مطالب مرتبط با کلیدواژه
۶۰۱.
۶۰۲.
۶۰۳.
۶۰۴.
۶۰۵.
۶۰۶.
۶۰۷.
۶۰۸.
۶۰۹.
۶۱۰.
۶۱۱.
۶۱۲.
۶۱۳.
۶۱۴.
۶۱۵.
۶۱۶.
۶۱۷.
۶۱۸.
۶۱۹.
شخصیت
حوزههای تخصصی:
از منظر علوم بلاغی، نماد، کلمه، عبارت یا جمله ای است که علاوه بر معنای ظاهری، طیف معنایی گسترده ای را به خواننده القا می-کند. نمادپردازی بهترین شیوه جهت بیان اندیشه های عرفانی و انعکاس غیرمستقیم افکار و عقایدِ عرفا است. بررسی نمادهای متون عرفانی، علاوه بر این که گره گشای ابهام حاکم بر آن ها است، دریچه ای برای ورود به عالم اندیشه عارفان است. عارف، از یک سو، جهت بیان تجربه های عرفانی خود و ذوق زایدالوصفی که بر اثر دریافت های درونی بر دلش مستولی می شود، و از سوی دیگر، جهت عدم افشای اسرار معرفت، گریزی جز توسل به زبان رمز و بیان نمادین ندارد. از اینرو، نماد جزء لاینفک متون عرفانی است. آثار شاه نعمت الله ولی عارف و صوفی مشهور قرن هشتم و نهم هجری، نیز از این قاعده مستثنی نیست. وی جهت بیان بسیاری از تجربه های غامض عرفانی خود از عنصر نماد - از جمله شخصیت های نمادین - بهره جسته است. این پژوهش به شیوه کتابخانه ای و اسنادی، شخصیت های نمادین موجود در دیوان شاه نعمت الله ولی را بررسی و تحلیل می کند. نتایج حاکی از این است که شاه ولی، در عرصه شعر، بیشتر شاعری نمادشکن است تا نمادپرداز و توجه بیش از حدّ وی، به معنا، وجه بلاغی و تصویری نمادهای او را به شدت ضعیف کرده است.
بررسی رمان «طعم سیب زرد» از ناصر یوسفی از دیدگاه نقد ترومایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی دوره ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۳
190 - 206
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضررمان «طعم سیب زرد» از ناصر یوسفی (1346 ه.ش) را بر اساس تروما (روان زخم) مورد واکاوی قرار می دهد. تروما تجربه یا حادثه ای است که فرد را به شدت تحت تأثیر قرار می دهد و می تواند عواقب روانی، جسمی یا اجتماعی طولانی مدتی در زندگی شخص برجای بگذارد. این حادثه ممکن است به طور مستقیم یا غیرمستقیم بر فرد یا اطرافیانش تأثیر بگذارد و باعث ایجاد احساساتی مانند اضطراب، ترس، غم، یا احساس ناتوانی و غیره شود. رمان طعم سیب زرد یک اثر روانشناسانه است که به شخصیت سه همکلاسی در دوران نوجوانی می پردازد. شخصیت هایی که تحت تاثیر عوامل خانوادگی، اجتماعی، فرهنگی، محیطی نامساعد و مهاجرت قرار گرفتند و آثار مخرب آن به شکل احساس ناامنی در زندگی آن ها پدیدار شده است. این مقاله به روش توصیفی-تحلیلی و مبتنی برابزار کتابخانه ای می کوشد تا به این سوال اصلی پاسخ دهد که کدام یک از اقسام تروما در رمان طعم سیب زرد نمود بیشتری دارد؟ براساس دستاورد تحقیق، در رمان ِمذکور، ترومای فردی و اثرات ناشی از آن بنیان روابط انسان ها را دگرگون کرده و هویتی برای آن ها باقی نمی گذارد. پیامدهای عینی تروما در رمان طعم سیب زرد، در قالب اضطراب، بی عاطفگی، انزوا، اختلال در رفتار، مرور خاطرات تلخ و نابودی ارتباطات انسانی تجلی یافته است.
اعتباریابی مقیاس ارزیابی فرآیند خلاق (CPAS) و رابطه آن با پنج عامل شخصیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی کاربردی سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۷۳)
176 - 199
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش اعتباریابی نسخه فارسی مقیاس ارزیابی فرآیند خلاق و بررسی رابطه آن با ویژگی های شخصیتی بود. روش: جامعه آماری دانشجویان دانشگاه های شهر تبریز بود. حجم نمونه براساس نظر کلاین (۲۰۱۱)، تعداد ۵۴۰ نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب گردید. ابزار های گرد آوری داده ها شامل مقیاس ارزیابی فرآیند خلاق (CPAS؛ ایوان گورلیچ، ۲۰۲۳)، پرسشنامه پنج عاملی شخصیت (NEO-FFI؛ کلدبرگ، ۱۹۹۹) و مقیاس خودکارآمدی خلاق (CSES؛ لی، ۲۰۰۸) بود. داده ها با نرافزار های آماری SPSS۲۶ و AMOSE۲۶ و روش های آماری تحلیل عاملی تأییدی و ضریب همبستگی پیرسون تحلیل گردید. یافته ها: نتایج تحلیل عاملی تأییدی، مدل ساختاری مقیاس ارزیابی فرآیند خلاق را تأیید کرد. روایی همزمان این مقیاس با مقیاس خودکارآمدی خلاق تأیید گردید (۸۳/۰=R). پایایی مقیاس با روش آلفای کرونباخ (۹۰/۰) و روش بازآزمایی (۹۱/۰=R) بود. بیشترین رابطه مثبت بین تجربه گرایی با تولید ایده، وظیفه شناسی با مرحله انطباق و تحقق و برونگرایی با ارتباط و اجرا و بیشترین رابطه منفی بین توافق پذیری با کشف مسأله و روان رنجوری با ارتباط و اجرا یافت شد. روان رنجوری و توافق پذیری با کل فرآیند های خلاق دارای رابطه منفی بود. نتیجه گیری: مقیاس ارزیابی فرآیند خلاق یک ابزار معتبر و قابل اعتماد برای ارزیابی فرآیند های خلاقیت است. فرآیند های خلاق در ارتباط با ویژگی های شخصیتی است. توجه به فرآیند های خلاق و تفاوت های شخصیتی افراد در سازماندهی می تواند منجر به موفقیت در حل مسائل در سطح فردی و گروهی باشد.
بررسی روان شناختی شخصیت در داستان کودک و نوجوان حمیدرضا شاه آبادی بر اساس نظریه اریکسون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
22 - 36
حوزههای تخصصی:
یکی از ابعاد مهم در روانشناسی بعد شخصیتی انسان هاست. نظریه پردازان بسیاری در این زمینه مطالعه نموده و نظریات متعددی را ارائه کرده اند. یکی از این نظریه پردازان اریک اریکسون است. به عقیده او شخصیت افراد در مراحل مختلف به طور وسیع و گسترده در تعامل اجتماعی رشد پیدا می کند و انسان در هر مرحله ای از زندگی و شکل گیری شخصیت خود، در انباشتی از تلاش فردی، اجتماعی و جهت گیری روانی خاص قرار می گیرد. بنابراین نظریه «مراحل هشت گانه زندگی انسان» ترسیم شده است. حمیدرضا شاه آبادی داستان نویس معاصر حوزه کودک و نوجوان در زمینه شخصیت پردازی داستانی بسیار موفق بوده اند. به همین دلیل تلاش نگارنده حاضر این است که شخصیت داستان کودک و نوجوان حمیدرضا شاه آبادی را بر اساس نظریه شخصیتی اریکسون بررسی و تحلیل نماید. روش مورد استفاده توصیفی- تحلیلی و بر مبنای مطالعات کتابخانه ای است. بر اساس نتایج به دست آمده مطالعه داستان این نویسنده، ما را در درک و شناخت بهتر ویژگی ها و روحیات اشخاص داستان، به ویژه کودکان و نوجوانان یاری می دهد. در داستان های حمیدرضا شاه آبادی دو مرحله اول نظریه اریکسون از هشت مرحله نظریه اریکسون در شخصیت های داستان های کودک و نوجوان دیده نشده است.
مدل یابی ترس از عود از سرطان سینه براساس شخصیت، تنظیم شناختی هیجان و بهزیستی روانی با نقش میانجی ادارک از بیماری در همسران خانواده های نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی نظامی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۱)
139 - 166
حوزههای تخصصی:
هدف از این مطالعه مدل یابی ترس از عود از سرطان سینه براساس شخصیت، تنظیم شناختی هیجان و بهزیستی روانی با نقش میانجی ادارک از بیماری در همسران خانواده های نظامی بود. در این مطالعه توصیفی از نوع همبستگی جامعه آماری کلیه زنان مبتلا به سرطان پستان مراجعه کننده به انستیتو سرطان مجتمع بیمارستانی امام خمینی (ره) تهران بودند که درمان آنها تکمیل شده بود. جامعه این مطالعه شامل کلیه زنان مبتلا به سرطان پستان بود که در بهار و تابستان 1403 برای پیگیری منظم به انستیتو سرطان مراجعه کردند. 300 بیمار که شرایط ورود را داشتند بر اساس نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. آنها پرسشنامه ها را به صورت آنلاین برای FCR (سیمارد و ساورد، 2009)، فرم کوتاه تنظیم شناختی هیجان (گرانفسکی و کرایج، 2006)، فرم کوتاه بهزیستی روانشناختی (ریف و کییز، 1995) و ادراک مختصر بیماری (برودبنت و همکاران) تکمیل کردند. ، 2006). داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مدل سازی معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS (نسخه 26) و نرم افزار AMOS (نسخه 24) استفاده شد. یافته ها نشان داد که جهت همبستگی بین متغیرها در (01/0p<) با تئوری های پژوهش همخوانی دارد. علاوه بر این، مدل با داده ها مطابقت داشت. علاوه بر این، روان رنجورخویی، راهبردهای ناسازگار تنظیم هیجانی شناختی و ادراک بیماری با ضرایب مسیر کل مثبت مثبت و معنادار و برونگرایی، وظیفه شناسی، راهبردهای انطباقی تنظیم شناختی هیجان و بهزیستی روانشناختی به طور منفی و معنادار تأثیر داشتند.
بررسی صفات رفتاری شخصیت های رمان پاییز آخر فصل سال است براساس نظریه ریموندکتل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به بررسی صفات رفتاری شخصیت ها در رمان پاییز فصل آخرسال استاز نسیم مرعشی(تولد1363 ش.) براساس نظریه صفات از دیدگاه ریموند کتل (1905-1998م.) می پردازد. شخصیت های اصلی رمان ِ مذکور، سه زن به اسامی لیلا، روجا و شبانه دارای صفات رفتاری هستند که درگیرمهاجرت، روابط خانوادگی، عاطفی و شغلی هستند. یکی از دیدگاه ها درباره شخصیت را می توان نظریه صفات ریموندکتل دانست این نظریه سعی دارد تا صفات فرد را که ناشی از رفتار اوست، وصف کند. از دید ریموندکتل، صفات یک ساختار روانی است که از مشاهده رفتار خاص انسان استنباط می شود. در شخصیتِ آدمی، صفات صوری، آشکار و ظاهری اند و دوام آن ها بسیار کم است و صفات عمقی بادوام بوده و از نظر کتل اهمیت بیشتری دارند. ریموندکتل شانزده عامل را در مورد صفات شخصیتی ارائه می دهد که سیزده عامل آن در رمان مورد بحث دیده می شود. مقاله حاضر به روش توصیفی-تحلیلی می کوشدتا به این سوال اصلی پاسخ دهد براساس نظریه کتل، چه نوع شخصیت هایی در رمان یادشده به کاررفته و بیشترین تیپ شخصیت کدام است و چرا؟ براساس نتایج تحقیق، بیشترین تیپ شخصیت در داستان پاییز فصل آخر سال است، براساس نظریات تیپ شخصیتی ریموند کتل، شخصیت مضطرب و پریشان است که در روایت زندگی شخصیتِ مادر شبانه نمود بیشتری دارد. وی به دلایل مشکلات اجتماعی، کار بیرون از منزل و مراقبت از فرزند عقب مانده ذهنی مضطرب و پریشان است.
مسئولیت مدنی ناشی از آسیب به شخصیت مطالعه تطبیقی در فقه امامیه، حقوق ایران و انگلیس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هر چند که در همه نظام های حقوقی، شخصیت و کرامت انسانی، مورد احترام است و برای صدمه به آن، با وجود شرایطی مسئولیت کیفری نیز تعیین شده است، لیکن مسئولیت مدنی ناشی از آسیب به شخصیت، به ویژه در حقوق ایران کمتر مورد توجه قرار گرفته است. بر همین مبنا، مسئله اساسی در این مقاله مطالعه نهاد مسئولیت مدنی، شرایط و معیارهای آن و شیوه های جبران خسارت در فقه و حقوق ایران و مقایسه آن با حقوق انگلستان می باشد. روش تحقیق، روش تحلیلی، توصیفی و تطبیقی است. مسئولیت مدنی ناشی از آسیب به شخصیت در فقه امامیه و حقوق ایران، تحت عنوان کلی «هتک حرمت» و در حقوق انگلستان تحت عنوان «بدنام کردن» مورد مطالعه قرار می گیرد. معیار بدنام کردن در حقوق انگلستان، «تنزل اعتبار از دید افراد خوش فکر جامعه» و معیار هتک حرمت در حقوق ایران و فقه امامیه، «ورود آسیب به شخصیت» است. شرایط مسئولیت نیز بر اساس این دو معیار در این نظام ها متفاوت است. در حقوق انگلستان بر خلاف حقوق ایران، جبران خسارت در بدنام کردن، اصولاً از طریق مالی صورت می پذیرد که میزان آن توسط دادگاه تعیین می شود.
مفهوم شناسی «شخص» و «شخصیت» و تأثیر اشتباه در آن ها بر وضعیت اعمال حقوقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه حقوق اسلامی سال ۲۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۶۹)
1057 - 1086
حوزههای تخصصی:
از لغزشگاه های مهم مباحث نظری دانش حقوق، عدم توجه کافی به مرزبندی دقیق مفاهیم مشابه و تأثیرگذار است که به عنوان یکی از مصادیق آن، می توان به دو مفهوم شخص و شخصیت اشاره نمود. مقاله حاضر به طور مشخص، با روش تحلیلی توصیفی، در صدد پاسخگویی به این پرسش است که «اشتباه در شخص» و «اشتباه در شخصیت»، هر کدام چه تأثیری بر وضعیت اعمال حقوقی دارند؟ اگرچه ماده 201 قانون مدنی ایران به حکم مسأله در معاملات اشاره نموده، ولی می توان با توسعه مفهوم معامله، ایقاع را هم مشمول آن دانست؛ یا با وحدت ملاک، حکم آن را به ایقاعاتی که میان طرفین تأثیرگذار است، تعمیم داد. ممکن است به نظر برسد پرسش مذکور از موضوعات قدیمی است که پاسخ آن در دکترین حقوقی داده شده؛ ولی بازپژوهی موضوع، حاکی از وجود ابعاد و زوایای جدیدی از مسأله است که نشان می دهد فرمول های کلی، پاسخگوی همه فروض مسأله نیست. برون داد کلی پژوهش، ضرورت توجه به وضعیت خاص هر عقد و ایقاع است. به عنوان نمونه، در برخی عقود باید بین طرفین عقد و ثالث، و شخص و شخصیت هر کدام تفکیک قائل شد؛ نظیر عقد ضمان که اشتباه در شخص مضمون عنه منجر به بطلان می گردد، اما اشتباه در شخصیت وی و هم چنین اشتباه در شخص یا شخصیت مضمون له تأثیری بر آن ندارد. در گروهی دیگر از عقود از قبیل شرکت اشخاص، اشتباه در شخص یا شخصیت شرکاء، در فاصله انعقاد عقد شرکت تا تشکیل آن، منجر به بطلان مطلق است؛ حال آنکه پس از تشکیل شرکت، منجر به بطلان نسبی است. در پاره ای از عقود نظیر عقد نکاح، اشتباه در شخص منجر به بطلان است؛ درحالی که اشتباه در شخصیت، موجد خیار فسخ خواهد بود. در برخی از معاملات نیز، نظیر معاملات وکالتی، اشتباه گرفتن شخص وکیل با اصیل و طرف عقد قرار دادن وی، در صورتی که معامله موضوع وکالت، از عقود مغابنی باشد باعث باطل شدن عقد نمی گردد، ولی اگر از عقود مسامحی، نکاح یا مانند آن باشد منجر به بطلان خواهد شد.
خودشکوفایی شخصیت کمال الدین بهزاد بر اساس نظریۀ انسان گرایی «آبراهام مزلو»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه هنرهای صناعی دوره ۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۴
59 - 71
حوزههای تخصصی:
نظریۀ شخصیت خودشکوفای آبراهام مزلو روانشناس آمریکایی به روش خود سعی در شناخت ویژگیهای انسان کمالیافته دارد. کمالالدین بهزاد به عنوان یکی از استادان سرآمد نقاشی دورۀ تیموری و صفوی است که قابلیت مطالعه از این منظر را دارد. هدف این پژوهش شناخت ویژگیهای خودشکوفای شخصیت کمالالدین بهزاد با رویکرد به نظریۀ انسانگرایی آبراهام مزلو است. سؤال اصلی مقاله حاضر این است که: بررسی ویژگیهای خودشکوفایی در شخصیت بهزاد چگونه میتواند ما را به شناخت ابعاد دیگری از این شخصیت راهنما باشد؟ این پژوهش به صورت توصیفی ـ تحلیلی و شیوۀ جمعآوری اطلاعات کتابخانهای و فیشبرداری از منابع اصلی تألیف شده است. جامعۀ آماری شامل 20 نگاره از آثار بهزاد است که از میان آنها، 8 نگاره برای مطالعه به صورت هدفمند با توجه به ارتباط آثار بهزاد و نظریۀ حاضر گزینش شدهاند. تجزیهوتحلیل دادهها به روش استدلال استقرایی صورت گرفته است. نتایج پژوهش نشان میدهد که بهزاد ده ویژگی از سیزده ویژگی افراد خودشکوفای مزلو را دارد که همین امر میتواند او را مصداقی از انسان خودشکوفا معرفی نماید. ویژگیهایی چون درک کامل از واقعیت در آثار خود، مسئلۀ مداری نسبت به مسائل روزمره انسانها، قدرشناسی نسبت به پدیدههای جهان با توجه به طبیعتگرایی، ادراک همدردی، قبول خود و دیگران بهطور طبیعی، خودانگیزی ساده و طبیعی، خبرگی در تصوف به علت توجه جامعۀ به عرفان، داشتن پیوندهای میان فردی با افراد مشهور دوران خود، شخصیت مردمسالارانه، توجه به افراد مختلف جامعۀ در آثار بهزاد که برخی از این ویژگیها به صورت واحد و برخی دیگر به شکل ادغام یافته در بیان تصویری به کار گرفته شدهاند.
نقش کنش شخصیت در نمادپردازی اجراهای آیینی
منبع:
مطالعات نظری هنر سال ۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۵
45 - 64
حوزههای تخصصی:
آیین های ایرانی بر اساس نوع آن شامل: آیین های ملی، مذهبی و محلی (منطقه ای) می شود که نه تنها بخشی از هویت فرهنگی ایرانیان را تشکیل می دهند، بلکه به عنوان ابزاری برای انتقال ارزش ها و باورهای اجتماعی نیز عمل می کنند و به وسیله کنش شخصیت ها در بافت های فرهنگی و اجراهای مختلف، نمود نمادین دارند. لذا هر آیینی نمادپردازی را در کنش شخصیت در اجرا دنبال می کند که تماشاگر را به حقیقتی ورای تجربه مادی سوق می دهد. این مقاله با روش توصیفی تطبیقی، نقش کنش شخصیت در نمادپردازی اجراهای آیینی را مورد بررسی قرار می دهد.نتایج برآمده از این پژوهش نشان می دهد، هرچقدر کنش شخصیت و اجراگر و به طبع آن برانگیختن احساس تماشاگر در اجراهای آیینی، در مرتبه بالاتری قرار داشته باشد، به همان میزان نماد در اجراهای آیینی در مرتبه بالاتری متجلی می شود. بر این اساس با کنش اجراگران و برانگیختن احساس تماشاگران در اجراهای آیینی، اشیاء و لوازم صحنه به صورت تشکیکی و مراتبی نمود نمادین می یابند.
تیپ شناسی شخصیّت در سه گانه نمایشی «خاکِ شیرین» از حامد مکملی (بر مبنای الگوی انیاگرام)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات پایداری سال ۱۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۱
151 - 171
حوزههای تخصصی:
شخصیّت به عنوان اساسی ترین رکن نمایشنامه، انگاره ای پیچیده است که درک آن، متضمّن فهم یک کنش کامل و مستقل است و جز با تحلیل نشانه های کلامی، رفتاری و فیزیکی امکان پذیر نیست. انیاگرام جدیدترین الگوی شناخت شخصیّت در روان شناسی نوین است که به مدد آن می توان تیپ شخصیتی هر فرد را از میان الگوهای نُه گانه بازشناخت. تئاتر دفاع مقدّس به دلیل ماهیّت منحصربه فرد جنگ ایران و عراق، گونه ای متمایز از نمایش های جهان است و توجّه صحیح به چگونگی پرداخت شخصیّت خواهدتوانست جهانیان را متوجّه آرمان های متفاوت این نبرد کند. کتاب خاکِ شیرین مشتمل بر سه نمایشنامه «این عکسی که می ماند، کمین ژاله، و خاک شیرین» از حامد مکمّلی، در زمره آثاری است که به دلیل تسلّط نویسنده بر بازیگری و کارگردانی، موفّق به کسب جوایز متعدّد در حوزه ادبیّات دفاع مقدّس شده است. پژوهش حاضر، به شیوه توصیفی تحلیلی، چهارده شخصیّت این سه نمایشنامه را از منظر انیاگرام کاویده است. حاصل آنکه مکمّلی برای الگوسازی، از دو شخصیّت فرمانده و معلّم در تیپ کمالگرا استفاده کرده است و غالب شهدا را نیز با این بال تقویت کرده، امّا برای باورپذیری بیشتر، تیپ ریاست مآب را برای بیشتر شخصیّت ها برگزیده که بروز آن در نیروهای دو جبهه متفاوت است. به دلیل درونمایه جنگی و فضای بحرانی،کنش اغلب شخصیت ها با خود واقعی شان در تعارض است و با بالاترین درصد در سه گانه غریزه گرا جای گرفته اند. فراوانی بسیار زیاد بال آرامشی، نشانگر آن است که در این نمایشنامه، دفاع مقدّس باعث تهذیب و تعالی اخلاقیِ اشخاصِ آن شده است. نیمی از شخصیّت ها نیز در سالم ترین سطح سلامت روان، ایفای نقش می کنند. مکمّلی برای باورپذیری بیشتر در حد امکان کوشیده تا شخصیّت های نمایش، پیش و پس از جنگ همسو باشند.
بررسی شخصیت رستم در داستان رستم و سهراب بر اساس نظریه روان شناسی مثبت گرا
حوزههای تخصصی:
رستم برترین شخصیتِ حماسی در شاهنامه است. با ورود او به شاهنامه این کتاب جلوه ای دیگر می یابد و با مرگِ او دنیای شاهنامه تا حدود زیادی حیات و سرزندگی خود را از دست می دهد. برتری رستم فقط به دلاوری های شگفت انگیزش نیست، بلکه رفتار و اقوالِ وی از خردمندی، هوشیاری، نرمخویی و پیروزی سرشار است. در این مقاله این بُعد از شخصیت رستم از منظرِ روان شناسی مثبت گرا بررسی شود. سلیگمن، پدر روان شناسی مثبت گرا، مؤلفه های اصلی شخصیت را به شش قسمت تقسیم کرده است: خرد، شجاعت، عشق، عدالت، میانه روی و تعالی. در این جستار شخصیتِ رستم با توجه به مؤلفه های مذکور با بهره گیری از روشِ تحلیلی– توصیفی و استفاده از منابع کتابخانه ای بررسی شده است. در داستان های مربوط به رستم در شاهنامه و تنوعِ رفتاری او در موقعیت های مختلف شاهد شخصیت های یکسان نیستیم و نمی توانیم حکم کلی برای آن صادر کنیم. به همین علت تنها به بررسی شخصیت وی در داستان رستم و سهراب پرداخته ایم. فرضیه تحقیق مبتنی بر این اصل بود که پیروزی های رستم در نبردهای مختلف تنها ناشی از قدرت جسمانی نیست و باید به لحاظ شخصیتی نیز از توانایی های بسیار برخوردار باشد. نتیجه پژوهش نشان داد که رستم در تصمیماتی که می گیرد همواره خرد و دانایی را در نظر دارد، هرچند گه گاه به نابخردی هایی نیز برمی خوریم که با توجه به جنبه بشری او دور از انتظار نیست. به علاوه، شجاعت، صداقت، عشق، امید، مسئولیت پذیری، فروتنی و دادگستری از مؤلفه های اصلی شخصیت اوست. در این داستان برخی از مؤلفه ها مانند اشتیاق، انصاف و درکِ زیبایی کمتر دیده می شود.
زبان بدن در منظومه خسرو شیرین نظامی
منبع:
مطالعات زبان فارسی (شفای دل) سال ۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۹
142 - 180
حوزههای تخصصی:
خسرو و شیرین نظامی، یکی از برجسته ترین منظومه های غنایی ادبیات فارسی است. این داستان مملوء از گفت وشنودهای عاشقانه و کنش های عاشق و معشوق است. هدف از نگارش این مقاله، بررسی زبان بدن یا به عبارت دیگر کنش ها و واکنش های شخصیت های داستان در این منظومه است. روش تحقیق به صورت توصیفی – تحلیلی است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که نظامی زبان بدن را بخشی از ارتباط مؤثر می داند و معتقد است، حرکات و اشارات می توانند حاوی پیام هایی ضمنی باشند. او اعتقاد دارد که زبان بدن صادقانه تر از زبان کلامی است؛ افرادی هستند که با استفاده از کلمات و اشارات، خود را چنان نشان می دهند که نیستند و با این تظاهر سعی در فریفتن دیگران دارند و با زبان بدن می توان آن ها را شناخت. نتایج نشان می دهد که نظامی زبان بدن را به عنوان بخشی از ارتباط مؤثر می داند. او معتقد است که حرکات و اشارات می توانند پیام های ضمنی را منتقل کنند و زبان بدن به طور معمول صادقانه تر از زبان کلامی عمل می کند. رفتارهای غیرکلامی شخصیت های داستان، اغلب مفاهیمی چون عشق، آشفتگی، دلتنگی، احترام، بی تابی، حزن و اندوه، خشم، ناراحتی و حیا را القا کرده اند. در این میان غالبا بیان اندوه و غم ناشی از فراق و هجران با رفتارهای چهره به تصویر درآمده اند.
مسئله اعطای شخصیت حقوقی به هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله اعطای شخصیت به هوش مصنوعی ازجمله نظریاتی است که در جهت مدیریت چالش های عملکردی این فناوری مطرح می شود. دلایل اصلی لزوم اعطای شخصیت با موضوع مسئولیت و مالکیت نوآوری های ناشی از این سیستم ها در ارتباط است. پرسش مهم آن است که آیا شخصیت حقوقی قابل اعطا به سیستم های هوش مصنوعی است؟ چه میزانی از شخصیت در این میان قابل اعطا است و موضع نظام حقوقی اسلام و غرب نسبت به این مسئله چیست؟ نوشتار حاضر با روش تحلیلی توصیفی امکان سنجی تعلق شخصیت به هوش مصنوعی را ارزیابی کرده و در ادامه به موضع نظام های حقوقی اسلام، اتحادیه اروپا، فرانسه و آلمان می پردازد. این نوشتار سرانجام نتیجه می گیرد که اگرچه نظر به سطوح متفاوت عملکردی انواع هوش مصنوعی، نمی توان حکم واحدی برای حدود شخصیت این سیستم ها ارائه داد، در میان نظریات مطروحه مانند هوش به مثابه ابزار، محجور، برده و شخصیت کامل، ایده شخصیت طیفی مناسب ترین ایده برای تعدیل چالش های مطرح به نظر می آید.
نقش پرخاشگری غیرمستقیم و تسلط- تشخص در پیش بینی صفات چهارگانه تاریک شخصیت
حوزههای تخصصی:
مقدمه: صفات چهارگانه تاریک شخصیت ویژگی های شخصیتی آزاردهنده اجتماعی هستند که مورد توجه روانشناسان و متخصصان سلامت قرار گرفته است و از متغیرهای احتمالاً مرتبط با آن می توان پرخاشگری غیرمستقیم و تسلط- تشخص را نام برد. هدف: این مطالعه با هدف تعیین نقش پرخاشگری غیرمستقیم و تسلط- تشخص در پیش بینی صفات چهارگانه تاریک شخصیت انجام شد. روش: پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه پژوهش دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارومیه در سال تحصیلی 1403-1402 به تعداد 17020 دانشجو بودند. بدین منظور 400 دانشجو با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش مقیاس کوتاه چهارگانه تاریک شخصیت (پولهاس و همکاران، 2021)، مقیاس پرخاشگری غیرمستقیم (فارست و همکاران، 2005) و مقیاس تسلط- تشخص (چنگ و همکاران، 2010) بودند. داده ها با روش های ضرایب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه با مدل همزمان در نرم افزار SPSS-26 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج این پژوهش نشان داد که پرخاشگری غیرمستقیم، تسلط و تشخص با صفات چهارگانه تاریک شخصیت شامل ماکیاولیسم، خودشیفتگی، جامعه ستیزی و سادیسم رابطه مثبت و معنادار داشتند (01/0P<). همچنین، پرخاشگری غیرمستقیم، تسلط و تشخص به طورمعناداری توانستند 7/10، 0/14، 8/7 و 6/17 درصد از تغییرهای صفات تاریک ماکیاولیسم، خودشیفتگی، جامعه ستیزی و سادیسم را پیش بینی کنند (01/0P<). نتیجه گیری: با توجه به نتایج مطالعه حاضر، پرخاشگری غیرمستقیم، تسلط و تشخص نقش موثری در پیش بینی صفات چهارگانه تاریک شخصیت داشتند. بنابراین، پیشنهاد می شود برنامه های آموزشی با هدف کاهش پرخاشگری غیرمستقیم، تسلط و تشخص جهت کاهش صفات چهارگانه تاریک شخصیت تدوین و اجرا شود
طراحی مدلی برای شناخت شخصیت تاریک رهبری در وزارت آموزش و پرورش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
15 - 30
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف : با گسترش مطالعات رهبری، نقش ویژگی های تاریک شخصیت مانند خودشیفتگی، ماکیاولیسم و روان پریشی خفیف در مدیریت سازمانی بیش از پیش برجسته شده است. این تحقیق با هدف ارائه مدلی برای شناخت شخصیت تاریک رهبری در وزارت آموزش و پروش انجام شده است. روش شناسی پژوهش : به لحاظ روش اجرا و گردآوری داده ها، پژوهشی کیفی است، برای ساختن مدل از روش کیفی تحلیل تماتیک(تم) بهره گرفته شد. سپس جهت تعیین روایی ابعاد مدل از روایی محتوایی CVR و S-CVI استفاده گردید. جامعه آماری مطالعه پژوهش را اساتید دانشگاه و مدیران اجرایی وزارت آموزش و پروش کشور به عنوان پانل متخصصان(خبرگان) تشکیل داده است. نمونه گیری به صورت گلوله برفی بوده و از طریق مصاحبه با 16 نفر از خبرگان، اشباع نظری حاصل گردید. یافته ها : 45 مضمون پایه و 14 مضمون اصلی در قالب 6 دسته از مضامین فراگیر احصاء شد که عبارتند از: 1-ماکیاولیسم(سوء استفاده از قدرت و بی قیدی اخلاقی)، 2- خودمحوری(خودشیفتگی و خودخواهی)، 3-سایکوپات(روان پریشی و بی رحمی استراتژیک)، 4- دیگرآزاری(سادیسم و کینه توزی)، 5- بدبینی سیستماتیک (بی اعتمادی بنیادین به دیگران، ادراک تهدید دائمی و مدیریت مبتنی بر کنترل شدید) و 6- قدرت طلبی افراطی(کنترل مطلق و سرکوب مخالفان، تقدس سازی از خود و جایگاه رهبری و تمایل به حفظ قدرت طولانی مدت). نتیجه گیری: اعتبارسنجی مدل مستخرج انجام، روایی و پایایی مدل مستخرج مورد تائید قرار گرفت و پس از بحث و تفسیر و نیز مقایسه با پیشینه تحقیق پیشنهاداتی کاربردی ارائه شد.
نقش عوامل زیست محیطی در پدیدایی و تحول شخصیت در نگرش منابع اسلامی(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تبیین نقش عوامل زیست محیطی در پدیدآیی و تحول شخصیت در نگرش منابع اسلامی انجام شده اس ت. از این رو با مرور قرآن و منابع حدیثی معتبر و با استفاده از روش توصیفی تحلیلی، داده های مرتبط گردآوری، کدگذاری، ارزیابی و تحلیل و تبیین شد. یافته ها نشان می دهد با توجه به منابع اسلامی، هوا، آب و خاک به عنوان سه عنصر اصلی محیط زیست، عنصر سرشتی انسان و عامل پدیدایی، تحول مثبت و منفی شخصیت اوست. هوا عامل پایداری خلق و خو، نیرومندی شخصیت و ضعف و رکود آن معرفی شده. آب نیز عامل حیاتی شخصیت و هم چنین پدیدایی و تحول منفی صفات شخصیتی همچون پستخویی، پیمان شکنی، دورویی، طردشدگی و خاری معرفی است . همچنین خاک عامل ثبات شخصیت و فقدان روان آزردگی آن، سازگاری و ناسازگاری و خشک و سخت گیر بودن او معرفی شده است. به نظر می رسد اغلب نظریه های مرتبط، به جز دیدگاه جبرگرایی زیستی، با یافته های این پژوهش همسویی نشان می دهد، همچنین با توجه به آموزه های اسلامی و به منظور پیشگیری از پدیدایی شخصیت نابهنجار یا زمینه سازی تحول و تغییر مثبت در شخصیت، مهاجرت از مناطق زیست محیطی نامطلوب به مناطق مطلوب و معتدل پیشنهاد میشود.
بررسی تأثیر رسانه بر شخصیت از منظر حکمت صدرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خردنامه صدرا دوره ۳۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۲۱)
75 - 98
حوزههای تخصصی:
رسانه ها بعنوان پدیده های نوین عصر حاضر، تأثیراتی گسترده بر ابعاد مختلف زندگی انسانها داشته اند و بهمین دلیل، گستره یی وسیع از پژوهشهای حوزه رسانه به بررسی تأثیرات رسانه بر انسان اختصاص یافته است. برخلاف پژوهشهای چشمگیر مرتبط با نظریات رسانه، کمتر پژوهشی به بررسی زیرساختها و مبانی فکری این نظریات پرداخته است. مقاله به بررسی تأثیر رسانه ها بر شخصیت انسان از منظر فلسفه صدرایی میپردازد و بدنبال آنست که نظریه های حوزه رسانه را با مبانی صدرایی بحث شخصیت مورد مداقه قرار دهد. فلسفه ملاصدرا با تأکید بر اصولی همچون حرکت جوهری و اتحاد عاقل و معقول، چارچوبی عمیق و گسترده برای تحلیل تغییرات شخصیتی ناشی از تعامل با رسانه در اختیار ما قرار میدهد. در این بررسی، ضمن بیان الگوهای تأثیرات رسانه، نحوه تأثیرگذاری محتوای رسانه ها بر جوهر و ذات انسان مورد توجه قرار گرفته و تبیین میشود که بر اساس مبانی انسان شناسی صدرایی، چگونه این تعاملات میتوانند به تغییرات بنیادین در شخصیت و ادراک انسان منجر شوند. نتایج تحقیق نشان میدهد که استفاده مداوم و بیرویه از رسانه میتواند به تحولاتی عمیق در ساحتهای مختلف شخصیتی، ازجمله اخلاق، هویت و خودآگاهی منجر شود.
تبیین گفتمان روایی رمان «پس از تو» براساس آراء تودوروف و ژنت باتأکیدبر دلالت های فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تغییرات اجتماعی - فرهنگی سال ۲۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۸۶
50 - 58
حوزههای تخصصی:
رمان «پس از تو» اثر جوجو مویز با پیچیدگی های روایت و بازنمایی تجربه های درونی شخصیت ها، بستری غنی برای بررسی سازوکارهای گفتمان روایی و دلالت های فرهنگی فراهم می آورد. این پژوهش با رویکرد روایت شناسی ساختارگرا مبتنی بر نظریه های تزوتان تودوروف و ژرار ژنت و با روش تحلیل کیفی-توصیفی، به بررسی تحول شخصیت لوئیزا کلارک و تعاملات او با شخصیت های مکمل می پردازد. تودوروف با مدل سه مرحله ای شامل وضعیت اولیه، دگرگونی و تعادل جدید، مسیر احساسی و بازسازی هویت لوئیزا پس از مرگ ویل ترینر را تبیین می کند. نظریه ژنت با مفاهیمی همچون زمان، دیدگاه و صدای روایی، تحلیل سازمان دهی روایت و استفاده از فلش بک ها و روایت غیرخطی را ممکن می سازد و بازنمایی تجربه های ذهنی شخصیت اصلی را تقویت می کند. یافته ها نشان می دهد که این ترکیب رویکردها نقش مؤثری در بازنمایی دلالت های فرهنگی مرتبط با سوگ، هویت یابی، مناسبات عاطفی و تعادل میان استقلال و وابستگی دارد. نتایج حاکی از آن است که تلفیق تحلیل ساختاری و روایت شناسانه، درک عمیق تری از قدرت روایت و تولید معناهای چندلایه فرهنگی در رمان فراهم می آورد.