علی اکبرنژاد

علی اکبرنژاد

مدرک تحصیلی: دانشیار فیزیولوژی ورزشی، دانشکدة تربیت بدنی و علوم وررزشی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۲۳ مورد.
۱.

مقایسه تأثیر هشت هفته تمرین هوازی و مقاومتی بر عوامل آنژیوژنیکی( VEGF ) و آنژیوستاتیکی ( ES ) در زنان غیرفعال

تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۲
آنژیوژنز فرایندی حیاتی در رشد و توسعه بافتی به ویژه بافت عضلانی محسوب می شود که تحت تأثیر انقباض عضلانی قرار می گیرد. مدالیته های تمرینی مختلف می توانند بر تعادل عوامل آنژیوژنیکی و آنژیوستاتیکی تأثیر داشته باشند. ازاین رو هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر 8 هفته تمرین هوازی و مقاومتی بر فاکتور رشد اندوتلیال عروقی (VEGF) و اندوستانین (ES) در زنان غیرفعال بود. 30 زن غیرفعال به طور تصادفی در سه گروه تمرین هوازی، مقاومتی و کنترل قرار گرفتند. تمرین مقاومتی به مدت 8 هفته، سه جلسه در هفته و با 3 ست 10 تکراری با شدت 60 تا 70 درصد 1RM برای نه حرکت، تمرین هوازی به مدت 8 هفته، 3 جلسه در هفته و هر جلسه به مدت 30 دقیقه با شدت 65 تا 70 درصد ضربان قلب بیشینه انجام گرفت. 48 ساعت قبل و بعد از آخرین جلسه تمرینی در شرایط ناشتا، خون گیری از گروه های پژوهش انجام شد. مقادیر VEGF و ES با استفاده از کیت به روش ELISA اندازه گیری شد. داده های پژوهش با استفاده از آزمون آماری t همبسته و ANOVA در سطح معناداری (05/0>P) تجزیه وتحلیل شدند. نتایج درون گروهی پژوهش حاضر نشان داد برنامه تمرین هوازی و مقاومتی به طور معناداری مقادیر سرمی VEGF را افزایش و ES را کاهش داد. همچنین، نتایج آزمون ANOVA و آزمون تعقیبی توکی نیز نشان داد بین تمرین هوازی و مقاومتی در مقادیر VEGF و ES تفاوت معناداری وجود ندارد (05/0
۲.

تاثیر تمرین ورزشی تناوبی شدید بر بیان ژن مایونکتین عضلانی و مقاومت به انسولین رت های نر بالغ نژاد ویستار

تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۲۴
هدف از پژوهش حاضر بررسی چهار هفته فعالیت ورزشی تناوبی شدید بر بیان ژن مایونکتین عضلانی و مقاومت به انسولین رت های نر بالغ نژاد ویستار است. در این پژوهش 14 سر رت نر بالغ از نژاد ویستار (با سن هشت هفته )، به صورت تصادفی به دو گروه هفت تایی شاهد و تمرین تقسیم شدند.گروه تمرین، چهار هفته تمرین تناوبی شدید دویدن روی نوارگردان ( پنج جلسه در هفته) انجام دادند و گروه شاهد هیچگونه تمرینی نداشت. عضله نعلی هموژن شده و میزان بیان ژن مایونکتین با روشReal- time PCR سنجیده شد و انسولین به روش الایزا و سطوح گلوکز به روش گلوکز اکسیداز اندازه گیری شدند. داده ها با استفاده از روش آماری t مستقل با P
۳.

تأثیر تمرین تناوبی شدید بر بیان ژن CTRP15 عضلانی و انتقال دهنده های اسید چرب آدیپوسیت ها در موش های صحرایی نژاد ویستار

تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۲
هدف پژوهش حاضر بررسی چهار هفته فعالیت ورزشی تناوبی شدید بر بیان ژن CTRP15 عضلانی و انتقال دهنده های اسید چرب آدیپوسیت ها در موش های صحرایی بالغ نژاد ویستار بود. در این پژوهش، 14 سر موش صحرایی نر بالغ از نژاد ویستار (با سن هشت هفته) به صورت تصادفی ساده به دو گروه هفت تایی شاهد و تمرین تقسیم شدند. گروه تمرین چهار هفته تمرین تناوبی شدید دویدن روی نوارگردان (پنج جلسه در هفته، از سرعت 35 تا 55 متر در دقیقه از هفته اول تا هفته چهارم) انجام دادند و گروه شاهد، هیچ گونه تمرینی نداشتند. عضله نعلی، بافت چربی زیرپوستی هموژن شده، میزان بیان ژن CTRP15 و انتقال دهنده های اسید چرب ( FABP4 ، FATP1 و (FATCD36 با روش Real- time PCR  برای هریک از بافت ها سنجیده شدند . داده ها با استفاده از روش آماری تی مستقل با P
۴.

تأثیر یک دوره تمرین هوازی بر میزان رزیستین، هموگلوبین گلیکوزیله، شاخص مقاومت به انسولین و برخی ریسک فاکتورهای قلبی- عروقی در زنان چاق دیابتی نوع 2

تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۱۰
هدف از این تحقیق بررسی اثر هشت هفته تمرین هوازی بر میزان رزیستین، هموگلوبین گلیکوزیله، شاخص مقاومت به انسولین و برخی ریسک فاکتورهای قلبی- عروقی در زنان چاق دیابتی نوع دو بود. به این منظور 22 زن غیرفعال چاق مبتلا به دیابت نوع دو در کرمانشاه، با میانگین سن 33/2±95/44 سال، وزن 82/5±88/78 کیلوگرم، قد 45/5±11/161 سانتی متر به طور تصادفی به دو گروه تجربی و کنترل (هر گروه 11 نفر) تقسیم شدند. گروه تجربی به مدت هشت هفته (سه جلسه در هفته، هر جلسه 60 دقیقه) تمرینات هوازی را با شدت 60 تا 80 درصد ضربان قلب بیشینه انجام دادند. دو روز قبل و بعد از مداخله نمونه گیری انجام گرفت. از آزمون تی مستقل برای مقایسه تفاوت بین گروهی و از تی همبسته برای مقایسه نتایج درون گروهی استفاده شد. پس از مداخله متغیرهای وزن، درصد چربی بدن، انسولین، HbA1c، hs-CRP، LDL-C (05/0P=) گلوکز خون ناشتا (032/0P=)، مقاومت به انسولین، رزیستین (04/0P=)، کلسترول (028/0P=) و TG (014/0P=) در گروه تجربی در مقایسه با گروه کنترل به صورت معنا داری کاهش یافت. میزان HDL-C و BMI بین دو گروه اختلاف معنا داری نداشت. متغیرهای وزن (02/0P=)، درصد چربی (01/0P=)، گلوکز (004/0P=)، انسولین (031/0P=)، رزیستین (024/0P=)، TG (039/0P=)، BMI، HbA1c، hs-CRP، LDL-C، (05/0P=)، مقاومت به انسولین و کلسترول (045/0P=)، در پس آزمون نسبت به وضعیت پایه در گروه تجربی کاهش معنا داری یافتند. با بهبود مقاومت به انسولین و کاهش شاخص های التهابی و هموگلوبین گلیکوزیله خطر بالقوه ابتلا به بیماری ها و عوارض قلبی و دیابت کاهش یافت و فعالیت ورزشی منظم هوازی می تواند در کنترل عوارض این بیماری مؤثر باشد.
۵.

اثر مصرف کوتاه مدت مکمل تورین بر میزان خستگی عصبی عضلانی و سطوح لاکتات خون در فعالیت تناوبی بیشینه

کلید واژه ها: لاکتات خوناسید آمینه تورینخستگی عصبی - عضلانیفعالیت ورزشی تناوبی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی
  2. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی تغدیه ورزشی و مکملها و مواد نیروزا
  3. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی عصبی ـ عضلانی
  4. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی قلب و عروق و تنفس
تعداد بازدید : ۸۲۲ تعداد دانلود : ۳۱۴
هدف از این تحقیق، بررسی تأثیر مصرف کوتاه مدت مکمل اسید آمینة تورین بر خستگی عصبی- عضلانی و تجمع لاکتات پس از اجرای فعالیت ورزشی تناوبی بیشینه بود. جامعه آماری دانشجویان تربیت بدنی و روش تحقیق نیمه تجربی بود. بدین منظور 20 مرد فعال داوطلب (با میانگین سنی 25/1±12/22 سال، قد 63/4±59/174 سانتی متر، وزن 97/8±52/71 کیلوگرم، شاخص تودة بدن 19/2±40/23 کیلوگرم بر متر مربع و درصد چربی بدن 21/1±81/11) در دو گروه مکمل یا دارونما که به طور تصادفی انتخاب شده بودند، طی دو جلسه پیش آزمون و پس آزمون در اجرای فعالیت ورزشی تناوبی بیشینه شرکت کردند. مکمل تورین و دارونما (نشاسته) به صورت کپسول های یک گرمی در اختیار آزمودنی های گروه تجربی و کنترل قرار گرفت، تا روزانه 5 کپسول را به مدت دو هفته مصرف کنند. پس از پایان دوره مصرف مکمل، بلافاصله، پس آزمون صورت گرفت. به منظور تعیین تفاوت بین متغیرها از آزمون انوا با عامل بین گروهی و آزمون t مستقل استفاده شد. نتایج نشان داد که مصرف کوتاه مدت مکمل اسید آمینه تورین میزان خستگی عصبی- عضلانی (002/0P=) و میزان تجمع لاکتات خون (000/0P=) را پس از اجرای فعالیت ورزشی تناوبی بیشینه کاهش می دهد. بنابراین، می توان بااحتیاط گفت که از این مکمل می توان به عنوان راهگشای بهبود عملکرد ورزشی در فعالیت های متناوب سرعتی استفاده کرد.
۶.

بررسی تغییرات حس عمقی مفصل زانو در سالمندان مبتلا به استئوآرتریت زانو متعاقب یک دوره فعالیت کنترل شده هوازی

تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۰
این مطالعه به منظور بررسی تغییرات حس عمقی مفصل زانو در سالمندان مبتلا به استئوآرتریت زانو متعاقب یک دوره فعالیت کنترل شده هوازی انجام شد. جامعه آماری شامل مردان سالمند فعال مبتلا به استئوآرتریت زانو آذربایجان غربی است. که از بین آن ها 20 نفرحداقل 2 جلسه در هفته به فعالیت ورزشی می پرداختند، به عنوان نمونه آماری انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه 10 نفری (هوازی و کنترل) تقسیم شدند. آزمودنی ها به مدت 8 هفته، 3 جلسه در هفته برنامه تمرین هوازی را اجرا نمودند. برای اندازه گیری حس عمقی زانو از الکتروگونیامتر استفاده گردید. از آزمون آماری t مستقل برای بررسی نتایج بین گروهی و آزمون t زوجی برای بررسی نتایج درون گروهی استفاده شد. یافته ها نشان داد حس عمقی، در مقایسه درون گروهی (0001/0p=) در گروه هوازی و در مقایسه بین گروهی (001/0p=) اختلاف معنی دار بود. به طورکلی نتایج نشان داد که به کارگیری هشت هفته تمرین هوازی می تواند عاملی اثرگذار بر بهبود حس عمقی زانو مردان سالمند مبتلا به استئوآرتریت زانو شود.
۷.

تأثیر اجرای دو نوع تمرین تناوبی خیلی شدید (HIIT) بر اکسیداسیون چربی و کربوهیدرات در مردان جوان دارای اضافه وزن

کلید واژه ها: اکسیداسیون چربیمردان جوان دارای اضافه وزنتمرینات تناوبی با شدت بالااکسیداسیون کربوهیدرات

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی
  2. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی علم تمرین
  3. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی قلب و عروق و تنفس
تعداد بازدید : ۲۵۹ تعداد دانلود : ۱۶۲
هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر دو هفته تمرین تناوبی شدید (HIIT)  بر اکسیداسیون چربی و کربوهیدرات مردان جوان دارای اضافه وزن بود. به این منظور، 16 مرد جوان غیرفعال دارای اضافه وزن داوطلبانه در این پژوهش شرکت کردند و به طور تصادفی به دو گروه تجربی HIIT-1، با BMI معادل 6/2±54/26، و گروه HIIT-2 با BMI 29/2 ±32/26 تقسیم شدند. HIIT-1 شامل سه جلسه در هفته، چهار تناوب یک دقیقه ای با چهار دقیقه استراحت و HIIT-2 شامل چهار تناوب 30 ثانیه ای با دو دقیقه استراحت بود. گازهای تنفسی یک روز قبل و بعد از تمرین، به صورت ناشتا برای انجام تجزیه وتحلیل های آزمایشگاهی جمع آوری شد. از آزمون آماری t مستقل برای بررسی تغییرات بین گروهی و از  tوابسته برای بررسی تغییرات درون گروهی استفاده شد. تمرینات HIIT موجب کاهش 9 درصدی استفاده از کربوهیدرات و افزایش 43 درصدی استفاده از چربی به هنگام تست بروس در گروه HIIT-1 شد. این تغییرات نسبت به گروهHIIT-2  معنادار بود. تغییرات وزن و درصد چربی بدن تنها در گروه  HIIT-1معنادار بود. با توجه به نتایج پژوهش حاضر، اجرای شش جلسه HIIT به بهبود نسبی اکسیداسیون چربی و ذخیره گلیکوژن منجر می شود.
۸.

تأثیر فعالیت ورزشی هوازی و محدودیت کالریک بر سطوح آدروپین و شاخص مقاومت به انسولین در زنان چاق کم تحرک

کلید واژه ها: فعالیت ورزشی هوازیشاخص مقاومت به انسولینآدروپینمحدودیت کالریکزنان چاق کم تحرک

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی
  2. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی تغدیه ورزشی و مکملها و مواد نیروزا
  3. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی بیوشیمی و متابولیسم ورزشی
تعداد بازدید : ۲۷۰ تعداد دانلود : ۱۹۷
هدف از پژوهش حاضر، مقایسه آثار فعالیت هوازی و محدودیت کالریک بر سطوح آدروپین سرم، شاخص مقاومت به انسولین (HOMA-IR) و شاخص های آنتروپومتریک در زنان چاق کم تحرک بود. بدین منظور، ٣٠ نفر از زنان چاق کم تحرک (با میانگین سنی ٤/٥±3/٤٠ سال؛ وزن ١/٧±9/٧٧ کیلوگرم) در پژوهش شرکت نمودند و به طور تصادفی به سه گروه محدودیت کالریک (گروه تجربی یک)، فعالیت هوازی به همراه محدودیت کالریک (گروه تجربی دو) و کنترل تقسیم شدند. گروه تجربی یک از یک رژیم غذایی با ٢٥ درصد محدودیت کالریک به مدت ١٦ هفته استفاده نمود. آزمودنی های گروه تجربی دو نیز از یک برنامه تمرینی شامل: فعالیت هوازی و دویدن بر روی تردمیل به مدت ٣٤/٥±٨٥/٦٦ دقیقه به صورت هفته ای سه جلسه به همراه 50 درصد محدودیت کالریک از برنامه رژیم غذایی گروه تجربی یک به صورت ترکیبی استفاده نمودند (٥/١٢ درصد افزایش هزینه انرژی و ٥/١٢ درصد محدودیت کالریک). قبل و پس از ١٦ هفته، خون گیری به منظور اندازگیری آدروپین سرم انجام شد. داده ها نیز با استفاده از آزمون آماری تی زوجی و آنالیز واریانس یک طرفه در سطح معناداری (P
۹.

تأثیر یک جلسه تمرین هوازی بر سطوح سرمی آدیپولین و برخی عوامل التهابی در زنان یائسه

کلید واژه ها: زنان یائسهTNF-αمتابولیسم ورزشیآدیپولینفورینTGF-β1یک جلسه تمرین هوازی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی
  2. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی بیوشیمی و متابولیسم ورزشی
تعداد بازدید : ۳۹۹ تعداد دانلود : ۱۵۳
در پژوهش حاضر، تأثیر یک جلسه تمرین هوازی بر سطوح سرمی آدیپولین، فورین، فاکتور رشد تغییر دهنده بتا1 (TGF-β1)، فاکتور نکروز کننده تومور آلفا (TNF-α) و شاخص مقاومت به انسولین (HOMA-IR) در زنان یائسه مورد بررسی قرار گرفت. بدین منظور، 18 زن چاق یائسه و غیر فعال (با شاخص توده بدنی 2/7±30/2 کیلوگرم بر مترمربع و میانگین سنی 4±57/8 سال ) به طور تصادفی به دو گروه تجربی و کنترل تقسیم شدند. گروه تجربی به مدت 30 دقیقه در یک جلسه دویدن روی تردمیل با شدت 70 60 درصد ضربان قلب بیشینه شرکت نمود و سطوح سرمی آدیپولین، فورین، TGF-β1، TNF-α، انسولین و گلوکز ناشتای آن ها پس از پایان جلسه تمرین اندازه گیری شد . تجزیه و تحلیل داده ها نیز با استفاده از آزمون تی زوجی، تی مستقل و آزمون هم بستگی پیرسون در سطح معناداری (P<0.05) انجام گرفت. نتایج نشان می دهد که اجرای یک جلسه تمرینات هوازی به ترتیب موجب کاهش و افزایش معنا دار سطوح آدیپولین (P=0.049) و فورین (P=0.001) شده است، اما تغییر معنا داری در سطوح TGF-β1، TNF-α، انسولین، گلوکز و HOMA-IR مشاهده نمی شود (P>0.05). قابل ذکر است که تنها تغییرات آدیپولین بین دو گروه تجربی و کنترل معنا دار می باشد (P=0.046). علاوه براین، پس ازیک جلسه تمرین هوازی، بین تغییرات آدیپولین با تغییرات انسولین ارتباط منفی و معنا داری مشاهده می شود (P=0.001). چنین به نظر می رسد که تغییرات نیم رخ التهابی و متابولیکی نمی تواند علت اصلی تغییرات آدیپولین در پاسخ به یک جلسهتمرین هوازی با شدتمتوسط در زنان چاق یائسه و کم تحرک باشد و انجام مطالعات بیشتر جهت درک سازوکار درگیر، ضروری می باشد.
۱۰.

تأثیر مصرف خوراکی اسانس نعناع در بهبود علائم کوفتگی عضلانی تأخیری پس از انجام پروتکل تمرینی

کلید واژه ها: کوفتگی عضلانی تأخیریلاکتات دهیدروژنازکراتین فسفوکینازاسانس نعناعمردان غیرفعال

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی
  2. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی تغدیه ورزشی و مکملها و مواد نیروزا
تعداد بازدید : ۲۷۹ تعداد دانلود : ۱۱۶
هدف مطالعه حاضر، بررسی تأثیرات مصرف خوراکی اسانس نعناع در بهبود علائم DOMS بود. بدین منظور 20 داوطلب دانشجوی مرد سالم دانشگاه محقق اردبیلی (سن 7/1±37/21 سال) به طور تصادفی به دو گروه تجربی (10 نفر) و کنترل (10 نفر) تقسیم شدند. گروه تجربی روزانه 50 میکرولیتر اسانس نعناع در 500 میلی لیتر آب معدنی به مدت 10 روز و گروه کنترل، به همان میزان آب معدنی (دارونما) مصرف کردند. 7 روز پس از مصرف، پروتکل تمرینی با دستگاه پرس پا و وزنه معادل 80 درصد حداکثر نیروی ایزوتونیک در چهار نوبت و هر نوبت تا واماندگی اجرا شد. در فاصله زمانی قبل، 1، 24، 48 و 72 ساعت پس از انجام پروتکل تمرینی، متغیرهای مورد نظر اندازه گیری شدند. از آزمون آنالیز واریانس با اندازه گیری های مکرر برای مقایسه تفاوت درون گروهی و از آزمون تی مستقل برای مقایسه تفاوت بین گروهی در سطح معنا داری 05/0>P و از آزمون Cohen’s d برای برآورد اندازه اثر استفاده شد. یافته ها نشان داد که مصرف 10 روز اسانس نعناع مانع بروز علائم DOMS نشد. اما کاهش معنا داری در غلظت آنزیم CPK، LDH، (001/0P=) هورمون کورتیزول (01/0P=) و میزان درد و التهاب (001/0P=) در گروه نعناع نسبت به گروه کنترل مشاهده شد. حداکثر نیروی ایزوتونیک در گروه تجربی در مقایسه با گروه کنترل کاهش معنا داری را نشان داد (001/0P=). دامنه حرکتی مفصل زانوی گروه تجربی در مقایسه با گروه کنترل التهاب کمتری را نشان داد (05/0P=). به طور کلی نتایج نشان داد که مصرف 10 روزه اسانس نعناع نمی تواند از بروز علائم شیمیایی، عملکردی و ظاهری کوفتگی عضلانی تأخیری جلوگیری کند. اما در دوره بازگشت به حالت اولیه می تواند تأثیرات مفیدی داشته باشد.
۱۱.

تأثیر تمرینات آبی بر شاخص های فیزیولوژیکی و توانایی های زیستی حرکتی مردان سالمند کم تحرک

کلید واژه ها: سالمندانزمین خوردنتمرینات در آبشاخص زیستی حرکتیشاخص فیزیولوژیک

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی آسیب شناسی ورزشی و حرکات اصلاحی حرکات اصلاحی
  2. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی فیزیولوژی ورزشی کاربردی
تعداد بازدید : ۶۳۵ تعداد دانلود : ۲۸۷
به طور کلی، وضعیت آمادگی جسمانی غیرمستقیم بر تعادل پویای افراد تأثیر می گذارد. یکی از مشکلات اغلب سالمندان کم تحرک، نداشتن تعادل و زمین خوردن مکرر است که به آسیب دیدگی و مرگ آنها منجر می شود. هدف مطالعه حاضر، بررسی تأثیر تمرینات آبی بر شاخص های فیزیولوژیکی و زیستی حرکتی مردان سالمند کم تحرک است. 24 سالمند مرد با میانگین سنی 28/1±16/65 سال، قد 10/3±5/165 سانتی متر، وزن 04/4±53/63 کیلوگرم و BMI 61/1±19/ 23 کیلوگرم بر مترمربع داوطلبانه انتخاب شدند. سپس به صورت تصادفی ساده، در دو گروه دوازده نفره کنترل و تمرین جای گرفتند. گروه تجربی، هفته ای سه جلسه تمرین آبی را به مدت شش هفته با شدت 55درصد حداکثر ضربان قلب اجرا کرد. برای تعیین نرمال بودن داده ها، از آزمون کولموگروف-اسمیرنوف و برای تحلیل داده ها از آزمون آماری t مستقل استفاده شد (05/0P≤). نتایج پس آزمون، بهبود معنی دار گروه تجربی را نسبت به گروه کنترل در فاکتورهایتعادل ایستا (001/0=P)، تعادل پویا (001/0=P)، توانایی حرکتی (001/0=P)، فشار خون سیستولی (005/0=P)، دیاستولی (001/0=P)، ضربان قلب استراحتی (001/0=P)، استقامت عمومی (001/0=P)، حداکثر اکسیژن مصرفی (001/0=P)، درصد چربی (001/0=P)، قدرت اندام تحتانی (001/0=P) و انعطاف پذیری (001/0=P) نشان می دهد. باتوجه به نتایج می توان گفت تمرینات آبی با توسعه فاکتورهای زیستی حرکتی، توانایی حرکتی سالمندان را بهبود می بخشد و با جلوگیری از زمین خوردن ، کیفت زندگی آنها را ارتقا می دهد.
۱۲.

تأثیر دوازده هفته تمرینات عملکردی و دوره های مختلف بی تمرینی بر تعادل پویا در مردان سالمند

کلید واژه ها: تعادلسالمندیبی تمرینیتمرینات عملکردیعملکرد عصبی- عضلانی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی آسیب شناسی ورزشی و حرکات اصلاحی
  2. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی آسیب شناسی ورزشی و حرکات اصلاحی حرکات اصلاحی
تعداد بازدید : ۹۳۶ تعداد دانلود : ۳۷۸
سالمندی موجب بروز تغییراتی در عملکرد سیستم های فیزیولوژیک درگیر در تعادل بدن می شود که با عدم تعادل همراه است. بنابراین استفاده از تمریناتی که به کسب و پایداری تعادل منجر شوند، اهمیت دارد. هدف از این پژوهش بررسی تأثیر دوازده هفته تمرینات عملکردی و دوره های مختلف بی تمرینی بر عملکرد عصبی-عضلانی و تعادل پویای مردان سالمند سالم بود. 30 مرد سالمند (میانگین سنی 22/3±71 سال، قد 2/7±168 سانتی متر و توده بدنی 6/6±8/66 کیلوگرم) داوطلبانه در این تحقیق شرکت کردند و پس از تأیید نمره مطلوب با تست تعادل برگ تصادفی به دو گروه تجربی و کنترل تقسیم شدند. گروه تجربی به انجام تمرینات عملکردی (12 هفته، هر هفته 3 جلسه و هر جلسه 75 دقیقه) پرداختند. گروه کنترل نیز به فعالیت های روزانه خود ادامه دادند. قبل و بعد از دوازده هفته تمرینات و پس از چهار، شش و هشت هفته بی تمرینی آزمون زمان برخاستن و رفتن (TUG) از آزمودنی ها به منظور سنجش تعادل پویا، به عمل آمد. آزمون های آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری های تکراری و Anova یکطرفه نشان داد که پس از اجرای تمرینات، عملکرد عصبی-عضلانی آزمودنی ها در گروه تمرینات عملکردی به طور معنا داری بهبود یافت (05/0≥P). همچنین در گروه تمرین عملکردی بین پس آزمون و شش و هشت هفته بی تمرینی اختلاف معنا داری مشاهده شد (05/0≥P). نتایج این پژوهش نشان داد که تمرینات عملکردی با تأکید بر تقویت فاکتورهای قدرت، استقامت، انعطاف پذیری و تعادل تأثیر معنا داری بر عملکرد عصبی-عضلانی افراد سالمند دارد. همچنین سازگاری های به دست آمده تا چهار هفته پس از قطع تمرین حفظ شد. بنابراین انجام این الگوی جدید تمرینات که با هزینه اندک موجب بهبود و حفظ کارایی می شود، می تواند برای سالمندان مفید باشد.
۱۳.

گوش دادن به موسیقی موجب کاهش کارایی قلبی تنفسی در دوره سریع بازگشت به حالت اولیه پس از واماندگی می شود

کلید واژه ها: واماندگیبازگشت به حالت اولیهدستگاه قلبی- تنفسیضربا هنگ های مختلف موسیقی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی
  2. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی قلب و عروق و تنفس
  3. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی فیزیولوژی ورزشی کاربردی
تعداد بازدید : ۸۴۶ تعداد دانلود : ۴۱۵
مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر ضرباهنگ هایمختلف موسیقی (موسیقی با ضرباهنگ کند و موسیقی با ضرباهنگ کند) بر برخی پاسخ های قلبی - تنفسی مردان جوان سالم در نخستین دقایق دوره بازگشت به حالت اولیه پس از یک جلسه فعالیت ورزشی وامانده ساز بود. روش ها: در این تحقیق نیمه تجربی 17 مرد جوان سالم، با میانگین و انحراف استاندارد سن 97/0±76/19 سال، قد 72/6±176 سانتی متر، وزن 95/5±5/68 کیلوگرم، به صورت داوطلبانه شرکت کردند. آزمودنی ها در 3 جلسه متوالی با فاصله زمانی بین هر مرحله 72 ساعت با استفاده از آزمون بروس تا حد واماندگی به فعالیت پرداختند. شرکت کنندگان به روش تعادل مقابل بلافاصله پس از واماندگی در 3 جلسه، بدون موسیقی و با گوش دادن به موسیقی با ضرباهنگ کند و موسیقی با ضرباهنگ تند، ریکاوری شدند. متغیرها (ضربان قلب، برون ده قلبی، حجم ضربه ای، تهویه دقیقه ای، حجم جاری، تعداد تنفس در دقیقه، اکسیژن مصرفی و فشار خون) در ثانیه های 30، 60، 90 و120 دوره بازگشت به حالت اولیه اندازه گیری شدند.یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد، گوش دادن به موسیقی در نخستین دقایق دوره بازگشت به حالت اولیه، موجب کاهش معنا دار برون ده قلبی، حجم ضربه ای، فشار خون، تهویه دقیقه ای، حجم جاری و اکسیژن مصرفی (05/0>P)، و افزایش معنا دار تعداد تنفس در دقیقه و ضربان قلب می شود (05/0>P). نتیجه گیری: تحقیق حاضر نشان داد، گوش دادن به موسیقی در دوره بازگشت به حالت اولیه بلافاصله پس از پایان فعالیت ورزشی شدید، موجب کاهش کارایی دستگاه قلبی- تنفسی از طریق کاهش حجم ضربه ای و حجم جاری و افزایش تعداد تنفس و ضربان قلب می شود.
۱۴.

تأثیر شیوه های مختلف کنار آمدن با استرس ورزشی بر منابع استرس حاد و کورتیزول بزاقی کشتی گیران

کلید واژه ها: کورتیزول بزاقیکشتی گیراناسترس حادکنار آمدنمنبع استرس

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی روانشناسی ورزشی
  2. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی روانشناسی ورزشی آموزش و پژوهش در روانشناسی ورزشی
  3. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی روانشناسی ورزشی سلامت روانی در ورزش
تعداد بازدید : ۷۱۵ تعداد دانلود : ۳۳۷
یکی از عوامل مهم اثرگذار بر اجرای موفق در رقابت های ورزشی، چگونگی کنار آمدن با استرس است. به همین منظور هدف اصلی این پژوهش بررسی تأثیر شیوه های مختلف کنار آمدن با استرس ورزشی بر منابع استرس حاد و کورتیزول بزاقی کشتی گیران بود. با توجه به معیارها و متغیرهای این تحقیق از بین 270 کشتی گیر فعال در سطح کشوری، 30 نفر با توجه به نقطه برش پرسشنامه سبک های مقابله با استرس در دو گروه رویارویی و اجتنابی در این تحقیق شرکت کردند. از شرکت کننده ها خواسته شد پرسشنامه منابع استرس حاد کشتی را تکمیل کرده و در مرحله جمع آوری بزاق برای اندازه گیری سطح کورتیزول بزاقی شرکت کنند. نتایج تحلیل واریانس چندمتغیره نشان داد که مقادیر منابع استرس حاد در بین کشتی گیران رویارویی نسبت به گروه اجتنابی به صورت معنا داری بیشتر است (001/0=P). همچنین سطح کورتیزول بزاقی گروه اجتنابی نسبت به گروه مقابل به شکل معنا داری پایین تر بود (012/0=P). با استناد به نتایج این تحقیق می توان گفت که شیوه های مختلف کنار آمدن با استرس بر میزان ادراک استرس از منابع استرس حاد و سطح کورتیزول بزاقی کشتی گیران تأثیر می گذارد. از نتایج این تحقیق می توان در آموزش شیوه های مختلف کنار آمدن با استرس ورزشی به کشتی گیران برای کاهش فشار روانی رقابت ها استفاده کرد.
۱۵.

بررسی تأثیر ضرب آهنگ های مختلف موسیقی بر پاسخ های قلبی- تنفسی مردان جوان سالم در مراحل فعالیت ورزشی فزاینده

کلید واژه ها: واماندگیغیرورزشکارشاخص درک فشارپاسخ های قلبی- تنفسیضرب آهنگ های موسیقی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی روانشناسی ورزشی روانشناسی تمرینات و مسابقات
  2. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی روانشناسی ورزشی سلامت روانی در ورزش
تعداد بازدید : ۱۰۸۰ تعداد دانلود : ۵۲۷
هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر ضرباهنگ های مختلف موسیقی بر پاسخ های قلبی- تنفسی مردان جوان سالم در مراحل فعالیت ورزشی فزاینده بود. به این منظور 17مرد غیر ورزشکار سالم، با میانگین و انحراف استاندارد سن 97 /0±76 /19 سال، قد 72 /6±176 سانتی متر و وزن 95 /5±5 /68 کیلوگرم، به صورت داوطلبانه در مطالعه ی حاضر شرکت کردند.کلیة آزمودنی ها با استفاده از روش تعادل مقابل در شرایط تجربی بدون موسیقی، با موسیقی ضرباهنگ تند و با موسیقی ضرباهنگ کند، با استفاده از آزمون بروس تا حد واماندگی به فعالیت پرداختند. کلیة شاخص های عملکرد قلبی- تنفسی در توالی های زمانی سوم، ششم و نهم ارزیابی شد. فاصلة زمانی بین هر مرحله 72 ساعت در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد، گوش دادن به هر دو نوع موسیقی هنگام فعالیت ورزشی فزاینده موجب کاهش معنی دار شاخص درک فشار (001 /0P=) و تعداد تنفس در دقیقه (0001 /0P=) در مرحلة سوم آزمون، برون ده قلبی، اکسیژن مصرفی، ضربان قلب و تهویة دقیقه ای در تمامی مراحل آزمون شد(05 /0P<)، اما تغییر معنی دار حداکثر اکسیژن مصرفی(764 /0P=) حداکثر ضربان قلب (478 /0P=) و همچنین حجم ضربه ای و حجم جاری در هیچ یک از مراحل فعالیت مشاهده نشد(05 /0P<). یافته های پژوهش حاکی از آن است که موسیقی احتمالأ در شدت های متوسط فعالیت ورزشی بر شاخص درک فشار، تأثیر می گذارد. همچنین، احتمالا سطح بیشینة برخی متغیرهای قلبی کمتر تحت تأثیر گوش دادن به موسیقی قرار می گیرد
۱۶.

مقایسه آثار تمرینات تداومی و تناوبی بر شاخص های التهاب عمومی (CRP و فیبرینوژن سرم) زنان چاق جوان

کلید واژه ها: CRPتمرین تناوبیتمرین تداومیزنان چاق فیبرینوژن

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی
  2. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی بیوشیمی و متابولیسم ورزشی
  3. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی فیزیولوژی ورزشی کاربردی
تعداد بازدید : ۷۱۵ تعداد دانلود : ۳۳۲
هدف از تحقیق حاضر بررسی تأثیر تمرینات تداومی و تناوبی بر شاخص های التهابی CRP و فیبرینوژن زنان جوان چاق است. 36 آزمودنی چاق غیرفعال با شاخص توده بدنی بالای 30 انتخاب و به طور تصادفی به 3 گروه 12 نفری تمرینات تناوبی با میانگین و انحراف استانداردهای قد، وزن و سن 8/5 ± 2/163 سانتی متر٬ 8/11 ± 8/86 کیلو گرم و 3/1 ± 7/20 سال و گروه تمرین تداومی 4/6 ± 2/160 سانتی متر ٬ 5/9 ± 8/83 کیلوگرم و 2/2± 1/22 سال و گروه کنترل 1/7 ± 2/166 سانتی متر ٬ 5/10 ± 6/86 کیلو گرم و 4/2 ± 22 سال تقسیم شدند. گروه تمرین تناوبی مسافت 800 متر را به صورت 4 دوی 200 متری با شدت 80 تا 90 درصد ضربان قلب ذخیره و زمان استراحت 1 به 3 آغاز کردند و هر هفته 400 متر به صورت 2 دوی 200 متری به مسافت اولیه افزودند. گروه تمرین تداومی نیز مسافت 800 متر را با شدت 60 تا 70 درصد ضربان قلب ذخیره شروع کردند و هر هفته 400 متر به مسافت اولیه افزودند. گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکردند. پیش و پس از برنامه تمرین مقادیر CRP و فیبرینوژن اندازه گیری شد. به منظور تعیین تأثیر نوع فعالیت بدنی از روش های آماری t زوجی، تحلیل واریانس یکطرفه و پس آزمون LSD در سطح معنا داری 05/0=α استفاده شد. یافته های درون گروهی نشان داد در گروه تمرین تداومی فیبرینوژن کاهش معنا دار داشته است (005/0=p). بررسی های بین گروهی نیز حاکی از تغییرات معنی دار CRP بین گروه های تداومی و تناوبی (04/0=P) و گروه های تناوبی و کنترل است (001/0=P). همچنین سطوح فیبرینوژن بین گروه های تمرینی تناوبی و کنترل تغییر معنا داری یافته است (006/0=P). به نظر می رسد فعالیت ورزشی به صورت تداومی و تناوبی آثار سودمندی بر سطوح CRP و فیبرینوژن دارد.
۱۷.

بررسی تأثیر موسیقی بر پاسخ های متابولیکی در مراحل فعالیت ورزشی پیشرونده در مردان غیر ورزشکار

کلید واژه ها: ریتم های مختلف موسیقیشاخص درک فشارآستانهِ بی هوازی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷۱ تعداد دانلود : ۴۲۴
مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر ریتم های مختلف موسیقی بر پاسخ های متابولیکی در مراحل فعالیت ورزشی پیشرونده بود. مواد و روش ها: بدین منظور 17مرد غیر ورزشکار سالم، با میانگین و انحراف استاندارد 97/0±76/ 19 سال، 72/ 6±176 سانتی متر، 95/ 5±5/ 68 کیلوگرم، به صورت داوطلبانه و به روش تعادل مقابل در مطالعه ی حاضر شرکت کردند. این افراد در سه مرحله ی متوالی بدون موسیقی، با موسیقی ریتم تند و با موسیقی ریتم کند، با استفاده از آزمون بروس تا واماندگی به فعالیت پرداختند. متغیر ها در دقایق 3، 6 و 9 اندازه گیری شد. تجزیه و تحلیل داده ها از طریق آزمون آنالیز واریانس تکراری با استفاده از آزمون تعقیبی LSD انجام شد (0.05>p). یافته ها: نتایج مطالعه نشان داد که گوش دادن به موسیقی حین فعالیت پیشرونده تأثیر معنی داری بر شاخص درک فشار در مرحله ی سوم آزمون(0.05>p)، نسبت تبادل تنفسی در همه ی مراحل آزمون، تفاوت اکسیژن خون سرخرگی-سیاهرگی در مراحله ی اول و دوم آزمون و زمان رسیدن به آستانه ی بی هوازی دارد(0.05>p). اما تغییر معنی داری در اکسیداسیون چربی در هیچ یک از مراحل آزمون وجود نداشت(0.05>p). نتیجه گیری: مطالعه ی حاضر نشان داد که گوش دادن به موسیقی حین فعالیت موجب افزایش کارایی دستگاه متابولیکی از طریق بهبود درک فشار و افزایش آستانه ی بی هوازی می شود.
۱۸.

اثر مصرف مکمل امگا 3 بر مقدار سرمی پروستاگلاندین ای 2 زنان ورزشکار پس از یک وهله فعالیت ورزشی درمانده ساز

کلید واژه ها: زنان ورزشکارفعالیت ورزشیپروستا گلاندین ای 2مکمل امگا 3

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۱۴ تعداد دانلود : ۱۰۲۱
در پژوهش حاضر اثر مصرف مکمل امگا 3 بر مقدار سرمی پروستاگلاندین ای 2 پس از یک وهله فعالیت ورزشی درمانده ساز بررسی شده است. در این پژوهش 22 دانشجوی دختر ورزشکار با میانگین سنی، تودة بدن و حداکثر اکسیژن مصرفی به ترتیب 78 /0 ± 17 /21، 32 /2 ± 24 /21 و 97 /4 ± 55 /40 به دو گروه دارونما و مکمل تقسیم شدند. گروه مکمل روزانه 1 عدد کپسول امگا 3 حاوی ایکوساپنتانوییک اسید (EPA) و دکوساهگزانوییک اسید (DHA) و گروه دارونما کپسول دارونما را در طول 3 هفته مصرف کردند. نمونه های خونی در ابتدا و پایان دوره مکمل سازی پیش و پس از فعالیت ورزشی درمانده ساز جمع آوری و پروستاگلاندین ای 2 سرم آنها به روش الایزا اندازه گیری شد. داده ها به وسیلة آنالیز واریانس دوراهه در سطح 05 /0 P< تجزیه-وتحلیل شد. نتایج نشان داد پروستاگلاندین ای 2 پس از فعالیت بدنی افزایش داشته است (05 /0 P<). مصرف مکمل موجب کاهش معنادار پروستا گلاندین ای 2 ناشی از تمرین شد (05 /0 P<). یافته ها نشان می دهد که مصرف مکمل امگا 3 می تواند موجب کاهش پاسخ التهابی به فعالیت ورزشی درمانده ساز شود.
۱۹.

مقایسه کایفوز سینه ای و وضعیت قرارگیری استخوان کتف کشتی گیران آزادکار و فرنگی کار سطح ملی با غیرورزشکاران

کلید واژه ها: کایفوز سینه ایوضعیت قرارگیری کتفقدرت عضلات ریترکتور و پروترکتورکشتی گیر سطح ملی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰۰ تعداد دانلود : ۶۰۴
هدف از انجام این تحقیق، مقایسه میزان کایفوز سینه ای، وضعیت قرارگیری استخوان کتف و قدرت عضلات ریترکتور و پروترکتور کتف کشتی گیران آزادکار و فرنگی کار سطح ملی با غیرورزشکاران است. به این منظور 63 نفر شامل 21 کشتی گیر آزادکار، 21 کشتی گیر فرنگی کار و 21 فرد غیرورزشکار (میانگین سن 8/1 ± 24 سال، قد 74/7 ± 173 سانتی متر و وزن 93/16 ± 77 کیلوگرم) انتخاب شدند. برای اندازه گیری میزان کایفوز سینه ای از خط کش منعطف (روایی 91/0 در قیاس با عکس رادیوگرافی). برای تعیین فاصله استخوان های کتف از متر نواری (به روش کیپلر و در حالت ایستاده) و برای سنجش قدرت عضلات از دستگاه های تکنوجیم (از طریق تعیین 1RM و در حالت نشسته) استفاده شد. به منظور مقایسه کایفوز سینه-ای و وضعیت قرارگیری استخوان کتف در بین سه گروه از روش آماری تحلیل واریانس یکطرفه و برای مقایسه قدرت عضلات ریترکتور و پروترکتور در بین دو گروه کشتی گیر آزادکار و فرنگی کار از آزمون t مستقل استفاده شد. نتایج تحقیق حاضر نشان داد که مقدار کایفوز سینه ای (53/43 درجه) و فاصله استخوان های کتف (98/21 سانتی متر) در کشتی گیران آزادکار به طور معنی داری بیشتر از گروه های فرنگی کار (کایفوز 38/36 درجه، فاصله استخوان های کتف 21/18 سانتی متر) و غیرورزشکاران (کایفوز 44/37 درجه، فاصله استخوان های کتف 90/18 سانتی متر) است (05/0 > P). همچنین قدرت عضلات ریترکتور کتف (21/111 کیلوگرم) در فرنگی کاران به طور معنی داری بیشتر از آزادکاران (64/92 کیلوگرم) است (05/0 > P). نتایج تحقیق حاضر نشان داد که کشتی آزاد به علت نوع تمرینات و فعالیت های رایج در آن می تواند بر پوسچر ورزشکاران آن رشته اثر بگذارد و موجف افزایش مقدار کایفوز سینه ای و در پی آن افزایش فاصله استخوان های کتف و کاهش قدرت عضلات ریترکتور در آزادکاران شود. از این رو به مربیان و کادر پزشکی تیم ها پیشنهاد می شود کشتی گیران رشته آزاد را از نظر افزایش غیرطبیعی کایفوز سینه ای زیر نظر قرار دهند و در صورت مشاهده این ناهنجاری اقدامات لازم را در جهت اصلاح یا جلوگیری از پیشرفت آن به عمل آورند.
۲۰.

مقایسه تاثیر تمرینات تناوبی و تداومی بر برخی عوامل خطرزای قلبی – عروقی زنان

کلید واژه ها: تمرین تناوبیتمرین تداومیزنان چاقلیپوپروتئین ها

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۴۳ تعداد دانلود : ۷۹۴
هدف از پژوهش حاضر، بررسی تاثیر تمرینات تداومی و تناوبی بر برخی عوامل خطرزای قلبی – عروقی زنان جوان چاق بود. به این منظور 36 آزمودنی چاق غیرفعال با شاخص توده بدنی بالای 30 انتخاب و به طور تصادفی به سه گروه 12 نفری (گروه تمرین تناوبی با میانگین و انحراف استانداردهای قد، وزن و سن 8/5 +2/163 سانتی متر، 8/11 + 8/86کیلوگرم و 3/1 +7/20 سال؛ گروه تمرین تداومی با میانگین و انحراف استانداردهای قد، وزن و سن 4/6+ 2/160سانتی متر، 5/9 + 8/83 کیلوگرم و 2/2 + 1/22 سال) و گروه کنترل میانگین و انحراف استانداردهای قد، وزن و سن 1/7+ 166 سانتی متر، 5/10 + 6/86 کیلوگرم و 4/2+22 سال تقسیم شدند. گروه تمرین تناوبی مسافت 800 متر را به صورت 4 دوی 200 متری با شدت 80 تا 90 درصد ضربان قلب ذخیره و زمان استراحت 1 به 3 و گروه تمرین تداومی مسافت 800 متر را با شدت 60 تا 70 درصد ضربان قلب ذخیره فعالیت خود را به مدت 8 هفته و هفته ای 3 جلسه آغاز کردند. در گروه تناوبی هر هفته 400 متر به صورت 2 دو 200 متری و در گروه تداومی هم هر هفته 400 متر به مسافت اولیه اضافه می شد. قبل از شروع و پس از پایان پروتکل تمرین، سطوح لیپید و لیپوپروتئین های خون با استفاده از روش آنزیمی و با دستگاه اتوآنالایزر آلفا X اندازه گیری شد. گروه کنترل فقط در پیش آزمون و پس آزمون شرکت کرد. به منظور تعیین تاثیر نوع فعالیت های بدنی از روش های آماری تحلیل واریانس یک طرفه، آزمون t وابسته و پس آزمون LSD استفاده شد. یافته ها نشان داد در گروه تناوبی TC و HDL به ترتیب به طور معنی داری کاهش و افزایش یافتند. همچنین در گروه تداومی HDL به طور معنی داری افزایش و LDL، TC، VLDL و وزن آزمودنی ها به طور معنی داری کاهش یافت (05/0> P). نتایج بین گروهی نشان داد تغییرات وزن، VDLD، HDL، TC ، در پس آزمون گروه های تداومی، تناوبی و کنترل معنی دار است (05/0 P>). این اختلاف های معنی دار بین گروه کنترل با گروه های تداومی و تناوبی است. تغییرات سطوح TG و LDL در پس آزمون گروه ها معنی دار نیست. در نهایت مشخص شد هر دو روش تمرینات سبب تغییرات مثبت در عوامل خطرزای قلبی – عروقی می شود

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان