هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه بین بخشودگی و رضایت زناشویی در زوجین کرمانشاهی بود.جامعه مورد مطالعه شامل کلیه زوجین کرمانشاهی بودکه حداکثر پنج سال از زندگی مشترکشان سپری شده بود. تعداد نمونه ها شامل 100 زوج بود( 100 نفر زن و 100 نفر مرد) به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب گردیدند. طرح پژوهش از نوع همبستگی بود. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه رضایت زناشویی انریچ و مقیاس سنجش بخشش در خانواده می باشد.به منظور تحلیل داده ها از آزمون های آماری ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه استفاده گردید.یافته های تحقیق حاکی از وجود رابطه معناداری بین بخشش و خرده مقیاسهای آن با رضامندی زناشویی بود. همچنین از بین مولفه های بخشودگی ،درک واقع بینانه و دلجویی کردن پیش بین رضایت زناشویی هستند. در نتیجه بخشش، به عنوان یک عامل مثبت و پسندیده از جمله پتانسیل هایی است که به کارگیری آن موجب حفظ سلامت روحی و فکری زوجین است.
امروزه، خشونت شوهران علیه زنان تبدیل به مسئله ای فراگیر شده است که مرزهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی را درنوردیده است. هدف اصلی تحقیق حاضر بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر خشونت شوهران علیه زنان در شهر تهران بوده است. برای نیل به این منظور از روش تحقیق پیمایشی و ابزار پرسش نامه در جمع آوری اطلاعات بهره گرفته شده است که روایی ابزار سنجش متغیر وابسته (91/0=α) و اعتبار آن از طریق اعتبار سازه و اعتبار محتوا تأیید شده است. جمعیت تحقیق را کلیه زنان 15-45 سالة متأهل ساکن منطقة 4 شهر تهران تشکیل داده اند که در مجموع 400 نفر از این زنان به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. برای بررسی خشونت شوهران علیه زنان، از چهارچوب نظری دربرگیرندة نظریات پدرسالاری، یادگیری اجتماعی و منابع استفاده شده است و متغیرهای مستقل مدل تحلیلی که در پی تبیین متغیر وابسته (خشونت شوهران علیه زنان) بوده اند، شامل منابع حمایتی اجتماعی، پذیرش نقش های جنسیتی، قدرت زن در ساختار خانواده، خشونت پذیری، خشونت در خانواده خاستگاه و پایگاه اجتماعی- اقتصادی نسبی زوجین بوده است. بر اساس تحلیل داده های تحقیق، از میان شش متغیر مستقل، متغیر قدرت زن در ساختار خانواده با ضریب تأثیر رگرسیونی (43/0- =β)، مهمترین تبیین کنندة خشونت شوهران علیه زنان بوده و متغیرهای خشونت در خانوادة خاستگاه، خشونت پذیری، منابع حمایتی اجتماعی، پذیرش نقش های جنسیتی و پایگاه اجتماعی - اقتصادی نسبی زوجین از لحاظ تبیین متغیر وابسته، به ترتیب، در رتبه های بعدی قرار داشته اند.
وابستگی به مواد یکی از مسایل اجتماعی است که به صورت سنتی مردان را درگیر می نمود، اما تحولات سال-های اخیر که به تغییر موقعیت اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی زنان منجر شده است، به گسترش اعتیاد در بین زنان دامن زده است. پژوهش های پیشین در موزد وابستگان به مواد اغلب با رویکرد کمی و با اتکا به نظریه های روان شناختی و جامعه شناختی انجام شده اند. این پژوهش که در مورد زنان وابسته به مواد در شهر ساری انجام شده است، سعی کرده است تا تجارب زیسته ی زنان وابسته به مواد را با استفاده از روش پدیدار شناسی که یک رویکرد کیفی دارد، مورد شناخت و تبیین قرار دهد. نمونه ی مورد آزمایش 30 زن بودند که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و مصاحبه های عمیق با آن ها انجام گرفت و سپس متن مصاحبه ها با استفاده از روش تجزیه و تحلیل ثم های استرابرت مورد تحلیل قرار گرفتند. از تحلیل تم به کدهای مفهومی، طبقات مفهومی و پنج تم اصلی(مثلث خانواده، فرد، اجتماع، طیف احساسی شادمانی- پریشانی، ورود به روابط اجتماعی در هم شکسته، ناتوانی در برابر اعمال فشار جامعه و عدم وجود توانمندی در زنان برای رویارویی با شرایط) دست یافته و بر اساس آن ها مدل تبیین پدیده ی وابستگی به مواد از دیدگاه زنان درگیر با آن استخراج شد.
بی شک فهم دقیق و درست درون مایة نظریه های اجتماعی، بدون شناخت مبانی فکری و فلسفی آنها ناممکن یا دست کم بسیار دشوار است. نظریة فمینیسم به مثابة یک جریان ـ نظریة اجتماعی، اندیشه های خود را وام دار مبانی فکری و فلسفی خویش است. هدف این پژوهش تحلیل روش شناسی فمینیستی ـ با تأکید بر فمینیست های رادیکال و پست مدرن و چالش های پیش روی آن است. که با استفاده از روش توصیفی و تبیینی به پرسش های ذیل پاسخ داده ایم: روش شناسی فمینیستی چیست؟ مبانی معرفت شناختی و هستی شناختی و انسان شناسی آن کدام است؟ از منظر رئالیسم حکمت صدرایی کاستی های روش شناسی فمینیستی کدامند. یافته های تحقیق حکایت دارد که خرد و عقلانیت شاخصه ای انسانی است و جنسیت فاعل شناسا دخالتی در معرفت بشری ندارد. غفلت فمینیست ها از هویت عقلانی انسان موجب شده است که معرفت را جنسیت بردار تصور کنند و در دام نسبیت گرایی گرفتار آیند که سر از شکاکیت درمی آورد.
از آنجایی که قرآن ارتباط سالم و صمیمی زوجین را در چهارچوب خانواده از ضروریات نیل به کمال فردی و اجتماعی می بیند، لذا شناخت عوامل مثبت و منفی موثر در روابط همسران بر مبنای قرآن و سنت از پژوهش های مهم و بنیادی است. در این مقاله با این فرض که بخشی از داستان های قرآنی که حاکی از ارتباطات همسران اسوه قرآنی با یکدیگر است و نیز آیات بیانگر اوصاف همسران بهشتی، به منظور الگوسازی و ارائه راه کارهای عملی است، ابتدا به بررسی اصول و معیارهای حاکم بر زندگی مشترک مطلوب اسلام پرداخته شد. سپس با تحلیل جلوه های رفتاری همسران اسوه قرآنی و اوصاف همسران بهشتی و کیفیت گفتار و کردار آنان در پرتو آن معیارها، الگوهایی راهبردی در ایجاد روابط صمیمی از قرآن استخراج شد.
طلاق، به عنوان مساله اجتماعی، از جمله گسیختگی های خانواده است که از ساخت اجتماعی و عاملیت زوجین متاثر می شود. مقاله حاضر با تلفیق نظریه های سطح کلان (بحران ارزش ها) و خرد (مبادله اجتماعی، همسان همسری و نیاز - انتظار)، به تحلیل علل طلاق در استان مازندران پرداخته است. روش تحقیق، کمی به صورت تحلیل محتوا بود که با استفاده از ابزار پرسش نامه معکوس انجام شد. جامعه آماری شامل 12101 پرونده طلاق در دادگستری استان مازندران بود که از میان آن ها، تعداد 980 پرونده با استفاده از فرمول کوکران به عنوان حجم نمونه انتخاب گردید. نتایج نشان داد که نرخ طلاق در استان مازندران، بازتاب به ترتیب چهار عامل فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و شخصیتی است که با هم دیگر توانسته اند 11.4 درصد از واریانس طلاق در استان را تبیین کنند. نتایج پژوهش دلالت بر آن دارد که گذار جامعه از نظم سنتی به مدرن به همراه تجربه زیستی تقریبا متمایز با گذشته، عوامل ساختی و عاملیتی احتمال طلاق را افزایش خواهد داد.
یکی از موضوعات اساسی در برنامه ریزی های خرد و کلان اقتصادی کشورها، توجه به نیروی انسانی است. از آنجا که قشر عظیمی از جمعیت جهان را زنان تشکیل می دهند، توجه به استعداد و نقش آنان در توسعه کشورها، ضرورت دارد. به همین دلیل، بسیاری از دولت ها در بحران های اقتصادی خود توانسته اند با اتخاذ تدابیر و سیاست هایی نسبت به بهره مندی از نیروی کار زنان بر بحران های جامعه خود فائق آیند و در مسیر توسعه، موفق شوند. در همین راستا، شناخت عواملی که زنان را به ایجاد فعالیت های کارآفرینانه تشویق می کنند جهت افزایش مشارکت هر چه بیشتر زنان در عرصه فعالیت های کارآفرینی ضروری به نظر می رسد.مطالعات نشان می دهد که کارآفرینان دارای صفات و ویژگی ها، انگیزه ها و اهدافی اند که نقش آنان را از سایران متمایز می سازد. از سوی دیگر، به رغم وجود شباهت هایی میان زنان و مردان کارآفرین، تفاوت هایی در انگیزه ها، نوع کسب و کار، نقطه شروع کسب و کار و عملکرد کسب و کار وجود دارد. هم چنین، زنان کارآفرین با وجود تفاوت با مردان کارآفرین، خود، گروه همگنی نیستند و در بسیاری ویژگی ها و انگیزه ها متفاوت اند. بررسی تاثیر تفاوت های فکری میان زنان و مردان بر تفاوت عملکرد تجاری آن ها موضوع برخی تحقیقات کارآفرینی زنان بوده است.هدف این تحقیق، شناسایی انواع انگیزه های زنان کارآفرین ایرانی و دسته بندی آن هاست. در این تحقیق، به منظور شناسایی انگیزه های زنان کارآفرین مصاحبه با ده زن کارآفرین انجام گرفته است و با تحلیل محتوای مصاحبه های انجام شده، سیزده انگیزه به عنوان انگیزه های اصلی زنان در راه اندازی کسب و کار شناسایی شدند. سپس با استفاده از روش مولفه های اصلی، سیزده انگیزه راه اندازی کسب و کار در پنج گروه، انگیزه اصلی کارآفرینان دسته بندی و با توجه به مبانی نظری تحقیق و ماهیت انگیزه ها در هر دسته، به صورت کارآفرینان آرمان طلب، توفیق طلب، اجباری، اجتماعی و انعطاف طلب نام گذاری شدند.
موضوع این پژوهش، جنبشِ زنانِ ایران از انقلاب مشروطه تا کودتای 28 مرداد است. این نوشتار می کوشد به این پرسش پاسخ گوید که «چرا فعالیت های زنان چپ گرا در جنبشِ زنانِ ایران، در این برهه ی زمانی شکست خورد؟» برای ریشه یابیِ این رخداد، از نظریه ی کارکردگراییِ پارسونز استفاده شده است. مدعای این پژوهش چنین است که: سازمان های چپ گرای فعال در جنبشِ زنانِ ایران، به دلیل مطابقت نداشتن با فرهنگ اجتماعی ایران، دنبال نکردن اهداف اولیه (کسب حقوق زنان) و پایدار نبودن شکست خوردند. نتیجه ی بررسی ها نشان می دهد که گروه های زنانِ چپِ فعال در جنبش زنان ایران، در دوره ی پهلوی دوم، به علت وابستگی به احزاب چپ، به ویژه حزب توده صدمات بسیاری دیدند و مشکلاتی که ستون های حزب توده را به لرزه درآورد، سازمان های زنانِ وابسته به این حزب را هم گرفتار کرد و به شکست فعالیت های آنها در جریان جنبشِ زنانِ ایران منجر شد.
شکی نیست که گردشگری به عنوان مقوله اقتصادی و فرهنگی در جهان مطرح و به لحاظ فقهی در دین اسلام بسیار توصیه شده است. اما در این میان بحثی ویژه زنان مسلمان و غیرمسلمان نیز پدید می آید که در خور بررسی است. پرداختن به گردشگری زنان به ویژه زنان مسلمان از مهم ترین موضوعاتی است که کمتر به آن پرداخته شده است. خداوند بر حضور اجتماعی زنان در کتاب مقدس ما مسلمانان (قرآن) و احادیث نبوی تاکید نموده است. البته رعایت شئون اسلامی و احکام آن و چگونگی رفتار زنان در سفر دارای اهمیت است.
هدف این پژوهش بررسی گردشگری زنان، فرصت ها و تنگناها از دیدگاه اسلام می باشد. روش پژوهش توصیفی- موردی است. از یافته های این پژوهش می توان به اهمیت سیر و سفر در اسلام جهت بسترسازی ارتباط با خالق یکتا و ضرورت سفر برای زنان و مردان و ویژگیهای گردشگری زنان در اسلام و نقش آثار به جا مانده از این گردشگری و تشابهات گردشگری زنان مسلمان و غیرمسلمان اشاره نمود.
امروزه دیگر بیماری و مرگ از وقایعی نیستند که منحصراً از نظر زیستی قابل بررسی باشند بلکه با عوامل گوناگون و متعدد اجتماعی- فرهنگی ارتباط دارند. سرطان سینه یکی از بیماری هایی است که با مبتلا کردن زنان تاثیرات زیان باری بر زندگی اجتماعی می گذارد. با توجه به این که درمان این بیماری چنانچه در مراحل اولیه شناسایی شود، نتایجی مطلوب تر را در پی خواهد داشت، بسیار ضروری است تا زنان از آگاهی کافی، نگرش مثبت و عملکرد مناسب در این زمینه برخوردار باشند. این پژوهش به صورت مقطعی و در مورد 305 نفر از دانشجویان انجام شده است. شیوه ی نمونه گیری سهمیه ای بوده و در نهایت، افراد به صورت تصادفی ساده گزینش شده اند. پرسشنامه، ابزار پژوهش بوده و از نرم افزارSpss جهت تجزیه و تحلیل داده ها بهره گیری شد. بر اساس یافته ها، آگاهی 1/43درصد از افراد مورد مطالعه پایین بوده و 32/34 درصد نسبت به خودآزمایی سینه، نگرش منفی داشته اند. هم چنین، تنها 3/2 درصد به صورت منظم اقدام به انجام خودآزمایی سینه می کنند. بنابر نتایج یاد شده، تلاش در راستای آموزش بیش تر زنان و ارتقای آگاهی آن ها بسیار ضرورت دارد.