ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۸۰ مورد از کل ۳٬۱۱۹ مورد.
۶۱.

کشف ابعاد فرااخلاق در محیط های یادگیری مبتنی بر هوش مصنوعی: مطالعه ای فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۶۲
هدف: هوش مصنوعی با توانایی بی نظیر خود در نوآوری، انقلابی در محیط های یادگیری ایجاد کرده است. با این حال، می بایست چالشهای اخلاقی آن نیز در نظر گرفته شود. هدف این مطالعه، کشف ابعاد فرااخلاق در محیط های یادگیری مبتنی بر هوش مصنوعی با رویکرد فراترکیب بود. روش: این مطالعه بر اساس هدف، تحقیق کاربردی؛ با توجه به ماهیت داده ها، تحقیق کیفی و با توجه به اجرای آن، جزء پژوهشهای فراترکیب با رویّه هفت مرحله ای سندولوسکی و بارسو(2006) بود. کلیدواژه های مشخص در پایگاههای اطلاعاتی مجلات نور، مگیران، سیویلیکا، گنج، علم نت؛ آی جت، اریک، اسکوپس، ساینس دایرکت و گوگل اسکالر جستجو شد و پس از چندین مرحله غربالگری، در  نهایت 23 مقاله انتخاب و با کدگذاری و تحلیل مضمونی و متاسنتزی به شش مؤلفه ختم شد. یافته ها: مؤلفه های انصاف و برابری، حفظ حریم خصوصی و امنیت، عدم سوء استفاده، استقلال و خودمختاری، شفافیت و توضیح پذیری و همکاری میان رشته ای، در این مطالعه بررسی شد. بررسی ها نشان داد که ادغام ملاحظات فرااخلاقی با هوش مصنوعی، محیط های یادگیری اخلاقی تر و مؤثرتری را پرورش می دهد. این ترکیب منحصر به فرد، پیشرفتهای معناداری را در فنّاوری آموزشی امکان پذیر می کند. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که این مؤلفه ها با ترکیب بینش فلسفی با اجرای عملی، مبنایی برای چارچوب آموزشی متحول کننده فراهم می کنند که مربیان و یادگیرندگان را نه تنها برای استفاده از ابزارهای پیشرفته هوش مصنوعی، بلکه برای ارزیابی انتقادی خروجی های آنها نیز آماده کرده و در نتیجه، نسل جدیدی از متخصصان اخلاق مدار و آگاه به فنّاوری را پرورش می دهند.
۶۲.

نقش میانجی ذهنیت ساخت راه حل در پیش بینی خودکنترلی بر اساس هوش معنوی در دانشجویان (مطالعه موردی: دانشگاه محقق اردبیلی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۷۹
هدف: خودکنترلی یکی از مهم ترین علل رشد و ارتقای جوامع انسانی است و نقش مهمی در محیط های آموزشی دارد و از تأثیرگذارترین عوامل موفقیت تحصیلی و شغلی دانشجویان محسوب می شود. از این نظر، هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی ذهنیت ساخت راه حل در پیش بینی خودکنترلی دانشجویان بر اساس هوش معنوی بود. روش: روش پژوهش حاضر، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری مطالعه، شامل کلیه دانشجویان شاغل به تحصیل در دانشگاه محقق اردبیلی در سال تحصیلی 4-1403 بود که با استفاده از روش خوشه ای تعداد 396 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. ابزارهای استفاده شده در این پژوهش شامل سه پرسشنامه خودکنترلی گراسمیک، پرسشنامه هوش معنوی عبدالله زاده و پرسشنامه ذهنیت ساخت راه حل(SBI) بود. داده ها با استفاده از تحلیل همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد تمامی ضرایب مسیر مستقیم مربوط به رابطه بین هوش معنوی با ذهنیت ساخت راه حل و خودکنترلی دانشجویان(01/0>p) و همچنین مدل رابطه بین ذهنیت ساخت راه حل با خودکنترلی، مثبت و معنادار است(01/0>p). همچنین نتایج حاکی از آن بود که ضریب مسیر رابطه غیر مستقیم بین هوش معنوی با خودکنترلی، از طریق متغیّر میانجی ذهنیت ساخت راه حل، در سطح آلفای 01/0، معنادار است(01/0>p). در مجموع، حاصل شدن مقدار 81/2 برای X 2 /df، نشان از برازش مطلوب مدل پژوهش دارد. نتیجه گیری: هوش معنوی به صورت مستقیم و غیر مستقیم از طریق نقش میانجی ذهنیت ساخت راه حل می تواند خودکنترلی دانشجویان را پیش بینی کند. مطالعه حاضر نشان داد خودکنترلی در دانشجویان، منوط به افزایش هوش معنوی و ذهنیت ساخت راه حل است. بر این اساس، پیشنهاد می شود برنامه و طرحی جامع از سوی خانواده ها، متولیان فرهنگی و آموزش عالی به منظور تقویت هوش معنوی و ذهنیت ساخت راه حل در دانشجویان تدوین و اجرا شود.
۶۳.

مرور سیستماتیک کارکردهای نظام نوآوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۸۵
نوآوری موتور محرکه اقتصادی قرن 21ام است که در یک محیط ایزوله اتفاق نمی افتد. نوآوری ها در نظام های نوآوری رخ می دهند. نظام های نوآوری مجموعه ای از نهادها، سازمان ها و روابط میان آنها هستند که برای تاثیرگذاری بر فرآیندهای نوآوری می بایست کارکردهای مشخصی داشته باشند. کارکردهایی که هدف غایی تمامی آنها خلق و اشاعه نوآوری است. تاکنون نظریه های مختلفی پیرامون کارکردهای نظام نوآوری انجام شده که هر یک به ترکیب خاصی از فعالیت ها اشاره دارند. در این پژوهش با استفاده از روش مرور نظام مند تلاش شد تا نظریه های پیشین مطالعه و مرور کاملی از آنها انجام شود. در نهایت و با جمع بندی کارکردهای پیشین، 7 کارکرد فعالیت های کارآفرینانه و استارت آپی، توسعه دانش، اشاعه دانش، هدایت مسیر جستجو، بازارسازی، بسیج منابع و مشروعیت بخشی معرفی شدند.
۶۴.

مطالعه موردی نقش میانجی گرانه کارگزاران استانداردسازی در بوم سازگان نوآوری ایران: تبیین یک خلأ نهادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۷۲
یکی از چالش های ساختاری کلیدی دربوم سازگان نوآوری ایران، فقدان نهادهای میانجی مؤثر برای همراهی و پشتیبانی عملیاتی از شرکت های دانش بنیان درمسیر انطباق با استانداردهاست. این مقاله، با بهره گیری از روش مطالعه موردی منفرد تعبیه شده، به بررسی یک شرکت تخصصیِ استانداردسازی می پردازد که طی سال های ۱۳۹۸-۱۴۰۲، به عنوان کارگزار معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری فعالیت داشته است. داده ها ازطریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته، مشاهده مشارکتی و تحلیل اسناد گردآوری شده و با روش ردیابی فرایند و تحلیل مضمون بررسی شده اند. یافته ها حاکی که این نهاد با ایفای هشت نقش میانجی گرانه شامل شناختی، دانشی، فنی، تصدیق وصحه گذاری، نهادی، شبکه ساز، یادگیری و بازارساز درمسیر نوآوری و ورود به بازار شرکت ها نقش آفرینی کرده است. این نقش ها نه از پیش طراحی شده، بلکه پاسخی تدریجی و اقتضایی به خلأها و کاستی های بوم سازگان نوآوری ایران بوده اند. یافته ها نشان داد که شدت مداخلات کارگزار تحت تأثیر عواملی نظیر درجه پیچیدگی و مرحله توسعه محصول، حساسیت الزامات ایمنی و مقررات فنی، میزان پیشرفته بودن فناوری و نیاز های سازمانی شرکت ها بوده است. پژوهش حاضر با مفهوم پردازیِ گونه ای از نهادهای میانجی درتنظیم گری و استانداردسازی، نه تنها به توسعه نظری واسطه های نوآوری کمک کرده و خلأ نهادی موجود را دراین زمینه نمایان می سازد، بلکه بر ضرورت طراحی سیاست هایی برای حمایت از این گونه نهادها، یکپارچگی سیاست های نوآوری و استانداردسازی، بازنگری در مدل های تنظیم گری و ایجاد ترتیبات نهادی پایدار به منظور بهره برداری مؤثر از این الگو دربوم سازگان نوآوری ایران تأکید دارد.
۶۵.

ارزیابی مؤلفه ها و شاخص های جذب دانشجوی خارجی با رویکرد برنامه درسی در دانشگاه ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۴
هدف: پژوهش حاضر با هدف ارزیابی مؤلفه‌ها و شاخص‌های جذب دانشجوی خارجی با رویکرد برنامه درسی در دانشگاه‌ها صورت گرفته است. روش پژوهش: این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه گردآوری داده‌ها توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعه آماری شامل تمامی استادان و دانشجویان خارجی واحد بین‌الملل دانشگاه رازی کرمانشاه بود. بر اساس جدول مورگان، 427 نفر با روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه محقق‌ساخته بود و تحلیل داده‌ها با بهره‌گیری از تحلیل عاملی تأییدی انجام گرفت. یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد بین شرایط علّی، پدیده محوری، شرایط زمینه‌ای و شرایط مداخله‌گر با متغیر راهبردها رابطه معنی‌داری وجود دارد (05/0>p). جهت تمامی روابط مثبت بود و قوی‌ترین همبستگی مربوط به شرایط علّی با ضریب 62/0 گزارش شد. آزمون T تک‌نمونه‌ای نشان داد میانگین دو متغیر پدیده محوری و شرایط زمینه‌ای در سطح متوسط قرار دارد (05/0<p)، در حالی که چهار متغیر شرایط علّی، شرایط مداخله‌گر، راهبردها و پیامدها بالاتر از حد متوسط بودند. بالاترین میانگین نیز مربوط به پیامدها با مقدار 43/3 بود. بررسی شاخص‌های برازش نشان داد مدل تجربی از برازش مناسب برخوردار است و داده‌های به‌دست‌آمده با مدل مفهومی همخوانی دارد. نتیجه‌گیری: جذب دانشجوی خارجی یکی از راهبردهای مؤثر در بین‌المللی‌سازی دانشگاه‌هاست که می‌تواند به توسعه علمی وفرهنگی، تقویت ظرفیت‌های پژوهشی و آموزشی و افزایش شناخته شدن مراکز علمی و دانشگاهی در سطح بین‌المللی منجر شود. تعامل با دانشجویان خارجی همچنین نقش مهمی در ارتقای کیفیت برنامه درسی و گسترش ظرفیت‌های آموزش عالی کشور در عرصه جهانی دارد.
۶۶.

میراث باستان شناسی ری؛ مروری بر فعالیت های باستان شناسی ری در دهه های نخست سده بیستم میلادی و سرنوشت یافته ها و اسناد آن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۲
پهنهٔ باستانی ری، از واپسین دهه های سدهٔ 19 تا سال 1937 میلادی که کاوش های اریک ف. اشمیت در آن پایان یافت، عرصهٔ حضور کاوشگران تجاری و چند هیأت علمی باستان شناسی بود. کاوش های اشمیت در تپهٔ پیش از تاریخی چشمه علی در میانهٔ دههٔ 1930 میلادی جایگاه ری را در بستر پژوهش های باستان شناسیِ پیش از تاریخ ایران به شهرتی جهانی رساند. میراث باستانی ری اما پیش از آن و از اواخر سده 19 میلادی به سبب اشیاء و سفالینه های اسلامی زیبای مکشوفه در ویرانه های شهر باشکوه سده های نخستین و میانه اسلامی ری مورد توجه باستان شناسان، عتیقه بازان و کاوشگران تجاری ایرانی و غیرایرانی قرار گرفته بود. کاوش های اشمیت به واسطه رویکرد عالمانه آن (در مقیاس آن دوره) و نیز بدان جهت که در چهارچوب قوانین جدید مربوط به فعالیت های باستان شناسی در ایران پیش می رفت، نقطهٔ عطفی در پیشینه باستان شناسی ایران و ری است. پیش از اشمیت و جدا از کاوش های تجاری، هیات باستان شناسی فرانسه در ایران نیز بررسی و کاوش مختصری در دشت ری انجام داده بود. امروزه میراث باستان شناسی ری، به ویژه سفال های زیبای پیش از تاریخی چشمه علی، سفالینه های چشم نواز اسلامی و گچ بری های ساسانی اسلامی به دست آمده از فعالیت های تجاری و علمی باستان شناسی در ری از اواخر سده نوزده و چند دهه نخست سده بیستم، در موزه ها و مجموعه های سرتاسر جهان پراکنده اند و اسناد مرتبط با آنها نیز در بایگانی های گوناگون نگهداری می شوند. بررسی تاریخچهٔ فعالیت های باستان شناسی در ری نشان می دهد مواد حاصل از کاوش های تجاری و غیرتجاری ایرانی و غیرایرانی تا پیش از تصویب قانون حفظ آثار عتیقه در 1309ش/1930م، در بازارهای عتیقه معامله شده و به مجموعه های خصوصی و موزه های غالباً اروپایی راه می یافتند و عملاْ چیزی به دولت ایران تحویل داده نمی شد. اسناد داخلی مرتبط با این فعالیت ها نیز عموماً محدود به مکاتبات ادارهٔ کل عتیقات است. مرور پیشینهٔ فعالیت های باستان شناسی در این چند دهه، به ویژه در بستر تاریخچهٔ باستان شناسی ایران که در این دوران در حال تکوین و تکامل هویتی نوین برای خود و سامان دادن به سازوکاری اداری و قانونی به منظور انجام، مدیریت و نظارت بر کاوش ها و یافته های باستان شناسی و حضور هیأت های خارجی بود، و نیز شناسایی پراکندگی مواد فرهنگی و اسناد باستان شناسی مرتبط با این فعالیت ها در موزه ها و مؤسسات پژوهشی با هدف ایجاد بستری برای پژوهش های بعدی، محور اصلی این نوشتار است.
۶۷.

واکاوی روش شناسی واسازی در پژوهش کیفی (از تئوری تا عمل)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۸۳
مقدمه و اهداف: فهم عمیق پدیده های اجتماعی و فرهنگی در دنیای پیچیده امروز، حیاتی است. پژوهش های کیفی، با تمرکز بر تجارب زیسته و معانی برساخته شده، دریچه ای به سوی درک این پیچیدگی ها می گشایند. داده های کیفی، به ویژه در حوزه های اجتماعی، فرهنگی و تربیتی، به دلیل ماهیت چندوجهی و ابهام، نیازمند روش های تحلیلی عمیق ترند. «واسازی»، رویکردی نوآورانه است که با بررسی ابعاد مختلف پدیده، امکان دستیابی جامع تر به داده ها و نتایج را فراهم می کند. واسازی، افسانه «وضوح» متن را به چالش می کشد و بخش های پنهان سنت فلسفی را آشکار می کند. واسازی، وجهی از نقد متافیزیک است که با واکاوی ساختارها، خاستگاه و نقش مرکز مقتدر را برملا می کند. واسازی دریدایی به معنای تخریب نیست؛ بلکه ریشه در اندیشه های ژاک دریدا دارد و با مفاهیمی چون «مرکززدایی»، «دیفرانس» و «بازی معنا» به نقد لوگوسانتریسم می پردازد. دریدا، با زیر سؤال بردن ثبات معنا، زمینه ای برای خوانش های چندگانه ایجاد می کند. او معتقد است هر متنی، حضور «دیگری» را منعکس می کند که کلید فهم معناست. کاربرد واسازی در پژوهش های کیفی، با وجود پتانسیل بالا، با چالش هایی روبه روست. پیچیدگی مفهومی، ابهام در اجرا و نیاز به تفسیر دقیق، از جمله دشواری های پژوهشگران است. ازاین رو، تبیین چهارچوبی عملیاتی و ارائه راهکارهای کاربردی برای واسازی در پژوهش های کیفی، ضروری است. این پژوهش، با هدف واکاوی روش شناسی واسازی در تحلیل داده های کیفی و ارائه چهارچوبی عملیاتی، درصدد پاسخگویی به سؤالاتی در مورد روش ها، ابزارها، مزایا، چالش ها و کاربردهای واسازی در پژوهش های کیفی، به ویژه در حوزه های اجتماعی، فرهنگی و تربیتی است. سؤال اصلی پژوهش این است که چگونه می توان با واسازی، به تحلیل و تفسیر دقیق تر داده های کیفی دست یافت؟ هدف نهایی، ارائه راهکارهایی برای به کارگیری مؤثر واسازی و فهم عمیق تر پدیده هاست. روش: این پژوهش، روش واسازی را به عنوان رویکردی نوآورانه در تحلیل داده های کیفی، به ویژه در حوزه های اجتماعی، فرهنگی و تربیتی بررسی می کند. پیچیدگی داده های کیفی، نیاز به روش های تحلیلی عمیق تر، مانند واسازی را ایجاب می کند. واسازی با آشکارسازی مفروضات پنهان، تناقضات درونی و روابط قدرت، تحلیل چندوجهی و انتقادی را ممکن می کند. این پژوهش با بررسی مبانی فلسفی واسازی، به ویژه اندیشه های دریدا، و ارائه چهارچوبی عملیاتی، به پرسش هایی در مورد روش ها، ابزارها، مزایا، چالش ها و کاربردهای واسازی در پژوهش های کیفی پاسخ می دهد. برای انجام این پژوهش مروری، جستجوی نظام مند منابع علمی در پایگاه های داده داخلی با کلیدواژه های «واسازی»، «پژوهش کیفی»، «دریدا»، «تحلیل انتقادی»، «مدیریت آموزشی» و «معنا» انجام شد. معیار ورود به مطالعه، مقالات فارسی زبان در مورد کاربرد واسازی در پژوهش های کیفی بود. پس از غربال گری اولیه عناوین و چکیده ها، 21 مقاله برای مطالعه کامل انتخاب شدند. یافته ها نشان می دهند واسازی با زیر سؤال بردن ثبات معنا، به درک عمیق تر پدیده های اجتماعی و فرهنگی و توسعه نظریه های جدید کمک می کند. در مدیریت آموزشی، این رویکرد با تحلیل انتقادی برنامه های درسی، سیاست گذاری ها و ارزشیابی، باورهای رایج را به چالش می کشد و سیستم های عادلانه تر و یادگیری محور طراحی می کند. پیچیدگی واسازی، نیاز به آموزش و تمرین کافی و توجه به زمینه را ضروری می کند. واسازی به عنوان رویکردی مکمل، تفکر انتقادی را تقویت و زمینه تحولات مثبت در علوم انسانی را فراهم می کند. این پژوهش با بررسی نقاط قوت و ضعف واسازی، درک جامع تری از این روش ارائه و ارتباط آن با سایر روش های کیفی را بررسی می کند. نتایج: یافته های پژوهش نشان می دهد که واسازی، با زیر سؤال بردن ثبات معنا، به درک عمیق تر پدیده های اجتماعی، فرهنگی و تربیتی و توسعه چهارچوب های نظری نوین کمک می کند. این رویکرد، با آشکارسازی پیش فرض های پنهان، روابط قدرت و تناقضات درونی متن، زمینه ای برای خوانش های چندگانه و تفاسیر بدیع فراهم می کند. در مدیریت آموزشی، واسازی با تحلیل انتقادی برنامه های درسی، سیاست گذاری ها و فرایند ارزشیابی، باورهای رایج را به چالش می کشد و به طراحی سیستم های عادلانه تر و یادگیری محور کمک می کند. به عنوان مثال، واسازی مفهوم «نمره» در ارزشیابی تحصیلی، نشان می دهد که نمره نمی تواند به تنهایی معیار جامع سنجش یادگیری باشد و توجه به ابعاد دیگر یادگیری، مانند خلاقیت، تفکر انتقادی، مهارت های اجتماعی و توانایی حل مسئله، ضروری است. همچنین، یافته ها نشان می دهد واسازی می تواند به پژوهشگران در حوزه های مختلف علوم انسانی، ازجمله ادبیات، فلسفه، مطالعات فرهنگی و علوم اجتماعی، در درک بهتر پیچیدگی های متون و پدیده های اجتماعی یاری رساند. با استفاده از واسازی، می توان به نقد و تحلیل انتقادی مفاهیم، گفتمان ها و ساختارهای قدرت پرداخت و زمینه را برای تغییرات مثبت اجتماعی و تربیتی فراهم نمود. به طورمشخص، این پژوهش نشان داد که چگونه می توان با به کارگیری واسازی در تحلیل داده های کیفی، به ابعاد پنهان و ناگفته پدیده ها دست یافت و درک جامع تری از آنها به دست آورد. همچنین، یافته ها تأکید دارند که واسازی می تواند به عنوان ابزاری برای توانمندسازی گروه های به حاشیه رانده شده و تقویت صداهای نادیده گرفته شده مورد استفاده قرار گیرد. درنهایت، این پژوهش نشان می دهد که چگونه واسازی می تواند به عنوان یک روش مکمل در کنار سایر روش های کیفی، به درک بهتر و عمیق تر از پدیده ها کمک کند. بحث و نتیجه گیری: از تحلیل های انجام شده می توان نتیجه گرفت که رویکرد واسازی نه تنها ابزاری نوین برای بازاندیشی در ساختارهای فکری است، بلکه زمینه ای برای شکستن قوالب ثابت برداشت های معمول فراهم می آورد. نتایج به دست آمده مؤید هستند که با به کارگیری این روش، پژوهشگران قادر به جداسازی مفاهیم پیچیده از دیدگاه های سنتی و ارائه نقدی عمیق تر می شوند. رویکرد یادشده با تأکید بر پویایی معنا و فروپاشی موانع تثبیت شده، فرصت های بین رشته ای ایجاد نموده و موجب ارتقای دانش انتقادی و بسط نظریه های نوین شده است. یافته های حاضر نشان می دهد تأثیر مستقیم این رویکرد در حوزه های اجتماعی و تربیتی موجب تحول نگرش نسبت به مسائل متنی و نقد ساختاری شده است. استفاده دقیق از اصطلاحات واژگانی و آشکارسازی اثرات پنهان عملیاتی شواهد محکم جهت بازسازی چهارچوب های مرتبط با عدالت ارائه نمود. این روش با واگذاری مسئولیت تفسیری به خوانندگان و ایجاد مشارکت فکری در تفسیر متون، تعادل بین نقد و بازسازی را برقرار کرده است. افزون برآن، امکان تطبیق شناخت در شرایط متغیر تاریخی، زبانی و فرهنگی فراهم و چالش های مفهومی با دیدگاهی نوین ارزیابی شده است. به طورکلی، نتایج پژوهش پیشنهاد می کند که واسازی به دلیل قابلیت بازنگری مبانی نظری و انعطاف پذیری در تحلیل، می تواند به عنوان رویکرد مکمل در کنار سایر روش های کیفی به کار رود. این یافته ها نویدبخش توسعه روش های انتقادی هستند و چهارچوب عملیاتی ارائه شده افق های تازه ای در مطالعات علوم انسانی گشوده است. این نتایج به تبیین ساختارهای نوین و بهبود تفسیر معارف منجر شده است. پژوهش های آتی می توانند به بررسی تأثیر واسازی بر توانمندسازی افراد و گروه های به حاشیه رانده شده و همچنین، به نقش آن در ایجاد تغییرات اجتماعی بپردازند. تقدیر و تشکر: از استادان گران قدر که با حمایت ها و راهنمایی های ارزشمندشان، همواره الهام بخش و مشوق پیشرفت های علمی بوده اند، صمیمانه سپاسگزاریم. تعارض منافع: مؤلفان اعلام می کنند در اجرای این پژوهش هیچ تعارض مالی، اعتباری یا شخصی وجود نداشته و مراحل تحقیق به شیوه ای شفاف انجام شده است.
۶۸.

