مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۹۶۱ تا ۴٬۹۸۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۲۰ مورد.
منبع:
پژوهش های ژئومورفولوژی کمی سال ۱۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۵۲)
159 - 180
حوزههای تخصصی:
در استان یزد نسل های متعددی از مخروط افکنه ها در قسمت های غربی و شرقی مروست متعلق به حوضه های آبریز بوانات و مدوار تشکیل شده است. هدف از مطالعه حاضر بررسی نقش مورفومتری حوضه آبریز در تحول سطوح مخروط افکنه های فعال و غیرفعال می باشد. با استفاده از شاخص های ژئومورفولوژیک سطوح مختلف تفکیک شد. ویژگی های مورفومتری مخروط افکنه ها و حوضه های آبریز محاسبه شدند. همبستگی منفی بین مساحت حوضه آبریز و شیب مخروط افکنه های فعال بیانگر شکل گیری سطوح جدیدتر با شیب زیاد در حوضه های کوچک تر می باشد. همبستگی مثبت مساحت حوضه با شیب مخروط افکنه های غیر فعال بیانگر این است که با افزیش مساحت حوضه، شیب مخروط های قدیمی تر بیشتر می شود. همبستگی منفی شیب حوضه با مساحت و حجم مخروط-افکنه های غیر فعال نشان می دهد سطوح قدیمی تر، با گذشت زمان پایداری بیشتری یافته و شرایط تثبیت رسوب گذاری و افزایش رسوبات ریزدانه تر ناشی از هوادیدگی موجب کاهش رواناب و تراکم زهکشی شده است. همبستگی مثبت شیب حوضه با مساحت و حجم مخروط افکنه های فعال بیانگر افزایش انتقال رسوب در طی فرایندهای سیلابی، همراه با نرخ پائین نفوذپذیری در رسوبات واریزه ای و غیرهوادیده در سطوح جدیدتر زمینه رشد و گسترش سطوح فعال را فراهم می آورد. مطالعه ی تفکیک سطوح مخروط افکنه ها و ارتباط ویژگی های آنها با مورفومتری حوضه آبریز می تواند اولین اقدام موثر در مدیریت چشم اندازها و منابع طبیعی و شناسایی مناطق مستعد سیلاب باشد. همچنین در زمینه برنامه ریزی کاربری اراضی، مخروط افکنه ها به دلیل مواد رسوبی غنی و دسترسی به منابع آبهای زیرزمینی و بنابراین توسعه کاربری های کشاورزی، بشدت مستعد وقوع انواع مخاطرات مانند فرسایش، زمین لغزش، جریانات واریزه ای و سیلاب می باشند. بطوریکه شناسایی این لندفرم ها و عوامل موثر بر ناپایداری سطوح قدیمی و جدید می تواند زمینه ساز تصمیمات بهینه در زمینه بهره برداری از این چشم انداز ها بوده، ضمن اینکه مخروط افکنه های قدیمی آرشیوهای ارزشمندی برای بازسازی های محیطی گذشته مرتبط با تغییرات اقلیمی و زمین شناختی دوران کواترنری می باشند.
Energy Security Strategy in Iraq: A Vision of Nature and Transformations after the Defeat of ISIS(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۷۸)
11 - 28
حوزههای تخصصی:
In the late twentieth century, many important facts that led to clear-cut changes in the structure of energy security issues, the most prominent of which was the global strategic oil reserve. These facts prompted regional circles to build a new world order, which includes many issues of energy security and ensuring the actor’s supplies. Regionally, the energy security sector in Iraq witnessed major challenges resulting from the security conditions and economic transformations. After the withdrawal of American forces from Iraq in 2011, security challenges increased significantly. Extremist armed groups such as ISIS attacked Oil areas, which led to a major threat to oil production and export. Oil facilities in Iraq witnessed several terrorist attacks and sabotage operations, which negatively affected the country’s ability to achieve sustainable production and export of energy supply Therefore, the operations to liberate the oil regions by the Iraqi forces from the control of the terrorist organization ISIS contributed to the Iraqi government seeking to put forward economic initiatives, most notably the development path to secure Iraqi energy supplies, in achieving economic prosperity for the country and the regional environment.
this article analyzes the impact of energy security strategy for Iraq, The descriptive method is used in this article and the geopolitical and Geo-strategic transformations to it against Iraq after defeat ISIS, The main purpose of the article is to explain Iraq's goals in developing energy supply that aims to create a Economic well-being regional and international.
Responses to the Announcement of King Hussein of the Hejaz for the Caliphate in British and French Mandated Territories, 1924(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۷۸)
148 - 170
حوزههای تخصصی:
This article discusses the responses to the announcement of King Hussein of the Hejaz for the caliphate in the French and British-mandated territories, which include Syria, Lebanon, and Palestine in 1924. This study uses a qualitative research method by analyzing the primary and secondary sources. This article finds that the announcement of King Hussein’s caliphate in Syria, Lebanon, and Palestine has provoked various reactions with strong support among the Arab populations in these regions. The findings also show that this support to restore the caliphate for the Arabs and the Quraysh was raised for proclaiming King Hussein as caliph. The most significant reaction of all, however, was in the French-mandated territories of Syria and Lebanon. This matter has caused an uneasy reaction from the French colonial to undermine support for King Hussein. His reign was short-lived. He lost his Hashemite kingdom and the caliphate in the same year, when the Saudi ruler, Ibn Saud immediately attacked his declaration as illegitimate and launched a military campaign in Hejaz. King Hussein went into exile to Cyprus, where he lived until he died in 1931.
ارزیابی و شناسایی گسل ها و میزان لرزه خیزی آن ها در حوضه بالهارود گرمی استان اردبیل
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: لرزه خیزی معیاری است که رخدادها، مکانیسم ها و بزرگی زمین لرزه در یک مکان جغرافیایی معین را در برمی گیرد. به این ترتیب، فعالیت لرزه ای یک منطقه را خلاصه می کند. منطقه موردمطالعه بر اساس شواهد زمین شناسی و زمین لرزه های ثبت شده یکی از پهنه های فعال و لرزه خیز در ایران به شمار می آید. ازاین رو آگاهی از توان لرزه خیزی منطقه جهت جلوگیری از ساخت وساز غیر اصولی در حوزه موردتحقیق ضروری است. هدف از پژوهش حاضر ارزیابی توان لرزه خیزی گسل ها در حوزه بالهارود گرمی است. روش شناسی: در این پژوهش برای ترسیم نقشه ها و تحلیل آن ها از نرم افزار ArcGIS استفاده شد که ابتدا با استفاده از نقشه زمین شناسی 1:100000 سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی کشور در حوزه موردمطالعه، گسل های (اصلی و فرعی) تعیین و طول آن ها مشخص گردید. سپس توان لرزه زایی گسل های منطق ه موردمطالعه با استفاده از روابط زارع (1374)، نوروزی (1985) و نوروزی و اشجعی (1978) محاسبه شد. یافته ها و نتایج: با توجه به نتایج مربوطه، متوسط توان لرزه زایی برحسب ریشتر در گسل های نوروز آباد 55/12، آزاد آباد 10/20، ساری نصیرلو 62/28، ایلیخچی 08/9، چنار 56/6، فرضی کندی 42/17، پرچین 35/10، اوجاق آلازار 94/17، دمیرچی 23/7، پیره خلیل 55/6، القناب 16/19، شرفه 73/7، شوردرق92/3 را نشان می دهد. نتایج حاصله نشان داد که منطقه موردمطالعه، به خصوص بخش های مرکزی به سمت جنوب حوزه به علت تمرکز خطواره های گسلی، ازنظر لرزه خیزی مستعد است و امکان وقوع زمین لرزه هایی با بزرگی بیش تر از 4 ریشتر در آن است. گسل های ساری نصیرلو، آزاد آباد و القناب به ترتیب دارای بالاترین توان لرزه زایی در منطقه هستند. بررسی ها هم چنین نشان می دهد که بین توان لرزه زایی گسل ها با طول گسل ارتباط مستقیم وجود دارد. با توجه به نبود مطالعات کافی در مورد تکتونیک و لرزه خیزی منطقه، بایستی به جهت حصول اطمینان بیش تر، مطالعات دیگری در رابطه با سایزموتکتونیک و پهنه بندی منطقه ازنظر لرزه خیزی نیز انجام گیرد.
تحلیل اثرات سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی بر رفتار زیست محیطی شهروندان در شهر ساری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر، تعین اثرات سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی بر رفتار هدف از زیست محیطی شهروندان در شهر ساری بوده است. پژوهش از نظر نوع کاربردی و روش پژوهش، پیمایش مقطعی بوده است. جامعه آماری پژوهش تمام شهروندان بالای 18 ساله بودند و حجم نمونه طبق فرمول کوکران با احتساب نمونه های پیش آزمون، 400 نفر تعیین گردید. شیوه نمونه گیری، خوشه ای چندمرحله ای بوده است. ابزار گردآوری داده ها، برای متغیرهای سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی پرسشنامه محقق ساخته و برای سنجش رفتارهای محیط زیستی از پرسشنامه کایزر و همکاران (1999) بود. در این مطالعه از نظریه فرهنگ زیست محیطی ژرژ تومه و سرمایه فرهنگی بوردیو به عنوان چارچوب نظری استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها، از نرم افزار SPSS و آزمون های ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون استفاده گردید. از اعتبار صوری برای سنجش روایی استفاده شد و پایایی ابزار در تمام متغیرها بالاتر از 7/0 به دست آمد. بررسی همزمان اثرات سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی بر رفتار زیست محیطی به عنوان نوآوری این پژوهش می باشد. یافته ها نشان دادند که میانگین الگوهای رفتار زیست محیطی در بین افراد نسبتاً بالا بوده و میانگین آن از عدد 5 برابر با 78/3 است. میانگین سرمایه فرهنگی در بین افراد نسبتاً پایین بوده و میانگین آن 79/2 است. میانگین سرمایه اجتماعی برابر با 04/3 است. نتایج آزمون همبستگی نشان داد: بین میزان سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی با رفتار زیست محیطی رابطه معنادار مثبت و مستقیم وجود دارد. برای ارتقای میزان رفتارهای زیست محیطی، باید میزان سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی را بالا برد. طبق تحلیل رگرسیون متغیرهای سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی حدود 1/23 درصد از تغییرات رفتار زیست محیطی را تبیین و پیش بینی می کنند. سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی بر رفتارهای زیست محیطی اثرگذار هستند و اثر سرمایه اجتماعی بیش تر است.
تبیین و ارائه مدل نهادی بازاریابی گردشگری روستایی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری و توسعه سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۴۲)
251 - 267
حوزههای تخصصی:
بازاریابی گردشگری روستایی، به منزله رویکردی نوین در صنعت گردشگری، به ترویج و جذب گردشگران به مناطق روستایی و کمتر شناخته شده می پردازد. با وجود قابلیت های فراوان گردشگری در مناطق روستایی ایران، سهم این کشور در مقایسه با بسیاری از کشورهای گردشگرپذیر بسیار اندک است؛ ازاین رو، توجه به توسعه بازار آن و طراحی مدل نهادی بازاریابی گردشگری روستایی در ایران مهم و اساسی است. بنابراین، هدف از انجام این پژوهش تبیین و ارائه مدل نهادی بازاریابی گردشگری روستایی در ایران است. روش پژوهش کیفی و نظریه داده بنیاد است. جامعه آماری پژوهش شامل بیست تن از خبرگان و متخصصان بخش گردشگری کشور و استادان خبره در این زمینه است که با روش نمونه گیری نظری و هدفمند انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته برگرفته از چارچوب نظری است. داده های حاصل در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی کدگذاری شدند. برای کدگذاری محوری داده های گردآوری شده از نرم افزار مکس کیودی ای استفاده شده است. سازمان ها، قوانین و دستورکار ها و ارزش ها و هنجارها برای مقوله محوری انتخاب شدند و مدل پارادایمی بازاریابی گردشگری روستایی در ایران طراحی شد. یافته ها نشان می دهد شرایط علّی مدل شامل تدوین و اجرای برنامه راهبردی و توسعه بازار گردشگری است و عوامل زمینه ای شامل حمایت مالی، شرایط مداخله گر شامل چالش های سیاسی جناحی و کمبود دانش و آگاهی است. اقداماتی از قبیل بهبود زیرساخت ها، به کارگیری فنّاوری های نوین، به کارگیری سیاست های یکپارچه و گسترش تبلیغات به عنوان راهبردها و بهبود شرایط اقتصادی و بهبود سلامت پیامدهای مدل نهادی توسعه بازاریابی گردشگری روستایی شناسایی شدند
چالش های قضایی نهاد نظارت الکترونیکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حقوقی دادگستری سال ۸۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۲۹
437 - 459
حوزههای تخصصی:
نهاد نظارت الکترونیکی به موجب ماده 63 قانون مجازات اسلامی و ماده 557 قانون آیین دادرسی کیفری هر دو مصوب ۱۳۹۲، وارد نظام حقوقی ایران شد. این نهاد در مرحله اجرا با چالش هایی در دستگاه قضایی مواجه شد که بدین شرح است: تعیین محدوده جابه جایی محکومان، استفاده حداقلی محاکم از ظرفیت تدابیر نظارتی و دستورهای مراقبتی در احکام ناظر بر نظارت الکترونیکی، ابهام در برخی عبارات قانونی از قبیل «حبس های تعزیری» در تبصره دو ماده 62 قانون مجازات اسلامی و «شرایط مقرر در تعویق مراقبتی» در ماده 62 قانون پیش گفته، استفاده از نظارت الکترونیکی برای محکومان به حبس بالای پنج سال در جرائم مواد مخدر و در نهایت امکان سنجی پذیرش درخواست نظارت الکترونیکی در فاصله قطعیت حکم حبس تا پیش از اجرای آن. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی تحلیلی، نظرات مختلف درباره چالش های پیش روی نظارت الکترونیکی را تبیین می نماید. یافته های این پژوهش نگارندگان را وادار ساخت تا به منظور برطرف نمودن این چالش ها، پیشنهادهایی در خصوص اصلاح ماده 62 قانون مجازات اسلامی و دستورالعمل تعیین محدوده مراقبتی محکومان مصوب 1401 ارائه نمایند.
بررسی تاب آوری شهری منطقه 5 کلان شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه : کلان شهرهای جهان سوم در جهت تاب آوری در برابر مخاطرات و بلایای طبیعی، به شدت آسیب پذیر بوده و تاب آوری پایینی دارند. کلان شهر تبریز نیز به دلیل رشد سریع شهرنشینی، افزایش میزان جمعیت و مهاجر پذیر بودن آن، افزایش تغییر و تبدیل کاربری اراضی و حاشیه نشینی، در برابر مخاطرات و بلایای شهری به شدت آسیب پذیر شده است. از این رو، پژوهش حاضر میزان تاب آوری شهری در منطقه 5 کلان شهر تبریز را بررسی می کند. داده و روش : پژوهش حاضر از نظر روش، توصیفی - تحلیلی و دارای ماهیت کاربردی است. داده های مورد نیاز با استفاده از مطالعات کتابخانه ای و بررسی میدانی (پرسش نامه) گردآوری شده است. جامعه آماری پژوهش، شهروندان منطقه 5 کلان شهر تبریز بر اساس آمار سال 1395 به تعداد 126124 نفر است. حجم نمونه با استفاده از مدل معادلات ساختاری و روش نمایی گاما، 342 نفر برآورد گردید. ابزار تحلیل در این تحقیق SPSS, LISREL و ArcGIS است. یافته ها : در تاب آوری منطقه 5 کلان شهر تبریز، شاخص پنهان اجتماعی با ضریب بتای 384/0 (83/33 درصد) در رتبه اول اهمیت و شاخص های پنهان کالبدی-زیرساختی، اقتصادی و نهادی-مدیریتی به ترتیب با ضرایب بتای 305/0 (87/26 درصد)، 267/0 (52/23 درصد) و 179/0 (77/15 درصد) در رتبه های دوم تا چهارم اهمیت قرار دارند. محلات بارنج و کوشن، بهاران، نصر، کوی استانداری، دانشگاه آزاد، مرزداران و کوی سپهر، دارای تاب آوری خیلی زیاد (5)، محلات شهرک صنعتی، فرشته و الهیه دارای تاب آوری زیاد (4)، محلات ولی امر، رشدیه و باغمیشه جدید، دارای تاب آوری متوسط (3) و محلات شهرک، کرکج، نمایشگاه و شهرک مصلی، دارای تاب آوری کم (2) و خیلی کم (1) می باشند. نتیجه گیری : تاب آوری منطقه 5 تبریز تحت تأثیر ابعاد اجتماعی، کالبدی-زیرساختی، اقتصادی و نهادی-مدیریتی قرار دارد. تقویت شاخص اجتماعی و بهبود زیرساخت های کالبدی-زیرساختی در محله های آسیب پذیر همچون: کرکج و شهرک ضروری است. تقویت مشارکت اجتماعی، مقاوم سازی زیرساخت ها و بهبود هماهنگی های مدیریتی برای بهبود تاب آوری پیشنهاد می شود.
ارتباط نهاد حِسبه و آیین مدیریت سلامت شهرهای تاریخی دوره اسلامی در ایران تا پایان عصر صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و برنامه ریزی شهری دوره ۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
208 - 219
حوزههای تخصصی:
مقدمه مفهوم سلامت شهری فراتر از رفاه فیزیکی صرف، نمایانگر یک پارادایم پیچیده است که ریشه در تحولات تاریخی، اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی یک شهر دارد. در تمدن اسلامی، تلاش برای دستیابی به این سلامت کلیت گرا از طریق دیوان احتساب یا نهاد حِسبه نهادینه شد. این نهاد به عنوان یک رکن اداری و نظارتی اساسی در ساختارهای حکمرانی شهری ایران پیشامدرن عمل می کرد. حِسبه ذیل اصل فراگیر دینی «الامر بالمعروف و النهی عن المنکر» فعالیت می کرد و وظایف بسیار گسترده ای به آن محول شده بود؛ مسئولیت هایی که از حفظ اخلاق عمومی و نظارت بر سلامت فعالیت های تجاری و اقتصادی گرفته تا اجرای احکام شرعی را شامل می شد و از این رو، به عنوان سنگ بنای نظام اداری تمدن اسلامی خدمت می کرد. در حالی که آثار پژوهشی پیشین عمدتاً به بررسی حِسبه از منظر فقهی یا صرفاً اخلاقی اقتصادی پرداخته اند، خلأ تحقیقاتی قابل توجهی در مورد نقش مستقیم و سازنده آن در ساماندهی کالبدی، مدیریت فضایی و نظارت جامع بر سلامت شهرهای ایرانی در دوره پیشامدرن وجود دارد. این پژوهش با رویکردی بین رشته ای در حوزه تاریخ، فقه و مدیریت شهری، هدف واکاوی نظام مند و مدل سازی پیوندهای کارکردی بین نهاد چندبعدی حِسبه و سازوکارهای مدیریت و حفظ سلامت شهرهای تاریخی ایران از آغاز دوره اسلامی تا پایان عصر صفوی را دنبال می کند. این تحقیق در پی آن است که فراتر از تحلیل های تک بعدی کند و درکی جامع از حِسبه به عنوان یک نظام یکپارچه حکمرانی شهری ارائه دهد. مواد و روش ها این تحقیق به روش توصیفی تحلیلی و در چارچوبی بین رشته ای (تاریخ، فقه و مدیریت شهری) انجام شده است. داده ها از طریق پژوهش کتابخانه ای و اسنادی و با استفاده از منابع معتبر و تحقیقات ثانویه معاصر گردآوری شدند. از تحلیل محتوای کیفی برای بررسی داده ها استفاده شد. این فرایند شامل دسته بندی مؤلفه ها و استخراج شاخص های عینی مرتبط با کارکردهای نظام حسبه و نگاه آن به سلامت شهری، بر اساس کدهای مستخرج از این منابع تاریخی و متنی بود. هدف، تدوین چارچوب نظری جامعی برای تبیین نقش این نهاد در مدیریت سلامت شهری بود. یافته ها تحلیل تفصیلی داده ها نشان می دهد نهاد حِسبه فقط یک بازرسی بازار نبود، بلکه ستون فقرات نظام سلامت، نظم و پایداری شهری در ایران پیشاصنعتی را تشکیل می داد. کارکردهای آن چندبعدی بود و بر تمامی جنبه های زندگی شهری نفوذ داشت. دستاورد محوری این مطالعه، صورت بندی و ارائه مدل عملیاتی نظام حِسبه در قالب چهار بعد کلیدی و به هم پیوسته سلامت شهری است که از ترکیب ۲۲ شاخص عینی استخراج شده از منابع تاریخی به دست آمده است: 1. سلامت جسمانی و بهداشت عمومی: این بعد یکی از ارکان اصلی وظایف محتسب بود. این امر شامل نظارت سختگیرانه بر کیفیت و ایمنی مواد غذایی، اطمینان از پاکیزگی نان، گوشت، ماهی، عسل و روغن فروخته شده در بازارها می شد. بهداشت اماکن عمومی از اهمیت بالایی برخوردار بود و پاکیزگی خیابان ها، بازارها، حمام های عمومی و مساجد را در بر می گرفت. این نهاد همچنین بر مدیریت آب و دفع زباله نظارت داشت. علاوه بر این، مشاغل پزشکی را تنظیم می کرد و صلاحیت، اخلاقیات و عملکرد پزشکان، چشم پزشکان (کحالان)، جراحان، داروسازان و دامپزشکان را تحت نظر داشت. نظارت به بیمارستان ها نیز گسترش می یافت و شامل اجرای قوانینی مانند تفکیک جنسیتی می شد که نشان دهنده درکی پیشرفته از حکمرانی بهداشت عمومی در زمان خود بود. 2. سلامت اقتصادی (معیشتی): حِسبه نهاد مرکزی برای تضمین عدالت اقتصادی و سلامت بازار بود. وظایف آن شامل اجرای قیمت گذاری عادلانه، به ویژه در بازارهای غیررقابتی از طریق فرایندی به نام «تسعیر» می شد. این نهاد اوزان و مقیاس ها را به دقت استاندارد می کرد تا از تقلب و کم فروشی جلوگیری کند. با روش های اقتصادی نادرست مانند احتکار کالاهای ضروری برای افزایش مصنوعی قیمت ها، ربا و فریب در معاملات (مانند پنهان کردن عیوب کالاها) مبارزه می کرد. این نهاد همچنین نقش کلیدی در حمایت از حقوق صنعتگران (اصناف) و مصرف کنندگان ایفا می کرد و محیط بازاری مبتنی بر اعتماد و انصاف را تقویت می کرد. رویکرد نظارتی آن انعطاف پذیر بود و بر اقدامات ضد انحصاری در بازارهای رقابتی و مداخله مستقیم در شرایط غیررقابتی متمرکز بود. 3. سلامت اخلاقی و اجتماعی (روانی): این بعد که ریشه در اصل بنیادی امر به معروف و نهی از منکر داشت، به رفاه روانی اجتماعی جامعه می پرداخت. محتسب مسئول پیشگیری از رذایل و مفاسد اجتماعی مانند مصرف مشروبات الکلی، قمار، فحشا و بی اخلاقی عمومی بود. او بر رفتار عمومی نظارت داشت، اجرای صحیح مراسم و آموزش مذهبی (مانند نماز جمعه، موعظه، تدریس) را زیر نظر می گرفت و به جنبه های مربوط به اقلیت های مذهبی (اهل ذمه) رسیدگی می کرد. این نظارت جامع ترویج انسجام اجتماعی، حفظ هویت مذهبی و تضمین محیطی سالم از نظر اخلاقی بود که برای سلامت روانی جامعه ضروری تلقی می شد. 4. امنیت شهری (پایداری و آرامش): این نهاد رکنی حیاتی برای حفظ نظم و امنیت عمومی بود که پیش نیازهای یک زندگی شهری سالم هستند. وظایف آن شامل مقابله با مزاحمت ها و اختلالات عمومی، جلوگیری از ورود افراد مسلح به بازارها و مساجد برای تضمین امنیت جمعی، و نظارت بر ایمنی راه ها و ساختمان ها بود. محتسب اختیار داشت که دستور تخریب سازه های ناامن را صادر کند و در بهبود زیرساخت های شهری مشارکت داشته باشد. اگرچه کمتر مستند شده، نظارت بر حمل و نقل شهری نیز در حیطه مسئولیت او قرار می گرفت که نشان دهنده نقش آن در تضمین جابه جایی ایمن است. کاربست این مدل چهاربعدی در بافت شهرهای عمده عصر صفوی، کارآمدی آن را در تلفیق حکمرانی متمرکز دولتی با نظارت محلی دقیق نشان می دهد. با این حال، این مطالعه تحول مهمی را نیز در دوره صفوی شناسایی می کند. انتقال تدریجی وظایف دینی و قضایی حِسبه به نهادهای دیگر (مانند شیخ الاسلام) و واگذاری وظایف سیاسی نظامی آن به مقاماتی مانند داروغه، به محدود شدن قابل توجه اختیارات آن انجامید. این روند در نهایت ویژگی کلیت گرای آن را تضعیف کرد و آن را عمدتاً به یک نهاد متمرکز بر بازار تقلیل داد و پیوند یکپارچه بین نظارت اجتماعی، بهداشت شهری و سلامت اخلاقی را که زمانی تجسم می بخشید، تضعیف کرد. نتیجه گیری این مطالعه نتیجه می گیرد که نهاد حِسبه نمایانگر یک سیستم پیشامدرن و پیچیده مدیریت یکپارچه سلامت شهری در ایران تاریخی اسلامی بود. چارچوب چهاربعدی و با دقت تعریف شده آن که حوزه های فیزیکی، اقتصادی، اخلاقی و امنیتی را در بر می گیرد، یک مکانیسم قوی و جامع برای تضمین پایداری شهری، عدالت، نظم و رفاه کلی شهروندان فراهم می کرد. یافته ها به طور بنیادی به شکاف مهمی در مطالعات تاریخی شهری پاسخ می دهد و با حرکت فراتر از تفسیرهای صرفاً الهیاتی یا اقتصادی، نقش محوری این نهاد در ساختاردهی فیزیکی و حکمرانی روزمره فضای شهری را روشن می سازد. مدل عملیاتی استخراج شده از منابع تاریخی نه تنها بینش دانشگاهی، بلکه درس های ارزشمند و عملی برای سیاست گذاری شهری معاصر ارائه می دهد. این مدل یک سابقه تاریخی برای طراحی نظام های نوین مدیریت و سلامت شهری ارائه می کند که با موفقیت انگیزه های اخلاقی یا معنوی، چارچوب های نهادی ساختاریافته، مشارکت اجتماعی فعال و مکانیسم های اجرایی مؤثر را یکپارچه می سازند. تجربه تاریخی حِسبه تأکید می کند که مدیریت موفق و تاب آور سلامت شهری ذاتاً کلیت گرا است و نیازمند درنظرگیری هم زمان و متوازن ابعاد فرهنگی، اجتماعی، اداری و عملی است. این تحقیق، حِسبه را به عنوان یک الگوی پیشامدرن برای حکمرانی یکپارچه شهری بازتعریف می کند و چارچوبی برای بازخوانی شهرهای ایرانی اسلامی و الهام بخشی به راهبردهای آینده مدیریت پایدار شهری ارائه می دهد.
تحلیلی بر معیار ریسک در قراردادهای سرمایه گذاری تحت کنوانسیون داوری ایکسید(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حقوق خصوصی سال ۲۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۴۶)
55 - 67
حوزههای تخصصی:
کنوانسیون ایکسید در داوری سرمایه گذاری بین المللی، تعریفی از قراردادهای سرمایه گذاری ارائه نمی دهد. این خلأ باعث شده حقوقدانان و رویه داوری بین المللی معیارهای را در خصوص احراز یک قرارداد به عنوان قرارداد سرمایه گذاری تحت کنوانسیون ایکسید ارائه دهند که مهم ترین معیار در پرونده سالینی بر علیه دولت مراکش ارائه شد و به معیار سالینی شهرت یافت. مطابق معیار ارائه شده در این پرونده، چهار الزام برای احراز سرمایه گذاری بین المللی پیش بینی شده که یکی از چالش برانگیزترین آن ها، معیار ریسک است. رویه داوری بین المللی نشان می دهد داوران در مواجه با انواع ریسک های سرمایه گذاری، دیدگاه واحدی اتخاذ نکرده اند. تحلیل انواع ریسک های سرمایه گذاری و چگونگی احراز آنها به عنوان ریسک مورد نظر در قراردادهای سرمایه گذاری بین المللی؛ پرسش اصلی این پژوهش است. نویسندگان در این تحقیق با روش کتابخانه ایی و با ابزار فیش برداری به تحلیل انواع ریسک های و همچنین رویکردهای اتخاذ شده در انتخاب ریسک مورد نیاز برای احراز قراردادهای سرمایه گذاری بین المللی پرداخته اند. مطالب ارائه شده در این پژوهش نشان می دهد؛ رویکرد سنتی که صرف مشارکت در ریسک های سرمایه گذاری را بر احراز وجود ریسک کافی می داند در مقایسه با رویکرد نوین که تنها برای «ریسک سرمایه گذاری» اعتبار قائل است، مناسب تر است.
