ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲۱ تا ۱۴۰ مورد از کل ۳٬۱۱۹ مورد.
۱۲۱.

منشاء قدرت از دیدگاه فارابی و ابن خلدون و رابطه آن با مشروعیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۹۰
هدف پژوهش: هدف اصلی این پژوهش، بررسی منشأ قدرت سیاسی از دیدگاه دو اندیشمند برجسته دوره میانه، یعنی فارابی و ابن خلدون، و تبیین رابطه آن با مفهوم مشروعیت است. این تحقیق بر آن است تا به پرسش های اساسی در این زمینه پاسخ دهد که قدرت سیاسی از نظر هر یک از این متفکران بر چه پایه ای استوار است و عقل، اراده، و دین در شکل گیری آن چه جایگاهی دارند. روش پژوهش: پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی - تحلیلی و بر پایه منابع کتابخانه ای انجام شده است. در این روش، آثار فلسفی، اجتماعی و سیاسی فارابی و ابن خلدون مورد بررسی و تحلیل تطبیقی قرار گرفته تا تفاوت ها و شباهت های دیدگاه آنان در خصوص منشأ قدرت و نسبت آن با مشروعیت تبیین شود. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که فارابی منشأ قدرت را در عقل و دانش می داند و آن را در قالب مفاهیم «تمکن» و «تحفظ» مطرح می سازد. وی قدرت را دارای دو مرتبه «مطلقه» و «ناقصه» می داند و قدرت حقیقی را از آنِ خداوند می شمارد که از طریق فیلسوفِ نبی و جانشینان او بر جامعه اعمال می شود. در مقابل، ابن خلدون منشأ قدرت را در دو بعد اجتماعی و دینی تحلیل می کند و آن را در مفهوم «عصبیت» خلاصه می داند. وی عصبیت قومی را نسبت به عصبیت دینی برتر می شمارد و بر نقش اراده و نیروی جمعی در تکوین قدرت سیاسی تأکید می کند. نتیجه گیری: نتیجه پژوهش نشان می دهد که تفاوت اساسی میان دیدگاه فارابی و ابن خلدون در تقدم عقل یا اراده به عنوان سرچشمه قدرت است. فارابی قدرت را ناشی از عقل و معرفت الهی می داند که مشروعیت خود را از اتصال به وحی و نبوت می گیرد، در حالی که ابن خلدون مشروعیت را نه در عقل بلکه در واقعیت اجتماعی و عصبیت می جوید. بر این اساس، می توان گفت که فارابی به مشروعیت الهی و عقلانی و ابن خلدون به مشروعیت اجتماعی و تاریخی تأکید دارد.
۱۲۲.

نقد مثبت روش شناسانه دین پژوهی شریعتی: جامعه شناسی دین یا جامعه شناسی تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۷۴
مقدمه: علی شریعتی (1312-1356) به عنوان یکی از متفکران مسلمان معاصر، یکی از پُرکارترین اندیشمندان حوزه دین پژوهی است. بررسی آرای شریعتی از منظر جامعه شناسی ازآن رو ضرورت و اهمیت دارد که معمولاً در سرفصل برخی دروس رشته جامعه شناسی که در گروه های علوم اجتماعی دانشگاه های داخل کشور تدریس می شود، همچون نظریه های اجتماعی متفکران مسلمان، جامعه شناسی تاریخی و جامعه شناسی دین، رویکرد شریعتی جزء مباحث مطرح است؛ اما همواره با توجه به مسائلی ازجمله سابقه تحصیلی و مدرک دکترای وی، این سؤال پیش کشیده می شود که آیا مشخصاً می توان دیدگاه شریعتی را به عنوان یک دیدگاه جامعه شناسانه پذیرفت یا خیر؟ وجه تمایز میان «نظریه جامعه شناختی» و «نظریه اجتماعی» رشد نظریات جامعه شناختی در درون رشته جامعه شناسی دانشگاهی و مبتنی بر روش تحقیق علمی، نسبت به نظریات اجتماعی است که گروه اخیر در بیرون از رشته جامعه شناسی و بیشتر در قالب موضع گیری های نظری طرح شده اند. با عنایت به این تمایز، می توان این پرسش اصلی را مطرح کرد که آیا نظریات شریعتی از روش علمی جامعه شناسانه بهره برده اند و بنابراین، نظریه جامعه شناختی محسوب می شوند، یا اینکه تنها حاوی رویکردی اجتماعی به مسائل جامعه ایران و اسلام (به ویژه مباحث دینی و مذهبی) هستند؟ و نیز این پرسش فرعی که اگر رویکرد دین پژوهی وی با توجه به روش شناسی او، «جامعه شناختی» است، در آن صورت ذیل کدام یک از حوزه های جامعه شناسی دین یا جامعه شناسی تاریخی محسوب می شود؟ هدف مطالعه حاضر آن بوده که با تحلیل و بررسی مهم ترین متون دین پژوهی شریعتی، نقدی مثبت از هسته نظری و روش شناختی رویکرد وی ارائه، و ظرفیت های مثبت و جنبه های کاربردی روش شناسانه وی را شناسایی نماییم. روش تحقیق: در مطالعه حاضر با استفاده از روش پژوهش اسنادی، مهم ترین متون دین پژوهی شریعتی که در آنها به طور مشخص از رویکرد و روش خود در مطالعه دین سخن گفته است (همچون اسلام شناسی، ایدئولوژی و تمدن و... ) را به شیوه هدفمند و نظری به عنوان نمونه انتخاب نموده و محتوا، مفاهیم برجسته و رئوس اصلی آنها را فیش برداری و با مبانی جامعه شناسی دین و جامعه شناسی تاریخی مقایسه کرده ایم تا بتوانیم ظرفیت های مثبت روش شناسانه رویکرد دین پژوهی وی را شناسایی نماییم. نتایج: در خوانش آثار شریعتی واضح است که او با نظریات بنیان گذاران جامعه شناسی همچون دورکیم، وبر و مارکس با وجود برخی تفاسیر و برداشت های اشتباهش از آنها، آشنا بوده و در طرح مباحث خودش از رویکردهای آنها بارها بهره برده و حتی به تلفیق و گاه انتقاد از آنها به ویژه از رویکرد مارکس در بحث زیربنا / روبنا دست زده است. با توجه به اینکه تمرکز اصلی او بر تحلیل تاریخی دین اسلام با هدف برساختن تز اصلی خودش یعنی «بازگشت به خویشتن» بوده است، از روش خاصی تحت عنوان یک مخروط استفاده کرده و به صورت روشمند تاریخ تحول دین مسیحی در اروپا و دین اسلام در غرب آسیا را بررسی و مقایسه نموده است. بر همین اساس با عنایت به روشمند بودن مطالعه وی می توان یافته هایش را، که حاصل مقایسه تطبیقی و استفاده از روش تحلیل جامعه شناسانه بوده است، رویکردی جامعه شناختی دانست. بحث و نتیجه گیری: میان جامعه شناسی دین و جامعه شناسی دینی تمایز عمده ای وجود دارد. جامعه شناسی دین علمی است که در آن دین به عنوان یک پدیده و نهاد اجتماعی مورد بررسی جامعه شناختی قرار می گیرد؛ اما جامعه شناسی دینی علمی است که از مبانی متافیزیکی دین برای تحلیل پدیده های اجتماعی کمک می گیرد. درحالی که آنچه از رویکرد دین پژوهی شریعتی برمی آید، نشان دهنده آن است که رویکرد وی جامعه شناسی دین نیست؛ بلکه در بهترین حالت نوعی جامعه شناسی دینی است؛ زیرا او سعی نموده است برخی از مفاهیم و پدیده های مطرح زمان خودش همچون دموکراسی و مردم سالاری را با مفاهیم سنتی دین اسلام توضیح دهد. او به چگونگی شکل گیری دین و یا به طورخاص دین اسلام نپرداخته است؛ بلکه از عناصر سنتی دین اسلام برای تحلیل مسائل روز جامعه خودش استفاده نموده است و به طور اخص، مذهب شیعه را بدین منظور به کار برده است و عناصر مهم آن همچون امت، امامت، شهادت، انتظار و... را به تناسب نیازهای جامعه زمانه خودش بروزرسانی کرده است. ازسوی دیگر، اگرچه او چنین متذکر می شود: «در اینجا بگویم که من دارم جامعه شناسی دین می گویم و مرادم از توحید، توحید در تاریخ و در جامعه است و نه آنچه در کتاب و در حقیقت است»، اما رویکرد وی به هیچ عنوان برمبنای الحاد روش شناختی بنا نشده است؛ بلکه برعکس، تعریف او از انسان به عنوان سرآغاز بحثش شامل دوگانه «خدا - لجن» است که این دوگانه دیالکتیکی را در سایر عناصر نظریه خود همچون جامعه و تاریخ نیز به کار می برد و نظریه را بر همین مبنا طرح می کند و پیش می برد. اساساً نظریه او که مدلی است برای «انسان ایدئال شدن» و رسیدن به انسان ایدئال و جامعه ایدئال، یک «انسانِ خدایی» را در نظر دارد که به نهایت تعالی رسیده است. در تحلیل ادیان بدوی نیز شریعتی تنها به تبعیت از دورکیم، که دین را تجلی روح یگانه جمعی می داند، از رویکرد دورکیم برای تأیید تز خود یعنی «توحید سرآغاز بینش مذهبی» بهره برده است، وگرنه شریعتی در اینجا همچنان وجود و حضور خدای واحد را مدنظر داشته و تنها به بررسی جلوه های بشری آن، آن هم به منظور اثبات این موضوع پرداخته است که اینها تنها تجلی همان خدای واحد هستند. به دیگرسخن، او از یک «تأیید جامعه شناسانه» برای تز خودش بهره برده است؛ همان کاری که در روش تحقیق کیفی معمول است و نظریه پردازان کیفی، نظریات داده بنیاد خود را با استفاده از تطبیق با رویکردهای نظری موجود به تأیید می رسانند. بنابراین، می توان گفت: رویکرد دین پژوهی شریعتی، جامعه شناسی دین نیست؛ بلکه جامعه شناسی دینی است که با حساسیت بیشتر می توان گفت: یک جامعه شناسی مذهبی (و نه جامعه شناسی مذهب) است. ازسوی دیگر، از منظر جامعه شناسی تاریخی آنچه در رویکرد دین پژوهی شریعتی شاهد هستیم، نه تنها استفاده از داده های تاریخی (فارغ از اعتبار آنها)، بلکه ابداع یک روش تطبیقی و استفاده از آن برای تحلیل پدیده های تاریخی همچون تحولات اجتماعی است. شریعتی از یک مدل مخروطی برای تشخیص مهم ترین عناصر هر دوره تاریخی در تحولات غرب استفاده نموده و هدف او از این تطبیق به قول خودش این است که: «برای تقلید آگاهانه، یعنی شناخت دقیق مراحل تحول تاریخی غرب، باید تاریخ آن را دوره بندی کرد و تحولات را درک کرد تا بتوان روح حاکم بر هر دوره و تیپ فرهنگی هر دوره را تشخیص داد» (شریعتی، 1336، ص85). او در نتیجه تطبیق خود می نویسد: «بودن در قرن بیستم، غیر از زندگی کردن در قرن بیستم است. اول باید قرن خود را کشف بکنیم [ازطریق تطبیق با دوره های تحول غرب] بعد می توانیم از روشنفکرهای قرن مشابه خودمان در اروپا درس بگیریم. من معتقدم که وضع فعلی ما شبیه وضع اروپای قرن سیزدهم و چهاردهم است؛ یعنی اواخر قرون وسطی و اوایل قرون جدید، دوره انتقال از فئودالیته، دوره انتقال از مذهب سنتی به بورژوازی» (همان، ص167). بنابراین، شریعتی در رویکرد خود نه تنها از تحلیل های جامعه شناسانه بهره برده و به موازات آن از داده های تاریخی استفاده کرده است، بلکه روشی را به طورخاص به منظور تطبیق دوره های تاریخی ابداع نموده است که می توان از این روش در پژوهش های تاریخی - تطبیقی استفاده کرد و به وسیله آن عناصر مهم هر دوره و فرآیند تحولات تاریخی را شناسایی نمود که این روش امکان مقایسه و تطبیق را برای محقق فراهم می کند. پس به طورکلی، می توان گفت: رویکرد دین پژوهی شریعتی را می توان ذیل جامعه شناسی تاریخی به شمار آورد و از آن بهره برد.   شکل 1: مخروط ابداعی شریعتی برگرفته از متن کتاب ایدئولوژی و تمدن تعارض منافع: تعارض منافع نداریم.  
۱۲۳.

تاملی بر توسعه سیستم های مدیریت کیفیت و نقش آن در بهبود تضمین کیفیت در موسسات آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۷۶
هدف: این پژوهش درکی مقدماتی از مفهوم کیفیت و سیستم های مدیریت کیفیت را در راستای بهبود نظام تضمین کیفیت ارائه می دهد و در پایان مبادرت به تشریح مولفه های یک سیستم مدیریت کیفیت در جهت کیفیت بخشی در سیستم آموزش عالی کشور می نماید. روش پژوهش: روش پژوهش از نظر هدف کاربردی است. به لحاظ ارائه داده ها روش مورد استفاده کیفی می باشد که از طریق مطالعه اسنادی انجام شده است. جهت مشخص کردن اسناد، از تمامی پژوهش های خارجی مرتبط در زمینه مدیریت کیفیت در بازه زمانی 1950 لغایت 2022 در پایگاه های اطلاعاتی جستجوی نظام مند صورت گرفت. پس از انجام جستجوها، جمعاً 180 مطالعه مورد بررسی قرار گرفت که پس از چندین مرحله غربالگری براساس بررسی تشابه، عنوان و چکیده و محتوای پژوهش، 15 واحد مطالعاتی جهت انجام تحلیل ها، انتخاب شد. در ادامه با بهره گیری از رویکرد تحلیل محتوای کیفی ساختاربندی (مایرینگ، 1993)، بعد از مقوله بندی و تفسیر 7 مدل مدیریت کیفیت جهت تحلیل انتخاب شد. یافته ها: یافته ها حاکی از این است که یک سیستم مدیریت کیفیت می بایست قبل از اجرایی شدن با نظام آموزش عالی آن کشور انطباق داده شود و از نظر محتوا و ساختار هم جهت، جامع و یکپارچه در جهت فرآیند و فعالیت های موسسه آموزش عالی مورد نظر باشد؛ همچنین همه ذینفعان باید در سیستم مدیریت کیفیت دانشگاه ها در جهت استمرار کیفیت در نظر گرفته شوند و سیستم مدیریت کیفیت باید در هسته خود مفهوم بهبود مستمر را به جای انطباق و التزام به مقررات داشته باشد و مبادرت به ایجاد فرهنگ کیفیت در موسسه نماید تا اطمینان حاصل شود که کیفیت بخشی در فعالیت ها، باورها و انتظارات روزانه هر یک از کنشگران ایجاد می شود. فلذا تمرکز باید بر تضمین کیفیت درونی باشد. نتیجه گیری: دانشگاه های کشور می بایست استراتژی های خاص خود را منطبق با یک سیستم مدیریت کیفیت سیستماتیک تعبیه نمایند تا بتوانند بر ارائه یک آموزش با کیفیت تمرکز کنند. زیرا آنها بدون کیفیت، قادر به ادامه فعالیت نخواهند بود و در نزد ذینفعان هیچگونه اعتباری نخواهند داشت. پس آنها باید فرهنگ بهبود کیفیت مستمر را در برنامه های خود بگنجانند، تا دانشگاه قادر شود به طور منسجم فعالیت نماید و به ماموریت های مورد نظر خود دست یابد.
۱۲۴.

تربیت جنسی نوجوانان در نظام تعلیم و تربیت رسمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۸ تعداد دانلود : ۱۸۸
هدف: این پژوهش با هدف تحلیل تربیت جنسی نوجوانان در نظام تعلیم و تربیت رسمی ایران و نقش آن در شکل دهی نگرشهای سالم و ارتقای سلامت روانی و اجتماعی انجام شد. روش: پژوهش حاضر با بهره بردن از روش فراترکیب، 16 مقاله منتشرشده بین سالهای 1380 تا 1403 را بررسی کرد. مقالات در سه محور «اسناد و نظام آموزش و پرورش»، «نقش معلمان و مدارس» و «برنامه های درسی» تحلیل شدند. یافته ها: تحلیل داده ها نشان داد که سیاستهای موجود، عمدتاً بر کنترل میل جنسی تمرکز دارند و کمتر به توانمندسازی و آموزش مثبت پرداخته اند. تناقض میان گفتمانهای «مهار غریزه جنسی» و «بهداشت جنسی» باعث کاهش انسجام و اثربخشی برنامه های تربیت جنسی شده است. همچنین، معلمان به دلیل کمبود آموزشهای تخصصی و منابع حمایتی، آمادگی کافی برای ارائه آموزش مؤثر ندارند. محتواهای درسی بیشتر بر جنبه های شناختی، نظیر بلوغ تأکید دارند و به ابعاد عاطفی و اجتماعی کمتر توجه شده است؛ در حالی که تطابق آن با مبانی فرهنگی نیز به شیوه ای محدودکننده صورت گرفته است. نتیجه گیری: برای بهبود تربیت جنسی در نظام آموزشی، تغییر رویکرد به توانمندسازی، تقویت جنبه های عاطفی و اجتماعی، ارائه آموزشهای تخصصی به معلمان و همکاری میان خانواده، مدارس و سیاستگذاران، ضروری به نظر می رسد.
۱۲۵.

بررسی فرایند ارزشیابی عملکرد اعضای هیئت علمی در ایران بر اساس هدف و روش: یک مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۶
هدف: ارزشیابی عملکرد اعضای هیئت علمی به عنوان ابزاری برای تضمین کیفیت آموزش عالی شناخته می شود. با وجود اهمیت این موضوع، بررسی های پیشین در ایران نشان دهنده فقدان مطالعه جامع در زمینه اهداف، روش ها، و چالش های ارزشیابی هیئت علمی است. پژوهش با هدف مرور نقادانه فرایند ارزشیابی هیئت علمی در ایران انجام شد تا شکاف های موجود در اهداف، روش ها، گروه های هدف، و چالش های این فرآیند شناسایی شده و راهکارهایی برای بهبود آن پیشنهاد شود. این مطالعه به دنبال پاسخ پنج پرسش پژوهشی بود: اهداف ارزشیابی عملکرد اعضای هیئت علمی؟ روش های مورد استفاده؟ گروه های هدف؟ چالش های اصلی ارزشیابی؟ موضوعات پژوهشی مرتبط؟ روش: پژوهش با روش مرور نظام مند مقالات داخلی در بازه زمانی 1381 تا ابتدای بهمن 1402 انجام شد. جستجو در پایگاه های اطلاعاتی Irandoc، Civilica، Noormags، Magiran، SID، و Google Scholar صورت گرفت. در مجموع، 684 مقاله شناسایی شد. فرآیند غربالگری در چند مرحله انجام شد: مقالات تکراری، مروری، و غیراصیل حذف شدند. مقالاتی که متن کامل آن ها در دسترس نبود یا در ایران نوشته نشده بودند، کنار گذاشته شدند. کیفیت 34 مقاله اصیل پژوهشی توسط چهار پژوهشگر متخصص در آموزش عالی و سنجش آموزشی ارزیابی شد. اعتبار فرآیند انتخاب مقالات با ضریب توافق بین رتبه دهندگان (0.98، p<0.05) تأیید شد. تحلیل محتوای کیفی برای استخراج مضامین مرتبط با اهداف، روش ها، گروه های هدف، چالش ها، و موضوعات پژوهشی از متن کامل مقالات به کار رفت. یافته ها: از میان اهداف ارزشیابی، 14 مقاله بر اهداف تکوینی و تنها 3 مقاله بر اهداف پایانی متمرکز بودند. این عدم توازن نشان دهنده فقدان چارچوب های سیاستی یکپارچه و شفافیت در انتظارات نقش اعضای هیئت علمی است. روش های ارزشیابی عمدتاً به پرسشنامه های محقق ساخته وابسته بودند.گروه های هدف عمدتاً اعضای هیئت علمی علوم پزشکی بودند، که نشان دهنده کم توجهی به سایر رشته ها، به ویژه علوم انسانی و مدیریت آموزشی است. عناوین مقالات غالباً بر شناسایی ملاک های ارزشیابی متمرکز بودند و موضوعاتی مانند تدوین الگو، مطالعه طولی، یا ارزیابی رسمی دانشگاه ها کمترین توجه را دریافت کردند. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش حاکی از نوپا بودن ارزشیابی هیئت علمی در ایران است. تمرکز بیش ازحد بر اهداف تکوینی و پرسشنامه های دانشجویی، همراه با غفلت از روش های چندمنبعی و تفاوت های فردی اساتید، نشان دهنده شکاف های عمیق در این حوزه است. برای دستیابی به ارزشیابی مؤثر، تشکیل نهادهای تخصصی ارزشیابی آموزشی ضروری است. دستاوردهای پژوهش، شناسایی الگوها و چالش های ارزشیابی عملکرد اعضای هیئت علمی و ارائه چارچوبی برای بهبود کیفیت آموزش عالی از طریق اصلاح نظام های ارزشیابی است.
۱۲۶.