دستگاه شناختاری تکوینی: نگاهی تحولی به روش شناسی پژوهش(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۳
مقدمه و اهداف: هنگامی که از روش شناسی پژوهش سخن به میان می آید، پرسش بنیانی این است که مفروضات و اصول بنیادین روش های پژوهش از کجا نشئت می گیرند. پاسخ به این پرسش معطوف به گفتمان فرانظریه ای در سطح پارادایمی است. فرانظریه تکوینی بر این باور است که روش تحقیق مؤثر و مطلوب باید با معماری شناختی درک انسان و شیوه های سازمان دهی دانش در ذهن هم راستا باشد. این چهارچوب نظری، که ریشه در فلسفه اسلامی و به ویژه «حکمت متعالیه» ملاصدرا دارد، بر اصول اصالت وجود، تشکیک وجود و حرکت جوهری استوار است و به دنبال ارائه رویکردی شناختی به روش شناسی است که با واقعیت های هستی شناختی و معرفت شناختی ذهن انسان هماهنگ باشد. این هم راستایی، به منظور تضمین عمق و اعتبار یافته های پژوهشی در سطوح وجودی و شناختی، روش های پوزیتیویستی رایج را که اغلب بر تقلیل گرایی و جدایی ذهن از واقعیت متمرکز هستند، به چالش می کشد.سیر تاریخی مقوله های شناختی نشان می دهد که ذهن انسان صرفاً دریافت کننده ای منفعل نیست، بلکه با سازوکارهایی پیچیده، اطلاعات را طبقه بندی و معنادار می سازد؛ از مقولات ده گانه ارسطو که جوهر و عَرَض را تفکیک می کردند، تا گزاره های ترکیبی پیشینی کانت که علیت و زمان را مفاهیم ذهنیِ پیشینی می دانستند، و اصول اولیه توماس رید که بر بدیهیات درونی (Common Sense) تأکید داشتند. همچنین، نظریه های روان شناسی شناختی معاصر مانند گشتالت و نمونه نمایان نیز بر وجود ساختارهای سازمان دهنده در ذهن صحه می گذارند. با توجه به این پیشینه، هدف این فرانظریه، پی ریزی بنیانی روش شناختی است که توانایی تحلیل پدیده هایی با ماهیت پیچیده، پویا و تحولی را داشته باشد. پژوهش حاضر، یک نظام نظری شناختی با عنوان دستگاه شناختاری تکوینی معرفی می کند که ساختار پویا و لایه لایه فهم انسانی و هستی را بازتاب می دهد. این دستگاه، که در قالب یک سیستم مختصات کروی مفهوم پردازی شده، با هدف تفسیر پدیده هایی (به نام هستار) طراحی شده که از تعامل میان توانمندی های درونی ذهن و واقعیت های بیرونی هستی پدید می آیند. پرسش بنیادین مقاله حاضر این است که آیا فرانظریه تکوینی، مبانی ای درباره شناخت انسانی ارائه می دهد که قابلیت عملیاتی شدن در روش های تحقیق مبتنی بر جهان بینی اسلامی را داشته باشد؟ اگر چنین است، ساختار این نظام شناختی چگونه است و چگونه می تواند به پژوهشگران در مطالعه پدیده های پیچیده با رویکردی جامع و معنوی کمک کند؟ روش: این پژوهش از روش تجریدی تکوینی از نوع هستارانگاری توصیفی-استنتاجی بهره می برد. تکوین به معنای فرایند شکل گیری، پدیدایی، شدن و فعلیت یافتگی دانش است که نگرشی تلفیقی و چندروشی را بازتاب می دهد و بر چرخه مستمر فعلیت یابی هستارها تأکید دارد. تجریدی تکوینی به فرایندی خلاقانه اشاره دارد که در آن فرآیند ساختن یک مفهوم، ساختار یا چهارچوب ذهنی (مانند دستگاه مختصات کروی) با استفاده از تجرید فعال انجام می شود تا چیزی نو و قابل تسهیم ساخته شود. هستارانگاری (Entity-Ideagraphy) نیز به معنای بازنمایی پدیده ها به عنوان هستار است که ساختاری پیوندی برای توصیف و تبیین هستی فراهم می آورد. در این روش، ازیک سو به شیوه های توصیفی (شناسایی، طبقه بندی، تعریف) و ازسوی دیگر، با استدلال استنباطی (تبیین روابط) براساس منطق تکوینی بهره گرفته می شود.هستارها در این روش، تحت تأثیر علل چهارگانه (مادی، صوری، فاعلی و غایی) هستند و ساختار این دستگاه بر مبنای علیت شکل می گیرد؛ به طوری که رؤیت هر نشانگر دال بر همگاهی و ترکیب اتحادی علل چهارگانه در یک مساوقت است. بُعد زمان به عنوان بُعد چهارم، ساختار شکل گیری این هستارها را تکمیل می کند. منطق تکوینی در شمول خود، منطق ارسطویی، منطق فازی و منطق سیستمی را دارد و افزون برآن دینامیک، شدن و هدفمندی را مورد توجه قرار می دهد. فاعل شناسنده در این روش، عاملی خردمند و بازاندیش است که به درک ابعاد پیچیده دانش در چهارچوبی هستی شناختی و یکپارچه دست می یابد؛ زیرا فرانظریه تکوینی خرد نظری و خرد عملی را در یک ساختار تشکیکی مورد توجه قرار می دهد. درنهایت، روش شناسی تکوینی بر پایه شبکه وجودی است و به محقق می گوید که هستارها را در فضای هستی و افق رویداد جستجو کند و چگونه آنها را توصیف، تبیین و تفسیر نماید. نتایج: پژوهش حاضر به ساخت مفهومی دستگاه مختصات کروی تکوینی اشاره دارد. این دستگاه برپایه مفروضات فرانظریه تکوینی (اصالت و وحدت وجود) و اصل علیت شکل گرفته و از فضای گوی واره ای و کروی بهره می گیرد که نماد کل، تمامیت و یکپارچگی است. این دستگاه فضایی توپولوژیک یا مختصات نگار گوی واره ای را پیشنهاد می دهد که می تواند نگارگر و ترسیم کننده واقعیت باشد. در سطح ساختار، دستگاه مختصات کروی تکوینی بر پایه ترکیب اتحادی علل چهارگانه در سه محور اصلی شکل می گیرد:محور افقی (استعداد/قوه): علل مادی (جنس یا جوهر) که شامل وصل/فصل است؛محور عمودی (فعالیت/حرکت): علل فاعلی که شامل درون/بیرون است؛محور سوم (چگونگی تبدیل قوه به فعل): علل صوری (خرد یا شعورمندی) که شامل صحیح/خطاست.این سه علیت در مساوقت با یکدیگر در جهت هدف غائی (علت غائی) در حرکت هستند و بعد چهارم، یعنی زمان (از مقولات شناختی انسان)، را نیز در محاسبات خود لحاظ می نماید. این ابزار، نقش قطب نمای روش شناختی را ایفا می کند و امکان جای دهی داده ها در بستر زمانی و مکانی، و پی گیری تکوین آن ها در طول زمان را فراهم می کند.واحد تحلیلی اصلی در این نوع پژوهش هستار است که از ترکیب انضمامی چهار مؤلفه اصلی تشکیل می شود: مفاهیم (کل هستار)، عناصر (نشانگرها)، روابط و قواعد حاکم بر روابط. مهم ترین مختصات هستاری که در سطح روابط تحلیل می شوند عبارت اند از: نسبت کل-جزء، مرکزی-پیرامونی، نزدیکی-دوری و اثرگذاری-اثرپذیری. این دستگاه با پذیرش علیت متبادل (علیت جاریه)، آشکار می کند که هر نشانگر شناسایی شده ترکیبی اتحادی از علل چهارگانه و زمان است و ظهور هر پدیده، نتیجه تأثیر هم زمان علل گوناگون است که با یکدیگر در تبادل هستند. این پویایی، روش شناسی تکوینی را از سایر روش های پژوهش متمایز می کند. در اینجا، ساختار نظری دستگاه مختصات کروی تکوینی به نمایش گذاشته شده است:مدل مفهومی دستگاه مختصات کروی تکوینی بحث و نتیجه گیری: این پژوهش نشان می دهد که دستگاه شناختاری تکوینی باتکیه بر مبانی فلسفی حکمت متعالیه، جایگزینی توانمند و خردمحور برای روش های رایج پژوهشی ارائه می دهد؛ زیرا فرایند پژوهش را با ساختار ذاتی شناخت انسان هم راستا می کند. این روش شناسی، با فراهم آوردن ابزاری ساختاریافته برای درک واقعیت متحول، خلأ موجود در پژوهش های مبتنی بر جهان بینی اسلامی را پر می کند. این دستگاه، باتکیه بر اصول «وحدت وجود»، «تشکیک وجود» و «حرکت جوهری»، بر پویایی و تحول پذیری واقعیت تأکید می کند. به این ترتیب، پژوهشگر به مطالعه سیر تحول پدیده ها (تکوین) و ارتقاء وجودی آنها می پردازد. کشف واقعیت، فرآیندی تدریجی و تکوینی است که با شفاف سازی و وضوح بخشی به شواهد به تدریج آشکار می شود.در این رویکرد، از تقلیل گرایی و دوگانه انگاری پرهیز شده و به شناختی کل نگر و لایه مند توجه می شود که از طریق تقریب به واقع حاصل می شود؛ به این معناکه هر پژوهش، یک گام به سمت درک حقیقت مطلق است و نه توقف در یک نقطه ثابت. دانش، محصول فرایندی بازتابی و سازنده تلقی می شود که در آن پژوهشگر، نه فقط ناظر بلکه «فاعل شناختی» است که حضور و خردمندی وی (به عنوان کانون شناخت) بخشی از روند تولید دانش است. در این چهارچوب، خردمندی، به عنوان عالی ترین مرز خودآگاهی، بنیان تفکر خردمندانه را فراهم می آورد. روش شناسی پیشنهادی این پژوهش، امکان مطالعه هستارها را در افق رویداد فراهم می آورد و با فراهم آوردن فضای توپولوژیک مبتنی بر علل اربعه و زمان، امکان مکان یابی، زمان مندی، و تحلیل علیت متبادل بین ابعاد مختلف واقعیت را می دهد. درنهایت، دستگاه شناختاری تکوینی با تمرکز بر هستارهای کلان و خرد، و ترکیب اتحادی استعدادهای بالقوه و هوشمندی انسان، به خلق محصولی نو (فرآورش) منجر می شود و بنیانی فلسفی و روش شناختی برای پژوهش اسلامی در علوم انسانی و اجتماعی فراهم می آورد و پلی میان مفاهیم انتزاعی هستی شناختی و واقعیت تجربی می کند. تقدیر و تشکر: نویسنده مراتب سپاس و قدردانی خود را از نظرات سازنده داوران محترم و تلاش های بی شائبه تیم اجرایی و سردبیری مجله ابراز می کنند. تعارض منافع: نویسنده اعلام می کند که هیچ گونه تعارض منافعی در خصوص نگارش و انتشار این مقاله وجود نداشته است.
۶۹.

طراحی مدل سه شاخگی پیشران های ارتباط دانشگاه و صنعت در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۴۷
هدف: هدف از این پژوهش طراحی مدل سه شاخگی پیشران های ارتباط دانشگاه و صنعت در ایران است. روش پژوهش: روش نمونه گیری پژوهش کیفی حاضر، گلوله برفی است. داده ها با مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری و با روش تحلیل مضمون تحلیل شدند. یافته ها: پیشران های ساختاری، زمینه ای و محتوایی مضامین اصلی این پژوهش هستند. مضامین فرعی پیشران های ساختاری، عبارتند از رفع بوروکراسی دست و پاگیر، خط مشی های دانشگاهی تسهیل گر ارتباط، برند معروف و معتبر دانشگاه، اثربخشی و کارآمدی دفاتر ارتباط دانشگاه و صنعت، تناسب تقاضای صنعت و عرضه دانشگاه، بودجه پژوهشی مناسب صنعت، تعیین درست اولویت های پژوهشی صنعت، معیارهای درست انتخاب مجری، موقعیت جغرافیایی مناسب صنعت. پیشران های زمینه ای مشتمل بر نهادهای تسهیل گر، تسهیل گرهای فرهنگی و اجتماعی، خط مشی های عمومی تسهیل گر و وضعیت اقتصادی و سیاسی مناسب هستند. مضامین فرعی پیشران های محتوایی، تفاهم زبانی و فکری و همسویی دانشگاه و صنعت، اعتماد متقابل، اشتیاق به ارتباط متقابل، فرهنگ دانشگاهی تسهیل گر ارتباط هستند. نتیجه گیری: برای بهبود ارتباط دانشگاه و صنعت باید بر ایجاد پیشران های ساختاری و سپس پیشران های محتوایی تمرکز کرد.
۷۰.

طراحی الگوی برنامه درسی تربیت معلم با رویکرد آینده پژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۱۱
هدف پژوهشی: هدف این پژوهش، طراحی الگوی برنامه درسی تربیت معلم با رویکرد آینده پژوهی بوده است.  روش پژوهشی: این مطالعه با روش تحقیق نظریه داده بنیاد کلاسیک انجام شده است. جامعه پژوهش را متخصصان آینده پژوهی، متخصصان علوم تربیتی و مدرسین دانشگاه فرهنگیان و سایر دانشگاه های کشور در سال های 1402-1404 تشکیل دادند. با استفاده از نمونه گیری نظری، تعداد 23 نفر از اساتید برنامه ریزی درسی برای مصاحبه انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها، مصاحبه عمیق و غیرساختاریافته بود و داده ها با استفاده از کدگذاری باز، محوری و انتخابی تجزیه و تحلیل شدند.  یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که الگوی برنامه درسی تربیت معلم با رویکرد آینده پژوهی از ده بعد اصلی تشکیل شده است. این ابعاد عبارتند از: اهداف یادگیری، محیط یادگیری، محتوای یادگیری، گروه بندی یاددهی-یادگیری، منابع/مواد یادگیری، فعالیت های یادگیری، زمان بندی یادگیری، نقش معلمان، ارزشیابی یادگیری و منطق یادگیری.  نتیجه گیری: بر اساس یافته ها می توان نتیجه گرفت که برای تربیت معلمانی که بتوانند نیازهای آینده را پیش بینی و پاسخ دهند، لازم است برنامه درسی جامعی طراحی شود که این ده بعد را به طور هماهنگ و با نگاه آینده نگرانه در بر گیرد. این الگو می تواند به عنوان چارچوبی اساسی برای بازنگری و تدوین برنامه های درسی تربیت معلم مورد استفاده قرار گیرد.
۷۱.

طراحی چارچوب مهارت های کلیدی کارآفرینان فناور در محیط های فناورانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۷۳
با پیچیدگی های روزافزون محیط های فناورانه و اهمیت سیاست گذاری مؤثر در حمایت از کارآفرینان فناور، شناسایی و توسعه مهارت های کلیدی این گروه به یکی از اولویت های اصلی در پیشبرد نوآوری، تقویت رقابت پذیری و ایجاد بستر مناسب برای رشد و توسعه کسب وکارهای فناورانه تبدیل شده است.کارآفرینان فناور، با بهره مندی از مهارت های خاص در شناسایی فرصت های نوآورانه، توسعه فناوری های پیشرفته و تجاری سازی ایده های فناورانه، نقشی اساسی در پیشبرد نوآوری و توسعه فناوری ایفا می کنند. این پژوهش با هدف طراحی چارچوبی جامع برای مهارت های کلیدی کارآفرینان فناور و تحلیل نیازهای آن ها برای موفقیت در محیط های فناورانه انجام شد. در این پژوهش، از روش تحلیل محتوای کیفی و مرور نظام مند منابع علمی بین سال های 2015 تا 2024 استفاده شد و مهارت ها در سه حوزه اصلی شامل مدیریتی، کسب وکار و فناوری دسته بندی گردید. مهارت های مدیریتی شامل مدیریت پروژه، مدیریت عملیات، مدیریت سرمایه انسانی، مدیریت مالی، مدیریت ریسک، مدیریت استراتژیک و مدیریت نوآوری است. مهارت های کسب وکار شامل شناسایی فرصت ها، امکان سنجی، تدوین مدل کسب وکار، توسعه محصول، بازاریابی و فروش، جذب سرمایه، ارتباط با مشتری، شبکه سازی و برندسازی می شود. مهارت های فناوری نیز شامل تحقیق درباره فناوری ها، تسلط بر فناوری های مرتبط، پیاده سازی فناوری و توسعه فناوری است. این پژوهش همچنین بر اهمیت انطباق مهارت ها با نیازهای متغیر محیط های فناورانه تأکید دارد. چارچوب ارائه شده می تواند مبنایی برای طراحی برنامه های آموزشی هدفمند، توسعه ابزارهای ارزیابی و سیاست های حمایتی فراهم کند. این چارچوب، علاوه بر ارتقای مهارت های کارآفرینان فناور، زمینه ساز موفقیت آن ها در محیط های نوآورانه و پویا بوده و می تواند راهگشای رشد کارآفرینی فناورانه، توسعه فناوری و بهره برداری مؤثر از فرصت های کسب وکار در عرصه های مختلف باشد.
۷۲.

تبیین استراتژی های پیاده سازی تحول دیجیتال در بانک های غیردولتی تجاری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۴۰
تحول دیجیتال در صنعت بانکداری به عنوان یکی از الزامات اساسی برای بقا و رقابت پذیری در عصر دیجیتال شناخته می شود. این تحقیق با هدف تبیین چارچوب استراتژی های پیاده سازی تحول دیجیتال در بانک های غیردولتی تجاری ایران انجام گرفت. تحقیق حاضر از نظر جهت گیری، یک پژوهش بنیادی و از منظر روش تحقیق، جزء تحقیقات کیفی است. برای دستیابی به هدف پژوهش از طرح اکتشافی استفاده گردید. جامعه مشارکت کنندگان شامل مدیران، مشاوران، متخصصان و کارشناسانی است که در بانک های غیردولتی تجاری متبوع خود نسبت به طراحی و اجرای سفر دیجیتال، اقداماتی انجام داده اند. روش تحقیق نمونه گیری به روش هدفمند انجام شد و با 17 نفر به اشباع نظری دست پیدا شد. روش تحقیق این پژوهش نظریه داده بنیاد است و تحلیل داده ها با روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد. مقوله های تحقیق با روش تحلیل نظریه داده بنیاد شناسایی و تحلیل داده های کیفی با نرم افزار Maxqda انجام شد. یافته-های تحقیق نشان می دهد که استراتژی های مطرح شده برای پیاده سازی تحول دیجیتال در بانک های تجاری غیردولتی ایران، شامل استراتژی های مشتری محور، عملیاتی، نوآوری و رشد، رهبری و فرهنگی، فناوری محور، انطباقی و ریسک، اکوسیستم و شبکه و مالی و سرمایه گذاری، هرکدام به طور خاص نقش مهمی در موفقیت این فرآیند ایفا می کنند. اجرای موفق تحول دیجیتال در بانک های غیردولتی تجاری ایران نیازمند رویکردی جامع و چندجانبه است که هریک از این استراتژی ها را به عنوان پایه ای برای اقدامات مؤثر در نظر بگیرد.
۷۳.

شناسایی شایستگی مربیان دانشگاهی و حوزوی در راستای تربیت دینی با رویکرد سوارای فازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۲۲
پژوهش حاضر با هدف شناسایی شایستگی مربیان دانشگاهی و حوزوی در راستای تربیت دینی با رویکرد سوارای فازی صورت پذیرفت. این پژوهش به لحاظ هدف، در زمره تحقیقات کاربردی و به لحاظ روش، در قالب تحقیقات کیفی- کمی است. جامعه آماری پژوهش شامل اساتید دانشگاه لرستان است که با موضوع پژوهش آشنایی دارند. اعضای نمونه با روش غیرتصادفی هدفمند از نوع قضاوتی انتخاب شدند که تعداد آنان 10 نفر است. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده گردید. با بررسی های صورت گرفته از مرور ادبیات پژوهش به روش تطبیقی و همچنین، نظرخواهی از خبرگان، 20 عامل به عنوان شایستگی مربیان دانشگاهی و حوزوی شناسایی شد و تحلیل گردید. نتایج پژوهش نشان می دهد که عوامل اخلاص در یاددهی و یادگیری، نرمخویی و فروتنی، التزام به اسباب معنوی بیشترین وزن را به خود اختصاص داده اند. همچنین، عوامل عمل به مقتضای علم، انگیزه آفرینی، رعایت تساوی در فرایند یاددهی کمترین وزن را کسب کرده اند. ازاین رو، به منظور پیاده سازی شایستگی مربیان دانشگاهی و حوزوی در راستای تربیت دینی در دانشگاه لرستان باید بیشترین توجه به عواملی صورت پذیرد که بالاترین وزن را دارند.
۷۴.

تحليل مكونات ما بعد الأنثروبولوجية الفلسفية في شعر معروف الرصافي (اعتمادا علي نظرية ماكس شيلر في الظواةر ما بعد الأنثروبولوجية)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۹
الأنثروبولوجیا الفلسفیه هی نظریه معرفیه تعتمد على معرفه الإنسان بناء على مفاهیم ومقولات عامه، ورغم أنها تسمو وتتجاوز الحقائق بسبب متطلباتها الفلسفیه، إلا أنها تنظر أیضًا إلى الحاله الملموسه للإنسان کما فیها یعتبر الإنسان موضوعًا للمعرفه. بالنسبه لشیلر، تتجلی هذه الجوانب من الوجود الإنسانی على أساس المنهج الظاهری. کما أنه من بین العواطف والمشاعر الإنسانیه فی الأنثروبولجیا الفلسفیه، هناک قطبان مختلفان مهمان للغایه، وهما؛ الحب والکراهیه، ولهما، بالإضافه إلى الوظائف الحسیه، دور خاص. لذا فإن القطبین الأساسیین فی هذه النظریه، والذی یولیهما أهمیه، یندرجان ضمن مجموعه ما وراء الأنثروبولوجیا أو المکونات ما بعد الأنثروبولوجیه التی تفرعت منها مکونات هامه لها أثر واضح فی التصرفات الإنسانیه. ینتقد الرصافی کشاعر إنسانی، الوضع الحالی لمجتمعه والاضطرابات التی یعانی منها، مثل القمع والفساد والجهل والأمیه والتخلف داعیاً إلی نشر المکونات ما بعد الأنثروبولوجیه الفلسفیه فی شعره وهو فی الواقع یسعى إلى إعاده أنواع حقوق الإنسان والأنثروبولوجیا، کما یطلب العدل والمساواه والنقاء والعلم والتقدم لأمّته. من ثمّ بعد تحلیل نظریه ماکس شیلر فی الظواهر ما بعد الأنثروبولوجیه مع المنهج الوصفی التحلیلی یمکننا أن نحدد مصادیق هذه النطریه فی شعر معروف الرصافی حتی یتبین لنا من خلال هذه الدرااسه أن االرصافی الذی قد شاهد أنواع الألم والمعاناه فی المجتمع، مع الحقد من المجتمع الاستبدادی وحبّ الانسجام، الحقد من الجهل والاهتمام بمکافحه الأمیه وتعلیم المرأه والحقد من الفقر والنقص والرغبه فی تحسین الوضع الاقتصادی، سعی إلی تحقیق الأهداف الإنسانیه السامیه، والکمال الحقیقی والسعاده للإنسان؛ کما نستطیع أن نقول إن لهذه الداعیات الإنسانیه الفلسفیه فی شعره، أثر واضح فی معرفه الأنثروبولوجیا الفلسفیه التی یطلبها فی یوتوبیاه الشعری ویتأثر بها کثیراً.
۷۵.

تحليل سرديّ لقصة موسی والخضر في القرآن الكريم علي ضوء منهج تودوروف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۲
یستخدم القرآن الکریم اللغه العربیه والهیاکل السردیه لنقل رسائله الإلهیه بطریقه مؤثره. تتناول هذه الدراسه تحلیل المظهر اللفظی لقصه موسى والخضر فی سوره الکهف (الآیات 60-82) وفق منهج تزفیتان تودوروف السردی. ترکز الدراسه على أربعه مستویات: الوجه، الزمن، زاویه الرؤیه، والنبره، مع تحلیل عناصر النظام، الاستمراریه، والتکرار، لإظهار کیفیه التزام النص بالمبادئ البنیویه. تُظهر النتائج أن النقل المباشر یعزز الحضور الدرامی، والانزیاحات الزمنیه تزید التشویق، بینما یکشف مزج الرؤیتین الخارجیه والداخلیه عن التباین بین العلم الظاهری والباطنی. کما توجّه النبره التعلیمیه والتحذیریه المتلقی نحو التأمل فی الحکمه الإلهیه. یبرز هذا التحلیل الإعجاز السردی للقرآن من خلال الربط بین السردیات الحدیثه والنص الدینی، مع الإشاره إلى أن منهج تودوروف، رغم فعالیته، یواجه تحدیات فی تحلیل النصوص الدینیه بسبب طبیعتها الإلهیه، مما یتطلب دمج أدوات لغویه إضافیه. تقدّم الدراسه رؤیه جدیده للدراسات القرآنیه، وتؤکد إمکانیه تطبیق المنهج على قصص قرآنیه أخرى لاستکشاف أبعادها السردیه والدلالیه.
۷۶.

مدل سیاست گذاری و توسعه مراکز نوآوری در ایران: شواهدی مبتنی بر نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۱
مراکز نوآوری به عنوان نهادهای واسطه ای کلیدی در بوم سازگان نوآوری، نقشی حیاتی در توسعه کارآفرینی، تسهیل تعامل بین بازیگران و ذی نفعان بوم سازگان نوآوری و در نهایت توسعه اقتصاد منطقه ای ایفا می کنند. این پژوهش با هدف طراحی مدل پارادایمی بومی برای توسعه مراکز نوآوری در ایران با استفاده از روش نظریه داده بنیاد و داده های میدانی حاصل از مصاحبه با ۱۹ خبره بوم سازگان نوآوری ایران انجام شده است. ناکارآمدی مراکز نوآوری در ایران، به عنوان پدیده محوری این پژوهش در نظر گرفته شده است. بر این اساس، یافته ها نشان می دهد شرایط علّی شکل گیری و توسعه مراکز نوآوری در ایران شامل یادگیری سطحی و بدون بومی سازی مفهوم در شکل گیری مراکز نوآوری و عدم شفافیت نهادی و کارکردی در مراکز نوآوری است. شرایط زمینه ای نیز دربردارنده ضعف در حکمرانی نوآوری و بی توجهی به آمایش سرزمینی، وابستگی مالی و اداری مراکز نوآوری به منابع دولتی و ضعف در برنامه ها و خدمات پشتیبان است. ازسوی دیگر، شرایط مداخله گر مانند ساختارهای اجرایی ناسازگار با الزامات نوآوری و وفور نهادهای فاقد کارکرد اجرایی در بوم سازگان نوآوری، چالش هایی مهم بر سر راه توسعه مراکز نوآوری اثربخش در کشور ایجاد کرده اند. راهبردهای پیشنهادی این پژوهش شامل تحول در حکمرانی نوآوری، توسعه مهارت ها و توانمندی های نرم و سخت و توسعه شبکه های همکاری ملی و بین المللی است. براساس نظر خبرگان، اجرای این راهبردها، پیامدهایی شامل جهش متوازن توسعه بوم سازگان نوآوری در سطح ملی و بین المللی، رشد بهره گیری از ظرفیت قانون جهش تولید دانش بنیان جهت سرمایه گذاری بازیگران مختلف در بوم سازگان نوآوری و ارتقای کیفیت و اثربخشی مراکز نوآوری در بوم سازگان نوآوری را در پی خواهد داشت. این مطالعه با ارائه مدلی جامع و بومی، چهارچوبی برای سیاست گذاران و مدیران مراکز نوآوری فراهم می کند تا با عبور از چالش های ساختاری، به سمت نقش آفرینی مؤثر در بوم سازگان نوآوری کشور حرکت کنند.
۷۷.

واکاوی کیفی تجارب زنان بزرگسال غیر سنتی از بازگشت به دانشگاه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۱۴
هدف: در دهه‌های اخیر، توده‌ای شدن آموزش عالی و تبدیل آن به بخشی از زندگی روزمره، موجب بازگشت گروه‌های مختلفی از دانشجویان با ویژگی‌هایی متفاوت از دانشجویان سنتی به دانشگاه شده است. این پدیده، دانشگاه‌ها را به فضاهایی چند نسلی با تنوع سنی، فرهنگی و انگیزشی تبدیل کرده است. هدف این پژوهش، تحلیل کیفی چالش‌های زنان بزرگسالی است که هم‌زمان با ایفای نقش‌های خانوادگی و شغلی، بار دیگر برای ادامه تحصیل وارد دانشگاه شده‌اند. روش: این پژوهش به‌صورت کیفی و با اتکا به دو چشم‌انداز نظری «سازمان‌های جنسیتی» و «سازمان‌های حریص» و با انجام مصاحبه‌های نیمه ساختمند با 15 دانشجوی زن در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری دانشگاه اصفهان صورت گرفت. مشارکت‌کنندگان با استفاده از نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند و مصاحبه‌ها تا زمان رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. داده‌های جمع‌آوری‌شده با استفاده از تحلیل مضمون و رویکرد شش مرحله‌ای براون و کلارک (2006) و با کمک نرم‌افزار مکس کیودی تجزیه‌وتحلیل شدند. برای اطمینان از کیفیت و اعتبار یافته‌ها، از معیارهای شناخته‌شده در پژوهش‌های کیفی استفاده شد. یافته‌ها: پس از تجزیه‌وتحلیل داده‌ها، سه مضمون اصلی به دست آمد: 1) چالش‌های نهادی و محیطی به موانع و چالش‌هایی اشاره دارد که از زنان بزرگسال غیر سنتی در حوزه‌های خانواده، محیط کار و دانشگاه با آن مواجه می‌شوند و بازگشت آنان به دانشگاه را به تجربه‌ای ناخوشایند تبدیل می‌کند. 2) احساس فرسایش و تعادل جویی بیانگر نوعی کشمکش درونی پیچیده و پویاست که در آن دانشجویان بین پیوستاری از فرسودگی و رشد در نوسان قرار دارند. 3) راهبردهای تطبیق و کنشگری، مجموعه‌ای از اقدامات آگاهانه، خلاقانه و گاه رادیکال است که مشارکت‌کنندگان برای غلبه بر چالش‌های نهادی و مدیریت احساسات منفی به کار می‌گیرند. نتیجه‌گیری: نتایج این پژوهش نشان می‌دهد چالش اصلی دانشجویان بزرگسال غیر سنتی نه «فردی و نگرشی» بلکه «موقعیتی» و عمدتاً «نهادی و ساختاری» است که به تقابل نقش‌های آن‌ها دامن می‌زند و گذار هویتی آن‌ها را با مشکل مواجه می‌سازد. آن‌ها درگیر مبارزه مستمر با ساختارهای جنسیتی و حریص نهادهای اجتماعی خانواده، محل کار و دانشگاه هستند و تلاش می‌کنند با اتکا به راهبردهای مختلف و مدیریت احساساتشان، با چالش‌های موجود در هر یک از آن‌ها سازگار شوند. پژوهش حاضر بر ضرورت بازاندیشی در سیاست‌گذاری‌های آموزشی و سازمانی، حرکت به سمت دانشگاه‌های منعطف و با شمولیت بالا، برنامه‌ریزی‌های درسی سازگار با واقعیت‌های زندگی این دانشجویان و ترویج فرهنگ‌سازمانی حساس به سایر مسئولیت‌های اجتماعی آن­ها تأکید دارد.
۷۸.

النظريات الاجتماعية عبر الزمن: تحليل مقارن بين بورديو وابن خلدون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۴
تتناول هذه المقالهُ فحصًا مقارنًا لأفکار ابن خلدون وبییر بوردیو، وهما مفکّران بارزان فی مجال علم الاجتماع، حیث یهدف إلى إجراء مقارنه تحلیلیه بین أفکار ابن خلدون، کمفکّر تقلیدی بارز، وبییر بوردیو، کأحد أبرز المنظرین فی علم الاجتماع الحدیث. ویرکّز على مفاهیم الهابیتوس، الملکه، الذوق الجمالی، والحاجات الفاخره إضافهً إلى أسلوب ومنطق الکتابه، للکشف عن أوجه التشابه والاختلاف فی أسسهما المعرفیه والفلسفی، اعتمدت الدراسه على المنهج الوثائقی والتحلیل المقارن، من خلال مراجعه شامله للمصادر العربیه والفارسیه والإنجلیزیه ذات الصله. تمّ تحلیل النصوص الأصلیه والدراسات الثانویه بدقه، مع مراعاه السیاق التاریخی والثقافی الذی أنتجت فیه هذه الأفکار. وأخیرا أظهرت النتائج أنّ کلا المفکرین استخدما أسلوبًا یقوم على المنطق التکراری والجمل الطویله فی تفسیر الظواهر الاجتماعیه. کما تبیّن أن مفهوم «الهابیتوس» عند بوردیو یقارب «الملکه» عند ابن خلدون من حیث تفسیر تأثیر الظروف الاجتماعیه والطبیعیه فی تشکیل السلوک الإنسانی. کذلک، یشیر کلاهما إلى أنّ الحاجات الفاخره والذوق الجمالی لا یظهران إلا بعد تلبیه الحاجات الضروریه والأساسیه، رغم التباین الجوهری بین العقلانیه الحدیثه عند بوردیو والرؤیه ما قبل الحدیثه عند ابن خلدون، فإن هناک قواسم مشترکه بارزه بینهما تسمح بفهم أعمق للظواهر الاجتماعیه. یساهم هذا التقارب فی تعزیز الدراسات النظریه ویساعد على تطویر مقاربات متعدده لفهم تحولات المجتمعات البشریه.
۷۹.

تحلیل و نقد جریانهای معماری اسلامی و معرفی جریان برگزیده با تکیه بر مبانی دانش جریان شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۴۵
هدف: امروزه وجود حلقه های متکثّر از گفتمانهای مختلف دانشی، باعث شده است که نسبت به تغییر پدیده ها از جمله معماری، فهم درستی صورت نگیرد و به نظر می رسد باید رویکردی جریانی در تاریخ وجود داشته باشد تا بتواند بین حلقه های ظاهراً متکثر تاریخ، یک حلقه وصل، ایجاد و فهم حرکت تاریخی را برای پژوهشگر سهل کند. بر این اساس، به نظر می رسد بازشناسی جریانهای معماری اسلامی با تکیه بر نوع و طبقه بندی جریانها و نوع کارامدی و مبانی و روش شناسی آنها می تواند در فهم و انسجام جریانها و ارائه راه حلهای تحولی آینده، بسیار کارساز باشد. هدف از انجام این پژوهش، تحلیل و نقد جریانهای معماری اسلامی و معرفی جریان برگزیده با تکیه بر مبانی دانش جریان شناسی بود. روش: روش پژوهش حاضر، توصیفی- تحلیلی است. یافته ها: با مطالعه جریانهای مختلف معماری اسلامی و تکیه بر روش و دانش جریان شناسی، همواره جریان کارامد برای تحول معماری از وضع موجود به سوی مطلوب را معرفی شده است. نتیجه گیری: همواره جریان تمدنی واقع گرایانه، مناسب ترین جریان برای تغییروتحول معماری از وضع موجود به وضعیت مطلوب معرفی می شود؛ زیرا نسبت به سایر جریانها دارای رویکرد جامع گرایانه و حکیمانه به دانش معماری است.
۸۰.

فرهنگ سوم در سازگاری بین فرهنگی دانشجویان بین المللی: مطالعه موردی دانشجویان آسیایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲
سازگاری بین فرهنگی فرایندی پویا برای برقراری ارتباط مؤثر در یک محیط چندفرهنگی است که مطالعه آن به دلیل تأثیر بر تمام ابعاد زندگی تحصیلی و اجتماعی دانشجویان بین المللی دارای اهمیت است. ازآنجایی که دانشجویان آسیایی در حال حاضر بیشترین تعداد دانشجویان بین المللی در دانشگاه های جهان را به خود اختصاص داده اند، مقاله حاضر باهدف واکاوی چگونگی تجارب سازگاری بین فرهنگی این گروه از دانشجویان در کشور مقصد انجام شده است. داده های پژوهش به طور سیستماتیک از 33 مقاله درباره تجارب دانشجویان آسیایی در دانشگاه میزبان (منتشرشده در فاصله زمانی 2024-2012) گردآوری شدند و از طریق تحلیل محتوای کیفی مورد بررسی قرار گرفتند. براساس یافته های پژوهش دو مؤلفه اصلی در سازگاری بین فرهنگی به «تفاوت درک شده» توسط دانشجویان مهمان و «اشتراک درک نشده» توسط دانشگاه میزبان تعلق دارد؛ تفاوت درک شده شامل پذیرش تفاوت های قابل انتظار در سه سطح آکادمیک، زبانی و فرهنگی توسط دانشجویان آسیایی در کشور میزبان و تلاش از طریق «مدارا» و «تساهل» برای سازگاری با آنهاست و اشتراک درک نشده شامل تجربه تبعیض، نژادپرستی، تعصب و سوگیری، انگ زنی و کلیشه سازی در دانشگاه مقصداست که آشکارا تفاوت و مرز میان جامعه مهمان و جامعه میزبان را پررنگ و ساخت معنای مشترک در فضای فرهنگی جدید را دشوار می سازد. نتیجه نهایی پژوهش با تأکید بر «دوطرفه بودن فرایند سازگاری» بر نقش مؤثر جامعه مقصد در شکل گیری فضای «فرهنگ سوم» از طریق کاهش تبعیض، کلیشه سازی و نژادپرستی در دانشگاه و افزایش احترام، گشودگی، تساهل و مدارا در هر دو گروه از جامعه مهمان و میزبان تأکید دارد. براین اساس، فرایند پاسخگویی به محیط جدیدِ سوم به منظور ساخت معنای مشترک و ایجاد فضای بین فرهنگی مؤثر توسط هر دو گروه از ذی نفعان قابل انتظار است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان