مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۲٬۶۰۱ تا ۲۲٬۶۲۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش میانجی خودکارآمدی در رابطه بین خود مهارگری و اهمال کاری تحصیلی در دانشجویان انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی از نوع مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل همه دانشجویان دانشگاه پیام نور-واحد بین المللی عسلویه در سال تحصیلی 1403-1402 بود. در این مطالعه 208 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی (ASEQ؛ اون و فرامن، 1988)، مقیاس اهمال کاری تحصیلی دانشجویان (APQ؛ سولومون و راثبلوم، 1984) و مقیاس خود مهارگری (SCS؛ تاجنی و همکاران، 2004) استفاده شد. تحلیل داده ها به روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار است. نتایج نشان داد خود مهارگری و خودکارآمدی به طور مستقیم بر اهمال کاری تحصیلی اثر منفی و معنادار داشتند؛ همچنین خودمهارگری به طور مثبت بر خودکارآمدی اثر معنادار داشت (05/0>P). نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که خودکارآمدی بین خود مهارگری و اهمال کاری تحصیلی نقش میانجی داشت (05/0>P). نتایج این مطالعه دلالت بر این دارد که خود مهارگری یک عامل مهم در کاهش اهمال کاری تحصیلی دانشجویان است، همچنین این رابطه به وسیله خودکارآمدی میانجی گری شد؛ در واقع خود مهارگری به واسطه بهبود خودکارآمدی می تواند نقش مهمی در کاهش اهمال کاری تحصیلی دانشجویان داشته باشد.
رابطه استرس ادراک شده و نوموفوبیا با نقش میانجی حمایت اجتماعی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۳ دی ۱۴۰۳ شماره ۱۰ (پیاپی ۱۰۳)
۱۳۰-۱۲۱
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه استرس ادراک شده و نوموفوبیا با نقش میانجی حمایت اجتماعی در دانشجویان انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت در سال 1402 بودند. 220 نفر از دانشجویان به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. شرکت کنندگان در یک نظرسنجی آنلاین شرکت کردند و به مقیاس استرس ادراک شده (PSS؛ کوهن و همکاران، 1983)، پرسشنامه نوموفوبیا (NMP-Q؛ یلدریم و کوریا، 2015) و مقیاس چندبعدی حمایت اجتماعی ادراک شده (MSPSS؛ زیمت و همکاران، 1988) پاسخ دادند. تحلیل داده ها به روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. شاخص های برازش دلالت بر این داشت که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار بود. نتایج نشان داد که استرس ادارک شده به طور مثبت و حمایت اجتماعی به طور منفی بر نوموفوبیا اثر مستقیم داشت؛ همچنین استرس ادارک شده به طور منفی بر حمایت اجتماعی اثر مستقیم و معنادار داشت (05/0>P). نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که حمایت اجتماعی بین استرس ادارک شده و نوموفوبیا نقش میانجی داشت (05/0>P). نتایج این پژوهش دلالت بر این داشت که استرس ادراک شده به طور مستقیم و با نقش میانجی حمایت اجتماعی بر نوموفوبیا اثر می گذارد.
اثربخشی آموزش چشم انداز زمان بر تعهد و مشغولیت تحصیلی در دانش آموزان پسر با عملکرد تحصیلی پایین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۳ اسفند ۱۴۰۳ شماره ۱۲ (پیاپی ۱۰۵)
۱۲۶-۱۱۹
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش چشم انداز زمان بر تعهد و مشغولیت تحصیلی در دانش آموزان پسر با عملکرد تحصیلی پایین انجام شد. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان پسر با عملکرد تحصیلی پایین در پایه ی نهم شهرستان بهار در سال تحصیلی ۱۴۰3-۱۴۰2 بود. حجم نمونه مورد نیاز برای هر گروه 15 نفر و مجموعاً 30 نفر دانش آموز تعیین شد (30=n)؛ ابتدا به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب و پس از غربال گری به شیوه تصادفی ساده در گروه های کنترل و آزمایش جای دهی شدند. جهت جمع آوری داده ها از مقیاس تعهد تحصیلی (ACS؛ وگل و هیومن-وگل، 2016) و پرسشنامه مشغولیت تحصیلی (SEI؛ سالملا آرو و آپادایا، 2012) استفاده شد. گروه آزمایش به مدت ده جلسه 60 دقیقه ای یک بار در هفته آموزش چشم انداز زمان را به صورت گروهی دریافت کردند و گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد. تحلیل داده ها با آزمون آماری تحلیل کوواریانس چندمتغیره انجام شد. نتایج نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین نمرات پس آزمون تعهد و مشغولیت تحصیلی در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری در سطح 05/0 وجود داشت. در مجموع می توان نتیجه گرفت که آموزش چشم انداز زمان نقش موثری بر تعهد و مشغولیت تحصیلی در دانش آموزان با عملکرد تحصیلی پایین داشته است.
اثربخشی بسته توانبخشی کارکردهای اجرایی (بتا) بر بهبود توجه و حافظه فعال در کودکان دارای اختلال نقص توجه و بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی بسته توانبخشی کارکردهای اجرایی (بتا) بر بهبود توجه و حافظه فعال در کودکان دارای اختلال نقص توجه و بیش فعالی انجام شد. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_ پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان سنین 12-8 سال (پایه های دوم تا ششم) مبتلا به اختلال نقص توجه بیش فعالی مدارس ابتدایی پسرانه شهرستان صومعه سرا در سال تحصیلی 1401-1402 بودند. نمونه پژوهش شامل 24 دانش آموز بود که به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به صورت تصادفی ساده در دو گروه آزمایش و کنترل (12 نفر گروه آزمایش و 12 نفر گروه کنترل) قرار گرفتند. جهت جمع آوری داده ها از آزمون عملکرد پیوسته دیداری شنیداری-2 (IVA-2؛ آربل و همکاران، 2014) و مجموعه آزمون حافظه فعال کودکان (WMTB-C؛ پیکرینگ و گدرکول، 2001) استفاده شد. گروه آزمایش طی 10 جلسه 45 دقیقه ای به صورت فردی تحت مداخله توانبخشی کارکردهای اجرایی قرار گرفتند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل کواریانس چند متغیری استفاده شد. نتایج نشان داد که با کنترل پیش آزمون بین میانگین پس آزمون توجه و حافظه فعال در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری در سطح 05/0 وجود دارد. در مجموع می توان نتیجه گرفت که بسته توانبخشی کارکردهای اجرایی (بتا) یک مداخله موثر بر بهبود توجه و حافظه فعال در کودکان دارای اختلال نقص توجه و بیش فعالی است.
تدوین مدل افسردگی در زنان باردار بر اساس طرح واره های ناسازگار اولیه و سبک های والدگری ادراک شده با نقش واسطه ای بد تنظیمی هیجانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای بد تنظیمی هیجانی در رابطه بین طرح واره های ناسازگار اولیه و سبک های والدگری ادراک شده با افسردگی در زنان باردار انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی_همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه مورد مطالعه کلیه زنان باردار مراجعه کننده به خانه های سلامت، مراکز مامایی و مطب های زنان و زایمان شهر تهران در سال 1401 بودند که در اوایل ماه های بارداری تا ماه هفتم قرار داشتند. از بین آن ها به صورت در دسترس 397 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس (DASS، لاویبوند و لاویبوند، 1995)، مقیاس دشواری تنظیم هیجان (DERS، گرتز و روئمر، 2004)، پرسشنامه سبک های فرزند پروری یانگ (YPI، یانگ، 1999) و پرسشنامه طرح واره های ناسازگار اولیه (YSQ، یانگ، 1990) بودند. داده ها با استفاده از روش تحلیل مسیر تجزیه و تحلیل شدند. نتایج تحلیل مسیر حاکی از برازش مناسب مدل بود. یافته ها نشان داد که حوزه های انفصال و طرد، خودگردانی و عملکرد مختل و گوش به زنگی بیش از حد و بازداری و سبک والدگری ادراک شده پدر از طریق بد تنظیمی هیجانی به صورت غیرمستقیم قادر به پیش بینی افسردگی در زنان باردار هستند (۰01/۰p‹). این نتایج نشان می دهد که حوزه های انفصال و طرد، خودگردانی و عملکرد مختل و گوش به زنگی بیش از حد و بازداری و سبک والدگری ادراک شده پد با توجه به نقش مهم بدتنظیمی هیجانی می توانند تبیین کننده افسردگی در زنان باردار باشد.
چالش ها و پیامدهای سبک های مختلف پیاده سازی درس تربیت بدنی در مدارس: یک مطالعه کیفی پدیدارشناسانه
منبع:
تجارب معلمی و مطالعات کارورزی دوره ۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
99 - 119
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: از میان این چهار مرحله اجرای درس تربیت بدنی، اجرای مرحله ی سوم یعنی پیاده کردن محتوای برنامه اصلی، بدلیل تفاوت زیاد بین شرایط و ویژگی های مدارس کاری بسیار دشوار است. لذا در مطالعه حاضر انواع سبک های پیاده سازی برنامه اصلی تربیت بدنی و چالش های مربوط به آنها بررسی شده است. روش ها : از روش تحقیق کیفی و رویکرد پدیدارشناسی برای بررسی تجربیات واقعی معلمان تربیت بدنی دوره متوسطه اول در 4 اقلیم ایران در پیاده سازی درس تربیت بدنی استفاده شد. این پژوهش با مشارکت 23 معلم تربیت بدنی با تجربه بیش از 10 سال تدریس در مدارس دولتی انجام شد. از طریق مصاحبه و سئوالات باز، تجربیات این معلمان در پیاده سازی درس تربیت بدنی بررسی و تحلیل شد. یافته ها: طبق متن مصاحبه ها به صورت کلی 6 روش پیاده سازی درس تربیت بدنی شامل ارائه تک رشته ای، چند رشته ای ثابت، چند رشته ای چرخشی و ترکیبی در سه حالت شناسایی شد. امکانات و تجهیزات، تعداد و جنسیت دانش آموزان، ناکافی بودن زمان زنگ ورزش و همچنین سلایق و توانایی های متفاوت دانش آموزان و معلمین، از چالش های مهم در پیاده سازی درس تربیت بدنی محسوب می گردد. نتیجه گیری: بدیهی است که برای محیط های آموزشگاهی متنوع و متفاوت نمی توان یک روش و راهکار اجرایی مشخص را در نظر گرفت و همه مدارس را به اجرای آن روش خاص مجاب نمود.
تحلیل نقش فضاهای باز در مدارس ابتدایی بر سرزندگی دانش آموزان با تأکید بر عناصر رویکرد بیوفیلیک
منبع:
انگاره های نو در تحقیقات آموزشی سال ۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
92 - 112
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: سازمان آموزش و پرورش نقشی محوری در انتقال ارزش ها و رشد استعدادهای دانش آموزان دارد. با توجه به افزایش جمعیت و نیاز به آموزش مؤثر، توجه به کیفیت فضاهای آموزشی و بهبود روحیه و انگیزه دانش آموزان اهمیت ویژه ای پیدا کرده است. این تحقیق به بررسی نقش فضاهای باز مدارس در ارتقاء سرزندگی و رضایتمندی دانش آموزان ابتدایی با در نظر گرفتن عناصر رویکرد بیوفیلیک می پردازد. روش شناسی پژوهش: این تحقیق از نوع کاربردی و به روش توصیفی پیمایشی و میدانی انجام شده است. جامعه آماری شامل 4200 معلم ابتدایی در یاسوج بوده و 352 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار اصلی جمع آوری داده ها پرسشنامه شامل دو بخش: چک لیست ارزیابی فضای آموزشی و پرسشنامه عملکرد تحصیلی بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون های آماری مناسب صورت گرفت.یافته ها: نتایج نشان داد که بین فضای باز مدرسه و سرزندگی و رضایت مندی دانش آموزان ارتباط معناداری وجود دارد. همچنین ویژگی های محیطی، فرم های طبیعی و نور به طور مستقیم بر سرزندگی و رضایت مندی دانش آموزان تأثیرگذار هستند و ضرورت طراحی فضاهای آموزشی با توجه به این عناصر گزارش شده است.نتیجه گیری: فضاهای آموزشی به ویژه فضاهای باز در مدارس ابتدایی نیازمند طراحی مناسب و متناسب با اصول بیوفیلیک است. این طراحی می تواند به بهبود یادگیری، افزایش انگیزه و دستیابی به روحیه مثبت در دانش آموزان کمک کند. نتایج تحقیق به اهمیت ارتقاء کیفیت فضاهای آموزشی و توجه به نیازهای روانی و فیزیکی دانش آموزان تأکید می کند و پیشنهاداتی برای تحقیقات آتی در زمینه تأثیر معماری بیوفیلیک بر سلامت روان و عملکرد تحصیلی ارائه می دهد.
مطالعه رابطه توسعه منابع انسانی با عدالت، رضایت و افزایش کارایی کارمندان تأمین اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به رابطه بین توسعه منابع انسانی، رضایت شغلی، عدالت و کارایی کارکنان و اهمیت روزافزون ترک شغل، جابجایی کارکنان و هزینه های زیادی که این امر به سازمان تحمیل می کند، توجه رضایت شغلی ، عدالت و کارایی کارکنان یکی از موضوعات مهم در مدیریت منابع انسانی سازمان ها است. لذا مدیران منابع انسانی باید با توجه به فعالیت های منابع انسانی و افزایش کارایی کارکنان در جهت انجام وظایف و مسئولیت های شغلی در جهت بالا بردن رضایت و عدالت شغلی کارکنان تلاش کنند. ازآنجایی که در شرکت های خدماتی، نیروی انسانی به عنوان یکی از مهم ترین منابع سازمان تلقی می شوند و در جهت کسب سود و بقای سازمان نقش اساسی را ایفا می کنند، توجه به رفتار و عملکردشان برای ادامه فعالیت سازمان بسیار حیاتی می باشد. در این مقاله تأثیر توسعه منابع انسانی در رضایت و عدالت و افزایش کارایی کارکنان بررسی شده است. هدف، کاربردی و از روش کتابخانه ای و میدانی همچنین پرسشنامه های توصیفی- پیمایشی که متشکل از 89 سؤال بودند برای گردآوری داده ها استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش 250 نفر کارشناسان، مدیران و معاونین سازمان تأمین اجتماعی استان سمنان در سال 1400 بودند که با بهره گیری از فرمول حجم نمونه، تعداد 152 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. نتایج حاصل از به کارگیری آزمون رتبه ای اسپیرمن بیانگر وجود رابطه مثبت و معنادار میان متغیره ها با توسعه منابع انسانی بودند. نتایج تجزیه وتحلیل نیز دلالت بر رابطه بین توسعه منابع انسانی با عدالت، رضایت شغلی درنتیجه افزایش کارایی کارکنان داشتند.
بحران چای در ایران مقارن جنگ جهانی دوم؛ 1320 تا 1325 ش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ایران در شهریور 1320ش/1941م، به تسخیر متفقین جنگ جهانی دوم درآمد. این اشغال که تا 1325ش /1945م، ادامه یافت، منجر به بروز بحران های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در ایران شد. یکی از مولفه های رصد بحران اقتصادی، بروز مشکل در زمینه ارزاق و کمبود یا نایابی اقلام اساسی تغذیه مردم بود. شناخت چرایی بروز این بحران و چگونگی مدیریت آن، چراغ راهی برای مطالعات اقتصادی آینده می باشد. این پژوهش، با رویکرد توصیفی- تحلیلی مبتنی بر مندرجات اسناد و مطبوعات این سال ها، به مطالعه و بررسی چگونگی و چرایی بحران چای به عنوان یکی از اقلام اساسی می پردازد. این نوشتار، سعی در پاسخ گویی به این سوال دارد که بحران چای در ایران طی سال های 1320 تا 1325ش چرا و چگونه رخ داد؟. فرضیه پژوهش، آن است که این بحران، در اثر بروز مجموعه ای از عوامل داخلی و خارجی رخ داده است. بر اساس یافته های پژوهش، عامل خارجی به عنوان ایجاد کننده این بحران و عامل داخلی به مثابه تشدید کننده آن است. در ذیل عوامل خارجی، مواردی چون تاثیرات جنگ جهانی دوم بر واردات چای، نقش مرکز تدارکات خاورمیانه در محدودیت واردات چای، تسلط متفقین بر امور ایران و تصاحب امکانات حمل و نقل، قابل طرح هستند؛ و در زمره عوامل داخلی، مواردی مانند احتکار، فساد مأمورین دولتی، عدم اجرای صحیح اقدامات دولت برای رفع بحران، و انحصاری شدن تجارت این کالا، مورد توجه قرار گرفته اند.
تأثیر آموزش دورۀ فلسفه برای کودکان بر مؤلفه های رضایت از زندگی دانش آموزان پسر در دوران همه گیری ویروس کرونا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین تأثیر آموزش دوره ی فلسفه برای کودکان بر مؤلفه های رضایت از زندگی دانش آموزان پسر در دوران همه گیری ویروس کرونا انجام شد. روش نیمه آزمایشی و از نظر هدف کاربردی بود و از طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه استفاده شده است. جامعه ی آماری تمام دانش آموزان پسر کلاس پنجم ابتدایی شهرستان شهرضا در سال تحصیلی 1401-1400 بودند که یک مدرسه ابتدایی پسرانه به صورت تصادفی انتخاب شد و در مجموع تعداد 40 نفر دانش آموز با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به روش تصادفی در دو گروه 20 نفری آزمایش و گواه جایگزین شدند. گروه آزمایش تحت جلسات آموزشی به وسیله ی بسته ی آموزشی فلسفه برای کودکان که از قبل تهیه شده قرار گرفت؛ در حالی که گروه گواه، آموزش به شیوه ی سنتی را دریافت کردند. فرایند جمع آوری داده ها در مرحله پیش آزمون و پس آزمون با مقیاس رضایت از زندگی در دانش آموزان (MSLSS) هیوبنر 2001، برای همه شرکت کنندگان در دو گروه انجام گرفت. داده های گردآوری شده با روش تحلیل کواریانس مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج تحلیل کواریانس نشان داد که آموزش فلسفه برای کودکان باعث افزایش برخی از مؤلفه های رضایت از زندگی گروه آزمایش در مقایسه با گروه گواه در پس آزمون شده است (05/0> p). آموزش فلسفه برای کودکان می تواند برای افزایش مؤلفه های رضایت از زندگی دانش آموزان در مدارس و مراکز آموزشی به ویژه در دوران همه گیری ویروس کرونا مورد استفاده قرار گیرد.
اندیشیدن کودک به مثابۀ مساله ای فلسفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ذهن و اندیشیدن کودک و شیوه کارکرد آن مورد مطالعه علوم متفاوت، به ویژه روان شناسی کودک بوده است. فلسفه نیز به این موضوعات توجه دارد. اما توجه فلسفه به اندیشیدن کودک متمرکز بر این مساله نیست که کودک به چه مسائل فلسفی می اندیشد. توجه فیلسوفان بر اندیشه کودک تابع پاسخ به مسائل فلسفی است، مثل مساله چگونگی حصول معرفت، مساله نسبت معرفت با زبان و فرهنگ، و مساله امکان معرفت پیش از یادگیری زبان مادری. در پاسخ به چگونگی امکان معرفت، فیلسوفان و معرفت شناسان به ماهیت سوژه (صاحب تجربه) توجه کردند و در سنت تجربه گرایی جریانی شکل گرفت که در جوهر بودن ذهن فردی تردید ایجاد کرد و به تبع آن، زبان را به مثابه هویت سوبژکتیو جمعی در فرایند معرفت معرفی کرد. در نتیجه، این جریان فلسفی کودک را پیش از ورود به قلمرو زبان مادری، فاقد معرفت و اندیشه دانست. در این مقاله فرایند تاریخی مذکور را از فیلسوفان کلاسیک مدرن تا کواین و ویتگنشتاین دنبال می کنیم، و مسایل مذکور را بررسی خواهیم کرد. روش این پژوهش کتابخانه ای و مبتنی بر متون فلسفی و تحلیل آنها است و آشکار خواهد شد که تامل در باب اندیشه کودک چگونه می تواند به پاسخ به برخی مسائل فلسفی بیانجامد.
اثربخشی برنامۀ فلسفه برای کودکان بر تاب آوری و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان پسر محروم از پدر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی میزان اثربخشی برنامه فلسفه برای کودکان بر تاب آوری و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان پسر محروم از پدر بود. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از لحاظ شیوه گردآوری داده ها کمی بود که با روش شبه آزمایشی و طرح گروه گواه نامعادل انجام شد. جامعه پژوهش کلیه دانش آموزان پسر محروم از پدر دوره دوم ابتدایی شهر کرج در سال تحصیلی 1402- 1401 بودند که با روش نمونه گیری در دسترس تعداد 30 دانش آموز انتخاب و با انتصاب تصادفی ساده با کمک قرعه کشی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 15 نفر) جای داده شدند. پیش از مداخله، تاب آوری دانش آموزان به وسیله پرسشنامه کانر و دیویدسون (2003) و خودکارآمدی تحصیلی آن ها نیز به وسیله پرسشنامه مورگان و جینکز (1999) اندازه گیری شد. سپس گروه آزمایش به مدت ده جلسه دو ساعتی برنامه فلسفه برای کودکان را دریافت و در پایان پس آزمون برای هر دو گروه اجرا شد. تجزیه و تحلیل داده ها با بهره گیری از آزمون تحلیل کواریانس تک متغیری و چندمتغیری انجام شد. یافته های پژوهش نشان داد؛ برنامه فلسفه برای کودکان بر افزایش تاب آوری و خودکارآمدی تحصیلی موثر بوده است. در نتیجه از این برنامه می توان به عنوان راهکاری مناسب برای ارتقای تاب آوری و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان محروم از پدر استفاده کرد.
نشاط، اخلاق و انتظار منجی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مشرق موعود سال ۱۸ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۷۳
270 - 285
حوزههای تخصصی:
عنصر نشاط با توجه به آثار مطلوبی که در زیست انسان دارد، همواره مورد توجه بوده است. نشاط را می توان به عنوان ابزاری برای زیست اخلاقی بکارگرفت. زندگی اخلاقی توام با معیارهای انسانی و الاهی از آرمان های بشر است. در منابع دینی وعده ی تحقق کامل زیست اخلاقی با دوران ظهور منجی گره خورده و از سویی تحقق وضعیت بسامان ظهور علاوه بر خواست و اراده خداوند به بسترسازی از سوی انسان مشروط است. اکنون مسئله ای که مطرح می شود، چگونگی استفاده از نشاط در زیست اخلاقی انسان و بسترسازی برای انتظار منجی است. سوال اصلی پژوهش حاضر این است که چگونه می توان از ابزار نشاط در اخلاقی زیستن و سپس زمینه سازی ظهور منجی بهره برد؟ فرضیه نگارنده این است که می توان از ابزار نشاط در جهت زیست اخلاقی و زمینه سازی ظهور منجی استفاده کافی را برد. پژونده در این نوشتار از روش جمع آوری داده ها، توصیف و تحلیل آنها، جهت دستیابی به جواب مسئله بهره برده است. دستاورد های پژوهش حکایت از وجود سه مدل نشاط در حوزه مهدویت دارد که سبب زیست اخلاقی هدفمند، امیدوارنه و ... خواهد شد. نشاط معطوف به اخلاقی زیستن با ایجاد آرامش، رضامندی، امید به گذر از وضعیت نامطلوب، گذار غیر منعطفانه از محنت ها، سازگاری همگرایانه و حسِّ موفقیت و پیشرفت و ... انتظار منجی را سامان داده و موجب زمینه سازی ظهور خواهد شد.
دراسة إدراكیة أسلوبیة للاستعارات السیاسیة في «النظرات» للمنفلوطي علی ضوء نظریة لایكوف(قصتي الحریة وأین الفضیلة أنموذجاً)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
الأسلوبیه المعرفیه هی منهج جدید فی مجال الدراسات الأسلوبیه وقد شکلت الاستعاره الإدراکیه إحدی مجالاتها الهامّه. هناک مجموعه من التطابقات المنهجیه بین المصدر والهدف فی الاستعارات المفاهیمیه، تطبّق العناصر المفاهیمیه للمجال المصدر علی عناصر المجال الهدف. طرح المنفلوطی الموضوعات السیاسیه فی قصتیه الحریه وأین الفضیله من خلال استعارات مفاهیمیه. إذ قامت أسس هذه التصورات الاستعاریه على تجربه المؤلف الشخصیه والتاریخیه والثقافیه، وعلاقتها السببیه ووجود أوجه التشابه والتطابقات والقواسم المشترکه بین المفهومین وأفعال المجالین ووظائفهما. یهدف هذا البحث إلی دراسه الخصائص الأسلوبیه للاستعارات المفاهیمیه والمضامین المستخدمه فی مجال المصدر بغیه تجسید المجال الهدف فی قصتی المنفلوطی المشار إلیهما وتحدید أسلوب المنفلوطی من خلال العلاقات القائمه بین الحقل المصدر والحقل الهدف بالاعتماد علی المنهج الوصفی - التحلیلی بالإضافه إلی المنهج المعرفی. أفضت نتائج البحث إلی أنّ المنفلوطی، قد اتجه إلى مجالات معینه من المصدر والهدف فی تصوراته الاستعاریه، واستخدم فی تجسید کل مفهوم من المفاهیم السیاسیه للمجال الهدف مثل السیاسه، والقانون، والاستبداد، والحریه وغیرها بمجالات عده للمصدر. یتمیز أسلوبه بالقدره على تجسید الأفکار المجرده وتحویلها إلى صور ملموسه، ممّا یسهل على القارئ فهم المعانی العمیقه الّتی یحملها النص؛ إذ استخدم من المجال المصدر «الظاهره الکاذبه وغیرالحقیقیه» لتصور «الأدوات القانونیه السیاسیه» و المجال المصدر «السلعه المفقوده» لتصور «الفضیله فی مجالس السیاسه» والمجالات المفاهیمیه «الحیاه» و«الأشعه» و«المیدان الوسیع» و«النسمه» و«ظهور شیء ذی قیمه» للمجال الهدف «شیء ذی قیمه» لتصور مجال هدف «عدم الحریه» وامثال ذلک. کما یتمیز اسلوبه أیضاً باستخدام الاستعارات المکرره و المتوازیه لمفهمه المفاهیم النقدیه والسیاسیه. اختیار نوع المصادر فی الاستعارات تدلّ علی غضب الشاعر عن الاوضاع السیاسیه فی مصر کما یستفید من التصورات اکثر نفوراً واشمئزازاً دلاله علی غضبه واستیائه عن الظروف السیاسیه فی المجتمع و یعتمد أساس تصورات المنفلوطی الاستعاریه علی تجربته البیولوجیه والتاریخیه والثقافیه، وعلاقه السبب والنتیجه، والتشابهات الحسیه أو المجرده الموجوده مسبقاً ووجود التطابقات والقواسم المشترکه بین المفهومین وأفعال المجالین ووظائفهما.
بازخوانی کتاب نظام ملی اقتصاد سیاسی و دلالت های آن برای صنعتی سازی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
فردریش لیست با طرح اقتصاد سیاسی ملی، نقش دولت در توسعه اقتصادی و صنعتی را با مفاهیمی چون بنیه تولیدی، ملت، جمعیت و حمایت صورت بندی نمود. وی با تأکید بر حمایت از صنایع نوپای منتخب، ضرورت رقابت پذیری صنعتی را در تجارت خارجی برای کشورهای جامانده گوشزد نمود. به زعم وی، غفلت از بنیه تولیدی، نقش یک کشور در تجارت خارجی به عنوان صادرکننده مواد خام و واردکننده کالاهای ساخته شده تثبیت می کند. هدف از بازخوانی کتاب نظام ملی اقتصاد سیاسی لیست این است که نقش دولت در فرایند صنعتی سازی را مورد تأمل قرار داده و به تبع آن معمای صنعتی سازی در ایران را فهم نماید. با توجه به این، معمای صنعت ایران از چشم انداز لیست، نه تنها ناشی از غفلت از سویه های ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی صنعتی سازی و تولید بوده بلکه از نابسندگی ها و کژتابی های مفاهیم پایه صنعتی سازی ازجمله حمایت ناشی شده است. در بخش پایانی مقاله، دلالت هایی که بازخوانی کتاب لیست می تواند برای بازآفرینی مزیت های ژئواکونومیک ایران داشته باشد، ذکر شده است.
بررسی وحدت مدینه ملاصدرا باتوجه به مفهوم پولیتِیا نزد ارسطو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه دینی دوره ۲۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۹۲
25 - 39
حوزههای تخصصی:
پولیتِیا درنظر افلاطون و ارسطو به منزله پسوخه (نفس) یا صورتِ پولیس است. نزد ارسطو، پولیتِیا بُن و «اساس»ی است که مبتنی بر آن، قوه حاکم و نوع حکومت، قوا و عناصر حکومتی، نحوه توزیع آنها و حد بهره مندی هریک از قدرت، و غایت و هدف کل پولیس یا اجتماعات آن تعیین می شود. پولیتِیا نزد ایشان به منزله پاسخ به مسأله وحدتِ پولیس بوده است و با آن، وحدت میان پولیس (شهر)، پولیتِس (شهروند)، پولیتِئوئُو (کنش شهروندی) و پولیتیکوس (سیاست مدار) حاصل می شود. نزد ملاصدرا حکمت مدنی، حکمت منسوب به مدینه است و انسان مدنی مفهومی مشکک است که از اهل مدینه تا رئیس مدینه را شامل می شود. با توجه به ابتنای حکمت متعالیه بر اصالت وجود و وحدت تشکیکی آن، مسأله بررسی حاضر، مسأله وحدت مدینه نزد ملاصدرا است. پژوهش حاضر به روش تحلیلی تطبیقی با ماهیت روش کتابخانه ای انجام شده و متناسب با آن، مفهوم پولیتِیا به عنوان مفهوم مرکزی پژوهش قرار گرفته و از استعاره نفس به عنوان حدّ وسط برای نزدیک شدن به مفهوم پولیتِیا بهره گرفته شده است. سپس حکمت مدنی ملاصدرا در نسبت با معنای تفصیلی پولیتِیا در سه بخش نوع حکومت و قوه حاکم، تعیین و تنظیم نسبت قوا با یکدیگر و غایت مدینه بررسی شده است. درنتیجه، وحدت امر معاش و امر معاد نزد ملاصدرا به منزله پولیتِیای مدینه او اعلام شده است. اهمیت این پژوهش ازآن رو است که می تواند به بررسی آرای فلاسفه اسلامی در حکمت عملی در نسبت با علوم انسانی کمک کند و زمینه ای برای بررسی تفصیلی مدنیّت، سیاست و قانون در حکمت متعالیه باشد.
تحلیل گفتمان سوره یوسف (ع) با تأکید بر واژه تأویل بر اساس الگوی نورمن فرکلاف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های قرآن و حدیث سال ۵۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
321 - 340
حوزههای تخصصی:
تحلیل مفاهیم قرآنی راهی به درک صحیح آیات قرآن است، در پژوهش حاضر با توجه به بسامد تکرار واژه تأویل در سوره یوسف، با روش توصیفی-تحلیلی، به بررسی این واژه بر پایه رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف پرداخته شده تا با توجه به ساختارهای اجتماعی، فرهنگی و ارزشی، با خوانشی روشمند به دریافت تازه ای از مفهوم تأویل در سوره یوسف دست یابیم. نتیجه پژوهش حاکی از آن است که دالّ مرکزی گفتمان تأویل در سوره یوسف، تعلیم علم تأویل احادیث (وقایع و حوادث) است که خود زمینه ساز گفتمان ولایت الهی است. علم تأویل حضرت یوسف (ع) هم از حیث گستره و شمول وقایع و هم از حیث مرجع الهی آن، عامل توفّق و برتری ایشان بر سایر معبران و تغییر دهنده نظام ارزشی موجود است؛ چنان که این امر سبب بر هم زدن مناسبات قدرت در جامعه هدف شد؛ تا آنجا که یوسف (ع) توانست پس از تأویل رؤیای پادشاه مصر، به کنش ها جهت داده و گروه مقابل را برای اجرای طرح استراتژیک چهارده ساله با خود همراه کند. این اقدامات در سطح بالاتر زمینه لازم را برای ترسیم نظام دوگانه اصلی فراهم کرد. با دو گانه سازی من (صاحب علم الهی تأویل احادیث) و آنها که به الله ایمان ندارند و به آخرت کافرند، دو نوع نگاه به هستی مطرح می شود. نگاهی که عالم را متعلق به ربّی می داند که مرجع اصلی همه کنش هاست، در مقابلِ نگاهی که به این امور بی اعتقاد است. این تفکیک پارادایمی زمینه را برای باز تولید یک نظام ارزشی تازه فراهم می کند.
بررسی شکاکیت در آثار ناگارجونه از منظر ابن عربی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینه معرفت سال ۲۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۸۱)
57 - 76
حوزههای تخصصی:
در مکاتب عرفانی هندی در توانایی معرفتی عقل تشکیک می شود. ناگارجونه با بهره گیری از شک گرایی اوپانیشادها، ماده باوری بودایی و روش استدلالی مارماهی لغزان ضمن تضعیف و تذلیل عقل، روش خاصی برای کشف حقایق هستی ارائه می دهد. پرسش این است که آیا شکاکیت ناگارجونه به نیهیلیسم منتهی می شود؟ با پیگیری ریشه های شک گرایی هند در ریگ ودا و اوپانیشادها و متون اولیه ی بودایی و با تحلیل استدلال های جدلی ناگارجونه درمی یابیم که او ضمن نقد مبناگرایی معرفتی و ردّ اصل علیت و با تأکید بر تمایز محصول عقل و قلب و اهمیت سلوک عملی از نیهیلیسم فاصله می گیرد و به رئالیسم خاص عرفانی دست می یابد. این سلوک ذهنی و روحی باعث می شود سالک، مورد عطای الهی (ابن عربی) قرار گرفته یا برگزیده (ناگارجونه) شود. بنابراین، تشکیک ناگارجونه در توانایی معرفتی عقل مقدمه ای است برای نیل به حکمت حاصل از قوه ای که ابن عربی آن را قلب می نامد. حکمتی ملازم با مابعدالطبیعه ای رئالیستی که طبق آن کل عالم اعراض قائم به حق تعالی به شمار می رود.
تأثیر سیاست های پولی در مناسبات دولت صفوی با عثمانی و پیامدهای آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع پول و مسائل پیوسته با آن، یکی از موضوعاتی است که همواره مورد توجه حکمرانان بوده است. با شکل گیری دولت صفوی و قرار گرفتن ایران در کانون تحولات جهانی، پول ایران در معرض رقابت با دیگر پول ها، قرار گرفت. در این میان با توجه به رقابت و کشمکش های دولت صفوی و عثمانی، هر یک برای پیشبرد اهداف خود و ضربه زدن به دولت مقابل از سیاست های پولی خاصی بهره می بردند. در این دوره طلا و نقره مورد نیاز برای ضرب سکه در ایران به دلیل کمبود منابع معدنی بیشتر از خارج کشور تأمین می شد و یکی از راههای ورود آن به کشور از طریق قلمرو امپراتوری عثمانی بود. بر این اساس، پژوهش پیش رو با روش توصیفی- تحلیلی درصدد است به بررسی تأثیر و پیامدهای سیاست-های پولی در مناسبات دولت صفوی و عثمانی با تکیه بر مسکوکات طلا و نقره بپردازد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که دولت عثمانی در برهه هایی از تاریخ برای پیشبرد اهداف سیاسی خود و تحریم اقتصادی دولت صفوی از ورود طلا و نقره به ایران ممانعت می نمود. در مقابل دولت صفوی برای عبور از تحریم های تجاری عثمانی دو سیاست متفاوت در پیش گرفت؛ یکی تأمین مسکوکات از داخل ایران و دیگر تأمین مسکوکات از خارج ایران. علاوه بر این، استفاده از این سیاست های پولی برای هر دو حکومت پیامدهای زیادی داشت که از جمله آنها می توان به تغییر مسیرهای تجاری ایران از قلمرو عثمانی، کمبود مسکوکات طلا و نقره در ایران و غیره اشاره نمود.
اهداف و اصول نظام اقتصادی اسلام از منظر حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوه نامه فقه و علوم اسلامی دوره ۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۱
77 - 106
حوزههای تخصصی:
تبیین اندیشه های اقتصادی آیت الله خامنه ای به عنوان اندیشمندی اسلامی که در عرصه اجرا نیز از سابقه طولانی برخوردار است، دارای اهمیت خاصی می باشد. امّا عدم تبیین این اندیشه ها در قالب منظومه ای مکتوب، سبب شده در عرصه های علمی کمتر به نظریات ایشان توجه شود. این نوشته سعی دارد با استفاده از روش تحلیل مضمون به بیان اهداف و اصول نظام اقتصادی اسلام که به نحوی پایه و اساس اقتصاد اسلامی است، بپردازد. بعد از تتبعی که در بیانات ایشان از 1352 تا سال 1403 انجام گرفت، به نظر می رسد از منظر ایشان اهداف نظام اقتصادی اسلام در دو بخشِ هدف غایی و اهداف میانی قابل تنظیم می باشد. از نظر ایشان هدف غایی نظام اقتصادی اسلام عدالت اقتصادی و اهداف میانی شامل پیشرفت اقتصادی، قدرت اقتصادی، رشد، رفاه، استقلال و امنیت اقتصادی است. از طرفی از منظر معظم له، اصول نظام اقتصادی اسلام که به نوعی پایه و اساس نظام اقتصادی شمرده می شوند، در دو بخش اصول ساختاری و اصول رفتاری قابل تنظیم می باشد. از نظر ایشان اصول ساختاری شامل: مردم سالاری دینی، دولت خدمت گزار، آزادی اقتصادی، مالکیت، چگونگی تعیین ارزش معاملی اشیاء و اصل کار منشأ درآمد است. اصول رفتاری نیز متشکل از پنج اصل: انصاف، رقابت مثبت، اتقان عمل، اعتدال و عدم اسراف و انفاق مال می باشد. امید است نتایج به دست آمده این پژوهش قدمی مثبت در فراگیری اندیشه های آیت الله خامنه ای باشد.









