علوم زیستی ورزشی

علوم زیستی ورزشی

علوم زیستی ورزشی سال دهم بهار 1397 شماره 1 (پیاپی 36)

مقالات

۱.

تاثیر4 هفته تمرین تناوبی با شدت بالا بربیان ژن کانال کلسیمی گیرنده های رایانودین(RyR2) ، SERCA2a و فسفولامبان قلب رت های نر دیابتی

تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۱۷
هدف:هدف از این مطالعه تاثیر4 هفته تمرین تناوبی باشدت بالا بر بیان ژن کانال کلسیمی گیرنده های رایانودین(RyR2) ،SERCA2a و فسفولامبان قلب رت های نر دیابتی بود. روش شناسی: پژوهش حاضر از نوع تجربی و بدین منظور 24 سر رت نر نژاد ویستار به دو گروه کنترل بی تحرک و تناوبی با شدت بالا HIIT)) تقسیم شدند. به هر دو گروه از طریق تزریق درون صفاقی محلولSTZ دیابت القاء شد.24 ساعت پس از آخرین جلسه تمرین، رت ها تشریح شدند و بطن چپ استخراج گردید. برای بررسی میزان بیان ژن RyR2 ، SERCA2a و فسفولامبان از روش Real Time-PCR استفاده شد. جهت مقایسه دو گروه از آزمون t مستقل در سطح آلفای 05/0 استفاده شد. نتایج: در پایان، نتایج نشان داد 4 هفته تمرین تناوبی خیلی شدید، بیان ژن RyR2 در بطن چپ قلب گروه HIIT را در حد معناداری 03/0 P= افزایش داد و بیان ژن SERCA2a و فسفولامبان علی رغم افزایش، دارای تفاوت معناداری نبود. نتیجه گیری: بر اساس این یافته ها می توان نتیجه گیری کرد 4 هفته تمرین تناوبی با شدت بالا می تواند با افزایش بیان ژن RyR2 در قلب رت های دیابتی، بد تنظیمی های ایجاد شده در این دو پروتئین موثر در چرخه انقباض قلبی را جرح وتعدیل کند
۲.

ردیابی گیرنده عامل رشد اندوتلیال عروقی-2 و حجم عروق ریوی پس از 6 هفته تمرین تناوبی شدید

تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۱۰
گیرنده دوم فاکتور رشد اندوتلیال عروقی(VEGFR-2) قوی ترین پیام رسان آنژیوژنیک مرتبط با VEGFاست . هدف مطالعه حاضر بررسی تاثیر یک دوره تمرین تناوبی شدید بر بیان VEGFR-2 و حجم عروق ریوی رت های نر بود. این پژوهش از جمله مطالعات تجربی بود که نمونه های آن را 10 سر رت نر نژاد ویستار تشکیل داده بودند که به طور تصادفی و به صورت مساوی به گروه تمرین و کنترل تقسم شدند.رت ها در طی 6 هفته، برنامه تمرین تناوبی شدید را با سرعت 25 متر بر دقیقه شروع و با سرعت 70 متر بر دقیقه به پایان رساندند.هر جلسه تمرین شامل10 تکرار 1 دقیقه ای با مراحل استراحت 2 دقیقه ای در بین دوره ها بود. در پایان، جهت انجام آزمایشهای ایمونوهیستوشیمیایی و استریولوژی بافت ریه خارج گردید. تجزیه و تحلیل آماری با استفاده آزمون t مستقل و ضریب همبستگی پیرسون نشان از افزایش معنادار VEGFR-2(001/0 sig ) و حجم عروق ریوی(042/0 sig )در گروه تمرین نسبت به گروه کنترل و همچنین وجود ارتباط مثبت و نسبتا قوی بین تغییرات این دو شاخص با تمرین ورزشی داشت (035/0 sig ). به طور کلی به نظر می رسد 6 هفته تمرین تناوبی شدید پتانسیل پیشبرد فرایندهای پروآنژیوژنیک ریوی را دارا است.
۳.

تاثیر تمرین ورزشی تناوبی شدید بر بیان ژن مایونکتین عضلانی و مقاومت به انسولین رت های نر بالغ نژاد ویستار

تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۲۴
هدف از پژوهش حاضر بررسی چهار هفته فعالیت ورزشی تناوبی شدید بر بیان ژن مایونکتین عضلانی و مقاومت به انسولین رت های نر بالغ نژاد ویستار است. در این پژوهش 14 سر رت نر بالغ از نژاد ویستار (با سن هشت هفته )، به صورت تصادفی به دو گروه هفت تایی شاهد و تمرین تقسیم شدند.گروه تمرین، چهار هفته تمرین تناوبی شدید دویدن روی نوارگردان ( پنج جلسه در هفته) انجام دادند و گروه شاهد هیچگونه تمرینی نداشت. عضله نعلی هموژن شده و میزان بیان ژن مایونکتین با روشReal- time PCR سنجیده شد و انسولین به روش الایزا و سطوح گلوکز به روش گلوکز اکسیداز اندازه گیری شدند. داده ها با استفاده از روش آماری t مستقل با P
۴.

تاثیر چهارده هفته فعالیت هوازی همزمان با مکمل دهی رزوراترول روی میزان پروتئین SIRT1 و UCP-1 و PGC-1α در بافت کبد ی، چربی زیر پوستی و چربی احشایی موش های صحرایی نر

تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۲۰
هدف از تحقیق حاضر تعیین تاثیر مکمل دهی رزوراترول و فعالیت هوازی بر میزان پروتئین SIRT-1 ، PGC-1αو UCP-1 بافت کبدی و بافت چربی شکمی -کشاله ای و احشایی در موش های صحرایی نر بود. در این پژوهش 28 سر موش صحرایی (میانگین وزن10 ±260 گرم، سن 8 هفته)، به طور تصادفی به چهار گروه؛ شاهد (C)، تمرین (T)، مکمل-تمرین (T-S) و مکمل (S) تقسیم شدند. گروه های تمرینی به مدت 14 هفته ( هفته ای 5 جلسه، هر جلسه به مدت 45دقیقه) روی نوارگردان فعالیت کردند. گروه مکمل-تمرین روزانه 10میلی گرم به ازای هر کیلوگرم از وزن بدنشان مکمل رزوراترول دریافت کردند. جهت اندازه گیری پروتئین بافتی UCP-1، SIRT1، PGC-1α از روش الایزا (ساندویچ دوتایی) استفاده گردید. آزمون تحلیل واریانس یک طرفه برای تحلیل داده ها استفاده و سطح معنی داری (p≤0.05) در نظرگرفته شد. میزان تغییرات پروتئین SIRT1 و PGC-1α در بافت کبدی و چربی سفید زیرپوستی و احشایی به ترتیب (P≤0.05) و (P≤0.001) مشاهده شد. پروتئین UCP-1 نیز در بافت های مورد اندازه گیری در گروه مکمل-تمرین افزایش معنی داری را پس از مصرف مکمل همراه با فعالیت هوازی از خود نشان داد (P≤0.001). با توجه به نتایج بدست آمده احتمالا مکمل دهی موجب بهبود عملکرد بافت کبدی و تغییر فنوتیپ چربی سفید زیر پوستی به چربی بژ (بینابینی) می شود.
۵.

مقایسه واکنش اندوتلیالی و عصبی سمپاتیکی شریان بازویی وزنه برداران نخبه با گروه کنترل همسن کم تحرک

تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۵
هدف مطالعه حاضر مقایسه پاسخ های اندوتلیالی و عصبی سمپاتیکی شریان بازویی به محرک های اتساع و انقباض عروقی در وزنه برداران نخبه و گروه کنترل همسن کم تحرک است. هفت وزنه بردار نخبه (سن 2/2±5/23سال) و هشت آزمودنی سالم کم تحرک (سن 12/2±3/24 سال)  داوطلبانه در این پژوهش شرکت کردند. برای تعیین اندازه های شریان بازویی در حالت استراحت، پس از 5 دقیقه انسداد بازو (اتساع عروقی وابسته به جریان) و طی تحریک سمپاتیکی حاد (تست فشار سرما) از اولتراسوگرافی داپلر وضوح بالا استفاده شد. پاسخ های واکنش عروقی به ترتیب از اوج تغییرات اتساعی و انقباضی اندازه مجرای شریانی محاسبه شد و با استفاده از آزمون های آماری t مستقل و اندازه گیری مکرر در سطح معنا داری 05/0 ≥P تجزیه وتحلیل شد. اندازه مجرای شریان بازویی وزنه برداران به ترتیب در هر سه حالت پایه [میانگین تفاوت ها 5/0 میلی متر (001/0=P)]، اوج اتساع [میانگین تفاوت ها 57/0 میلی متر (002/0=P)] و اوج انقباض [میانگین تفاوت ها 498/0 میلی متر (003/0=P)] به طور معنا داری نسبت به گروه کنترل بزرگ تر بود. هرچند تفاوت معنا داری بین شاخص های اتساع عروقی وابسته جریان، انقباض شریانی وابسته به تون سمپاتیکی و دامنه عملیات فیزیولوژیک شریان بازویی وزنه برداران و گروه کنترل همسن مشاهده نشد (05/0 ≥P). نتایج مطالعه حاضر نشان داد که واکنش عملکردی شریان بازویی لزوماً در وزنه برداران نخبه افزایش نمی یابد. هرچند، وزنه برداران نخبه از اندازه مجرای شریان بازویی بزرگ تری در مقایسه با گروه کنترل همسن سالم برخوردارند.
۶.

تاثیر کمکی (اجوانتی) تمرین ورزشی استقامتی کوتاه مدت بر فعال سازی سلول های T تنظیمی در واکسن HSV-1 و یادآورهای آن

تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۷
هدف: تاثیر فعالیت های ورزشی به صورت مزمن و حاد به عنوان ادجوانت واکسن در برخی از مطالعات بررسی شده است. هدف از پژوهش حاضر بررسی ادجوانتی یک دوره تمرین ورزشی استقامتی کوتاه مدت بر فعال سازی سلول های T تنظیمی در مدل واکسن HSV-1 بود. مواد و روش ها: 24 موش نژاد بالبسی در سه گروه کنترل، گروه واکسن و گروه دریافت کننده واکسن و تمرین ورزشی استقامتی کوتاه مدت تقسیم شدند. فعال سازی سلول های T تنظیمی پس از کشت سلولی طحال توسط تکنیک الایزا سنجیده شد. برای بررسی متغیرهای پژوهش از روش آماری آنالیز واریانس یک طرفه استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد بین گروه های پژوهش در مورد فعال سازی سلول های T تنظیمی تفاوت معناداری مشاهده می شود (P
۷.

تأثیر مصرف ویتامین Dطی تمرینات مقاومتی فزاینده بر تغییرات مالون دی آلدئید و آنزیم کراتین کیناز در مردان تمرین نکرده

تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۳
فعالیت های مقاومتی موجب افزایش فشار اکسیداتیو و آسیب عضلانی می شود. هدف تحقیق حاضر بررسی تأثیر ویتامین D طی 8 هفته تمرینات مقاومتی فزاینده بر تغییرات غلظت مالون دی آلدئید و کراتین کیناز بود. به این منظور 40 آزمودنی مرد  25-20 ساله داوطلبانه در تحقیق حاضر شرکت کردند و به طور تصادفی در چهار گروه مکمل ویتامینD-تمرین مقاومتی (10n=)، دارونما-تمرین مقاومتی (10n=)، مکمل ویتامینD  (10n=) و کنترل (10n=) قرار داده شدند. تمرینات مقاومتی فزاینده سه جلسه در هفته و یک روز در میان به مدت 8 هفته با شدت فزاینده در هشت حرکت انجام گرفت. آزمودنی های گروه مکمل ویتامین D-تمرین مقاومتی و همچنین گروه مکمل ویتامین D هر دو هفته یک بار یک کپسول 50000 واحدی ویتامین D را تا انتهای دوره تحقیق مصرف کردند. نمونه گیری خون پیش و پس از دوره تمرینات به عمل آمد و از پلاسما برای سنجش فعالیت آنزیم کراتین کیناز و تعیین غلظت مالون دی آلدئید استفاده شد. نتایج نشان داد که مقادیر کراتین کیناز بین هیچ کدام از گروه ها اختلاف معنا داری نداشت (05/0˃P). با وجود این مشاهده شد تغییرات مالون دی آلدئید در تعامل گروه × زمان معنا دار بود (001/0=P)، به طوری که غلظت مالون دی آلدئید در گروه ویتامینD –مقاومتی نسبت به گروه مکمل ویتامین D (017/0=P) و همچنین نسبت به گروه کنترل (034/0=P) به طور معناداری کاهش یافت. همچنین غلظت مالون دی آلدئید گروه دارونما-مقاومتی نسبت به گروه مکمل ویتامینD به طور معناداری (045/0=P) در پس آزمون کمتر بود. با وجود این بین دو گروه دارونما- تمرین مقاومتی و مکمل – تمرین مقاومتی تفاوت معنا داری مشاهده نشد. در نهایت می توان گفت ترکیب تمرین مقاومتی و مصرف ویتامین D می تواند موجب کاهش شاخص پراکسیداسیون چربی شود. با وجود این به نظر می رسد اثر تمرین مقاومتی در این زمینه بسیار کمک کننده باشد.
۸.

تأثیر رژیم غذایی پرچرب غیر اشباع و تمرین هوازی بر سطوح سرمی ایزوفرم های منتخب آدیپونکتین، مقاومت به انسولین و نیم رخ لیپیدی در موش های نر چاق

تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۱۴
هدف از مطالعه حاضر، بررسی تأثیر 10 هفته تمرین هوازی و رژیم غذایی پرچرب غیراشباع بر سطوح سرمی آدیپونکتین در موش های نر چاق می باشد. نمونه برداری خونی از 48 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار(با میانگین وزن 5±195 گرم و سن 8 هفته) پس از ناشتایی شبانه در هفته های اول، 18 و 28 صورت گرفت. پس از نمونه-برداری پایه،40 سر موش باقیمانده بطور تصادفی به گروه کنترل(16 سر) و رژیم غذایی پرچرب(24 سر) تقسیم شدند. پس از 18 هفته گروه پرچرب به زیرگروه های ورزشی و رژیم پرچرب تقسیم شد. گروه ورزشی به مدت 10 هفته(5 جلسه در هفته)، تمرین هوازی با شدت معادلVo2max 75-70% انجام داد. غلظت های سرمی آدیپونکتین تام و HMW و همچنین متغیرهای نیم رخ لیپیدی و شاخص های گلیسمیک اندازه گیری شدند. نتایج این مطالعه نشان داد که تمرین هوازی تحت رژیم پرچرب در مقایسه با غذای پرچرب موجب افزایش معنی دار سطوح سرمی آدیپونکتین تام گردید(01/0>P). همچنین تمام شاخص های گلیسمیک، کلسترول تام، LDL-C و تری گلیسیرید در گروه تمرین هوازی در مقایسه با غذای پرچرب کاهش یافت(05/0>P). این مطالعه نشان داد که تمرینات هوازی حتی در زمان مصرف غذای پرچرب غیراشباع می تواند سطوح سرمی آدیپونکتین تام را در موش های چاق افزایش و همسو با آن موجب بهبود نیم رخ لیپیدی و متابولیکی شود.
۹.

پاسخ سرمی عوامل تغذیه عصبی به مصرف کربوهیدرات در خلال فعالیت ورزش هوازی در فوتسالیست های مرد جوان

تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۱۵
نروتروفین ها تأثیرات فعالیت بدنی بر عملکرد و سلامت مغز را تعدیل می کنند. هدف پژوهش بررسی تأثیر فعالیت هوازی به شکل دویدن بر روی نوارگردان با و بدون مصرف کربوهیدرات بر سطوح سرمیBDNF، NT-4، NT-3 و IGF-1 بود. در این مطالعه نیمه تجربی 12مرد فوتسالیست جوان مبتدی شهرستان خرم آباد (سن: 64/0±13/17 سال، وزن: 18/10±25/64 کیلوگرم، قد: 59/5±88/172 سانتی متر) داوطلبانه انتخاب شدند. آزمودنی ها یک ساعت دویدن با شدت متوسط (60 درصد ضربان قلب ذخیره) را در دو جلسه با مصرف کربوهیدرات یا دارونما، با طرح تصادفی متقاطع انجام دادند. نمونه های خونی قبل از جلسه تمرین و 5دقیقه پس از جلسات تمرین جمع آوری شدند. اندازه گیری سطوحBDNF، NT-4، NT-3 و IGF-1 سرمی به روش الایزا و با استفاده از کیت مربوطه انجام گرفت. برای تحلیل داده ها از آزمون اندازه گیری های مکرر استفاده و سطح معنی داری 05/0>p در نظر گرفته شد. یافته ها نشان داد یک ساعت دویدن بر روی نوارگردان توانست مقادیر سرمیBDNF، NT-3 و NT-4 را با و بدون مصرف مکمل نسبت به مقادیر پایه به طور معنی داری افزایش دهد (05/0p). همچنین نتایج تغییری را در سطوح سرمی IGF-1 نشان نداد (099/0p=). یک ساعت فعالیت بدنی هوازی با شدت متوسط با و بدون مصرف مکمل کربوهیدراتی تقریباً به طور یکسانی باعث افزایش معنی دار BDNF، NT-3 و NT-4 سرمی شد. بنابراین، به نظر می رسد برای افزایش تأثیرات مصرف مکمل کربوهیدراتی بر سطوح سرمی نروتروفین ها مدت یا شدت تمرین یا هر دو یا غلظت کربوهیدرات باید افزایش یابد.
۱۰.

تاثیر 8 هفته تمرین هوازی با شدت بالا و مصرف مکمل آرژنین بر تغییرات هورمونی لپتین و پروتئین وابسته به آگوتی پسران نوجوان چاق

تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۸
اطلاعات اندکی درباره آثار تمرین هوازی با شدت بالا (HIT) و استفاده از مکمل آرژنین بر هورمون های تنظیم کننده اشتها، همراه با کنترل تغذیه در نوجوانان چاق وجود دارد. هدف ما بررسی تاثیر 8 هفته تمرین هوازی با شدت بالا و مصرف آرژنین بر تغییرات هورمونی لپتین و پروتئین وابسته به آگوتی پسران نوجوان چاق بود. در شرایط ایزوانرژیک 20 نوجوان چاق براساس توان هوازی به دو گروه 1) تمرینHIT و دارونما (10 نفر) و 2) تمرینHIT به همراه مکمل آرژنین(10 نفر) تقسیم شدند. پیش از مداخله پروتکل تمرین و 48 ساعت پس از آخرین جلسه تمرین سطوح هورمون های تنظیم کننده اشتها در خون اندازه گیری شدند. برای بررسی تفاوت های درون و بین گروهی به ترتیب از تی استیودنت وابسته و مستقل استفاده شد. نتایج نشان داد که تغییرات درون و بین گروهی مقادیر لپتین و پروتئین وابسته به آگوتی نسبت به مقادیر پایه، در گروه های تمرین و دارونما و تمرین به همراه مکمل آرژنین معنادار نیست(05/0≤P). نتیجه گیری: هر دو مدل تمرین و مکمل-تمرین اثرات متفاوتی در تنظیم سیگنال های اشتها در نوجوانان پسر چاق دارند. گرچه ممکن است نتایج این آثار در برخی شاخص ها محسوس نباشد.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۳۹