محبوبه سلیمان پور عمران

محبوبه سلیمان پور عمران

مدرک تحصیلی: استادیار گروه مدیریت آموزشی ،واحد بجنورد، دانشگاه آزاد اسلامی ، بجنورد، ایران

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۴۱ مورد.
۱.

فراترکیب عوامل کیفیت بخشی آموزش در کلاسهای چندپایه دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: کلاسهای چندپایه کیفیت بخشی تدریس آموزش یادگیری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 224 تعداد دانلود : 234
هدف پژوهش حاضر بررسی عوامل کیفیت بخشی آموزش در کلاسهای چندپایه دوره ابتدایی بود. این پژوهش از نوع کیفی و در زمره تحقیقات سنتزپژوهی مبتنی بر رویکرد بررسی مطالعاتی در حیطه موضوع مورد مطالعه است. منابع مورد مطالعه شامل مقالات و پژوهشهای داخلی و خارجی در سالهای 2008 تا 2021 بوده که پس از انتخاب اولیه 61 پژوهش، 18 تحقیق به بررسی نهایی رسیده است. برای تجزیه و تحلیل از الگوی تحلیل محتوایی استقرایی و برای بررسی و دستیابی به پاسخ سؤالات پژوهش از روش سندلوسکی و باروسو(2007) استفاده شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهند که در کیفیت بخشی کلاسهای چندپایه، عوامل مرتبط با معلم (مدیریت کلاس، تخصص فناورانه، ایجاد شرایط جوی و موقعیتی، اجرای صحیح ارزشیابی، تخصص آکادمیک، مهارت افزایی معلمان، انعطاف آموزشی و رفتاری، انگیزه، به کارگیری صحیح ظرفیت کلاس، سازماندهی محیط و تجارب یادگیری، آموزش فعال و آموزش عمیق)، عوامل زمینه ای و بسترساز (امکانات و تجهیزات، مشوقهای کلاسی، ترکیب پایه ها، جو روانی، پویایی فضای کلاس و مدرسه، تجهیز مدرسه به ابزار فناوری) و عوامل مرتبط با اهداف سیاستگذاری آموزشی (محتوای کتابها، زمان کلاس، شرایط فرهنگی، توجه بیشتر به کلاسهای چندپایه در سطح کلان، روابط معلم و والدین دانش آموز و تفویض اختیارات بیشتر به معلم) تأثیرگذارند.
۲.

Validation of a Model for the Quality of Education in Multi-Grade Classrooms in Primary Schools(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: quality Education Multi-Grade Classrooms Professional competence teachers

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 566 تعداد دانلود : 254
Purpose: Quality of education in multi-grade classrooms is important in the education system, neglect of which is associated with the weakness of the education model and related factors. Methodology: The present study was conducted to validate a model for the quality of education in multi-grade classrooms in primary schools as exploratory research. In qualitative study, thematic analysis was used by an inductive approach, and in quantitative study, descriptive survey was used. Given the components, an 81-item questionnaire was provided. To validate the questionnaire, convergent validity, content validity and construct validity were used. The statistical population of the research included teachers, principals and educational leaders of multi-grade classrooms in all the cities of North Khorasan Province, including 1203 multi-grade classrooms. By Cochran's formula, 349 people were selected as the research sample. The structural model of the research was fitted and the path coefficients of the research model were analyzed by the bootstrap method (resampling and sequential sampling) and the Student's t-test statistic. Findings: According to the results, 0.823% of the changes in the quality of multi-grade classrooms have been predicted by the sub-components of teachers' professional competence and characteristics, macro policies, the state of schools, family model and themes related to the students. Conclusion: All questions were confirmed due to a factor load above 0.5, and the model had a good fit.
۳.

شناسایی مؤلفه های سازمان معنویت گرا در دانشگاه در راستای توسعه منابع انسانی جهت ارائه مدل مطلوب (رویکرد آمیخته)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: سازمان معنویت گرا توسعه منابع انسانی مدل مطلوب دانشگاه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 644 تعداد دانلود : 700
زمینه: با وجودی که تحقیقات نشان داده است معنویت در سازمان باعث توسعه منابع انسانی می شود، اما پژوهشی که به مدل یابی مؤلفه های سازمان معنویت گرا در دانشگاه در راستای توسعه منابع انسانی پرداخته باشد مغفول مانده است. هدف: هدف شناسایی مؤلفه های سازمان معنویت گرا در دانشگاه در راستای توسعه منابع انسانی جهت ارائه مدل مطلوب (رویکرد آمیخته) بود. روش: روش پژوهش برحسب هدف، بنیادی - کاربردی؛ برحسب نوع داده، آمیخته از نوع اکتشافی بود. مشارکت کنندگان بخش کیفی متخصصان دانشگاهی بودند که به روش نمونه گیری هدفمند و به کارگیری معیار اشباع نظری با 23 نفر مصاحبه شد و در بخش کمی 260 نفر از اساتید دانشگاه های خراسان شمالی به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. روش گردآوری داده ها در بخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختار یافته و در بخش کمی، پرسشنامه محقق ساخته بود. تحلیل داده ها در بخش کیفی، به روش تحلیل محتوا (کراسول، 2011) انجام شد و در بخش کمی از روش های آمار استنباطی (آزمون تی تک نمونه ای و تحلیل عاملی تأییدی) استفاده شد. یافته ها: مؤلفه های سازمان معنویت گرا در دانشگاه های خراسان شمالی شایستگی، سازگاری، خودآگاهی، هدفمندی، خودباوری و معنویت شناسایی شدند. نتایج حاصل از تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که تمامی بارهای عاملی بالاتر از 0/5 است و مدل در سطح اطمینان (99) درصد معنادار است و برازش مدل با مقدار 2/36 مورد تأیید قرار گرفت. نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهند که هر یک از مؤلفه های شایستگی، سازگاری، خودآگاهی، هدفمندی، خودباوری و معنویت در دانشگاهی با محیطی معنوی، می تواند افراد را در راستای توسعه منابع انسانی یاری دهد.
۴.

تبیین مولفه های تمدن سازی اسلامی در آیات قرآن: مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: تمدن سازی اسلامی نظام سازی آیات قرآن مرور نظام مند تحلیل محتوا

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 889 تعداد دانلود : 361
هدف پژوهش حاضر مرور نظام مند پژوهش های انجام شده در مورد تمدن اسلامی و تمدن نوین اسلامی برای پاسخ گویی به این پرسش است که این پژوهش ها با تکیه بر آموزه های قرآنی، برای تمدن سازی اسلامی چه مولفه هایی ارائه می دهند؟ در پاسخ به این پرسش از طریق روش مرور نظام مند 605 پژوهش در زمینه موضوع مدنظر، در بازه زمانی 1390 تا 1400 که در نشریه های علمی معتبر داخلی ارائه شده اند، ارزیابی و در نهایت 20 مقاله به صورت هدفمند انتخاب شد؛ و با تحلیل محتوا و ترکیب نظام مند ادبیات مربوط این نتایج بدست آمد که مولفه های تمدن سازی اسلامی در آیات قرآن، در دو حوزه قابل دسته بندی هستند: 1- نظام سازی، شامل: شکل گیری دولت مقتدر و باکفایت اسلامی، شکل گیری جامعه فرهیخته و کارآمد اسلامی، شکل گیری نظام اقتصادی رشدیافته و بالنده، شکل گیری نظام فرهنگی مطلوب. 2- زیرنظام های تمدنی، شامل: عدالت گستری ، علم گرایی و تولید آن، آزادی و آزاداندیشی، عقلانیت و خردورزی، اخلاق مداری، ایجاد خودباوری و اعتماد به نفس در جامعه، وحدت گرایی و انسجام، قانون مداری، امنیت ، تولید فکر و نظریه پردازی، بکارگیری نخبگان علمی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی؛ نظم و انضباط، استقامت اجتماعی، ارزشمند شمردن کار و تلاش در جامعه، توسعه و رفاه عمومی، مبادله معرفتی با دیگر جوامع و ملل، نگرش توحیدی، آینده نگری، تساهل و مدارا.
۵.

اعتباریابی اثربخشی یادگیری در سیستم آموزش مجازی دانشگاه های بجنورد

کلید واژه ها: آموزش مجازی اثربخشی یادگیری تحلیل محتوا معادلات ساختاری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 797 تعداد دانلود : 526
زمینه و هدف: در نتیجه تغییر و تحولات تکنولوژی پدیده آموزش نیز از حالت سنتی خود خارج شده و به شکل آموزش از راه دور یا آموزش الکترونیکی نمایان شده است. هدف از پژوهش حاضر اعتباریابی اثربخشی یادگیری در سیستم آموزش مجازی دانشگاه های بجنورد می باشد. روش پژوهش: این پژوهش از لحاظ رویکرد پژوهشی از روش آمیخته از نوع اکتشافی بود. جامعه آماری در بخش کیفی، اعضاء هیات علمی و مدرسین دانشگاه ها در رشته تعلیم و تربیت از دانشگاههای استان های خراسان(شمالی، جنوبی و رضوی) به تعداد 18 نفرمی باشند که به شیوه هدفمند و در دسترس انتخاب شدند.جامعه آماری در بخش کمی مطالعه عبارت بود از کلیه اعضاء هیات علمی، مدرسین حق التدریس، خبرگان آموزش مجازی و دانشجویان دکتری دانشگاه های استان خراسان شمالی، جنوبی و رضوی. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران تعداد 347 نمونه محاسبه گردید. یافته ها: بر اساس تجزیه و تحلیل داده های کیفی حاصل از مصاحبه های اکتشافی و کدگذاری و تحلیل محتوای متن مصاحبه ها و در عین حال مطابقت آن ها با مبانی نظری، طبق نظر مشارکت کنندگان مقوله ها و عوامل اصلی (ابعاد) و فرعی (مؤلفه ها) تأثیرگذار در افزایش اثربخشی آموزش های مجازی را می توان در 5 مقوله یا بعداصلی و 40 عامل فرعی طبقه بندی نمود. ابعاد اصلی مؤثر عبارتند از عوامل مدیریتی، اداری و سازمانی دانشگاه، عوامل برنامه درسی و طراحی آموزشی، عوامل مربوط یه صلاحیت های استاد و فراگیر، عامل تجهیزات تکنولوژی و زیرساختی فناوری اطلاعات و عوامل فرهنگی فضای مجازی. در نهایت هر یک از مؤلفه های شناسایی شده از طریق پرسشنامه مورد بررسی قرار گرفت که نتایج نشان داد مدل از برازش مناسب برخوردار است. نتیجه گیری: بنابراین اکیداً پیشنهاد می گردد جهت دستیابی دانشجویان به بسترهای مجازی و همچنین اینترنت پرسرعت و تجهیزات با کیفیت و بروز نمودن تجهیزات، اقدامات و تمهیدات لازم توسط مدیران دانشگاه آزاد انجام پذیرد.
۶.

طراحی چارچوب نظری مدارس امن در آموزش و پرورش ایران: یک پژوهش کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: مدرسه امن آموزش و پرورش مولفه های روانشناختی - جسمانی مولفه های آموزشی - درسی تحلیل مضمون

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 362 تعداد دانلود : 818
مقدمه و هدف : هدف از این پژوهش، بررسی و شناسایی مؤلفه های مدارس امن بود که به عنوان یک راهنما برای مدیران مدارس و تصمیم گیرندگان حوزه آموزش و پرورش قابل استفاده باشد. ر وش شناسی پژوهش : پژوهش به شیوه کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد. گردآوری داده ها و استخراج مضامین مرتبط با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته با آگاهی دهندگان کلیدی در این حوزه صورت گرفت. انتخاب مشارکت کنندگان با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و معیار اشباع نظری بود که بر اساس آن تعداد 15 نفر از اساتید و متخصصان حوزه آموزش و پرورش و متخصصان معماری انتخاب شدند. برای به دست آوردن اعتبار و روایی داده ها از دو روش بازبینی مشارکت کنندگان و مرور خبرگان غیر شرکت کننده در پژوهش استفاده شد. داده ها به روش تحلیل مضمون بررسی شدند. یافته ها : مدلی برای مدارس امن با دو دسته مولفه ی اصلی تحت عنوان 1- مولفه های روانشناختی- جسمانی با مضامین سازمان دهنده: امنیت روانی، امنیت جسمی، امنیت رفتاری، امنیت اجتماعی؛ با  17 مضمون پایه و 4  مضمون سازمان دهنده و 2- مولفه های آموزشی- درسی با مضامین سازمان دهنده: امنیت فیزیکی، امنیت رفاهی و امنیت آموزشی  با 3 مضمون سازمان دهنده و 8 مضمون پایه شناسایی و ماتریس مضامین مرتبط ترسیم گردید بحث و نتیجه گیری: . با کاربرد مؤلفه های مدارس امن، دانش آموزان می توانند به دور از دغدغه های جسمی، روانی و... و هم چنین مشکلات رفاهی و دشواری های ناشی از امکانات و تجهیزات، درگیر در بحث و یادگیری باشند.  
۷.

رابطه نظام آراستگی فضای آموزشی و احساس تعلق به مدرسه با نقش میانجی دلبستگی مکانی در بین دانش آموزان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلید واژه ها: آراستگی فضای آموزشی احساس تعلق به مدرسه دلبستگی مکانی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 513 تعداد دانلود : 33
هدف از پژوهش، تبیین رابطه نظام آراستگی فضای آموزشی و احساس تعلق به مدرسه بانقش میانجی دلبستگی مکانی دردانش آموزان بود. پژوهش از نظر هدف، کاربردی و روش آن، توصیفی از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری شامل کلیه 2851 دانش آموزان پسر دوره متوسطه دوم اداره آموزش و پرورش ناحیه دو شهر مشهد می باشد. 338 دانش آموز بر اساس جدول کرجسی - مورگان با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبی انتخاب شدند. جهت جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه شاخص های استاندارد آراستگی محیطs5 ، پرسشنامه احساس تعلق به مدرسه (برو، بیتی، وات، ۲۰۰5) و پرسشنامه دلبستگی به مکان (صفاری نیا ،۱۳۹۰) استفاده شد. داده ها با نرم افزار 25Spss و لیزرل ۸/۸ تحلیل شدند. یافته ها نشان داد رابطه معناداری بین نظام آراستگی فضای آموزشی و احساس تعلق به مدرسه و دلبستگی مکانی وجود دارد. با توجه به ضریب تعیین 42٪ از واریانس متغیر احساس تعلق به مدرسه و 27 درصد از واریانس متغیر دلبستگی مکانی دانش آموزان به وسیله متغیر نظام آراستگی فضای آموزشی پیش بینی می شود.
۸.

رابطه بین مهارتهای مذاکره با نفوذ اجتماعی و موفقیت سازمانی کارکنان دانشگاه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

تعداد بازدید : 731 تعداد دانلود : 497
مقدمه و هدف پژوهش: هدف کلی تحقیق حاضر تعیین رابطه مهارت های مذاکره بر نفوذ اجتماعی و موفقیت کارکنان می باشد. روش پژوهش: روش تحقیق توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری را کلیه کارکنان اعم از زن و مرد تشکیل می دادند که تعداد آنها 75 نفر بود که به روش تمام شماری انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات سه پرسشنامه که شامل مهارت های مذاکره توسط پیره (1981) و پرسشنامه نفوذ اجتماعی یوکل (2003) و پرسشنامه موفقیت سازمانی مقیمی (1388) بودند. که ضریب پایایی آنها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب 89% و83% و 72% بود. برای توصیف داده ها از شاخص های آماری توصیفی و استنباطی شامل آزمون همبستگی پیرسون، تحلیل واریانس، آزمون رگرسیون، آزمون فریدمن از نرم افزار spss 22 و لیزرل استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد بین مهارت ها و سبک های مذاکره با نفوذ اجتماعی و موفقیت سازمانی ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد. بالاترین رتبه مربوط به مولفه سبک واقع گرایی و کمترین رتبه مربوط به مولفه سبک شهودی می باشد به این معنا که شاخص سبک واقع گرایی بیشترین اهمیت و سبک شهودی داده می شود. نتیجه گیری: بنابراین به نظر می رسد هرچه سطح مهارت های مذاکره بیشتر  باشد سطح موفقیت سازمانی و نفوذ اجتماعی بیشتر خواهد شد.
۹.

