ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۰۶۱ تا ۲٬۰۸۰ مورد از کل ۵۵۹٬۵۸۷ مورد.
۲۰۶۱.

خداباوری و استدلال انباشتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۳۲
برنامه پیشگامانه الهیات طبیعی صورت بندی استدلال های خداباورانه با تکیه بر تحقیقات تجربی بوده است. برخی الهی دانان طبیعی به استدلال یا برهان انباشتی توجه داشته اند. طبق برهان انباشتی، دلایلی که بر اساس برخی معیارها به نحو جداگانه ضعیف ارزیابی می شوند، ممکن است ترکیب شوند تا استدلال هایی را تولید کنند که قوی تر باشند. از این استدلال دو صورت بندی قیاسی و غیرقیاسی ارائه می شود. هر دو صورت بندی در سه سطح مورد ارزیابی قرار می گیرند: 1) مزیت ها: تردید در خداناباوری و ندانم باوری و تثبیت باورهای خداباورانه. 2) اشکالات قابل رفع: پیچیدگی فرآیند برهان انباشتی و دشواری آن برای عموم مردم، بی توجهی به فرضیه های رقیب و عدم تضمین قبول نتیجه به دلیل احتمال بالای 50 درصد مقدمات. 3) انتقادات: درآمیختگی بین احتمال درستی باور و میزان معقولیت باور و تعیین ناپذیری مقادیر و ارزش های ضروب احتمالاتیِ استدلال انباشتی. این پژوهش با تبیین کاربست الگوی انباشتی در سنت اسلامی ادامه می یابد تا نشان دهد چگونه اندیشمندان مسلمان الگوی انباشتی را در اثبات وجود خدا و روش شناسی اعتقادات همچون تراکم ظنون، اثبات صدق نبوت و اقناع پذیری به کار می گیرند. استدلال انباشتی به رغم برخی نقاط ضعف، آنجا که در تقویت باورهای بنیادین نظری (اعتقادات) و نیز شعائر و مناسک (عبادات و اخلاقیات) در دین اثربخشی دارد، عقلانی و قابل دفاع است.
۲۰۶۲.

Kinds of Unity of the Soul in Plato(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۵ تعداد دانلود : ۱۰۵
In my study, I investigate aspects of Plato’s analysis of the kinds of unity of the individual soul. The text to which I shall refer in my essay is Plato’s Republic. Throughout Plato’s Republic, the soul is represented as a composite entity. Since any soul is composed of different parts, namely the rational part, the spirited part and the appetitive part, the soul can have different developments. On the one hand, the parts of the soul are given; on the other hand, the development of the parts of the soul is not given but depends on education and on the influence exercised by society. Thus, the kinds of unity of the individual soul can be different from each other depending on the part of the soul which leads the whole soul. Only the unity produced by the rational part corresponds to a morally healthy condition of the soul, whereas the prevalence of the other parts brings about unhealthy conditions of the soul.
۲۰۶۳.

تأثیر نفی علت غایی در علم سکولار(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۰۳
علم سکولار مبانی فلسفی متعددی دارد. از جمله مبانی هستی شناختی آن، نفی علت غایی و غلبه رویکرد مکانیکی نسبت به انسان و جهان است. مسئله اصلی این مقاله آن است که تأثیر این مبنا را در فرایند سکولارشدن علوم جدید بررسی کند. این مقاله که با روش توصیفی-تحلیلی سامان یافته است، نشان می دهد کنارنهادن علت غایی، مهم ترین تأثیر را در علم سکولار داشته است. با آنکه بسیاری از دانشمندان مدرن نقش خداوند به عنوان علت فاعلی را پذیرفتند، انکار خدا به مثابه علت غایی جهان، تأثیر جدی در کنارنهادن مفاهیم داشت. نفی علت غایی از سویی تحت تأثیر جایگزینی نگرش فرانسیس بیکن در تعیین هدف علم، اصالت ریاضیات و تفسیر نادرست از علیّت است؛ از سوی دیگر زمینه ساز دئیسم، جبرگرایی، پوچ گرایی، تضعیف ارزش های اخلاقی و باورهای الهیاتی می شود که هر کدام از این پیامدها به شکلی در سکولارسازی علوم نقش جدی دارند. اشکالات منطقی و معرفت شناختی نفی علت غایی از دیگر دغدغه های این مقاله است.
۲۰۶۴.

تحلیلی نو از خیال و نقش آن در شکل گیری عواطف از دیدگاه حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۱۱۸
تحلیل ساحت عواطف انسانی از موضوعات مهم و کاربردی است و هدف ما از این پژوهش، ارائه تصویری از نحوه پیدایش و مدیریتِ عواطف توسط ساحت خیالی انسان است. در این پژوهش با استفاده از روش تحلیلی، به این نتیجه رسیدیم که ملاصدرا خیال را از یک قوه ادراکیِ منفعل، به یک مرتبه وجودی تحول داده که فعال و دارای قدرتِ آفرینندگیِ صور است و نه یک قوه بلکه یک ساحتِ وجود انسانی است که هم صورتگری میکند، هم معانی را می فهمد، هم صور و معانی را ذخیره و انبار و حفظ میکند، هم در آنها یا به مدد عقل و یا مستقلا تصرف میکند. بر اساس قاعده «النفس کل القوی»، ساحت خیال در مرتبه خود به ایجاد، تدبیر و مدیریت عواطف انسانی نیز می پردازد و به ترکیب و تجمیعِ مبادی ادراکی و گرایشی عواطف پرداخته، عاطفه های فرد را با تلفیق باورها و گرایشها شکل می دهد. عواطف در این نگرش، تلفیقی هنرمندانه از ادراکات و گرایشهای موجود در نفس آدمی هستند که مبتنی بر درجه وجودی نفس آدمی و مرتبه ساحت خیالیِ ساخته شده، زیست بوم های انسانی را شکل میدهند. عواطف انسانی، هم ماهیت شناختی و هم ماهیت گرایشی دارند و ساحتِ خیالی انسان، میتواند با مدیریت این دو ساحت، عواطف را شکل دهد. در خوانشِ صدرایی، ساحتِ خیالی قادر است سه کارِ قوای ادارکی یعنی ادراک، حفظ و نگهداری، و تصرف را بعلاوه ابداع و ترکیب فعالانه صور و معانی انجام دهد و کارکرد سه قوه واهمه، متخیله، متصرفه در خوانش مشائی را ایفاء کند.
۲۰۶۵.

ارائه مدل رهبری ذهنیت انطباق پذیر در اینترنت اشیاء اجتماعی:مطالعه ای کیفی بارویکرد گراند تئوری استراوس و کوبین(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۵۹
این مطالعه با هدف ارائه مدل رهبری ذهنیت انطباق پذیر در اینترنت اشیا اجتماعی، با رویکرد کیفی گراند تئوری انجام شده است. یکی از مزیت های انتخاب روش گرند تیوری این است که این روش بطور خاص بر درک عمیق و دقیق از تجارب واقعی و شواهد موجود تاکید دارد. انتخاب روش گرند تیوری به ویژه در تحلیل رفتارهای رهبری و شیوه های مدیریتی می تواند منجر به ایجاد مفاهیم و تئوری هایی شود که به سازمان ها و رهبران کمک می کند تا راهکارهای جدید و ابتکاری برای مواجهه با چالشها و فرصت ها در محیطهای پویا و پیچیده پیدا کنند و به طور مؤثری با تغییرات و چالش های جدید سازگار شوند. نمونه آماری شامل 15 نفر از خبرگان اعم از اساتید دانشگاه و متخصصان فناوری اطلاعات بوده که به روش هدفمند غیرتصادفی و با تکنیک گلوله برفی انتخاب شدند. تحلیل داده ها در بخش کیفی با روش تحلیل مضمون و نرم افزار مکس کیودا انجام شد. با بررسی و دسته بندی کدهای توصیفی حاصل از متون مصاحبه، 55 مضمون فرعی را شناسایی نموده و با توجه به شباهت و قرابت معنایی آنها، در 9 مضمون اصلی دسته بندی شدند.در نتیجه دو فاکتور ذهن آگاهی و رهبری تحول گرا بعنوان شرایط علی درمدل رهبری ذهنیت انطباق پذیر در اینترنت اشیاء اجتماعی شناسایی شدند. همچنین مضامین تفکر استراتژیک وپویش محیطی بعنوان عوامل زمینه ای درمدل رهبری ذهنیت انطباق پذیر در اینترنت اشیاء اجتماعی و فرهنگ دیجیتال ،همراستایی دیجیتال وارتباطات درون سازمانی بعنوان راهبردهای مدل رهبری ذهنیت انطباق پذیر در اینترنت اشیاء اجتماعی و در نهایت دو مضمون کاهش مقاومت کارکنان و انعطاف پذیری سازمان بعنوان پیامدها درمدل رهبری ذهنیت انطباق پذیر در اینترنت اشیاء اجتماعی شناسایی شدند.
۲۰۶۶.

تحلیل عوامل سازمانی در رهبری مبتنی بر علوم اعصاب در سازمان های آموزشی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۷۷
این تحقیق با هدف بررسی نقش عوامل سازمانی در رهبری مبتنی بر علوم اعصاب در سازمان های آموزشی انجام شده است. پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و اکتشافی و ازنظر روش به صورت آمیخته کیفی - کمی می باشد. جامعه آماری در مرحله کیفی اساتید دانشگاه و خبرگان آموزش وپرورش استان لرستان و جامعه آماری در مرحله کمی شامل اداره کل و ادارات آموزش وپرورش استان لرستان به تعداد 1222نفر می باشد. در بخش کیفی جامعه نمونه تعداد 15 نفر به روش هدفمند برای انجام تکنیک دلفی فازی و در بخش کمی تعداد 292 نفر با استفاده از فرمول کوکران و با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شده است. ابزار گردآوری اطلاعات در مرحله کیفی پرسشنامه محقق ساخته و در مرحله کمی پرسشنامه حاصل از نظر خبرگان در مراحل دلفی فازی بوده است. برای تجزیه وتحلیل اطلاعات در بخش کیفی از فراترکیب و دلفی فازی و در مرحله کمی از معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی استفاده شده است. الگوی رهبری مبتنی بر علوم اعصاب با 5 بعد، 63 مؤلفه و 205 شاخص تأیید و تدوین گردید. که در بعد عوامل سازمانی11 عامل اصلی شناسایی شد. بر اساس بررسی مدل اندازه گیری بعد عوامل سازمانی مؤلفه های آزادی عمل ، اعتماد متقابل ، ارتباطات سازنده و صمیمی ، تعهد و تعلق سازمانی ، ارتقای هویت سازمانی، امیدبخشی ، خلاقیت ، مشارکت ، سرمایه اجتماعی ، تسهیم دانش و ترویج استفاده از رویکردهای نوین بر رهبری مبتنی بر علوم اعصاب تأثیر مثبت داشتند . یافته های این پژوهش می تواند معیار مناسبی در اختیار مدیران و رهبران آموزش وپرورش قرار دهد. استفاده از این مؤلفه ها در سازمان های آموزشی باعث می شود مدیران و رهبران سازمان ها هدفمند تر منابع انسانی خود را در مسیر پیشرفت قرار دهند.
۲۰۶۷.

ارزیابی میزان تحقق پذیری طرح توسعه ی شهری بوشهر با تأکید بر کاربری های عمومی به روش بهترین-بدترین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۶۴
تهیه ی طرح های شهری همواره نیازمند شاخص هایی است که نشان دهد در هر لحظه در چه مختصاتی نسبت به چشم انداز طرح قرارگرفته است؛ چرا که برنامه ریزی فرایندی است که با تهیه طرح خاتمه نیافته؛ بلکه از طریق ارزیابی، اقدامات و تصمیم گیری های مجدد ادامه می یابد. هدف این پژوهش، ارزیابی میزان تحقق پذیری کاربری های عمومی پیشنهادی طرح توسعه ی شهری بوشهر، در 2 مقیاس شهر و ناحیه ی 6 بوشهر است. پژوهش حاضر از نوع هدف توصیفی_تحلیلی است و شیوه گردآوری اطلاعات، مطالعات کتابخانه ای و بررسی های میدانی بوده است. در مطالعات کتابخانه ای از اطلاعات بازنگری طرح تفصیلی شهر بوشهر (مصوب سال 1391) و مطالعات اولیه بازنگری طرح جامع شهر بوشهر (1399) استفاده شده و در مطالعات میدانی، ابزار امتیازدهی به مؤلفه های مؤثر در تحقق پذیری کاربری های عمومی پیشنهادی طرح توسعه ی بوشهر، پرسشنامه بوده که به واسطه ی 30 نفر از اساتید بومی گروه شهرسازی و مدیران ارشد شهری بوشهر تکمیل شده است. به منظور وزن دهی به مؤلفه های مؤثر در تحقق پذیری کاربری های عمومی پیشنهادی طرح توسعه ی شهری بوشهر از روش BWM که در سال 2016 توسط رضایی ارائه شده، استفاده گردیده و در جهت حل محاسبات از نرم افزار Lingo استفاده شده است. محدوده ی موردمطالعه در پژوهش حاضر شهر بوشهر و ناحیه ۶ بوشهر است. یافته های پژوهش حاضر حکایت از آن دارد که عمده ی پیشنهادات طرح توسعه ی شهری بوشهر در قالب کاربری های عمومی، به طور کامل محقق نشده است و کاربری های عمومی به صورت متوازن در بین نواحی شهر بوشهر توزیع نگردیده است. از میان معیار ها و مؤلفه های مؤثر بر تحقق پذیری کاربری های عمومی شهر بوشهر، معیار مالکیت اراضی (نظامی، اوقافی، خصوصی و...) بیشترین میزان اثرگذاری را در عدم تحقق کاربری های عمومی پیشنهادی در سطح شهر بوشهر و ناحیه ی 6 داشته است.
۲۰۶۸.

شناسایی عوامل کلیدی سبک زندگی ایرانی-اسلامی در محلات شهری (مطالعه: موردی محلات مقصودیه و یاغچیان شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹
سبک زندگی ایرانی-اسلامی، نوعی الگوی زندگی است که در تمام بخش های زندگی افراد همانند سکونت در محلات شهری می تواند متجلی شود. مجموعه عواملی در سبک زندگی ایرانی-اسلامی در محلات شهری دخیل هستند عواملی که مطمئناً برخی از آنها از اهمیت بالایی برخوردار است عواملی که نیاز هستند مشخص شوند تا در جهت فایق آمدن بر مشکلات، روی آنها برنامه ریزی شود. هدف این تحقیق شناسایی عوامل کلیدی مؤثر در سبک زندگی ایرانی- اسلامی محلات مورد مطالعه شهر تبریز است. پژوهش حاضر از نوع، توصیفی- اکتشافی بوده است و جامعه آماری تحقیق را کارشناسان آشنا به موضوع سبک زندگی ایرانی-اسلامی در محلات شهری تشکیل می دهند که به روش گلوله برفی، تعداد 30 نفر از آن ها به عنوان نمونه آماری تحقیق انتخاب شدند. همچنین برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش تحلیل محتوا، مدل سازی ساختاری- تفسیری(ISM) و تحلیل MICMAC استفاده شد. قلمرو جغرافیایی این پژوهش، محلات مقصودیه و یاغچیان کلانشهر تبریز می باشد. نتایج تحقیق نشان داد که از بین 86 عامل شناسایی شده اولیه، 30 عامل در محاسبه روایی محتوایی، ضریب CVR بالای 75/0 را کسب کردند و به عنوان عوامل نهایی سبک زندگی ایرانی-اسلامی در محلات شهری تبریز شناخته شدند. در همین راستا، نتایج تحقیق نشان داد که عوامل انسان محوری، عدالت محوی، قانون گرایی، نهی ضرر به دیگران در ساخت و ساز، پرهیز از تجمل گرایی و مسجد به عنوان مرکز تجمع و فعالیت ها، به عنوان عوامل کلیدی سبک زندگی ایرانی-اسلامی در محلات شهری شهر تبریز به شمار می روند، عواملی که دارای قدرت نفوذ بالا و وابستگی پایینی هستند و برای تغییر و تحول اساسی در عملکرد سیستم (سبک زندگی ایرانی-اسلامی)، باید در وهله اول روی آنها تاکید کرد.
۲۰۶۹.

تصحیح انتقادی دیوان عالی گیلانی با تأکید بر ساختار زبانی و ویژگی‌های سبک هندی در شعر او(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۱۷۴
عالی گیلانی از شاعران برجسته ی سبک هندی از خطه ی گیلان است .دیوان شاعر از حیثدارابودن تشبیهات و صور خیال کم نظیر در میان اشعار شیعی حایز اهمیت است .عالی به دوره یصفویه و دوره ی کم لطفی به ادیبان تعلق دارد . دوره ایی که شاعران و سخنوران به دلیل بی توجهایی شاهان صفوی به شاعران علیرغم میل باطنی رنج غربت را به جان خریده و راهی دیار هندو هامی شوند . که این هجرتها سبکی را تحت عنوان سبک هندی به وجود می آورد .سبکی با تشبیهاتفراوان و گاه دور از ذهن .شاعران برای خوش آمد پادشاهان هند به ماراتونی عجیب و غریب دستمی زنند .عالی حدود بیست سال رنج غربت و غم ها را به جان می خرد و در پایان برای جاودانکردن اثر خود در زمان شاه عباس دوم به موطن خویش باز می گردد .ابیات نغز و لطیف شاعرمملو از ارادت قلبی وی به مولایش علی (ع) و پس از آن به خاندان مطهرش است
۲۰۷۰.

Analyzing the Impact of Laws and Regulations on the Urban Planning Process with a Focus on the Regeneration of Deteriorated Urban Fabrics (Case Study: Qazvin City)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۷۳
A considerable share of dysfunctions in the social, economic, physical–functional, and decision-making systems of deteriorated urban fabrics in many countries, including Iran, originates from the absence, weakness, or inadequacy of laws and regulations. These instruments, designed to guide legislators and urban decision-makers in controlling development, promoting social justice, and ensuring a safe and livable environment, often fail to achieve their intended goals due to shortcomings, contradictions, or conflicting objectives. Qazvin, chosen as the case study for this research, is one of Iran’s historic cities and a pioneer in urban planning. Nevertheless, its deteriorated urban fabric is of particular importance given its scale, proximity to heritage assets and valuable urban spaces, and the severity of its physical and social challenges. This study examines the existing laws and regulations, their impacts on physical–functional, socio-cultural, economic, decision-making, and environmental–natural systems, and evaluates their influence on the regeneration of Qazvin’s deteriorated urban fabric. The research pursues two main objectives: (1) to address or mitigate problems arising from the enactment or implementation of relevant laws and regulations, and (2) to identify potential solutions to enhance their effectiveness. To achieve this, impact analysis techniques were employed alongside the Delphi method to propose strategies for improvement. Findings highlight the crucial role of laws and regulations in urban regeneration. Drafting such frameworks requires a comprehensive, multidimensional approach grounded in the needs of residents. Success depends on active community participation, the application of appropriate analytical tools, and collective decision-making to address the intertwined physical, social, economic, and environmental dysfunctions of deteriorated areas.
۲۰۷۱.

راهبردهای توسعه اقتصاد فرهنگ در اقلیم فرهنگی مکران و بلوچستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۸ تعداد دانلود : ۲۶۰
توسعه اقتصاد فرهنگ به عنوان یکی از شاخص های اصلی سنجش توسعه یافتگی نظام فرهنگی منطقه ای و ملی می تواند به رفع چالش های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی مناطق کمک کند. پژوهش حاضر در پی راهبردهای توسعه اقتصاد فرهنگ در اقلیم فرهنگی مکران و بلوچستان است که از ظرفیت های چشمگیر آن در حوزه اقتصاد فرهنگ، بهره شایسته برده نشده است. هدف از انجام این پژوهش ضمن شناسایی ظرفیت ها، پس ران ها و پیش ران های توسعه اقتصاد فرهنگ در این اقلیم، دستیابی به راهبردهایی برای توسعه اقتصاد فرهنگ در این منطقه و افزایش نقش آفرینی آن در توسعه اقتصاد فرهنگ کشور در سطح جهانی است. یافته های پژوهش، حاصل تحلیل محتوای کیفی و تحلیل مضمون داده های گردآوری شده با روش مطالعه کتابخانه ای، اسنادی و میدانی است. بر این اساس، توسعه اقتصاد فرهنگ در این اقلیم با اتخاذ راهبردها و سیاست هایی در سطوح مختلف کلان، میانی و خرد همراه است ازجمله: توسعه زیرساخت ها؛ گسترش روابط درون اقلیمی و برون اقلیمی؛ بهره گیری از مشارکت محلی در تمام سطوح؛ برندسازی اقلیم؛ بهره گیری از مشارکت نهادها و سازمان های موجود و جدید. به علاوه پشتیبانی سیاست هایی که این اقلیم را به عنوان عضوی از شبکه اقلیم واحد فرهنگی ایران در نظر گرفته و به ارزش افزایی فرهنگی در مراحل مختلف زنجیره ارزش صنایع فرهنگی توجه داشته باشند، ضروری به نظر می رسد. چرا که حاصل توسعه منطقه ای یا اقلیمی در کل شبکه اقلیم های واحد فرهنگی ایران بسط می یابد و درنتیجه چرخه توسعه فرهنگی ملی، اقلیمی و محلی، جایگاه کشور را در اقتصاد فرهنگ جهانی تقویت می کند.
۲۰۷۲.

نقش بحران اخلاقی (اجتماعی) در بحران فروش در صنعت بانکداری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۲ تعداد دانلود : ۱۷۴
گرچه نظام بانکی کشور متعهد به اجرای اسناد بالادستی است و همواره سعی داشته است مجری منشورهای اخلاقی مدون خود باشد، اما یک پیشنهاد مطلوب برای ترویج مسئولیت اخلاقی در بانک ها و نهادینه سازی بیشتر این فرهنگ مفید و موثر در نظام بانکی کشور، آن است که بانک مرکزی با تدوین مجموعه ای از کدهای اخلاقی، آن ها را جهت اجرا به شبکه بانکی ارائه دهد. تدوین و ابلاغ این کدها و در ادامه نظارت و ارزیابی و رتبه بندی بانک ها قادر خواهد بود رقابتی در بین بانک ها در انجام فعالیت های اخلاق مدار جهت کسب رتبه های برتر به وجود آورد. از این رو هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش بحران اخلاقی (اجتماعی) در بحران فروش در صنعت بانکداری ایران است. پژوهش حاضر، از نوع کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون صورت گرفته است. برای شناسایی نقش بحران اخلاقی (اجتماعی) بر بحران فروش بانکی، اقدام به استخراج عوامل شکل دهنده بحران اخلاقی(اجتماعی) که بر روی بحران فروش بانکی موثر هستند پرداختیم. روش نمونه گیری به صورت هدفمند و از نوع قضاوتی بوده است. در این نمونه گیری هدفمند قضاوتی، قصد ما انتخاب مواردی است که با توجه به هدف پژوهش، اطلاعات زیادی داشته باشند، لذا مصاحبه های نیمه ساختار یافته با 15 نفر از جامعه بانکداری (مدیران تحقیق و توسعه و مدیران بانکداری شرکتی بانک های تجاری خصوصی) انجام شده است. برای بررسی حجم نمونه کیفی از روش نمونه گیری نظری تا مرحله اشباع داده ها استفاده نمودیم. عوامل شکل دهنده بحران اخلاقی(اجتماعی) که بر روی بحران فروش بانکی موثر هستند، در قالب در قالب ۲ تم اصلی، ۲ تم فرعی و 21 مفهوم استخراج شدند. یافته ها نشان داد که مولفه های تاثیرگذار بحران اخلاقی (اجتماعی) که منجر به بحران فروش بانکی می شوند عبارتند از: عوامل اجتماعی و محرک های داخلی (اخلاقی). نتایج نشان داد عواملی اجتماعی مانند تغییر انتظارات و تغییر نگرش سرمایه گذاران و مشتریان ، نرخ بالای بیکاری و کاهش سرمایه اجتماعی بانکها (عدم اعتماد به بانک ها بخاطر عدم توجه به مسایل مورد اهمیت مردم (اقتصادی و سیاسی و ..) بعلاوه عوامل اخلاقی از جمله فساد داخلی بانکی در میان کارکنان در ارتباط با مشتریان، ارتباط نامناسب با مشتریان و عدم رضایتمندی مشتریان از خدمات بانکی ، رفتار غیر اخلاقی و صرفا منطبق با منطق اقتصادی و عدم وام دهی مبتنی بر اعتماد در نهایت بیشترین فراوانی در تشدید بحران فروش بانکی دارند.
۲۰۷۳.

طراحی الگوی مهربانی سازمانی بر اساس رویکرد داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۳ تعداد دانلود : ۱۹۴
هدف: بیمارستان ها محل کاری و محیط پُرتنش و استرس زایی هستند و کارکنان بیمارستان ها به رفتار مهربانانه نیاز بیشتری دارند؛ از این رو ترویج فرهنگ مهربانی سازمانی در بیمارستان ها، امری ضروری به حساب می آید. مهربانی سازمانی با ایجاد تصویری از بیمارستان ها به عنوان بهترین مکان برای کار، با هدف تأثیر مثبت بر کارکنان فعلی و آتی، به منظور حفظ و جذب کارکنان با پتانسیل بالا، برای تمام بیمارستان ها مسئله ای حیاتی به حساب می آید؛ از این رو زمانی کارکنان نخبه و با استعداد، جذب این سازمان می شوند و کار خود را در آن خواهند داد که به محیط و شرایط آن سازمان و کارفرمایشان نگرش مثبتی داشته باشند. پژوهش حاضر درصدد طراحی الگوی مهربانی سازمانی در بیمارستان های استان هرات، با هدف جذب و حفظ کارکنان با استعداد اجرا شده است. روش: این مطالعه از نظر هدف توسعه ای است و ماهیت اکتشافی دارد. روش پژوهش کیفی و مبتنی بر پارادایم تفسیری و نظریه داده بنیاد است. به این منظور، ضمن انجام مصاحبه های نیمه ساختار یافته با ۱۹ مشارکت کننده به روش هدفمند و رعایت قاعده اشباع نظری، داده ها جمع آوری شد. داده های خام حاصل از مصاحبه ها با استفاده از نرم افزار مکس کیودا ۲۰۲۴ تجزیه وتحلیل شدند. روایی و پایایی این پژوهش بررسی شد و به تأیید رسید. یافته ها: پس از تحلیل داده ها در روند کدگذاری باز، ۵۷۲ مفهوم و در مرحله کدگذاری محوری۷۰ مقوله فرعی شناسایی شد که در قالب ۶ مقوله اصلی عوامل علّی، پدیده محوری، عوامل زمینه ای، عوامل مداخله گر، راه کارها و پیامدها دسته بندی شده است. در ادامه و در مرحله کدگذاری انتخابی، یکایک اجزای پارادایم کدگذاری تشریح و نظریه خلق شد. بررسی های حاصل از مصاحبه ها و کدگذاری های سه مرحله ای، به طرح الگوی مهربانی سازمانی در بیمارستان های استان هرات منجر شد. در این مدل، عوامل علّی در دو بُعد فردی (سطح بلوغ و سواد اجتماعی، ویژگی های شخصیتی و سلامت روحی – روانی) و عوامل سازمانی (جوّ سازمانی، اهداف سازمانی و حیطه صلاحیت قانونی افراد) شناسایی شد. همچنین یافته ها نشان می دهد که پدیده مهربانی سازمانی متشکل از سه مؤلفه اصلی مهربانی شناختی، مهربانی عاطفی و مهربانی رفتاری می باشد. عوامل زمینه ای نیز در دو دسته عوامل فردی (ظرفیت پذیرش و حمایت از مهربانی) و عوامل سازمانی (ساختار سازمانی متناسب و مشارکتی، فرهنگ سازمانی غنی و حامی مهربانی، عدالت سازمانی، عوامل حمایتی و انگیزشی و تعادل بین کار و زندگی) شناسایی شدند. یافته ها بیانگر این است که عواملی در جهت ممانعت از ترویج مهربانی سازمانی عمل می کنند که عبارت اند از: عوامل فردی (خستگی هیجانی و مشکلات خانوادگی)، عوامل سازمانی (سیستم رقابتی نادرست، اینرسی سازمانی، رهبری ناشایست، بی عدالتی سازمانی و غوغاسالاری) و همچنین، فراتر از مرزهای سازمان، عوامل فرهنگی – اجتماعی، اقتصادی و سیاسی نیز می توانند مداخله گر باشند. راهبردها و اقدام های لازم برای ترویج مهربانی سازمانی در سه سطح فردی (راهبرد خودمدیریتی و دیگر مدیریتی)، گروهی (گروه سازی اثربخش و تعیین هنجارهای گروهی حامی مهربانی) و سازمانی (اقدامات حوزه منابع انسانی، اعتماد سازمانی، بازمهندسی ساختار سازمانی و فرایندهای کاری، تدابیر آموزشی، سیاست کلان سازمان، اقدامات فرهنگ مدیریت اوقات فراغت، اقدامات الگوسازی مدیران ارشد و مدیریت تعارض) شناسایی شدند. یافته ها همچنین حاکی است که پدیده مهربانی سازمانی، می تواند به پیامدهای بسیاری در ابعاد فردی، گروهی، سازمانی و فراسازمانی منجر شود. در سطح فردی (توسعه فردی و بهزیستی فردی)، در سطح گروهی (هم افزایی گروهی و اشتراک و همه گیرشدن دانش)، در سطح سازمانی (افزایش رضایت شغلی، تقویت تعلق و درگیری ذهنی – عاطفی کارکنان، تسهیل مدیریت تعارض، کاهش میزان فرسودگی شغلی، افزایش خلاقیت و نوآوری، کاهش تمایل به ترک خدمت، کاهش استرس شغلی، افزایش تعهد سازمانی، آوادادن به سکوت، افزایش رفتار شهروندی، سلامت سازمانی، افزایش رضایت مشتریان و افزایش بهره وری سازمان) و در سطح فراسازمانی (سرریز مهربانی به جامعه و سازمان های دیگر) شناسایی شده اند. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش می تواند آگاهی مدیران در ارتباط با چرایی الزام شکل گیری این پدیده در بیمارستان ها را افزایش دهد و شناخت آن ها را از عوامل مؤثر بر مهربانی در سازمان ها بهبود بخشد. شناسایی عوامل علّی و زمینه ای مهربانی سازمانی، همچنین بستر مناسبی برای برنامه ریزی و اجرای اقدام های لازم در جهت ترویج و مدیریت این پدیده در سازمان ها فراهم می کند. شناسایی پیامدهای مهربانی سازمانی نیز می تواند اهمیت موضوع را به مدیران گوشزد کند و حساسیت آن ها را به تسهیل و مدیریت این پدیده مثبت افزایش دهد.
۲۰۷۴.

معیارسازی خرده آزمون های واژگانی معنایی نسخه فارسی پروتکل ارزیابی مهارت های ارتباطی مونترال (پی.ام.ای.سی.)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۹۶
مجموعه ای از پژوهش ها در تقریباً نیم قرن اخیر نشان داده اند که علاوه بر نقش تعیین کننده نیمکره چپ در پردازش زبان، نیمکره راست نیز، در پردازش جنبه های مختلف زبانی و ارتباطی نقش دارد. «پروتکل ارزیابی مهارت های ارتباطی مونترال (ام.ای.سی.)» در سال 2004 به عنوان یک آزمون جامع با هدف ارزیابی چهار مهارت نوایی، واژگانی معنایی، گفتمانی و کاربردشناختی در بیماران آسیب دیده مغزی نیمکره راست طراحی و تدوین شد. در پژوهش حاضر، چهار خرده آزمون مرتبط با مهارت واژگانی معنایی نسخه فارسی پروتکل مونترال (پی.ام.ای.سی.)، یعنی روانی گفتار بدون محدودیت، روانی گفتار با معیار املایی (ب)، روانی گفتار با معیار معنایی (پوشاک) و قضاوت معنایی، معرفی شده است. در فرایند هنجارسازی این چهار خرده آزمون، عملکرد 150 فرد سالم فارسی زبان در دو گروه سنی 25 44 و 45 64 سال و دو گروه تحصیلی زیر 12 سال و 12 سال یا بالاتر آموزش رسمی ارزیابی شد. نتایج این پژوهش روایی و پایایی خرده آمون های پی.ام.ای.سی. را برای سنجش مهارت های واژگانی معنایی زبان فارسی تأیید کرده است. همچنین، هماهنگ با نتایج پژوهش پیشین درباره مهارت کاربردشناختی پی.ام.ای.سی.، نتایج نشان می دهند که متغیر میزان تحصیلات، در مقایسه با متغیر سن، به طور معنی داری بر عملکرد آزمودنی ها در بیشتر خرده آزمون ها اثرگذار بوده است.
۲۰۷۵.

Proust et l'Iran : Étude des dynamiques de réception, Résistances et enjeux dans le contexte littéraire iranien(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۱۳
La seconde moitié du XXe siècle témoigne de l’avènement des théories de la réception, qui réhabilitent le rôle du lecteur comme acteur central dans l’élaboration du sens de l’œuvre littéraire, rompant avec les approches traditionnelles axées sur l’auteur ou le texte. Cet article s’inscrit dans cette perspective critique en mobilisant les concepts fondamentaux de Hans Robert Jauss, tels que l’« horizon d’attente » et l’« écart esthétique », pour examiner la réception d’À la recherche du temps perdu de Marcel Proust en Iran. À partir d’une analyse rigoureuse des contributions critiques et académiques produites par l’intelligentsia iranienne – critiques littéraires, traducteurs, universitaires, écrivains –, il interroge l’influence de l’œuvre proustienne sur la littérature persane et, en cas d’absence d’impact significatif, en identifie les causes sous-jacentes. Les résultats mettent en lumière une réception contrastée : en France, l’écart esthétique initial entre l’horizon d’attente des lecteurs et celui de l’œuvre s’est progressivement mué en une jouissance esthétique, témoignant d’une fusion réussie entre ces deux horizons. En revanche, en Iran, cet écart persiste, empêchant l’intégration de l’univers proustien dans les canons littéraires persans. Cinq facteurs principaux sont avancés pour expliquer cette réception limitée : la complexité stylistique de l’écriture proustienne, son intraduisibilité, un décalage thématique et conceptuel, l’élitisme exclusif de sa réception, et le manque d’ouvrages de vulgarisation en langue persane. En identifiant ces obstacles, cet article propose une analyse renouvelée des dynamiques sous-jacentes à la réception littéraire contrastée de Proust.
۲۰۷۶.

تحليل رواية "أرني أنظر إليك" لخولة حمدي بناءً علي نظرية علم النفس الوجوديّ لإرفين يالوم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۲۲
شهدت السنوات الأخیره بروزاً ملحوظاً للاهتمام بالمنظور الوجودیّ فی علم النفس، حیث أصبح أحد أبرز التیارات التی حظیت باهتمام کبیر لیس فقط فی المجال النفسی، بل فی الدراسات المتعدده التخصصات، وخاصه فی مجال الأدب. وقد أولى هذا المنظور اهتماماً عمیقاً للمفاهیم الأساسیه للحیاه الإنسانیه وأکد على ضروره البحث عن المعنى والمواجهه الواعیه للتحدیات الوجودیّه. وتشکل مسائل مثل الموت والحریه والمسؤولیه واللاجدوى والمعنى محاور أساسیه فی علم النفس الوجودیّ، حیث یرى أن طریقه مواجهه الإنسان لهذه الأزمات تحدد نوعیه حیاته النفسیه. وفی هذا المنظور، لا تُعتبر الشخصیات الروائیه مجرد انعکاس للأحداث الخارجیه، بل تمثل تجسیداً للهموم الوجودیّه والسعی لإضفاء معنى على الحیاه فی عالم ملیء بالتحدیات الأساسیه. تهدف هذه الدراسه، باستخدام المنهج الوصفی - التحلیلی، إلى تحلیل شخصیه مالک، فی روایه «أرنی أنظر إلیک» لخوله حمدی اعتماداً على المفاهیم الأساسیه لعلم النفس الوجودیّ لإرفین یالوم. وتشیر نتائج الدراسه إلى أن مالک، بعد بحث طویل، توصل إلى أن معنى الحیاه لیس شیئاً ثابتاً أو محدداً سلفاً، وأن اللاجدوى جزء لا یتجزأ منها. وقد أدى قبوله لهذه الحقیقه إلى نوع من الإیمان الشخصی المباشر بالله یتجاوز المعتقدات التقلیدیه. شعور مالک بالانفصال الجوهری عن الآخرین، وحتى عن نفسه، یتجلى کاغتراب عن المجتمع والدین والعلاقات الإنسانیه، مما یعزز من عزلته النفسیه والروحیه. ومع قبول آلام وتناقضات الحیاه، یسعى مالک إلى خلق معنى شخصی لنفسه بدلاً من الهروب منها. ومن منظور الوجودیّه، فإن هذا البحث یدل على صحته النفسیه؛ لأنه بدلاً من إنکار الأسئله الوجودیّه أو الهروب منها، یسعى بنشاط للعثور على إجابات لها.
۲۰۷۷.

تحلیل هستی شناختی کرامت انسانی و نسبت آن با تفضیل در آیه تکریم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۸۸
آیه تکریم (اسراء/۷۰ )، از آیات بنیادین قرآن در تبیین منزلت انسان در نظام آفرینش است که با دو تعبیر «تکریم» و «تفضیل»، به کرامت ذاتی و برتری انسان بر سایر مخلوقات اشاره دارد. این پژوهش با هدف تبیین هستی شناختی کرامت انسانی و تحلیل مفهومی نسبت آن با تفضیل، درصدد قرائتی منسجم و دقیق از آیه تکریم است. این تحقیق با روش مطالعه کتابخانه ای و حل مسئله تحلیلی-تفسیری، مبتنی بر تفسیر موضوعی، به آن می پردازد. فهم روشن تر از حقیقت کرامت ذاتی و نسبت آن با برتری های نسبی انسان می تواند پایه ای نظری برای بازخوانی نظام ارزش گذاری انسانی در قرآن و دفاع عقلانی از مبانی حقوق بشر در نگاه توحیدی فراهم کند. بر اساس یافته های پژوهش، کرامت انسان در این آیه، موهبتی الهی، همگانی، غیرقابل سلب و متعلق به ذات نوع انسان است که در وجود همه افراد بشر به صورت بالقوه نهاده شده است. این کرامتْ تنها در صورت فعلیت یافتن از طریق حرکت اختیاری انسان در مسیر کمال، می تواند منشأ بهره مندی از حقوق و شئون انسانی گردد. در ادامه، «تفضیل» به مثابه تجلی بیرونی کرامت انسان در مقایسه با سایر مخلوقات تحلیل شده و روشن گردیده است که این دو مفهومْ در نسبت طولی با یکدیگرند. همچنین تفسیر واژه «کثیر» در عبارت <فَضَّلْناهُمْ عَلى کَثیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا> ناظر به فراوانی مفضَّل علیه است نه تحدید دایره آن، تا از آن نفی برتری نوع انسان بر برخی مخلوقات مانند فرشتگان را نتیجه گرفت.
۲۰۷۸.

آیا متافیزیک عامل اصلی بحران های اکولوژیکی است؟ نقد فلسفی- فرهنگی مقاله تاریخی لین وایت(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۹۴
در سال های اخیر در علم فیزیک فرضیه وجود جهان هایی جز جهان ما تقویت شده است. این نظریه در بسترهای فیزیکی چون نظریه ریسمان، تورم آشوبناک و گرانش کوانتومی رشد یافته و نحوه شکل گیری این جهان ها در چهار سطح تبیین شده است. به نظر می رسد ساله ا پیش از مطرح شدن چنین نظریه هایی در فیزیک، فیلسوفانی مانند لایب نیتس به وجود جهان هایی دیگر در فلسفه خویش اذعان کرده اند و وجود آنها را ممکن پنداشته اند. در تفکر لایب نیتسی این نظریه که با نام جهان های ممکن شهرت دارد، در ارتباط با حقایق عقلی (در برابر حقایق واقعی) تبین شده است. فیلسوفان، از این نظریه دو تفسیر متفاوت با نام امکان گرایی و فعلیت گرایی ارائه کرده اند. مسئله ای که پژوهش پیش رو در پی پاسخ آن است، میزان تطبیق پذیری نظریه جهان های بسیار در فیزیک و فلسفه است. واقعیت آن است که درباره ماهیت علمی یا فلسفی فرضیه جهان های بسیار نمی توان به آسانی اظهار نظر نمود. یافته های پژوهش نشان می دهد که می توان نظریه جهان های بسیار را نظریه ای فلسفی-فیزیکی دانست؛ اگرچه فیزیک و فلسفه با رویکردی جداگانه به این فرضیه می پردازند، اما مکمل یکدیگر هستند و ما را در حل معضل چیستی و کیفیت وجود جهان های بسیار یاری می رسانند.
۲۰۷۹.

مبانی انسان شناختی علم اجتماعی تفسیری و دلالت های جامعه شناختی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۶۹
علم اجتماعی مدرن، مبتنی بر بنیان های معرفتی و نظری ویژه ای است که به رویکردها، نظریه ها، حوزه ها و روش های آن رنگ می بخشد و آن را از علم اجتماعی و مبانی آن در رویکرد اسلامی متمایز می کند. یکی از اصلی ترین مبانیِ شناختی که علم اجتماعی مدرن از آن اثر پذیرفته، چیستی انسان و چگونگی ارتباطش با واقعیت و نیروهای اجتماعی است. این نوشتار در صدد است مبانی انسان شناختی علم اجتماعیِ تفسیری را بررسی کند. گردآوری داده ها با روش اسنادی و کتاب خانه ای انجام شده و با روش توصیفی و تحلیلی داده ها پردازش شده است. یافته ها بیانگر آن است که علم اجتماعیِ تفسیری انسان را موجودی مختار، معناساز، محیط آفرین، دوساحتی، محاسبه گر، با دستگاه شناختی محدود می داند که شعور متعارف مهم ترین منبع اطلاعاتی اوست. این نگرش به انسان دلالت های جامعه شناختی دارد، از جمله: نفی تصویر اثباتی از علم اجتماعی، تمرکز بر فهم و درک انگیزه ها و نیات کنشگران اجتماعی و تبیین نشدن الگوی پیامدهای ناخواسته کنش، بی توجهی به علل و سازوکارهای زیربنایی در تحلیل، تاریخی دیدن هویت، تبیین تک ساحتی انسان، و نسبت دادن تغییرات اجتماعی به کنشگران فردی.
۲۰۸۰.

مارگارت آرچر: مورفوژنز فرهنگی و عاملیت(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۱۱۰
مقدمه و اهداف: مارگارت آرچر با تمرکز بر عاملیت، فرهنگ و ساختار و با تأکید بر تعاملات پیچیده این سه حوزه، چشم اندازی متمایز برای تحلیل مسائل اجتماعی و فرهنگی ارائه می کند. او با اتخاذ رویکردی تلفیقی، میان مقوله های ساختار، فرهنگ و عاملیت تمایز قائل می شود و براساس اصل «دوگانه انگاری تحلیلی» توضیح می دهد که این سه ساحت، ماهیت های مستقل اما از نظر علّی وابسته به یکدیگرند. چهارچوب اصلی آرچر، یعنی «مورفوژنز فرهنگی» یا تکوین شکل فرهنگی، فرآیند تغییر و ثبات در فرهنگ، ساختار و عاملیت را در بستر زمان توضیح می دهد و نشان می دهد چگونه تعامل طولی میان ساختارهای پیشین و کنش های انسانی می تواند به تحول یا بازتولید پدیده های اجتماعی منجر شود. در اندیشه او، ساختار متشکل از موقعیت ها، نقش ها، قدرت، منافع و روابط مادی است؛ فرهنگ شامل باورها، معانی و قضایای معرفتی می شود؛ و عاملیت قلمرو تصمیم، کنش و بازاندیشی انسانی را تشکیل می دهد. او با بهره گیری از رویکرد شناختی، فرهنگ را به دو سطح افکار سازگار و ناسازگار تقسیم می کند و نشان می دهد که کنشگران چگونه در تعاملات فرهنگی−اجتماعی خود بر یکدیگر اثر می گذارند و می توانند مورفوژنز را رقم بزنند. هدف پژوهش حاضر تحلیل چندسویه نظریه آرچر و بررسی قابلیت آن در مطالعه پدیده های اجتماعی و فرهنگی انقلاب مشروطه ایران است. انقلاب مشروطه، به عنوان یکی از مهم ترین رویدادهای تاریخ معاصر ایران، صحنه بروز گفتمان ها، منازعات فرهنگی و تلاش های جمعی برای اصلاحات سیاسی و اجتماعی بود. نوآوری این پژوهش در کاربرد نظریه ای غربی بر یک تجربه تاریخی−اجتماعی ایرانی است تا از این رهگذر، ابعاد تازه ای از پویایی های فرهنگی و ساختاری مشروطه آشکار و محدودیت های این نظریه نیز مشخص شود. روش تحقیق: تحقیق حاضر با روش توصیفی−تحلیلی تدوین شده است. در این روش به توصیف دقیق یک پدیده یا موضوع پرداخته می شود و سپس به تحلیل و تبیین دلایل و روابط بین عناصر آن پدیده می پردازند. درواقع، روش تحقیق حاضر، روشی ترکیبی شامل دو رویکرد توصیفی و تحلیلی است. از این رو، در تحقیق حاضر، ابتدا چهارچوب نظری آرچر از زوایای متعدد تدوین شد. سپس منابع تاریخی مرتبط با انقلاب مشروطه، از جمله کتاب ها، مقالات بررسی و اطلاعات دقیق درباره رویدادها، افراد، گروه ها و ایده های مرتبط با مشروطه جمع آوری شد و با گزاره های کلی نظری آرچر انطباق داده شد تا نشان داده شود چگونه مفاهیم نظریه آرچر می توانند به فهم بهتر پویایی های انقلاب مشروطه کمک کنند. در این روش، تلاش شد تا با استفاده از شواهد تاریخی و مفاهیم نظری، یک استدلال منسجم و قانع کننده ارائه شود. در این راستا، تحلیل ها بر تعامل میان عاملیت انسانی و ساختارهای فرهنگی و سیاسی انقلاب متمرکز شد تا فرآیندهای مورفوژنز و مورفوستازیس فرهنگی−ساختاری به وضوح تبیین شوند. همچنین، تلاش شد روابط میان گروه های مختلف اجتماعی و ائتلاف های موقت آنها با عناصر ساختاری و فرهنگی بررسی شود تا نشان داده شود چگونه همگرایی ها و تضادها در شکل گیری نتایج انقلاب نقش داشتند. به این ترتیب، تحقیق حاضر نه تنها به توصیف رویدادها، بلکه به فهم سازوکارهای عمیق تغییرات فرهنگی و ساختاری در چهارچوب نظریه آرچر می پردازد و یک استدلال منسجم و قانع کننده ارائه می کند. نتایج: انقلاب مشروطه ایران را می توان در چهار مرحله از منظر مورفوژنز فرهنگی آرچر تحلیل کرد. این انقلاب نمونه ای از تعامل پیچیده میان عاملیت انسانی و ساختارهای فرهنگی و اجتماعی بود. مرحله اول، شامل شکل گیری نارضایتی های فرهنگی و اجتماعی است. ناکارآمدی ساختار سلطنت و تضاد میان ایده های نوگرایانه و فرهنگ سنتی، زمینه را برای ورود عاملیت انسانی به عرصه تغییر فراهم کرد. در واقع، این انقلاب با اتحاد موقت گروه های سنتی (روحانیون، ایلات) و مدرن (روشنفکران، تجار) در پاسخ به ناسازگاری های ساختاری (استبداد، نفوذ خارجی) و فرهنگی (سنت در برابر تجدد) آغاز شد؛ مرحله دوم، سازماندهی عاملیت ها و شکل گیری گروه های ذی نفع فرهنگی و سیاسی بود؛ روشنفکران ایده های نو را از طریق شوراها، انجمن ها و مطبوعات ترویج دادند و با روحانیون مشروطه خواه همصدا شدند و تلاش کردند حمایت گروه های اجتماعی و اقتصادی را جلب کنند. در این مرحله، کنشگران با بازتفسیر و بازترکیب عناصر فرهنگی موجود، آگاهی تأملی متفاوت این گروه ها، از فراتأمل تا تأمل خودمختار و تأمل ارتباطی، موجب کنش های جمعی همچون تحصن ها و فتح تهران شد؛ مرحله سوم با اوج گیری بحران و منازعات ساختاری مشخص می شود؛ تضاد میان سلطنت و گروه های متحد باعث شد ائتلاف ها و کشمکش های قدرت فرهنگی−سیاسی شدت گیرد و محدودیت های عاملیت انسانی برای ایجاد تغییر عمیق آشکار شود؛ مرحله چهارم، شکل گیری نتایج و پیامدهای نهایی بود؛ قانون اساسی تصویب شد و ساختارهای نوظهور فرهنگی و سیاسی تثبیت نسبی یافتند؛ اما بسیاری از عناصر فرهنگ سنتی حفظ شدند. به همین دلیل، به جای تحقق مورفوژنز عمیق، صرفاً مورفوستاز فرهنگی رخ داد و تغییر بنیادین در نظم فرهنگی−سیاسی حاصل نشد. در مجموع، انقلاب مشروطه نشان می دهد که حتی با کنش جمعی و اتحاد موقت گروه های سنتی و مدرن، تثبیت تغییرات ساختاری و فرهنگی مستلزم همگرایی پایدار، نهادسازی قوی و درونی سازی ایده های مدرن در سطح اجتماعی است. بحث و نتیجه گیری: انقلاب مشروطه ایران نمونه ای روشن از تعامل پیچیده میان عاملیت انسانی و ساختارهای فرهنگی و اجتماعی است. اگرچه گروه های مشروطه خواه توانستند اتحاد موقت شکل دهند و مجلس و قانون اساسی را برقرار کنند، این دستاوردها عمدتاً در سطح نهادی و نمایشی باقی ماند. ائتلاف ها تنها در مرحله کنش جمعی اولیه موفق بودند و هرگز به عاملیت جمعی پایدار تبدیل نشدند. اختلافات ایدئولوژیک میان روحانیون، روشنفکران و تجار، فقدان طبقه متوسط مستقل، نهادهای مدنی قوی و ذهنیت شهروندی باعث شد که تغییرات ساختاری نتواند در سطح واقعی قدرت تثبیت شود و سلطنت استبدادی، با وجود ظاهر مشروطه بازتولید شود. در سطح فرهنگی نیز، ایده های نوین مشروطه همچون حاکمیت قانون، تفکیک قوا و حقوق شهروندی وارد گفتمان رسمی شدند؛ اما جامعه نتوانست آنها را درونی کند. روابط شخصی گرا، وفاداری قبیله ای و ذهنیت رعیتی همچنان غالب ماند و تنها پوششی مدرن بر ساختارهای سنتی ایجاد شد. براساس نظریه آرچر، این وضعیت نمونه ای از مورفوستاز فرهنگی−ساختاری است. تغییرات اولیه و ظاهر نهادی تحقق یافت؛ اما تحول عمیق و پایدار در نظم اجتماعی و فرهنگی رخ نداد. تحلیل مشروطه از منظر آرچر نشان می دهد که مورفوژنز واقعی مستلزم وجود عاملیت جمعی پایدار، همگرایی فرهنگی−ساختاری و پشتیبانی گسترده اجتماعی است. بدون این عوامل، انقلاب ها ممکن است صرفاً دستاوردهای سطحی و موقت داشته باشند؛ درحالی که ساختارها و فرهنگ سنتی با پوششی نوین بازتولید می شوند؛ همان گونه که تجربه مشروطه به روشنی نشان می دهد. تقدیر و تشکر: نویسنده از تمامی استادان، پژوهشگران و منابع علمی مورد استفاده در تحقیق حاضر، و همچنین، از هیئت تحریریه مجله صمیمانه سپاسگزاری می کند. تعارض منافع: نویسنده تأیید می کند که هیچ گونه تعارض در تهیه و نگارش این مقاله وجود ندارد.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان