مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۲۰۱ تا ۵٬۲۲۰ مورد از کل ۵۵۳٬۲۳۲ مورد.
منبع:
اقتصاد فضا و توسعه روستایی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۵۱)
123 - 144
حوزههای تخصصی:
هدف: امروزه آنچه که در مورد فعالیت های کشاورزی به ویژه در کشورمان بسیار نگران کننده است، روند رو به رشد خردشدن زمین های کشاورزی است. این موضوع به طور جدی می تواند تمام سیاست های کشاورزی و در نهایت مشکل تولید در این بخش که امروزه موضوع مورد بحث در کشورمان بوده را تحت تأثیر قرار دهد. این پدیده از زمان اجرای برنامه اصلاحات ارضی و با پدیده ارث در سال های اخیر تشدید شده که با وجود پژوهش های اندک، تحقیق پیش رو سعی در شناخت جامع و یکپارچه از چنین پدیده ای در مناطق روستایی مورد مطالعه در شهرستان ساوجلاغ داشت. روش پژوهش: : این پژوهش کاربردی و از نظر نحوه گرد آوری داده ها، از نوع ترکیبی و بنیان تحقیق نیز از نظر فلسفی با توجه به آمیخته بودن روش آن، مبتنی بر رویکرد پرآگماتیسم قرار داشت. داده ها از طریق مطالعه منابع کتابخانه ای- اسنادی و میدانی که شامل 7 مصاحبه در گروه های 3-5 نفره و 16 مصاحبه انفرادی بود، جمع آوری شد. مبنای اصلی در ارائه یافته ها نیز متکی بر نظریه داده بنیاد یا نظریه زمینه ای پس از کدگزاری یافته های مصاحبه ها در مکس کیودا بود. 14 نقطه روستایی نیز براساس پیشنهاد خبرگان و با توجه به معیارهای: تعداد بهره برداران کشاورزی، سطح زیرکشت محصولات کشاورزی و میزان تولید انتخاب شد. یافته ها: مطابق با قرآن کریم، خداوند، زمین را نه به عنوان یک مال و ثروت برای شخصی؛ بلکه آن را به عنوان یک وسیله برای کار و معیشت انسان می داند. در قوانین فقهی و حقوقی کشورمان نیز مدیریت و مالکیت زمین ها متعلق به حکومت اسلامی قرار دارد. در کنار این مباحث، اما قانون ارث و برنامه اصلاحات ارضی از عوامل شناخته شده در موضوع خرد شدن زمین های کشاورزی هستند. در این بخش، عوامل و شرایط در مناطق روستایی کشورمان موجب تشدید این پدیده گردیده است. مطابق با یافته های این بخش تغییرات اقلیمی و هزینه های تولید محصولات کشاورزی به عنوان شرایط علی در رخداد پدیده؛ تغییر الگو و سبک زندگی اجتماعی، رشدجمعیت در مناطق روستایی، گسترش حاشیه نشینی و شهرنشینی، امکانات و خدمات محدود در مناطق روستایی و ضعف بنیه مالی کشاورزان به عنوان شرایط مداخله گر؛ عوامل محیطی و اکولوژیکی و مورفولوژی و ساخت زمین های کشاورزی نیز به عنوان شرایط زمینه ای و قوانین و مقررات حقوقی، عملکرد و تخصص مدیران محلی، مدیریت یکپارچه و هماهنگ مدیران و همچنین سطح آگاهی و شناخت کشاورزان به عنوان راهبردها، همچنین بهره وری و سودآوری فعالیت های کشاورزی و رشد بالای قیمت زمین به عنوان پیامدها و نتایج موضوع شناسایی گردید. نتیجه گیری: برای جلوگیری از تشدید خردشدن زمین های کشاورزی به نظر می رسد، تشکیل و مشارکت کارشناسان و متخصصان جهت ایجاد تغییرات اساسی در قوانین و ضوابط تقسیم اراضی کشاورزی و رفع عوامل رخداد آن مهم است.
تدوین و امکان سنجی بسته آموزشی توانمندسازی والدگری بر بهزیستی روانشناختی مادران با سابقه بدرفتاری دوران کودکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ مهر ۱۴۰۴ شماره ۷ (پیاپی ۱۱۲)
135 - 144
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تدوین و امکان سنجی بسته آموزشی توانمندسازی والدگری بر بهزیستی روانشناختی مادران با سابقه بدرفتاری دوران کودکی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری مادران با سابقه بدرفتاری دوران کودکی دارای فرزند مشغول به تحصیل دوره ابتدایی در سال تحصیلی 1403-1402 شهر اصفهان بود. تعداد 30 مادر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و گواه جایگذاری شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه های بهزیستی روانشناختی (RSPWB، ریف و همکاران، 1989) و ترومای دوران کودکی (CTQ، برنستاین و همکاران، 2003) بود. گروه آزمایش بسته آموزشی توانمندسازی والدگری را در 10 جلسه 60 دقیقه ای دریافت نمودند، اما گروه گواه تا پایان پژوهش مداخله ای دریافت نکردند. داده ها با روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. یافته ها نشان داد بین پیش آزمون و پس آزمون بهزیستی روانشناختی در گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری در سطح 001/0 وجود داشت. همچنین بین میانگین پس آزمون و پیگیری در گروه آزمایش تفاوت معناداری وجود نداشت و نتایج در دوره پیگیری حفظ شد. بنابراین می توان گفت بسته آموزشی توانمندسازی والدگری روش مداخله ای مناسب جهت ارتقای بهزیستی روانشناختی مادران با سابقه بدرفتاری دوران کودکی است.
تعامل عقل عملی و عقل نظری در فرآیند کمال وجودی انسان بر اساس فلسفۀ امام خمینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مابعدالطبیعی سال ۶ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱
363 - 392
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با روش تحلیلی-استنباطی به بررسی تعامل عقل نظری و عقل عملی در فرآیند کمال وجودی انسان از منظر فلسفه امام خمینی می پردازد. نگارنده با تحلیل دو الگوی طولی و عرضی در نسبت این دو قوه، نشان می دهد که الگوی عرضی، که بر همکاری هم زمان هردو عقل تأکید دارد، با نظام فکری امام خمینی سازگاری بیشتری دارد. در این الگو، با وجود تقدم وجودی عقل عملی، هر دو قوه در تحقق معرفت و فعلیت یافتن آن در ساحت عمل، نقش مکمل و دوسویه دارند. مقاله در ادامه با تبیین پیوند این تعامل با قوس نزول و صعود اسماء الهی، بر نقش عقل عملی به عنوان راهبر سلوک وجودی انسان و مظهر تحقق اسماء اشاره می کند. نتیجه نهایی پژوهش آن است که تحقق کمال انسان، تنها در پرتو تعامل هماهنگ عقلِ ناظر به نظر و عقلِ ناظر به عمل در هر دو قوس ممکن می گردد؛ تعاملی که در نهایت به مقام «فناء فی الله» می انجامد و انسان را به مظهر جامع اسماء الهی بدل می سازد.
تحلیل ساختاری پیشران های مؤثر بر وضعیت آینده توسعه استان ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات کاربردی علوم جغرافیایی سال ۲۵ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۷۹
260 - 281
حوزههای تخصصی:
استفاده از تحلیل ساختاری پیشران های توسعه، به برنامه ریزی در جهت درک بیشتر وضعیت توسعه یافتگی استان ها کمک می کند و در جریان تصمیم گیری بهتر یاری می رساند تا به تعادل منطقه ای نزدیک تر شود. بدین منظور شهرستان های ده گانه استان ایلام ازلحاظ شاخص های ترکیبی توسعه در قالب 44 شاخص بررسی شدند. این پژوهش از لحاظ هدف گذاری به عنوان یک مطالعه کاربردی و از لحاظ روش شناسی به شیوه «توصیفی– تحلیلی» و براساس روش های جدید آینده پژوهی، تبیینی می باشد. داده های نظری با روش اسنادی و داده های تجربی از روش پیمایشی تهیه شده است. در تهیه پیشران های توسعه از روش مطالعات اسنادی و پویش محیطی و داده های تجربی با تکیه بر روش پیمایشی براساس روش دلفی استخراج شده است. در پردازش اطلاعات از روش تحلیل اثرات متقابل ساختاری در نرم افزار MIC MAC استفاده شده است. یافته ها از نظر تحلیل اثرات متقابل، بیانگر پراکندگی نیروهای پیشران در وضعیتی پیچیده و بینابین از اثرگذاری و اثرپذیری است؛ نظام خوشه بندی پیشران ها حاکی از تمرکز پیشران های تأثیرگذار و تنظیمی است. از میان 44 نیروی پیش برنده توسعه، پیشران های اثرگذار توسعه عبارت اند از مرزی بودن استان ایلام و نحوه تصمیمات مدیران است. نتایج پژوهش نشان می دهد که توسعه در سطح استان ایلام نه تنها نامتعادل است، بلکه روند عدم تعادل در جهت نابرابری بیشتر عمل می کند و تنها با برنامه ریزی بهتر و جامع تر می توان تا حدودی نابرابری ها را کاست.
نقش شرکت های آلمانی در ساخت کارخانه ها و مجتمع های شیمیایی عراق در طول جنگ تحمیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات انقلاب اسلامی سال ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۰
171 - 196
حوزههای تخصصی:
حکومت عراق پس از کودتای حزب بعث در سال 1968م به رهبری احمد حسن البکر درصدد دستیابی به سلاح های شیمیایی برآمد. این رویه در دوره ریاست جمهوری صدام حسین و آغاز جنگ تحمیلی تشدید گردید. ارتش عراق در اوائل جنگ و هنگام برتری از تسلیحات متعارف استفاده می کرد اما هنگام برتری ایران به خصوص بعد از فتح خرمشهر به استفاده گسترده از سلاح های شیمیایی روی آورد. حال مسئله مقاله حاضر این است که نقش شرکت های آلمانی در تجهیز عراق به انواع تسلیحات شیمیایی را روشن سازد. نویسنده، مقاله حاضر را بر بنیاد روش تحقیق تاریخی مورد تجزیه و تحلیل قرار داده است. دستاوردهای این تحقیق نشانگر آن است که شرکت های آلمانی همچون هی برگر، کارل کولب و پروساگ، در ساخت مجتمع های سامرا، فلوجه و عکاشات نقش اساسی ایفا کرده و همین گونه شرکت ها بودند که خط تولید انواع سلاح های شیمیایی همچون گاز خردل و اسید پروسیک تا گازهای عصبی سارین و تابون را ایجاد کردند. این مقاله قصد دارد تا با روش تحقیق تاریخی، توصیف دقیقی از شرکت های آلمانی همکار با دولت عراق را در ساخت کارخانه های تسلیحات شیمیایی مورد واکاوی قرار دهد.
دیدگاه مسئولین مربیان و کادرفنی به عوامل اجتماعی موثر بر پایبندی ورزشکاران زن به هویت ملی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مدیریت فرهنگی سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۷
105-129
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش: هویت ملی ورزشکاران زن به عنوان یکی از مهم ترین مؤلفه های اجتماعی ورزش قهرمانی، تحت تأثیر عوامل گوناگون شکل می گیرد و در بستر جامعه توسعه می یابد. پژوهش حاضر با هدف دیدگاه مسئولین مربیان و کادرفنی به عوامل اجتماعی موثر بر پایبندی ورزشکاران زن به هویت ملیاز منظر مسئولین، کادر فنی، مربیان انجام شده است. روش پژوهش: از نظر هدف کاربردی و توصیفی، از نظر رویکرد آمیخته متوالی از نوع اکتشافی که استراتژی آن در بخش تفسیرگرا و تحلیل محتوای کیفی با رویکرد تحلیل مضامین و در بخش اثبات گرا توصیفی-تحلیلی از نوع پیمایشی و همبستگی است. جامعه آماری: در این تحقیق در بخش کیفی شامل خبرگان نظری و تجربی، به تعداد 28 نفر بوده که از طریق هدفمند و گلوله برفی تا اشباع نظری انتخاب شدند. در بخش کمی، جامعه آماری شامل رؤسای فدراسیون، مربیان و کادر فنی، (با تمرکز بر رشته های تکواندو، کاراته، کبدی، هاکی، فوتبال، فوتسال و والیبال) بودند. روش تجزیه و تحلیل در بخش کیفی بهره مندی از کدگذاری از طریق نرم افزار مکس کیودا، و در بخش کمی استفاده از آمار توصیفی و استباطی با استفاده از تحلیل عامل تاییدی انجام شده است. یافته و نتیجه پژوهش: عوامل اجتماعی موثر بر پایبندی زنان ورزشکار ایرانی به هویت ملی در بعد "تعهد به هویت اجتماعی" این مؤلفه ها شامل 19 شاخص شناسایی شد که به ترتیب: احساس تعلق اجتماعی،اخلاق مداری،کسب موفقیت در رقابت های ملی و بین المللی،توانایی کار تیمی،حمایت اجتماعی، انگیزه و الهام بخشی بوده است.
ارتباط تمرینات بدنی با شدت متوسط با سلامت روانی و کیفیت خواب بیماران دیابتی نوع 2(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: بیماری کووید – 19 با سرعت زیاد در جهان گسترش یافته و اثرات زیادی بر سلامتی و سایر جنبه های زندگی بشری داشته است. این ویروس موجب اثرات متفاوتی بر اعضای مختلف بدن از جمله سیستم اعصاب و روان شده است و اقشار مختلف جامعه از آن متاثر گردیده اند. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط فعالیت بدنی با سلامت عمومی و کیفیت خواب در بیماران دیابتی فعال در دوران شیوع بیماری کووید -19 انجام شد. مواد و روش ها: پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی – همبستگی است. نمونه آماری شامل180 نفر از بیماران دیابتی دارای پرونده در کلینیک تخصصی دیابت در شهر بابل بود که به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب و از طریق شبکه های مجازی با توزیع لینک پرسشنامه آنلاین در پژوهش شرکت کردند. داده های مورد نیاز از طریق پرسشنامه های استاندارد شامل پرسشنامه فعالیت بدنی ipaq ، سلامت عمومی (28- GHQ) ، کیفیت خواب پیتزبرگ(PSQI) فراهم گردید. آنالیز آماری با استفاده از نرم افزار آماری SPSSنسخه26 انجام گرفت. یافته ها: یافته ها نشان دادند که بین فعالیت بدنی با شدت متوسط با سلامت عمومی و کیفیت خواب در بیماران دیابتی فعال در دوران شیوع بیماری کووید -19 رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.(05/0>P). نتیجه گیری: فعالیت بدنی با شدت متوسط نقش مهمی درکیفیت خواب و سلامت عمومی بیماران دیابتی فعال ایفا می کنند و هدف قرار دادن این متغیر می تواند در بهبود کیفیت خواب و سلامت عمومی بیماران دیابتی فعال در دوران اپیدمی کووید -19موثر باشد.
بررسی و نقد تفسیر غزالی از نظریه ابن سینا در کیفیت علم خداوند به جزئیات(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
کاوش های عقلی سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۲
9 - 32
حوزههای تخصصی:
آنچه در این مقاله مورد پژوهش واقع شده یکی از مراتب علم خداوند است که بین دو اندیشمند بزرگ فلسفه و کلام اسلامی ابن سینا و غزالی مورد اختلاف است و آن مسأله کیفیت علم الهی به جزییات و پدیده های مادی است. شیخ الرئیس این علم را حصولی و بواسطه ی صور مرتسمه در ذات خداوند دانسته اما غزالی معتقد است که علم به امور جزیی اضافه ی محض هستند و می تواند در معلوم تغییر ایجاد کند و نسبت به دیدگاه ابن سینا در این زمینه معترض است تا جائیکه حکم تکفیر وی را صادر می کند. در این نوشتار با روشی توصیفی- انتقادی تلاش می شود تا منشأ این اتهام با مراجعه به آثار ابن سینا بررسی و نسبت ناروای کفر وی مورد نقد و بررسی قرار گیرد. نگارنده در پایان با ارائه شواهدی به این نتیجه می رسد که نه تنها ابن سینا علم حق تعالی را انکار نکرده بلکه به جهت حساسیت خاص وی که نشان از پایبندی او به تنزه ذات الهی از شائبه کثرت دارد؛ با تمسک به آیه شریفه ای از قرآن کریم به شیوه خاص خود علم خدا به جزئیات را علی نحو کلی اثبات و تبیین نموده است؛ شیوه ای که متکلمی چون غزالی از درک درست آن ناتوان بوده است.
سرمایه گذاری در هوش مصنوعی و تضاد اشتغال: رمزگشایی جانشینی در برابر خلق شغل در ۲۰ اقتصاد پیشرو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدل سازی اقتصادی سال ۱۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۷۰)
65 - 82
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله بررسی پیامدهای دوگانه سرمایه گذاری بخش خصوصی در هوش مصنوعی بر بازار کار و نرخ بیکاری در اقتصادهای پیشرو است. بدین منظور مجموعه ای از داده های تابلویی شامل بیست کشوری که در دوره ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۳ بیشترین سرمایه های مخاطره پذیر مرتبط با هوش مصنوعی را جذب کرده اند گردآوری شد. در ادامه، با برآورد یک سیستم همزمان دو معادله به کمک روش گشتاورهای تعمیم یافته سیستمی (System-GMM)، دو کانال اثرگذاری متمایز شد: نخست، کانال بهره وری که جانشینی نیروی کار با سرمایه فناورانه را منعکس می کند و دوم، کانال خلق شغل که از توسعه صنایع و خدمات مکمل هوش مصنوعی و بازآفرینی زنجیره های ارزش ناشی می شود. برآوردها نشان می دهد که افزایش بهره وری، در غیاب سیاست های جبرانی، نرخ بیکاری را بالا می بَرد؛ درحالی که سرمایه گذاری مستقیم در هوش مصنوعی اثری کاهنده دارد. بنابراین، برآیند نهایی در هر کشور به توازن قدرت این دو کانال بستگی دارد. آزمون های پایایی و اعتبار ابزارها، صحت نتایج را تأیید کردند. براساس یافته ها، اجرای برنامه های ارتقای مهارت دیجیتال، گسترش زیست بوم نوآوری، اصلاح نظام آموزشی و حمایت هدفمند از استارتاپ های فناورمحور ضروری است تا تحول فناورانه به سوی ایجاد شغل پایدار هدایت شود. ناهمگونی در ظرفیت جذب فناوری و کیفیت نهادی نیز عامل مهم تفاوت آثار است؛ به گونه ای که کشورهایی با نظام نوآوری بالغ، توانایی خنثی سازی اثر جانشینی و دستیابی به تعادل کارآفرینانه تر را دارند.
طراحی الگوی فعالیت های راهبرد تحول دیجیتال برای سازمان های تولیدی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات مدیریت و توسعه پایدار سال ۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
21 - 44
حوزههای تخصصی:
با توجه به تأثیرات دگرگون کننده فناوری های دیجیتال بر تقریباً تمامی جنبه های محیط درونی و بیرونی سازمان، تدوین و اجرای یک راهبرد تحول دیجیتال به یک نگرانی کلیدی برای بسیاری از سازمان ها تبدیل شده است. بر همین اساس، هدف این پژوهش طراحی الگوی فعالیت های راهبرد تحول دیجیتال برای سازمان های تولیدی بوده و روش تحقیق توصیفی-علی بوده است. جامعه آماری این پژوهش شامل دو بخش خبرگان و کلیه مدیران شرکت های تولیدی در استان آذربایجان شرقی می باشد. در این پژوهش 14 نفر از خبرگان در بخش اول مشارکت داشته و 338 نفر از مدیران شرکت های تولیدی در بخش دوم پژوهش به پرسشنامه ها پاسخ داده اند. برای گردآوری داده ها از دو پرسشنامه استفاده شده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از مدلسازی ساختاری تفسیری و مدلسازی مسیری ساختاری بهره گرفته شده است. یافته های بخش مدلسازی ساختاری- تفسیری نشان می دهد که الگوی فعالیت های راهبرد تحول دیجیتال در سازمان های تولیدی استان آذربایجان شرقی در شش سطح قرار می گیرد. فعالیت محرک های تحول دیجیتال بیشترین تأثیر گذاری و پیامدهای تحول بیشترین تأثیرپذیری را در الگوی فعالیت های راهبرد تحول دیجیتال در سازمان های تولیدی داشته اند. همچنین، آزمون الگوی طراحی شده نشان دهنده روایی و پایایی مناسب الگو و تأیید روابط مستقیم و غیر مستقیم فعالیت های راهبرد تحول دیجیتال در سازمان های تولیدی و تأیید الگوی طراحی شده بر اساس داده های تجربی بوده است.
مفهوم سازی رهبری عصب شناختی (نورولیدرشیپ) مبتنی بر روش پدیدار شناسی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات مدیریت و توسعه پایدار سال ۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
223 - 246
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر با هدف مفهوم سازی رهبری عصب شناختی (نورولیدرشیپ) و شناسایی مؤلفه های آن بر پایه تجربه زیسته مدیران و صاحب نظران دانشگاهی، با بهره گیری از روش کیفی پدیدارشناسی کلایزی انجام شده است. در این راستا، داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۱۵ نفر از مدیران ارشد و اساتید دانشگاهی جمع آوری گردید و با روش هفت مرحله ای کلایزی مورد تحلیل قرار گرفت. تحلیل داده ها منجر به استخراج ۱۵ مضمون اصلی در قالب چهار بُعد کلی شامل: ۱) توانمندی های شناختی و عصبی (نظیر خودآگاهی عصبی، تصمیم گیری شناختی و خودتنظیمی)، ۲) ارتباطات و تعاملات اجتماعی (همدلی، تنظیم هیجان و آینه سازی عصبی)، ۳) آگاهی و هماهنگی ذهنی (ذهن آگاهی و انسجام مغزی)، و ۴) قضاوت و اخلاقیات (عدالت عصبی) گردید. یافته ها نشان داد که رهبری عصب شناختی مفهومی میان رشته ای است که با اتکا به علوم اعصاب و شناخت، می تواند به بهبود تعاملات سازمانی، افزایش کارایی، ارتقاء انگیزش کارکنان و بهبود تصمیم گیری های مدیریتی منجر شود. مقایسه یافته های تحقیق با مطالعات پیشین، حاکی از هم سویی نتایج با اغلب تحقیق های داخلی و خارجی در زمینه تأثیر علوم اعصاب بر رفتار رهبری و عملکرد سازمانی است. در پایان، بر اساس یافته ها، پیشنهادهایی جهت بهره برداری عملی در محیط های سازمانی و نیز مسیرهای پیشنهادی برای تحقیقات آتی ارائه گردیده است.
تحلیل فضایی – مکانی قابلیت های کارآفرینی در مناطق روستایی شهرستان فومن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کارآفرینی از ابتدای خلقت بشر و همراه با او تمام شئون مختلف زندگی انسان حضور داشته و مبنای تمامی تحولات و پیشرفتهای بشری بوده است. در اکثر کشورها توجه خاصی به کارآفرینی و کارآفرینان می شود و تقویت کارآفرینی و ایجاد بستر مناسب برای توسعه آن از ابزارهای پیشرفت اقتصادی کشورها و به ویژه در حال توسعه به شمار می آید. هدف از این مطالعه شناسایی و معرفی روستاهای کارآفرین، شناسایی پتانسیلهای کارآفرینی، بررسی و تحلیل عوامل تاثیرگذار در کارآفرینی و ارائه پیشنهادات در زمینه بالفعل کردن پتانسیلهای کارآفرینی در شهرستان فومن می باشد. مطالعه حاضر با استفاده از روش توصیفی – تحلیلی همراه با مطالعات اسنادی، کتابخانه ای و میدانی به تحلیل فضایی - مکانی قابلیتهای کارآفرینی مناطق روستایی شهرستان فومن پرداخته است. نتایج مطالعات میدانی و بررسی وضعیت موجود در مناطق روستایی شهرستان نشان می دهد که از مجموعه 156 روستای دارای سکنه شهرستان فومن تعداد 42 روستا نوع کارآفرینی خود را ثبت نموده و تعداد 116 نفر در مشاغل مختلف کارآفرینی می کنند. همچنین در نظر سنجی از مجموعه 156 نفر جامعه آماری بیش از 80 درصد پاسخ دهندگان معتقدند مولفه های توانایی های فردی، انگیزش و پشتکار و قابلیتهای مناطق روستایی در کارآفرینی، با زیر مولفه های خود نقش متوسط، زیاد و بسیار زیادی در کارآفرینی مناطق روستایی شهرستان دارند. نتایج الگویابی فضایی- مکانی کارآفرینی در روستاهای شهرستان فومن از بعد قابلیت ها (توانایی های فردی، انگیزش و پشتکار، قابلیت های روستا)، و معیارهای مکانی مناطق روستایی کارآفرین (معیارهای مکانیابی و عوامل موثر در مکانیابی اجتماعی اعم از پتانسیلها و محدودیتها) نشان داد که الگوی حاکم از نوع تصادفی بوده و رفتار غیر تصادفی در برخی از نقاط روستایی بصورت محدود وجود داشته است که این رفتارها با آماره I موران محلی به اشکال مختلف خوشه ای و غیر خوشه ای یعنی بالا-بالا (HH)، پایین-پایین (LL)، بالا-پایین (HL) و پایین-بالا (LH) ظاهر شده است.
Analysis of the Components of Physical Quality as the Missing Link of Social Sustainability in Residential Complexes(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
In recent decades, the design and construction of residential complexes in many cities have prioritized quantity over quality. This disregard for physical quality has reduced housing to a purely quantitative and market-driven commodity. This approach has, in turn, led to inefficiency in achieving social sustainability and has created a significant gap between the spatial structure and the real, diverse behavioral needs of residents. recent studies in the field of social sustainability in residential complexes have led to the identification of a key indicator called "physical desirability." This indicator, acting as the missing link between the physical and social dimensions of housing, can create a synergistic relationship between the quality of space and the collective behavior of residents. The current research aims to investigate and identify the components of physical desirability, with a focus on systematically analyzing previous studies. the research method for this study is descriptive-analytical, and data were collected through library and documentary sources. the findings show that three fundamental components—legibility, flexibility, and identity—can interact to create a foundation for sustainable housing. Legibility enhances the intelligibility and usability of a space, flexibility allows the environment to adapt to the changing needs of residents, and identity strengthens the emotional and cultural bond between people and their living environment. the results of the research indicate that physical desirability, through these components, acts as an active mediator between the spatial structure and social actions. It directly impacts the strengthening of collective security, the increase of social cohesion, and the sustainability of neighborhood interactions. Ultimately, enhancing physical desirability not only improves the quality of life for residents but can also become an effective strategy for the sustainable regeneration of contemporary residential fabrics.
اثربخشی آموزش درمان مبتنی بر شفقت بر اجتناب شناختی و نشخوار فکری در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ پاییز (آذر) ۱۴۰۴ شماره ۱۵۳
۳۰۴-۲۸۹
حوزههای تخصصی:
زمینه: بیماران مبتلا به دیابت نوع دو اغلب با چالش های روانشناختی مانند اجتناب شناختی و نشخوار فکری مواجه هستند که می توانند مدیریت بیماری را دشوارتر کنند. آموزش درمان مبتنی بر شفقت (CFT) به عنوان یک رویکرد روانشناختی نوظهور، پتانسیل کاهش این مشکلات را دارد. با این حال، مطالعات محدودی به بررسی اثربخشی این روش در بیماران دیابتی پرداخته اند، که نشان دهنده شکاف پژوهشی در این حوزه است. هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش درمان مبتنی بر شفقت بر اجتناب شناختی و نشخوار فکری در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو شهر اراک انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه و پیگیری یک ماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 (غیر وابسته به انسولین) شهر اراک در مهر ماه سال 1401 بود که تعداد 40 نفر از بیماران، به شیوه نمونه گیری هدفمند، انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (20 N=) و گواه (20 N=) گمارش شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه نشخوار فکری (نولن- هوکسیما و مارو، 1991) و اجتناب شناختی (سکستون و داگاس، 2008) بود. برای گروه آزمایش، درمان مبتنی بر شفقت به صورت هشت جلسه گروهی هفته ای دوبار به مدت 80 دقیقه برگزار شد و گروه گواه، مداخله ای دریافت نکرد. در این پژوهش، جهت تحلیل داده ها، از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر در نرم افزار SPSS نسخه 25 استفاده شد. یافته ها: یافته های مطالعه حاضر نشان داد که آموزش درمان مبتنی بر شفقت به طور معناداری باعث کاهش اجتناب شناختی (05/0 P<) و نشخوار فکری (05/0 P<) در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو شد. همچنین، این بهبودی در دوره پیگیری نیز پایدار و معنادار بود (05/0 P<). نتیجه گیری: یافته های این مطالعه حاکی از آن است که آموزش درمان مبتنی بر شفقت می تواند به عنوان یک مداخله مؤثر در کاهش مشکلات روانشناختی بیماران دیابتی مورد استفاده قرار گیرد. این رویکرد می تواند در برنامه های مراقبت جامع دیابت ادغام شود تا به بهبود کیفیت زندگی و مدیریت بهتر بیماری کمک کند.
بررسی رابطه بین مؤلفه های مؤثر بر نشاط اجتماعی در فضای باز مساجد با بهره گیری از تکنیک نحو فضا (مطالعه موردی: مساجد شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسجد مظه ر وحدت، زندگ ی و منب ع نمادی ن اعتق ادات اس ت. حضور اف راد و تقویت تعاملات اجتماعی آنها در مسجد باعث تقویت پوی ایی و نشاط اجتماعی در جامعه می شود. مسجد به عنوان یک عنصر محوری و هویتی درجامعه اسلامی همواره تصویری ثابت درذهن و خاطر عموم داشته است که معاصرسازی این تصویر سنتی درجهت ایجاد نشاط اجتماعی، از چالش های مهم معماری معاصر محسوب می شود. با در نظر گرفتن این نکته که فضاهای مذهبی مانند مسجد علاوه بر تأمین نیازهای مذهبی و آگاه کردن مردم، توسعه فرهنگ و رشد همه جانبه اقشار مختلف یک جامعه، همچنین می تواند نقش بسزایی در جهت ایجاد و ارتقاء نشاط اجتماعی که امروزه یکی از اهداف شهرداری ها نیز است داشته باشد. یکی از عناصر مهم مساجد، صحن و حیاط است که به دلیل پیروی از طرح و نقشه اولین مسجد جهان(مسجد النبی) فرم مربع یا مستطیل دارد و فضایی آزاد و روحانی را برای واردین به مسجد ایجاد می کند. هدف از پژوهش حاضر بررسی مؤلفه های اثرگذار بر نشاط اجتماعی درمساجد است و بر مبنای این بررسی به ارائه راهکارهای طراحی پرداخته خواهد شد. جامعه آماری این پژوهش در بخش سنجش ترجیحات مردمی را می توان، کلیه شهروندان شهر اصفهان دانست که در مساجد حضور می یابند. اطلاعات بدست آمده از پرسشنامه ها، جمع آوری، کدگذاری و وارد رایانه شده و با استفاده از نرم افزار SPSS26 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. طبق بررسی ها مشارکت اجتماعی و رویداد مداری با ضریب 961/0 بیشترین و همبستگی اجتماعی و ارزش های فردی با ضریب 15/0 کمترین میزان تاثیر گذاری رابر نشاط اجتماعی دارند. با درنظر گرفتن هر مؤلفه که جمع بندی و ذکر شده است جهت فعال تر و زنده کردن محیط مسجد می توان عواملی چون، کانون ها و فضاهای فرهنگی، تفریحی و عمومی که باعث ایجاد تعاملات اجتماعی و مشارکت جوانان و افراد محله را درنظر گرفت. باتوجه به مؤلفه های بدست آمده از مرحله قبل به بررسی پلان چهار مسجد رحیم خان، مسجد سید اصفهان، مسجد جامع اصفهان و مسجد شیخ لطف الله با استفاده از دو نرم افزار AGraph و Depth Map پرداخته می شود. درآنالیز پلانی سه مسجد رحیم خان، مسجد سید اصفهان و مسجد جامع دیده شد، بیشترین میزان رویداد پذیری برای مشارکت ها و حضور جوانان در حیاط میانی صورت می گیرد. آنالیز هاحیاط میانی را دارای بیشترین هم پیوندی و مؤثر بر ارتقاء نشاط اجتماعی دانسته اند.
ساخت و بررسی ویژگی های روانسنجی مقیاس مفهوم احترام در کودکان 10 تا 12 ساله(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: مفهوم احترام یکی از ارزش های اساسی در تربیت و رشد اجتماعی است که در سیاست ها، برنامه های آموزشی و محیط های کاری مورد توجه قرار گرفته است. با وجود توافق عمومی بر اهمیت احترام، تحقیقات موجود بیشتر بر بزرگسالان متمرکز بوده و کمتر به مفهوم سازی و سنجش احترام در کودکان پرداخته شده است. به ویژه در کودکان 10 تا 12 ساله، که در مرحله ی کلیدی رشد شناختی و اخلاقی قرار دارند، ابزارهای روان سنجی معتبر و استاندارد برای بررسی این مفهوم به ندرت توسعه یافته اند. هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی ویژگی های روان سنجی پرسشنامه مفهوم احترام در کودکان بود. روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی– همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان 10 تا 12 ساله، شهر کرمانشاه در سال تحصیلی 1403-1402 بود. برای انتخاب نمونه از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای استفاده شد و از بین جامعه هدف، 350 نفر به عنوان نمونه انتخاب و به مقیاس محقق ساخته احترام پاسخ دادند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل عامل اکتشافی و تاییدی با استفاده از نرم افزارهای smat PLS 4, SPSS-26 و AMOS-24 استفاده شد. یافته ها: نتایج مطالعه نشان داد که مقیاس مفهوم احترام همسانی درونی قابل قبولی دارد (886/0=α)؛ میزان همبستگی بین دو بار اجرای این مقیاس 873/0 بود (01/0 P<). همچنین نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که الگوی تک عاملی این مقیاس برازش مطلوبی دارد. نتیجه گیری: مقیاس مفهوم احترام کودکان در ایران از ویژگی های روان سنجی مطلوبی برخوردار است و می توان از این ابزار در بررسی مفاهیم مربوط به احترام در کودکان استفاده کرد.
مقایسه اثر بخشی مشاوره پذیرش و تعهد و رویکرد شفقت به شیوه گروهی بر نظم جویی هیجان و کیفیت رابطه زناشویی زنان نابارور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ تابستان (مرداد) ۱۴۰۴ شماره ۱۴۹
۳۰۵-۲۸۷
حوزههای تخصصی:
زمینه: ناباروری به عنوان یک مسئله استرس زا می تواند تنظیم هیجان و کیفیت روابط زناشویی را تحت تأثیر قرار دهد. در این میان، درمان های مبتنی بر پذیرش و تعهد و شفقت به عنوان رویکردهای نوین روان درمانی مطرح شده اند که هر دو بر بهبود تنظیم هیجان و ارتقای روابط زناشویی تأکید دارند. بااین حال، پژوهش های اندکی به مقایسه اثربخشی این دو رویکرد در جامعه زنان نابارور پرداخته اند. هدف: پژوهش حاضر به منظور مقایسه تأثیر مشاوره گروهی مبتنی بر رویکرد پذیرش و تعهد و رویکرد مبتنی بر شفقت بر تنظیم هیجان و کیفیت رابطه زناشویی زنان نابارور انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه و پیگیری یکماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی زنان نابارور شهر بجنورد در سال 1402 بودند، که از بین آنان 45 نفر به شیوه هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در 3 گروه 15 نفری (دو گروه آزمایش و یک گروه گواه ) جایگزین شدند. مداخلات آزمایشی با رویکرد پذیرش و تعهد و رویکرد شفقت در 8 جلسه 120 دقیقه ای برای گروه های آزمایش به اجرا در آمد. ابزار پژوهش پرسشنامه تنظیم هیجانات (گراس و جان، 2003) و پرسشنامه وضعیت زناشویی (گلوم بوگ راست، 1988) بود. به منظور تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی و تحلیل واریانس به شیوه اندازه گیری مکرر با استفاده از نرم افزار spss20 استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد اثرات زمان، گروه و اثر متقابل زمان و گروه همگی معنادار بودند (001/0> p). در مقایسه های زوجی تفاوت دو رویکرد پذیرش و تعهد و شفقت با یکدیگر در پس آزمون بازارزیابی هیجانی و تفاوت آن ها در بازداری هیجانی معنادار و گروه پذیرش و تعهد تأثیر بیشتری داشت و در کیفیت روابط زناشویی تفاوت معناداری نداشتند (001/0< p). همچنین هر دو گروه آزمایشی نسبت به گروه گواه در ابعاد بازارزیابی و بازداری هیجانی و کیفیت روابط زناشویی تفاوت معنادار و تأثیر بیشتری داشتند (001/0> p). نتیجه گیری: نتایج نشان داد به منظور بهبود تنظیم هیجان و کیفیت روابط زناشویی در زنان نابارور، می توان از مشاوره گروهی با رویکرد پذیرش و تعهد و شفقت استفاده نمود تا از عوارض خانوادگی و روانشناختی فقدان توانمندی تنظیم هیجان و همچنین کیفیت پایین روابط زناشویی و احتمال افزایش تعارضات و طلاق جلوگیری شود.
اثربخشی هیپنوتراپی تحلیلی شناختی بر عزت نفس، سازگاری و تنظیم هیجانی در افراد دارای علائم اختلال اضطراب فراگیر
حوزههای تخصصی:
مقدمه: افراد دارای اختلال اضطراب فراگیر اغلب عزت نفس پایین، الگوهای مشکل ساز واکنش هیجانی و سازگاری پایان در موقعیت های جدید دارند. هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی هیپنوتراپی تحلیلی شناختی بر عزت نفس، سازگاری و تنظیم هیجانی در افراد دارای علائم اختلال اضطراب فراگیر بود. روش: روش پژوهش به روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون همراه با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه افراد با علائم اختلال اضطراب فراگیر مراجعه کننده به مراکز مشاوره منطقه 3 شهر تهران در سال 1402 بودند. نمونه پژوهش شامل 30 نفر که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و سپس به روش تصادفی در دو گروه آزمایشی (15 نفر) و کنترل (15 نفر) گمارده شدند. شرکت کنندگان به پرسشنامه های نگرانی، عزت نفس، سازگاری و تنظیم هیجان قبل و بعد از مداخله پاسخ دادند. شرکت کنندگان در گروه آزمایش هیپنوتراپی تحلیلی شناختی را در 8 جلسه ی 60 دقیقه ای به صورت دو بار در هفته دریافت کردند و در این مدت گروه کنترل هیچ نوع درمانی را دریافت نکردند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از میانگین، انحراف معیار و تحلیل کوواریانس جهت مقایسه میانگین های پس آزمون انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد هیپنوتراپی تحلیلی شناختی بر عزت نفس، سازگاری و تنظیم هیجانی در افراد با علائم اختلال اضطراب فراگیر تاثیر داشت (01/0P< ). نتیجه گیری: بر اساس یافته ها، هیپنوتراپی تحلیلی شناختی بر افزایش عزت نفس، سازگاری و تنظیم هیجانی افراد با علائم اختلال اضطراب فراگیر موثر بود؛ لذا می توان هیپنوتراپی تحلیلی شناختی را به عنوان مداخله ای مناسب برای اختلال اضطراب فراگیر پیشنهاد نمود.
بررسی ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی پرسش نامه بین المللی اختلال سازگاری در دانشجویان شهر تهران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی پرسش نامه بین المللی اختلال سازگاری شامل پایایی، روایی و تحلیل عاملی تأییدی در جمعیت دانشجویی انجام شده است. مواد و روش ها این مطالعه مقطعی بر روی ۴۹۵ دانشجوی ۱۸ تا ۵۰ ساله در شهر تهران از طریق نمونه گیری در دسترس انجام شد. داده ها به وسیله روش مداد-کاغذ در دانشگاه های شهر تهران و در بازه زمانی از ۲۰ دی تا ۲۲ اسفند سال ۱۴۰۲ جمع آوری شدند؛ شرکت کنندگان پس از اخذ رضایت آگاهانه، پرسش نامه بین المللی اختلال سازگاری (IADQ)، پرسش نامه بین المللی افسردگی (IDQ)، پرسش نامه بین المللی اضطراب (IAQ)، پرسش نامه بین المللی تروما (ITQ)، پرسش نامه بازبینی شده سوگ طولانی مدت (PG-13-R)، اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) و اختلال استرس پس از سانحه پیچیده (CPTSD) را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS نسخه ۲۶ و Mplus نسخه ۸.۳.۲ تحلیل شدند. ساختار عاملی IADQ با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی (CFA) و به کارگیری روش های برآورد حداکثر درست نمایی مقاوم (MLR) و حداقل مربعات وزن دار مقاوم (WLSMV) بررسی شد؛ برازش مدل با ارزیابی شاخص های استاندارد مانند شاخص برازش تطبیقی (CFI)، شاخص تکرلویس (TLI)، ریشه میانگین مربعات خطای تخمین و شاخص ریشه میانگین مربعات باقیمانده استاندارد (SRMR) تعیین شد. روایی همگرا و افتراقی از طریق همبستگی با سایر پرسش نامه ها بررسی شده و پایایی با استفاده از آلفای کرونباخ، ضریب اُمگا مک دونالد، میانگین همبستگی بین گویه ها (MIIC) و پایایی بازآزمون با ضریب همبستگی درون طبقه ای (ICC) ارزیابی گردید. یافته ها ضریب امگا برای کل مقیاس 0/94 به دست آمد. این مقیاس همبستگی مثبت و معنی داری با پرسش نامه های IDQ (0/49) ، PG-13-R (0/59) و IAQ (0/64) نشان داد. همچنین، همبستگی بین مقیاس IADQ و PTSD (0/14) و CPTSD (0/09) ضعیف گزارش شد. نتیجه گیری در مجموع یافته ها نشان داد نسخه فارسی پرسش نامه بین المللی اختلال سازگاری در جمعیت دانشجویی شهر تهران از روایی و پایایی مناسبی برخوردار است.
شبکه های درباری و انتشار مانویت از ایران به چین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۱
۲۲۰-۲۱۱
حوزههای تخصصی:
نگارنده، در این نوشتار و در ادامه مطالعات قبلی خود، به موضوع انواع فعالیت مبلغان مانوی در شبکه بزرگ تری در زیرعنوان فعالیت های درباری از امپراتوری روم تا به دربار تانگ در چین تمرکز می کند؛ در این فعالیت ها، سفیران، و هم چنین حکیمان دوره گرد و کارآگاهان انجام مراسم آئینی، آگاهی بر تفاوت های فرهنگی را به نمایش می گذارند؛ هرچند این رخداد و به طور معمول بین همسایگان نزدیک و هم مرز صورت می گرفت، اما با ابزار مانوی ایرانی و از راه آسیای میانه شاهد گسترش تدریجی آن هستیم. روایت های مختلف مانوی اهمیت آموزش «حکمت» را در تلاش برای حمایت از حاکمان محلی بسیار برجسته می کند. بنابر نسخ مانوی «کلن»، «مانی» با پادشاهی ناشناس ملاقات می کند و بدو حکمت آموخته، احکام مانوی و هم چنین «دو آموزه» را آموزش می دهد. هم چنین، براساس شواهد و مدارک، هرچند پراکنده، گسترش آئین مانوی در چین قابل فهم می آید؛ آنجا که برای چنین موضوعی از نقش حکیمان مسافر در بازدید از شبکه های درباری نمی توان چشم پوشی کرد.