طراحی الگوی تربیت اقتصادی و برنامه ریزی با رویکرد کارآفرینی در مقطع ابتدایی آموزش پرورش در منطقه خراسان شمالی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: تربیت اقتصادی رویکرد کارآفرینی ابتدایی آموزش و پرورش منطقه خراسان شمالی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 233 تعداد دانلود : 794
پژوهش حاضر با استفاده از طرح پژوهش آمیخته از نوع اکتشافی انجام شد. در بخش کیفی، از روش تحلیل محتوا با رویکرد جهت دار و در بخش کمی از روش توصیفی از نوع پیمایشی استفاده شد. سپس بر اساس مؤلفه های به دست آمده، پرسشنامه 112 گویه ای ساخته شد. نمونه آماری در بخش کمی شامل 320 نفر از متخصصان حوزه های کارآفرینی و اقتصاد و مدیران و معاونین، کارشناسان آموزش و پرورش و اعضاء هیات علمی با مدرک تعلیم و تربیت در منطقه خراسان شمالی بودند .به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش تحلیل عاملی تأییدی و رویکرد مدل سازی معادله ساختاری با تکنیک دیمتل استفاده شد. یافته های حاصل از تحلیل محتوا منجر به طراحی مدل آموزشی مبتنی بر تربیت اقتصادی با رویکرد کارآفرینی با چهار بعد «جنبه های فردی و شخصی، فرهنگ و اخلاق اقتصادی، مفاهیم و علل اقتصادی و مهارت های اجتماعی» و 11 مولفه گردید. یافته ها نشان داد که ابزار سنجش از اعتبار عاملی برخوردار است. همچنین مقادیر مربوط به برآورد ضریب آلفای کرونباخ، به منظور سنجش همبستگی درونی مضامین پایه بالاتر از 7/0 شد، در نتیجه ابزار سنجش مربوط به این مفاهیم از دقت اندازه گیری کافی برخوردار بود. لذا بر اساس نتایج می توان بیان نمود که گنجاندن مؤلفه های آموزشی مبتنی بر تربیت اقتصادی با رویکرد کارآفرینی می تواند در تربیت اقتصادی دانش آموزان دوره ابتدایی در منطقه خراسان شمالی مفید فایده واقع گردد.
۱۰.

بررسی رابطه جهت گیری برنامه درسی با فاصله بین برنامه درسی تجربه شده و مورد انتظار در دانش آموزان کاردانش

تعداد بازدید : 219 تعداد دانلود : 168
و پایایی پرسشنامه ها با کمک ضریب آلفای کرونباخ برای جهتگیری های برنامه درسی 90%و برای برنامه درسی تجربه شده 82/0 و برای برنامه درسی مورد انتظار مقدار 86/0 براورد شد. جهت تجزیه وتحلیل داده ها از آمار توصیفی (توزیع فراوانی، رسم نمودار و محاسبه شاخص های تمرکز میانگین و میانه) و برای بررسی و تحلیل فرضیات تحقیق از ضریب همبستگی پیرسون و T مستقل و رگرسیون چندگانه با نرم افزار spss، نسخه 20 استفاده شده است. یافته ها نشان داد که بین دو متغیر جهت گیری برنامه درسی و فاصله میان برنامه درسی مورد انتظار و برنامه درسی تجربه شده، رابطه معناداری وجود دارد .در این تحقیق درترتیب اولویت انواع جهت گیری های برنامه درسی بالاترین رتبه مربوط به جهت گیری رفتاری وعقل گرایی آکادمیک و کمترین رتبه مربوط به جهت گیری بازسازی اجتماعی می باشد .از این رو توجه هر چه بیشتر معلمان به جهت گیری های برنامه درسی و فراهم کردن محیطی که دانش آموزان نسبت به محتوای برنامه درسی علاقه مند شده ، می تواند زمینه را برای کاهش فاصله میان برنامه درسی تجربه شده و مورد انتظار دانش آموزان به منظور ایجاد یادگیری موثر فراهم نماید.
۱۱.

اعتباریابی مدل مدارس یادگیرنده ویاددهنده درآموزش و پرورش(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: مدارس یاد دهنده مدارس یادگیرنده مدل آموزش و پرورش

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 351 تعداد دانلود : 194
مقدمه و هدف: در هزاره سوم تنها سازمانهایی دوام می آورند که بتوانند یاددهی و یادگیری را در کلیه فعالیت های خود متمرکز کرده و به سازمان یاد دهنده و یادگیرنده تبدیل شوند.هدف از انجام این پژوهش، اعتباریابی مدل مدارس یادگیرنده و یاددهنده در آموزش و پرورش بود. روش شناسی : روش پژوهش از نوع آمیخته بود. در بخش کیفی، 12 نفر از اعضاء هیأت علمی و خبرگان آشنا به تعلیم و تربیت با روش نمونه گیری هدفمند و در بخش کمّی از مجموع 460 نفر از مدیران و کارشناسان آموزش و پرورش استان خراسان شمالی، براساس فرمول کوکران 210 نفر به عنوان نمونه تحقیق با روش تصادفی ساده انتخاب شدند. اطلاعات در بخش کیفی به روش داده بنیاد و با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمّی به روش میدانی و با ابزار پرسشنامه محقق ساخته جمع آوری گردید. که روایی آن با نظر متخصصان و پایایی آن به وسیله آلفای کرونباخ 98/0 تعیین شد. برای تجزیه و تحلیل داده های کیفی از فرآیند کدگذاری راهبرد نظریه داده بنیاد و برای داده های کمی از روش های آمار توصیفی و استنباطی و تحلیل عامل اکتشافی و تأییدی با استفاده از نرم افزار 21SPSS و 20 AMOS استفاده شد. یافته ها : یافته های پژوهش منجر به شناسایی و تأیید 9 مقوله اصلی منابع انسانی، توانمندسازی، محیط یادگیری، ساختار، فرهنگی، سیاست گذاری، فناوری اطلاعات، پشتیبانی، اجتماع یادگیرنده و 25 مؤلفه فرعی در مدارس یادگیرنده و نیز 9 مقوله اصلی رهبری، زیرساخت، برنامه ریزی درسی، مدیریت دانش، نگرش و ارزش ها، بهداشتی روانی، مشارکت، نوآوری و اهداف و مأموریت و 36 مؤلفه فرعی تأثیرگذار در مدارس یاددهنده گردید و هم چنین نتایج نشان داد که الگوی استخراج شده، از اعتبار درونی بالایی برخوردار می باشد. نتیجه گیری : ارائه مدل کاربردی مناسب برای مدارس ضروری است تا ضمن توجه به تمامی عوامل مؤثر در یاد دهندگی و یادگیرندگی ، بتوانند به مدرسه یادگیرنده ،یاددهنده تبدیل شوند.
۱۲.

مطالعه کیفی ارائه مدل سازمان معنویت گرا در دانشگاه به روش نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: ارائه مدل سازمان معنویت گرا نظریه داده بنیاد دانشگاه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 592 تعداد دانلود : 339
توجه به معنویت گرایی بر اساس هدف و تخصص سازمانی، الگوی جدیدی است که سازمان ها را قادر می سازد تا پاسخگوی شرایط متغیر محیطی باشند. هدف از پژوهش حاضر مطالعه کیفی ارائه مدل سازمان معنویت گرا در دانشگاه به روش نظریه داده بنیاد می باشد. روش پژوهش برحسب هدف، بنیادی؛ برحسب نوع داده، کیفی بود. جامعه آماری پژوهش متخصصان و اساتید علوم تربیتی، مدیریت و الهیات بودند که به روش نمونه گیری هدفمند و به کارگیری معیار اشباع نظری،23 نفر انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها مصاحبه عمیق نیمه ساختار یافته بود. تحلیل داده ها با شیوه کد گذاری نظری با رویکرد نظریه داده بنیاد انجام شد و در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از یافته های پژوهش نشان داد که مقوله ها در قالب 18 مقوله اصلی در دل ابعاد 6 گانه مدل پارادایمی به صورت پدیده محوری سازمان معنویت گرا (شایستگی فردی، سازگاری، خودآگاهی، هدفمندی، خودباوری، معنویت)، شرایط علی (مدیریت و رهبری سازمانی، تعهد سازمانی، ارتباطات سازمانی، مشارکت)، پیامد (تاب آوری، سلامت فردی، رضایت شغلی، مدیریت استرس، ارتقای سرمایه اجتماعی، انعطاف پذیری)، شرایط زمینه ای (فرهنگ سازمانی، ساختار حمایتی و غیرمتمرکز)، عوامل مداخله گر و راهبردها می باشند.
۱۳.

The Relationship between School Culture and Social Climate Governing School with Academic Ethics and the Mediating role of learners’ Academic(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: School Culture School Climate Academic ethics Educational Buoyancy

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 180 تعداد دانلود : 696
Purpose: This research was conducted with the aim of studying the relationship between school culture and social climate governing school with academic ethics and mediating role of educational buoyancy. Methodology: The present study is descriptive, cross-sectional, purposeful, applied, and essentially a descriptive survey. It has been surveyed by a questionnaire. The statistical population of the study was all boys' high school students in Bojnourd city who were 5172 people. Of these, 382 were selected by relative sampling according to the Morgan table for participation in the research. The research tools consisted of Alessandro and Sadh School Culture (1997), Social Psychosocial Class Questionnaire (Frazer, Giddings and McBurby, 1995), Educational Buoyancy Questionnaire (Hossein Chari and Dehghanizadeh, 2012), and Educational Ethics Questionnaire (Golparvar, 2010). The validity of the instrument was of formal and content type, while its reliability calculated by Cronbach's alpha coefficient for school culture questionnaire turned out to be 0.939, Psycho-social 0.84, academic buoyancy 0.837 and academic ethics 0.869. Data were collected from questionnaires using descriptive statistics (frequency distribution, mean, standard deviation and calculation of central indicators and dispersion); to find the results of the research hypotheses, inferential tests including multiple regression analysis was employed using SPSS software (version 19). Also to test the validity of the theoretical model and calculate the effect coefficients Structural Equation Modeling Method with Lisrel 8.8 software was used. Findings: The results showed that there is a relationship between school culture and social climate governing school with students' academic ethics. There is also a relationship between school culture and students' academic buoyancy. Also, academic buoyancy has a mediator role in relation to school culture and students' academic ethics (p> 0.05). Conclusion: The findings show that there is a relationship between school culture and students’ educational ethics, so by upgrading and strengthening school culture, students' academic ethos will be consolidated. Also, school culture has a positive and significant effect on the basic psychological needs of autonomy, competence and communication.
۱۴.

شناسایی مولفه های آموزشی مبتنی بر تربیت اخلاق جنسی در دوره متوسطه دوم(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: تربیت جنسی اخلاق جنسی دانش آموزان متوسطه دوم

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 854 تعداد دانلود : 702
یکی از تغییرات مهم در طول زندگی، رشد جنسی است و لازمه­ی هدایت آن، برخورداری از اخلاق جنسی است. هدف این پژوهش، شناسایی، طراحی و اعتباریابی مؤلفه‌های آموزشی مبتنی بر تربیت اخلاق جنسی در دوره متوسطه دوم بود. پژوهش حاضر با استفاده از طرح پژوهش آمیخته از نوع اکتشافی انجام شد. در بخش کیفی، از روش تحلیل مضمون با رویکرد استقرایی و در بخش کمی از روش توصیفی از نوع پیمایشی استفاده شد. سپس بر اساس مؤلفه­های دست آمده، پرسشنامه 73 گویه­ای ساخته شد. نمونه آماری در بخش کمی شامل 375 نفر از متخصصان حوزه برنامه درسی و اساتید علوم تربیتی، معاونان و مدیران آموزش و پرورش استان خراسان رضوی و همچنین اعضای هیات علمی و متخصصین حیطه اخلاق بودند. به منظور تجزیه‌وتحلیل اطلاعات از روش تحلیل عاملی تأییدی و رویکرد مدل­سازی معادله ساختاری استفاده شد. یافته­های حاصل از تحلیل مضمون منجر به طراحی مدل آموزشی مبتنی بر تربیت اخلاق جنسی با چهار مضمون سازمان­دهنده اهداف، محتوا، روش‌های یادهی-یادگیری و ارزشیابی و 19 مضمون پایه گردید. یافته­ها نشان داد که ابزار سنجش از اعتبار عاملی برخوردار بود. همچنین مقادیر مربوط به برآورد ضریب آلفای کرونباخ، به منظور سنجش همبستگی درونی مضامین پایه بالاتر از 7/0 شد، در نتیجه ابزار سنجش مربوط به این مفاهیم از دقت اندازه‌گیری کافی برخوردار بود. بر اساس یافته­های حاضر می­توان بیان نمود که گنجاندن مؤلفه‌های آموزشی مبتنی بر تربیت اخلاق جنسی می­تواند در تربیت اخلاق جنسی در بین دانش‌آموزان دوره متوسطه دوم مفید فایده واقع گردد.
۱۵.

بررسی تأثیر آموزش دوره سبک زندگی منتظرانه بر فرهنگ اعتقاد به مهدویت دانش آموزان متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: آموزش سبک زندگی منتظرانه فرهنگ مهدویت انتظار فرج سبک زندگی مهدوی دانش آموزان

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 911 تعداد دانلود : 129
هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر آموزش سبک زندگی منتظرانه بر فرهنگ مهدویت دانش آموزان متوسطه دوم بوده است. روش پژوهش، توصیفی از نوع آزمایشی با پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دوره ابتدایی شهرستان بجنورد به تعداد 2185 نفر بود و از کسانی که نمره پیش آزمون آن ها از حد میانگین در پرسش نامه کمتر بوده است، تعداد 60 نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند و 3۰ نفر در گروه آزمایش و 3۰ نفر در گروه گواه ، گمارش تصادفی شدند و دوره آموزش با گروه آزمایش با بسته آموزشی سبک زندگی منتظرانه در ده جلسه یک ساعته انجام شد. از هر دو گروه کنترل و آزمایش با پرسش نامه، قبل و بعد از آموزش، پیش و پس آزمون گرفته شد. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه فرهنگ مهدویت حسین زاده و همکاران (1388) بود که روایی ابزار، از نوع صوری و محتوایی بود که مورد تأیید اساتید و خبرگان قرار گرفت و پایایی آن ها از طریق آلفای کرونباخ 83/0 برآورد گردید. جهت تحلیل داده ها از آزمون کواریانس با نسخه 21 نرم افزار spss استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد در بعد شناخت، با توجه به اینکه سطح معناداری 56/0 محاسبه گردید و این میزان از 05/0 بیشتر است، فرضیه تأیید نشد و در بعد انتظار ظهور (26/1=t و 02/0=p)، بعد ایمان و باور قلبی (09/4=t و 00/0=p) و بعد فلسفه غیبت (14/2=t و 01/0=p)، تفاوت معناداری بین دو حالت پیش آزمون و پس آزمون مشاهده گردید؛ اما در بعد آگاهی به فلسفه ظهور (79/0=t و 09/0=p)، تفاوتی بین دو حالت مشاهده نشد؛ بدین معنا که آموزش گروهی دوره سبک زندگی منتظرانه بر ابعاد انتظار ظهور، ایمان و باور قلبی و فلسفه غیبت، از مؤلفه های مقیاس فرهنگ مهدویت تأثیرگذار؛ اما بر مؤلفه های شناخت و آگاهی به فلسفه ظهور در دانش آموزان اثرگذار نبوده است. یافته های این مطالعه نشان می دهد که آموزش دوره سبک زندگی منتظرانه در افزایش فرهنگ اعتقادی به مهدویت دانش آموزان می تواند تأثیرگذار باشد و آموزش های مستقیم این دوره، در کنار دیگر شیوه های تربیتی توصیه می گردد.
۱۶.

Green Curriculum Education Plan in the Iranian Education System: A Qualitative Research(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: Curriculum content design Green Curriculum Iranian education system Qualitative approach

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 582 تعداد دانلود : 583
In this study, an attempt was made to explain and identify the green curriculum training plan in Iranian education, through qualitative research design and in particular qualitative case study. In this regard, faculty members in the fields of curriculum planning, social sciences, and environment from selected universities - as our study experts - were selected by using a purposeful approach. Leading experts were selected by using the theoretical saturation criterion. The interview was carried out with all the10 members of the study sample. Then, the obtained data were analyzed for the content analysis technique using Nvivo software. The findings were organized in the form of themes. Based on the results, a matrix framework of curriculum elements (purpose, content, teaching method, and evaluation) was formed. 4 organizing themes and 21 basic themes were identified and a network of themes was extracted; thus, the design of a green curriculum for the Iranian education system (as a comprehensive theme) with the following organizing themes in 4 dimensions introduced: objectives, content, teaching methods, and evaluation. Each of the categories has different dimensions in the basic themes of the organized framework, hence as a content plan of the green curriculum in the Iranian education system. Obviously, the findings of this study have provided the possibility of teaching a green curriculum in the Iranian education system in primary schools.
۱۷.

بررسی تأثیر آموزش طبیعت گردی در رفتار حمایت از حیوانات و رفتار حفاظت از محیط زیست دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: آموزش طبیعت گردی رفتار حمایت از حیوانات رفتار حفاظت از محیط زیست دانش آموز

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 172 تعداد دانلود : 404
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر آموزش طبیعت گردی در رفتار حمایت از حیوانات و رفتار حفاظت از محیط زیست دانش آموزان پایه هشتم بوده است. این پژوهش، از نظر هدف و ماهیت، کاربردی و، از لحاظ نوع تحقیق، تجربی شبه آزمایشی بوده است که، در آن، از طرح پیش آزمون و پس آزمون با دو گروه آزمایش و کنترل استفاده شد. جامعه موردمطالعه همه دانش آموزان پایه هشتم شهرستان اسفراین در سال تحصیلی 1398-1397 بودند. از بین نمونه هایی که نمره پیش آزمون آن ها کمتر از حد میانگین دو پرسش نامه بود، 60 نفر به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند و 3۰ نفر در گروه آزمایش و 3۰ نفر در گروه گواه گمارش تصادفی شدند. دوره آموزش طبیعت گردی با گروه آزمایش، طی یک ماه، در 10 جلسه آموزشی 60 دقیقه ای، بر مبنای مؤلفه های طبیعت گردی انجام پذیرفت. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسش نامه بود که برای متغیرهای رفتار حمایت از حیوانات، به ترتیب، از پرسش نامه زَلِف و ایگِن (2015) و برای رفتار حفاظت از محیط زیست از پرسش نامه صالحی و قائمی اصل (1392) استفاده شد. روایی صوری و محتوایی هر دو را استادان و خبرگان تأیید کردند و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب 92/0 و 73/0 به دست آمد. سپس، به منظور تحلیل داده ها از آزمون کالموگروف اسمیرنوف، آزمون لون (همگنی واریانس ها)، آزمون کوواریانس و آزمون تحلیل عاملی به کمک نسخه 22 نرم افزار اِس پی اِس اِس (SPSS) استفاده شد. یافته ها نشان دادند که آموزش طبیعت گردی در رفتار حمایت از حیوانات و رفتار حفاظت از محیط زیست دانش آموزان با سطح معناداری 000/0، که کمتر از 05/0 است، تأثیر مستقیم و معنادار دارد. همچنین، نتایج یافته های فرضیه فرعی اول و دوم نیز به ترتیب نشان دادند که آموزش طبیعت گردی در رفتار حمایت از حیوانات دانش آموزان با سطح معناداری 013/0، که از 05/0 کوچک تر است، تأثیر مستقیم و معنادار دارد و آموزش طبیعت گردی در رفتار حفاظت از محیط زیست دانش آموزان با سطح معناداری 007/0، که از 05/0 کوچک تر است، تأثیر مستقیم و معنادار دارد.
۱۸.

رابطه فرصت های برابر آموزشی با کیفیت زندگی مدرسه ای و احساس تعلق به مدرسه با نقش میانجی فرهنگ مدرسه در دبیران متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: فرهنگ مدرسه کیفیت زندگی مدرسه فرصت های برابر آموزشی احساس تعلق به مدرسه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 165 تعداد دانلود : 484
پژوهش حاضر با هدف بررسی فرصت های برابر آموزشی با کیفیت زندگی مدرسه ای و احساس تعلق به مدرسه با نقش میانجی فرهنگ مدرسه در بین دبیران مدارس راهنمایی دخترانه شیروان انجام شد. نوع پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری شامل کلیه ی دبیران مدارس دخترانه شهر شیروان به تعداذ 291 نفر بود که تعداد 165 نفر به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار پژوهش چهار پرسشنامه استاندارد فرصت های برابر آموزشی(جوانمرد، ۱۳۹۳)؛ پرسشنامه کیفیت زندگی مدرسه ویلیامز و باتن(1981)؛ پرسشنامه احساس تعلق به مدرسه (بری، بتی و وات 2004) و پرسشنامه فرهنگ مدرسه الکساندر و ساد ( 1997) بود که روایی صوری و محتوایی حاصل شد و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ برای فرصت های برابر آموزشی 8126/0، برای کیفیت زندگی مدرسه 8786/0، برای احساس تعلق به مدرسه 8271/0 و فرهنگ مدرسه 8321/0 بدست آمد. روش تجزیه داده ها، آمار توصیفی و آمار استنباطی (آزمون توزیع نرمال کلوموگروف – اسمرینوف، آزمون همبستگی پیرسون، آزمون رگرسیون خطی و معادلات ساختاری) با استفاده از بسته نرم افزاریSPSS نسخه 19 و لیزرل 18 بود. نتایج پژوهش نشان داد که بین متغیرهای فرصت های برابر آموزشی و فرهنگ مدرسه و کیفیت زندگی مدرسه ای رابطه ای معنی دار وجود داشته و به ترتیب ضریب همبستگی بین فرصت های برابری آموزشی و کیفیت زندگی مدرسه ای برابر 237/0، ضریب همبستگی بین فرصت های برابر آموزشی و فرهنگ مدرسه برابر 212/0 و ضریب همبستگی بین فرهنگ مدرسه و کیفیت زندگی مدرسه ای برابر 379/0 است. بین متغیرهای فرصت های برابر آموزشی و فرهنگ مدرسه و احساس تعلق به مدرسه رابط ای معنی دار وجود داشته و به ترتیب ضریب همبستگی بین فرصت های برابری آموزشی و احساس تعلق به مدرسه برابر 403/0، ضریب همبستگی بین فرصت های برابر آموزشی و فرهنگ مدرسه برابر 212/0 و ضریب همبستگی بین فرهنگ مدرسه و احساس تعلق به مدرسه برابر 280/0 است. در مجموع این دو متغیر در گام دوم توانستند 19/74 درصد از واریانس احساس تعلق به مدرسه را بطور تعدیلی تبیین نمایند. به این ترتیب میانجی بودن نقش فرهنگ مدرسه تایید می گردد.
۱۹.

تاثیر برنامه درسی P4C (فلسفه برای کودکان) بر عشق به یادگیری و قضاوت اخلاقی کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: آموزش برنامه فلسفه عشق به یادگیری قضاوت اخلاقی دانش آموزان ابتدایی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 47 تعداد دانلود : 524
هدف پژوهش حاضر، تعیین تأثیر برنامه آموزش فلسفه به کودکان بر عشق به یادگیری و قضاوت اخلاقی در دانش آموزان بود. روش تحقیق توصیفی از نوع شبه آزمایشی بود که از طرح پیش آزمون و پس آزمون با دو گروه آزمایش و کنترل استفاده شد. جامعه ی پژوهش شامل کلیه دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی خراسان رضوی بودند که به صورت تصادفی انتخاب و 2۰ نفر درگروه آزمایش و 2۰ نفر درگروه گواه گمارش تصادفی شدند. گروه آزمایش در 12 جلسه 45 دقیقه ای و به روش حلقه کندوکاو برگزار گردید. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه عشق به یادگیری مک فلند 2003 و قضاوت اخلاقی سینهاو وارما(1998) بود. روایی محتوایی مورد تایید خبرگان قرار گرفت و پایایی آن به ترتیب 0.78 و 0.87 برآورد شد. جهت تحلیل داده ها از کوواریانس (ANCOVA) با نرم افزار spp22 استفاده شد. نتایج نشان داد که برنامه آموزش فلسفه به کودکان بر عشق به یادگیری (P<0.05, F=25.153)تاثیر مثبت دارد. میزان تفاوت نمرات گروه آزمایش و کنترل (0.5870= 2η) بود؛ یعنی58.7 درصد واریانس نمرات کل باقی مانده متأثر از آموزش فلسفه به کودکان می باشد و بر رشد قضاوت اخلاقی دانش آموزان ابتدایی(P>0.05, F=0.052) تأثیری نداشته است بدین معنی که آموزش فلسفه به کودکان بر قضاوت اخلاقی دانش آموزان تأثیر ندارد. میزان تفاوت نمرات گروه آزمایش و کنترل یا اندازه تأثیر آموزش فلسفه نیز(0.001= 2η) است؛ یعنی 0.1درصد واریانس متأثر از آموزش فلسفه به کودکان می باشد.
۲۰.

سبک زندگی سازمانی با رویکرد شناسایی مؤلفه های سازمان معنویت گرا در دانشگاه(مقاله پژوهشی حوزه)

کلید واژه ها: سبک زندگی معنویت سازمان معنویت گرا دانشگاه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 821 تعداد دانلود : 274
این مقاله به بررسی سبک زندگی سازمانی با رویکرد شناسایی مؤلفه های سازمان معنویت گرا در دانشگاه های خراسان شمالی می پردازد. روش پژوهش برحسب هدف، کاربردی و برحسب نوع داده، کیفی بود. جامعه آماری پژوهش متخصصان و اساتید علوم تربیتی، مدیریت و الهیات بودند که به روش نمونه گیری هدفمند و براساس معیار اشباع نظری، انتخاب شدند. نتایج حاصل از یافته های پژوهش با رویکرد نظریه داده بنیاد نشان داد که سبک زندگی سازمانی با رویکرد شناسایی مؤلفه های سازمان معنویت گرا در دانشگاه، در بعد فردی (شامل مؤلفه های اصول اخلاقی، اصول اعتقادی، ویژگی رفتاری و شخصیتی کارکنان)، در بعد سازمانی (شامل مؤلفه های فرهنگ سازمانی، امنیت شغلی، عدالت محوری)، در بعد مدیریتی (شامل مؤلفه های اخلاق مداری، تفویض اختیار)، در بعد گروهی (شامل مؤلفه های هدف مشترک، اخلاق اجتماعی) و در بعد محیطی (شامل مؤلفه های سیاست و اقتصاد) می باشند. محوریت قرار دادن معنویت در دانشگاه زمینه انسجام بیشترکارکنان و پاسخگویی اثربخش آنان به الزامات محیط سازمانی و ظهور جامعه ای سالم را فراهم می کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان