محمد عباس زاده

محمد عباس زاده

مدرک تحصیلی: دانشیار و عضو هیأت علمی گروه علوم اجتماعی دانشگاه تبریز
پست الکترونیکی: mabbaszadeh2014@gmail.com

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶۱ تا ۱۷۷ مورد از کل ۱۷۷ مورد.
۱۶۱.

مطالعه جامعه شناختی عوامل زمینه ساز رفتارهای مخاطره آمیز در بین دانش آموزان (مورد مطالعه: دانش آموزان دوره متوسطه دوم شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: استعمال دخانیات دانش آموزان رفتارهای پرخطر سوءمصرف مواد مخدر مصرف مشروبات الکلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۲ تعداد دانلود : ۲۰۶
با توجه به افزایش رفتارهای مخاطره آمیز در بین دانش آموزان کشور و اهمیت دوران نوجوانی و آسیب پذیری نوجوانان در موقعیت های تنش زا، پژوهش حاضر با هدف مطالعه دلایل زمینه ساز رفتارهای پرخطر در بین دانش آموزان صورت گرفته است.پژوهش حاضر، از نظر هدف کاربردی، از نظر زمانی مقطعی و از نظر شیوه اجرا کیفی است. جمعیت آماری پژوهش شامل دانش آموزان دوره متوسطه دوم شهر تبریز در مناطق پنج گانه آموزش و پرورش هستند که 57 نفر از آن ها به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. به منظور اطمینان از حصول اعتبار پژوهش از درگیری مستمر و طولانی مدت، کنترل داده ها توسط برخی از مشارکت کنندگان و جست وجوی توافق بین اعضای تیم تحقیق در روند کدگذاری و تحلیل، عرضه کامل یافته ها و تکنیک تثلیث بهره گرفته شد. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته، گردآوری و با رویه های نظام مند کدگذاری استراوس و کوربین در سه مرحله باز، محوری و انتخابی کدگذاری و تحلیل شدند.براساس تحلیل داده ها، دلایل زمینه ساز رفتارهای پرخطر دانش آموزان شامل عوامل روان شناختی، عوامل خانوادگی، عوامل اجتماعی، عوامل فرهنگی و عوامل آموزشی هستند.دلایل و شرایط فردی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، آموزشی در پدیدآمدن و گسترش رفتارهای مخاطره آمیز دانش آموزان نقش دارند و کاهش هریک از کنش ها نیازمند برنامه ریزی های کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت و اجرای برنامه های متنوع آموزشی در سطح خرد و کلان است.
۱۶۲.

پذیرش هژمونی مردانه و کودک همسری: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کودک همسری خشونت نمادین پدربزرگ سالاری هژمونی مردانه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۱۲۸
کودک همسری یکی از شکل های نظم جنسیتی مردسالارانه ونوعی سرکوب جنسی است که بردختران اعمال می شود،در همین راستا، نوشتاربا هدف واکاوی تجربه زیسته دخترانی بوده است که با پذیرش هژمونی مردانه درسنین 15سال و پایین تر ازدواج زود هنگام داشته اند.برای نیل به این هدف،پژوهش حاضر بر اساس رویکرد کیفی وروش پدیدارشناسی صورت گرفت. اطلاعات از 31 نفر از دانش آموزان دختر بخش صوفیان که درکودکی ازدواج کرده اند با استراتژی نمونه گیری هدفمند وروش گلوله برفی جمع آوری شدند و مصاحبه عمیق نیمه ساخت یافته به عمل آمد.مصاحبه ها با روش کلایزی تحلیل شده است.یافته های پژوهش بامقوله اصلی انفعال و پذیرش هژمونی مردانه شامل زیر مقولات فرعی( تایید نیابتی به مثابه خشونت خاموش، پدربزرگ سالاری، ازدواج فامیلی اجباری، استفاده ابزاری از رسم نشان در قالب خشونت نمادین،تماس فیزیکی با جنس مخالف : حفظ آبرو برای مرد نه برای زن آری!)، بررسی شد که از مولفه های زمینه ساز پذیرش ازدواج زودهنگام تحت استیلای هژمونی مردانه می باشد.
۱۶۳.

حکمرانی فرهنگی، حلقه مفقوده در توسعه سیاسی شهر تبریز؛ یک پژوهش کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: توسعیه سیاسی سرماییه فرهنگی قومیت مرکز-پیرامون روش کیفی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۷ تعداد دانلود : ۱۳۵
دهه هاست که دست یابی به توسعه، یکی از اهداف اساسی کشورها شده است. توسعه، دارای ابعاد متعدد سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، انسانی و ... می باشد. توسعیه سیاسی در شهر تبریز به علت شرایط خاص و فرهنگی، زبانی و قومیتی اهمیت ویژه ای دارد؛ خصوصاً که اطلاعات موجود، ضعف در این حیطه را نشان می دهند. هدف اصلی پژوهش حاضر، شناسایی مفاهیم فرهنگی مؤثر بر توسعیه سیاسی شهر تبریز است. مفاهیم و عوامل متعددی بر توسعیه سیاسی تأثیر دارند؛ ازجمله: سرماییه نهادی، آگاهی، ارزش ها، تصمیمات دولتی و ... که در بخش مرور نظری به مرور این مفاهیم پرداخته شده است. برای شناسایی مفاهیم مؤثر توسعیه سیاسی در شهر تبریز روش کیفی انتخاب شد و با استفاده از تکنیک مصاحبیه نیمه ساختار یافتیه داده ها جمع آوری شد. نمونیه پژوهش شامل 45نفر از متخصصین توسعه و مسئولین شهری دارای سمت اجرایی (مدیران عالی رتبیه شهرداری و استانداری، فرمانداری، اعضای شورای شهر، اساتید دانشگاه، مؤسسان و فعالان سازمان های مردم نهاد (سمن ها و مسئولین ذی ربط) بود. روش نمونه گیری براساس روش مورداستفاده و هدف پژوهش هدف مند بود. برای تجزیه و تحلیل نیز، از کدگذاری سه مرحله ای استفاده شد که عبارتنداز: کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی. یافته های پژوهش نشان داد که متخصصین اعتقاد دارند شهر تبریز ازلحاظ سیاسی به توسعیه قابل قبول دست نیافته است. مصاحبه شوندگان پنج مفهوم را در توسعیه شهر تبریز دخیل می دانند که عبارتنداز: «ضعف رسانه های جمعی»، «سرماییه فرهنگی»، «تبعیض بین مرکز و پیرامون»، «تبعیض های قومیتی» و «تبعیض های جنسیتی». مضمون اصلی این پژوهش «ضعف حکمرانی فرهنگی (اختلال در کارکرد خرده نظام فرهنگی)» می باشد. این یافته ها هم سو با نظریات «لیپست»، «والرشتاین»، «وینر» و نظرییه هویت اجتماعی است؛ درنهایت هم، براساس یافته های پژوهش پیشنهادهایی برای تسهیل دست یابی به توسعیه سیاسی در تبریز ارائه شد.
۱۶۴.

مطالعه جامعه شناختی نقش مداخله گرایانل سرمایه اجتماعی در تأثیرگذاری حکمرانی خوب بر ادراک حق به شهر (مورد مطالعه شهروندان بالای بیست سال شهر ماکو )(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ادراک حق به شهر سرمایه اجتماعی حکمرانی خوب شهری شهر ماکو

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۱۵۰
      مفهوم حق بر شهر جامعه شناس و فیلسوف فرانسوی هانری لوفور (۱۹۶۸ )، به شرح تأثیر منفی اقتصاد سرمایه داری بر شهرها می پردازد. براساس این نظریه شهر تبدیل به کالایی شده است که فقط برای انباشت سرمایه به کار می رود. وی برای معکوس ساختن این پدیده، از برخورداری ساکنان شهر، از شاخص هایی مانند عدالت فضایی، شمولیت اجتماعی، مشارکت شهری، تعلق شهری و ... دفاع می کند. تحقیق حاضر با چنین موضعی به بررسی ادراک حق به شهر در بین ساکنین شهر ماکو پرداخته است. روش تحقیق مورد استفاده، پیمایشی و جامعه آماری تحقیق شامل کلیه شهروندان بالای 20 سال ساکن شهر ماکو به تعداد 33328 نفراست که از این تعداد، 500 نفر طبق فرمول تعیین حجم نمونه کوکران با واریانس به دست آمده از پیش آزمونی به تعداد 50 پاسخگو و به شیوه نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده اند. در بررسی فرضیه های تحقیق رابطه معنادار آماری بین متغیرهای سرمایه اجتماعی و حکمرانی خوب شهری اثبات شد. برای برآورد اثرات غیرمستقیم، مستقیم و اثرات کل متغیرهای مستقل بر متغیر ادارک حق به شهر، از تحلیل مسیر استفاده شد. نتایج نشان داد متغیر حکمرانی خوب به طور مستقیم، 56 درصد و به صورت غیرمستقیم (از طریق سرمایه اجتماعی) 13 درصد و متغیر سرمایه اجتماعی نیز به طور مستقیم، 25 درصد بر متغیر یاد شده، تأثیرگذار است. با لحاظ اثرات کل حکمرانی خوب 69 درصد بر متغیر ادراک حق به شهر تأثیر گذاشت؛ مجموع متغیرهای مانده در مدل رگرسیونی توانستند 53 درصد از تغییرات متغیر ادراک حق به شهر را تبیین نمایند. در تحلیل نهایی تمرکز بر متغیرهای حکمرانی خوب شهری و سرمایه اجتماعی و تقویت آن ها در فضای اجتماعی شهر می تواند به رشد و گسترش اصول و شاخص های حق به شهر منجر گردد.  
۱۶۵.

فهم پیامدهای جسمی و روانی کودک همسری و راهبردهای اتخاذی از سوی کودک همسران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کودک همسری کودک مادری خشونت جنسی مردسالاری خودکشی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۱۶
هدف: ازدواج زودهنگام در همه نقاط جهان دیده می شود و پدیده ای نوظهور نیست. آنچه در رابطه با این موضوع نوظهور است، پیامدهای گوناگون و تاثیر آن بر دخترانی است که به ناچار قربانی کودک همسری شده اند، در همین راستا، این نوشتار با هدف فهم پیامدهای جسمی و روانی کودک همسری و راهبردهای اتخاذی از سوی کودک همسران انجام یافته است. روش : این پژوهش بر اساس رویکرد کیفی وروش پدیدارشناسی صورت گرفت. اطلاعات از 31 نفر از زنان و دانش آموزان دختر بخش صوفیان که تجربه ازدواج در سنین زیر 15 سال را داشته اند، از راه مصاحبه با شیوه نمونه گیری هدفمند گردآوری شدند. اعتبار بخشی یافته های حاصله بر اساس روش های کنترل اعضا و خود بازبینی پژوهشگر بوده است. یافته ها: با ناتمام ماندن دوره کودکی و نوجوانی که حذف مرحله نمایشی را در پی دارد کودک با دنیایی از آرزوهای دفن شده رو به رو است و عدم جامعه پذیری مد نظر مید و در نتیجه نداشتن ادراک منسجم از خود باعث عدم استقلال کودک همسران شده و تحکم مردانه را بر کودک همسران تثبیت می کند، ترک تحصیل، کودک مادری و اجبار به ایفای نقش مادری از جمله پیامدهای مهم ازدواج زودرس است. خشونت در رابطه جنسی از پیامد مهم جسمی است که عدم آگاهی از حقوق جنسی ، کودک همسران را در معرض روابط جنسی خشونت آمیز قرار می دهد. راهبردهای اتخاذی کودک همسران در شش مقوله بررسی شد. مهم ترین آنها طلاق و خودکشی است که راهکار آخر برای فرار از زندگی هست که خودشان انتخاب نکرده اند. بحث: جامعه پذیری در دوران کودکی، نوجوانی و جوانی بسیار مهم است و اگر مراحل آن به درستی طی نشود، پیامدهای نامطلوبی بر جای می گذارد که اصلاح و یا تخفیف آن نه اینکه نشدنی بلکه بسیار سخت می نماید؛ بنابراین، شایسته است در سطوح گوناگون خرد، میانه و کلان از ساختار گرفته تا خانواده ها، آموزش های لازم داده شود. نتیجه گیری: بستر توسعه در گام اول از خانواده شروع می شود؛ اگر در خانواده جامعه پذیری ناسالمی رخ دهد، توسعه نامتوازن در کلیه سطوح فردی و اجتماعی گریز ناپذیر خواهد بود. اصولا سرچشمه تبعیض ها هم، مورد یاد شده است؛ بویژه تبعیض های تک ساحتی ( تبعیض علیه دختران) که در این پژوهش نمودی خاص داشته است.
۱۶۶.

بررسی جامعه شناختی میزان مشارکت دانشجویان در ارزشیابی کیفیت آموزشی و عوامل مرتبط با آن (مورد مطالعه: دانشجویان دانشگاه های تهران، تبریز، اصفهان، علامه طباطبایی، شهید بهشتی، شهید باهنر کرمان، بوعلی همدان و فردوسی مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مشارکت در ارزشیابی کیفیت آموزشی توانمندسازی احساس محرومیت نسبی سرمایه اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۱۲۱
هدف اصلی از اجرای پژوهش حاضر، بررسی میزان مشارکت دانشجویان در ارزشیابی کیفیت آموزشی و عوامل مرتبط با آن است. روش تحقیق، پیمایشی و ابزار اندازه گیری پرسشنامه بوده است. جامعه آماری پژوهش، همه دانشجویان دانشگاه های منتخب (اصفهان، بوعلی سینا، علامه طباطبایی، شهید بهشتی، فردوسی مشهد، تبریز و شهید باهنر کرمان) وابسته به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در سال 1392 به تعداد 152400 نفر بوده که از این تعداد، نمونه پژوهش به تعداد 1356 نفر بر اساس فرمول کوکران و به شیوه نمونه گیری طبقه ای انتخاب شدند. درمجموع، یافته های تحقیق نشان داد که در دانشگاه های منتخب، میانگین مشارکت دانشجویان در ارزشیابی کیفیت آموزشی در حد متوسط به بالا (24/59) بوده است. همچنین بر اساس نتایج تحلیل مسیر، به ترتیب اثرات کل متغیرهای انتظار فایده، توانمندسازی، سرمایه اجتماعی، احساس محرومیت نسبی و کیفیت آموزش دانشگاهی بر متغیر مشارکت در ارزشیابی کیفیت آموزشی معنی دار بوده و متغیرهای یاد شده توانسته اند، 60 درصد تغییرات متغیر وابسته را تبیین کنند.
۱۶۷.

مطالعه عوامل موثر بر توسعه اجتماعی در شهرها (مورد مطالعه: شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: توسعه اجتماعی حکمرانی خوب احساس آنومی سرمایه فرهنگی سرمایه روان شناختی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۳۵
بیان مسئله: غفلت از مسائل اجتماعی و فرهنگی جامعه، زندگی شهری را با مسائل و چالش های پیچیده ای مواجه می سازد. لذا به منظور ارتقا کیفیت زندگی شهری مسائل اجتماعی و فرهنگی همانند: سرمایه اجتماعی، امنیت اجتماعی، اعتماد اجتماعی و... (توسعه اجتماعی) شهروندان در شهرها مورد مطالعه قرار می گیرد.هدف: هدف از پژوهش حاضر، مطالعه رابطه سرمایه فرهنگی، سرمایه روان شناختی، احساس آنومی و حکمرانی مطلوب با توسعه اجتماعی شهروندان استروش: روش تحقیق توصیفی - تحلیلی و برای گردآوری اطلاعات، از روش های اسنادی و ابزار پرسشنامه استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق را کلیه شهروندان شهر تبریز شامل 1593373 نفر تشکیل می دهند. حجم نمونه از طریق فرمول کوکران 384 نفر و به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای توزیع گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و Amos و آزمون های آماری همبستگی پیرسون و مدل سازی معادلات ساختاری انجام گردید.یافته ها: بین سرمایه فرهنگی، سرمایه روان شناختی و حکمرانی مطلوب با توسعه اجتماعی همبستگی معنی دار مستقیمی وجود دارد؛ به طوری که با افزایش سرمایه فرهنگی، سرمایه روان شناختی و حکمرانی خوب، میزان توسعه اجتماعی شهروندان افزایش می یابد. اما بین احساس آنومی و توسعه اجتماعی همبستگی معنی دار معکوسی وجود دارد؛ این بدین معنا است که با افزایش میزان احساس آنومی در بین شهروندان، میزان توسعه اجتماعی آن ها کاهش می یابد.نتیجه گیری: بر اساس نتایج به دست آمده از مدل معادلات ساختاری، سرمایه فرهنگی بر توسعه اجتماعی (39/0) تاثیر دارد و با افزایش میزان سرمایه فرهنگی، میزان توسعه اجتماعی نیز افزایش می یابد. سرمایه روان شناختی (31/0) و حکمرانی خوب (30/0) نیز بر توسعه اجتماعی تاثیر دارند. تاثیر احساس آنومی بر توسعه اجتماعی (24/0-) منفی است و با افزایش میزان احساس آنومی از میزان توسعه اجتماعی کاسته می شود.
۱۶۸.

صلح گروگان روابط قدرت؛ لزوم حکمرانی ملکه گی در کندوی اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حکمرانی روابط قدرت نامطلوب حکمرانی ملکگی روابط قدرت صلح

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۲۷
صلح و قدرت ارتباط پیچیده ای دارند. پژوهش حاضر با هدف کمک به فهم بهتر مفهوم قدرت -به عنوان یک امر کلی و دارای شمولیت در ساحات مختلف زندگی- درکی غیرمتمرکز از قدرت و حکمرانی و پیوند آن با صلح را ارائه می کند. به این ترتیب با نگاهی جامعه شناختی و از لنز فوکو به مفهوم قدرت و حکمرانی می نگرد و نشان می دهد روابط قدرت در ارتباط با صلح در حوزه های مختلف زندگی افراد چگونه عمل می کند. روش تحقیق کیفی از نوع نظرییه زمینه ای است و داده ها به روش نمونه گیری هدفمند و با تکنیک مصاحبیه نیمه ساختاریافته با 43 نفر از دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تبریز در سال 1402 به دست آمد و بعد از جمع آوری داده ها به شیویه کدگذاری مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان می دهد مصاحبه شوندگان صلح را گروگان روابط قدرت و حکمرانی هایی می دانند که در تمام ساحات زندگی آن ها نمود یافته و توسط اشکال و روابط قدرت نامطلوبی از جمله «سلطیه سلاطین قدر قدرت»، «فناوری انضباطی قدرت» و «رژیم های حقیقت حاکم» گروگان گرفته شده است. آنان برای ترمیم این رابطه و دستیابی به صلح به «لزوم واژگونی روابط قدرت»، «شکل گیری روایت» و «جلوه گری مدارا و رواداری» اشاره داشتند. برای خارج شدن از اوضاع پیش رو، توجه به حکمرانی نرم یا به تعبیری «حکمرانی ملکگی در کندوی اجتماعی» به عنوان ضرورت امروز و نیاز فردا احساس می شود.
۱۶۹.

نقش واسطه ای سازه اشتراک دانش در تأثیر گذاری دینداری بر مهارت های شناختی (مورد مطالعه دانش آموزان دوره دوم متوسطه ناحیه یک تبریز 1403-1401)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اشتراک گذاری دانش دینداری مهارت های شناختی دانش آموزان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۰۹
عصر کنونی را عصر شناخت، پسا ارتباطات و فناوری می نامند؛ لذا مطالعه ی جامعه شناسی شناخت و مهارت های شناختی در بین دانش آموزان با توجه به نقش آن در زندگی فردی و اجتماعی آنها، امری ضروری است که به شدت احساس می شود. بر این اساس پژوهش حاضر با روش کمی و استفاده از تکنیک پیمایش با هدف بررسی نقش واسطه ای سازه اشتراک دانش در تأثیر گذاری دینداری بر مهارت های شناختی دانش آموزان انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش را دانش آموزان دوره دوم متوسطه ناحیه یک تبریز تشکیل داده اند. تعداد کل جامعه آماری مورد نیز 9540 نفر دانش آموزان دوره دوم متوسطه دانش آموزان  ناحیه یک تبریز در سال تحصیلی (1402-1401) می باشند که از میان 3837 نفر دانش آموزان پسر و 5703 نفر دانش آموزان دختر با استفاده از فرمول کوکران ( با محاسبه واریانس متغیر وابسته)  تعداد 1163 نفر انتخاب و به روش نمونه گیری خوشه ای مورد پرسش قرار گرفتند. داده های پژوهش از طریق پرسشنامه در قالب طیف لیکرت شش درجه ای، در بازه زمانی سال 1402 گردآوری شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که متغیر وابسته(مهارت های شناختی دانش آموزان) با لحاظ اثرات مستقیم، غیر مستقیم و کل متغیرهای مستقل، از متغیر  اشتراک دانش در مقایسه با متغیر دینداری بیشترتأثیر پذیرفته است. همچنین نتایج حاکی است که اشتراک دانش به نوعی در قدرت توانمندسازی عاملان اجتماعی و در رأس آن دانش آموزان،  نقش بسیار مهمی دارد که خود متأثر از متغیر هایی چون دینداری نیز می تواند  نقش به سزایی در ارتقای مهارت های شناختی دانش آموزان ایفا کند؛ به همین دلیل انتظار می رود مسئولان مربوطه موضوع مطروحه را بیش از پیش مورد توجه قرار دهند.
۱۷۰.

خان ننه، آینه ای برای زمان: بازخوانی جامعه شناختی سرمایه اجتماعی بین نسلی در شعر شهریار(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: شهریار مدرنیته خانواده سرمایه اجتماعی بین نسلی جامعه پذیری هویت نسلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۳۴
هدف: سرمایه اجتماعی به طور عام و سرمایه اجتماعی بین نسلی به طور خاص، از مفاهیم کلیدی در جامعه شناسی محسوب می شوند که با تسهیل ارتباط بین اعضای نسل های مختلف، به تقویت انسجام اجتماعی و تثبیت هویت ملی و فرهنگی کمک می کنند. بر این اساس، هدف این پژوهش، بررسی نقش شعر «خان ننه» اثر استاد شهریار به عنوان ابزاری هنری و ادبی برای انتقال مفاهیم اجتماعی و تقویت پیوندهای بین نسلی در مواجهه با چالش های مدرنیته است. این مطالعه با به کارگیری نظریات جامعه شناختی، در پی نشان دادن این است که چگونه شعر می تواند به عنوان رسانه ای قدرتمند، ارزش های فرهنگی و اجتماعی را میان نسل ها منتقل کرده و در حفظ هویت جمعی در عصر جهانی شدن نقش ایفا کند.  روش شناسی: برای فهم شعر «خان ننه»، با توجه به ضعف روش های تجربی در تحلیل پدیده های پیچیده انسانی و اجتماعی، از روش هرمنوتیک نظری به عنوان یک روش کیفی، استفاده شد. در گام نخست، عواطف و احساسات نهفته در متن شعر بررسی شد، سپس روابط بین بخش های مختلف شعر تحلیل گردید تا ساختار کلی و پیوندهای مفهومی آن درک شود. در ادامه، زمینه های اجتماعی و سیاسی مرتبط با شعر مورد توجه قرار گرفت تا متن در بستر تاریخی و فرهنگی خود تفسیر شود. برای اطمینان از اعتبار و پایایی یافته ها، اقداماتی مانند بازخوانی مکرر متن، توجه به ابعاد مختلف مفاهیم و دریافت بازخورد از خبرگان انجام شد.یافته ها: با توجه به روش شناسی به کارگرفته شده در این مطالعه، یافته ها نشان می دهند، مادربزرگ ها به عنوان محورهای خانواده، نقش مهمی در انتقال فرهنگ، ارزش ها و تجربیات به نسل های بعدی دارند. این انتقال اغلب از طریق ابزارهای نمادین مانند سوغات ها صورت می گیرد. در شعر «خان ننه»، سوغات ها نمادی از انتقال ارزش ها و خاطرات هستند و نشان دهنده نقش مادربزرگ ها در حفظ فرهنگ های محلی هستند. این انتقال ارزش ها با نوستالژی نیز پیوند عمیقی دارد. نوستالژی به عنوان یک احساس مثبت و گذشته محور، به حفظ صمیمیت و تقویت پیوندهای اجتماعی کمک می کند. مادربزرگ ها با بازگو کردن خاطرات گذشته، حس نوستالژی را در نسل های جوان برمی انگیزند و به حفظ هویت های محلی در عصر جهانی شدن کمک می کنند. این نقش مادربزرگ ها در انتقال ارزش ها، به جامعه پذیری دینی نیز گسترش می یابد. آن ها با انتقال آموزه های دینی و مذهبی، نقش مهمی در شکل دهی هویت دینی نسل های بعدی ایفا می کنند. علاوه بر این، مادربزرگ ها در شکل دهی نگرش های فرهنگی نسبت به مرگ نیز تأثیرگذار هستند. آن ها با انتقال نگرش های دینی و فرهنگی درباره مرگ، به نسل های جوان کمک می کنند تا زندگی را با عمق بیشتری درک کنند. در شعر «خان ننه»، این مفاهیم به وضوح دیده می شوند و نشان دهنده نقش مادربزرگ ها در حفظ انسجام خانوادگی و انتقال ارزش ها در عصر جهانی شدن هستندنتیجه  گیری: در عصر جهانی شدن، علیرغم پیشرفت های مادی و فناوری، هویت تاریخی، فرهنگی و جایگاه خانواده تا حد زیادی تضعیف شده اند. این روند، نگرانی هایی جدی درباره گسست نسلی و کاهش سرمایه اجتماعی بین نسلی ایجاد کرده است. شهریار در شعر «خان ننه» با زبانی هنرمندانه، بر ضرورت انتقال و حفظ میراث فرهنگی و اجتماعی تأکید می کند. او با محوریت قراردادن ارتباط پایدار بین نسل ها، هشدارهایی درباره پیامدهای فردگرایی افراطی و نادیده گرفتن ریشه های فرهنگی ارائه می دهد. شهریار در این شعر با نگاهی ژرف نگرانه، هشدار می دهد که بی توجهی به میراث فرهنگی و اجتماعی، بنیان های جامعه را سست کرده و روابط بین نسلی را در معرض خطر قرار می دهد. این دغدغه ها به ویژه در ارتباط با حذف یا کمرنگ شدن کانال های سنتی جامعه پذیری مطرح می شوند. چنین خطری نه تنها هویت خانوادگی نسل ها را تهدید می کند، بلکه می تواند به گسست هویت نسلی و در نتیجه، گسست هویت قومی و ملی منجر شود. از این رو، شعر «خان ننه» به عنوان اثری ادبی و جامعه شناختی، ضرورت بازسازی و تقویت پیوندهای بین نسلی را برای حفظ هویت جمعی در عصر جهانی شدن یادآور می شود
۱۷۱.

بی اعتمادی اجتماعی در اشتراک دانش به مثابه مساله اجتماعی (مورد مطالعه: دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اشتراک دانش اعتماد اجتماعی اعتماد نهادی دانشجویان تحصیلات تکمیلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۹۰
اشتراک دانش یکی از عناصر اصلی مدیریت دانش بوده که نقش پراهمیتی را در محیط دانشگاهی برای تولید و خلق دانش جدید و مزیت های رقابتی بازی می کند. اعتماد اجتماعی مکانیسم تسهیل گری و واسطه ای دراشتراک دانش را دارد. بنابراین، هدف پژوهش حاضر، مطالعه جامعه شناختی بی اعتمادی اجتماعی در اشتراک دانش به مثابه مساله اجتماعی می باشد. روش این پژوهش از نوع توصیفی-پیمایشی بوده و جامعه آماری کلیه دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تبریز که با استفاده از فرمول کوکران و شیوه نمونه گیری طبقه ای متناسب 650 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه های استاندارد اشتراک دانش و اعتماد اجتماعی بوده که با استفاده از نرم افزار Spss  نسخه 22 تجزیه و تحلیل شده است. یافته ها نشان می دهد که اعتماد اجتماعی همبستگی مثبت و معنی داری با اشتراک دانش دارد. نتایج آزمون همبستگی نشان می دهد که مولفه های اعتماد اجتماعی با همه ابعاد اشتراک دانش رابطه مثبت و معنی داری دارند. نتایج آزمون t نشان می دهد که اشتراک دانش برحسب جنسیت تفاوت معنی داری ندارد. نتایج حاصل از رگرسیون حاکی از این است که مولفه های تمایل به همکاری، اعتماد نهادی، صداقت و سن  39 درصد از واریانس اشتراک دانش را تبیین می کند و بعد تمایل به همکاری با ضریب بتای 33/0 بیشترین نقش را دارد. بنابراین، برای افزایش دادن میزان اشتراک دانش در بین دانشجویان تحصیلات تکمیلی بایستی به عوامل تاثیرگذار بر اعتماد اجتماعی در دانشگاه توجه جدی بشود.
۱۷۲.

آسیب شناسی تغییرات در سبک زندگی دختران روستایی (مورد مطالعه: روستای صوفی آذربایجان غربی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سبک زندگی دختران جوان روستای صوفی آسیب شناسی اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۹۲
در دهه های گذشته زندگی مردمان روستایی، دستخوش تغییرات متعددی شده است که نمود و ماحصل نهایی این تغییرات را می توان در سبک زندگی آنان مشاهده نمود. سبک زندگی مجموعه ای از طرز تلقی ها، ارزش ها، شیوه های رفتار، حالتها و سلیقه ها در هر چیزی را در بر می گیرد. سازه یاد شده خود متاثر از زمینه های اجتماعی و فرهنگی متعددی است؛ به همین خاطر در این مقاله تلاش شده است از رویکرد کیفی با تاکید بر پدیدار شناسی  استفاده گردد. در این پژوهش، داده های میدانی با استفاده از تکنیک مصاحبه عمیق، و معیار اشباع نظری در بین دختران جوان 14 تا 26 سال روستای صوفی گردآوری شده اند. یافته ها نشان می دهد که به دلیل افزایش سطح تحصیلات، گسترش رسانه های جمعی و افزایش تحرک جغرافیایی، سبک زندگی دختران روستایی از نظر پوشاک، گذراندن اوقات فراغت، آداب گفتار، مدیریت بدن، و شیوه تغذیه، مشابه با سبک زندگی مدرن دختران شهری متحول شده است. برندگرایی، مدگرایی، و متمایز بودن در لباس، تمایل به فضای مجازی و استفاده از ابزارهای ارتباطی برای گذراندن اوقات فراغت، سنت گریزی و تمایزگرایی در شیوه گفتار، علاقه به غذاهای فست فودی و استفاده از تجهیزات جدید برای طبخ غذا، و اهمیت دادن به مراقبت های آرایشی-بهداشتی و تناسب اندام مهمترین پدیده هایی هستند که در سبک زندگی این دختران مشهود بود. این تغییرات در سبک زندگی دختران روستایی زمینه چالشی جدیدی در برابر سبک سنتی روستایی است. 
۱۷۳.

بررسی جامعه شناختی سهم مولفه های سرمایه اجتماعی در تبیین رفتارهای مخاطره آمیز (مورد مطالعه: جوانان 34-15 شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سرمایه اجتماعی حمایت اجتماعی مشارکت اجتماعی اعتماد اجتماعی رفتار پرخطر جوان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۹۲
پژوهش حاضر با هدف بررسی سهم مولفه های سرمایه اجتماعی در تبیین رفتارهای پرخطر در بین جوانان صورت گرفته است. روش تحقیق پیمایش  و جامعه آماری کلیه افراد واقع در سنین 34-15 سال شهر تبریز به تعداد 579694 نفر است. از این تعداد، 630 نفر با استفاده از فرمول آماری کوکران و شیوه خوشه ای چندمرحله ای به عنوان  حجم نمونه تعیین شدند. جهت گردآوری اطلاعات از  پرسشنامه محقق ساخته و جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از نرم افزارهای SPSS 22 و Smart-PLS استفاده شده است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که همبستگی معکوس و معنی داری  بین تمامی مولفه های سرمایه اجتماعی شامل حمایت اجتماعی، مشارکت اجتماعی، آگاهی اجتماعی، انسجام اجتماعی و اعتماد اجتماعی با بروز رفتارهای پرخطر در سطح معناداری کمتر از 01/0 وجود دارد.  نتایج حاصل از مدل معادلات ساختاری پژوهش نیز نشان داد که متغیرهای حاضر در مدل مسیر توانسته اند 6/17 درصد از تغییرات متغیر وابسته رفتارهای مخاطره آمیز را تبیین نمایند
۱۷۴.

واکاوی تجربه زیسته سالمندان روستای سقزچی از رنج اجتماعی: رویکرد چند وجهی نگری روش شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پدیدار شناسی تفسیری اِتنوگرافی احساس محرومیت رنج تنهایی پزشکی شدن سالمندی خود توانمندسازی سنتی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۸۸
رنج اجتماعی به نوعی در تمامی اداوار زندگی وجود دارد، اما در دوره سالمندی ماهیت آن بسیار متفاوت است. به همین خاطر، پژوهش حاضر با هدف واکاوی تجربه زیسته سالمندان در صدد درک مفهوم رنج اجتماعی دوره سالمندی از نگاه سالمندان بوده است. روش این پژوهش براساس رویکرد چند وجهی نگری روش شناختی با لحاظ اتنوگرافی و پدیدارشناسی تفسیری می باشد؛ شیوه نمونه، نمونه گیری هدفمند بوده و با لحاظ قاعده حداکثر تنوع، اشباع نظری با مصاحبه عمیق و حضور در میدان و مشاهدات میدانی از سالمندان روستای سقزچی حاصل آمده است. در رابطه با انواع رنج اجتماعی مقولاتی چون رنج ناشی از ناتوانی در انجام کارها، بیماری و بدن درد، تنهایی و کم رنگ شدن روابط اجتماعی، احساس محرومیت، حس سر بار بودن و در ارتباط با نحوه کنار آمدن سالمندان با سالمندی مقولاتی چون مراوده با همسایگان، خود توانمندسازی سنتی، دلداری سالمندانه، همجوشی با نوه ها حاصل آمد.
۱۷۵.

مصاحبه گران الگوریتمی و بازاندیشی در تولید دانش: به سوی روش شناسی انتقادی هوشمند در پژوهش های کیفی مبتنی بر هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مصاحبه گر مبتنی بر مدل زبانی پژوهش کیفی سوگیری الگوریتمی کنشگری معرفتی هوش مصنوعی و روش شناسی فوکو کاستلز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۴۳
مقدمه و اهداف: تحولات پرشتاب فناوری های هوش مصنوعی، بازاندیشی در روش های تولید دانش را به ضرورتی انکارناپذیر بدل ساخته اند. در این راستا، حوزه هوش مصنوعی به سرعت در حال پیشرفت و آماده است تا روش های تحقیق ما را متحول کند. یکی از نمودهای بارز این تحول، ورود «مصاحبه گران الگوریتمی» به عرصه پژوهش های کیفی است؛ ابزارهایی که با تکیه بر الگوریتم های پردازش زبان طبیعی، تعاملات شبه انسانی با مشارکت کنندگان برقرار می کنند. مدل های زبانی هوش مصنوعی به دلیل توانایی فوق العاده خود در نوشتن مقاله، طراحی آزمایش ها، توسعه نظریه، رونویسی، ترجمه، تجزیه و تحلیل موضوعی، کدگذاری، خلاصه کردن مقالات، توصیه نشریات و هدایت محققان به مسیر درست، تکمیل جمله و پاراگراف، درک و تولید متنی که به نوشتار انسان شباهت دارد، شناخته می شوند و این ویژگی آنها را به منبعی ارزشمند برای پژوهشگران در حوزه های کیفی تبدیل کرده است. باوجوداین، ورود این ابزارها صرفاً یک پیشرفت تکنولوژیک نیست، بلکه ناظر بر بازتعریف روابط میان انسان، ماشین، قدرت و معرفت است. ازآنجایی که تصور تحقیقات کیفی معاصر و تحلیل داده ها در علوم انسانی و اجتماعی دشوار است، روی آوردن به فناوری های مدرن در تحلیل داده های کیفی مبتنی بر کامپیوتر، چهارچوب های تفسیر ما را شکل می دهد و دیدگاه و درک ما از مسائل پژوهشی را تغییر می دهد. هدف این مقاله، بازاندیشی انتقادی در نسبت میان هوش مصنوعی و تولید دانش در پژوهش های کیفی است؛ با تمرکز ویژه بر مصاحبه گران الگوریتمی و ظرفیت های آنها در برهم زدن یا بازتولید مناسبات معرفتی و اجتماعی. این مقاله می کوشد با تکیه بر نظریه قدرت -دانش فوکو و نظریه جامعه شبکه ای کاستلز، الگویی روش شناختی با عنوان «روش شناسی انتقادی هوشمند» پیشنهاد کند که پژوهشگران را قادر کند نسبت به سوگیری ها، محدودیت ها و ظرفیت های اخلاقی و سیاسی این ابزارها حساسیت نظری و عملی داشته باشند. روش: پژوهش حاضر به بررسی نقش مصاحبه گران الگوریتمی در بازتعریف روابط اجتماعی و ساختارهای قدرت در مطالعات کیفی می پردازد. این تحقیق در دو مرحله تطبیقی - اسنادی و انتقادی هوشمند اجرا شده است. در فاز اول، با ترکیب نظریه های فوکو و کاستلز، چهارچوب نظری برای تحلیل مصاحبه های هوش مصنوعی تدوین شد. نظریه فوکو به تحلیل تأثیرات قدرت ابزارهای الگوریتمی کمک و مدل های زبانی بزرگ مانند ChatGPT منابع جدید قدرت را نمایان می کند. فاز دوم به توسعه رویکرد انتقادی هوشمند اختصاص دارد که به ادغام فناوری های هوش مصنوعی و تحلیل انسانی می پردازد و به پژوهشگران کمک می کند تا به مسائل انسانی و اجتماعی عمیق تر بپردازند. این روش شناسی نوین با استفاده از الگوریتم ها به شفافیت و دقت تحلیل ها می افزاید و زمان تحلیل را کاهش می دهد. همچنین، اعتبار داده ها با تفسیر تحلیل های انسانی تقویت می شود و سوگیری ناشی از تحلیل های انسانی کاهش می یابد. برای سنجش روایی مدل بومی «روش شناسی انتقادی هوشمند»، بررسی هم راستایی چهارچوب تحلیلی با نظریه های قدرت -دانش و جامعه شبکه ای ضروری است. استفاده از ترکیب تحلیل انسانی و الگوریتمی، کدگذاری مشترک و بازبینی نتایج توسط مشارکت کنندگان نیز به اعتبار و پایایی پژوهش کمک می کند. درنهایت، این پژوهش براساس یک  «روش شناسی انتقادی هوشمند بومی» طراحی شد که به پژوهشگران اجازه می دهد تا از تجارب انسانی و قدرت پردازش الگوریتمی در عصر دیجیتال و تحلیل دقیق تر تعاملات اجتماعی به طور هم زمان بهره برداری کنند. این روش شناسی بر اهمیت شفافیت الگوریتمی و سواد داده محور تأکید دارد و پژوهشگران را ترغیب می کند که در تعامل با ابزارهای هوش مصنوعی، به عنوان تولیدکنندگان خلاق دانش عمل کنند. نتایج: یافته ها نشان می دهند که مدل های زبانی بزرگ مانند ChatGPT، می توانند به شکل معناداری غنای پژوهش های کیفی را در مراحلی مانند شناسایی الگوهای پنهان، طراحی سوال، رونویسی، ترجمه، کدگذاری، توسعه نظریه و تولید متن افزایش دهند. باوجوداین، این مدل ها ابزارهایی خنثی نیستند؛ بلکه کنشگرانی معرفتی هستند که قادرند ساختار گفتمان و مسیر تفسیر را تحت تأثیر قرار دهند. همچنین قادرند الگوهای اجتماعی و فرهنگی را شناسایی و درک عمیق تری از ساختارهای قدرت ارائه دهند. یکی از نتایج کلیدی این پژوهش، توانایی مصاحبه گران الگوریتمی در تولید داده های شفاف و مستند است که به پژوهشگران این امکان را می دهد تا روند تحلیل را به راحتی پیگیری و نتایج را مستند کنند. این ویژگی می تواند به افزایش شفافیت و قابلیت اعتماد در پژوهش های کیفی کمک کند و به پژوهشگران اجازه دهد تا با دقت بیشتری به تحلیل داده های پیچیده بپردازند. افزون براین، نتایج نشان می دهند که ترکیب تحلیل انسانی با الگوریتمی می تواند به کاهش سوگیری ها و افزایش دقت در نتایج منجر شود. این ادغام، به ویژه در زمینه های اجتماعی و فرهنگی که تحلیل های عاطفی و زمینه ای اهمیت دارند، می تواند تحولی در درک و تفسیر داده ها ایجاد کند. در نهایت، این پژوهش بر ضرورت بازاندیشی در روش های پژوهش و طراحی رویکردهای جدید در مواجهه با چالش های اخلاقی و اجتماعی مرتبط با استفاده از هوش مصنوعی تأکید دارد. این نتایج می توانند به عنوان مبنایی برای توسعه سیاست های پژوهشی و آموزشی در زمینه استفاده از هوش مصنوعی در تحقیقات کیفی عمل کنند و به بهبود کیفیت و اعتبار پژوهش های اجتماعی کمک نمایند. بحث و نتیجه گیری: پیشرفت های اخیر در فناوری های هوش مصنوعی و داده کاوی تأثیر عمیقی بر روش های پژوهش کیفی و اجتماعی داشته است. این پژوهش به بررسی تأثیر مصاحبه گران الگوریتمی بر پژوهش های کیفی، به ویژه در زمینه های روابط اجتماعی و ساختارهای قدرت و معرفت می پردازد. یافته ها نشان می دهند که مدل های زبانی بزرگ (LLMs) مانند ChatGPT نه تنها به عنوان ابزار تسهیل کننده، بلکه به عنوان کنشگران معرفتی عمل می کنند که در تفسیر داده ها و تولید معنا نقش دارند. این تغییرات به تحول در ساختارهای اجتماعی و روابط انسانی نیز منجر شده است. نظریه های میشل فوکو و مانوئل کاستلز به درک بهتر تأثیرات هوش مصنوعی بر روابط اجتماعی کمک می کنند. فوکو بر نقش قدرت در تعاملات روزمره تأکید دارد و کاستلز اطلاعات را به عنوان منابع جدید قدرت در نظر می گیرد. این پژوهش تأکید می کند که بهره گیری آگاهانه و انتقادی از این ابزارها می تواند دقت و انسجام تحلیل های کیفی را بهبود بخشد، به ویژه در مراحل پیچیده ای مانند رونویسی و تحلیل تماتیک. چهارچوب «روش شناسی انتقادی هوشمند بومی» که پیشنهاد می شود، به پژوهشگران امکان می دهد تا از ترکیب تحلیل انسانی و قدرت پردازش الگوریتمی بهره برداری کنند و در تعامل با این ابزارها، به تولیدکنندگان خلاق دانش بدل شوند. درنهایت، این پژوهش بر ضرورت بازتعریف نقش پژوهشگر و طراحی ساختارهای جدید برای مستندسازی تعاملات انسان - ماشین تأکید می کند و بر اهمیت رویکردهای انتقادی و مسئولانه در استفاده از هوش مصنوعی در تحقیقات اجتماعی تأکید دارد.
۱۷۶.

بررسی عوامل سرمایه ای مؤثر بر تجارت اجتماعی (مورد مطالعه: شهروندان بالای 20 سال شهر جلفا)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تجارت اجتماعی سرمایه اجتماعی سرمایه فرهنگی سرمایه اقتصادی سرمایه نمادین شهر جلفا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۷۰
تجارت اجتماعی را می توان جدیدترین و بروزترین شاخه از تجارت الکترونیک به حساب آورد که برآیند و نتیجه رشد فناوری دیجیتال و گسترش روزافرون توسعه شبکه های اجتماعی در جهت ایجاد ارتباط با ابزارهایی مانند اینستاگرام، واتساپ، فیس بوک، و...در بستر وب است. این مطالعه با هدف بررسی عوامل سرمایه ای مؤثر بر تجارت اجتماعی در بین شهروندان بالای 20 سال شهر جلفا انجام شده است . روش پژوهش پیمایش و جامعه آماری شهروندان بالای 20 سال شهر جلفا می باشد که براساس فرمول کوکران و نمونه گیری خوشه ای، 400 نفر به عنوان نمونه آماری برای مطالعه انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسش نامه جمع آوری و از طریق نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. پرسش نامه ها براساس شیوه نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای به محلات مختلف شهر توزیع شد. براساس یافته های تحقیق میانگین تجارت اجتماعی 3.43 با انحراف معیار 58/0 و میانگین سرمایه اجتماعی 28/3، فرهنگی،47/3، اقتصادی 09/3 و نمادین 9/3 می باشد. همچنین رابطه آماری بین سرمایه اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و نمادین با تجارت اجتماعی تأیید شد. در آزمون رگرسیون سرمایه فرهنگی بیشترین تأثیر را بر تجارت اجتماعی گذاشت. در تحلیل نهایی نقش مهم و کلیدی عوامل سرمایه ای در گسترش میزان تجارت اجتماعی خصوصاً در شهرهای تجاری باعث ایجاد چشم انداز جدیدی در بررسی روابط بین این متغیرها با تجارت اجتماعی خواهد شد. همچنین نتایج پژوهش نشان داد که در صور جدید تجارت به ویژه تجارت اجتماعی، سرمایه های فرهنگی و اجتماعی در میدان تجارت نقش اساسی را ایفا می کند. فلذا برخلاف شکل کلاسیک تجارت که تاکید اساسی روی سرمایه اقتصادی بود در تجارت اجتماعی بایستی در کنار سرمایه اقتصادی به سرمایه فرهنگی و اجتماعی هم مجهز بود. 
۱۷۷.

گونه شناسی نظام فکری و عملی بی بی مریم بختیاری در مواجهه با علل عقب ماندگی جامعه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بی بی مریم بختیاری ایل بختیاری حکومت قاجار عقب ماندگی نظام فکری استبدادستیزی استعمار ستیزی زنان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۹
بررسی اندیشه و عملکرد بی بی مریم بختیاری به عنوان یکی از زنان مبارز وطن پرست و مشروطه خواه و به عنوان یکی از پیشگامان خاطره نویسی با خاستگاه ایلی در عصر قاجار حائز اهمیت است. گفتمان فکری بی بی مریم در کتاب خاطراتش حول دو مسئله یا دو محور استقرار یافته است، یکی افشاگری و مخالفت بر ضد استبداد حکومت قاجار و دفاع از آزادی و دیگری تشریح عقب ماندگی های ایران و بختیاری و بررسی علل و عوامل آن است. به همین دلیل در کتاب خاطراتش بارهاوبارها از لزوم و ضرورت نوگرایی و ترقی در ایران سخن گفته، آزادی را ستوده و به تقبیح استبداد قاجاری پرداخته است. بی بی مریم نه تنها با زبانی تند و شجاعانه از بی اطلاعی، بی قانونی، وحشیگری و نحوه اداره کشور و رسم و رسومی که باعث «وابستگی» و «بدبختی» ایران شده انتقاد کرده است؛ بلکه به صورت عملی نیز به مبارزه و مخالفت با عوامل اصلی این عقب ماندگی، یعنی «استبداد» و «خونریزی» سلطنت قاجار و «استعمار» روس و انگلیس به عنوان دو قدرت مهم استعماری آن روزگار اقدام نموده است. بنحوی که در واقعه فتح تهران بی بی مریم خود شخصاً تفنگ به دست گرفت و با قزاق ها جنگید. در دروان جنگ جهانی اول نیز به دنبال فتاوی علماء و تصمیم آزادیخواهان برای دفاع از ایران به صف مخالفان روس و انگلیس پیوست. لذا این مقاله تلاش دارد سیمای فکری و همچنین نحوه رویارویی عملی بی بی مریم با علل عقب ماندگی و کهنه گرایی و ارتجاع ایران را به شیوه تحقیقات تاریخی با کمک منابع تاریخی و مطالعات کتابخانه ای، علی-الخصوص با تکیه بر کتاب خاطرات سردار بی بی مریم بختیاری استخراج و توصیف و تحلیل نماید.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان