مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۸۶۱ تا ۴٬۸۸۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۲۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
Objective: The aim of this study is to examine the sources that shape mental constructs in the minds of the participants and their strategies for bringing their own lives closer to that of a successful marriage. Methods: This study employs a qualitative method. Research data were collected through 30 in-depth interviews with 15 Tehranian couples. The data were coded using MAXQDA software, version 2020. The number of participants was determined upon reaching saturation. In the first stage of coding, a total of 860 codes or initial concepts were extracted from the interview transcripts. Findings: The findings of the study indicate that mental constructs of marriage are acquired, modifiable, and constructed entities that are the result of family upbringing and parental relationships, the dominant society and culture, and personal experiences after marriage. The strategies provided by participants for maintaining or achieving a successful marriage amounted to 51 suggestions and strategies, with the highest levels of agreement and recurrence around concepts such as patience, mutual respect, learning problem-solving skills, self-restraint, and communication. Conclusion: This study highlights that mental constructs of successful marriage are shaped by family, lived experiences, and societal influences, emphasizing the importance of empathy, mutual respect, and communication for marital satisfaction and stability.
Exploring Overlooked Features of Online Touchpoints in Multitouch Attribution Models: A Qualitative Study(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The challenge of allocating marketing budgets across multiple online channels is a significant issue for practitioners and continues to be a compelling area of research within the academic community. Many practitioners attribute credit to touchpoints in analyzing online users’ journeys based on intuition or by comparing existing models. Touchpoints are the interaction moments between companies and customers. Marketers monitor all data related to touchpoints throughout the customer journey and attempt to assess the impact of each advertising channel. Understanding each touchpoint is crucial for making decisions about budget allocations and setting inventory prices. Numerous studies have been conducted to categorize and analyze touchpoints. However, a detailed and comprehensive study on this topic is lacking. In this study, nine semi-structured interviews were conducted with experts and academics in the field, leading to the identification of 35 distinct touchpoint features. The features were extracted using MAXQDA software and a thematic analysis methodology. These features have been organized into five main categories: Time (9 features), Technology (6 features), Marketing (7 features), Visits (7 features), and Events (6 features). Utilizing these features allows for detailed monitoring of online user behavior, and by integrating them into attribution models, it becomes possible to make accurate predictions about conversions.
بازنمایی ارزش های اخلاقی- معنوی در سریال پایتخت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۹)
215 - 243
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق بازنمایی بازنمایی ارزش های اخلاقی-معنوی در سریال پایتخت و در سکانسهای منتخب ازاین مجموعه بوده است. به این منظور از روش نشانه شناسی جان فیسک بهره برده و براساس واحد تحلیل که سکانسهای منتخب (16 سکانس انتخاب شده) که به صورت هدفمند انتخاب و تحلیل شدند. سبک زندگی، شیوه زندگی طبقات و گروه های اجتماعی مختلف جامعه است که در آن، افراد جامعه با پیروی از الگوهای رفتاری، باورها، هنجارها و ارزش های اجتماعی یا انتخاب نهادهای فرهنگی و منزلتی خاص، تعلقات خود را نسبت به آن هویدا می کنند. سبک زندگی وابسته به انتخاب، انتخاب نیز وابسته به اطلاعات و اطلاعات، محصول فرآیند ارتباطات است. رسانه ها با اطلاعات خود بر ارزش ها، نگرش ها، آرزوها، انتخاب ها و رفتار های ما در سبک زندگی اثر می گذارند. تلویزیون با کارکرد سرگرمی و تفریح در بیشتر سریال های نمایشی به تولید منش و رفتار در سنین مختلف می پردازد. با توجه به سبک زندگی اسلامی ما ایرانیان، دین اسلام به عنوان یک ایدئولوژی، ارائه دهنده کامل ترین سبک زندگی بشریت است و احکام و دستورهای آن، حوزه های فردی، خانوادگی و اجتماعی را دربرمی گیرد. بنابراین، تولید سبک زندگی اخلاقی در سریال های خانوادگی تلویزیونی، ضرورتی اساسی برای نهادینه کردن ارزش های اخلاقی-معنوی. این مقاله درصدد بیان این مطلب است که تلویزیون با سریال های نمایشی و سبک زندگی معنوی بر آمده از دین به صورت غیر مستقیم، ولی مؤثر می تواند با کارکرد سرگرمی آشکار و آموزشی تربیتی پنهان، ارزش های دینی و اخلاقی را به مخاطبان عرضه دارد و نیاز معنوی انسان معاصر را بر آورده سازد. نتایج تحقیق نشان داد که مجموعه ای از دلالت های اخلاقی-معنوی در این سریال مثل توجه به خانواده، رعایت شان بزرگتر، توجه به نمادهای و ارزش های فرهنگی مثل لهجه و گویش، لباس، موسیقی و... مورد توجه بوده است. بطور کلی سریال پایتخت ایدئولوژی خانواده صمیمی و اخلاق محور را بازنمایی و برساخته های این نظام خصلتی طبیعی می بخشد هرچند بر بحث توجه به قومیت خصوصا در گویش دارای ضعف است.
معتزلیانِ مُتِشَیّع در عصر محنت و تفتیش عقاید اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
754 - 733
حوزههای تخصصی:
معروف آن است که معتزلیان را عقلای عالم اسلام می خوانند؛ ایشان مؤسس عقل گرایی اسلامی در قالب یک مکتب کلامی منسجم بودند و این مسئله سبب نوعی پویایی در فعالیت های نظری عالم اسلام شد. با وجود این، عقل گرایی معتزله صرفاً دارای وجوه مثبت نبود؛ از برهه ای از تاریخ معتزله، این عقل گرایان عالم اسلام، خود مؤسس بدترین دوران تفتیش عقاید نیز بودند. اگرچه ایشان دعوای عقل و خرد داشتند، بی شک خطری که برخی از ایشان برای مخالفان اعتقادی خود داشتند، در هیچ مکتب فکری دیگری یافت نشد. در چنین فضایی، جامعه اسلامی با دو گروه معتزله مواجه بود؛ نخست آنان که به دستگاه تفتیش عقاید در خلافت عباسی پیوستند و عهده دار سازمانی برای تفتیش عقاید به نام «محنت» شدند، و دوم آنان که تن به استبداد نظری برساخته توسط عباسیان ندادند و نوعی عقل گرایی نظری فارغ از غلبه سیاسی را در مدارس و مکاتب خود پیگیری کردند. ادعای این مقاله آن است که گروه دوم که یا قرابت هایی با تشیع داشتند و یا دارای گرایش های شیعی بودند و می توان آنان را «معتزلیانِ مُتِشَیّع» نامید، رفته رفته در تشیع ادغام شدند و به گسترش عقل گرایی شیعی در عرصه نظری و سیاسی کمک شایانی کردند. ادغام معتزلیانِ مُتِشَیّع و شیعیان در همدیگر، سیاست اندیشی شیعیان امامی بعدی را عقل گرایانه تر، اهل مداراتر و مخالف جبرگرایی و ظلم کرد.
مطالعه مقایسه ای دیپلماسی عمومی ایران و چین در عراق و لبنان (2010-2023)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های راهبردی سیاست سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۳ (پیاپی ۸۳)
221 - 256
حوزههای تخصصی:
ایران و چین به عنوان دو قدرت تاثیرگذار در منطقه خاورمیانه تلاش می کنند از طریق دیپلماسی عمومی نفوذ خود را افزایش دهند. نفوذ این دو به ویژه در عراق و لبنان قابل توجه است. پرسش این است که چه تفاوت ها و شباهت هایی در دیپلماسی عمومی ایران و چین جهت نفوذ در عراق و لبنان وجود دارد؟ فرضیه مقاله که به روش توصیفی- تحلیلی بررسی شده آن است که ایران با تاکید بر پیوندهای تاریخی و مذهبی آنهم با حمایت از گروه های سیاسی و اجتماعی در لبنان و عراق نفوذ خود را تقویت کرده است. این در حالی است که چین ضمن بهره گیری از ابزارهای فرهنگی، از ابزارهای اقتصادی (پروژه های زیرساختی و سرمایه گذاری) آنهم از طریق دولت های عراق و لبنان به دنبال نفوذ خود بوده است. به عبارت دیگر تفاوت و تشابه دو کشور در ابزارها و شیوه نفوذ است. یافته های پژوهش نشان داد دیپلماسی عمومی یکی از ابزارهای رایج در سیاست خارجی کشورها است و هر کشوری سعی می کند بر اساس مزیت های نسبی خود برای نفوذ از آن استفاده کند.
امر سیاسی و سیاست خارجی دولت های جمهوری اسلامی ایران: منازعه میان آنتاگونیسم و آگونیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه سیاسی در اسلام تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۴
1 - 30
حوزههای تخصصی:
انقلاب اسلامی در ایران مبتنی بر ارزش ها و مفاهیم اساسی انقلاب، نوع خاصی از ماهیت امر سیاسی را شکل داد که در پی آن معانی نوینی از دشمن و دوست در سطوح اندیشه، هویت و کنش و در تمامی حوزه ها ازجمله سیاست خارجی به وجود آمد؛ بااین حال، دولت هایی که پس از انقلاب متصدی امور اجرایی در کشور بودند با نگاه های متنوعی دست به جرح وتعدیل ماهیت امر سیاسی زدند و کفه ترازو در ماهیت امر سیاسی را به سمت آنتاگونیسم یا آگونیسم سوق دادند، نتایج این موضوعات با شکل دادن به وجه شناختی عموم جامعه، دوباره منجر به شکل دادن اولویت ها و اهداف در سیاست خارجی به عنوان چرخه ای همواره فعال، گردید. این پژوهش با استفاده از مدل تحلیلی شانتال موف در خصوص بررسی ماهیت امر سیاسی، در پی تبیین تأثیرات ماهیت امر سیاسی دولت های پس از انقلاب بر حوزه سیاست خارجی است که بر اساس مدل های تفسیری مانند سازه انگاری کل گرا به عنوان عناصر هویت بخش در سیاست خارجی مطرح می شوند؛ براین اساس، تغییر در ماهیت امر سیاسی پس از انقلاب منجر به تغییر در شناخت از محیط سیاست خارجی، تغییر در خواسته ها در سیاست خارجی و تغییر در روندهای سیاست خارجی شده است، نتایج نمایش دهنده رشد کلی آنتاگونیسم ماهیت امر سیاسی پس از انقلاب بوده است که درنتیجه آن تغییرات متناسب با آنتاگونیسم در محیط سیاست خارجی، خواسته ها و روندهای سیاست خارجی به وجود آمده است.
نقدی بر خوانش تاریخ اندیشه سیاسی در ایران (تأملی بر نظریه زوال)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه سیاسی در اسلام تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۴
31 - 56
حوزههای تخصصی:
نظریه زوال اندیشه سیاسی در ایران، ازجمله نظریات قابل تأمل در حوزه اندیشه سیاسی است. این نظریه، تحلیلی جدید از تاریخ اندیشه سیاسی در ایران را مطرح نموده و ازاینرو، مورد نقد و بررسی شماری از اندیشمندان قرار گرفته است. خوانش تاریخ اندیشه سیاسی در ایران از منظر زوال، سید جواد طباطبایی را به تدوین این نظریه و سرانجام، به نتیجه «انحطاط ایران» رهنمون ساخته است. نظریه زوال، افزون بر اینکه در کتاب زوال اندیشه سیاسی در ایران: گفتار در مبانی نظری انحطاط ایران، ارائه و منتشر شده، در سایر آثار طباطبایی بسط و گسترش یافته و از دوران باستان تا دوره معاصر تاریخ ایران را نیز دربرگرفته است. این نظریه حاصل چینش چند مؤلفه بنیادین در دستگاه فکری اوست که در این پژوهش در قالب عناوین «تعارض در تلقی یونان به مثابه زادگاه اندیشه سیاسی»، «ناسازواری فلسفه فارابی با دستگاه فکری طباطبایی»، «فارابی و افلاطون الهی» و «تناقضگویی طباطبایی در مورد ارسطو- افلاطون الهی» مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. این مقاله با استفاده از روش پژوهش کیفی و اتخاذ رویکرد توصیفی- تحلیلی، بیانگر این نتیجه است که مؤلفههای بنیادین نظریه زوال اندیشه سیاسی در ایران، بر تعارض و تناقض در نظریهپردازی سید جواد طباطبایی دلالت دارند.
تهدیدات امنیتی و مسئله ی توسعه سیاسی در ایران (تجربه دوران جمهوری اسلامی ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد سیاسی سال ۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۲
97 - 124
حوزههای تخصصی:
پس از وقوع انقلاب اسلامی ، رشد و تداوم توسعه سیاسی در ایران با مفهوم تهدیدات امنیتی در ابعاد خُرد و کلان در پیوند تنگاتنگ قرارگرفته است. تنش در مرزهای جغرافیای سیاسی و نقاط بحران خیز ایران به ویژه تهاجم نظامی خارجی از جانب کشورهای همسایه و نیز حوادث داخلی از قبیل جدایی طلبی گروه-های معارض و برخی منازعات اجتماعی در فضای سیاسی جامعه به تشدید تمرکز هرچه بیشتر بر مقوله امنیت ملی به عنوان اولویت مهم و اساسی از جانب مجریان و تصمیم گیرندگان کشور منجر شد و از قِبَلِ این رویدادها، کُنش نیرو های اجتماعی تحت تأثیر قرار گرفت. از اینرو، هدف از انجام این پژوهش، تبیین چرایی تعلیق روند توسعه سیاسی در ایران پس از انقلاب اسلامی است و کانون بحث بر تهدیدات امنیتی در ابعاد داخلی و خارجی در این فرآیند، متمرکز می باشد. در این راستا، پرسش اصلی آن است که چرا جامعه ایران پس از انقلاب اسلامی فرآیندگذار به توسعه سیاسی مطلوب را تجربه ننموده است؟ در پاسخ، این فرضیه مطرح می گردد که غلبه نگرش امنیت محور بر فضای سیاسی جامعه ایران به مثابه واکُنشی در جهت اولویت دادن به حفظ و تحکیم امنیت ملی، فرآیند توسعه سیاسی را تعلیق نموده است.
بررسی ظرفیت های الگوی اسلام مدنی ترکیه برای زیست اسلامی در عصر مدرن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات سیاسی تمدن نوین اسلامی سال ۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹
122 - 148
حوزههای تخصصی:
یکی از پرسش های جدی در ذهن انسان مدرن این است که ادیان آسمانی تا چه اندازه برای حل معضلات و مشکلات عالم مدرن و بلکه برای اداره ی تمام عیار آن ظرفیت دارند. بر این اساس، در جهان اسلام یکی از دغدغه های اصلی جریان های اسلامی پاسخ به این پرسش است که آیا در جهان معاصر و در فضای مدرن و بستر مدرنیته می توان بر پایه مبانی ای غیر مبانی مدرنیته غربی اندیشید و زندگی کرد؟ مقاله حاضر ضمن بیان ویژگی ها اسلام مدنی ترکیه به بررسی ظرفیت های اسلام مدنی ترکیه در راستای تحقق و تحفظ بر زیست اسلامی می پردازد. در چارچوب نظریه سیستمی دین و با توجه به آن چه درباره ظرفیت های اسلام مدنی ترکیه در ارتباط با هر یک از شاخصه های الگوی زیست اسلامی مطرح است، به نظر می رسد الگوی اسلام مدنی ترکیه با محصور کردن نقش دین در تعالی فردی و نادیده گرفتن نقش پر رنگ دین در تأثیرگذاری بر تمام جنبه های زندگی انسان و تأکید بر اخلاق و آموزش و اساسی تر و حیاتی تر دانستن این دو نسبت به مسائل سیاسی ، عملاً ظرفیت تحقق زیست اسلامی در مدل اسلام مدنی را کاهش می دهد.
شناسایی و تبیین مؤلفه ها و ابعاد خودکارآمدی پژوهشی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های کیفی در علوم تربیتی سال اول پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴
62 - 83
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش شناسایی و تبیین مؤلفه ها و ابعاد خودکارآمدی پژوهشی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه آزاد اسلامی استان هرمزگان بود. پژوهش با روش کیفی و با نظام کدگذاری استقرایی به انجام رسیده است. در این پژوهش، برای شناسایی مؤلفه ها و ابعاد خودکارآمدی پژوهشی دانشجویان تحصیلات تکمیلی از روش مصاحبه نیمه ساختار یافته با متخصصان، استادان و معاونان پژوهشی دانشگاه های استان هرمزگان استفاده شد. نمونه گیری به صورت هدفمند انجام شد و با 20 مصاحبه، داده ها به اشباع رسید. پژوهشگر به عنوان ابزار پژوهش، از روش مصاحبه برای جمع آوری داده ها استفاده کرد. جامعه پژوهشی شامل متخصصان، استادان و معاونین پژوهشی دانشگاه های سطح استان هرمزگان بودند. یافته ها بیان گر این است که شش مقوله کلیدی شامل تسلط بر مهارت ها و روش علمی نسبت به مقوله پژوهش؛ تسلط بر مراحل و نحوه انجام هر یک از مراحل پژوهشی؛ داشتن ویژگی های شخصیتی و مهارت های ارتباطی مناسب برای انجام پژوهش؛ نگرش درونی مطلوب نسبت به مقوله پژوهش؛ تسلط بر دانش تخصصی مرتبط با مقوله پژوهش؛ و تأییدپذیری از جامعه علمی هدف انجام کار پژوهشی، ابعاد و مؤلفه های خودکارآمدی پژوهشی هستند. نتایج نشان داد؛ سه مؤلفه تسلط بر مهارت ها و روش علمی نسبت به مقوله پژوهش، نگرش درونی مطلوب نسبت به مقوله پژوهش و تسلط بر دانش تخصصی مرتبط با مقوله پژوهش، بیشترین برجستگی را در این بین دارا هستند و سایر مقولات در درجات بعدی اهمیت قرار می گیرند.
اثر بخشی بازی درمانی شناختی- رفتاری بر توجه پایدار، بازداری پاسخ و انعطاف پذیری شناختی کودکان دارای اختلال نارسایی توجه / بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی تربیتی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۷۷
63 - 101
حوزههای تخصصی:
کارکردهای اجرایی مفهومی جامع است که به فرآیندهای مدیریتی ذهن ارتباط دارد و نقش اساسی در کنترل زیستی، شناختی و هیجانی ایفا می کند. هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثر بخشی بازی درمانی شناختی-رفتاری بر مولفه های کارکردهای اجرایی کودکان دارای اختلال نقص توجه بیش فعالی است. این پژوهش، به صورت نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون همراه با گروه کنترل انجام شد. در این مطالعه، 22 پسر مبتلا به اختلال نقص توجه-بیش فعالی در بازه سنی 7 تا 12 سال به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. گروه آزمایش در ده جلسه ی 45 دقیقه ای تحت مداخله بازی درمانی شناختی-رفتاری قرار گرفتند، درحالی که گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. در ابتدای پژوهش، تعداد شرکت کنندگان در هر گروه، 11 نفر بود؛ اما بر اساس معیارهای خروج تعیین شده، 2 نفر از آن ها حذف شدند و نهایتاً تعداد افراد در هر گروه به 10 نفر کاهش یافت. برای سنجش بازداری پاسخ و توجه پایدار از نرم افزار IVA2 و انعطاف پذیری شناختی از نرم افزار آزمون کارت های ویسکانسین استفاده شد. با توجه به بالاتر بودن میانگین نمرات گروه آزمایش در مرحله پس آزمون و نتایج ازمون های مانکوا و سپس انکوا برای هر یک از مولفه های کارکردهای اجرایی ذکر شده، چنین نتیجه می شود که بازی درمانی شناختی-رفتاری بر توجه پایدار، بازداری پاسخ و انعطاف پذیری شناختی کودکان دارای نقص توجه بیش فعالی موثر بود. بازی درمانی شناختی رفتاری، با آموزش مدیریت و تغییر استراتژی های حل مسئله، انعطاف پذیری شناختی را افزایش می دهد. همچنین، بازی درمانی شناختی-رفتاری از طریق فعالیت های هدفمند به بهبود توجه پایدارکمک می کند. با به کارگیری این مداخله، کودکان دارای اختلال نقص توجه- بیش فعالی کنترل بیشتر بر رفتارها و تقویت عادات مثبت را می آموزند.
واکاوی موانع و پیشران های دوره سوادآموزی در استان همدان با تأکید بر نقش حرفه ای آموزشیاران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر واکاوی موانع و پیشران های دوره سوادآموزی در استان همدان با تأکید بر نقش حرفه ای آموزشیاران (شهرستان کبودراهنگ، اسدآباد و رزن) بود. این پژوهش ازلحاظ هدف از نوع تحقیقات کاربردی است و با شیوه آمیخته اکتشافی (کیفی-کمی) انجام شد. جامعه موردمطالعه سؤال 1 و 3 شامل افراد بی سوادی که برای سوادآموزی مراجعه نکرده اند (جهت بررسی موانع) و افرادی که در دوره های سوادآموزی شرکت کرده اند (جهت بررسی پیشران ها) بودند. جامعه موردمطالعه سؤال 2 ، کارشناسان و افرادی که با سوادآموزی در استان همدان همکاری داشته اند بود. نمونه برای مصاحبه افراد بی سواد و همچنین افرادی که در دوره های سوادآموزی شرکت کرده اند در شهرستان های کبودراهنگ، اسدآباد و رزن بود که درنهایت 30 نفر بودند. نمونه گیری هدف مند-گلوله برفی برحسب کفایت نمونه بود. نمونه دوم 8 نفر از متخصصان بودند که اعتباریابی مؤلفه ها را انجام دادند و نمونه نهایی 45 نفر از افراد بی سوادی که برای سوادآموزی مراجعه نکرده اند و افرادی که در دوره های سوادآموزی شرکت کرده اند بود که بر اساس روش تعیین حجم نمونه جی پاور 45 نفر تعیین شد. ابزار جمع آوری اطلاعات فیش برداری، مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه محقق ساخته بود. داده ها از طریق تحلیل مضمون؛ روش CVR و شاخص های آمار توصیفی، آزمون تی تک نمونه ایی و آزمون فریدمن تحلیل شد. نتایج این پژوهش 32 مانع و 29 پیشران را برای دوره سوادآموزی در شهر همدان معرفی کرده است. در برنامه ریزی های آینده می توان با بهره گیری از این موانع و پیشران ها زمینه بهبود کیفیت دوره ها و حضور سوادآموزان را فراهم آورد.
The Role of Moral Intelligence and Spiritual Intelligence in Predicting Organizational Flourishing and Job Performance
حوزههای تخصصی:
The purpose of this study was to examine the role of moral intelligence and spiritual intelligence in predicting organizational flourishing and job performance. This research was applied in terms of purpose, and descriptive-correlational with regression analysis in terms of methodology. The statistical population consisted of 200 administrative employees of the Education Department of Zahedan, from which 127 individuals were selected through simple random sampling based on Morgan's table. Data were collected using the Moral Intelligence Questionnaire by Lennick, Kiel, and Jordan (2005), the Spiritual Intelligence Questionnaire by Emmons (2000), the Organizational Flourishing Questionnaire by Spreitzer (2007), and the Job Performance Questionnaire by Patterson (1922). For data analysis, descriptive statistical methods and inferential statistics (Pearson correlation and multiple regression) were employed using SPSS 22 software. The findings revealed that there are positive and significant relationships between moral intelligence and spiritual intelligence with organizational flourishing and job performance. The results of regression analysis showed that moral intelligence and spiritual intelligence jointly explained 53% of the variance in job performance and 50% of the variance in organizational flourishing. Moral intelligence was found to be a stronger predictor of job performance, while spiritual intelligence was a more effective predictor of organizational flourishing. These findings indicate that moral intelligence and spiritual intelligence play distinct yet complementary roles in improving individual and organizational performance. The development of both types of intelligence is essential for achieving optimal performance and sustainable flourishing in educational organizations.
روند پژوهش مدیریت داده های پژوهشی در حوزه علوم پزشکی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از این پژوهش، تحلیل روند پژوهش های حوزه «مدیریت داده های پژوهشی» (RDM) در قلمرو علوم پزشکی است.
روش شناسی: این پژوهش از نوع کاربردی بوده و با رویکرد علم سنجی انجام شده است. جامعه آماری شامل کلیه پژوهش های انجام شده در زمینه مدیریت داده های پژوهشی در علوم پزشکی است که طی بازه زمانی ۱۹۹۰ تا ۲۰۲۳ در پایگاه های استنادی کلاریویت آنالیتیکس (وب آو ساینس) و اسکوپوس نمایه شده اند. پس از حذف رکوردهای تکراری بین دو پایگاه، ۱۳,۹۷۸ مطالعه جهت تحلیل انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در این مطالعه روش فیش برداری (اسنادی) بوده و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای ساینتوپای (Scientopy)، اکسل و پایتون صورت گرفته است.
یافته ها: یافته ها حاکی از رشد چشمگیر تعداد مقالات در پایگاه های کلاریویت آنالیتیکس و اسکوپوس در بازه زمانی مورد مطالعه است. میانگین رشد تولید مقاله در هر دوره نشان دهنده افزایش تقریبی ۶۰ درصدی تولیدات علمی نسبت به دوره پیشین است و در هیچ دوره ای رشد منفی مشاهده نشد. کشورهای ایالات متحده آمریکا، بریتانیا و آلمان رتبه های اول تا سوم تولیدات علمی در زمینه مدیریت داده های پژوهشی در پزشکی را به خود اختصاص داده اند و پس از آن ها کشورهای ایتالیا، فرانسه و کانادا قرار دارند. در این میان، ایران رتبه هفدهم را کسب کرده و جایگاه چین نیز از سال ۲۰۲۰ بهبود قابل توجهی یافته است. همچنین، کلیدواژه «مدیریت داده» همواره پرتکرارترین واژه بوده است؛ با این حال، کلیدواژه های مرتبط با «هوش مصنوعی» در سال های اخیر رشد قابل توجهی داشته اند. افزون بر این، با توسعه فناوری ها، موضوعات جدیدی وارد این حوزه مطالعاتی شده اند؛ به طوری که در سال های اخیر «علم باز» و «بلاک چین» نیز به اصطلاحات پرکاربرد در حوزه مدیریت داده های پژوهشی پزشکی تبدیل شده اند.
نتیجه گیری: این پژوهش نشان داد که به دلیل رشد سریع فناوری های دیجیتال و پیچیدگی روزافزون داده های پزشکی، نیاز به سیستم های پیشرفته تر جهت ذخیره سازی، تحلیل و تبادل داده ها بیش از پیش احساس می شود. پژوهش های آتی باید بر توسعه فناوری های مبتنی بر هوش مصنوعی برای تحلیل داده ها و همچنین استانداردسازی جهانی فرآیندهای مدیریت داده تمرکز نمایند.
نقش هوش مصنوعی در ارتقای حسابداری سبز و توسعه پایدار: رویکرد نگاشت دانش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تجربی حسابداری سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۶
211-238
حوزههای تخصصی:
با گسترش هوش مصنوعی و تأثیرات آن در حوزه های مختلف، از جمله حسابداری سبز و توسعه پایدار، اهمیت بررسی نقش این فناوری در بهبود عملکرد و افزایش کارایی این حوزه ها بیش از پیش نمایان شده است. هوش مصنوعی به عنوان یک فناوری نوظهور وتحول آفرین، می تواند با تحلیل داده های پیچیده و ارائه بینش های جدید، به شرکت ها کمک کند تا تصمیمات بهتری در زمینه مدیریت منابع و حفاظت از محیط زیست بگیرند. این پژوهش با استفاده از روش نگاشت دانش و روش های شبکه ای، به بررسی نقش هوش مصنوعی در ارتقای حسابداری سبز و توسعه پایدار پرداخته است. برای این منظور، از داده های نمایه شده در پایگاه اسکوپوس بهره گرفته شده است. ابتدا جستجوی نظام مند برای شناسایی مقالات مرتبط با هوش مصنوعی در حسابداری سبز و پایداری مالی انجام شد. این جستجو به شناسایی 1644 مقاله منجر شد که پس از پالایش مقالات مدیریتی، حسابداری و اقتصادی به زبان انگلیسی، 299 مقاله انتخاب گردید. در گام بعدی با استفاده از پکیج بیبلیومتریکس، به تجزیه و تحلیل استنادی و شبکه ای برای شناسایی روندهای تحقیقاتی، ساختار دانش و شکاف های پژوهشی در حوزه هوش مصنوعی و حسابداری سبز پرداخته می شود. نتایج نشان می دهند که هوش مصنوعی، به ویژه از طریق یادگیری ماشین و تجزیه وتحلیل داده ها، می تواند به بهبود فرآیندهای حسابداری سبز و گزارشگری مالی پایدار کمک کند. همچنین، این تجزیه و تحلیل ها می توانند راهکارهایی برای بهینه سازی گزارشگری در زمینه ی ابعاد زیست محیطی، اجتماعی و حاکمیتی و دستیابی به اهداف توسعه پایدار ارائه دهند. این پژوهش به شناسایی چالش ها و فرصت های موجود در این حوزه و همچنین اولویت های تحقیقاتی برای پژوهشگران آینده کمک می کند.
اثربخشی درمان فراتشخیصی بر توافق پذیری و تعادل عاطفی زنان با طلاق عاطفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف. پژوهش حاضر با هدف اثربخشی درمان فراتشخیصی بر توافق پذیری و تعادل عاطفی زنان با طلاق عاطفی انجام شد. روش. این پژوهش به روش شبه آزمایشی و طرح پژوهشی پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل تعداد 214 از زنان با تجربه طلاق عاطفی در سال 1402 بود که از بین آن ها نمونه ای به تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جای دهی شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های طلاق عاطفی گاتمن (2008)، تعادل عاطفی دینر و همکاران (2009) و توافق پذیری (کاستا و مک کری، 2005) استفاده شد. گروه آزمایش به میزان 8 جلسه تحت مداخله درمان فراتشخیصی بارلو و همکاران (2011) قرار گرفت درحالی که در این مدت گروه گواه هیچ گونه آموزشی دریافت نکرد. داده های پژوهش با استفاده از روش آماری تحلیل کوواریانس چندمتغیری تجزیه و تحلیل شد. یافته ها. نتایج نشان داد که درمان فراتشخیصی بر افزایش توافق پذیری زنان با طلاق عاطفی اثرگذار بود (001/0˂P-value). همچنین نتایج نشان داد که درمان فراتشخیصی بر افزایش تعادل عاطفی زنان با طلاق عاطفی اثرگذار بود (001/0˂P-value). نتیجه گیری. براساس نتایج یافته های پژوهش حاضر نتیجه گیری می شود که می توان از محتوا و دستورالعمل های درمان فراتشخیصی برای افزایش توافق پذیری و تعادل عاطفی زنان با طلاق عاطفی استفاده کرد. علاوه بر این، می توان بیان کرد که مداخلات فراتشخیصی به افراد کمک می کند تا یاد بگیرند که چگونه با هیجان های نامناسب خود مواجه شده و سازگارانه تر با هیجان های خود برخورد کنند. روش مذکور در تلاش است تا با تنظیم عادت های نظم بخشی هیجانی، وقوع و شدت عادت های هیجانی را کم کرده، میزان آسیب را کاهش و کارکرد آن را افزایش دهند. در رویکرد یک پارچه رفتارها، هیجانات، افکار و احساس ها با هم در تعامل پویایی بوده، هر کدام از آن ها در تجربه هیجانی نقش تعین کننده داشته و در آن اثرگذار هستند. بر این اساس، درمان فراتشخیصی با تأکید ویژه بر نقش هیجان ها و شیوه پردازش آن ها سبب مدیریت و پردازش بهتر هیجان ها شده و از این طریق می تواند منجر به افزایش توافق پذیری زنان با طلاق عاطفی شود. در بخش دیگری از این پژوهش نتایج نشان داد درمان فراتشخیصی در افزایش تعادل عاطفی زنان با طلاق عاطفی مؤثر بود. یافته مذکور با نتایج حاصل از پژوهش های بیگی و لطفی (1402)، فیروزی و همکاران (1401) ما و همکاران (2021) هم راستا است. در تبیین یافته یاد شده می توان بیان کرد تکنیک های درمان فراتشخیصی از قبیل آگاهی هیجانی، مواجهه، پذیرش هیجانات و بازسازی شناختی، باعث می شود که فرد از ارتباط متقابل بین افکار و هیجانات آگاه و ارزیابی های ناسازگارانه خودکار شناسایی شوند و این ارزیابی مجدد شناختی، باعث افزایش انعطاف پذیری در افکار و تعدیل احساسات شده و سبب می شود تا افراد، با به کارگیری انعطاف پذیری شناختی، قدرت حل مسئله خود را نیز بهبود داده و با کسب قدرت مقابله ای بالاتر، تاب آوری روان شناختی بیشتری را از خود نشان دهند. علاوه بر این، می توان بیان کرد که درمان فراتشخیصی یک پارچه به منظور آماج قرار دادن عوامل مشترک بین اختلال های هیجانی و اختلال های روان شناختی دارای آسیب های هیجانی طراحی شده است و تأکید عمده آن بر تجربه و پاسخ های هیجانی است. بر این اساس، درمان فراتشخیصی یک پارچه به زنان دارای طلاق عاطفی می آموزد که چگونه با هیجانات ناخوشایند خود مواجه شده و به شیوه سازگارانه تری به هیجان های خود پاسخ دهند. این درمان کمک می کند تا افراد فهم بهتری از تعامل افکار، احساس ها و رفتارها در ایجاد تجربه های هیجانی درونی داشته باشند و این روند می تواند به بهبود پردازش شناختی و روان شناختی منتهی شده و تعادل عاطفی روان شناختی بالاتری را در پی داشته باشد.
ارتباط نشخوار فکری و خودکنترلی هیجانی بر نگرش به اعتیاد: میانجی گری جوّ عاطفی خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روانشناختی دوره ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
41-58
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، بررسی نقش نگرش به اعتیاد بر اساس نشخوار فکری و خودکنترلی هیجانی با میانجی گری جوّ عاطفی خانواده در شهر اردبیل بود. پژوهش حاضر بر اساس ماهیت و روش، یک پژوهش توصیفی-پیمایشی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دوره متوسطه دوم اردبیل در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۳ بودند. تعداد ۲۵۵ نفر از دانش آموزان به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. برای گرد آوری داده ها از پرسشنامه های نگرش به اعتیاد کریمی، نشخوار فکری نولن هوکسما و مارو، خودکنترلی هیجانی تانجی و همکاران و جوّ عاطفی خانواده برن استفاده شد. داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری تحلیل شد. یافته ها نشان داد که نشخوار فکری بر نگرش به اعتیاد اثر مستقیم مثبت و معنادار، خودکنترلی هیجانی و جوّ عاطفی خانواده اثر مستقیم منفی و معنادار بر نگرش به اعتیاد داشتند. اثر غیرمستقیم مسیرها نشان داد که نشخوار فکری و خودکنترلی هیجانی با میانجی گری جوّ عاطفی خانواده بر نگرش به اعتیاد معنادار بود. با توجه به یافته ها توصیه می شود برای آشنایی و نحوه مقابله با نگرش به اعتیاد به برگزاری کارگاه و آموزش در مدارس پرداخته شود
نقش دیجیتالی شدن در سطح سازمان بر مسئولیت اجتماعی شرکت با تاکید بر نوآوری سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر نقش دیجیتالی شدن در سطح سازمان بر مسئولیت اجتماعی شرکت با تاکید بر نوآوری سازمانی است. روش پژوهش: این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی بوده و از بعد روش شناسایی، همبستگی و در زمره تحقیقات توصیفی می باشد. جامعه آماری پژوهش بورس اوراق بهادار تهران است و نمونه پژوهش 167 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دوره زمانی 9 ساله بین سال های 1393 تا 1401 می باشد. به منظور آزمون فرضیه های پژوهش از رگرسیون چند متغیره با داده های ترکیبی و نرم افزار ایویوز استفاده شده است. یافته ها: نتایج یافته های پژوهش نشان می دهد که تحول دیجیتال در سطح شرکت می تواند عملکرد مسئولیت اجتماعی شرکت را بهبود بخشد. همچنین، بر اساس فرضیه دوم؛ دیجیتالی شدن در سطح سازمان، عملکرد مسئولیت اجتماعی شرکت را با افزایش سطح نوآوری تحقیق و توسعه شرکت ها افزایش می دهد. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش، کمک بسیاری به فرایند نوآوری سازمانی در سطح گسترده خواهد شد. لذا این مطالعه می تواند منجر به بسط و غنای این موضوع و توسعه ادبیات پژوهش در این بخش گردد. دانش افزایی: با توجه به گسترش فناوری های دیجیتال در زندگی بشر، مفهومی جدیدی به نام پذیرش مسئولیت اجتماعی دیجیتال ایجاد شده است. همچنین پژوهش های اندکی در زمینه دیجیتال و نوآوری سازمانی انجام شده است.
تحلیل جامعه شناختی مضامین اجتماعی در غزلیات محتشم کاشانی و لسانی شیرازی از مکتب وقوع(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اجتماعیات در ادب فارسی سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۲
19-34
حوزههای تخصصی:
شعر به عنوان یکی از مهم ترین جلوه های فرهنگی و اجتماعی، قابلیت بازتاب ارزش ها، باورها و حتی مشکلات جامعه را دارد. اگرچه اصلی ترین رسالت شعر وقوع که در اوایل سده دهم هجری در ایران رایج شد، بیان واقعیات روابط عاشقانه است؛ امّا این روابط واقعی در بستر شرایط و مسائل اجتماعی شکل می گیرند و متأثر از آن ها هستند. بنابراین مضامینی چون فقر، ظلم، نابرابری و نارضایتی اجتماعی در کنار باورها و ارزش های رایج در جامعه، در این نوع شعر نمود یافته و این شعر را به منبعی مهم برای تحلیل اجتماعی و شناخت دقیق جامعه ایران در دوره صفوی تبدیل کرده اند. این پژوهش به دنبال تحلیل و تبیین مضامین اجتماعی مطرح شده در غزلیات دو تن از شاعران برجسته مکتب وقوع یعنی محتشم کاشانی و لسانی شیرازی است که با رویکرد توصیفی-تحلیلی انجام شده و داده های آن از طریق بررسی اسناد و منابع کتابخانه ای گردآوری شده است. مطابق یافته های این تحقیق، مهم ترین مضامین اجتماعی که در غزلیات هر دو شاعر، قابل توجه هستند، عبارتند از: خرافات و باورهای عامیانه از قبیل باور به چشم زخم، تأثیر افلاک بر سرنوشت انسان، نابرابری های اجتماعی و رواج معشوق مذکر در جامعه که در اثناء اشعار عاشقانه، بیان شده اند.
نقد و بررسی «نظریه فاعل بالرضا» از منظر روایات امام علی (ع)(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
آیین حکمت سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۴
106-89
حوزههای تخصصی:
طبق «نظریه فاعل بالرضا»، خداوند «عالَم هستی» را با «اشراق نور» ایجاد نموده و صور خارجی موجودات، همان علم تفصیلی اوست و قبل از ایجاد، علم واجب تعالی به اشیاء به صورت علم اجمالی می باشد. این اندیشه سهروردی به دو بخش تقسیم می شود: بخش اوّل مربوط به بعد از ایجاد است که شیخ اشراق رابطه بین واجب تعالی با اشیاء را رابطه اشراقی می داند، یعنی خداوند به همه اشیاء در موطن خودشان با اضافه اشراقی علم می یابد. این بخش از دیدگاه سهروردی مورد تایید روایات امام علی(ع) است. بخش دوم دیدگاه شیخ اشراق مربوط به قبل از ایجاد است که اشکالاتی دارد؛ زیرا او علم قبل از ایجاد را «اجمالی» می داند و این امر منجربه فقدان ذات واجب الوجود از «علم تفصیلی» به موجودات می شود؛ در حالی که اساس فاعلیّت خداوند، به علم پیش از ایجاد برمی گردد. در روایات امام علی(ع) این بخش از نظریه شیخ اشراق قابل نقد است؛ چراکه روایات: 1. متعلَّق علمِ واحد و ذاتیِ قبل از ایجاد را، همه اشیاء به صورت «تفصیلی» می دانند، 2. تأکید دارند که با ایجاد اشیاء، علم الهی افزایش نمی یابد، 3. آفرینش اشیاء، براساس علم حادث، صورت نمی گیرد. مجموع این سه دسته از روایات، علم و فاعلیّتی را که شیخ اشراق برای خداوند مطرح می کند، شایسته مقام واجب تعالی نمی دانند. روش پژوهش حاضر در مواجهه با روایات حضرت، روش استظهار و استنباط است و در مرحله تجزیه و تحلیل و مقایسه دیدگاه فاعل بالرضا با آنها نیز، به شیوه تحلیلی- عقلی عمل شده است. در مجموع، علم و فاعلیّتی که شیخ اشراق با مبانی فلسفی خود برای واجب الوجود مطرح می کند، نواقصی دارد و شایسته مقام واجب تعالی نیست.









