مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۳۸۱ تا ۲٬۴۰۰ مورد از کل ۵۴۶٬۷۸۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: پیشرفت تحصیلی یکی از عوامل موفقیت کودکان و نوجوانان در آینده است. با این حال حتی دانش آموزان تیزهوش نیز ممکن است به دلایل مختلیفی دچار افت تحصیلی شوند. یکی از عوامل تاثیر گذار در پیشرفت تحصیلی، خوانش صحیح متن و درک آن است. هدف اصلی این پژوهش پیشرفت تحصیلی آرمان با بر طرف کردن اختلال خواندن او بود.
روش شناسی پژوهش : پژوهش حاضر از نوع کیفی و با روش اقدام پژوهی انجام شده است. جهت گردآوری اطلاعات از روشهای مصاحبه و مشاهده و مطالعه منابع علمی مرتبط با موضوع مورد بررسی استفاده شد
یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که افت تحصیلی آرمان عمدتاً ناشی از ضعف در مهارت های پایه ای خواندن و نوشتن بود که این مشکل باعث کاهش درک مطالب درسی، بی انگیزگی و پرخاشگری هنگام انجام تکالیف می شد. مداخله های هدفمند شامل بازی های آموزشی و فعالیت های جذاب، باعث شد زمان پاسخ دهی او کاهش یابد، تعداد پاسخ های صحیح افزایش یابد و وضعیت تحصیلی او در اکثر دروس از ضعیف به «خوب» و «خیلی خوب» ارتقا یابد. این پیشرفت تحصیلی با تغییرات رفتاری مثبت نیز همراه بود؛ آرمان کمتر بازیگوشی می کرد، مسئولیت پذیری در انجام تکالیف افزایش یافت و مشارکت او در کلاس بیشتر شد. تأیید آموزگار و والدین نیز مؤثر بودن این راهکارها در ارتقای مهارت خواندن، درک بهتر مطالب و ایجاد انگیزه و علاقه مندی به مدرسه را تأیید کرد.
نتیجه گیری: این پژوهش نشان داد که توجه به اختلالات خواندن و استفاده از روش های جذاب آموزشی، انگیزه و علاقه مندی دانش آموزان به مدرسه را افزایش می دهد.
نقش واسطه ای توسعه حرفه ای در رابطه سواد برنامه درسی با اثربخشی معلم (مورد مطالعه شهر کازرون)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: معلمان نقش اساسی در کیفیت آموزش دارند و سواد برنامه درسی آنان به طور مستقیم بر اثربخشی تدریس تأثیر می گذارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای توسعه حرفه ای در رابطه سواد برنامه درسی با اثربخشی معلم انجام شد. روش پژوهش همبستگی بر اساس مدل سازی معادلات ساختاری بود. روش شناسی پژوهش: روش پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش همه معلمان متوسطه اول شهرستان کازرون بود . بر اساس جدول کرجسی و مورگان و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه های پرسشنامه سواد برنامه درسی عباباف و همکاران (1392)، پرسشنامه توسعه حرفه ای قنبری و محمدی (1395) و پرسشنامه اثربخشی معلم ادموند و همکاران (2005) بود که روایی آنها با استفاده از روش CVR لاوشه(ضریب توافق بالای 07/0 ) و پایایی آن ها با استفاده از ضریب آلفا کرانباخ 88/0 تایید رسید . یافته ها: سواد برنامه درسی معلم بر اثربخشی معلم تاثیردارد سواد برنامه درسی معلم بر توسعه حرفه ای معلم اثر دارد سواد برنامه درسی معلم بر توسعه حرفه ای معلم اثر دارد نتایج فرضیه اصلی نیز نشان می دهد اثر غیرمستقیم سواد برنامه درسی معلم بر اثربخشی معلم با میانجیگری توسعه حرفه ای با میزان 42/0 در سطح 05/0 ،معنادار است. نتیجه گیری: سواد برنامه درسی معلم نقش مهمی در افزایش اثربخشی او دارد. این سواد علاوه بر اثرگذاری مستقیم بر اثربخشی معلم، به توسعه حرفه ای او نیز منجر می شود. توسعه حرفه ای به نوبه خود به عنوان یک متغیر میانجی عمل کرده و اثر غیرمستقیم سواد برنامه درسی بر اثربخشی معلم را تقویت می کند. به عبارت دیگر، هرچه سطح سواد برنامه درسی معلم بالاتر باشد، هم به شکل مستقیم و هم از طریق ارتقای توسعه حرفه ای، اثربخشی معلم افزایش می یابد.
مدل سازی تأثیر رهبری آموزشی بر خودرهبری معلمان با میانجی گری توسعه حرفه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
152 - 170
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف مدل سازی تاثیر رهبری آموزشی از طریق توسعه حرفه ای بر خودرهبری معلمان به شیوه کمی انجام شده است. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی مبتنی بر مدل معادلات ساختاری می باشد و جامعه آماری آن را کلیه معلمان مدارس دخترانه و پسرانهِ دولتی و غیردولتی دوره ابتدایی شهر تالش به تعداد 763 نفر تشکیل دادند که بر مبنای جدول مورگان، نمونه ای به حجم 257 نفر به روش تصادفی طبقه ای انتخاب شد. جهت گردآوری داده ها از سه پرسشنامه استاندارد، رهبری آموزشی Hallinger & Wang (2015)، توسعه حرفه ای Godali (2016) و خودرهبری Houghton & Neck (2002) استفاده گردید که پایایی آن ها با استفاده از روش الفای کرونباخ به ترتیب 85/0، 87/0 و 91/0 محاسبه گردید و روایی پرسشنامه ها از طریق تحلیل عاملی تاییدی تعیین گردید. تجزیه و تحلیل داده های پژوهش با استفاده از روش مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزارهای Spss و Lisrel انجام شد. یافته ها نشان داد که مدل علّی مفروض از برازش مناسبی برخودار بوده و قابل تعمیم به جامعه پژوهش است. اثر مستقیم رهبری آموزشی بر خودرهبری معلمان (58/0) و بر توسعه حرفه ای (93/0) مثبت و معنادار است. همچنین اثر مستقیم توسعه حرفه ای بر راهبردهای خودرهبری معلمان (53/0) مثبت و معنادار است. اثر غیرمستقیم رهبری آموزشی با میانجی گری توسعه حرفه ای بر خودرهبری معلمان (49/0) مثبت و معنادار است. بنابراین می توان نتیجه گرفت که رهبری آموزشی به همراه نقش میانجی توسعه حرفه ای، دارای نقش موثری در خودرهبری معلمان می باشد. لذا مدیران می توانند با استفاده از رهبری آموزشی مناسب و توسعه حرفه ای، معلمان را به سمت خودرهبری سوق دهند.
بررسی اثرات آموزش مباحث زیست شناسی و زمین شناسی کتاب علوم هشتم بر بهبود مهارت های زیستی و بدنی دانش آموزان متوسطه اول
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی تأثیر آموزش مباحث زیست شناسی و زمین شناسی بر تقویت ساحت زیستی-بدنی دانش آموزان پایه هشتم می پردازد. هدف اصلی مطالعه ارزیابی محتوای آموزشی فصول مربوطه و تأثیر آن بر آگاهی و رفتارهای بهداشتی و زیست محیطی دانش آموزان است. روش شناسی پژوهش به صورت توصیفی-تحلیلی انجام شده و جامعه آماری آن شامل محتوای کتاب علوم تجربی پایه هشتم است. ابزار مورداستفاده شامل فرم وارسی مؤلفه های ساحت زیستی و بدنی بوده که روایی و پایایی آن با نظرات متخصصان و فرمول کاپای کوهن تأییدشده است. تحلیل داده ها با استفاده از جداول و نمودارها صورت گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که از مجموع 296 واحد تحلیلی، 72 واحد (معادل 24.32%) به ساحت زیستی و بدنی اشاره دارد. در مباحث زیست شناسی، 28.29% و در مباحث زمین شناسی، 15.38% به این ساحت ها پرداخته شده است. این نتایج نشان دهنده توجه نسبی محتوای آموزشی به ساحت های زیستی و بدنی است، اما نیاز به بهبود و تقویت بیشتری دارد. نتیجه گیری این پژوهش تأکید بر ضرورت طراحی محتوای آموزشی به گونه ای است که دانش آموزان را به درک عمیق تری از مفاهیم زیست محیطی و بهداشتی ترغیب کند. مطالعه حاضر به برنامه ریزان درسی و معلمان در ارتقاء کیفیت آموزش و بهبود محتوای کتاب های درسی کمک می کند و به افزایش آگاهی دانش آموزان درزمینه سلامت و محیط زیست منجر می شود.
واکاوی مؤلفه ها و شاخصه های مطلوب تربیتِ معلمانِ آینده برای دستیابی به ساحت علمی–فناورانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه حرفه ای معلم سال ۱۰ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۳۷)
93 - 136
حوزههای تخصصی:
هدف: واکاوی مؤلفه ها و شاخصه های مطلوب تربیت معلمان آینده برای دستیابی به ساحت علمی–فناورانه، هدف اصلی پژوهش حاضر است. روش ها : از رویکرد کیفی و روش پژوهش داده بنیاد استفاده شد. میدان مطالعه و پژوهش به دو گروه عمده تقسیم شد؛ گروه اول: بهینه کاوی و مروری بر پیشینه پژوهش که مشتمل بود بر کلیه مقالات، مجلات و کتاب های در دسترس مربوط به مدارس آینده و شیوه های تربیتِ معلمِ آینده بر اساس ساحت علمی و فناوری. و گروه دوم: شامل متخصصان و صاحب نظران حوزه تعلیم و تربیت، اعضای هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان، مدیران و معلمان مدارس بود. در بخش اول، نمونه متناسب با هدف پژوهش از منابع موجود در پایان نامه ها، طرح های پژوهشی و مقالات موجود در پایگاه های اطلاعاتی همچونMagiran, ERIC, ProQues, Scopus, springer, Irandoc, Science Direct انتخاب شد و در بخش دوم به صورت هدفمند و گلوله برفی، 18 نفر تعیین گردید. تحلیل داده ها، در بخش نخست به روش شبه نظام مند و در بخش دوم با بهره گیری از نظریه داده بنیاد، الگوی چارمز و برایانت (2010) انجام گرفت و مدل پارادایمی پژوهش به دست آمد. یافته ها : نتایج پژوهش نشان داد که از مهم ترین عوامل علّی می توان به سرمایه علمی معلمان و تقویت آن، فرهنگ پژوهش محوری، سرمایه خلاق، فرهنگ فناوری و آینده نگری، نگرش کارآفرینانه در مدارس و نظارت و ارزیابی دروس اشاره کرد. نتیجه گیری : این پژوهش نشان داد که برای تربیت معلمان در راستای دستیابی به ساحت علمی-فناورانه، نیاز به یک رویکرد جامع و همه جانبه است که شامل عوامل فردی، سازمانی و اجتماعی باشد. توصیه می شود که نتایج این پژوهش در طراحی برنامه های تربیت معلم و سیاست گذاری های آموزشی موردتوجه قرار گیرد.
ارزیابی میزان تناسب بین تصویر و متن در کتاب های عربی نونگاشت دوره متوسطه اول بر اساس فرانقش ترکیبی (متنی) نظریه گونتر کرس و تئو ون لیوون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مواردی که در کتاب های آموزشی و درسی برای انتقال معنا و تحقق اهداف آموزشی اهمیت زیادی دارد، تناسب مطلوب بین تصویر و متن مربوط به آن است. ازاین رو هدف پژوهش حاضر، بررسی میزان تناسب بین هر یک از تصاویر اصلی و متون مربوطه در دروس کتاب های عربی متوسطه اول بر اساس فرانقش ترکیبی نظریه کرس و ون لیوون است. این نظریه یکی از حوزه های نشانه شناسی اجتماعی در تحلیل تصاویر و متون است. روش این پژوهشِ توصیفی از نوع تحلیل محتوا است. در ادامه برای بررسی رابطه بین متن و تصویر، از کتاب های عربی پایه هفتم تا نهم دوره متوسطه اول پنج مورد از تصاویر اصلی همراه با متن هر درس انتخاب شدند و میزان تناسب آن ها با متن مربوطه در سه سطح زیاد (ایده آل)، متوسط و کم مورد بررسی قرار گرفتند. از هر کدام از این سطوح در هر سه پایه، نمونه هایی از تصاویر و متن در این نوشتار آورده شده است. نتایج این پژوهش نشان داد که در اکثر تصاویر مورد بررسی معادل 73.34% پیوستگی کامل و مناسبی با متن مربوطه که مطابق با اهداف آموزشی و انتقال معنا باشد، وجود نداشت و فقط در 33.33% تصاویر مورد بررسی، تناسب کامل ایجاد شده بود. ازاین رو لازم است تغییراتی در متن و تصاویر اصلی این کتاب ها صورت بگیرد که میزان تناسب به سطح ایده آل برسد تا انتقال معنا و نیل به اهداف آموزشی برای فراگیران به صورت کامل حاصل گردد.
اثربخشی روش تدریس مبتنی بر رویکرد سازنده گرایی بایبی بر حل مسئله، ادراک سودمندی تکالیف تحصیلی و اهداف پیشرفت دانش آموزان در درس شیمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف پژوهش حاضر اثربخشی روش تدریس مبتنی بر رویکرد سازنده گرایی بایبی بر حل مسئله، ادراک سودمندی تکالیف تحصیلی و اهداف پیشرفت دانش آموزان در درس شیمی بود. روش پژوهش : طرح پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان پسر پایه یازدهم تجربی دوره متوسطه دوم شهرستان چابهار در سال تحصیلی 1404-1403 بودند که برای نمونه گیری در این پژوهش از بین مدارس دوره دوم متوسطه شهرستان یک مدرسه (دبیرستان دانا و توانا) به صورت تصادفی انتخاب شد که پس از اعمال ملاک های خروج، 30 نفر شرکت کننده در پژوهش به صورت تصادفی انتخاب شده و به عنوان نمونه آماری با گمارش تصادفی در دو گروه 15 نفری آزمایش و گواه قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه جهت گیری هدف پیشرفت الیوت و مک گرگور (2001)، مقیاس سودمندی ادراک شده تکالیف تحصیلی میلر و همکاران (2005) و پرسشنامه هپنر و پترسون(1982) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با روش آماری تحلیل کواریانس انجام گرفت. یافته ها : نتایج پژوهش نشان داد که روش تدریس مبتنی بر رویکرد سازنده گرایی بایبی بر حل مسئله، ادراک سودمندی تکالیف تحصیلی و اهداف پیشرفت دانش آموزان در درس شیمی تأثیر دارد (01/0≥p). در واقع روش تدریس مبتنی بر رویکرد سازنده گرایی بایبی باعث افزایش حل مسئله و مؤلفه های اعتماد به حل مسئله، اعتماد به خود و کنترل شخصی، جهت گیری هدف تسلط- گرایش و عملکرد- گرایش و ادراک سودمندی تکالیف تحصیلی در دانش آموزان می شود. همچنین تدریس مبتنی بر رویکرد سازنده گرایی بایبی باعث کاهش اهداف تسلط- اجتناب و عملکرد- اجتناب در دانش آموزان می شود. نتیجه گیری : با توجه به تأثیر روش تدریس بایبی بر میزان متغیرهای اهداف پیشرفت، حل مسئله و ادراک سودمندی تکالیف تحصیلی درس شیمی، به کارگیری این روش تدریس به معلمان در مدارس توصیه می شود.
واکاوی ابعاد و مولفه های تحریم های هوشمند آمریکا بر علیه ایران در چارچوب حقوق بشر دوستانه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های بنیادین در حقوق سال ۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸
146 - 175
حوزههای تخصصی:
حقوق بشر به عنوان یکی از مهم ترین شاخصه های تمدن از اهمیت بسیاری در روابط بین الملل برخوردار است. با وجود این, ابهام در تعریف و استفاده ابزاری از آن یکی از مهم ترین چالش های ارتقای حقوق بشراست. کشورهای غربی و به ویژه آمریکا به بهانه حمایت از دموکراسی و حقوق بشر در امور داخلی سایر کشورها مداخله می کنند و با استفاده از دیپلماسی عمومی و رسانه ای, بسیاری از کشورها را مورد هجمه تبلیغاتی قرار داده و اقداماتی را نیز علیه آن ها انجام می دهند, آمریکا از 1993 م تا 1996 م بیش از 61 تحریم یک جانبه علیه 35 کشور ایجاد نمود که 42 درصد از جمعیت جهان را تشکیل می دهند. تحریم های یک جانبه آمریکا به خاطر فراسرزمینی بودن آن ها با دیگر کشورها به یک موضوع مجادله برانگیز تبدیل شده است. بسیاری از کشورها معتقدند که چنین تحریم هایی در حقوق حاکمیتی آن ها به عنوان کشورهای مستقل دخالت می کند. با پیروزی انقلاب اسلامی, آمریکا همواره تحریم را به عنوان یکی از ابزارهای تغییر رفتار ایران مورد توجه قرار داده است. در این میان بر تحریم های حقوق بشری به عنوان نوعی تحریم هوشمند تاکید کرده تا بتواند ایران را به امتیازدهی و اتخاذ دیپلماسی انفعالی در حوزه سیاسی به خصوص پرونده هسته ای وادار کند. در این مقاله سعی می شود جایگاه تحریم های حقوق بشری در استراتژی آمریکا علیه ایران و راه کارهای مناسب برای مدیریت چالش ها و فرصت ها مورد بررسی قرار گیرد.
اثربخشی آموزش چشم انداز زمان بر یادگیری خودنظم جویی بلندمدت و کاهش اضطراب دانش آموزان دوره دوم ابتدایی
منبع:
آموزش پژوهی دوره ۱۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۴۲)
1 - 13
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش چشم انداز زمان بر یادگیری خودنظم جویی بلندمدت و کاهش اضطراب دانش آموزان دوره دوم ابتدایی شهر سوسنگرد انجام شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و در زمره طرح های نیمه آزمایشی با پیش آزمون –پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر دوره دوم ابتدایی شهر سوسنگرد بود که از بین آن ها30 نفر بر اساس روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و بصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. ابزار اندازه گیری پژوهش حاضر سیاهه خودنظم جویی نوجوانان دیاس و همکاران (2014) و مقیاس اضطراب کودکان اسپنس (1997) بود. آموزش بسته چشم انداز زمان بر اساس نظریه بویرد و زیمباردو (1999) در 8 جلسه 60 دقیقه ای برای گروه آزمایش اجرا شد. تحلیل داده ها با استفاده از کواریانس یک متغیره و چند متغیره صورت گرفت. نتایج پژوهش نشان داد آموزش چشم انداز زمان باعث افزایش خودنظم جویی بلندمدت و کاهش اضطراب دانش آموزان دوره دوم ابتدایی می شود. بنابراین آموزش چشم انداز زمان می تواند روش مناسبی برای متعادل سازی زمان (تعادل زمانی)، افزایش خودنظم جویی و به دنبال آن کاهش اضطراب دانش آموزان باشد.
تأثیر اخلاق حرفه ای بر عملکرد شغلی معلمان: تحلیل چالش ها و راهکارها
منبع:
سلامت روان در مدرسه دوره ۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
1 - 11
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی رابطه بین اخلاق حرفه ای و عملکرد شغلی معلمان می پردازد. هدف اصلی، تحلیل تأثیر رعایت اصول اخلاقی بر بهبود عملکرد معلمان و در نهایت ارتقای کیفیت آموزش است. روش تحقیق مبتنی بر مرور سیستماتیک مقالات و مطالعات پیشین در این حوزه است که از منابع داخلی و خارجی استفاده شده است. یافته ها نشان می دهد که اخلاق حرفه ای به عنوان یک عامل کلیدی، تأثیر مستقیمی بر عملکرد شغلی معلمان دارد و منجر به افزایش انگیزه، تعهد، و اثربخشی در فرایند یاددهی-یادگیری می شود. همچنین، رعایت اخلاق حرفه ای باعث ایجاد محیطی مبتنی بر اعتماد و همکاری در مدارس می شود که این امر به نوبه خود عملکرد دانش آموزان را بهبود می بخشد. نتیجه گیری کلی این است که توجه به اخلاق حرفه ای در نظام آموزشی نه تنها به عنوان یک ضرورت اخلاقی، بلکه به عنوان یک راهبرد مؤثر برای توسعه آموزشی و اجتماعی باید مورد توجه قرار گیرد.
Challenges Faced by University TEFL Teachers in Integrating Research into Practice in English for Academic Purposes (EAP) Classes
حوزههای تخصصی:
English for Academic Purposes (EAP) has become increasingly important in applied linguistics due to growing demands from universities and policymakers to integrate research into educational practice. However, how this integration occurs across disciplines and contexts remains unclear. This mixed-method study investigates challenges in language instruction in Iran. Using random sampling, 50 TEFL instructors teaching EAP participated; 89% held doctorates, and 73% spent 10–30% of their work time on research. The study examines the difficulties university-level TEFL professors face in integrating research into EAP instruction. A detailed Likert-scale questionnaire assessed perceptions of ideal versus actual inclusion of seven research-related concepts. Due to non-homogeneous data, Wilcoxon signed-rank and Kruskal-Wallis tests were used. Three key themes from open-ended responses explained the gap between expectations and practice: organizational limitations, student-related variables, and instructor-related obstacles. Results showed strong belief in research integration but limited implementation. Student issues included low motivation; institutional barriers involved rigid curricula and misaligned goals. Instructor challenges included limited research skills, disciplinary expertise, self-confidence, and motivation. These challenges are shaped by institutional context, research experience, and workload. The study highlights the need for institutional support, curriculum reform, and professional development to help TEFL instructors effectively connect research and EAP teaching.
فراترکیب الگوهای مدیریت بحران برگرفته از سنت امام علی (ع)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات دین، معنویت و مدیریت سال ۱۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۳
19 - 42
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش به دنبال استخراج الگوهای مؤثر مدیریت بحران از آموزه های امام علیj با روش فراترکیب است تا راهکارهایی برای مدیریت بحران های معاصر ارائه دهد. هدف نهایی، طراحی مدلی کاربردی براساس اندیشه های ایشان برای کاهش آسیب ها و ایجاد فرصت های توسعه در شرایط بحرانی است.
روش تحقیق: پژوهش به صورت کیفی و با روش فراترکیب انجام شده است. داده ها با تحلیل مضمون استخراج و در نرم افزار Maxqda پردازش شدند.
یافته ها: ۳۵ کد باز، ۲۱ مضمون پایه و ۴ مضمون سازمان دهنده شناسایی شد. اصول کلیدی مدیریت بحران از دیدگاه امام علیj شامل مشورت، شفافیت در تصمیم گیری، عدالت و همبستگی اجتماعی است. یک مدل جامع مدیریت بحران برای سازمان ها و جوامع اسلامی (به ویژه ایران) ارائه شد.
نتیجه: این تحقیق نشان می دهد که به کارگیری اصول مدیریتی امام علیj می تواند الگویی کارآمد برای مواجهه با بحران های امروزی باشد.
مقدمه: مدیریت بحران در دنیای پیچیده امروزی یکی از چالش های اساسی برای مدیران است. در این راستا، آموزه های حضرت علیj به عنوان یک منبع غنی مدیریتی می تواند الگوی مناسبی برای مواجهه با بحران ها باشد. ایشان با ویژگی هایی چون تفکر استراتژیک، قدرت تصمیم گیری در شرایط سخت، حفظ وحدت و مشاوره در بحران ها، توانست بحران های مختلف را به خوبی مدیریت کند. همچنین، حضرت علیj بر اهمیت عدالت و انصاف در مدیریت بحران تأکید داشتند که این آموزه ها در شرایط کنونی بحران های اقتصادی و اجتماعی می تواند راهگشا باشد.
مطالعات نشان می دهد که ویژگی هایی مانند صداقت، شجاعت و تفکر بلندمدت در مدیریت بحران، رهبران را در مواجهه با چالش ها موفق تر می کند. همچنین، پژوهش ها به تحلیل الگوهای مدیریتی حضرت علیj پرداخته اند و بر اهمیت استفاده از آموزه های ایشان در دنیای معاصر تأکید دارند. این مقاله هدف دارد تا با تحلیل این آموزه ها، الگوهایی برای بهبود مدیریت بحران در شرایط کنونی ارائه دهد و مدل های مدیریتی مبتنی بر اصول جامعه اسلامی را برای مدیران در نظر بگیرد.
روش تحقیق: روش فراترکیب به عنوان یک مطالعه کیفی، به تجزیه و تحلیل یافته های پژوهش های کیفی مختلف پرداخته و به کشف موضوعات جدید کمک می کند. این روش شامل تجزیه و تحلیل داده ها از مطالعات گذشته برای ایجاد یک دیدگاه جامع و یکپارچه است. در این پژوهش، با استفاده از روش فراترکیب و مدل هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو، به بررسی الگوهای مدیریتی حضرت علیj در مواجهه با بحران ها پرداخته شده است. ابتدا سؤالات پژوهش طراحی و سپس ادبیات مرتبط بررسی و اسناد علمی منتخب از پایگاه های معتبر جستجو و تحلیل شده اند. پس از پالایش 465 سند علمی، 9 سند باقیمانده برای تجزیه و تحلیل انتخاب شدند. در این فرآیند، معیارهایی مانند کیفیت روش شناسی و دقت تحلیل ها ارزیابی شدند.
برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون استفاده شده است که این روش به ویژه در پژوهش های کیفی برای شناسایی الگوها و مضامین کلیدی مفید است. در نهایت، پژوهش به بررسی چگونگی تطبیق اصول مدیریتی حضرت علی (ع) در مدیریت بحران های معاصر پرداخته و از یافته ها برای بهبود سیستم های مدیریتی در جوامع اسلامی استفاده کرده است.
نتایج: این پژوهش با استفاده از روش فراترکیب به تحلیل الگوهای مدیریتی حضرت علیj در زمینه مدیریت بحران پرداخته است. پس از گردآوری و بررسی داده ها در حوزه مدیریت اسلامی و بحران، نتایج به صورت کدگذاری باز جمع بندی و ارائه شده اند. نتایج حاصل از تحلیل سبک های مدیریتی حضرت علیj در بحران ها در چهار مقوله اصلی شامل عامل مدیریتی، شخصی، تعاملی و ارتباطی، و ارزشی و اعتقادی دسته بندی شده اند. این پژوهش به استخراج 35 کد، 21 مضمون و 4 مضمون سازمان دهنده پرداخته است. نتایج این تحلیل شامل مضامین پایه ای مانند هماهنگی و سازماندهی، برنامه ریزی و آینده نگری، هدایت و حمایت، و تجزیه و تحلیل، و همچنین مضامین اخلاقی مانند عدالت محوری، ایمان و توکل به خدا و مردم داری است. در نهایت، مدل مفهومی پژوهش براساس این مضامین، شبکه ای از کدها و مؤلفه های مرتبط با الگوی مدیریت اسلامی را تشکیل داده است. این مدل به عنوان الگوی جامع مدیریت اسلامی در مواجهه با بحران ها براساس آموزه های حضرت علی (ع) ترسیم شده است.
بحث و نتیجه گیری: این تحقیق با هدف فراترکیب الگوهای مدیریت بحران از سنت امام علیj انجام شده است. نتایج نشان می دهد که آموزه های مدیریتی حضرت علیj نه تنها به ویژگی های فردی مدیران بلکه به روابط تعاملی مؤثر، هماهنگی و سازماندهی، و تقویت اصول اخلاقی در بحران ها تأکید دارند. ویژگی های برجسته ای مانند عدالت محوری، مشورت پذیری، اخلاق مداری، و حمایت از آسیب دیدگان به عنوان ارکان اصلی در مدیریت بحران ها معرفی شده اند. این ویژگی ها می توانند در بهبود شرایط بحرانی در جوامع اسلامی، به ویژه ایران، مؤثر باشند. همچنین، ویژگی های فردی مانند تعهد کاری، توانمندی تحلیلی، و پاسخگویی به مدیران کمک می کند تا بحران ها را با تصمیم گیری های صحیح مدیریت کنند. عوامل تعاملی مانند مردم داری و همبستگی، و همچنین مضامین سازمانی همچون برنامه ریزی، نظم، کنترل و دانش افزایی از دیگر اصول مهم در مدیریت بحران براساس سیره حضرت علیj هستند. این الگو با تأکید بر اخلاق مداری، عدالت و ایمان به خدا می تواند به عنوان مدل مؤثری برای مدیریت بحران در جوامع معاصر، به ویژه ایران، استفاده شود. در این پژوهش، 35 کد و 21 مضمون پایه استخراج شد و مدل مفهومی براساس آنها ارائه شد. پژوهش نشان می دهد که آموزه های حضرت علیj می توانند به مدیران در بحران های مختلف کمک کنند و به تعالی جوامع اسلامی کمک کنند.
در دنیای معاصر، سازمان ها با بحران های مختلفی روبه رو هستند که تأثیرات زیادی بر عملکرد آنها دارد. در این راستا، آموزه های مدیریتی حضرت علیj می تواند به عنوان یک الگوی مؤثر در مدیریت بحران ها مطرح شود. براساس این آموزه ها، پیشنهادهایی برای بهبود مدیریت بحران در سازمان ها ارائه می شود:
الف) در زمان بحران، مدیران باید از مشورت با اعضای کلیدی سازمان بهره ببرند و کمیته های بحران با تخصص های مختلف تشکیل دهند.
ب) مدیران باید ارتباط شفاف و صادقانه با کارکنان و ذی نفعان داشته باشند تا اعتماد آنها حفظ شود.
ج) توجه به شرایط روحی کارکنان و ایجاد فضای حمایتی برای کاهش استرس و اضطراب ضروری است.
د) توزیع منابع و مسئولیت ها باید براساس عدالت و شفافیت انجام شود تا از بی عدالتی جلوگیری شود.
ه ) سازمان ها باید برنامه های آموزشی و توانمندسازی برای کارکنان در زمینه مدیریت بحران و مهارت های مختلف فراهم کنند.
و) تقویت همبستگی و همکاری میان اعضای سازمان با برگزاری جلسات منظم و اشتراک تجربیات برای تقویت روحیه تیمی ضروری است.
همچنین، پیشنهاد می شود که پژوهشگران به بررسی تأثیر آموزه های حضرت علیj در مقابله با بحران های اقتصادی و اجتماعی و مقایسه آن با مدل های مدیریتی معاصر پرداخته و پژوهش های میدانی برای ارزیابی تأثیرگذاری این آموزه ها در سازمان ها انجام دهند.
اظهاریه قدردانی: نویسندگان این پژوهش، نهایت قدردانی و سپاس ویژه خود را از همکاری مشارکت کنندگان، حمایت فکری داوران ناشناس و ویراستار علمی و ادبی معارف اسلامی و مدیریت اعلام می کنند.
تعارض منافع: این پژوهش فاقد هرگونه تعارض منافع است. کلیه مراحل تحقیق با رعایت اصول اخلاقی و علمی و بدون وابستگی به نهادها یا منافع شخصی انجام شده است.
فراترکیب عوامل مؤثر بر موفقیت مربیگری اجرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر فراترکیب عوامل مؤثر بر موفقیت مربیگری اجرایی بوده است. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی بوده و از منظر شیوه گردآوری داده ها در رده تحقیقات اکتشافی قرار می گیرد. در این تحقیق به منظور گردآوری داده ها از پایگاه علمی گوگل اسکالر استفاده نموده شده و به منظور تحلیل داده ها از تحلیل محتوای عرفی و استراتژی کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده گردید. یافته های پژوهش منجر به ارائه مدلی با محوریت عناصر سازمانی، فردی و حرفه ای گردید. مدل اثربخش مربیگری اجرایی در سازمان ها دربردارنده سه بعد فردی، سازمانی و حرفه ای؛ 26 مؤلفه اخلاق مداری، هدف گرایی، نظم محوری، عمل محوری، آگاه سازی، آگاهی بخشی، همگرایی، حمایت گرایی، انگیزه بخشی، شفافیت، کل گرایی، ثبات گرایی، تعامل گرایی، هدفمندی، تطبیق پذیری، نظارت گرایی، مثبت اندیشی، وابستگی، جمعیتی، اثربخشی، آمادگی، ارتباطی، خودسازی، رشدگرایی و 109 شاخص است. این مطالعه برخی از خلأهای موجود در ادبیات مربیگری اجرایی را پر کرده است. برخلاف بسیاری از مطالعات قبلی در این حوزه که صرفاً بر ارزیابی های اثربخشی مربیگری اجرایی تکیه کرده اند، این مطالعه به شناسایی مجموعه عوامل مرتبط با سطح فرد، سازمان، شرایط نهادی و زیرساختی مؤثر بر مربیگری اجرایی پرداخته و برخی سازه های جدیدی همچون نهادهای رسمی و غیررسمی را به ادبیات مربیگری در حالت کلی و مربیگری اجرایی به صورت خاص اضافه کرده است.
دراسة مستوی القلق والاضطراب للشخصيّة الرئيسة في رواية الخائفون بالاعتماد على استبيان القلق لزونغ (S.A.S)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات فی اللغه العربیه و آدابها بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۱
227 - 265
حوزههای تخصصی:
مع تطوّر المجتمعات البشریّه وظهور الأحداث الفردیه والاجتماعیّه المؤلمه، ساد الخوف والقلق من الظواهر المنتشره فی حیاه الإنسان. یهدف هذا البحث، بالاعتماد على استبیان القلق لزونغ ( (SASإلى تحلیل الحاله النفسیّه للشخصیّه الرئیسه فی روایه الخائفون للکاتبه دیمه ونوس. أُجریت هذه الدراسه بمنهجیه کمّیه–نوعیه، حیث تم تحلیل مؤشّرات القلق والخوف لدى شخصیّه "سلمى" ؛ بطله الروایه. استخرجت البیانات النوعیه من تحلیل محتوى السرد فی الروایه، بالتالی، تمّ جمع البیانات الکمیه من خلال تقویم بنود استبیان زونغ، الذی یتألف من 20 مقیاساً ویعتمد مقیاس لیکرت الرباعی لتقویم الأعراض العاطفیّه والجسدیّه للقلق. تشیر النتائج إلى أن الشخصیّه المدروسه تعانی من قلق شدید (درجه 64)، وتظهر علیها أعراض مثل اضطرابات النوم، وخفقان القلب، والقلق المزمن، والأعراض النفسجسمیه بشکل واضح. یکشف تحلیل النتائج أن السرد الأدبیّ، وخاصه فی سیاق الأزمات السیاسیه والحروب الأهلیه، یمکن أن یعکس الاضطرابات النفسیّه الناجمه عن العنف، والهجره، والفقدان، وأنّ توظیف أدوات القیاس النفسیّ فی التحلیل الأدبیّ لا یوفّر فهماً أعمق للحاله الذهنیّه للشخصیات فحسب، بل یمهّد أیضاً لفهم الآثار النفسیّه الناتجه عن البُنى المأزومه فی المجتمعات البشریّه.
علیت در نظام کلامی معتزله: مفهوم شناسی، فروعات و مصادیق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ فلسفه اسلامی سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
193 - 226
حوزههای تخصصی:
معتزله به عنوان یکی از جریان های اصلی کلامی در عالم اسلام به بحث علیت، فروعات و مصادیق آن، در قالب مباحث گوناگون کلامی همچون خلقت، استطاعت، اراده و فاعلیت خدا و انسان در افعال مباشر و متولد پرداخته است که استخراج و تحلیل نظرات ایشان، سهمی بسزا در فهم سیر تفکر فلسفی و کلامی این نحله دارد و نیز نشان دهنده تأثیرپذیری فکری آن ها از سایر اندیشمندان است. معتزله بصره و بغداد که هرکدام به دو گروه متقدم و متأخر تقسیم می شوند، درباره تعریف و تبیین مفهوم علیت و اقسام آن، فروعات قاعده علیت، ملاک نیازمندی معلول به علت و نحوه علیت خداوند و انسان، آرای مشترک و گاه متفاوتی دارند. در این مقاله کوشیده ایم دیدگاه های دانشمندان برجسته معتزلی را از آثار معتبر ایشان درباره مباحث فوق، استخراج کرده و ضمن تبیین آرای مشترک، اختلاف نظرهای درون فرقه ای آن ها را نشان دهیم. در نهایت، به نظر می رسد دانشمندان معتزلی در مسائل متعددی همچون قاعده الواحد، علیت خداوند نسبت به جواهر و اعراض، چگونگی بقا و فنای اجسام، چیستی استطاعت و نیز علیت انسان در افعال متولد، با هم اختلاف نظر دارند. همچنین برخی از ایشان در مباحثی مانند قاعده الواحد و ملاک نیازمندی معلول به علت، به دیدگاه های فیلسوفان نزدیک شده اند.
گذار از تعاون جمعی به حوزه سیاسی و اخلاقی در جهت برون رفت از بحران سیاسی براساسِ اندیشه سهروردی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شناخت بهار ۱۴۰۴ شماره ۹۰/۱
33 - 53
حوزههای تخصصی:
مسئله مرکزی این مقاله بر این پرسش استوار است که سهروردی چگونه اندیشه سیاسی اش را باتوجه به وضعیت جهان موجود تأسیس می کند؟ و نه آنچنان که مشهور است مبتنی بر مناسبات جهان خیالی. به زعمِ نگارندگان، با مطالعه دقیق اندیشه سیاسی سهروردی متوجه می شویم که او فلسفه اشراقی و به ویژه دیدگاه سیاسی اش را در پاسخ به مسائل و بحران های سیاسی و اجتماعی زمانه تأسیس می کند. او مهم ترین مشکل سیاستِ زمانه خود را در تغلبی بودن آن می داند و، با توسل به دیدگاه خود، منطق سیاست اشراقی را در مقابل سیاست تغلبی توضیح می دهد. در این مقاله می کوشیم نشان دهیم که او چه امکانات مفهومی ای را برای مقابله با دیدگاه تغلبی زمانه خود تدارک می بیند و باتوجه به این امکانات مفهومی چگونه با عمارت دستگاه تغلبی مقابله می کند؟ روش پژوهش در این مقاله توصیفی–تحلیلی است. یافته ها و نتایج نوشته حاضر این است که او در سیاست اشراقی به دنبال مؤلفه هایی است که ازطریقِ آن ها ساختار سیاست تغلبی را به چالش بکشد. سیاست اشراقی با محوریت تعاون جمعیِ مبتنی بر نظام نیازها، استنتاج امر سیاسی از درون نظام نیازها، مصلحت عمومیِ برآمده از ساختار عقلانی جهان، عدالت جمعی و اخلاق مدنی و سیاسی، نظام سیاست اشراقی را درمقابلِ سیاست تغلبی علم کند.
توجّه و آگاهی بصری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شناخت بهار ۱۴۰۴ شماره ۹۰/۱
55 - 78
حوزههای تخصصی:
در پدیدارشناسیِ روزمره تجربه های ادراکی، توجه با آگاهی بصری پیوندی تنگاتنگ دارد. به طورعمده، هرگاه به چیزی توجه می کنیم، از آن آگاه هستیم و هرگاه از چیزی آگاه هستیم، می توانیم توجه خود را معطوف به اجزای آن کنیم. اما این رابطه به طور دقیق چگونه است؟ آیا توجه شرط ضروری یا شرط کافی برای آگاهی است؟ تجربه های متداول نمی توانند به تنهایی پاسخی به این پرسش دهند. نیاز است که تأملات فلسفی و شواهد تجربی با یکدیگر ادغام شوند تا پاسخی قانع کننده یافته شود. براین اساس، ادعای اصلی آن است که توجه نه شرط ضروری و نه شرط کافی برای آگاهی بصری است. برای این ادعا، تنها کافی است تا یک مورد آگاهی بدون توجه و یک مورد توجه بدون آگاهی نشان داده شود. این مقاله برای آگاهی بدون توجه به مواردی از موقعیت های متعارف و نیز ازدحام این همانی استناد می کند و برای توجه بدون آگاهی به نمونه ای از نابینایی بیناگونه و آزمایشی درخصوصِ توجه مکانی. در ادامه، به عنوانِ حرکتی تکمیلی دیدگاه های مخالف معرفی می شوند. این دیدگاه ها باور دارند که توجه شرط ضروری یا کافی برای آگاهی است. تلاش می شود با نقد این دیدگاه ها از ادعای اصلی دفاع شود.
خداباوری و استدلال انباشتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برنامه پیشگامانه الهیات طبیعی صورت بندی استدلال های خداباورانه با تکیه بر تحقیقات تجربی بوده است. برخی الهی دانان طبیعی به استدلال یا برهان انباشتی توجه داشته اند. طبق برهان انباشتی، دلایلی که بر اساس برخی معیارها به نحو جداگانه ضعیف ارزیابی می شوند، ممکن است ترکیب شوند تا استدلال هایی را تولید کنند که قوی تر باشند. از این استدلال دو صورت بندی قیاسی و غیرقیاسی ارائه می شود. هر دو صورت بندی در سه سطح مورد ارزیابی قرار می گیرند: 1) مزیت ها: تردید در خداناباوری و ندانم باوری و تثبیت باورهای خداباورانه. 2) اشکالات قابل رفع: پیچیدگی فرآیند برهان انباشتی و دشواری آن برای عموم مردم، بی توجهی به فرضیه های رقیب و عدم تضمین قبول نتیجه به دلیل احتمال بالای 50 درصد مقدمات. 3) انتقادات: درآمیختگی بین احتمال درستی باور و میزان معقولیت باور و تعیین ناپذیری مقادیر و ارزش های ضروب احتمالاتیِ استدلال انباشتی. این پژوهش با تبیین کاربست الگوی انباشتی در سنت اسلامی ادامه می یابد تا نشان دهد چگونه اندیشمندان مسلمان الگوی انباشتی را در اثبات وجود خدا و روش شناسی اعتقادات همچون تراکم ظنون، اثبات صدق نبوت و اقناع پذیری به کار می گیرند. استدلال انباشتی به رغم برخی نقاط ضعف، آنجا که در تقویت باورهای بنیادین نظری (اعتقادات) و نیز شعائر و مناسک (عبادات و اخلاقیات) در دین اثربخشی دارد، عقلانی و قابل دفاع است.
تقلیل اسطوره انسان -پیدایی به اسطوره پیدایش تکنولوژی در فتوت نامه های فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمت و فلسفه سال ۲۱ تابستان ۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۸۲)
95-146
حوزههای تخصصی:
در دوره اسلامی، شواهدی مبنی بر وجود تفکری غیرفلسفی درباره تکنولوژی وجود دارد که تاکنون مغفول مانده است. بخش اصلی این تفکر در آثار فرقه ای فتوّت انعکاس یافته است که به ادبیات عرفانی تعلق دارند. در برخی از این رساله ها در چارچوبی اسطوره شناختی به جنبه هایی از تکنولوژی پرداخته شده است که بررسی آنها می تواند از مفهوم تکنولوژی در تلقی بخش مهمی از جامعه اسلامی قدیم، یعنی عوام صنعتگر، پرده بردارد. مقاله حاضر بر یکی از اساطیر مذکور در رساله ها، یعنی اسطوره انسان-پیدایی، تمرکز می کند و از طریق بررسی تطبیقی تقریر فتوّت از این اسطوره با تقریرهای رسمی آن در ادبیات اسلامی نشان می دهد که تقریر فتوّت تفاوت های نحوی و معنایی قابل توجهی با دیگر تقریرها دارد. در این تقریر اسطوره انسان-پیدایی به برخی خرده اسطوره های مبدأ تقلیل داده می شود که مضمون اصلی آنها، برخلافِ تقریرهای دیگر، نه پیدایش انسان، بلکه پیدایش تکنولوژی است. هرچند برخی از این خرده اسطوره های پیدایش تکنولوژی در تواریخ نیز آمده اند و الگوهای ساخت آنها نیز برگرفته از روایت های پیدایش آئین در رساله های صوفیانه است، با این حال، تقریر فتوّت چیزی بیش از حاصل یک جرح و تعدیل ساده از این روایت های قدیم تر است.
برخورد واقع گرایی علمی با شروح بازنمایی علمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شناخت پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۹۱/۱
31 - 53
حوزههای تخصصی:
مطابق واقع گرایی علمی، نظریه های علمی بالغْ (تقریباً) صادق اند و به خاطر این صدق (تقریبی) است که موفق اند. مطابق شروح (اصالت گرایانه) از بازنمایی علمی، مدل های علمی به تحقق فضایل معرفتی می انجامند، چون جهان را بازنمایی می کنند. هدف اصلی این مقاله بررسی این پرسش است که آیا واقع گرایی علمی با نگرش های مختلف به بازنمایی علمی، یعنی دیدگاه های شباهت-محور، عامل-محور و ترکیبی، سازگار است یا خیر. برای این منظور، ابتدا نشان داده می شود که واقع گرایی علمی، حداقل در نظر اول، با این شروح نسبتی ندارد. سپس راه های ارتباط میانشان بررسی و سرانجام استدلال می شود که، به شرطِ اضافه کردن جزئیاتی، واقع گرایی علمی با نمونه هایی از هر سه نگرش ناسازگار است.









