مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰۹٬۷۶۱ تا ۲۰۹٬۷۸۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۲۰ مورد.
سازمان های بین المللی بعنوان یکی از تابعان حقوق بین الملل و در راستای اقدامات و اختیارات قانونی خود که ناشی از شخصیت حقوقی آنها در نظام بین الملل می باشد، اهلیت حقوقی دارند. شخصیت حقوقی سازمان های بین المللی به آنها اهلیت حقوقی انجام بعضی اقدامات متناسب با اختیارات قانونی را در نظام بین الملل و کشورهای عضو می دهد. این موضوع در ماده 104 منشور ملل متحد نیز مدنظر قرار گرفته است. لذا همه کشورهای عضو و جامعه جهانی در برابر سازمان های بین المللی عام و خاص، ملزم به تبعیت از تصمیمات آنها می باشند. اما بعضی از کشورها با اتخاذ رویکرد یکجانبه حقوقی مبتنی بر منافع سیاسی، ناقض تصمیمات سازمان های عام و خاص بین المللی می باشند و به نوعی متعرض اهلیت حقوقی آنها می شوند. احترام به اهلیت حقوقی سازمان های بین المللی و ایجاد بسترهای لازم جهت انجام موثر و کارآمد وظایف و اختیارات آنها در سطوح داخلی و بین المللی، وظیفه دولت ها می باشد. مطالعه کتابخانه ای اسناد و معاهدات موسس و بررسی میدانی رویه عملکردی سازمان های بین المللی، مبین تحدید اهلیت حقوقی آنها در اشتغالات، وظایف و اختیارات می باشد. علل و عوامل تحدید کننده داخلی و بین المللی اهلیت سازمان های بین المللی از سوی تابعان حقوق بین الملل، از سوالاتی است که می بایست پاسخ داده شوند و راهکارهایی حقوقی جهت مرتفع نمودن آنها ارائه داد. عدم استقلال ساختاری و مدیریتی از یکسو و نبود ضمانت اجرایی موثر از سویی دیگر، علت اصلی تحدید اهلیت حقوقی سازمان های بین المللی می باشند.
فرآیند تصمیم سازی در ارزیابی تکنولوژی
یکی از وظایف اصلی مدیران در واحدهای تولیدی تمام فعالیت ها و اقداماتی که در همه زمینه ها توسط افراد بشر انجام می شود حاصل فرایند تصمیم گیری است. لذا در زمینه ای که تصمیم های سازنده ای اتخاذ می شوند، تصمیم گیرندگان محتاطانه عمل می کنند بنابراین می توان با بهره گیری از تکنولوژی های مناسب برای تحقق تصمیم گیری درست جهت ایجاد آینده ای مطلوب گام برداشت. این پژوهش، به بررسی فرایندهای تصمیم گیری در ارزیابی تکنولوژی می پردازد تا مسیری را برای ارزیابی تکنولوژی های مختلف در یک واحد تولیدی تعیین کرده و به مدیران در تصمیم گیری و انتخاب بهترین تکنولوژی کمک نماید. سوال اصلی این است که فرایند تصمیم گیری در ارزیابی تکنولوژی چگونه است؟ تدوین فرایند تصمیم گیری برای ارزیابی تکنولوژی انعطاف پذیری، دقت و سرعت اتخاذ تصمیم را بطور چشم گیری افزایش می دهد. یافته ها نشان می دهد که فرایند تصمیم گیری برای ارزیابی تکنولوژی یک روش منطقی و سیستماتیک است و بر اصول و تکنیک هایی استوار است که به مدیران کمک می کند تا با بهره گیری از چنین فرایندهایی شاهد انتخاب های بهتر و مناسب تر تکنولوژی باشند.
حمایت قانونی و تشویق مالی افشاکنندگان فساد
حوزههای تخصصی:
کشمکش سیاسی اجتماعی در شعر خلیل حاوی و مهدی اخوان ثالث(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات تطبیقی سال دهم بهار و تابستان ۱۳۹۷ شماره ۱۸
123-144
حوزههای تخصصی:
بیان نمایشی یکی از انواع تمهیدات ادبی به شمار می رود. شاعر معاصر به منظور عینیت بخشیدن به افکار خویش از شیوه های مختلف نمایشی بهره می گیرد.کشمکش از اساسی ترین شگردهای این فن است، زیرا به اثر ادبی بعدی دو سویه می بخشد و ارتباط آن را با زمان، جامعه و هستی میسر می کند، همچنین میان نگرش غنایی و موضوعی پیوند برقرار می سازد. وجود مشابهت های فراوان میان خلیل حاوی و مهدی اخوان ثالث از جمله زیستن در شرایط سیاسی اجتماعی یکسان، بهره گیری از بیان نمادین و شیوه های مختلف نمایشی ، سبب شد از منظر برون متنی و با تکیه بر روش توصیفی تحلیلی چگونگی به کارگیری شگرد کشمکش سیاسی اجتماعی توسط این دو شاعرهمچنین تفاوتها و شباهتهایشان در این زمینه مورد بررسی قرار گیرد. بررسی اشعار حاوی و اخوان ثالث نشان می دهد که هر دو شاعر به شکل ضمنی و با عنایت به نمادهای مکانی، زمانی و طبیعی شگرد کشمکش را در مقوله های سیاسی اجتماعی به کار گرفته اند . تفاوتشان در زمینه به کار گیری این شگرد، غالبا در ارتباط با مصادیق نمادها می باشد.
مقایسه عملکرد ضرایب فزاینده ناخالص و ضرایب فزاینده خالص در اقتصاد منطقه ای (مطالعه موردی: استان مرکزی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جدول داده- ستانده، روشی مناسب برای شناسایی بخش های کلیدی اقتصاد منطقه ای است. از جدول داده- ستانده ضرایب فزاینده تقاضا و عرضه استخراج می گردد که این ضرایب فزاینده قادر به محاسبه بخش های پیشرو طرف تقاضا و طرف عرضه و درنهایت محاسبه بخش های کلیدی هستند. ضرایب فزاینده ها را می توان به دو دسته ضرایب فزاینده ناخالص (سنتی) و ضرایب فزاینده خالص (ابتکار Oosterhaven, Stelder) تقسیم کرد. این مقاله ضرایب فزاینده ناخالص و خالص را برای استان مرکزی محاسبه نموده است. نتایج مقاله نشان می دهد در بحث منطقه ای (استان) ضرایب فزاینده ناخالص عملکرد مناسب تری نسبت به ضرایب فزاینده خالص دارند. ضرایب فزاینده خالص تنها فعالیت های اقتصادی را به دو گروه عرضه محور و تقاضا محور تقسیم می کند و بدین ترتیب ضرایب فزاینده خالص قادر به ساختن بخش های کلیدی استانی در ایران نیست؛ درحالی که ضرایب فزاینده ناخالص فعالیت های اقتصادی منطقه را در چهار گروه قرار داده و قادر به ساختن بخش های کلیدی است.
زیبایی شناسی و سیاست با تمرکز بر دولت فاشیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی سال چهارم بهار ۱۳۹۷ شماره ۱۳
1 - 29
حوزههای تخصصی:
پدیدار شدن واژه زیبایی شناسی در اواخر سده ی هجدهم در معنای لذت بی طرفانه بود. از نیمه ی دوم سده ی نوزدهم با طرح نظریه ی پایان هنر هگل و پیدایش ایدئولوژی ها و جریان های هنری مدرن، نسبت زیبایی و سیاست اهمیت یافت. چنان که در نیمه ی نخست قرن بیستم در دو دولت تمامیت خواه کمونیسم و فاشیسم آثار این پیوند مورد توجه نظریه پردازان قرار گرفت. در مقاله ی حاضر این پرسش اساسی طرح شده است که ایده ی زیبایی شناسانه شدن سیاست چگونه سبب تحکیم و ابزار مشروعیت آفرینی دولت می گردد؟ مفروضه ی نوشتار حاضر با تمرکز بر دولت فاشیستی، بررسی ساز و کارهای زیبایی شناسی فاشیستی است که با حذف نظریه ی خودآئینی فرهنگ و هنر، این بار همچون تکنیک سلطه در خدمت ساخت و مشروعیت بخشی دولت عمل می کند. یافته های پژوهش نشان می دهد پدیداری عینی سبب پالایش زیبایی شناختی قدرت دولت، تقویت و ضروری ساختن جنگ و خشونت و هم چنین حمایت از سرعت و فناوری در جهت وصول به اهداف این دولت تام گردیده است. مقاله از چارچوب نظری زیبایی شناسی انتقادی بهره برده و به روش توصیفی تحلیلی به نگارش درآمده است.
بررسی انتقادی مناسبات حکومت و مردم آراء خواجه نظام الملک، با تاکید بر مفهوم عدالت و قدرت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی سال چهارم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۱۵
41 - 76
حوزههای تخصصی:
آراء خواجه نظام الملک، همواره مورد توجه صاحب نظران حوزه اندیشه سیاسی بوده، به ویژه آن بخش از نظرهای او که به تنظیم مناسبات حکومت با مردم پرداخته و تأثیر به سزایی در شکل گیری نظریه های اندیشمندان پس از وی داشته است. پرسش این است که خواجه مناسبات حاکم با مردم را در چه سطوحی و حول چه محوری صورت بندی کرده است. در پاسخ، این فرض طرح شده که مؤلف سیرالملوک با رویکرد «عدالت» محورانه، مناسبات «حاکم» با «مردم» را و در نسبت با «خداوند»؛ به عنوان پارادایم غالب الگوی کیهان شناسی جهان سنت در سه سطح صورت بندی کرده است: سطح نخست؛ الهی انتخاب تقدیرگرایانه؛ دوم، مسئولیت دنیوی عمل گرایانه؛ سوم، اخروی محاسبه گرایانه. پژوهش، با شیوه تبیین تاریخی و رویکرد تفسیرگرایانه متن، ویژگی ها و مختصات سطوح سه گانه را بررسی کرده است و مهم ترین چالش وارد بر آرای نظام الملک را تأکید صرف مؤلف، بر «توزیع عدالت» و نه «توزیع قدرت» دانسته، هم چنین به خلاء تئوریک مبانی نظری «قدرت» در این اثر اشاره دارد که با توجه به اقتضائات زمانه و قدرت استیلایی سلطان قابل توجیه است.
روشهای استفاده شده برای حفظ و ارتقای سلامت روان در خانم های متأهل ایرانی: یک مطالعه کیفی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف مشکلات سلامت روان در سراسر دنیا شیوع بالایی دارد؛ مخصوصاً درخانم ها شایع تر است. این مشکلات اثرات بسیار نامطلوبی بر جنبه های مختلف زندگی بر جا می گذارند. از آنجاکه ارتقای سلامت روان درخانم های متأهل به خاطر اهمیت محوری آنان در خانواده، می تواند اثرات مستقیم و غیر مستقیم قابل توجهی را بر سلامت روان تک تک اعضای خانواده بگذارد، این مطالعه با هدف شناسایی روش های استفاده شده در خانم های متأهل برای حفظ و ارتقای سلامت روان به منظور طراحی مداخلات مناسب طراحی شده است. مواد و روش ها این مطالعه به صورت کیفی طراحی و اجرا شده است. جامعه آماری این مطالعه شامل خانم های متأهل 18 تا 65 ساله ساکن منطقه 22 شهرداری تهران هستند. اطلاعات از طریق مصاحبه عمیق فردی با 15زن متأهل 18 تا 65 ساله تهرانی از طریق نمونه گیری هدفمند جمع آوری شد. تحلیل داده ها بر اساس تجزیه وتحلیل محتوا صورت گرفت. یافته ها به منظور حفظ و ارتقای سلامت روان، درخانم های متأهل شهر تهران از چهار شیوه استفاده می کنند که شامل تقویت ابعاد معنوی؛ مهارت آموزی در زمینه های مدیریت استرس، مثبت اندیشی، خودکنترلی و حل مسئله؛ دریافت کمک از افراد ذی صلاح و برنامه ریزی با توجه به اولویت ها به منظور پرهیز از یک نواختی است. نتیجه گیری شرکت کنندگان تهرانی به منظور حفظ و ارتقای سلامت روان از تقویت ابعاد معنوی، مهارت آموزی، برنامه ریزی و درنهایت مشاوره استفاده می کنند. شرکت کنندگان تهرانی از شیوه های مقابله با استرس هیجان مدار و مسئله مدار برای حفظ و ارتقای سلامت روان خود بهره می گیرند.
اثربخشی آموزش گروهی برنامه ریزی عصب زبان شناختی بر میزان امید و کیفیت زندگی کودکان سرطانی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف پژوهش حاضر با هدف تعیین میزان اثربخشی آموزش گروهی برنامه ریزی عصب زبان شناختی بر میزان امید و کیفیت زندگی کودکان سرطانی انجام شد. مواد و روش ها این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل کودکان سرطانی دختر و پسر سرپایی در بیمارستان امیرکبیر و انجمن سرطان تبسم در سال ۱۳۹۵بودند که متقاضی شرکت در جلسات آموزش گروهی برنامه ریزی عصب زبان شناختی و در حال انجام درمان بودند. بدین منظور ۴۰ نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه برنامه ریزی عصب زبان شناختی و گروه گواه به طور مساوی تقسیم شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسش نامه کیفیت زندگی کودکان و مقیاس امید کودکان اسنایدر بود. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و تحلیل کواریانس چندمتغیره و آزمون t همبسته برای مرحله پیگیری تحلیل شد. داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS نسخه ۲۲ نیز تحلیل شد. یافته ها نتایج نشان داد آموزش گروهی برنامه ریزی عصب زبان شناختی بر افزایش کیفیت زندگی و امید مؤثر بود و به ترتیب ۷۰ و ۴۰ درصد از واریانس آن را پیش بینی می کند. نتیجه گیری با توجه به یافته های پژوهش می توان گفت که آموزش برنامه ریزی عصب زبان شناختی منجر به افزایش کیفیت زندگی و امید در کودکان سرطانی شده است.
تحلیل و تفسیر داستان دزآشوب بزرگ علوی بر اساس نظریه جامعه شناسی محتوا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بزرگ علوی یکی از بزرگترین داستان نویسانی است که در تکامل داستان کوتاه و گسترش آن در ادبیات معاصر نقش بسزایی دارد. او در داستان هایش با واقع گرایی انتقادی به بیان مسائل مختلف جامعه می پردازد و همین داستا ن ها ما را با جامعه ای که علوی در آن می زیسته، آشنا می کند. یکی از داستان های او دزآشوب نام دارد. در این پژوهش تلاش بر این است تا به روش توصیفی- تحلیلی بر مبنای جامعه شناسی محتوا این داستان مورد بررسی قرار گیرد. این جستار نشان می دهد که گرچه با تحول جامعه، دختران روستایی با رفتن به شهر قادر به ادامه درس خواندن هستند اما تفاوت بین امکانات جامعه شهری و روستایی و فرهنگ متفاوت این دو جامعه باعث می شود که بسیاری از دختران در فرهنگ جامعه شهری حل شوند و دیگر به روستای خود باز نگردند.
اولویت بندی عوامل آمیخته بازاریابی فرش دستباف در تصمیم به خرید خریداران فرش دستباف در استان کرمان
در این پژوهش به ارزیابی و اولویت بندی عوامل آمیخته بازاریابی فرش دستباف در تصمیم به خرید خریداران فرش دستباف در استان کرمان پرداخته شده است. اطلاعات پژوهش با استفاده از منابع کتابخانه ای و پرسشنامه جمع-آوری شده است. پرسشنامه شامل 33 سؤال است و به بررسی تأثیر عوامل آمیخته بازاریابی در تصمیم به خرید خریداران فرش دستباف در استان کرمان پرداخته است. این پژوهش از نوع توصیفی و از حیث جهت گیری در هدف کاربردی _توسعه ای است؛ که با استفاده از استراتژی همبستگی انجام شد. جامعه آماری این پژوهش خریداران و کسانی که علاقه به خرید فرش دستباف در استان کرمان داشتند؛ بودند. اندازه حجم نمونه آماری بر اساس فرمول کوکران 384 نفر شد و از روش نمونه گیری تصادفی ساده تعیین شد؛ در نهایت داده های حاصل از پرسشنامه در بازه زمانی 10/3/1397 تا 10/6/1397 جمع آوری شد. نتایج پرسشنامه از طریق نرم افزار اس پی اس تجزیه و تحلیل شد. یافته ها نشان داد که بین عوامل آمیخته بازاریابی فرش دستباف و تصمیم به خرید رابطه معنا داری وجود دارد ؛ و اهمیت و اولویت عوامل آمیخته بازاریابی فرش دستباف در استان کرمان به ترتیب اصالت تاریخی و هنری، محصول، توزیع، قیمت و ترفیع حاصل شد.
بررسی عوامل اجتماعی موثر بر شکل گیری کلیشه های جنسیتی
ضرورت و اهمیت شناخت کلیشه های جنسیتی و بررسی آن ها در جامعه، به دلیل اثرات زیان آور کلیشه هاست. کلیشه های جنسیتی به عامل تبعیض میان جنس ها بدل می شوند. این گونه کلیشه ها هم بر مردان و هم بر زنان تأثیر منفی می گذارند؛ اگرچه تأثیر منفی آن ها بر زنان بیش تر است، زیرا آن ها در این کلیشه ها به صورت جنس ضعیف و فرودست مطرح می شوند. کلیشه یکی از پرکاربردترین مفاهیم در علوم اجتماعی است. فرهنگ و بستر کلیشه را چنین تعریف می کند: تصویر ذهنی استانداردشده ای که بین اعضای یک گروه مشترک است.کلیشه ها نشانگر عقاید بسیار ساده شده، نگرش های احساسی و قضاوت های نقد ناپذیرند. در این تعریف اشاره مستقیمی به نگرش های منفی نسبت به گروه هدف نشده است. این اصطلاح برای اولین بار در سال 1798 به کار گرفته شد و معنای اصلی آن، قالب فلزی برای شکل دادن به چیزهای مختلف بود. بازنمایی زنان در رسانه های جمعی با نقش های کلیشه ای فرهنگی در جامعه سازگاری دارند. در مورد بازنمایی مناسبات جنسیتی، معمولاً مردان به صورت انسان هایی مسلط، فعال، مهاجم و مقتدر به تصویر کشیده می شوند. در مقابل، زنان معمولاً تابع، منفعل، تسلیم و کم اهمیت اند. درواقع، رسانه ها با نشان دادن مردان و زنان به این صورت، بر ماهیت نقش جنسیتی و عدم برابری جنسیتی صحه می گذارند.در چنین وضعیتی، رسانه های جمعی نقش بازنمایی کلیشه ها یا تصورات قالبی جنسیتی را به عهده می گیرند. پیرو تغییرات صنعتی که در نیمه ی دوم قرن بیستم در جوامع صنعتی به وجود آمد، ضرورت سواد و آموزش نظام مند رفته رفته در بیشتر کشورهای جهان پذیرفته شد؛ لذا وظیفه مدرسه تنها آموزش خواندن و نوشتن به کودکان نیست، بلکه با توجه به بررسی های انجام یافته، بخشی از رشد و پرورش جسمی، روانی و اجتماعی کودک نیز از کارکردهای اساسی مدرسه است. بنابراین، اندیشه هایی که در ذهن فرد در حال رشد، در مورد جنسیت و نقش های جنسیتی شکل می گیرد، در آینده جهت دهنده ی انواع فعالیت ها، علایق و دست آوردهای بعدی کودک محسوب می شود.در فرآیند رشد، بافت های اجتماعی با تکرار پیام های جنسیتی، باورها، ارزش ها و نیز جهت گیری فکری او را در برخورد با نقش های جنسیتی و نابرابری جنسیتی، تکوین و ترجیحاً تغیر شکل می دهند. بنابراین، ارائه چگونگی تصاویر و محتوا در کتاب های درسی دارای اهمیت فراوانی است؛زیرا از طریق آن ها کودک رابطه ای بین آموزش و واقعیات اجتماعی به دست می آورد. بسیاری از فمینیست های معاصر برای رهایی زنان از سلطه ی مردان، خواهان جامعه ای فارغ از جنسیت شده اند که در آن، حقوق و وظایف اساسی بر پایه جنس بیولوژیک تعیین نشوند.آرمان دوجنسیتی که از تأکید و حمایت ویژه ی فمینیست های لیبرال برخوردار است، به جنبه ی اثباتی اهداف فمینیستی اشاره دارد. بسیاری از طرفداران آندروژنی، از دوجنسیتی واحد، و عده ای نیز از دوجنسیتی متکثر جانب داری کرده اند. مقصود از دوجنسیتی واحد، سنخ شخصیتی واحد یا متحدی است که بهترین ویژگی های جنسیتی مردانه و زنانه، به طور تلفیقی در آن تجسم می یابند و این سنخ شخصیتی برای همگان مفروض گرفته می شود. دوجنسیتی متکثر نیز اشاره به سنخ های شخصیتی متنوعی دارد که از زنانگی خالص تا مردانگی خالص در نوسان اند و طبعاً شخصیت های آمیخته از زنانگی و مردانگی نیز در میان آن ها قرار می گیرند.در این مقاله سعی بر آن است که به بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر شکل گیری کلیشه های جنسیتی پرداخته و نقش آموزش وپرورش و رسانه ها در تولید کلیشه ها موردبررسی قرار گیرد و همچنین توصیف و تشریح مفهوم آندروژنی و فواید آن برای جامعه از مباحث موردبحث در این پژوهش می باشد.
نقش دلبستگی به مکان در هویت بخشی به رودخانه های درون شهرها
حوزههای تخصصی:
شهرها به عنوان مکان زندگی و فعالیت انسان، نه تنها بخش مهمی از محیط می باشند بلکه علاوه بر تاثیر گذاری بر محیط زیست، باعث بهبود کیفیت زندگی، احساسات و ایجاد حس دلبستگی به مکان می گردند و از آنجا که ادراک مکانی نتیجه تعامل انسان با عناصر درون محیط است، وجود رودخانه هم می تواند به عنوان یک عنصر طبیعی در شهر، در هویت مندی آن تاثیر به سزایی داشته باشد. این پژوهش با انگیزه توجه به اهمیت دلبستگی و ابعاد آن با تبیین شاخص های دلبستگی به مکان، نقش آن را در ایجاد مطلوبیت و هویت رودخانه کارون بررسی می کند. پژوهش مذکور با روش مطالعه نمونه موردی و مطالعات میدانی و مصاحبه حضوری با شهروندان اهوازی و گردشگران و بازدیدکنندگان از پارک ساحلی رودخانه کارون و تحلیل آن با استفاده از آمارهای توصیفی و استنباطی انجام شده است. امید است نتایج تحقیق بتواند عوامل موثر بر ایجاد دلبستگی به رودخانه به عنوان یک مکان هویت مند برای ساکنین و گردشگران این شهر را تبیین نماید.
ارائه مدلی یکپارچه از تعریف و ابعاد هویت مکان و تعیین شاخص های سازنده هویت؛ نمونه مورد مطالعه: ساکنین شهر شیراز
حوزههای تخصصی:
مساله هویت از موضوعات مهم و چالش برانگیزی است که نه تنها تک تک افراد در دوران حیات خود با آن مواجه می شوند، بلکه از جمله موضوعاتی است که طیف وسیعی از متفکران به انحای مختلف با آن درگیرند. صورت مساله هویت و ضمائم مربوط به آن، همواره در کانون توجه علوم مختلفی همچون جامعه شناسی، فلسفه، روان شناسی و... قرار گرفته است. نکته ای که در تلاش های صورت گرفته در این حیطه به چشم می خورد این است که پژوهش های انجام شده در زمینه ی هویت مکانی، به واسطه اغتشاش در تعریف مفهوم هویت مکانی و نبود یک شرح یکپارچه از فرایندهای اجتماعی و تعریف مردم از مکان ها، دچار اختلال شده است. در پژوهش حاضر که در شهر شیراز بر روی تعداد 138 نفر شرکت کننده با استفاده از پرسشنامه باز و بسته درباره مکان هایی که از دیدگاهشان باعث هویت بخشیدن به خود آنان و شهر شیراز می شود انجام گرفته است، سعی شده است با حذف شخصی سازی های صورت گرفته پیشین ، یک الگوی یکپارچه از تعریف هویت مکان ارائه شود. این پژوهش در دو سطح کیفی و کمی انجام گرفته و در آن از مدلسازی چند سطحی استفاده شده تا به کیفیت ابعادی و بیان تفاوت های درون فردی تعریف هویت مکان، در حوزه ادبیات انسان شناسی و روانشناسی بر اساس مطالعات و تحلیل ها و آنالیزهای انجام شده دست یابد. در راستای این هدف با مطالعه پژوهش های پیشین و یافته های محققان چهار بعد مشترک از میان نظریه ها در مورد هویت مکان استخراج و دامنه این ابعاد با مطرح کردن دو گروه از شاخص هایی که از لحاظ نظری برای تعیین هویت مردم از مکان ها ارائه گردیده بود بسط داده شد و به صورت سوالات سنجش پذیر؛ مطرح گردید و در اختیار مردم قرار گرفت. علاوه بر در نظر داشتن این شاخص ها، آیتم های دیگری نیز که می توانستند به عنوان شاخص در نظر گرفته شوند-که در گذشته لحاظ نشده بودند- آزموده شد و در پایان در مورد اثر بخشی هر یک با انجام تحلیل های آماری معتبر، نتیجه گیری گردید و شاخص هایی که روابط معناداری داشتند در یک دیاگرام کلی بیان شدند. در دیاگرام ارائه شده چهار بعد اصلی به سه بعد بهینه گردید و شاخص های جدیدی به مدل های پیشین اضافه گردید و دیاگرامی فراگیرتر در این راستا حاصل گردید.
ترسیم چشم انداز پژوهش در علم سنجی و حوزه های سنجشی وابسته(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
علم سنجی از مباحث جذاب در حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی به شمار می رود. این پژوهش بر آن است تا با استفاده از تحلیل هم استنادی، تصویری کلان و جامع از وضعیت پژوهش های علم سنجی و حوزه های سنجشی وابسته ارائه نموده و مباحث اساسی در این حوزه پژوهشی را شناسایی کند. داده های اولیه این پژوهش (که شامل مدارک علم سنجی و حوزه های سنجشی وابسته است) از «وب آوساینس» استخراج شده اند. پس از انجام تحلیل های مربوط به فراوانی هم استنادی مؤلفان، ماتریس همبستگی، و نمودار دندروگرام نتایج نشان داد که زوج های هم استنادی «گارفیلد-موئد»، «اگه-روسو»، و «اگه-هیرش» حائز بیشترین هم استنادی شده اند. علاوه بر این، استفاده از خوشه بندی سلسله مراتبی منجر به شکل گیری مباحث اصلی در پژوهش های علم سنجی و حوزه های سنجشی وابسته گردید. از نکات جالب این پژوهش وجود پژوهشگری ایرانی به نام «کوشا»ست که در توسعه خوشه «وب سنجی» نقش به سزایی ایفا کرده است.
بررسی مقایسه ای تأثیر روش های تدریس مبتنی بر رویکرد نتیجه گرا، فرآیندگرا و فن بیان در مهارت نگارشی فراگیران زبان انگلیسی سطح متوسط(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی مقایسه ای تأثیر روش های تدریس مبتنی بر رویکرد نتیجه گرا، فرآیندگرا و فن بیان در مهارت نگارشی زبان آموزان سطح متوسط است. روش تحقیق پژوهش حاضر ازنوع نیمه تجربی با سه گروه آزمایش است. بدین منظور، 60 زبان آموز ازبین جامعه آماری به صورت تصادفی در سه گروه آزمایشی نتیجه گرا، فرآیندگرا و فن بیان جای گرفتند. همچنین، گروه های آزمایش در 12 جلسه آموزش دیدند. ابزار پژوهش ازنوع فعالیت نوشتارمحور روایی بود که درمورد سه گروه، در مراحل پیش آزمون، پس آزمون اجرا شد. داده های جمع آوری شده نوشتاری ازنظردرستی، روانی و پیچیدگی به صورت کمی درآمد. به منظور تجزیه و تحلیل داده های حاصل از پژوهش از روش تحلیل آماری کوواریانس (آنکوای یکراهه) استفاده شد. نتایج تجزیه و تحلیل آماری نشان داد که تفاوت معناداری بین عملکرد سه گروه آزمایش ( محصول گرا، فرآیندگرا و فن بیان) ازنظر دقت و روانی وجود داشت؛ به طوری که رویکرد فن بیان (ژانر) بیشترین تأثیر را بر دقت و روانی نوشتاری فراگیران داشت. نتایج پژوهش تفاوت معناداری ازنظر پیچیدگی را نشان نداد. درنهایت، این مطالعه چشم انداز بسیار روشنی را به منظور برنامه ریزی دوره های آموزشی مهارت های نگارش برای توجه بیشتر به آموزش روش های تدریس نگارش و اجرای تکالیف مبتنی بر فن بیان در کلاس های آموزش زبان انگلیسی خواهد داشت.
زمینه های داخلی، منطقه ای و بین المللی تبیین مداخله انگلستان در بلوچستان ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله بررسی ابعاد داخلی، منطقه ای و بین المللی مداخله انگلستان در مناطق بلوچ نشین ایران در ۱۹۱۶ در جریان جنگ جهانی نخست است. کتاب مهاجمان سرحد ژنرال رجینالد دایر فرمانده عملیات نظامی انگلستان در رویارویی با سرداران بلوچ ایرانی تنها شرح مفصل بجای مانده از این رویداد مهم محلی در ایران است. بااین همه روایت دایر تصویر کاملی از این رویارویی ها به دست نداده و پرسش های زیادی را درباره این رویداد و زمینه ها و پیامدهای آن بجای می گذارد. آگاهی درست از این امر تنها با کنکاش پیرامون زمینه های ملی، منطقه ای و بین المللی آن امکان پذیر است. هدف این پژوهش تلاش در جهت روشن کردن این ابعاد سه گانه زمینه های رویارویی سرداران بلوچ با انگلیسی ها و نیروهای نظامیان است. نویسنده بران است که مبارزات سرداران بلوچ ایرانی با استعمار انگلستان در چهارچوب درک رابطه و هماهنگی آن ها با نخبگان سیاسی مشروطه خواه و استقلال طلب ایران در سطح ملی، تأثیر فتواهای جهاد علیه متفقین در منطقه بر مبارزات آن ها در سطح منطقه ای و بهره گیری انگلستان از ابزار ارتباط آلمان ها با بلوچ های ایران که چندان واقعی نبود در سطح بین المللی قابل فهم است.
تبیین فعالیت های فرهنگی-اجتماعی جریان روشن فکری ملی-مذهبی در دوره پهلوی دوم: از شهریور 1320 تا آغاز فضای باز سیاسی 1339
حوزههای تخصصی:
حرکت نوگرایانه دینی در اواخر دوران حکومت رضاشاه و تحولات پس از شهریور 1320 جریان روشن فکری تازه ای را به جامعه عرضه داشت؛ جریانی که از بطن آن طیفی مذهبی متأثر از تمدن اروپایی و ایدئولوژی لیبرالیسم نمود پیدا کرد. این طیف باتوجه به شیوه غالب مبارزه جهانی -یعنی مبارزه مسالمت آمیز فرهنگی-اجتماعی- و وضعیت حکومت استبدادی، اولویت را به فعالیت های فرهنگی-اجتماعی داد و آن را طی دهه های 20 و 30 از راه های مختلف پیگیری کرد. پژوهش حاظر با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی و استناد به مطالعات کتابخانه ای و اسناد آرشیوی معتبر انجام شده است. پرسش اصلی پژوهش عبارت است از: «مهم ترین فعالیت های فرهنگی-اجتماعیِ جریان ملی-مذهبی در دهه های 20 و 30 چه بود و آن ها با چه اهدافی به این شیوه از فعالیت ها روی آوردند؟» نتیجه پژوهش حاکی است که طیف مذکور به این دلیل به این شیوه از فعالیت ها روی آوردند که مسئله اساسی جامعه ایرانی را نه در تغییر حکومت، بلکه در مشکلات فرهنگی-اجتماعی و اصلاح آن در چارچوب قانون اساسی ازطریق ایجاد کانون هایی برای حرکت جمعی درجهت تقویت و بازسازی ایمان، اخلاق و اندیشه درست دینی و ملی برای تربیت نسل جدید می دانستند.
شاخص های جنگ عادلانه در سیره نظامی امیرالمؤمنین(علیه السلام)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخ اسلام سال دهم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳۸
161-187
حوزههای تخصصی:
جنگ عادلانه ازجمله مسائلی است که در اخلاق جنگ مطرح می شود امّا این مسئله در حوزه اسلامی چندان مطرح نشده است. پژوهشگر با انتخاب سیره علوی درجنگ ها، لازم می بیند شاخص های جنگ عادلانه را استخراج کند. این پژوهش بامطالعه سیره نظامی حضرت در دو ساحت حق و عمل جنگ صورت پذیرفته است. دستاورد این تحقیق را می توان به دو بخش اصلی تقسیم کرد. بخش اوّل، استخراج سؤالات کلیدی جنگ عادلانه در نظریات متعارف و بخش دوم پاسخگویی آن از منظر سیره نظامی امیرالمؤمنین (علیه السلام) است. در بخش اول، سؤالاتی مانند از سوی چه کسی؟(رسمیت)، چرایی؟(علّت عادلانه)، چه زمانی؟(ضرورت)، با چه هدفی؟(آرمان حق طلبانه) و چگونه؟(رفتار عادلانه) مطرح می شود. در بخش دوّم باعرضه آن سؤالات به سیره نظامی حضرت، شاخص های جنگ عادلانه نمود پیدا می کند.
تحلیلی بر نابرابری های فضایی توسعه ناحیه ای در ایران با رویکرد عدالت فضایی (نمونه مطالعاتی: استان اصفهان)
منبع:
مطالعات عمران شهری دوره دوم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۶
113-127
حوزههای تخصصی:
برنامه ریزی منطقه ای باهدف توسعه و کاهش نابرابری ها از موضوعات مهم در کشورهای درحال توسعه محسوب می شود، لازمه ی برنامه ریزی منطقه ای، شناسایی جایگاه مناطق نسبت به یکدیگر ازلحاظ توسعه است. کاهش نابرابری ها در بهره مندی از منابع، دست آوردها و امکانات جامعه یکی از مهم ترین معیارهای توسعه به شمار می آید. با توجه به این موارد، هدف از این مقاله، تحلیلی بر نابرابری های فضایی توسعه ناحیه ای در ایران با تأکید بر شهرستان های استان اصفهان می باشد. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی و روش جمع آوری اطلاعات کتابخانه ای و اسنادی می باشد. برای تحلیل نابرابری های فضایی توسعه ناحیه ای در شهرستان های استان اصفهان، از مدل های تصمیم گیری چند معیاره، SAW و VIKOR استفاده شده است. در این راستا برای تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار EXCEL و برای ترسیم نقشه های موردنظر از نرم افزار ARC GIS استفاده شده است. نتایج ترکیبی حاصل از هر دو مدل نشان از عدم تعادل و وجود نابرابری منطقه ای در استان اصفهان می دهد. به گونه ای که شهرستان های مبارکه، نطنز، نائین، اردستان، خوانسار و کاشان کاملاً برخوردار، شهرستان های خور و بیابانک، شاهین شهر، شهر رضا، گلپایگان، فریدون شهر و نجف آباد برخوردار، شهرستان های دهاقان، اصفهان، آران و بیدگل، سمیرم، فریدن و تیران و کرون نسبتاً برخوردار و شهرستان های چادگان، برخوار، خمینی شهر، لنجان و فلاورجان شهرستان های محروم استان هستند.









