فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۴۴۱ تا ۱٬۴۶۰ مورد از کل ۶٬۶۳۰ مورد.
منبع:
پژوهشنامه زنان سال دوزادهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱ (پیاپی ۳۵)
193-219
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر سبب شناسی انحراف جنسی زنان و شناسایی راهکارهای پیشگیری از آن است که با روش تحقیق آمیخته انجام گرفت. مواد و روشها: جامعه آماری پژوهش در هر دو بخش کیفی و کمی شامل آرایشگران زنی بود که در چهار شهر اندیشه، شهریار، ملارد و مارلیک مشغول کار بودند. در مرحله کیفی با استفاده از روش پدیدارشناسی، ابتدا جلسات مصاحبه نیمه ساختاریافته توسط پژوهشگران با زنان آرایشگر دارای انحراف جنسی انجام گرفت که نحوه انتخاب آنها به روش نمونه گیری گلوله برفی بود و در مرحله کدگذاری با استفاده از راهبرد کلایزی، مقوله های اصلی و فرعی مربوط به عوامل موثر بر انحراف جنسی زنان استخراج شد. برای تحلیل داده های کمی از روش تحلیل عاملی تأییدی و نرم افزار SPSS.22 استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد عوامل اصلی مؤثر در بروز انحراف جنسی زنان را می توان در 5 مقوله اصلی "عوامل خانوادگی"، "عوامل فردی"، "عوامل اقتصادی"، "عوامل فرهنگی" و "عوامل اجتماعی" شناسایی کرد که زیر مقوله هایی چون «استقلال مالی زنان»، «سطح تحصیلات زنان»، «فوت زود هنگام پدر»، «سرپرست خانوار بودن زنان» مهمترین عوامل موثر در بروز انحراف جنسی زنان به حساب می آیند. انگلیسیResults, Conclusion ,
تحلیل پدیدارشناختی استراتژی های برساخت هویت در کنشگران شبکه های اجتماعی مجازی (مطالعه موردی: کاربران اینستاگرام ساکن شهر کاشان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دوره معاصر بخش مهمی از ساحت تعاملات و تبادلات فردی و همچنین تجربیات زیستی افراد در فضاهای مجازی شکل گرفته و قوام می یابد. هدف این پژوهش فهم پدیدارشناسانه استراتژی هایی است که کاربران برای برساخت هویت خویش استفاده می کنند. برای دستیابی به این هدف از روش پدیدارشناسی براون و کلارک استفاده شده است. حجم نمونه با تکیه بر منطق اشباع نظری در روش کیفی، 20 نفر از دختران دانشجوی ساکن شهر کاشان است و فرآیند گردآوری داده ها با استفاده از روش مصاحبه نیمه ساختاریافته، انجام شده است. یافته های پژوهش نشان داد کاربران فضای مجازی در مرحله نخستین ورود خود به این شبکه و در تجارب اولیه در دو وضعیت «نابلدی و ناآگاهی» و «تردید و اضطراب» به سر می برند و بیشتر نقش کنشگر منفعل، مشاهده گر، پذیرنده و پیرو را دارند؛ اما با گذر زمان نقش کنشگر فعال، بر سازنده و روایت گر را پیدا می کنند. از سوی دیگر نتایج حاکی است که کاربران از دو استراتژی عاطفی و عقلانی در برساخت هویت خویش استفاده می کنند. برمبنای استراتژی عاطفی، به شکلی آزادانه تر، رهاتر و سیال عمل نموده و روایت های بیشتری از جنبه های مختلف زندگی و جهان بینی و منش خود را تکثیر می کنند و بر مبنای استراتژِی عقلانی، تنها برداشت ها و برش هایی گزیده شده، ویرایشی، محافظه کارانه و نمایشی، از زندگی خود را روایت می کنند.
مقایسه الگوهای ارتباطی، خودکارآمدی و جرئت ورزی در دختران نوجوان با رفتار خودزنی و رفتار عادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مقایسه الگوهای ارتباطی، خودکارآمدی و جرئت ورزی در دختران نوجوان با رفتار خودزنی و عادی صورت گرفت. این پژوهش از نوع علّی- مقایسه ای بود که به صورت گذشته نگر انجام شد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانش آموزان دختر متوسطه دوره اول شهرانزلی در سال تحصیلی 98-1397 و همچنین نوجوانان ارجاع داده شده به اورژانس بیمارستان شهر انزلی می شود. حجم نمونه مورد مطالعه 60 نفر (30 دانش آموز با رفتار خودزنی، 30 دانش آموز بدون رفتار خودزنی) بودند که به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل مقیاس خودکارآمدی شرر و مادوکس، پرسشنامه جرئت ورزی گمبریل و ریچی و مهارت های ارتباطی بارتون بود. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش تحلیل واریانس چندمتغیره (MANOVA) استفاده شد. نتایج نشان داد که میانگین نمرات الگوهای ارتباطی و همه مؤلفه های آن (الگوی شنود، الگوی بازخورد و الگوی کلامی)، خودکارآمدی و جرئت ورزی در دختران نوجوان با رفتار خودزنی کمتر از دختران با رفتار عادی است. نتایج به دست آمده حاکی از پایین بودن سطح متغیرهای مورد مطالعه در دختران نوجوان با رفتار خودزنی بود که نیازمند برنامه های آموزشی به منظور افزایش و بهبود سطح این متغیرها در این گروه از نوجوانان است.
مدل یابی نگرانی تصویر بدنی دختران براساس کمال گرایی با میانجی گری نیازهای بنیادین روان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف بررسی برازش مدل نگرانی تصویر بدنی دختران براساس کمال گرایی با میانجی گری نیازهای بنیادین روان شناختی به روش غیرآزمایشی از نوع همبستگی با تکیه بر مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری شامل دختران دانشجوی دانشگاه های آزاد استان گلستان بود که تعداد 500 نفر از ایشان باروش نمونه گیری خوشه ای برای ورود به پژوهش انتخاب شدند. اطلاعات پژوهش با استفاده ها از پرسش نامه های نگرانی تصویر بدنی، کمال گرایی و نیازهای بنیادین روان شناختی جمع آوری و داده ها با استفاده از نرم افزار لیزرل تحلیل شد. نتایج نشان داد که بین متغیرهای تحقیق روابط معناداری وجود دارد، همچنین شاخص های نیکویی برازش نشان دهنده برازش مطلوب مدل ساختاری نگرانی تصویر بدنی براساس کمال گرایی، با میانجی گری نیازهای بنیادین روان شناختی بود و کمال گرایی و نیازهای بنیادین روان شناختی تا 32% از تغییرات نگرانی تصویر بدنی را تبیین کرد. مطابق با نتایج، کمال گرایی و نیازهای بنیادین روان شناختی می توانند دو متغیر تعیین کننده در تبیین نگرانی تصویر بدنی دختران باشند و در نظر گرفتن این دو می تواند در پیشگیری از اختلال های بعدی در زمینه بدشکلی بدنی مؤثر باشد.
ارائه مدل مطلوب و چشم انداز آتی تغییرات سبک زندگی خانواده با ورود فناوریهای نوین ارتباطی در شهر تهران از دیدگاه خبرگان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دیجیتالی شدن به سبک ایرانی و در چارچوب بستر فرهنگ معاصر ایران ویژگی های خاص خود را خواهد داشت که ممکن است چالش های فردی، اجتماعی، کارکردی ،ساختاری، احساسی ، عاطفی و زیبایی شناسی را به وجود آورد(فاضلی، 1385).این پژوهش با هدف ارائه مدل مطلوب و چشم انداز آتی تغییرات سبک زندگی خانواده با ورود فناوریهای نوین ارتباطی درشهر تهران(از دیدگاه خبرگان)انجام گرفت. روش تحقیق کیفی(سناریونویسی)،جامعه آماری 29 نفر از اساتید متخصص در زمینه موضوع پژوهش با نمونه گیری غیر احتمالی از نوع هدفمندو ابزار گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه است. روایی ابزار اندازه گیری روش زاویه بندی، تجزیه و تحلیل اطلاعات در دو سطح توصیفی و استنباطی انجام شده است..نتایج نشان دهنده 6 تم اصلی:دوره های ارتباطی در ایران،برخورد با تکنولوژی ارتباطی در ایران،روابط و مناسبات درون خانواده،پیکره بندی نوین خانواده،تعامل خانواده با رسانه و همسریابی است که بر اساس اهمیت آنهااز نگاه خبرگان،4 سناریوی خانواده التقاطی رسانه ای، خانواده پایدار رسانه ای، خانواده ناپایدار رسانه ای و خانواده آشفته رسانه ای تدوین، سپس ویژگی های مشترک سناریوها استخراج و با سنجش آماری،ویژگی های اصلی هر سناریو تدوین گردید.نتایج مدل ساختاری نشان داد که خبرگان به سناریو2(خانواده پایداررسانه ای) تاکید کرده اند.
شناسایی و اولویت بندی مؤلفه های فردی رفتار کارآفرینانه پرستاران زن در گردشگری پزشکی با استفاده از روش مدل سازی ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۱۹ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳
455 - 476
حوزههای تخصصی:
گردشگری یکی از صنایع پویای در حال رشد دنیاست. گردشگری با اهداف مختلفی نظیر بازدید از جاذبه های طبیعی، جاذبه های تاریخی و همچنین کسب سلامت جسم و روح انجام می پذیرد و در این میان، گردشگری سلامت با هدف بهبود سلامت جسمانی و بازیابی سلامت روح انجام می شود. از آنجا که بخش عظیمی از نیروی انسانی فعال در حوزه گردشگری سلامت را پرستاران زن تشکیل می دهند، کارآفرینی این قشر از جامعه از اهمیت به خصوصی برخوردار است؛ به گونه ای که امروزه یکی از شاخص های مهم برای ارزیابی و سنجش توسعه و پیشرفت بخش گردشگری سلامت هر کشور، میزان مشارکت پرستاران زن خلاق در ارائه مناسب خدمات درمانی به گردشگران بیمار و جویای سلامت قبل و بعد از دریافت خدمات درمانی در مقصد گردشگری است. لذا در این پژوهش تجزیه و تحلیل شناسایی و اولویت بندی شناسایی و اولویت بندی مؤلفه های فردی رفتار کارآفرینانه پرستاران زن در گردشگری پزشکی ، با استفاده از تکنیک مدل سازی ساختاری تفسیری (ISM) به مرحله اجرا درآمده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که مؤلفه های انگیزه، خلاقیت، اعتمادبه نفس، قدرت مذاکره و مهارت شغلی از مؤلفه های مهم و پررنگ فردی رفتار کارآفرینانه پرستاران زن در بخش گردشگری پزشکی است.
مقایسه اثربخشی درمان های شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی و پذیرش و تعهد بر استرس ادراک شده در زنان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه زنان سال دوزادهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱ (پیاپی ۳۵)
223-238
حوزههای تخصصی:
یکی از شایع ترین و دردسرسازترین نوع اضطراب ها، اضطراب اجتماعی است. فرد در هنگام مواجه شدن ب ا اجتماع دچار ترس و اضطراب می شود. این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی درمان های شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی و پذیرش وتعهد بر استرس ادراک شده در زنان صورت گرفت. جامعه آماری پژوهش شامل زنان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر بجنورد در سال 1398بودند که با روش نمونه گیری هدفمند تعداد 45 زن انتخاب و به صورت تصادفی در دوگروه آزمایشی و یک گروه کنترل(هرگروه 15زن) قرار گرفتند. بمنظور گردآوری اطلاعات ازپرسشنامه های اضطراب اجتماعی ترنر وهمکاران(1989) و استرس ادراک شده کوهن و همکاران(1983) استفاده شد. روش پژوهش آزمایشی باطرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. گروه های آزمایشی درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی(8 جلسه 90دقیقه ای) و پذیرش وتعهد(8 جلسه 90دقیقه ای) قرار گرفتند؛ اما گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکردند. داده ها با استفاده از آزمون آماری تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد، هر دودرمان های شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی و پذیرش وتعهد بر کاهش استرس ادراک شده در زنان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی اثربخش بودند(0.01p <) و بین اثربخشی درمان های شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی و پذیرش وتعهد بر افزایش استرس ادراک شده در زنان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی، تفاوت معناداری وجود داشت(0.05p <).
بررسی رابطه میزان سازگاری زناشویی و نشاط زنان متاهل تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال دوازدهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱ (پیاپی ۴۵)
28 - 40
حوزههای تخصصی:
نشاط نیز یکی از ضروری ترین خواسته های فطری و نیازهای روانی انسان و سازگاری زناشویی به عنوان یکی از مهم ترین عوامل اثر گذار بر عملکرد خانواده به شمار می رود . این پژوهش با هدف تعیین رابطه میزان سازگاری زناشویی و نشاط زنان متاهل منطقه چهار تبریز انجام گرفت . روش تحقیق ، پیمایش و ابزار جمع آوری داده ها ، پرسشنامه های استاندارد بودند . جامعه آماری زنان متاهل ساکن شهر تبریز بودند که تعداد 205 نمونه به روش تصادفی سیستماتیک انتخاب شد . داده های جمع آوری شده نشان داد که میانگین میزان سازگاری زناشوئی 57.04 درصد و میانگین نشاط 59.17 درصد بود . آزمون های معنی داری نشان دادند که بین میزان سازگاری زناشویی (وابعاد چهارگانه آن ) و نشاط زنان متاهل منطقه چهار شهر تبریز رابطه معنی دار مستقیم وجود دارد . هرقدر سازگاری زناشویی بیشتر باشد به همان اندازه میزان نیز نشاط بیشتر است . نشاط زمینه ای برای رشد روانی و اجتماعی زوجین و بهبود روابط زناشویی و مقابله با فشارهای روانی و اجتماعی می باشد.
رابطه رفتار غذا خوردن مادر و غذا دادن ذهن آگاهانه با رفتار غذا خوردن کودک: نقش واسطه ای خلق و خوی کودک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
غذا خوردن در سنین کودکی جهت رشد مطلوب حائز اهمیت است و از مؤلفه های متعددی تأثیر می پذیرد. ویژگی های رفتاری مادر و ویژگی های شخصیتی کودک، از جمله مؤلفه های تأثیرگذار است. هدف مطالعه حاضر، مدل سازی رفتار غذا خوردن کودکان بر اساس رفتار غذا خوردن و غذا دادن ذهن آگاهانه مادر و نقش واسطه ای خلق و خوی کودک است. در این پژوهش در سال 1399، 180 مادر به همراه فرزندانشان (87 دختر و 93 پسر) از شهر ارومیه به روش در دسترس انتخاب شدند و مادران پرسشنامه های غذا دادن ذهن آگاهانه، رفتارهای غذا خوردن بزرگسال، خلق و خوی مالهوترا و رفتار غذا خوردن کودکان را تکمیل نمودند. نتایج این پژوهش به روش ضریب همبستگی و تحلیل مسیر با نرم افزارهای SPSS و Amos نشان داد غذا دادن ذهن آگاهانه و رفتار غذا خوردن مادر و خلق و خوی کودک، رابطه معناداری با رفتار غذا خوردن کودک دارد و مدل رابطه رفتار غذا خوردن و غذا دادن ذهن آگاهانه مادر با رفتار غذا خوردن کودک و نقش واسطه ای خلق و خوی کودک معنادار است و شاخص برازندگی تطبیقی (07/0=RMSEA) مطلوب گزارش شد. این مدل با توجه به نتایج به دست آمده مشخص نمود که مؤلفه های مادر و کودک در رفتار غذا خوردن کودک مؤثر است و در زمینه علل یابی و درمان مشکلات غذا خوردن کودکان باید به این مؤلفه ها نیز توجه نمود.
بررسی معنایی، مفهومی و کاربردی احادیث «فضیلت مندی زنان زایا و مهربان»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این جستار به روش کتابخانه ای و با هدف واکاوی معنای احادیثی از پیامبر (ص) در «برتری زنانی که صاحب فرزندان متعدد هستند» انجام شده و با توصیف و تحلیل آیات و روایات، به بررسی مقصود محتمل گوینده پرداخته شده است. ابتدا حدیث «إِنَّ خَیْرَ نِسَائِکُمُ الْوَلُودُ الْوَدُودُ» از میان احادیث مشابه انتخاب شد و پس از حصول اطمینان از اعتبار سندی و متنی آن، معنای لغوی بررسی گردید. با پذیرفتن معنای ظاهری صفت «وَلُود» یعنی تأیید صفت پرفرزندی در برتری بخشی به زنان زایا دو فرضیه درنظر گرفته شد که براساس آن ، بیان این کلام به جهت 1) مصلحت و اقتضای زمان و عصر پیامبر (ص) بوده یا 2) حکمی عام و توصیه به امری مطلوب در همه ادوار می باشد. در روند تحقیق تعدادی از آیات و برخی از روایات شامل معیارهای اصلی ازدواج و برتری افراد بررسی گردید تا ابهام حاصل از نوع برتری بخشی این حدیث که می توانست بار منفی آموزشی داشته باشد رفع گردد. یافته ها نشان داد که در قرآن کریم تنها صفت متمایزکننده و ملاک برتری افراد چه مرد و چه زن، میزان تقوا و طهارت نفس بوده و در روایات نیز منحصر به یک صفت خاص و مطلق نمی باشد؛ لذا این نتیجه به صورت استقرایی حاصل شد که مقصود پیامبر (ص) از بیان برتری چنین زنانی، تبیین اهمیت موضوع فرزندآوری در بعد اجتماعی آن بوده؛ زیرا درصورت تمایل به تعدد فرزندآوری در جوامع اسلامی، ضمن لحاظ نمودن شرایط آن هم چون تربیت، امنیت و معاش فرزندان، تأثیرات مثبت آن ازجمله افزایش استحکام خانواده ها، پرورش نسل سالم، هوشمند و پایبند به اصول اخلاقی، رشد و شکوفایی فرهنگی و اجتماعی، ترقی و تعالی عموم اقشار و ... در جامعه حاصل خواهد شد؛ لذا احادیث مذکور دستوراتی تعلیمی به روش تشویقی برای مسلمانان در همه سطوح جامعه بوده و مخاطبان آن، تنها مسلمانان عصر رسالت نبوده اند.
تبیین جامعه شناختی عوامل موثر بر مشارکت بانوان در ورزش همگانی شهر گرگان
منبع:
زن و فرهنگ سال دوازدهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۵۰
43 - 59
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تبیین جامعه شناختی عوامل موثر بر مشارکت بانوان در ورزش همگانی در شهر گرگان انجام شد. این پژوهش دارای ماهیتی کیفی بوده که در آن از روش نظریه داده بنیاد استفاده گردید. جامعه آماری این مطالعه شامل ورزشکاران نخبه زن، مربیان و کارشناسان حوزه ورزش همگانی، متخصصین و اساتید تربیت بدنی و علوم ورزشی بود که با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی تعداد 15 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. به منظور اطمینان در خصوص پایایی داده های به دست آمده از دو روش پایایی بازآزمون و پایایی بین دوکدگذار استفاده شد. تحلیل داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی انجام گردید. بر اساس تحلیل های صورت گرفته 46 کد باز مستخرج شد که این کدها در 5 طبقه موانع شخصی، موانع خانوادگی، موانع امکاناتی و اقتصادی، موانع فرهنگی و موانع اجتماعی طبقه بندی شدند. با توجه به نتایج می توان چنین نتیجه گیری کرد که بخشی از موانع مشارکت بانوان در ورزش همگانی مربوط به عوامل شخصی و بخشی دیگر مربوط به عوامل محیطی و اجتماعی است. به طور کلی می توان گزارش نمود که افزایش آگاهی بانوان در خصوص فواید فعالیت های بدنی و هم چنین رفع برخی موانع فرهنگی، محیطی و اجتماعی زمینه لازم برای مشارکت بیشتر بانوان در ورزش های همگانی را فراهم می نماید.
آزمون مدل علی درگیری تحصیلی بر اساس نگرش به تحصیل و آینده شغلی و خودباوری تحصیلی با میانجی گری پایستگی تحصیلی در دانشجویان زن
منبع:
زن و فرهنگ سال دوازدهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۵۰
61 - 75
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر آزمون مدل علی درگیری تحصیلی بر اساس نگرش به تحصیل و آینده شغلی و خودباوری تحصیلی با میانجی گری پایستگی تحصیلی در دانشجویان زن بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان زن دانشگاه آزاد اسلامی اهواز در سال تحصیلی 99-1398 بودند. از جامعه مذکور تعداد 299 دانشجوی زن به روش نمونه-گیری در دسترس به انتخاب شدند. طرح پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. ابزارهای مورد استفاده پرسشنامه های درگیری تحصیلی ریو (2013)، نگرش به تحصیل و آینده شغلی حسنلو، حسن نژاد و خزائی پول (1396)، خودباوری تحصیلی نوری، جعفری و سعادتمند (1394) و مقیاس پایستگی تحصیلی ساموئلز (2004) بود. ارزیابی مدل پیشنهادی با استفاده از روش تحلیل مسیر انجام گرفت. نتایج نشان داد تمام مسیرهای مستقیم به جز مسیر نگرش به تحصیل و آینده شغلی با درگیری تحصیلی معنادار شدند و مسیرهای غیرمستقیم نیز از طریق پایستگی تحصیلی با درگیری تحصیلی معنادار شدند. بر اساس نتایج این پژوهش، الگوی پیشنهادی از برازش مطلوبی برخوردار بود.
حق مرخصی زایمان به مثابه یک حق بشری (رویکرد تطبیقی با تأکید بر کشورهای اسلامی): غنای اسلام
حوزههای تخصصی:
از مسائل مهم، رعایت حقوق زنان و مادران است. یکی از این حقوق، حق بر مرخصی زایمان برای مادران شاغل می باشد که در نظام بین-المللی حقوق بشر، قوانین و مقررات محدودی به آن اختصاص پیدا کرده است. راقمان سطور پیش رو بر آن شده اند تا با مطالعه تطبیقی، به حق بر مرخصی زایمان برای مادران بپردازند. نتایج حاصل از تحقیق نشان از آن دارد که اگرچه جامعه بین المللی، دولت ها و نهادهای حقوق بشری همواره بر حقوق زنان تأکید دارند و آن را صرف نظر از هیچ گونه تبعیضی برای زنان، مؤثر می خوانند، این نوع حق چه به عنوان حق کودک و چه به عنوان حق مادر آن چنان که بایدوشاید در نظام بین المللی حقوق بشر قدرت الزام آوری ندارد. این در حالی است که دین مبین اسلام به ابعاد مختلف حق مادر پرداخته است و در نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران، به تبعیت از اسلام، به حق بر مرخصی زایمان برای مادران پرداخته شده است.
تبیین جامعه شناختی علل امساک و انصراف ایران از پذیرش مفاد کنوانسیون زنان (CEDAW)(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مطالعات اسلامی زنان و خانواده سال ۸ بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱۴
111 - 132
حوزههای تخصصی:
در دنیای نوین، جنبش های گوناگونی به نام زنان و برای زنان، در گوشه و کنار جهان فعالند که اندیشمندان و نهادهای بین المللی را در راستای حمایت و بازسازی موقعیت زنان در زندگی اجتماعی برانگیخته است. برون داد و محصول این حرکت ها، اسناد و تعهدات بین المللی در باب زنان است که الزاماتی را فراروی دولت ها و ملت ها قرار داده است. از مهم ترین این اسناد «کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان» است که ارزیابی و بازاندیشی آن، اهمیتی بنیادی و راهبردی داشته و رسالتی را بر دوش افراد و نهادها قرار می دهد. بر این اساس، توجه به منع و تحریم، راهگشا نبوده و لازم است که در این موضوع، راهکارها و الگوهای جایگزین ارائه شود. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی، به تبیین جامعه شناختی علل امساک و انصراف جمهوری اسلامی ایران از پذیرش مفاد کنوانسیون زنان پرداخته است. بر اساس نتایج تحقیق، نظر به این که قوانین و مقررات هر کشور، تجلی و مصداق مبانی و اصول حاکم بر آن جامعه بوده و مبانی فکری حاکم بر کشورهای غربی و سازمان های بین الملل، مبتنی بر اعلامیه حقوق بشر و تشابه و یکنواختی کامل در حقوق زن و مرد است، مقدمه و مواد کنوانسیون زنان نیز مبتنی بر این طرز تفکر است و با مبانی فکری و اصول حاکم بر کشورهای اسلامی، تفاوتی چشمگیر دارد. همچنین شاخصه های توسعه زنان در عرصه های مختلف تحصیلی، آموزشی، اقتصادی و اجتماعی نشان از این دارد که جمهوری اسلامی ایران به الگویی بومی و بدون نیاز به شاخصه های توسعه غربی برای پیشرفت زنان در عرصه های مختلف دست پیدا کرده است.
تحلیل گونه های تزاحم اشتغال زنان و تکالیف مبتنی بر زوجیت با تأکید بر شاخصه های تقدیم اهم از منظر امامیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اشتغال زنان در تعریف امروزی، غالبا با ویژگی هایی ازجمله انجام فعالیت در زمان مشخص، دریافت مزد در قبال ساعات کار و وجود فاصله با محل زندگی همراه است که از زمینه های بروز تزاحم در تکالیف و حقوق می باشد. براى حل تزاحم در اصوص فقه، مرجّحاتى وجود دارد که فقیه کلیات آنها را اجتهاد می کند، اما از آنجا که تطبیق در مقام امتثال، برعهده مکلف است تشخیص تکلیف اهم همواره از دغده های زنان شاغل متشرع بوده است. پژوهش حاضر با رویکردی تکلیف محور و باهدف شناسایی گونه های تزاحم اشتغال زنان با تکالیف مبتنی بر زوجیت و ارائه راهکارهای رفع تزاحم بر مبنای قاعده تقدیم انجام شد. بدین منظور منابع مکتوب مربوطه به روش اجتهادی- تحلیلی بررسی گردید. براساس نتایج، با مقابل هم قرار دادن انواع چهارگانه اشتغال زنان از منظر احکام تکلیفی با شش تکلیف مبتنی بر زوجیت، در دو بستر اصلی جریان تزاحم واجب-واجب و مستحب-مستحب، 41 مورد تزاحم ممکن الوقوع شناسایی و تکلیف اهم در هر یک معرفی شد.
افزایش کیفیت زناشویی در در بستر باورهای سنتی جامعه: یک مطالعه نظریه زمینه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر افزایش کیفیت زناشویی در بستر باورهای سنتی جامعه بود. روش: روش پژوهش حاضر کیفی و از نوع نظریه زمینه ای بود که به دلیل اهمیت موضوع" کیفیت زناشویی" تلاش شد از طریق مصاحبه با زوجین چهارمحال و بختیاری ضمن شناخت باورهای فرهنگی مطرح شده از سوی زوجین در خصوص مسائل و موضوعات خانواده و زناشویی(ساختار)، به فهم استراتژی هایی بپردازد (فرآیند)، که این زوجین جهت افزایش کیفیت زناشویی خود در ساختار موجود، اتخاذ می کنند. در این پژوهش 20زوج (40 مرد و زن) با روش نمونه گیری هدفمند، انتخاب و مورد مصاحبه نیمه ساختار یافته قرار گرفتند. داده ها از طریق روش نظریه زمینه ای مورد تحلیل و بررسی قرار گرفتند. شرکت کنندگان در این پژوهش ضمن اذعان به برخی زمینه های معیوب فرهنگی همچون حاکمیت فرهنگ شرم، حاکمیت کلیشه های نقشی، نگاه منفی به خانواده های اصلی، نبود فرهنگ تفکر جمعی و اهمیتِ قضاوت " دیگران" در زندگی زناشویی؛ به اتخاذ استراتژی های موثر برای افزایش کیفیت زناشویی می پردازند. استراتژی هایی همچون استراتژی پذیرش و تغییر، تعهد و تعادل، اعتدال رفتاری با خانواده های اصلی، واقع گرایی و مهم انگاری همسر. با توجه به یافته های پژوهش می توان گفت کیفیت زناشویی مسئله ای است که اولاً باید با توجه به بستر هر جامعه مورد بررسی و قضاوت قرار گیرد و در ثانی ضروری است کیفیت زناشویی به عنوان یک متغیر خرد، در سطح کنشگران اصلی خانواده یعنی"زن و شوهر" مورد بررسی قرار گیرد
اثربخشی بسته تلفیقی مهارت های ارتباط صمیمانه و آموزش غنی سازی ازدواج بر آسیب های تعاملی بین فردی زوجین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آسیب های تعاملی زوجین می تواند انسجام خانواده را از هم پاشیده و به سلامت روان زوجین و فرزندان آسیب جدی وارد سازد. بر همین اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی بسته تلفیقی آموزش مهارت های ارتباط صمیمانه و غنی سازی ازدواج بر آسیب های تعاملی بین فردی زوجین انجام گرفت. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و دوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل زوجین مراجعه کنندگان به مراکز مشاوره شهرستان فریدونشهر در سال 1398 بودند که در پرسشنامه آسیب های تعاملی بین فردی به طور معناداری نمرات بالاتر از میانگین کسب کرده بودند. در این پژوهش تعداد 30 زوج با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و با گمارش تصادفی در گروه های آزمایش و گواه گمارده شدند (در هر گروه 15 زوج). گروه آزمایش مداخله بسته تلفیقی آموزش مهارت های ارتباط صمیمانه و غنی سازی ازدواج را طی دو نیم ماه در 10 جلسه 90 دقیقه ای دریافت نمودند. پرسشنامه مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه آسیب های تعاملی بین فردی (محقق ساخته) بود. داده های حاصل از پژوهش به شیوه تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که بسته تلفیقی آموزش مهارت های ارتباط صمیمانه و غنی سازی ازدواج بر آسیب های تعاملی بین فردی زوجین تأثیر معنادار دارد (p <0/001).
بررسی تطبیقی رشد و پرورش زنان در آراستگی و ناروشنگری آنان در نزاع و مخاصمه، در تفسیر فریقین و پژوهش های روان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه اسلامی زنان و خانواده سال نهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۲۲
77 - 100
حوزههای تخصصی:
مطابق دیدگاه بیشتر مفسران فریقین در آیه حلیه به دو ویژگی زنان یعنی، پرورش در زینت و ناروشنگری در نزاع و خصومت ها تصریح شده است. بسیاری از مفسران اهل سنت و برخی مفسران شیعی این دو ویژگی را نشانه نقص عقل زنان دانسته اند، ولی بسیاری از مفسران شیعی باتوجه به سایر آیات قرآن، آن را توصیفی واقعی از زنان می دانند. پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی ضمن بررسی و نقد آرای مفسران، دیدگاه های ایشان را با یافته های جدید روان شناسی در منابع مکتوب مورد مطالعه و بررسی قرار داد. نتایج نشان داد که به دلالت مطابقی آیه حلیه در مقام اِخبار از واقعیت روانی زنان و توصیف طبیعت زنانه است که براساس حکمت الهی، برای بهروری زندگی خانوادگی طراحی شده است، ولی می توان به دلالت التزامی لازمه آن را ارایه این رهنمون به زنان دانست که به دو موضوع مهم در زندگی اشاره دارد: نخست اهمیت آراسته سازی درون خانوادگی در رشد و پرورش شخصیت زنانه و اهتمام ورزیدن به آن و دوم، اجتناب و دوری گزینی از موقعیت های خصومت آمیز در زندگی خانوادگی و اجتماعی که راهکاری برای استحکام نظام خانواده و کاستن از جدل های کلامی زن و مرد است.
سیمای دختران در آیات و روایات (معناشناسی واژه بنات در آیات و روایات)(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
پرداختن به مبانی انسان شناختی و هویت شناختی از منظر اسلامی، یکی از پیش شرط های طراحی الگوها، شاخص ها و حتی ترسیم سبک زندگی اسلامی است. در این میان، اهمیت نقش و اثرگذاری دختران از یک سو و نقطه ثقل هجمه فرهنگی دشمن از سوی دیگر، اهمیت پرداختن به تصویر و جایگاه دختران در نظام هستی از منظر اسلامی را دوچندان می گرداند. پژوهش حاضر با استفاده از روش معناشناسی ایزتسو، تصویر آیات قرآن کریم و روایات اهل بیت((ع)) از واژه بنات را ترسیم می کند. با توجه به معناشناسی صورت گرفته از واژه بنات و روابط معنایی آن با واژگان: ولد، والد، مرأه، انثی، نساء، فتیات و کوثر به عنوان واژگان وابسته، تصویر قرآن از دختر به صورت اجمال این گونه است که قرآن، جایگاه و منزلت دختران را در خلقت، در کنار پسران نشان می دهد و ریشه اصلی تفاوت میان دختر و پسر را تفاوت های مأموریتی می داند که خداوند برای دو جنس در نظر گرفته است. براساس مأموریت های ویژه و متفاوت این جهانی، دختران از نظر ظرفیت های جسمی، روانی و روحی به گونه ای خلق شده اند که بتوانند از عهده انجام این رسالت ها و نقش ها برآیند. ویژگی پسندیده دختران از منظر آیات قرآن و روایات، حیا و پاکدامنی و همچنین شجاعت و خداجویی، نیکی و بزرگ داشتن دیگران، آماده به کار، الفت گیرنده، بابرکت، کوشا، ریزبین و اهل نظافت، پیش قدم در انس، پرستار و دوست دارندگان است.
تأثیر سبک زندگی بر تفکیک عرصه های عمومی از عرصه های خصوصی مورد استفاده زنان در خانه های اشرافی قاجار در مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هویت اجتماعی، فرهنگی و تا حدودی هویت اقتصادی افراد در جامعه، بوسیله جنسیت تعیین می شود. و عوامل متعددی مانند باورهای فرهنگی، ساختار خانواده، ارزش ها و... در تعیین این هویت نقش تعیین کننده دارند. هدف از انجام این پژوهش بررسی تاثیر سبک زندگی مردم اشرافی دوران قاجار بر روابط فضایی خانه های محل سکونت شان در تقسیم بندی و تفکیک عرصه های عمومی از عرصه های خصوصی مورد استفاده زنان می باشد. مطالعات پژوهش بصورت میدانی وکتابخانه ای است و با استفاده از نرم افزار نحو فضا مورد تحلیل قرار گرفتند. مولفه های کلی سبک زندگی به مولفه های جزیی شامل روابط اجتماعی، ساختار خانواده، معیشت و اقتصاد، شغل و هویت اجتماعی دسته بندی شده است و تاثیر هر کدام از این مولفه ها بر تفکیک عرصه های خصوصی زنانه مورد مطالعه قرار گرفت.و این نتیجه حاصل شده است که تعداد فضاهای خصوصی و نحوه قرار گیری آنها، و همچنین ارتباط آنها با عرصه های عمومی موجود در خانه، متاثر از سبک زندگی و ساختار خانواده و تعداد زنان ساکن است.و تعداد عرصه های خصوصی زنانه در هر سه دوره قاجار متفاوت از یکدیگر می باشند، و فضاهای جدیدی بعنوان فضاهای واسط(جداکننده) در این خانه ها شکل گرفته اند.