مطالب مرتبط با کلیدواژه

مولوی


۵۸۱.

تقابل و تعامل جمال و جلال در مثنوی مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: جمال جلال جمع اضداد مولوی مثنوی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۷۳
عرفان و تصوف در هر کجای عالم که شکل گرفته، اساساً وجهه یی دینی داشته است. امّا عارفان، برخلاف اهل شریعت، نگاهشان به دین نگاهی جمال شناسانه بوده است. اینان با تکیه بر تجربه های شخصی و ژرف نگری در شریعت و دریافت های اشراقی خویش، از دین، عادت زدایی کرده و کوشیده اند مردم را با سرچشمه باورهای دینی آشنا کنند. همین طرز تلقی از دین، به تدریج نظام عرفانی را با سازه های مختلف، پدید آورده است. در این میان بنیادی ترین عنصر، اسم یا کلمه است که تمام هستی با تجلّی آن ایجاد می گردد. هم چنان که در اسلام و عرفان اسلامی کلمه کُن، ایجادگر هستی است. در مقاله حاضر تقابل و تعامل دو کلمه یا اسم جلال و جمال، که به یک اعتبار مصدر تمام آفریده ها در دو ساحت قهر و لطف الهی و زمینه ساز حرکت و پویایی هستی است، در مثنوی مولانا، مورد بحث قرار گرفته است. تامل بر داده های تجلّی جمالی و جلالی و قلمرو گسترده آن ها، که با روش کتابخانه یی گردآوری و با روش توصیفی تحلیل شده است نشان می دهد که مولانا، ضمن توجه به تقابل این دو، همه جا جمال را بر جلال مقدم شمرده و با توجه به نگرش عاشقانه اش به هستی، جلال الهی را هم نوعی جمال یا لطف خدا به انسان در نظر گرفته است.
۵۸۲.

بررسی عوامل بازدارنده خودشکوفایی بر اساس نظریه راجرز (باگذری بر منطق الطیر عطارو مثنوی مولوی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: انسان گرا خود شکوفایی راجرز روان شناسی عطار مولوی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۸۸
تلاش جهت شناسایی ابعاد وجودی انسان، قدمتی بس کهن دارد. در این راستا، هر یک از شاخه های علم، فراخور بن مایه های تئوریک خویش، به واکاوی جنبه ای از مختصات درونی و بیرونی بشر پرداخته اند که دستاورد آن هنوز ناچیز می نماید. راجرز، عطار و مولوی از جمله بزرگانی هستند که محوریت آثارشان مبتنی بر مقوله ی انسان شناسی است. هدف نهایی آن ها نیل انسان به کمال مطلق و تعالی می باشد. در این مسیر عوامل بازدارنده ای چون، ذهن تدافعی، من خود پندار، خود ستیزی، تعلق محوری و انجماد اندیشه انسان را از رسیدن به رستاخیز تکاملی خویش دور می دارد. معرفی علل بازدارنده ی خود شکوفایی بشر، از طریق بررسی نظریه راجرز و اندیشه عطار و مولوی، مورد اهمیت است که این جستار، به آن پرداخته است. بررسی آثار این بزرگان، به شناسایی ابعاد ناشناخته ی انسان کمک می نماید. روش کاوش فوق (توصیفی - تحلیلی) می باشد. پرسش اصلی این تحقیق، مبین این مسئله است که آیا با تعمق تطبیقی بر نظرراجرز و اندیشه عطار و مولوی می توان عوامل بازدارنده ی خود شکوفایی بشر را شناسایی کرد؟ نتایج آن نشان می دهد که دو مقوله ی روان شناسی و عرفان، تواما قادر به معرفی جنبه های باز دارنده ی وجود آدمی در مسیر وصول به تعالی می باشند.
۵۸۳.

تأثیر جمال پرستی روزبهان بقلی بر مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: جمال پرستی عبهرالعاشقین روزبهان بقلی مولوی عشق

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۰۳
کتاب «عبهرالعاشقین» اثر روزبهان بقلی شیرازی از متون برجسته عرفانی و شاهکارهای ادبی قرن ششم هجری به شمارمی آید که هماره شایسته دریافت اهتمام و ژرف اندیشی متفکرانه می باشد. این اثر گرانسنگ که درواقع حدیث نفس و شرح زندگی معنوی روزبهان است، مطالب با اهمیت و ارزشمندی درباره ی عشق صوفیانه و جمال پرستی دربرداشته که عرفا و صوفیان بعد از خود را نیز تحت تأثیر قرارداده است. یکی از ایشان مولانا جلال الدین محمد بلخی ست که عشقش به شمس تبریز سبب تحول و شهرت وی گشت. در تحقیق بنیادی پیش رو به این پرسش پاسخ داده خواهدشد که تا چه میزان اندیشه جمال پرستی روزبهان بقلی و نگاه او به مسأله عشق بر ایدئولوژی، تفکر و تحول مولوی تاثیرگذار بوده است. همچنین در پاسخ به پرسشی دیگر شباهت ها و تفاوت های نگاه به مقوله عشق در عبهرالعاشقین و مثنوی مورد بررسی قرارمی گیرد. نتایج پژوهش که به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده اثبات می کند که مولوی نیز همچون روزبهان عشق به جمال معشوق زمینی را مقدمه و اساس عشق حقیقی دانسته و باور دارد گذار از عشق انسانی به عشق ربانی به شرطی محقق می گردد که اندیشه بتواند هرگونه روی و اندام زیبا را به آب و گل معنوی، هرگونه داده محسوس را به رمز همچنین هر حجابی را به آینه تماشا مبدّل سازد. به عبارت دیگر عشق باید بازتاب و آینه تمام عیار ذات باری تعالی باشد. کلیدواژه ها:جمال پرستی، عبهرالعاشقین، روزبهان بقلی، مولوی، عشق
۵۸۴.

بررسی عرفان معناگرا در غزلیات شمس بر پایه نظریه بوطیقای معناگرای روون تسور(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مولوی غزلیات شمس عرفان معناگرا رووِن تسور کلان مفهوم وجوه ادبیت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۶۸
عرفان معناگرا و صورتگرا به مانند دو رویکرد عرفانی، دارای مؤلّفه هایی هستند که بسامد وجود هریک از آن ها در متون عرفانی روشنگر معناگرا یا صورتگرا بودن آن اثر است. ویژگی بنیادین معناگرایی، دیدگاه های برجسته شاعر درباره یک یا چند موضوع با ارزش عرفانی است به گونه ای که، جانب معنا برتری می یاید؛ درحالی که، اساس در صورتگرایی پرداختن به وجوه ادبیت است. رووِن تسور، اندیشمند برجسته رومانیایی، در کنار این دو رویکرد، گونه سومی را با نام بوطیقای معناگرا معرفی نموده که آمیزه ای از دو گونه پیشین و دربرگیرنده دو مؤلفه اصلی کلان مفهوم و وجوه ادبیت است. در باور وی شاعرانی که به این سبک دست یافته اند به برترین درگاه شاعری رسیده اند. پژوهش پیش رو که با هدف بهره مندی ازگنجایش نظریه بوطیقای معناگرای تسور در واکاوی متون عرفانی و به گونه بارزتر در بازبینی غزلیات شمس و به دست دادن درک و دریافت های تازه تری از متون عرفانی است؛ به شیوه تحلیلی انجام شده است. یافته ها نشان می دهند کلان مفاهیم حرکت حبی و دیالکتیک اضداد برجسته ترین اندیشه محوری چشمگیر مولانا بوده که از بسامد بالایی برخوردارند و او برای بخشیدنِ وجوه ادبیت به شعر، سوی استعاره ها و تشبیه های گنگ و پیچیده نرفته بلکه، از انواع هنجارگریزی (زبانی، لغوی و نحوی) و آفرینش موسیقی درونی از راه سجع و جناس، تشخیص های منسجم و ابهام های لایه ای به عنوان چهار مایه پربسامد در ادبی ساختن مفاهیم همسانش بهره برده-است. بنابراین، ابهام چندلایه و تشخیص انسجامی برجسته ترین ابزار مولانا برای پدیداری وجوه ادبیت می باشند. کلیدواژه ها: مولوی، غزلیات شمس، عرفان معناگرا، رووِن تسور، کلان مفهوم، وجوه ادبیت.
۵۸۵.

بررسی تطبیقی موانع و شواغل بن مایه های هرمسی بازگشت انسان به «وصال» در منطق الطیر عطار، مثنوی مولوی و رسائل سهروردی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سهروردی عطار مولوی هرمس وصال

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۹ تعداد دانلود : ۱۳۳
عطار و مولوی از پیشگامان و مروجان سنت هرمسی در پیروی از حکمت اشراقی سهروردی به-حساب می آیند. یکی از ارزشمندترین سرمایه های ایران باستان با همت بزرگانی چون شیخ اشراق حیات تازه ای را وارد ادبیات خشک و بی رمق ما کرد و در دستان هنرمندانی چون عطار، مولوی... با عرفان اسلامی، خلاقیتی نو و جان نواز یافت. موضوع این نوشتار به روش توصیفی، تحلیلی و کتابخانه ای است. هدف این پژوهش بررسی تطبیقی موانع و شواغل بن مایه های هرمسی بازگشت انسان به وصال در منطق الطیر عطار، مثنوی مولوی و رسائل سهروردی است. هرمس یکی از آیین های باستانی ایران است که در نگره های عین القضات صبغه عرفانی به خود گرفته و در حکمت شیخ اشراق به اوج بالندگی رسیده است. یافته ها در نگاه این سه عارف در مضامینی چون؛ خویشتن نگری، فناء فی الله، مرگ اختیاری ...مطرح شده است. امید که نتیجه چنین تحقیقی با استفاده از پندهای حکیمانه سهروردی با زبان رمز در رسائل و اشعار نغز و عارفانه عطار و مولوی در منطق الطیر و مثنوی و رسائل سهروردی، طریقی کارآمد و خلاق را برای رهروان رقم زده باشد. کلیدواژه ها: سهروردی، عطار، مولوی، هرمس، وصال.
۵۸۶.

زمان روایی در داستان دژ هوش ربا بر اساس نظریه ژرار ژنت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: روایت شناسی ژرار ژنت زمان مولوی مثنوی مولوی دژ هوش ربا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۷۳
در این مقاله، زمان روایی در داستان «دژ هوش ربا» اثر مولانا جلال الدین از دیدگاه ساختاری و روایی بررسی می شود. زمان در این اثر از یک سو به عنوان جزئی بنیادین و ازسوی دیگر، به عنوان ابزاری اکتسابی است که راوی برای شکل دهی به روایت از آن استفاده می کند. هدف این پژوهش تحلیل زمان روایی در روایت مذکور و ارتباط آن با جنبه های داستانی، فلسفی و اخلاقی است. بررسی زمان روایی در این داستان به درک بهتر نحوه روایت پردازی مولانا توسط مخاطب کمک کرده و ارتباطی میان رشته ای در حوزه های ادبی و هنری برقرار می سازد که تأثیرات قابل توجهی برای مخاطب دارد. این پژوهش با استفاده از نظریه ژرار ژنت درزمینه زمان روایی و با رویکرد کیفی و توضیحی انجام شده و در برخی موارد روش کمی نیز به کار گرفته شده است. از مهم ترین یافته های این پژوهش، فراوانی آشفتگی زمان در داستان، تغییرات پیوسته در مدت و سرعت روایت، افزایش شتاب منفی در مقابل شتاب مثبت، و کاربرد بسامد مکرر و بازگو در فرایند روایتگری است. مولانا با استفاده از الگوهای زمانی نظیر تکرار و عدم ترتیب خطی رویدادها، تداوم زمان و دیگر الگوها، مسئولیت خود را در هدایت مخاطب به معارف دینی و عرفانی به عهده دارد. در طول داستان، مولانا با کشش زمان و دیالوگ های عرفانی میان شخصیت ها، و با ایجاد جذابیت و معناآفرینی رویدادها در طول زمان، داستان را به ابزاری برای آموزش مفاهیم تعلیمی و تربیتی و بستری برای تفکر تبدیل کرده است.
۵۸۷.

نظریه/ قاعده میل و ملال در نگاه جلال الدین محمد بلخی و آرتور شوپنهاور(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: مولوی شوپنهاور نظریه میل و ملال ساحت ارادی و عاطفی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۷۶
بررسی نسبت طرز تلقی متفکران در طول تاریخ اندیشه، بستر مناسبی برای بحث در کشف تجربیات مشترک نویسندگان و شاعران است. یکی از مفاهیم مهم در عصر جدید، ملال و ملالت است که در دستگاه اندیشه متفکران انسان پژوه بازنموده شده است. در این میان «نظریه»ای به نام میل و ملال در نظام فکری «شوپنهاور» و «قاعده» سیری و ملولی در تجربه زیسته مولوی، بحث محوری این پژوهش است که با توجه به زمینه گفت وگوی بینامتنی می تواند به کشف بهتر جهان نگری های مشترک منجر شود. این مقاله با رویکرد تحلیلی مقایسه ای درصدد تبیین ربط و نسبتِ میل به مثابه ساحت ارادی و ملال به مثابه ساحت عاطفی- احساسی در ژرف ساخت فکری این دو اندیشمند است . بررسی مقایسه ای این رهیافت نشان می دهد مولوی البته نه در قد و قامت نظریه بارها به این رابطه با عنوان هایی همچون «قاعده» توجه کرده است. نگاهی به ملال و واژگان همسو با آن نشان می دهد مولوی حداقل در 120 فقره به این ارتباط توجه کرده که برخی از این رهیافت/ رویکردها در ربط و نسبت با مفهوم دیگر در ساحت سوم یعنی میل ازنظر شوپنهاور قابل توجه است. این مقاله ضمن بحث درباره ماهیت شناسی این مفهوم در ربط و نسبت با مفاهیم دیگر، به مهم ترین علت های این عاطفه و راه های برون رفت از آن در بحث وجودشناسی با تأکید بر دو غزل از مجموعه دیوان با توجه به نظریه شوپنهاور پرداخته است.
۵۸۸.

تأثیرپذیری مولانا از قرآن در اندیشه های مربوط به نبوت

کلیدواژه‌ها: نبوت مولوی مثنوی معنوی فیه ما فیه تأویل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۸۵
مولانا در آثار خود، به ویژه در «فیه مافیه»، با تأکید بر مفاهیم عرفانی و قرآنی، نبوت را به عنوان محوریت شناخت حقیقت و کمال انسانی تبیین می کند. او معتقد است که پیامبران نه تنها واسطه ای برای انتقال وحی الهی هستند، بلکه انسان های کاملی اند که با گذر از مراتب بشری به حقیقت مطلق و نور الهی می رسند. هدف از این پژوهش که به روش توصیفی – تحلیلی صورت گرفته است، واکاوی جنبه های قرآنی اندیشه های مرتبط با نبوت در آثار مولوی است. «فیه ما فیه» به طور ویژه در این میان مورد توجه بوده است. یافته های پژوهش نشان می دهد مولانا به جنبه های مختلف نبوت، از جمله وحی، الهام، و مقام معنوی اولیا در رابطه با پیامبران، اشاره می کند و نقش آنان را به عنوان راهنمایان معنوی و اخلاقی برای بشر تبیین می نماید. او همچنین وحی را تنها محدود به پیامبران نمی داند و بر این باور است که اولیا و انسان های معنوی نیز می توانند به نوعی از وحی دل یا الهام بهره مند شوند. این پژوهش نشان می دهد که چگونه مولانا از آموزه های قرآنی برای تقویت و تبیین دیدگاه های عرفانی خود استفاده کرده و نبوت را به عنوان الگویی از کمال انسانی و راهی برای رسیدن به معرفت الهی و زندگی اخلاقی مطرح می نماید.
۵۸۹.

بر رسی کلامی – تاویلی رؤیت پذیری خداوند در آیات قرآنی مبتنی برنهج البلاغه و مثنوی معنوی

کلیدواژه‌ها: قرآن کریم تاویل نهج البلاغه مولوی رؤیت خداوند شهود قلبی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۸۲
آیات قرآنی و روایات اسلامی، از طرف اشاعره، معتزله و امامیه، مبنای برداشت های متفاوت کلامی و عرفانی بوده اند. یکی از مباحث مهم محل اختلاف نحله های گوناگون، چگونگی رؤیت خداوند است. اینکه خداوند به حس قابل رؤیت است یا به شهود، موضوع مقالات و کتاب های بسیاری در آثار محققان بوده است. مسئله خاص پژوهش حاضر، بررسی و تحلیل کلامی و تاویلی آیات قرآنی با محوریت مبانی موجود در نهج البلاغه و مثنوی معنوی می باشد. این مقاله با روش تحلیلی تطبیقی، ضمن بیان نظرات اشاعره و معتزله، در پی یافتن پاسخ این سوال است که در فهم و تاویل آیات قرآنی، نظر مولانا به کدام نوع رؤیت (حسی یا شهودی) در آثارش نزدیک تر است و سپس با رجوع به آموزه های نهج البلاغه، نقاط اشتراک و افتراق تحلیل گردد. تفاوت این پژوهش با مطالعات پیشین، پرداختن به آثار مولانا و نهج البلاغه و تطبیق با یکدیگر است. نتیجه این پژوهش نشان می دهد امام علی علیه السلام در نهج البلاغه ضمن رد رؤیت بصری، شهود قلبی را به عنوان مسیر شناخت خداوند مورد تأکید قرار می دهد. مولوی، علی رغم گرایش کلامی به اشاعره، از رؤیت حسی خداوند فاصله گرفته و شهود قلبی را نیز به عنوان ابزار شناخت خداوند تأیید می کند؛اما در آخرت، نحوه مواجهه با خداوند هم به صورت حسی و هم شهودی از آثار مولانا قابل برداشت است که به دلیل صراحت برخی ابیات بر شهود قلبی باید ابیات دال بر شهود حسی را تاویل نمود.
۵۹۰.

ویژگی های مشترک ابر انسان نیچه و انسان کامل مولوی در مثنوی و چنین گفت زرتشت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ابرانسان انسان کامل مولوی نیچه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۱۰
برای نشان دادن تفاوت های انسان با دیگر جانداران، و برای بیان تفاوت بین انسان ها، نشانه های متعددی معرفی شده و درنهایت انسان کمال یافته در تفکر انسانی مطرح شده است. ابرانسان مهم ترین نظریه ی نیچه و انسان کامل مولوی کمال درجه ی انسانی را نشان می دهد. با وجود اختلاف در دیدگاه این دو متفکر، شباهت های بسیاری در معرفی ویژگی های انسان کمال یافته از سوی آنان وجود دارد. در این پژوهش، ابتدا زمینه های فکری مولوی و نیچه بررسی می شود و سپس به ویژگی های مشترکی که آنان برای کمال انسانی برشمرده اند پرداخته می شود. این اشتراک، با توجه به ابیات مولوی در مثنوی و آثار نیچه، به شیوه ی تحلیلی-تطبیقی بررسی شده است. این دو متفکر در تعریف ابرانسان مفاهیم مشترکی را ارائه کرده و موانع رسیدن به این مقام را برشمرده اند. اشتراک در بیانات آنان ما را به این باور نزدیک می کند که تنها لعابی از دین داری یا بی دینی آنان را متفاوت نشان داده است.
۵۹۱.

بازتاب مولفه های تئاتر روایی-تعلیمی برشت در بکارگیری حکایات مثنوی و مقالات شمس(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مقالات شمس تبریزی نمایش روایی- تعلیمی قصه مولوی برشت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۹۲
یکی از راه های شناخت غزلیات شمس و حکایات مقالات تحلیل ساختار درونی قصه های آنهاست. تحقیقاتی در این زمینه با توجه به درون مایه قصه های غزلیات انجام شده؛ اما تاکنون به ساختار قصه های شعری آن وحکایات مقالات در قالب نظام نمایش روایی-تعلیمی اصلاً توجه نشده است. از آنجا که مولوی از شمس در زمینه های گوناگون تأثیر بسیار پذیرفته و به قولی، خود «شمس دیگری» شده بوده است؛ سوال پژوهش این است، آیا قصه های شعری غزلیات (مولوی) و حکایت های مقالات شمس می تواند در قالب نمایش روایی- تعلیمی قرار گیرد؟ هدف این پژوهش بررسی محتوای این دو کار با نگاهی تعلیمی – روایی است. عناصر داستانیِ قصه ها (داستانک های) غزلیات شمس و مقالات به گونه ای ماهرانه؛ یعنی به صورت وضعیت درآغاز، میانه و پایان به کار گرفته شده که بیانگر هنرمندی مولانا و شمس تبریزی در قصه پردازی است؛ همچنین در بعضی از آنها ساختار تقلیل گرایی سبب شده است داستانک ها دارای ایجاز و جذابیت خاص شوند. یکی از راه های شناخت و بررسی ابعاد هنری آثار ادبی عرفا در گام نخست وارد شدن به دنیای حکایات و قصص آثار آنهاست و پس از آن در صورت داشتن عناصر اصلی داستان؛ یعنی شخصیت، کنش، روایت و...حکایات می تواند در قالب نمایش روایی-تعلیمی روی صحنه اجرا شود. مهم ترین اهداف پژوهش تأکید بر مضمون نمایش روایی- تعلیمی قصه های شعری غزلیات شمس و حکایت های مقالات در قالب نظام تئاتر برشت نمایشنامه نویس آلمانی است؛ در واقع در مقاله محتوای این دو اثر با نگاهی تعلیمی – روایی بررسی و برای تبیین بیشتر مسئله از هر کدام نمونه هایی ذکر شده است. گفتنی است چنین قصه هایی علاوه بر سرگرم کنندگی، اخلاقی و دربردارنده مضمون های نیک و آموزنده است؛ زیرا محتوای عرفانی، اخلاقی، دینی و تربیتی آنها مخاطب را به آگاهی و اندیشه وا می دارد.
۵۹۲.

وجوب اجتناب از موضع تهمت به مثابه قاعده ای فقهی

کلیدواژه‌ها: موضع تهمت حکم مولوی ارشادی قاعده فقهی سیاست گذاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۲۵
روایات فراوانی در کتب حدیثی شیعه و سنی وجود دارد که به شکل صریح یا غیرمستقیم از دخول در موضع تهمت نهی کرده است. موضع تهمت اعم از یک مکان فیزیکی است و شامل هر موقعیت عینی و اعتباری و حقوقی می شود که توجه اتهام به شخص در آن موقعیت به شکلی محتمل و معقول می نماید. قاعده دوری از موضع تهمت، قاعده ای اصطیادی است که از همین روایات استخراج و مستند به حکم عقل است. در این تحقیق به روش تحلیلی توصیفی نشان داده می شود که مضمون این روایات، نه یک مسئله فقهی بلکه قاعده ای فقهی است که می تواند در ابواب مختلف فقهی به عنوان یک ملاک در مقام استنباط احکام توسط یک مفتی، در مقام تقنین توسط قانون گذار، در مقام قضاوت توسط مقامات قضایی و در مقام سیاست گذاری به عنوان یک مبنا توسط حاکمان و سیاست گذاران مورد استفاده قرار گیرد. در حیطه فتوا و قضا این مسئله فراوان به کار گرفته شده است. در حیطه سیاست گذاری نیز در مواردی مانند شفافیت و تعارض منافع، مبنای قانون گذاری بوده است؛ اما در پاره ای از موارد مانند اهتمام به جامعه مدنی هنوز این قاعده به شکل کامل مبنای رفتار حکومت گران قرار نگرفته است. درمجموع این قاعده از قواعد بسیار پرکاربرد در موارد پیشین بوده و حتی یک قاعده اخلاقی نیز محسوب می گردد.
۵۹۳.

نقدی بر فرضیه رؤیاپنداری وحی با مبانی اندیشه های مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: مولوی مثنوی معنوی رؤیاپنداری وحی مبانی اندیشه های مولوی نقد محتوایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۳۲
یکی از مباحث نوظهور در حوزه زبان قرآن و چگونگی نزول وحی، فرضیه رؤیاانگاری وحی است که در حدود یک دهه اخیر مطرح شده و مورد توجه و انتقاد صاحب نظران واقع شده است. یکی از مباحث پایه ای صاحب آن فرضیه که از آن برای تأیید فرض خود استفاده و بدان استناد کرده این است که این فرضیه تحت تأثیر تعالیم و زندگی عارفان و شاعران، به ویژه جلال الدین محمد بلخی مشهور به مولوی، بوده است. رؤیاانگار با ذکر شواهدی از اشعار مولوی می کوشد که فرض خود را تأیید کند و اثرپذیری خود را از تعالیم او نشان دهد. نگارنده، باتوجه به این موضوع، به شیوه تحلیل متن و با رویکردی انتقادی کوشیده است با اشاره به برخی از مبانی اندیشه های مولوی، نقدی مختصر، اما نظری و  مبنایی بر فرضیه رؤیاانگاری وحی ارائه دهد. هدف از این نقد، نشان دادن ضعف های این فرضیه و برداشت های مغایر یا نادرست صاحب آن از اندیشه های محوری مولوی است. همچنین، نگارنده در پی اثبات این نکته است که این فرضیه و برداشت با اندیشه های بنیادی مولوی در حوزه های مختلفی همچون خداشناسی، جهان شناسی، انسان شناسی و پیامبر شناسی، و قرآن شناسی و وحی شناسی، نه تنها سازگاری و هماهنگی ندارد، بلکه در موارد متعددی با آن ها در تناقض است.
۵۹۴.

بررسی قوت ها و ضعف های مدل های زبانی بزرگ در تحلیل متون عرفانی (مطالعه موردی نی نامه مولوی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مدل های زبانی بزرگ مولوی مثنوی معنوی نی نامه ادبیات عرفانی و هوش مصنوعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۵۴
امروزه هوش مصنوعی نقشی پررنگ و گسترده در پژوهش ایفا می کند، اما به کارگیری این فناوری در تحقیقات ادبی، به ویژه متون عرفانی که ذاتاً پیچیدگی ها و ظرافت های خاص خود را دارند، دشوار و شاید غیرممکن به نظر برسد. ازاین رو، پژوهش حاضر بر آن است نقاط قوت و ضعف هوش مصنوعی را در فهم متون عرفانی ارزیابی کند. بدین منظور، توانایی سه مدل زبانی بزرگ شامل ChatGPT، Google Gemini و Claude در تحلیل و تفسیر متون عرفانی فارسی، با تمرکز بر نی نامه مولانا، بررسی شد. نی نامه به دلیل مفاهیم نمادین، استعاره های پیچیده و لایه های معنوی عمیق، به مثابه معیاری برای سنجش توان ادراکی این مدل ها انتخاب شد. روش پژوهش به صورت کیفی و با طرح دو پرسش انجام گرفت: درک و تفسیر تک تک ابیات نی نامه و برداشت کلی از مفاهیم این اشعار. نتایج این پژوهش نشان می دهد که مدل های زبانی بزرگ در ارائه معانی تحت اللفظی عملکرد خوبی دارند؛ اما در درک استعاره ها، مفاهیم نمادین و زمینه های فرهنگی، ادبی و تاریخی متن با چالش هایی جدی روبرو هستند. افزون بر این، این مدل ها در فهم ارتباطات عمودی ابیات و شگردهای بلاغی همچون ایهام و جناس ناتوان هستند. درنهایت، این مقاله ضمن تأکید بر نقاط قوت این مدل ها مانند سرعت تحلیل متون، بر لزوم بهبود آنها ازطریق آموزش با داده های تخصصی عرفانی و همکاری میان متخصصان هوش مصنوعی و پژوهشگران ادبی تأکید می کند. این پژوهش نشان می دهد که هوش مصنوعی می تواند به عنوان ابزاری مکمل برای تسهیل درک ادبیات عرفانی به کار گرفته شود؛ اما برای دستیابی به تحلیل های عمیق تر نیازمند بهینه سازی های جدی است.
۵۹۵.

عناصر باغ زمینی و ظرایف باغبانی در آثار مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مولوی مثنوی باغ باغبان باغبانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۶۵
باغ برای ایرانیان مکانی ارزشمند بوده و شاعران نیز پیوسته باغ و متعلقات آن را مشتاقانه توصیف کرده اند. باغ با عناصر زیبایش (مانند گل و جوی) فضایی مطلوب برای توجه شاعران است. آنگاه که شعر عرفانی می شود، این عناصر به مقولاتی استعاری و روحانی تبدیل می گردند. توجه بیش از اندازه به زبان نماد و تمثیل، توجه خوانندگان را از معنای حقیقی باز داشته است. در این مقاله می کوشیم عناصر باغ زمینی را (بدون توجه به معنای استعاری آنها) از لابه لای آثار مولانا بیرون کشیده و بر روی نکته ها و اشارات فنّ باغبانیِ پنهان در آن تمرکز نماییم. یافته های پژوهش که به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده، نشان می دهد مولانا همچنان که در ابعاد مختلف، شخصیتی ذوالوجوه دارد و بر بسیاری از دانش های زمان خود مسلط است، از فنون باغبانی نیز آگاه بوده و شاید خود و پدرش تجربه باغبانی داشته اند، و مقام باغ زمینی به ماهو باغ (و نه صرفاً باغ روحانی) و زیبایی های آن در ذهن و زندگی روزانه او پر اهمیت بوده است. او از بودن در باغ، بسیار لذت می برده؛ پیوسته در باغ مجالس گفت وگو و سماع برگزار می کرده؛ و آن نگاه های قدسی به تسبیح و رقص درختان، غیر از سابقه میراث دینی و عرفانی، حاصل ارتباط عاطفی مستقیم و شهودهای شخصی او در فضای باغ بوده است.
۵۹۶.

واکاوی رابطه شمس و مولوی در پرتو مقالات شمس(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: شمس مولوی مقالات مرادِ مراد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۹
جایگاه رفیع مولوی و شمس در ادبیات عرفانی موجب شده است که روایات مختلفی از حیات و اندیشه آنها شکل گیرد و در فهم زیست جهان آنها به مدد ما بیایند. در عین حال تعدد و تنوع روایتها از یک سو و پیچیدگی این دو شخصیت از سوی دیگر، نزدیک شدن به واقعیت را سخت و دشوار می سازد. در این پژوهش با مرور منابع تاریخی به ویژه با بهره گیری از اطلاعات موجود در مقالات شمس و مقایسه این روایتها تلاش شده است با روش توصیفی تحلیلی به این سؤالات پاسخ داده شود: آیا ملاقات شمس و مولوی اتفاقی بود؟ از اولین گفتگوی شمس با مولوی چه حقایقی را در مورد این دو شخصیت می توان دریافت؟ تاثیر این ملاقات بر روی خود شمس چه بود؟ نگاه شمس به رابطه خود با مولوی چگونه است؟ نتیجه این پژوهش نشان داد که نگاه شمس به اولین دیدارشان و نیز نگاه او به مولوی و نوع رابطه اش با او، با آنچه در تذکره ها، مناقب نامه ها و اشعار آمده متفاوت است، همچنان که چهره شمس در مقالات از چهره افسانه ای و آسمانی او در تذکره ها و حتی در آثار مولوی فاصله می گیرد. مقالات شمس چهره مولوی را از مرید و مطیعی حلقه به گوش تا مرتبه مرادِ مراد برمی کشد و چهره شمس را از مقام پیری فرازمینی به چهره ای زمینی و خاکستری مبدل می سازد.
۵۹۷.

تحقیق در اندیشه های مولوی و ابن عربی و تحلیل دیدگاه آن ها در باب مراتب موسی (با تکیه بر فصوص الحکم و آثار منظوم مولوی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مولوی ابن عربی مثنوی و دیوان شمس فصوص الحکم مراتب موسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۰
پژوهش حاضر به بیان دیدگاه های مشترک مولوی و ابن عربی در باب مراتب حضرت موسی (ع) در حوزه عرفان اسلامی می پردازد. ابن عربی و مولوی، دیدگاه ها و اندیشه های مشترک فراوانی در باب این پیامبر الهی دارند و دلیل این موضوع، بن مایه های فکری مشترک آن ها به خصوص قرآن مجید، به عنوان سرچشمه و منبع اصلی معرفت و سپس احادیث و معارف اسلامی و تقریرات و تعلیمات عرفای سلف بوده است. بنابراین هر دو عارف به تعاریفی جامع در رابطه با جایگاه موسی در نظام آفرینش پرداخته اند. در این نوشتار با روشی توصیفی_تحلیلی به بیان و تطبیق مبانی اندیشه های مولوی و ابن عربی در باب مراتب و جایگاه وجودی موسی، با تمثیلات همانندی از سوی ایشان با پنج محورِ: الف: خلوص و علوّ موسی، ب: مرتبه تکلیم، ج: قتل طفلان بنی اسرائیل به دستور فرعون، د: جدال و غلبه معجزات موسی بر سحر فرعون، ص: ایمان فرعون در لحظات مرگ، ازنظر ابن عربی و مولوی، پرداخته ایم، بدون آن که تأثیرپذیری آن ها از یکدیگر، محل بحث و گفتگو باشد و پس از تجزیه و تحلیل داده ها و تطبیقِ مفاهیم و مؤلفه های نسبتاً مشترک، به نتایج مقتضی دست یازیده ایم.
۵۹۸.

عاشقِ سارق؛ تحلیل عرفانی غزلی از مولوی بر اساس دیدگاه استیس(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دیوان شمس مولوی تجربه عرفانی استیس رمز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۳۱
هر یک از فلاسفه دینی و عرفان پژوهان بر اساس دیدگاه خود، مختصّاتی برای تجربه عرفانی برشمرده اند. والتر استیس در کتاب «عرفان و فلسفه» هفت ویژگی اساسیِ بینش وحدانی یا آگاهی وحدت نگر، بی زمانی-بی مکانی، احساس عینیت یا واقعیت، احساس تیمّن و صلح و صفا، احساس امری قدسی و حرمت دار و الوهی، متناقض نمایی، و بیان ناپذیری را برای تجربه عرفانی ذکر می کند. دیوان شمس، نمودهایی از تجربیات عرفانی آفاقی و انفسی مولوی را در بر دارد. تجربیات آفاقی مولوی در قالب داستان واره ها و بهاریه های عرفانی، تحوّلات و دیگرشدگی ها، حماسه های عرفانی، و مواجهات شگفت نمود دارد و در تجربیات انفسی که به واقع، خداوند از زبان مولوی سخن می گوید، مقولاتی چون تفاخر و هشدار، بازخواست و ملامت، ضرورت بازشناسی خویشتن، و شوق و بخشایش قابل مشاهده است. تحلیل و تبیین غزل های هر دسته، مستلزم آگاهی از مبانی نظری عرفان، توجّه به ساختار غزل و همچنین اشراف به منظومه ذهنی شاعر است. در این پژوهش که با استفاده از چارچوب نظری هرمنوتیک گادامر صورت پذیرفته، یکی از داستان واره های عرفانی مولوی مورد بررسی قرار گرفته که مولوی در آن با استفاده از رمزواژه «دزد»، نمودهای یکی از تجارب آفاقی خویش را بیان می کند. پژوهش حاضر، ضمن رمزگشایی غزل، با استفاده از دیگر غزلیات دیوان شمس، تمامی ویژگی های مدّ نظر استیس برای تجربه عرفانی را در آن مورد بررسی و تحلیل قرار می دهد. هم چنین برخی دیگر از ویژگی های تجربه عرفانی همچون برخورداری از کیفیت معرفتی و انفعالی بودن نیز که پژوهشگرانی به جز استیس بدان ها پرداخته اند و غزل مدّ نظر از آن ها برخوردار است، تببین و واکاوی شده اند.
۵۹۹.

بررسی سیر تحول عوامل سبب ساز حال قبض و بسط در مثنوی های عرفانی حدیقه الحقیقه، منطق الطیر عطار، مثنوی معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: سنایی عطار مولوی قبض بسط

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۳
با نگاهی به آثار برجسته حوزه ادبیات عرفانی، تفاوت های عمده ای را در به کارگیری اصطلاحات مربوط به این نوع ادبی، شاهد هستیم. اگر قبض و بسط را از احوال عرفانی بدانیم که همواره در مسیر سیر و سلوک در کنار هم عارف را تحت تأثیر خود قرار می دهند، این مفهوم می تواند در آثار عرفانی، نمودهای متفاوتی داشته باشد که پژوهش حاضر با روش توصیفی - تحلیلی در پی بیان تفاوت ها و سیر تحول این مفهوم با پرده برداشتن از انفعالات درونی عرفا، تأثیر هرکدام از انفعالات بر آثار و بالطبع تأثیر نوع نگرش آنان بر این مفاهیم را به صورت جزئی تر مورد بررسی قرار می دهد؛ به صورتی که با بررسی متوالی این آثار به این مسأله رهنمون می شویم که هر کدام از عارفان مورد بحث، نماینده مرحله ای از مراحل سیر و سلوک عرفانی- شریعت (سنایی)، طریقت (عطار)، حقیقت (مولوی)- به حساب می آیند و این مفاهیم در هر عارفی بسته به ظرفیت وجودی و تجاربش، رنگ متفاوتی به خود می گیرد.
۶۰۰.

تحلیل روان شناختی کودک در مثنوی مولوی با رویکرد رشد شناختی ژان پیاژه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مولوی ژان پیاژه کودک رشد روان کاوی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۷
خوانش و نقد متون ادب فارسی بر اساس نظریه روان شناسان معاصر، دریچه تازه ای را به روی خواننده می گشاید و از پیوند آثار ادبی با علم روان شناسی پرده بر می دارد . مطابق این رویکرد، در نگرش روان شناسانه مولوی، هویت و شخصیت مستقل کودک با توجّه به ساحت بیرونی و درونی انسان، در دو بُعد رشد جسمی و رشد فکری به طور توأمان مطرح می شود که توقف غیر طبیعی رشد کودک در هر یک از این دو بُعد، موجب نقصان و کاستی بُعد دیگر خواهد شد؛ لذا این مقاله به روش توصیفی - تحلیلی و با رویکرد به نظریه رشد شناختی پیاژه، به تبیین اصول نظری و مراحل رشد پیاژه در مثنوی مولوی می پردازد و یک درک روانشناختی جدیدی از عواطف اولیه ، زبان غیرکلامی گریه ، نماد آفرینی ، طرح واره های اعمال جسمانی و فرآیند درون سازی ، بازی ، جاندارپنداری اشیاء و تقلید کودک را فراروی مخاطب قرار می دهد .