در سه مرحله باز، محوری و انتخابی کدگذاری شد. کدها بیانگر روایت ها، مفاهیم و مقوله های پژوهش بودند که از درون آن الگوی نوآوری مدل کسب و کار مبتنی بر تجربه مشتری استخراج شد. یافته ها: الگوی پارادایمی حاصل بر اساس پدیده محوری متأثر از شرایط علّی و متغیرهای مداخله گر به همراه راهبردهای کنش و واکنش و پیامدها شکل گرفت. نتیجه گیری: استراتژی هایی همانند ارائه خدمات و محصولات تشویقی، افزایش امنیت مشتریان، درک عمیق از مشتری، طراحی تجربه منحصربفرد و تعریف فعالیت های تحقیق و توسعه مداوم می تواند در سطح مشتری به ایجاد نمایه تجربه مشتری، افزایش وفاداری مشتری و افزایش رضایت مشتری و همچنین در سطح کسب و کار به نتایجی همانند تمایز رقابتی، افزایش سهم بازار، کاهش هزینه ها و افزایش درآمد کسب وکارها به ویژه در حوزه پرداخت های الکترونیک منجر شود.
۱۲۷.

شناسایی موانع و ارائه راهکارهای توسعه کارآفرینی ورزشی در استان سمنان: مطالعه ای کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۰۳
مقدمه: در ورزش، فرصت های بی شماری نهفته است و بهره برداری از این فرصت ها، مستلزم وجود افراد خلاق و نوآور و برخورداری از زیرساخت و زمینه مناسب برای بروز و ظهور فعالیت های کارآفرینانه می باشد. از جمله دانش های کاربردی که اخیراً در حوزه علوم ورزشی مطرح شده و قابلیت های آن به عنوان یکی از شاخه های علوم ورزشی مورد توجه پژوهشگران و سیاست گذاران قرار گرفته، کارآفرینی ورزشی است. کارآفرینی ورزشی در سالیان اخیر از رشد سریعی برخوردار بوده و شامل استفاده از دانش فنی، دانش مدیریت کسب وکار، نوآوری، خلاقیت و ریسک پذیری برای ارائه محصولات و خدمات جدید در حوزه ورزش می باشد. ارائه محصولات و خدمات جدید، فرآیندهای جدید، ساختارها و رویکردهای جدید اداری و توسعه کسب وکارهای جدید، از جمله بارزترین نوآوری های قابل طرح در حوزه ورزش است. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف شناسایی موانع و راهکارهای توسعه کارآفرینی ورزشی در استان سمنان به انجام رسید. روش شناسی: این پژوهش با استفاده از پارادایم کیفی و با رویکردی اکتشافی انجام شده و مشارکت کنندگان آن شامل صاحب نظران حوزه کارآفرینی ورزشی، برنامه ریزان و مدیران دستگاه های فعال در سازمان های ورزشی و صاحبان کسب وکارهای شناخته شده به عنوان کارآفرین ورزشی در استان سمنان بودند. نمونه گیری از آن ها به روش هدفمند انجام شد. برای گردآوری داده ها، مصاحبه عمیق با 15 نفر از خبرگان و صاحب نظران صورت گرفت و مصاحبه با آن ها تا جایی ادامه پیدا کرد که اشباع نظری حاصل شد. برای تحلیل داده ها از دو روش در فرآیند تحقیق استفاده شد. در گام اول، مبانی نظری و پیشینه پژوهش به طور عمیق بررسی شد. بدین منظور از روش مرور متون استفاده گردید و مؤلفه ها و متغیرهای مرتبط با توسعه کارآفرینی ورزشی در متون علمی شناسایی شدند و گام دوم، با هدف شناسایی مؤلفه ها و متغیرهای حاصل از مصاحبه با خبرگان و با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی و از طریق فرآیند کدگذاری طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی، انجام گرفت. تأمین روایی و پایایی یافته ها نیز از طریق تکنیک کنترل اعضا، مثلث سازی و خودبازبینی محقق در طی فرآیند جمع آوری و تحلیل داده ها، حاصل شد. یافته ها: در مرحله کدگذاری باز، تعداد 424 کد شناسایی شد. سپس در فرآیند کدگذاری محوری، با بررسی دقیق تر کدهای شناسایی شده، کدها تجمیع و دسته بندی شدند و 44 کد محوری به دست آمد. پس از دسته بندی، تجمیع و تقلیل کدها، در نهایت 10 مورد به عنوان مهم ترین موانع توسعه کارآفرینی ورزشی در استان سمنان شناسایی و مدلی سه بُعدی که شامل ابعاد فردی-رفتاری، ساختاری-مدیریتی و محیطی-زمینه ای است، طراحی شد. موانع اصلی توسعه کارآفرینی ورزشی در استان سمنان را می توان در حوزه های ده گانه شامل فقدان توانایی های کارآفرینانه فردی، نبود برنامه برای توسعه و توانمندسازی افراد، فقدان مهارت های تخصصی کارآفرینانه، فقدان بازاریابی و توسعه محصول، کمبود تعامل و روابط برون سازمانی، ضعف فناوری و انتقال تکنولوژی، فقدان فرهنگ کارآفرینی، نقصان در سیاست گذاری، شرایط نامناسب محیط کسب و کار و کمبود حمایت مالی و تقویت زیرساخت ها برشمرد. نتیجه گیری/ دستاوردها: نتیجه این پژوهش، طراحی مدلی سه بعدی از موانع توسعه کارآفرینی ورزشی در استان سمنان بود. در سطح موانع فردی-رفتاری، برای توسعه کارآفرینی ورزشی می توان پیشنهادهایی از جمله آموزش و توسعه نیروی انسانی توانمند، بهبود کیفیت منابع انسانی، ایجاد نگرش های کارآفرینانه، مشاوره تخصصی برای تشخیص و بهره برداری از فرصت های کارآفرینانه و ارتقاء ویژگی های کارآفرینانه اشاره نمود.
۱۲۸.

تحلیل ابعاد ارز اجتماعی در اکوسیستم بازاریابی دیجیتال: مبتنی بر هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۷۴
پژوهش حاضر به بررسی تأثیر هوش مصنوعی بر ارز اجتماعی در بازاریابی دیجیتال می پردازد. با تحول مفاهیمی مانند هویت، تعلق و وفاداری توسط فناوری های هوشمند، این مطالعه ابعاد نوظهور ارز اجتماعی را تحلیل کرده و چارچوبی نوآورانه برای بهینه سازی استراتژی های بازاریابی در عصر هوش مصنوعی ارائه می دهد. تمرکز اصلی بر نقش هوش مصنوعی در شخصی سازی، پیش بینی رفتار و تولید محتوا است که موجب دگرگونی ارزش های ناشی از تعاملات اجتماعی دیجیتال شده است. این پژوهش با روش کیفی و تحلیل تم انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 16 متخصص در حوزه های بازاریابی، مدیریت و هوش مصنوعی جمع آوری و پس از کدگذاری، تحلیل شدند. فرآیند تحلیل منجر به شناسایی 140 کد اولیه، 20 مضمون سازمان دهنده و 5 مضمون اصلی شد که شامل: تحول ارزش های اجتماعی در فضای دیجیتال، نقش هوش مصنوعی در توسعه سرمایه اجتماعی، تأثیر هوش مصنوعی بر رفتار مصرف کننده، استحکام روابط بلندمدت با مشتریان و تسریع تعاملات دیجیتال بودند. یافته ها نشان می دهند که هوش مصنوعی با بازتعریف ابعاد ارز اجتماعی، تعاملات دیجیتال را غنی کرده و ابزارهایی برای پیش بینی رفتار و تقویت وفاداری ارائه می دهد. با این حال، چالش هایی مانند نقض حریم خصوصی، تعصبات الگوریتمی و کاهش لمس انسانی از موانع اصلی هستند. این پژوهش پیشنهاد می کند که شرکت ها با پیاده سازی سامانه های تحلیل داده، برگزاری دوره های آموزشی و تدوین چارچوب های اخلاقی، این چالش ها را مدیریت کنند تا از مزیت های هوش مصنوعی بهره مند شوند.
۱۲۹.

طراحی و اعتبارسنجی مدل ارزیابی ایده های نو استارتاپی در شرکت های دانش بنیان در حوزه عملکرد بازاریابی و فروش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۵۴
مطالعه حاضر با هدف طراحی و اعتبارسنجی مدل ارزیابی ایده‌های نو استارتاپی در شرکت‌های دانش‌بنیان در حوزه عملکرد بازاریابی و فروش انجام شد. این مطالعه از نظر هدف یک پژوهش کاربردی-توسعه‌ای است و از نظر شیوه گردآوری داده‌ها یک پژوهش توصیفی است با رویکرد پیمایش مقطعی می‌باشد. برای دستیابی به هدف از طرح پژوهش آمیخته اکتشافی استفاده گردید. جامعه مشارکت‌کنندگان شامل خبرگان نظری (اساتید بازاریابی) و خبرگان تجربی (مدیران شرکت‌های دانش‌بنیان) است. با روش نمونه‌گیری نظری و پس از رسیدن به اشباع نظری در نهایت 12 نفر از خبرگان در بخش کیفی مشارکت کردند. در بخش کمی نیز از دیدگاه مدیران و کارشناسان بازاریابی و فروش شرکت‌های دانش‌بنیان استفاده شد و اندازه نمونه با روش تحلیل توان 130 نفر برآورد گردید. نمونه‌گیری بخش کمی با روش خوشه‌ای-تصادفی صورت پذیرفت. تحلیل داده‌ها در بخش کیفی با روش گراندد تئوری در نرم‌افزار Maxqda و در بخش کمی با روش حداقل مربعات جزئی در نرم‌افزار Smart PLS انجام شد. براساس مدل پارادایمی پژوهش مشخص گردید شرایط علی ( خلق ایده‌های نو، نوآوری باز (جذب ایده)، تسهیم و تشریک ایده‌ها و بکارگیری ایده‌های نو) بر پدیده محوری (ارزیابی ایده‌های نو) اثرگذارند. همچنین نتایج نشان داد که پدیده محوری، شرایط زمینه‌ای ( بسترهای بازاریابی دیجیتال و فناورانه و فرهنگ بازاریابی کارآفرینانه و نوآورانه) و شرایط مداخله‌گر (مسائل مالکیت ایده‌های نو) بر راهبردها و اقدامات (استراتژی ارزیابی ایده‌های نو) تاثیرگذارند. در نهایت دستاوردهای پژوهش نشان داد راهبردها و اقدامات مذکور منجر به پیامدها (عملکرد بازاریابی و عملکرد فروش) می‌شوند.
۱۳۰.

تحلیل وضعیت بازاریابی کارآفرینانه باغداری در شهرستان کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۱
بنگاه های کوچک، از جمله واحدهای فعال در بخش کشاورزی، به عنوان نیروی حیاتی اقتصاد مدرن شناخته می شوند. با این حال، بیشتر پژوهش های بازاریابی، بر بنگاه های تجاری کوچک متمرکز بوده و به اهمیت بازاریابی در بخش کشاورزی توجه کمی شده است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل وضعیت بازاریابی کارآفرینانه در بخش باغداری شهرستان کرمانشاه انجام شده است. روش تحقیق توصیفی-پیمایشی بود و جامعه آماری شامل ۳۳۶۲ باغدار در کرمانشاه است. با استفاده از جدول مورگان و نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب، ۳۴۵ باغدار به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده ها از راه پرسش نامه محقق ساخته جمع آوری شد که روایی آن توسط پانل متخصصان و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ (84/0) تأیید گردید. ارزیابی مؤلفه های بازاریابی کارآفرینانه نشان داد که در بین هفت مؤلفه بررسی شده در تمام زیربخش های باغداری، گرایش به مشتری بالاترین رتبه و مطلوب ترین وضعیت را داشت، در حالی که ریسک پذیری کمترین میانگین و ضعیف ترین عملکرد را نشان داد. یافته ها نشان دهنده آن است که با توجه به فعالیت باغداران در محیطی پویا و رقابتی، حفظ مشتری برای بقای آن ها حیاتی است و همین امر توجیه کننده اولویت بالای گرایش به مشتری است. در مقابل، کوچک مقیاس بودن بیشتر باغ ها موجب شده تا باغداران به حداقل سازی ریسک های کسب وکار تمایل داشته باشند، به طوری که به مؤلفه ریسک پذیری کم ترین توجه شده است. نتایج نشان می دهد که برنامه ریزی هدفمند و توجه سیاستی برای ارتقای بازاریابی کارآفرینانه در میان باغداران کرمانشاه ضروری است. از جمله پیشنهاد های کلیدی می توان به موارد زیر اشاره کرد: توسعه خدمات بیمه ای و حمایتی برای کاهش ریسک کسب وکار، ایجاد صنایع تبدیلی به منظور افزایش سود کشاورزان و کاهش ضایعات و برگزاری نمایشگاه های محلی محصولات باغی برای تقویت زیرساخت های مشتری محور. این راهکارها می توانند به طور چشم گیری مؤلفه های بازاریابی کارآفرینانه را در میان تولیدکنندگان بخش باغداری بهبود بخشند.
۱۳۱.

تحلیل ساختار وابستگی بین ریسک های بیمه ای در شرکت سهامی بیمه ایران: رویکرد هم انباشتگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۶۷
پیشینه و اهداف: بررسی روابط بلندمدت و هم انباشتگی میان شاخه های مختلف بیمه برای درک مدیریت ریسک و پایداری مالی در صنعت بیمه اهمیت زیادی دارد و این روابط به دلایلی همچون ماهیت ریسک های مشابه، وابستگی به متغیرهای اقتصادی (مانند نرخ بهره، تورم، یا رشد اقتصادی) و همچنین مدیریت سرمایه مشترک در بلندمدت پدیدار می شوند. در این مطالعه، ساختار وابستگی بین شاخه های مختلف بیمه ای بررسی می شود. روش شناسی: در این مطالعه، ساختار وابستگی بین شاخه های مختلف بیمه ای از روش های هم انباشتگی خطی یوهانسن و هم انباشتگی غیرخطی هنسن و سئو و وجود فرایندهای تعادلی در روابط بلندمدت بین آن ها مورد بررسی می شود. در این راستا مجموعه داده هایی شامل خسارت های ماهانه (بدون بازیافت) حاصل از رشته های بیمه غیرعمر مسئولیت، شخص ثالث و بدنه خودرو به دلیل ماهیت درجه انباشتگی غیر صفر و یکسان آن ها طی دوره ماهانه 1402:12-1390:01 به کار برده شده است. یافته ها: نتایج به وجود حداقل یک بردار هم انباشتگی خطی بین ریسک شاخه های بیمه ای اشاره می کند. اما بررسی وجود روابط غیرخطی بین خسارات سه شاخه بیمه ای در قالب مدل های تصحیح خطای برداری آستانه ای نشان می دهد زمانی که شکاف بین خسارت