تحلیل قرائت دو گانه علامه طباطبایی در مسأله عینیت یا مثلیت بدن أخروی با بدن دنیوی بر اساس پیش فرضهای جهان شناسانه و انسان شناسانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۱۳۳
حشر انسان در معاد و عینیت بدن دنیوی و اخروی و یا صور دیگر از چالشهای اساسی میان متفکران اسلامی است. مسئله اصلی این است که انسان در معاد آیا با همین بدن مادی محشور می شود ؟ یا بدن اخروی غیر از بدنی است که انسان در دنیا با آن بدن زیسته است ؟ هدف از این پژوهش تبیین نظریه علامه طباطبایی درباره عینیت بدن دنیوی با بدن اخروی، با توجه به اصول و پیش فرض های جهان شناسانه و انسان شناسانه ای است که ایشان در این تبیین به کاربرده است. در تشریح رابطه بدن دنیوی با أخروی با دو دیدگاه متفاوت از سوی او مواجه هستیم: 1: نظریه مثلیت، 2: نظریه عینیت. این نگاشته که از نوع توصیفی تحلیلی و با روش کتابخانه ای مبتنی بر تحلیل عقلی صورت گرفته، به این نتیجه دست یافته است که نه تنها میان این دو دیدگاه تنافی و تعارضی وجود ندارد، بلکه هرکدام مکمل هم دیگر بوده و درصدد بیان حدود و قیود ماهیت بدن أخروی و ارتباط آن با بدن دنیوی است. رابطه میان بدن دنیوی و بدن أخروی حدوسط و مرز میان دو نفی قرار دارد: 1. نفی عینیت همه جانبه میان آن دو بدن، 2. نفی بالعرض بودن این همانی دو بدن.
۱۲۷.

بازخوانی مطالعات ناظر بر تأثیر «اسلام» بر «مدیریت» در سطح بین المللی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۱۰۰
مقدمه و اهداف: مدیریت اسلامی با تمرکز بر ارزش های اخلاقی، توازن مادی - معنوی، و تصمیم گیری مبتنی بر شریعت، از مدیریت مرسوم که بر سود مالی، سلسله مراتب، و نتایج کوتاه مدت تأکید دارد، متمایز می شود. این رویکرد رهبری اخلاقی، مسئولیت اجتماعی، و تفکر بلندمدت را ترویج می کند؛ درحالی که مدیریت مرسوم به توسعه فنی اولویت می دهد. مدیریت اسلامی به دلیل پراکندگی مطالعات، با چالش پذیرش بین المللی روبه روست. فلسفه اسلامی، با منطق غنی و عمق نظری می تواند به عنوان پایه ای رقابتی در برابر فلسفه های مدرن و پست مدرن، نظریه های مدیریت اسلامی را تقویت کند. پس از انقلاب اسلامی، پژوهش های فارسی زبان در این حوزه گسترش یافته، اما پرسش هایی مانند سهم پژوهش های اسلامی در ادبیات مدیریت جهانی و کیفیت تأثیرگذاری آنها بی پاسخ مانده است. بررسی 3722 داده در اسکاپوس نشان دهنده حجم بالای مطالعات در این حوزه است؛ اما نظام مندسازی مفاهیم و ارائه چهارچوبی پژوهش محور ضروری است. این پژوهش، که پیش نیازی برای تحقیقات معتبر آینده در این زمینه به شمار می رود، هدف خود را شناسایی عناوین اصلی، روشن سازی مفاهیم کلیدی، معرفی روش های به کار گرفته شده در مطالعات مرتبط و همچنین، ارائه و تحلیلی از کشورهای پیشرو و نویسندگان برتر این حوزه قرار داده است. امید است از این طریق بتوان مدیریت اسلامی را به عنوان یک حوزه علمی منسجم و اثربخش به جامعه علمی بین المللی معرفی کرد. سؤال اصلی که این پژوهش را هدایت می کند، عبارت است از: بازخوانی مطالعات ناظر بر تأثیر «اسلام» بر «مدیریت» در سطح بین المللی چه نتایجی را دربردارد؟ فرایند طراحی این سؤال و تثبیت آن از طریق مطالعه پیشینه پژوهش، مشورت با خبرگان و استفاده از دانش موجود در حوزه مدیریت اسلامی در سطح بین المللی انجام شده است. با معرفی و تحلیل نظریات مدیریت اسلامی در سطح بین المللی و ارائه پژوهش های نظری و کاربردی در سطح بین المللی، می توان زمینه را برای بسط نظری و کاربردی پژوهش های مدیریت اسلامی فراهم کرد تا این حوزه از مرحله ذهنی (مکتب) به مرحله عینی (علم) ارتقا یابد. روش: این پژوهش با بررسی پرسش های کلیدی همچون چیستی اسلام، مدیریت، و نحوه تأثیرگذاری اسلام بر مؤلفه های مدیریتی آغاز شده و تا تثبیت مسئله پژوهش پیش رفته است. برای پاسخ به این مسئله، روش پژوهش متناسب انتخاب شده است. در این راستا، از روش مرور نظام مند استفاده شده که به دلیل ساختار دقیق و تکرارپذیر خود، جایگاهی مهم در علوم انسانی به ویژه مدیریت دارد. با توجه به گستردگی سؤال پژوهش، رویکرد «پهنه کاوی» به عنوان یکی از انواع مرور نظام مند برگزیده شده است. این روش برای بررسی فراگیر ادبیات علمی، شناسایی شکاف های پژوهشی، و ایجاد زمینه برای مطالعات آتی مفید است. همچنین، پهنه کاوی می تواند تصویری کلی از وضعیت پژوهش های مرتبط ارائه دهد و  چهارچوب نظری مناسبی برای توسعه دانش فراهم آورد. در این پژوهش، مقدمات لازم برای پهنه کاوی از جمله بررسی پیشینه مطالعات مروری، میزان گستردگی سؤال، و کفایت منابع اطلاعاتی مورد توجه قرار گرفت. 232 واژه مدیریتی و 94 واژه مرتبط با اسلام استخراج شده که در نهایت، با نظر خبرگان، 31 کلیدواژه به عنوان واژگان نهایی انتخاب شده است. عبارت جستجو به صورت ترکیبی از این واژگان و با استفاده از عملگرهای منطقی تنظیم شده است. برای اطمینان از جامعیت منابع، بازه زمانی 1970 تا 2023 و زبان انگلیسی به عنوان معیار محدودکننده اعمال شده است. پایگاه های اطلاعاتی معتبر نظیر ساینس دایرکت، اسکاپوس، امرالد، پروکوئست و ریسرچ گیت برای جستجوی منابع به کار گرفته شدند. غربالگری با 19 فیلتر غربال انجام شد که شامل بررسی ارتباط عناوین، چکیده ها، و در برخی موارد، ارزیابی متن کامل مقالات بود. در پایان، از مجموع 3722 مطالعه اولیه، 1919 مطالعه واجد شرایط شناسایی شده که نمایانگر پهنه مطالعات علمی درباره تأثیر اسلام بر مدیریت در سطح بین المللی است. نتایج: مجموعه نهایی پژوهش، دامنه گسترده ای از موضوعات مرتبط با کسب وکار و مدیریت اسلامی را شامل می شود؛ از بازاریابی، امور مالی و منابع انسانی تا مدیریت دانش. منابع گردآوری شده از مقالات علمی، فصول کتاب ها و مقالات کنفرانسی، از تنوع جغرافیایی بالایی برخوردار هستند. مطالعات این حوزه در ۹ عنوان اصلی طبقه بندی شده اند: اخلاق تجارت اسلامی، بازاریابی اسلامی، اصول مدیریت اسلامی، اخلاق کار، توسعه سرمایه انسانی، مدیریت ریسک، معنویت و تجارت، حمایت از مصرف کننده مسلمان (گواهی حلال) و دانش سازمانی اسلامی. این عناوین از تحلیل ۱۴۲ مفهوم کلیدی مستخرج از این مطالعات به دست آمده است. از منظر جغرافیایی، کشورهایی مانند اندونزی، مالزی، آمریکا و انگلستان پیشگامان تولید دانش در این حوزه هستند. اندونزی در موضوعات نوظهوری همچون رهبری اسلامی و اخلاق محیط کار اسلامی فعال بوده، و مالزی به ویژه در مدیریت مالی اسلامی پیشتاز است. آمریکا نیز با تعداد زیاد نشریات و نویسندگان در این حوزه، جایگاه مهمی دارد. بررسی شبکه های پژوهشی نشان داد که مالزی و اندونزی بیشترین تعامل علمی را با سایر کشورها دارند؛ درحالی که کشورهایی چون ایران، آلمان و چین ارتباطات بین المللی محدودی در این حوزه دارند. مصر، پاکستان و ایران از پیشگامان قدیمی و اندونزی و هند از فعالان جدید این حوزه هستند. روش های مورد استفاده در این دامنه عمدتاً کیفی بوده و ابزارهایی چون مصاحبه و پرسشنامه بیشتر به کار رفته اند. همچنین ۱۴ نویسنده برتر این حوزه معرفی شده اند که در صدر آنها محمد کبیر حسن با ۳۴ مقاله در زمینه مدیریت مالی اسلامی قرار دارد. سال ۲۰۲۲ با انتشار ۴۴۳ مقاله در ۷۵ نشریه علمی، به عنوان پربارترین سال در تاریخ مطالعات این حوزه شناخته شد. بحث و نتیجه گیری: پژوهش در زمینه تأثیر اسلام بر مدیریت چیز جدیدی نیست. براساس داده های جمع آوری شده، این مطالعات  قبل از سال 1970 شروع شده و تا سال 2023 ادامه داشته است. این پژوهش روشن کرد که آموزه های اسلامی نقش مهم و تأثیرگذاری در مدیریت جهانی ایفا کرده و می توانند به شیوه ای مؤثر در ارتقای عملکرد سازمان ها به کار گرفته شوند. آموزه های اسلامی مرتبط با مدیریت، از منطقی قابل اتکا برخوردار بوده و ارتباط نزدیکی با علم مدیریت و طبیعت انسانی دارند. به این ترتیب، این آموزه ها می توانند بدون توجه به جهت گیری مذهبی سازمان ها، در حوزه های مختلف تجارت و مدیریت مفید واقع شوند. همچنین، روشن کرد اصول مادی گرایانه مدیریت غربی نیز می تواند با اندیشه اسلامی ادغام شود و ابعاد جامعی به دانش مدیریت بیفزاید؛ زیرا اصول مدیریت اسلامی افزون بر منافع مادی، بُعد معنوی را نیز دربرمی گیرد. برای مثال، این دیدگاه معنوی، انگیزش اسلامی را جامع تر از مفاهیم انگیزشی مکاتب غربی مانند مزلو، مک کللند و فروید نشان می دهد که عمدتاً بر جنبه مادی تأکید دارند. همچنین، روابط استخدامی در مدیریت اسلامی، با افزودن بُعد مذهبی، فراتر از قراردادهای رسمی و روان شناختی قرار می گیرند. همچنین، به نظر می رسد که پژوهشگران بسیاری می کوشند تا میزان کاربرد شیوه های مدیریت اسلامی در سازمان ها را در سراسر جهان بیابند. یک روند نوظهور در دهه دوم قرن بیستم مشاهده شده است که به طور تجربی اثربخشی آموزه های اسلامی مربوط به مدیریت در سازمان ها را ثابت می کند. فرضیه ای مبنی بر اینکه آموزه های اسلامی بدون توجه به جهت گیری مذهبی سازمان در تجارت مفید هستند، زمینه وسیع تری را برای پژوهش فراهم می کند و نتیجه آن به دانش موجود در مورد مدیریت کمک بیشتری می کند. داده های به دست آمده اهمیت ادغام اصول و ارزش های اسلامی در شیوه های مدیریتی و سازمانی را برجسته کرده و نشان می دهند که همسویی این شیوه ها با آموزه های اسلامی می تواند تأثیر مثبتی بر مدیریت داشته باشد. این پژوهش، بستر مناسبی برای پژوهش های عمیق تر در این حوزه فراهم نموده است. در نهایت، این پژوهش روند رو به رشد مطالعات مدیریت اسلامی را آشکار و بر ضرورت انجام مطالعات نظام مند در این حوزه تأکید می کند. تعارض منافع: در این پژوهش تعارض منافع وجود ندارد.
۱۲۸.

شرایط اعمال ولایت بر نکاح صغار(شرطیت عدم وجود مفسده یا وجود مصلحت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۷۶
هدف پژوهش: بررسی حقوقی ولایت بر تزویج صغار در فقه و قانون مدنی با هدف یافتن راهکاری برای حمایت از کودکان و تعیین شرایط و محدودیت های اعمال این ولایت توسط ولی قهری.  روش پژوهش: این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است. بدین ترتیب که با مطالعه و تدقیق در منابع فقهی (مانند نصوص روایی و سایر ادله) و مقررات قانونی (مانند ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی)، مبانی و نظریات مربوط به ولایت بر تزویج صغار توصیف و سپس به صورت تحلیلی مورد بررسی قرار گرفته است.  یافته ها: - دلایل فقهی ولایت بر تزویج صغار قطعی است و در قانون مدنی ایران (ماده ۱۰۴۱) نیز این امر صریحاً پیش بینی شده است. - اعمال این ولایت توسط ولی قهری، مطلق نیست و باید شرایطی رعایت شود. - با توجه به تغییرات اجتماعی مانند سبک زندگی و عرف، تزویج صغیر در عصر حاضر نه تنها پسندیده نیست، بلکه در بسیاری از موارد باعث آسیب های جبران ناپذیر به کودک می شود. - مطابق مبانی فقهی، اعمال ولایت بر نکاح صغیر مشروط به دو شرط اساسی است: اول، عدم وجود مفسده برای کودک و دوم، احراز غبطه و مصلحت او توسط اهل خبره.  نتیجه گیری: در نتیجه، اگر ولی قهری در نکاح صغیر، غبطه و مصلحت وی را رعایت نکند، بطلان نکاح حکمی است که با مبانی فقهی سازگار و قابل دفاع می باشد. این شرطیتِ احراز مصلحت توسط کارشناسان، به عنوان راهکاری حقوقی برای پیشگیری از آسیب های احتمالی و حمایت از حقوق کودکان پیشنهاد می شود.
۱۲۹.

تحلیل وضعیت دانشگاه پژوهی در دانشگاه های وابسته به جهاد دانشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۹
هدف: ایجاد دفاتر دانشگاه پژوهی در دانشگاه های وابسته به جهاد دانشگاهی می تواند به عنوان راهکاری مؤثر برای حل مشکلات مالی و توسعه تحقیقات علمی این دانشگاه ها عمل کند. این دفاتر با گردآوری و تحلیل داده ها، دانش موردنیاز هر دانشگاه را تولید کرده و از تحقیقات و نوآوری ها پشتیبانی می کنند. این پژوهش به بررسی وضعیت موجود و مطلوب دانشگاه پژوهی در این دانشگاه ها می پردازد. روش: این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و با استفاده از روش کمی توصیفی- پیمایشی انجام گردید، جامعه آماری را مدیران، کارشناسان و اعضای هیئت علمی دانشگاه های وابسته به جهاد دانشگاهی (دانشگاه علم و فرهنگ و دانشگاه علم و هنر) تشکیل می دهند که بر اساس آمار اداره کارگزینی این دانشگاه ها، تعداد 110 نفر دانشگاه علم و فرهنگ و تعداد 190 نفر دانشگاه علم و هنر می باشند. نظرات و دیدگاه های اساتید، مدیران و کارشناسان دانشگاه ها به شیوه نمونه گیری تصادفی و به تعداد 168 نفر که با استفاده از فرمول کوکران به دست آمد، انتخاب شدند. ابزار استفاده شده در این پژوهش پرسشنامه محقق ساخته با ضریب پایایی 0.92 و بالای 0.7 است. با توجه به اینکه داده ها به صورت زوجی و از یک جامعه بودند، برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون ویلکاکسون با بهره گیری از نرم افزار SPSS21 استفاده شد. یافته ها: از دیدگاه خبرگان دانشگاه های وابسته به جهاد دانشگاهی در همه ابعاد و گویه های دانشگاه پژوهی شکاف وجود داشت و بالاترین شکاف مربوط به ابعاد "تصمیم سازی " و "ارتباطات " و گویه ی "انجام تصمیم سازی مبتنی بر مطالعات تطبیقی و با توجه به تجارب سایر دانشگاه ها و کشورها " در بعد تصمیم سازی و گویه ی " ارتباط دانشگاه با بیرون از دانشگاه با هدف ارائه خدمات حرفه ای به ذی نفعان (صنایع یا دولت)"در بعد ارتباطات می باشد؛ و سایر ابعاد به ترتیب (از شکاف بیشتر به کم تر)، تحلیل سیاست ها، پاسخگویی، ارزشیابی و پژوهشگری و مرجعیت اطلاعات در رتبه های بعدی قرار داشتند. نتیجه گیری: در کوتاه مدت، تشکیل تیم های موقت و بهره گیری از ابزارهای فناوری اطلاعات موجود، گامی اولیه برای بهبود مدیریت دانش و داده است. بااین حال، نهادینه سازی دفاتر تخصصی دانشگاه پژوهی با زیرساخت و نیروی انسانی مناسب، برای تحول ساختاری، امری ضروری است. این توسعه، بنیان تصمیم گیری مبتنی بر شواهد، ارتباطات اثربخش و حکمرانی پاسخگویی را پی ریزی می کند و در نهایت از طریق پژوهش های کاربردی، به توسعه پایدار دانشگاه ها و جامعه منجر خواهد شد.
۱۳۰.

شناسایی چالش های بهره برداری از اعتبار مالیاتی تحقیق و توسعه در صنایع منتخب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۷۰
یکی از ابزارهای حمایتی از پروژه های تحقیق و توسعه که اخیراً به سبد ابزارهای حمایتی بوم سازگان علم و نوآوری کشور اضافه گردیده است، برنامه اعتبار مالیاتی تحقیق و توسعه، موضوع بند «ب» ماده 11 قانون جهش تولید دانش بنیان است. با توجه به گذشت بیش از دو سال از برنامه یاد شده لازم است که پیاده سازی برنامه یاد شده در صنایع مختلف مورد بررسی قرار گیرد. در این مقاله با استفاده از روش کیفی تحلیل مضمون، چالش های بهره برداری از برنامه اعتبار مالیاتی در پنج صنعت منتخب (فناوری اطلاعات و ارتباطات، دارو و فراورده های تشخیص و درمان، مواد شیمیایی، تجهیزات و ماشین آلات سنگین و برق و الکترونیک) در قالب پنج مضمون یکپارچه ساز اختصاصی (عدم پوشش کامل هزینه های نیروی انسانی، هزینه های غیرمستقیم، هزینه تجهیزات، تحقیق و توسعه محور نبودن و انعطاف ناپذیری فرایند ارزیابی هزینه کرد) و سه مضمون یکپارچه ساز مشترک (عدم اعتماد به سازمان امور مالیاتی، کاربرپسند نبودن سامانه اعتبار مالیاتی و عدم وجود ساز و کارهای هدایت پروژه های تحقیق و توسعه) شناسایی شده و به دنبال آن پیشنهادات سیاستی به منظور رفع این چالش ها پیشنهاد گردیده است. به منظور رفع این چالش ها از یک سو لازم است که دست اندرکاران برنامه اعتبار مالیاتی بازنگری سرفصل های هزینه کردی قابل پذیرش در برنامه اعتبار مالیاتی با توجه به ویژگی های پروژه های صنایع مختلف را در دستور کار قرار دهند و از طرف دیگر فعالیت های حمایتی از اجرای برنامه را مدنظر قرار دهند. از جمله این فعالیت ها می توان به بازبینی فرایندهای اجرایی سامانه موجود، راه اندازی ساز و کارهای جهت دهی به پروژه های تحقیق و توسعه در راستای اخذ پدیرش در برنامه اعتبار مالیاتی و تهیه و به روز رسانی فهرست پروژه های دارای اولویت ملی اشاره نمود. تنها در این صورت است که می توان انتظار داشت برنامه اعتبار مالیاتی منجر به افزایش شدت تحقیق و توسعه در کشور گردد.
۱۳۱.

در جستجوی ارتباط بین دانشگاه و جامعه در قرن بیست ویکم: مروری نظام مند بر ادبیات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۲۴
هدف: در دهه‌های اخیر، بسیاری از دانشگاه‌های جهان به اهمیت همکاری دانشگاه و جامعه توجه نشان داده و طرح‌ها و ابتکارات متعددی را برای مواجهه با مسائل اجتماعی اجرا کرده‌اند. هدف پژوهش حاضر، شناسایی مضامین و ارزش‌های غالب در ارتباط دانشگاه و جامعه در قرن بیست‌ویکم است. روش پژوهش: در این پژوهش از دو روش مرور سیستماتیک و تحلیل مضمون استفاده شد. در گام نخست، تمامی پژوهش‌های مرتبط در پایگاه‌های اطلاعاتی معتبر بین‌المللی در بازه زمانی 2000 تا 2022 بازیابی و غربال‌گری شدند؛ سپس، بر اساس منابع منتخب، عوامل و مضامین مرتبط، استخراج و در سه مرحله کدگذاری شدند. در گام بعد، برای بررسی میزان توجه دانشگاه‌های برتر جهان به مضامین استخراج‌شده، وب‌سایت این دانشگاه‌ها مورد تحلیل قرار گرفت. یافته‌ها: با تحلیل داده‌ها، چهار مضمون اصلی شناسایی شد: حکمرانی خوب (ظرفیت‌سازی جامعه، مسئولیت‌پذیری مدنی، پردیس سبز)؛ توسعه علم و دانش (غنی‌سازی محتوای آموزشی، پژوهش نافع، مسئولیت‌پذیری علمی، کارآفرینی آکادمیک)؛ تصویرسازی خلاقانه (دسترس‌پذیری، خیر و منفعت عمومی، بصری‌سازی)؛ حکمرانی مطلوب شبکه‌ای (توصیه‌های سیاستی، مرجعیت علمی، ترویج علم و فناوری). بررسی وب‌سایت دانشگاه‌های برتر نشان داد که تمامی این مضامین، به‌گونه‌ای در سیاست‌ها، برنامه‌ها و فعالیت‌های آنها بازتاب یافته‌اند. نتیجه‌گیری: یافته‌های این پژوهش، بینشی روزآمد و مبتنی بر شواهد تجربی درباره ابعاد مختلف ارتباط دانشگاه و جامعه ارائه می‌دهد. مضامین شناسایی‌شده می‌توانند پژوهشگران و مدیران دانشگاهی را در فهم عمیق‌تر این ارتباط، از مرحله مسئله‌یابی تا اجرا، یاری دهند و زمینه‌ساز تولید داده‌های غنی برای پاسخ‌گویی به نیازهای رو‌به‌رشد جامعه باشند.
۱۳۲.

فراتر از یک فراتحلیل: کاربرد فرا-فراتحلیل در علوم رفتاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۳
مقدمه و اهداف: فراتحلیل فراتحلیل ها (متامتاآنالیز یا فرا-فراتحلیل) یکی از انواع فراتحلیل مدرن است که در پاسخ به محدودیت های درونی فراتحلیل های کلاسیک و رشد فزاینده تعداد این پژوهش ها، ایجاد شده و توسعه یافته است؛ زیرا با افزایش تعداد فراتحلیل ها، مواردی مانند تضاد نتایج، سوگیری انتشار و ناهمگونی در اندازه اثرها، لزوم روش هایی جامع تر، برای اصلاح و ادغام نتایج فراتحلیل های منفرد را آشکار نمود. فراتحلیل فراتحلیل ها، با ترکیب و بازتحلیل نتایج چندین فراتحلیل منفرد، می کوشد تصویری جامع تر و کمتر سوگیرانه از روابط میان متغیرها به دست دهد. در علوم رفتاری، این روش به شکل ویژه تری اهمیت می یابد؛ زیرا داده های حاصل از پژوهش های انسانی، مداخلات روان شناختی و متغیرهای وابسته و مستقل اغلب با پیچیدگی ها، سوگیری ها و ناهمگونی های درونی روبه رو هستند. ازسوی دیگر، این روش، ابزاری برای یادگیری سطح دوم یا سطح بالاتر (فرایادگیری) به شمار می آید که از تلفیق کلان داده ها و مرور نظام مندِ فراتحلیل ها، امکان نیل به شناخت ساختاری تر از شواهد علمی را فراهم می کند. به همین سبب، باید آن را نه تنها یک روش تحقیق، بلکه نوعی شناخت شناسی در نظر گرفت. هدف این مقاله، تبیین مبانی نظری، روش شناختی و کارکردی فراتحلیل فراتحلیل ها در علوم رفتاری، بررسی ابزارها و دستورالعمل های کلیدی این روش، نظیر پریسما، امستار و پرایر، و نیز بازنمایی جایگاه این رویکرد، در تحول پژوهش های مبتنی بر شواهد است. همچنین، این پژوهش می کوشد با مرور نمونه های شاخص تاریخی و معاصر، از جمله پژوهش های کازرین (1979) و ون آرت (2019) توضیح دهد که فراتحلیل فراتحلیل ها چگونه می تواند هم زمان با افزایش توان و دقت تحلیلی، امکان نقد، بازاندیشی و اصلاح ساختارهای معرفتی موجود در پژوهش های رفتاری را فراهم آورد. روش: پژوهش پیش رو، از نوع نظری-تحلیلی می باشد که با رویکردی مروری-تطبیقی، به بررسی کاربردها و استلزامات روش فراتحلیل فراتحلیل ها، در علوم رفتاری می پردازد. روش کار مبتنی بر مرور نظام مند منابع علمی و پژوهش های عملی موجود است؛ به گونه ای که هم بنیان های مفهومی و هم دستورالعمل های اجرایی این رویکرد از دل متون استخراج و بازتبیین شوند. ازاین رو، ابتدا، مقالات، کتب و دستنامه های نظری و کاربردی درخصوص فراتحلیل های مدرن به طور اعم و فرافراتحلیل ها به طور اخص مطالعه شدند و در مرحله بعد، بخشی از ادبیات پژوهش و پژوهش های عملی که اختصاصاً در حوزه علوم رفتاری متمرکز بودند، مبنای استخراج مفاهیم و تکنیک های کلیدی قرار گرفتند. در تحلیل تطبیقی، ساختار و اهداف فرافراتحلیل ها در دو سطح بررسی شدند: نخست، تحلیل روش های کمّی به کار رفته در آنها، برای ترکیب اندازه های اثر، شناسایی سوگیری انتشار و ناهمگونی؛ دوم، تحلیل کیفی مفاهیمی مانند فرایادگیری و فراشناخت در چهارچوب های آماری و روش شناسی نوین. همچنین، شیوه استفاده از ابزارهای ارزیابی استاندارد و نحوه سازمان دهی، تحلیل و گزارش دهی نتایج، در پژوهش های عملی انجام شده با روش فراتحلیل فراتحلیل ها، بررسی و تفسیر شد. نتایج: نتایج بررسی حاضر نشان می دهد که در فراتحلیلِ فراتحلیل ها، چه هدف شناسایی شکاف های موجود در فراتحلیل های پیشین باشد و چه دستیابی به یادگیری سطح بالاتر، از مجموعه ای از روش ها و دستورالعمل های مشترک استفاده می شود. این روش ها معمولاً ترکیبی از شیوه های نوین مرور نظام مند و ابزارهای گزارش دهی استاندارد هستند. در میان این شیوه ها، «مرور چتری» به منظور خلاصه سازی شواهد از منابع مختلف و دستیابی به تصویری کلی از یک پرسش پژوهشی به کار می رود؛ درحالی که «نقشه نگاری تحلیلی» مجموعه ای از فنون مدرن برای بازنمایی و ترکیب روابط میان مطالعات، مفاهیم و نتایج پژوهش ها را فراهم می کند. این روش امکان ترسیم تصویری گرافیکی از نقاط قوت، ضعف و تناقضات موجود در ادبیات را ایجاد و درک تعاملات میان متغیرها را تسهیل می نماید. بستر اصلی اجرای این تحلیل ها نرم افزار آماری R است که پیش از انجام تحلیل، تمام فراتحلیل های واردشده را براساس شاخص هایی مانند کیفیت، سوگیری انتشار، ناهمگونی و وجود مطالعات پرت ارزیابی می کند. برای انجام و گزارش دهی این مطالعات، دستورالعمل های مدونی مانند «پریسما» (راهنمای گزارش دهی مرورهای نظام مند)، «پرایر» (دستورالعمل چهارمرحله ای تدوین گزارش)، «امستار» (ابزار ارزیابی کیفیت مرورها) و «موس» (ویژه مطالعات مشاهده ای) استفاده می شوند. همچنین، روش های بررسی سوگیری انتشار در دو دسته کلی قرار می گیرند: روش های تشخیص وجود سوگیری و روش های تصحیح اندازه های اثر. در میان آنها، روش trim and fill رایج ترین شیوه است که با حذف اندازه اثرهای افراطی و متقارن سازی نمودار قیفی، میزان سوگیری را کاهش داده و در نهایت امکان آزمون فرض صفر و برآورد دقیق تر اثر واقعی را فراهم می آورد. بحث و نتیجه گیری: نتایج بررسی حاضر نشان می دهد که فراتحلیل فراتحلیل ها در علوم رفتاری، نه صرفاً ابزاری برای تجمیع داده ها، بلکه چهارچوبی برای بازاندیشی در تولید دانش و نقد بنیان های روش شناختی است. این رویکرد با عبور از محدودیت های فراتحلیل کلاسیک، به پژوهشگر امکان می دهد تا به جای تمرکز بر یافته های منفرد، به ساختار روابط میان مطالعات و فراتحلیل ها بیندیشد. از منظر فلسفه علم، فراتحلیل فراتحلیل ها گونه ای از «روش شناسی بازتابی» است که دانش را در سطحی فراداده ای سازمان می دهد و امکان ارزیابی ثانویه فرضیه ها، ابزارها و روش های آماری را فراهم می کند. در حوزه روان شناسی و علوم رفتاری، اهمیت ویژه این رویکرد در آن است که می تواند خطاهای انباشته در کارآزمایی های بالینی و مطالعات تجربی را شناسایی و تصحیح کرده و از این طریق، شواهد قابل اتکاتری برای تصمیم گیری های بالینی و سیاست گذاری های آموزشی و اجتماعی فراهم آورد.همچنین، با به کارگیری دستورالعمل های گزارش دهی مانند پریسما، امستار و...، می توان به استانداردسازی و شفافیت بیشتر در تولید و انتشار داده های ترکیبی دست یافت. به طورکلی، فراتحلیل فراتحلیل ها پلی میان علم داده، روش شناسی آماری و تفکر انتقادی در علوم انسانی است که به کارگیری آن در علوم رفتاری، نه تنها امکان ارزیابی کیفیت واقعی کارآزمایی های بالینی را فراهم می کند، بلکه فرصتی برای بررسی عمیق و گسترده دامنه متغیرها، فنون و روش های به کاررفته در پژوهش ها نیز به دست می دهد. در نتیجه، این رویکرد گامی مهم در ارتقای ادبیات علمی و بهبود کیفیت پژوهش در حوزه علوم رفتاری و زیرشاخه های گوناگون آن به شمار می آید. افزون براین، می تواند به سیاست گذاری آگاهانه تر در زمینه پیشگیری، مداخله بهنگام و درمان مشکلات و اختلال های رفتاری و روان شناختی، برای افراد و جامعه، بر پایه یافته های قابل اعتمادتر و مستحکم تر یاری رساند. تعارض منافع: نویسندگان اعلام می کنند که هیچ گونه تعارض منافع مالی، علمی یا سازمانی در انجام، نگارش و انتشار این مقاله وجود ندارد. تمام مراحل طراحی، تحلیل و نگارش اثر به صورت مستقل انجام شده و هیچ منبع مالی بیرونی در تهیه یا تأثیرگذاری بر نتایج پژوهش نقش نداشته است.         
۱۳۳.

ارائه مدل پیشنهادی تار عنکبوتی: الگوی تکاملی با کاربست مدل پیاز پژوهش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۲۹
چکیده گسترده مقدمه و اهداف: در حوزه روش شناسی تحقیق، مدل های متعددی برای هدایت پژوهشگران در طراحی و اجرای مطالعات علمی توسعه یافته اند. یکی از مدل های شناخته شده، مدل پیاز پژوهش ساندرز است که مراحل مختلف فرآیند تحقیق را به صورت لایه های پیاز توصیف و به محققان کمک می کند تا با در نظر گرفتن ابعاد مختلف تحقیق، از جمله فلسفه، رویکرد و استراتژی ها، پژوهش های خود را به صورت نظام مند پیش ببرند. باوجوداین، در سال های اخیر، این چهارچوب با توجه به تحولات روش شناختی و انتقادات واردشده، نیاز به توسعه و بازنگری داشته است. با توجه به پیچیدگی فزاینده محیط پژوهش و ظهور روش های جدید، این پژوهش با استفاده از روش مرور دامنه ای، مطالعات انجام شده در این حوزه را بررسی کرده و مدلی جدید تحت عنوان «مدل تار عنکبوتی پژوهش» پیشنهاد داده است که با بهره گیری از پیوستار «ذهنی تا عینی» در روش شناسی تحقیق، به پژوهشگران امکان می دهد تا با توجه به ماهیت مطالعه خود، مناسب ترین روش ها را انتخاب و در صورت لزوم، از ترکیب مدل های مختلف بهره برداری کنند. این مدل از سه لایه اصلی تشکیل شده است: لایه عینی، لایه ذهنی و لایه ذهنی-عینی. لایه عینی بر داده های عینی، قابل اندازه گیری و کمّی تأکید دارد و از روش های علمی دقیق و سیستماتیک برای تحلیل داده ها استفاده می کند. لایه ذهنی به ابعاد ذهنی و تفسیری تحقیق پرداخته و به پژوهشگر کمک می کند تا به جای تمرکز صرف بر داده های عینی، به تجربیات ذهنی افراد نیز اهمیت دهد. لایه ذهنی-عینی، ترکیبی از دو رویکرد ذهنی و عینی در پژوهش استفاده می کند. روش: در این پژوهش از روش مرور دامنه ای یا سریع، پیرامون مفاهیم کلیدی روش و مدل های تحقیق، به منظور یافتن منابع اصلی و انواع شواهد، مطابق با مراحل پنجگانه ارائه شده توسط آرکسی و اومالی، پایگاه های علمی و استنادی داخلی و موتورهای جستجوی علمی گوگل اسکالر و ساینس دایرکت، در بازه زمانی دو دهه اخیر (2024-2004) مورد بررسی قرار گرفت و با استفاده از کلیدواژه های مرتبط با سؤالات تحقیق، مطالعات مروری و پراستناد و همچنین با استفاده از عملگرهای بولین[1] یا ترکیبی و به کارگیری «جستجوی پس رونده»، بررسی فهرست منابع مقالات مرتبط انجام شد و در هر مرحله، از نمودار PRISMA-ScR 9 (برنامه توسعه یافته پریزما برای مرور دامنه ای) استفاده شد. در فرایند بررسی و مطالعه دقیق انبوه مقالات یافته شده، صرفاً مقالاتی که به پاسخ سؤالات تحقیق می پرداختند، مورد بررسی بیشتر قرار گرفت و سایر مقالات غیرمرتبط حذف شد. سرانجام به منظور ثبت و طبقه بندی نتایج، تعداد مطالعات گزینش شده در سه دسته مقالات کیفی، کمّی و آمیخته تقسیم بندی شدند و مطابق با مراحل مرور سیستماتیک پریزما اصلاح یافته و سرانجام 25 مطالعه جهت انجام تحقیق ثبت و طبقه بندی شد. نتایج: با توجه به نقاط ضعف پیاز پژوهش ساندرز، این پژوهش در پی آن است تا با ارائه مدل پیشنهادی تار عنکبوتی ضعف های پیازپژوهش را مرتفع نموده و ضمن بازطراحی، آن را توسعه دهد. مدل تار عنکبوتی پیشنهادی، سه لایه را به عنوان مبنای چهارچوب مدل قرار داده است که به ترتیب از داخلی ترین لایه به خارجی ترین لایه (از هسته به پوسته های خارجی)، لایه 1: لایه عینی؛ لایه2: لایه عینی – ذهنی؛ لایه3: لایه ذهنی می باشد. 1. لایه عینی بر داده های عینی، قابل اندازه گیری و کمّی تأکید دارد. در این لایه، محقق از روش های علمی دقیق و سیستماتیک برای جمع آوری و تحلیل داده ها استفاده می کند تا به دقت و عینیت در نتایج تحقیق، امکان تعمیم پذیری یافته ها به جامعه بزرگ تر بپردازد. این لایه به پژوهشگر کمک می کند تا نتایجی قابل اعتماد و عینی ارائه دهد که برای تصمیم گیری های علمی و عملی مفید است. 2. لایه ذهنی، به ابعاد ذهنی و تفسیری تحقیق مربوط می شود. در این لایه، محقق به دنبال درک عمیق تر از پدیده ها از طریق تجربیات، باورها، و دیدگاه های افراد می باشد. استفاده از این لایه به پژوهشگر کمک می کند تا به جای تمرکز صرف بر داده های عینی، به تجربیات ذهنی افراد نیز اهمیت دهد. این لایه به ویژه در تحقیقات علوم اجتماعی و انسانی مورد توجه قرار دارد. 3. در لایه ذهنی- عینی (ترکیبی)، که ترکیبی از دو لایه ذهنی و عینی است، به محقق اجازه می دهد تا از مزایای هر دو رویکرد بهره برداری کند. استفاده از این لایه به بهبود روش تحقیق کمک می کند؛ زیرا بین عمق و دقت تعادل را ایجاد کرده و به محقق امکان می دهد تا از روش های ترکیبی استفاده کند و به درک جامع تری از پدیده ها منجر می شود؛ به ویژه در مسائل پیچیده ای که نیاز به تحلیل چندبعدی و تلفیق دیدگاه های مختلف دارند. بحث و نتیجه گیری: مدل پیاز پژوهش ساندرز به عنوان یک چهارچوب روش شناختی جامع، در ادبیات پژوهش مورد استقبال گسترده ای قرار گرفته است. این مدل به پژوهشگران کمک می کند تا تصمیمات منسجمی در مورد فلسفه، رویکرد، استراتژی، روش ها و تکنیک های پژوهش اتخاذ کنند. باوجوداین، این مدل با محدودیت هایی نیز مواجه است که نیاز به توسعه و تکمیل دارد. پژوهش حاضر، با توجه به پیچیدگی ها و تنوع موجود در پژوهش های علمی، با ارائه مدل پیشنهادی تار عنکبوتی و الگوی تکاملی باکاربست مدل پیاز پژوهش، استفاده از مدلی متنوع و ترکیبی را ارائه کرده است که می تواند به بهبود کیفیت و دقت نتایج منجر شود. این مدل با انعطاف پذیری بیشتر و استفاده از سه لایه ذهنی، عینی، ذهنی- عینی می تواند برای طیف وسیعی از پژوهش ها استفاده شود. این مدل پیشنهادی، به پژوهشگران کمک می کند با توجه به ماهیت مطالعه خود، مناسب ترین روش ها را انتخاب و در صورت لزوم، از ترکیب مدل های مختلف بهره برداری کنند. با وجود تلاش برای پوشش جامع پیشنهادات مطرح شده در مطالعات، پژوهش حاضر با محدودیت هایی مانند پیچیده بودن برای پژوهشگران تازه کار به دلیل ساختار لایه ای و ترکیبی، نیاز به آموزش و آشنایی کامل با مفاهیم روش شناسی ترکیبی و میان رشته ای برای استفاده مؤثر از این مدل و همچنین زمان بر بودن اجرای این مدل به دلیل نیاز به تحلیل های عمیق و چندلایه همراه می باشد. در پایان برای غلبه بر چالش ها و تکمیل شکاف های موجود، پژوهشگران آینده می توانند بر موضوعاتی مانند بررسی امکان تطبیق مدل تارعنکبوتی با حوزه های پژوهشی نوظهور مانند هوش مصنوعی، یادگیری ماشین و علوم داده، بهبود و یکپارچه سازی این روش ها برای حل مسائل پیچیده دنیای واقعی و افزایش اعتبار و کاربردپذیری با تطبیق و بهبود مداوم استراتژی های پژوهشی تمرکز کنند تا از ترکیب مدل تارعنکبوتی با سایر مدل های روش شناسی برای دستیابی به نتایج دقیق تر و جامع تر استفاده نمایند. تعارض منافع: در این مقاله تعارض منافع وجود ندارد.   [1] . Boolean Operator  
۱۳۴.

تحلیلی جامعه شناختی از عوامل امتناع و پیش برنده توسعه پژوهش های بین رشته ای؛ از منظر رویکرد میدان دانشگاهی بوردیو(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۳
هدف: علی‌رغم تأکید اسناد بالادستی، پژوهش‌ها و مطالعات اخیر در نظام آموزش عالی ایران بر ضرورت توسعه پژوهش‌های بین‌رشته‌ای؛ اما آنچه که دیده می‌شود این است که همچنان مطالعات درون رشته‌ای جاذبه‌ی بیشتری در ایران دارند. هدف این مقاله، دستیابی به موانع توسعه مطالعات بین‌رشته‌ای و ارائه‌ی ایده‌هایی برای توسعه‌ی این دست مطالعات از منظر جامعه­شناختی و رویکرد میدان دانشگاهی بوردیو در نظام علمی کشور است. روش: از روش کیفی و ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته برای گردآوری اطلاعات استفاده شده است. جامعه پژوهش شامل پژوهشگران، صاحب‌نظران و خبرگان فعال در زمینه مطالعات بین‌رشته‌­ای هستند که با استفاده از نمونه‌گیری هدفمند، 12 نفر از خبرگان انتخاب شدند. برای تجزیه‌وتحلیل اطلاعات از تحلیل مضمون قیاسی بر اساس مفاهیم نظریه میدان دانشگاهی بوردیو و رویکرد براون و کلارک استفاده شد. یافته‌ها: یافته­­ها نشان می­دهد که اختلال در تبدیل سرمایه، خشونت نمادین، حمایت‌های نامتوازن، فقدان اعتبار و منزلت دانشگاهی، بی‌ارزش انگاشته شدن، ساختار میدان مبتنی بر رقابت و تمایز رشته­ای، منازعه بر سر مرزهای رشته‌ای، حفظ قدرت از مسیر حفظ مرزها، ممانعت از ورود دیگری به دپارتمان‌های سنتی، امپریالیسم علمی، عادت­واره پژوهشگران مبتنی بر تسلط تک­رشته­ای، وابستگی هویت علمی به رشته تخصصی، تسلط به روش و زبان رشته تخصصی خود، بازتولید ساختارهای قدرت مبتنی بر تسلط تک­رشته­ای، عدم‌حمایت قوانین و عدم توازن در ساختار قدرت سبب شده است تا رشته­های علمی مانند بازیگران مستقل با سرمایه خاص خود در میدان دانشگاهی با دیگر بازیگران رقابت کنند و موانعی برای توسعه­ی پژوهش­های بین­رشته­ای شکل گرفته و تقویت شود. نتیجه‌گیری: میدان دانشگاهی تنها زمانی امکان شکل‌گیری پژوهش بین‌رشته‌ای را فراهم می‌کند که قواعد علمی و رشته‌ای را بازتعریف کند، مسیر تبدیل سرمایه‌ علمی پژوهشگران بین‌رشته‌ای به سرمایه نهادی، سرمایه نمادین، اعتبار و مشروعیت آکادمیک را تسهیل کند، عادت‌واره‌ها را در مسیر جدید، اجتماعی سازی کرده و ساختار قدرت را از حالت تک‌رشته‌ای به وضعیت چندصدایی تبدیل کند. تحول واقعی در پژوهش بین‌رشته‌ای نیازمند تحول میدان است نه اصلاح فردی پژوهشگران. اگر میدان تغییر نکند، هیچ میزان از مهارت فردی یا انگیزه پژوهشگر قادر به تغییر وضعیت بین‌رشته‌ای نخواهد بود.
۱۳۵.

رساله ابن کشنه قمی در ردّ مواضعی از الکافی فی الحساب کرجی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۰
محمد بن کشنه قمی ریاضی دان ایرانی سده 4 و 5 هجری قمری است. رساله عده مسائل لابن کشنه فی الردّ علی مواضع من کتاب الکافی للکرجی ، نقدی بر پنج باب از مباحث هندسی الکافی فی الحساب کرجی در باره استخراج قوس از وتر، قطر دایره محیطی در چندضلعی های منتظم، مساحت بسیط کره، مساحت رُبع مسکون، مساحت بسیط مخروط، حجم کره و چگونگی سنجش ارتفاع زمین برای حفر نهر و قنات است که به براهین هندسی مبرهن شده است. نقدها عمدتاً ساختاری کاملاً هندسی دارند، اما در برخی نقدها، مانند مسأله دوم، ابن کشنه متعرض صورت کلی قضیه ای شده است که کرجی در کتاب خود آورده بود. او با عرضه یک مثال نقض کلی بودنِ قضیه گفته شده را نقض می کند. در مسأله سوم او در باره یک روش اندازه گیری نزد منجمان صحبت می کند و با یاد کردن از فصلی از باب سوم زیج جامع کوشیار، که در موضوع هیئت است، خطایی را در روش محاسبه او گوشزد می کند. در این نوشته درستی نقدهای او را، بر بخش هایی از مباحث هندسی الکافی فی الحساب کرجی از لحاظ ریاضی می آزماییم.
۱۳۶.

افضل الدین خونجی: طبیبی در کسوت قضاوت (590-646ق)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۱۶
در حوزه تمدن اسلامی همواره دانشمندان فاضلی ظهور پیداکرده اند که با انجام کارهای علمی و عملی به رشد و شکوفایی تمدن اسلامی کمک فراوانی کرده اند. افضل الدین خونجی (590 -646ق) متولد خونا یا خونج (کاغذکنان) یکی از این دانشمندان است که پس از سپری کردن تحصیلات اولیه در علوم اسلامی در دوران تهاجم مغول به ایران، به مصر عزیمت کرد و رحل اقامت در قاهره افکند و در علم منطق، حکمت، علم شریعت و طبابت سرآمد روزگارش شد. و از سوی حاکم مصر به قاضی القضاتی مصر منصوب شد و در این کسوت در سال 646 ق در گذشت. این مطالعه توصیفی، تلاشی است در جهت جمع آوری آگاهی هایی درباره زندگی، زمانه و موقعیت و آثار علمی افضل الدین خونجی و معرفی جایگاه علمی و سیاسی – اجتماعی ایشان در تمدن اسلامی. از مجموع آثار علمی ایشان در زمینه فقه، منطق، طب. چنین برمی آید که او در علوم عقلی و نقلی زمان خود سرآمد روزگار بوده و نقش به سزایی در تحول علوم عقلی و نقلی داشته است. انتخاب ایشان از سوی حاکم مصر به منصب قضا و طبابت نیز نشانگر آن است که وی علاوه بر علوم نظری، در علوم عملی نیز مرجع مردم مسلمان مصر بوده است.
۱۳۷.

مدل مفهومی چهارسطحی نوآوری: رویکردی دیالکتیکی به فهم و سیاست گذاری نوآوری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۲۵
نوآوری در ادبیات علمی و سیاستی عموماً با رویکردهای اقتصادی یا فناورانه صورت بندی شده است؛ حال آن که بررسی دقیق تر نشان می دهد نوآوری پدیده ای چندلایه و دیالکتیک است که نیازمند چارچوبی جامع تر برای فهم و سیاست گذاری است. این مقاله با اتخاذ روش مروری-مفهومی و تحلیل نظام مند منابع کلاسیک و معاصر، مدلی چهارسطحی برای تبیین نوآوری ارائه می کند. در سطح معرفتی، نوآوری بر فرایندهای کشف و اکتشاف مبتنی است. در سطح هنجاری-زمانی، در دل روایت های پیشرفت و توسعه معنا می یابد. در سطح ساختاری، بخشی از جریان تغییرات تدریجی و تحولات بنیادین نهادی و اجتماعی است.  در سطح مولد-اجتماعی، محصول تعامل میان خلاقیت و اختراع و تقلید است. یافته های مقاله نشان می دهد نوآوری زمانی به پدیده ای پایدار و اثرگذار بدل می شود که این سطوح به صورت دیالکتیکی و پویا در تعامل باشند. مدل پیشنهادی ضمن یکپارچه سازی رویکردهای متنوع نظری، امکان ارائه دلالت های سیاستی را نیز فراهم می آورد: از جمله ضرورت تقویت تعادل میان اکتشاف و کشف در سیاست های پژوهشی، بازاندیشی در ارزش ها و روایت های پیشرفت، بازطراحی نهادها برای پرهیز از قفل شدگی های فناورانه و نیز حمایت از سازوکارهای اجتماعی خلاقیت و انتشار نوآوری. بر این اساس، مقاله حاضر می کوشد نوآوری را نه به عنوان مقوله ای صرفاً اقتصادی یا فناورانه، بلکه به مثابه برساختی اجتماعی-معرفتی با ظرفیت های سیاستی روشن بازتعریف کند.
۱۳۸.

تکرارپذیری به مثابه مفهومی زمینه مند: بازاندیشی در بحران تکرارپذیری علم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۷۹
مقدمه و اهداف: تکرارپذیری (replicability) همواره یکی از شاخص های بنیادین در تمایز علم از دیگر اشکال شناخت تلقی شده است. این ایده که یک نتیجه علمی باید در شرایط مشابه توسط پژوهشگران مستقل بازتولید شود، به طور ضمنی پشتوانه اعتماد ما به یافته های علمی قرار گرفته است. باوجوداین، در دو دهه اخیر، افزایش گزارش هایی از شکست در تکرار نتایج پژوهش های معتبر، به ویژه در حوزه هایی چون روان شناسی، زیست پزشکی و علوم اجتماعی، نوعی بحران را در جامعه علمی دامن زده که به طور گسترده با عنوان «بحران تکرارپذیری» شناخته می شود. در این مقاله، باتکیه بر تحلیل فلسفی و بررسی مطبوعات، می کوشیم به بصیرت های تازه ای دست یابیم و تکرارپذیری را مفهومی واحد، جهان شمول و بی طرف در نظر نگیریم، بلکه آن را به مثابه مفهومی زمینه مند و ارزش محور در نظر گرفته و مبتنی بر آن به درک عمیق تر نسبت به آن برسیم. براساس این، دریافت های جدیدی از آنچه امروز به عنوان «بحران» شناخته می شود، ارائه شد که بحران را درواقع حاصل نوعی ناهماهنگی میان انتظاراتی که در هر رشته از تکرار نتایج داریم و تعمیم نابه جای معیارهای خاص یک حوزه به کل علوم می داند. با توجه به این مسئله سعی کردیم الگوی جدیدی از بررسی شکل های مختلف تکرار در حوزه های مختلف ارائه دهیم که طیفی از شکل های تکرار رهنمون های متناظری برای مدیریت پژوهش های علمی در آن حوزه نیز پیشنهاد شد. این مقاله در پی آن است که با ارائه یک چهارچوب مفهومی تازه، امکان درک طیف گونه از تکرارپذیری و پیامدهای آن برای فلسفه علم و سیاست گذاری پژوهش علمی را فراهم آورد. روش: از اواسط قرن بیستم نقدهایی ناظر بر ایدئال علم عاری از ارزش ها مطرح شد که در بسیاری از پژوهش های علمی میزان شواهد مورد نیاز برای تأیید یک نظریه بستگی به مؤلفه هایی دارد که از ارزش ها نشئت می گیرند. دستاورد های جدید نشان می دهد پژوهشگر در بسیاری از مراحل فعالیت علمی از قضاوت های ناخواسته ای ناظر بر ارزش های مختلف رهنمون می گیرد. در سال های اخیر و با توسعه این دیدگاه ایدئال علم عاری از ارزش ها طرفداران کمتری دارد و غالب متفکران تأثیرگذاری ارزش ها در علم را اجتناب ناپذیر می دانند. این پژوهش ها بیش از آنکه به وجود یا عدم وجود ارزش ها در علم بپردازند، مسئله ای مبنی بر تفکیک میان ارزش های مشروع و نامشروع در علم را در دستور کار قرار داده اند تا جایی که از آن به «معیار جدید تمیز» در علم یاد می کنند. در این مقاله سعی بر آن داریم مبتنی بر رویکرد نقش ارزش ها در علم پاسخ هایی را مورد نقد و بررسی قرار دهیم که درباره ریشه های بحران تکرارپذیری ارائه شده است و در قسمت پایانی به تکرارپذیری به عنوان یک ارزش معرفتی در علم بپردازیم و این پرسش را مورد بررسی قرار دهیم که آیا تکرار را می توان یک ارزش معرفتی جهان شمول در نظر بگیریم یا خیر؟ نتایج: مطبوعات مطرح درباره بحران تکرارپذیری عمدتاً در قالب دو دسته رویکرد قابل تقسیم بندی هستند: نخست، رویکردهایی آماری و روش شناختی هستند که تمرکز خود را بر نقص ها و محدودیت های ابزارهای آزمون علمی قرار داده اند؛ دوم، رویکردهای نهادی و جامعه شناختی هستند که نقش ساختارها و مشوق های بیرونی را در کاهش تکرارپذیری بررسی کرده اند. به طورکلی، سه عامل در بحران تکرارپذیری قابل احصاست. دو مورد آن به روش شناسی آماری پژوهش علمی بازمی گردد که با بررسی این دو مورد یافته هایی مبنی بر نقد این تحلیل ها مطرح و همچنین نشان داده شد انتخاب میزان معیار معناداری آماری و مقدار احتمال پیشین هر کدام می تواند مبتنی بر برخی مؤلفه های ارزشی تأثیرپذیری داشته باشند. مورد سوم در ریشه های بحران سوگیری به انحا مختلف متعاقب تأثیرگذاری نهاد های علمی، جامعه است. طبق نظر همه پژوهشگرانی که اشاره شد، قطعاً سوگیری سهمی در تقویت مسئله تکرارپذیری دارد؛ ولی باید به نحوه اثرگذاری این سوگیری نیز توجه داشت. به طورکلی، سوگیری یا سبب انحرافی در بخش معرفتی فعالیت علمی دانشمند می شود و یا در انتشار پژوهش انحرافاتی ایجاد می کند. به طورکلی، این رویکرد به درستی بر اثرات ساختاری، انگیزشی و نهادی در تولید علم تأکید دارد؛ اما اغلب به تحلیل های انتزاعی از مفهوم تکرارپذیری نمی پردازد. در نتیجه، راه حل های آن معمولاً ناظر به سیاست گذاری یا اصلاحات نهادی اند و تحلیل های مفهومی یا فلسفی برای تکرارپذیری ارائه می نماید. بحث و نتیجه گیری: تحلیل های این مقاله نشان می دهد بحران تکرارپذیری، برخلاف ظاهر آن، الزاماً نشانه ای از زوال علم یا فروپاشی روش علمی نیست؛ بلکه ریشه های عمیق تری دارد که به درک نادقیق از ماهیت تکرارپذیری، فقدان توجه به تفاوت های میان رشته ای، و تسلط نوع خاصی از معرفت شناسی علمی بر ارزیابی اعتبار پژوهش ها بازمی گردد. درواقع، آنچه بحران می نماید، در بسیاری موارد نتیجه تعمیم نابه جای معیارهای خاص یک حوزه (مثلاً فیزیک آزمایشگاهی) به حوزه هایی کاملاً متفاوت (مانند روان شناسی یا انسان شناسی) است. با تکیه بر چهارچوب زمینه مند این مقاله، می توان ادعا کرد که تکرارپذیری نه یک معیار همگانی و صلب، بلکه یک سازه متغیر، وابسته به نوع علم، هدف پژوهش، زمینه فرهنگی، و انتظارات نهادی است. بنابراین، بازاندیشی در این مفهوم می تواند به کاهش دوگانه انگاری سطحی (برای مثال علم خوب = تکرارپذیر / علم بد = غیرقابل تکرار) کمک کند، امکان پذیری یک «معرفت شناسی تطبیقی» که به جای تلاش برای وحدت گرایی، به تمایزها احترام بگذارد را تقویت می کند و رهنمون های علمی واقع گرایانه تری برای اعتبارسنجی پژوهش ها پیشنهاد دهد. همان گونه که ما در این پژوهش با معرفی طیف تنوع اشکال تکرار در چند محور، پیشنهاد تجویز طیفی از سیاست های کنترلی و تنظیمی متناظر با هر سطح را دادیم. استفاده از این چهارچوب ها می تواند به پژوهشگران، داوران مقالات و نهاد های فعال در حوزه علم یاری دهد تا ملاحظات معطوف به مسئله تکرارپذیری و افزایش اعتبار دستاورد ها را ناظر به موقعیت هر حوزه علمی افزایش دهند. نهادهای علمی می توانند با تعیین راهبردها و ایجاد زیرساخت هایی که تکرارپذیری را زمینه مند می بینند، به طراحی راهنماها و شاخص های ارزیابی متناسب با هر حوزه (مطابق سه محور کنترل، پویایی و هدف) به سیاست گذاران کمک کنند تا از اجبار استانداردهای یکسان به همه رشته ها خودداری کنند. استفاده از چهارچوب طیفی در داوران مقالات برای درک زمینه پژوهش ارسالی و قضاوت واقع بینانه درباره تکرارپذیری نیز می تواند سودمند باشد. تقدیر و تشکر: پژوهشگران بر خود لازم می دانند از تمامی استادانی که آنها را در انجام این پژوهش یاری کرده اند، کمال تقدیر و تشکر را داشته باشند. تعارض منافع: در این پژوهش هیچ گونه تعارض منافعی وجود ندارد جدول 1. طیف گونه های مختلف تکرار در سه محور کنترل، پویایی و هدف محور موقعیت آغاز طیف موقعیت میانه طیف موقعیت پایان طیف کنترل کنترل دقیق متغیرها؛ آزمایش های با پروتکل ثابت کنترل نسبی متغیرها با ترکیب قواعد و انعطاف پذیری کنترل اندک؛ متغیرهای پیچیده و کمتر قابل پیش بینی پویایی سیستم های ایستا و قابل پیش بینی سیستم های نیمه پویا با پیچیدگی متوسط سیستم های کاملاً پویا و پیچیده هدف تأیید و اثبات نتایج موجود ترکیب تأیید و کشف نتایج جدید کشف و اکتشاف نتایج یا پدیده های نو   جدول 2. شاخص های موقعیت یابی پژوهش ها در چارچوب طیفی سه محوره محور پرسش شاخص معیارهای ممکن کنترل تا چه اندازه امکان کنترل دقیق بر متغیرها وجود دارد؟ - وجود پروتکل های دقیق آزمایشگاهی- توان بازسازی شرایط محیطی- نقش دخالت انسانی پویایی آیا موضوع مطالعه ماهیتی پویا و وابسته به متغیر های غیرقابل پیش بینی دارد؟ - تشریح ملاحظات راجع به مؤلفه های ناشناخته و غیرقابل محاسبه هدف هدف اصلی تکرار چیست؟ - آزمون مجدد نتایج (تأیید)- توسعه ایده قبلی (تلفیقی)- گشودن افق های جدید (اکتشافی)
۱۳۹.

جستاری بر کلان پیشران های اثرگذار بر آینده آموزش عالی (با تأکید بر عوامل درون زا)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۷۶
هدف: امروزه تأثیر دیدگاه های معرفت شناختی بر ساخت دانش و به کارگیری فناوری های همگرا در عرصه جهانی، همراه با دگرگونی های گسسته در کیفیت علمی، چالش های متعددی را پیش روی نظام آموزش عالی قرار داده است. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف بررسی کلان پیشران های اثرگذار بر آینده آموزش عالی، با تأکید بر عوامل درون زا انجام گرفت. روش پژوهش: این پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعه آماری شامل اعضای هیئت علمی دانشگاه بوعلی سینا در سال ۱۴۰۰ (۴۴۵ نفر) بود که با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای، ۱۶۷ نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته برگرفته از مصاحبه های نیمه ساختاریافته بود. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه تأیید شد و پایایی آن در یک مطالعه مقدماتی با ضریب آلفای کرونباخ 0.78 محاسبه گردید. داده ها با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی در نرم افزار SPSS22 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که کلان پیشران های اثرگذار بر آینده آموزش عالی با تأکید بر عوامل درون زا شامل برنامه ریزی چندعاملی، نظام مدیریت و رهبری، مسئله یابی و مسئله گشایی، ساخت یابی دانشگاهی، ساختار فیزیکی، زیرساخت های اداری توسعه دانشگاهی و توسعه نظام های پشتیبانی فناوری اطلاعات و ارتباطات است. نتیجه گیری: تضمین کیفیت در آینده آموزش عالی مستلزم توجه به عواملی همچون برنامه ریزی مشارکتی، نظام مدیریت و رهبری، مسئله گشایی و توسعه دانشگاهی است.
۱۴۰.

الگوی زن مسلمان در آیینه شعر طاهره صفارزاده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۸۳
 هدف پژوهش: هدف اصلی این پژوهش، استخراج و شناسایی ویژگی های «زن الگوی مسلمان» از اشعار طاهره صفارزاده به عنوان یکی از نمادهای زن ایرانی-اسلامی است. این پژوهش در پی آن است تا با معرفی این ویژگی ها، الگویی عملی و بومی برای زن معاصر ایرانی ارائه دهد تا در عرصه های جنگ نرم و جنگ شناختی امروز بتواند نقش آفرینی مؤثر، پیروز و سربلند داشته باشد.  روش پژوهش: این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است. بدین منظور، اشعار طاهره صفارزاده به عنوان داده های اولیه مورد بررسی و واکاوی قرار گرفته اند. محقق با توصیف مضامین، درون مایه ها و مفاهیم موجود در اشعار، به تحلیل و استنباط ویژگی هایی پرداخته که بازتاب دهنده صفات زن آرمانی و الگوی اسلامی از منظر این شاعر است.  یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که اشعار طاهره صفارزاده، آیینه ای تمام نما از صفات و ویژگی های زن مسلمان آرمانی است. برجسته ترین این ویژگی ها که از شعر او استخراج شده اند، شامل مبارزه جویی، آگاهی بخشی، تعهد اجتماعی، پاسداری از ارزش های اسلامی، مقاومت در برابر استکبار و نفس اماره، و در عین حال حفظ کرامت و عزت نفس است. نتیجه گیری: نتیجه این تحقیق حاکی از آن است که اسلام با ارائه الگوهای متعالی، جایگاه رفیعی برای زن قائل شده که بسیار فراتر از نگاه مصرف گرایانه و کالامحور مکاتب مادی غربی است. انقلاب اسلامی نیز زاده این آیین و منادی چنین جایگاهی برای زن است. طاهره صفارزاده به عنوان یک الگوی برجسته، تجسمی از این آرمان ها در دوران معاصر است. بنابراین، الگوی استخراج شده از شعر و زندگی وی می تواند به عنوان نقشه راهی برای زن ایرانی مسلمان باشد تا با اتکا به آن، در میدان جنگ نرم دشمن، هویت اصیل خود را حفظ کند، به ایفای نقش سازنده بپردازد و به پیروزی دست یابد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان