ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱٬۲۶۱ تا ۲۱٬۲۸۰ مورد از کل ۵۵۵٬۸۱۰ مورد.
۲۱۲۶۱.

مقایسه محتوای آموزشی گرایش مبانی نظری اسلام درس اندیشه اسلامی 2 در آموزش و پرورش و آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۴۳
مقایسه محتوای دروس آموزشی نقش بسزایی در بهبود کیفیت محتوا و اثربخشی آن در یادگیری دارد. هدف: مسئله پژوهش حاضر، مقایسه محتوای آموزشی درس اندیشه اسلامی 2 در آموزش عالی با کتب آموزش و پرورش بود. روش: این پژوهش به روش تحلیلی توصیفی و به صورت مقایسه ای و کیفی، میزان تطابق موضوعات و محتوای آموزشی درس مذکور را با مفاهیم مشابه در مقاطع ابتدایی و متوسطه اول و دوم بررسی کرده است. بررسی داده ها از کتابهای هدیه و پیامهای آسمانی، دین و زندگی و اندیشه اسلامی 2، صفحه به صفحه به صورت مشاهده مستقیم بود. تطبیق در سه حوزه پیامبر، امام و ولایت؛ و تکرار محتوا بر سه مبنای اجمال و تفصیل، تغییرات و نوآوری، تکرار در مفاهیم و واژه ها بود. یافته ها: در حوزه نبوت، تکرار بر اساس قاعده اجمال و تفصیل است؛ در اعجاز قرآن، تکرار در مفاهیم است و نیازمند بازنگری؛ در امام شناسی، اجمال و تفصیل است، اما بالعکس و در حوزه ولایت، تکرار در مفاهیم است و نیازمند بازنگری. نتیجه: نتایج پژوهش زمینه ساز رشد محتوای آموزشی در مقاطع مختلف به منظور تأثیرگذاری بیشتر و عاملی برای سهولت و کمک به مؤلفان درتولید محتوای آموزشی با هدف کشف لایه های جدید در تکرار محتواست.
۲۱۲۶۲.

رابطه حافظه خودزندگی نامه ای و تفکر آینده نگر با خرد: نقش میانجی تنظیم هیجان و تامل اکتشافی در نمونه غیر بالینی بزرگسال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۴۹
مقدمه: تعریف و عملیاتی سازی «خرد» به عنوان نقطه اوج بلوغ روان، امری چندبعدی و پیچیده است و با وجود اهمیت نظری و کاربردی آن، همچنان خلا پژوهشی وجود دارد. با توجه به نقش تجارب زندگی در روشن تر شدن مفهوم خرد، هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه خرد با حافظه خودزندگی نامه ای و تفکر آینده نگر و نقش میانجی تنظیم هیجان و تأمل اکتشافی بود. روش کار: این پژوهش در چارچوب پارادایم اثبات گرایی و با رویکرد کمی در قالب طرح همبستگی از نوع تحلیل مسیر انجام شد. جامعه شامل افراد 20 تا 50 سال بود که با روش نمونه گیری در دسترس 450 نفر انتخاب شدند. ابزارها شامل مقیاس خودارزیابی خردمندی، دشواری در تنظیم هیجان، تأمل اکتشافی، آزمون خاطرات خودزندگی نامه ای و تفکر آینده نگر بودند. داده ها با نرم افزارهای SPSS-27 و AMOS-24 تحلیل شدند. یافته ها: مدل پیشنهادی از برازش مناسبی برخوردار بود ( ۹۸/۰=GFI ،۹۷/۰=CFI). رابطه حافظه خودزندگی نامه ای با خرد با میانجی تنظیم هیجان معنادار بود (001/0>P ،94/1-β=). اما تفکر آینده نگر از این مسیر معنادار نبود (089/0>P ،38/۰β=). مسیر حافظه خودزندگی نامه ای از طریق تامل اکتشافی با خرد معنادار بود (0۰۱/0>P ،۲۹/۰β=). مدل کامل 47 درصد واریانس خرد را تبیین کرد، در حالی که مدل بدون میانجی تنها 14 درصد را تبیین نمود. نتیجه گیری: متغیرهای میانجی تنظیم هیجان و تأمل اکتشافی در تبیین خرد نقش مؤثری دارند. مطابق نتایج، خردمندی بیش از آن که به محتوای تجارب گذشته یا تفکر آینده وابسته باشد، به نحوه تنظیم هیجان و شیوه تأمل فرد نسبت به زندگی مرتبط است. یافته ها می توانند مبنای مداخلات روان شناختی و آموزشی برای تقویت این مهارت ها قرار گیرند.
۲۱۲۶۳.

مقایسه اثربخشی درمان پذیرش و تعهد و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر سوگیری توجه و نشانه های تصویری القاءکننده ولع مصرف در مصرف کنندگان هروئین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۷
هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان پذیرش و تعهد و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر سوگیری توجه و نشانه های تصویری القاءکننده ولع مصرف در مصرف کنندگان هروئین بود. روش: این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل همه مصرف کنندگان هروئین بود (400 نفر) که به صورت اقامتی 6 ماه در اردوگاه کرامت شهرستان مبارکه در سال 1404-1403 بستری بودند. نمونه پژوهش عبارت بود از90 نفر از مصرف کنندگان هروئین که به روش هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل تقسیم شدندکه در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و دوره پیگیری مورد سنجش قرار گرفتند. جلسات هر دو مداخله در 10 جلسه 120 دقیقه ای هفته ای 2 اجرا شد. گروه کنترل مداخله خاصی دریافت نکرد. شرکت کنندگان هر سه گروه آزمون سوگیری توجه دات پروب و پرسشنامه نشانه های تصویری القاءکننده ولع مصرف را تکمیل کردند. داده ها با روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که درمان پذیرش و تعهد موجب کاهش نشانه های تصویری القاءکننده ولع مصرف شد، در حالی که تاثیر بر سوگیری توجه نداشت. از سوی دیگر، شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی باعث کاهش سوگیری توجه در مصرف کنندگان هروئین شد، ولی تاثیری بر نشانه های تصویری القاءکننده ولع مصرف نداشت. به علاوه، تغییرات معنادار در مرحله پیگیری نیز پایدار باقی ماندند. نتیجه گیری: با توجه به نتایج می توان اذعان نمود که روش درمانی پذیرش و تعهد و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی به ترتیب مداخلات موثری در جهت بهبود نشانه های تصویری القاءکننده ولع مصرف و سوگیری توجه مصرف کنندگان هروئین است.
۲۱۲۶۴.

جلوه های زبان بدن در ارتباط عاشق و معشوق در غزلیات خاقانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۱
ارتباط از دو طریق کلامی و غیر کلامی حاصل می شود. در ارتباط غیر کلامی که دامنه ای گسترده دارد و تأثیرگذاری آن به مراتب بیش از کلام است، با جلوه های گوناگونی از کاربرد زبان بدن مواجهیم. پژوهش حاضر که به روشی توصیفی تحلیلی انجام شده است، بر آن بوده تا به صورت موردی به شناسایی و استخراج عناصر مختلف ارتباط غیر کلامی در غزل خاقانی بپردازد و پیام ها و مفاهیم نهفته ای را رمزگشایی کند که شاعر با استفاده از زبان بدن قصد انتقالشان را داشته است و از ورای آن ها به کشف نوع رابطه بین دو شخصیت اصلی غزل (عاشق و معشوق) نائل شود. براساس یافته های تحقیق، دامنه کاربرد زبان بدن در غزل های خاقانی بسیار گسترده و متنوع بوده است و توجه ویژه شاعر از میان جلوه های گوناگون زبان بدن، به ترتیب به حالات چشم (با تأکید بر گریستن)، آواگری غیر کلامی (با تأکید بر آه کشیدن)، و حالات لب (با تأکید بر خندیدن و بوسیدن) معطوف بوده است و حدود 65 درصد از ارتباطات غیرکلامی میان عاشق و معشوق در غزلیات، به این سه حوزه اختصاص داشتند. البته کاربرد حرکات ترکیبی و تنوع خیره کننده آن ها (22 حالت برای انتقال 45 معنی) و نیز حالات مختلف چهره و توجه خاص به رنگ رخسار نیز در غزل خاقانی تأمل برانگیز بوده است. باتوجه به بررسی های انجام شده، کاربرد زبان بدن در غزلیات خاقانی در بسیاری از موارد نشان دهنده دوری عاشق از معشوق یا امتناع معشوق از برقراری ارتباط کلامی با عاشق بود.
۲۱۲۶۵.

باورها و آیین های مرتبط با درخت در اساطیر و فرهنگ عامه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۴۳
درخت همواره برای بشر نمادی از جاودانگی و خردمندی بوده است. ایران یکی از کهن ترین فرهنگ هایی است که در آن همواره درخت، به عنوان موجودی مقدس، مورد احترام بوده و کارکردهای آیینی بسیار داشته است. اساطیر و تاریخ ایران پر از رویدادها و آیین هایی است که به تقدس درخت بازمی گردد. امروزه با وجود غلبه نسبی مدرنیته زندگی در ایران از یک سو و مخالفت مذهب اسلام با باورهای عامیانه از سوی دیگر، همچنان در اغلب نقاط ایران درختان مقدسی وجود دارند که کارکردهای ویژه خود را حفظ کرده اند. به گونه ای که می توان گفت هیچ دهستانی در ایران وجود ندارد که از درخت یا درختان مقدس خالی باشد. مشهورترین درختان مقدس در باورهای عامیانه مردم ایران عبارتند از: سرو، چنار، نخل، پسته کوهی (بنه)، نفوس، توت، گردو، زالزالک، بادام کوهی، زیتون، گودگز، سدر، آزاد، تاوی، انگور و کاج. اغلب این درختان یا میوه دار هستند یا خواص دارویی دارند و به دلیل اقتصادی یا پزشکی در زندگی انسان ها نقشی حیاتی یافته اند. انواع این درختان به دلیل تنوع جغرافیایی در ایران بسیار زیاد است؛ اما با وجود تنوع درختان، کارکردها، آیین ها و باورهای مرتبط با آن ها در همه ایران مشترک است. این باورها را می توان در 8 محور زیر بررسی نمود: 1. بهشتی بودن؛ 2. خدا، پادشاه یا سید بودن؛ 3. عملکردهای جادویی؛ 4. کیفرهای آسیب رساندن و قطع درختان؛ 5. تقدس درختان در زمان های مقدس؛ 6. تقدیم پیشکش و قربانی به درخت؛ 7. بدشگونی درختان؛ 8. انسان پنداری درخت. این پژوهش بر اساس یافته های میدانی نگارندگان و منابع کتابخانه ای فراهم آمده است.
۲۱۲۶۶.

