مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۰۴۱ تا ۲٬۰۶۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
منبع:
الحوکمه فی القران والسنه المجلد ۳ خریف ۲۰۲۵ العدد ۳
9 - 28
حوزههای تخصصی:
تتناول هذه الدراسه البحثیه المنهجیه العلاقه بین القرآن الکریم والفکر الحضاری مرکزه البحث عن قواعد الحضارات؛ ومستنده إلى أن القرآن ارتبط بحضاره عُدَّت من الحضارات العظیمه فی التاریخ الإنسانی، هی الحضاره الإسلامیه التی غیّرت وجهه الحضارات ومجرى الفکر الإنسانی. وأشار الکاتب استنادًا إلى آراء بعض المستشرقین وباحثی الحضاره، أنّ الحضاره الإسلامیه هی أول حضاره عالمیه حقیقیه روحها منبثقه من القرآن الکریم. فالقرآن لم یقف عند حدود التعالیم الأخلاقیه أو التشریعات الدینیه مکتفیًا بها، ومنصرفًا عمَّا سواها، وإنما إلى جانب ذلک اعتنى بقضایا الحضاره والعمران. لذا یؤکد المیلاد أنّ أی بحثٍ فی نشأه الحضاره الإسلامیه أو ازدهارها أو أفولها یظلّ قاصرًا ما لم یُرجَع فیه إلى القرآن وسُننه التاریخیه؛ لکون أن القرآن کتاب هدایه وبصیره یشمل جمیع مجالات الحیاه الإنسانیه الدینیه والاجتماعیه والسیاسیه والعمرانیه. وفی نطاق البحث عن قواعد الحضارات فی القرآن الکریم تطرق الکاتب إلى أربع قواعد مرکزیه، تحددت بهذا النحو، أولًا: "نظریه السنن التاریخیه"، ورأى الکاتب أن القرآن قدم فتحًا عظیمًا للفکر الإنسانی حین کشف عن نظریه السنن والقوانین التاریخیه والاجتماعیه الکلیه والثابته والمطَّرده، التی تحکم حرکه التاریخ بکلیته فی جمیع أزمنته وعصوره، وتوجّه سیر المجتمعات والحضارات تقدّمًا وتراجعًا، صعودًا وهبوطًا، مهما کانت طبیعه هذه المجتمعات والحضارات وأشکالها وتقسیماتها. وبحسب تحلیل الکاتب، فقد استطاع القرآن أن یُنشئ تصورًا علمیًّا للتاریخ والمجتمع الإنسانی لم یُعرف من قبل فی أی مدرسه فکریه أو کتاب سماوی. کما أشار الکاتب مستندًا إلى آراء محمد عبده، ومحمد باقر الصدر، وعماد الدین خلیل، إلى أنّ نظریه السنن الإلهیه ینبغی أن ترتقی من مستوى المفهوم اللاهوتی إلى مستوى العلم الاجتماعی، لتصبح حقلًا معرفیًّا مستقلًّا ذی وظیفه حضاریه واجتماعیه. واستنادا إلى التحلیل اللغوی والموضوعی للقرآن الکریم درس المیلاد العلاقه بین هلاک القُرى وقانون الظلم باعتبارها القاعده الحضاریه الثانیه. ووجد الکاتب من خلال تحلیل واسع لآیات عدیده تُظهر أنّ هلاک القرى إنما هو نتیجه للظلم بالمعنى الشامل، ومبیّنا أنّ القرآن یعتبر الظلم عاملا تاما وعاما لانحطاط المجتمعات وزوال الحضارات. ولا یقتصر هذا الظلم على معنى السیاسی، بل یشمل أیضًا الأبعاد الاقتصادیه والأخلاقیه؛ کما ورد صریحًا فی سیره قوم شعیب (الظلم الاقتصادی)، وقوم فرعون (الظلم السیاسی)، وقوم لوط (الظلم الأخلاقی). وذکر المیلاد فی معرض نقده لابن خلدون بأنّه اقتصر نظره على الجانب الاقتصادی من الظلم، بما یدل عن غفلته لشمولیه المفهوم القرآنی، إذ إنّ القرآن یقدّم الظلم باعتباره الأساس لانهیار البنیه الاجتماعیه والثقافیه برمّتها. ثمّ انتقل الکاتب إلى القاعده الثالثه باحثا عن العلاقه بین "الأمه وقانون الأجل" والمهله التاریخیه، وبعد أن تتبع الکاتب الآیات الداله على هذه القاعده انتهى إلى خلاصه قررها قائلا: من المؤکَّد لو أن الفکر الاجتماعی لدى العرب والمسلمین کان ناضجًا ومُتقدِّمًا فی هذه الأزمنه الحدیثه والمعاصره، لوجد فی آیات الاقتران بین الأمه والأجل وأن لکل أمه أجل، أنها تلفت النظر إلى قانون اجتماعی له أهمیته البالغه فی دراسه وتحلیل الظواهر الاجتماعیه الکبرى، ومنها تدهور الجماعات والمجتمعات والأمم والحضارات وتراجعها وسقوطها، کونها محکومه بقانون الأجل الذی إذا حل بأمه فإنها بحسب البیان القرآنی (لَا یَسْتَأْخِرُونَ سَاعَهً وَلَا یَسْتَقْدِمُونَ). فی القاعده الرابعه، تناول الکاتب سنّه تداول الأیام وتعاقبها، مستندًا إلى قوله تعالى: (وتلْکَ الأَیَّامُ نُدَاوِلُهَا بَیْنَ النَّاسِ)، وفی هذا الشأن توقف الکاتب عند قضیتین مُهمَّتین شغلت اهتمام المؤرخین والباحثین فی حقل الدراسات التاریخیه والحضاریه، وتعدَّدت بشأنهما وتفارقت التصورات والتحلیلات، هما: قضیه لماذا لا تدوم الحضارات وتستمر؟ وقضیه هل تعود الحضارات وتنهض من جدید؟ واستعرض الکاتب تفسیرات لمالک بن نبی وعماد الدین خلیل فی شأن الدورات الحضاریه، ورأى القرآن بقاعده تداول الأیام یقدم سنّه باعثه على الأمل، إذ تحول دون دوام الحضارات على نحو مطلق، لکنها فی الوقت نفسه تتیح إمکان العوده وإحیاء الحضاره من جدید. کما أنّ قوله تعالى: (إِنَّ اللهَ لا یُغَیِّرُ مَا بِقَومٍ حتّى یُغَیِّروا مَا بِأَنفُسِهِمْ) فإن هذه الآیه تشکّل قانون التغییر الحضاری، وتفتح الطریق أمام إعاده بناء الحضارات عبر التحوّل الداخلی والأخلاقی والإیمانی. هذه هی أبرز القواعد الکلیه التی رأى فیها الکاتب أنها تُوثِّق علاقه القرآن الکریم بمسأله الحضاره، وتُؤکِّد على ضروره العوده إلیه لیکون مرجعًا لنا فی السعی إلى تکوین دوره حضاریه تُمهِّد لقیام حضاره إسلامیه جدیده. فمن القرآن نتبصَّر بقواعد الحضارات وقوانینها قیامًا وسقوطًا، ونستلهم روح الحضاره التی تُغیِّر مزاج الأمه کُلِّیًّا روحیًّا وعقلیًّا، ونکتسب عظمه الفکره الدینیه التی لا قیام لحضاره من دونها بعد التخلُّق بها نفسیًّا وفکریًّا. ومن القرآن بدأت الحضاره الإسلامیه فی عهدها الأول القدیم، ومنه کذلک تبدأ عهدها الجدید إذا سعت سعیها الحضاری الشامل.
A Reflection on Al-Farabi's Practical Philosophy
منبع:
Theosophia Islamica, Vol ۵ ,No ۱, Issue ۷, (۲۰۲۵)
321 - 344
حوزههای تخصصی:
Al-Farabi's practical philosophy is one of the most important pillars of his thought on the relationship between knowledge, politics, and human happiness. This article examines Al-Farabi's reading of Greek practical philosophy, especially the ideas of Aristotle and Plato, in the context of Islamic thought. Al-Farabi, as the founder of Islamic philosophy and a second teacher, attempted to reinterpret the Greek rational system within the framework of the religious Medina. by accepting the epistemological and ontological foundations of Greek philosophy, he attempted to create a synthesis between practical philosophy and the Islamic civil system. This research is conducted using a descriptive-analytical method and examines Farabi's practical philosophy and its relationship with the concept of "Mellah". It uses content analysis to examine key concepts such as "Medina Fazeleh", "Rais awwal" and "Mellah" in Farabi's works. The findings of the research show that by introducing the first head (philosopher-prophet), Al-Farabi is trying to design a social system in which reason and revelation are aligned with a common goal (realization of Qasavi's happiness) and social relations and civil order are regulated and mapped on the natural order. In this system, philosophy and religion complement each other as two paths for the transmission of rational knowledge and public persuasion in society. The results of the research show that Al-Farabi designed an independent system that, although inspired by Greek philosophy, has an independent logic within its intellectual framework.
بررسی تطبیقی تبدیل تعهد در قراردادهای مالی در فقه، حقوق ایران و کانادا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه اقتصادی سال ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
133 - 148
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: تعهد تلقی خاصی از رابطه میان طرفین است که براساس نیاز طرفین در عقود تغییر شکل یافته است. تعهد تغییر می کند و تبدیل باعث یک تعهد جدید می شود. در حقیقت تبدیل تعهد قراردادی است که براساس آن، طرفین توافق می کنند تعهد اولیه را ساقط کنند و آن را با تعهد جدیدی که در یکی از ارکان آن متفاوت است جایگزین سازند. هدف از انجام این پژوهش بیان مقایسه تبدیل تعهد در فقه، حقوق ایران و کانادا است و همچنین بیان نحوه تبدیل تعهد در قراردادهای مالی می باشد. مواد و روش ها: روش پژوهش توصیفی- تحلیلی است. ملاحظات اخلاقی: در نگارش مقاله، اصالت متون، صداقت و امانت داری رعایت شده است. یافته ها: تبدیل تعهد در قراردادهای مالی وجود دارد زیرا عمل حقوقی است که در پرتو عقود معوض شکل می گیرد. این تاسیس از نظر فقهی و حقوق ایران و کانادا برگرفته از حقوق غربی می باشد و ماهیتی شبیه انتقال قرارداد دارد. نتیجه: تبدیل تعهد از نظر فقهی، حقوق ایران و کانادا دارای تفاوت هایی می باشد، به این معنا که در فقه تبدیل تعهد وجود ندارد اما مورد پذیرش می باشد. در حقوق ایران تبدیل تعهد با توجه به تبدیل متعهد و متعهدله انجام می شود و در حقوق کانادا تبدیل تعهد با تغییر موضوع و تبدیل مدیون پذیرش شده است.
طراحی الگوی رشد رفتارهای اخلاقی تحصیلی دانش آموزان دوره ابتدایی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی رشد اخلاق تحصیلی دانش آموزان دوره ابتدایی بر اساس نظریه داده بنیاد بود که از روش کیفی، مدل سیستماتیک و بر اساس مدل کرسول 2012 استفاده شد. شرکت کنندگان در پژوهش حاضر، متخصصان حوزه ابتدائی و اخلاق بودند. نمونه گیری هدفمند بوده و پس از 12 مصاحبه اشباع نظری به دست آمد و تا 16 مصاحبه ادامه پیدا کرد. بررسی اعتبار یافته ها از روش مثلث سازی و هماهنگی بین مصاحبه شونده، مصاحبه گر و متخصص داده بنیاد به دست آمد. نتایج تحلیل اطلاعات کیفی از کدگذاری باز، محوری و گزینشی نشان داد که 406 گزاره مفهومی اولیه با 51 مقوله فرعی و 21 مقوله اصلی در قالب ابعاد 6 گانه شامل: پدیده اصلی (رشد اخلاق تحصیلی)، مقوله محوری (تقلب، اهمال کاری، دروغ گویی، احترام، مسئولیت پذیری، صداقت تحصیلی، همکاری و انضباط)؛ موجبات علّی (خانواده، مدرسه، معلم، رسانه، یادگیری مشاهده ای، محتوای درسی)، شرایط زمینه ای (نیازسنجی، آسیب شناسی، فرصت های زمینه ساز، ویژگی های فردی زمینه ساز)، راهبردها (راهبردهای مربوط به خانواده، مدرسه ای، آموزشی، انگیزشی و راهبردهای مربوط به تدریس)، شرایط مداخله گر (عوامل ارزشی، عوامل فناورانه و عوامل اجتماعی) و پیامدها (فردی و اجتماعی) شناسایی شدند. یکپارچه سازی مقوله ها بر مبنای روابط موجود بین آن ها، حول محور رشد اخلاق تحصیلی، شکل دهنده مدل مفهومی است که الگوی رشد اخلاق تحصیلی دانش آموزان دوره ابتدایی را انعکاس می دهد و درنهایت توجه به این پدیده ها در رشد اخلاق تحصیلی دانش آموزان دوره ابتدائی مؤثر است.
رابطه ی عشق و کمال نفس و نمود رفتاری انسان عاشق در آراء ابن سینا و ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمت سینوی سال ۲۹ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۳
5 - 24
حوزههای تخصصی:
عشق که ابتهاج حاصل از حضور ذات زیبا و بر دو قسم حقیقی و مجازی است، یکی از راه های تکامل نفس محسوب می شود. عشق حقیقی همان حبّ شدید به ذات و صفات الهی، و عشق مجازی حبّ و اشتیاق به غیر ذات اوست که خود به دو نوع نفسانی و حیوانی تقسیم می شود. در نگاه ابن سینا مشاکلت جوهری نفس عاشق و معشوقْ مبدأ عشق نفسانی است و خواهش لذت و شهوت حیوانیْ مبدأ عشق حیوانی. ملاصدرا نیز مبدأ عشق نفسانی را اتحاد نفس عاشق و معشوق ازطریق استحسان و تمثّل زیبایی های ظاهری و باطنی دانسته است. ازآنجا که عشق مجازیِ نفسانی سبب تلطیف سرّ در فرد عاشق می شود، می تواند به عنوان راهی برای وصول به عشق حقیقی استفاده شود؛ چراکه روح را آماده ی دریافت کمالات متعالی می نماید. از دید ابن سینا کمال حقیقی انسان وصول تام به خدا و اتصال به کمالات حقیقی و درک بی واسطه ی همه ی حقایق هستی است. صدرالمتألهین نیز با تمسک به سه اصل تشکیک در وجود، حرکت جوهری و اتحاد عاقل و معقول، به نحو مبسوط به تبیین تکاملی وجود انسان پرداخته و کمال نهایی انسان را وصول به مقام فناء فی الله معرفی کرده است. ستاندن خودبینی، ایجاد شجاعت برای عاشق، ایجاد نیروی سخاوت، تکمیل نفس و بروز استعدادهای حیرت انگیز باطنی و ابتهاج ازجمله ثمرات عشق است.
بررسی پذیرش فناوری در پذیرش ابزارهای حسابداری مدیریت در حسابداری بخش عمومی: یک چشم انداز پایداری برای سازمان ها (مورد مطالعه: بیمارستان های دولتی استان البرز)
منبع:
چشم انداز حسابداری و مدیریت دوره ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۱ (جلد ۲)
153 - 174
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش بررسی پذیرش فناوری در پذیرش ابزارهای حسابداری مدیریت درحسابداری بخش عمومی: یک چشمانداز پایداری برای سازمانها، در بیمارستانهای دولتی استان البرز بود. این پژوهش در حوزه تحقیق های کاربردی قرار دارد. نوع تحقیق همبستگی- توصیفی است و با رویکردی پیماشی و کمی در مقطع زمانی سال ۱۴۰۳ انجام شد و داده ها به وسیله پرسشنامه ای استاندارد جمع آوری گردید. پایایی سوال های پرسشنامه به وسیله آزمون کرونباخ تأیید شده است. پرسشنامه در 11 بیمارستان دولتی استان البرز در سال ۱۴۰۳ توزیع گردید. حجم نمونه به وسیله نمونه گیری محاسبات کوکران تعیین شد و نمونه ای 192 نفره از جامعه آماری پژوهش شامل افراد شاغل با پستهای سازمانی شامل: مدیر فناوری و اطلاعات، مدیر حسابداری و امور مالی و حسابرس در بیمارستانهای دولتی استان البرز انتخاب شد. آزمون آمار توصیفی جمعیت شناختی و متغیرهای تحقیق به وسیله نرم افزار SPSS و آزمون استنباطی فرضیه های تحقیق به وسیله نرمافزار آماری Smart PLS4 انجام شد. نتایج حاکی از آن بود که پذیرش فناوری در پذیرش ابزارهای حسابداری مدیریت در حسابداری بخش عمومی: یک چشم انداز پایداری برای سازمانها، در بیمارستانهای دولتی استان البرز تأثیرگذار بود، یافته ها نشان داد که تمامی فرضیه های تحقیق تأیید شدند، به طوریکه تأثیر سهولت درک شده و سودمندی درک شده بر پذیرش استفاده از ابزارهای حسابداری مدیریت و همچنین تأثیر پذیرش این ابزارها بر عملکرد و پایداری سازمانی معنادار بود. همچنین، تأثیرات غیرمستقیم این دو عامل بر عملکرد و پایداری سازمانی از طریق پذیرش ابزارهای حسابداری مدیریت نیز به طور معناداری تأیید شد.
آشکارسازی محرک های داخلی پذیرش مدل های کسب وکار مدور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اقتصاد مدور به عنوان یک مدل جایگزین برای سیستم های خطی به منظور دستیابی به توسعه پایدار مطرح شده است. برای پیاده سازی این مفهوم در سطح سازمان ها و کسب وکارها، مدل های کسب وکار به عنوان ابزارهای کلیدی و محرک های مهم برای گذار به سمت اقتصاد مدور شناخته می شوند. بنابراین، درک تمایل کسب و کارهای نوپا برای پذیرش و به کارگیری مدل های کسب وکار مدور ضروری به نظر می رسد. در حالی که ادبیات علمی به بررسی تأثیر عوامل مختلف بر پذیرش مدل های کسب وکار مدور در صنایع و سازمان های مختلف پرداخته است، مطالعات اندکی به طور خاص به بررسی این عوامل در کسب و کارهای نوپا پرداخته اند. به منظور پرکردن این شکاف و سازماندهی دانش موجود در این حوزه نوظهور، ما یک مرور جامع از ادبیات علمی انجام داده ایم. این فرآیند شامل جست وجوهای سیستماتیک در پایگاه های داده معتبر بوده است. بر اساس نمونه ای از 33 مقاله که از پایگاه های داده Scopus و Web of Science جمع آوری شدند، مقاله ما به شناسایی و دسته بندی عوامل داخلی محرک پذیرش مدل کسب وکار مدور در کسب و کارهای نوپا پرداخته است. نتایج این تحقیق نشان می دهد که عوامل داخلی محرک پذیرش مدل کسب وکار مدور در کسب وکارهای نوپا عبارتند از مشوق های مالی؛ مشوق های سازمانی و کسب وکاری؛ مشوق های کارآفرینانه؛ شبکه ها؛ فناوری؛ آموزش و ظرفیت سازی داخلی، دانش و نواوری؛ بازار و مشتریان؛ استراتژی پایدار، مدیریت و رهبری مدور. این تحقیق با ارائه یک دیدگاه نظری یکپارچه در زمینه کارآفرینی، به این حوزه کمک می کند و درک عمیق تری از چگونگی پذیرش مدل های کسب وکار مدور در کسب و کارهای نوپا به وجود می آورد. نتایج این تحقیق می تواند به کارآفرینان، مدیران کسب و کارهای نوپا ، و سیاست گذاران کمک کند تا عوامل مؤثر بر پذیرش مدل های کسب وکار مدور را شناسایی کرده و استراتژی های مناسبی برای تسهیل این فرآیند طراحی کنند. ذینفعان اصلی این تحقیق شامل کسب و کارهای نوپا، مشاوران کسب وکار، و نهادهای دولتی و خصوصی هستند که در جهت ترویج اقتصاد مدور و پایداری سازمان ها تلاش می کنند.