ها در بیمه های مسئولیت و بدنه کمتر یا بیشتر از مقادیر آستانه ای برآورد شده باشد، تعدیل به سمت تعادل بلندمدت ایجاد می شود، اما فرایند تعدیل در مواردی که شکاف خسارت ها بیشتر از آستانه باشد تعدیل به سمت تعادل بلندمدت با سرعت بیشتری صورت می گیرد. همچنین، اثر تصحیح خطای بسیار قوی تری برای شاخه بیمه مسئولیت نسبت به دو شاخه دیگر وجود دارد. پس از آن بیمه بدنه نسبت به بیمه شخص ثالث تصحیح خطای بالاتری دارد. در نهایت بیمه شخص ثالث از تصحیح خطای بسیارکمتری نسبت به بقیه برخوردار است. نتیجه گیری: بیمه های مسئولیت از ریسک نظام مند بالایی برخوردارند و مجموعه شرایط اقتصادی کشور مانند نرخ های تورم بالا و تنگناهای اقتصادی ناشی از تحریم ها که به کاهش کیفیت خودروها و افزایش خسارات در بخش بیمه های ثالث و بدنه منجر شده است به افزایش ریسک نظام مند در بخش بیمه های مسئولیت نیز می انجامد، زیرا این شاخه از بیمه سرعت تعدیل بالایی در روابط خود با بیمه های ثالث و بدنه دارد. این موضوع در ارتباط با بیمه بدنه نیز صادق است و افزایش خسارات شخص ثالث می تواند ریسک نظام مند بیمه بدنه را نیز افزایش دهد و شکاف بین ریسک های شخص ثالث و بدنه را در بلندمدت از میان بردارد. بنابراین مدیریت ریسک و سرمایه در شرکت های بیمه مستلزم توجه به چنین وابستگی هایی در شاخه های بیمه ای است و مدیریت پرتفوی این شرکت ها بدون توجه به وجود تعدیل در روابط بین ریسک انواع شاخه های بیمه ای می تواند این شرکت ها را در معرض زیان های قابل توجهی قرار دهد.
۱۳۲.

طراحی مدل کسب و کار مبتنی بر آینده نگاری: ارائه و اعتبارسنجی یک مدل مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۷ تعداد دانلود : ۱۵۱
هدف: مدل کسب وکار مفهومی راهبردی است که چگونگی خلق کردن، ارائه دادن و به دست آوردن ارزش را نشان می دهد. اگرچه مدل های کسب وکار، هم زمان با تغییرات محیط تغییر می کنند، برای غلبه بر شتاب تغییرات به نوآوری، پیش دستی، تفکر اکتشافی و آینده گرایی نیاز دارند. نوآوری در مدل های کسب وکار، مستلزم بینش طراحی است. آینده نگاری، فرایندی نظام مند و مشارکتی برای ساختن آینده است که از طریق مشورت، کسب آگاهی و چشم اندازسازی به آینده گرا کردن کسب وکار می پردازد. الگوهای طراحی مدل کسب وکار موجود، به محیط طراحی و آینده توجه اندکی دارند. چارچوب های آینده نگاری موجود نیز، به طراحی مدل کسب وکار توجه کافی ندارند. از این رو بررسی ها نیاز به ارائه مدلی جامع را نشان داد که برای در نظر گرفتن تحولات محیط، عدم قطعیت های موجود و وضعیت های آینده را در طراحی مدل های کسب وکار لحاظ کند. این پژوهش با هدف برطرف شدن شکاف در ادبیات موضوع و ارائه مدل مفهومی طراحی مدل کسب وکار مبتنی بر آینده نگاری انجام شد. روش: پژوهش از نظر جهت گیری کاربردی، از نظر هدف اکتشافی و فلسفه آن پراگماتیسم است و صبغه ترکیبی و رویکرد استقرایی دارد. در بخش نظری با استفاده از روش مرور سیستماتیک، مطالعات پیشین و آثار علمی مرتبط با موضوع پژوهش بررسی، تحلیل و دسته بندی شد. سپس طی یک مطالعه مفهومی با استفاده از بینش های به دست آمده و ترکیب مدل های موجود، مدل مفهومی پیشنهادی طراحی شد. برای اعتبارسنجی مدل، از میان خبرگان آینده پژوهی و مدیریت کسب وکار که جامعه تجربی پژوهش بودند، ۱۲ نفر به روش قضاوتی برای نمونه انتخاب شد. در این مرحله، برای جمع آوری اطلاعات، از ابزار پرسش نامه استفاده شد. روایی محتوای پرسش نامه را خبرگان تأیید کردند و پایایی آن با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ به میزان 768/0 تأیید شد. برای بررسی نرمال بودن داده ها، آزمون کلموگروف اسمیرنف به عمل آمد و بر اساس نتایج داده ها نرمال بود. سپس آزمون T تک نمونه ای برای تحلیل پاسخ ها انجام شد. سامان دهی مدارک و استنادها با استفاده از نرم افزار پژوهیار نسخه ۲ و محاسبه ها با استفاده از نرم افزار اس پی اس اس نسخه ۲۷ انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که در مطالعات گذشته، دسته ای از پژوهشگران به آینده پژوهی در طراحی مدل کسب وکار توجه ناچیزی کرده اند. معدودی از آن ها به برخی جنبه های آینده پژوهی توجه کرده اند، ضمن آنکه به پایداری و فضای طراحی مدل کسب وکار اهمیت بیشتری داده اند. دسته دیگری از پژوهشگران، برخی فنون آینده پژوهی را جعبه ابزار دانسته و از آن استفاده کرده اند. تعداد اندکی نیز به آینده پژوهی و آینده نگاری، به عنوان چارچوبی برای توسعه مدل کسب وکار نگریسته اند؛ اما چارچوب جامعی برای طراحی مدل کسب وکار مبتنی بر آینده نگاری ارائه نکرده اند. ضمن مطالعه مفهومی، فرایند طراحی مدل کسب وکار اوستروالدر و پیگنر و چارچوب آینده نگاری عمومی وروس، مدل های مناسبی برای ادغام و ارائه مدل مد نظر پژوهش تشخیص داده شد. بر همین اساس، مدل مفهومی پیشنهادی برای طراحی مدل کسب وکار مبتنی بر آینده نگاری با ادغام دو مدل مذکور، طراحی و ارائه شد و به تأیید خبرگان رسید. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش، ابتنای طراحی مدل کسب وکار بر آینده نگاری با در نظر گرفتن آینده های گوناگون، نگرش چندسطحی و پیگیری تحقق راهبردها، می تواند نقاط ضعف پژوهش های پیشین و الگوهای موجود را پوشش دهد و به آینده گرا شدن کسب وکارها کمک کند. پیشنهاد می شود طراحان مدل های کسب وکار، در فرایند طراحی، ضمن توجه به شناخت تحولات محیط و آینده های ممکن، برای تحقق مدل کسب وکار متناسب با آینده های بدیل، برنامه ریزی کنند. کاربست مدل پیشنهادی می تواند به این منظور کمک کند. پژوهشگران دیگر می توانند نتایج کاربرد مدل پیشنهادی را ارزیابی و تحلیل کنند.
۱۳۳.

تحلیل کارآفرینی محور کتاب های درسی ابتدایی بر پایه روش ترکیبی تحلیل محتوا و آنتروپی شانون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۵ تعداد دانلود : ۱۲۴
پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان توجه کتب درسی پایه پنجم ابتدایی به پرورش ویژگی های کارآفرینانه دانش آموزان انجام شد. این مطالعه با رویکرد آمیخته، کاربردی و توصیفی-پیمایشی طراحی شد. در بخش کیفی، از تحلیل محتوای عرفی برای شناسایی مؤلفه های کارآفرینی در کتب درسی استفاده شد و در بخش کمی، تکنیک آنتروپی شانون برای اولویت بندی این مؤلفه ها به کار رفت. داده ها با استفاده از نرم افزار اکسل نسخه 2013 تحلیل شدند. نتایج نشان داد که کتب پایه پنجم به مؤلفه های کارآفرینی شامل خلاقیت و نوآوری، انگیزه پیشرفت، ریسک پذیری، مسئولیت پذیری، تحمل ابهام، استقلال طلبی و مرکز کنترل درونی توجه دارند. با این حال، تفاوت هایی در میزان توجه به این مؤلفه ها در کتاب های مختلف مشاهده شد. کتاب های ریاضی و علوم بیشترین توجه را به کارآفرینی داشتند، در حالی که کتاب های قرآن و نگارش کمترین توجه را نشان دادند. همچنین، مؤلفه های خلاقیت و نوآوری، استقلال طلبی و تحمل ابهام بیش از سایر مؤلفه ها مورد تأکید قرار گرفتند، در حالی که انگیزه پیشرفت، مرکز کنترل درونی و ریسک پذیری کمتر مورد توجه بودند. با توجه به اهمیت آماده سازی دانش آموزان برای بازار کار و ضرورت ترویج کارآفرینی، این پژوهش پیشنهاد می دهد که نظام آموزش و پرورش با رویکردی کارآفرینانه بازطراحی شود. این رهیافت مستلزم بازنگری محتوای برنامه های درسی و غیر درسی با تأکید بر پرورش ویژگی های کارآفرینانه است تا دانش آموزان برای آینده ای خلاق و مستقل آماده شوند.
۱۳۴.

تأثیر بریکولاژ بر عملکرد کارآفرینانه پایدار شرکت های کوچک و متوسط: نقش میانجی شناسایی فرصت و نقش تعدیل گر گرایش کارآفرینانه سبز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۳
شرکت های کوچک و متوسط به دلیل محدودیت های منابع، همواره به دنبال راهکارهایی برای بهبود عملکرد خود ضمن بهره برداری از حداقل منابع هستند. در این میان، بریکولاژ کارآفرینانه به عنوان استراتژی خلاقانه و انعطاف پذیر، می تواند به این شرکت ها کمک کند تا بر چالش ها غلبه کنند و به رشد پایدار دست یابند؛ بنابراین، پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر بریکولاژ کارآفرینانه بر عملکرد کارآفرینانه پایدار با در نظر گرفتن نقش میانجی شناسایی فرصت کارآفرینانه و نقش تعدیل گر گرایش کارآفرینانه سبز انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ گردآوری داده ها، توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری پژوهش شرکت های کوچک و متوسط فعال در شهرک های صنعتی شهر تهران بود که از بین آن ها، 110 شرکت با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده های مورد نیاز از طریق پرسش نامه استاندارد گردآوری شدند. برای روایی ابزار از نظرات متخصصان و برای پایایی آن از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. برای آزمون فرضیه ها از روش مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار Smart PLS 4 استفاده شد. نتایج نشان داد که بریکولاژ کارآفرینانه تأثیر مثبت و معناداری بر عملکرد کارآفرینانه پایدار دارد. همچنین، بریکولاژ کارآفرینانه نقش مهمی در شناسایی فرصت های کارآفرینانه ایفا می کند که این متغیر نیز به نوبه خود تأثیر مثبتی بر عملکرد کارآفرینانه پایدار دارد. افزون بر این، نقش میانجی شناسایی فرصت کارآفرینانه در رابطه بین بریکولاژ کارآفرینانه و عملکرد کارآفرینانه پایدار تأیید شد. گرایش کارآفرینانه سبز نیز اثر تعدیل گر در این رابطه دارد، به این معنا که شرکت های با رویکرد سبز بهتر می توانند از بریکولاژ کارآفرینانه برای دستیابی به عملکرد پایدار بهره ببرند. نتایج پژوهش تأکید می کند که ترکیب استراتژی های خلاقانه، شناسایی فرصت ها و در نظر گرفتن ملاحظات زیست محیطی می تواند به موفقیت و پایداری کسب وکارهای کوچک و متوسط کمک کند.
۱۳۵.

الگوی ساختاری تعیین ارزش استارتاپ با تمرکز بر استارتاپ های فینتک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۹
هدف از این پژوهش، ارائه الگویی برای تعیین ارزش استارتاپ ها با تمرکز بر استارتاپ های فینتک است. ادبیات موجود فاقد مدل هایی است که هر دو بُعد کمی و کیفی را برای فینتک ادغام کند که ضرورت انجام این پژوهش را برجسته می سازد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی-تحلیلی و از نظر نوع، پژوهش آمیخته (کیفی-کمی) است. در بخش کیفی با استفاده از تکنیک تحلیل مضمون و مصاحبه با 11 نفر از خبرگان سرمایه گذاری و ارزش گذاری استارتاپ ها که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند، مضامین اصلی و فرعی با استفاده از نرم افزار MAXQDA استخراج شد. در بخش کمی، بر اساس مضامین شناسایی شده، پرسشنامه ای با 199 سوال طراحی و در جامعه آماری متشکل از 220 نفر از مدیران، کارشناسان، بنیان گذاران و مدیران استارتاپ های فینتک، به روش نمونه گیری در دسترس توزیع گردید. داده ها با استفاده از تحلیل عاملی تاییدی به روش حداقل مربعات جزئی در نرم افزار Smart-PLS تجزیه و تحلیل شد. یافته های نهایی شامل 194 کد استخراجی در 24 مضمون فرعی و 6 مضمون اصلی بود که به ترتیب اهمیت عبارتنداز بنگاه کسب وکار، عوامل محیطی، فناوری و نوآوری، ریسک ها، تیم کسب وکار و صنعت مالی. از نتایج، مشخص شد ارزش گذاری استارتاپ ها در حوزه فینتک، برای ذینفعان مختلف اهمیت زیادی دارد. بنابراین، توسعه مدل های ارزش گذاری جامع که به طور خاص برای ویژگی های منحصر به فرد استارتاپ های فینتک طراحی شده اند، ضروری است. این مدل ها باید هم معیارهای کمی و هم عوامل کیفی را ادغام کنند تا یک ارزیابی جامع از ارزش استارتاپ ارائه کنند.
۱۳۶.

ارائه الگوی پارادایمی بازاریابی رابطه ای در نظام بانکی (مورد مطالعه: بانک شهر ، شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۱۱۳
 این پژوهش با هدف ارائه الگوی پارادایمی بازاریابی رابطه ای در بانک شهر، تهران انجام شده است. مطالعه حاضر از نظر هدف کاربردی-توسعه ای و از نظر شیوه گردآوری داده ها یک پژوهش توصیفی است. برای دستیابی به هدف از طرح پژوهش کیفی با رویکرد اکتشافی استفاده شده است. جامعه مشارکت کنندگان پژوهش شامل اساتید بازاریابی و مدیران بانک تهران است که 21 نفر به شیوه نمونه گیری نظری انتخاب شدند. جامعه آماری در بخش کمی نیز شامل مدیران ارشد و معاونین شعب بانک شهر در تهران بود که حجم نمونه با استفاده از قاعده تحلیل توان  کوهن (1992) و نرم افزار G*Power به تعداد 136 نفر برآورد گردید. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه محقق ساخته بود. روایی مصاحبه براساس چهار معیار اعتبارپذیری، انتقال پذیری، تاییدپذیری و اطمینان پذیری تایید شد. پایایی تحلیل کیفی با محاسبه ضریب هالستی به میزان 676/0 و ضریب کاپا 639/0 مطلوب برآورد گردید. تحلیل داده ها در بخش کیفی با روش گراندد تئوری و در بخش کمی با روش حداقل مربعات جزئی انجام شد. براساس مدل پژوهش مشخص گردید شرایط علی (عوامل مدیریتی، عوامل فرآیندی، عوامل ساختاری، تقاضای فناورانه خدمات بانکی) بر پدیده محوری (بازاریابی رابطه ای) تاثیرگذارند. پدیده محوری به همراه شرایط زمینه ای (زیرساخت های فناورانه) و شرایط مداخله گر( چالش پیاده سازی بازاریابی رابطه ای) بر راهبردها و اقدامات (مدیریت ارتباط با مشتری) اثرگذارند. در نهایت راهبردها و اقدامات منجر به حصول پیامدها ( توسعه ارتباطات  و تعاملات بانکی، عملکرد بانکی، حفظ و نگهداشت مشتریان و رشد اقتصادی در صنعت بانکداری ) می شوند.  
۱۳۷.

ارزیابی اثربخشی کمپین های بازاریابی اجتماعی در گردشگری پایدار: رویکرد مبتنی بر یادگیری ماشین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۲
با افزایش چالش های زیست محیطی و فرهنگی ناشی از گردشگری، اهمیت پایداری در این صنعت به طور چشمگیری افزایش یافته است. در این زمینه، بازاریابی اجتماعی به عنوان ابزاری مؤثر برای ترویج رفتار مسئولانه گردشگری و هدایت تغییر اجتماعی به سمت توسعه پایدار ظهور کرده است. ظهور فناوری های پیشرفته، به ویژه یادگیری ماشین، فرصت های جدیدی را برای تجزیه وتحلیل رفتار مخاطبان و پیش بینی اثربخشی کمپین ها ایجاد کرده است؛ بااین حال، هنوز خلأی در ادغام رویکردهای کیفی و کمی در این زمینه وجود دارد. هدف این پژوهش، ارزیابی اثربخشی کمپین های بازاریابی اجتماعی در ارتقای رفتارهای گردشگری پایدار با استفاده از رویکردی ترکیبی است. در مرحله کیفی، تجزیه وتحلیل موضوعی مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 16 متخصص، 23 زیرموضوع را در 6 موضوع اصلی گروه بندی کرد. این موضوعات، توسعه پرسش نامه ای ساختاریافته را شکل دادند و داده های جمع آوری شده از 297 پاسخ دهنده با استفاده از الگوریتم ماشین بردار پشتیبان (SVM) تجزیه وتحلیل شدند. نتایج، دقت و قابلیت تعمیم زیاد مدل پیش بینی را نشان داد و عوامل کلیدی موفقیت کمپین به عنوان تحلیل احساسات، مدل سازی رفتاری و شخصی سازی محتوا شناسایی شدند. چهارچوب پیشنهادی، ابزاری کاربردی برای تصمیم گیری مبتنی بر داده ها در سیاست بازاریابی گردشگری پایدار فراهم می کند. این مطالعه همچنین نشان می دهد که ادغام بینش انسانی با تحلیل الگوریتمی، پایه و اساس قدرتمندی برای طراحی مداخلات بازاریابی هدفمند، اخلاقی و همسو با پایداری ارائه می دهد.
۱۳۸.

بررسی تأثیر محرک های درون فروشگاهی بر خرید هیجانی با توجه به نقش میانجی احساسات آنی و نقش تعدیلگری ارتباط برند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۵ تعداد دانلود : ۱۹۸
هدف: این پژوهش با هدف بررسی تأثیر محرک های درون فروشگاهی بر خرید هیجانی مشتریان با در نظر گرفتن نقش میانجی احساسات آنی و نقش تعدیل گر ارتباط برند در فروشگاه های زنجیره ای افق کوروش شهر گرگان انجام شده است. روش: مطالعه حاضر از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی از نوع پیمایشی می باشد که به دنبال ارائه راهکارهای عملی برای بهبود استراتژی های بازاریابی و فروش در محیط های خرده فروشی است. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه مشتریان فروشگاه های زنجیره ای افق کوروش در شهر گرگان بود که با استفاده از فرمول کوکران، حجم نمونه 384 نفر تعیین گردید. نمونه گیری به روش تصادفی ساده و با رعایت اصول تنوع جمعیت شناختی انجام شد.یافته: یافته های تحقیق نشان داد که محرک های درون فروشگاهی در دو بعد اصلی تأثیرگذار بوده اند: اولاً، عوامل محیطی شامل طراحی فضای فروشگاه، نورپردازی، موسیقی زمینه و چیدمان محصولات که همگی تأثیر معناداری بر ایجاد احساسات مثبت در مشتریان داشتند. ثانیاً، عوامل خدماتی شامل رفتار پرسنل، سرعت خدمات و کیفیت تعاملات که در شکل گیری تجربه خرید نقش کلیدی ایفا می کردند. نتیجه گیری: این مطالعه نشان می دهد که مدیران فروشگاه های زنجیره ای می توانند با تمرکز بر بهینه سازی عوامل محیطی و خدماتی، زمینه را برای ایجاد تجربه های خرید هیجانی فراهم کنند. پیشنهادهای عملی شامل بازطراحی دوره ای فضای فروشگاه، آموزش کارکنان برای تعاملات مؤثرتر، استفاده از نورپردازی و موسیقی مناسب، و چیدمان هوشمندانه محصولات می باشد. همچنین، با توجه به عدم تأثیر تعدیل گری ارتباط برند، به نظر می رسد سرمایه گذاری بر روی برنامه های وفاداری مشتریان در کوتاه مدت تأثیر محدودی بر افزایش خریدهای هیجانی خواهد داشت.
۱۳۹.

Unveiling Spiritual and Cultural Narratives in Tourism: A Thematic Analysis(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۹ تعداد دانلود : ۱۱۷
In a complex geopolitical context, Iran utilizes its rich spiritual and cultural heritage as a fundamental element of its tourism strategy to convey a sophisticated national identity. This research utilizes a qualitative thematic analysis based on Braun and Clarke’s six-step framework, analyzing official promotional materials, academic literature, and content generated by tourists to reveal the prevailing narratives that influence Iran's destination image. The analysis identifies a complex identity systematically built upon four narrative foundations: (1) sacred pilgrimage, which includes Shia, Sufi, and Zoroastrian spiritual journeys; (2) the grandeur of ancient empires, highlighting Achaemenid glory and Silk Road resilience; (3) the artistic soul of prominent cultural cities, notably Isfahan and Shiraz; and (4) the lived experiential aspect of deep hospitality, represented by the practice of Taarof. A key finding is the intentional balancing of Iran's pre-Islamic Persian heritage with its modern Islamic identity, resulting in a unified narrative of a persistent and resilient civilization. These narratives function as critical tools of "soft power," enabling Iran to actively counter singular, often negative, international perceptions. This study presents a framework for analyzing the use of narrative in navigating a contested geopolitical landscape and identifies a critical vulnerability: the strategy's reliance on the preservation of fragile heritage assets. This research offers significant insights for scholars and practitioners, highlighting essential aspects of destination marketing and cultural diplomacy. It illustrates the complex interactions among heritage, spirituality, tourism, and geopolitics in a nation seeking to reshape its global image.
۱۴۰.

ارائه مدل پارادایمی گزاره های ارزش مشتری مبتنی بر افزایش وفاداری مشتریان صنعت خرده فروشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۷
هدف: این مطالعه به ارائه مدل پارادایمی گزاره های ارزش مشتری با هدف افزایش وفاداری مشتریان در صنعت خرده فروشی می پردازد. روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش کیفی است و بر اساس رویکرد داده بنیاد با ماهیت اکتشافی طراحی شده است. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 16 نفر از خبرگان و متخصصان صنعت خرده فروشی زنجیره ای در شهر تبریز جمع آوری شد که با استفاده از نمونه گیری هدفمند انتخاب شده بودند. تحلیل داده ها بر اساس رویه های نظریه داده بنیاد اشتراوس و کوربین انجام شد و مشتمل بر سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی بود. برای اطمینان از روایی و اعتبار مدل، از روش تطبیق با اعضا و بازبینی همکاران استفاده شد و پایایی نیز با روش بازآزمون مصاحبه های نمونه تصادفی مورد ارزیابی قرار گرفت. یافته ها : تحلیل داده ها منجر به شکل گیری چارچوب مفهومی شامل شش مؤلفه مرتبط شد که عوامل علّی (استراتژیک در مقابل عملیاتی و ادراک در مقابل پیشنهاد)، پدیده محوری، عوامل مداخله گر (مشتری، شرکت، ایجاد مشترک و زمینه)، عناصر زمینه ای (شناسایی گزاره های ارزش مشتری رقابتی، توسعه خدمات و تخصیص منابع)، راهبردها (تسهیل خلق ارزش، تعیین اهداف و اندازه گیری گزاره های ارزش مشتری برای دستیابی به مزیت رقابتی) و پیامدها مرتبط با وفاداری مشتری را در بر می گیرد. این چارچوب نشان می دهد که چگونه شرکت ها می توانند گزاره های ارزش مشتری را طراحی و مدیریت کنند تا وفاداری مشتریان را ارتقا دهند و بین پژوهش های علمی و نیازهای عملی صنعت هم افزایی ایجاد کنند. نتیجه گیری : مدل ارائه شده پایه ای عملی برای ادغام مدیریت ارزش مشتری در استراتژی خرده فروشی فراهم می کند و همچنین به پیشرفت نظری و هم به کاربرد صنعتی کمک کرده و بینش های عملی برای افزایش وفاداری مشتری ارائه می دهد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان