علوم زیستی ورزشی

علوم زیستی ورزشی

علوم زیستی ورزشی سال دوازدهم تابستان 1399 شماره 2 (پیاپی 45) (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

مقایسه پاسخ های تستوسترون، کورتیزول و کراتین کیناز به دو نوع تمرین مقاومتی با و بدون محدودیت جریان خون در پسران ژیمناستیک کار(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۲۱۲
هدف از پژوهش حاضر مقایسه پاسخ های تستوسترون، کورتیزول و کراتین کیناز به دو نوع تمرین مقاومتی با و بدون محدودیت جریان خ ون ب ود. ب ه این منظور 36 پسر ژیمناستیک کار 10 تا 14 ساله در یک طرح تحقیق نیمه تجربی شرکت کردند. آزمودنی ها با میانگین وزن 11/8±11/37 کیلوگرم، قد 58/11±16/145 سانتی متر، شاخص توده بدن 77/1±40/17 کیلوگرم بر مترمربع به طور تصادفی به سه گروه کنترل (12n=)، تمرین مقاومتی سنتی (12n=) و تمرین مقاومتی همراه با محدودیت جریان خون (12n=)، تقسیم شدند. تمرین شامل سه حرکت باز شدن زانو، خم شدن آرنج و پرس سینه بود. نمونه های خونی قبل و نیم ساعت بعد از اجرای تمرین گرفته شد. از آزمون آماری تی وابسته برای بررسی نتایج درون گروهی و از آنالیز واریانس یکراهه با آزمون تعقیبی LSD برای بررسی نتایج بین گروهی استفاده شد. نتایج درون گروهی نشان داد که پس از یک وهله فعالیت ورزشی متغیر تستوسترون در هیچ یک از گروه های قدرتی (653/0P=) و انسدادی (107/0P=) معنا دار نشد، لیکن متغیر کورتیزول در هر دو گروه قدرتی (015/0P=) و انسدادی (015/0P=) افزایش معنا دار داشت. همچنین کراتین کیناز تنها در گروه قدرتی (001/0P=) معنا دار شد. نتایج بین گروهی نشان داد در هر دو نوع تمرین در مقادیر تستوسترون و کورتیزول تفاوت معنا داری بین گروه ها وجود نداشت؛ اما در متغیر کراتین کیناز تفاوت معنا دار بود (05/0P=). این مطالعه با پاسخ آنابولیک برابر در دو نوع تمرین و شاخص آسیب کمتر در گروه تمرین مقاومتی با محدودیت جریان خون تا حدودی از سودمندی این نوع از تمرین مقاومتی حمایت می کند.
۲.

تأثیر همزمان تمرین مقاومتی برون گرا و انسداد جریان خون بر بیان ژن STAT3 و MyF5 مؤثر بر فعال سازی تکثیر سلول های ماهواره ای افراد غیرورزشکار(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۵۹
هدف از پژوهش حاضر، تأثیر تمرین مقاومتی و انسداد جریان خون بر بیان ژن عامل انتقال دهنده سیگنال و فعال کننده رونویسی (STAT3) و عامل عضله زایی 5 (Myf5) افراد جوان فعال غیرورزشکار است. 20 مرد با دامنه سنی 25 ± 5 سال به صورت تصادفی به دو گروه ده نفره تمرین مقاومتی برون گرا با و بدون انسداد جریان خون (BFR) تقسیم شدند.با استفاده از دستگاه ایزوکنتیک، پروتکل تمرین مقاومتی برون گرا (ECC RET) شامل حدود 70 تکرار در عضلات بازکننده های زانو اجرا شد. انسداد با استفاده از دستگاه فشارسنج بادی ایجاد شد. پس از بی حسی موضعی با تزریق لیدوکائین 1% و نوراپی نفرین از عضله پهن جانبی پای فعال، 48 ساعت قبل و 24 ساعت پس از فعالیت نمونه برداری شد. STAT3 و MyF5 به روش ایمونوهیستوشیمیایی انجام گرفت. بیان ژن STAT3 در نمونه های BFR در گروه پس آزمون نسبت به پیش آزمون 846/3 برابر بیشتر شده بود که این میزان (001/0=P) تفاوت معناداری را نشان داد. همین طور بیان ژن MyF5 در نمونه های BFR در گروه پس آزمون نسبت به پیش آزمون 479/3 برابر بیشتر شده بود که این میزان (005/0=P) تفاوت معناداری را نشان داد. بهره گیری از تمرین مقاومتی برون گرا همراه با انسداد جریان خون از طریق افزایش بیان ژن STAT3 و Myf5 ممکن است سبب حفظ و بهبود توده عضلانی شود.  
۳.

تأثیر وضعیت آمادگی بدنی و جنسیت بر پاسخ دستگاه قلبی تنفسی به فعالیت وامانده ساز در محیط با آلودگی هوا(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۸۳
شواهد حاکی از آن است که آلودگی هوا در جوامع صنعتی با مرگ ومیر ناشی از بیماری های قلبی تنفسی همراه است، اما اطلاعات اندکی در خصوص تأثیر وضعیت آمادگی بدنی و جنسیت وجود دارد. هدف مطالعه حاضر تعیین اثر وضعیت آمادگی بدنی و جنسیت بر شاخص های قلبی تنفسی شامل درصد اشباع هموگلوبین از اکسیژن (<sub>2</sub>SPO)، حاصل ضرب دوگانه (DP) و شاخص های اسپیرومتری (FVC،<sub>1</sub>FEV، FVC / <sub>1</sub>FEVوPEF) متعاقب فعالیت وامانده ساز در هوای آلوده بود. در یک طرح نیمه تجربی، 120 مرد و زن (هشت گروه) 40 تا 55 ساله، به طور تصادفی به چهار گروه تجربی (زن فعال، مرد فعال، زن غیرفعال و مرد غیرفعال) ساکن محیط آلوده و چهار گروه کنترل (زن فعال، مرد فعال، زن غیرفعال و مرد غیرفعال) ساکن محیط غیرآلوده تقسیم و با یکدیگر مقایسه شدند. آنوا دوطرفه نشان داد که آلودگی هوا موجب افزایش 5/29 درصدی DP می شود، درحالی که کاهش شدید FVC، ،<sub>1</sub>FEV به ترتیب به مقدار 87/16و4/21 درصدی سطوح استراحتی را در پی دارد. در پی انجام فعالیت بدنی، افزایش 31/26 درصدی مقادیر DP در مردان و زنان غیرفعال محیط آلوده در مقایسه با گروه های کنترل رخ می دهد. علاوه بر این، جنسیت نیز به ترتیب افزایش 14/12و63/7 درصدی سطوح استراحتی DPو FVC / <sub>1</sub>FEVدر مردان را به دنبال دارد. براساس این یافته ها، قرارگیری در معرض آلودگی هوا بار وارده بر قلب و اکسیژن مصرفی میوکارد را افزایش می دهد و این وضعیت در زنان برجسته تر است. اگرچه، آمادگی بدنی موجب تعدیل این شاخص ها در محیط آلوده می شود، مهارکننده نیست.
۴.