غایت دین و قلمرو رسالت نبوی (ص)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قبسات سال ۳۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱۶
26 - 50
حوزههای تخصصی:
دین هرچند از نظر غایت فردگراست، از حیث وسایل و ابزار و از جهت نظری جامع نگر است. قرآن تلاش انسان برای اصلاح اجتماع را منشأ بالندگی فردی خود انسان می داند. دین علاوه بر داشتن نظام اخلاقی، از دستورالعمل ها و نظام های حقوقی و اجتماعی که انسان را به سوی هدف غایی خلقت یعنی سعادت و فلاح برساند، برخوردار است. فیلسوفان دین، افعال الهی را دارای هدف های تشکیکی مقدماتی، میانی و غایی می دانند و تفکیک نشدن آنها را سبب خلط دین شناسی می دانند. این مقال به مثابه یک مبنا در معرفت دینی ارزیابی می شود که در معناشناسی قرآن کاربرد دارد. روش تحقیق آن اسنادی و تجزیه و تحلیل در آن به شیوه تحلیل محتواست. دستاورد تحقیق، کشف حقیقت و غایت دین است که جهت بخش ارزش ها و انگیزه ها و رفتار دینی در شریعت محمدی (ص) و بستر رستگاری موحدان قرآن باور است. بنابراین پژوهش حاضر، قرائتی نو از غایات دین و قلمرو رسالت پیامبر اکرم (ص) را شرح می دهد.
جنبش سوامینارایان: از تعالیم فرقه ای محلی تا حمایت امپراتوری بریتانیا و گسترش جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت ادیان سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۶۳)
103 - 122
حوزههای تخصصی:
جنبش سوامینارایان یک جنبش مذهبی هندوست که توسط سوامینارایان در قرن هجدهم و نوزدهم میلادی تأسیس شد و تا کنون میلیون ها پیرو در سراسر جهان جذب کرده است. این جنبش به معابد باشکوه، جشن ها و فعالیت های اجتماعی شناخته می شود و در هند و کشورهایی مانند آمریکا، استرالیا و امارات نفوذ گسترده ای دارد. سازمان های مختلفی آن را اداره می کنند که برجسته ترین آنها BAPS است. BAPS به عنوان سازمانی بین المللی، معابد، مراکز فرهنگی و مدارس بسیاری را مدیریت می کند و در فعالیت های بشردوستانه، از جمله امداد در بلایا و کمک به فقرا، مشارکت دارد. در برخی رویکردهای انتقادی، مقام سوامینارایان به عنوان موجودی مطلق به چالش کشیده شده است و پیروان او به انحراف از متون ودایی و اصول اصیل هندوئیسم، انباشت ثروت غیرقانونی و تقلب متهم شده اند. هدف این مقاله بررسی جامع فعالیت ها، تعالیم و تأثیرات سوامینارایان بر فرهنگ هندو و نقدهای وارد بر این جنبش؛ همچنین تحلیل ریشه های سیاسی آن و نقش حمایت های استعماری بریتانیا در توسعه آن است. این پژوهش، کیفی و کاربردی است و با روش توصیفی تحلیلی و گردآوری داده ها از منابع کتابخانه ای و متون تاریخی انجام شده است.
بررسی پیدایش و تحولات فلسفه تعلیم و تربیت در حوزه علمیه قم در سده اخیر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تربیت اسلامی سال ۲۰ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۵۴
41 - 77
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: حوزه های علمیه در هر دوره ای متناسب با شرایط آن دوره و امکانات و مقدورات موجود به تبلیغ و ترویج دین و اخلاق و معنویت و تعلیم و تربیت مردم اهتمام داشته اند. نیروی مورد نیاز برای انجام این وظایف شامل معلمان، مبلغان، ائمه جماعات و ائمه جمعه را تربیت می کردند و با تأسیس مدارس و مکتب خانه ها به تربیت مردم همت می گماشتند. بررسی گذرا نشان می دهد که حوزه های علمیه علاوه بر فعالیت های تربیتی، در زمینه پژوهش و تولید علم در زمینه تربیت نیز پیشگام بوده اند و آثاری در زمینه اخلاق و تربیت اخلاقی، آداب و اخلاق تعلیم و تعلم، روش های تربیت و مانند آن تولید کرده اند.
حوزه علمیه قم از زمان بازتأسیس توسط حاج شیخ عبدالکریم حائری به تعلیم و تربیت توجه داشته و در دو جنبه عملی و نظری فعال بوده است. هدف این مقاله این است که با رویکرد و نگاه تاریخی نقش حوزه علمیه قم در سده اخیر در شکل گیری و تحولات فلسفه تعلیم و تربیت را بررسی کند. پرسش این مقاله این است که حوزه علمیه قم در سده اخیر چه نقشی در پیدایش فلسفه تعلیم و تربیت به عنوان یک رشته علمی داشته است و در این فرایند چه تحولاتی رخ داده است؟
روش تحقیق. روش تحقیق این مقاله تاریخی-تحلیلی است؛ بدین معنا که با استفاده از داده های اسنادی و کتابخانه ای، سیر پیدایش، تحول و تعمیق فلسفه تعلیم و تربیت در حوزه علمیه قم در سده اخیر مورد بررسی قرار گرفته است. با تحلیل روندها، اسناد رسمی، آثار منتشرشده در حوزه و دانشگاه، و تحولات نهادی مانند تأسیس دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، مسیر نظری و نهادی این تحول بازسازی و ترسیم شده است. تمرکز اصلی بر واکاوی محتوای متون علمی، مصوبات سیاستی و آثار علمی شاخص در هر دوره تاریخی بوده و تلاش شده است تا با رویکردی توصیفی-تحلیلی، تصویری منظم و تطبیقی از رشد دانش فلسفه تعلیم و تربیت در این نهاد علمی ارائه شود.
مفهوم شناسی. فلسفهٔ تعلیم و تربیت عبارت است از بررسی تعلیم و تربیت با روش فلسفی و بر پایهٔ مفروضات و یافته های فلسفی. این تعریف بر این فرض استوار است که مضاف الیه فلسفه در «فلسفهٔ تعلیم و تربیت» «عمل یا فرایند» تربیت است. اما اگر مضاف الیه آن دانش تعلیم و تربیت باشد، تعریف آن عبارت است از: بررسی مفروضات، روش، اعتبار یافته ها و بررسی کارکرد آن علم. در این صورت، فلسفهٔ تعلیم و تربیت دانشی درجه دوم خواهد بود. آنچه رایج است همان تعریف اول است؛ زیرا در کاربرد رایج فلسفه تعلیم و تربیت همان معنای اول یعنی فلسفه عمل تعلیم و تربیت مراد است.
یافته ها، حوزه علمیه قم و فلسفه تعلیم و تربیت. مباحث تربیتی در حوزه علمیه قم از زمان بازتأسیس مطرح بوده است. به ویژه بحث تربیت اخلاقی و تربیت دینی بسیار مورد توجه بوده است. اما علوم تربیتی جدید چندان مورد توجه نبوده است. فلسفه تعلیم و تربیت یکی از دانش های علوم تربیتی است که از دیگر دانش های تربیتی جوان تر است و سابقه آن در دنیا به صد سال هم نمی رسد. طبیعی است که نباید انتظار داشته باشیم سابقه ای طولانی در حوزه علمیه قم داشته باشد. با این حال، می توان برای فلسفه تعلیم و تربیت درحوزه علمیه قم سه دوره را مطرح کرد:
۱. دوره زمینه سازی و آمادگی (پیش از ۱۳۷۲). شهید مطهری از پیشگامان طرح مباحث تعلیم و تربیت اسلامی با رویکردی فلسفی در حوزه علمیه قم بود. او در دهه ۵۰ سخنرانی هایی با عنوان «تعلیم و تربیت در اسلام» برای دبیران و پزشکان ایراد کرد که بعدها به صورت کتاب منتشر شد. مطهری در این آثار به موضوعاتی مانند تربیت عقلانی، پرورش استعدادها، تربیت اخلاقی، کرامت نفس و عوامل مؤثر در تربیت پرداخت. اگرچه او این مباحث را مستقیماً فلسفه تعلیم و تربیت نخواند، اما پایه ای شد برای توجه جدی تر به این رشته پس از انقلاب فرهنگی.
پس از انقلاب اسلامی، امام خمینی با تأکید بر خطر وابستگی فرهنگی، خواستار تحولی بنیادین و جایگزینی فرهنگ اسلامی به جای فرهنگ استعماری در دانشگاه ها شد. ایشان بر استقلال دانشگاه از شرق و غرب و تربیت نیروهای متعهد و خدوم تأکید کردند. در پی این فرامین، «ستاد انقلاب فرهنگی» در خرداد ۱۳۵۹ تشکیل شد.
مأموریت اصلی این ستاد، اسلامی کردن دانشگاه ها از طریق گزینش استادان و دانشجویان، بازنگری منابع درسی (به ویژه در علوم انسانی) و تغییر مدیریت دانشگاه ها بود. به دنبال دستور امام برای بهره گیری از تخصص حوزه های علمیه، «دفتر همکاری حوزه و دانشگاه» در سال ۱۳۶۱ تحت نظارت جامعه مدرسین قم و با ریاست آیت الله مصباح یزدی تأسیس شد. هدف این نهاد، توسعه پژوهش برای تبیین دیدگاه های اسلامی در علوم انسانی و ایجاد تعامل بین مدرسین حوزه و دانشگاه بود که منجر به تشکیل گروه های کاری در رشته های مختلف از جمله علوم تربیتی گردید.
۲. دوره شکل گیری و تثبیت (۱۳۷۲-۱۳۸۲). در دوره شکل گیری و تثبیت فلسفه تعلیم و تربیت در حوزه علمیه قم (۱۳۷۲-۱۳۸۲)، تمرکز اصلی بر بومی سازی این رشته بود. نقطه عطف این حرکت، انتشار کتاب «درآمدی بر تعلیم و تربیت اسلامی (۱): فلسفه تعلیم و تربیت» در سال ۱۳۷۲ توسط گروه علوم تربیتی دفتر همکاری حوزه و دانشگاه بود. این اثر، به عنوان اولین کتاب با رویکرد بومی و غیرترجمه ای، مباحثی چون مفهوم، ماهیت و اهداف تربیت را با استناد به منابع اسلامی بررسی کرد و با استقبال گسترده مواجه شد.
جلد دوم این مجموعه با عنوان «اهداف تربیت از دیدگاه اسلام» در سال ۱۳۷۶ منتشر شد و اهداف غایی (مانند قرب به خدا) و واسطه ای را در چهار عرصه رابطه انسان با خدا، خود، دیگران و طبیعت تبیین کرد. به موازات این تلاش های تألیفی، آثار مهم غربی نیز ترجمه شدند تا دانش حوزه نسبت به مکاتب فلسفی غرب تعمیق یابد. همچنین، مجموعه ارزشمند «آرای دانشمندان مسلمان در تعلیم و تربیت» با بررسی اندیشه های حدود ۳۰ متفکر برجسته اسلامی، به مرجعی معتبر تبدیل شد. این تلاش های جمعی، زمینه شکل گیری و تثبیت دانش بومی فلسفه تعلیم و تربیت را در حوزه علمیه قم فراهم آورد.
۳. دوره شکوفایی و تعمیق (۱۳۸۳-۱۴۰۰). در دوره شکوفایی و تعمیق فلسفه تعلیم و تربیت در حوزه علمیه قم (۱۴۰۰-۱۳۸۳)، مفهوم «بومی سازی» به وضوح معادل «اسلامی سازی» تعریف شد و آثار تولیدشده از نظر عمق و غنای محتوایی به بلوغ قابل توجهی رسیدند. این دوره شاهد گشایش افق های جدیدی بود، از جمله پرداختن به «مکتب ها و گرایش های تربیتی در تمدن اسلامی» و تدوین «فلسفه های تعلیم و تربیت اسلامی» براساس مکاتب فلسفی مشاء، اشراق و حکمت متعالیه.
آثاری مانند ترجمه کتاب «مکتب ها و گرایش های تربیتی در تمدن اسلامی» و مجموعه های چندجلدی «فلسفه تعلیم و تربیت مشاء» و «فلسفه تعلیم و تربیت اشراق» منتشر شدند که به بررسی نظام مند مبانی انسان شناختی، معرفت شناختی و ارزش شناختی این مکاتب و استخراج نظریه های تربیتی متناظر با آنها پرداختند. همزمان، تأکید مقام معظم رهبری بر لزوم «تحول بنیادین» در آموزش و پرورش و تدوین سند ملی مبتنی بر فلسفه ای بومی، نقش محرک قدرتمندی ایفا کرد.
در پاسخ به این نیاز، دو اثر شاخص با عنوان «فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی» توسط مؤسسه امام خمینیe و پژوهشگاه حوزه و دانشگاه منتشر شد. این کتب با استناد به منابع اصیل اسلامی و فلسفه اسلامی، به تبیین مبانی، اهداف، اصول، ساحت ها و مراحل تربیت پرداختند و الگوهای جامعی ارائه دادند. یکی از این کتب با تعریف ۱۸ ساحت تربیتی در قالب روابط چهارگانه انسان، به منبعی درسی در دانشگاه فرهنگیان تبدیل شد. این دوره، نقطه اوجی در شکل گیری یک نظام فکری منسجم و بومی برای تعلیم و تربیت بود.
۴. دوره گسترش و کاربرد (۱۴۰۱ تاکنون). در دوره گسترش و کاربرد (۱۴۰۱ تاکنون)، فلسفه تعلیم و تربیت در حوزه علمیه قم به سمت بررسی فلسفی ساحت های خاص تربیت مانند تربیت دینی و زیبایی شناختی حرکت کرده است. کتاب های «فلسفه تربیت دینی» و «تربیت زیبایی شناختی از دیدگاه اسلام» که در سال ۱۴۰۲ منتشر شدند، نمونه های بارق این جریان هستند که مبانی، اهداف و اصول هر ساحت را به طور مجزا تحلیل می کنند.
نتیجه گیری. حوزه علمیه قم با تحولی معرفتی، از رویکرد سنتی به سمت تولید دانش نظام مند در فلسفه تعلیم و تربیت حرکت کرده است. این تحول با تدوین آثار بومی مبتنی بر قرآن، روایات و حکمت اسلامی، و نقش نهادهایی مانند دفتر همکاری حوزه و دانشگاه محقق شده است. دستاوردهای این جریان، الگویی برای سایر علوم انسانی فراهم آورده و می تواند مبنای تحول بنیادین در نظام آموزشی کشور قرار گیرد، چراکه اهدافی مانند قرب به خدا و تعادل در روابط چهارگانه انسان را محور قرار داده است.
روش شناسی رویکرد فلسفی – تفسیری حکمت متعالیه در مسئله «علم خداوند»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بی تردید مسئله «هویت علم خداوند» از منظر حکمت متعالیه بسیار مورد پژوهش قرار گرفته است. اما روش شناسی صدرالمتألهین در اثبات و تبیین آن، کمتر مورد توجه واقع شده است. در این مقاله درصددیم تا به ارزیابی رویکرد فلسفی – تفسیری ملاصدرا در مسئله «علم خداوند» بپردازیم. این پژوهش با استفاده از روش تحلیلی _ توصیفی انجام شده است. پرسش پیش رو این است که چگونه این اندیشمند با بهره گیری از متن دینی، به اثبات و تبیین فلسفی «هویت علم خداوند پرداخته است؟ از آنجا که تاثیر روش شناسی اندیشمندان شاخص هر علم، تاثیر مستقیم بر امتداد آن علم دارد، پژوهش در این رابطه ضروری می نماید. به نظر می رسد، پیش نیاز تحلیل چگونگی بهره گیری صدرالمتألهین از متن دینی، در این مسئله فلسفی، شناخت دقیق از تعریف و تبیین او از علم خداوند است. نظر به این رویکرد، هویت علم خداوند، «عدم غیبت از ذات خود و اشیاء» می باشد و متن دینی، علم خداوند را بر محور عدم غیبت ذات خداوند از اشیاء توصیف می نماید. نویسنده معتقد است که ملاصدرا در این تحلیل از «روش عام» فلسفی بهره برده است. تأمل در مقالات نگاشته شده، حکایت از آن دارد که در راستای تبیین نگاه فلسفی ملاصدرا در مسئله علم خداوند یا تطبیق نظریه او با متن دینی، پژوهش های متعددی انجام شده است اما کمتر به روش شناسی این اندیشمند توجه گردیده است. در این مقاله ثابت شده که روش او در مسئله علم خداوند، روش عام فلسفی است به این معنا که او از طریق مراجعه به متون دینی می تواند واقعیت را کشف کند، اما این کشف به طور مستقل انجام نمی شود و او این مسیر را به تنهایی طی نکرده است؛ بلکه فهم او از واقعیت تابع متن دینی می باشد.
بازخوانی آیه «ولِکُلٍّ وِجْهَهٌ هُوَ مُوَلِّیها فَاسْتَبِقُوا الْخَیْراتِ»(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
آیه 148 سوره بقره به جهت تعدد معانی واژگان، یکی از دشوارترین آیات قرآن است. تک تک واژگان این آیه مورد اختلاف مفسران قرار دارد، به نحوی که برای هر واژه چندین معنا بیان کرده اند.ندان تعدد احتمالات معنایی برای هر واژه، فهم و تفسیر آیه را بسیار مشکل ساخته و درک پیام آیه را دشوار کرده است، به گونه ای که با حساب احتمالات و ضرب معانی محتمل، یک کلمه در معانی احتمالی کلمات دیگر، با ده ها پیام مختلف روبه رو خواهیم شد. تفاسیر واژگان یاد شده و به تبع آن پیام های برآمده از آن، از جهاتی چند، محل تأمل و تردید است که برخی از مهمترین آنها خلط مفاهیم، ناسازگاری با سیاق و بی توجهی به کاربرد قرآنی است. دیدگاه مختار این پژوهش، تفسیر«ولِکُلٍّ »به تمام ادیان الهی و پیامبران، تفسیر «وِجْهَهٌ» به طریق و آیین، بازگرداندن مرجع ضمیر «هُوَ» به خداوند، تفسیر «مُوَلِّیها» به اسم فاعل و معنی کردن «فَاسْتَبِقُوا الْخَیْراتِ» به امر به سبقت گرفته در انجام خیرات است. این دیدگاه، کاستی های دیگر نظریات را ندارد و افزون بر این، همخوان با موضوع آیه و اصل پیوستگی آیات است. این پژوهش با روش مطالعه کتاب خانه ای و همراه با بررسی و سنجش نظریات مختلف در تفسیر آیه انجام شده است و هدف آن نقد و سنجش نظریات مختلف است.
تحلیل جامعه شناختی عوامل و موانع تحقق ایمان توحیدی در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴۲
77 - 121
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی جامعه شناختی عوامل و موانع تحقق ایمان توحیدی در قرآن کریم است. ایمان به توحید به عنوان محور اساسی دین اسلام، تأثیر تعیین کننده ای در شکل دهی رفتارها و کنش های فردی و اجتماعی دارد و زمینه ساز ارتقای کیفیت زندگی فردی و استحکام ساختارهای اجتماعی محسوب می شود. با تکیه بر روش تحلیل مضمون آیات قرآن و رویکرد تحلیلی جامعه شناختی، ابتدا مضامین مرتبط با تحقق یا تضعیف ایمان توحیدی استخراج گردید و سپس به تبیین نقش این عوامل در فرایند جامعه پذیری دینی و انسجام اجتماعی پرداخته شد. نتایج پژوهش نشان می دهد تحقق ایمان توحیدی در گرو تقویت عوامل ایجابی مانند شناخت معرفتی نسبت به آیات الهی، تلاش آگاهانه برای پذیرش و پیروی از حق، تسلیم در برابر آموزه های الهی و حضور فعال در عرصه های دینی و اجتماعی است. در مقابل، وجود موانعی چون غفلت از دستورات الهی، کم توجهی به مناسک عبادی، تحریف آموزه های دینی و بی توجهی به مسئولیت اجتماعی، عامل افزایش گسست های اجتماعی و تضعیف سرمایه اجتماعی و اعتماد جمعی در جامعه مؤمنان می شود. بر این اساس، توجه توأمان به توسعه عوامل ایجابی و رفع عوامل سلبی، زمینه ساز تحقق جامعه ای هم بسته بر پایه ایمان توحیدی خواهد بود و به رشد هم زمان فرد و اجتماع منجر می شود.
تکرار داستان ها در قرآن و فرضیه سنت های مختلف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴۲
295 - 322
حوزههای تخصصی:
مسئله تکرار در قرآن کریم، به ویژه در داستان های قرآنی، سؤالاتی را درباره چرایی این پدیده ایجاد کرده است. آیا این تکرارها و شباهت های مختلف در نقل داستان ها نشان دهنده عدم هماهنگی در متن قرآن و وجود سنت های مختلف است یا دلیلی بر تدوین دیرهنگام قرآن و دخالت دیگران در تألیف آن؟ همچنین این موضوع آیا برخلاف سنن و روش های معمول در عصر نزول است یا مشابه مکتوبات باستانی و اشعار پیش از اسلام بوده است؟ یکی از دیدگاه های مطرح، فرضیه سنت های مختلف ونزبرو است که با تکیه بر آن به این نتیجه رسیده که قرآن در دوره ای دیرتر تدوین شده است. این نظریه در میان محققان نقد و تحلیل گردیده است. در این پژوهش، ابتدا آرای متفکران اسلامی در مورد تکرار در قرآن بررسی می شود. سپس نظریه ونزبرو با استناد به آرای برخی مستشرقان نقد می گردد. شواهدی از جمله سبک شفاهی قرآن، وجود تکرار در مکتوبات باستانی و اشعار پیش از اسلام، تفسیر درون متنی داستان ها در نسخه های مختلف نسبت به یکدیگر و ارزیابی داستان با نظر به کل نگری سوره ها، به عنوان دلایلی بر رد دیدگاه ونزبرو در توجیه تکرار نقل ها ارائه می شود. در نهایت، این تحقیق نشان می دهد که تکرارهای موجود در قرآن نه تنها توجیه پذیرند، بلکه با ویژگی های ادبی و تاریخی آن سازگارند.
مفهوم مطالبه مورد شفعه و آثار آن در فقه و حقوق ایران؛ بررسی و تحلیل ماده 818 قانون مدنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های فقه مدنی پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲
345 - 374
حوزههای تخصصی:
ذکر واژه «مطالبه» در ماده 818 قانون مدنی نویسندگان حقوق را شگفت زده کرده است. مطابق با قسمت اخیر این ماده، مشتری نسبت به تلف و خرابی و عیبی که بعد از اخذ به شفعه و مطالبه حادث شده، مسئولیتی ندارد، مگر این که تعدی یا تفریط کرده باشد. درحالی که به موجب ماده 631 قانون مدنی چنانچه امین پس از مطالبه مورد امانت از تسلیم آن امتناع کند، مسئول تلف و هر عیب و نقص خواهد بود، هرچند تعدی یا تفریط نکرده باشد. ازاین رو، همه نویسندگان حقوق مدنی حکم ماده 818 قانون مدنی را مخالف با قواعد مطالبه می دانند. با وجود این، باید گفت: در تدوین ماده 818 قانون مدنی از ساختار شفعه و اصول حاکم بر آن پیروی شده و به همین دلیل، احکام مربوط به درخواست تسلیم مورد شفعه از قواعد حاکم بر امانات جدا شده است. بر این مبنا، پس از وقوع اخذ به شفعه، خواه مورد شفعه مطالبه شده باشد یا نه، مشتری تنها در صورت تعدی یا تفریط ضامن است. افزون بر این، مسئولیت خریدار نسبت به تلف یا خرابی و عیب مورد شفعه پس از اخذ آن، تابع احکام معامله، از جمله ضمان معاوضی، نیست . همچنین، پیش از اخذ به شفعه مشتری مالک است و به همین جهت، نسبت به تلف یا خرابی مال مسئولیت ندارد.
نقش و شرایط تأثیر عدم وصول چک در انحلال قرارداد با تأکید بر رویه قضایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های فقه مدنی پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲
375 - 412
حوزههای تخصصی:
چک به رغم آن که وسیله ای برای پرداخت است، اما به صرف صدور موجب برائت ذمه متعهد پرداخت نخواهد شد. توجه به این خلأ و لزوم رفع زیانی احتمالی، طرفین را وادار به اتخاذ تدابیری در قالب اشتراط شرط حق فسخ یا شرط فاسخ در قرارداد نموده است که امکان انحلال ارادی یا قهری عقد را به نحو معلق با معلق علیه عدم وصول چک در تاریخ مقرر فراهم می سازد. در ورای ظاهر ساده این شروط، ابهاماتی چند نهفته است که روشن ساختن آن تأثیر بسزایی بر حیات یا زوال عقد خواهد داشت. در پژوهش حاضر به روش توصیفی - تحلیلی، ابهامات مرتبط با وضعیت جایگزینی و انتقال چک، تاریخ و زمان مراجعه به بانک و تأثیر مصادیق برگشت چک بر تحقق معلق علیه و به تبع آن تکامل شرط معلق و امکان انحلال عقد، ضمن تحلیل رویه قضایی روشن گردید. در فرض جایگزینی یا انتقال چک باید قائل به بقا و تسری شرط مذکور بود. همچنین احراز وقوع عدم وصول چک منوط به تحقق آن در تاریخ مندرج در برگ چک و اتمام آن روز است، مشروط بر آن که مانع پرداخت به واسطه غفلت و کوتاهی ناشی از اراده صادرکننده از جمله عدم تکمیل موجودی یا ثبت چک در سامانه صیاد ایجاد شده باشد .
أبوعلی جبائی و مسئله گتیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه و کلام اسلامی سال ۵۸ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲
577-588
حوزههای تخصصی:
ابوعلی جبائی، افزون بر سه شرط معروف «باور صادق موجه» برای معرفت، دو شرط دیگر آورده است: سلامت و نفی تناقض. شرط چهارم ناظر به «سلامتِ طریقِ رسیدنِ به باور» است و می توان آن را با نظریه اطمینان گرایان معاصر مرتبط دانست که بر «حصول باور بر اساس فرآیندهای قابل اطمینان» تأکید دارند. شرط پنجم، معادل «سازگاری» است که بخشی از دیدگاه انسجام گرایان معاصر است؛ اما سازگاری شرطی ضعیف تر از «صدق» است و به دلیل وجود این شرط قوی تر در تعریف ابوعلی جبائی، شرط «سازگاری» و «عدم تناقض» زاید به نظر می رسد. شرط پنجم تا حدی مطابقت با شرط «قابلیت الغاء» یا «نقض ناپذیری» دارد که لرر و پاکسون در دوران معاصر طرح کرده اند. ابوعلی جبائی هم چنین بر دیدگاه ابوهذیل علاف که بر «قابلیت دسترسی» تأکید می کرد اعتراض کرده است که «ممکن است کسی باوری داشته باشد اما استدلالی بر باورش نتواند بیاورد». تطابق دیدگاه جبائی با نظریات اطمینان گروی و نقض ناپذیری و همچنین اعتراض او بر ابوهذیل علاف نشانه هایی از قرار گرفتن او در اردوگاه برون گرایان است. این مقاله نشان می دهد کاویدنِ آثار و نظرات متکلمان مسلمان با رویکردهای جدید، نمایان کننده مباحث بسیار غنی و خردورزی های قابل تحسین در این آثار است. این مباحث می تواند در برخی چالش های نوین معرفتی به کار آید.
بررسی استعاره های مفهومی آیات قرآن کریم مربوط به «وزنه و سنجش» براساس رویکرد شناختی لیکاف و جانسون(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
ذهن پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۰۳
103-130
حوزههای تخصصی:
استعاره در دیدگاه نوین، برخلاف دیدگاه سنتی که آن را وابسته به زبان می دانست و در سطح الفاظ رخ می داد، به-عنوان هسته ی بنیادین معناشناسی شناختی مطرح شد و پس از ارائه ی نظریه ی استعاره ی مفهومی توسط لیکاف و جانسون، مفهومی فراتر یافت. به نظر آن ها، در استعاره، یک قلمرو مفهومی را براساس قلمرو مفهومی دیگر بیان می کنیم. به بیانی دیگر، میان دو قلمرو، مفهومی متفاوت از طریق نگاشت برقرار می کنیم. زبان شناسان الگوهای موجود در ساختار مفهومی واژه ها و عبارات استعاری را به عنوان شاهدی جهت وجود استعاره های مفهومی ذهنی مورد تحلیل قرار می دهند. مقاله حاضر در صدد یافتن استعاره های مفهومی در آیات قرآن کریم مربوط به «وزنه و سنجش» براساس رویکرد لیکاف و جانسون می باشد. هدف از این پژوهش، پاسخ به این پرسش است که استعاره مفهومی چه نقشی در تصویرسازی واژه «کیل»، «میزان» و «قسطاس» دارد؟ پژوهش حاضر با تکیه بر روش توصیفی- تحلیلی و رویکرد زبان شناسی شناختی صورت گرفته است. نتایج حاصل از تطبیق حوزه های مقصد بر مبدأ نشان دهنده این است که مفاهیم انتزاعی و نامحسوس در آیات مربوط به وزنه و سنجش، از طریق نام نگاشت هایی مانند عدالت، نظم و هماهنگی در نظام آفرینش، عمل، ادای حق ملموس تر شده است.
پی جویی دیدگاه ابن سینا در ارتباط با مسئله بازنمایی ذهنی در اندیشه فلسفه ذهن معاصر(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
ذهن زمستان ۱۴۰۴ شماره ۱۰۴
171-191
حوزههای تخصصی:
نظریه بازنمایی، یکی از نظریات معرفت شناختی مطرح شده در حکمت سینوی است که در دوران معاصر نیز ، به دلیل قدرت تبیینی بالای آن در چگونگی تحقق شناخت نسبت به عالم خارج، با حصول تغییراتی در آن، مورد پذیرش بسیاری از فیلسوفان ذهن واقع شده است. در همین راستا، این نگارش کوشیده است که با جمع آوری و دسته بندی مطالب از منابع مرتبط و با اتّخاذ روشی تحلیلی، سعی در اثبات این فرضیه نماید که علی رغم وجود فاصله زمانی حدود هزار ساله میان ابن سینا و فیلسوفان ذهن معاصر و گسترش مطالب تجربی مرتبط با این نظریه، علاوه بر آنکه شباهت هایی میان نظرات او و برخی فیلسوفان معاصر وجود دارد، در بسیاری از نقاط اختلاف موجود در میان دیدگاه های او و این فیلسوفان نیز، پاسخ هایی با توجه به مبانی حکمت سینوی می توان ارائه نمود که حاکی از پویایی اندیشه او در مواجهه با مسائل معرفت شناختی معاصر است. علاوه بر این، دلایل وجود مفارقت و مشابهت در میان نظرات او و فیلسوفان معاصر ، از دیگر موارد مورد توجه این نگارش بوده است.
بررسی اشکال تای به تصورپذیر بودن ایده زامبی چالمرز(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
ذهن پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۰۳
33-48
حوزههای تخصصی:
چالش بین فیزیکالیسم و ضد فیزیکالیسم با ایده زامبی فلسفی وارد فضای جدیدی شده است. یکی از طرفداران اصلی ایده زامبی، چالمرز است. روشی که وی برای اثبات مدعای خود برگزیده، آزمایش فکری است. نکته محوری آزمایش فکری چالمرز در زامبی و جهان آن، تمایز بین کیفیت های پدیداری و کیفیت های کارکردی است. آنچه در جهان زامبی وجود ندارد، کیفیت های پدیداری است. در حالیکه همه انواع کیفیت های کارکردی در چنین جهانی و هم چنین در زامبی یافت می شود. مایکل تای در مخالفت با چالمرز با پیش فرض گرفتن چارچوب وی، آزمایش فکری جدیدی سامان می دهد تا نشان دهد گرچه در ابتدای مسیر، ایده زامبی تصورپذیر به نظر می رسد اما در ادامه به دلیل بروز شکاف های پرنشدنی به تناقضی درونی می رسد که در نهایت ایده زامبی و جهان آن را تصورناپذیر می کند. هدف این نوشتار بررسی آزمایش فکری تای و اشکالات آن است تا داوری مناسبی از آنچه صحیح است به دست دهد.