تحلیل محتوایی «شاهراه نجات»؛ منظومه شیعی در ستایش حضرت علی(ع)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۷
منظومه های شیعی حاوی اطلاعات ارزشمندی درباره معارف اهل بیت (ع)، فضایل ائمه (ع) و همچنین رویدادهای سیاسی اجتماعی قرون اولیه اسلام از منظر شیعیان هستند. این گنجینه های ادبی در عین معرفت افزایی، واکنش شاعران به آرمان دینی سیاسی شیعیان و ظلم و ستم حاکمان وقت را در قالب تولّی و تبرّی نشان می دهند. این پژوهش می کوشد یکی از مهم ترین نمونه های منظومه های شیعی؛ یعنی منظومه «شاهراه نجات» اثر مجذوب تبریزی را به روش تحلیل محتوایی معرفی کند. به این منظور، چهارچوب مفهومی و عناصر تشکیل دهنده منظومه «شاهراه نجات» بررسی شده است. علاوه بر این، کشف و تحلیل مضامین عمیق دینی، عرفانی و اجتماعی نهفته در «شاهراه نجات» و بررسی تأثیر این مضامین بر درک معنوی و شناخت عرفان شیعی مورد تاکید بوده است. نتیجه پژوهش نشان می دهد شاعر در این اثر، مسیر نمادین سیر و سلوک معنوی «دل» در پی یافتن «کلید نجات» را مد نظر داشته است. مسیر سفر دل که ضمن استفاده از زبان روایی در قالب مناظره با کوه، دریا، آسمان و شب به شکل تمثیلی با ساختن خانه دل برای «یار» آغاز می شود، به عنوان فرایند تکامل روحانی ترسیم شده؛ به طوری که رهرو جویای حقیقت از کوه به دریا و از دریا به آسمان و از آسمان به شب و در نهایت، رسیدن به سرمنزل مقصود یعنی بارگاه قدسی حضرت علی (ع) به عنوان مظهر کمال و هدایت، نمادی از مراحل ترقّی و تحوّل انسان در مسیر کمال است.
۲۱۲۶۷.

نگرشی نو به مسئله حدوث و قدم عالم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۵۸
حدوث و قدم عالم از مسائل مورد نزاع و چالش برانگیز در تاریخ تفکر اندیشمندان اسلامی بوده است. در پژوهش های پیشین با دغدغه اثبات و ابطال و نگاه تصدیقی، اقامه دلیل بر نظریه موافق و ایراد و خدشه بر نظریه مخالف محور بحث و پژوهش در این باب بوده است؛ در حالی که به نظر می رسد پیچیدگی بحث حدوث و قدم عالم در ناحیه تصور و مفهوم شناسی است. نگاه خطی ارسطویی به زمان سبب گردیده است فیلسوفان و متکلمان مسلمان در این نظریه به جمع بندی و موضع مشترک دست نیابند. در نگاه ارسطویی سیر افقی در عالم ماده تنها خروج عالم ماده از قوه به فعل است و در این نگاه عالم هستی -اعم از مجردات و مادیات- متعلق خلق و ایجاد نیست. نظریات مختلف اندیشمندان مسلمان در باب حدوث و قدم عالم به محل نزاع اصلی پاسخ نمی دهند. در اینجا نیازمند اصطلاح سازی و مفاهیم جدیدی هستیم. با روش توصیفی-تحلیلی از رهگذر نقد و بررسی نظریات مختلف در باب حدوث و قدم عالم، نظریه حدوث و قدم امری را مطرح می کنیم که عدم واقعی عالم را نشان داده، حدوث و قدم عالم را به نحو منسجم تر و هماهنگ با متون دینی تبیین می کند.
۲۱۲۶۸.

The Model of “Normative Education” based on Mulla Sadra's Philosophical System(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۲۹
In the face of the contemporary era's semantic, ethical, and identity crises, the need for a re-evaluation of educational foundations is felt more than ever. This research, drawing upon the philosophical foundations of Mulla Sadra's Transcendent Philosophy, seeks to present and elucidate a novel model entitled "Normative Education." This form of education is grounded in the existential transformation of human beings and within the framework of principles such as the primacy of existence, substantial motion, existential of gradation, and the teleological nature of creation. In this educational pattern, education is not merely the transmission of knowledge but rather a multi-dimensional existential process aimed at the intellectual, ethical, spiritual, and emotional growth of individuals along their existential journey. Normative Education, through the internalization of moral oughts and ought-nots, guides individuals from external obligation towards internal responsibility, placing them on a path towards the realization of their authentic and meaningful self. This article utilizes a Descriptive-Analytical methodology and an Interpretive-Hermeneutic approach. It first elucidates Mulla Sadra’s significant philosophical foundations and then, by emphasizing the potentialities for existential transformation, proceeds to formulate the proposed educational model. The implications of this type of education at the individual level include the deepening of self-knowledge, the strengthening of inner morality, increased psychological resilience, and the balanced growth of intellect and meaning. At the social level, these implications encompass the reduction of conflicts, the promotion of civic engagement, and the groundwork for the realization of a moral and spiritual society. Finally, while offering an initial critique and examination of this educational model the article emphasizes the necessity for its further development, empirical testing, and dialogue with other educational schools of thought.
۲۱۲۶۹.

Hermeneutic Analysis of Ibn Arabi’s Theory of “Continuous Revelation” and Its Comparison with Roland Barthes’ Theory of “Open-Closed Texts”(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۶
Hermeneutic analysis (Hermeneutics) of texts is a new branch of Islamic studies that seeks to discover the messages, signs and hidden meanings of revelation and Quranic verses. The mystical views of Mohy al-Din Ibn Arabi, one of the greatest mystics of the Islamic world, are mostly based on the meta-textual hermeneutics assigned to him and interpretations far from the appearance of Quranic verses Hermeneutical views of Ibn Arabi of revelation and Quranic verses can be assayed and studied in his works including Futuhat Al Makkyyah, Fusus Al Hikam as well as the Quranic exegeses which are attributed to him. In present essay, we first study Ibn Arabi’s general perspective of “Revelation” and then continue to discuss the hermeneutic analysis of his theory of “Continuous Revelation” and finally we compare Ibn Arabi’s theory with Roland Barthes’ theory of “Open-Closed Texts”. The results of the present study show that the manifestation and emergence of the mystical theory of “Continuous Revelation” is of a literary and artistic nature and despite certain differences, one can find considerable similarities and compatibilities with the theory of “Closed-Open Texts”. To put it otherwise, this essay explains the considerable similarity of Ibn Arabi’s mystical theory of “continuous revelation” and Roland Barthes’ “closed-open texts” from the point of view of the emergence and infusion of hermeneutical meanings in/ into the reader’s mind and demonstrates that regardless of the mystical nature of the theory of “continuous revelation” its objective appearance and emergence has taken form based on the literary and artistic dimensions.
۲۱۲۷۰.

بررسی مسیرهای ارتقا و پیشرفت شغلی بر مبنای آموزش های هدفمند و نیازهای سازمانی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۱
هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی مسیرهای ارتقا و پیشرفت شغلی بر مبنای آموزش های هدفمند و نیازهای سازمانی است. روش کار: این مطالعه با رویکرد توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع معتبر داخلی و خارجی انجام شده است. نتایج: در عصر رقابت جهانی و تحولات فناورانه سریع، توسعه منابع انسانی به عنوان یکی از پایه های استراتژیک برای دستیابی به موفقیت سازمانی شناخته شده است. یکی از مؤثرترین رویکردها در این زمینه، تطبیق آموزش های هدفمند با نیازهای سازمانی است که می تواند مسیرهای ارتقا و پیشرفت شغلی کارکنان را تسهیل کند. این مقاله به بررسی نظام مند نقش آموزش های هدفمند در شناسایی و تسهیل مسیرهای پیشرفت شغلی کارکنان در سازمان ها می پردازد. در این راستا، ابتدا مفاهیم کلیدی مرتبط با نیازسنجی سازمانی، طراحی برنامه های آموزشی هدفمند و مدیریت حرفه ای کارکنان مورد تحلیل قرار می گیرد. سپس با استناد به مطالعات موردی و نظریه های موجود در ادبیات مدیریت منابع انسانی، چگونگی ایجاد تناسب بین اهداف فردی کارکنان و استراتژی های توسعه سازمانی مورد بررسی قرار می گیرد. نتایج این مطالعه نشان می دهد که هماهنگی بین نیازهای سازمانی و فرصت های آموزشی می تواند به افزایش انگیزه، بازدهی و وفاداری کارکنان منجر شود، همچنین ایجاد شفافیت در مسیرهای شغلی موجب افزایش رضایت شغلی و کاهش نرخ مهاجرت نیروی انسانی در سازمان ها گردد. لذا، پیشنهاد می شود سازمان ها سیستم های ارزیابی مستمر نیازهای آموزشی را در کنار سیستم های ارزیابی عملکرد و برنامه ریزی متوسط و بلندمدت منابع انسانی توسعه دهند.
۲۱۲۷۱.

رابطه تعلق خاطر کاری و حس تعلق به مکان در کارکنان (مطالعه موردی: ساختمان های اداری شهر بجنورد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۱
حس تعلق به مکان به عنوان پیوندی عاطفی و شناختی میان فرد و محیط فیزیکی، نقش مهمی در افزایش انگیزه و تعهد کاری دارد. در محیط های اداری، تعلق خاطر کاری که شامل اشتیاق و تعهد کارکنان نسبت به شغلشان است، از عوامل کلیدی در ارتقای بهره وری سازمانی به شمار می رود. با توجه به این که کارمندان به طور متوسط روزانه هشت ساعت از وقت خود را در فضای کاری سپری می کنند، ویژگی های کالبدی و محیطی این فضاها تأثیر عمیقی بر عملکرد و حتی زندگی شخصی آن ها دارد. پژوهش حاضر با این پیش فرض آغاز شد که تقویت حس تعلق به مکان می تواند تعلق خاطر کاری را در کارکنان افزایش دهد؛ با این حال، برای درک دقیق تر این رابطه، نیاز به انجام پژوهش احساس می شود. هدف این پژوهش، بررسی رابطه بین حس تعلق به مکان و تعلق خاطر کاری در کارکنان ادارات شهر بجنورد است. این پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش است که حس تعلق به مکان و حس تعلق کاری، چه رابطه ای دارند و حس تعلق به مکان تا چه حد می تواند به عنوان عاملی پیش بین برای حس تعلق خاطر کاری و میزان دلبستگی به کار در محیط اداری عمل کند. این پژوهش با استفاده از روش کمی و راهبرد همبستگی انجام شد و داده ها از طریق پرسشنامه های استاندارد «حس تعلق به مکان» و «تعلق خاطر کاری» گردآوری گردید. جامعه آماری شامل 114 نفر از کارکنان ادارات شهر بجنورد بود که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای از پنج اداره انتخاب شدند. برای تحلیل داده ها، از آزمون همبستگی پیرسون، آزمون T زوجی مستقل، تحلیل واریانس یک طرفه (ANOVA) و رگرسیون خطی ساده بهره گرفته شد. یافته های پژوهش نشان داد که بین حس تعلق به مکان و تعلق خاطر کاری رابطه ای مثبت و معنادار با شدت متوسط (ضریب همبستگی 0.638) وجود دارد. تحلیل رگرسیون خطی نشان داد که حس تعلق به مکان می تواند حدود 40 درصد از واریانس تعلق خاطر کاری را تبیین کند، که بیانگر تأثیر قابل توجه آن بر انگیزه و دلبستگی کاری است. این رابطه در زیرمقیاس های تعلق خاطر کاری شامل سرزندگی، فداکاری و مجذوب شدن نیز معنادار بود. همچنین، تفاوت معناداری در نمرات حس تعلق به مکان و تعلق خاطر کاری بین گروه های مختلف جمعیت شناختی (جنسیت، وضعیت تأهل، سن، سابقه کار، مدت سکونت، تحصیلات و وضعیت استخدامی) مشاهده نشد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که طراحی بهینه و متناسب محیط های کاری با توجه به عوامل کالبدی مانند نور طبیعی، تهویه مناسب، و امکانات رفاهی، می تواند حس تعلق مکانی و در نتیجه تعلق خاطر کاری کارکنان را افزایش دهد. همبستگی مثبت و معنادار بین این دو متغیر نشان دهنده آن است که ارتقای حس تعلق به مکان می تواند انگیزه و تعهد شغلی را بهبود بخشد. از این رو، توصیه می شود مدیران و طراحان محیط های کاری با فراهم آوردن شرایط محیطی مناسب، ایجاد فضاهای اجتماعی و برنامه های رفاهی و فرهنگی، تعاملات و دلبستگی شغلی کارکنان را تقویت کنند. به منظور گسترش دامنه کاربردی این یافته ها، پیشنهاد می شود که تحقیقات آتی در سایر مناطق و با استفاده از روش های کیفی برای بررسی عمیق تر این موضوع انجام شود.
۲۱۲۷۲.

بازبینی داده های PXRF برای سکه های نقره تیموری از موزه آرامگاه بوعلی سینا: تضمین دقت با تحلیل تخصصی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۶
سکه های تیموری، آینه ای از وقایع اقتصادی و سیاسی مهم تیموریان هستند و مطالعه آن ها می تواند به فهم عمیق تر وضعیت اقتصادی و اجتماعی این دوره کمک کند. این پژوهش با استفاده از طیف سنجی فلورسانس اشعه ایکس به بررسی سکه های تیموری موزه آرامگاه بوعلی سینا پرداخته است. بازبینی تخصصی نتایج اولیه دستگاه طیف سنجی فلورسانس اشعه ایکس (PXRF) به ویژه در مطالعات سکه شناسی، از اهمیت بالایی برخوردار است و می تواند به عنوان یک گام اساسی در راستای کاهش خطا و افزایش دقت در تحلیل های میان رشته ای موردتوجه قرار گیرد. فناوری PXRF به عنوان یک روش غیرمخرب، قابلیت بررسی دقیق ترکیب شیمیایی و تعیین عنصرهای موجود در سکه ها را فراهم می آورد؛ اما بدون پایش دقیق و بازبینی جامع نتایج به دست آمده، ممکن است به تفسیر نادرست و عدم قطعیت در تحلیل های تاریخی منجر شود. پرسش های پژوهش درباره ارزش بازخوانی و تفسیر داده های طیف سنجی فلورسانس اشعه ایکس و نقش آن ها در شناسایی سکه های جعلی و درک ویژگی های اقتصادی و فرهنگی در مطالعات سکه شناسی است. فرضیه کلیدی پژوهش می گوید که داده های خام طیف سنجی فلورسانس اشعه ایکس نتایج دقیقی ارائه نمی دهد و برای مطالعه دقیق سکه ها نیاز به واکاوی تخصصی توسط افراد متخصص وجود دارد. این پژوهش هم چنین به اهمیت بررسی دقیق طیف ها و چالش های فنی در بازخوانی داده ها پرداخته و شیوه های میان رشته ای را برای افزایش دقت نتایج به کار می بندد. یافته ها نشان دادند که بازخوانی ژرف تر داده های طیف سنجی فلورسانس اشعه ایکس، در شناخت بهتر ترکیب شیمیایی سکه ها و نگه داری از گنجینه های فرهنگی کارساز است و می تواند به درک عمیق تری از سیاست ها و کنش های اقتصادی دوره تیموری بینجامد.
۲۱۲۷۳.

بازتعریف مفهوم حق طبیعی در اندیشه لئو اشتراوس و نسبت آن با امر تعلیم و تربیت(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۱
هدف از این نوشتار تحلیل نسبت مفهوم حق طبیعی با امر تعلیم و تربیت در اندیشه لئو اشتراوس است. ازنظر اشتراوس ساختار فلسفه مدرن با مبانی تفکر نسبیت گرا و تاریخی نگر پیوند خورده است. این امر باعث شده تعریف مفهوم حق طبیعی به عنوان امری بنیادین در تفکر مدرن به سمت نگاه مادی و فردمحور تمایل پیدا کند. درنتیجه ارزش های ثابت زندگی در ساختار فکری و اخلاقی دوران مدرن جایگاه خود را از دست داده است؛ بنابراین ضرورت دارد که بازنگری در مفهوم حق طبیعی در دوران مدرن صورت گیرد. بازنگری که اشتراوس می کوشد آن را با توجه به مبانی اندیشه پیشامدرن انجام دهد که در آن حق و طبیعت در پیوند با نگاه فضیلت مندانه و غایت شناسانه فهم می شود. این تعریف از حق طبیعی دلیلی است که اشتراوس در ماهیت طبیعی و سرشتی انسان دوباره تأمل کند و برای شکل دادن به آن متوسل به یک ساختار تعلیم و تربیت شود تا بدین وسیله انسان را به جایگاه حقیقی اش بازگرداند. در حقیقت اشتراوس در فلسفه خود با صورت بندی جدیدی که از طبیعت و حق ارائه می دهد کمال زیست فردی و اجتماعی انسان مدرن را بازتعریف می کند. لذا تلاش می کنیم با کمک روش تحلیلی- توصیفی ابتدا نقد اشتراوس به تفکر مدرن را در باب مفهوم حق طبیعی توصیف و تبیین کنیم و درنهایت نسبت آن را با امر تعلیم و تربیت مشخص کنیم.
۲۱۲۷۴.

Development of Normative Data for the D2 Attention Test in Athletes from North and Razavi Khorasan Provinces: Differences by Gender, Age and Sport Expertise in Team and Individual Disciplines(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۵
The D2 Attention Test is widely used to assess attention capacity, particularly in terms of information processing speed and concentration performance. This study aimed to establish normative data for the D2 test among athletes from both team and individual sports, considering gender, sport type, and level of expertise. The sample consisted of 177 male and female athletes aged 14 to 30 from North and Razavi Khorasan provinces. The D2 test was administered, and data were analyzed using the Mann–Whitney U test via SPSS version 23. Percentile ranks were calculated for attention indices based on age, gender, sport experience, and sport type. No significant differences were found across age groups or levels of experience in processing speed, errors, or attention/focus indices (P > 0.05). However, a significant gender difference emerged in error rates (P = 0.008), with female athletes exhibiting fewer errors. Athletes in team sports demonstrated significantly higher processing speed than those in individual sports (P = 0.01). These findings highlight the importance of considering both gender and sport type when interpreting attentional performance. The results underscore the need for customized cognitive training programs that account for individual differences to optimize athletes’ attentional and cognitive capabilities across sport disciplines.
۲۱۲۷۵.

The role of heart rate variability (HRV) in health, exercise performance, and athlete training monitoring: A systematic review(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۲۸
This review systematically examines recent studies on the potential role of Heart Rate Variability (HRV) in physical activity, encompassing health, performance, cognitive, and physiological perspectives. Specifically, it investigates the impact of HRV monitoring methods on physical performance, fatigue, and recovery across various aspects of sports performance. A comprehensive search for primary articles and relevant scientific literature was conducted across academic databases, including PubMed, Cochrane Library, Web of Science, and Scopus, using keywords such as Heart Rate Variability, physical activity, health, sports physiology, and cognitive factors. HRV is widely recognized as a non-invasive, practical, and valuable tool for assessing autonomic nervous system function. Due to its methodological advantages, HRV provides critical insights into fitness levels and training adaptation, optimal training intensity and volume, overtraining detection, injury risk assessment, and cognitive factors such as stress and anxiety. The reviewed literature indicates that individuals with lower baseline HRV tend to experience increased HRV levels following regular physical activity. Consequently, exercise training is directly associated with improved HRV, which in turn enhances athletic performance, mitigates overtraining risks, and reduces injury incidence
۲۱۲۷۶.

مقایسه روش های تمرینی مختلف بر بیان پروتئین های FGF21 و TNF-α در بافت عضله نعلی رت های نژاد ویستار مبتلا به چاقی سارکوپنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۲۱
مق دمه : بررسی مسیرهای سیگنالینگ مؤثر در تغییرات سوخت وساز بدن اخیراً مورد توجه محققان زیادی قرار گرفته است که دلیل آن را می توان افزایش بیماری های متابولیکی مانند دیابت، فشار خون، چاقی ناشی از سارکوپنیا و... دانست. هدف از پژوهش حاضر مقایسه سه روش تمرینی بر بیان پروتئین های TNF-α  و FGF-21 در بافت عضله نعلی رت های نژاد ویستار مبتلا به چاقی سارکوپنیک است. مواد و روش : در این تحقیق 50 سر رت نر ویستار با سن (15 ماه و وزن 320 تا 350 گرم ) خریداری شد. 10 سر از رت ها در ابتدای پژوهش به عنوان گروه کنترل جدا شدند و مابقی به مدت 12 هفته تحت رژیم غذایی پرچربHFD  قرار گرفتند. پس از محرز شدن چاقی و ضعف قدرت عضلانی، رت های چاق به طور تصادفی به چهار گروه زیر تقسیم شدند: 1. گروه کنترل چاق سارکوپنیک، 2. تمرین مقاومتی، 3. تمرین HIIT و 4. تمرین ترکیبی. گروه های تمرینی به مدت هشت هفته و هر هفته سه جلسه تمرین کردند. در پایان هشت هفته به منظور مقایسه گروه ها آزمون های عملکردی (قدرت گرفتن و حداکثر سرعت) انجام گرفت. 48 ساعت بعد رت ها بی هوش و تشریح شدند. مقادیر پروتئین های TNF-α و FGF-21 در بافت عضله نعلی با روش الایزا اندازه گیری شد. نتایج با آزمون های آماری تحلیل واریانس یکراهه و آزمون تعقیبی توکی در سطح معنا داری 05/0   یافته ها : یافته ها نشان داد رژیم غذایی پرچرب موجب افزایش معنا دار وزن، مقادیر پروتئین TNF-α و کاهش معنادار مقادیر پروتئین FGF21 نسبت به گروه کنترل شد (05/0P<). هر سه گروه تمرینی نسبت به گروه کنترل چاق کاهش معنادار در مقادیر TNF-α داشتند که این کاهش در گروه تمرینات ترکیبی کمی بارزتر بود (0059/0P=). در مقادیر FGF21 بین گروه های تمرینی و گروه کنترل و کنترل چاق افزایش معنا دار وجود داشت (001/0P=). همین طور بین گروه ترکیبی و HIIT تفاوت معنا دار وجود داشت (038/0P=) و بین گروه های مقاومتی و HIIT تفاوت معناداری مشاهده نشد (085/0P=). نتیجه گیری : پژوهش حاضر نشان داد مقادیر پروتئین TNF-α در تمامی گروه های تمرینی نسبت به گروه کنترل چاق کاهش و مقادیر پروتئین FGF21 افزایش داشت که این تغییرات در گروه تمرین ترکیبی کمی بارزتر است، از این رو ممکن است این نوع تمرین سودمندتر باشد.
۲۱۲۷۷.

Aerobic Exercise Prevents Memory Deficits Induced by Electromagnetic Radiation by Altering Cholinergic Biomarkers and Amyloid Beta Levels(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۹
Background : As technology advances, concerns regarding neurobehavioral disorders, particularly memory deficits caused by electromagnetic radiation (EMR) from wireless devices such as Wi-Fi routers have increased dramatically. Aim: This study aimed to investigate the impact of aerobic exercise on cholinergic biomarkers and amyloid beta (Aβ) levels in the hippocampus of male Wistar rats exposed to 2450MHz EMR emitted by Wi-Fi routers. Materials and Methods: Eighteen rats were randomly divided into three groups: 'control', 'wave', and 'wave+aerobic exercise'. During four weeks, the 'wave' groups were exposed to 2450MHz EMR from Wi-Fi routers for four hours daily, seven days a week the 'wave+aerobic exercise' group also participated in a running program five days a week in addition to EMR exposure. Cognitive behavioral changes resulting from the interventions were evaluated using the Morris Water Maze (MWM) test. Results: Exposure to EMR significantly decreased acetylcholine and acetylcholinesterase levels, and increased Aβ levels in the hippocampus (P<0.05). The MWM test also revealed a significant impairment in spatial memory among the exposed rats compared to the 'control' group. However, the 'wave+aerobic exercise' group exhibited a significant increase in acetylcholine and acetylcholinesterase levels, a significant reduction in Aβ levels, and demonstrated considerably better performance in the MWM test compared to the 'wave' group (P<0.05). Conclusion: The findings of this study demonstrate the beneficial effects of aerobic exercise in preventing pathophysiological alterations and cognitive impairments caused by electromagnetic radiation.
۲۱۲۷۸.

The Effect of Exercise Training on the Levels of Anti-Inflammatory Factors (IL-4 and IL-10): A Meta-Analysis Study(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۵
Background : Anti-inflammatory markers play a crucial role in chronic diseases.. Regular training is a valuable method to control inflammation. Aim: This meta-analysis aims to explore the impact of exercise training on anti-inflammatory indicators like IL-10 and IL-4. Martials and methods: Various databases, including PubMed, Cochrane, Embase, Web of Science, EBSCO, and Google Scholar, were systematically searched for randomized controlled trials from 2007 to 2023. Studies focusing on IL-10 and IL-4 indicators in individuals undergoing exercise training were selected. According to the study inclusion criteria, ultimately, 40 articles were finally selected as study samples for the meta-analysis. The meta-analysis was conducted using fixed and random effects models to analyze the effect sizes, taking into account factors such as age, gender, health status, type and duration of exercise, and BM.. Results: Aerobic training significantly increased IL-10 levels (p=0.00, 95% CI=0.267:0.723, ES=0.495), while the increase after resistance training was not significant (ES=0.295, 95% CI-0.020:0.610, p=0.067). Both aerobic training (ES=-282, 95% CI=-0.795:0.185, p=0.237) and resistance training (ES=0.227, 95% CI=-0.389:0.843, p=0.471) had no significant effect onIL-4 levels. Subgroup analysis revealed a significant increase in IL-10 associated withBMI subgroups (p=0.019), with the highest increase in BMI group 18 to 25 (p=0.001). Subgroup meta-analysis for IL-4 showed no significant differences between subgroups (p>0.05). Conclusion: Aerobic training was associated with a significant increase in IL-10 levels in healthy and unhealthy subjects, but aerobic and resistance training had no significant effect on IL-4 levels. Further randomized controlled studies are essential, especially focusing on resistance training and different training scenarios.
۲۱۲۷۹.

The Effect of Aerobic exercise training on Mitochondrial Dynamics in the Muscle Tissue of Diabetic Rats(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۱
Background : Dysfunction of Skeletal muscle mitochondrial is often associated with some of the metabolic diseases for instance diabetes. Aim: the aim of this research was to study the effect of eight weeks of aerobic exercise training on proteins levels of MFN1, MFN2, FIS1 and Drp1 in gastrocnemius muscle of diabetic rats. Martials and Methods: In the present study, the 20 male Wistar rats (age: 8 weeks, weight: 200±20 g)  were randomly divided into four groups of Diabetic Control (DC), Diabetic Training(DT), Healthy Control (HC) and Healthy Training (HT). Induction of type-2 diabetes was done by combining of High-Fat Diet and Streptozotocin (30 mg/kg) injection . In the training groups, the aerobic exercise training program was carried out for eight weeks based on the principle of gradual overload, and the training intensity was increased from 15 m/min for 30 minutes in the first week to 25 m/min for 60 minutes in the last week. 48 hours after the last training session, the rats were unconscious, then the tissue of the gastrocnemius muscle was extracted and kept at -80 temperature. The levels of all proteins were evaluated by western blot technique. One-way ANOVA analysis with Tukey's post hoc was used for comparison of variables in between groups at a significance level of 0.05 by SPSS-23 software. Results: Induced diabetes caused by the combination of high-fat diet and streptozotocin injection led to a significant decrease in MFN1 (P=0.001) and MFN2 (P=0.019) proteins and a significant increase in FIS1(P=0.012) and Drp1(P=0.023) proteins in the gastrocnemius muscle of diabetic rats. However,  aerobic exercise training led to a significant increase in MFN1(P=0.009) and MFN2 (P=0.015) and a significant decrease in FIS1(P=0.002) and Drp1(P=0.034) proteins  in the muscle of diabetic rats (P< 0.05). Conclusion: due to the results of this study, type-2 diabetes disturbs the mitochondrial dynamics and the optimal function of skeletal muscles. On the other hand, exercise, as a beneficial and complication-free strategy has a essential role to maintenance the balance of mitochondrial dynamics and its optimal function in the diabetic skeletal muscles.
۲۱۲۸۰.

آیا قدرت و دامنه حرکتی بیماران مبتلا به آرنج تنیس بازان به دنبال هشت جلسه استفاده از ابزار کمک کننده به تحرک پذیری بافت نرم تغییر پیدا می کند؟(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۵
هدف پژوهش حاضر، تعیین تأثیر ابزار کمک کننده به تحرک پذیری بافت نرم بر قدرت و دامنه حرکتی آرنج و مچ دست بیماران مبتلا به آرنج تنیس بازان بود؛ بر این اساس، 44 نفر از بیماران مبتلا به آرنج تنیس بازان به صورت هدفمند و دردسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه تجربی و کنترل قرار گرفتند. بیماران گروه کنترل، تزریق کورتیکواستروئید، 10 جلسه فیزیوتراپی و استفاده روزانه باند تنیس البو دریافت کردند؛ در حالی که بیماران گروه تجربی علاوه بر دریافت درمان های گروه کنترل، چهار هفته، هر هفته دو جلسه، ابزار کمک کننده به تحرک پذیری بافت نرم را به مدت 10 دقیقه دریافت کردند. قدرتِ گرفتن (دینامومتر دستی) و دامنه حرکتی (گونیامتر) بیماران قبل و بعد از چهار هفته اندازه گیری شد. داده ها با استفاده از روش آماری تی وابسته و آزمون های تحلیل واریانس تجزیه و تحلیل شدند (05/0>P). یافته های حاصل از پژوهش نشان داد که در گروه تجربی تمامی متغیرها بهبودی معناداری داشتند (05/0>P)؛ اما در گروه کنترل، تنها قدرتِ گرفتن بهبودی معناداری داشت (05/0>P). همچنین تفاوت معناداری بین دو گروه تجربی و کنترل در قدرتِ گرفتن، دامنه حرکتی فلکشن و اکستنشن آرنج و اکستنشن مچ دست مشاهده شد (05/0>P)، اما در دامنه حرکتی فلکشن مچ دست تفاوت معناداری بین دو گروه تجربی و کنترل مشاهده نشد (05/0<P). با توجه به بهبود قدرتِ گرفتن و دامنه حرکتی فلکشن و اکستنشن آرنج و اکستنشن مچ دست، پیشنهاد می شود ابزار کمک کننده به تحرک پذیری بافت نرم همراه با مداخلات متداول درمان بیماری آرنج تنیس بازان، برای این دسته از بیماران استفاده شود

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان