آرشیو

آرشیو شماره ها:
۵۱

چکیده

با درنظر گرفتن طیف معنایی گسترده مفهوم «توسعه»، چنین به نظر می رسد که رفع معضلاتی مانند فقر، گرسنگی، ناامنی، و درنهایت، برقراری عدالت، در گرو دستیابی به توسعه است. دو دسته از نظریه های توسعه ای که چگونگی دستیابی به اهداف پیش گفته را صورت بندی کرده اند عبارتند از: «نظریه دولت توسعه گرا» و «ایده حکمرانی خوب». درحالی که طرفداران دولت توسعه گرا دستیابی به توسعه را مستلزم وجود دولتی قدرتمند و دارای قدرت اجرایی فراوان می دانند، طرفداران ایده حکمرانی خوب، توسعه را در گرو ارتقای کیفیت حکمرانی و ایجاد فضای اعتماد میان دولت و شهروندان درنظر می گیرند. این دو دسته از نظریه ها، چالش های تئوریک عمده ای با یکدیگر داشته اند. این مقاله، با بررسی این چالش ها به این نتیجه رسیده است که نظریه دولت توسعه گرا و ایده حکمرانی خوب، هیچ گونه منافاتی با یکدیگر ندارند، بلکه دولت توسعه گرا پیش نیاز حکمرانی خوب است.