پژوهش های فلسفی-کلامی

پژوهش های فلسفی-کلامی

پژوهش های فلسفی-کلامی 1382 شماره 15و16

مقالات

۱.

وجوه هرمنوتیکى رمز در فلسفه اسلامى

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲۲
چکیده شاید چنین به نظر رسد که در عالم اسلام و فرهنگ و اندیشه دینى، «رمز» به عنوان یک اصطلاح، اختصاصاً مربوط به قلمرو عرفان و تصوف و صرفاً داراى جنبه‏هاى دینى و عرفانى است. اما در همان مراحل اولیه شکل‏گیرى فلسفه در جهان اسلام، فلاسفه اسلامى به «رمز» توجه کردند و در سیر تکاملى خود، بنیادهاى فلسفىِ خاصى پیدا کرد. اگر به این مبانى و بنیادها، به طور مستقل و منسجم پرداخته شود، مى‏توان به یک رمزشناسى انتولوژیک با وجوه خاص هرمنوتیکى در فلسفه اسلامى دست یافت، زیرا دیدگاه‏هاى متفکران بزرگى چون ابن‏سینا، سهروردى، شهرزورى، خواجه نصیرالدین طوسى، میرداماد و ملاصدرا، در مجموع، تصویر جامعى از وجودشناسى و هرمنوتیک‏شناسىِ «رمز» به دست مى‏دهد و آن را کاملاً از «رمزشناسى» در هرمنوتیک مدرن، متمایز مى‏کند. ما در این مقاله، تا حدّ امکان، در صدد تبیین مبانى فلسفى و هرمنوتیکى «رمز» در فلسفه اسلامى هستیم.
۲.

نظریه بنیان‏گرایى معرفت

کلید واژه ها: معرفتتوجیهباورهاى پایهخطاناپذیرى

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی معرفت شناسی
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی معرفت شناسی
تعداد بازدید : ۸۹۹
چکیده بنیان‏گرایى یکى از نظریه‏هاى معرفت‏شناختى درباره ماهیت توجیه و معرفت است که معرفت را داراى ساختارى دولایه مى‏داند: لایه‏اى از معرفت و توجیه، غیراستنتاجى یا بنیادین است و لایه‏اى دیگر، استنتاجى و غیربنیادین است که در نهایت از معرفت یا توجیه بنیادین استنتاج مى‏شوند. این نظریه از کهن‏ترین نظریه‏هاى معرفت‏شناختى است که حامیان برجسته‏اى همچون ارسطو، دکارت، راسل، لوئیس، و چیزم از میان فیلسوفان کلاسیک و معاصر داشته است. بنیان‏گرایى قرائت‏هاى متعددى دارد که اختلاف آنها عمدتا از دو چیز سرچشمه مى‏گیرد: 1) چگونگى تبیین ماهیت توجیه و معرفت غیراستنتاجى و بنیادین؛ 2) چگونگى انتقال معرفت و توجیه بنیادین به باورهاى غیربنیادین و استنتاجى. نظریه بنیان‏گرایى معرفت به‏ویژه نوع خطاناپذیر آن با نقدهاى گوناگونى از سوى حامیان نظریه‏هاى رقیب مانند نظریه هماهنگى و اعتمادگرایى معرفت روبه‏رو شده است.
۳.

دلیل آفتاب(بررسى تطبیقى آراى کلامى و عرفانى مولوى در باب اسما و صفات حق تعالى)

نویسنده:

کلید واژه ها: عینیتمتکلماناشاعرهکلامماتریدیهصفات خدااسماى خداوند

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱۴
چکیده در قرآن کریم و در عرف متکلمان مسلمان آنچه به‏عنوان جایگزین نام اللّه یا در وصف او به‏کار مى‏رود، اسم (جمع آن اسماء) اللّه نامیده مى‏شود. این که آیا مى‏توان خداوند را با نام‏ها و اوصافى خطاب کرد که در قرآن، سنّت و اجماع نیامده و یا آن‏که اسماءاللّه توقیفى است؛ یعنى مقیّد به ذکر آنها در منابع مذکور است، از جمله موارد اختلاف مهم اندیشمندان عالم اسلام، به‏ویژه متکلمان و فلاسفه مسلمان بوده است. اختلاف دیگر آنان این بوده که آیا آنچه به‏عنوان اسماء اللّه اطلاق کرده‏اند، با مسمایشان عینیت دارد یا به‏کلى بیگانه است؟ از فِرَق عمده کلامى و غالب اهل سنّت حنبلى و اشعرى بر توقیفیت اطلاق اسما و به عینیت آنها با مسمایشان باور داشته‏اند، در هر دو مورد معتزله و شیعه در موضع مخالف ایستاده‏اند، ولى ماتریدیه با وجود عدم قبول توقیفیت اسماى خداوند، گرچه به عینیت این اسما با مسمایشان اعتقاد راسخ ندارند، لزوما منکر عینیت اسما با ذات و صفات حق نیست. جلال‏الدین محمد مولوى (متوفاى 672)، از سویى، در آثارش خداوند را با نام‏هاى بى‏شمارى از قبیل: خورشید، آفتاب، دریا، دوست، معشوق، یار، دلبر، خلیفه، شاه، مادر، عروس، صید، صیاد و ... خوانده، اما به منصوص بودن آنها مقید نبوده است و از سوى دیگر، توصیف و اسم شایسته حضرت حق، را چون شب قدر، گم‏شده در اینها مى‏داند، اما در هر دو مورد اشعرى نیست و موضعى ماتریدى دارد. با توجه به نظرى که در باب گوهر ایمان و سابق دانستن رحمت الهى دارد، نیت گوینده را بر اقوال او مقدم و مایه نجات مى‏شمارد.
۴.

مفهوم خدا در اندیشه و فلسفه فیلون

نویسنده: مترجم:
حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۱۱
چکیده این مقاله درصدد طرح و حلّ تعارض ظاهر شده در کلام فیلون در باب خداشناسى است. تعارضى که در واقع، ناشى از دو جنبه شخصیت او، یعنى علاقه به دین یهود و فلسفه افلاطونى است. مؤلف بر این اعتقاد است که مسلک تنزیهى (خداوند بدون صفات) فیلون که خداوند را ماوراى مُثُل افلاطونى و حتى فراتر از مثال اعلا مى‏داند، تحوّلى در مفهوم خدا در نزد فیلسوفان یونانى به وجود آورده است. او در عین حال، از مذهب رواقى و آیین مضمونى براى جمع بین حضور همگانى و هر جایى (تشبیه) حق در عین تعالى (تنزیه) و برترى او از خلق بهره جسته است. بر طبق نظر بریه دو جهت فوق الذکر ناظر به یک سطح نیست، بلکه یکى برتر از دیگرى است؛ یعنى خداوند به لحاظ واقع و در حقیقت خویش، مطلق است، اما هنگامى که از او به خالق و مانند آن تعبیر مى‏کنیم، او را با نوعى ارتباط و علقه لحاظ مى‏کنیم و صفاتى تشبیهى به او نسبت مى‏دهیم.
۵.

بررسى تحلیلى اصل علیت

کلید واژه ها: فلسفه اسلامىحکمت متعالیهوجودشناختىوحدت شخصى وجوداصل علیتنظریه تجلّىعرفان اسلامى

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸۳
چکیده نظریه وحدت شخصى وجود ـ به عنوان رأى اخیر ملاصدرا در ساحت وجودشناختى ـ بر بسیارى از مباحث فلسفه متعارف تأثیر بنیادین داشته است. این دیدگاه که طبق آن وجود حقیقى مختص به وجود حق تعالى است و ممکنات صرفاً ظهور، نمود، شأن و وصف آن به شمار مى‏روند، نافى یکى از مهم‏ترین مبادى حکمت، یعنى اصل تحقّق کثرت به حساب مى‏آید. ملاصدرا که در دیدگاه تشکیک وجود، تحقّق کثرت در عین وحدت را پذیرفته بود، بر تفسیر بسیارى از اصول فلسفى از جمله اصل علیت توان‏مند بود. با تغییر نظریه وجودشناختى وى و پذیرش دیدگاه وحدت شخصى وجود، امکان تبیین اصل علیت معهود فلسفى وجود نداشت و ملاصدرا ناچار شد در تبیین رابطه وجود حق با ظهورات و نمودهاى آن به طرح نظریه تجلّى که مولود عرفان اسلامى است، بپردازد. طبق این نظریه، وجود حق به واسطه وجود منبسط که به نحو تفصیلى دربرگیرنده همه ممکنات است، در مجالى و مظاهر مختلفى نمایان شده است. ملاصدرا با تغییر دیدگاه وجودشناختى، اصل علیت را به نظریه تجلّى بازگرداند. این نظریه را مى‏توان رویکردى عرفانى به اصل علیت تلقى کرد.
۶.

نگاهى به احوال و اقوال فرقه کلامى کرّامیه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۱۱
چکیده تحقیق در زمینه آراء مکاتب کلامى و فلسفى و پیوند آن با زمینه‏هاى اجتماعى و فرهنگى آنها از علائق پژوهندگان حوزه فلسفه و کلام است، بویژه آن‏که این تحقیق متوجه مکاتب و فِرق کمتر شناخته شده و غیر مشهور باشد. اگرچه در مورد فرقه کلامى کرّامیه نوشته‏ها و گزارش‏هاى مفصّلى موجود نیست، امّا مطالعه احوال و عقاید این فرقه و میزان تأثیر و نفوذ آن در میان مردمان عصر، مى‏تواند حکایت از شرایط فرهنگى آن زمان و عوامل پدید آورنده چنین اندیشه‏هایى بکند که یقینا خود مقدمه کاوش‏ها و تحقیقات بعدى در این عرصه خواهد بود.
۷.

دلیل آفتاب(بررسى تطبیقى آراى کلامى و عرفانى مولوى در باب اسما و صفات حق تعالى)

نویسنده:

کلید واژه ها: عینیتمتکلماناشاعرهکلامماتریدیهصفات خدااسماى خداوند

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰۳
چکیده در قرآن کریم و در عرف متکلمان مسلمان آنچه به‏عنوان جایگزین نام اللّه یا در وصف او به‏کار مى‏رود، اسم (جمع آن اسماء) اللّه نامیده مى‏شود. این که آیا مى‏توان خداوند را با نام‏ها و اوصافى خطاب کرد که در قرآن، سنّت و اجماع نیامده و یا آن‏که اسماءاللّه توقیفى است؛ یعنى مقیّد به ذکر آنها در منابع مذکور است، از جمله موارد اختلاف مهم اندیشمندان عالم اسلام، به‏ویژه متکلمان و فلاسفه مسلمان بوده است. اختلاف دیگر آنان این بوده که آیا آنچه به‏عنوان اسماء اللّه اطلاق کرده‏اند، با مسمایشان عینیت دارد یا به‏کلى بیگانه است؟ از فِرَق عمده کلامى و غالب اهل سنّت حنبلى و اشعرى بر توقیفیت اطلاق اسما و به عینیت آنها با مسمایشان باور داشته‏اند، در هر دو مورد معتزله و شیعه در موضع مخالف ایستاده‏اند، ولى ماتریدیه با وجود عدم قبول توقیفیت اسماى خداوند، گرچه به عینیت این اسما با مسمایشان اعتقاد راسخ ندارند، لزوما منکر عینیت اسما با ذات و صفات حق نیست. جلال‏الدین محمد مولوى (متوفاى 672)، از سویى، در آثارش خداوند را با نام‏هاى بى‏شمارى از قبیل: خورشید، آفتاب، دریا، دوست، معشوق، یار، دلبر، خلیفه، شاه، مادر، عروس، صید، صیاد و ... خوانده، اما به منصوص بودن آنها مقید نبوده است و از سوى دیگر، توصیف و اسم شایسته حضرت حق، را چون شب قدر، گم‏شده در اینها مى‏داند، اما در هر دو مورد اشعرى نیست و موضعى ماتریدى دارد. با توجه به نظرى که در باب گوهر ایمان و سابق دانستن رحمت الهى دارد، نیت گوینده را بر اقوال او مقدم و مایه نجات مى‏شمارد.
۸.

تحلیل و بررسى جهان‏بینى پویشى وایتهد

نویسنده:

کلید واژه ها: زمانمکانارگانیسمواقعیتوحدتپویشثبات و حرکت

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۴۷
چکیده هستى‏شناسى و جهان‏شناسى از جمله مباحث مهم و دیرینه فلسفى است که همواره ذهن فلاسفه را به خود مشغول داشته است. در دوره جدید، به ویژه پس از رواج فلسفه انتقادى کانت، تدریجاً مسائل جهان‏شناسى کنار نهاده شد و توجه عمده متفکران به مسئله معرفت‏شناسى جلب شد. وایتهد از جمله فیلسوفان و اندیشمندان نادر قرن بیستم است که دوباره به احیاى پرسش‏هاى مهم مابعدالطبیعه مى‏پردازد. او هر چند مسائل سنّتى مابعدالطبیعه، مثل وحدت و کثرت، ثبات و حرکت و زمان و مکان را مطرح مى‏کند، در ارائه راه‏حل براى آنها، به هیچ وجه در چارچوب نگرش فیلسوفان پیشین، مانند ارسطو، باقى نمى‏ماند. ادعاى اصلى وایتهد این است که مى‏خواهد بر اساس یافته‏هاى ریاضیات، به ویژه فیزیک جدید، رویکردى دوباره و نوین به مسائل مهم و سنّتى مابعدالطبیعه داشته باشد. وى ماحصل یافته‏هاى خود را در جهان‏بینى ارگانیکى‏اش سامان مى‏دهد و در این جهان‏بینى موضوعاتى چون وحدت و کثرت، ثبات و حرکت و زمان و مکان، تبیین جدید و دوباره مى‏یابند.
۹.

جهانى شدن تضاد یا توازى هویت‏هاى جمعى خرد و کلان؟

نویسنده:

کلید واژه ها: پست مدرنیسمجهانى شدنهویت مقاومتهویت مشروعیت بخشجامعه‏شناسى کلاسیکهویت‏هاى جمعى محلى و کلانهویت برنامه‏اىتوازى هویت‏هاتقابل هویت‏ها

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴۹
چکیده در این مقاله به تحلیل یکى از مباحث مربوط به گفتمان هویت‏هاى جمعى خرد و کلان و رابطه آن با جهانى شدن مى‏پردازیم و با بررسى برخى دیدگاه‏هاى کلاسیک جامعه‏شناسى، و گفتمان پست مدرنیسم و نیز نظریه اندیشمندان متأخّر، به نقایص نظرى و روش شناختى کار آنها اشاره مى‏کنیم. هدف آن است که بدانیم چگونه، در تحلیل این مسئله با اجتناب از یک سو نگرى و مطلق انگارى پست مدرنیست‏ها و محققانى چون مانوئل کاستلز به یک دیدگاه تلفیقى که به نظر ما، با واقعیات جهانى معاصر انطباق بیشترى دارد، نایل آییم. در این بررسى بر خلاف رویکردهاى مذکور، بر این باوریم که از یک سو، جهانى شدن، فرآیندى واقعى و غیر قابل اجتناب است و جامعه بشرى به سوى برخى الگوهاى فرهنگى و سیاسى جهان شمول به مثابه یک هویت عام حرکت مى‏کند و از سوى دیگر، در کنار آن هویت‏هاى خرد و محلى نیز در حال احیا و بازسازى هستند و یافته اصلى مقاله حاضر در راستاى تأیید مدعاى فوق است.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۶۷