مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰۹٬۷۰۱ تا ۲۰۹٬۷۲۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۲۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
در محیط نامطمئن اقتصادی، دانش افراد خبره درباره تنزیل جریان های نقدی با ابهام بسیار زیادی مواجه است. مقادیر جریان های نقدی و نرخ بهره به طور معمول، براساس روش های آماری یا مقادیر مدّنظر حدس زده می شود. نظریه فازی در تخمین پارامترهای نادقیق می تواند به کار گرفته شود. در این پژوهش با ترکیب نظریه مجموعه های فازی و شبیه سازی مونت کارلو، روشی برای ارزیابی طرح های سرمایه گذاری با استفاده از روش های ارزش فعلی خالص و نرخ بازده داخلی با داده های فازی ارائه شده است. روش های پیشین، چندین نقص دارد: اولاً، برخی از این روش ها بر اعداد فازی خاص (مثلثی و ذوزنقه ای) مبتنی است؛ دوماً، دوره عمر طرح و مدت زمان سرمایه گذاری را به صورت مقادیر قطعی یا اعداد فازی گسسته در نظر می گیرد؛ در حالی که در بسیاری از مسائل واقعی، علاوه بر اینکه جریان های نقدی به صورت اعداد فازی با اشکال مختلف است، دوره عمر طرح به صورت عدد فازی پیوسته در نظر گرفته می شود. برای رفع این نقص، در این مقاله روش مبتنی بر شبیه سازی مونت کارلوی فازی ارائه می شود که آن را بدون هیچگونه محدودیتی برای جریان های نقدی و نرخ های بهره و دوره عمر طرح با انواع اعداد فازی و به صورت مقادیر فازی گسسته و پیوسته می توان استفاده کرد. با حل چندین مثال، کارایی محاسباتی روش پیشنهادی در قیاس با روش های پیشین نشان داده می شود و نتایج بدست آمده مشخص می کند دقت و کارایی این روش زیاد است.
بررسی رابطه همزمانی قیمت سهام و توزیع بازده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی رابطه همزمانی قیمت سهام با دنباله توزیع بازده سهام است؛ از این رو، نمونه آماری پژوهش شامل 118 شرکت در 5 سال از ابتدای 1389 تا انتهای 1393 از بین شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران انتخاب شده است. از رگرسیون چندگانه مبتنی بر داده های تابلویی استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد همزمانی قیمت سهام زیاد، احتمال تولید دنباله مثبت را نسبت به شرکت های با همزمانی کم دارد. به علاوه بین همزمانی قیمت سهام و چولگی، رابطه مثبتی وجود دارد؛ درنتیجه، به نظر می رسد سرمایه گذاران در شرکت های با همزمانی قیمت سهام زیاد نسبت به شرکت های با همزمانی قیمت کم، کمتر به اخبار منفی واکنش شدید نشان می دهند. همزمانی زیاد سهام نشان می دهد اطلاعات بازار منعکس شده بر بازده سهام، بیشتر است و ریسکی که سرمایه گذاران متحمل می شوند، ریسک سیستماتیک است؛ بنابراین به سرمایه گذاران در بورس اوراق بهادار توصیه می شود در شرکت هایی سرمایه گذاری کنند که همزمانی قیمت سهام بیشتر و شفافیت اطلاعاتی بیشتری دارند.
محتوای اطلاعاتی شاخصهای سرمایه فکری و عملکرد مالی در پیش بینی درماندگی مالی با رویکرد داده کاوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیش بینی درماندگی مالی همواره موردتوجه سهامداران، اعتباردهندگان و مدیران واحدهای تجاری بوده است؛ ازاین رو بیش از نیم قرن است که اقتصاددانان، مراکز آموزشی و افراد حرفه ای در تلاش هستند تا مدل های بهینه ای برای پیش بینی درماندگی مالی ایجاد کنند؛ در این پژوهش سعی می شود از مدل های درخت تصمیم و مدل تحلیل ممیزی خطی برای پیش بینی درماندگی مالی شرکت ها استفاده شود و نتایج این دو مدل با یکدیگر مورد مقایسه قرار گیرد. در این راستا علاوه بر نسبت های مالی مرسوم در پیش بینی درماندگی مالی، از شاخص های مبتنی بر ارزش و سرمایه فکری نیز استفاده شده است. به منظور نیل به اهداف بالا، سه فرضیه اصلی تدوین شد. هدف از طرح فرضیه های پژوهش، بررسی محتوای اطلاعاتی نسبت های مالی، شاخص های سرمایه فکری و شاخص های عملکردی در پیش بینی درماندگی مالی شرکت های پذیرفته شده در «بورس اوراق بهادار تهران» با استفاده از مدل های درخت تصمیم وتحلیل ممیزی خطی می باشد . برای آزمون این فرضیه ها، نمونه ای از میان شرکت های پذیرفته شده در «بورس اوراق و بهادار تهران» طی سال های 1389 تا 1394 انتخاب شد. برای آزمون فرضیه ها از نتیجه مدل های تحلیل عاملی، درخت تصمیم و تحلیل ممیزی خطی استفاده شد. نتایج حاکی از آن است که پیش بینی درماندگی مالی با استفاده از مدل درخت تصمیم امکان پذیر است؛ همچنین مدل تحلیل ممیزی با تلفیقی از شاخص نسبت های مالی و شاخص عملکردی در پیش بینی درماندگی مالی موفق عمل کرده است. نتیجه مقایسه ای توانمندی دو مدل نشان می دهد که اگرچه دقت پیش بینی تحلیل ممیزی بر اساس معیارهای ارزیابی و سطح زیر منحنی راک (920/0) بیش از دقت پیش بینی درخت تصمیم (901/0) بوده است، اما اختلاف بر اساس آزمون t به لحاظ آماری معنادار نیست (207/0=p)؛ به عبارت دیگر نتایج حاصل از دو روش بسیار نزدیک به هم است.
الزامات سیاست خارجی ایران در آسیای مرکزی در راستای رسیدن به جایگاه اول منطقه در 1404
حوزههای تخصصی:
جمهوری اسلامی ایران با توجه به موقعیت ژئوپلیتیکی ویژه ای که دارد، محور ارتباطات منطقه ای و بین المللی، خصوصاً به عنوان مرکز ترانزیت کالا و از همه مهم تر انرژی، محسوب می شود. این پتانسیل ها علاوه بر منطقه خلیج فارس در ارتباط با کشورهای آسیای مرکزی نیز وجود دارند. از میان بازیگران سطوح مختلف قدرت در این منطقه شامل ایران، روسیه، ترکیه، پاکستان و هند، ایران دارای پیشینه غنی فرهنگی و تاریخی و دارای پتانسیل های فراوان و محورهای تعاملی گوناگونی برای تبدیل شدن به بازیگری قوی در منطقه است. چشم انداز بیست ساله کشور، تبدیل شدن به جایگاه اول منطقه را در زمینه های اقتصادی و علمی و فنّاوری را برای 1404 در نظر گرفته است. داشتن دیپلماسی اقتصادی در کنار دیپلماسی سیاسی، برای رسیدن به این هدف الزامی است. در این میان آسیای مرکزی پتانسیل های فراوانی در زمینه های مختلف دارد و در بین پنج کشور این منطقه، کشور ترکمنستان و اشتراکات آن با ایران در این زمینه قابل تأمل است. در صورت استفاده از ظرفیت های این منطقه، با گذشت حدود دو دهه از موجودیت این کشورها، ایران باید دارای موقعیتی تثبیت شده و ممتاز، خصوصاً در عرصه اقتصادی می بود، اما وضعیت موجود نشان از ضرورت بازنگری استراتژیک و حرکت توأم با عقلانیت و آینده نگری در این زمینه دارد. پژوهش حاضر با روش توصیفی– تحلیلی به بررسی الزامات مورد نیاز در راستای رسیدن به اهداف چشم انداز با تأکید بر سیاست های اقتصادی می پردازد.
بررسی وضعیت مسکن پایدار شهری در ناحیه 1 منطقه 9 تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر پایدار دوره ۱ بهار ۱۳۹۷ شماره ۱
91 - 105
حوزههای تخصصی:
امروزه مسکن به مفهوم بسیار گسترده و پیچیده ای تبدیل شده است و با پیدایش مفهوم توسعه پایدار، اهمیت و گسترش مفهوم مسکن پایدار و بررسی جنبه های روزافزون آن آشکارشده است. طراحی مسکن پایدار با استفاده از یک طیف گسترده ای از اصول طراحی فعال و غیرفعال می باشد که جنبه های زیست محیطی و اجتماعی را بهبود می بخشد. این پژوهش باهدف بررسی و تحلیل شاخص های مسکن پایدار شهری در ناحیه 1 منطقه 9 تهران تدوین شده است. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی است و اطلاعات موردنیاز به صورت کتابخانه ای و میدانی (مصاحبه) جمع آوری شد. یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که شاخص های پایداری زیست محیطی، پایداری اجتماعی و پایداری اقتصادی در وضعیت نامناسبی قرار دارد. تراکم نفر در اتاق</strong> 11/3 نفر است و نشان از تراکم بالای جمعیت</strong> می باشد. نسبت تعداد واحد مسکونی به سطح کل 25/194 می باشد که وجود کوچکی قطعات و فرسودگی بافت، از دلایل افزایش تعداد واحدهای مسکونی می باشد. نسبت سطح فضای سبز به سطوح مسکونی 09/0 می باشد و نشان از وضعیت بسیار ضعیف این شاخص است. نسبت مساحت پارک ها و فضای سبز به کل مساحت 04/0 می باشد و نشان می دهد که کاربری فضای سبز در وضعیت بسیار نامناسبی قرار دارد. سرانه مساحت فضای سبز و پارک ها 6/1 می باشد که میزان نامناسبی را نشان می دهد.</strong>
نقش توسعه مالی در اثربخشی سیاست پولی در طی چرخه های تجاری: کاربردی از الگوی مارکوف-سوئیچینگ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سیاست پولی، ابزاری مؤثر جهت اثرگذاری بر متغیرهای کلان اقتصادی مانند تولید، اشتغال و سطح عمومی قیمت ها است. ادبیات نظری و شواهد تجربی، نشان می دهد که اثر سیاست پولی بر متغیرهای کلان اقتصادی، نامتقارن است؛ و به سطح توسعه و تعمیق بازارهای مالی بستگی دارد. به همین دلیل، هدف این مقاله، بررسی نقش توسعه مالی در اثربخشی سیاست پولی بر رشد ستاده واقعی اقتصاد در طی چرخه های تجاری است. بدین منظور، با استفاده از داده های فصلی اقتصاد ایران برای دوره 1380:1 الی 1392:4 و الگوی مارکوف-سوئیچینگ، اثر سیاست پولی بر رشد ستاده واقعی اقتصاد طی چرخه های تجاری، مورد بررسی قرار گرفته، و نتایج حاصل از پژوهش، نشان می دهد که اثر سیاست پولی بر رشد ستاده واقعی اقتصاد در دوران رکود، مثبت و معنادار و در دوران رونق، غیر معنادار، و به عبارت دیگر، اثر سیاست پولی بر رشد ستاده واقعی نامتقارن است. همچنین نتایج نشان دهنده این است که اثر نهایی سیاست پولی بر رشد ستاده واقعی اقتصاد در طی چرخه های تجاری، به سطوح توسعه مالی بستگی دارد؛ به طوری که، با افزایش توسعه مالی، اثر سیاست پولی بر رشد ستاده واقعی، طی چرخه های تجاری کاهش می یابد.
آزمون قوانین رشد کالدور در اقتصاد ایران
حوزههای تخصصی:
رشد اقتصادی و عوامل مؤثر بر آن از دیرباز مورد توجه اقتصاددانان و سیاست گذاران بوده است. کالدور (1966) با توجه ویژه به نقش بازدهی فزاینده نسبت به مقیاس در توضیح رشد اقتصادی، عنوان «موتور رشد اقتصادی» را به صنایع تولیدی اطلاق و قوانین سه گانه خود را مطرح نمود. قانون اول کالدور گویای رابطه مثبت رشد صنایع تولیدی و رشد اقتصادی است. بر اساس قانون دوم کالدور که به قانون وردورن نیز مشهور است، بین رشد صنایع تولیدی و رشد بهره وری نیروی کار در صنایع تولیدی رابطه مثبت وجود دارد. قانون سوم کالدور بیان می کند که رشد صنایع تولیدی منجر به افزایش بهره وری در سایر بخش ها و در کل اقتصاد می شود. با وجود گستردگی مطالعات خارجی، قوانین رشد کالدور در اقتصاد ایران بررسی نشده است. این مطالعه به آزمون قوانین رشد کالدور در اقتصاد ایران در دوره زمانی 1392-1339 می پردازد و از روش های حداقل مربعات معمولی و حداقل مربعات تعمیم یافته استفاده می نماید. نتایج نشان می دهد که قوانین اول و دوم کالدور با تجربه اقتصادی ایران سازگار بوده و قانون سوم کالدور تنها در بخش خدمات صادق و بخش کشاورزی از رشد صنایع تولیدی بی نصیب بوده است. بنابراین و از بعد سیاست گذاری، توجه بیشتر به بخش کشاورزی به منظور انتقال رشد صنایع تولیدی به این بخش و درنتیجه، دست یابی به رشد اقتصادی پایدار و همگون ضروری است.
اقتصاد سیاسی جرم حکومتی
حوزههای تخصصی:
اقتصاد سیاسی به عنوان علم بررسی قوانین مربوط به تولید و توزیع درآمد و ثروت و آثار آن در مراحل مختلف رشد و توسعه جوامع بشری و نیز بررسی تأثیر مؤلفه های اقتصادی بر شاخصه های اقتصادی، مفهومی است که نخستین بار توسط پیروان مکتب مرکانتیلیسم در قرن شانزدهم میلادی مطرح و در ادامه توسط پیروان مکتب کلاسیک- و به طور خاص آدام اسمیت- توسعه یافت. در ادامه نیز مکاتب مختلف اقتصادی هریک به فراخور دیدگاه ها و مبانی خود، به این موضوع توجه نشان داده و موجبات بسط و گسترش آن را فراهم نمودند؛ به گونه ای که امروزه و با تخصصی شدن موضوعات، مباحث این حوزه نه فقط بر تأثیر سیاست بر اقتصاد که بر اقتصاد سیاسی پدیده ها و وقایع خاص نیز متمرکز شده است. در حیطه جرم شناسی نیز، بهره گیری از یافته های سیاسی در خصوص تحلیل اقتصادی جرائم ازجمله موضوعاتی است که در نزدیک به دو دهه اخیر بدان توجه شده است. پنی گرین و تونی وارد، به عنوان جرم شناسان برجسته در حیطه جرم حکومتی، نیز ازجمله نخستین افرادی هستند که به طور خاص بر اقتصاد سیاسی جرم حکومتی تمرکز و با تقسیم بندی جرم شناختی- اقتصادی حکومت ها ذیل سه عنوان حکومت های سرمایه دار، حکومت های حکومت-سرمایه دار و حکومت های غارتگر، جرائم حکومت ها را از منظر اقتصاد سیاسی مورد بررسی قرار داده اند.
محاسبه شاخص فلاکت ایران و کشورهای افق 1404 و مقایسه عملکرد دولت های مختلف بعد از جنگ تحمیلی
منبع:
مجله اقتصادی سال هجدهم مهر و آبان ۱۳۹۷ شماره ۷ و ۸
115-141
حوزههای تخصصی:
یکی از معیارهای اصلی برای سنجش کارایی دولت های مختلف قطعاً عملکرد اقتصادی است. این موضوع که وضعیت متغیرهای کلان اقتصادی در دولت های مختلف چه تغییراتی داشته اند و اینکه آیا دولت توانسته با استفاده از سیاست های پولی و مالی متغیرهای مهم کلان اقتصادی نظیر نرخ بیکاری، تورم و رشد اقتصادی را در سطح مطلوب حفظ کند سؤالی است که بسیاری از سیاستمداران و اقتصاددانان به دنبال یافتن پاسخ برای آن هستند. در همین راستا و برای سنجش عملکرد اقتصادی کشورها و دولت های مختلف از نشانگرهایی اقتصادی متفاوتی استفاده می کنند. در میان این نشانگرهای اقتصادی شاخص فلاکت اقتصادی با توجه به تعریف ساده آن از یک طرف و اهمیت مؤلفه های آن از طرف دیگر یکی از پرکاربردترین نشانگرها در این زمینه است. در این مقاله با استفاده از دو تعریف شاخص فلاکت اوکان و شاخص فلاکت هنک ابتدا وضعیت شاخص فلاکت اقتصاد ایران در بین کشورهای منطقه و جهان مورد ارزیابی قرار گرفته و در قدم بعدی به منظور رسیدن به تصویری روشن تر عملکرد دولت های مختلف در این شاخص بررسی شده است. بر اساس نتایج به دست آمده نرخ فلاکت اوکان کشور در سال 2016 با طی یک روند نزولی قابل توجه به 21 درصد رسیده است. مقایسه شاخص فلاکت هنک در بین ایران و سایر کشورهای موضوع سند چشم انداز نشان می دهد در سال 2016 ایران جایگاه هشتم را با نرخ فلاکت 9/26 در منطقه داشته و نسبت به سال گذشته نرخ فلاکت کشور کاهش قابل توجه 4/12 داشته است. همچنین مقایسه عملکرد دولت های هاشمی رفسنجانی، خاتمی، احمدی نژاد و روحانی نشان می دهد بیشترین نوسان در شاخص فلاکت مربوط به دولت های هاشمی رفسنجانی و احمدی نژاد بوده است. همچنین با توجه به خروج آمریکا از توافق هسته ای در دولت دوم روحانی به منظور حفظ روند کنونی به نظر می رسد دولت بایستی در کوتاه مدت با استفاده از ظرفیت مالی کشورهایی نظیر چین و روسیه اثرگذاری تحریم ها را کم کرده و در بلندمدت با ایجاد پیمان های دوجانبه پولی وابستگی خود به دلار را کاهش دهد.
تجزیه و تحلیل اقلام زیر خط ترازنامه رویکرد بین المللی مؤسسه مودیز
حوزههای تخصصی:
روش رتبه بندی چارچوب گسترده ای است که شرکت مودیز از آن در مقیاس بین المللی در رابطه با منابع در معرض ریسک ریز خط ترازنامه استفاده می کند. تجزیه وتحلیل منابع در معرض ریسک زیر خط یک بخش از طرح های شرکت مودیز برای بهبود ارزیابی اعتباری شرکت است که خود منجر به افزایش پشتوانه در چهار حوزه کیفیت گزارشگری مالی؛ کیفیت حاکمیت شرکتی؛ کیفیت شیوه های مدیریت ریسک و آسیب ناشی از عدم دسترسی ناگهانی به بازار. نیز می شود. اتفاقات سال های اخیر، به خصوص در آمریکا و اروپا، نشانگر حجم بالای اعتبارات نکول شده، از بین رفتن یا زوال اعتبارات، اغلب ناشی از حاکمیت شرکتی نامناسب، گزارشگری ضعیف مالی، مدیریت ریسک ناکافی (ناکارآمد)، کمبود نقدینگی و یا استفاده های نابجا (سو استفاده) از اقلام زیر خط ترازنامه بوده است. ارزیابی ریسک ناشی از اقلام زیر خط ترازنامه نیز جزئی جدایی ناپذیر از تجزیه وتحلیل بنیادی اعتبارات است و می تواند تأثیر مستقیمی به لحاظ اندازه و ماهیت منابع در معرض ریسک بر رتبه ناشر (اوراق) بگذارد. همچنین این نوع تجزیه وتحلیل، ارتباط تنگاتنگی با شیوه های مدیریت ریسک شرکت دارد زیرا شرکت ها اغلب تلاش می کنند اقدام به مدیریت ریسک از طریق استفاده از ساختار متنوع اقلام زیر خط ترازنامه نمایند. با این وجود، در حالی که تجزیه وتحلیل شیوه های مدیریت ریسک شرکت بر فرآیندهای مدیریت ریسک کل متمرکز است، تجزیه وتحلیل ریسک اقلام زیر خط ترازنامه بر منابع در معرض ریسک زیر خط مشخصی و اینکه چطور آن ها می توانند مشخصه های ریسکی کل شرکت را تحت تأثیر قرار دهند تمرکز دارد. اهداف شرکت مودیز در رابطه با منابع در معرض ریسک زیر خط ترازنامه شامل انطباق بیشتر با شیوه های رتبه بندی جهانی؛ افزایش پتانسیل اصلاح روش های موجود، در صورت نیاز و توسعه و ایجاد روش های جدید برای استنتاج بهتر منابع در معرض ریسک زیر خط ترازنامه به عنوان مثال ساختارهای انتقال ریسک است. با دستیابی به این اهداف، می توانیم اقدام به پیش بینی شفاف تری برای استفاده ناشران، سرمایه گذاران و تحلیلگران نماییم. تحلیلگران مودیز همچنان منابع در معرض ریسک زیر خط ترازنامه را در رتبه بندی ناشران محاسبه خواهند نمود. به علاوه نظرات ویژه ای در مواجه با انواع منابع در معرض ریسک زیر خط ترازنامه مرتبط با صنایع خاص نیز می تواند مطرح باشد. این نظریات می تواند منجر به بحث هایی در مورد ریسک هایی که ممکن است بر شرکت هایی که در صنعتی خاص اشتغال دارند و دارای منابع در معرض ریسک زیر خط ترازنامه هستند، شود. واژگان کلیدی: ترازنامه، ریسک، مودیز.
بررسی آثار اقتصادی و رفاهی بازار آب: رویکرد مدل برنامه ریزی ریاضی مثبت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدل سازی اقتصادی سال دوازدهم تابستان ۱۳۹۷ شماره ۲ (پیاپی ۴۲)
119 - 136
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله شناخت اثرات اقتصادی و رفاهی تشکیل بازار آب در منطقه ورامین است. تغییرات سطح زیرکشت محصولات آبی، سود ناخالص در دو حالت (وجود بازار آب و عدم وجود بازار آب) طی سال های 1395-1390 با استفاده از نرم افزار گمز و به روش برنامه ریزی ریاضی مثبت محاسبه و مقایسه گردید. نتایج نشان می دهد برقراری بازارآب، تاثیر مثبت و افزایشی بر مجموع سود ناخالص کشاورزان منطقه خواهد داشت. همچنین، کشت محصولاتی نظیر گندم، برنج، جو، خیار و ماشک، گوجه و سیر از سودآوری بیشتری برخوردار بوده و می توان سطح زیرکشت بیشتری را به خود اختصاص دهند. بر اساس نتایج، پیشنهاد می شود دولت با سرمایه گذاری و ارائه تشویق های مالی زمینه مشارکت بخش خصوصی را فراهم کند.
تاثیر چندرسانه ای آموزش محیط زیست بر میزان یادگیری و انگیزش پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پایه سوم ابتدایی در مدارس سبز شهر تهران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی تأثیر چندرسانهای آموزش محیط زیست بر میزان یادگیری و انگیزش پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پایه سوم ابتدایی در مدارس سبز شهر تهران بود. روش تحقیق پژوهش شبه آزمایشی از نوع طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانش آموزان پسر پایه سوم ابتدایی مدارس سبز تهران که در سال تحصیلی 95-1394 مشغول به تحصیل بودند تشکیل می داد. در نمونه گیری از روش خوشه ای چندمرحله ای استفاده شد و به صورت تصادفی 20 نفر در گروه آزمایش و 20 نفر در گروه کنترل قرار گرفتند. برای گروه آزمایش از چندرسانه ای محقق ساخته و گروه کنترل از روش سنتی استفاده شد. ابزارهای پژوهش عبارت بودند از: 1- آزمون یادگیری محقق ساخته 2- پرسشنامه انگیزش پیشرفت تحصیلی هرمنس. داده های حاصل با استفاده از تحلیل کوواریانس به کمک نرم افزار spss مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که یادگیری و انگیزش پیشرفت تحصیلی دانش آموزانی که با استفاده از چندرسانه ای محیط زیستی، آموزش دیده بودند با 95% اطمینان بیشتر از دانش آموزانی بود که با روش متداول مدرسه آموزش دیده بودند.
مقایسه نارسایی هیجانی، خود دلسوزی و سبک های شوخ طبیعی بین والدین کودکان کم توان ذهنی و کودکان عادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش مقایسه نارسایی هیجانی، خود دلسوزی و سبک های شوخ طبیعی بین والدین کودکان کم توان ذهنی و کودکان عادی بود. روش پژوهش توصیفی از نوع علی - مقایسه ای بود. جامعه آماری شامل کلیه والدین کودکان کم توان ذهنی (160=N) و والدین کودکان عادی شهرستان سقز بودند که از بین آنها 80 نفر والد کودکان کم توان ذهنی به شیوه دردسترس و 80 نفر والد کودکان عادی بودند به شیوه نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس نارسایی هیجانی تورنتو (بگبی، پارکر، تیلور ، 1994)، پرسشنامه خود دلسوزی (نف،2003) و پرسشنامه شوخ طبعی (مارتین و دیگران،2003) است. روش تجزیه و تحلیل، آزمون تحلیل واریانس چند متغیره بود. نتایج پژوهش نشان داد که بین والدین کودکان کم توان ذهنی و والدین کودکان عادی از لحاظ نارسایی هیجانی، خود دلسوزی و سبک های شوخ طبعی تفاوت معنی دار وجود دارد (01/0 ≥ P). نتیجه گیری: والدین کودکان کم توان ذهنی به دلیل مشکل فرزندشان مشکلات نارسایی هیجانی و خود- دلسوزی بیشتر داشتند و از سبک های شوخ طبعی پرخاشگرانه و خودتحقیرگرایانه نسبت به والدین سالم استفاده کردند. بنابراین والدین کودکان کم توان ذهنی نیاز به توجه و حمایت بیشتر در زمینه آموزش و تربیت کودکان دارند.
ویژگی های روان سنجی پرسشنامه انگیزه های اقدام به خودکشی (IMSA)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی سلامت سال هفتم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۴ (پیاپی ۲۸)
83 - 112
حوزههای تخصصی:
مقدمه: بررسی ویژگی های روانسجی پرسشنامه ای که انگیزه های اقدام به خودکشی را در همه نظریه های موردتوجه قرار داده باشد می تواند متناسب با نوع انگیزه بستری را برای ارزیابی، تشخیص و مداخله فراهم آورد. این پژوهش باهدف ویژگی های روان سنجی پرسشنامه انگیزه های اقدام به خودکشی (IMSA) انجام گرفت. روش: نمونه پژوهش شامل 250 نفر از افراد اقدام کننده به خودکشی بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی استفاده شد. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل عامل اکتشافی 9 عامل را شناسایی کرد که درمجموع این 9 عامل 115/64 درصد از واریانس انگیزه برای اقدام به خودکشی را تبیین می کنند. نتایج تحلیل عامل تأییدی 43 گویه را در نه عامل تأیید کردند. آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه انگیزه برای اقدام به خودکشی 94/0 و برای عامل ناامیدی 83/0، درد ذهنی 75/0، عامل فرار 76/0، عامل فشار ادراک شده 68/0، حس تعلق کم 68/0، بی پروایی و نترسیدن 74/0، تأثیر بین فردی 72/0، جستجوی کمک و حل مسئله 75/0، تکانشوری 73/0 به دست آمد. نتیجه گیری: نسخه فارسی پرسشنامه انگیزه برای اقدام به خودکشی در افراد اقدام کننده، از خصوصیات روان سنجی قابل قبولی برخوردار است و می توان از آن به عنوان ابزاری معتبر برای هر دو هدف پژوهشی و بالینی زمانی که یک ارزیابی جامع از انگیزه های اقدام به خودکشی لازم است استفاده کرد.
ظرفیت فرونسیس (عقل عملی) دیوید کار و اراده ایمانی علامه طباطبایی برای اخلاق حرفه ای تدریس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این مقاله، واکاوی نقش فرونسیس (عقل عملی) و نیز اراده ایمانی در موقعیت ها و دوراهه های اخلاقی تدریس است که معلمان با آن ها مواجه می شوند. برای دستیابی به این هدف از روش پژوهش استنتاجی بهره گرفته شد. بنابراین، نخست با تکیه بر دیدگاه های دیوید کار، ظرفیت فرونسیس (عقل عملی) در اخلاق تدریس مورد بحث قرار گرفت. سپس در چارچوب دیدگاه های کار و بر اساس مواضع علامه طباطبایی نسبت به اراده ایمانی، دلالت هایی برای قضاوت های اخلاقی اثربخش در فرایند تدریس استنتاج شد. بنابر یافته های این پژوهش، به زعم کار، فرونسیس ارسطویی، نظم دهنده و کنترل کننده احساسات، تمایلات و خواسته ها در شرایط و موقعیت های تدریس می باشد که با پیشرفت منش معلمان سروکار دارد. از مواضع علامه طباطبایی نیز می توان استنباط نمود که در قضاوت های حرفه ای تدریس، علاوه بر عقل عملی به عنوان بُعدی ادراکی، ایمان، اراده وعمل نیز حائز اهمیت اند؛ هرقدر ایمان در مراحل قلب، لسان، فکر و عمل، با وساطت اراده تقویت شود، تعالی اخلاق حرفه ای معلمان در مواجهه با موقعیت ها و دوراهه های اخلاقی تدریس نیز تقویت می شود.
مدل یابی معادلات ساختاری رابطه اثربخشی فعالیت های قبل ، ضمن و پس از تدریس با بهبود دوره های آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه های نوین تربیتی دوره چهاردهم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳
59 - 98
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به منظور مدل یابی معادلات ساختاری رابطه اثر بخشی فعالیت های قبل ، ضمن و پس از تدریس با بهبود دوره های آموزشی شرکت گاز استان هرمزگان انجام شد. روش تحقیق کمی و کیفی(آمیخته) و از نوع پژوهش همبستگی بود.جامعه آماری شامل 212 نفر کارکنان شرکت ملی گاز استان هرمزگان بود. که از این جامعه نمونه ای با حجم 140 نفر بر حسب جدول مورگان به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای سنجش متغیرهای پژوهش از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد و برای استاندارد سازی پرسشنامه از روش های روایی محتوایی،صوری،سازه و همگرا استفاده شد، و برای تعیین پایایی آن از آزمون آلفای کرونباخ استفاده شد و تحلیل داده ها با استفاده از روش آماری t تک نمونه ای و تحلیل عاملی تاییدی که جزئی از معادلات ساختاری است، صورت گرفت،برای تحلیل داده ها از نرم افزار آماریSPSS و AMOS استفاده شد، یافته های پژوهش نشان داد که فعالیت های قبل ، ضمن و پس از تدریس در دوره های آموزشی اثر بخش بوده و مدل ساختاری از برازش مطلوب برخوردار بود و اثر بخشی فعالیت های قبل از تدریس ، ضمن تدریس و پس از تدریس با بهبود دوره های آموزشی رابطه معنی داری داشتند
مدل سازی دینامیکی اثربخشی درمان های شناختی رفتاری موج سوم و داروهای ضدافسردگی بر اختلال افسردگی اساسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه ی دوره های افسردگی اساسی و عوامل مؤثر بر آن ها، برای درک ماهیت این اختلال و تدوین راهبرد درمانی مؤثرتر، ضروری است. مدت زمان تقریبی دیرش یک دوره اختلال افسردگی اساسی به صورت متوسط بین 3 تا 12 ماه است؛ درحالی که این نسبت برای دوره های مزمن تا 24 ماه طول می کشد. هدف این پژوهش، مدل سازی دینامیکی نحوه ی تأثیر داروهای ضد افسردگی و درمان های شناختی رفتاری موج سوم، بر دوره های اختلال افسردگی، با استفاده از مدل دینامیکی مرتبه دوم بود. با استفاده از برنامه نویسی متلب و تغییر پارامترهای مدل، که هر کدام بیانگر یک عامل مؤثر در اختلال افسردگی است، نحوه ی تأثیر درمان ها، بر روی دوره های افسردگی بیماران، در بازه ی زمانی یک عمر طبیعی 64 ساله، مدل سازی شد. دوره های افسردگی اساسی، قبل و بعد از درمان با داروهای ضد افسردگی نظیر ایمی پرامین ویا معادل آن و درمان به روش تعهد و پذیرش مبتنی بر توجه آگاهی و رفتار درمانی دیالکتیکی، برای بیمارانی، که به مدت 14 هفته خدمات درمانی، دریافت کردند، به دست آمد. یافته ها نشان داد، برای بیشتر افراد دارای اختلال افسردگی اساسی، عود پس از بهبودی، پدیده ای رایج است. مدت زمان بهبودی از افسردگی، در شرایط عدم دریافت درمان، بیش از 144 ماه، با دریافت داروهای ضد افسردگی 71 ماه، با رفتاردرمانی دیالکتیکی 68 ماه، و برای ترکیب مداخله داروهای ضد افسردگی و رفتار درمانی دیالکتیکی 59 ماه، است. نتایج مدل سازی دینامیکی نشان داد، که ترکیب دو مداخله، روش تعهد و پذیرش همراه با رفتار درمانی دیالکتیکی و درمان دارویی، نتایج بهتری در درمان افسردگی و پیشگیری از عود دارد. این روش ترکیبی، در حدود 10 ماه، مدت زمان لازم برای بهبودی از افسردگی را کاهش می دهد.
اثربخشی تکنیک رهایی ذهن (ای اف تی) بر استرس زنان مبتلا به سندروم روده تحریک پذیر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
واکاوی محدودیت های بازاریابی محصولات ارگانیک روستایی (مطالعه موردی: روستاهای حاشیه دریاچه هامون، سیستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیامدهای منفی ناشی از مصرف مواد غذایی صنعتی و شیمیایی سبب شده اند که در عصر حاضر گرایش به محصولات ارگانیک افزایش یابد؛ با این وجود یکی از عوامل مهمی که مانع موفقیت تولید محصولات ارگانیک می شود، محدودیت های بازاریابی این محصولات هستند که نمونه آن را می توان در روستاهای حاشیه دریاچه هامون مشاهده کرد. بر این اساس هدف پژوهش حاضر شناسایی و الویت بندی محدودیت های بازاریابی کشت محصولات ارگانیک دریاچه ای است. روش این پژوهش توصیفی – تحلیلی است و از نظر هدف کاربردی است. جامعه نمونه شامل هفت روستای دارای کشاورزی ارگانیک (با 600 خانوار) است که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 120 سرپرست خانوار به عنوان نمونه بررسی شدند. همچنین برای انجام مقایسه زوجی از نظرهای 10 کارشناس استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آماری T تک نمونه ای در نرم افزار اس پی اس اس، روش تحلیل سلسله مراتبی فازی (FAHP) و روش تحلیلی رتبه ای خاکستری (GRA) بهره گرفته شد. نتایج حاصل از تحلیل سلسله مراتبی نشان می دهد که محدودیت های بازاریابی به سه مؤلفه محدود می شوند که در این بین موانع سیاست گذاری با ضریب تأثیر 51/0 درصد در رتبه اول، موانع زیرساختی با ضریب تأثیر 40/0 درصد در رتبه دوم و عامل طبیعی با ضریب تأثیر 9/0 درصد در رتبه سوم قرار گرفتند. نتایج حاصل از آزمون T تک نمونه ای نشان داد که در تمامی ابعاد به جز موانع فنی (با میانگین 60/2)، محدودیت های بازاریابی محصولات ارگانیک دریاچه ای بالاتر از میانه نظری (3) هستند.
شیوه های مدیریتی رفتار قلدری در کلاس درس تربیت بدنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روان شناسی ورزشی پاییز ۱۳۹۷ شماره ۲۵
29 - 48
حوزههای تخصصی:
قلدری، یکی از شایع ترین مشکلات مدارس است؛ اما ابعاد این موضوع درکلاس تربیت بدنی بررسی نشده است؛ بنابراین، هدف پژوهش حاضر، شناسایی نمودهای رفتاری قلدری و دست یابی به شیوه های مدیریت رفتار قلدری، توسط معلمان تربیت بدنی بود. مطالعه حاضر به شیوه کیفی، ازنوع نظریه زمینه ای، با مشارکت 15 نفر از معلمان تربیت بدنی و با نمونه گیری به شیوه نظری و هدفمند انجام شد. روش گردآوری داده ها مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته، تجزیه و تحلیل داده ها به صورت کدگذاری داده ها، اعتبار مطالعه با استفاده از بازرس خارجی و اعتبارسنجی ازطریق اعضا انجام شد. یافته های پژوهش با استفاده از خانواده کدگذاری که استراس و کوربین (1990) ارائه کرده اند، از مصاحبه ها استخراج شده است. نتایج نشان داد درحالی که معلمان تربیت بدنی و عوامل مدرسه قادر به انجام فعالیت های مفیدی برای پیشگیری از قلدری هستند، مدارس، دانش آموزان و معلمان می توانند زمینه ساز بروز آن باشند.









