مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۴٬۲۲۱ تا ۵۴٬۲۴۰ مورد از کل ۵۵۳٬۲۳۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: زندگی روزمره علاوه بر این که بستر اعمال قدرت در جامعه محسوب می شود پتانسیل هایی نیز برای عملِ رهایی بخش و خلاقیت و استقلال سوژه فراهم می کند. خانواده به عنوان یکی از مهم ترین عرصه های زندگی روزمره است که زنان در آن نقش آفرین اصلی شمرده می شوند. با توجه به این که این حوزه نیز خالی از مناسبات قدرت نیست مانند بقیه ی عرصه های اعمال استراتژی های قدرت مقاومت هایی را نیز در خود جای می دهد. پژوهش حاضر به واکاوی مقاومت های نرم زنان در مقابل ساختار مرد سالارانه می پردازد. در این مقاله تلاش شد زندگی زنان در متن جامعه مردسالارانه مورد بررسی قرار گرفته و برخی عوامل پراهمیت در تثبیت یا تغییر وضعیت آنان خصوصاً در خانواده واکاوی شود. مواد و روش ها: روش پژوهش حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی بوده است. جامعه آماری در بخش کیفی خبرگان و صاحب نظران علمی و اجرایی، در رشته های جامعه شناسی و علوم سیاسی که در بحث توسعه، توسعه سیاسی و همچنین در بحث توانمند سازی زنان در حوزه های مختلف توسعه، صاحب تالیفات هستند ( با تاکید بر اینکه از خبرگان زن حتما استفاده گردد) و از روش نمونه گیری هدفمند در بخش کیفی استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که جامعه پذیری جنسیتی با فراوانی 377 بیشترین تاثیر را بر واکاوی مقاومت های نرم زنان در مقابل ساختار مرد سالارانه و مولفه تقدس بخشی به مفهوم زن با فراوانی 69 دارای کمترین تاثیر می باشد. از بین زیر مؤلفه ها، بیشترین زیر مؤلفه عدم توان کشور در استفاده از پتانسیل زنان با تعداد 57 بیشترین تاثیر را بر افزایش مقاومت های نرم زنان در مقابل ساختار مرد سالارانه دارد. نتیجه گیری: یافته های پژوهش، حاکی از این است که جامعه پذیری جنسیتی در ایجاد و ادامه ی آسیب های وارده بر زنان در جامعه نقش قابل توجهی دارند و میتواند مسیر صحیح را با چالش های اساسی مواجه کند. نتایج این مطالعه می تواند در شناسایی و کاهش آسیب های ناشی از واکاوی مقاومت های نرم زنان در مقابل ساختار مرد سالارانه مؤثر واقع شود. تازه های تحقیق اکبر اعتباریان: Google Scholar, Pubmed
راهکارهای کاهش فاصله بین وضعیت موجود و مطلوب تربیت جنسی دانش آموزان دوره متوسطه از دید معلمان
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: تربیت جنسی یکی از ابعاد مهم تربیتی است که توجه به آن در دوره نوجوانی امری ضروری است، علی رغم مطالعات قابل توجه در این زمینه، تا کنون راهکارهای جامع و کارآمد در بهبود وضعیت تربیت جنسی نوجوانان ارائه نشده است. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی راهکارهای مناسب در کاهش شکاف بین وضعیت موجود و مطلوب تربیت جنسی در دوره اول متوسطه، از دید معلمان بوده است. روش پژوهش: روش تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش انجام، توصیفی – پیمایشی وابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه محقق ساخته بوده است. روایی محتوای پرسشنامه با محاسبه ضریب لاوشه و پایایی پرسشنامه با اجرای آزمایشی و محاسبه روش دو نیمه کردن بررسی و تایید شده است. جامعه آماری پژوهش، کلیه دبیران و عوامل اجرایی مدارس متوسطه اول استان همدان در سال 1400 بوده است که تعداد 380 نفر از آنها به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده اند. در تحلیل داده از آزمون های آماری T وFREDMAN در محیط نرم افزار SPSS22 استفاده شده است. یافته ها: 15 راهکار در بهبود وضعیت تربیت جنسی مدارس شناسایی شد. قرار دادن محتوای مرتبط با تربیت جنسی در کتابهای درسی، موجب می شود تا همه مدارس، موظف گردند تا آن مباحث را به دانش آموزان ارائه دهند و از قبل با طراحی آموزشی، عناصر مختلف آموزشی را در نظر گرفته و آموزشی جامع و کارآمد در این زمینه داشته باشند. مشارکت اولیاء و مربیان در تربیت جنسی دانش آموزان و آماده سازی والدین از نظر عوامل انگیزشی، دانش و توانشی در تربیت جنسی نوجوانان موجب تاثیر گذاری بیشتر آموزش ها در این زمینه می شود. گنجاندن یک ساعت درسی فوق برنامه با عناوین «پسران و دختران شایسته» در مدارس موجب می شود تا بطور مشترک در سطح همه مدارس، فرصت هایی برای آموزش های مرتبط با تربیت جنسی به دانش آموزان ارائه شود. عنوان جذاب درس ، موجب علاقمندی بیشتر دانش آموزان به این مباحث می گردد. نتیجه گیری: با توجه به اینکه، حیاء و کم رویی تعدادی از دانش آموزان، مانع از طرح سوالات محرمانه در زمینه مسائل جنسی می گردد، استفاده از ابزارهای غیر مستقیم آموزش نظیر صندوق های پاسخگویی به سوالات و کانال های ارتباطی غیر حضوری، می تواند در تربیت جنسی دانش آموزان موثر باشد.
رابطه تصور از خدا و تعالی معنوی با امنیت روانی در جانبازان شهر کرمانشاه
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر رابطه تصور از خدا و تعالی معنوی با امنیت روانی در جانبازان شهر کرمانشاه است. پژوهش حاضر ازنظر هدف کاربردی و ازنظر اجرا توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل کلیه جانبازان شهر کرمانشاه بود که برابر 19616 نفر می باشند. جهت انتخاب حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران و حجم کل جامعه، 377 نفر بر اساس روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شد. نتایج نشان داد که بین متغیرهای تصور از خدا و تعالی معنوی با امنیت روانی جانبازان ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد میزان رابطه بین تصور از خدا و امنیت روانی جانبازان بیشتر از میزان رابطه و بین تعالی معنوی و امنیت روانی جانبازان است. بنابراین می توان نتیجه گرفت یکی از عناصر سازنده تصور از خدا، تعالی معنوی است آنجا که فرد از وابستگی های دنیوی اعراض کرده و از غیر خدا به خدا روی می آورد و همین امر توان تحمل فرد را در برابر مشکلات بیشتر می کند و منجر به امنیت خاطر جانبازان می شود.
تأثیر قانون کاهش مجازات حبس تعزیری در افزایش یا کاهش ارتکاب جرم
حوزههای تخصصی:
گرایش سیاست جنایی ایران و به تبع سیاست کیفری کاهش مجازات حبس و جمعیت کیفری زندان است. به دیگر سخن، اولویت های کلیدی ایران کاهش سیطره مجازات حبس است. بر این اساس رویکرد تقنینی و قضایی به دنبال حبس زدایی و استفاده از نهاد های ارفاقی و جایگزین است. از این رو است که رویای حبس زدایی امروزه به نقطه هدف اصلی سیاست جنایی مبدل گشته و پیش بینی نهاد های ارفاقی و رویکرد قانون کاهش مجازات حبس تعزیری این رویکرد را تایید می نماید. لیکن به رغم حرکت به سوئی حبس زدایی همگامی این رویکرد با بحث بازدارندگی و بی کیفرمانی یا اهداف کیفردهی از اهمیت بالایی برخوردار است. زیرا با کاهش مجازات ها قدرت بازدارندگی مجازات نیز کاهش می یابد.این نوشتار به روش توصیفی - تحلیلی به این نتیجه می رسد که کاهش مجازات حبس بدون توسعه فرهنگ قانون گرایی و توجه به سایر مولفه های تاثیرگذار بر افزایش جرائم امکان کاهش جمعیت کیفری زندان میسر نخواهد شد. از این رو نتیجه قانون کاهش مجازات حبس تعزیری مصوب 1399 کاستن قدرت بازدارندگی کیفر و کمک به بی کیفرمانی مجرمان است. از سوئی دیگر تاثیری چندانی بر کاهش جمعیت کیفری زندان ندارد. زیرا تولید جرم و حبس نتیجه یگانه کیفرهای طویل نیست که با کاستن آن از جمعیت کیفری به نتیجه دلخواه برسد. بلکه مولفه های اصلی مولد جرم و توجه به جایگزین های حبس باید مورد بررسی قرار گیرد.
تاثیر انعطاف پذیری ساختار مالی بر تقسیم سود نقدی و هزینه سرمایه در شرکت های پذیرفته شده بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد مدیریت مالی سال ۱۱ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۴۳)
71 - 92
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به دنبال بررسی تاثیرانعطاف پذیری ساختار مالی بر تقسیم سود نقدی و هزینه سرمایه در شرکت های پذیرفته شده بورس اوراق بهادار تهران است. به منظور دستیابی به اهداف پژوهش از میان کلیه شرکت های بورسی نمونه ی آماری انتخاب شده و باروش حذف سیستماتیک 103 شرکت که تاریخ پذیرش آن ها بین سال های 1391 تا 1398 و سال مالی منتهی به اسفندماه و بدون تغییر سال مالی، حذف شرکت های مالی، واسطه گری و سرمایه گذاری به علت متفاوت بودن صورت های مالی آن ها انتخاب شده است. برای جمع آوری اطلاعات از صورت های مالی حسابرسی شده و سایر گزارش های پذیرفته شده در بورس استفاده شده است. همچنین،، به منظور جمع آوری داده ها برای آزمون فرضیات از صورت های مالی حسابرسی شده جامعه آماری و سایر گزارش های شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران انجام استفاده شده است. نحوه گردآوری این اطلاعات نیز با مشاهده صورت های مالی حسابرسی شده شرکت ها از طریق بانک های اطلاعاتی سازمان بورس نظیر نرم افزارهای ره آورد نوین، تدبیر پرداز و سایت کدال و مراجعه کتابخانه ای است. نتایج پژوهش نشان داد بین انعطاف پذیری ساختار مالی با تقسیم سود نقدی، رشد شرکت و ارزش ذاتی سهام شرکت رابطه مثبت و معنی دار وجود دارد و متغیر کنترلی بازده دارایی و اهرم مالی دارای رابطه مثبت و معنی دار با متغیر سود نقدی و رشد شرکت می باشند. بین انعطاف پذیری ساختارمالی با هزینه سرمایه رابطه معنی دار وجود ندارد و متغیر کنترلی بازده دارایی و اهرم مالی دارای رابطه مثبت و معنی دار با متغیر هزینه سرمایه می باشند. همچنین،، متغیر کنترلی ارزش دفتری به بازار و بازده دارایی و اهرم مالی به ترتیب دارای رابطه معنی دار منفی، مثبت و مثبت با متغیر ارزش ذاتی سهام شرکت می باشند. بین انعطاف پذیری ساختار مالی با نسبت بدهی رابطه معنی دار وجود ندارد و متغیر کنترلی اندازه شرکت و بازده دارایی و اهرم مالی به ترتیب دارای رابطه معنی دار منفی، مثبت و مثبت، با متغیر نسبت بدهی می باشند.
اثر عضویت در موافقت نامه های تجاری بر تراز تجاری دو جانبه کشاورزی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات اقتصاد کشاورزی جلد ۱۵ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۶۰)
93 - 107
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: امروزه عضویت کشورها در موافقنامه های تجاری با تسهیل تجارت از راه مقررات زدایی، برچیدن مرزهای تعرفه ای و حمایتی، یکپارچه سازی هرچه بیشتر بازارهای ملی و منطقه ای و امکان دسترسی به بازارهای مختلف، فضای جدیدی را برای مسیر حرکت اقتصادی کشورهای مختلف گشوده است. اما با وجود تمام مزایای بیان شده برای موافقت نامه ها در تسهیل شرایط تجارت، وضعیت تعادل تجاری بین کشورها در بخش های مختلف اقتصادی در پی عضویت در توافقنامه ها روشن نیست.مواد و روش ها: از این رو، در این مقاله، تأثیر عضویت ایران در موافقتنامه های ترجیحات تجاری منطقه ای، نظام جهانی ترجیحات تجاری و سازمان همکاری های اقتصادی بر تراز تجاری دوجانبه بخش کشاورزی ایران با 45 شریک تجاری اصلی با استفاده از الگوی جاذبه در دوره زمانی 2017-2001 مورد بررسی قرار گرفت.یافته ها: بر اساس نتایج، عضویت ایران در توافقنامه های تجاری به طور معنی داری موجب تضعیف تراز تجاری کشاورزی ایران شده است. همچنین، متغیرهای درآمد (997/0) و جمعیت شرکای تجاری (013/2)، پردرآمد بودن شرکای تجاری و مرز زمینی مشترک اثری مثبت و معنی دار و متغیرهای نرخ ارز (690/0-)، درآمد ایران (005/1-)، فاصله و بحران مالی جهانی اثری منفی و معنی دار بر تراز تجاری کشاورزی ایران داشته اند. بحث و نتیجه گیری: پیشنهاد می شود که با توجه به معنی داری و تأثیر مثبت مرز زمینی مشترک، بازارهای کشورهای همسایه که از شباهت و نزدیکی بیشتری برخوردارند، در تقویت پیمان ها و اجرای استراتژی های تثبیت و توسعه بازار بیش از پیش مورد توجه قرار گیرند تا از این طریق امکان کاهش تعرفه ها و سایر هزینه های مبادله فراهم آید.
ابهام و ابهام زدایی در سیستم های بازیابی اطلاعات(مرور نظام مند)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: ابهام زمانی پدید می آید که از کلمه ای، عبارتی و یا جمله ای بیش از یک معنی و مفهوم قابل برداشت باشد و درک این امر توسط سیستم بازیابی اطلاعات ضروری است. از این رو، پژوهش حاضر با هدف مرور بر پژوهش های انجام شده در مورد عوامل ابهام زا و ابهام زدا با رویکرد نظام مند انجام شد.روش : پژوهش حاضر از نوع کاربردی و با رویکرد کیفی است. شیوه گردآوری داده ها از نوع مرور نظام مند (استاندارد پریزما) و جامعه آماری مقالات نشریات، همایش ها و پایان نامه های نمایه شده در پایگاه های اطلاعاتی ایران است. از بین 175 منبع علمی بازیابی شده، پس از غربال گری تعداد 37 منبع مورد بررسی قرارگرفت.یافته ها: بیشترین موضوع غالب پژوهش ها «ابهام معنای کلمات» (53 درصد) و «ابهام زدایی واژگان» (44 درصد) بود. روش پژوهش غالباً با رویکرد «شبکه عصبی» (22 درصد)، بیشترین تعداد منابع مربوط به مقالات همایش ها و کنفرانس های ملی و بین المللی (48 درصد) و رشته های کامپیوتر و زبان شناسی (27 درصد) بیشترین تولیدات علمی را در این رابطه داشتند.نوآوری: پژوهش حاضر از این نظر که به موضوع ابهام و ابهام زدایی در بازیابی اطلاعات با رویکرد مرور نظام مند پرداخته است، نوآورانه محسوب می شود.نتیجه گیری: بیشتر پژوهش های ایرانی متمرکز بر ابهام زدایی بودند که اکثرأ در کنفرانس ها و همایش های ملی و بین المللی ارائه شده بودند. تولیدات علمی بیشتر متعلق به رشته های کامپیوتر و زبان شناسی بود. ابهام معنایی کلمات و ابهام زدایی از واژگان دغدغه غالب در پژوهش های ایرانی بوده است.
طراحی مدل تحول رسانه های اجتماعی در منابع انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال ۹ پاییز ۱۴۰۲شماره ۳۵
197-239
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با نگاهی نو به طراحی یک مدل کاربردی در حوزه رسانه های اجتماعی با تمرکز بر نقطه تحول در منابع انسانی نگارش شده است. رویکرد پژوهش استفاده از یک مدل ترکیبی و تایید آن در طراحی مدل است. پژوهش در سه فاز انجام شده است. رویکرد فراترکیب در شناسایی شاخص های تحول رسانه های اجتماعی در منابع انسانی به شناسایی 98 پژوهش مرتبط با موضوع از سال 1975 تا 2021 و 34 شاخص انجامیده است. در فاز غربالگری محقق با رویکرد دلفی فازی و نظرات خبرگان تعداد 9 شاخص را در طراحی مدل تحول رسانه های اجتماعی در منابع انسانی ضروری دانستند. در همین فاز محقق با استفاده از رویکرد مدلیابی ساختاری- تفسیری، مدل پژوهش را طراحی کرده است. شاخص های حریم خصوصی، رسانه های تعاملی و اعتماد سازی بعنوان سنگ بنای مدل و تاثیرگذارترین شاخص ها شناسایی شدند. همچنین شاخص های تحول دیجیتال، مشارکت اجتماعی و ارتباطات نسلی در تحلیل MICMAC در ناحیه رابط قرار گرفته اند. نهایتا در فاز سوم محقق با استفاده از رویکرد اهمیت- عملکرد شکاف عمیقی را بین وضعیت موجود و مطلوب شناسایی کرده است. همچنین نتایج پژوهش به شناسایی چهار دوره مجزا در تحول رسانه های اجتماعی در منابع انسانی انجامیده است.
ارتباط شاخص های پوشش گیاهی با رخداد آتش سوزی در نواحی رویشی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و مخاطرات محیطی زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴۸
99 - 116
حوزههای تخصصی:
مخاطره آتش سوزی در ایران به طور فزاینده ای به یک ریسک جدی در طول سال تبدیل شده و محدود به چند ماه از سال نیست؛ بر این اساس پایش جنگل ها برای شناسایی و تعیین نواحی مستعد رخداد آتش سوزی ها گامی مؤثر برای توسعه سامانه های هشدار سریع است. این پژوهش با هدف ارتباط شاخص های پوشش گیاهی با رخداد آتش سوزی در نواحی رویشی ایران انجام شده است. در این پژوهش از داده های سنجنده MODIS ماهواره Terra شامل محصول آتش سوزی فعال (MOD14A2) و شاخص های پوشش گیاهی NDVI و EVI (MOD13A3) در بازه زمانی 2020-2001 استفاده شده است. نتایج نشان داد بیشینه رخداد آتش سوزی در نواحی رویشی ایران از اواخر فصل بهار تا اوایل فصل پاییز رخ می دهد. روند افزایشی رخداد آتش سوزی در دوره گرم سال با افزایش دما، کاهش رطوبت و ذوب زودهنگام برف در فصل بهار و در فصل پاییز هم زمان با خزان پوشش گیاهی و شروع دیرهنگام بارش های پاییزی مرتبط است. بیشینه متوسط ارتفاعی رخدادهای آتش سوزی در ناحیه رویشی ارسباران با 1791 متر در ماه اکتبر و بیشینه ارتفاعی رخدادهای آتش سوزی در ناحیه ایرانی-تورانی با 1565 متر در ماه اوت مشاهده شده است. توزیع فضایی شاخص های NDVI و EVI حاکی از آن است که تراکم پوشش گیاهی در شدت و گسترش آتش سوزی تأثیرگذار بوده و شرایط را برای گسترش آتش سوزی ها فراهم می سازد به گونه ای که مناطق بایر با پوشش گیاهی کم در مرکز، شرق و جنوب شرق ایران تقریباً بدون رخداد آتش سوزی و بیشینه رخداد آتش سوزی های فعال در شمال، غرب و شمال غرب ایران مشاهده شده است.
تاثیر بازدارندگیِ اخلاق اسلامی در ایجاد فضای امن شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه اخلاق سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۶۱
25 - 50
افزایش شهرنشینی دردنیای جدید وتمرکز بزه کاری در این مناطق، میزان آسیب پذیری شهروندان در برابر عوامل محیطی را افزایش داده است. این نوشتار بر آن است تا تاثیر آموزه های اخلاق اسلامی در ایجاد امنیت محیط شهری که با اهتمام به تقویت بازدارنده های درونی و تاکید بر رعایت حقوق انسانی، پیشگیری کارآمدتری را در مقایسه با راه کارهای فیزیکی و برخوردهای پلیسی در تأمین امنیت شهری سبب می شود را به شیوه مطالعات کتابخانه ای و به صورت توصیفی تحلیلی از نوع کیفی که داده های آن از طریق فیش برداری جمع آوری شده است ، مورد واکاوی قرار دهد. یافته های این تحقیق نشان می دهد اهتمام به تقویت باورهای اسلامی مبتنی بر خودکنترلی از طریق تحکیم کرامت انسانی، می تواند به افزایش امنیت در شهرها کمک شایانی نماید. این رویه از رهگذر نظارت و رفع زمینه های جرم زا (پیشگیری اولیه) وکاهش میزان ارتکاب جرم توسط افراد ب القوه واقع در معرض آسیب های اجتماعی (پیشگیری ثانویه)، سبب رعایت حقوق دیگران در زیست شهری می گردد.
پیش بینی ارتکاب جرایم امنیتی و غیرامنیتی توسط اتباع خارجی (مورد مطالعه شرق استان تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: ورود غیرمجاز اتباع خارجی به کشور پس از تحولات اخیر منطقه ای افزایش یافته است این موضوع احتمال ارتکاب جرایم امنیتی و غیرامنیتی توسط آنان را افزایش داده است. این پژوهش با هدف پیش بینی ارتکاب این جرایم توسط اتباع موصوف در شرق استان تهران انجام شده است. روش: این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و از حیث ماهیت، پیمایشی است که داده های آن با رویکرد کمی جمع آوری و با استفاده از آمار توصیفی، تحلیل شده است. جامعه آماری تحقیق شامل روسا، مدیران و کارشناسان خبره پلیس اطلاعات و امنیت عمومی و پلیس آگاهی شرق استان تهران به تعداد 63 نفر هستند که به صورت تمام شمار در پژوهش اخیر مشارکت نمودند. جمع آوری اطلاعات با ابزار پرسش نامه محقق ساخته انجام شد. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه با نظر اساتید دانشگاهی و خبرگان به دست آمد. آلفای کرونباخ 0.86 برای پرسش نامه نشان دهنده پایایی آن است.یافته ها: یافته های این پژوهش حاکی از تجربه پاسخ گویان در مورد پرونده های جرایم اتباع خارجی در شرق استان تهران است. پاسخ گویان معتقد به افزایش چشم گیر جرایم امنیتی و غیرامنیتی توسط این اتباع در کشور هستند.نتیجه گیری: بررسی ها نشان می دهد که اتباع خارجی در شرق استان تهران سوابق جرایم امنیتی کمتری نسبت به جرایم جنایی و مواد مخدر داشته اند، اما به دلیل مهاجرت غیرمجاز اتباع و به خصوص ورود افراد دارای مقاصد ضدامنیتی در پوشش مهاجرت، احتمال بروز جرایم امنیتی را افزایش می دهد.
بررسی تأثیر فناوری اطلاعات و ارتباطات بر رشد اقتصادی و بیکاری در کشورهای منطقه منا(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
امروزه فناوری اطلاعات و ارتباطات، دارای آثار گسترده ای بر متغیرهای اقتصادی و اجتماعی در سطح خرد و کلان دارد، که در این بین آنچه که بیشتر مورد توجه است تاثیر آن بر رشد اقتصادی و بحث اشتغال و بیکاری می باشد. هدف این تحقیق بررسی تأثیر شاخص های منتخب فناوری اطلاعات و ارتباطات (اختصاراً فاوا) بر رشد اقتصادی و بیکاری کشورهای منا است. بدین منظور، این تحقیق بر اساس مدل اقتصادسنجی در چارچوب داده های تابلویی با استفاده از اثرات ثابت (FE) و مدل FGLS برای ساله های 2000 الی 2019 تصریح و تخمین زده شده است. یافته ها نشان می دهند که متغیرهای ضریب نفوذ اینترنت و نرخ اشتراک سیمکارت تلفن همراه تأثیر مثبت معنادار بر رشد اقتصادی و افزایش درآمد سرانه حقیقی کشورهای منا داشته و در مقابل بر نرخ بیکاری این کشورها تأثیر منفی و معنادار دارند؛ متغیر نرخ اشتراک اینترنت ثابت (و تلفن ثابت) دارای اثر معناداری بر رشد اقتصادی و نرخ بیکاری این کشورها نیست. همچنین طبق نتایج رشد اقتصادی تأثیر منفی و معنادار بر نرخ بیکاری داشته و قانون اوکان در این کشورها صادق است. هر چند ضریب برآوری در این پژوهش کمتر از مقدار برآوری اوکان بوده و این حاکی از این مهم است که رشد تولید ناخالص داخلی در کشورهای منا کمتر اشتغال زا می باشد؛که این می تواند ناشی از نفتی بودن و ناشی از منابع طبیعی بودن رشد اقتصادی این کشورها دانست. بنابراین لازم است برای افزایش ضریب نفوذ اینترنت در بین شهروندان منطقه منا، نهادهای بین الملی (بانک جهانی، سازمان ملل و …) با اعطای وام های بلاعوض و کم بهره کشورهای ضعیف منطقه منا را در جهت گسترش ICT حمایت کنند. چرا که باعث کاهش هزینه مبادله شده و اثرات خارجی مثبت بسیاری دارد.
تحلیل ساختار و راهبرد بازیگران نظم آینده منطقه خاورمیانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در قرن گذشته، به علت ظهور و افول بازیگران متعدد در منطقه خاورمیانه، نظم این منطقه دستخوش دگرگونی های بسیاری شده است. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، یکی از پایدارترین مدل های نظم منطقه ای در خاورمیانه، رقابت بین دو نظم انقلابی گری با محوریت ایران و نظم غرب گرا با محوریت عربستان وهم پیمانان منطقه ای و فرا منطقه ای آن بوده است. گرچه در بعضی از مقاطع نظم اخوانی می خواست خود را به عنوان پایه نظم سوم منطقه تثبیت کند؛ اما پس از کودتای 2013 در مصر پایه های این نظم فروریخت. بااین وجود، سایر بازیگران نظم اخوانی همانند ترکیه، قطر و لیبی همچنان به ظهور مجدد این نظم امیدوارند. با توجه به پرشتاب و سیال بودن تحولات در این منطقه، ظهور بازیگران رسمی و غیررسمی جدید، محیط پیچیده و آشوبناک منطقه و به تبع آن، عدم قطعیت های متعدد، نمی توان از تثبیت کامل الگوی نظم دوقطبی در منطقه خاورمیانه مطمئن شد و ممکن است نظم منطقه ای خاورمیانه در آینده نزدیک، دستخوش دگرگونی های بسیاری گردد. این مقاله با شناسایی، تحلیل و تبیین ساختاری واگرایی و همگرایی میان بازیگران تأثیرگذار در منطقه خاورمیانه از طریق پرسشنامه نیمه ساختاریافته، خبرگانی و بهره گیری از ابزار نرم افزاری مکتور، درصدد پاسخگویی به این پرسش است که الگوهای آینده نظم منطقه ای خاورمیانه چگونه خواهند بود؟ سناریوی مطلوب برای بلوک های قدرت، تغییر است یا تداوم؟ یافته های پژوهش بیانگر آن است که طیف وسیعی از سناریوها را می توان در خصوص نظم منطقه ای مطرح ساخت؛ اما محتمل ترین سناریو در نظم منطقه خاورمیانه، بی ثباتی، تغییر و حرکت از الگوی نظم دوقطبی به سمت وسوی الگوی چندقطبی در این منطقه است.
Eurasian Economic Union – Iran Partnership on Bilateral and Multilateral Basis: Economic and Geopolitical Aspects(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال نوزدهم تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۷۰)
91 - 107
حوزههای تخصصی:
The recent signing of the Interim Trade Agreement between Eurasian economic union (EAEU) and Iran has been the subject of political discussion. The future of cooperation between these two parties may shift the look of the Middle East and solve numerous problems, characteristic for the region and for EAEU. Russia as a key player in EAEU plays a significant role in the process of cooperation with Iran. The article aims at: a) revealing the economic and political benefits of cooperation between Iran and EAEU, b) revealing the economic and political benefits of cooperation between Iran and Russia, c) developing a strategy and clarifying the vision of the future of Interim Trade Agreement for EAEU. The key findings of the article incorporate the proof of the effectiveness of trade cooperation between EAEU and Iran and the effectiveness of the development of trade in services between Iran and Russia, based on energy cooperation; the strategy which allows to gain more benefits for EAEU countries and Iran in the process of cooperation under the Agreement and its successor. The novelty of the article comprises from revealing the high potential of such cooperation format and its future and the assessment of political and socio-cultural consequences and benefits of cooperation for both sides
طراحی الگوی برنامۀ درسی توسعۀ رهبری مدیران متوسطه براساس رویکرد حل مسئله(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال ۲۲ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۸۶
155 - 190
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، با هدف طراحی الگوی برنامه درسی توسعه رهبری مدیران متوسطه براساس رویکرد حل مسئله انجام شده است. ازنظر روش، این پژوهش کیفی و از نوع سنتزپژوهی است که براساس مدل روبرتس انجام شده است. ابزار جمع آوری داده ها، مصاحبه عمیق و بررسی اسناد و مقاله هاست. مقاله هایی که پس از ﭼﻬﺎر ﻣﺮﺣﻠﻪ ﭘﺎﻻﯾﺶ از ﻣﯿﺎن 595 ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ، 493 تحقیق ﺣﺬف و 102 مقاله ﺑﺮای تجزیه وتحلیل اﻃﻼﻋﺎت اﻧﺘﺨﺎب و با استفاده از نرم افزار اِن ویوو دسته بندی و سازمان دهی شده اند. نتایج نشان داد در الگوی پیشنهادی، مؤلفه های اصلی در مرکز قرار گرفته اند و فعالیت های یاددهی یادگیری با مضامین سازمان دهی محیط کار، ساختار محیط کار، تفکر آموزشی محیط کار و فراگیری آموزش محیط کار مشخص شده اند. تمامی عوامل اجرایی براساس اصول حاکم و مفروضات مشخص شده اند. اصول حاکم بر برنامهٔ درسی را نیازسنجی، فهم مشترک فردی و سازمانی، بازبینی و بازاندیشی مشخص می کند که از پایه های اصلی الگوی برنامه درسی اند. همچنین مؤلفه های انسان محوری، ارزیابی، توانمندسازی و مشارکت مشخص کننده مفروضات اند که بدون لحاظ کردن مفروضات، نمی توان به الگوی برنامه درسی رسید. این الگو غیرخطی طراحی شده است. همچنین تمامی ابعاد فردی و سازمانی را بررسی و مؤلفه های مؤثر و ارزیابی کننده را مشخص کرده است. علاوه بر ویژگی های مشترک، به تفاوت های ناشی از محیط کار، فرهنگ، شهر و تفاوت های فردی مدیران (استعدادها، توانایی، نیازها و علایق) توجه کرده و از انعطاف لازم برخوردار بوده است.
مدل علی سرزندگی تحصیلی بر اساس راهبردهای خودتنظیمی تحصیلی و راهبردهای شناختی تنظیم هیجان با نقش واسطه ای اضطراب کرونا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش و ارزشیابی سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۶۲
103 - 130
حوزههای تخصصی:
این پژوهش باهدف بررسی مدل علی سرزندگی تحصیلی بر اساس راهبردهای خودتنظیمی تحصیلی و راهبردهای شناختی تنظیم هیجان با نقش واسطه ای اضطراب کرونا انجام شد. روش پژوهش توصیفی- همبستگی و به طور خاص مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دوره متوسطه اول شهر اهواز در سال تحصیلی 1400-1401 بودند که تعداد 350 دانش آموز به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و با پرسشنامه های راهبردهای تنظیم هیجان (CERQ)، پرسشنامه راهبردهای خودتنظیمی تحصیلی و پرسشنامه اضطراب کرونا ویروس (CDAS2) ارزیابی شدند. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و مدل یابی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزارهای spss24 و Amos.24 تجزیه وتحلیل شدند. نتایج نشان داد مدل پژوهش دارای برازش بوده و تائید شد. راهبردهای شناختی تنظیم هیجان، راهبردهای خودتنظیمی تحصیلی و اضطراب کرونا به صورت مستقیم سرزندگی تحصیلی را پیش بینی نمودند و نتایج از نقش میانجی گری اضطراب کرونا در رابطه بین راهبردهای شناختی تنظیم هیجان، راهبردهای خودتنظیمی تحصیلی و سرزندگی تحصیلی حمایت کرد. نتایج پژوهش نشان داد که راهبردهای خودتنظیمی تحصیلی و راهبردهای سازش یافته شناختی تنظیم هیجان می توانند سبب کاهش اضطراب کرونا و درنتیجه افزایش سرزندگی تحصیلی در دانش آموزان شوند. درحالی که راهبردهای سازش نیافته شناختی تنظیم هیجان می تواند اضطراب ناشی از کرونا را افزایش و سرزندگی تحصیلی را بدین سبب کاهش دهد. بر اساس نتایج این تحقیق پیشنهاد می شود معلمان و مسئولان آموزش وپرورش با اجرای کارگاه های آموزشی و مداخلات روان شناختی و آموزش و ارتقاء راهبردهای خودتنظیمی تحصیلی و راهبردهای شناختی تنظیم هیجانات با کاهش اضطراب کرونا در دانش آموزان سرزندگی و نشاط تحصیلی آنها را افزایش دهند.
الگوی ساختاری شایستگی اجتماعی و بهزیستی ذهنی بر اساس سرمایه های روان شناختی با نقش میانجی رضایت از زندگی در دختران و زنان جوان سرپل ذهاب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: این مطالعه با هدف پیش بینی شایستگی اجتماعی و بهزیستی ذهنی بر اساس سرمایه های روان شناختی با نقش واسطه ای رضایت از زندگی در دختران و زنان جوان سرپل ذهاب انجام شد.
روش: جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی دختران و زنان 35-18 سال شهرستان سرپل ذهاب در سال 1401 بود که شامل 7000 نفر بودند و 364 نفر از آن ها بر اساس فرمول کوکران انتخاب شدند و مورد مطالعه قرار گرفتند. در این مطالعه، از پرسش نامه های شایستگی اجتماعی پرندین (۱۳۸۵)، بهزیستی ذهنی کییز و ماگیارمو (2003)، سرمایه های روان شناختی لوتانز (2007) و رضایت از زندگی داینر و همکاران (1985) استفاده شد.
یافته ها: نتایج همبستگی معن ی دار و مثبتی بین تمام متغیرها نشان داد (p<0.05). نتایج نشان داد که سرمایه های روانشناختی بصورت مستقیم 10/43 درصد (0001/0p= ،431/0= β) و از طریق غیر مستقیم 50/26 درصد (0001/0p=، 265/0= β) از واریانس شایستگی اجتماعی را تبیین کرد. نتایج همچنین نشان داد که سرمایه های روان شناختی بصورت مستقیم 70/79 درصد (0001/0 p= ،797/0= β)، و از طریق غیر مستقیم 00/16 درصد (0001/0 p= ،160/0= β)، از واریانس بهزیستی ذهنی را تبیین کرد. همچنین سرمایه های روان شناختی، 30 درصد از واریانس رضایت از زندگی (0001/0 p= ،300/0= β)، و رضایت از زندگی 50/85 درصد (0001/0 p= ،855/0= β)، و شایستگی اجتماعی 40/53 درصد (0001/0 p= ،534/0= β) از واریانس بهزیستی ذهنی را تبیین کردند.
نتیجه گیری: در مجموع سرمایه های روانشناختی مستقیما و از طریق رضایت از زندگی، واریانس شایستگی اجتماعی و بهزیستی ذهنی را در افراد مورد مطالعه تبیین کردند.
شناسایی و اعتبارسنجی مؤلفه های تربیت نیروی انسانی شایسته در دانشگاه فرهنگیان: یک پژوهش ترکیبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، شناسایی و اعتبارسنجی مؤلفه های تربیت نیروی انسانی شایسته در دانشگاه فرهنگیان بود. این پژوهش، با روش آمیخته انجام شد. استراتژی پژوهش در بخش کیفی، روش داده بنیاد از نوع نوظهور و استراتژی پژوهش در بخش کمی نیز روش پیمایشی بود. محیط پژوهش بخش کیفی، صاحب نظران تعلیم وتربیت و اساتید دانشگاه فرهنگیان سمنان در حوزه تربیت نیروی انسانی در سال 1398 بودند که 18 نفر طبق اصل اشباع نظری با روش هدفمند انتخاب شدند. جامعه آماری بخش کمی، معلمان فارغ التحصیل از دانشگاه فرهنگیان (شاغل در آموزش و پرورش استان سمنان 400 نفر) در سال تحصیلی 1399-1398 بودند که 195 نفر با روش تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار پژوهش در بخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختاریافته و بررسی اسناد و در بخش کمی، از سیاهه محقق ساخته استفاده شد. نتیجه شامل مضمون های فراگیر دانشی - تخصصی با پنج مضمون سازمان دهنده (خودکارآمدی، عمل فکورانه و ابتکار، سواد رسانه ای، مدیریت دانایی، به روز بودن)، ارزشی - معنوی با سه مضمون سازمان دهنده (اخلاق حرفه ای، فرهنگ جهادی، نمونه و الگو بودن)، منشی - رفتاری با چهار مضمون سازمان دهنده (جمع گرایی و خود انگاشت ه ای گروهی، عامل تغییر بودن، نظم و آراستگی، خودساختگی و خود تربیتی)، کنشی - تعاملی با سه مضمون سازمان دهنده (پاسخگویی، ارتباط دوسویه، سعه صدر)، مهارتی - حرفه ای با چهار مضمون سازمان دهنده (قانون شناسی و قانون مندی، عدالت آموزشی، زیبایی شناختی، ورزیدگی کاری) و رهبری - مدیریتی با مضمون سازمان دهنده (نقش آفرینی، تفکر سیستمی، رهبری یادگیری، مشارکت جویی) به دست آمد. نتایج بخش کمی مقیاس نهایی با 6 عامل و 69 نشانگر را تأیید کرد و ابزاری جهت سنجش تربیت نیروی انسانی شایسته ارائه داد.
مقایسه کمال گرایی،سبک های مقابله ای و تحمل ناکامی مادران دانش آموزان عادی و دانش آموزان دارای نارسایی هوشی رشدی مقطع ابتدایی شهر داراب در سال تحصیلی ۱۴۰۲- ۱۴۰۱
منبع:
انگاره های نو در تحقیقات آموزشی سال دوم زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴
88 - 110
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این تحقیق مقایسه کمال گرایی، سبک های مقابله ای و تحمل ناکامی مادران دانش آموزان عادی و دانش آموزان دارای نارسایی هوشی رشدی مقطع ابتدایی شهر داراب در سال تحصیلی 1402-1401بوده است. روششناسی پژوهش :پژوهش حاضر با توجه به هدف آن بنیادی بوده و از نظر چگونگی به دست آوردن دادهای مورد نیاز در زمره تحقیقات توصیفی و از نوع تحقیق علی مقایسه ای قرار داشت. جامعه آماری در این تحقیق کلیه مادران دانش آموزان دارای نارسایی هوشی و رشدی به تعداد 99نفر(آموزش پذیر)در سال تحصیلی 1402-1401بوده است. که با توجه به استفاده از روش همتاسازی و به شیوه هدفمند بر اساس سن و تحصیلات مادران از هر گروه 40 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب گردید. ابزار گردآوری اطلاعات در این تحقیق، پرسشنامه تحمل ناکامی هرینگتون(2005)، مقیاس فرم کوتاه کمال گرایی هیل(2004)، پرسشنامه سبک مقابله ای بیلینگز و موس (1984) بوده است.یافته ها: پس از تجزیه و تحلیل داده ها به کمک نرم افزار SPSS نگارش 26نتایج نشان داد با توجه به سطح معناداری و اختلاف میانگین کم(3.82) در نتایج تی تست، می توان نتیجه گرفت که بین کمال گرایی مادران دانش آموزان عادی و دانش آموزان دارای نارسایی هوشی رشدی تفاوت معناداری وجود نداشت. و بین سبک مقابله ای مهار جسمانی مادران دانش آموزان عادی و دانش آموزان دارای نارسایی هوشی رشدی تفاوت معناداری وجود دارد.نتیجه گیری:کمال گرایی و سبک های مقابله ای و تحمل ناکامی در مادران دانش اموزان دارای نارسایی هوشی و رشدی از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده است که تحمل ناکامی در این دسته از مادران تفاوت معناداری با سایر مادران وجود داشت.
واکاوی چالش های تحول دیجیتال در بخش عمومی ایران: پژوهشی کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مدیریت عمومی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۶۲
1 - 34
حوزههای تخصصی:
امروزه به دلیل رشد فزاینده فناوری ها و تأثیرات شگرف آنها بر ساحت های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی و همچنین، تغییر انتظارات شهروندان، تحول دیجیتال در بخش عمومی به ضرورتی اجتناب ناپذیر تبدیل شده است. دولت ها طلایه داران بهره گیری و بهره مندی جامعه از تحول دیجیتال هستند؛ اما، با وجود این، چالش هایی بر سر راه دولت وجود دارد که مانع از ایفای چنین نقشی می شود. با توجه به بررسی ادبیات موضوع و نبود چارچوب جامع از چالش های تحول دیجیتال در بخش عمومی ایران، پژوهش حاضر با هدف واکاوی چالش های فراروی بخش دولتی ایران در استقرار تحول دیجیتال انجام شده است. در این پژوهش، از روش تحلیل محتوای کیفی و برای گردآوری داده ها و استخراج نظر خبرگان از مصاحبه های نیمه ساختار یافته با 40 نفر از متخصصین حوزه IT استفاده به عمل آمده است. طبق یافته های پژوهش، چالش های تحول دیجیتال در سازمان های دولتی ایران را می توان در چهار دسته «چالش های سخت افزاری تحول دیجیتال (زیرساخت فناوری اطلاعات و زیرساخت مالی)، چالش های نرم افزاری تحول دیجیتال (حکمرانی دیجیتال و فرهنگ تحول دیجیتال)، چالش های انسان افزاری تحول دیجیتال (شایستگی های متولیان تحول دیجیتال و شایستگی های شهروندی دیجیتال) و چالش های اکوسیستم (تعاملات اکوسیستم و ظرفیت اکوسیستم)» طبقه بندی کرد. این چارچوب می تواند به عنوان هادی پژوهش های آتی در مورد تحول دیجیتال در بخش دولتی مورد استفاده نظریه پردازان و پژوهشگران قرار گیرد و رهنمودهای مفیدی برای خط مشی گذاران و مدیران دولتی ارائه دهد.







