مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۹۴۱ تا ۴٬۹۶۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۲۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
فطرت از مباحث مهم حوزه کلام و عرفان است که تعاریف و کارکردهای متعددی دارد. بررسی متون عرفانی قرن چهارم تا ششم هجری نشان می دهد که این موضوع در آثار عارفان به نقل قول های پراکنده از مشایخ محدود شده است. بااین حال، در آثار برخی عارفان ازجمله روزبهان بقلی (متوفی 522ق.) نگرش خاصی به آن دیده می شود. روزبهان مبحث مستقلی را به فطرت اختصاص نداده؛ اما با بررسی اشارات متعدد در آثارش می توان به دیدگاه های او دراین باره دست یافت. این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی انجام شده، تلاش کرده است تا با مطالعه سیزده اثر از آثار روزبهان، افزون بر بررسی بسامد و تنوع معانی واژه فطرت، دیدگاه های عرفانی او را دراین باره مشخص کند. نتایج پژوهش نشان می دهد که واژه فطرت در آثار روزبهان معانی گوناگونی دارد؛ ازجمله آفرینش، موجودات جهان، سرشت انسانی، غریزه، نفس امّاره و... . از منظر عرفانی، روزبهان برای فطرت چهار رکن در نظر گرفته که اصل آن فعل اراده حق است. آدم (ع) ، بدیع فطرت و مصداق فطرت اوّل و صورت حق ّتعالی است. فطرت انسانی ویژگی هایی دارد و تغییر می کند. فطری بودن اموری همچون استعداد معرفت، بندگی، ایمان و عشق، و نیز تعریف برخی اصطلاحات عرفانی با استفاده از مفهوم فطرت، از دیگر مباحث مطرح شده در آثار اوست.
خوانش جلوه های زنان فرودست درگفتمان پسااستعمار سووشون اثر سیمین دانشور و خورشیدهای استقلال از احمدو کوروما(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش ادبیات معاصر جهان دوره ۳۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲
455 - 477
حوزههای تخصصی:
نقد پسااستعماری یکی از پژوهش هایی است که زمینه های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی آثار ادبی را بررسی می کند. از آنجا که پرداختن به هویت، جنسیت و فرودستی جنسیتی از محورهای این رهیافت می باشد؛ موضوع زنان و بررسی وضعیت آنان یکی از شاخه های مهم نظری این رویکرد به شمار می آید. یکی از شاخص ترین نظریه پردازان این حوزه، گایاتری چاکراورتی اسپیواک می باشد که مطالعات خویش را بر پایه بررسی مشکلات اقشار زنان فرودست در میان جوامع مردسالارانه و استعماری قرار می دهد. رمان های خورشید های استقلال از احمدو کوروما، نویسنده آفریقایی تبار و سووشون اثر سیمین دانشور، نویسنده ایرانی از این قبیل آثار به شمار می آیند که از نقش و جایگاه فرودستانه زنان در جوامع ملتهب آفریقایی و همچنین در اجتماع پرفراز و نشیب گذشته ایران صحبت می کنند.. تحقیق حاضر به تفاوت های فرهنگی و سیاسی و همچنین تغییر و تحولات جایگاه زنان این دو ملت پرداخته و به مفاهیمی مشترک در بستر تحولات اجتماعی، فرهنگی و تاریخی دست می یابد. بررسی این مفاهیم از منظر مطالعات پسااستعماری، گویای شرایط خاص زنان در بحبوحه تکانه های تاریخی و سیاسی ملت های گوناگون بوده و سیر تحولی شخصیت های زن که شامل عاملیت و انفعال هویتی آنان می باشد را مورد مطالعه قرار می دهد.
بحران بازماندگی از تحصیل: بررسی دیدگاه کادر آموزشی مدارس از علل و زمینه های دیرینه و نو ظهور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت فرهنگی اجتماعی سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۶۳)
131 - 154
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی دیدگاه و تجربه کادر آموزشی مدارس از دلایل و زمینه های دیرینه و نوظهور بازماندگی از تحصیل صورت گرفته است. روش تحقیق بر اساس چگونگی گردآوری داده ها اکتشافی، و از نظر رویکرد، کیفی از نوع تحلیل محتوای عرفی است. جامعه هدف، کادر آموزشی مدارس شهر خرم آباد می باشد که از میان ایشان بر اساس روش نمونه گیری هدفمند، 21 نفر به عنوان گروه مشارکت کنندگان انتخاب شده و برای گردآوری اطلاعات از ایشان از ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شده است. پس از تحلیل و تنظیم نتایج، 33 مضمون فرعی حاصل آمده و در قالب چهار دسته مضامین اصلی «عوامل خانوادگی، عوامل فردی، عوامل آموزشی و عوامل اجتماعی» قرار گرفته است. در این میان می توان «فقر، فرهنگ غلط خانواده، نبود امکانات آموزشی و تأثیر همسالان» را از دلایل دیرینه بازماندگی از تحصیل دانست که همچنان نیز بر روند ادامه تحصیل فرزندان این مرزوبوم مؤثر است، و از میان دلایل نوظهور نیز می توان به «ظهور هوش مصنوعی، کاهش ارزش علم، تمکن مالی، بیکاری فارغ التحصیلان دانشگاهی و مسائل پیرامون کنکور» اشاره داشت.
بهره گیری از ظرفیت موافقت نامه های بین المللی در تأمین پایدار غلات و دانه های روغنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد کشاورزی و توسعه سال ۳۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۳۰
47 - 76
حوزههای تخصصی:
بسیاری از کشورها، به ویژه کشورهای در حال توسعه، برای دستیابی به بازارهای هدف ایمن تر و کاهش موانع تجاری، سعی در بهره گیری از توافق نامه های تجاری دارند. بخشی قابل توجه از نیازهای داخلی ایران به غلات و دانه های روغنی، به عنوان مهم ترین کالاهای اساسی بخش کشاورزی، از طریق واردات تأمین می شود. در پژوهش حاضر، با استفاده از الگوی کاربردی اسمارت، تجارت غلات و دانه های روغنی ایران با پنج کشور عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا در دوره زمانی 1402-1395 و همچنین، پیامدهای ایجاد تجارت و انحراف تجارت غلات و دانه های روغنی ناشی از موافقت نامه موقت ایران و اتحادیه اقتصادی اوراسیا بررسی و تحلیل شد. نتایج بررسی نشان داد که تجارت غلات و دانه های روغنی بین ایران و پنج کشور اتحادیه طی چهار سال پس از اجرای موافقت نامه، در مقایسه با میانگین سه سال قبل از اجرای آن، به طور نسبی بهبود یافته است. بر پایه نتایج کاربرد الگوی اسمارت، واردات غلات و دانه های روغنی، روغن خام و کنجاله از این اتحادیه، به دلیل کاهش تعرفه، افزایش 13/6 درصدی داشته، که بخشی از آن ناشی از ایجاد تجارت و بخش دیگر ناشی از انحراف تجارت بوده است. بنابراین، استفاده از سازوکار موافقت نامه های بین المللی در دیپلماسی اقتصادی کشور می تواند در شرایط تحریم، در تأمین کالای اساسی مورد نیاز و بهبود امنیت غذایی کشور مؤثر واقع شود. از این رو، پیشنهاد می شود که به منظور تأمین پایدار کالاهای اساسی، تدوین راهبرد های میان مدت برای بهره گیری از موافقت نامه های بین المللی در دستور کار دولت قرار گیرد.
مقایسه تطبیقی نظریه جهان های بسیار در فیزیک و فلسفه(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر در علم فیزیک فرضیه وجود جهان هایی غیر از جهان ما تقویت شده است. این نظریه در بسترهای فیزیکی، چون نظریه ریسمان، تورم آشوبناک و گرانش کوانتومی رشد یافته و در چهار سطح، نحوه شکل گیری این جهان ها تبیین شده است. به نظر می رسد سالها پیش از مطرح شدن چنین نظریه هایی در فیزیک، فیلسوفانی چون لایب نیتس به وجود جهان هایی دیگر در فلسفه خویش اذعان نموده و وجود آنها را ممکن پنداشته اند. در تفکر لایب نیتسی، این نظریه با نام جهان های ممکن شهرت دارد و در ارتباط با حقایق عقلی(در برابر حقایق واقعی)، از آن دفاع شده است. فیلسوفان، از این نظریه دو تفسیر متفاوت با نام امکان گرایی و فعلیت گرایی ارائه کرده اند. واقعیت آن است که در اینکه فرضیه جهان های بسیار، ماهیتی علمی یا فلسفی دارد، نمی توان به آسانی اظهار نظر نمود. یافته های پژوهش نشان می دهد که می توان نظریه جهان های بسیار را نظریه ای فلسفی-فیزیکی دانست؛ اگرچه فیزیک و فلسفه با رویکردی جداگانه به این فرضیه می پردازند، اما مکمل یکدیگر بوده و ما را درحل معضل چیستی و وجود جهان های بسیار، مدد می رسانند.
از نگاه عربی: متفکران معاصر ایران و جهان عرب (۲) محمد عِمارَه: از مارکسیسم تا سلفی گری
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ مرداد و شهریور ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۲۱۳)
95 - 110
حوزههای تخصصی:
محمد عِمارَه (۱۹۳۱ ۲۰۲۰) از پرکارترین و برجسته ترین متفکران معاصر مصری و از چهره های تأثیرگذار در اندیشه اسلامی قرن بیستم بود. او همه مقاطع تحصیلی را در دانشکده دارالعلوم دانشگاه قاهره به انجام رساند: در سال 1956 کارشناسی زبان عربی و علوم اسلامی، در سال ۱۹۷۰ کارشناسی ارشد علوم اسلامی با گرایش فلسفه اسلامی، سرانجام در سال 1975 دکتری خود را در همان رشته گرفت. او کوشید تا میان اسلام و مفاهیم جدیدی چون آزادی و عدالت اجتماعی و مردم سالاری پیوند برقرار کند؛ ولی زندگی فکری او مسیری پیچیده و پُرفرازونشیب را طی کرد. عماره در جوانی با اندیشه های چپ و مارکسیستی آشنا شد، سپس به «چپ اسلامی» گرایش یافت و در دهه های بعد، به مرور به سنت گرایی سلفی نزدیک شد. او در دوره میانی اندیشه هایش، بر این باور بود که اسلام دینی تمدن ساز و دربردارنده ظرفیت های نوگرایانه است. از مهم ترین دغدغه های فکری اش در این دوره، دفاع از عقلانیت اسلامی و بازخوانی تراث با نگاه نقادانه و بازسازی مفهوم امت بود. او در نوشته هایش با رویکردی آشتی جویانه میان سنت و تجدد، می کوشید تصویر تازه ای از اسلام در برابر چالش های مدرنیته ارائه دهد. با این حال، در سال های پایانی عمر، رویکرد او محافظه کارانه تر شد و درنهایت در ایستگاه سلفی گریِ تمام عیار و خشونت بار لنگر انداخت. به نظر می رسد این تحول، نه روندی طبیعی از رشد و تعمیق، بلکه نوعی «ترقّیِ معکوس» بود: مهاجرت از عقلانیت به تعصب و از تفکر باز و اصلاح گرایانه به نوعی تصلب اعتقادی. عماره در سال های پایانی عمر، در کنار دفاع بی قید و شرط از جریان های اسلام گرای تندرو، نظیر اخوان المسلمین و داعش، به مخالفت با اندیشه های عقل گرایانه پرداخت و با وجود تسلط وسیعش بر تراث اسلامی و استقلال حرفه ای اش از نهادهای رسمی، نوشته های اخیر او اغلب با زبان جدلی و گاه تکفیری همراه بود. او همچنین با وجود آشنایی عمیق با میراث فکری پیروان اهل بیت، هجومی تند و نامعقول را همچون سَلَفیان علیه اندیشه های شیعیان آغازید و افزون بر سخنرانی های متعدد، در این خصوص چندین کتاب سیاه کرد. از آثار مهم محمد عماره می توان به اسلامی سازی معرفت ، ابن رشد میان غرب و اسلام ، و محمد عَبْدُه: تجدید دنیا با تجدید دین نام بُرد. در مقاله حاضر، استاد عبدالجبار رفاعی مراحل مختلف فکری محمد عماره را بررسی و نقد کرده است. این مقاله با کسب اجازه از مؤلف به فارسی گردانیده شده است.
تحليل معايير التوثيق عند ةاشم معروف الحسني في الروايات(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهشنامه علوم حدیث تطبیقی سال ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۲
251 - 282
حوزههای تخصصی:
یمثّل تحلیل الأحادیث الإسلامیه وتوثیقها أحد المحاور الأساسیه التی لطالما شغلت اهتمام الباحثین فی علم الحدیث من کلا الفریقین. وقد تصدّى هاشم معروف الحسنی، بصفته أحد المفکّرین الشیعه المعاصرین، لهذا المجال من خلال تألیف أعمال مثل "الموضوعات فی الآثار والأخبار"، حیث تناول فیها بشکل منهجی معاییر نقد الحدیث.تستعرض هذه الدراسه، بمنهج وصفی تحلیلی، المعاییر التی اعتمدها الحسنی فی توثیق الأحادیث ضمن محورین رئیسیین هما النقد السندی والنقد المتنی. وتکشف النتائج أنه فی مجال النقد السندی، یعتبر الحسنی "الغلوّ والتطرف" السبب الرئیسی لضعف رواه الشیعه، بینما یرى أن "النصب والعداء للإمام علی (علیه السلام)" هو الجرح الأساسی الذی یقدح فی رواه أهل السنّه.أما فی النقد المتنی، فقد جعل الحسنی من تعارض الروایات مع العقل والقرآن والأصول الإسلامیه القطعیه محورًا أساسیًا، فی حین استخدم منهج فقه الحدیث فی حالات محدوده. کما انتقد الحسنی إهمال علماء الشیعه فی تدوین الأحادیث الموضوعه بشکل مستقل، واعتبر أن قاعده "التسامح فی أدلّه السنن" قد هیأت المجال لانتشار الأحادیث غیر الموثوقه.تُحلّل هذه المقاله أیضًا الدوافع وراء وضع الأحادیث (کالسیاسیه، والمذهبیه، ودور القُصّاص)، وتسلّط الضوء على بعض الضعف المنهجی فی مقاربه الحسنی، مثل اعتماده المفرط على النقد السندی القائم على اتهام الراوی بالغلوّ، وقلّه اهتمامه بالنقد المحتوائی، وتجاهله للمبانی الاعتقادیه الشیعیه فی الإمامه.وفی الختام، تُقیّم هذه الدراسه أوجه القصور فی منهج الحسنی ضمن إطار علم نقد الحدیث، مع التأکید على نقاط قوّته (مثل توضیحه المنهجی لدوافع وضع الحدیث).
سیر باطنی موسی(ع) در آیینه اسفار اربعه؛ در پرتو تفسیر انفسی داستان موسی و خضر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن، فرهنگ و تمدن سال ۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۲۲)
23 - 50
حوزههای تخصصی:
این مقاله با تأکید بر تفسیر انفسی و تطبیق داستان موسی و خضر با مراتب اسفار اربعه > ملاصدرا، تلاش دارد افقی نوین در فهم عرفانی این داستان قرآنی بگشاید. در این سیر، موسی نماد نفس و خضر نماد ولایت، مسیری روحانی را طی می کنند که از جدایی از دنیا و حرکت به سوی حقیقت آغاز می شود و به معرفتی قدسی منتهی می گردد. روش پژوهش توصیفی، تحلیلی و تطبیقی است. ابتدا عناصر نمادین و وقایع این داستان تحلیل و سپس با چهار سفر عرفانی تطبیق داده می شود. موسی در سفر اول (از خلق به حق)، با یافتن استاد کامل و رفع حجاب ها، از کثرت به وحدت می رسد؛ در سفر دوم (با حق در حق)، با فنای در ولایت به کمال الهی دست می یابد؛ در سفر سوم (از حق به خلق)، با مشاهده اعمال خضر، حکمت الهی را درمی یابد و با بینشی تازه به هدایت قومش می پردازد؛ در سفر چهارم (با حق در خلق)، به تجلیات حق در عالم خلق پی می برد. یافته های پژوهش نشان می دهد که داستان موسی و خضر از منظر تفسیر انفسی، فراتر از یک حکایت تاریخی، الگویی برای سیروسلوک عرفانی است که با اسفار اربعه همخوانی دارد. این تطبیق نه تنها درک عمیق تر معارف قرآنی را ممکن می سازد، بلکه ابعاد جدیدی از سفر روحانی انسان را به سوی کمال الهی و حقیقت مطلق باز می کند. درنتیجه، پژوهش حاضر می تواند به فهم بهتر مسیر تکامل روحی و ارتباط آن با آموزه های اسلامی کمک نماید.
بررسی ظرفیت سوره حمد در اجرای طریقه احراقیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۱
433 - 460
حوزههای تخصصی:
احراقیه به عنوان روش سلوکی بنیادین در عرفان اسلامی شیعی، مسیری ضروری برای بحران اخلاق در زندگی معاصر و نجات از اسارت رذایل اخلاقی قلمداد می شود. راهکار اجرایی این نظریه، مسئله محوری مقاله است. شکاف دانشی از آنجا ناشی می شود که در متون کلاسیک، رابطه مستقیم میان احراقیه و منابع وحیانی، به ویژه سوره حمد، تبیین نشده و در ادبیات علمی معاصر نیز تاکنون مدل بین رشته ای که مفاهیم عرفانی را با روش های علمی و تفسیری یکپارچه سازی کند، ارائه نشده است. این پژوهش به بررسی ظرفیت های سوره حمد برای تسهیل طریقه عرفانی «احراقیه» و امکان اجرای آن در دنیای معاصر می پردازد. مقاله با رویکردی بین رشته ای و با استفاده از روش ترکیبی تحلیل متون عرفانی و هرمنوتیک هنجاری و یاری جستن از شواهد علمی نشان می دهد که سوره حمد به مثابه جامع ترین چکیده معارف توحیدی، قابلیت آن را دارد که به عنوان نقشه راه عملیاتی برای احراقیه در زندگی پرمشغله امروز به کار رود. در این راستا و با تبیین های صورت گرفته در پژوهش، تلاوت آگاهانه و مداوم آن ها، هم در سطح خودآگاه (ازطریق تدبر) و هم در سطح ناخودآگاه (ازطریق تلقین)، به احراق تدریجی ساختارهای انانیت می انجامد. یافته ها مؤید آن است که این پیوند عرفانی-قرآنی، نه تنها پاسخ به بحران معنویت انسان معاصر است، بلکه با ارائه یک نظام تربیتی ترکیبی، امکان تحقق عملی آرامش پایدار و بازسازی معنوی را در چارچوبی نظام مند فراهم می سازد. این مقاله ضمن تبیین مبانی این رویکرد روش اجرایی متناسب با انسان معاصر پیشنهاد می کند که در عین رسیدن به اهداف، دارای چارچوبی رسا و دارای امتداد قابل وصول در اجتماع امروزه است.
الگوهای کنش گفتاری داستان حضرت سلیمان (ع) با تکیه بر رویکرد جان سرل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریه کنش گفتاری در تحلیل گفتمان بر عنصر زبان و سخن گفتن تاکید دارد. جان سرل نظریه پرداز مشهور آمریکایی از جمله صاحب نظرانی است که دیدگاهی جامع در زمینه کنش گفتاری ارائه داده و در نظریه او کنش گفتاری شامل پنج بخش؛ اظهاری، ترغیبی، عاطفی، تعهدی و اعلامی می باشد که با تکیه بر رویکرد وی می توان به شناخت جامعی از کنش گفتاری در یک قصه دست یافت. با عنایت به اینکه داستان حضرت سلیمان (ع) یکی از قصه های اندرزمحور و پندآموز قرآن است و به مقتضای شرایطی که حضرت در آن قرار گرفته و علم آگاهی از زبان حیوانات و ارتباط با آن ها، عنصر زبان و سخن گفتن جایگاه والایی در این داستان دارد. پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی، داستان حضرت سلیمان (ع) را براساس کنش گفتاری جان سرل مورد تحقیق و بررسی قرار داده و به کاوش عناصر گفتاری حضرت در گفتگو با قوم خود و ملکه سبا؛ جهت رساندن پیام الهی و هدایت آنان به راه مستقیم با مدد جستن از عنصر گفتگو پرداخته است. نتایج حاصله از تحقیق گویای آن است که گوینده اصلی داستان خداوند می باشد و کنشگر محوری داستان حضرت سلیمان (ع) است که از دیدگاه منِ شخصی ایفای نقش می کند و گفتمان منسجمی با کاربست عنصر زبان و گفتار در داستان برقرار می سازد و از آنجایی که بن مایه اصلی داستان بر هدایتگری استوار است لذا؛ کاربست کنش اظهاری و ترغیبی بیش از دیگر کنش ها به چشم می خورد.
تحلیل عناصر روایت در داستان حضرت هود (ع) بر اساس الگوی تزوتان تودوروف(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از علومی که امروزه رو به رشد است و به شدت مورد توجه اندیشمندان سراسر جهان مورد توحه قرار گرفته است روایت شناسی است، و علت آن فهم دقیق کلام و روایت فرد از طریق این الگو ها است. در این میان معجزه الهی کلام الله مجید قرآن کریم، مشتمل بر روایات است و با روایت شناسی می توان فهم دقیق تری از آن داشت. مسئله ای که مطرح می-شود ابتدا این است که آیا قرآن کریم هدف خود را از روایت به بهترین نحو بیان داشته است؟ و سپس فهم هر چه دقیق تر این روایات برای هدایت هر چه بیش تر انسان است. مقاله حاضر با روش توصیفی تحلیلی ابتدا به تبیین الگوی ساختاری تزوتان تودوروف پرداخته است، سپس آیات مربوط به داستان حضرت هود (ع) را ذکر و آنها را بررسی کرده است. اکثر آیات مذکور با وجه غیر اخباری خواستی و الزامی تبیین شدند که نشان از استحکام محکم قوانین الهی است و مواردی هم که با وجه غیر اخباری فرضی پیش بین، آمدند همه در بین تأکیدات فراوان هستند که همچنان به منزله تأکید عدم توانایی تخطی از فرامین الهی است. بنابراین آیات به بهترین ساختار روایی ممکن هدف نزول خود را محقق ساختند و این قدر لزوم التزام به الزامات الهی را لازم معرفی کردند که هر خواننده ای ملزم به پیروی از آن می شود.
تأثیر هویت بر سیاست منطقه ای ترکیه در غرب آسیا (2011-2023)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۶۸
193-220
حوزههای تخصصی:
هویت در سیاست خارجی ترکیه تحت تأثیر متقابل پیچیده عوامل تاریخی، فرهنگی و باورهای دینی شکل گرفته است. این هویت در حال تحول منجر به تغییرات قابل توجهی در روابط بین المللی ترکیه، به ویژه تحت زعامت حزب عدالت و توسعه (AKP ) شده است. سیاست خارجی حزب عدالت و توسعه در ترکیه با تغییر از رویکردهای سنتی رئالیستی -کمالیستی، به سوی تأکید بر اهمیت هویت و مفاهیم سازه انگارانه و عمق تاریخی – هویتی ترکیه متمایل شده است. مقاله حاضر به بررسی تأثیر انگاره های هویتی بر سیاست های این کشور در منطقه غرب آسیا به ویژه رویدادهای پسا خیزش عربی از سال 2011 تا 2023 می پردازد. تمرکز مقاله بر مفاهیم هویتی مانند نوعثمانی گرایی، گرایش به اخوان المسلمین، پان ترکیسم و چشم انداز اخیر قرن ترکیه قرار دارد. در این پژوهش، نحوه تأثیرگذاری این ایدئولوژی ها بر رویکرد ترکیه در ایجاد اتحادها، مدیریت منازعات منطقه ای و گسترش نفوذ این کشور تحلیل شده است. سؤال اصلی پژوهش این است که چگونه مفاهیم هویتی بر استراتژی غرب آسیایی ترکیه بین سال های 2011 تا 2023 تأثیر گذاشته اند؟ فرضیه محوری این نوشتار بر این امر قرارگرفته است که مفاهیم هویتی، ترکیه را به سمت پیگیری اهداف خود در منطقه از طریق تمرکز بر مفاهیم سازه انگارانه درسیاست خارجی، ایجاد شراکت هایی مبتنی بر پیشینه های مشترک دینی و قومی و معرفی خود به عنوان جانشین مدرن امپراتوری عثمانی سوق داده اند. با استفاده از روش توصیفی-تبینی، این مطالعه بینش هایی درباره انتخاب های استراتژیک ترکیه و باورهایی که اقدامات این کشور در غرب آسیا را هدایت کرده اند ارائه می دهد.
شگردهای سینمایی در حکایت «مشت زن» گلستان سعدی: مطالعه ای در نشانه شناسی ادبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: ادبیات کلاسیک فارسی را می توان با شیوه های علمی نو و از منظر علوم و هنرهای جدید تحلیل و بررسی کرد. تاثیرپذیری ادبیات از سینما را می توان در کارکرد شگردهای سینمایی در ادبیات مشاهده کرد. این مقاله می کوشد، شگردهای سینمایی را در حکایتِ «جوانِ مشت زن» گلستان سعدی نشان دهد. سؤال اصلی تحقیق این است که چگونه سعدی به صورت آگاهانه یا ناخودآگاه به کمک تفکری مشابه با شگرد های سینمایی امروزی باعث غنای بصری و روایی در حکایت خود شده است؟ مفروض پژوهش این است که چیزی شبیه به تفکر سینمایی به معنای امروزی در ذهن و ضمیر سعدی وجود داشته است. روش: روش تحقیق بر تحلیل توصیفی- تطبیقی میان شگرد های سینمایی و ادبی استوار است. اهداف تحقیق شامل شناسایی شگرد های سینمایی به کاررفته در حکایت مشت زن، تحلیل چگونگی انطباق این شگرد ها با ساختار ادبی حکایت و ارزیابی تأثیر آن ها بر تجربه خواننده است. چهارچوب نظری مورد استفاده نظریه داستان سینمایی بلاردی است. یافته ها: یافته ها نشان می دهد که سعدی در حکایت مشت زن از شیوه هایی بهره برده که شباهت زیادی به شگرد های سینمایی دارد. سعدی با هنر زبان و قدرت واژگان «نما»ها و «صحنه»های گوناگون می سازد و با ایجاد «موسیقی پیرامونی» و «افکت»ها حکایت خود را به یک اثر سینمایی امروزی نزدیک می کند. این امر تجربه ای حسی و تصویری برای مخاطب خلق کرده است. با آشکار شدن ابعاد جدید هنر روایی گلستان، نتیجه این پژوهش می تواند باعث التذاذ ادبی بیشتر مخاطبان و درک آنها از نظام نشانه شناختی این شگردها در گلستان شود و همچنین افق جدیدی برای فیلمنامه نویسان و کارگردان ها بگشاید.
تبیین رقابت استراتژیک جمهوری اسلامی ایران و اسرائیل در سودان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست جهانی دوره ۱۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۳)
141-165
حوزههای تخصصی:
روابط ایران و سودان از 1989 با حمایت تهران از البشیر آغاز شد اما پس از تشدید تنش بین ایران و عربستان در2016، خارطوم روابط دیپلماتیک خود را با تهران قطع کرد.پس از انقلاب سودان و سقوط البشیر، خارطوم پس از پنج دهه خصومت در2020 با تل آویو قرارداد صلح امضا نمود. اما وقوع جنگ داخلی سودان باعث توقف روند عادی سازی روابط با اسرائیل شد و از سوی دیگر، ایران و سودان پس از هشت سال، روابط دیپلماتیک خود را ازسرگرفتند. اکنون تهران در جنگ داخلی سودان از ارتش سودان به رهبری البرهان حمایت می کند و تل آویو از نیروهای پشتیبانی سریع به رهبری حمیدتی حمایت می کند. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانه ای به دنبال پاسخ به این پرسش است که ماهیت رقابت ایران و اسرائیل در سودان چگونه است؟ در پاسخ به این پرسش، نویسنده با کاربست نظریه موازنه قدرت، این فرضیه را مورد آزمون قرار می دهد که رقابت ایران و اسرائیل در سودان به عنوان یک عرصه مهم استراتژیک در خاورمیانه وشمال آفریقا متاثر از ملاحظات ژئوپلتیک، ژئواستراتژیک، امنیتی و اقتصادی هر دو بازیگر است.
Recent Measures of The Organisation of Islamic Cooperation in Developing Women’s Status(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Improving the status and position of women, and identifying effective pathways to address the associated challenges, has for decades been a key priority across diverse societies, engaging numerous international and non-governmental organizations. The Organization of Islamic Cooperation (OIC), as the only comprehensive intergovernmental body committed to Islamic teachings at the international level, has actively contributed to ongoing global efforts in this domain. This study examines first-hand OIC documents up to 2024, with a focus on activities during the last decade, to explore whether these initiatives have evolved into a particularist and transregional model in normative and institutional terms, or remain limited compared to global standards. The findings suggest that while OIC activities in the field of women have shown increased quantitative and qualitative momentum, they largely operate within a soft-law framework lacking binding conventions and effective enforcement mechanisms. Moreover, internal divergences across OIC institutions and member states, coupled with external pressures, have so far prevented the emergence of a coherent or influential model for women’s rights promotion. As such, the OIC has yet to establish a significant normative or operational presence either within its member states or on the broader transregional stage.
Reassessing Civil Boycotts in International Law: From Coercive Tool to Human Rights Discourse(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Boycott, historically conceived as a coercive instrument in international law, has evolved into a multifaceted phenomenon at the intersection of economic regulation, state sovereignty, and human rights. This study reassesses the legal status of boycotts by situating them within both the coercive practices traditionally used by states and the emerging human rights discourse shaping contemporary international relations. Employing a descriptive-analytical method, the article explores the conceptual contours of boycott, its distinction from embargo, and its normative evaluation under the United Nations Charter, World Trade Organization rules, and customary international law. Particular attention is given to the principles of proportionality, necessity, and non-discrimination as determinants of legitimacy, as well as to the jurisprudence of international bodies that have addressed boycott-related claims. Through historical and contemporary case studies, the paper demonstrates that while boycotts can serve as lawful non-military coercive measures, their effectiveness and legitimacy ultimately depend on conformity with international agreements, human rights standards, and diplomatic considerations. The findings underscore the need to reconceptualize boycott not only as a coercive practice but also as a tool embedded in broader transnational debates on accountability and human rights.
پیش بینی روند شاخص کل با استفاده از شبکه های عصبی هیبریدی با تمرکز بر استخراج ویژگی مقیاس زمانی چندگانه در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی دوره ۲۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
85 - 113
حوزههای تخصصی:
هدف: پیش بینی آینده در حوزه سرمایه گذاری اهمیت زیادی دارد؛ زیرا به سرمایه گذاران کمک می کند تا تصمیم های بهتری اتخاذ کنند و ریسک های خود را کاهش دهند. در این راستا با بهبود قدرت مدل های پیش بینی، می توان به بازدهی های بهتری در بازار دست یافت. با این حال، پیش بینی بازار سهام به دلیل نوسان قیمت ها و عدم قطعیت، دغدغه بزرگی است. به طور کلی، پیش بینی دقیق حرکت سهام بسیار دشوار است و بسیاری از پژوهشگران به بررسی روش هایی می پردازند که فقط جهت حرکت سهام را پیش بینی می کنند. از جمله این روش ها، می توان به گشت تصادفی، پروبیت و لاجیت اشاره کرد. روش های جدیدتری مانند ماشین بردار پشتیبان، الگوریتم نزدیک ترین همسایگی و شبکه عصبی مصنوعی، برای بهبود پیش بینی آینده معرفی شده اند. به علت اهمیت پیش بینی روند بازارهای مالی برای پژوهشگران و سرمایه گذاران، این پژوهش با هدف پیش بینی روند شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران با استفاده از یک شبکه عصبی هیبریدی با تمرکز بر استخراج ویژگی مقیاس زمانی چندگانه انجام شده است. هدف از اجرای این پژوهش، بررسی قدرت پیش بینی روش معرفی شده و مقایسه آن با روش های رقیب است.روش: در این پژوهش، از یک شبکه عصبی هیبریدی که شامل شبکه عصبی کانولوشن (CNN) برای استخراج ویژگی ها و سه شبکه عصبی حافظه طولانی کوتاه مدت (LSTM) برای یادگیری وابستگی های زمانی است، استفاده شده است. داده های استفاده شده، مقادیر روزانه شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران از سال ۱۳۷۷ تا ۱۴۰۱ بود که پس از جمع آوری و نرمال سازی، به دو بخش آموزش و اعتبارسنجی تقسیم شد. این شبکه عصبی هیبریدی با بهره گیری از ویژگی مقیاس زمانی چندگانه، تلاش می کند تا پیش بینی دقیقی از روند شاخص ارائه دهد. همچنین، از روش های مهندسی استخراج برای بهبود دقت این شبکه ها استفاده شده که عبارت است از: ترکیب شبکه های عصبی مختلف در یک شبکه جامع.یافته ها: نتایج این پژوهش نشان داد که مدل شبکه عصبی هیبریدی پیشنهادی که ترکیبی از شبکه های عصبی CNN و LSTM است، برای پیش بینی شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران توانایی کافی را ندارد. دقت این مدل در مقیاس های زمانی هفتگی و ماهانه، کمتر از مدل های رقیب بود. در مقابل، مدل شبکه عصبی CNN که به عنوان یکی از مدل های رقیب بررسی شد، عملکرد بهتری داشت و توانست نتایج دقیق تری در پیش بینی شاخص کل بورس ارائه دهد. این نتایج با مطالعات قبلی که موفقیت مدل های هیبریدی در پیش بینی بازارهای مختلف را نشان داده بودند، در تضاد است.نتیجه گیری: مدل شبکه عصبی هیبریدی پیشنهادی نتوانست شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران را به درستی پیش بینی کند؛ در حالی که مدل CNN به تنهایی نتایج بهتری ارائه داد. این یافته ها نشان می دهد که شبکه های عصبی ساده تر، مانند CNN، ممکن است در مواردی عملکرد بهتری داشته باشند. برای پژوهش های آتی، پیشنهاد می شود با تغییر داده های روزانه به داده های بین روزی (مانند داده های دقیقه ای)، مدل شبکه عصبی هیبریدی مبتنی بر استخراج ویژگی زمانی چندگانه بار دیگر بررسی شود. همچنین، استفاده از شاخص های بیشتری مانند مقادیر آغازین، حجم، حداقل، حداکثر، میانگین متحرک و شاخص قدرت نسبی، می تواند بهبود دقت مدل های پیش بینی را به همراه داشته باشد.
ادراک فرا بصری: مطابقت های بین حسی در طراحی معماری با رویکرد شناختی
منبع:
مطالعات رفتار و محیط در معماری دوره ۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
82 - 102
حوزههای تخصصی:
معماری، فراتر از ساخت وساز، فرآیندی چندوجهی است که فرم، عملکرد، و زیبایی شناسی را در هم می آمیزد و بر ادراک فضایی و تعاملات حسی انسان تأثیر می گذارد. برخلاف رویکردهای سنتی که بر حس بینایی متمرکز بودند، پژوهش های معاصر نقش حواس دیگر (شنوایی، لامسه، بویایی) را در تجربه فضایی برجسته می کنند. این تغییر پارادایم، متأثر از عصب شناسی شناختی، بر ادراک چندحسی و تعاملات بین حسی در درک محیط تأکید دارد. برای مثال، همبستگی نور محیط و آسایش حرارتی یا تأثیر آکوستیک بر ادراک ایمنی، اهمیت طراحی چندحسی را نشان می دهد. این مطالعه تأثیر هماهنگی بین حسی میان نورپردازی و آکوستیک در طراحی معماری را با رویکردی دوگانه (مرور سیستماتیک ادبیات و آزمایش تجربی) بررسی می کند. در بخش تجربی، 40 شرکت کننده در اتاقی 4×4 متری تحت دو شرایط قرار گرفتند: 1) هماهنگ (نورگرم 2700 کلوین، صدای طبیعت 50 دسی بل)؛ 2) ناهماهنگ (نور سرد 6500 کلوین، صدای ترافیک 50 دسی بل). پاسخ ها با پرسشنامه لیکرت (آسایش، ابعاد، امنیت، نور، صدا، راحتی) و ضربان قلب سنجیده شد. یافته ها نشان داد شرایط هماهنگ به طور معناداری آسایش (4.1 در مقابل 2.7)، خوشایندی نور (4.2 در مقابل 2.6)، دلپذیری صدا (4.3 در مقابل 2.5)، و راحتی (4.1 در مقابل 2.8) را بهبود بخشید، فضا را بزرگ تر نشان داد (65% در مقابل 30%)، و استرس را کاهش داد. نتایج بر لزوم بازنگری چارچوب های همگرایی حسی در طراحی چندحسی تأکید دارند و نشان می دهند توجه به ادراک چندحسی، کیفیت تجربه فضایی و رشد شناختی، عاطفی، و اجتماعی کاربران را ارتقا می دهد و به خلق فضاهایی برای بهبود کیفیت زندگی منجر می شود
Enhancing Generative AI Usage for Employees: Key Drivers and Barriers(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study examines the use of AI tools within work environments, particularly Generative AI (Gen-AI). Its objective is to comprehend the factors affecting employees' adoption and utilization of such tools. The research applies the Technology, Organization, and Environment (TOE) framework to pinpoint potential factors and formulate hypotheses regarding their influence on employees' Gen-AI usage frequency. A quantitative research approach was conducted among a sample of 316 American employees. Results suggest that employees' perceived Gen-AI intelligence and warmth positively impact their usage through the mediation of performance expectancy. Effort expectancy only mediates the relationship between perceived Gen-AI intelligence and Gen-AI employee usage. Findings also show that the perceived severity of Gen-AI has a negative influence on employees’ usage and that an organization's absorptive capacity of Gen-AI does not influence employees’ usage. Critical drivers for Gen-AI utilization encompass technological proficiency, peer influence, and regulatory backing. These outcomes underscore the significance of nurturing a corporate culture that encourages innovation and adherence to regulations to successfully integrate Gen-AI in workplaces.
بررسی رابطه بین طراحی محیط شهری، کیفیت محیطی و روان شناختی فردی با بروز رفتارهای وندالیستی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و برنامه ریزی سال ۲۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۹۱
49 - 26
حوزههای تخصصی:
متاسفانه بسیاری از هشدار هایی که در رابطه با وندالیسم داده شده بود، نادیده گرفته شد و اکنون بیش از هر زمان دیگری نیازمند توجه است. در سرتاسر جهان می توان شاهد ازادی تبعیض،خشونت و تعصبی بود که به واسطه پیدایش سیاست های نفرت و تفرقه پراکنی،نارضایتی های عمیق و تجربه طولانی طردشدگی و خشونت علیه جمعیت،عادی سازی بی عدالتی های روزانه و عدم پاسخگویی و... برانگیخته شده است همچنین الگوهایی هست که نشان می دهد شرایط خاصی بیش تر مستعد فوران هستند مکان هایی که در ان ها خیزش رخ می دهد، افرادی که در خیزش ها شرکت می کنند و اتفاقاتی که این افراد را تحریک می کنند و اقداماتی که انجام می دهند در اکثر کشور های جهان ویژگی های مشابهی دارند که برامده از دلایل در هم تنیده اقتصادی،اجتماعی،سیاسی،فرهنگی و... هستند لذا هدف تحقیق بررسی رابطه بین طراحی محیط شهری، کیفیت محیطی و روان شناختی فردی با بروز رفتارهای وندالیستی بود. تحقیق از نوع روش های پیمایشی بود. جامعه آماری شامل کل جمعیت مناطق ده گانه شهر تبریز به تعداد 1584855 نفر بود. حجم نمونه 384 عدد برآورد شد که 400 نفر در نظر گرفته شد. نمونه گیری به روش تصادفی طبقه ای انجام شد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته بر مبنای طیف لیکرت 5 درجه ای استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه به روش همزمان استفاده شد. محاسبات در نرم افزارspss نسخه 18 انجام شد. نتایج نشان داد که بین روان شناختی فردی، کیفیت محیطی و طراحی محیط شهری با رفتارهای وندالیستی رابطه مثبت معنی داری وجود دارد (05/0 > p). این متغیرها در مجموع توانستند 55 درصد از تغییرات رفتارهای وندالیستی را تبیین نمایند









