مطالب مرتبط با کلیدواژه
۸۱.
۸۲.
۸۳.
۸۴.
۸۵.
۸۶.
۸۷.
۸۸.
۸۹.
۹۰.
۹۱.
۹۲.
۹۳.
۹۴.
۹۵.
۹۶.
۹۷.
۹۸.
کسب وکار
منبع:
پژوهش های برنامه و توسعه سال ۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۱۷)
183 - 223
حوزههای تخصصی:
باتوجه به تأثیر احتمالی ای که فناوری بلاک چین بر روی صنعت بانکداری می گذارد، بررسی تأثیر این فناوری بر الگوهای کسب وکار صنعت بانکداری که معرف چگونگی ایجاد، ارائه و کسب ارزش در این صنعت است، اهمیت زیادی خواهد داشت. هدف کلی این مقاله، ارائه الگوی ارزش فناوری بلاک چین مبتنی بر فین تک ها در کسب وکارهای مالی و بانکی است. تحقیق برحسب هدف کاربردی و ازنظر ماهیت، از نوع آمیخته اکتشافی است. در این تحقیق، از فراترکیب برای شناسایی عوامل، از دلفی فازی برای ارزیابی، غربال و بومی سازی مدل و از تکنیک دیمتل برای تحلیل روابط و تأثیرات آن ها بهره برده شده است. جامعه موردمطالعه شامل 73 مقاله از 849 مقاله (1395 تا 1402 مقالات داخلی و 2016 تا 2023 مقالات خارجی) با مرور نظام مند انتخاب و با روش تحلیل محتوا کدگذاری شده اند. در ادامه، 7 بعد، 23 مؤلفه و 102 شاخص با کمک 17 خبره اعتبارسنجی و بومی سازی و در مرحله نهایی، ابعاد و مؤلفه ها با کمک خبرگان اولویت بندی و الگوی نهایی استخراج شده است. نتایج نشان داد که استفاده از فناوری بلاک چین مبتنی بر فین تک ها، قابلیت ایجاد ارزش در ابعاد نوآوری و فناوری، شفافیت، امنیت، کیفیت، سرعت، مدل های کسب وکار و همکاری برای کسب وکارهای مالی و بانکی را دارا بوده و به آن ها قابلیت استراتژیک بخشیده است.
قانون شکنی خیرخواهانه در سایه سبک رهبری خدمت گزار با نقش واسطه ای اخلاق حرفه ای در کسب و کارهای خرد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف:پژوهش حاضر باهدف تبیین قانون شکنی خیرخواهانه در سایه سبک رهبری خدمت گزار با واسطه ای اخلاق حرفه ای در مدیران کسب وکارهای خرد انجام گرفته است. روش:روش تحقیق به لحاظ ماهیت، توصیفی-همبستگی و ازحیث هدف کاربردی بود. جامعه آماری کلیه کارکنان کسب وکارهای خرد در شهر ارومیه به تعداد 14218 نفر بود که از بین آنان براساس جدول مورگان تعداد 375 نفر به شیوه نمونه گیری خوشه ای دومرحله ای به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. در این پژوهش از سه پرسشنامه استاندارد رهبری خدمتگزار، قانون شکنی خیرخواهانه و اخلاق حرفه ای استفاده شد.روایی محتوایی و صوری ابزار با استفاده ازنظر صاحب نظران و روایی سازه با روش تحلیل عاملی تأییدی تأیید شد ونیز پایایی با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی مطلوب ارزیابی شد. تجزیه وتحلیل داده ها در دوسطح آمار توصیفی و آمار استنباطی و با استفاده از نرم افزار آماری smart-pls انجام گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد که مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بوده و حاکی از آن است که رهبری خدمتگزار بر اخلاق حرفه ای تأثیر مثبت و معنی داری دارد(81/0). اثر رهبری خدمتگزار بر قانون شکنی خیرخواهانه مثبت و معنی دار است (24/0). اخلاق حرفه ای بر قانون شکنی خیرخواهانه اثر مثبت و معنی داری دارد (57/0). و در نهایت نقش میانجی قانون شکنی خیرخواهانه در رابطه بین رهبری خدمتگزار و اخلاق حرفه ای تایید شد (46/0-). نتیجه گیری: بنابراین با توجه به نتایج بدست آمده پیشنهاد می گردد ویژگی های رهبری خدمت گزار توسط مدیران کسب و کارهای خرد در شهر ارومیه بکارگرفته شود تا شاهد افزایش اخلاق حرفه ای و تمیز بین قانون شکنی با قانون شکنی خیرخواهانه در این کسب و کارها باشیم.
بررسی تأثیر گرایش به کارآفرینی بر عملکرد کسب وکار با نقش میانجی استراتژی آمیخته بازاریابی سبز، فرآیند سبز و برچسب زدن محصول سبز در شرکت هواپیمایی ایران ایر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات مدیریت و توسعه پایدار سال ۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
199 - 216
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی تأثیر گرایش به کارآفرینی بر عملکرد کسب وکار با نقش میانجی استراتژی آمیخته بازاریابی سبز، فرآیند سبز و برچسب زدن محصول سبز در شرکت هواپیمایی ایران ایر است. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از منظر روش، توصیفی-پیمایشی می باشد. جامعه آماری 420 نفر از کارکنان شرکت هواپیمایی ایران ایر بود و نمونه به تعداد 201 نفر به صورت تصادفی ساده و براساس فرمول کوکران انتخاب شد. ابزار جمع آوری داده ها، پنج پرسشنامه گرایش به کارآفرینی، استراتژی آمیخته بازاریابی سبز، فرآیند سبز، برچسب سبز، عملکرد کسب وکار می باشد. روایی به صورت همگرا، واگرا، بار عاملی و پایایی پرسشنامه مورد تأیید قرار گرفته است. با استفاده از آزمون کولموگروف اسمیرنوف، تحلیل عاملی و معادلات ساختاری Smart PlS به بررسی فرضیه ها پرداخته شد. نتایج تحقیق نشان می دهد که میانگین تمامی متغیرها بزرگتر از حد وسط طیف لیکرت است و مقدار آماره t از مقدار بحرانی 96/1 بزرگتر است. به استناد هریک از این یافته های آماری با اطمینان 95% می توان گفت که تمامی فرضیه ها (به جز فرضیه اول و هفتم) اثبات شد، بطوریکه تأثیر گرایش به کارآفرینی بر عملکرد کسب وکار با نقش میانجی استراتژی آمیخته بازاریابی سبز، فرآیند سبز و برچسب زدن محصول سبز در شرکت هواپیمایی ایران ایر تأیید شد و در پایان پیشنهاداتی به شرکت هواپیمایی ایران ایر ارائه شد.
طراحی مدل ارزش گذاری برند به عنوان شاخص کلیدی در مدیریت استراتژیک هوشمند بازاریابی و کسب وکار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت استراتژیک هوشمند سال دوم پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
169 - 188
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش، تدوین مدل ارزش گذاری برند به عنوان شاخص کلیدی در مدیریت استراتژیک هوشمند بازاریابی و کسب وکار است. در دنیای امروز که رقابت بازار به شدت افزایش یافته و اهمیت برندینگ به عنوان یکی از عوامل مهم موفقیت سازمان ها برجسته تر شده است، شرکت ها نیازمند استفاده از رویکردهای هوشمند و استراتژیک برای ارزش گذاری برند خود به منظور افزایش شناخت، اعتماد مشتریان و ارتقای موقعیت رقابتی هستند. این پژوهش با تمرکز بر ارزش گذاری برند، به بررسی چگونگی بهره گیری از فناوری های نوین و تحلیل داده ها برای بهبود استراتژی های بازاریابی و افزایش ارزش برند شرکت ها پرداخته است. این تحقیق از نوع کیفی و مبتنی بر تحلیل مضمون است و از طریق مصاحبه های هدفمند با مدیران ارشد، کارشناسان حوزه بازاریابی و خبرگان دانشگاهی انجام شده است. یافته ها نشان می دهد که ارزش گذاری برند هوشمند، ضمن تقویت همگرایی در فرایند تصمیم گیری و استفاده مؤثر از داده های مرتبط با برند، می تواند به ارتقای رفتار مشارکتی مدیران و تعریف ساختارهای انگیزشی منجر شود. در نتیجه، شرکت ها قادر خواهند بود همگام با ارتقای رضایت ذینفعان، ارزش برند و عملکرد اقتصادی خود را بهبود بخشند.
بررسی عوامل مؤثر بر شاخص کسب وکار با تأکید بر بند (د) ماده 91 اصل 44 قانون اساسی و ماده 4 قانون بهبود محیط کسب وکار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد اقتصادی سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴۹
223 - 248
حوزههای تخصصی:
بازتعریف اصل 44 قانون اساسی در قالب سیاست های کلی ابلاغی این اصل از پایه ای ترین سیاست گذارهای اقتصادی کشور محسوب می شود. با اجرای این سیاست ها در چهارچوب مقررات ساختارها و نهادهای پیش بینی شده، نظم نوینی در نظام اقتصادی کشور برقرار شده است. بازنگری در قلمرو فعالیت هریک از سه بخش اقتصادی دولتی، خصوصی و تعاونی، خروج دولت از فعالیت های تصدی گری اقتصاد و بسترسازی حضور بخش های غیردولتی در تمام عرصه های اقتصادی، واگذاری گسترده بنگاه های بزرگ دولتی و درنهایت بهبود محیط کسب وکار از محوری ترین رویکردهای این سیاست ها است. بهبود فضای کسب وکار به عنوان پیش نیاز اجرای موفق سیاست های کلی اصل 44 مطرح و در راستای آن باید در ساختار اقتصادی کشور تغییر به وجود آید و اقتصاد کشور از دولتی بودن به سمت اقتصاد بازار و خصوصی سازی حرکت نماید. بهبود فضای کسب وکار به معنای بهبود فضای تولید و از آن طریق محرک رشد و توسعه اقتصادی است. به طوری که از طریق اصلاح و بهبود فضای کسب وکار، زمینه برای مشارکت بخش خصوصی در عرصه اقتصاد و افزایش سطح تولید و اشتغال و کاهش شاخص فلاکت فراهم می گردد. در این پژوهش به بررسی عوامل مؤثر بر شاخص کسب وکار با استفاده از روش مارکوف سوییچینگ برای بازه زمانی 1402-1396 (به صورت فصلی) پرداخته شده است. نتایج نشان داد که اثر فلاکت و تحریم های اقتصادی بر شاخص کسب وکار، مثبت و معنادار و اثر تسهیلات اعطایی بر شاخص کسب وکار، منفی و معنادار است.
چالش های اجرای کنترل راهبردی در حوزۀ کسب و کار
منبع:
نگرش مدیریت راهبردی سال ۱ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱
63 - 85
حوزههای تخصصی:
با توجه به تغییرات محیطی حاکم و تغییر سبک کسب و کارهای مختلف، کنترل اکثر فرآیندهای کسب وکارها نیز تغییر و به سمت رویکردهای جدید گرایش پیدا کرده است. در این راستا، سازمان ها برای رسیدن به اهداف متعدد خود نیازمند نظام کنترل راهبردی هستند. کنترل راهبردی آخرین مرحله در فرآیند مدیریت راهبردی را نشان می دهد که سازمان را قادر می سازد از نتایج اجرای راهبرد خود و میزان موفقیت در آن مطلع شود. در این زمینه، سازمان ها برای دست یابی به این نوع کنترل با چالش هایی مواجه بوده که پژوهش حاضر در تلاش است تا بتواند این چالش ها را احصا کند و سطح بندی مناسبی از این چالش ها ارائه دهد. روش پژوهش حاضر مبتنی بر مرور نظام مند بوده و بر مبنای مقالات منتشر شده در مجلات معتبر و همچنین نویسندگان با درجه علمی بالا انجام شده است. پس از گردآوری مقالات منتشر شده در حوزه کنترل راهبردی نهایتاً تحلیل های 19 مقاله مورد بررسی قرار گرفته است. نتیجه بررسی این تحلیل ها نشان می دهد که چالش های اساسی نظام کنترل مدیریت راهبردی را بر اساس چهار سطح می توان تقسیم بندی کرد: 1) چشم انداز و اهداف 2) ساختار سازمان 3) راهبرد سازمان 4) محیط. مهم ترین بخش چالش های نظام های کنترلی ناشی از این چهار سطح است که می تواند تا حد زیادی شکاف های مربوط به این موارد را پوشش دهد. در نهایت، این که در هر سطح مضامین مرتبط براساس اولویت ذکرشده در مقالات ارائه شده است.
ارزیابی میزان کل گرایی الگوهای تهیه ره نگاشت به منظور انتخاب الگوی مناسب برای ره نگاشت حوزه کسب و کار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله رویکردهای مطرح تهیه ره نگاشت با شاخص های شفافیت کل گرایی ارزیابی شده اند. نشان داده شده است که کل گرایی و در نظر گرفتن نقش همه عناصر اصلی یک حوزه کسب وکار در تهیه ره نگاشت در کاهش چالش های تهیه ره نگاشت تأثیر مستقیم دارد. ازاین رو شناخت رویکردهایی که بیشترین توجه را به شفافیت در کل گرایی دارند می تواند در انتخاب بهترین رویکرد تهیه ره نگاشت مؤثر باشد. برای این منظور ابتدا شاخص های مناسب سنجش کل گرایی در گروه کانونی استخراج شد. این شاخص ها در پنل خبرگی به آزمون روایی گذاشته شد و تأیید شد. سپس با روش تحلیل محتوا و رویکرد تطبیقی سیزده روش تهیه ره نگاشت مورد ارزیابی قرار گرفت. این ارزیابی نشان می دهد شاخص شفافیت نقش سیاست گذار در تهیه ره نگاشت همواره یک شاخص مغفول بوده است. رویکرد کاپل و رویکرد بسته توسعه فناوری با شفافیت 71 درصدی شاخص های کل گرایی مناسب ترین رویکردهای شناخته شده برای ره نگاشت حوزه کسب وکار هستند. رویکرد بهبودیافته تی پلن تنها 57% شفافیت ایجاد می کند و در تهیه ره نگاشت برای حوزه کسب وکار مناسب نیست. رویکرد ایرانی ای پلن که با هدف کاهش چالش های تهیه ره نگاشت در حوزه کسب وکار و بر اساس شفاف سازی نقش عناصر اصلی حوزه کسب وکار طراحی شده است، کامل ترین شفافیت را در شاخص های کل گرایی دارد. الگوی ای پلن تابه حال در تهیه ره نگاشت حوزه های گوناگون کسب وکار دفاعی و غیر دفاعی ازجمله ره نگاشت ترابری هوشمند جاده ای مورداستفاده قرارگرفته است و توانمندی خوبی از خود نشان داده است.
تحلیل اخلاقی شرایط و مقررات استفاده از محصولات و خدمات شرکت های مبتنی بر هوش مصنوعی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست علم و فناوری سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۶۳)
27 - 39
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی «شرایط و مقررات» کسب وکارهای مبتنی بر هوش مصنوعی می پردازد و با هدف شناسایی موارد اخلاقی مرتبط و ارزیابی میزان تطابق آن ها با چارچوب های اخلاقی هوش مصنوعی انجام شده است. عبارت «شرایط و مقررات» به سندی اشاره دارد که رابطه قراردادی میان ارائه دهنده خدمات و کاربران را تنظیم می کند و معمولاً شامل سیاست های حریم خصوصی، شرایط استفاده از خدمات، حقوق و تعهدات کاربران و شرکت و همچنین سیاست های حفاظت از داده ها است. این تحقیق با استفاده از روش مطالعه مقطعی و تحلیل محتوای کیفی، به شناسایی و تحلیل کسب وکارهای ایرانی فعال در حوزه هوش مصنوعی پرداخته است. نمونه گیری از پلتفرم های مایکت و کافه بازار و جستجو در گوگل انجام شده و داده ها از وبگاه های رسمی و مستندات مرتبط جمع آوری، کدگذاری و بر اساس اصول اخلاقی تحلیل شده اند. در بخش کمی، امتیازدهی با طیف لیکرت و رتبه بندی با روش تاپسیس انجام شد. یافته ها نشان داد که شرایط و مقررات اغلب فاقد جزئیات عملیاتی کافی برای جلب اعتماد کاربران هستند و اصولی همچون تعادل قدرت، مسئولیت پذیری و واکنش اجتماعی در آن ها به طور کامل رعایت نشده است. این مطالعه بر ضرورت بازنگری در این شرایط و مقررات، تدوین چارچوب های جامع تر و هماهنگی با استانداردهای بین المللی تأکید دارد.
تحلیل عوامل مؤثر بر برند متمایز در کسب وکارهای رسانه های دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های مدیریت رسانه دوره ۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
628 - 667
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش، ارائه مدل کسب وکار رسانه های دیجیتال با تأکید بر ایجاد برند متمایز است.روش: در مرحله اول، با استفاده از روش داده بنیاد و نمونه گیری نظری، ۲۴ مصاحبه نیمه ساختاریافته با اعضای هیئت مدیره، مدیران، معاونان و کارشناسان آژانس های دیجیتال لابراتوار رسانه، دیجیتال مارکتینگ متاوب و شرکت دیجیتال مارکتینگ لوتوس انجام شد. تحلیل کیفی داده های به دست آمده از مصاحبه ها، به شناسایی و طبقه بندی مؤلفه های کلیدی مدل کسب وکار رسانه های دیجیتال انجامید. این مؤلفه ها عبارت اند از: شرایط علّی: عوامل مدیریتی، زیرساختی و استراتژیک؛ پدیده محوری: برند متمایز؛ راهبردها: فناوری های رسانه ای و دیجیتال؛ عوامل زمینه ای: یادگیری سازمانی و ارتباط با مشتری؛ عوامل مداخله گر: قوانین و وضعیت اقتصادی و پیامدها: رشد اقتصادی و افزایش ارزش برند. در مرحله بعد، مدل ارائه شده با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری و تحلیل عاملی تأییدی روی داده های جمع آوری شده از ۱۲۰ خبره رسانه های دیجیتال آزمون شد.یافته ها: نتایج نشان داد که برند متمایز، به عنوان پدیده محوری مدل کسب وکار، تحت تأثیر عوامل مدیریتی، فناوری های دیجیتال و راهبردهای بازاریابی قرار دارد و از طریق بهینه سازی تعاملات مشتری و نوآوری در خدمات رسانه ای، به رشد اقتصادی و ارتقای مزیت رقابتی کسب وکار منجر می شود.نتیجه گیری: این پژوهش با ارائه چارچوبی جامع، به توسعه ادبیات مدل های کسب وکار رسانه ای کمک می کند و راه کارهایی را برای سیاست گذاران و مدیران رسانه های دیجیتال ارائه می دهد.
امکان سنجی توسعه ورزش های الکترونیک با رویکرد ایجاد کسب و کار و اشتغال زایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت و توسعه ورزش سال ۱۱ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴ (پیاپی ۳۲)
142 - 166
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر ارائه الگوی امکانسنجی توسعه ورزش های الکترونیک با رویکرد ایجاد کسب وکار و اشتغال زایی بوده است.روش شناسی: روش پژوهش از نوع کیفی با ماهیت اکتشافی بوده و در آن از استراتژی نظریه داده بنیاد استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش شامل نخبگان و متخصصان اجرایی و دانشگاهی در زمینه ورزش های الکترونیک، کسب وکار و اشتغال در استان گیلان بود. جهت نمونه گیری برای انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته از روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی استفاده شد. درمجموع 15 مصاحبه انجام شد و نمونه گیری تا جایی تداوم یافت که پژوهش به اشباع نظری و کفایت رسید. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد، پس از دسته بندی کدهای اولیه بالغ بر 143 زیرمفهوم، 73 مفهوم و 18 مقوله احصاء شده است که در قالب مدل پارادیمی شامل توسعه ورزش های الکترونیک به عنوان مقوله محوری و شرایط علی (ماهیت ذینفعان (بازیگران) اکوسیستم ورزش های الکترونیک، ماهیت اقتصادی)، شرایط مداخله گر (چالش های قانونی و حقوقی، چالش های ساختاری)، شرایط زمینه ای (هویت یابی، ایجاد جذابیت)، راهبردها (توسعه زیرساخت ها، توسعه قابلیت ها، توسعه بسترهای مدیریتی- ساختاری، توسعه فرهنگی-اجتماعی) و پیامدها (بهبود و تسهیل فضای کسب وکار ورزش های الکترونیک) قرار گرفتند.نتیجه گیری: در نهایت بر اساس رویکرد کیفی، الگوی امکان سنجی توسعه ورزش های الکترونیک بررسی و به تصویر کشیده شد و بر اساس آن می توان بیان کرد مدیران و مسئولین می توانند با تقویت زیرساخت های فناورانه، زیرساخت های آموزشی و زیرساخت های فیزیکی همگام با توسعه قابلیت های انسانی، قابلیت های مالی و قابلیت های بازاریابی و بسترسازی ایجاد کسب وکار، مشارکت، مشوق های مالی و تمرکز بر فرهنگ سازی، و اطلاع رسانی مطلوب موجب بهبود و تسهیل فضای کسب وکار ورزش های الکترونیک گردند.
ساخت و اعتباریابی سنجه میزان پایبندی به اصول کسب و کار حلال(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد اسلامی سال ۲۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۹۶
129 - 157
حوزههای تخصصی:
هدف کسب وکارها از نگاه اسلام، کسب سود حلال است. این امر مستلزم پایبندی کسب و کارها به بایدها و نبایدهایی است که در دین برای فعالیت آنها بیان شده است. این پژوهش به دنبال طراحی سنجه ای برای اندازه گیری میزان پایبندی کسب وکارها به اصول کسب وکار حلال در صنعت خرده فروشی است. برای این منظور از روش تحقیق آمیخته در دو فاز کیفی و کمی استفاده شده است که در فاز کیفی به طراحی مدل پرداخته شده است. برای این منظور از طریق مرور پیشینه، اصول کسب وکار حلال احصا و مدل کیفی ساخته می شود. در فاز دوم، برای بررسی اعتبار ابزار اندازه گیری از تکنیک تحلیل عاملی تأییدی و نرم افزار Smart PLS استفاده شده است. جامعه آماری این تحقیق، مشتریان فروشگاه های خرده فروشی های کوچک در شهر یزد است که 384 نفر نمونه به صورت تصادفی در دسترس و از طریق ارسال پرسشنامه در فضای مجازی انتخاب شده اند. نتایج تحقیق نشان می دهد که کسب وکار حلال شامل پنج بعد اصلی است که عبارت اند از: شاخص های مربوط به تبلیغات، شاخص های مربوط به توزیع، شاخص های مربوط به قیمت، شاخص های مربوط به کارکنان و شاخص های عمومی در کسب وکار حلال. در نهایت اعتبار مدل و شاخص های مربوط به تحلیل عاملی تأییدی مرتبه دوم، بررسی و نتایج حاصل معتبربودن سنجه ساخته شده را که شامل 29 گویه است را تأیید می کند. در گام سوم، با استفاده از سنجه طراحی شده، وضعیت موجود پایبندی به کسب وکار حلال در جامعه مورد مطالعه اندازه گیری و تحلیل شد.
طراحی و تحلیل الگوی راهبردی توسعه صادرات محصولات شرکت های دانش بنیان (مورد مطالعه: استان کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های بازرگانی فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۴ شماره ۱۳۰
1 - 40
حوزههای تخصصی:
یکی از راهبردهای مهم توسعه در کشورها، توجه ویژه به توسعه صادرات در کشورهای در حال توسعه در عرصه بین المللی است. این مسأله مهم به صورت ویژه برای شرکت های دانش بنیان که ظرفیت توسعه بازار خود را دارند، اهمیت دارد؛ زیرا منجر به ارزش آفرینی و خلق ثروت می شود. پژوهش حاضر با هدف طراحی و تحلیل الگوی راهبردی توسعه صادرات محصولات شرکت های دانش بنیان در استان کرمانشاه انجام شد. پژوهش از نظر هدف، کاربردی و با رویکرد کیفی مبتنی بر نظریه داده بنیاد، از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته و عمیق با شانزده نفر از خبرگان شامل مدیران عامل، مدیران و کارشناسان فروش شرکت های دانش بنیان استان کرمانشاه، به روش نمونه گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری انجام گرفت. داده های پژوهش از طریق فرایند سه مرحله ای کدگذاری باز، محوری و انتخابی مبتنی بر طرح نظام مند اشتراوس و کوربین و با استفاده از نرم افزار MAXQDA2020 تحلیل شدند. نتایج حاصل از کدگذاری، منجر به شناسایی 582 کد باز، 89 مفهوم، 27 مقوله فرعی و 6 مقوله اصلی گردید. اعتبار و قابلیت اعتماد یافته های پژوهش با استفاده از معیارهای چهارگانه لینکُلن و گوبا موردتأیید قرار گرفت. درنهایت، شرایط زمینه ای و مداخله گر به همراه پدیده محوری، راهبردهای توسعه صادرات محصولات شرکت های دانش بنیان را تشکیل دادند و پیامدهایی نظیر افزایش رقابت پذیری، افزایش درآمد و سودآوری، تقویت موقعیت برند، توسعه توانمندی های انسانی، تحقق اهداف استراتژیک و رشد پایدار، افزایش سهم بازار و نفوذ جهانی احصاء گردید.
ارائه چارچوبی برای مدل تاب آوری تیمی بنیان گذاران کسب و کارهای استارت آپی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: با ظهور اینترنت و فناوری اطلاعات در دهه های اخیر، استارتاپ ها می توانند حول ایده های نوآورانه، فرصت های جدید کسب وکار خلق کنند. از آنجائی که استارتاپ ها با حوزه فناوری گره خورده اند، به یک موتور پیشران در اقتصاد کشورها تبدیل شده اند؛ اما نرخ بالای شکست آن ها نشان می دهد که شکست بخشی از اکوسیستم استارتاپی است و اجتناب ناپذیر، و به دلیل منابع و زمان محدود استارتاپ ها، یک پروژه شکست خورده می تواند آن ها را از کسب وکار خارج نماید. با این حال، با توجه به تأثیر قابل توجه بیماری همه گیری جهانی و همچنین تحریم های اعمال شده برای ایران، برخی از استارت آپ های ایرانی با شکست مواجه شده اند. از این رو، هدف از این پژوهش ارائه چارچوبی برای مدل تاب آوری تیمی بنیان گذاران کسب وکارهای استارتاپی ایران بوده است. روش پژوهش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و اکتشافی است و از نظر روش، کیفی بوده ک ه ب ا استراتژی داده بنیاد انجام شده است. در این پژوهش، مطالعه چند موردی در شرکت های ابزار دقیق، ربات صنعت موازی دلتا، پلتفرم نوبت دهی آنلاین و ... که چرخه حیات استارتاپی را با موفقیت طی کرده اند و تاب آورده اند، انجام شده است. بدین ترتیب تعداد نمونه (جامعه مشارکت کننده) با روش گلوله برفی انتخاب شدند و تا رسیدن به نقطه اشباع نظری تعداد 11 مصاحبه انجام و تجزیه و تحلیل شد. همچنین، به منظور تأیید روایی داده ها و کدها، از بازنگری مشارکت کنندگان در پژوهش استفاده گردید و برای سنجش پایایی، از روش پایایی بازآزمون استفاده شد و سپس با معیار توافق درصدی هولستی، میزان تطابق کدها 82 درصد تعیین شد. یافته ها: یافته ها نشان می دهد که 7 عامل بر موفقیت و شکست تاب آوری در استارت آپ های تیمی ایرانی مؤثر هستند که این عوامل شامل 20 مفهوم است. این عوامل در مدل پاردایمی پژوهش به صورت عوامل علّی (عوامل در سطح فردی و تیمی)، عوامل زمینه ای (شرایط زمینه ای همانند عوامل سیاسی و اقتصادی، اجتماعی، شیوه های سازمانی، عوامل فرهنگی و منابع جمعی)، عوامل مداخله گر (ساختار سازمانی همانند ساختار گروه، طراحی وظیفه و انتظارات و ارتباطات گروه)، راهبردها (رهبری چابکی (حفظ عملکرد و حفظ سلامت) و آموزش پذیری تاب آوری تیمی) و پیامدی (تاب آوری کسب وکارهای تیمی همچون مدیریت و اصلاح رفتار، برنامه ریزی و یادگیری و فرهنگ) نشان داده شده است. همچنین، در این پژوهش مفاهیمی چون داشتن مهارت و سهم دانش و تخصصی که در اعضای تیم وجود دارد، باعث موفقیت یا شکست تیم می گردد و عوامل روانشناختی مانند وجود اعتماد به نفس، روحیه ریسک پذیری و یادگیری در امر تجارت نیز به عنوان عوامل مهم و تأثیرگذار در مدل تاب آوری استارتاپی شناسایی شده است. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد که اگر چه تیم های مورد مطالعه پس از بحران با مشکلاتی مواجه می شوند، اما همین موانع و بحران ها سبب یادگیری از تجربه و ایجاد تجربه مفید و مثبت در جهت آمادگی اعضای تیم (و آموزش پذیری تاب آوری) در آینده گردیده است.
پیشران ها و سناریوهای توسعه کسب وکارهای سرزمینی در ایران: رویکردی آینده پژوهانه با تأکید بر آمایش سرزمین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی فضایی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۵۶)
109 - 140
حوزههای تخصصی:
کسب وکارهای سرزمینی به عنوان یکی از مهم ترین اجزای اقتصاد جهانی نقش بسزایی در توسعه و رشد اقتصادی کشورها دارند؛ بنابراین توسعه این بخش یکی از دغدغه های سیاست گذاران و مجریان عرصه توسعه صنعتی در کشورهاست. هدف از پژوهش حاضر شناسایی پیشران های مؤثر بر توسعه کسب وکارهای سرزمینی در کشور ایران با رویکرد آینده پژوهی در راستای آمایش سرزمین است. محققان در این پژوهش در راستای مبانی علم آینده پژوهی با رویکرد اکتشافی و تحلیلی و نیز با به کارگیری مدل های کمّی عوامل و پیشران های مؤثر بر کسب وکارهای سرزمینی را در ایران شناسایی و تحلیل و سناریوهای مختلف را برای توسعه این کسب وکارها در آینده تدوین کرده اند. روش گردآوری اطلاعات مبتنی بر روش مطالعات اسنادی-پیمایشی و تکنیک دلفی بوده که پیشران های پژوهش با استفاده از روش تحلیل تأثیر متقابل شناسایی شده است. در این مطالعه از 9 شاخص و 49 عامل و برای تجزیه و تحلیل داده ها و تحلیل ساختاری تأثیرگذاری هر یک از متغیر ها از نرم افزار MicMac و Scenario Wizard استفاده شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که از میان عوامل بررسی شده 10 عامل به عنوان کلیدی ترین عوامل (تحریم ها، درآمد، جذب سرمایه های خارجی، دسترسی به بازار، دسترسی به سرمایه، مشارکت، دسترسی به تکنولوژی، هزینه انرژی، مشارکت بخش خصوصی و منابع) انتخاب شده است. مهم ترین اولویت در توسعه کسب وکارهای سرزمینی مدیریت عوامل موجود در موقعیت خطر و مخاطره است. همچنین، تأثیر تورم به عنوان یک محرک ثانویه در این زمینه می تواند نقش مهمی در توسعه کسب وکارها داشته باشد. درزمینه نتایج سناریوهای مختلف نیز مشخص شد که رفع تحریم ها و باز شدن درهای اقتصاد جهانی به روی اقتصاد داخلی تنها یک بخش از پازل توسعه کسب وکارهای سرزمینی در ایران است.
طراحی چارچوب مهارت های کلیدی کارآفرینان فناور در محیط های فناورانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با پیچیدگی های روزافزون محیط های فناورانه و اهمیت سیاست گذاری مؤثر در حمایت از کارآفرینان فناور، شناسایی و توسعه مهارت های کلیدی این گروه به یکی از اولویت های اصلی در پیشبرد نوآوری، تقویت رقابت پذیری و ایجاد بستر مناسب برای رشد و توسعه کسب وکارهای فناورانه تبدیل شده است.کارآفرینان فناور، با بهره مندی از مهارت های خاص در شناسایی فرصت های نوآورانه، توسعه فناوری های پیشرفته و تجاری سازی ایده های فناورانه، نقشی اساسی در پیشبرد نوآوری و توسعه فناوری ایفا می کنند. این پژوهش با هدف طراحی چارچوبی جامع برای مهارت های کلیدی کارآفرینان فناور و تحلیل نیازهای آن ها برای موفقیت در محیط های فناورانه انجام شد. در این پژوهش، از روش تحلیل محتوای کیفی و مرور نظام مند منابع علمی بین سال های 2015 تا 2024 استفاده شد و مهارت ها در سه حوزه اصلی شامل مدیریتی، کسب وکار و فناوری دسته بندی گردید. مهارت های مدیریتی شامل مدیریت پروژه، مدیریت عملیات، مدیریت سرمایه انسانی، مدیریت مالی، مدیریت ریسک، مدیریت استراتژیک و مدیریت نوآوری است. مهارت های کسب وکار شامل شناسایی فرصت ها، امکان سنجی، تدوین مدل کسب وکار، توسعه محصول، بازاریابی و فروش، جذب سرمایه، ارتباط با مشتری، شبکه سازی و برندسازی می شود. مهارت های فناوری نیز شامل تحقیق درباره فناوری ها، تسلط بر فناوری های مرتبط، پیاده سازی فناوری و توسعه فناوری است. این پژوهش همچنین بر اهمیت انطباق مهارت ها با نیازهای متغیر محیط های فناورانه تأکید دارد. چارچوب ارائه شده می تواند مبنایی برای طراحی برنامه های آموزشی هدفمند، توسعه ابزارهای ارزیابی و سیاست های حمایتی فراهم کند. این چارچوب، علاوه بر ارتقای مهارت های کارآفرینان فناور، زمینه ساز موفقیت آن ها در محیط های نوآورانه و پویا بوده و می تواند راهگشای رشد کارآفرینی فناورانه، توسعه فناوری و بهره برداری مؤثر از فرصت های کسب وکار در عرصه های مختلف باشد.
تبیین راهکارهای توسعه کسب و کارهای بالقوه ورزشی در حوزه های ورزش همگانی و قهرمانی استان آذربایجان شرقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت ورزشی سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۷۰)
63 - 45
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف اصلی این پژوهش تبیین راهکارهای شناسایی و توسعه کسب وکارهای بالقوه حوزه ورزش همگانی و قهرمانی استان بود. روش پژوهش: پژوهش از نوع کاربردی بود و به روش آمیخته (کیفی و کمی) اجرا شد. جامعه آماری تحقیق شامل اعضای هیأت علمی، کارشناسان حوزه ورزش، مدیران باشگاه های ورزشی، کارشناسان حوزه کسب وکار و همچنین کارآفرینان کسب وکارها در حوزه ورزش بود. 25 نفر در بخش کیفی با روش نمونه گیری هدفمند و در مواردی به روش گلوله برفی و در بخش کمی 188 نفر به صورت هدفمند انتخاب شدند. در بخش کیفی با روش نظریه داده بنیاد با کدگذاری سه مرحله ای؛ در کدبندی باز 50 مفهوم اولیه، در کدبندی محوری 17 مقوله و در کدبندی گزینشی7 مقوله اصلی در قالب راه های شناسایی کسب وکارها، موانع توسعه، اقدامات توسعه و رونق کسب وکارها، اقدامات جهت جذب سرمایه و افراد، تبلیغات مؤثر و کارامد جهت ترویج ورزش ها، ساختار و روش های توسعه کسب وکارها و توسعه کسب وکارهای نوین ورزشی تبیین شدند. در بخش کمی از پرسشنامه حاصل از نتایج مصاحبه ها، شامل گویه هایی در هفت بعد استفاده شد. یافته ها: با اجرای روش های تحلیل عاملی اکتشافی و تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر در بخش کمی مشخص شد که مؤلفه ها و داده ها دارای بسندگی مناسب، حجم نمونه کافی و بار عاملی قابل قبولی هستند. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که مؤلفه های هفت گانه و گویه های آنها در توسعه کسب وکارهای بالقوه ورزش همگانی و قهرمانی استان تأثیرگذار و مهم اند.
تدوین مدل ساختاری – تفسیری نقش استارت آپ ها در کسب وکارهای ورزشی استان کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف کلی این پژوهش تدوین مدل ساختاری–تفسیری نقش استارت آپ ها در کسب وکارهای ورزشی استان کرمانشاه بود لذا پژوهش حاضر از نوع ترکیبی است. جامعه آماری این تحقیق خبرگان و صاحب نظران حوزه کارآفرینی ورزشی بودند که در هر دو بخش کیفی و کمی، 12 نفر به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. در بخش کیفی، تحلیل داده ها با استفاده تحلیل مضمون و در بخش کمی تحلیل داده ها با استفاده از مدل سازی ساختاری-تفسیری انجام شد. جهت بررسی روایی و پایایی نتایج بخش کیفی تحقیق از معیارهای گوبا و لینکلن (1989) و در بخش کمی پژوهش نیز از روایی صوری و مح توایی استفاده شد. نتایج بخش کیفی پژوهش نشان داد که نقش استارت آپ ها در کسب وکارهای ورزشی استان کرمانشاه دارای 87 مفهوم، 16 مضمون فرعی و 5 مضمون اصلی (افزایش توجه به بازار، ارتقای سطح کیفی محصولات و خدمات، رشد اقتصادی کسب وکارهای ورزشی، افزایش آینده نگری و ارزش آفرینی) است. همچنین سطح بندی مضمون های فرعی نقش استارت آپ ها در کسب وکارهای ورزشی استان کرمانشاه نشان داد بهبود بازار کار برای نخبگان، اشتغال زایی پایدار و حمایت از محصولات و خدمات داخلی در سطح یک، افزایش بازده سرمایه گذاری، توسعه اقتصاد ورزشی، برنامه ریزی راهبردی و کاهش عدم اطمینان در سطح دوم، مشتری گرایی، بهبود کیفیت محصولات و خدمات ورزشی، تفاوت در محصولات و خدمات، جهانی سازی محصولات و خدمات، افزایش مزیت رقابتی و افزایش نوآوری در سطح سوم و نیازسنجی، بازارگرایی در کسب وکارهای ورزشی و تقویت مدیریت کسب وکار در سطح چهارم سطح بندی قرار داشتند.
واکاوی عوامل بازدارنده توسعه کارآفرینی در مناطق روستایی با رویکرد فرا تحلیل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روستایی دوره ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۶۳)
181 - 201
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف ترکیب کمی نتایج پژوهش های انجام شده در حوزه عوامل بازدارنده کارآفرینی روستایی صورت گرفته است. این پژوهش با استفاده از روش فرا تحلیل و نرم افزار CMA3 تعداد 29 مطالعه داخلی و خارجی طی سال های 2010 الی 2023 که اطلاعات آنان از طریق پایگاه های علمی معتبر استخراج شد را موردبررسی قرار داد. بر اساس نتایج حاصل شده از مجموع اطلاعات 444 متغیر وارده شده به نرم افزار فرا تحلیل 67 متغیر 354 مرتبه در مقالات موردبررسی دارای درجه تکرار بوده اند. متغیرهای ضعف مالی و کمبود نقدینگی، فقدان یا کمبود آموزش های مربوط به کارآفرینی، ضعف زیرساخت های فیزیکی و زیربنایی مناسب در مناطق روستایی، عدم هماهنگی و همکاری لازم بین سازمان های متولی و پائین بودن سطح مهارت و توانمندی بیشترین درجه تکرارپذیری را داشته اند. مقدار اندازه اثر نشان داده که از 67 متغیر 95/61 درصد دارای اندازه اثر کم، 16/28 درصد دارای اندازه اثر متوسط و 89/9 درصد متغیرها دارای اندازه اثر زیاد بوده اند. متغیرهای عدم دسترسی به بازار مناسب، وجود چالش های متعدد در روستاها و ترس از شکست بیشترین اندازه اثر را به خود اختصاص داده اند. همچنین در بین عامل ها نیز عوامل زیرساختی با مقدار اندازه اثر 372/0، سیاست گذاری با 349/0، آموزشی 334/0، اجتماعی با 314/0، اقتصادی با 308/0، محیطی با 287/0، نهادی با 283/0 و فردی با 277/0 به ترتیب مهم ترین موانع کارآفرینی روستایی شناخته شدند. در نهایت بر اساس نتایج حاصل شده با رویکردی جامع موانع کارآفرینی استخراج و اولویت بندی شدند و بر اساس آن مدل موانع پیش روی کارآفرینی روستایی ترسیم شده است.