تأثیر پیامدهای تغییرات اقلیمی منطقه غرب آسیا بر چالش های منابع آبی جمهوری اسلامی ایران
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
381 - 400
حوزههای تخصصی:
در ط ی ده ه ه ای اخی ر افزایش جمعیت جهان و تغییرات آب وهوایی به عنوان اصلی ترین چالش منابع آبی برای صلح و امنیت بین الملل به همراه بوده است که کمبود آب به یکی از چالش های مهم امنیت زیست محیطی در سطح بین الملل تبدیل شده است. ازاین رو سازمان های مختلف در جهان به مطالعه ابعاد این تغییرات پرداخته اند که پیامدهای اجتماعی و سیاسی متنوعی ازفروسایی و فرسایش محیطی، گرمایش جهانی و کشمکش بر سر منابع آبی کانون مطالعات امنیتی قرن بیست ویک را موردتوجه قرار داده است. با توجه به آنچه مطرح شد، پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی تحلیلی در پی پاسخ به این پرسش محوری است که پیامدهای تغییرات اقلیمی منطقه غرب آسیا چگونه بر چالش های منابع آبی جمهوری اسلامی ایران تأثیر می گذارد؟ این پژوهش از نوع کاربردی بوده و جمع آوری داده ها با استفاده از روش مطالعات کتابخانه ای و انجام مصاحبه با خبرگان صورت پذیرفته است. جامعه آماری پژوهش شامل جمعی از خبرگان و کارشناسان ژئوپلیتیک و امنیت زیست محیطی با حداقل سابقه ده سال کار تخصصی در مشاغل راهبردی و جمعی از اساتید دانشگاه های داعا و دافوس ارتش جمهوری اسلامی ایران با تخصص های مرتبط با موضوع پژوهش بوده است. یافته های تحقیق نشان داد که تغییرات اقلیمی با چالش های عمده زیست محیطی همراه است که مهم ترین این چالش ها شامل بحران های مرتبط با منابع آبی، خشک سالی، گرمایش زمین، سیل و بیابانزایی موجب بحران منابع آبی و امنیت زیست محیطی را با چالش روبه رو کرده است.
پول به عنوان یک سند حقوقی:تورم به عنوان یک پدیده ی حقوقی
منبع:
فقه و حقوق نوین سال ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۳
1 - 14
حوزههای تخصصی:
با توجه به این که پول در علم اقتصاد یک پدیده ی حقوقی است لازم است برای پول حقوق مالکیت تعریف نمود. البته حقوق مالکیت پول همان سیاست حفظ ارزش پول است. حال می توان با توجه به حقوقی بودن پول، حقوق مالکیت پول را به صورت زیر تعریف نمود: تشکیل منبع عمومی از پول(در تمام بخش های اقتصادی:کشاورزی، صنعت و معدن، خدمات، مسکن و....) برای تمام عاملین اقتصادی در طی زمان و برای تمامی نسل ها به عبارتی تامین مالی پول از نظام بازار(نظام جذب سپرده) به نظام تعاون تغییر پیدا می نماید. البته عمل تامین پول از منبع عمومی از پول به صورت عقد قرض الحسنه می باشد(حذف نظام بهره). به صورت کلی با جود پول در فرایند مبادله در علم اقتصاد با سه نوع حقوق مالکیت روبرو می شویم:۱-مالکیت عاملین اقتصادی نسبت به پول۲-مالکیت پول نسبت به کالاها و خدمات(حفظ ارزش پول:ذخیره ارزش بودن پول)۳-حقوق مالکیت منبع عمومی از پول(عقد قرض الحسنه ی پول و بازگرداندن پول). در صورتی که یکی از این سه نوع حقوق مالکیت رعایت نشود مواجه با پدیده ی تورم خواهیم شد. یعنی تورم پدیده ی حقوقی است. در نتیجه با این دیدگاه می توان گفت که مالکیت بانک خصوصی نیست، نیز مالکیت بانک دولتی نیست. مالکیت بانک عمومی است. یعنی مالکیت تمام نسل ها.
افزایش پایداری اقتصادی و ارتقای بهره وری با استفاده از سرمایه گزاری سبز شرکت های سرمایه گذاری خطرپذیر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مدیریت سبز دوره ۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
69 - 91
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش افزایش پایداری اقتصادی و ارتقای بهره وری با استفاده از سرمایه گزاری سبز شرکت های سرمایه گذاری خطرپذیر می باشد. پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر نوع روش استفاده شده کمی می باشد. نرخ بازده سرمایه گذاری سبز ROI شاخصی حیاتی برای موفقیت آن است. ROI بالاتر نشان دهنده سرمایه گذاری سودآورتر است. جامعه آماری در بخش کمّی، شامل شرکت های عضو انجمن سرمایه گذاری خطرپذیر ایران که در حال حاضر 105 عضو فعال متشکل از صندوق های پژوهش فناوری شرکت های سرمایه گذاری خطرپذیر صندوق های جسورانه و شتاب دهنده ها و فرشتگان کسب و کار می باشد. حجم نمونه از طریق فرمول کوکران تعداد 82 شرکت برآورد گردید و برای جمع آوری داده ها، پرسشنامه ها به صورت نمونه گیری تصادفی ساده در اختیار مدیران شرکت از طریق ایمیل و شبکه های اجتماعی قرار گرفته است. یافته ها نشان داد در بخش اقتصادی سبز پایدار از طریق سرمایه گذاری مخاطره پذیر در مدیریت سبز مقولات ریسک پذیری سرمایه گذاری مخاطره پذیر، مدیریت نقدینگی سرمایه گذاری مخاطره پذیر، بازده سرمایه گذاری مخاطره پذیر، ارزش گذاری سهام، ﺭﻗﺎﺑﺖ ﭘﺬیﺮی، مشارکت اقتصادی، انعطاف پذیری مالی، بهبود محیط کسب وکار و افزایش کمیت یا کیفیت نیروی کار و افزایش پایداری اقتصادی شناسایی شد. در بخش اجتماعی پایداری اقتصادی از طریق سرمایه گذاری مخاطره پذیر مقولات مشارکت اجتماعی، روابط اجتماعی، شفافیت اطلاعاتی، امکانات آموزشی، امکانات رفاهی و دغدغه زیست محیطی شناسایی شد. نتایج حاصل از برازش الگو نشان داد که کلیه مقوله های شناسایی شده در حالت تأییدی قرار گرفتند و الگوی پژوهش از برازش مناسبی برخوردار است.
مدل ظرفیت سازی رفتاری در اجرای نظام جامع رفاه و تأمین اجتماعی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات رفتاری در مدیریت سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴۳
96 - 121
حوزههای تخصصی:
درعصر حاضر، نظام های رفاه و تأمین اجتماعی به عنوان یکی از ارکان اساسی توسعه پایدار و عدالت اجتماعی شناخته می شوند. این پژوهش با هدف طراحی مدل ظرفیت سازی رفتاری در اجرای نظام جامع رفاه و تأمین اجتماعی انجام شده است. پژوهش از نظر هدف، کاربردی و توسعه ای و از لحاظ نوع داده ها آمیخته اکتشافی است که از رویکرد آمیخته متوالی اکتشافی استفاده شده است. در مرحله کیفی با استفاده از روش تحلیل مضمون، مدل از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با 15 نفر از خبرگان دانشگاهی و اجرایی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، طراحی شد که در این مرحله شش بعد، هجده مولفه و پنجاه و چهار شاخص به دست آمد. برای اعتبارسنجی مدل، از مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شد، بدین صورت که پرسشنامه ای براساس عوامل احصاء شده در مرحله کیفی، طراحی و در بین 199 نفر از مدیران اجرایی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، توزیع شد تا روابط بین شاخص ها و مولفه ها ارزیابی شود. داده های مرحله کمی با استفاده از نرم افزار Smart Pls نسخه 3 مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته های تحقیق نشان داد که مدل ظرفیت سازی رفتاری در اجرای نظام جامع رفاه و تامین اجتماعی شامل ابعاد ظرفیت سازی شناختی، ظرفیت سازی انگیزشی، ظرفیت سازی اجتماعی سازمانی، ظرفیت سازی ارتباطی، ظرفیت سازی فرهنگی و بعد توانمندسازی است. تحلیل های کمی نیز معنی داری ارتباط بین شاخص ها و مولفه های مورد نظر را تایید کردند. نتایج پژوهش می تواندضمن کمک به غنای ادبیات نظری در حوزه ظرفیت سازی رفتاری، زمینه ساز اجرای بهینه نظام جامع رفاه و تامین اجتماعی گردد. نتایج پژوهش می تواندضمن کمک به غنای ادبیات نظری در حوزه ظرفیت سازی رفتاری، زمینه ساز اجرای بهینه نظام جامع رفاه و تامین اجتماعی گردد.
مقایسه مفهوم جنسیت در دوره صفوی با استناد به شواهد باستان شناختی و قرائن تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جنسیت به عنوان یکی از مهم ترین ساختارهای اجتماعی در تمامی جوامع، همواره عاملی برای قشربندی اجتماعی محسوب می شده است، به گونه ای که علاوه بر نابرابری های نژادی، طبقاتی، قومی و مذهبی می توان از نابرابری های جنسیتی نیز سخن گفت، این امر به معنای موقعیت نابرابر زنان در مقایسه با مردان در حوزه های مختلف است. سفرنامه ها از منابعی هستند که اطلاعات ارزشمندی درباره ساختار جنسیت و نگرش جامعه به آن ارائه می کنند. کنجکاوی سیاحان درباره وضعیت زنان موجب شده است تا پرسش های زیادی در ذهن شان ایج اد ش ود و ای ن مسئله نیز در آثارشان بازتاب یافته است. از سوی دیگر، کاربرد نگاره ها به منزله عنصری تزیینی در بناها و نسخ خطی ب رای انتق ال پی امی خ اص همواره اهمیت داشته است. نگاره های دوران صفوی را باید در مقام یکی از منابع جهت شناخت جامعه آن دوره دانست. صحنه هایی را که دربرگیرنده ی پیکره هایی از زنان است به صورت های مختلف و با موضوعات متفاوت در هنر ایران اسلامی می توان مشاهده کرد. هدف از این پژوهش، مقایسه مفهوم جنسیت در دوره صفوی با استناد به شواهد باستان شناختی و قرائن تاریخی است. سؤالی که در این پژوهش مطرح می شود این است که چه تفاوتی بین شواهد مرتبط با باستان شناسی جنسیت در دوره صفوی با قرائن تاریخی آن وجود دارد؟ روش تحقیق پژوهش حاضر، توصیفی-تحلیلی است. نتایج این پژوهش نشان می دهد بین شواهد باستان شناختی در دوره صفوی با قرائن تاریخی آن تفاوت چشمگیری وجود دارد. در منابع و متون تاریخی بر محدودیت های فرهنگی حضور زنان در اجتماع مردان نامحرم تأکید جدی شده است لیکن این محدودیت های فرهنگی و معذورات شرعی چندان در شواهد باستان شناختی مشهود نیست.
پیوندهای خانوادگی و همبستههای اقتصادی اجتماعی آن در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۲
28 - 47
حوزههای تخصصی:
در اهمیت خانواده به عنوان یک ساختار سازمانی اساسی و تاثیر آن بر برخی ابعاد زندگی اجتماعی تردیدی نیست. بر این اساس در این مقاله به بررسی پیوندهای خانوادگی و همبسته های اقتصادی اجتماعی آن در ایران پرداخته شده است. داده های آخرین موج ارزش های جهانی در ایران (سال1399) با 1499 نمونه به کار گرفته شده است. یافته ها نشان داده که 3/44 درصد از پاسخگویان پیوندهای خانوادگی را در سطح بالا، 1/32 درصد متوسط و 6/23 درصد پایین گزارش کرده اند. پیوندهای خانوادگی در متاهلین، سنین بالاتر، قوم ترک و بلوچ، افراد با تحصیلات و طبقه پایین تر، قوی تر بوده و با جنسیت و اشتغال رابطه معناداری نداشته است. آزمون های دومتغیره نشان داده که پیوندهای خانوادگی با اخلاق عمومی؛ فرزندآوری؛ سایز خانوار؛ ترتیبات زندگی؛ نگرش های جنسیتی رابطه مستقیم معنادار داشته است. آزمون های چند متغیره نیز نشان داده که با کنترل متغیرهای زمینه ای (جنسیت، سن، تحصیلات، درآمد خانوار) و دینداری، تاثیر معنادار پیوندهای خانوادگی بر نگرش های جنسیتی و اخلاق عمومی همچنان برقرار بوده است. یافته های تحقیق نشان از تاثیر پیوندهای خانوادگی بر دیگر ابعاد زندگی ایرانیان و تفوق متغیرهای زمینه ای بر آن در برخی ابعاد دارد. پیشنهادات سیاستی و پژوهشی ارائه شده است.
بررسی تجربه زیسته طلاب از آموزه «تضمین شدنِ روزی طالبان علم»(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
اسلام و علوم اجتماعی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۴
59 - 92
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: پژوهش حاضر به بررسی تجربه زیسته طلاب حوزه علمیه قم از آموزه «تضمین شدن روزی جویندگان دانش» می پردازد. این آموزه با تکیه بر مستندات حدیثی و روایی، بر این باور است که خداوند روزی جویندگان دانش و طلاب را تضمین کرده است. این موضوع در میان طلاب علوم دینی از اهمیت بالایی برخوردار است؛ زیرا به دلیل اشتغال به تحصیل، فرصت کافی برای کسب درآمد و تأمین معیشت خود را ندارند. این آموزه بیان می کند که طلاب باید صرفاً به امور طلبگی مانند درس خواندن، مباحثه، تبلیغ و تدریس بپردازند و نباید به دنبال کار برای تأمین معاش خود باشند.تأمین معیشت دانش پژوهان علوم انسانی، از جمله طلاب علوم دینی، همواره مسئله ای با اهمیت بوده است. طولانی بودن دوره تحصیل، درآمدزا نبودن علوم دینی پس از فارغ التحصیلی، و وجهه دینی طلاب که تا حدودی با فعالیت اقتصادی منافات دارد، از جمله دلایلی است که تأمین جداگانه معیشت آنها را ضروری می کند. راه حل های مختلفی از جمله کمک حاکمیت یا انجام فعالیت های اقتصادی برای حل این مشکل پیشنهاد شده است. باوجوداین، آموزه تضمین روزی طلاب، راه حلی متفاوت را ارائه می دهد که به جای پیگیری اسباب متداول، بر اتکا به وعده الهی تأکید دارد.با توجه به اهمیت این آموزه و کمبود پژوهش های میدانی در این زمینه، هدف اصلی این تحقیق، بررسی تجربه زیسته طلاب حوزه علمیه قم از این آموزه و شناسایی دیدگاه ها، باورها و تجربیات آنهاست. این پژوهش درصدد پاسخ به این سؤالات است: آیا تضمین معیشت و رزق «مِن حَیثُ لَا یَحتَسِبُ» در زندگی آنها اتفاق افتاده است؟ و در صورت عدم وقوع، چه موانعی بر سر راه آن وجود داشته است؟ روش: این پژوهش از رویکرد میدانی و روش تحلیل مضمون برای جمع آوری و تحلیل اطلاعات استفاده کرده است. برای جمع آوری داده ها، نگارنده از سه فن مختلف مردم شناختی شامل مصاحبه، مشاهده مشارکتی، و بررسی اسناد و مدارک بهره گرفته است.مصاحبه: نگارنده با ۳۰ نفر از طلاب، از جمله طلاب شاغل به تحصیل و روحانیون فارغ التحصیل، مصاحبه های نیمه ساختاریافته انجام داده است. مصاحبه شوندگان از لحاظ سن، مقاطع تحصیلی و میزان اهتمام به درس متنوع بوده اند تا نتایج پژوهش، گویای مختصات تمام طلاب باشد. در این روش، سؤالات باز و بسته در یک چهارچوب مشخص مطرح می شوند. هدف از مصاحبه ها، کشف برداشت های محلی و باورداشت ها از آموزه تضمین معیشت و دستیابی به تجربه زیسته طلاب بوده است.مشاهده مشارکتی: نگارنده به عنوان یک طلبه، خود این مسئله را در زندگی خود تجربه کرده و از نزدیک با نحوه رفتار طلاب با مسئله تأمین معاش آشنا بوده است. این روش امکان کشف جنبه های دقیق و محرمانه زندگی افراد را فراهم می کند.بررسی اسناد: برای شناخت تاریخچه و ابعاد مختلف این آموزه، اسناد نوشتاری و کتابخانه ای بررسی شده است. این بخش شامل بررسی روایات، کتاب های زندگی نامه علما، و نظرات آنها درباره تأمین معاش طلاب بوده است.تحلیل داده ها: پس از جمع آوری اطلاعات، مراحل تحلیل مضمون شامل مطالعه و پیاده سازی مصاحبه ها، کدگذاری اولیه (شناسایی کلمات کلیدی)، کدگذاری ثانویه (خوشه بندی جملات مرتبط) و ترسیم شبکه مضامین (حرکت به سمت مدل مفهومی) طی شده است. این روش به تبدیل داده های متنی پراکنده به داده های غنی و تفصیلی کمک می کند. نتایج: نتایج تحقیق نشان می دهد که طلاب تجربه های یکسانی از آموزه تضمین معیشت ندارند. این تجربیات به سه دسته کلی تقسیم می شوند:۱. معتقد مطلقاین گروه از طلاب عمیقاً به این آموزه باور دارند. آنها باورهای خود را به تجربیات مثبتی مستند می کنند که در زندگی خود داشته اند. برای این گروه، شیوه تأمین نیازهایشان به گونه ای بوده که اغلب به صورت «من حیث لایحتسب» (از جایی که گمان نمی برند) اتفاق افتاده است. این افراد معتقدند: خداوند حداقل های زندگی آنها را تأمین کرده تا ذهنشان از مشغله های مالی خالی باشد.۲. غیرمعتقداین گروه از طلاب یا به طورکلی به این آموزه اعتقاد ندارند یا با آن تجربه منفی داشته اند. آنها این آموزه را غیرعقلانی دانسته و معتقدند که شخص باید برای کسب معاش خود بکوشد؛ زیرا «لَیْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى». این دسته از طلاب، مشکلات مالی فراوانی را تجربه کرده اند که با این آموزه همخوانی ندارد.۳. اعتقاد مشروطاین گروه از طلاب به آموزه تضمین معیشت باور دارند؛ اما آن را به شرایطی مشروط می دانند. آنها برای توجیه مشکلات مالی خود و سایر طلاب درسخوان، ضمانت الهی را به عواملی مانند جدیت در تحصیل، عمل به وظیفه، توکل، توسل به خدا و اولیا، پوشیدن لباس روحانیت، تقوای الهی، اخلاص، و قناعت مشروط کرده اند. این افراد معتقدند: اگر در زندگی مشکل مالی پیش می آید، تقصیر از کم کاری یا نقص در انجام وظایف خود آنهاست. بحث و نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان می دهد که آموزه «تضمین روزی طالبان علم» صرفاً یک خبر یا روایت دینی نیست؛ بلکه در زندگی طلاب به یک تجربه زیسته تبدیل شده است. تفاوت در برداشت ها و تجربه ها، به تقسیم بندی طلاب به سه دسته معتقد مطلق، غیرمعتقد و معتقد مشروط منجر شده است.نکته قابل توجه این است که حتی طلاب معتقد به این آموزه نیز، تأمین معیشت را به معنای زندگی مرفه یا نبود مشکلات مالی نمی دانند. آنها معتقدند که خداوند حداقل های زندگی را برایشان فراهم کرده است تا بتوانند با فراغ بال به تحصیل بپردازند. چالش اصلی برای باورمندان، مشاهده مشکلات مالی در میان طلاب درسخوان است. به همین دلیل، برای تبیین این تناقض ظاهری، شرایطی را برای تحقق این وعده الهی در نظر گرفته اند. این شرایط شامل جدیت در تحصیل، توکل، توسل، تقوا و قناعت است. این امر نشان می دهد که در ذهن طلاب، این آموزه به صورت یک باور مشروط درآمده است و موفقیت در آن به تلاش و عمل آنها نیز وابسته است.این پژوهش با استفاده از روش های کیفی، به لایه های پنهان تجربه طلاب دست یافته و نشان می دهد که برداشت آنها از این آموزه، پیچیده تر از یک باور ساده است. در مقابل، طلاب غیرمعتقد، به دلیل عدم تحقق این آموزه در زندگی خود، آن را رد و بر لزوم تلاش برای کسب روزی تأکید می کنند. این دیدگاه ها، همگی بازتابی از برداشت های متفاوت از مستندات روایی و قرآنی است که حتی در میان علما نیز وجود دارد. این پژوهش، زمینه را برای تحقیقات بیشتر در زمینه ارتباط بین باورهای دینی و تجربه زیسته افراد فراهم می آورد.
مخاطرات شغلی در روایت انتقادی پاکبانان شهر یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی اقتصادی و توسعه سال ۱۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲
105 - 124
حوزههای تخصصی:
یکی از نیازهای بنیادین و ضروری، نیاز به پاکیزگی و تمیزی است. نیاز به پاکیزگی و نظافت، هم در سطح فردی و هم در بستر اجتماعی دارای اهمیت و اولویت است. به طوری که بنظر می رسد حفظ پاکیزگی، یکی از مسائل مورد توجه در اکثر جوامع و نوعی ارزش مطلوب در بسیاری از فرهنگ ها محسوب می شود. به منظور حفظ نظافت و پاکیزگی در بستر ها و محیط های زندگی اجتماعی، امروزه پاکبانان مسئولیت حفظ پاکیزگی محیط شهری را عهده دار هستند. علی رغم اهمیت این مسئولیت، پاکبانان شهری با مسائل و چالش های گوناگونی در مسیر شغلی خود مواجه می شوند. به همین منظور، مطالعه حاضر درصدد آن است که مخاطرات شغلی آنان را از دریچه ای انتقادی بررسی کند و مسائل و پیچیدگی های زندگی آنها را که ناشی از جایگاه و منزلت پایین در بین سایر مشاغل است، به تصویر بکشد. این مطالعه با استفاده از روش مردم نگاری انتقادی به شیوه کارسپیکن انجام شده است. پس از انجام مطالعات اولیه براساس رویکرد اتیک، بررسی های میدانی، مشاهدات مشارکتی و همراهی با آنان، بیست نفر از پاکبانان محترم انتخاب و مورد مصاحبه قرار گرفتند (رویکرد امیک). سپس داده های جمع آوری شده کدگذاری شدند و مقوله های اصلی که شامل منزلت شغلی/اجتماعی، محرومیت اقتصادی و شرایط کاری، روابط کار و مخاطره پذیری شغلی و ... بود استخراج شدند. نتایج این پژوهش نشان داد که مخاطره پذیری فزاینده شغلی نه تنها در محیط کار بلکه در زندگی شخصی پاکبانان نیز، اثرات قابل توجهی بر جای می گذراد که وضعیت زندگی پاکبانان را پروبلماتیک می کند. زندگی پاکبانان تحت تأثیر ناملایمات اقتصادی و چرخه نابرابر شغلی قرار می گیرد که سلامت عمومی آنها را تهدید. بازتولید این نابرابری ها، منجر به از دست دادن سرمایه اجتماعی می شود و بنابراین پاکبانان همواره به عنوان قشری در حاشیه باقی می مانند.
آبیاری کوزه ای: دانشی کهن برای مدیریت پایدار آبیاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش های بومی ایران سال ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۳
141 - 184
حوزههای تخصصی:
آبیاری کوزه ای یکی از روش های سنتی و هوشمندانه آبیاری زیر سطحی است که از دیرباز در مناطق خشک و کم آب رواج داشته است. این روش به عنوان یک راه حل کم مصرف و کارآمد برای صرفه جویی در آب، به ویژه در کشاورزی، مورد توجه قرار می گیرد.زمینه و هدف: پژوهش حاضر به دنبال بازشناسی الگوهای مناسب آبیاری بومی و کاربردی است تا با معرفی روش ها و فنون مورد استفاده توسط مردم بومی در مدیریت منابع آبی، به بهبود شرایط فعلی این حوزه کمک کند.روش پژوهش: جامعه آماری این پژوهش شامل کارشناسان، صاحب نظران و افرادی است که با دانش سنتی آبیاری آشنا هستند. برای انتخاب اعضای نمونه پژوهش، از روش نمونه گیری هدفمند و تکنیک مصاحبه نیم ساختار یافته استفاده شده است.یافته ها: بررسی ها نشان داد با توجه به نظر خبرگان آشنا به آبیاری کوزه ای، استفاده از این روش می تواند منجر به صرفه جویی قابل توجهی در مصرف آب شده و در عین حال روشی نوآورانه و منطبق با مناطق بسیار کم آب جهت کاشت برخی از محصولات کشاورزی می باشد و به دلیل کاهش مصرف آب و هزینه های مرتبط با آن، می تواند در بلند مدت به بهبود وضعیت اقتصادی کشاورزان مناطق کویری کمک کند.
بازخوانی نسبت منظر کوچه با رودخانه دز و تحولات آن در بافت تاریخی شهر- رودخانه دزفول (نمونه موردی: محور خیمه گاه، شهدا و لب خندق)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر دوره ۱۷ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۷۳
24-37
حوزههای تخصصی:
کوچه در شهرهای سنتی ایرانی به مثابه پدیده ای منظرین ادراک می شود. در نتیجه توسعه شهری معاصر در بسیاری از شهرهای تاریخی ایرانی، کوچه و منظر آن دچار تحول شده است که همین امر ضرورت مطالعه کوچه به جهت بازشناسی ارزش ها و ویژگی های آن در بافت تاریخی شهرهای ایرانی را برجسته می کند. از همین رو، این پژوهش می کوشد به مطالعه کوچه در بافت تاریخی شهر دزفول بپردازد. دزفول یک شهر-رودخانه تاریخی ایرانی در سرزمین خوزستان، در مجاورت رودخانه دز است. این پژوهش با درنظرگرفتن تعامل بین رودخانه و بافت شهری، این فرضیه را مطرح می کند که منظر کوچه در بافت تاریخی دزفول تحت تأثیر رودخانه دز بوده است؛ بااین حال، توسعه شهری معاصر، این منظر را دچار تحول و آسیب کرده است. در این راستا، این پژوهش با مطالعه کوچه در محور«لب خندق-شهدا- خیمه گاه» به این سؤال پاسخ خواهد داد چه مؤلفه های کالبدی و معنایی را برای کوچه در پیوند با رودخانه دز می توان شناسایی کرد و این مؤلفه ها، در فرایند توسعه شهری به چه شکلی تحت تأثیر قرار گرفته اند. این پژوهش از نوع کیفی است و با استفاده از شیوه توصیفی-تحلیلی و تکیه بر روش های کتابخانه ای و مشاهده میدانی در فرایند جمع آوری داده تلاش می کند به سؤالات مطرح شده پاسخ دهد. یافته های این پژوهش ضمن تأیید فرضیه مطالعه نشان می دهد که کوچه در شهر دزفول ازنظر جهت گیری، شکل گیری و موقعیت مکانی متأثر از رودخانه دز بوده است؛ علاوه بر این، به واسطه رویدادهای آیینی و روایات مرتبط با رودخانه، کوچه از نظر معنایی نیز تحت تأثیر رودخانه دز قرار دارد. همچنین یافته ها در ادامه نشان داد که توسعه شهری معاصر در بافت تاریخی دزفول از دورهپهلوی تا کنون، به واسطه اقداماتی از قبیل خیابان کشی و همچنین تعریض، کوچه و منظر آن را دست خوش تحول کرده است.









