مرتضی رضایی زاده

مرتضی رضایی زاده

مدرک تحصیلی: استادیار گروه علوم تربیتی دانشگاه شهید بهشتی

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۱۲ مورد از کل ۱۲ مورد.
۱.

تطابق فناوری های وب 2 با طبقه بندی بازنگری شده بلوم و الگوی طراحی آموزشی 5E در آموزش

تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۳۴
تحقیقات اخیر در حوزه آموزش های رسمی، روند رو به رشد استفاده از ابزارهای مبتنی بر وب 2 و فناوری های نوین آموزشی را در این حوزه نشان می دهند. هدف پژوهش حاضر، تطبیق فناوری های مبتنی بر وب 2 در تدریس و ایجاد چهارچوبی برای کمک به معلمان در انتخاب هدفمند فناوری های مبتنی بر وب 2 برای فعالیت های آموزشی آنان بر اساس طبقه بندی بازنگری شده بلوم و الگوی طراحی آموزشی 5E است. پژوهش با رویکرد کیفی و بر اساس استراتژی پدیدارشناسی انجام شده است. نمونه پژوهش، 9 نفر از دبیران دوره متوسطه اول شهر مریوان و 4 نفر از متخصصین حوزه فناوری آموزش و هوشمند سازی مدارس بودند که به صورت هدفمند و با استفاده از روش نمونه گیری موارد مطلوب انتخاب شدند. داده های حاصل از مصاحبه های گروهی با نمونه پژوهش، با روش کدگذاری کوربین و اشترانس تحلیل شده اند. اعتباربخشی به داده ها با روش بازبینی توسط همکار و همچنین ارجاع نتایج به چهار نفر از شرکت کنندگان در پژوهش انجام گردید. نتیجه حاصل از پژوهش، طراحی یک جدول از برنامه های کاربردی وب 2 بود که این فناوری ها را بر اساس روش طراحی آموزشی 5E و طبقه بندی بازنگری شده اهداف شناختی بلوم نشان داد. معلمان به کمک این جدول می توانند به انتخاب فناوری متناسب با اهداف درسی شان بپردازند. نتایج این پژوهش می تواند به عنوان راهنمایی برای سایر معلمان در استفاده هوشمندانه از فناوری های مبتنی بر وب 2 در طرح های درسی آنان مورد استناد قرار گیرد.
۲.

ارزشیابی از اهداف سطوح عالی یادگیری در محیط های یادگیری الکترونیکی (استانداردها و شاخص ها)

تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۵۴
با وجود اهمیت ارزشیابی برای ایجاد بازخورد و بهبود فرایند یادگیری، هنوز طراحان نظام های یادگیری الکترونیکی نتوانسته اند یک چارچوب منسجم را برای اطمینان از دسترسی یادگیرنده به اهداف برنامه درسی و به کارگیری آن ها، ارائه دهند. هدف پژوهش حاضر تدوین استانداردهای آموزشی و شاخص های آنهاست تا بر پایه آن ها بتوان چارچوبی را طراحی نمود که از دست یابی یادگیرنده به سطوح عالی اهداف یادگیری اطمینان پیدا نمود. رویکرد پژوهش کیفی و از راهبرد طرح پدیدارشناسی بهره گرفته شده است. جامعه پژوهش کلیه متخصصین و مدرسین مراکز یادگیری الکترونیکی دانشکده های علوم تربیتی دانشگاه های دولتی شهر تهران و سه مرکز یادگیری الکترونیکی ایلینویز، خان و هاروارد در آمریکا هستند. که تعداد 12 نفر از آن ها به روش نمونه گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع داده انتخاب شده اند. برای جمع آوری اطلاعات از شیوه مصاحبه های نیمه ساختار یافته استفاده شد. برای تحلیل داده ها و تعیین مقوله ها و استانداردها از الگوی کدگذاری کیفی کراسول با استفاده از نرم افزار ماکس کیودا اقدام شد. نتایج حاصل از پژوهش به تدوین 4 استاندارد آموزشی و 27 شاخص ضروری بر اساس طبقه بندی بلوم – اندرسون، برای طراحی یک ارزشیابی جامع در حوزه یادگیری الکترونیکی انجامید. نتایج پژوهش می تواند به عنوان راهنمای عمل در طراحی ارزشیابی های پایانی در محیط های یادگیری الکترونیکی مورد استفاده طراحان و فناوران آموزشی قرار گیرد و یا بر اساس نتایج بدست آمده می توان به ارزیابی دوره های یادگیری الکترونیکی در بعد ارزشیابی پرداخت
۳.

امکان سنجی پذیرش آموزش از طریق تلفن همراه در آموزش عالی از نظر اعضای هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۲۴
هدف پژوهش حاضر امکان سنجی پذیرش آموزش از طریق تلفن همراه در آموزش عالی از نظر اعضای هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی بود. این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی، از لحاظ شیوه گردآوری داده ها جزء پژوهش های توصیفی-پیمایشی بود. به منظور گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه ای محقق ساخته ی پنج مولفه ی (سودمندی، سهولت، خودکارآمدی، چالش، ویژگی های جمعیت شناختی) استفاده شد. روایی پرسشنامه توسط سه نفر از متخصصین تایید، پایایی پرسشنامه از طریق اجرای آزمایشی آن بر روی نمونه 55 نفری از پاسخگویان تایید شد، مقدار آن از طریق آلفای کرونباخ،94% محاسبه شد که نشان از پایایی بالا است. جامعه آماری پژوهش 841 نفر از اساتید دانشگاه شهید بهشتی بودند که 230 نفر از طریق نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. همچنین به منظور تجزیه و تحلیل داده-های پژوهش از آزمون های آماری استنباطی شامل آزمون T تک نمونه ای و آزمون تحلیل واریانس چند متغیره استفاده شده است. در نهایت نتایج پژوهش نشان داد که پذیرش آموزش از طریق تلفن همراه از نظر اعضای هیئت علمی در وضعیت مناسبی قرار داشته و از نظر اساتید استفاده از تلفن همراه می تواند خودکارآمدیشان را افزایش دهد اما از نظر آنها سودمندی این آموزش در وضعیت مناسب قرار نداشته و استفاده از آموزش از طریق تلفن همراه چالش برانگیز است. همچنین ارزیابی دیدگاه اعضای هیئت علمی در مورد پذیرش استفاده از آموزش با تلفن همراه نشان داد که به طور کلی تفاوت معناداری بین میزان پذیرش آموزش با تلفن همراه بین اساتید زن و مرد، دارای مرتبه های علمی مختلف و دارای سوابق مختلف وجود ندارد.
۴.

تبیین راهبردهای مواجهه با موک ها در برنامه درسی آموزش عالی

تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۹
موک یک دوره مبتنی بر وب است که به صورت رایگان و قابل دسترس برای هر شرکت کننده در هر نقطه ای از جهان است. هدف این مطالعه، شناسایی و تبیین راهبردهای بهره گیری از موک ها در برنامه درسی آموزش عالی ایران بوده است. این پژوهش از حیث کاربرد در برنامه درسی دانشگاه ها ، از نوع کاربردی بوده و در انجام آن از روش کیفی و داده بنیاد استفاده شده است. جامعه آماری شامل جمعی از متخصصان برنامه درسی؛ طراحان و مدرسان دوره های آموزشی مبتنی بر موک ها و شرکت کنندگان این دوره ها بودند، که به روش نمونه گیری هدفمند تعداد 14 نفر از آنان انتخاب گردیدند. افرادی به عنوان نمونه انتخاب شدند که با برخورداری از تجربه مشارکت یا اجرایی در دوره های موک بتوانند نسبت به کیفیت خدمات آموزشی این دوره ها اظهارنظر دقیقی ارائه نمایند. این افراد همچنین دارای تألیفات و فعالیت های پژوهشی قابل توجه درزمینه فناوری های آموزشی، و نیز سوابق مدیریتی و اجرایی در حوزه فناوری های آموزشی در آموزش عالی بودند. داده های پژوهش از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته گردآوری گردید. یافته ها نشان داده است که مهمترین راهبردهای مواجهه با موک ها در برنامه های درسی آموزش عالی دربرگیرنده برنامه ریزی درسی کارآمد برای موک ها ، افزایش ارتباطات بین المللی در آموزش عالی، بستر سازی اجتماعی و
۵.

آسیب شناسی برنامه های بالندگی هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

تعداد بازدید : ۱۸۳ تعداد دانلود : ۱۲۱
یکی از راهبردهای ارتقای کیفی دانشگاه ها توجه به رشد و بالندگی اعضای هیئت علمی است. بر این اساس دانشگاه ها تلاش می کنند تا با ارائه برنامه هایی به منظور بالندگی اعضای هیئت علمی، گامی در جهت ارتقای کیفیت بردارند. علی رغم تاکید فوق، استقبال اساتید از برنامه های بالندگی هیئت علمی در حد انتظار نبوده است و این موضوع نیازمند مطالعه و رسیدگی است. از این رو پژوهش حاضر با هدف ارتقای برنامه های بالندگی هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی، درصدد شناسایی نقاط ضعف آن از دیدگاه اساتید است. در طرحی کیفی و پدیدارشناسانه، مصاحبه های نیمه ساختاریافته ای با 29 نفر از اساتید دانشگاه شهید بهشتی انجام و از آنان درباره نقاط ضعف برنامه های بالندگی هیئت علمی دانشگاه سوال شده است. مصاحبه های پیاده سازی شده با استفاده از روش اشتراوس-کوربین و در سه مرحله کدگذاری شدند. در نتیجه فرایند کدگذاری، چهارده نقطه ضعف برای برنامه های بالندگی شناسایی شدند که عبارتند از: «بی توجهی به ابعاد گوناگون بالندگی هیئت علمی»، «بی نظمی در برنامه ها»، «بی توجهی به انگیزاننده های درونی»، «بی توجهی به تفاوت های فردی»، «اجرا نشدن نیازسنجی»، «تعداد و تکرار کم برنامه ها»، «منعطف نبودن زمان برنامه ها»، «اطلاع رسانی ضعیف»، «موضوعات نامناسب»، «محتوای نامناسب»، «روش های یاددهی-یادگیری غیر اثربخش»، «تعامل و مشارکت پایین»، «نبود سازوکارهای کافی برای ارزیابی اثربخشی دوره» و «ضعف کانال های بازخورد». برای دستیابی به دیدگاهی جامع تر درباره برنامه های بالندگی هیئت علمی، نقاط ضعف شناسایی شده، در قالب عناصر برنامه درسی طبقه بندی شدند و مورد بحث قرار گرفتند. در مجموع بر اساس یافته های پژوهش می توان گفت برنامه های بالندگی هیئت علمی دانشگاه در هر چهار گروه هدف، محتوا، روش های یاددهی-یادگیری و روش های ارزیابی نیاز به یک بازنگری اساسی دارد.
۶.

شناسایی ابعاد تأثیرگذاری فناوری واقعیت افزوده بر خدمات کتابخانه ای

تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۲۲
مقدمه : در دهه های اخیر، واقعیت افزوده توجهات بیشتری را به خود جلب نموده و با افزودن لایه ای از اطلاعات مجازی، تجربه نوینی را برای کتابخانه ها نیز فراهم کرده است تا پاسخ گویی به نیازهای جمعیت عظیم و گوناگونِ کاربران را افزایش دهد. بر اساس این تحولات فناورانه، شناسایی ابعاد تاثیرگذاری واقعیت افزوده بر خدمات کتابخانه ای هدف پژوهش حاضر بوده است؛ تا از این طریق، این فهم بدست آید که اکنون، چه چیزی و چگونه توسط فناوری درحال رُخ است. روش شناسی : باتوجه به دانش ناکافی و پراکنده ای که درباره ورود واقعیت افزوده به کتابخانه ها به چشم می خورد، پژوهش حاضر با رویکرد مروری و با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی در راستای استخراج نظامند یافته های متون پیشین، در میان منابع گردآوری شده از سه پایگاه علمی وب آوساینس، گوگل اِسکالِر، و اِسکوپوس، به دنبال پاسخ به این سؤال بوده است که مطالعات، اثربخشی واقعیت افزوده را در چه ابعادی از خدمات کتابخانه ای شناسایی کرده اند. یافته ها : یافته ها حاکی از این هستند که واقعیت افزوده ظرفیت پشتیبانی از عملکرد کتابداران در مدیریت منابع کتابخانه ای را دارد. به علاوه کاربران را در این زمینه ها یاری می دهد: 1. جست وجوی منابع کتابخانه؛ 2. آموزش خدمات کتابخانه ای و سواد اطلاعاتی؛ 3. ارائه خدمات مبتنی بر مکان؛ 4. ایجاد شبکه های تعاملی و پژوهشی و 5. بازدید از منابع تاریخی و کم یاب. نتیجه گیری : نتایج این پژوهش نشان داد که تمرکز بیشتر پژوهشگران و توسعه دهندگان نرم افزارهای واقعیت افزوده برای خدمات کتابخانه ها، بر تسهیل عملکرد کاربران بوده است تا کتابدارن. همچنین، توانمند نمودن کودکان و نوجوانان بعنوان کاربران مستقل کتابخانه مورد توجه ویژه ای قرار گرفته است. پژوهشگران گروه علم اطلاعات و دانش شناسی، کتابداران، مدیران کتابخانه های کودک و نوجوان، متخصصان علوم کامپیوتر می توانند از پیشنهادات کاربردی این پژوهش بهره مند شوند. بنابراین، ضرورت دارد در تعامل پژوهشگران با کتابداران و کاربران کتابخانه ها یا حتی مطرح شدن کتابداران به عنوان پژوهشگر، از مسائل این مکان ها اطلاع یافته و در جهت تحقق کتابخانه های نسل چهارم از طریق فناوری هایی مانند واقعیت افزوده گام بردارند.
۷.

شناسایی و مدلسازی مهم ترین چالش های بکارگیری آموزش الکترونیکی با رویکرد مدل سازی ساختاری تفسیری (ISM) در شرکت ملی گاز ایران

تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۷۹
هدف از پژوهش حاضر، شناسایی و مدلسازی مهم ترین چالش های پیش روی بکارگیری آموزش الکترونیکی در شرکت ملی گاز ایران می باشد. روش پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ نحوه گردآوری اطلاعات، از نوع کیفی است. در این تحقیق ابتدا بر اساس روش نمونه گیری در دسترس به بررسی اسناد و تحقیقات مرتبط پرداخته شد و پس از شناسایی مؤلفه های مرتبط با چالش های بکارگیری آموزش الکترونیکی، در گام بعد براساس روش مدیریت تعاملی و با استفاده از نرم افزار الگوسازی ساختاری تفسیری (ISM) که یکی از شیوه های تحقیق کیفی است، با بررسی نظرات 7 نفر از خبرگان حوزه آموزش الکترونیکی در شرکت ملی گاز که به صورت هدفمند انتخاب شدند، تعداد 7 مؤلفه به عنوان چالش های نهایی بکارگیری آموزش الکترونیکی تعیین شده است. سپس ساختار ارتباطات فی مابینی و میزان اهمیت آن ها در قالب یک شبکه تعاملی ترسیم گردید. براساس یافته های نهایی پژوهش، مهم ترین چالش های بکارگیری آموزش الکترونیکی در بخش ستاد شرکت ملی گاز عبارتند از: نبود دستورالعمل و ضعف در تهیه قوانین و مقررات، نبود الگوریتم و روش اجرایی مشخص، ضعف ارتباطات شبکه ای، عدم اطلاع رسانی درست از ظرفیت های آموزش الکترونیکی، محتوای ناکافی، اجرای نادرست آموزش الکترونیکی و بی انگیزگی کارکنان. بر این اساس، مشخص شد که «نبود دستورالعمل و ضعف در تهیه قوانین و مقررات» به عنوان مهم ترین چالش بکارگیری آموزش الکترونیکی بر روی سایر چالش های منتخب دیگر، اثرگذاری مستقیم و یا غیرمستقیم دارد. کاربرد یافته های تحقیق و پیشنهادهایی برای پژوهشگران آینده در انتهای پژوهش قرار گرفته است.
۸.

تحلیل بازی گروهی مبتنی بر فناوری واقعیت افزوده به نام سفارش غذا در یادگیری همیارانه

تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۴۱
پژوهش حاضر با تحلیل یک بازی گروهی مبتنی بر فناوری واقعیت افزوده بنام سفارش غذا سعی دارد پتانسیل های این فناوری را در یادگیری همیارانه تبیین نماید. بر همین اساس، سوال پژوهش حاضر چنین مطرح شده است که تا چه اندازه اصول پنج گانه یادگیری همیارانه در بازی مذکور نمود دارند. اهمیت این موضوع به پتانسیل منحصربفرد واقعیت افزوده در حفظ محیط واقعی در کنار محیط مجازی برمی گردد که امکان تعامل چهره به چهره و درهم تنیدگی یادگیرندگان را فرآهم آورده است. بنابراین، پیروی از یک ساختار هدفمند و پداگوژیک همانند یادگیری همیارانه در طراحی کارگروهی اهمیت می یابد. یافته های حاصل از مطالعه کیفی حاضر حاکی از این هستند که با فرآهم آوردن امکان ارزیابی کمیت و کیفیت مشارکت فرد، بحث و بازبینی عملکرد یکدیگر برای موفقیت در نوبت های بازی، کمک و تشویق یکدیگر برای ارائه پاسخ های بهتر، و پاسخ مشترک به سفارش ها، اصول یادگیری همیارانه با نسبت های متفاوتی در بازی سفارش غذا نمود دارند اما شدت بخشیدن به رقابت فردی در حالت سوم بازی و تعریف صرفا یک نام برای هر بازیکن بدون در نظر گرفتن وظایق مکمل، می تواند موجب از بین رفتن اثربخشی یادگیری به شیوه همیارانه شود. بنابراین، از آنجائیکه طراحان فنی اغلب از بینش های مطرح در حوزه یادگیری مانند یادگیری همیارانه آگاهی ندارند، لذا چنین پیشنهاد می شود که چهارچوب های نظری یادگیری از طریق هم افزایی با متخصصان تعلیم و تربیت در فرایند طراحی کارکردهای بازی لحاظ شود.
۹.

شناسایی و رتبه بندی موانع مدرسان در آموزش و بهسازی مجازی منابع انسانی (مطالعه موردی: دانشگاه شهید بهشتی)

کلید واژه ها: آموزش مجازی چالش مدرسان آموزش و بهسازی منابع انسانی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی مدیریت گروههای ویژه مدیریت رسانه مدیریت ارتباطات و رفتار سازمانی
  2. حوزه‌های تخصصی مدیریت مدیریت منابع انسانی مدیریت منابع انسانی
تعداد بازدید : ۶۶۵ تعداد دانلود : ۳۷۶
آموزش مجازی به دلیل مزایایی از قبیل انعطاف پذیری زمانی و مکانی، یکی از ابزارهای مناسب برای آموزش کارکنان در سازمان ها و محیط کار محسوب می شود. اما، تحقق این مزایا و استفاده بهینه از ظرفیت های آموزش مجازی مستلزم شناسایی و رفع موانع فرا روی بکارگیری آن است. از این رو پژوهش حاضر با هدف شناسایی و رتبه بندی موانع مدرسان در آموزش و بهسازی مجازی منابع انسانی دانشگاه شهید بهشتی و با شیوه پیمایش انجام شده است. جامعه آماری پژوهش، کلیه کارکنان دانشگاه شهید بهشتی (166 نفر) بود که حداقل در یک دوره آموزش بصورت مجازی شرکت کرده بودند و تعداد 115 نفر از آنان بعنوان نمونه بر اساس نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه ای محقق ساخته بود که روایی آن توسط تعدادی از صاحب نظران آموزش مجازی و منابع انسانی؛ و پایایی آن با محاسبه آلفای کرونباخ 95٪ تایید گردید. داده های حاصل با استفاده از شاخص های آمار توصیفی (میانگین، انحراف معیار) و آمار استنباطی (آزمون t تک نمونه ای و آزمون فریدمن) تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان دادند که مهم ترین موانع بکارگیری آموزش مجازی در آموزش و بهسازی منابع انسانی در سطح مدرسان به ترتیب مربوط به موانع آموزشی با میانگین رتبه ای (80/2) و موانع زیرساختی - فنی با میانگین رتبه ای (69/2) است. پیرو نتایج این تحقیق، موانع اخلاقی و فرهنگی-اجتماعی برای بکارگیری آموزش مجازی در آموزش و بهسازی منابع انسانی دانشگاه شهید بهشتی از کم ترین میزان اولویت و اهمیت برخوردارند. کاربردهای یافته های این تحقیق برای ارتقای استفاده از آموزش مجازی در راستای بهبود آموزش و توسعه منابع انسانی نیز مورد بحث قرار گرفته است.
۱۰.

شناسایی و مدلسازی انگیزه های بکارگیری نظام مدیریت عملکرد منابع انسانی در کسب و کارهای بزرگ ایرانی

کلید واژه ها: انگیزه مدلسازی مدیریت عملکرد کسب و کار بزرگ

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱۳ تعداد دانلود : ۳۰۵
بکارگیری نظام مدیریت عملکرد به دغدغه ای مهم و اساسی برای کسب و کار ها تبدیل شده است. یافته های پژوهش ها نشان می دهد حدود 70 درصد برنامه-های تحولی در کسب و کارها از قبیل: برنامه ریزی استراتژیک، مدیریت دانش، مدیریت عملکرد، مدیریت کیفیت جامع و مهندسی مجدد، به دلیل عدم احساس نیاز و انگیزه لازم برای تحول با شکست مواجه می شوند. برای کاهش نرخ شکست، شناسایی و افزایش انگیزاننده های کسب و کارها برای بکارگیری این برنامه های تحولی از اهمیت زیادی برخوردار است. از این رو، با توجه به تمرکز تحقیق حاضر بر روی نظام های مدیریت عملکرد به عنوان یکی از برنامه های تحولی در سازمانها، سؤال پژوهش حاضر این است که انگیزه های بکارگیری نظام مدیریت عملکرد منابع انسانی در کسب و کارهای بزرگ ایرانی کدامند؟ علاوه بر شناسایی انگیزاننده ها، این تحقیق همچنین بدنبال شناسایی میزان اهمیت و روابط بین این عوامل انگیزشی نیز می باشد. بدین منظور از روش تحقیق کیفی اکتشافی استفاده گردید، تا از نظر خبرگان و متخصصان برخوردار از تجربه و شایستگی لازم در زمینه نظام های مدیریت عملکرد بهره گیری شود. در مرحله اول براساس شاخص تعداد کارکنان شش کسب و کار بزرگ کشور برخوردار از تجربه بکارگیری نظام مدیریت عملکرد به عنوان نمونه آماری انتخاب گردید و داده های لازم از طریق مصاحبه واقع محور استخراج، مستندسازی و با استفاده از مدل اشتراس کدگذاری گردید. در گام بعد یافته های حاصل از پژوهش ها و کدگذاری تجربیات بر اساس روش مدیریت تعاملی توسط خبرگان منابع انسانی برخوردار از تجربه لازم در زمینه بکارگیری نظام مدیریت عملکرد در کسب و کارهای بزرگ، مورد ارزیابی، غربال گری و سپس مدلسازی قرارگرفته است. در مرحله دوم از روش های ایده نویسی به منظور گردآوری داده ها استفاده گردید. براساس یافته های نهایی پژوهش، با اهمیت ترین انگیزه های کسب و کارهای بزرگ ایرانی در بکارگیری نظام مدیریت عملکرد عبارتند از: فعالیت شرکت در فضای رقابتی، احساس نیاز رهبران به ایجاد تحول در کسب و کار، کنترل و اطمینان از تحقق اهداف، همراستایی اهداف فردی و سازمانی، پایش عملکرد و پاداش دهی براساس عملکرد و شناخته شدن بر اساس علمکرد. شناسایی روابط بین انگیزاننده ها نشان داد که وجود فضای رقابتی، به عنوان یکی از علل برانگیخته شدن کسب و کارها برای استفاده از نظام مدیریت عملکرد، بر سایر انگیزاننده ها تأثیر قابل ملاحظه ای داشته است. همچنین برخی دیگر از انگیزاننده ها از قبیل پاداش دهی براساس عملکرد، پایش عملکرد و شناخته شدن براساس عملکرد نیز تأثیر متقابلی بر یکدیگر دارند. کاربردهای یافته های تحقیق و پیشنهاداتی برای پژوهشگران آینده در انتهای مقاله مورد مطالعه قرار گرفته اند.
۱۱.

شناسایی و رتبه بندی مؤلفه های مؤثر در انتخاب کسب و کارهای کارآفرینانه برتر

کلید واژه ها: کارآفرینان برتر جوایز کارآفرینی کسب و کارهای کارآفرینانه برتر مؤلفه های کسب وکارهای کارآفرینانه معیارهای توانمندساز

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸۲ تعداد دانلود : ۷۲۵
شناسایی و انتخاب کسب وکارهای کارآفرینانه، یکی از فعالیتهای کلیدی دولتها برای تشویق افراد جامعه به کارآفرینی است. بنابراین، تحقیق حاضر با هدف شناسایی، رتبهبندی و وزن دهی مؤلفه های مؤثر در انتخاب کسب وکارهای کارآفرینانه نوپا انجام شده است. این تحقیق از نوع آمیخته و ابزار گردآوری اطلاعات، مصاحبه گروهی با 10 نفر از کارآفرینان برتر نوپا در سطح ملی و توزیع پرسشنامه در بین 30 نفر از داوران جوایز کارآفرینی و کارآفرینان منتخب است. برای تحلیل داده ها از آزمون رتبهبندی فریدمن استفاده شده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که مؤلفه های مهارتهای فردی، تیم کاری، مهارتهای اجتماعی، سه مؤلفه مهمی هستند که در انتخاب کسب وکارهای کارآفرینانه نوپای برتر مناسب است. یافته ها نشان می دهد که حوزه توانمندسازها و حوزه نتایج به ترتیب دارای وزن 54 و 46 درصد است. مهارتهای فردی بالاترین اهمیت و بازگشت سرمایه، پایین ترین رتبه را دارند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان