رهیافتی نو در مدیریت آموزشی

رهیافتی نو در مدیریت آموزشی

رهیافتی نو در مدیریت آموزشی سال دوازدهم مهر و آبان 1400 شماره 4 (پیاپی 50)

مقالات

۱.

مدل یابی ساختاری آمادگی کارکنان اداره کل آموزش و پرورش برای تغییر سازمانی بر اساس نوع فرهنگ سازمانی با نقش واسطه ای سایش اجتماعی: استان فارس

تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۸
مقدمه و هدف : هدف کلی از انجام این پژوهش، مدل یابی ساختاری آمادگی کارکنان برای تغییر سازمانی بر اساس نوع فرهنگ سازمانی با نقش واسطه ای سایش اجتماعی بود.   روش شناسی: این پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه ی آماری پژوهش شامل همه کارکنان اداره کل  آموزش و پرورش استان فارس (340 نفر) بود که با استفاده از جدول مورگان و روش نمونه گیری تصادفی ساده 181 نفر به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند و از بین آن ها 102 نفر به پرسشنامه ها پاسخ کامل دادند و در این پژوهش مورد استفاده قرار گرفت. داده های میدانی پژوهش با استفاده از پرسشنامه ی نوع فرهنگ سازمانی، سایش اجتماعی و آمادگی برای تغییر گردآوری شد که پس از محاسبه و تأیید روایی (تحلیل گویه) و اعتبار (از نوع همسانی درونی) پرسشنامه ها، توزیع شدند. به منظور تحلیل داده ها از آمار توصیفی و استنباطی با نرم افزار Spss و Amos استفاده شد.   یافته ها:   نتایج نشان داد از نظر کارکنان نوع فرهنگ سازمانی غالب در محل کارشان، از نوع فرهنگ سازمانی منفعل می باشد. وضعیت سایش اجتماعی و آمادگی کارکنان برای تغییر در حد متوسط بود. مدل معادله ساختاری نشان داد که در حالی که ارتباط مستقیم و معناداری بین فرهنگ سازمانی سازنده با آمادگی کارکنان برای تغییر وجود داشت، اما این رابطه با نقش واسطه ای سایش اجتماعی معنادار نبود. به علاوه، در حالی که ارتباط منفی معناداری بین فرهنگ سازمانی تهاجمی با آمادگی کارکنان برای تغییر وجود داشت، اما این رابطه با نقش واسطه ای سایش اجتماعی معنادار نبود. در نهایت، ضمن اینکه رابطه ی مستقیم و معناداری بین فرهنگ سازمانی منفعل و آمادگی کارکنان برای تغییر وجود داشت، این رابطه با نقش واسطه ای سایش اجتماعی نیز معنادار بود.   نتیجه گیری: نتیجه حاصل از این پژوهش نوعی چارچوب کلی برای مدیران آموزشی به منظور تلاش جهت ایجاد آمادگی برای تغییر در کارکنان از طریق تجدید نظر در ساختارهای آموزشی، توسعه ی فرهنگ سازمانی پویا و شناسایی، کنترل و مدیریت رفتارهای سایشی را فراهم می آورد.
۲.

بررسی رفتارهای فرانقش میان فردی در نظام آموزشی: تبیین نقش انگیزه خدمت عمومی، حمایت همکاران و ظرفیت ماموریت

تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۱۹
مقدمه و هدف: بهره گیری از کارکنانی که دارای روحیه خدمت به جامعه و برخوردار از انگیزه خدمت عمومی اند می تواند نقش مهمی در کارآمدی و اثربخشی خدمات عمومی داشته باشد. لذا هدف از این مطالعه تحلیل تاثیر انگیزه خدمت عمومی و حمایت همکاران بر رفتار شهروندی میان فردی از طریق ظرفیت ماموریت و تعهد سازمانی است.روش شناسی: روش پژوهش در این تحقیق توصیفی از نوع همبستگی است که از روش مدل یابی معادلات ساختاری برای آزمون فرضیات و برازش م دل اس تفاده می کند. نمونه آماری پژوهش، شامل151 نفر از کارمندان سازمان آموزش و پرورش شهرستان جیرفت است که با استفاده از روش سرشماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه استاندارد است که روایی صوری و محتوایی آن با نظرخواهی از استادان فن و بکارگیری پرسشنامه استاندارد و روایی سازه با استفاده از تحلیل عاملی تاییدی و نیز پایایی پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ مورد تایید قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS22 و AMOS22  استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که انگیزه خدمت عمومی و حمایت همکار از طریق میانجی گری متغیرهای ظرفیت مأموریت و تعهد سازمانی بر رفتار شهروندی میان فردی اثر غیرمستقیم دارند. نتیجه گیری: پیشنهاد می شود سازمان های دولتی مانند آموزش و پرورش در فرایند برنامه ریزی و مدیریت منابع انسانی خود به ویژه سازوکارهای لازم برای انجام فعالیت های فرانقش و داوطلبانه به منظور استفاده بیشتر از کارکنان با انگیزه خدمات عمومی در جهت افزایش کارایی و اثربخشی خدمات و رضایت بیشتر ارباب رجوع استفاده کند. علاوه بر این سازمان های دولتی باید شرایطی را فراهم سازند تا کارکنان از طریق تعامل و همکاری متقابل و حمایت از یکدیگر، رفتار شهروندی را در سازمان خود تقویت بخشند و در نهایت با افزایش تعهد کارکنان، ظرفیت آنان را در جهت خدمات بهتر به ارباب رجوع بهبود بخشند.
۳.

شناسایی مؤلفه های آموزش کارآفرینی زنان بر اساس استانداردهای سازمان بین المللی کار در ایران

تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۱۹
هدف از اجرای این پژوهش شناسایی مؤلفه ها و ویژگی های خاص آموزش کارآفرینی زنان بر اساس استانداردهای سازمان بین المللی کار در ایران بود. روش پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ روش کیفی- تحلیل محتوا بود. جامعه آماری پژوهش، اساتید دانشگاهی، مدیران و کارشناسان خبره آموزشی با تجربیات کافی و موفق وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی بودند که تعداد 20 نفر از این جامعه آماری برای نمونه تحقیق انتخاب شدند. نمونه گیری در این پژوهش با روش گلوله برفی انجام شد و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. از این رو، انجام مصاحبه با خبرگان پس از انجام 20 مصاحبه متوقف گردید. گردآوری داده های کیفی از طریق مصاحبه های عمیق با سوالات باز انجام گرفت. در بخش کیفی برای تعیین روایی، براساس هشت راهبرد کرسول  (2007) و برای بررسی پایایی، از روش توافق درون موضوعی دو کدگذار ( وال، 2007) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده های حاصل از مصاحبه ها با استفاده از کدگذاری با رویکرد باز و محوری صورت گرفت و به این منظور از نرم افزار MAXQDA 2018 استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد: آموزش کارآفرینی زنان بر اساس استانداردهای سازمان بین المللی کار شامل مؤلفه های "پیش نیازهای آموزش کارآفرینی زنان"، "الگوهای آموزش کارآفرینی زنان"، "ویژگی های آموزش کارآفرینی زنان"، "ویژگی های فردی زنان برای آموزش کارآفرینی"، "مولفه های فرهنگی" و "مولفه های قانونی" است.
۴.

اعتباریابی مدل مدارس یادگیرنده ویاددهنده درآموزش و پرورش

تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۲۲
مقدمه و هدف: در هزاره سوم تنها سازمانهایی دوام می آورند که بتوانند یاددهی و یادگیری را در کلیه فعالیت های خود متمرکز کرده و به سازمان یاد دهنده و یادگیرنده تبدیل شوند.هدف از انجام این پژوهش، اعتباریابی مدل مدارس یادگیرنده و یاددهنده در آموزش و پرورش بود. روش شناسی : روش پژوهش از نوع آمیخته بود. در بخش کیفی، 12 نفر از اعضاء هیأت علمی و خبرگان آشنا به تعلیم و تربیت با روش نمونه گیری هدفمند و در بخش کمّی از مجموع 460 نفر از مدیران و کارشناسان آموزش و پرورش استان خراسان شمالی، براساس فرمول کوکران 210 نفر به عنوان نمونه تحقیق با روش تصادفی ساده انتخاب شدند. اطلاعات در بخش کیفی به روش داده بنیاد و با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمّی به روش میدانی و با ابزار پرسشنامه محقق ساخته جمع آوری گردید. که روایی آن با نظر متخصصان و پایایی آن به وسیله آلفای کرونباخ 98/0 تعیین شد. برای تجزیه و تحلیل داده های کیفی از فرآیند کدگذاری راهبرد نظریه داده بنیاد و برای داده های کمی از روش های آمار توصیفی و استنباطی و تحلیل عامل اکتشافی و تأییدی با استفاده از نرم افزار 21SPSS و 20 AMOS استفاده شد. یافته ها : یافته های پژوهش منجر به شناسایی و تأیید 9 مقوله اصلی منابع انسانی، توانمندسازی، محیط یادگیری، ساختار، فرهنگی، سیاست گذاری، فناوری اطلاعات، پشتیبانی، اجتماع یادگیرنده و 25 مؤلفه فرعی در مدارس یادگیرنده و نیز 9 مقوله اصلی رهبری، زیرساخت، برنامه ریزی درسی، مدیریت دانش، نگرش و ارزش ها، بهداشتی روانی، مشارکت، نوآوری و اهداف و مأموریت و 36 مؤلفه فرعی تأثیرگذار در مدارس یاددهنده گردید و هم چنین نتایج نشان داد که الگوی استخراج شده، از اعتبار درونی بالایی برخوردار می باشد. نتیجه گیری : ارائه مدل کاربردی مناسب برای مدارس ضروری است تا ضمن توجه به تمامی عوامل مؤثر در یاد دهندگی و یادگیرندگی ، بتوانند به مدرسه یادگیرنده ،یاددهنده تبدیل شوند.
۵.

شناسایی عوامل موثر در تصمیم گیری های غیرمتمرکز مدیران آموزش و پرورش

تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۳
مقدمه و هدف :در نظام های آموزشی نا متمرکز، تصمیم گیری از طریق نهادهای قانونگذار، شوراهای منتخب مردمی و هیئتهای امنا عملی می شود. هدف اصلی این تحقیق شناسایی و اولویت بندی عوامل موثر بر تصمیم گیری های غیر متمرکز مدیران آموزش و پرورش است. روش شناسی :این پژوهش از نوع کاربردی و به صورت کیفی انجام شده است. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه های نیمه ساختاریافته و پرسشنامه بود که روایی آن توسط اساتید و کارشناسان  به صورت محتوایی مورد تائید قرار گرفت و پایایی پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 87/0 محاسبه شد.تجزیه و تحلیل به صورت کیفی که به شناسایی عوامل موثر بر تصمیم گیری غیرمتمرکز مدیران با استفاده از روش تحلیل مضمون و اولویت بندی آن ها از طریق آزمون فریدمن  انجام شد برای بررسی اعتبار شبکه مضامین به دست آمده، از معیارهای اعتبارسنجی کیفی "قابل قبول بودن" و "قابل اعتماد بودن " و همچنین "ممیزی بیرونی" استفاده شد یافته ها: . نتایج حاصل از یافته های تحلیل مضمون، به شناسایی 4 مضمون سازمان دهنده، 17 مضمون پایه اصلی و 81 مضمون پایه فرعی منجر شد و در نهایت اولویت بندی نتایج با آزمون فریدمن نشان داد که از دیدگاه خبرگان،  نبود قوانین و مقررات جامع در ارتباط با تمرکززدایی(عامل محیطی) در اولویت اول و دارای بیشترین تاثیر گذاری بر تصمیم گیری های غیرمتمرکز مدیران آموزش و پرورش و مهارت فنی(عامل مدیریتی) در اولویت آخر و کمترین تاثیرگذاری بر تصمیم گیری های غیرمتمرکز مدیران آموزش و پرورش می باشد. نتیجه گیری : برای اثربخش نمودن نظام آموزش و پرورش حرکت بسوی کاستن تمرکز ضروری است.در این خصوص شناسایی موانع کم شایان توجهی به مسئولین و سیاستگذاران آموزش و پرورش می کند که در این مقاله بیان شده اند.
۶.

واکاوی عملکرد حرفه ای راهبران آموزشی- تربیتی از منظر مدیر آموزگاران و معلمان مدارس ابتداییِ چند پایه روستایی

تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۰
مقدمه و هدف: این پژوهش، با هدف توصیف و واکاوی عملکرد حرفه ای راهبران آموزشی- تربیتی از منظر مدیرآموزگاران و معلمان مدارس چند پایه ابتدایی روستایی انجام شد. روش شناسی : با ابتنای بر پارادایم تفسیری و رویکرد کیفی، و با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی عرفی، از میان کل مدیرآموزگاران و معلمان  کلاس های چند پایه دوره ابتدایی در مناطق آموزش و پرورش نظرکهریزی، چاراویماق و هشترود، تعداد 18 نفر با استفاده از نمونه گیری هدفمند، به عنوان مشارکت کننده انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختارمند استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از شیوه تحلیل ارتباطی و به صورت دستی انجام شد. راهبردهای اعتباربخشی به داده ها با استفاده از روش های بازنگری ناظرین، بازنگری مشارکت کنندگان، حضور طولانی مدت در بستر پژوهش و مثلث سازی محقق انجام شد.   یافته ها : دو خوشه عملکرد مثبت و عملکرد منفی به ترتیب با طبقات اصلی "کارکرد تسهیل گری"، "محدودیت های ارتباطی"، و "برآورده نکردن انتظارات نقش"، به همراه طبقات فرعی و تم های مربوط به دست آمد.   نتیجه گیری: نتایج نشان داد که عملکرد منفی راهبران چشمگیرتر از عملکرد مثبت آنان می باشد؛ لذا می توان گفت علی رغم تغییر عنوان معلم راهنما به طرح راهبران آموزشی- تربیتی، این طرح  در عمل با  کاستی هایی مواجه است. مطالعه دستاوردهای پژوهش می تواند چراغ راهنمای اقدامات و اصلاحات مقتضی در حوزه نظارت و راهنمایی آموزشیِ مدارس ابتدایی چند پایه باشد.
۷.

اعتباریابی الگوی برنامه درسی وارونه مبتنی بر توجه انتخابی و یادگیری خودراهبر در درس کار و فناوری متوسطه ی اول

تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۱۸
هدف: این پژوهش با هدف اعتباریابی الگوی برنامه درسی وارونه مبتنی برتوجه انتخابی و یادگیری خودراهبر در درس کار و فناوری متوسطه ی اول انجام شد. روش شناسی: پژوهش کاربردی از نوع توصیفی- پیمایشی بود. جامعه ی آماری پژوهش شامل کلیه ی دبیران درس کار و فناوری متوسطه ی اول در استان فارس به تعداد 800 نفر (315 مرد و 485 زن) هستند که  تعداد 340 نفر از دبیران کار و فناوری به عنوان نمونه آماری با روش نمونه گیری خوشه ای نسبی چندمرحله ای با فرمول کوکران انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها، دو پرسشنامه ی محقق ساخته یادگیری خودراهبر دارای 24 گویه و پرسشنامه محقق ساخته توجه انتخابی دارای 24 گویه با مقیاس پنج درجه ای لیکرت تنظیم شده بود. جهت تعیین روایی پرسشنامه ها از روایی محتوایی و جهت پایایی پرسشنامه ها از پایایی مرکب استفاده شد که دارای وضعیت مناسب و قابل قبولی بود. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی، با استفاده از نرم افزارهای SPSS و AMOS استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد مولفه های حافظه فعال، انتخاب رقابتی، کنترل بالانورد و کنترل پایین نورد در تبیین الگوی برنامه درسی وارونه مبتنی بر توجه انتخابی موثر بوده است. همچنین مولفه های خودمدیریتی، خودانگیختگی و خودنظارتی درتبیین الگوی برنامه درسی وارونه مبتنی بر یادگیری خودراهبر موثر بوده است و مدل از برازش مطلوبی برخوردار بود. نتیجه گیری: الگوی برنامه درسی وارونه مبتنی بر توجه انتخابی و یادگیری خودراهبر در پرورش دانش آموزانی خلاق، خودراهبر، مسئولیت پذیر موثر بوده است.
۸.

طراحی و اعتباریابی مقیاس رهبری فضیلت محور در آموزش عالی ایران

تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۲۳
مقدمه و هدف : هدف از اجرای این پژوهش طراحی و اعتباریابی مقیاس رهبری فضیلت محور در آموزش عالی ایران بود. تا کنون تلاش های وسیعی در این رابطه انجام گرفته است، اما به نظر می رسد تا امروز مقیاسی جامع و معتبر، که بتواند از اعتبار لازم برخوردار باشد، و از نظر عملی راهنمای مدیران و اعضای هیات علمی در فعالیت های حرفه ای باشد، ارائه نشده است.   روش شناسی: روش پژوهش، توصیفی - همبستگی با تاکید بر معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش را همه اعضای هیات علمی شاغل در دانشگاه شیراز، دانشگاه شهید چمران اهواز و دانشگاه خلیج فارس بوشهر تشکیل می دادند. تعداد نمونه ها با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی نسبتی چند مرحله ای در مجموع 370 نمونه انتخاب گردید. جمع آوری داده ها براساس پرسشنامه محقق ساخته با مقیاس لیکرت صورت گرفت. این پرسشنامه بر اساس مطالعات نظری و پیشینه پژوهشی در قالب 53 گویه تدوین گردید. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه مورد تایید صاحب نظران قرار گرفت. پایایی پرسشنامه نیز از طریق ضریب آلفای کرونباخ 92/0 به دست آمد. یافته ها: پس از تحلیل عامل، یافته ها بیانگر این بود که مولفه شخصیتی دارای بالاترین بار عاملی 892/0 و سپس  مولفه مهارتی 873/0 و  مولفه سازمانی 776/0 قرار گرفتند. با توجه به شاخصRMSEA   الگو از برازش مناسب برخوردار است.   نتیجه گیری: نتایج نشان داد که مولفه های شخصیتی شامل عوامل اخلاقی، فکری، اجتماعی، عقلانی و عاطفی، مولفه های مهارتی شامل فنی، انسانی و ادراکی، مولفه های سازمانی شامل برنامه ریزی، ساختار، تصمیم گیری، ارتباطات و فرهنگ سازمانی برای رهبران فضیلت محور در آموزش عالی مورد تاکید است. مولفه های اخلاقی شناسایی شده می تواند در فرآیند انتخاب و انتصاب و ارزیابی عملکرد مدیران آموزش عالی کاربرد داشته باشد.
۹.

طراحی چارچوب اخلاق سازمانی با رویکرد اسلامی: یک مطالعه کیفی

تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۲۶
مقدمه و هدف: هدف از پژوهش حاضر، طراحی چارچوب اخلاق سازمانی در پارادایم اسلامی تولید علم بود. روش شناسی: این پژوهش از نوع توسعه ای با طرح کیفی و با استفاده از روش مطالعه موردی چندگانه ابزاری شامل تحلیل اسناد و مصاحبه نیم ساخت مند انجام شد. جامعه این پژوهش شامل همه متون و اسناد و هم چنین صاحب نظران حوزه اخلاق سازمانی است. نمونه مورد نظر، به صورت هدفمند از میان منابع در دسترس و هم چنین از طریق نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. جمع آوری اطلاعات با استفاده از مطالعه اسنادی و مصاحبه نیم ساختمند با آگاهی دهندگان کلیدی (با تکنیک اشباع نظری) بود. برای تجزیه وتحلیل داده ها، از روش تحلیل مضمون استفاده شد. یافته ها: یافته ها در قالب شبکه مضامین پایه، سازمان دهنده و فراگیر دسته بندی و سازماندهی شدند. برای اعتبار یابی داده های کیفی از روش همسوسازی استفاده شد و سرانجام چارچوب مورد نظر در 3 بعد بینشی، نگرشی و کنشی و مشتمل بر 53 مولفه طراحی گردید.
۱۰.

بررسی دیدگاه دبیران در زمینه جایگاه آموزش زیست محیطی در برنامه درسی کنونی دوره متوسطه اول

تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۱۷
مقدمه و هدف: آموزش زیست محیطی بر حفاظت محیط زیست تاثیر مستقیم و مثبت می گذارد و نظام رسمی آموزش کشور می تواند در این زمینه نقش تعیین کننده ایفا نماید. هدف تحقیق بررسی دیدگاه دبیران در زمینه جایگاه آموزش زیست محیطی در برنامه درسی کنونی دوره متوسطه اول بود.   روش شناسی: پژوهش از نوع کاربردی و به روش توصیفی پیمایشی است. جامعه آماری تمامی دبیران مدارس دولتی شهر اصفهان بوده است که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبی تعداد 329 دبیر انتخاب شدند. جمع آوری داده ها با استفاده ازپرسشنامه محقق ساخته 41 گویه بسته پاسخ که از نتایج تحلیل اسناد بالا دستی به دست آمد انجام شد. روایی پرسشنامه توسط استادان تایید و پایایی پرسشنامه با استفاده از آلفای کرونباخ 89/0 برآورد گردید. تجزیه و تحلیل نتایج در دو سطح آمار توصیفی (فراوانی، درصد، میانگین و انحراف معیار) و در بخش آمار استنباطی (آزمون t تک متغیره، آزمون فریدمن، و t با دو گروه مستقل) انجام شد.   یافته ها: وضعیت موجود آموزش زیست محیطی در برنامه درسی کنونی دوره اول متوسطه در زمینه عناصر برنامه درسی (هدف، محتوا، روش یاددهی-یادگیری، ارزشیابی) از دیدگاه دبیران بالاتر از سطح متوسط است و میانگین رتبه بندی عناصر برنامه درسی نشان می دهد محتوای برنامه درسی بالاترین و ارزشیابی پایین ترین رتبه را به خود اختصاص داده است. نتایج به دست آمده بین مجموعه رتبه های چهارگانه وضعیت موجود آموزش زیست محیطی در برنامه درسی کنونی در ابعاد مختلف در گروه دبیران 05/0≥P معنی دار است. نتیجه گیری: برای دستیابی به توسعه پایدار، آموزش محیط زیست در برنامه درسی کنونی ضروری است.
۱۱.

ارائه مدل ارزشیابی مدرسین نظام آموزش الکترونیکی با استفاده از سیستم استنتاج عصبی فازی تطبیقی (ANFIS)

تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۱۶
مقدمه و هدف : با توجه به تحول قابل ملاحظه نظام های یادگیری در سال های اخیر و شرایط حاکم بر زندگی بشر به واسطه همه گیری ویروس کوید 19، اهمیت آموزش مجازی در سیستم مدیریت یادگیری غیر قابل انکار است. این مساله نقش مدرسان در سیستم های آموزشی را برجسته تر از هر زمان دیگری کرده است. بر این اساس، هدف تحقیق حاضر، ارائه یک سیستم استنتاج عصبی فازی تطبیقی (ANFIS) هوشمند برای ارزیابی عملکرد مدرسان سیستم های آموزش الکترونیک به ویژه در موسسات دانشگاهی است. روش شناسی پژوهش: این پژوهش از نظر روش، توصیفی و از نظر هدف کاربردی است. در این پژوهش از یک رویکرد کمی برای طراحی مدل ارزیابی عملکرد مدرسان در نظام آموزش الکترونیک استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق شامل خبرگان حوزه مدیریت فناوری اطلاعات دانشگاه آزاد اسلامی استان یزد بوده اند بر اساس مشخصات تعریف شده، شامل 29 نفر است. با توجه به محدود بودن تعداد عناصر مورد بررسی، جهت انتخاب عناصر نمونه، برای همه عناصر جامعه آماری پرسشنامه ارسال شد که 17 نفر به سئوالات طرح شده پاسخ دادند. در این پژوهش برای تحلیل عملکرد مدرسان در موسسات آموزشی از یک سیستم استنتاج فازی عصبی تطبیقی (ANFIS) استفاده شده است. یافته ها: سیستم استنتاج فازی عصبی تطبیقی (ANFIS) ارایه شده، بر مبنای ۴ عامل اصلی (فرایند یادگیری تدریس، شیوه تدریس، گرایش پژوهشی و قابلیت های فردی) و ۱۶ عامل فرعی در فرایند ارزیابی مدرسان استفاده می کند. این سیستم ANFIS، عملکرد مدرسین را در چهار دسته از پیش تعریف شده، یعنی: مدرس نیازمند آموزش، مدرس با مهارت های خوب، مدرس بسیار خوب و مدرس عالی طبقه بندی می کند. نتیجه گیری: سیستم طراحی شده ابزار مفیدی در ارزیابی مدرسان و ارائه بازخورد مناسب از نقاط قوت و ضعف آن ها جهت بهبود عملکرد است.
۱۲.

رابطه بین سبک رهبری و آوای سازمانی با میانجیگری چابکی سازمانی در کارکنان جهاد دانشگاهی دانشگاه تهران

تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۱۸
مقدمه وهدف : هدف از اجرای این پژوهش ، بررسی رابطه سبک رهبری و آوای سازمانی با میانجی گری چابکی سازمانی کارکنان جهاد دانشگاهی دانشگاه تهران بوده است. روش شناسی : روش پژوهش حاضر از نظر اهداف کاربردی، از نظر داده ها کمی ، از نظر ماهیت ونوع مطالعه، همبستگی بوده است. جامعه آماری  پژوهش حاضر را، همه کارکنان جهاد دانشگاهی دانشگاه تهران درسال 1397 تشکیل داده است.جامعه آماری این پژوهش عبارت بود از 186 نفر از کارکنان جهاد دانشگاهی دانشگاه تهران که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده تعداد 127 نفر از آنان با استفاده از جدول مورگان انتخاب گردیده است. ابزار سنجش پژوهش حاضربه ترتیب سه پرسشنامه "سبک رهبری"باس واولیو(2002) ،"آوای سازمانی" زهیرواردوقان(2011) و "چابکی سازمانی" ژانگ وشریفی(2000) بوده که ضریب آلفای کرونباخ آن ها به ترتیب 74/0، 88/0 و 82/0 به دست آمد و روایی صوری آن ها با استفاده از نظر متخصصان تایید شد. یافته ها : تحلیل داده های حاصل از پرسشنامه به شیوه توصیفی واستنباطی بوسیله نرم افزار SPSS  ونیز تکنیک مدل معادلات ساختاری با استفاده ازنرم افزار LISREL  نشان دادکه بین سبک رهبری وآوای سازمانی کارکنان با میانجی گری چابکی سازمانی رابطه معناداری وجودداشته، سبک رهبری از طریق  چابکی سازمانی توانست زمینه ساز آوای سازمانی گردد، ونقش چابکی سازمانی بعنوان میانجی تائیدشد. نتیجه گیری : نتایج نشان داد ، چابکی سازمانی صرفا برآوای نوع دوستانه اثر معنادار داشته ومیانجی بین سبک رهبری اقتضایی وتحولی با آوای نوع دوستانه بوده است. همچنین مدل مفهومی تحقیق از برازش مطلوبی برخوردار شده است.  

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۴۹