مقصود فراستخواه

مقصود فراستخواه

مدرک تحصیلی: دکترای تخصصی، برنامه‌ریزی توسعه آموزش‌عالی، دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی، دانشگاه شهید بهشتی.
رتبه علمی: استاد تمام
پست الکترونیکی: m_farasatkhah@yahoo.com
لینک رزومه

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۹۷ مورد.
۱.

واکاوی مولفه های فرهنگ سازمانی مدارس دولتی

تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۷
این تحقیق به منظور شناخت الگو و مولفه های فرهنگ سازمانی مدارس دولتی بود. تحقیق از نوع پدیدار شناختی بود. مصاحبه نیمه ساختار یافته با 30 نفر از مدیران مدارس از 5 منطقه شهر تهران انجام شد. بعد از کدگذاری ها و تقلیل داده ها 43 گویه در 7 مولفه شناسایی شد. با پرسشنامه محقق ساخته از عناصر مدل در نمونه 381 نفری از کارکنان مدارس، پیمایش شد. نتایج ساختار عاملی لیزرل نشان داد که تمامی مولفه های مورد مطالعه در تحقیق از عناصر تشکیل دهنده و اثرگذار در فرهنگ سازمانی مدرسه می باشند. هفت مولفه در فرهنگ سازمانی مدرسه شامل: 1) فرهنگ تحصیلی و علم آموزی دانش آموزی؛ 2) فرهنگ عمومی جامعه- خانواده- رسانه؛ 3) محتوای درسی و فرصت های آموزشی؛ 4) سبک رهبری مدیر مدرسه؛ 5) فرهیختگی، رشد حرفه ای و تعهد حرفه ای معلمان؛ 6) نظام آموزشی و ایدئولوژی حاکم؛ 7) امکانات پشتیبانی و فضای مدرسه اثرگذار هستند و مدرسه در 4 دسته فرهنگی شامل1) فرهنگ سازمانی مدارس سرآمد (فرهنگ ساز)؛ 2) فرهنگ سازمانی مدارس پیشرو (فرهنگ پذیر)؛ 3) فرهنگ سازمانی مدارس بی ثبات (فرهنگ اقتضایی)؛ 4) فرهنگ سازمانی مدارس سمی (فرهنگ ستیز) قرار دارند.
۲.

اخلاق امکان ساز به جای اخلاق قضاوتگر؛ گفتگو با مقصود فراستخواه جامعه شناس و استاد برنامه ریزی توسعه آموزش عالی

تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۷۰
جامعه ایدئولوژیک جامعه ای است که تحت حاکمیت یک ایدئولوژی حکومتی مستقر حاکم است که هم بر ایدئولوژی های دیگر و هم بر زندگی جامعه سیطره دارد. چون اگر ما وارد بحث ایدئولوژی شویم، موضوعات دیگر از منظر معرفت شناسی و همین طور جامعه شناسی معرفت، بحث جداگانه ای است. تصور من بر این است که مسئله ما آن نیست که در جامعه، ایدئولوژی هایی وجود دارد، چه بسا در جامعه ایدئولوژی هایی وجود داشته باشد اما جامعه اخلاقی باشد.یک مدل از اخلاق، نصیحت است ethics of advice. بر اساس این مدل، جامعه از افراد تشکیل شده است و اگر تک تک افراد را اندرز بدهیم، جامعه اخلاقی می شود. هرچه افراد اخلاقی شوند و تعداد افراد اخلاقی افزایش پیدا کند از مجموع جمع جبری افراد، جامعه اخلاقی به وجود می آید. مدل دوم، مدل محتسبی یا «ethics of inspector» است. مدل محتسبی یعنی اخلاق محتسبانه، یعنی محتسبی باشد. مدل محتسبی شیوه ای است که در آن حکومت متولی اخلاق می شود و در پی تغییر اخلاق مردم طبق معیارهای مورد نظر خود است.در مقابل مدل محتسبان و نصیحت، مدل رضایت بخشی که وجود دارد، شیوه اخلاق امکان ساز و توانمندساز است. این شیوه اخلاق تسهیلگر است به جای مدل اخلاق قضاوتگر. در این مدل به جای قضاوت کردن، برای اخلاقی شدن جامعه باید تسهیلگری، امکان سازی و توانمندسازی کنیم؛ یعنی امکان هایی را برای جامعه به وجود آوریم تا جامعه اخلاقی شود.بخت اخلاقی مفهوم جدیدی است که سال های گذشته و اخیر در حوزه مباحث اخلاقی مطرح شده است. یعنی یک انسان نوعی تا چه میزان بخت برای اخلاقی بودن دارد. بر اساس این مفهوم در برخی جوامع و شرایط مردم بخت اخلاقی شان بیشتر است و در برخی شرایط مردم بخت اخلاقی شان کمتر. این مدل بر گزاره های روشن و آزموده شده ای استوار است. این مدل می گوید کاری کنید تا شرایط و امکان اخلاقی بودن بالا برود، تسهیلگر و حمایتگر باشید تا امید اخلاقی بودن و بخت اخلاقی بودن مردم بالا برود.در جامعه اخلاقی مدنظر من دو نیرو وجود دارد: یکی بازدارنده ها یعنی عواملی که اجازه نمی دهند جامعه اخلاقی شود، مانند شکاف بین دولت و ملت، اختلاف طبقاتی، دولت سالاری و...؛ نیروی دیگر، مشوق ها و عوامل پیش برنده است، یعنی عواملی که می تواند جامعه را به سمت اخلاقی بودن پیش ببرد، مانند عدالت اجتماعی، شفافیت، فعالیت جامعه مدنی، افزایش سرمایه های انسانی و مشروعیت دولت.اولین قدمی که می تواند دومینوی غیراخلاقی ما را تا حدی تعدیل کند رفع شکاف بین دولت و ملت است. دولت باید قبل از اینکه همه چیز فرو بریزد، نوعی آشتی ملی و نوعی رفراندوم برگزار کند. این اقدام یک نوع امید و مشارکت جاری می کند و امکان های بعدی را به وجود می آورد که مشارکت اجتماعی، حقوق اجتماعی و نهادهای مدنی بالا برود.
۳.

در جست وجوی مدلی برای ارتقای مفهوم «دلبندی به مکان » (نمونه موردی: دانشگاه هنر)

تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۱۹
بیان مسئله: دلبندی به مکان از مهم ترین ابعاد رابطه انسان و مکان است و یک مکان دلبند مکانی است که از توانایی های ایجاد ارتباط و برقراری پیوند بین خود و انسان بهره مند باشد. دلبندی به مکان در رویکردها و تئوری های متعددی وارد شده و تعاریف بسیاری نیز ذکر شده است، ولی نبود تعریف دقیق و محض از کیفیت معنامندی مکان در رشته های طراحی موجب سردرگمی و بلاتکلیفی طراحان در شناخت و استفاده از عوامل ایجاد این سطح معنایی شده است. در این پژوهش، با مرور ادبیات مربوطه، ضمن تعریف این کیفیت معنامند مکانی، رابطه هم بستگى مشخصه هاى مکان و معناى دلبندی به مکان را، که در مطالعات پیشین تبیین شده است، تفسیر و با تکیه بر یافته هاى این تحقیقات، به مطالعه در این حوزه برای یافتن وجوه و عوامل مداخله گر و همچنین ابزار اندازه گیری آن و درنهایت مدلی براى ارتقاى این کیفیت درمکان پرداخته شده است.هدف پژوهش: این پژوهش، در پی پاسخ به این سؤال که «مؤلفه های سازنده دلبندی به مکان در دانشگاه هنر کدام اند؟»، بر آن است که با تکیه بر یافته های تحقیقات پیشین، مدلی برای تبیین و ارتقای کیفیت دلبندی به مکان و شناسایی خلأ موجود در آنها ارائه کند و نیز راهکارهایی برای رهایی طراحان از سردرگمی و بلاتکلیفی در شناخت مفهوم دلبندی به مکان بیابد.روش پژوهش: این پژوهش با اتکا به رویکرد کیفی از روش نظریه داده مبنا استفاده کرده است.نتیجه گیری: پژوهش حاضر مدلی ارائه می کند که در آن سه محرک پس زمینه، زمینه و پیش زمینه مؤلفه های دلبندی به مکان در فضاهای آموزشی محسوب می شوند. در تمام پاسخ های دریافت شده از مشارکت کنندگان، چه در سؤالات مربوط به تجربه شخصی فرد از مکان دانشگاه هنر و چه در سؤالات کلی مربوط به تجربه شخصی فرد از زندگی، علی رغم تفاوت های موجود، همگی به هر سه محرک اشاره کرده اند که در آن محرک های «پس زمینه» به عنوان پیوند درون ذهنی و «زمینه» به عنوان واقعیت یا همان لحظه حضور انسان در مکان حضور دارند و از هم پوشانی آن دو، به همراه آرزوها و درخواست های شخصی در آن زمان محرک سوم یعنی «پیش زمینه» پدید می آید و در مجموع اکوسیستمی را ایجاد میک ند که کلیه اجزا در آن نقش داشته و عامل اصلی قضاوت انسان از مکان است. اگرچه امکان مطالعه جداگانه عوامل هر یک از محرک ها (چنانچه محققان سابق این گونه به مطالعه عوامل دلبندی به مکان پرداخته اند) امکان پذیر است، با این حال در انتها و پس از ادغام آنها با یکدیگر، امکان تجزیه آنها در قالب مجموعه های ساده و تمییزشان به عناصر منفرد، وجود نداشته و هم پیوندی نهانی را در بر دارد که مبنای مفهوم دلبندی به مکان است.
۴.

تبیین عناصر برنامه درسی تربیت اخلاقی با توجه به سیره رضوی

تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۸۶
تربیت اخلاقی متربّیان از مهم ترین بخش های هر نظام آموزشی است.  هدف پژوهش حاضر، تبیین عناصر برنامه درسی تربیت اخلاقی با توجه به سیره تربیتی امام رضا(ع) است. رویکرد پژوهش حاضر کیفی و روش آن سنتزپژوهی است. جامعه پژوهش کلیه مقالاتی هستند(30 مقاله) که از سال 1387 تا 1399 درباره سیره تربیتی امام رضا(ع) ارائه شده اند. نمونه پژوهش 19 مقاله است که این تعداد بر اساس پایش موضوعی، اشباع نظری داده ها و به صورت هدفمند انتخاب شده اند. داده های پژوهش از تحلیل کیفی اسناد مورد مطالعه، گردآوری شده اند. با تجزیه و تحلیل داده ها، ویژگی عناصر برنامه درسی با توجه به نظریه میلر در 6 بُعد، 25 عامل و 48 مؤلفه سازمان یافت. براساس یافته ها اهداف برنامه درسی تربیت اخلاقی باید کثرت گرا، انعطاف پذیر، غایت گرا و دموکراتیک باشد، روش های تربیت اخلاقی ایجابی، اصلاحی، روش های فعال، روش های مستقیم و روش های غیرمستقیم است. یادگیرنده، خودانگیخته، تعامل گرا، مستقل و مسئولیت پذیر است و معلم دارای مهارت های حرفه ای، مهارت های ارتباطی، آراسته به فضایل اخلاقی و آراستگی ظاهری است؛ ارزیابی فرایند تربیت اخلاقی فرایندی مستمر، جامع بوده و در آن به خودسنجی و اصل اعتدال توجه می شود و محیط یادگیری، دارای جوی اخلاقی و دینی است.
۵.

شایستگیهای معلمی از نگاه کنشگران عرصه تربیت: نقاط اشتراک و تمایز

تعداد بازدید : ۲۷۹ تعداد دانلود : ۳۸۳
معلمان عنصر کلیدی موفقیت نظام آموزش و پرورش به شمار می آیند و دانشگاه فرهنگیان متولی تربیت معلمان است. توصیفی روشن از شایستگیهای معلمی و تأمل بر آن می تواند مقدمه ای برای ورود به مدیریت و رهبری سازمانی، برنامه های درسی تربیت معلم و خلق فرهنگ سازمانی متناسب با آن در دانشگاه فرهنگیان باشد. این مقاله به توصیف شایستگیهای معلمی از نگاه کنشگران در آموزش و پرورش و آموزش عالی پرداخته و در تکمیل آن، نقاط اشتراک و تمایز دیدگاه کنشگران را بررسی کرده است. داده های پژوهش بر اساس طرح پژوهشی کیفی با رویکرد پدیدارشناسی و به کمک مصاحبه عمیق نیمه ساختارمند گردآوری شده اند. انتخاب مشارکت کنندگان در پژوهش مبتنی بر شیوه نمونه گیری هدفمند و با رعایت تنوع گروهها انجام گرفته است. مشارکت کنندگان 49 نفر از پنج گروه بودند که عبارت اند از: اعضای هیأت رئیسه، مدرسان، کارشناسان و دانشجویان دانشگاه فرهنگیان، همچنین اساتید دیگر دانشگاهها در حوزه آموزش و پرورش و آموزش عالی. از تحلیل داده ها شش سازه شایستگیهای معلمی در حوزه های دانش نظری، دانش عملی، نگاه توحیدی و زیباشناختی، باورهای حرفه ای، فردی و فراشایستگیها با 15 مؤلفه اصلی و 62 خرده مؤلفه استنباط شده است. تحلیل داده ها به تفکیک گروهها نشان داد که مدرسان، اعضای هیأت رئیسه و کارشناسان دانشگاه فرهنگیان درباره شش سازه شایستگیهای معلمی دیدگاه مشترک داشتند. گروه اساتید دیگر دانشگاهها و دانشجویان در پنج سازه شایستگیهای معلمی با سه گروه قبلی مشترک اما در سازه شایستگیهای فردی متفاوت بودند.
۶.

شناسایی ابعاد یادگیری پوی پا در دانشگاه

تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۱۰۵
هدف: هدف از اجرای این پژوهش شناسایی ابعاد یادگیری پوی پا در دانشگاه بود. روش: روش پژوهش، آمیخته از نوع اکتشافی است. در بخش کیفی پژوهش از رویکرد تحلیلی بافت نگاری و در بخش کمی از روش توصیفی- همبستگی  استفاده شده است. در بخش کیفی پژوهش، مشارکت کنندگان پژوهش به روش هدفمند انتخاب و با 16 نفر از متخصصان حوزه آموزش عالی مصاحبه انجام شد. مشارکت کنندگان پژوهش در بخش کمی، شامل 120 نفر برای مرحله اول و 378 نفر از اساتید دانشگاه های دولتی برای مرحله دوم بودند که به روش طبقه ای و تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گرداوری داده ها در بخش کیفی مصاحبه های نیمه ساختمند بود. قابلیت اعتماد مصاحبه ها از طریق باورپذیری، انتقال پذیری، اعتماد پذیری و تأییدپذیری بدست آمد. در بخش کمی ابزار گرداوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته ای بود که روایی صوری، محتوایی و سازه آن سنجیده شد و ضریب آلفای کرونباخ جهت سنجش پایایی برای پرسشنامه 93/0 بدست آمد. در این پژوهش تجزیه و تحلیل داده ها به کمک دو نرم افزار SPSS و LISREL صورت پذیرفت. یافته ها: نتایج پژوهش نشان می دهد مؤلفه های یادگیری پوی پا در دانشگاه در چهار محور، یادگیری برای یادگرفتن، یادگیرى برای انجام دادن، یادگیرى برای با هم زیستن و یادگیرى برای زیستن دسته بندی می شوند. یادگیری پوی پا به عنوان یکی از سیاست های آموزشی در اکثر کشورها مورد توجه سیاست گذاران و برنامه ریزان آموزشی قرار دارد.
۷.

مرگ از منظر زندگی

مصاحبه شونده: مصاحبه کننده:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۳
مرگ، ضربه یا ضایعه ای است که به ارگانیسم زنده انسان وارد، یا نوعی آنتروپی است که منجر به پایان زندگی بدن و ارگانیسم زنده می شود. انسان با همان غریزه بقا و نیروی زایش خویش، همیشه با مرگ خود دوئل داشته؛ یعنی به نوعی سعی کرده با مرگ درگیر شود: با مرگ خود یا مرگ عزیزان و اطرافیانش. نحوه مواجهه انسان با مرگ و نسبتش را با آن در دو سطح بیان می کنم: در سطح اول، انسان سعی کرده به مرگ خودش معنا ببخشد؛ یعنی با مرگ روبه رو شده و آن را احساس کرده و همچون بخشی از داستان خود پذیرفته و معنا بخشیده است. من می کوشم تجربه های زیسته شخصی ام را در این سطح بیان کنم. بعد از آن به آن نوع دوم مواجهه انسان با مرگ خواهم پرداخت که کوشش دراز آدمی برای از میان برداشتن مرگ و غلبه بر مرگ است. مواجهه اول، هرمنوتیک مرگ و تشرّف ِبه مردن است ومواجهه دوم، تصرف علمی وتکنولوژیکِ مرگ است. روی آورد نخست اگزیستانسیل است؛ اما روی آورد دوم، سابجکتیو.انسان توانسته است امنیت حیاتی را از طریق توسعه علم و فناوری، گسترش دهد و به واسطه آن بر ترس خود غلبه و آن را مهار کند؛ همچنین جرئت دانایی و فنی پیدا کند و با مشکلاتش به شکل اکتیو، پرواکتیو، سوبجکتیو و تکنولوژیک درگیر شود. شما اگر امید به زندگی را در حال حاضر حتی با چند دهه پیش مقایسه کنید، درمی یابید که الان میزان امید به زندگی 80 و چند سال شده؛ اما در گذشته چنین چیزی نبوده است؛ یعنی انسان ها به طور متوسط پس از عمر کوتاهی از دنیا می رفتند.از منظر فوکویی نگاه کنیم، گفتمان هایی که انسان ها توسعه دادند، یعنی کردارهای گفتمانی بسیار نیرومند صورت می گیرد تا مرگ مهار شود؛ گفتمان ضد اعدام، گفتمان حقوق بشر، گفتمان صلح، گفتمان مبارزه با نسل کشی. البته این گفتمان ها همیشه موفق عمل نکرده اند. ما همچنان با نسل کشی و جنگ های جهانی روبه روییم، زرّادخانه های بزرگ دنیا، بودجه های هنگفتی صرف تکنولوژی مرگ می کنند؛ درواقع دنیا با شتاب به سمت گسترش تکنولوژی شیمیایی و افزایش تکنولوژی هسته ای حرکت می کند.پارادوکس عجیبی حاکم است: از یک سو احساس می کنیم که انسان با نیمه روشن خود برای زندگی، بقا، اهمیت انسان و اهمیت حیات آدمی می کوشد و «مَن قَتَلَ نَفْسًا بِغَیرِ نَفْسٍ... فَکأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ» تلاش می کند؛ چون می داند مرگ یک نفر برابر مرگ بشریت است و به این اصل مهم در آیین ها، ادیان و حکمت های مختلف هم اشاره شده است؛ ولی آدمی با نیمه تاریک خود مرتب خون به پا می کند و مرتکب قتل می شود. اما تکنولوژی که بشر مغرور می خواست با آن تدبیری برای مرگ بکند، خود منشأ مرگ شده است وبا الگوهای مصرف که از طریق توسعه به وجود آورده، ویرانگر ومرگ آور شده، لایه ازون را خراب کرده، آلودگی های گسترده ای به وجود آورده و بخشی از مرگ ومیرهایی که هر روز اتفاق می افتد براثر آلودگی بیش ازحد هواست. درواقع با هر ترمزی که می زنیم، در مردن انسان های اطرافمان مشارکت می کنیم و این پارادوکس زندگی و مرگ ما را تشکیل می دهد. وق ت ی مرگ ف راگی ری ات ف اق می افتد، داینامیزم جدیدی هم در جامعه به وجود می آید؛ به عنوان مثال، قحطی بزرگ دوره قاجار در دهه 1250 در ادامه، به اصلاحات میرزا مشیرالدوله و امین الدوله منجر شد: روزنامه ها بیشتر و فعال تر و متنوع تر شدند، جنبش رشدیه در دهه 1260 شکل گرفت و سپس امین الدوله اصلاحات آموزشی ایجاد و از آن حمایت کرد. انرژی های نوگرایی، علم گرایی، آموزش مدرن، اصلاحات اجتماعی، اصلاحات حقوقی و اصلاحات مدنی که به برپایی مدرسه سیاسی در یک دهه قبل از مشروطه انجامید از رهگذر گفتمان قانون به وجود آمد و گروه های اجتماعی مثل زنان، آهسته آهسته به صحن اجتماع آمدند، انجمن ها ایجاد و درنهایت به انقلاب مشروطه در دهه 1280 منجر شدند. ایران مستعد منابع هیجانی است. در ایران منابع هیجانی بسیار بالاست و این بخشی از تاریخ ماست. ما دارای خرد شاد و عقل شادمان هستیم. ما عقل ابن سینایمان، عقل فلسفی مان، حکمت شادان و به نوعی عاطفی است و منابع هیجانی در آن وجود دارد. عقل ایرانی سرد نیست؛ به همین دلیل واژه های عاطفی و انرژی های هیجانی در زبان ایرانی خیلی فراوان است. تجربه مرگ و مواجه شدن با مرگ همسایه، همشهری، هم صنفی و هم محله ای شوک بزرگی است که بخشی از انرژی های هیجانی جامعه را آزاد می کند؛ اما تنها جوامعی که این انرژی ها را صورت بندی و نهادینه کنند و بگذارند در سطح اجتماعی و مدنی و محلی با همان خلاقیت ها و ابتکارهای سرزنده خودش تداوم پیدا کنند، از این هیجان ها برای بسط زندگی وتمدن بهره می گیرند.
۸.

تبیین جامعه شناختی رابطه سرمایه دینی و هویت اخلاقی (مورد مطالعه: شهر اصفهان)

تعداد بازدید : ۲۵۳ تعداد دانلود : ۳۴۹
یکی از دغدغه های مهم در جوامع انسانی، که همواره مورد توجه دانشمندان علوم انسانی و اجتماعی قرار داشته است، وجود جامعه ای با کنشگران اخلاقی است. بر اساس نظریه استتس هویت اخلاقی مقدمه کنش اخلاقی است و بنابراین شناخت عوامل مؤثر بر آن حائز اهمیت است. بر این اساس، هدف از نگارش این مقاله بررسی تأثیر متغیر سرمایه دینی بر هویت اخلاقی است. برای بررسی این رابطه، داده های مورد نیاز با استفاده از روش پیمایش و ابزار پرسشنامه و با انتخاب نمونه 546 نفری از شهروندان 15 سال به بالای شهر اصفهان به روش نمونه گیری سهمیه ایِ متناسب با حجم بر اساس متغیرهای گروه سنی، جنس و منطقه سکونت به دست آمد. یافته های پژوهش نشان داد نمره هویت اخلاقی و ابعاد آن و همچنین سرمایه دینی بالاتر از میانگین است. همچنین متغیر سرمایه دینی 29 درصد از واریانس متغیر هویت اخلاقی را تبیین می کند؛ بنابراین می توان گفت متغیر سرمایه دینی در حد بالایی توان تبیین واریانس متغیر هویت اخلاقی را دارد.
۹.

انفعال و سرگشتگی

مصاحبه شونده: ناقد:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۱۹
در سطح کلان، بی فعلی اجتماعی زمانی رخ می دهد که اختلالی در نظام فعل اجتماعی و نظام فعالیت اجتماعی به وجود آید که حاصل نرخ پایین مشارکت پذیری برابر توسط سیستم ها و ساختارهای رسمی ماست و این بی فعلی اجتماعی منجر به انفعال اجتماعی می شود. تصور من از انفعال اجتماعی، بی فعلی اجتماعی است و در مقابل این بی فعلی، نظام فعل اجتماعی را در چرخه مشخصی توضیح دادم. یکی از اصلی ترین شرط ها و الزام های این نظام را تنظیم های نهادی جامعه می دانم. زمانی که نهادها به درستی و به صورت آزادمنشانه و با کثرت پذیری و تنوع پذیری فعالیت نکنند، این نظام فعل اجتماعی دچار اختلال می شود و این همان انفعال است. بر اساس مطالعاتم و شواهدی که به دست آورده ام در ایران چنین نظامی به طور وحشتناک دچار اختلال شده است و آنچه این اختلال را پیچیده تر کرده، جرم بحرانی (Critical mass) است. درواقع این سرگشتگی اجتماعی نوعی گسستگی اجتماعی است و (social coherence)به هم می خورد؛ چون مردم احساس می کنند جامعه غیرقابل پیش بینی است و اعتماد آن ها سلب و به تبع سرمایه های اجتماعی دچار فرسایش می شود و ناامیدی اجتماعی که از پیش زمینه های انفعال اجتماعی است، رخ می دهد. درک عمیق ایرانی همچنان می گوید در ناامیدی بسی امید است، نگرانی ها و تنش ها هستند؛ اما در پس آ ن ها، برای مقابله همچنان ایمان و انگیزه و امید داریم.
۱۰.

تحلیل نقش میانجی گری قشربندی آموزش عالی در بازتولید نابرابری های اجتماعی در بازار کار

تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۷۶
با گسترش یافتن و عمومی شدن نظام آموزش عالی انتظار می رفت شرایط اجتماعی دگرگون و فرصت برابر تحرک اجتماعی برای همگان میسر شود. این پژوهش با تبیین نظری و آزمون فرضیه های مختلف درباره تأثیر پس زمینه اجتماعی بر پذیرش در دانشگاه و سپس بر موقعیت شغلی افراد، درصدد بررسی نقش میانجی گری قشربندی آموزش عالی در بازتولید نابرابری های اجتماعی در بازار کار است. جامعه آماری همه شاغلان در بازار کار شهر اصفهان است که از سال 1385 به بعد از دانشگاه فارغ التحصیل شده اند. حجم نمونه با استفاده از نرم افزار اس پی اس اس سمپل پاور 530 نفر برآورد شد. نتایج نشان دادند بین جایگاه فرد در نظام آموزش عالی و موقعیت شغلی او رابطه وجود دارد و سرمایه اقتصادی، سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی خانواده بر نوع قبولی فرد در دانشگاه تأثیر مثبت دارد؛ یعنی افراد دارای سرمایه های خانوادگی بالاتر، جایگاه بالاتری در نظام آموزش عالی داشته اند. همچنین نتایج نشان می دهند اثر سرمایه اقتصادی بر موقعیت شغلی ازطریق میانجی گری نظام آموزش عالی است؛ اما سرمایه فرهنگی هم به صورت غیرمستقیم و هم مستقیم بر موقعیت شغلی تأثیر دارد. هرچند اثر سرمایه اجتماعی بر موقعیت شغلی معنادار نشد، در یافتن شغل بسیار تأثیرگذار بوده است؛ درواقع، پس زمینه اجتماعی چه به صورت مستقیم و چه غیرمستقیم بر موقعیت شغلی تأثیر می گذارد و نابرابری های اجتماعی ازطریق نظام آموزشی بازتولید می شوند.
۱۱.

بهینه کاوی (بنچ مارکینگ) وکاربردهای آن درآموزش عالی مطالعه دانشگاههای منتخب ایران

تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۲۰
هدف کلی از این مقاله ارزشیابی سیستم اطلاعات مدیریت در آموزش عالی ایران با استفاده از رویکرد بهینه کاوی است. با کاربرد این روش سیستم اطلاعات مدیریت چهار دانشگاه منتخب (اصفهان، تهران، شیراز و اهواز) با یکدیگر مقایسه شدند. جامعه آماری موردمطالعه با روش نمونه گیری خوشه ای 1511 نفر دانشجو، 1038 نفر استاد، 518 نفر مدیر و 1158 نفر از کارمندان انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه محقق ساخته متشکل از ابعاد سیستم اطلاعات مدیریت بود که پس از محاسبه روایی و پایایی آن بین گروه های مخاطب توزیع و با استفاده از روش های آماری تحلیل واریانس و آزمون تعقیبی شفه، داده های به دست آمده تحلیل شدند. نتایج نشان داد که دانشگاه اصفهان با دارا بودن بالاترین میانگین در تمامی ابعاد نسبت به سایر دانشگاه ها بهترین وضعیت را داشت.
۱۲.

ارزیابی مقایسه ای سیستم اطلاعات مدیریت دانشگاهی با روش الگوبرداری جهت ارائه مدل بهینه کاربردی

تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۱۴۴
این پژوهش با هدف ارائه مدلی برای سیستم اطلاعات مدیریت دانشگاهی دانشگاه ها ایران انجام شد . روش اجرای پژوهش توصیفی و از نوع تحلیلی بود . چامعه آماری پژوهش همه دانشجویان ، استادان ، مدیران ، و کارکنان دانشگاه های  مجری سیستم اطلاعات مدیریت دانشگاهی در ایران است . از بین دانشگاه های جامعه آماری ، دانشگاه های تهران ،   اصفهان ،   شیراز  و  اهواز  به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند . حجم نمونه آماری دانشجویان هر یک از دانشگاه های مذکور با استفاده از جدول مورگان ، محاسبه و تعیین گردید  . ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه های  محقق ساخته مبتنی بر چارچوب پیشنهادی در قالب چهار فرم ویژه گروههای نمونه مخاطب بود که  به منظور روایی صوری پرسشنامه از نظرات خبرگان و صاحب نظران استفاده گردید و نیز پایایی پرسشنامه ها با استفاده از آلفای کرونباخ سنجیده شد و عدد 8/0 به دست آمد که نشان دهنده پایایی بالای 75/0 و مورد قبول است.داده ها با SPSS نسخه 16 و بسته نرم افزاری AMOS با روش تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی ، معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفت . نتایج نشان داد که ابعاد و مولفه های سیستم اطلاعات مدیریت دانشگاهی دانشگاه های ایران به ترتیب رضایت کاربران ،مزیتهای کاربردی ، قابلیت های سیستم و محدودیتهای کاربردی است . ارزیابی مقایسه ای گروههای چهارگانه مخاطب برتری نسبی دانشگاه اصفهان را نسبت به سه دانشگاه دیگرآشکار ساخت . وضعیت سیستم اطلاعات مدیریت دانشگاهی در سطح دانشگاه های ایران در حد متوسط و ضعیف ارزیابی گردید که تا رسیدن به وضع مطلوب فاصله دارد.چارچوب پیشنهادی مناسب برای ارزیابی سیستم اطلاعات مدیریت دانشگاهی در ایران در قالب 4 عامل ، 25 ملاک و 129 نشانگر معرفی شد.
۱۳.

سنخ شناسی فرهنگ سازمانی مدارس

تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۱۴۵
هدف از این پژوهش، شناسایی الگوهای فرهنگ سازمانی مدارس با تمرکز بر سنخ شناسی آن بود که به عنوان یک راهنما برای مدیران مدارس در عصر تغییرات سریع، قابل بهره برداری باشد. این پژوهش کیفی از نوع تحلیلی-موردی با روش کتابخانه ای بود. جامعه مورد بررسی شامل منابع، تالیفات و پژوهش های معتبر چهار دهه اخیر در حوزه فرهنگ سازمانی مدارس داخل و خارج کشور بود که وفق کدواژه های تحقیق در دسترس بودند. نمونه قابل بررسی 308 مورد بود که از نظریه پردازی، ارائه مدل و سنخ شناسی برخوردار بودند. با روش تحلیل محتوایی و کدگذاری موضوعی، یافته ها در دو دسته سنخ شناسایی شدند. در طبقه بندی اول با نگاه رویکردشناسی در سه دسته(1.رویکرد کارکردگرایی 2.رویکرد فرآیند محور 3. رویکرد بهبود-اثربخشی) با هدف درک پدیده فرهنگ مدرسه و راهکارهایی جهت افزایش عملکرد مدرسه قرار دارند. در طبقه بندی دوم با نگاه روش شناسی پژوهش و کاربرد نتایج در سه گروه، مطالعات توصیفی ارزیابی، مطالعات همبستگی و مطالعات فرهنگ پژوهی مدرسه بود. این طیف سنخ شناسی نشان داد، مدرسه حسب عوامل و زمینه های موجود، دارای فرهنگ سازمانی خاص است و مدیران و رهبران آموزشی با شناخت جامع الگوها، می توانند کاشف و خالق فرهنگ سازمانی مثبت در مدرسه ها باشند.
۱۴.

اقدامات جاری در تربیت اخلاقی دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان(ارائه یک الگو با رویکرد نظریه داده بنیاد)

تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۶۲
هدف پژوهش حاضر بررسی وضع موجود برنامه درسی تربیت اخلاقی دانشجو معلمان است. این پژوهش با رویکرد کیفی و با روش داده بنیاد انجام گرفت. جامعه ی آماری شامل کلیه کارگزاران دخیل در برنامه درسی تربیت اخلاقی دانشجو معلمان هستند که از طریق نمونه گیری هدفمند از نوع ملاک محور انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه ی نیمه ساختار یافته با ده نفر از دانشجو معلمان، سه نفر از دانش آموختگان این دانشگاه، هشت نفر از اساتید دروس تربیت اخلاقی دانشگاه، چهار نفر از معلمان راهنما و سه نفر از معاونین و مسئولان امور فرهنگی دانشگاه فرهنگیان شهر بیرجند جمع آوری شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش کدگذاری باز، محوری و گزینشی استفاده شد. برای تأمین روایی و پایایی از معیارهای لینکن و کوبا استفاده شد.
۱۵.

Developing the Moral Codes of Teachers in Islam: Synthesis Research Based on the Roberts’s Model

تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۱۲۴
Background: In Islam, expectations are very high in respect to a desirable teacher, especially because the teacher is a model for the next generation, so the purpose of this study is to identify the moral codes of teachers according to the Islamic perspective. Method: The approach of the present study is qualitative and its method is synthesis research. The research population is all articles (63 articles) that have been presented from 2010 to 2020 in the field of moral components of educators from the perspective of the Holy Quran and the educational life of Imams (A) and the Prophet Mohammad (S). The research sample includes 26 articles, which have been purposefully selected based on thematic monitoring and theoretical data saturation. Research data were collected from qualitative analysis of the studied documents. Results: The results showed that the moral codes of teachers from the perspective of Islam can be organized in two main dimensions including: contextual dimension (including personality components, insight, religious commitment, socio-political factors and neatness) and professional dimension (including components of professional commitment, knowledge enhancement, professional principles, interactions, content management, teaching and evaluation). Conclusion: According to the principles of Islam, the components of teacherschr('39') professional ethics were organized in two contextual and professional dimensions, so the managers of educational organizations can provide in-service courses for teachers to teach the components of ethics and also design a moral code of ethics taking into account the moral components of teachers in Islam.
۱۶.

مؤلفه های اخلاق حرفه ای معلمان: مرور سیستماتیک براساس مدل رایت

تعداد بازدید : ۲۲۸ تعداد دانلود : ۲۵۵
هدف مقاله حاضر بررسی مؤلفه های اخلاق حرفه ای معلمان است. رویکرد مقاله کیفی و روش آن مرور سیستماتیک براساس مدل رایت و همکاران (2007) است. جامعه پژوهش، متشکل از 623 مقاله درباره مؤلفه های اخلاق حرفه ای معلمان است که بین سال های 2000 تا 2020 میلادی در مجلات علمی معتبر ارائه شده اند. نمونه پژوهش شامل 29 مقاله است که به صورت هدفمند جمع آوری و بر اساس پایش موضوعی داده ها انتخاب شده اند. داده های مقاله از تحلیل کیفی اسناد مورد مطالعه، گردآوری شده اند. بر اساس تجزیه و تحلیل داده ها، مؤلفه های اخلاق حرفه ای معلمان در 4 بُعد و 14عامل طبقه بندی شدند. این ابعاد شامل بُعدفردی (مشتمل بر؛ شخصیتی، مهارت های ادراکی، تعهد دینی و آراستگی ظاهری)، بُعد سازمانی (مشتمل بر؛ تعهد، توسعه حرفه ای و ارتباطات)، بُعد اجتماعی (مشتمل بر؛ ارزش های اجتماعی و مناسبات اجتماعی) و بعد فرآیند یاددهی و یادگیری (مشتمل بر؛ رعایت قوانین آموزشی، محتوا، تدریس، ارزشیابی و پژوهش) می باشد.
۱۷.

تبیینی بر پیش بایست های راهبردی استقرار نظام مدیریت کیفیت در دانشگاه ها: رویکردی کیفی

تعداد بازدید : ۱۵۱ تعداد دانلود : ۳۰۰
هدف اصلی این پژوهش، تبیینی بر پیش بایست های راهبردی استقرار نظام مدیریت کیفیت دانشگاه ها است. این پژوهش در چارچوب رویکرد کیفی انجام شده است. به این منظور، تعداد 27 نفر از صاحب نظران، تصمیم گیرندگان و مجریان کیفیت در نظام دانشگاهی به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و با روش نیمه ساختاریافته مورد مصاحبه قرار گرفتند. داده های حاصل از مصاحبه ها مورد تحلیل مضمون و با روش نظریه داده بنیاد مورد تحلیل قرار گرفته است. به منظور اعتبار بخشی نتایج از رویکردهای بازبینی توسط اعضاء، خود بازبینی محقق و پایایی بین دو کدگذار استفاده شده و نتایج طی چندین مرحله تعدیل شدند. یافته ها حاکی از آن است که دو اقدام راهبردی کلیدی جهت الزام اولیه در استقرار نظام مدیریت کیفیت دانشگاهی وجود دارد که عبارتند از: تلاش در بین المللی سازی دانشگاه ها و تقویت ارتباط متقابل و موثر دانشگاه ها و صنعت.
۱۸.

شناسایی و اولویت بندی مؤلفه های سازمان دانش محور

تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۹
هدف این مقاله شناسایی و اولویت بندی مؤلفه های سازمان دانش محور است. برای این منظور از روش تحقیق آمیخته در دو بخش کیفی و کمّی استفاده شد. در بخش کیفی روش فراترکیب به کار گرفته شد. در قدم اول با کلیدواژه های مختلف در مهم ترین بانک های اطلاعاتی خارجی و داخلی جستجو صورت گرفت و تعداد 670 اثر پژوهشی مرتبط در این زمینه شناسایی شد. در قدم بعد با بررسی اولیه این پژوهش ها، تعداد 40 اثر علمی و پژوهشی از آنها انتخاب شدند. سپس با تکنیک کدگذاری، مفاهیمِ مرتبط، شناسایی و ذیل هشت مؤلفه دسته بندی شد. این مؤلفه ها عبارت است از: «مدیریت حامی دانش محوری»، «فرهنگ حامی دانش محوری»، «ساختار و قوانین حامی دانش محوری»، «فرایند مدیریت دانش»، «راهبرد حامی دانش محوری»، «محیط حامی دانش محوری»، «فنّاوری اطلاعات و ارتباطات حامی دانش محوری». در بخش کمّی تحقیق، جامعه آماری، خبرگان و پژوهشگران «دانش محور» است که تعداد 18 نفر از آنها به وسیله نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه مقایسات زوجی استفاده گردید و داده ها با استفاده از فرایند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و مؤلفه های سازمان دانش محور و ملاک های مرتبط با آنها اولویت گذاری شد. نتایج بخش کمّی پژوهش نشان داد که مؤلفه «فرهنگ حامی دانش محوری» با وزن نسبی 0/221 دارای بیشترین میزان اهمیت است.
۱۹.

طراحی الگوی عوامل برون دانشگاهی ارتقاء دانشگاه ها در رتبه بندی های ملی و بین المللی

تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۲۹
پژوهش حاضر باهدف طراحی الگوی عوامل بیرونی ارتقاء دانشگاه ها در رتبه بندی های ملی و بین المللی از طریق روش آمیخته اکتشافی انجام گرفت. جامعه آماری در بخش کیفی شامل سیاست گذاران و خبرگان آموزش عالی و مدیران و اعضای هیئت علمی دانشگاه ها بودند که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و با تعداد 17 نفر مصاحبه صورت گرفت. همچنین در بخش کمی جامعه آماری شامل 600 نفر از مدیران دانشگاه های دولتی شهر تهران بود که از این تعداد با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی سهمی طبقه ای 302 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. داده ها در بخش کیفی از طریق اجرای مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی از طریق اجرای پرسشنامه محقق ساخته بر روی نمونه آماری استخراج و با استفاده از نرم افزار spss و smart-pls تجزیه وتحلیل گردید. روایی پرسشنامه پژوهش با نظر متخصصان و نیز انجام آزمون روایی واگرا و همگرا تأیید گردید. همچنین پایایی پرسشنامه با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی توسط نرم افزارهای مذکور محاسبه و مورد تأیید قرار گرفت.مطابق یافته های به دست آمده، عوامل برون دانشگاهی ارتقاء دانشگاه ها را می توان به ترتیب در پنج عامل شامل: سیاست گذاری بین المللی، ارتباطات دانشگاه با صنایع، پاسخگویی به ذینفعان، قوانین آموزش عالی و نظام رتبه بندی و علم سنجی طبقه بندی نمود.
۲۰.

برنامه درسی زیرزمینی در حوزه قومیت در نظام آموزشی ایران

تعداد بازدید : ۱۲۲
این پژوهش قصد دارد برنامه درسی زیرزمینی را در حوزه قومیت تبیین و شواهد عملی آنرا از محیط مدارس ایران،ارایه کند. رویکرد حاکم بر پژوهش حاضر ، باتوجه به ماهیت موضوع پژوهش ،کیفی است. ابزارها و روش های گرداوری داده ها در این پژوهش، مصاحبه و مشاهده است .براساس نتایج این تحقیق،وقتی در برنامه های درسی رسمی،قومیت ها از جایگاه مناسبی برخوردار نباشند ودر بسیاری از موارد،تحقیر فرهنگی خرده فرهنگ ها را به دنبال داشته باشد،به عبارتی وقتی اشغال فرهنگی در مدارس اتفاق می افتد،در چنین شرایطی، قومیت به عنوان یکی از زمینه های اصلی شکل گیری برنامه های درسی زیرزمینی به شمار می رود.همچنین براساس تحلیل داده ها،7 مضمون اصلی مربوط به این پژوهش عبارتنداز:ارجحیت زبان مادری بر زبان رسمی،تعصب قومییتی ،مخالفت با محتوای برنامه درسی رسمی،بکارگیری نمادهای قومیتی در مدارس،گسترش موسیقی قومیتی و نمادهای آنها ، تحقیر قومیت های دیگر و گسترش افکار تجزیه طلبانه

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان