پژوهش های فلسفی-کلامی

پژوهش های فلسفی-کلامی

پژوهش های فلسفی - کلامی سال بیست و یکم تابستان 1398 شماره 2 (پیاپی 80)

مقالات

۱.

اصل دلیل کافی و ضرورت انگاری؛ گزارش و بررسی دو رویکرد معاصر

تعداد بازدید : ۲۴۲ تعداد دانلود : ۲۸۶
  در ادبیات معاصر فلسفه تحلیلی ، اصل دلیل کافی به واسطه نتایج مناقشه برانگیز آن ، مورد حمله قرار می گیرد. از میان این نتایج ، آن چه بیش از همه اساسی تلقّی می شود ، ضرورت انگاری (شکست موجّهات). است. همه ما بر این باوریم که امور ممکنی پیرامون ما وجود دارند که می توانستند به گونه ای دیگر باشند؛ حال پرسش این است که اگر هر چیز ، علّتی کافی داشته باشد ، آیا جایی برای وجود اشیای امکانی باقی خواهد ماند یا همه چیز ضروری خواهد شد؟ در مواجهه با این مسئله ، پاسخ های متنوعی شکل گرفته که در متن مقاله به آنها اشاره شده، اما آن  چه در این مقاله بر آن تأکید کرده ایم ، اولاً ، تبیین دقیق ایراد ضرورت انگاری با بیان یکی از قائلین اصلی آن (پیتر ون اینوگن ) و ثانیاً ، پاسخی مبتنی بر انکار ضرورت علّی از جانب یکی از مهم ترین پژوهشگران این عرصه (الکساندر پراس) به  عنوان راه حلِّ این مسئله است. در  نهایت ، راه  حل فیلسوفان مسلمان را با محور قرار دادن ابن  سینا طرح کرده ایم که بدون انکار ضرورت علّی ، ایراد ضرورت انگاری را پاسخ می دهند. [1]  
۲.

خداباوری و یافته های علوم شناختی دین:سازگاری یا ناسازگاری

تعداد بازدید : ۶۳۶ تعداد دانلود : ۲۹۱
اوایل قرن بیست و یکم، شاخه جدیدی از حوزه علوم شناختی به نام «علوم شناختی دین» توجه محققان بسیاری را به خود جلب کرده است. محققان در این شاخه به دنبال بررسی مکانیزم های   شناختی هستند که باورهای دینی را در انسان تولید یا تقویت می کنند. نظریه ها و همچنین شواهد تجربی علوم شناختی دین ، پرسش های فلسفی و الهیاتی بسیاری را به دنبال داشته است. یکی از مهم ترینِ این پرسش ها این است که آیا این یافته ها نشان می دهند که باور به وجود خدا ، باوری ناموجّه است؟ پاسخ برخی از فلاسفه به این پرسش مثبت است. به اعتقاد آنها مکانیزم های شناختی مورد مطالعه در این حوزه ، تهدیدی علیه خداباوری اند. دلایل آن ها در این خصوص عمدتاً بر مستعدّ خطا  بودن مکانیزم های شناختی و همچنین غیرحسّاس  بودن این مکانیزم ها نسبت به صدق استوار است. هدف ما در این مقاله این است که نشان دهیم که حتی با فرض پذیرش نظریه ها و شواهد تجربی علوم شناختی دین ، هیچ یک از این گونه دلایل نمی توانند ناموجّه  بودن باورهای دینی و به   ویژه ناموجّه  بودنِ باور به خدا را نشان دهند. استدلال ما در این زمینه ، بر مانعه الجمع نبودن تبیین های طبیعی و فراطبیعی و همچنین محدودیت اساسی مکانیزم های شناختی استوار است.
۳.

ابن سینا و منطق فهم دین

تعداد بازدید : ۳۶۴ تعداد دانلود : ۳۳۱
منطق فهم دین ، قواعد روشمندی است که رعایت آن قواعد ، ذهن مفسّر دینی ، از خطا در فهم مصون شود. ضرورت چنین منطقی بر اهل اندیشه پوشیده نیست. ابن  سینا یکی از صاحب نظران در این خصوص است. مسئله این مطالعه « ابن  سینا و منطق فهم دین» است. این مطالعه بنیادی ، تاریخی ، تحلیلی و مسئله محور است به روش کتابخانه ای از منابع معتبر است. یافته های این مطالعه ، عدم همخوانی دریافت های علمی فلسفی ابن  سینا با متون دینی است که سبب شده تا او ناهماهنگی بین گزاره های عقلانی و گزاره های وحیانی را تشخیص دهد. پیامبر، انسانِ منحصر به فرد در حدس ، خیال و عقل بوده است و بخش زیادی از دریافت های او از حقایق ، با سطح فهم عمومی هماهنگ نبوده است. ارائه عریان یافته ها هم ، نه ممکن و نه مفید بوده است و از همین رو ، او آن را به زبان رمز ، تشبیه و تمثیل در اختیار مردم قرار داد تا با حداقلی از سعادت عقلانی و انسانی آشنا شوند. به نظر این سینا فهم حقیقت معنای متون تنها با وجودشناسی ممکن است. وجودشناسی ، مفسّر را قادر می سازد تا با مؤلف متن و مقصود مؤلف از متن آشنا شود و بتواند متن را رمزگشایی کند. او خود چنین کرده و همین سبب نقدهای جدّی به او شده است.
۴.

استدلال پرسش باز مور در فلسفه اخلاق مور و چالش پارادوکس تحلیل در آن

تعداد بازدید : ۶۰۱ تعداد دانلود : ۳۴۹
استدلال پرسشِ  باز نقطه عطفی در اخلاق تحلیلی معاصر است که بسیاری از دیدگاهای جدید در واکنش به این استدلال مطرح  شدند. در این مقاله به نقد و بررسی استدلال پرسشِ  باز و مفروضات معناشناختی آن پرداخته و نشان داده ایم که این استدلال کاربستی از پارادوکس تحلیل و نظریه توصیفی معنا در مورد مفاهیم اخلاقی است. بنا بر پارادوکس تحلیل ، مقوّمات اشیاء در مفهوم آنها دخیل بوده و بدین جهت تعاریف حقیقی که مشتمل بر مقوّمات اشیاء هستند ، این همان گویانه و فاقد اطلاع تازه اند. در ادامه، برای حلّ پارادوکس تحلیل راه حلّ مستفاد از دیدگاه های معناشناختی فرگه ، پوزیتیوسم منطقی ، سهروردی۔لاک و کریپکی۔پاتنم را مطرح کرده و نشان دادیم که هیچ یک از این دیدگاه ها قابل إعمال بر مفاهیم اخلاقی نبوده و نمی توانند پاسخ رضایت بخشی در قبال استدلال پرسشِ  باز قلمداد شوند. در  نهایت ، توضیح دادیم که می توان با الهام از نظریه کریپکی۔پاتنم و با توسل به شهودات زبانی، راه حلّ دیگری برای «پارادوکس تحلیل» پیشنهاد کرد. بنا بر این راه حلّ ، ارجاع اولیه واژه های اخلاقی بر مصادیق خارجی بدون وساطت مفهوم و از طریق شهودات مشترک اهل زبان انجام می پذیرد و مفهوم دقیق این واژه ها به تدریج در فرآیند تحلیل و با لحاظ شهودات اولیّه ساخته و پرداخته می شود.
۵.

نجات قاعده ملازمه

نویسنده:
تعداد بازدید : ۵۶۸ تعداد دانلود : ۳۵۲
در این مقاله تلاش می کنم ربط و نسبتی که قاعده   ملازمه میان عقل و شرع برقرار می کند را تحلیل کنم. برای این هدف ، سه سؤال محوری طرح و به ترتیب تحلیل می شود: نخست ، آیا «هر آن چه عقل بدان حکم کند ، شرع نیز بدان حکم می کند»؟ دوم ، چنانچه در موضوعی حکم شرع و حکم عقل متغایر یا متعارض از آب در آیند، چه باید کرد؟ سوم ، چگونه تشخیص یا تمییز بدهیم که احکام صادرشده عقلِ مورد بحث، آلوده / نفسانی / شیطانی است؟ برخی از نتایج مقاله عبارت اند از: 1) از آنجا که عقل های ما بدون استثناء همگی دسترس ناپذیرند، ناگزیریم برای تمییز چگونگی عقل ها ، همواره به ارزیابی احکام صادرشده عقل ها بپردازیم؛ 2). این که برای عقل اوصافی پسندیده یا نکوهیده در نظر بگیریم و تصور کنیم با این کار تکلیف تمام احکام صادرشده همه عقل های عالَم را برای همیشه تعیین کرده ایم، شیوه بی حاصلی است و به نتایجی هم منتهی نمی شود؛ 3)  برای نجات قاعده   ملازمه از معضله اش هیچ اقدام یکپارچه و خلل ناپذیری بدون نفی استقلال عقل نمی توانیم، صورت بخشیم.
۶.

بازخوانی نظریه «تروّح جسم انسان» از دیدگاه ملاصدرا به مثابه راه حلّی برای مسائل مربوط به آخرت

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۵۰ تعداد دانلود : ۲۲۲
در دیدگاهی غیرمشهور از ملاصدرا، افزون بر تطوّرات نفس ، بدن نیز سیری اشتدادی در پیش دارد و می تواند از مرحله کون و فساد تا مرحله اکتفاء بالذات، اشتداد یابد و حالتی به نام تروّح بیاید که در آن حالت ، با وجود بقا در نشئه دنیا ، چنان لطیف شود و خواص روحانی را چنان بپذیرد که به وِزان نفس ، مناسب حضور در آخرت باشد. بر این اساس ، همان طور که در ابتدا نفس با جسم ، تنها ترکیبی حقیقی ، ولی تعلّقی دارد و در انتها با بدن یکی است و در  واقع ، با حفظ هویت روحانی خود ، متجسّد می شود ، جسم نیز می تواند _ در نهایت _ متروّح باشد و با حفظ هویت بدنی خود ، به نحوی با روح یکی شود. این نظریه (تروحن جسم انسان در آخرت)، از دیدگاه عرفا در باب تروحن انسان های کامل (اَبدال)، اتخاذ شده است که در این نوشتار به تحلیل آن دیدگاه پرداخته شده و بر  اساس آن ، این نظریه ملاصدرا توضیح داده شده است. بر  اساس این نظریه ، پاره ای از مفاهیم و نظریه های فلسفی مانند مجرّد و مادی ، معاد جسمانی ، تعلق نفس به بدن و ارتباط آن دو می تواند دستخوش تغییراتی شود و احیاناً راه حل هایی دیگر و بهتر بیابد.
۷.

قوای نظری و عملی و نقش آنها در حق و تکلیف انسان

تعداد بازدید : ۲۷۶ تعداد دانلود : ۲۶۸
یکی از حلقات اندیشه ای علوم انسانی ساحت انسان شناساسانه آن است. در ترسیم نظام هنجاری و فلسفه ارزش نیز یافته های انسان شناسانه فلسفی ، کلامی و تجربی بسیار تعیین کننده اند. در این مقاله که به بخشی از این برنامه پژوهشی می پردازد ، پرسش اصلی این است که قوای نظری و عملی نفس ناطقه، چه نقش و تأثیری در شکل گیری نظام تشریعی حق ها و تکلیف های انسانی دارند؟ پاسخ به این پرسش، هدف این نوشتار است که از سویی به پژوهش های فلسفی۔کلامی و از جانب دیگر به فلسفه ارزش و به   ویژه ارزش های اخلاقی و حقوقی پیوند خورده است. این بررسی ناگزیر به شیوه تحلیلی و تطبیقی به انجام خواهد رسید و با توجه به دامنه گسترده این پرسش ، لاجرم قلمرو آن به آرای سه صاحب نظر برجسته ؛ یعنی  خواجه نصیر الدین طوسی ، علامه حلّی و ملاصدرا محدود می شود. ترتیب منطقی اقتضاء می کند که پس از طرح مسئله ، نخست مبادی تصوری و تصدیقی آن تبیین شود و سپس چرایی و چگونگی ابتنای هریک از حق و تکلیف بر قوای نظری و عملی نفس انسانی جداگانه شرح داده شود. حاصل این مطالعه ثابت می کند که بدون وجود قوای نظری و عملی در نفس انسانی نظام تشریعی حق و تکلیف مصداق ندارد و قابل توجیه نیست.
۸.

دلالت شناسی ضمایر اشاره ای مرکّب

تعداد بازدید : ۱۵۲
دلالت شناسی ضمایر اشاره ای مرکّب یکی از مباحث مهم در فلسفه زبان است. سه مسئله اساسی در این حوزه را می توان این گونه بیان کرد: 1) آیا این ضمایر دالّ محض هستند و یا عباراتی مسوّر؟ 2) آیا در ضمیر مرکّب «آن ب» عبارت «ب» در تعیین مدلول و موفقیت آمیز  بودن اِرجاع ضمیر نقشی دارد؟ و 3) سهم عبارت «ب» در گزاره ای که بیان می شود، چیست؟ در پاسخ به پرسش اول، باید گفت که ضمایر اشاره ای مرکّب، دالّ محض هستند. در پاسخ به پرسش دوم از این نظر دفاع می شود که عبارت «ب» در ارجاع موفقیت آمیز ضمیر به مدلول خود نقش دارد. به عبارت دیگر ، اگر به فردی اشاره کنیم و بگوییم «آن ب» برای آن که این ضمیر به طور موفقیت آمیز به آن فرد دلالت کند لازم است که فرد صفت «ب» را دارا باشد ، در غیر  این صورت، ضمیر به هیچ چیز ی دلالت نخواهد کرد و در پاسخ به پرسش سوم، می توان گفت که عبارت «ب» سهمی در گزاره ای که بیان می شود، نخواهد داشت و بخشی از خبری که درباره شیْ ء مورد اشاره می دهد نیست.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۷۷