مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۳۲۱ تا ۳٬۳۴۰ مورد از کل ۵۴۶٬۷۸۲ مورد.
منبع:
مطالعات منابع انسانی دوره ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
86 - 116
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: نظام ارزیابی عملکرد کارکنان و مدیران دولت در ایران تا پیش از سال ۱۳۹۶ تشریفاتی، فاقد اثربخشی، نامنسجم و نامناسب بود. این ناکارآمدی درعدم ارتباط نظام ارزیابی عملکرد با سایر نظام های منابع انسانی نمایان شده بود. به منظور بهبود این وضعیت، دولت بخشنامه دستورالعمل اجرایی فرایند ارزیابی عملکرد مدیران و کارکنان را در سال ۱۳۹۶ تصویب کرد که هدف آن، منسجم تر کردن و افزایش اثربخشی نظام ارزیابی عملکرد در دستگاه های اجرایی کشور بود. هدف از اجرای این پژوهش، آسیب شناسی نظام ارزیابی عملکرد کارکنان و مدیران دستگاه های اجرایی کشور و ارائه راه کارهایی برای تحول، اثربخشی و کارآمدی این نظام است. روش: در این پژوهش با مرور ادبیات مرتبط با نظام ارزیابی عملکرد کارکنان و مدیران (۲۵ مقاله) و انجام مصاحبه با خبرگان، داده ها گردآوری و مضامین اصلی و فرعی مرتبط با آسیب های این نظام شناسایی شدند. روش نمونه گیری، هدفمند و روش تحلیل داده ها تحلیل مضمون بود. در این پژوهش تا رسیدن به اشباع نظری ۲۰ مصاحبه انجام شد. یافته ها: در این پژوهش ۶۹ مضمون فرعی در خصوص آسیب های نظام ارزیابی عملکرد کارکنان و مدیران شناسایی شد که در قالب ۷ گروه آسیب های مرتبط با نتایج ارزیابی، شیوه و رویکرد ارزیابی، ارزیابی کنندگان، ارزیابی شوندگان، شاخص های ارزیابی، زمینه ارزیابی و عوامل ساختاری دسته بندی شدند. همچنین پیشنهادها و راه کارهایی برای بهبود نظام ارزیابی عملکرد کارکنان و مدیران دستگاه های اجرایی کشور ارائه شد. نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان می دهد که نظام ارزیابی عملکرد کارکنان و مدیران دستگاه های اجرایی کشور، به بازنگری و اصلاح در هر دو بُعد محتوای خط مشی و شیوه های اجرایی آن نیازمند است. بر این اساس، پیشنهاد می شود که اصلاحات لازم در این بخشنامه صورت گیرد و سازوکاری طراحی شود تا در گام نخست، سطوح بلوغ ارزیابی عملکرد دستگاه ها بر اساس شاخص های مناسب تعریف و تعیین شود؛ سپس با تکیه بر خوداظهاری دستگاه ها و مستندهای ارائه شده، میزان بلوغ ارزیابی عملکرد آن ها توسط سازمان اداری و استخدامی کشور سنجیده شود. در نهایت، متناسب با سطح بلوغ هر دستگاه، اقدامات لازم برای ویژه سازی نظام ارزیابی عملکرد و استقرار الگوی ارزیابی عملکرد سه سطحی (کارکنان، مدیران و دستگاه اجرایی) انجام پذیرد.
ارائه الگوی مدیریت قارچی در سازمان های دولتی: رویکرد تحلیل مضمون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات منابع انسانی دوره ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
147 - 171
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: مدیریت اثربخش در سازمان های دولتی، یکی از ارکان اصلی موفقیت و ارائه خدمات بهینه به جامعه شناخته می شود؛ با این حال، رویکردهایی نظیر مدیریت قارچی که در آن، کارکنان از اطلاعات لازم محروم می مانند، می تواند چالش هایی در مسیر بهره وری و اعتماد سازمانی ایجاد کند. هدف این پژوهش، ارائه الگویی برای مدیریت قارچی است تا با تحلیل این سبک، راه کارهایی برای تعادل بخشی بین کنترل مدیریتی و افزایش مشارکت کارکنان پیشنهاد کند.
روش: پژوهش حاضر از منظر فلسفه پژوهش، در چارچوب پارادایم تفسیری قرار می گیرد و از نظر رویکرد، از نوع استقرایی است. این پژوهش در زمره تحقیقات کیفی دسته بندی می شود. مشارکت کنندگان پژوهش، استادان دانشگاه و مدیران ارشد و میانی سازمان های دولتی استان لرستان بودند که با استفاده از روش نمونه گیری نظری انتخاب شدند. از این رو، بر اساس قاعده اشباع نظری، در پژوهش حاضر با استفاده از ۱۴ مصاحبه این مهم حاصل شد. داده های مورد نیاز با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته جمع آوری شدند و تحلیل داده ها نیز با بهره گیری از روش تحلیل مضمون کلارک و براون صورت گرفت.
یافته ها: تجزیه وتحلیل داده ها به شکل گیری ۲۳۵ کد اولیه، ۲۱ مضمون فرعی و ۴ مضمون اصلی انجامید. مضمون های اصلی شناسایی شده عبارت اند از: عوامل فردی، عوامل سازمانی، عوامل محیطی و عوامل قانونی – نظارتی. مضمون های فرعی شناسایی شده نیز عبارت اند از: سبک رهبری مدیر، ترسِ از دست دادن قدرت، مهارت های ارتباطی ضعیف، بی اعتمادی به کارمندان، نگرش منفی به شفافیت، تجربه و پیشینه مدیر، شخصیت کنترل گرا، فرهنگ سازمانی بسته، ساختار سلسله مراتبی خشک، فقدان سیاست های شفافیت، سیستم پاداش دهی ناکارآمد، تمرکز بیش از حد بر اهداف کوتاه مدت، رقابت داخلی شدید، عوامل سیاسی، عوامل اقتصادی، عوامل اجتماعی، عوامل فرهنگی، قوانین محدودکننده شفافیت اطلاعات، ضعف نظارت بر جریان اطلاعات، قوانین تشویق کننده بوروکراسی بیش از حد و ضعف در الزامات قانونی برای پاسخ گویی.
نتیجه گیری: این پژوهش با ارائه الگوی چندسطحی مدیریت قارچی، به غنای نظری ادبیات مدیریت عمومی کمک می کند و درک جامعی از تعامل عوامل فردی، سازمانی، محیطی و قانونی در شکل گیری این الگو فراهم می آورد. از منظر کاربردی، این الگو می تواند به عنوان راهنمایی برای سیاست گذاری، اصلاح سبک های رهبری و تقویت شفافیت و پاسخ گویی در سازمان های دولتی استفاده شود.
الگوی تاب آوری کسب وکارهای مبتنی بر کارآفرینی اجتماعی: یک پژوهش آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کارآفرینی دوره ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
93 - 114
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف ارائه مدلی برای تاب آوری کسب وکارهای مبتنی بر کارآفرینی اجتماعی انجام شده است تا بتواند چارچوبی کاربردی برای تقویت ظرفیت های این شرکت ها در مواجهه با چالش ها و بهره برداری از فرصت ها ارائه دهد.
روش شناسی: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر رویکرد آمیخته (کیفی و کمی) است. در مرحله کیفی پژوهش، ابتدا با مطالعه عمیق و نظام مند متون و اسناد علمی و تحلیل آن ها به روش تحلیل مضمون، عوامل اولیه مؤثر بر تاب آوری کسب وکارهای کارآفرینی اجتماعی شناسایی شدند. سپس، این عوامل با استفاده از روش دلفی و مشارکت 11 نفر از خبرگان که به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند، پالایش و نهایی گردیدند. درمرحله کمی، به منظور اعتبارسنجی مدل کیفی، داده ها از طریق پرسش نامه و از نمونه ای متشکل از 210 نفر از مدیران و کارشناسان فعال درحوزه کارآفرینی اجتماعی که به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند، جمع آوری گردید. تحلیل داده های کمی با استفاده از روش تحلیل عاملی تأییدی و به کمک نرم افزار Amos نسخه 24 انجام شد تا ساختار عاملی مدل و روابط بین متغیرها مورد آزمون و تأیید قرار گیرد.
یافته ها: نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها منجر به شناسایی 65 شاخص در قالب هشت بعد اصلی تاب آوری برای کسب وکارهای مبتنی بر کارآفرینی اجتماعی شد. این ابعاد عبارت از: سرمایه انسانی و توانمندسازی سازمانی، چابکی و سازگاری استراتژیک، تاب آوری جامعه و مسئولیت اجتماعی، رقابت در بازار و تعامل با مشتری، پایداری و سازگاری محیطی، مشارکت و تعامل با ساختارهای سیاسی و حاکمیتی، نوآوری برای تأثیر اجتماعی و پیشرفت فناوری، توسعه کارآفرینی و سرمایه گذاری های اجتماعی هستند.
نتیجه گیری/ دستاوردها: یافته های این پژوهش بر اهمیت ایجاد ساختارهای سازمانی منعطف و چارچوب های مدیریت استراتژیک برای تقویت تاب آوری در کسب وکارهای کارآفرینی اجتماعی تأکید می کند. نتایج نشان می دهد که تاب آوری این شرکت ها مستلزم رویکردی چندبعدی است که در آن، عوامل درون سازمانی همچون توانمندسازی نیروی انسانی و چابکی استراتژیک، با عوامل برون سازمانی مانند تعامل با ذی نفعان، مسئولیت پذیری اجتماعی و پایداری زیست محیطی درهم تنیده می شوند. همچنین، این پژوهش بر نقش کلیدی نوآوری و فناوری در ایجاد راه حل های پایدار برای چالش های اجتماعی و زیست محیطی تأکید می ورزد. دستاوردهای این مطالعه می تواند به عنوان راهنمایی برای مدیران و سیاست گذاران در جهت طراحی و اجرای برنامه های تقویت تاب آوری کسب وکارهای کارآفرینی اجتماعی مورداستفاده قرار گیرد. علاوه براین، مدل ارائه شده، چارچوبی نظری برای پژوهش های آتی درزمینه تاب آوری سازمانی و کارآفرینی اجتماعی فراهم می آورد. درنهایت، این پژوهش بر ضرورت همکاری و هم افزایی میان بخش های مختلف جامعه، از جمله کسب وکارها، دولت، سازمان های مردم نهاد و دانشگاه ها، برای دستیابی به اهداف توسعه پایدار و ایجاد اکوسیستمی حمایتگر برای کارآفرینی اجتماعی تأکید می کند.
تاثیر نااطمینانی سیاست های اقتصادی بر ریسک سیستماتیک مطلوب و نامطلوب
منبع:
چشم انداز حسابداری و مدیریت دوره ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۱ (جلد ۱۲)
102 - 116
حوزههای تخصصی:
یکی از عواملی که سرمایه گذاران باید به آن توجه داشته باشند شرایط نااطمینانی اقتصادی است. سرمایه گذاران با این امید دارایی ها را خریداری می کنند که انتظار دارند در طول چند دوره بعد بازده کسب کنند. با افزایش نااطمینانی سیاست اقتصادی، بسیاری از شرکتها تغییرات عمده ای را در مدیریت ریسک سیستماتیک ایجاد می کنند. همچنین یکی از حوزه های مطالعاتی پژوهش های اخیر، تقسیم بندی ریسک سیستماتیک به ریسک سیستماتیک مطلوب و نامطلوب می باشد. بر همین اساس این پژوهش با توجه به اهمیت مفاهیم مذکور، به دنبال بررسی تاثیر نااطمینانی سیاست های اقتصادی بر ریسک سیستماتیک مطلوب و نامطلوب می باشد. در این پژوهش تعداد 144 شرکت پذیرفته شده بورس اوراق بهادار تهران در دوره زمانی 1402-1396 بررسی شده است. جهت آزمون فرضیه ها از مدل رگرسیون پانلی استفاده شده، یافته های پژوهش نشان می دهد که نااطمینانی سیاست های اقتصادی بر ریسک سیستماتیک مطلوب تاثیر منفی و بر ریسک سیستماتیک نامطلوب تاثیر مثبت و معناداری دارد.
افزایش شفافیت و عدالت مالیاتی از طریق ترکیب فناوری های بلاک چین و هوش مصنوعی در نظام مالیاتی هوشمند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های راهبردی بودجه و مالیه سال ۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
11 - 32
حوزههای تخصصی:
نظام های مالیاتی سنتی با چالش هایی مانند فرار مالیاتی، عدم شفافیت و ناکارایی در فرآیندهای وصول مواجه بوده اند. این پژوهش با ارائه یک چارچوب نوآورانه به نام TAF (ترکیب فناوری های بلاک چین و هوش مصنوعی)، راهکاری برای تحول دیجیتال نظام مالیاتی ایران ارائه میدهد. در این مطالعه، با تحلیل تجربیات موفق جهانی (مانند استونی و سنگاپور) و مطالعات موردی داخلی (طرح صورتحساب الکترونیکی)، اثربخشی فناوری های نوین در افزایش شفافیت و عدالت مالیاتی بررسی شده است. چارچوب پیشنهادی در سه لایه فنی (ثبت غیرمتمرکز تراکنش ها با بلاک چین، تشخیص ناهنجاری ها با الگوریتم های هوش مصنوعی، و پلتفرم کاربردی برای مودیان) و یک لایه حاکمیتی طراحی گردید. یافته ها نشان میدهد که پیاده سازی این مدل می تواند تا ۳۵٪ فرار مالیاتی را طی سه سال کاهش دهد و زمان پردازش اظهارنامه ها را تا ۷۰٪ کاهش دهد. همچنین مطالعه موردی در استان تهران نشان داد که درآمد مالیاتی ۱۸٪ افزایش خواهد یافت. این نتایج نشان میدهد که ترکیب فناوری های نوین، نه تنها یک ضرورت فنی، بلکه گامی اساسی به سوی تحقق عدالت مالیاتی و ارتقاء حکمرانی دیجیتال در ایران است.
جوایز علمی بین المللی به مثابه ابزار دیپلماسی علم و فناوری مطالعه موردی جایزه مصطفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بهبود مدیریت سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴شماره ۱ (پیاپی ۶۷)
88 - 110
حوزههای تخصصی:
دیپلماسی و توسعه روابط علمی و فناورانه با سایر کشورها یکی از اهداف قطعی اسناد بالادستی حوزه علم و فناوری است. در این میان به نظر میرسد جوایز علمی بین المللی از ظرفیت بالایی برای تحقق اهداف دیپلماسی علم و فناوری برخورداراند. این پژوهش با هدف دستیابی به الگویی برای معرفی جایزه علمی و فناوری پیامبر اعظم (Mustafa Prize) به عنوان ابزار دیپلماسی علم و فناوری انجام شد. برای پاسخ به سؤال اصلی روش تحقیق اکتشافی با راهبرد کیفی مورد استفاده قرار گرفت و در آن با 9 نفر از سیاست گذاران و مجریان جایزه مصاحبه نیمه ساختار یافته صورت پذیرفت. در نهایت با تحلیل محتوای انجام شده و صورت بندی مقولات یکپارچه ساز، الگوی جایزه علمی به مثابه ابزار دیپلماسی علم و فناوری ارائه شد. ابعاد مفهومی محوری الگو شامل جامعه مخاطب جهان اسلام، غیردولتی سازی برگزاری جایزه، پشتیبانی حاکمیتی، همکاری های بین المللی علمی و فناوری، تأکید بر رجحان آثار فناورانه، شبکه سازی و ترویج و نظام داوری و همچنین ابعاد اجرایی آن نیز شامل ماموریت، فرایندها و سازمان می باشد. شناخت دقیق جایزه مصطفی به عنوان یک سازوکار دیپلماسی علمی و اهداف و نتایج آن، می تواند در ارزیابی سیاستی و طراحی سیاستهای جدید مورد استفاده متولیان دیپلماسی علمی در کشور قرار گیرد. همچنین از منظر دانش افزایی نظری، این تحقیق به تکمیل جریان تحقیقاتی دیپلماسی علمی در کشورهای نوظهور و مسلمان کمک می کند.
تحلیل عوامل مؤثر بر میل به ماندگاری شغلی در واحدهای شناور با استفاده از رویکرد دیمتل فازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت نظامی سال ۲۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۹۷
1 - 26
حوزههای تخصصی:
منابع انسانی از جمله دارایی های نامشهود سازمانی محسوب می شود که نتیجه میل به ماندگاری آنها می تواند سوق دهن ده ی ا بازدارنده سازمان درجهت رسیدن به اهدافش باشد. هدف این پژوهش ، تحلیل عوامل مؤثر بر میل به ماندگاری شغلی در واحدهای شناور با استفادهاز رویکرد دیمتل فازی است . برای گردآوری دادهها نخس ت ب ا روش فراترکی ب 21 عامل مشترک مؤثر بر میل به ماندگاری شناسایی شد؛ سپس با وزندهی به روش بهترین - بدترین ف ازی نت ایج حاکی از آن بود که اعتماد بین سازمانی و فردی و غنی سازی شغل با رویکرد توجه به شاغل و اصلاح مجدد و معماری سازمانی مه م ت رین عوام ل هستند. سپس با روش دیمتل فازی به رابطه سنجی پرداخته و نتایج حاکی از آن شد که ، تقویت اعتماد بین فردی و سازمانی، ارزیابی عدالت گرا، انعطاف پذیری، توسعه همه جانبه سازمانی، سازگاری با محیط خدمتی، غنی سازی شغل با رویکرد توجه به شاغل، عدالت محوری، افزایش مهارت پاسخگویی، وفاداری، تقویت ابعاد فرهنگی، بیشترین تاثیر گذاری نسبت به سایر مقولات درتمایل به ماندگاری شغلی کارکنان واحدهای شناور نداجا دارد. درنهایت ، به منظور سنجش وضع موجود، 370 نفر از کارکنان واحدهای شناور از جامعه ای به اندازه 5014 نفر به روش تصادفی ساده انتخاب ش دند و مش خص ش د ک ه اعتماد بین فردی و سازمانی و عدالت محوری، بیش ترین امتی از سوقدهندگی جهت میل به ماندگاری شغلی را کسب کرد است.
الگوی توانمندسازی مالی خانواده کارکنان نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت نظامی سال ۲۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۹۷
118 - 150
حوزههای تخصصی:
توانمندسازی مالی مفهوم در دست گرفتن کنترل امور مالی و اتخاذ تصمیمات آگاهانه است که ثبات و امنیت مالی را به همراه دارد. توانایی مالی ترکیبی از نگرش، دانش، مهارت و خودکارآمدی است. این توانایی در تصمیم گیری و مدیریت پول با شرایط زندگی فرد سازگار است. پژوهش حاضر با استفاده از روش نظریه پردازی داده بنیاد، الگویی برای توانمندسازی مالی خانواده های نظامیان در ایران ارائه می کند. ازنظر پارادایم های پژوهشی غالب، این پژوهش در گروه تفسیر قرار می گیرد. به منظور جمع آوری داده های موردنیاز از تکنیک مصاحبه نیمه ساختاریافته و روش نمونه گیری گلوله برفی استفاده شده است. مصاحبه شوندگان این پژوهش کارشناسان، اساتید حسابداری و مالی، خانواده ها و کارکنان نظامی هستند . داده های پژوهش با استفاده از روش کدگذاری که مختص رویکرد زمینه ای است، تجزیه وتحلیل شد و مقوله های مفهومی، اصلی و کلان استخراج شد و درنهایت الگو توانمندسازی شامل عوامل علی، ساختاری، مداخله گر و نیز راهبردهایی برای توانمندسازی خانواده های کارکنان نظامی و پیامدهای آن و اجرای صحیح سامانه ارتقای توان مالی خانواده های نظامیان ارائه شده است. با توجه به نتایج تحقیق پیامدهای اصلی توانمندسازی مالی خانواده های نظامی کمک به مخارج زندگی (مسکن و آموزش)،کارآفرینی و توسعه نیروی کار، کاهش استرس مشاغل نظامی، کاهش گسست های خانوادگی ناشی از مسائل مالی، افزایش رفاه خانواده ها، بهبود کیفیت زندگی کاری، اعتمادبه نفس بیشتر، تقویت سیستم اقتصادی کشور، جلوگیری از کلاه برداری های مالی و کاهش مسائل اجتماعی و بحران های پس از بازنشستگی می باشد.
پیامدهای نظامی تغییرات اقلیمی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت نظامی سال ۲۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۹۷
151 - 170
حوزههای تخصصی:
تغییر اقلیم بر تمام فعالیت های انسانی ازجمله فعالیت های نظامی تأثیرگذار است. تأثیری که می تواند تمام تلاش ها را برای رسیدن به هدف خنثی کند. ازاین رو هدف از انجام این تحقیق شناسایی پیامدهای نظامی تغییرات دما و تغییرات زمانی و مکانی بارش در ایران است. روش تحقیق، توصیفی- تحلیلی و نوع تحقیق کاربردی است. از ابزارهای مصاحبه با صاحب نظران و اسناد مدارک علمی و معتبر برای جمع آوری داده ها استفاده شده است. برای تجزیه وتحلیل داده ها ابتدا داده ها گردآوری و مضامین شناسایی شدند در ادامه این مضامین مورد بازبینی قرارگرفته و درنهایت مضامین اصلی و فرعی نام گذاری و پیامدهای نظامی تغییرات دما و تغییرات بارش شناسایی شدند. نتایج مطالعات نشان می دهد که تغییر اقلیم بر تمام ارکان فعالیت های نظامی تأثیرگذار است و پیامدهای نظامی تغییرات دما در حوزه نیروی انسانی، آماد و پشتیبانی و تجهیزات، و پیامدهای نظامی تغییرات بارش در حوزه مهندسی، عملیات، نیروی انسانی، آماد و پشتیبانی و تجهیزات شناسایی و این پیامدها در حوزه های یادشده بیشتر و تأثیرگذارتر از سایر ارکان نظامی است. پیامدهایی که می توانند نتیجه یک عملیات و یا فعالیت نظامی را تحت تأثیر قرار دهند.
بررسی تأثیر ساختار مالکیت بر افشای مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت با رویکرد فراتحلیل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات حسابداری و حسابرسی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۳
33 - 54
حوزههای تخصصی:
هدف از اجرای پژوهش حاضر، مرور سیستماتیک تاثیر ساختار مالکیت بر افشای مسئولیت پذیری اجتماعی با استفاده از روش فراتحلیل می باشد. در این راستا، از مجلات داخلی ارائه شده در لیست وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و مجلات خارجی ارائه شده در لیست پایگاه های جی سی آر و اسکوپوس استفاده شده است. در نهایت طبق پروتکل فراتحلیل با بررسی و کنار گذاشتن مقالات نامرتبط 55 پژوهش شامل 12 پژوهش داخلی تا سال1400 و 43 پژوهش خارجی طی سال های 2002 تا 2021 جمع آوری گردید. جهت دستیابی به هدف پژوهش از تکنیک لیپسی و ویلسون و برای بررسی ناهمگنی مطالعات از آزمون Q کوکران و مجذورI استفاده شده است. در صورتی که خطای اندازه گیری آزمون ناهمگنی کمتر از 05/0 باشد از مدل اثرات تصادفی استفاده می شود؛ لذا برای بیشتر متغیرهای پژوهش از این مدل استفاده شده است. با توجه به شاخص اندازه اثر، یافته های پژوهش حاکی از تاثیر مثبت مالکیت دولتی، مالکیت خارجی و مالکیت سهامداران نهادی بلندمدت بر افشای مسئولیت پذیری اجتماعی و تاثیر منفی تمرکز مالکیت، مالکیت مدیران اجرایی و مالکیت سهامداران نهادی کوتاه مدت بر افشای مسئولیت پذیری اجتماعی می باشد. یافته های این پژوهش با شناسایی معیارهای اثرگذار حاکمیت شرکتی خارجی به قانون گذاران و تمامی ذینفعان در جهت بهبود و تقویت مسئولیت پذیری اجتماعی کمک می نماید.
تحلیل روان شناختی شخصیت اصلی رمان شازده احتجاب بر مبنای نظریه ی نیازهای "هنری موری"(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عنصرشخصیت از ارکان اصلی ادبیات داستانی و در اساس، رکن مقوّم آن به شمار می آید. بر همین مبنا، جلوه های متکثّر شخصیت، شالوده ی نقد روان شناختی را شکل می دهد. نظریه های شخصیت در روان شناسی با دو مقوله ی نیازها و انگیزه ها شرح و بسط می یابد. به طور اعم، مطابق همین نظریه ها، شخصیت انسان بازتابی از رفتارهای کنترل شده است، رفتارهایی که منبعث از نیازها و انگیزه هاست. در این میان، نظریه ی شخصیت هنری موری در تحلیل روان شناختی کاربرد ویژه ای دارد؛ به گونه ای که یکی از مؤلفه های روان شناختی در متون ادبی، فهرست نیازهایی است که هنری موری آن ها را صورت بندی کرده است. بر پایه ی همین رویکرد، رمان شازده احتجاب اثر هوشنگ گلشیری به شکل بارزی با فهرست نیازهای هنری موری درخور انطباق است. اهتمام اصلی در پژوهش حاضر، تحلیل شخصیت شازده احتجاب مطابق نظریه ی هنری موری در ادبیات داستانی است. طی این بررسی مشخص می شود که شخصیت شازده احتجاب به سبب عوامل محیطی - که در زمره ی "آلفا پرس" قرار می گیرد - عمدتاً در اضطراب بوده، همین امر سبب پیدایی فشار روانی (بتاپرس) و متعاقباً موجب شکل گیری نیازهای خاصی در شخصیت شازده احتجاب می شود. بر این اساس، همین شخصیت با برطرف کردن نیازهایی همچون فهم، مهرطلبی، تحقیرگریزی، آسیب گریزی، میل جنسی، عمل متقابل و خویشتن پایی بر آن است تا بر فشارهای درونی خود غلبه کند؛ حال آن که همین واکنش در فرجام سبب فروپاشی شخصیت او می شود.
اعتبار بخشی الگوی عوامل مؤثر بر فعالیت های خلاقانه دانش آموزان در درس ریاضی دوره اول متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضربا هدف اعتباربخشی الگوی عوامل مؤثر بر فعالیت های خلاقانه دانش آموزان در درس ریاضی دوره اول متوسطه به روش پیمایشی اجرا شد. جامعه آماری آن کلیه دبیران متوسطه اول شهر تهران در سال تحصیلی 1399-1400 بود که با روش نمونه گیری خوشه ای به صورت تصادفی سه منطقه آموزش و پرورش (شمال،مرکز و جنوب) انتخاب شدنداز 218 نفر دبیر شاغل 202 نفر به پرسشنامه پاسخ دادند که به عنوان نمونه انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. روایی صوری محتوای پرسشنامه(CVI) ، روایی سازه و پایایی آن مورد سنجش و تأیید قرار گرفت. داده ها با استفاده از روش های تحلیل عاملی تأییدی و تحلیل مسیر به روش حداقل مربعات جزئی و به کارگیری نرم افزارSmartpls-3 تجزیه و تحلیل شدند. مقدار شاخص نیکویی برازش مدل معادل 62/0 بود که نشان از برازش کلی و قویی برای مدل است. بنابراین می توان نتیجه گرفت که الگوی مورد بررسی از اعتبار قایل قبولی برخوردار است به طوری که5 عامل شناسایی شده فراگیر(ویزگی شخصیتی،توانمندی شناختی،انگیزه) ، محیط اجرا(فضای آموزشی،مشارکت)، برنامه درسی و آموزش(اهداف،محتوا،مواد و منابع)، معلم (ویژگی شخصیتی،تخصص وتوانایی حرفه ای،روش تدریس)و خانواده(جو عاطفی،نگرش و سبک زندگی) نقش برجسته ای در فعالیت های خلاقانه دانش آموزان در درس ریاضی دارند.
کووید 19 و مدیریت سود از طریق تغییر طبقه بندی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مدیریت سود از طریق تغییر طبقه بندی اقلام صورت سود و زیان موضوعی است که در سال های اخیر موردتوجه پژوهشگران قرارگرفته و در پژوهش های داخلی نیز به صورت محدود به آن پرداخته شده است. به علاوه، با آن که پژوهش های خارجی تأثیر همه گیری کووید 19 بر مدیریت سود را موردتوجه قرار داده اند؛ در پژوهش های داخلی شواهد تجربی خاصی در خصوص شرکت های ایرانی ارائه نشده است. در این راستا، پژوهش حاضر وجود پدیده مدیریت سود از طریق تغییر طبقه بندی را بررسی کرده و آن را در سال های شیوع کووید 19 و سایر سال ها، مقایسه نموده است. برای این منظور، از داده های 137 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1402-1391 (1644 مشاهده) استفاده شده است. در برازش مدل ها، ضمن کنترل اثرات سال ها و صنایع، رویکرد حداقل مربعات تعمیم یافته به کاررفته است. نتایج پژوهش مؤیّد وجود پدیده مدیریت سود از طریق تغییر طبقه بندی در شرکت های ایرانی است. افزون بر آن، یافته ها نشان می دهد که در قیاس با سایر سال های موردبررسی، در دوره شیوع کووید 19، مدیریت سود از طریق تغییر طبقه بندی شدّت یافته است. نتایج آزمون های استحکام با به کارگیری دوره زمانی متفاوت برای شیوع کووید 19 و استفاده از مقادیر رتبه دهکی متغیرها، مؤید یافته های اصلی پژوهش است
Cultural Marketing through Food: a Case of Traditional Dish Names and Culinary Heritage in Guilan Province, Northern Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Cultural marketing is considered one of the most effective strategies for introducing and strengthening local identities in the context of globalization. Among various cultural elements, food holds a distinctive position as both a part of tangible culture and an element of intangible heritage. It can convey the values, narratives, and lifestyles of a region in an accessible and experiential way. This study examines the role of traditional culinary practices and local dish names in the cultural marketing of Guilan Province, Northern Iran. A mixed-method approach (qualitative and quantitative) was used. In the qualitative phase, data were collected through semi-structured interviews with 24 participants, including local chefs, cultural heritage experts, and organizers of culinary tourism tours. Thematic Content Analysis was applied to interpret the interviews. In the quantitative phase, a researcher-designed questionnaire was administered to 306 incoming tourists who had experienced local food in the province. Their responses were analyzed statistically. The findings indicate that Guilan's traditional foods reflect the region’s climate, history, language, rituals, and indigenous beliefs. Through the diversity of ingredients, unique cooking methods, and culturally rooted names, these foods have strong cultural appeal. Statistical analysis also revealed significant and positive relationships between tourists’ demographic, psychological, and motivational characteristics and their willingness to consume local foods and engage in culinary tourism Additionally, factors such as the diversity of dish names and preparation styles, the hospitality culture, health-related aspects of local food, and promotional activities were found to significantly influence demand and enhance the culinary tourism experience. Overall, the study emphasizes that the deliberate integration of food culture into tourism policies—especially by leveraging its symbolic and narrative dimensions—can strengthen destination branding and contribute to the sustainable economic and cultural development of local communities.
EFL Teacher Code-Switching in Early Adolescent Vocabulary Learning(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
One effective method for improving EFL learners' foreign language communication skills is to learn L2 words and use them in speaking. For this reason, researchers aim to assist learners in acquiring vocabulary to the greatest extent possible. The present study investigated the impact of EFL teacher code-switching (CS) and English-only (EO) instructions on vocabulary acquisition in EFL learners aged 10 to 13. Fifty-six early adolescent learners participated in storytelling activities under the CS or EO conditions. The key difference between the two was that, in the CS group, the teacher used the learners' L1 for teaching vocabulary. In contrast, instruction was conducted solely in English in the EO condition. Results indicated that switching to learners' L1 enhanced vocabulary acquisition more effectively than English-only instruction, and this effect persisted in a delayed post-test two weeks later. Therefore, it can be concluded that teaching new vocabulary via teacher’s resorting to the learners’ L1 through storytelling activities brought about significant gains in remembering the target words in CS condition; hence, for more effective mastery of the new vocabulary among early adolescent learners, it is suggested to present the words in learners’ first language instead of presenting them in lengthy English explanations. The study has practical implications not only for early adolescent EFL learners’ classrooms but also for other learners of different age groups to maximize their vocabulary learning and performance through teachers’ justified amount of L1 use.
مقایسهٔ الگوهای تحقق کنش گفتاری عذرخواهی در میان فراگیران روسی و ایرانی زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی و گویشوران بومی زبان انگلیسی: یک مطالعه بین فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مطالعه به عنوان بخشی از پروژه الگوهای تحقق کنش گفتاری بین فرهنگی، به دنبال بررسی راهبردهای عذرخواهی (apology strategies) مورد استفاده دانشجویان ایرانی و روسی است که زبان خارجی را در بافت های رسمی و غیررسمی می آموزند. افزون بر آن، هدف این تحقیق کشف تأثیر فاصله اجتماعی و تسلط اجتماعی بر فراوانی راهبردهای عذرخواهی و تشدیدکننده های درونی در زبان های روسی، فارسی و انگلیسی است. در این بررسی ۸۴ شرکت کننده در دو موقعیت ایفای نقش عذرخواهی شرکت کردند و سپس طبق طبقه بندی مقوله عذرخواهی بلوم-کالکا، هوس و کاسپر کدگذاری شدند و مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد فراگیران زبان های خارجی فارسی و روسی در مقایسه با گویشوران زبان انگلیسی از ساختارهای کاربردشناختی فرمول دار بیشتری استفاده کردند که بیشترین فرمول معناشناختی عذرخواهی مورد استفاده در زبان فارسی، ابزارهای نشان دهنده کنش منظوری (IFID) و در زبان روسی ابزار توضیح یا بیان علت است. همچنین، ارزش متغیرهای خارجی بافت بر فراوانی تشدیدکننده های درونی در موقعیت های مختلف تأثیر داشت. افزون بر آن، مفاهیم ضمنی حاصل از این مطالعه برای ارتباطات درون فرهنگی مورد بحث و نظر قرار گرفت.
برخی از صفات خاص مشترک در بعضی از گویش های فارسی و دیگر گویش های ایرانی غربی که در زبان «طبقات الصوفیه» ع. انصاری منعکس شده اند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به بررسی ویژگی های مشترک بعضی از گویش های ایرانی غربی می پردازد که در سه نوع فارسی ادبی معاصر: فارسی ادبی ایرانی (فارسی معیار)، فارسی افغانی (دری) و تاجیکی مشاهده نمی شوند. نویسنده حاضر قبلاً پژوهش مفصلی درباره لهجه هراتی بر اساس تحقیق میدانی در افغانستان انجام داد و بعد از مقایسه لهجه مذکور با لهجه های دیگر خراسانی (رایج در ایران) ویژگی های مشترک لهجه های فارسی خراسان را مشخص کرده است. در ادامه تحقیق مؤلف حاضر درباره این لهجه ها آشکار شد که بعضی از این ویژگی ها به قرون وسطی برمی گردند و رساله قرن یازدهم میلادی «طبقات الصوفیه» مشتمل بر سخنان ع. انصاری، عارف و مفسر برجسته قرآن که زبانش برخی از صفات گویش قدیم هراتی را منعکس می کند به آن ها گواهی می دهد. زبان این رساله توسط ایران شناس معروف و. آ. ایوانوف[1] موردمطالعه قرار گرفت؛ اما تاکنون هیچ تلاشی برای بررسی ویژگی های زبان آن رساله از منظر گویش شناسی مدرن صورت نگرفته است. پژوهش حاضر که این خلأ را پر می کند، بعضی از ویژگی های مشترک گویش های فارسی خراسانی ازجمله هراتی و گویش سیستانی، گویش های تاتی در قفقاز و گویش های ایران مرکزی که زردشتیان به آن تکلم می کنند و برخی دیگر از گویش ها را در ارتباط با زبان «طبقات الصوفیه» تحلیل می کند. ویژگی هایی که در مقاله حاضر بررسی شده اند عبارتند از: ضمیر سوم شخص/ضمیر اشاره به صورت ضمایر پیوسته، استفاده از حرف اضافه xod/xode (با انواع آوایی مختلف) به معنی «با» و کاربرد پسوند فعلی -i/-ê که «پسوند استمراری» محسوب می شود.
تأثیر حاد غرغره کردن محلول کافئینی بر اکسیداسیون چربی و حداکثر اکسیژن مصرفی در هنگام فعالیت ورزشی در دختران ورزشکار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فیزیولوژی ورزشی بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۵
148 - 135
حوزههای تخصصی:
هدف: غرغره کردن کافئین روشی جدید برای استفاده از کافئین بدون بلعیدن آن است. هدف این مطالعه، بررسی تأثیر غرغره کردن محلول کافئینی بر اکسیداسیون چربی و حداکثر اکسیژن مصرفی هنگام فعالیت ورزشی در دختران جوان ورزشکار بود.
روش ها: دوازده زن جوان ورزشکار (سن: 73/1 ± 42/21 سال، وزن: 15/7 ± 48/58 کیلوگرم، قد: 74/4 ± 50/163 سانتی متر و شاخص توده بدن: 89/2 ± 93/21 کیلوگرم بر مترمربع) با حداقل شش ماه سابقه تمرین، یک بار 250 میلی لیتر آب و یک بار 250 میلی لیتر محلول کافئینی را با فاصله یک هفته از هم در حالت ناشتا غرغره کردند. پس از غرغره کردن محلول کافئینی، در حالی که دستگاه گاز آنالایزر به آن ها وصل بود، فعالیت فزاینده ای را تا حد واماندگی روی نوار گردان انجام دادند. برای هر فرد، زمان رسیدن به واماندگی، میزان حداکثر اکسیداسیون چربی (MFO) و شدتی از فعالیت که MFO در آن روی می دهد (FATmax) محاسبه و ثبت شد. برای تحلیل داده ها از آزمون تی همبسته استفاده شد.
نتایج: تفاوت معناداری در MFO (0.729P=)، vo2max (0.015P=) و FATmax (0.052P=) بین دو شرایط غرغره کردن محلول کافئینی و کنترل وجود نداشت، اما زمان رسیدن به واماندگی به طور معناداری (0.012P=) با غرغره کردن محلول کافئینی بیشتر از آب بود.
نتیجه گیری: به نظر می رسد، غرغره کردن محلول کافئینی در دختران ورزشکار زمان رسیدن به واماندگی را افزایش می دهد، اما بر متابولیسم چربی و ظرفیت هوازی تأثیر معنادار ندارد.
کارکردهای انسجامی حروف ربط در اشعار قیصر امین پور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه زبان ادبی دوره ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
147 - 182
حوزههای تخصصی:
مایکل هلیدی در نظریه انسجام قائل به دو عامل انسجام واژگانی و دستوری است. عامل انسجامِ دستوری خود به زیرمجموعه هایی تقسیم می شود. در میان عوامل انسجام دستوری، بررسی حروفِ ربط ازآنجاکه مفصل و پیوند دهنده جملات است، انسجام را به طور ویژه نشان می دهد. از منظر هلیدی این حروف به چهاردسته: افزایشی، تقابلی، علّی و زمانی تقسیم می شوند. در اشعار معاصر که صورت نوشتن به روش پلکانی است، گاه حروف ربط به تنهایی در یک پله قرار می گیرد و شکل برجسته ای در میان بندها می یابد؛ گاه یک آغاز ناگهانی را در شعر رقم می زند؛ و گاه چنان در گستره شعر تکرار می شود که سبب برجستگی معنا و مفهومِ مدنظر می گردد. در این پژوهش حروف ربط در اشعار قیصر امین پور به جهت کاربرد گسترده در بین پاره جمله ها و بندها بررسی شده است. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که قیصر امین پور با آگاهی از دستورزبان و به کارگیریِ عالمانه و متبحرانه حروف ربط توانسته است منظور خود را برجسته و نشان دار کند. این امر هم در مبحث دستوری-معنایی و هم در مبحث بلاغی مصداق دارد. همچنین بسامد انواع حروف ربط در هر یک از دفترهای شعر او نشان دهنده شمای تعریف شده ای از گفتمان شاعر در دوره های مختلف است. این نوع توجه در خصوص به کارگیری حروف ربط، به کلام و گفتمان شاعر شکلی تازه بخشیده است.
بررسی تطبیقی ادب در زبانهای فارسی و فنلاندی: تحلیل پوزش و تقاضا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش به بررسی تفاوت های زبانی و فرهنگی در شیوه های بروز ادب بین زبانهای فارسی و فنلاندی پرداخته شده است. تمرکز اصلی بر روی دو مفهوم «پوزش و تقاضا» می باشد. نویسنده با استفاده از روشهای تحلیل زبان شناختی و فرهنگی، نشان می دهد که چگونه این دو زبان در شیوه های بروز ادب و احترام تفاوت دارند. این پژوهش به دو سؤال اساسی پاسخ می دهد: ۱. چگونه تفاوتهای زبانی و فرهنگی بر بیان ادب در زبانهای فارسی و فنلاندی تأثیر می گذارند؟ ۲. چه عواملی باعث تفاوت در استفاده از پوزش و تقاضا در این دو زبان می شوند؟ نتایج این پژوهش نشان می دهد که تفاوتهای زبانی و فرهنگی نقش مهمی در نحوه بیان ادب در زبانهای فارسی و فنلاندی دارند. زبان فارسی به دلیل ساختار فرهنگی و اجتماعی خود، تمایل بیشتری به استفاده از عبارات مؤدبانه و رسمی دارد، درحالی که زبان فنلاندی به دلیل فرهنگ ساده و رک گویی خود، تمایل بیشتری به استفاده از عبارات صریح و بی آلایش دارد. این تفاوت ها نشان دهنده تأثیر عمیق فرهنگ بر زبان و نحوه ارتباطات بین فردی است. علاوه بر این، در زبان فارسی، راهبردهای ادب سلبی برای بیان پوزش و تقاضا به کار می روند که بر احترام و تواضع تأکید دارند. در مقابل، فرهنگ فنلاندی با تأکید بر صراحت و سادگی، استفاده کمتری از این عبارات دارد که نشان دهنده تمایل به شفافیت و صداقت است. این یافته ها اهمیت درک این تفاوتهای فرهنگی و زبانی را برای بهبود ارتباطات بین فرهنگی و تعاملات اجتماعی برجسته می کند.