مقایسه اثر تمرینات مدرسه محور و تناوبی شدید روی hsa-miR-125a-5p، پروتئین واکنشگرC و نیمرخ لیپیدی نوجوانان دارای اضافه وزن و چاق(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۷۰
اختلال در عملکرد اندوتلیال، نشانگر اولیه بیماری های قلبی و کاهش عملکرد طبیعی عروق خونی است. هدف کلی این مطالعه مقایسه اثر تمرینات مدرسه محور و تناوبی شدید رویmiR125a-5p، پروتئین واکنشگرC و نیمرخ لیپیدی نوجوانان دارای اضافه وزن و چاق بود. 45 دانش آموز پسر دارای اضافه وزن و چاق با میانگین سنی  1 ± 14 سال و شاخص توده بدن (kg/m2 17/2±43/26) به شکل داوطلبانه و مساوی به گروه های مدرسه محور، تناوبی شدید و کنترل تقسیم شدند و به مدت 12هفته، هفته ای سه جلسه در تمرینات شرکت داشتند. تغییرات در سطوح miR125a، گردش خون، پروتئین واکنشگرC و نیمرخ لیپیدی قبل و بعد از مداخلات ورزشی اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که مقادیر پروتئین واکنشگرC، شاخص توده بدن، WHR، درصد چربی بدن، لیپوپروتئین کم چگال و سطوح تری گلیسرید در گروه های تجربی در مقایسه با گروه کنترل کاهش وجود داشت (05/0P≤). از سوی دیگر افزایش معنا داری در اوج اکسیژن مصرفی و مقادیر لیپوپروتئین پرچگال آزمودنی ها مشاهده شد (001/0P=)، اما تفاوت بین میانگین های گروه های تجربی در هر دو متغیر معنا دار نبود (15/0P=). همچنین افزایش معنا داری در سطوحmiR-125a-5p  گروه ها وجود داشت و تفاوت بین گروه های تجربی نیز معنا دار بود (001/0P=). در مجموع به نظر می رسد هر دو شیوه تمرینی سبب بهبود عملکرد اندوتلیال و  نیمرخ لیپیدی می شوند، اما تمرینات مدرسه محور در سنین نوجوانی اثربخشی نسبتاً بیشتری دارند. بنابراین، با توجه به ماهیت دشوار اجرای تمرینات تناوبی شدید در کودکان چاق، بهره گیری بیشتر از تمرینات مدرسه محور پیشنهاد می شود.
۵.

تأثیر ترتیب تمرین ترکیبی (مقاومتی- هوازی) بر برخی از عوامل آمادگی جسمانی، ظرفیت عملکردی و سطوح سرمی هورمون های میوستاتین و فولیستاتین زنان یائسه (کارآزمایی بالینی)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۱۸۳
هدف از مطالعه حاضر بررسی تأثیر ترتیب تمرینات ترکیبی بر برخی از عوامل آمادگی جسمانی، ظرفیت عملکردی و سطوح سرمی میوستاتین و فولیستاتین زنان یائسه بود. روش بررسی کارآزمایی بالینی بود. 33 زن یائسه 50 تا 60 ساله به طور تصادفی در سه گروه هوازی- مقاومتی (11 نفر)، مقاومتی- هوازی (10 نفر) و گروه کنترل (12 نفر) قرار گرفتند. تمرین در مدت 8 هفته و 4 جلسه در هفته انجام گرفت. برای تحلیل داده ها از روش آماری آنوا با اندازه های تکراری استفاده شد. نتایج نشان داد غلظت میوستاتین، فولیستاتین، شاخص توده بدن بین سه گروه تفاوت معنا داری نداشت (05/0P>). درصد کاهش شاخص توده بدنی در گروه هوازی– مقاومتی بیشتر و درصد کاهش میوستاتین و فولیستاتین در گروه مقاومتی– هوازی بیشتر بود، ولی معنا دار نبود. بین دو گروه تمرین و کنترل در قدرت و استقامت عضلانی بالاتنه تفاوت معنا داری وجود داشت (05/0P>). در هر دو نوع ترتیب تمرین افزایش معنا داری در قدرت و استقامت عضلانی بالاتنه مشاهده شد (05/0P>) و درصد تغییرات قدرت و استقامت عضلانی بالاتنه در گروه مقاومتی- هوازی بیشتر بود، ولی معنا دار نبود. براساس یافته ها می توان گفت در متغیرهای پژوهش تفاوت معنا داری بین ترتیب های متفاوت تمرین ترکیبی وجود ندارد و زنان یائسه می توانند از هر دو نوع ترتیب به منظور افزایش قدرت و استقامت عضلانی بالاتنه و جلوگیری از افزایش میوستاتین و تحلیل عضلانی استفاده کنند.
۶.

تأثیر تمرین هوازی و مکمل اسپیرولینا بر برخی عوامل خطرزایی قلبی عروقی در زنان مبتلا به دیابت نوع دو دارای اضافه وزن(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۱۳۴
عوامل خطرزایی قلبی عروقی مکانیسم مهمی در بروز دیابت نوع دو و بیماری های قلبی-عروقی است، ازاین رو هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر تمرین هوازی و مکمل اسپیرولینا بر برخی عوامل خطرزایی قلبی عروقی در زنان مبتلا به دیابت نوع دو دارای اضافه وزن بود. در این مطالعه نیمه تجربی تعداد 28 نفر از زنان دیابتی نوع دو و دارای اضافه وزن با میانگین سن 7/7±5/49 سال به صورت تصادفی در گروه های هوازی+اسپیرولینا، هوازی+دارونما، اسپیرولینا و دارونما قرار گرفتند. برنامه تمرین هوازی شامل 6 هفته (هر هفته 3 جلسه) با شدت 60 تا 70 درصد ضربان قلب بیشینه انجام گرفت. گروه های دریافت کننده مکمل، روزانه سه کپسول 500 میلی گرمی اسپیرولینا قبل از هر وعده غذایی به مدت 6 هفته دریافت کردند. نمونه های خونی طی شرایط ناشتایی در مراحل پیش و پس آزمون جمع آوری شدند. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس عاملی (4×2) و آزمون تی وابسته با سطح معناداری (05/0P ≤) با استفاده از نرم افزار SPSS صورت گرفت. نتایج پژوهش کاهش کلسترول، LDL و VLDL در گروه های تمرین-اسپیرولینا، اسپیرولینا از مرحله پیش آزمون به پس آزمون نشان داد و کاهش  LDL/HDLو CHOLS/HDL صرفاً در گروه تمرین-اسپیرولینا مشاهده شد(به ترتیب (009/0p=) و(007/0p=))، همچنین HDL صرفاً در گروه تمرین-اسپیرولینا افزایش معنا داری نشان داد (007/0P=). همچنین تفاوت معنادار بین گروهی در هیچ یک از متغیر ها بین گروه های تحقیق مشاهده نشد. در مجموع یافته های پژوهش حاضر نشان داد که تمرین هوازی و مکمل اسپیرولینا تا حدودی می تواند سبب بهبود فاکتورهای نیم رخ لیپیدی شود. به عبارتی تمرین به عنوان عامل اصلی به همراه مکمل دهی اسپیرولینا توانسته است تأثیر بهتری بر بهبود عوامل خطرزایی قلبی عروقی در افراد دیابتی داشته باشد.
۷.

تأثیر چهار هفته تمرین مقاومتی هایپوکسی بر هایپرتروفی و عملکرد عضله دوسر بازویی مردان سالم(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۴۰ تعداد دانلود : ۲۳۳
افزایش ترشح عوامل رشدی و متابولیکی به وسیله تمرینات هایپوکسی نشان داده شده، این در حالی است که عملکرد عضلانی به عنوان عامل اثرگذار اجرای ورزشی مورد توجه قرار نگرفته است. هدف از تحقیق حاضر بررسی تأثیر 4 هفته تمرین مقاومتی در شرایط هایپوکسی بر هایپرتروفی و عملکرد عضله دوسر بازویی مردان سالم بود. 16 مرد جوان سالم به صورت تصادفی در دو گروه تمرین مقاومتی در شرایط هایپوکسی (فشار سهمی اکسیژن 13 درصد: 8 نفر) و نورموکسی (فشار سهمی اکسیژن 20 درصد: 8 نفر) قرار گرفتند. برنامه تمرینی برای هردو گروه به مدت 4هفته شامل 3 جلسه تمرین (60 درصد یک تکرار بیشینه تا واماندگی، سه سِت و یک دقیقه استراحت) حرکت جلوبازو ایستاده هالتر در هفته با 48 ساعت ریکاوری پس از تمرین انجام گرفت. قدرت به وسیله یک تکرار بیشینه، هایپرتروفی با استفاده از معادله بورش و عملکرد عضلانی به وسیله دستگاه آیزوکینتیک قبل و بعد از 4 هفته تمرین ارزیابی شد. در مقایسه دو گروه با هم تفاوت های آماری معناداری برای قدرت و شاخص خستگی مشاهده شد (05/0≥P). ولی دیگر عوامل شامل درصد چربی دوسر بازویی، هایپرتروفی، گشتاور مفصل آرنج در انقباض درون گرا و برون گرا، کل کار انجام گرفته عضله دوسر بازویی در انقباض درون گرا و برون گرا، نسبت فعالیت عضلات موافق به مخالف تفاوت معناداری نداشتند (05/0≤P). به نظر می رسد 4هفته تمرین مقاومتی هایپوکسی با بهبود معنادار قدرت و شاخص خستگی همراه می شود و این در حالی است که هایپرتروفی و شاخص های عملکرد عضلانی با درنظر گرفتن حجم تمرین کمتر در شرایط هایپوکسی تغییرات مشابهی را نشان دادند.
۸.

تأثیر چهار هفته تمرین تناوبی شدید همراه با محدودیت جریان خون بر آمادگی قلبی عروقی و سطوح سرمی سایتوکاین های التهابی اینترلوکین-6 و اینترلوکین-17 در مردان جوان فعال فعالیت های ورزشی شدید، محدودیت جریان خون و التهاب(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۳۱۲
تمرینات تناوبی شدید و محدودیت جریان خون سبب ایجاد تغییرات فیزیولوژیکی زیادی در ورزشکاران می شود. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر 4 هفته تمرینات تناوبی شدید همراه با محدودیت جریان خون بر آمادگی قلبی عروقی و سایتوکاین های التهابی اینترلوکین-6 و اینترلوکین-17 در دانشجویان مرد جوان فعال بود. 18 دانشجوی فعال شهر تهران با دامنه سنی 20 تا 30 سال به صورت نمونه گیری در دسترس به سه گروه 1. تمرین به همراه محدودیت جریان خون، 2. تمرین و 3. محدودیت جریان خون تقسیم شدند. آزمودنی ها تمرین به همراه محدودیت جریان خون را به مدت 4 هفته و 3جلسه در هفته اجرا کردند. نمونه های خونی، پیش و پس از آزمون به صورت ناشتا گرفته شد. براساس نتایج تمرینات ورزشی به همراه محدودیت جریان خون سبب ایجاد تغییرات معناداری در مقدار Vo2max یا vVo2max در گروه های پژوهش نشده است. با توجه به نتایج، آزمون های آماری در مورد میزان اینترلوکین 6 و اینترلوکین 17 در حالت استراحت بین گروه ها متفاوت بود. میزان این دو شاخص در گروه تمرین با دو گروه تفاوت معناداری را نشان داد (05/0>P). IL-6 در گروه تمرین به تنهایی، کاهش یافته و میزان IL-17 افزایش داشته است. کاهش میزان سایتوکاین التهابی IL-6 در حالت استراحت در گروه تمرین می تواند نشان دهنده کاهش نسبی میزان استرس در این گروه باشد. از سوی دیگر، کاهش مقادیر اینترلوکین-17 در گروه های محدودیت جریان خون را شاید بتوان به ضعف نسبی سیستم ایمنی و افت عملکرد سلول های T کمکی 17 در این گروه ها نسبت داد.   

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۵۰