مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۳۴۱ تا ۳٬۳۶۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
منبع:
مطالعات مدیریت راهبردی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۶۳
39 - 60
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش بررسی تأثیر استراتژیهای مدیریت منابع انسانی بر تابآوری سازمانی با میانجیگری چابکی استراتژیک میباشد. روش پژوهش، از لحاظ هدف کاربردی و از جنبه ماهیت و روش، توصیفی-همبستگی و از نوع پیمایشی است. جامعه پژوهش، شرکتهای تولیدی کلانشهر تهران هستند. بر مبنای روش کلاین حجم نمونه برای تحقیق کنونی برابر با 200 شرکت میباشد که از هر شرکت یک مدیر انتخاب شد. روش نمونهگیری از نوع در دسترسبودن است. جهت گردآوری دادهها از پرسشنامه استراتژیهای مدیریت منابع انسانی ناکاویسی، پرسشنامه چابکی استراتژیک پارک و همکاران و پرسشنامه تابآوری سازمانی مک مانوس استفاده شده است. در تحلیل دادهها از مدلیابی معادلات ساختاری (SEM) با استفاده از نرمافزارهایSPSS 25 و LISREL 8.8 مورد تجزیه تحلیل قرار گرفتند؛ یافتههای پژوهش نشان میدهد استراتژیهای مدیریت منابع انسانی تأثیر مثبتی بر تابآوری سازمانی و چابکی استراتژیک دارد؛ چابکی استراتژیک نیز تأثیر مثبتی بر تابآوری سازمانی دارد؛ نقش میانجیگری چابکی استراتژیک در رابطه بین استراتژیهای مدیریت منابع انسانی با تابآوری سازمانی نیز مورد تأیید قرار گرفت. با توجه به نتایج تحقیق، شرکتهای تولیدی کلانشهر تهران جهت ارتقاء قدرت تابآوری سازمانی خود باید بهطور ویژه استراتژیهای مدیریت منابع انسانی را در سازمان بهکار گیرند و چابکی استراتژیک سازمان را تقویت نمایند
هوش مصنوعی در مدیریت منابع انسانی با رویکرد مثبت گرا: چارچوبی برای شکوفایی کارکنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف:این پژوهش با هدف تبیین سازوکارهای اثرگذاری هوش مصنوعی بر مدیریت منابع انسانی با رویکرد مثبت گرا و ارائه چارچوبی سلسله مراتبی برای ارتقای شکوفایی کارکنان انجام شد. روش:مطالعه کاربردی-توسعه ای با رویکرد آمیخته است. جامعه آماری شامل ۱۵ خبره حوزه هوش مصنوعی و منابع انسانی بود که با نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده ها با مصاحبه نیمه ساختاریافته و ابزار راهنمای مصاحبه گردآوری شد. تحلیل مضمون و مدلسازی ساختاری–تفسیری برای تحلیل داده ها به کار رفت. یافته ها: چارچوب پنج لایه ای شامل پیشران های راهبردی، توانمندسازهای فناورانه، سازه های روان شناختی مثبت، فرایندهای یادگیری و پیامدهای سازمانی طراحی شد. این چارچوب نشان می دهد که موفقیت بهره گیری از هوش مصنوعی نیازمند ادغام ابعاد فناورانه، عدالت الگوریتمی و حمایت روان شناختی کارکنان است. نوآوری: این پژوهش با ارائه مدلی جامع که ابعاد راهبردی، فناورانه و روان شناختی را هم افزا می کند، خلأ موجود در ادبیات مدیریت منابع انسانی هوشمند را پر می کند. نتیجه گیری: استقرار فناوری هوش مصنوعی به تنهایی کافی نیست و باید با تقویت زیرساخت های راهبردی، حاکمیت داده و حمایت روان شناختی کارکنان همراه شود تا شکوفایی انسانی و بهره وری سازمانی همزمان تحقق یابد. این چارچوب می تواند راهنمایی کاربردی برای مدیران و پایه ای برای مطالعات آینده باشد.
شناسایی و اولویت بندی پیشران های تقویت عدالت محوری در نظام ارزیابی و ارتقای مدیران سازمان های فضیلت محور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: در عصر کنونی، انقلاب اسلامی ایران با تأکید بر گسترش عدالت محوری، اخلاق مداری و فضیلت های انسانی در عرصه های اجتماعی و سازمانی، رویکردی متمایز نسبت به سایر الگوهای مدیریتی ارائه کرده است و در این چهارچوب، سازمان های برآمده از این انقلاب موظف به نهادینه سازی رفتارهای عدالت محور و فضیلت مدار در ساختارها، فرآیندها و تصمیم گیری های خود هستند. طی دهه های اخیر، سازمان های دولتی با تدوین منشورهای اخلاقی، وضع قوانین و استانداردهای رفتاری، آموزش اخلاق حرفه ای و تقویت فرهنگ و جو اخلاقی، تلاش کرده اند زمینه تحقق عدالت سازمانی و فضیلت محوری را فراهم آورند، باوجوداین، شواهد پژوهشی نشان می دهد که نقش مدیران به عنوان مهم ترین عامل تحقق یا تضعیف فضیلت سازمانی، بیش از سایر مؤلفه ها بر ادراک ذینفعان از عدالت و انصاف اثرگذار است. عدالت محوری به عنوان یکی از فضایل بنیادین سازمان های فضیلت محور، نه تنها رفتار و تصمیم گیری مدیران را جهت دهی می کند، بلکه بر انگیزه، تعهد و اعتماد کارکنان نیز تأثیر مستقیم دارد؛ به گونه ای که ضعف در سازوکارهای عادلانه ارزیابی و ارتقای مدیران می تواند موجب شکل گیری ادراک بی عدالتی، کاهش انگیزش، بروز رفتارهای غیرسازمانی و تضعیف فرهنگ فضیلت مدار شود. نظام ارزیابی و ارتقای مدیران به عنوان یک چهارچوب نظام مند و توسعه محور، با هدف سنجش شایستگی ها، عملکرد و تعهد مدیران به ارزش های سازمانی طراحی می شود و در صورت استقرار شفاف و منصفانه، می تواند زمینه شایسته سالاری، توسعه سرمایه انسانی و افزایش اثربخشی سازمان را فراهم کند. باوجوداین، در بسیاری از سازمان های فضیلت محور، چالش هایی نظیر ابهام معیارها، ناپایداری فرآیندهای ارتقا و عدم هم راستایی ارزیابی ها با ارزش های اخلاقی مشاهده می شود. ازاین رو، شناسایی و اولویت بندی پیشران های تقویت عدالت محوری در نظام ارزیابی و ارتقای مدیران، ضرورتی راهبردی برای همسوسازی عملکرد مدیریتی با ارزش های فضیلت محور و تحقق اهداف کلان سازمانی به شمار می آید. روش پژوهش: پژوهش حاضر از نوع آمیخته (کیفی-کمّی) و با رویکرد آینده پژوهی راهبردی انجام شده و از نظر هدف در زمره تحقیقات کاربردی قرار می گیرد. این مطالعه بر مبنای تحلیل ساختاری ماتریس اثرات متقابل (MICMAC) طراحی شده است که ابزاری کارآمد برای شناسایی و اولویت بندی پیشران های کلیدی و تحلیل پویایی های سیستم در سناریوهای آینده محسوب می شود. پیشران ها ابتدا از طریق مطالعات کتابخانه ای و بررسی اسناد و مقالات معتبر داخلی و خارجی در بازه زمانی ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۵ شناسایی شدند و سپس داده ها از طریق مصاحبه های ساختاریافته با خبرگان گردآوری شد. امتیازدهی پیشران ها در ماتریس اثرات متقابل در مقیاس صفر (بدون تأثیر) تا سه (تأثیر زیاد) و براساس میزان تأثیر هر پیشران بر سایر پیشران ها انجام شده و برای قطر اصلی ماتریس امتیازی در نظر گرفته نشده است. جامعه آماری پژوهش شامل ۲۵ نفر از خبرگان متشکل از ۱۳ عضو هیئت علمی دانشگاه های دولتی با سابقه تخصصی در حوزه مدیریت منابع انسانی و عدالت سازمانی و ۱۲ مدیر منابع انسانی سازمان های فضیلت محور جمهوری اسلامی ایران بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. در نهایت، داده های حاصل با استفاده از نرم افزار MICMAC تحلیل و پیشران اصلی تقویت عدالت محوری در نظام ارزیابی و ارتقای مدیران سازمان های فضیلت محور شناسایی و براساس میزان تأثیرگذاری و تأثیرپذیری اولویت بندی می شوند. نتایج: مطابق با یافته ها و تحلیل روابط مستقیم و غیرمستقیم بین پیشران های تقویت عدالت محوری در نظام ارزیابی و ارتقای مدیران سازمان های فضیلت محور ج.ا.ایران، مشاهده می شود که پیشران های پیاده سازی نظام یکپارچه مدیریت داده های عدالت محور در ارزیابی و ارتقاء منصفانه، به کارگیری رویکرد مشارکتی در طراحی نظام ارزیابی و ارتقاء، تدوین معیارها و شاخص های شفاف و منصفانه جهت ارزیابی و ارتقاء به عنوان پیشران های تأثیرگذار هستند. همچنین، مشاهده می شود که پیشران های گسترش شفافیت اطلاعات در راستای پیشگیری از تصمیمات ناعادلانه، نهادینه سازی فرهنگ سازمانی مبتنی بر شفافیت، پاسخگویی و مسئولیت پذیری، تبیین و توسعه آموزش های اخلاقی و عدالت محور منابع انسانی به عنوان پیشران های تأثیرپذیر هستند. در نهایت، مشاهده می شود که پیشران های نظارت مستمر بر رعایت عدالت سازمانی در فرآیندهای اجرایی ارزیابی و ارتقاء، کاربست نظام انگیزشی و پاداشی جهت تشویق عدالت محوری و پاسخگویی به عنوان پیشران های مستقل هستند. بحث و نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان می دهد که شناسایی و اولویت بندی پیشران های تقویت عدالت محوری در نظام ارزیابی و ارتقای مدیران سازمان های فضیلت محور جمهوری اسلامی ایران از اهمیت راهبردی بالایی برخوردار است؛ زیرا این پیشران ها نقش تعیین کننده ای در ارتقای شفافیت، کاهش تبعیض، تضمین تصمیم گیری منصفانه و افزایش کارآمدی سازمانی دارند. نتایج تحلیل یافته ها بیانگر آن است که پیشران های «پیاده سازی نظام یکپارچه مدیریت داده های عدالت محور»، «به کارگیری رویکرد مشارکتی در طراحی نظام ارزیابی و ارتقاء» و «تدوین معیارها و شاخص های شفاف و منصفانه» به عنوان پیشران های تأثیرگذار، بیشترین نقش را در پایداری و تقویت عدالت محوری ایفا می کنند. در مقابل، پیشران های «گسترش شفافیت اطلاعات»، «نهادینه سازی فرهنگ سازمانی مبتنی بر شفافیت، پاسخگویی و مسئولیت پذیری» و «توسعه آموزش های اخلاقی و عدالت محور منابع انسانی» در زمره پیشران های تأثیرپذیر قرار دارند که تحقق آنها وابسته به فعال سازی پیشران های کلیدی است. همچنین، پیشران های «نظارت مستمر بر رعایت عدالت سازمانی» و «کاربست نظام انگیزشی و پاداشی» به عنوان پیشران های مستقل، تأثیرگذاری و تأثیرپذیری پایین تری داشته و نقش کمتری در پایداری سیستم دارند. در مجموع، نتایج پژوهش تأکید می کند که تمرکز راهبردی بر پیشران های تأثیرگذار، زمینه نهادینه سازی عدالت سازمانی، افزایش اعتماد نهادی و ارتقای اثربخشی نظام ارزیابی و ارتقای مدیران در سازمان های فضیلت محور را فراهم می کند. تقدیر و تشکر: نویسندگان مقاله از تمامی خبرگان شامل استادان دانشگاه و مدیران سازمان های فضلیت محور ج.ا.ایران که در مراحل مختلف تحقیق همکاری داشته اند، صمیمانه تقدیر و تشکر می نمایند. تعارض منافع: تعارض منافع نداریم.
شناسایی و پیشگیری از آسیب های اجتماعی در سربازان وظیفه نیروهای مسلح(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت نظامی سال ۲۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹۸
100 - 143
حوزههای تخصصی:
آسیب های اجتماعی همواره مهمترین سرمایه جوامع (سرمایه انسانی) را با چالش مواجه نموده است. آثار زیانبار آسیب های اجتماعی در نیروهای مسلح دو چندان است، به گونه ای که کارایی و توان رزم ن.م ارتباط مستقیم با میزان آسیب های اجتماعی در آن سازمان دارد. هدف این پژوهش شناسایی آسیب های اجتماعی در سربازان وظیفه ن.م و ارائه راهکارهای پیشگیری است بنابراین سئوال اصلی پژوهش اینگونه مطرح می شود، آسیب های اجتماعی در سربازان وظیفه ن .م کدامند؟ برای تحصیل این هدف از روش تحقیق توصیفی– تحلیلی استفاده گردیده و داده های بدست آمده به روش تحلیل محتوا بررسی شده است،حجم جامعه نمونه 13 نفر از نخبگان ن.م است که به نوعی در حوزه آسیب های اجتماعی سربازان وظیفه ن.م دارای مسئولیت هستند، انتخاب شده و با آن ها مصاحبه عمیق صورت گرفته که نتایج حاصله نشان می دهد؛ فضای مجازی، سرقت، موارد سوءاخلاقی،خودزنی و دگرزنی، اعتیاد،ضعف اعتقادی و مشکلات معیشتی از آسیب های موجود در بین سربازان وظیفه ن.م بوده و آسیب های با اولویت عبارتند از؛ اعتیاد، سرقت، موارد سوءاخلاقی، فضای مجازی و خودزنی و دگرزنی و پیامدهای آسیب های سربازان وظیفه ن .م عبارت است از؛کاهش توان رزمی، افزایش تهدیدات، مخدوش شدن جایگاه نیروهای مسلح و جایگاه مقدس سربازی و تضعیف التزام به نظام و راهکارهای پیشگیری از آسیب های اجتماعی در سربازان وظیفه شامل؛ آگاهسازی،تقویت بنیه اعتقادی، آموزش،برخورد قاطع با تخلفات و ارتقاء سواد رسانه ای می باشد.
طراحی و اعتبارسنجی مدل بهینه سازی فروش با پیاده سازی برنامه ریزی منابع سازمانی منطبق بر چرخه عمر سازمان (مورد مطالعه: صنعت پتروشیمی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت تبلیغات و فروش دوره ۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۲۳)
120 - 138
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، طراحی و اعتبارسنجی مدل بهینه سازی فروش با پیاده سازی برنامه ریزی منابع سازمانی منطبق بر چرخه عمر سازمان در صنعت پتروشیمی است. رویکرد پژوهش تفسیری و روش آن قیاسی-استقرایی بود. این مطالعه کاربردی-توسعه ای با طرح توصیفی پیمایشی مقطعی انجام شد. در مرحله طراحی مدل، از نمونه گیری هدفمند برای انتخاب مدیران، اساتید دانشگاه و نخبگان صنعت پتروشیمی استفاده شد. در مرحله اعتبارسنجی، حجم نمونه کارکنان صنعت پتروشیمی با فرمول کوکران تعیین و به صورت تصادفی انتخاب شدند. داده های کیفی با روش تحلیل مضمون و نرم افزار MAXQDA تحلیل شدند. روابط بین مضامین اصلی با روش مدل سازی ساختاری-تفسیری و نرم افزار Mic Mac شناسایی شد. اعتبارسنجی مدل با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار LISREL انجام گرفت. یافته ها نشان داد بهینه سازی فروش متغیر وابسته سطح اول است. مشتری گرایی و کسب مزیت رقابتی در سطح دوم، چرخه عمر سازمان در سطح سوم، مدیریت تحول سازمانی در سطح چهارم، برنامه ریزی منابع سازمانی و فرهنگ سازمانی در سطح پنجم، و مدیریت استراتژیک و رهبری سازمانی در سطح ششم قرار گرفتند. تحلیل قدرت نفوذ-وابستگی نشان داد مدیریت استراتژیک و رهبری سازمانی متغیرهای مستقل، چرخه عمر سازمان، مدیریت تحول سازمانی، برنامه ریزی منابع سازمانی و فرهنگ سازمانی متغیرهای پیوندی، و کسب مزیت رقابتی، مشتری گرایی و بهینه سازی فروش متغیرهای وابسته هستند.
مدل سازی تأثیر شخصی سازی تبلیغات مبتنی بر هوش مصنوعی بر وفاداری مشتری در برندهای دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت تبلیغات و فروش دوره ۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۲۳)
139 - 152
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مدل سازی تأثیر شخصی سازی تبلیغات مبتنی بر هوش مصنوعی بر وفاداری مشتری در برندهای دیجیتال ایرانی انجام شد. با توجه به گسترش فناوری های داده محور و کاربرد روزافزون الگوریتم های هوشمند در تحلیل رفتار مصرف کنندگان، این مطالعه نقش داده محوری، الگوریتم های شخصی سازی، طراحی محتوای هوشمند، تجربه کاربر و ارزش ادراک شده را در شکل گیری وفاداری مشتری بررسی کرد. پژوهش از نوع کاربردی و به روش آمیخته اکتشافی انجام شد. در بخش کیفی، چارچوب اولیه مدل از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار مکس کیو دی ای، انجام شد. نتایج حاصل از تحلیل مصاحبه ها به شناسایی 9 مقوله اصلی و ۲۶ خرده مقوله انجامید که چارچوب اولیه مدل پژوهش را شکل داد. در بخش کمی، مدل مفهومی با داده های 348 مشتری برندهای دیجیتال و به کمک نرم افزار اسمارت پی ال اس، آزمون شد. نتایج نشان داد تمامی ضریب های مسیر بین مؤلفه ها مثبت و معنادار بوده و زنجیره اثرگذاری از داده محوری تا وفاداری مشتری به صورت پیوسته و تقویت کننده عمل می کند. همچنین شاخص برازش کلی مدل (0.62=GOF)، نشان دهنده برازش مطلوب مدل پیشنهادی است. یافته ها حاکی از آن است که شخصی سازی تبلیغات مبتنی بر هوش مصنوعی با بهبود تجربه کاربری و افزایش ارزش ادراک شده، موجب تقویت وفاداری پایدار مشتریان می شود و نقش اعتماد و شفافیت داده ای در اثربخشی این فرایند اهمیت ویژه ای دارد. از منظر مدیریتی، سرمایه گذاری بر زیرساخت های داده محور، توسعه الگوریتم های دقیق تر شخصی سازی و طراحی محتوای انطباقی می تواند به افزایش کارایی تبلیغات و ارتقای وفاداری مشتریان کمک کند.
نگاشت دانش و فراترکیب مطالعات ظرفیت خط مشی گذاری با استفاده گراندد تئوری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت دولتی دوره ۱۷ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
992 - 1020
حوزههای تخصصی:
هدف: پیچیدگی خط مشی گذاری موجب توسعه مفهوم ظرفیت خط مشی گذاری شده است. در این زمینه مطالعات زیادی انجام شده و ظرفیت خط مشی گذاری بررسی و به موضوعات و وجوه مختلف آن توجه شده است؛ اما این مفهوم، هنوز در تعریف و کارکرد ابهام دارد. بنابراین لازم است که مطالعات در این حوزه، به صورت جامع بررسی شود تا ضمن ترسیم روند و نگاشت دانش مطالعات، دیدگاه مناسب و جامعی از وضعیت پژوهش های انجام شده به دست آید و شکاف های موضوعی تحقیقات علمی کشف شود. این مقاله، به دنبال درک روشن تر و جامع از نتایج مطالعات ظرفیت خط مشی گذاری با ترسیم نقشه دانش و فراترکیب مطالعات ظرفیت خط مشی گذاری، برای رسیدن به توزیع زمانی مقاله ها و حوزه های علمی مرتبط با مطالعات ظرفیت خط مشی گذاری، نقشه نگاشت کلمات کلیدی مطالعات ظرفیت خط مشی گذاری، شناسایی عوامل مؤثر بر ظرفیت خط مشی گذاری و در نهایت، ترسیم مدل مفهومی و پارادایمی ظرفیت خط مشی گذاری است.
روش: در این مقاله با استفاده از روش علم سنجی و با بهره مندی از الگوریتم های مبتنی بر تحلیل شبکه، در نرم افزار وس ویور، به تحلیل و ارزیابی مطالعات در پایگاه های ساینس دایرکت، گوگل اسکالر، اسکوپوس، سیویلیکا، مگ ایران و نورمگز پرداخته شد. با جست وجوی عبارت ظرفیت خط مشی گذاری در عنوان، چکیده و کلیدواژه، مقاله ها انتخاب شدند. در بررسی اولیه، تعداد کل ۸۴۲ مقاله، به تفکیک ۸۱۹ مقاله انگلیسی و ۲۳ مقاله فارسی یافت شد و بعد از پالایش و حذف مقاله های نامرتبط، ۲۵۰ مقاله (۲۴۱ مقاله انگلیسی و ۹ مقاله فارسی) برای تجزیه وتحلیل مطالعات انتخاب و مبتنی بر گام های روش فراترکیب و با استفاده از روش گراندد تئوری، به ترکیب و تحلیل مطالعات پرداخته شد.
یافته ها: نتایج بررسی ۲۵۰ مقاله مرتبط نشان داد که مقاله های موجود در این زمینه را می توان به شش دسته طبقه بندی کرد: ۱. مفهوم سازی ظرفیت خط مشی گذاری؛ ۲. عوامل مؤثر بر ظرفیت خط مشی گذاری و ارتقای آن؛ ۳. چالش های ظرفیت خط مشی گذاری؛ ۴. اثرها و کاربرد ظرفیت خط مشی؛ ۵. معیارهای ظرفیت خط مشی گذاری و ارزیابی آن؛ ۶. تحلیل نظام حکمرانی براساس ظرفیت خط مشی گذاری. همچنین در احصای عوامل مؤثر بر ظرفیت خط مشی، از طریق روش گراندد تئوری، ۲۹۹ کد باز و ۱۶ کد محوری شناسایی شد. بررسی مطالعات نشان داد که علاوه بر شایستگی و قابلیت، سطح خط مشی گذاری نیز مهم است. همچنین براساس ابرواژگان در شایستگی، علاوه بر شایستگی های تحلیلی، عملیاتی و سیاسی، شایستگی نوآوری نیز باید در کانون توجه قرار گیرد؛ به همین دلیل، در این مقاله ظرفیت نوآوری و همچنین ظرفیت محلی، ملی و بین المللی به انواع ظرفیت های موجود اضافه شد که در این راستا ۳۶ نوع ظرفیت خط مشی ناشی از تلاقی شایستگی ها، قابلیت ها و سطوح شناسایی شد. ظرفیت نوآوری یکی از ظرفیت های جدید و مهم است. با این حال، طبق نقشه دانش مطالعات، تأکید بیشتر مقاله ها بر ظرفیت فردی، سیاسی و تحلیلی بوده است هرچند در مطالعات اخیر، بر نقش سایر ظرفیت ها، به خصوص ظرفیت نوآوری تأکید شده است. همچنین، طبق نقشه دانش ترسیم شده بین ظرفیت خط مشی، کیفیت خط مشی گذاری، حکمروایی و توسعه، تعامل وجود دارد. بررسی مطالعات نشان داد که فرایند خط مشی گذاری شامل سه مرحله تجزیه وتحلیل و تدوین خط مشی، اجرای خط مشی گذاری، ارزیابی و نظارت بر اجرای خط مشی است که به صورت چرخه ای و بازخوردی است و این خود درک آن را پیچیده و چالش برانگیز می کند.
نتیجه گیری: یافته های این مقاله نشان می دهد که یکی از عوامل مهم در خط مشی گذاری، ظرفیت خط مشی است؛ از این رو خط مشی گذاران بایستی برای ارتقای آن، ۳۶ نوع ظرفیت را شناسایی و عوامل آن را ارتقا دهند. همچنین بایستی به چالش های خط مشی گذاری هم در فرایند تدوین، اجرا و بازنگری و هم به تعامل و چرخه ارتباط بین انواع ظرفیت ها توجه کنند.
واکاوی نقش میانجی سرمایه اجتماعی، رفتار شهروند سازمانی و چابکی سازمانی در رابطه بین سرمایه روانشناختی و نوآوری سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مدیریت عمومی سال ۱۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۶۹
217 - 250
حوزههای تخصصی:
هدف کلی پژوهش حاضر واکاوی نقش میانجی سرمایه اجتماعی، رفتار شهروند سازمانی و چابکی سازمانی در رابطه بین سرمایه روانشناختی و نوآوری سازمانی در آموزش و پرورش دشت آزادگان می باشد. روش تحقیق، توصیفی -همبستگی و گردآوری داده ها به صورت میدانی بود. جامعه آماری پژوهش شامل فرهنگیان آموزش و پرورش دشت آزادگان می باشد که تعداد 300 نفر از بین آنها انتخاب شد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه سرمایه روانشناختی لوتانز (2007)، نوآوری سازمانی جیمنز-جیمنز و همکاران (2008)، سرمایه اجتماعی ناهاپیت و گوشال (1998)، چابکی سازمانی شریفی و یانگ (2000)، رفتار شهروند سازمانی پودساکف و همکاران (1991)، استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج نشان داد که امیدواری بر سرمایه اجتماعی، رفتار شهروندی، چابکی سازمانی و نوآوری سازمانی دارای اثر مستقیم است، خودکارآمدی بر سرمایه اجتماعی، رفتار شهروندی، چابکی سازمانی و نوآوری سازمانی دارای اثر مستقیم است. خوش بینی بر سرمایه اجتماعی، رفتار شهروندی، چابکی سازمانی و نوآوری سازمانی دارای اثر مستقیم است همچنین تاب آوری بر سرمایه اجتماعی، رفتار شهروندی، چابکی سازمانی و نوآوری سازمانی دارای اثر مستقیم است. سرمایه اجتماعی بر رفتار شهروندی، چابکی سازمانی و نوآوری سازمانی دارای اثر مستقیم است، رفتار شهروندی بر چابکی سازمانی و نوآوری سازمانی دارای اثر مستقیم است و چابکی سازمانی بر نوآوری سازمانی دارای اثر مستقیم است.
گونه شناسی ذهنیت بازیگران خط مشی فضای مجازی ایران در خصوص تنظیم گری فضای مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مدیریت عمومی سال ۱۸ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۷۰
33 - 62
حوزههای تخصصی:
شناخت ذهنیت ها و باورهای بازیگران هر خرده نظام برای تحلیل خط مشی مؤثر، تنظیم و پیشبرد آن خرده نظام ضروری است. پژوهش حاضر با به کارگیری روش آمیخته کیو و با استفاده از نمونه ای متشکل از 20 مشارکت کننده از میان اعضای هیئت علمی دانشگاه ها، اندیشکده ها، بخش خصوصی، فعالان اجتماعی و نهادهای حکومتی مرتبط، به استخراج پنج گونه ذهنی متمایز در خصوص تنظیم گری فضای مجازی پرداخته است. برای شناخت این ذهنیت ها ابتدا با تکیه بر مطالعه منابع کتابخانه ای همچون مقالات، اخبار، و یادداشت ها و مصاحبه با خبرگان فهرستی از نقاط بحث انگیز، مسائل تنظیم گری فضای مجازی و نیز ذهنیت های مختلف حول این نقاط در قالب گزاره های گوناگون تهیه گردیده و سپس از طریق مصاحبه با گروهی از این بازیگران و فهم میزان اهمیت هر گزاره برای هر فرد و تحلیل عاملی داده های حاصل از آن ها با نرم افزار تحلیل داده SPSS ، 5 ذهنیت در خصوص تنظیم گری فضای مجازی احصا گردید. این ذهنیت های پنج گانه را به ترتیب آزادی گرایان جهانی اندیش، عقلانیت گرایان جهانی اندیش، بازارگرایان بازیگر اندیش، ملی گرایان جامع اندیش و نهایتاً دولت گرایان بازاندیش نامیدیم. آزادی گرایان جهانی اندیش بر بازار آزاد، خودتنظیمی و حداقل مداخله دولت، عقلانیت گرایان جهانی اندیش بر تنظیم گری مشارکتی و حمایت دولتی از بازیگران داخلی، بازارگرایان بازیگر اندیش بر بازار، خودتنظیمی و کاهش تصدی گری دولت، ملی گرایان جامع اندیش بر توسعه شبکه ملی اطلاعات و تنظیم گری مبتنی رویکردهای کل نگر و دولت گرایان بازاندیش بر تنظیم گری متمرکز و یکپارچه توسط نهادهای دولتی تاکید دارند.
تأثیر به کارگیری هزینه یابی کیفیت بر عملکرد مالی شرکت: مطالعه موردی شرکت گاز هرمزگان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابداری سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۶۲
139 - 156
حوزههای تخصصی:
هدف: در محیط تجاری امروزی که با افزایش جهانی شدن بازارها و رقابت همراه است، سیستم هزینه یابی کیفیت به عنوان یک ابزار مدیریت هزینه محسوب می شود که می تواند مزیت رقابتی سازمان را افزایش دهد. این پژوهش به بررسی تأثیر اجرای هزینه یابی کیفیت بر عملکرد مالی شرکت گاز استان هرمزگان پرداخته است. روش: این پژوهش یک پژوهش اثباتی بوده و از استراتژی آرشیوی و پیمایشی بهره می برد. این پژوهش یک پژوهش سری زمانی بوده و داده های پژوهش از طریق مصاحبه و همچنین صورت های مالی شرکت گاز استان هرمزگان برای دوره 1395-1400 به دست آمده است. جامعه آماری پژوهش کلیه مدیران و کارکنان شرکت گاز استان هرمزگان بوده اند که از میان آنها یک نمونه به صورت تصادفی انتخاب شده و به منظور طبقه بندی هزینه های کیفیت با آنها مصاحبه شده است. یافته ها: نتایج پژوهش نشان می دهد به کارگیری سیستم هزینه یابی کیفیت بر عملکرد مالی شرکت تأثیر داشته است و میزان هزینه های تطابق در این شرکت را کاهش داده است. به علاوه، یک همبستگی منفی میان هزینه های پیشگیری و ارزیابی وجود دارد. نتیجه گیری: یکی از دلایل پایین بودن درصد هزینه های ارزیابی به پیشگیری و عدم وجود هزینه های شکست قابل ملاحظه در این شرکت را می توان به سرمایه گذاری شرکت در هزینه های پیشگیری و نرخ رشد بالای این هزینه ها در طی سال های نمونه پژوهش نسبت داد.
تحلیل علم سنجی مقالات حوزه نااطمینانی سودآوری: وضعیت فعلی، روندهای در حال ظهور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابداری سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۶۳
41 - 64
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر مرور ادبیات حوزه نااطمینانی سودآوری با استفاده از روش شناسی علم سنجی است. روش: روش تحقیق پژوهش حاضر براساس یک پروتکل سه مرحله ای تنظیم، پالایش و تجزیه و تحلیل مجموعه داده ها است و به منظور تحلیل مقالات از نرم افزار VOSviewer بهره گرفته شده است. یافته ها: یافته های این پژوهش حاکی از وجود شش جریان اصلی پژوهش مشتمل بر مدل های اندازه گیری نااطمینانی، واکنش شرکت ها به نااطمینانی سودآوری، نااطمینانی های جهانی، تأثیر نااطمینانی بر بازده سهام، اثرات نااطمینانی بر بازده رمزارزها و بررسی نااطمینانی سودآوری در مراحل مختلف چرخه عمر شرکت است. تجزیه و تحلیل روند انتشار مقالات حوزه نااطمینانی نشان دهنده رشد چشمگیر انتشار مقالات همزمان با بحران مالی سال 2008 و دنیاگیری کووید19 بوده و نتایج پژوهش حاکی از ورود رمزارزها (بیت کوین) به ادبیات حوزه نااطمینانی و اقبال روز افزون محققین به این لاین تحقیقاتی، همچنین نقش محوری کلید واژه سودآوری در بسیاری از مقالات است که مبین تأثیر نااطمینانی بر سودآوری شرکت ها و فعالیت های تجاری است. نتیجه گیری: انتظار می روند روند آتی تحقیقات حوزه نااطمینانی به سمت گرایش های نوظهور مانند تأثیر نااطمینانی نسبت به بازده رمزارزها، نااطمینانی سودآوری شرکت ها در مراحل مختلف چرخه عمر و تأثیر نااطمینانی بر امنیت اجتماعی متمایل شود.
بررسی نقش ظرفیت جذب بر رابطه بین افشای اطلاعات پایداری مبتنی بر تئوری مشروعیت و معیار های اقتصادی عملکرد مالی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات حسابداری و حسابرسی سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۵
125 - 150
حوزههای تخصصی:
در شرایط رقابتی جهانی، شرکتها در تلاش هستند تا با کاهش زمان توسعه محصولات جدید به کسب مزایای رقابتی بلندمدت بپردازند. در چنین شرایطی بدست آوردن مزیت رقابتی منوط به افزایش ظرفیت جذب میباشد که این امر موجب ایجاد نوآوری بیشتر و افزایش ارزش افزوده اقتصادی می شود. همچنین برای موفقیت بلندمدت شرکت، پایداری شرکتی ضروری به نظر میرسد و موجب ایجاد ظرفیت بالقوه برای سرمایهگذاران در ایجاد شفافیت و قابلیت اطمینان اطلاعات میشود. هدف این پژوهش بررسی نقش ظرفیت جذب بر رابطه بین عملکرد پایداری مبتنی بر تئوری مشروعیت و معیارهای اقتصادی عملکرد مالی در بنگاههای اقتصادی میباشد. پژوهش حاضر از نوع تحقیقات علی (پسرویدادی) است که به بررسی رابطه بین دو یا چند متغیر مستقل و یک متغیر وابسته میپردازد. جامعه آماری پژوهش، شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دوره زمانی 1392 تا 1401 است که با استفاده از روش غربالگری، 167 شرکت (1670 سال-شرکت) انتخاب شدند. اطلاعات مورد نیاز پژوهش از طریق مطالعه منابع کتابخانهای گردآوری و برای آزمون فرضیههای پژوهش، از روش رگرسیون خطی چندمتغیره استفاده شده است. نتایج تجزیه و تحلیل مدل تجربی نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که عملکرد پایداری شرکتی تاثیر مثبت و معناداری بر معیارهای اقتصادی عملکرد مالی (ارزش افزوده اقتصادی و بازار) دارد و همچنین ظرفیت جذب تاثیر مثبت بین عملکرد پایداری شرکتی و معیارهای اقتصادی عملکرد مالی را تقویت میکند.
بررسی تاثیر اعتماد بر قصد خرید با نقش میانجی سهولت درک شده (مورد مطالعه مشتریان تولید کنندگان کوچک و متوسط مستقر در شهرک صنعتی برازجان)
منبع:
چشم انداز حسابداری و مدیریت دوره ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۲ (جلد ۳)
279 - 294
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی تأثیر اعتماد بر قصد خرید آنلاین، با نقش میانجی سهولت درک شده در میان مشتریان تولیدکنندگان کوچک و متوسط شهرک صنعتی برازجان انجام شده است. روش تحقیق از نوع توصیفی-پیمایشی و همبستگی بوده و از نظر هدف، کاربردی است. جامعه آماری شامل مشتریان تولیدکنندگان کوچک و متوسط شهرک صنعتی برازجان در سال 1403 بود. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 384 نفر تعیین و با روش نمونهگیری در دسترس (تصادفی) انتخاب گردید. ابزار جمعآوری دادهها پرسشنامه استاندارد بر پایه مقیاس 5 گزینهای لیکرت بود که روایی و پایایی آن از طریق تحلیلهای آماری (آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی) مورد تأیید قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل دادهها از آمار توصیفی و استنباطی با نرمافزارهای SPSS 25 و SmartPLS 2 (مدلسازی معادلات ساختاری و روش حداقل مربعات جزئی) استفاده شد. یافتهها نشان داد که اعتماد بر قصد خرید تأثیر معناداری دارد. همچنین، اعتماد به طور معناداری بر سهولت درک شده تأثیر میگذارد و سهولت درک شده نیز به نوبه خود بر قصد خرید تأثیر معناداری دارد.
تأثیر نقدشوندگی سهام بر اهرم مالی: نقش تضمین بدهی، محدودیت مالی و ریسک
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی تأثیر نقدشوندگی سهام بر اهرم مالی و اهرم بدهی تضمین شده و همچنین تأثیر نقدشوندگی سهام بر اهرم مالی در بین شرکت های دارای محدودیت مالی و شرکت های با ریسک بالا در بین شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. در این پژوهش اهرم مالی و اهرم بدهی تضمین شده به عنوان متغیرهای وابسته، نقدشوندگی سهام به عنوان متغیر مستقل در نظرگرفته شدند. روش پژوهش از نوع کاربردی و روش گردآوری اطلاعات آرشیوی می باشد. نمونه آماری شامل 95 شرکت طی دوره زمانی 1393 تا 1402 می باشد (تعداد کل مشاهدات برابر است با 950 سال-شرکت). آزمون فرضیه ها برای با استفاده از رگرسیون خطی چند متغیره و توسط نرم افزار ایویوز اجرا گردید. نتایج پژوهش نشان داد که نقدشوندگی سهام بر اهرم بدهی تضمین شده شرکت تأثیر معنادار دارد ولی نقدشوندگی سهام بر اهرم مالی شرکت تأثیر معنادار ندارد و همچنین تأثیر نقدشوندگی سهام بر اهرم مالی با احتساب ریسک بالا و ریسک پایین شرکت ها متفاوت نیست در حالیکه تأثیر نقدشوندگی سهام بر اهرم مالی با احتساب محدودیت مالی کم و محدودیت مالی زیاد شرکت ها متفاوت است.
بررسی تأثیر اعتماد بر قصد خرید با نقش میانجی مشارکت مشتری (مورد مطالعه مشتریان تولیدکنندگان کوچک و متوسط مستقر در شهرک صنعتی برازجان)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی تأثیر اعتماد بر قصد خرید، با در نظر گرفتن نقش میانجی مشارکت مشتری، در میان مشتریان تولیدکنندگان کوچک و متوسط شهرک صنعتی برازجان انجام شده است. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و نحوه اجرا، توصیفی-پیمایشی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل کلیه مشتریان تولیدکنندگان کوچک و متوسط شهرک صنعتی برازجان در سال 1403 بوده که با استفاده از فرمول کوکران، حجم نمونه 384 نفر برآورد و به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه استاندارد با طیف لیکرت 5 گزینه ای بود که روایی و پایایی آن (آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی بالای 0.7) تأیید شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی (مدل سازی معادلات ساختاری با روش حداقل مربعات جزئی) از طریق نرم افزارهای SPSS 25 و SmartPLS 2 انجام گرفت. نتایج نشان داد که اعتماد تأثیر مثبت و معناداری بر قصد خرید و بر مشارکت مشتری دارد. همچنین، مشارکت مشتری نیز تأثیر مثبت و معناداری بر قصد خرید نشان داد. مهم تر از آن، یافته ها تأیید کردند که مشارکت مشتری نقش میانجی معناداری در رابطه بین اعتماد و قصد خرید ایفا می کند.
خوانش پیرامتنی آرایه های قرآنی با تکیه بر نظریه پیرامتنیت ژرار ژنت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن، فرهنگ و تمدن سال ۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۲۱)
119 - 144
حوزههای تخصصی:
پیرامتنیت، به عنوان شاخه ای از نظریه جامع تر ترامتنیت متفکر فرانسوی ژرار ژنت، رویکردی معاصر در بررسی تأثیر یک متن بر پیرامون خود و به ویژه مخاطبان خود است که از ابتدا برای بررسی متن در معنای کتاب طرح شد. این نظریه امکانی ایجاد می کند تا به فضای پیرامون یک اثر و تأثیر دوجانبه متن و پیرامونش بپردازیم. وجود آیات مقدس قرآن کریم در آثار گوناگون تولیدشده در سراسر عالم اسلام، از اولین عوامل متمایزکننده «هنر اسلامی» از هنرهای پیش از خود است. نسخه های خطی قرآن منعکس کننده سطح وسیعی از اطلاعات درباره هنر و فرهنگ و تمدن دوران خود است. آرایه های قرآنی که پیرامون این مهم ترین متن تاریخی و معجزه پیامبر اکرم (ص) قرار گرفته، در گذر زمان، تغییر و تحولات وسیعی یافته است. این پژوهش با پرسش از تحول آرایه ها و گونه های آن و تأثیر متقابل متن و آرایه ها بر یکدیگر از منظر پیرامتنی و با روش توصیفی تحلیلی، آن ها را با رویکردی تاریخی در چهارچوب ایران فرهنگی بررسی کرده است. نتایج حاصله نشان دهنده این است که آرایه ها به مثابه پیرامتن، یک شبکه ارتباطی جهت دعوت به خوانده شدن میان کلام خدا و خوانندگانش برقرار می سازد. همچنین دستور زبان آن ها را به مثابه یک رسانه بررسی می کند؛ قراردادهای کاربردی، نمادین و تزیینی حاضر در این شبکه ارتباطی را دسته بندی می نماید و تحول آن ها را نشان می دهد.
نقد و بررسی دلایل جسمانی انگاری معاد از منظر آیت الله سبحانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه کلام سال ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۲
51 - 73
حوزههای تخصصی:
مسئله معاد همواره مورد توجه دین پژوهان بوده و تفسیرهای گوناگونی از آن ارائه شده است. در این میان، جسمانی انگاری معاد موافقان و مخالفان بسیاری داشته است. سبحانی از جمله مدافعان برجسته این دیدگاه در عصر حاضر محسوب می شود. سؤال این تحقیق آن است که دلایل سبحانی برای جسمانی انگاری معاد کدام اند و آیا نقدی بر آن ها وارد است؟ هدف این پژوهش، ارائه تبیینی دقیق از دلایل جسمانیت معاد است که توسط سبحانی ارائه شده است. برای نیل به این هدف، در این پژوهش نظریِ مسئله محور که به توسعه داده های پیشینی پرداخته است، اطلاعات مورد نیاز از طریق مطالعه کتابخانه ای، به ویژه از متون دینی و آثار سبحانی، جمع آوری و با تحلیل عقلی و نقلی ارزیابی شده اند. بدین منظور، پس از تحلیل دیدگاه سبحانی، دلایل جسمانی انگاری معاد از منظر وی به دقت بررسی می شود. این ادله که در دو قسم ادله ایجابی و سلبی تحلیل می شوند، سعی در اثبات امکان و وقوع بازگشت بدن عنصری در آخرت دارند و همچنین به مردودانگاریِ نظریات رقیب می پردازند. یافته های پژوهش نشان می دهد که ادله جسمانی انگاری معاد از سوی سبحانی ناتمام است و این دلایل از ابهامات مختلفی رنج می برند.
Jewish-Islamic Scholarly Interaction: The Influence of Abū Naṣr al-Fārābī on Moses Maimonides Regarding Human Characteristics, Faculties, Perfections, and Ranks
منبع:
Theosophia Islamica, Vol ۵ ,No ۱, Issue ۷, (۲۰۲۵)
153 - 182
حوزههای تخصصی:
Al-Fārābī is a renowned and influential Muslim philosopher who has impacted not only Muslim scholars but also scholars of other religions, among whom Moses Maimonides is one of the most significant. This study, employing an analytical and comparative approach and drawing upon the works of both al-Fārābī and Maimonides, seeks to answer the question of how much Maimonides was influenced by al-Fārābī in the domain of philosophical psychology, particularly regarding human characteristics, faculties, perfections, and ranks. The findings indicate that Maimonides was influenced by al-Fārābī in various areas, frequently citing him and his works as a primary source. However, in many instances, to avoid provoking sensitivity or opposition from his audience, he refrained from explicitly mentioning his source, though it is evident that al-Fārābī’s works were among his principal references. Furthermore, this study demonstrates that Maimonides was influenced by al-Fārābī not only in the structure of his works but also in his fundamental theories concerning human characteristics, faculties, perfections, and ranks. His conceptual framework and terminology also reflect al-Fārābī’s influence, to the extent that the title of one of his major works on faculties, perfections, and moral philosophy was derived from one of al-Fārābī’s works.
Leveraging Sustainable Tourism to Project Soft Power: Evidence from the United Arab Emirates(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
In an era when global influence is increasingly shaped by cultural appeal and sustainable development, the intersection of sustainable tourism and soft power has emerged as a pivotal domain of scholarly inquiry. This convergence reflects the dual imperative facing nations today: cultivating positive international perceptions while addressing urgent environmental challenges. Countries that effectively integrate sustainability into their tourism strategies gain a distinct competitive advantage in diplomacy, economic growth, and cross-cultural engagement. This study explores the role of sustainable tourism in strengthening the United Arab Emirates’ (UAE) soft power, analyzing both its domestic initiatives and international branding efforts. Using a descriptive–analytical approach, the research draws on extensive library and online sources to assess the UAE’s policies, programs, and achievements in sustainable tourism. Findings indicate that the UAE’s strategic focus on sustainability has significantly enhanced its standing at both national and global levels. Domestically, government-led initiatives—such as the UAE Green Agenda 2030 and Dubai Sustainable Tourism —have produced tangible progress in environmental protection and economic diversification. Internationally, the UAE’s branding as a hub for sustainable tourism, together with foreign investment in green infrastructure and eco-friendly mega projects, has strengthened its global reputation. These efforts have not only attracted environmentally conscious travelers but also expanded the UAE’s cultural influence and diplomatic reach. Ultimately, the study demonstrates that sustainable tourism serves as a powerful instrument of the UAE’s soft power, simultaneously advancing its economic aspirations, environmental commitments, and positive global image. The UAE’s experience offers valuable insights for other nations seeking to leverage sustainable tourism as a strategic tool for soft power projection.
پیش بینی اثر عوامل موثر در تعیین قیمت سنگ آهن، با استفاده از روش شبکه های فازی عصبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مدل سازی ریاضی پیش بینی قیمت سنگ آهن و محصولات جانبی آن بود. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و از جنبه داده ها پیمایشی است. اصلی ترین روش های جمع آوری داده ها در تحقیق حاضر، روش کتابخانه ای است قیمت روزانه نفت ایران از طریق مراجعه به پایگاه اینترنتی سازمان کشورهای صادرکننده نفت با نام اختصاری اوپک حاصل گردید. قیمت روزانه سهام سنگ آهن از طریق پایگاه اینترنتی بورس کالا و قیمت سکه بهار آزادی و نرخ دلار از طریق بانک مرکزی ایران استخراج گردید. شاخص ها ابتدا از مطالعات کتابخانه ای استخراج شدند در این تحقیق جامعه آماری شامل قیمت روزانه سهام سنگ آهن به مدت 2.058 روز کاری است. نظر به اینکه نوسانات شدید قیمت سهام پیش بینی را تحت تأثیر خود قرار خواهد داد؛ بنابراین نمونه آماری مورد استفاده در این تحقیق قیمت های روزانه سهام سنگ آهن در بازه زمانی ورود شرکت ها به بورس کالا از تاریخ 01/01/1395 الی 29/12/1401 را در بر می گیرد. برای پیش بینی های صورت گرفته به وسیله شبکه عصبی از نرم افزارهای Eviews، Python و Matlab استفاده شد. بر اساس یافته های مطالعات انجام شده 12 متغیر به عنوان متغیرهای پیش بین جهت طراحی مدل پیش بینی استخراج گردید. نتایج دیمتل نشان 7 عامل قیمت سایر عرضه کنندگان، اثر فصلی ثبت سفارش، قیمت های دوره های گذشته، نرخ تعرفه دولتی، نرخ ارز، قیمت نفت و قیمت جهانی سنگ آهن اثرگذارترین عوامل بودند. رویکرد فازی عصبی انطباقی که یکی از رویکردهای مهم برای مقایسه میزان اثرگذاری عوامل مختلف می باشد. نتایج نشان داد نرخ ارز دارای بیشترین تکرار در بین متغیرهای هفت گانه موجود می باشد و پس از آن قیمت جهانی سنگ آهن قرار دارد. پس از آن متغیر اثر فصلی ثبت سفارش و متغیرهای نرخ تعرفه دولتی و قیمت نفت پس از آن قرار دارد. کم تکرارترین متغیر قیمت دوره های گذشته می باشد که صرفاً یک بار در جایگشت ها به برتری رسیده است.









