مطالب مرتبط با کلیدواژه
۶۶۱.
۶۶۲.
۶۶۳.
۶۶۴.
۶۶۵.
۶۶۶.
۶۶۷.
۶۶۸.
۶۶۹.
۶۷۰.
۶۷۱.
۶۷۲.
۶۷۳.
۶۷۴.
۶۷۵.
۶۷۶.
۶۷۷.
۶۷۸.
۶۷۹.
۶۸۰.
نوجوانان
منبع:
فرهنگ مشاوره و روان درمانی سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۰
87 - 120
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی گروه درمانی تلفیقی سایکودرامای شناختی رفتاری بر ترس از ارزیابی منفی و مثبت و اضطراب اجتماعی درنوجوانان مضطرب اجتماعی انجام گرفت. روش پژوهش به صورت نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری یک ماهه با گروه کنترل و جامعه آماری پژوهش شامل 250 نفر از دختران کلاس نهم شهرستان سیرجان در سال تحصیلی 1402-1401 بودند که پس از غربالگری و تشخیص اولیه، تعداد 24 نفر به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و گروه کنترل گمارده شدند. قبل از هرگونه مداخله از گروهها پیش آزمون گرفته شد، سپس گروه آزمایش 9 جلسه 120 دقیقه ای مداخله تلفیقی سایکودرامای شناختی رفتاری (تردول و همکاران،2016) بصورت هفتگی دریافت نمودند. ابزار پژوهش شامل مقیاس اضطراب اجتماعی نوجوانان (پاکلک ،2008)، ترس از ارزیابی منفی (لری، 1983) و ترس از ارزیابی مثبت (ویکز و همکاران ،2008) بود و داده ها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس چند متغیری (مانکووا) و تک متغیری (آنکوا) تحلیل شدند. نتایج مانکوا نشان داد پس از کنترل اثرات پیش آزمون تفاوت معنی داری در ترکیب خطی ترس از ارزیابی منفی و مثبت و اضطراب اجتماعی وجود داشت(لامبدای ویلکز= 0/049 45/71 F= . (P≤0/01.همچنین نتایج آنکوا کاهش معنی داری در ترس از ارزیابی منفی و مثبت و نمره اضطراب اجتماعی در افرادگروه آزمایش نسبت به گروه کنترل نشان داد (P≤0/01). یافته های این پژوهش اطلاعات مفیدی درخصوص این رویکرد تلفیقی فراهم می کند و مشاوران و روانشناسان می توانند برای بهبود اختلال اضطراب اجتماعی در نوجوانان از این مداخله تلفیقی استفاده کنند.
مدل پارادایمی برانگیزاننده های فرهنگی و اجتماعی رفتار پرخطر جنسی در نوجوانان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی سلامت سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۵۳)
61 - 76
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل و پیامدهای فرهنگی-اجتماعی رفتار پرخطر جنسی در نوجوانان شهر تهران بوده است.
روش: روش مورداستفاده در این پژوهش از نوع کیفی با راهبرد نظریه زمینه ای است. مشارکت کنندگان پژوهش شامل 24 نفر از نوجوانان دارای رفتار پرخطر جنسی در شهر تهران بوده که با استفاده از نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شده اند. داده ها با استفاده از روش مصاحبه عمیق جمع آوری، و به کمک روش کدگذاری نظری (باز، محوری و انتخابی) تجزیه وتحلیل شده اند.
یافته ها: به طورکلی در فرآیند تجزیه وتحلیل داده ها، 38 مقوله فرعی و 13 مقوله اصلی خلق شد. یافته های کلی حاکی از آن است که فقدان هدف و بیش کنترل گری به عنوان شرایط علّی، مهاجرت، فقر ادراک شده و فضای مجازی به عنوان شرایط زمینه ای، برچسب خوردن و محدودیت های دینی و فرهنگی به عنوان شرایط مداخله گر در بروز رفتار پرخطر جنسی استخراج شدند. جست وجوی مکان امن و خلوت و تلاش برای صمیمت زیاد با دوستان به عنوان راهبردهای به کاررفته شده توسط نوجوانان و نگرانی از گیر افتادن توسط پلیس، ترس از برخوردها و تنبیه های شدید خانواده و نگرانی از افشا نیز به عنوان پیامدهای این نوع رفتارها شناسایی شده اند.
نتیجه گیری: تأثیر متقابل شرایطی مانند مشکلات اقتصادی، مهاجرت، فضای مجازی و محدودیت های دینی و فرهنگی در شکل گیری رفتار پرخطر جنسی در نوجوانان مشخص گردید. لذا پیشنهاد می شود که برای کاهش این رفتارها، اقداماتی در جهت افزایش صمیمیت در خانواده ها و آموزش و ارتقای سواد رسانه ای والدین و نوجوانان انجام شود.
آزمون مدل علّی پریشانی روانشناختی نوجوانان براساس آزاردیدگی دوران کودکی و ناگویی هیجانی با نقش میانجی گرانه کیفیت خواب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۷
115 - 129
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر آزمون مدل علّی پریشانی روانشناختی نوجوانان براساس آزاردیدگی دوران کودکی و ناگویی هیجانی با نقش میانجی گرانه کیفیت خواب بود. این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش انجام نیز توصیفی -همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه پژوهش تمام دانش آموزان دختر و پسر دوره دوم متوسطه شهر مشهد در سال تحصیلی 1402-1403 بودند که از بین آن ها تعداد 352 نفر به شکل دردسترس انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری اطلاعات نیز مقیاس های آشفتگی روانشناختی (DASS؛ لاویبوند و لاویبوند، 1995)؛ ناگویی هیجانی (TAS؛ بگبی و همکاران، 1994)؛ پرسشنامه ترومای دوران کودکی (CTQ؛ برنستاین و همکاران، 2003) و شاخص کیفیت خواب (PSQI؛ بویس و همکاران، 1989) بود. برای توصیف یافته ها از میانگین و انحراف استاندارد و برای استنباط اطلاعات نیز از آزمون های همبستگی پیرسون و مدل معادلات ساختاری به کمک نرم افزارهای SPSS-27 و AMOS-24 استفاده شد نتایج این پژوهش نشان داد که این مدل پژوهشی از برازش مطلوبی برخوردار بوده و آزاردیدگی دوران کودکی و ناگویی هیجانی هم به صورت مستقیم و هم به صورت غیرمستقیم و از طریق میانجی گری کیفیت خواب بر پریشانی روانشناختی نوجوانان اثرگذار هستند. از این نتایج می توان برای طراحی مداخلاتی با هدف پیشگیری از پریشانی های روانشناختی استفاده نمود.
بررسی اثر بخشی آموزش هوش معنوی بر مبنای مفاهیم قرآنی بر دلبستگی به خدا و آخرت نگری نوجوانان شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
78 - 89
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی اثر بخشی آموزش هوش معنوی بر مبنای مفاهیم قرآنی بر دلبستگی به خدا و آخرت نگری نوجوانان شهر شیراز بود. روش این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش عبارت بود از تمامی دانش آموزان پسر دوره متوسطه اول منطقه 6 شهر شیراز در سال تحصیلی 1403-1402. از میان جامعه آماری تعداد 30 دانش آموزان پسر به شیوه نمونه گیری دردسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دوگروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) گمارش شدند. مداخله آموزش هوش معنوی بر مبنای مفاهیم قرآنی به گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 60 دقیقه ای آموزش داده شد. به منظور جمع آوری داده های پژوهش از پرسشنامه دلبستگی به خدا بک و مک دونالد (2004) و پرسشنامه آخرت نگری ابراهیمی و بهرامی (1390) استفاده شد. داده های پژوهش با استفاده از روش تحلیل کوواریانس تک متغیره و چند متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج تجزیه و تحلیل یافته های پژوهش نشان داد که آموزش هوش معنوی بر مبنای مفاهیم قرآنی بر دلبستگی به خدا و آخرت نگری نوجوانان اثربخش بوده است (۰۱/۰p<). به عبارت دیگر نمرات آزمودنی ها در پس آزمون در دلبستگی به خدا و آخرت نگری بهبود معناداری داشته است. نتیجه گیری: با توجه به نتایج بدست آمده از این پژوهش می توان می توان پیشنهاد کرد که در سیستم آموزشی کشور طرحی ب رای آشنایی هر چه بیشتر مدیران، معلمان و دانش آموزان با محتوای هوش معنوی مبتنی بر مبنای مفاهیم قرآنی در نظر گرفته شود تا موضوع تعلیم و تربیت بر مبنای مفاهیم قرآنی در آنان درونی شود.
تدوین و اعتباریابی بسته آموزشی کاهش وابستگی آسیب زا به فضای مجازی در نوجوانان
حوزههای تخصصی:
زمینه: نوجوانی دوره ای مهم در گستره زندگی است که کیفیت عملکرد در آن می تواند بر سلامت روان در بزرگسالی افراد بسیار مؤثر باشد. در حال حاضر زندگی همه افراد به ویژه نوجوانان پیوندی جدانشدنی و عمیق با فضای مجازی دارد که می توان برای آن فرصت ها و آسیب های متعددی را در نظر گرفت. با توجه به حساسیت دوره نوجوانی طراحی مداخلاتی کارآمد و به روز و مبتنی بر فرهنگ در زمینه کاهش وابستگی آسیب زا به فضای مجازی در نوجوانان مورد تأکید است. هدف: این پژوهش با هدف تدوین و اعتباریابی بسته آموزشی کاهش وابستگی آسیب زا به فضای مجازی در نوجوانان انجام گردید. روش: روش این پژوهش از نوع کیفی و به روش سنتزپژوهی آمیخته بود. به منظور طراحی بسته آموزشی، از نتایج و مبانی نظری موجود در پژوهش های انجام شده استفاده گردید. برای کسب اطمینان از روایی مطلوب بسته آموزشی، از روش روایی محتوایی با استفاده از مدل لاوشه با پانل خبرگان 10 نفری شامل متخصصان حوزه روان شناسی و علوم تربیتی و از دو ضریب کمی نسبت روایی محتوایی و شاخص روایی محتوایی استفاده شد. یافته ها: بر اساس پژوهش های انجام شده بسته آموزشی در قالب 9 جلسه تدوین شد. دو ضریب کمی نسبت روایی محتوایی و شاخص روایی محتوایی به ترتیب 94/0 و 79/0 محاسبه گردید. این پژوهش نشان داد که کلیه جلسات بسته طراحی شده ضروری است و محتوای کلیه جلسات، کاملاً مرتبط و یا مرتبط با اهداف تشخیص داده شد. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که بسته آموزشی کاهش وابستگی آسیب زا به فضای مجازی در نوجوانان از روایی محتوایی مناسب برخوردار است و روایی و پایایی لازم را برای انجام کارهای مشاوره و پژوهش دارد. به عبارتی بسته آموزشی تدوین شده در کاهش وابستگی آسیب زا به فضای مجازی در نوجوانان مؤثر است.
چالش های اخلاقی حضور بانوان در فضای مجازی با تأکید بر وضعیت حجاب
منبع:
مطالعات دینی رسانه دوره ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۶
41 - 73
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف مقاله بررسی چالش های اخلاقی حضور بانوان در فضای مجازی به ویژه وضعیت حجاب است. در آموزه های دینی، خودنمایی و خودآرایی و تبرج در فضای عمومی تحریم شده و به رعایت حجاب و عفاف تأکید شده است. این روند اکنون در فضای مجازی عادی شده است. بنابراین ضروری است چرایی این وضعیت مورد مطالعه و بررسی مداوم قرار گیرد.روش شناسی پژوهش: این تحقیق با روش مرور و تحلیل ثانویه و مطالعه بر روی کتب و مقالات تألیفی و میدانی مربوط به این موضوع، ملاحظات و نتایج تحقیقات معرفی می گردد.یافته ها و نتیجه گیری: این مطالعات آن است که با گسترش فضای مجازی و ضعف شناخت و فشار تبلیغات و وجود ظرفیت های زنانه و تمایل به رشد و تعالی فردی و کسب توانمندی و دیده شدن منجر به رشد بعضی ناهنجاری ها مانند نسبی گرایی اخلاقی، رشد فمینیسم، تعرضات جنسیتی و تضعیف عفاف و حجاب و از این قبیل شده است که راه مقابله با آن به شناخت و درک ماهیت فضای مجازی و توجه به نیازهای ضروری زندگی و عوامل واقعی سعادت انسانی منوط است. در این صورت، هم امکان حضور در این فضا را می توان فراهم کرد و هم با رعایت مرزهای عفاف و حجاب، راه رسیدن به حیات پاک و سعادت و معنویت مهیا می گردد.
شناسایی و سطح بندی موانع تفکّر انتقادی مبتنی بر فرهنگ مطالعه در نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی و سطح بندی موانع تفکر انتقادی مبتنی بر فرهنگ مطالعه در نوجوانان انجام شد. این تحقیق به صورت آمیخته اکتشافی و با رویکرد کیفی-کمی صورت گرفت. در بخش کیفی، ابعاد، مؤلفه ها و شاخص های تحقیق با بکارگیری تحلیل مضمون نرم افزار مکس کیودا (2018) و با توجه به مبانی نظری و نظر خبرگان استخراج شد. سپس سطح بندی عوامل با روش ساختاری-تفسیری (ISM) صورت گرفت. نتایج نشان می دهد که ابعاد تحقیق شامل: ویژگی های شخصیتی، خصوصیات روانشناختی، ارزش های ذاتی، فرهنگ مدارس، مشکلات اقتصادی می باشد و مولفه ها شامل: ارزش های محوری، ریسک گریزی، فردمحوری، تعصب فکری، عدم انعطاف پذیری، عدم تمرکز، پذیرش تفکر انتقادی، عدم تحمل ابهام، ضعف مهارت های تفکر انتقادی، عدم نیازسنجی آموزشی، عدم وجود جو حامی تفکر انتقادی، ارزش های محوری مدرسه، درآمد و سرانه پایین خانواده ها و مدارس می باشد. همچنین سطح بندی مدل پژوهش نشان داد که کدهای محوری ریسک گریزی، فردمحوری، تعصب فکری، عدم انعطاف پذیری، عدم تمرکز، پذیرش تفکر انتقادی، عدم تحمل ابهام، ضعف مهارت های تفکر انتقادی، عدم وجود جو حامی تفکر انتقادی و درآمد و سرانه پایین مدارس در سطح اول می باشند. همچنین کدهای محوری درآمد و سرانه پایین خانواده ها و ارزش های محوری مدرسه در سطح دوم؛ ارزش های محوری و عدم نیازسنجی آموزشی به ترتیب در سطح سوم و چهارم می باشند.
بررسی نقش مهارت های شناختی و فراشناختی در میزان موفقیت ورزشی نوجوانان بسکتبالیست شهر گرگان
مقدمه و هدف: بسکتبال به عنوان یک ورزش تیمی پرسرعت، نیازمند هماهنگی دقیق بین مهارت های فیزیکی، شناختی و فراشناختی است که توانایی بازیکنان در تصمیم گیری سریع و مدیریت موقعیت های پیچیده را تعیین می کند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش مهارت های شناختی و فراشناختی در موفقیت ورزشی نوجوانان بسکتبالیست شهر گرگان انجام شد.روش کار: جامعه آماری شامل تمامی بسکتبالیست های ۱۰ تا ۱۶ ساله این شهر در سال ۱۴۰۲ بود که بر اساس جدول مورگان حجم نمونه ۲۵۰ نفر برآورد شد و در نهایت ۲۵۶ پرسشنامه معتبر وارد تحلیل گردید. داده ها از طریق پرسشنامه های فراشناخت-30، پرسشنامه توانایی های شناختی نجاتی و مقیاس موفقیت ورزشی جمع آوری شد و با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۱۶ تحلیل شد.یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که متغیرهای شناختی و فراشناختی دارای توزیع نرمال بوده و تفاوت معناداری بین گروه های با موفقیت ورزشی ضعیف، متوسط و قوی در هر دو متغیر مشاهده شد. در تحلیل همبستگی پیرسون، انعطاف پذیری شناختی (769/0=r)، توجه انتخابی (732/0=r) و تصمیم گیری (711/0=r) بیشترین تأثیر را بر موفقیت ورزشی نشان دادند. همچنین، در مهارت های فراشناختی، باورهای مثبت نسبت به نگرانی (510/0=r) و خودآگاهی شناختی (488/0=r) بیشترین همبستگی را با موفقیت ورزشی داشتند.نتیجه گیری: این نتایج بیانگر اهمیت مهارت های شناختی و فراشناختی در ارتقای عملکرد ورزشی نوجوانان بسکتبالیست است و نشان می دهد که توانایی های ذهنی بازیکنان می تواند به طور مستقیم بر موفقیت ورزشی تأثیرگذار باشد. یافته ها تأکید می کنند که آموزش های هدفمند در حوزه مهارت های شناختی و فراشناختی می تواند به بهبود تصمیم گیری، انعطاف پذیری و کنترل هیجانات در موقعیت های رقابتی کمک کرده و به توسعه عملکرد ورزشی نوجوانان بسکتبالیست منجر شود.
رسانه های اجتماعی و بازآفرینی "تصویر بدن": نگرانی های ذهنی دختران نوجوان از تصویر بدن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تداوم و تغییر اجتماعی سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
97 - 125
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: نوجوانی مقطعی مهم در رشد فردی است و به لحاظ جسمی، فیزیولوژیک و روان شناختی یک دوره تحولی محسوب می شود. در این سنین، به دلیل سرعت و گستردگی تغییراتی که رخ می دهد، دوره ای حساس و حیاتی برای بروز و توسعه نگرانی از تصویر بدن است. از طرفی، با توجه به نفوذ فزاینده رسانه های اجتماعی در زندگی روزمره نسل نوجوانان امروز، و نقش محوری این رسانه ها در الگو دهی به ادراکات و رفتارهای فردی، این پژوهش به بررسی وضعیت نگرانی از تصویر بدن در بین دختران دانش آموز پرداخته و رابطه این نگرانی ها را با نوع، انگیزه و شدت استفاده از رسانه های اجتماعی مورد تحلیل قرار می دهد. روش و داده ها: پژوهش حاضر کمی و از نوع پیمایش است. 321 نفر از دختران از طریق فرمول کوکران و با روش تصادفی به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسش نامه تصویر بدن خود، فرم کوتاه (BSIQ-SF) و پرسش نامه محقق ساخته رسانه های اجتماعی بود که پایایی آن ها از طریق آلفای کرونباخ و شاخص پایایی ترکیبی (CR) و روایی آن از طریق میانگین واریانس استخراج شده (AVE) و روایی تشخیصی برآورد گردید. تحلیل داده ها در دو سطح توصیفی و استنباطی از طریق روش حداقل مربعات جزئی (PLS) انجام شد. یافته ها: یافته ها نشان دادند نگرانی از تصویر بدن در بین دختران در حد متوسط روبه بالا بوده است. برمبنای یافته ها، نوع، انگیزه و شدت استفاده از رسانه های اجتماعی با تصویر بدن رابطه معنی داری دارند و 21 درصد از واریانس متغیر وابسته را پیش بینی می کنند. بحث و نتیجه گیری: باتوجه به نتایج، مؤسسات آموزشی و سیاست گذاران باید در جهت آموزش وپرورش سواد رسانه ای و مهارت تفکر انتقادی همچنین برگزاری دوره هایی آموزشی برای دانش آموزان در زمینه استفاده آگاهانه از رسانه های اجتماعی تلاش نمایند. پیام اصلی: این پژوهش با در نظر گرفتن پیچیدگی رابطه بین رسانه های اجتماعی و نگرانی از تصویر بدن، نشان می دهد که صرفاً نوع رسانه یا مدت زمان استفاده، تبیین کننده کاملی نیست. بلکه برای درک عمیق این ارتباط، بررسی جنبه های ظریف تر استفاده از رسانه های اجتماعی مانند نوع، انگیزه و شدت استفاده از رسانه های اجتماعی ضروری است.
اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر انعطاف پذیری شناختی و حساسیت بینفردی دانش آموزان پسر نوجوان دارای نشانه های اضطراب اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر انعطاف پذیری شناختی و حساسیت بین فردی نوجوانان دارای نشانه های اضطراب اجتماعی انجام شد. پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان پسر نوجوان دارای نشانه های اختلال اضطراب اجتماعی شهر کوهدشت در سال تحصیلی 1403-1402 بود که از میان آن ها 30 دانش آموز نوجوان دارای نشانه های اختلال اضطراب اجتماعی که نمرات پایینی در انعطاف پذیری شناختی و نمرات بالایی در حساسیت بین فردی داشتند، به شیوه نمونه گیری دردسترس انتخاب و به شیوه تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) گمارده شدند. داده ها با استفاده از پرسش نامه اضطراب اجتماعی نوجوانان (SASA)، پرسش نامه انعطاف پذیری شناختی دنی س و ون دروال (2010) و پرسش نامه حساسیت بین فردی توسط بویس و پاپکر(1989) جمع آوری شد. گروه آزمایش تحت آموزش ذهن آگاهی در طی 8 جلسه 70 دقیقه ای قرار گرفتند. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری در نرم افزار SPSS (نسخه 24) تحلیل گردید. نتایج حاصل نشان داد که آموزش ذهن آگاهی بر انعطاف پذیری شناختی و حساسیت بین فردی گروه آزمایش تأثیر معناداری داشته است (۰۱/۰p<)، به بیان دیگر آموزش ذهن آگاهی در ارتقای انعطاف پذیری شناختی و کاهش حساسیت بین فردی گروه آزمایش اثربخش بوده است (۰۱/۰p<). می توان گفت از جمله آموزش های مفید و اثربخش در جهت تقویت انعطاف پذیری شناختی و کاهش حساسیت بین فردی نوجوانان دارای اختلال اضطراب اجتماعی، آموزش ذهن آگاهی است.
تحلیل ارتباط بین استفاده از گیم نت ها بر تغییر نگرش تربیتی در نوجوانان (با تأکید بر نقش میانجی مهارت های ارتباطی و عملکرد تحصیلی)
حوزههای تخصصی:
در عصر حاضر، فضاهای مجازی و دیجیتال به بخش جدایی ناپذیر از زندگی گروه سنی نوجوانان و جوانان تبدیل شده است. ارزش صنعت بازی به میلیاردها دلار افزایش یافته است و بازیکنان چیزی حدود سه میلیارد ساعت در هفته را صرف بازی کردن می کنند. افراد به روش های مختلف می توانند بازی را تجربه کنند: روی تلفن های همراه خود، صفحه تلویزیون، وب سایت ها، واقعیت مجازی و حتی شبکه های اجتماعی. گستره پلتفرم ها، کانال ها و ژانرهای ارائه شده برای انواع مختلف بازیکنان بسیار زیاد است و به نظر می رسد صنعت بازی برای تبدیل کردن بازی ها به یک روند اصلی در حوزه سرگرمی، محدودیت ها را شکسته است. یکی از مکان های مهم گیم نت ها هستند که به عنوان محیط هایی که امکان دسترسی به بازی های ویدئویی را فراهم می کنند، نقش مهمی در شکل گیری رفتارها و نگرش های آنان ایفا می کنند. این مطالعه با استفاده از داده های جمع آوری شده از ۵۲۰ شرکت کننده از شهر تهران، به تحلیل تأثیرات مثبت و منفی این فضاها بر روی مهارت های اجتماعی، عملکرد تحصیلی و سلامت روانی کودکان و نوجوانان می پردازد. نتایج نشان می دهند که نظارت والدین و کیفیت تعاملات اجتماعی می توانند تأثیرات منفی بازی های رایانه ای را کاهش دهند. همچنین، یافته ها حاکی از آن است که بازی های ویدئویی می توانند به بهبود مهارت های حل مسئله کمک کنند، اما مواجهه با محتوای خشن و تجربه های منفی در گیم نت ها می تواند تأثیرات منفی بر سلامت روانی و رفتار اجتماعی افراد داشته باشد. این پژوهش به بررسی تأثیر فضای گیم نت ها بر رویکرد تربیتی کودکان و نوجوانان می پردازد.
اثربخشی آموزش خودنظم دهی هیجانی بر انعطاف پذیری شناختی و حساسیت بین فردی نوجوانان دارای نشانه-های اضطراب اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش: این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی آموزش خودنظم دهی هیجانی بر افزایش انعطاف پذیری شناختی و کاهش حساسیت بین فردی در نوجوانان دارای نشانه های اضطراب اجتماعی انجام شد. روش پژوهش: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان پسر دارای نشانه های اضطراب اجتماعی در شهر کوهدشت در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ بود. از این جامعه، ۳۰ نفر که دارای پایین ترین سطح انعطاف پذیری شناختی و بالاترین سطح حساسیت بین فردی بودند، به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (۱۵ نفر) و کنترل (۱۵ نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش، مداخله آموزشی خودنظم دهی هیجانی را در ۸ جلسه ۹۰ دقیقه ای دریافت کرد، در حالی که گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. داده ها با استفاده از پرسشنامه های استاندارد گردآوری و با روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری (MANCOVA) در نرم افزار SPSS نسخه ۲۴ تحلیل شدند. یافته ها: نتایج تحلیل داده ها نشان داد که بین دو گروه آزمایش و کنترل از نظر متغیرهای وابسته، تفاوت معناداری وجود دارد. به عبارت دقیق تر، آموزش خودنظم دهی هیجانی منجر به افزایش معنادار انعطاف پذیری شناختی و کاهش معنادار حساسیت بین فردی در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل شد (p < 0.01). نتیجه گیری: بر اساس یافته های این مطالعه، می توان نتیجه گرفت که آموزش خودنظم دهی هیجانی یک مداخله مؤثر و مفید برای بهبود عملکرد شناختی-هیجانی نوجوانان مبتلا به اضطراب اجتماعی است و می توان از آن به عنوان یک روش درمانی مکمل برای ارتقای انعطاف پذیری شناختی و کاهش حساسیت در روابط بین فردی این افراد استفاده کرد.
اثرگذاری حقوق کیفری پست مدرن بر نظام پاسخ دهی واکنشی به جرائم اطفال و نوجوانان در کشورهای اسلامی(ایران، مصر و عربستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه و حقوق اسلامی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۹
217 - 250
حوزههای تخصصی:
جرمشناسی پست مدرن، یا التقاطی رویکردی نظری و شاخه ای از جرمشناسی انتقادی است که با تأکید بر نقش زبان، قدرت و ذهنیّت تحت تأثیر اندیشه های فیلسوف آلمانی، فردریش نیچه، از دهه 1990 میلادی متولد شد و ایده های سنّتی و کلاسیک حقوق کیفری در مورد جرم و عدالت را به چالش کشیده و جرم را ناشی از قطع گفتمان های غیرغالب و نابرابری در توزیع قدرت در جامعه می داند. جرم شناسان پست مدرن، استفاده از پاسخ های واکنشی صلح جویانه و رویکردهای توافقی را به جای توسّل دولت به خشونت پیشنهاد می کند و معتقد است که سیاست های اجتماعی زورگویانه صِرف، بر خشونت مجرمان در جامعه می افزاید. مبانی ایدئولوژیک حاکم بر نظام کیفری هر کشور، تأثیر مستقیمی در تدوین واکنش های جنایی و سیاست جنایی در مبارزه با جرم دارد. اطفال و نوجوانان به عنوان موضوع سیاست جنایی در هر جامعه به دلیل این که ویژگی خاصّ و نقش تعیین کننده ای در سرنوشت هر کشوری ایفا می کنند، بسیار حائز اهمیّت است و اتّخاذ نظام پاسخ دهی کیفری و غیر کیفری مناسب را ضروری می سازد. این نظام ها در کشورهای اسلامی همواره در انتخاب الگوی صحیح پاسخ دهی واکنشی و مهار پدیده جنایی، مسیر آزمون و خطا در پیش گرفته اند و با وجود نقش مهمّی که در جایگزینی ارزش ها و هنجارهای متناسب با تحوّلات اجتماعی ایفا می کند، تأثیری بر اندیشه جرمشناسی در جهان اسلامی که تا به امروز تحت سلطه نظریه های جرمشناسی مدرن غربی است، نداشته است و بین الگوهای سزاگرایانه، اصلاحی و تربیتی، ترمیمی و بازگشت، در نوسان و حرکت بوده اند و ضمن انعکاس آموزه های اسلامی از برخی از این الگوها پیروی کرده است. بنابراین، هدف پذیرش مبانی فکری متمایز در پاسخگویی واکنشی به رفتار مجرمانه اطفال و نوجوانان، پذیرش دیدگاه فکری جرم شناسان پست مدرن است و ارزیابی تفاوت ها و اشتراکات این بینش فکری با مواد قانون مجازات اسلامی با رویکردی توصیفی - تحلیلی است.
اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی بر پریشانی روان شناختی کودکان و نوجوانان دارای افکار آسیب به خود و خودکشی: مطالعه مروری نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سلامت روان کودک دوره ۱۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۴۳)
70 - 85
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: رفتارهای پرخطر مانند افکار خودکشی و خودآسیب رسانی در کودکان و نوجوانان، تهدیدی جدی و پایدار برای سلامت روان این گروه سنی محسوب می شود. شناسایی و به کارگیری درمان های مؤثر در کاهش این رفتارها، از اهمیت زیادی برخوردار است. پژوهش حاضر با هدف مرور نظام مند اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی در کاهش پریشانی روان شناختی کودکان و نوجوانان دارای افکار آسیب به خود و خودکشی انجام شده است. روش: در پژوهش مروری حاضر، با استفاده از جستجوی کلیدواژه های تخصصی شامل افکار خودکشی، آسیب به خود، افسردگی، اضطراب، تنیدگی، رفتاردرمانی دیالکتیکی، کودکان، و پریشانی، پایگاه های اطلاعاتی انگلیسی گوگل اسکالر، پاب مد، پروکوئست، امبیس، سایک اینفو، و اسکوپوس در بازه زمانی مارس ۲۰۰۸ تا دسامبر ۲۰۲۴ مورد بررسی قرار گرفتند. در مجموع، ۸۰۴ مقاله اولیه شناسایی شدند که پس از اعمال معیارهای ورود و ارزیابی کیفیت با استفاده از الگوی پریزما، ۲۳ مطالعه نهایی برای پاسخگویی به سوالات پژوهش به طور دقیق تحلیل شدند. یافته ها: نتایج به دست آمده نشان داد رفتاردرمانی دیالکتیکی به طور مؤثری به کاهش افسردگی، اضطراب، تنیدگی، و رفتارهای خودآسیب رسانی در نوجوانان منجر شده است و سلامت روان و توانایی تنظیم هیجان را بهبود می بخشد. در بیشتر مطالعات، بیش از نیمی از شرکت کنندگان پس از درمان، بهبود قابل توجهی در علائم خود گزارش کردند. مداخلات بلندمدت با پیگیری تا سه سال، اثربخشی پایدار درمان را تأیید کرده اند. با وجود این برخی عوامل مانند تکانشگری و مصرف مواد مخدر، ریسک ترک درمان را افزایش می دهند. نتیجه گیری: رفتاردرمانی دیالکتیکی اثربخشی قابل توجهی در کاهش رفتارهای پرخطر و بهبود سلامت روان نوجوانان دارد. با وجود موانعی مانند تکانشگری و مصرف مواد، این درمان پایداری و تاثیر بلندمدت خود را حفظ می کند و نقش مهمی در ارتقای کیفیت زندگی کودکان و نوجوانان ایفا می کند.
ارائه مدل آسیب پذیری به اعتیاد در نوجوانان براساس مزاج های عاطفی- هیجانی با نقش میانجی حساسیت به طرد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سلامت روان کودک دوره ۱۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۴۳)
101 - 116
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: در چند دهه گذشته شاهد افزایش نگران کننده شیوع و تنوع مشکلات مصرف مواد مخدر در سراسر جهان بوده ایم. با توجه به این که پیش گیری بهتر از درمان است، بنابراین شناسایی عواملی که باعث افزایش آسیب پذیری به اعتیاد می شود، ضروری به نظر می رسد. بدین ترتیب مطالعه حاضر با هدف مدل یابی علّی آسیب پذیری نوجوانان به اعتیاد براساس مزاج های عاطفی- هیجانی با توجه به نقش میانجی حساسیت به طرد انجام شد. روش: پژوهش حاضر، توصیفی- همبستگی از نوع مدل سازی معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش تمامی دانش آموزان دوره دوم متوسطه (پایه های دهم، یازدهم، و دوازدهم با دامنه سنی 19-16 سال) شاغل به تحصیل در سال 1403-1402شهرستان اسکو به تعداد 4667 نفر بودند. ینابراین 465 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند که به پرسشنامه شناسایی افراد در معرض خطر اعتیاد انیسی(1392)، مقیاس مرکب مزاج عاطفی و هیجانی لارا و همکاران (2012)، مقیاس حساسیت به طرد داونی و فلدمن (1996)، پاسخ دادند. تحلیل داده ها با استفاده از روش های همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری در محیط SPSS-23 و SmartPLS-3 انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد مزاج عاطفی (000/0=P، 283/0 R=) و مزاج هیجانی (000/0=P، 267/0 R=)، و حساسیت به طرد (000/0=P، 377/0 R=)، رابطه مثبت و معناداری با آسیب پذیری نسبت به اعتیاد دارند. همچنین نتایج نشان داد که مزاج هیجانی (01/0 ≥ P؛ 267/0= ß) و مزاج عاطفی (01/0 ≥ P؛ 283/0= ß) و حساسیت به طرد (01/0 ≥ P؛ 657/0= ß) اثر مستقیم و مثبتی بر آسیب پذیری نسبت به اعتیاد دارند و مزاج هیجانی از طریق حساسیت به طرد (01/0 ≥ P؛ 113/0= ß) و مزاج عاطفی نیز از طریق حساسیت به طرد (01/0 ≥ P؛ 515/0= ß)، اثر غیر مستقیم بر آسیب پذیری نسبت به اعتیاد دارند. در پایان نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوبی برخوردار است. نتیجه گیری: نتایج حاصل از این پژوهش تلویحات مهمی برای استفاده از مدل ارائه شده با هدف شناسایی نوجوانان در معرض خطر اعتیاد دارد و می تواند برای طراحی مداخلات پیشگیرانه به منظور کاهش خطر آسیب پذیری به اعتیاد در دانش آموزان استفاده شود.
واکاوی مفهوم احترام در کودکان و نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سلامت روان کودک دوره ۱۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۴۴)
29 - 44
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: احترام به عنوان یکی از مفاهیم کلیدی در تحول اجتماعی و اخلاقی کودکان و نوجوانان، نقش بسزایی در شکل گیری روابط مثبت و سالم میان همسالان و در جامعه ایفا می کند. احترام نه تنها به عنوان یک ارزش اخلاقی شناخته می شود، که به عنوان یک عامل مؤثر در شکل گیری و تقویت رفتار اجتماعی عمل می کند. روش: پژوهش حاضر با بهره گیری از رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی تفسیری هایدگری انجام شد تا چگونگی شکل گیری و تفسیر معانی مرتبط با مفهوم «احترام» در کودکان و نوجوانان مورد کاوش قرار گیرد. مشارکت کنندگان کودکان و نوجوانان 6، 8، 10، 12 و 15 ساله شهر کرمانشاه بودند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و رعایت اصل اشباع نظری با 143 کودک و نوجوان مصاحبه نیمه ساختار یافته به عمل آمد. جهت تحلیل کیفی داده ها و درک دلالت های اصلی متون مرتبط با مفهوم احترام، از تکنیک تحلیل مضمون استفاده شد. به منظور مستندسازی بهتر مصاحبه ها و همچنین نظم دهی، تلخیص و ترکیب داده های اولیه به دست آمده، از نرم افزار MAXQDA 2024 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که 6 مضمون اقتدار، قرارداد اجتماعی، رفتار اجتماع پسند، عدالت، شایستگی، و آزادی فردی استخراج شدند. کودکان در سن 6 سالگی در توصیف مفهوم احترام به اقتدار اشاره کردند، در سن 8 سالگی رفتارهای اجتماع پسند مانند کمک به دیگران، محبت کردن و همدلی، در سن 10 سالگی در توصیف احترام از مفاهیم رفتار اجتماع پسند و قرارداد اجتماعی همانند هنجار اجتماعی و آداب و رسوم استفاده کردند، کودکان 12 ساله وقتی درباره احترام صحبت می کنند، به مفاهیمی مثل عدالت، انصاف و برابری اشاره کردند و در نهایت در سن 15 سالگی نوجوانان در توصیف احترام از مفاهیم شایستگی و آزادی فردی استفاده کردند. نتیجه گیری: این پژوهش با ترسیم نقشه راه تحول مفهوم احترام، بر ضرورت توجه به فرایند تحولی در طراحی برنامه های آموزشی و اجتماعی تأکید می کند. یافته ها نشان می دهد که مداخلات متناسب با سن می تواند به پرورش نسلی همدل تر، عادل تر، و مسئولیت پذیرتر کمک کرده و مبنایی برای پژوهش های آتی فراهم آورد.
تحلیل اهمیت- عملکرد قابلیت های تحول هیجانی- کارکردی پایه و پیشرفته در طرح واره های ناکارآمد نوجوانان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
تحقیقات علوم رفتاری دوره ۲۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۸۰)
257 - 270
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هدف از مطالعه حاضر، تحلیل اهمیت- عملکرد قابلیت های تحول یکپارچه پایه و پیشرفته در طرح واره های ناکارآمد نوجوانان بود. مواد و روش ها: در یک طرح توصیفی- همبستگی، نمونه ای به حجم 211 نفر از دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر مشهد در سال تحصیلی 1402-1403، به روش در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، مقیاس تحول یکپارچه پایه نوجوان (ABIDS)، مقیاس تحول یکپارچه پیشرفته نوجوان (AAIDS) و فرم کوتاه مقیاس طرح واره های ناکارآمد اولیه (SF-YSQ) بود. تجزیه وتحلیل داده با استفاده از ماتریس اهمیت- عملکرد انجام شد. یافته ها: درمجموع یافته ها نشان داد که از میان قابلیت های تحول یکپارچه پایه و پیشرفته، به ترتیب مبادله و حل مساله اجتماعی و صمیمیت و جذب شدن به انسان ها بیشترین تأثیر را بر طرح واره های حوزه بریدگی و طرد داشته و نیازمند مداخله جدی تری هستند. همچنین، مولفه های مبادله و حل مساله اجتماعی و تفکر خاکستری، بیشترین نقش را در شکل گیری طرح واره های حوزه خودگردانی و عملکرد مختل ایفا کرده اند. در مورد طرح واره های مربوط به محدودیت های مختل، مؤلفه های تفکر چندعلیتی، تنظیم عواطف و رفتار، مبادله و حل مساله اجتماعی و تفکر خاکستری، بیشترین تأثیر را داشته اند. افزون بر این، مبادله و حل مساله اجتماعی و تفکر مبتنی بر معیار درونی، بیشترین تاثیر را در شکل گیری طرح واره های حوزه دیگر جهت مندی داشته اند. در نهایت، مولفه های مبادله و حل مساله اجتماعی و تفکر خاکستری مهم ترین سازه های تأثیرگذار بر طرح واره های حوزه گوش به زنگی بیش ازحد و بازداری شناخته شدند. نتیجه گیری: درمجموع با نظر به یافته های پژوهش به نظر می رسد که طراحی و اجرای مداخلات درمانی با هدف تقویت قابلیت های تحول هیجانی-کارکردی پایه و پیشرفته می تواند نقش بسزایی در تعدیل طرح واره های ناکارآمد نوجوانان داشته باشد
اثربخشی برنامه آموزش مهارت های اجتماعی مبتنی بر ذهن اگاهی بر مشکلات رفتاری، مهارت ارتباط با دوستان و همدلی شناختی در نوجوانان دارای قلدری(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
تحقیقات علوم رفتاری دوره ۲۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۸۰)
382 - 392
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: یکی از چالش های نوجوانان دارای قلدری، مشکلات رفتاری، عدم مهارت های ارتباطی و عدم همدلی می باشد؛ لذا پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی برنامه آموزش مهارت های اجتماعی مبتنی بر ذهن آگاهی بر مشکلات رفتاری، مهارت ارتباط با دوستان و همدلی شناختی در نوجوانان دارای قلدری صورت گرفت. مواد و روش ها: مطالعه حاضر از حیث هدف، کاربردی و از حیث روش، نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی دانش آموزان دارای رفتارهای قلدری در شهر تبریز بود که در سال 1403 در مقطع متوسطه دوم مشغول به تحصیل بودند. نمونه پژوهش شامل 30 دانش آموزان دارای رفتار قلدری بود که برای انتخاب این نمونه ابتدا غربالگری انجام گرفت و پس از دسترسی به افراد مورد نظر، نمونه ها به روش تصادفی با روش قرعه کشی در قالب گروه های آزمایشی (15 نفر) و کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. برنامه آموزش مهارت های اجتماعی مبتنی بر ذهن آگاهی در 10 جلسه 45 دقیقه ای و هفته ای دو بار برای گروه آزمایش اجرا شد و گروه کنترل در این زمان هیچ گونه آموزشی را دریافت نکردند. به منظور گردآوری داده ها از مقیاس تجدید نظر شده مشکلات رفتاری، مقیاس همدلی شناختی و پرسشنامه مشکلات در ارتباط با دوستان استفاده شد. داده های گردآوری شده با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیره در نرم افزار SPSS نسخه 27 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که مداخله آموزش مهارت های اجتماعی مبتنی بر ذهن آگاهی در افزایش همدلی شناختی و کاهش مشکلات ارتباط با دوستان، مشکلات رفتاری و مؤلفه های اختلال سلوک، پرخاشگری اجتماعی، مشکلات توجه – ناپختگی و اضطراب - گوشه گیری به طور معناداری مؤثر بوده است. در حالی که در خرده مقیاس های رفتار روان پریشی و حرکات اضافی تأثیر قابل توجهی مشاهده نشد. نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش حاضر می توان از برنامه آموزش مهارت های اجتماعی مبتنی بر ذهن آگاهی جهت کاهش مشکلات رفتاری، بهبود مهارت ارتباط با دوستان و افزایش همدلی شناختی در نوجوانان دارای قلدری بهره گرفت
نقش میانجی اعتیاد به بازی های آنلاین در رابطه خشم و خلاقیت بدخواهانه در نوجوانان با نشانه های اختلال نارسایی توجه -بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ تیز ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۱۰۹)
21 - 30
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین نقش میانجی اعتیاد به بازی های آنلاین در رابطه میان خشم و خلاقیت بدخواهانه در نوجوانان با نشانه های اختلال نارسایی توجه -بیش فعالی بود. روش پژوهش توصیفی -همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دارای نشانه های اختلال نارسایی توجه-بیش فعالی مقطع متوسطه دوم ناحیه 1 شهر رشت در سال تحصیلی 1403-1402 بود که به روش هدفمند، 240 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل سیاهه علائم مرضی کودکان (CSI-4) گادو و همکاران (1984)، مقیاس رفتار خلاقیت بدخواهانه (MCBS) هاو و همکاران (2016)، سیاهه خشم و پرخاشگری کودکان (ChIA) نیلسون و فینچ (2000)، و سیاهه اعتیاد به بازی های آنلاین (OGAI) وانگ و چانگ (2002) بود. تحلیل داده ها با استفاده از روش معادلات ساختاری انجام شد. نتایج بیانگر برازش مطلوب مدل پژوهش بود. نتایج ضرایب اثرات مستقیم نشان داد که خشم اثر مستقیم و معناداری بر خلاقیت بدخواهانه و اعتیاد به بازی های آنلاین داشت و اعتیاد به بازی های آنلاین نیز اثر مستقیم و معناداری بر خلاقیت بدخواهانه داشت (01/0>p). نتایج آزمون بوت استرپ بیانگر اثر غیرمستقیم خشم بر خلاقیت بدخواهانه با میانجی گری اعتیاد به بازی های آنلاین بود (05/0>p). نتایج این پژوهش نشان داد افزایش خشم در افزایش خلاقیت بدخواهانه نقش دارد؛ همچنین این رابطه توسط اعتیاد به بازی های آنلاین میانجی گری می شود. درواقع می توان بیان کرد اعتیاد به بازی های آنلاین و خشم می توانند تبیین کننده خلاقیت بدخواهانه باشند.
پیش بینی گرایش به مصرف الکل بر اساس تحمل پریشانی و تنظیم هیجان در نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ مرداد۱۴۰۴ شماره ۵ (پیاپی ۱۱۰)
121 - 128
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی گرایش به مصرف الکل بر اساس تحمل پریشانی و تنظیم هیجان در نوجوانان انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی - همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه نوجوانان دختر و پسر متوسطه دوم منطقه 8 شهر تهران در سال تحصیلی 1404-1403 بود که از بین آنها 200 نفر با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس و غیرتصادفی به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه گرایش به مصرف مشروبات الکلی شیخ (1393 ACTQ,)، تحمل پریشانی سیمونز و گاهر (۲۰۰۵DTS, ) و پرسشنامه تنظیم شناختی گارنفسکی و کرایج (2006،CERQ ) جمع آوری گردید. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل رگرسیون چندگانه استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد تحمل پریشانی و تنظیم هیجان قادر به پیش بینی گرایش به مصرف الکل بوده اند (05/0>p) و درمجموع 39 درصد از واریانس گرایش به مصرف الکل را تبیین می کنند. بنابراین می توان نتیجه گرفت که تحمل پریشانی و تنظیم هیجان نقش معنی داری در پیش بینی گرایش به مصرف الکل دارند و لزوم توجه به این عوامل برای کاهش گرایش به مصرف الکل در نوجوانان ضروری به نظر می رسد.