ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۶۲۱ تا ۱٬۶۴۰ مورد از کل ۵۶۰٬۳۵۷ مورد.
۱۶۲۱.

اصول اخلاقی کاربرد هوش مصنوعی در حفظ نواهای خوابانه پارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۵
آموزش زبان و فرهنگ عامیانه(فولکلور) و حتی انتقال میراث فرهنگی ناملموس با نواهای خوابانه(لالایی ها) آغاز می شود و در این فرآیند، بازیگر جدیدی به نام هوش مصنوعی به عنوان ماشینی با توانایی های هوشمندانه می تواند با حفظ این نواها به آموزش، دسترسی آسان تر، افزایش تأثیرگذاری، کارآمدی، گسترش نتیجه بخشی و انتقال مفاهیم و معانی فرهنگی به نسل های بعد یاریگر باشد اما بدون رعایت اصول اخلاقی مناسب چه بسا به تحریف محتوا و از بین بردن این زمینه های فرهنگی-اجتماعی در این نواهای خوابانه و دیگر میراث فرهنگی مشابه با آن بینجامد. در این مقاله با رویکردی میان رشته ای و با روش تحلیلی از یافته های کمی و کیفی بهره گرفته تا مدلی کارآمد پیشنهاد دهد که با یافته های جدید همراه باشد و با طراحی چهارچوبی چهار بعدی( تحلیل فرهنگی، طراحی فناوری، ارزیابی اخلاقی و بازخورد اجتماعی) به رویکردی جامع و میان رشته ای دست پیدا کند. نتیجه پژوهش این است که فناوری، اخلاق و میراث فرهنگی در مواردی چون نواهای خوابانه نیاز به پژوهش های میان رشته ای دارد و با پیشرفت هوش مصنوعی اگر به این فناوری جدید و این همگرایی توجه نشود بخش عمده ای از میراث فرهنگی (ملموس و ناملموس، عامیانه و رسمی) در معرض نابودی قرار خواهد گرفت. .
۱۶۲۲.

بازخوانی فضاهای ذهنی و بازنمایی زن در ادبیات سورئال: مطالعه موردی بوف کور و بازتاب آن در زبان معماری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۱۳۰
ادبیات سورئال به عنوان یکی از جریان های تأثیرگذار قرن بیستم، تلاشی برای نفوذ به لایه های ناخودآگاه و آشکارسازی منطق پنهان ذهن انسان است. این مکتب با پیوند رؤیا و واقعیت، مرز میان ذهن و عین را درهم می ریزد و فضایی خلق می کند که در آن تجربه زیسته، خیال و حافظه در هم می آمیزند. در چنین بستری، مفهوم فضا از حدود کالبدی فراتر می رود و به نمود روان، جنسیت و درونیات انسان بدل می شود. این رویکرد، نه تنها در ادبیات بلکه در سایر هنرها ازجمله معماری، بستری برای بازاندیشی در تجربه فضایی فراهم می سازد. رمان بوف کور صادق هدایت، به عنوان نمونه ای برجسته از ادبیات سورئال در ایران، با خلق فضاهایی رازآلود و ذهنی، امکان تحلیل مفاهیمی چون زمان، ادراک و جنسیت را مهیا می کند. در این اثر، بازنمایی زن نقشی محوری در شکل گیری فضاهای روانی و ناخودآگاه دارد و به گونه ای نمادین ساختار فضایی روایت را سامان می دهد. این پژوهش با رویکردی بین رشته ای و با بهره گیری از روش تحلیل نشانه شناسی کیفی، به واکاوی فضاهای ذهنی و بازنمایی زن در بوف کور و بازتاب مفاهیم سورئالیستی آن در زبان معماری می پردازد. از طریق تحلیل لایه های تصویری و نمادین متن، الگوهای فضایی حاصل از پیوند واقعیت و رؤیا استخراج و به مفاهیم طراحی فضایی ترجمه شده اند. یافته ها نشان می دهد که به کارگیری مفاهیم سورئالیستی در فرآیند طراحی، می تواند زمینه ساز خلق فضاهایی چندلایه، درون نگر و تجربه محور در معماری معاصر باشد؛ فضاهایی که نه صرفاً عملکردی، بلکه بازتابی از جهان ذهنی و روان انسان اند.
۱۶۲۳.

واکاوی تجارب زیسته مادران دارای کودک اوتیسم از پیامدهای دایه گری دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۷۵
پژوهش حاضر باهدف شناسایی تجارب زیسته مادران از آثار و پیامدهای دایه گری دیجیتالی در بروز علائمی مشابه اختلال طیف اوتیسم خفیف در بین کودکان صورت گرفت. رویکرد پژوهش حاضر کیفی و از نوع پدیدارشناسی تفسیری بود. گروه هدف شامل تمامی مادران دارای کودکان 5 تا 12 سال با اختلال شبه اوتیسم در شهر یزد در سال 1403 - 1404 بود که 9 نفر از آن ها به صورت نمونه گیری هدفمند ملاک محور و با رعایت قانون اشباع نظری داده ها به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته بود. برای تعیین اعتبار داده ها از بررسی و تطبیق نظر برخی پژوهشگران کیفی و مشارکت کنندگان در پژوهش استفاده شد. درنهایت ادراکات تجربه شده مادران در قالب 2 مضمون اصلی و 18 مضمون فرعی سازمان دهی شد. در این راستا آسیب های دایه گری دیجیتالی بر کودکان شامل مشکلات بینایی، مشکلات خواب، کاهش سلامت جسمی با رفتار ناسالم، کاهش توجه به بهداشت شخصی، پرخاشگری، کاهش تمرکز و توجه، کاهش توانایی حل مسئله، کاهش مدت زمان بازی های فیزیکی، افزایش استرس و اضطراب، کاهش رضایت از زندگی، افزایش وابستگی عاطفی به دستگاه های دیجیتال به جای ارتباطات انسانی، کاهش عملکرد تحصیلی، افزایش غیبت های مدرسه، کاهش زمان مطالعه بود. از طرف دیگر آسیب های دایه گری دیجیتالی بر خانواده شامل کاهش کیفیت ارتباطات خانوادگی، کاهش مدت زمان تعاملات خانوادگی، کاهش تعاملات اجتماعی، افزایش انزوا و تنهایی بود. نتایج حاصل از بررسی ادراکات مادران نشان داد که دایه گری دیجیتالی می تواند تأثیرات گسترده ای بر سلامت جسمی و روانی کودکان داشته باشد و باعث بروز علائمی مشابه اختلال طیف اوتیسم خفیف در کودکان آن ها شود.
۱۶۲۴.

فراتحلیل نظام داناییِ زن ایرانی (مورد مطالعه؛ مقالات و پایان نامه های دانشجویی در فاصله 1399- 1387)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۱۰۵
تدوین و تحلیل مؤلفههای نظام دانایی زن ایرانی با تمرکز بر تعدادی از آثار نوشتاری اهداف اصلی این مقاله را شکل داده است. شاخصها نشان میدهند؛ چه دغدغههایی توجه زنان را بیشتر به خود معطوف میکنند، غالباً به کدام روشها یا چارچوبهای نظری گرایش دارند و رویکردهای فمینیستی در آثار آنها چگونه خود را آشکار میکنند؟ ازطریق دستگاه مفهومی سهگانه فمینیسم، پرابلماتیک و پارادایمیک، تعدادی از این آثار با عنایت به روش پژوهش و عناوین آثار مورد بررسی قرارگرفتند. این پرسشها، به کشف احتمالی تصویری کلی از نظام دانایی ویژه زن ایرانی کمک میکنند. مقاله با داوری هنجاری اکسل هونِت درباره نظریه ارجگذاری پیوند یافته است. روش پژوهش، فراتحلیلی است که با بازخوانی و تجمیع تعدادی مقاله و رساله دانشجویی به تعداد 60 اثر، انجام گرفتهاست. از بین آثار مطالعه شده، 20 مورد از منظر رویکرد پارادایمیک، 17 مورد از منظر پرابلماتیک و 23 مورد در چارچوب رویکرد فمینیستی قابل تفکیکاند. نتایج مطالعه نشان میدهد؛ رویکردهای هویتی، دغدغهمندانه و فمینیستی از نظر کمّی، 40 مورد یا %67 از جهتگیری کل آثار برگزیده را به خود اختصاص میدهند. نتیجه اینکه؛ مشاهدات کمّی در بازه زمانی (1399-1387)، نشان میدهد، زنان ایرانیِ نویسنده بیشتر از منظر دغدغههای هویتی و جنسیتی اقدام به پژوهش و نوشتن میکنند.
۱۶۲۵.

مدل یابی معادلات ساختاری تاب آوری تحصیلی بر اساس سبک های والدگری با میانجی گری بهزیستی تحصیلی در دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۵۸
پژوهش حاضر با هدف مدل یابی معادلات ساختاری تاب آوری تحصیلی بر اساس سبک های والدگری با میانجی گری بهزیستی تحصیلی دانش آموزان متوسطه دوم انجام شد. روش پژوهش توصیفی- همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پزوهش دانش آموزان متوسطه دوم شهر کرمان در سال تحصیلی 1403-1402 یود، که 400 نفر با روش نمونه گیری دردسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های بهزیستی تحصیلی (AWQ؛ تومینین-سوینی و همکاران، 2012)، تاب آوری تحصیلی(ARS؛ کسیدی، 2016)، و پرسشنامه سبک والدگری (PSQ؛ رابینسون و همکاران، 2001) استفاده شد. داده ها به روش مدل سازی معادلات ساختاری تحلیل شد. نتایج حاکی از برازش مناسب مدل پزوهش بود. یافته ها نشان داد بین سبک والدگری مقتدرانه، مستبدانه و سهل گیرانه به صورت مستقیم قادر به پیش بینی تاب آوری و بهزیستی تحصیلی بودند (01>p)، تاب آوری تحصیلی به صورت مستقیم قادر به پیش بینی بهزیستی تحصیلی بود (001>p). همچنین سبک والدگری مقتدرانه، استبدادی و سهل گیرانه توانست از طریق بهزیستی تحصیلی به صورت غیر مستقیم تاب آوری تحصیلی را پیش بینی کند (001>p). این نتایج نشان می دهد سبک های والدگری با توجه به نقش مهم بهزیستی تحصیلی می تواند تبیین کننده تاب آوری تحصیلی باشد و لزوم توجه به این عوامل در تعامل با یکدیگر ضروری است.
۱۶۲۶.

تبیین الگوی ساختاری پیش بینی نشخوار فکری بر اساس سبک های فرزند پروری ادراک شده با میانجیگری تحمل پریشانی در نوجوانان با فعالیت بدنی پایین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۹۹
هدف: هدف پژوهش حاضر تبیین الگوی ساختاری پیش بینی نشخوار فکری بر اساس سبک های فرزند پروری ادراک شده با میانجیگری تحمل پریشانی در نوجوانان با فعالیت بدنی پایین بود. مواد و روش ها: روش پژوهش از نوع همبستگی و جامعه آماری این پژوهش را تمام دانش آموزان دختر مدارس شهرستان شهربابک تشکیل دادند که از میان نوجوانانی که واجد شرایط ورود به پژوهش بودند 280 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس پاسخ های نشخواری نولن- هوکسیما و همکاران (1991)؛ پرسشنامه سبک های فرزندپروری بامریند (1991) و مقیاس تحمل پریشانی سیمونز و گاهر (2005) و برای تحلیل داده ها از الگویابی معادلات ساختاری و نرم افزارهای اس.پی.اس.اس 24 و آموس 24 و مقدار احتمال 05/0 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد الگوی مفروض با داده های گردآوری شده برازش داشت (16/2=df/2χ، 988/0=CFI، 990/0=GFI، 893/0=AGFI و 062/0=RMSEA). ضریب مسیر غیرمستقیم بین سبک مقتدرانه (001/0>P، 104/0-=β) با نشخوار فکری منفی و معنادار با واسطه گری تحمل پریشانی و سبک مستبدانه (001/0>P، 090/0=β) و سبک سهل گیرانه (001/0>P، 100/0=β) با نشخوار فکری با واسطه گری تحمل پریشانی مثبت و معنادار بود. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که سبک های فرزندپروری ادراک شده نقش معناداری در پیش بینی نشخوار فکری نوجوانان با فعالیت بدنی پایین دارند و تحمل پریشانی به طور معناداری این رابطه را میانجی گری می کند. به گونه ای که سبک های فرزندپروری کارآمد با افزایش تحمل پریشانی، با کاهش نشخوار فکری همراه بودند، در حالی که سبک های ناکارآمد از طریق کاهش تحمل پریشانی، زمینه افزایش نشخوار فکری را فراهم می کردند. این یافته ها بر اهمیت توجه هم زمان به سبک های فرزندپروری، تقویت تحمل پریشانی و ارتقای فعالیت بدنی در مداخلات پیشگیرانه و برنامه های ارتقای سلامت روان نوجوانان تأکید دارد.
۱۶۲۷.

شناسایی موانع جذب سرمایه های مالی در ایجاد کسب و کارهای خرد روستایی (مطالعه موردی: روستاهای شهرستان مریوان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۵۴
پژوهش کاربردی حاضر با هدف شناسایی موانع مؤثر بر سرمایه گذاری در توانمندی های متنوع روستاهای شهرستان مریوان و تلاش در جهت تنوع بخشی به اقتصاد این مناطق از طریق جذب سرمایه انجام گرفته است. این مطالعه در سال ۱۴۰۳ و با رویکرد توصیفی–تحلیلی صورت پذیرفته است. داده های مورد نیاز در بخش نظری به روش اسنادی و در بخش میدانی از طریق پیمایش، مبتنی بر مصاحبه و توزیع پرسش نامه گردآوری شده اند. بر این مبنا؛ در ابتدا با انجام مصاحبه هایی نیمه ساختارمند، موانع و مشکلات پیش روی جذب سرمایه ها در راستای تنوع بخشی و راه اندازی کسب و کارها در منطقه شناسایی و سپس، با توزیع پرسشنامه، جهت کمی سازی و تعمیم این یافته ها در میان 100 نفر از آگاهان و متخصصان، مدیران و مسئولین و صاحبان کسب و کارهای خرد در منطقه مورد مطالعه (روستاهای شهرستان مریوان) که به روش هدفمند انتخاب شدند، موانع شناسایی شده به تایید رسیدند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده آزمون تحلیل عاملی، ابزارهای آمار فضایی، تحلیل مسیر و تکنیک تئوری بنیادی انجام گرفته است، در نهایت؛ نتایج نشان داد که سه عامل اصلی ضعف سیاستگذاری، برنامه ریزی و مدیریت امنیتی با بار عاملی برابر 8/15 و تبیین 8/28 درصد واریانس ها؛ ضعف قوانین و حمایت ها و کمبود سرمایه های مالی با مقدار ویژه برابر 3/14 و تبیین 26 درصد واریانس ها؛ و ضعف در سرمایه های اجتماعی و انسانی با مقدار ویژه برابر 8.6 و تبیین 6/15 درصد واریانس ها، مهمترین موانع و چالش های پیش روی جذب سرمایه و ورود سرمایه گذاران جهت راه اندازی کسب و کارهای خرد و تنوع بخشی به اقتصاد منطقه می باشند. همچنین، مانع ضعف سیاستگذاری، برنامه ریزی و مدیریت امنیتی، بیشترین تاثیر را در نتیجه بخش بودن سرمایه گذاری ها در منطقه دارا بوده و در بین دهستانهای شهرستان مریوان، دهستان های سرشیو، کوماسی و گلچیدر دارای بیشترین ریسک سرمایه گذاری هستند
۱۶۲۸.

کاربرد نظریه یکپارچه پذیرش و کاربرد فناوری در پیش بینی پذیرش و کاربرد فناوری های پزشکی در بین دانشجویان پزشکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۴۴
این پژوهش با ه دف بررسی کاربرد نظریه یکپارچه پذیرش و کاربرد فناوری در پیش بینی پذیرش و کاربرد فناورهای های پزشکی در بین دانشجویان پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی کرمان انجام گرفت. روش پژوهش توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری کلیه دانشجویان دانشکده پزشکی بودند که 206 نفر از دانشجویان رشته های پزشکی دانشکده پزشکی، بصورت نمونه گیری خوشه ای دو مرحله ای بر حسب رشته انتخاب شدند و به سوالات پرسشنامه نظریه یکپارچه پذیرش و کاربرد فناوری بکاربرده شده در مطالعه هوسو و همکاران (2021) و مطالعه چانگ و همکاران(2021) پاسخ دادند. داده ها با روش تحلیل مسیر تحلیل شد. نتایج نشان داد اثر مستقیم شرایط تسهیل کننده و نیت رفتاری کاربرد فناوری های پزشکی بر کاربرد واقعی فناوری های پزشکی مثبت و معنی دار است. اثر مستقیم انتظار عملکرد، انتظار تلاش و تاثیر اجتماعی کاربرد فناوری های پزشکی بر نیت رفتاری کاربرد فناوری های های پزشکی مثبت و معنی دار است اما اثر مستقیم شرایط تسهیل کننده بر نیت رفتاری کاربرد فناوری های پزشکی معنی دار نبود. نتایج واسطه ای نشان داد نیت رفتاری کاربرد فناوری های پزشکی نقش واسطه ای مثبت و معنی داری در رابطه بین انتظار عملکرد و کاربرد واقعی و در رابطه بین انتظار تلاش و کاربرد واقعی فناوری های پزشکی؛ داشت اما در رابطه بین تاثیر اجتماعی و کاربرد واقعی و در رابطه بین شرایط تسهیل کننده و کاربرد واقعی فناوری های پزشکی نقش واسطه ای معنی داری نداشت. بنابراین می توان گفت در بین دانشجویان پزشکی انتظار عملکرد و انتظار تلاش در مورد کاربرد فناوری های پزشکی نسبت به تاثیر اجتماعی و شرایط تسهیل کننده، عوامل مهم تری در پذیرش و کاربرد فناوری های پزشکی هستند.
۱۶۲۹.

رویکرد نظام دادرسی انگلستان در واکنش به دعوا و دفاع واهی و مقایسه آن با حقوق ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۷۱
مقدمه : قاعده بنیادین دستیابی همگان به عدالت، با ضرورت پیشگیری از طرح دعاوی واهی که مصداق بارز سوءاستفاده از حق دادرسی هستند، در تعارض قرار می گیرد. قانون گذاران در مواجهه با این تعارض و بر مبنای قاعده «دفع افسد به فاسد»، تلاش می کنند تا با پذیرش ضرر کمتر (محدودیت دعاوی واهی)، از زیان بزرگ تر (تضییع عدالت) جلوگیری کنند. بااین حال، قانون گذار ایران معیار روشنی برای تشخیص دعوای واهی ارائه نکرده و رویکرد آن صرفاً بر احراز «علم خواهان به غیرمحق بودن» متمرکز است؛ شرطی که اثبات آن، به ویژه در امور موضوعی، برای دادگاه ها بسیار دشوار و گاه غیرممکن است. پژوهش حاضر با هدف بررسی رویکرد نظام دادرسی انگلستان در پیشگیری و مقابله با دعاوی و دفاعیات واهی و مقایسه آن با خلأهای موجود در حقوق ایران انجام شده است. مسأله اصلی آن است که نظام حقوقی انگلستان چگونه توانسته است میان حق دسترسی به دادگاه و ضرورت جلوگیری از
۱۶۳۰.

اثربخشی درمان مبتنی بر ذهنیت های طرحواره ای بر قلدری، قربانی و زدوخورد نوجوانان دختر دارای سابقه خودجرحی بدون خودکشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۹۷
هدف پژوهش حاضر تعیین بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر ذهنیت های طرحواره ای بر قلدری، قربانی و زدوخورد در نوجوانان دختر دارای سابقه خودجرحی بدون خودکشی بود. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری اپژوهش شامل نوجوانان دختر 12 تا ۱۸ ساله دارای سابقه خودجرحی بدون خودکشی شهر اصفهان در بازه زمانی پائیز 1403 بودند. نمونه پژوهش شامل 30 نفر بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه گمارده شدند. ابزار سنجش شامل پرسشنامه قلدری اسپلاگه و هولت (IBS 2001) بود. گروه آزمایش تحت درمان مبتنی بر ذهنیت های طرح واره ای طی 10 جلسه 90 دقیقه ای هفته ای یکبار قرار گرفت و گروه گواه هیچگونه مداخله درمانی دریافت نکرد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیلی کوواریانس چند متغیره استفاده شد. نتایج نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون قلدری، قربانی و زد و خورد در گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری در سطح 05/0 وجود داشت. یافته های این پزوهش نشان داد درمان مبتنی بر ذهنیت های طرحواره ای بر کاهش قلدری، قربانی و زد و خورد نوجوانان نوجوانان دختر دارای سابقه خودجرحی بدون خودکشی اثربخش بوده است.
۱۶۳۱.

شاخص های نحو فضایی مؤثر در شناسایی کانون های جرم خیز: مطالعه موردی بازار همدان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۰۰
بیان مسئله: یکی از معضلات بازارهای تاریخی، وجود ناهنجاری های اجتماعی است که منجر به عدم برخورداری از امنیت شده است. مطالعه موردی این تحقیق بخشی از بازار همدان است که دارای برخی از این ناهنجاری های اجتماعی است. مسئله اساسی تحقیق حاضر را می توان به دو بخش تقسیم کرد. بخش اول اینست که، کدامیک از شاخص های نرم افزار space syntax در تشخیص مکان های وقوع جرم مؤثرتر هستند در بخش دوم اینست که، آیا این نرم افزار توانایی شناسایی تمامی مکان های وقوع جرم را دارد؟ لازم به ذکر است که یکی از کاستی های موجود در تحقیقات انجام شده این است که میزان توانایی نرم افزار در تشخیص مکان های وقوع جرم با دلایل غیر کالبدی به خوبی تبیین نشده است. هدف پژوهش: هدف اصلی این پژوهش سنجش میزان کارایی روش نحو فضا و شاخص های مؤثر آن در تشخیص مکان های وقوع جرم با دلایل کالبدی و غیر کالبدی است و در ادامه نیز راهکارهای کالبدی و غیر کالبدی جهت بهبود وضعیت امنیت و کاهش جرم و ناهنجاری در محدوده مطالعه شد. روش پژوهش: در این پژوهش ابتدا، با بهره گیری از نقشه شناختی کانون های شکل گیری جرایم و نوع جرایم (متغیر وابسته) در محدوده موردمطالعه شناسایی و طبقه بندی شده است. سپس محدوده موردمطالعه با استفاده از شاخص های نرم افزار Ucl depth map (متغیر مستقل) مورد ارزیابی و سنجش نحو فضایی قرار گرفته است تا نقش عوامل کالبدی بر شکل گیری کانون های وقوع جرم ارزیابی شود. نتیجه گیری: درنهایت از طریق مقایسه تطبیقی اطلاعات کمّی و کیفی به دست آمده، عوامل کالبدی و غیرکالبدی مؤثر بر شکل گیری کانون های وقوع جرم شناسایی و طبقه بندی شده و میزان کارایی روش نحو فضا و مؤثرترین معیارهای آن (عمق، اتصال و مساحت دید) در تشخیص نقاط جرم خیز سنجیده شد. همچنین مشخص شد که نرم افزار در تشخیص مکان های وقوع جرم با دلایل غیرکالبدی توانایی لازم را ندارد.
۱۶۳۲.

تأثیر راهبردهای فراشناختی در رشد مهارت های فنی، باورهای زیباشناختی و خلاقیت دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۱۸۵
زمینه: راهبردهای فراشناختی بر عملکرد تحصیلی و موفقیت یادگیرندگان در امور تحصیلی اثری مثبت دارد؛ ولی در نظام های آموزشی به تأثیر این آموزش بر رشد شناختی و فراشناختی توجه چندانی نشده است. هدف: پژوهش حاضر باهدف تأثیر راهبردهای فراشناختی در رشد مهارت های فنی، باورهای زیباشناختی و خلاقیت دانش آموزان پایه پنجم انجام شد. روش: روش پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش دانش آموزان پایه پنجم شهر میسان است، که تعداد 70 نفر از آن ها به شیوه نمونه گیری تصادفی خوشه چندمرحله ای انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه 35 نفرِ (گروه کنترل 35 نفر و گروه آزمایش 35 نفر) گمارده شدند. جمع آوری داده ها بر اساس پرسشنامه استاندارد مهارت فنی از موسوی (1392)، باورهای زیباشناختی از تقی زاده و بابایی (1396) و خلاقیت تورنس انجام گرفت. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه به تأیید اساتید و متخصصان مدیریت و علوم تربیتی رسید و از طریق تحلیل عاملی تأیید مورد تأیید قرار گرفت، پایایی پرسشنامه بر اساس ضریب آلفای کرونباخ مهارت های فنی 79/0، باورهای زیباشناختی 81/0 و خلاقیت 76/0 به دست آمد. تجزیه وتحلیل اطلاعات به دست آمده از اجرای آزمون ها از طریق نرم افزار SPSS22 در دو بخش توصیفی شامل (میانگین، انحراف استاندارد، کجی و کشیدگی) و استنباطی (تحلیل کوواریانس) انجام پذیرفت. یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد که آموزش راهبردهای فراشناختی در رشد مهارت های فنی، باورهای زیباشناختی و خلاقیت دانش آموزان پایه پنجم اثر مثبت و معنی داری دارد. نتیجه گیری: بر اساس نتایج به دست آمده از این مطالعه می توان به مدیران، مشاوران و به طورکلی مسئولان و سیاست گذاران آموزشی پیشنهاد کرد که برای بهبود و بهبود رشد مهارت های فنی باورهای زیباشناختی و خلاقیت دانش آموزان به نقش مهم و غیرقابل انکار راهبردهای فراشناختی عنایتی ویژه داشته باشند و زمینه ایجاد و تقویت این راهبردها را با آموزش راهبردهای فراشناختی در کارگاه های آموزشی و سمینارهای معتبر و آموزنده در دانش آموزان مدارس ایجاد کنند.
۱۶۳۳.

توسعه مدل قیمت گذاری دارایی ها با الهام از شبکه های عصبی گراف

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۶۰
قیمت گذاری صحیح دارایی ها یکی از مهم ترین چالش های حوزه مالی و سرمایه گذاری محسوب می شود. مدل های سنتی قیمت گذاری دارایی، نظیر مدل قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای و مدل های عاملی، عمدتاً بر فرضیات خطی و روابط ایستا میان متغیرها استوار هستند و در تبیین پیچیدگی ها و وابستگی های ساختاری موجود در بازارهای مالی با محدودیت هایی مواجه اند. در سال های اخیر، پیشرفت های حاصل در حوزه یادگیری عمیق و به ویژه شبکه های عصبی گراف، امکان مدل سازی روابط پیچیده و غیرخطی میان اجزای یک سیستم را فراهم کرده است. پژوهش حاضر با هدف توسعه یک مدل نوین قیمت گذاری دارایی ها مبتنی بر شبکه های عصبی گراف انجام شده است. در این پژوهش، دارایی ها و ارتباطات میان آن ها در قالب یک گراف مالی مدل سازی شده و با بهره گیری از سازوکار انتشار اطلاعات در شبکه های عصبی گراف، اثرات متقابل میان دارایی ها در فرآیند پیش بینی بازده مورد انتظار لحاظ می شود. مدل پیشنهادی با استفاده از داده های بازار سرمایه آموزش داده شده و عملکرد آن از طریق معیارهای متداول پیش بینی و قیمت گذاری با مدل های کلاسیک و سایر روش های یادگیری ماشین مقایسه می شود. نوآوری اصلی این پژوهش در بهره گیری از ساختار شبکه ای بازار مالی و استخراج روابط پنهان میان دارایی ها برای بهبود فرآیند قیمت گذاری است. همچنین، امکان تلفیق اطلاعات بنیادی، معاملاتی و ارتباطات بین شرکتی در قالب یک چارچوب گرافی فراهم می شود که می تواند درک جامع تری از رفتار بازار ارائه دهد. برای ارزیابی مدل، از شاخص هایی نظیر خطای پیش بینی، توان تبیین بازده و معیارهای سنجش ریسک استفاده خواهد شد. انتظار می رود نتایج پژوهش نشان دهد که بهره گیری از ساختارهای گرافی موجب بهبود دقت پیش بینی بازده، شناسایی بهتر عوامل ریسک و افزایش توان تبیینی مدل های قیمت گذاری دارایی خواهد شد. علاوه بر این، مدل پیشنهادی می تواند در مدیریت پرتفوی، تخصیص بهینه دارایی ها و طراحی راهبردهای سرمایه گذاری هوشمند مورد استفاده قرار گیرد. یافته های این پژوهش افق های جدیدی را در توسعه مدل های مالی مبتنی بر هوش مصنوعی و تحلیل شبکه های مالی فراهم خواهد ساخت.
۱۶۳۴.

الزامات اخلاقی به کارگیری هوش مصنوعی در آموزش (یک مطالعه فراترکیب)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۶۹
مقدمه و هدف : کاربرد گسترده هوش مصنوعی در آموزش، چالش های اخلاقی فراوانی به دنبال داشته است. شناسایی الزامات اخلاقی به کارگیری هوش مصنوعی در آموزش برای مقابله با چنین چالش هایی اهمیت چشمگیری دارد. روش شناسی پژوهش : این مطالعه با رویکرد کیفی و روش فراترکیب انجام شده است. بدین منظور از روش هفت مرحله ای سندولوسکی و باروسو (2007) استفاده گردید. میدان پژوهش شامل 351 سند علمی بود که پس از واکاوی و بررسی چکیده، محتوا و کیفیت یافته ها با کمک ابزار پریزما، 21 مقاله بر اساس ملاک های تعیین شده، جهت فراترکیب گزینش شدند. به منظور تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون براون و کلارک (2006) استفاده شده است. روایی توصیفی و تفسیری نیز مورد تایید قرار گرفتند. یافته ها : یافته ها نشان داد که الزامات اخلاقی به کارگیری هوش مصنوعی در آموزش شامل الزامات اخلاقی نهادی و الزامات اخلاقی توسعه ای است. الزامات اخلاقی نهادی شامل اخلاق فناورانه و اخلاق سیاستگذاری و نظارت (سازمانی) است. الزامات اخلاقی توسعه ای نیز شامل اخلاق آموزش و یادگیری (پداگوژیک) و اخلاق انسانی (بشر) است. بحث و نتیجه گیری: براساس یافته های بدست آمده می توان نتیجه گرفت که برای استقرار هوش مصنوعی در آموزش، ملحوظ کردن ملاحظات مختلف منجمله ملاحظات اخلاقی از اهمیت زیادی برخوردار است ولذا نتایج این مطالعه که ملاحظات اخلاقی را مورد مداقّه قرار داده است می تواند مورد توجه سیاست گذاران، مدیران آموزشی و معلمان جهت استقرار اخلاقی هوش مصنوعی در آموزش قرار گیرد تا با چالش های اخلاقی کاربست این فناوری مقابله شود.
۱۶۳۵.

Representation of President Raisi’s Helicopter Crash in Media: A NOW Corpus-Based Discourse Analysis(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۸۸
Following the crash of the Iranian Air Force helicopter near the village of Uzi on 19 May 2024, which caused the decease of the Iranian President Ebrahim Raisi and seven other politicians and crew members, a vast number of news articles, commentaries, and papers were published worldwide, reflecting various reactions to the incident. This event serves as a boundary-making moment both in the surface structure—narrating an event—and in the deep structure—drawing an in-group/out-group divide with the president as the representative of a conservative discourse. The present study attempts to examine how Ebrahim Raisi’s helicopter crash has been represented in the NOW corpus (approximately 19.2 billion words). Inspired by Baker’s (2004) framework of corpus-assisted analysis, as well as Laclau and Mouffe’s Discourse Theory (2001) and Van Dijk’s Ideological Square (2009), the analysis of this event’s representation was conducted using the Keynes parameter and semantic categorization based on a detailed reading of concordance lines. Corpus-based categorization serves as a tool to articulate the semiotic system of the Western worldview toward this incident. The data ultimately reveal a dual representation of the event. On one hand, it narrates reactions from various actors, including the Islamic Republic’s allies and enemies; on the other, at a deeper level, it guides the audience toward an other-making contemplation, producing three types of other-makings based on Raisi’s different positions as a judge, president, and religious figure. This discourse revolves around a nodal point of binary representation—good versus evil—centered on the late president, with categories such as alliance, conspiracy theories, transformation from death to salvation, leadership aspirations, hardline stance, public (il)legitimacy, brutal judge, suppressor president, and unconfirmed cleric, which foreground the negative other more than the positive self.
۱۶۳۶.

ماده 454 قانون مدنی در آیینه رأی وحدت رویه 810 و تأثیر فسخ بر عقود مترتب بر موضوع(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۶۶
مقدمه: در بسیاری از معاملات، خریدار ثمن را به صورت اقساطی پرداخته و در مقابل فروشنده نیز جهت تضمین حق خویش شرط می نماید در صورت عدم پرداخت هر یک از اقساط، بیع منفسخ شده یا حق فسخ داشته باشد. این امر به ویژه در رابطه با معاملات اموال غیرمنقول رواج زیادی یافته است. در این خصوص یکی از ابهام ها و اختلاف های رویه قضایی، وضعیت حقوقی نقل وانتقال و تصرفات منافی با خیار بایع و پاسخ به این سؤال است که آیا وجود خیار فسخ مانعی برای انتقال مبیع توسط خریدار است یا خیر؟ در پاسخ به این سؤال اجمالاً باید گفت وجود خیار مانع صحت تصرفات من علیه الخیار نیست مگر اینکه به صورت ضمنی یا شرط عدم تصرفات ناقله در عین و منفعت شده باشد. درواقع، اثر فسخ نسبت به آتیه بوده و اعمال حق فسخ بعد از فروش مال توسط خریدار اول نمی تواند موجب ابطال بیع مؤخر باشد، مگر از ابتدا خریدار ملتزم به عدم تصرف ناقله شده باشد و به نوعی حق انتقال وی محدود شده باشد. بر این مبنا دادستان محترم کل کشور در مقام حل تعارض دو رأی صادره از شعب 16 و 25 دادگاه تجدیدنظر استان مازندران با غیرنافذ قلمداد نمودن بیع خیاری و بطلان آن در صورت عدم رضایت من له الخیار در فرض انحلال عقد، طرفین را ملزم به استرداد مبیع دانسته و این امر منجر به صدور رأی وحدت رویه شماره 810  مورخ 04/03/1400 شد.   روش ها: این تحقیق با رویکرد تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای برای جمع آوری نظریات و تحلیل و بررسی آن ها انجام شده است و هدف آن پاسخ به این سؤال است که «بر اساس رأی وحدت رویه 810 انحلال قرارداد پایه چه تأثیری بر معاملات بعدی و وضعیت آن ها دارد و این رأی بر چه مبنایی خریدار را مکلف به استرداد مبیع نموده است؟ » بدین منظور ابتدا به توضیح ماهیت شرط منجر به انحلال قرارداد پایه در صورت عدم پرداخت اقساط ثمن پرداخته و سپس تأثیر انحلال قرارداد پایه بر معاملات بعدی و وضعیت آن را مورد بررسی قرار داده و در نهایت مبانی رأی وحدت رویه را مورد تحلیل قرار می گیرد.   یافته ها: به موجب رأی وحدت رویه 810 ، چنانچه در ضمن عقد بیع، شرط شود در صورت عدم پرداخت اقساط ثمن در مواعد تعیین شده، فروشنده حق فسخ و استرداد مبیع را دارد، با تحقق شرط و اعمال حق فسخ ولو اینکه خریدار بدون در نظر گرفتن حق فسخ، مبیع را به شخص دیگری فروخته باشد، مبیع باید به بایع مسترد شود و نقل و انتقال بعدی باطل است. یافته های مقاله حاکی از آن است که وقتی فروشنده در قرارداد شرط می کند که در صورت عدم پرداخت هر قسط از ثمن، معامله منحل می شود؛ قواعد فقهی و اصولی حکم می کند که خریدار حق تصرف منافی خیار در مبیع را ندارد، زیرا اگرچه مالکیت مبیع به محض انعقاد معامله منتقل می شود و اصولاً تصرفات در مبیع جایز است، اما چون خود آن ها هنگام انعقاد معامله با پذیرش شرط در قرارداد، محدودیت تصرفات خود را پذیرفته اند بنابراین، بر مبنای مواد ۴۵۴، ۴۵۵ و ۴۶۰ ق. م موظفند از هرگونه تصرفی که منافی حق دارنده خیار باشد، خودداری کنند. این شرط، نوعی شرط ضمنی ارتکازی است که به حکم عقل برای طرفین لازم الرعایه بوده و متعاقدین لاجرم در پذیرش آثار آن هستند که همان استرداد عوضین در صورت انحلال عقد است.   نتیجه گیری: پس، مبنای انحلال عقود مترتب بر موضوع، شرط ضمنی عدم تصرف ناقله در عین و منفعت است که در ذیل ماده 454 قانون مدنی به این شرط اشاره شده و با توجه به قاعده «المعروف عرفاً کالمشروط شرطاً» ، «المومنون عند شروطهم» باید محترم باشد. بنابراین رأی وحدت رویه 810 نیز بر همین مبانی با تحقق شرط و اعمال فسخ، خریدار را ملزم به استرداد مبیع دانسته است.
۱۶۳۷.

مدل یابی معادلات ساختاری نقش میانجی اضطراب اجتماعی در رابطه بین حساسیت اضطرابی و حساسیت به طرد با رفتارهای ایمنی بخش در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۶
زمینه: مبتلایان به اضطراب اجتماعی از دو ویژگی عمده حساسیت اضطرابی و حساسیت به طرد برخوردارند و برای کاهش رفتارهای مضطربانه خود در موقعیت های اجتماعی رفتارهای ایمنی بخش را بروز می دهند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی اضطراب اجتماعی در رابطه بین حساسیت اضطرابی و حساسیت به طرد با رفتارهای ایمنی بخش در دانشجویان انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی-همبستگی با استفاده از معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل دانشجویان کارشناسی شهر اصفهان در سال تحصیلی 1402-1403 بود. حجم نمونه با استفاده از مدل کلاین و به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی 303 نفر انتخاب شد. داده ها با استفاده از مقیاس رفتارهای ایمنی بخش هراس اجتماعی (پینتگویا و همکاران، 2003)، پرسشنامه اضطراب اجتماعی (کابالو و همکاران، 2010)، پرسشنامه حساسیت اضطرابی (فلوید و همکاران، 2005) و پرسشنامه حساسیت به طرد (داونی و فلدمن،1996) جمع آوری شد. یافته ها: نتایج با استفاده از روش بوت استراپ نشان داد اثر غیرمستقیم حساسیت اضطرابی بر رفتارهای ایمنی بخش از طریق اضطراب اجتماعی (0/0001 =b= 0/21، p) و اثر غیرمستقیم حساسیت به طرد بر رفتارهای ایمنی بخش از طریق اضطراب اجتماعی (0/0001 =b= 0/41، p) از لحاظ آماری معنی دار می باشند و برازش مدل تأیید شد. نتیجه گیری: با توجه به نقش رفتارهای ایمنی بخش در اختلال اضطراب اجتماعی و همچنین اهمیت حساسیت اضطرابی و حساسیت به طرد در ایجاد و تداوم این اختلال، یافته های پژوهش دارای تلحویاتی برای درمانگران برای طراحی مداخلات درمانی به منظور بهبود اضطراب اجتماعی می باشد.
۱۶۳۸.

مقایسه طرحواره درمانی با درمان شناختی-رفتاری بر پریشانی روان شناختی و بخشودگی زنان مطلقه آسیب دیده از خیانت زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۵۳
هدف از پژوهش حاضر بررسی مقایسه طرحواره درمانی و درمان شناختی-رفتاری بر پریشانی روان شناختی و بخشودگی زنان مطلقه آسیب دیده از خیانت زناشویی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل همراه با مرحله پیگیری 2 ماهه بود. جامعه آماری پژوهش کلیه زنان مطلقه آسیب دیده از خیانت زناشویی مراجعه کننده به کلینیک مشاوره فصل زندگی شهر تهران در زمستان سال 1403 بودند. 45 زن به صورت تصادفی ساده در 3 گروه (هر گروه 15 زن) قرار گرفتند. سپس گروه آزمایش اول تحت 10 جلسه 90 دقیقه ای طرحواره درمانی و گروه آزمایش دوم تحت 8 جلسه 90 دقیقه ای درمان شناختی-رفتاری قرار گرفتند. از مقیاس پریشانی روان شناختی (K10) کسلر و همکاران (2003) و پرسشنامه بخشودگی هارتلند (HFS) تامسون و همکاران (2005) به منظور گردآوری اطلاعات استفاده شد. برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بن فرونی استفاده شد. نرم افزار تحلیل داده ها SPSS نسخه 29 بود. نتایج نشان داد هر دو مداخله مذکور در مرحله پس آزمون و پیگیری اثربخشی معناداری بر کاهش پریشانی روان شناختی و بخشودگی داشته است (0/05>p). همچنین نتایج آزمون تعقیبی نشان داد که طرحواره درمانی اثربخشی بیشتری نسبت به درمان شناختی-رفتاری بر کاهش پریشانی روان شناختی و بخشودگی دارد (0/05>p). بر اساس نتایج پژوهش حاضر، می توان گفت که طرحواره درمانی و درمان شناختی-رفتاری می توانند به عنوان شیوه های درمانی مناسب برای کاهش پریشانی روان شناختی و بخشودگی زنان مطلقه آسیب دیده از خیانت زناشویی در مراکز مشاوره و خدمات روان شناختی به کار برده شوند و تقدم استفاده در کاهش پریشانی روان شناختی و بخشودگی زنان مطلقه آسیب دیده از خیانت زناشویی با طرحواره درمانی است.
۱۶۳۹.

واکاوی مفهوم مشارکت در بازآفرینی بافت های تاریخی مبتنی بر مرور نظام مند و تحلیل محتوا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۵۷
در عصر حاضر، بازآفرینی به عنوان رویکردی نوین در حوزه حفظ و احیای بافت های تاریخی، جایگزین روش های پیشین شده است. یکی از تمایزات اساسی این رویکرد با سایر روش ها، تأکید بر مشارکت فعال و فراگیر ذی نفعان در فرایند بازآفرینی است. با این حال، تحقق مشارکت مؤثر و کارآمد مستلزم درک عمیقی از مفهوم و عملکرد آن در بازآفرینی است. از این رو، این پژوهش با هدف درک و شناسایی ساختار، عملکرد و اثرگذاری مشارکت در بازآفرینی بافت های تاریخی و شناسایی ابعاد اثربخشی آن انجام شد. این پژوهش در مرحله جست وجو و انتخاب منبع مبتنی بر روش مرور نظام مند چهارمرحله ای پریزما، طی جست وجو در پایگاه های استنادی برتر علمی با کلیدواژه های «بازآفرینی»، «بافت تاریخی» و «مشارکت»، ۶۳۵ منبع شناسایی نمود که از میان آن ها ۷۰ منبع برای پاسخ به پرسش اصلی پژوهش انتخاب گردید. سپس با بهره گیری از تحلیل محتوای کیفی، کدگذاری و استخراج مضامین، یافته ها به سه دسته ی ساختار، عملکرد و اثرگذاری مشارکت در بازآفرینی بافت های تاریخی دسته بندی گردید. ساختار شامل سه مقوله ی پویایی، انسجام و شمولیت؛ عملکرد شامل پنج مقوله ی بستر، عامل مؤثر، الزام قانونی شروع، سازوکار و تفاهم؛ و اثرگذاری در دو سطح شهروندی و سازمانی، هر یک با چهار بُعد اثربخشی، شناسایی شدند. نتایج نشان می دهد که برای بهره مندی حداکثری از عملکرد مشارکت با ویژگی های ساختاری یادشده، توجه به اثرگذاری آن ضروری است. اجرای صحیح مشارکت در سطح سازمانی، از طریق مدیریت ابعاد سیاسی، برنامه ریزی، فرهنگی و اقتصادی، زمینه ساز تحقق مشارکت در سطح شهروندی با ابعاد اجتماعی-سیاسی، اجتماعی-فرهنگی، کالبدی-محیطی، نهادی و سیاسی-اقتصادی خواهد شد.
۱۶۴۰.

نقش علوم اعصاب در مدیریت استعداد (مطالعه موردی: صنعت نفت ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۹۱
پژوهش حاضر با هدف بررسی امکان استفاده از روش های علوم اعصاب، به طور خاص EEG و یادگیری ماشین، در شناسایی استعدادها با قابلیت رهبری تحول آفرین بالا انجام شده است. در این پژوهش، 61 نفر از مدیران و سرپرستان صنعت نفت شاغل در شهر تهران شرکت کردند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه چندعاملی رهبری تحول آفرین (MLQ) و دستگاه الکتروانسفالوگراف (EEG) استفاده شد. پس از ثبت سیگنال های مغزی و انجام پیش پردازش های لازم، ویژگی های مربوط به توان در باندهای فرکانسی مختلف محاسبه گردید. سپس با استفاده از روش های یادگیری ماشین، به ویژه الگوریتم ماشین بردار پشتیبان (SVM)، سعی در شناسایی الگوهای مرتبط با رهبری تحول آفرین بالا انجام شد. نتایج نشان داد که می توان با استفاده از این روش ها، افراد با قابلیت رهبری تحول آفرین بالا را با دقت 36/96 درصد از سایرین تمییز داد. این یافته ها حاکی از آن است که روش های علوم اعصاب و یادگیری ماشین می توانند ابزارهای قدرتمندی برای شناسایی و جذب استعدادهای رهبری تحول آفرین باشند. با توجه به اهمیت رهبری تحول آفرین در موفقیت سازمان ها، استفاده از این روش ها می تواند به بهبود عملکرد و افزایش کارایی سازمان ها کمک کند. پیشنهاد می شود که از این ابزار در کنار سایر ابزارهای ارزیابی به صورت آزمایشی در فرایند شناسایی و جذب استعدادها در سیستم مدیریت استعدادها مورد استفاده قرار گیرد

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان