ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰۱ تا ۱۲۰ مورد از کل ۳٬۱۱۹ مورد.
۱۰۱.

آسیب شناسی تبادل فناوری در بستر شبکه فن بازار ملی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۷۲
با توجه به اهمیت اشاعه و به کارگیری فناوری در ارتقای نظام علم و فناوری، تبادل فناوری به عنوان سازوکاری مهم برای برطرف کردن شکاف میان پژوهش و تجاری سازی و کاربردی سازی پیشرفت های علمی مورد توجه قرار گرفته است. یکی از اقدامات مرتبط با این موضوع در کشور، راه اندازی شبکه فن بازار ملی ایران از سال ۱۳۸۱ توسط پارک فناوری پردیس با هدف تسهیل تبادل فناوری و به هم رسانی عرضه و تقاضای فناوری در زیست بوم علم و فناوری، بوده است. پیرو توسعه کمی زیرساخت های این شبکه و راه اندازی فن بازارهای منطقه ای و تخصصی و کارگزاری های تجارت فناوری، ضروری است ارتقای اثربخشی این شبکه در تسهیل تبادل فناوری مورد توجه قرار گیرد. این پژوهش با هدف تحلیل انتقادی و آسیب شناسی عملکرد شبکه فن بازار ملی ایران و ارائه راهبردهای سیاستی برای ارتقای نقش آن در تبادل فناوری انجام شده است. دراین راستا با اتخاذ رویکرد پژوهش کیفی، ابتدا مصاحبه های نیمه ساختار یافته با 15 خبره صورت پذیرفت و سپس تحلیل محتوای مصاحبه ها در قالب ۳۰ مقوله محوری، ۹ مقوله یکپارچه ساز و سه بعد زیست بوم، سیاست گذاری و اجرا انجام شد. براساس یافته های پژوهش، چالش ها اصلی فراروی ارتقای نقش آفرینی شبکه فن بازار ملی ایران عبارت اند از: چالش های ساماندهی کارگزاری ها، وجود سامانه های موازی در حوزه به هم رسانی، عدم تکمیل زیرساخت های بازار فناوری، عدم تبدیل موضوع به هم رسانی در بستر شبکه فن بازار به یک موضوع ملی، عدم تحقق نظارت و یادگیری در چرخه سیاست، ضعف در راهبری اجرایی و تنظیم روابط، عدم توازن در توسعه انواع فن بازارها، توسعه ناکافی سامانه شبکه فن بازار و عدم تکمیل نظام ارزیابی و رتبه بندی کارگزاری ها.
۱۰۲.

تفکر سیستمی و موانع آن از دیدگاه قرآن و روایات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۸۷
هدف پژوهش: واکاوی و تبیین موانع شش گانه تفکر سیستمی از منظر قرآن کریم و روایات معصومین (ع). این پژوهش در پی آن است که نشان دهد چگونه این موانع، درک عمیق واقعیت ها و دستیابی به راه حل های پایدار را که از اهداف تفکر سیستمی در اسلام است، مختل می کنند.  روش پژوهش: این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی انجام شده است. بدین صورت که ابتدا به تحلیل و تبیین مفهوم «تفکر سیستمی» در منظومه فکری اسلام پرداخته و سپس موانع شش گانه آن را بر اساس متون دینی (آیات و روایات) مورد بررسی و تحلیل قرار داده است.  یافته ها : مهم ترین یافته های پژوهش، شناسایی و تحلیل شش مانع اصلی در برابر تفکر سیستمی از منظر قرآن و روایات است که عبارتند از: 1.  جزءنگری: تقلیل دادن حقایق به اجزای مجزا و جدا از کل. 2.  فرافکنی: انتساب مشکلات به عوامل بیرونی و تضعیف احساس مسئولیت پذیری فردی و اجتماعی. 3.  تفکر دوگانه: دیدن واقعیت ها به صورت سیاه و سفید که مانع درک پیچیدگی های امور می شود. 4.  تفکر قالبی: گرایش به الگوهای ثابت فکری بدون توجه به تفاوت های فردی و موقعیتی. 5.  کمیت گرایی: تمرکز افراطی بر جنبه های کمی و نادیده گرفتن کیفیت و ابعاد غیرمادی پدیده ها. 6.  عدم تمرکز بر وقایع: توجه گذرا و سطحی به رویدادهای آنی به جای توجه به روندهای تدریجی و بلندمدت. نتیجه کلی پژوهش نشان می دهد که از منظر قرآن و روایات، این موانع شش گانه نقش بسیار ویژه ای در تضعیف تفکر سیستمی ایفا می کنند. غلبه بر این موانع، شرط ضروری برای پرورش نگرش کل نگر، درک روابط علّی و معلولی در هستی و در نهایت، دستیابی به فهمی عمیق تر از واقعیت و راه حل های پایدار برای مسائل فردی و اجتماعی است .
۱۰۳.

فلسفه دانش جامعه شناختی قارّه ای به مثابه بینش نظری در معرفت جامعوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۲۴
مقدمه و اهداف: عصر جدید را عصر پیچیدگی هایی باید به شمار آورد که ساحات و ابعاد جدیدی از خود را به طور مداوم به منصه ظهور می رسانند. این عصر مرزهای نهایی حصری را به تصویر می کشد که جز با فهم پیوندهای آشکار و نهان اش با بنیان های غیرغایی فراچنگ نمی آید. این چنین، بنیان هایی که از تعیّن ذات فراگستر رسته اند و با فروبستگی این ذات و حدود و ثغور آن و عناصر و عوامل هم پیوند با آن به گونه ای مواجه شده اند که دوگانگی ای اساسی را رقم زنند و ذات را در بستری که «دیگری» را به طور پیوسته بازتولید می نماید، به عنوان «دیگری» تعریف کنند «خود» این بار و در «عصر جدید» به اموری تعیّن بخش مبدل شده اند که عاملیت کنشگرانه انسان را به نحوی که تا پیش از این کمتر پیشینه ای داشته است، محدود و محصور می نمایند. این چنین، ضرورت پدیدآیی و رشد و بسط حوزه معرفتی ای هویدا می شود که قادر باشد به استلزامات جدید معرفتی پاسخ گوید: از آنجا که جامعه شناسی در نقطه ثقل حوزه های معرفتی ای جای دارد که وظیفه یا رسالتشان انطباق شناختی با شرایط جامعه مشحون از پیچیدگی است و از آنجا که جامعه شناسی برای برعهده گرفتن نقشی که ایفای آن جز «به واسطه» حوزه ای دیگر امکان پذیر نمی شود به حوزه ای از دانش نیازمند می باشد که به عنوان «آستانه» عمل نماید، مقاله حاضر «فلسفه جامعه شناسی قاره ای» را به عنوان عاملی پیشِ روی می گذارد که اولاً، این امر را امکان پذیر می کند که اجتماعات علمی اندیشمندان برای واگشایی و ایضاح تحول معرفتی ای مهیا شوند که در عصر جدید گریزناپذیر است و، ثانیاً، ساختار معرفتی جامعه شناسی را با بازاندیشی بنیادینی در قرابت قرار می دهد که جز به واسطه نسبت مستقیم اش با «استعلای درون باشنده» نباید شناخته شود. روش شناسی: بدین لحاظ، پژوهش پیشِ رو اگر بخواهد فلسفه جامعه شناسی قاره ای را به عنوان «عامل» میانجی ای واکاوی نماید که سرحدات حصر را برحسب کارکرد معرفتی ای که دارد، در کانون توجهات قرار می دهد، مسیر خود را با بداعت نظری ای باید تلفیق کند که به عامل شناساننده اش تبدیل شود. این چنین، مقاله حاضر بر «روش شناسی ایدئال گونه نگر» و به نحوی اتکا دارد که صورت بندی نظری جدیدی را از استلزامات معرفتی ای ارائه دهد که پاسخ به آنها برای جامعه شناسی و به منظور ورود به مسائل غامض عصر جدید چالش برانگیز است. این امر بدین طریق صورتِ واقع پذیرفته است که عناصر بنیانی متمایزکننده این عصر در نسبت مستقیم با گونه ایدئالی تحلیل و واگشایی شده اند که از یکایک پیش نیازهای معرفتی موردنیاز جامعه شناسی ارائه شده است. این چنین، هرکدام از عناصری که مشخصه اصلی این عصر پیچیده به شمار می رود به نحوی متضمن گونه ای ایدئال می باشد و، درحقیقت، به نحوی بر لزوم و ضرورتِ وجود یا فراروی نهادن این «گونه» صحه می گذارد که آنچه «مسئله» ورود جامعه شناسی به ساحات درهم تنیده «عدم قطعیت» را حل می کند یا آن را در مسیر حل شدن قرار می دهد امری جز این نمی باشد که از کلیت جهان متلون اجتماعی و از هر یک از اجزاءِ هسته ای و غیرهسته ای آن گونه ای ایدئال ارائه شود و نقاط ثقلی که پیوندهای میان این «گونه ها» را برجسته می کنند در مناسبت با نقاط گرانیگاهی ای مدنظر قرار گیرند که اشتراکات میان گونه های ایدئالی را پُررنگ می نمایند که از استلزامات نظری ورود به جهان یادشده و مشغولیت به آن پیشاروی هستند. مقاله حاضر این مسیر را به نحوی پیموده است که «نقاط ثقل» یا «نقاط گرانیگاهی» آشکارکنندگان مرزهای فروبستگی باشند. نتایج: این چنین است که اگر محدودیت های معرفتی ای که با کسب شناخت از عصر جدید عجین و درهم تنیده اند جز از طریق شناسایی نقاط ثقل و نقاط گرانیگاهی فراچنگ نمی آیند و اگر جامعه شناسی به سبب محدودیت های معرفتی ای که از آنها برخوردار و با آنها مواجه است، این امکان را در اختیار ندارد که به طور مستقل و بدون توجه به شاخه ای از معرفت که کارکرد حیاتی اش «ایستادن» در عتبه ورود آن به واکاوی های نظری درباره جامعه پیچیده معاصر است به اقدام بنیادینی مبادرت ورزد که همانا درآمیخته شدن با مسائل غامض این جامعه «از حیث نظری» است، نوشتار پیشِ رو این شاخه معرفتی را به عنوان میانجی ای واکاوی می نماید که کسب شناخت از کلیت و یکایک اجزاءِ متشکّله آن و عناصر قوام دهنده به آن جز با پرده افکنی از ضرورت ایجابی ای امکان پذیر نمی شود که در پسِ حدود و ثغورِ متصل به کارکردهای ویژه آن قرار دارد.ازاین رو، مقاله حاضر شاخه معرفتیِ یادشده را نه تنها از این جهت در کانون توجهات قرار داده است که بینش نظری استواری را برای حوزه ای از علم فراهم می آورد که رسالتش ورود به مسائل مبتلا به جامعه پیچیده معاصر است، بلکه آن را از این حیث نیز مطمح نظر قرار داده است که خود همان بینش نظری موردبحث است. این چنین، با شاخه معرفتی ای مواجهیم که افزون بر اینکه بداعت ها و بدعت های نظری اش را با ابتناء بر «حضور همواره باشنده» امر ذاتی و به واسطه ارجاعات مداوم به این امر مشخص می کند، شرح ها و بسط های نظری اش را در راستای دوام و قوام بخشیدن به این منطق بنیادین پیشِ روی می گذارد که رهسپاری به برونیّتِ ساحتِ درونی با ارجاعات مداوم به این ساحت صورتِ واقع می پذیرد. بحث و نتیجه گیری: بنابراین، اگر جامعه شناسی به حُکم الحاقش به مسائل غامض واقعیت انضمامی ای که جز با پیچیدگی های درون بودی و ذاتی اش شناسایی نمی شود، بر این امر پرتو می افکند که آنچه «سازگاری» با اقتضائات جدید معرفتی را امکان پذیر و محقق می نماید، حوزه ای از دانش با عنوان «فلسفه جامعه شناسی» می باشد که اولاً، با طرح و بسط کارکردهای خاص معرفتی ای که آن را از حوزه هایی هم ارز همچون فلسفه علوم اجتماعی و فلسفه اجتماعی جدا و سپس متمایز می کند، این امر را از حیث نظری ایضاح می نماید که حدود و مرزهای دامنه گستر جامعه امروزین و درآمیختگی بنیادین این جامعه با دو اصل «تنوّع» و «تکثّر» دلالت کنندگانی بلافصل بر ضرورت کارکردی آن هستند؛ ثانیاً، با پرده افکنی از این امر که حدود و مرزهای جامعه موردبحث نامتعیّن، نامشخص و نااستوار هستند و با پرتوافکنی بر این امر که تنوع و تکثّرِ پیش گفته جز با ارجاعات مستقیم به اصل «انتظام در پراکندگی» ادراک و فهم نمی شوند، بر انفکاک حیاتی ای صحه می گذارد که میان گونه «قارّه ای» و گونه «تحلیلی» آن وجود دارد و نخستین گونه را در تناسب مستقیم با فضای عاری از ایقان و مشحون از آپوریایی موردلحاظ قرار می دهد که انقطاع هستی شناختی ای را در بستر زمان مشخص می کند؛ و، ثالثاً، از حیث چنین تناسبی که با جامعه استوار بر پیچیدگی دارد «به خودی خود» بینش نظری ای باید محسوب شود که افزون بر اینکه کسب معرفت از مسائل خاص این جامعه یا کسب «معرفت اجتماعی» را امکان پذیر می کند، نقش اصلی خود را در شکل دادن به اصول بنیادینی ایفا می کند که فراگرفتن آنها برای کسب معرفت از اصول ماهوی جامعه یا همانا کسب «معرفت جامعوی» ضرورت تام وتمام دارد. تقدیر و تشکر: نویسندگان از داوران ناشناس برای نظرات سودمندشان صمیمانه قدردانی می کنند. تعارض منافع: نویسندگان اعلام می کنند که هیچ گونه تعارض منافعی ندارند.         
۱۰۴.

تبیین روابط فرهنگ و جو دانشگاهی ایران با نگرش به ازدواج های دوره دانشجویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۱۸
هدف: پژوهش حاضر با هدف تبیین روابط فرهنگ و جوّ دانشگاهی ایران با نگرش به ازدواجهای دوره دانشجویی انجام شده است. روش: این پژوهش کاربردی، بر اساس رویکرد کمّی و روش توصیفی- همبستگی از نوع معادلات ساختاری انجام شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر را دانشجویان دانشگاه سمنان در سال تحصیلی 4-1403 تشکیل می دادند که به صورت تصادفی طبقه ای، 324 نفر از آنان مورد مطالعه قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های استاندارد فرهنگ دانشگاهی و جوّ دانشگاهی و برای سنجش نگرش دانشجویان نسبت به ازدواجهای دوره دانشجویی از پرسشنامه رغبت سنج ازدواج نسخه دانشجویی استفاده شده است. روایی و پایایی پرسشنامه های مذکور تأیید شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روشهای آمار توصیفی و استنباطی و مدل معادلات ساختاری استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای اس.پی.اس.اس-24 و اسمارت پی.ال.اس-4 انجام شد. یافته ها: میانگین متغیّرهای پژوهش، کمتر از حد متوسط و خرده مقیاسهای هنجارهای دانشگاه، ارتباطات و موانع ازدواج، بیشتر از حد متوسط بودند. افزون بر این، فرهنگ و جوّ دانشجویی با نگرش به ازدواجهای دوره دانشجویی رابطه مستقیم و معناداری دارد. همچنین فرهنگ دانشگاهی به واسطه جوّ دانشگاهی با ضریب اثر غیر مستقیم 142/0 بر نگرش به ازدواج در دوره دانشجویی تأثیر مثبت و معناداری دارد. نتیجه گیری: نگرش به ازدواج دانشجویان به عنوان کنشگران گذار از ارزشهای سنّتی به ارزشهای مدرن و پست مدرن، تحت تأثیر فرهنگ و جوّ دانشگاهی قرار گرفته، به سوی ارزشهایی حرکت خواهند کرد که بر عقل، آزادی فردی و تنوع تأکید دارند و خودشان نقش فعالی در این روند خواهند داشت.
۱۰۵.

تحلیل نظام مند پیامدهای مهاجرت افراد تحصیل کرده دانشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۵
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی پیامدها و آثار مثبت و منفی ناشی از مهاجرت افراد تحصیل‌کرده انجام شده است. روش پژوهش: روش تحقیق حاضر، مرور نظام‌مند مطالعات پیشین با استفاده از دو راهبرد مرور نظام­مند توصیفی و فرا تحلیل کیفی است که طی آن 65 مقاله که بین سال‌های 1380 تا 1403 در نشریات معتبر داخلی منتشر شده بودند، موردبررسی قرار گرفتند. بررسی پیشینه تجربی پژوهش نشان داد که علی‌رغم وجود برخی تحقیقات داخلی در زمینه مرور نظام­مند و فرا تحلیل مهاجرت نخبگان، تحقیق حاضر به لحاظ رویکرد متفاوت (پرداختن به پیامدهای مهاجرت افراد تحصیل‌کرده)، گستره زمانی وسیع (فرا تحلیل تحقیقات بین سال‌های 1380 تا 1403) و تعداد مقالات موردبررسی (65 مقاله)، نسبت به فرا تحلیل‌های دیگر در این حوزه از نوآوری و جامعیت بالاتری برخوردار می‌باشد. یافته‌ها: یافته‌ها نشان می‌دهد مهاجرت افراد تحصیل‌کرده برای کشورهای مهاجر فرست و مهاجرپذیر در ابعاد مختلفی می‌تواند مثبت یا منفی باشد، اما اغلب این پیامدها برای کشورهای مهاجر فرست، منفی و برعکس برای کشورهای مهاجرپذیر مثبت می‌باشند. پیامدهای مذکور در پنج دسته قرار گرفتند که عبارت‌اند از: پیامدهای اجتماعی- فرهنگی (تقویت شبکه‌های همکاری نخبگانی، معرفی فرهنگ ملی، بهبود سطح آگاهی، کاهش سرمایه‌های انسانی، تشدید نابرابری‌های اجتماعی، افزایش آسیب‌های اجتماعی، تغییر ویژگی‌های هویتی، مشکلات خانوادگی و ...)، پیامدهای اقتصادی (ایجاد جریان تجارت دوجانبه، بازگشت سرمایه، ارتقاء جایگاه شغلی، شکاف و نابرابری درآمدی، نشتی اقتصادی، کند شدن جریان توسعه، افت کیفیت اشتغال، کاهش درآمد مالیاتی، ‌هدر رفت هزینه آموزش و ...)، پیامدهای جمعیتی- زیستی (کاهش ژن نخبگی، کاهش جمعیت مبدأ، تغییر ترکیب سنی و جنسی جمعیت و ...)، پیامدهای علمی- آموزشی (به‌روزرسانی دانش، انتقال فناوری، افزایش تولیدات علمی، کاهش تولیدات علمی، هدر رفت منابع و کاهش نیروی انسانی متخصص، کاهش قابلیت نوآوری علمی، افزایش وابستگی تکنولوژیکی و ...) و پیامدهای سیاسی- امنیتی (تربیت سفیران فرهنگی، افزایش وابستگی به جنگ‌افزارهای نظامی، استفاده از نیروهای متخصص مهاجر به‌عنوان مخالفان نظام، دامن زدن به ایران هراسی و ...). نتیجه‌گیری: نتایج این تحقیق نشان داد که مهاجرت افراد تحصیل‌کرده دارای آثار مثبت و منفی متعددی است و در کنار فرصت‌هایی که برای بهره‌برداری از نخبگان و افراد تحصیل‌کرده در داخل کشور فراهم است، تهدیداتی نیز در خارج از مرزها برای جذب نخبگان وجود دارد. لذا در یک برنامه‌ریزی صحیح، بایستی به آثار مثبت و منفی ناشی از مهاجرت تحصیل‌کردگان در کنار هم با واقع‌بینی و به دور از جزم‌اندیشی و نگاه امنیتی نگریسته شده و با اتخاذ رویکردهای فعالانه و سیاست­ های مناسب بستر استفاده از ظرفیت مهاجران و نیروهای متخصص را فراهم آورد.
۱۰۶.

نقش فناوری های نوظهور هوش مصنوعی و زنجیره بلوکی در سازمان های واسطه ای تسهیل گر توسعه کارآفرینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۸
هدف این پژوهش، تحلیل عمیق و نظام مند نقش فناوری های نوظهور، به ویژه هوش مصنوعی و زنجیره بلوکی، در بازآفرینی کارکردهای سازمان های واسطه ای تسهیلگر کارآفرینی نظیر شتاب دهنده ها، مراکز رشد و پارک های علم و فناوری است. با دیجیتالی شدن فزاینده بوم سازگان های کارآفرینی، این سازمان ها با چالش ها و فرصت های جدیدی مواجه شده اند. این تحقیق با اتخاذ یک رویکرد کیفی و با استفاده از روش فراترکیب هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو (۲۰۰۷)، به سنتز یکپارچه منابع موجود می پردازد. خروجی اصلی این فراترکیب، شناسایی چهار مضمون سازمان دهنده کلیدی است: ۱) تقویت هوشمند کارکردهای سنتی؛ ۲) ظهور پارادایم دوگانه: واسطه زدایی و بازواسطه گری؛ ۳) توانمندسازی در بوم سازگان های آسیب پذیر؛ و ۴) حکمرانی الگوریتمی و معماری جدید اعتماد. یافته ها نشان می دهد که هوش مصنوعی، ذیل مضمون «تقویت هوشمند»، با افزایش دقت و کاهش سوگیری های انسانی، کارکردهایی نظیر غربالگری و شبکه سازی را بهینه می سازد. در مقابل، زنجیره بلوکی در چارچوب پارادایم «واسطه زدایی و بازواسطه گری»، با ارائه مکانیسم های نوین تأمین مالی و اعتمادسازی الگوریتمی، مدل های کسب وکار سنتی را به چالش می کشد. تحلیل ها همچنین نشان می دهد این فناوری ها، به ویژه در بافتار ایران، به عنوان ابزاری برای «توانمندسازی در شرایط آسیب پذیر» عمل کرده و راهکارهایی برای عبور از موانع نهادی ارائه می دهند. این مقاله استدلال می کند که موفقیت آتی سازمان های واسطه ای تسهیلگر کارآفرینی در ایران، در گروی تکامل نقش آن ها به «معماران بوم سازگان دیجیتال» و هم راستاسازی قابلیت های فناورانه با نیازهای بومی کارآفرینان است.هدف این پژوهش، تحلیل عمیق و نظام مند نقش فناوری های نوظهور، به ویژه هوش مصنوعی و زنجیره بلوکی، در بازآفرینی کارکردهای سازمان های واسطه ای تسهیلگر کارآفرینی نظیر شتاب دهنده ها، مراکز رشد و پارک های علم و فناوری است. با دیجیتالی شدن فزاینده بوم سازگان های کارآفرینی، این سازمان ها با چالش ها و فرصت های جدیدی مواجه شده اند. این تحقیق با اتخاذ یک رویکرد کیفی و با استفاده از روش فراترکیب هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو (۲۰۰۷)، به سنتز یکپارچه منابع موجود می پردازد. خروجی اصلی این فراترکیب، شناسایی چهار مضمون سازمان دهنده کلیدی است: ۱) تقویت هوشمند کارکردهای سنتی؛ ۲) ظهور پارادایم دوگانه: واسطه زدایی و بازواسطه گری؛ ۳) توانمندسازی در بوم سازگان های آسیب پذیر؛ و ۴) حکمرانی الگوریتمی و معماری جدید اعتماد. یافته ها نشان می دهد که هوش مصنوعی، ذیل مضمون «تقویت هوشمند»، با افزایش دقت و کاهش سوگیری های انسانی، کارکردهایی نظیر غربالگری و شبکه سازی را بهینه می سازد. در مقابل، زنجیره بلوکی در چارچوب پارادایم «واسطه زدایی و بازواسطه گری»، با ارائه مکانیسم های نوین تأمین مالی و اعتمادسازی الگوریتمی، مدل های کسب وکار سنتی را به چالش می کشد. تحلیل ها همچنین نشان می دهد این فناوری ها، به ویژه در بافتار ایران، به عنوان ابزاری برای «توانمندسازی در شرایط آسیب پذیر» عمل کرده و راهکارهایی برای عبور از موانع نهادی ارائه می دهند. این مقاله استدلال می کند که موفقیت آتی سازمان های واسطه ای تسهیلگر کارآفرینی در ایران، در گروی تکامل نقش آن ها به «معماران بوم سازگان دیجیتال» و هم راستاسازی قابلیت های فناورانه با نیازهای بومی کارآفرینان است.
۱۰۷.

اندازه گیری میل اعظم (میل دایرهالبروج) با رصد انقلابین در دوره اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۱۸
میل اعظم یا میل کلّی (برابر با میل دایرهالبروج) یکی از پارامترهای مهم نجومی است که در دوره اسلامی رصدهایی پرشمار برای اندازه گیری آن به انجام رسیده است. معتبرترین روش برای این کار از نظر دانشوران کهن، یافتن بیشینه و کمینه ارتفاع نیم روزی سالانه خورشید (با رصد ارتفاع نیم روزی خورشید در چند روز نزدیک به انقلاب تابستانی و زمستانی) و محاسبه نصف تفاضل این دو بود. رصدهایی پرشمار بدین شیوه انجام شده است. بیشتر این رصدها با ربعی خشتی و بزرگ مشهور به لِبْنَه، در شماری از موارد با حلقه های مدرج فلزی در اندازه های مختلف، و دست کم در دو مورد با سدسی بسیار بزرگ از خشت، مشهور به سدس فخری انجام شده است. شماری از اخترشناسان دوره اسلامی، همچون خجندی، میل را دارای روندی کاهشی می دانستند و شماری دیگر (بیشتر در اندلس) با پیروی از فرض نادرست نامور به «اقبال و ادبار فلک» تغییرات آن را نوسانی می پنداشتند. اما شماری نیز، همچون ابوریحان بیرونی و ابن شاطر تفاوت در نتایج رصدها را به خطای ابزارهای رصدی و رصدگر (به ویژه درباره خجندی و ابوالفضل هروی) نسبت می دادند. از این رو بسیاری از اخترشناسان به مقدارهای متفاوت یافته شده برای میل اعظم اشاره کرده اند و بیرونی سیاهه ای کمابیش گاه نگارانه از رصدهای میل اعظم تا روزگار خود فراهم آورده است. جستار حاضر برای نخستین بار فهرستی تحلیلی و گاه نگارانه از این رصدها را با ملاحظاتی پرشمار درباره برخی دقایق و نکات مرتبط با این رصدها عرضه می کند.
۱۰۸.

موانع دستیابی به سبک زندگی سالم در میان دانشجویان خوابگاهی: مطالعه ای در کوی پسران دانشگاه تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۲۴
هدف: بهزیستی جسمی و روانی و عملکرد تحصیلی دانشجویان ساکن خوابگاه پیوند عمیقی با سبک زندگی آنها دارد. این پژوهش با هدف شناسایی چالش‌های دستیابی به سبک زندگی سالم در بین دانشجویان خوابگاهی انجام شد. روش پژوهش: این مطالعه با رویکرد پدیدارشناسی توصیفی و با استفاده از نمونه‌گیری در دسترس از بین دانشجویان کارشناسی ‌ارشد ساکن کوی پسران دانشگاه تهران انجام گرفت. پس از اجرای 15 مصاحبه نیمه‌ساختاریافته، اشباع داده‌ها حاصل شد. فرایند کدگذاری با استفاده از نرم‌افزار MAXQDA و تحلیل داده‌ها مطابق با روش هفت مرحله‌ای کلایزی صورت پذیرفت. یافته‌ها: تحلیل تجارب مشارکت‌کنندگان به شناسایی پنج مضمون محوری و چهارده زیرمضمون منجر شد: 1- چالش‌های بهداشت و تندرستی: تغذیه نامناسب، بهداشت خواب پایین، فعالیت فیزیکی ناکافی، چالش نظافت فردی و عمومی و بیماری‌های مُسری؛ 2- چالش‌های محیط اجتماعی: کمبود احساس آزادی، محدودیت در حریم شخصی و کمبود اوقات فراغت و تفریحات جمعی؛ 3- چالش‌های بهزیستی: شامل فشارهای روانی، خلق منفی، و کاهش انگیزه و تلاش؛ 4- چالش‌های اقتصادی: موانع اشتغال و دشواری‌های مدیریت منابع مالی؛ 5- چالش‌های بهره‌وری: مدیریت ناکارآمد زمان و ناهماهنگی در برنامه‌ها. نتیجه‌گیری: یافته‌ها بر ضرورت توسعه زیرساخت‌های خوابگاهی، ارائه برنامه‌های آموزشی برای تقویت مهارت‌های زندگی، گسترش خدمات مشاوره‌ای، و ایجاد فرصت‌های تفریحی و شغلی تأکید دارند. این اقدامات می‌توانند با کاهش موانع موجود، زمینه‌ساز ارتقای سبک زندگی سالم و بهبود سلامت پایدار دانشجویان شوند.
۱۰۹.

نقش «نمایش» در روش شناسی فوکو: جنون، تعذیب، آناتومی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۵
مقدمه و اهداف: فوکو در ابتدای هریک از سه گانه های تاریخی خود -تاریخ جنون (1961)، تولد کلینیک (1963)، مراقبت و تنبیه (1975)- فصولی را به تلقی دوره پیشامدرن از جنون، تنبیه و مجازات، و بیماری اختصاص می دهد. در دو کتاب تاریخ جنون و مراقبت و تنبیه او با تأکید بر «نمایش» هایی که از جنون و تعذیب در دوره رنسانس و عصر کلاسیک برگزار می شد، می کوشد تا تصوری از تلقی مردمان آن دوره ها از جنون و تعذیب (تنبیه و مجازات) در ذهن خواننده شکل دهد. به طوری که می توان گفت: بیان این نمایش ها، جزئی از روش وی در این کتاب هاست.در کتاب تاریخ جنون وقتی از جنون در دوره پیشامدرن سخن می گوید، معتقد است: به «نمایش» گذاردن دیوانگان از قرون وسطا تا عصر کلاسیک رسمی قدیمی بود. فوکو در کتاب خود می کوشد تا تلقی های گوناگون از جنون را بیان کند. یکی از تلقی های رایج از جنون -در قرن هفدهم- این بود که دیوانه حیوان پنداشته می شد. محبس دیوانگان به منزله باغ وحشی بود که مردم به تماشای آن می رفتند و دیوانگان همچون حیوانات سیرک به زور شلاق وادار می شدند تا به انواع رقص و بندبازی ها بپردازند. هر از چندگاهی در دارالمجانین ها معرکه هایی برپا می شد تا مردم به تماشای «نمایش» دیوانگان بنشینند. به عبارت دیگر، در این دوره برای شادی و خوشایند مردم از جنون، «نمایش» ساختند.فوکو معتقد است: بدین گونه «جنون به نمایش محض تبدیل شد» و «جنون به موضوع تماشا و نظاره بدل شد». دیوانگان بازیگران نمایشی بودند که انسان های عاقل به تماشای آنان می پرداختند. مشاهده دیوانگان در این نمایش ها دارای ویژگی خاصی بود: «این مشاهده به طور اساسی دیوانه را درگیر نمی کرد؛ بلکه از توجه به ظاهر هولناک و حیوانیت عیانش فراتر نمی رفت. به علاوه دست کم از یک نظر مشاهده ای دو طرفه بود؛ زیرا انسان عاقل می توانست در وجود دیوانه همچون در آینه نظاره گر سقوط قریب الوقوع خویش باشد». به دیگرسخن، تماشای دیوانگان در نمایشی که ترتیب داده می شد، دارای دو ویژگی بود:- اولاً، همان طورکه تماشای حیوانات در قفس یا سیرک از دیدن ظاهر آنان و رفتار و حرکاتشان فراتر نمی رفت، تماشای دیوانگان هم تنها سبب افزایش شور و حدت حرکات و اعمال آنها می شد و نمی کوشید که به عمق وجود آنان نفوذ کند تا آنان را اصلاح یا درمان کند. این فقط تماشای یک «نمایش» بود؛- ثانیاً، تماشای نمایش دیوانگان توسط افراد عاقل مشاهده ای بازتابی بود؛ یعنی دیوانه مشاهده افراد عاقل تماشاگر را برمی گرداند و به آنان خاطرنشان می کرد که ممکن است که آنان نیز روزی به سرنوشت دیوانگان مبتلا شوند. درواقع، در این بازتاب مشاهده نوعی عبرت نهفته بود و به افراد عاقل متذکر می شد که دیوانگی نوعی از وضعیت وجود انسانی است که هر آن ممکن است افراد عاقل هم به آن مبتلا شوند. به عبارت دیگر، «دیوانه حقیقت هر کس را به او یاد آور می شد».کتاب تاریخ تنبیه و مجازات: تولد زندان همچون نمایشنامه ای با دو اپیزود آغاز می شود. در اپیزود نخست، تعذیبی سوزناک و دردناک در قرن شانزدهم را به نمایش می گذارد و در اپیزود دوم، یک روز در یک زندان مدرن را به تصویر می کشد. در اپیزود نخست، فوکو به تفصیل فرایند تعذیب دامی ین را به جرم سوءقصد به جان شاه توصیف می کند و نشان می دهد که چگونه بدن تعذیب شده، مثله شده، تکه تکه شده و داغ خورده بر صورت و شانه دامی ین در معرض دید عموم به «نمایش» گذاشته شد. فوکو معتقد است: در دوره پیشامدرن، تعذیب نمایشی برای نشانه گذاری قربانیان و قدرتی بود که تنبیه می کرد. «تعذیب در مراسمی تمام عیار از فتح انجام می گرفت؛ اما همچنین به منزله هسته نمایشی (دراماتیک) در اجرای یکنواخت خود، حاوی یک صحنه رویارویی بود: کنش بی واسطه و مستقیم جلاد بر بدن «عذاب دیده»». اما در کتاب تولد کلینیک اشاره ای به هیچ نمایشی نمی شود. موضوع این کتاب چگونگی انتقال از طب اخلاطی به پزشکی مدرن (کلینیکی) است و آموزه اصلی آن این است که چگونه در اواخر قرن هجدهم و در قرن نوزدهم بیماری در بدن مکان مند شد. در فصول ابتدایی کتاب فوکو به بررسی مفهوم بیماری، تشخیص و درمان در طب اخلاطی می پردازد و در فصول بعد نشان می دهد که چگونه پزشکان قرن هجدهم و نوزدهم با رویکرد تجربه گرایی کوشیدند با تشریح جسد بیماران، بیماری ها را به ضایعه های به وجود آمده در بدن منتسب کنند. گرچه فوکو به این موضوع اشاره می کند که آناتومی پیش از پزشکی مدرن نیز وجود داشته، اما او معتقد است در طب اخلاطی، آناتومی در خدمت آسیب شناسی قرار نداشت تا برای اتیولوژی و تشخیص و درمان بیماری ها به کار گرفته شود. اما این کتاب نیز می توانست همچون دو کتاب دیگر با «نمایش» تشریح اجساد در دوره پیشامدرن آغاز شود و به اجرای نمایشی به نام «تئاتر آناتومی عمومی» اشاره کند. تئاتری که در اواخر قرون وسطا و در دوره رنسانس با حمایت دانشگاه ها، شهرداری ها، قدرت حاکمه و کلیسا برگزار می شد و در آن به تشریح اجساد می پرداختند. افرادی که در این تئاتر شرکت می کردند، فقط پزشکان و دانشجویان پزشکی نبودند؛ بلکه مردم عادی نیز همچون بقیه افراد متخصص می توانستند با پرداخت هزینه در آن شرکت کنند؛ اما فوکو تأکیدی بر این رویداد نمی کند که گاه چندین بار در سال برگزار می شد.اگر فوکو کتاب تولد کلینیک را با تئاتر آناتومی عمومی آغاز می کرد، در این صورت می توانستیم بگوییم که روش روایت فوکو از دوره پیشامدرن، در سه گانه تاریخی اش بر توصیف یک «نمایش» مبتنی است. در این مقاله می کوشیم ابتدا این روش را در دو کتاب تاریخ جنون و مراقبت و تنبیه نشان دهیم. سپس به بازسازی نقش «نمایش» در توصیف تلقی مردمان پیشامدرن از آناتومی و تشریح می پردازیم. ازاین رو، ویژگی های برگزاری تئاتر آناتومی عمومی را توصیف می کنیم تا نشان دهیم اگر در فصول ابتدایی کتاب تولد کلینیک بدان اشاره می شد، می توانست همچون دو اثر دیگر روایتی نمایشی از تلقی دوره پیشامدرن -در حوزه طب- ارائه کند. در این صورت، خواننده می توانست بهتر بفهمد که چگونه تا پیش از تولد پزشکی مدرن در قرن نوزدهم، آناتومی و تشریح اجساد به طور آشکار و مجاز انجام می شد؛ اما عملاً تأثیری بر آسیب شناسی بیماری ها در طب اخلاطی نداشت؛ نکته ای که در هنگام مطالعه کتاب همواره ذهن را درگیر می کند.
۱۱۰.

چیستی و چرایی تمدن اکولوژیک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۱۴
تمدن تکنولوژیک، علی رغم پیشرفت های چشمگیر خود، بحران های محیط زیستی، اجتماعی و اقتصادی گسترده ای را به همراه  داشته است. تغییرات اقلیمی، کاهش تنوع زیستی، آلودگی گسترده و وابستگی به منابع فسیلی، پایداری سیاره را به خطر انداخته و ناکارآمدی این تمدن در تأمین نیازهای پایدار بشری را آشکار کرده است. در واکنش به این چالش ها، تمدن اکولوژیک به عنوان جایگزینی ضروری مطرح می شود که بر اصولی همچون پایداری محیط زیست، عدالت اجتماعی، اقتصاد چرخشی و همزیستی انسان و طبیعت استوار است. این تمدن بر مدیریت مسئولانه منابع، بهره گیری از تکنولوژی های پایدار، کاهش مصرف گرایی و توسعه سیاست های حمایتی تأکید دارد. گذار به تمدن اکولوژیک علاوه بر درک درست و جامع ماهیت این مفهوم، نیازمند تغییرات اساسی در الگوهای تولید و مصرف، سیاست گذاری های محیط زیستی و آموزش عمومی است. اصلاح نظام اقتصادی، جایگزینی سوخت های فسیلی با انرژی های تجدیدپذیر، حمایت از کشاورزی پایدار و توسعه شهرهای اکولوژیک، از جمله راهکارهای کلیدی این تحول است. با این حال، این گذار با چالش هایی همچون مقاومت نظام های اقتصادی موجود، هزینه های بالای تکنولوژی های پایدار و موانع فرهنگی همراه است. تحقق تمدن اکولوژیک مستلزم همکاری جهانی، تغییر سیاست های توسعه ای و پذیرش سبک زندگی پایدار است. انسان به عنوان تنها حاکم فعلی این سیاره، نه تنها در راستای یافتن پاسخی برای بحران های کنونی، بلکه به عنوان ضرورتی برای تضمین بقای خود و اکوسیستم های طبیعی در آینده نیازمند آن است تا از جاده تمدن اکولوژیک گذر کرده و هرچه زودتر سازوبرگ این سفر را آماده کند، احتمالا با سرعت و سهولت بیشتری به سر منزل مقصود خواهد رسید.
۱۱۱.

مدل یابی روابط هم زمان جهان بینی رهبری، ساختار سازمانی و بلوغ جو سازمانی: مطالعه موردی دانشگاه گیلان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۹ تعداد دانلود : ۲۰۲
هدف: با توجه به اهمیت نقش رهبری مناسب و نوع آن در موفقیت مؤسسات آموزش عالی برای دستیابی به مطلوبیت سازمان و همچنین پاسخگویی به اقتضائات محیطی از طریق طراحی ساختار سازمانی مناسب و همچنین ایجاد بستر مناسب جهت تحقق بلوغ افراد در سازمان، در این پژوهش تلاش شد به مدل یابی روابط هم زمان جهان بینی رهبری، ساختار سازمانی و بلوغ جو سازمانی: مطالعه موردی دانشگاه گیلان پرداخته شود.روش پژوهش: در این مطالعه توصیفی از نوع همبستگی، 310 نفر از دانشجویان کارشناسی و کارشناسی ارشد تمامی رشته های دانشگاه گیلان در سال 1400 به روش نمونه گیری تصادفی ساده و 225 نفر از اعضای هیئت علمی به روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه های نوع جهان بینی رهبری، نوع ساختار سازمانی و بلوغ جو دانشگاه بود. داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS24 و آزمون های آماری t تک متغیره، t زوجی، تحلیل واریانس درون گروهی، تعقیب بنفرونی و رگرسیون چندمتغیره تجزیه وتحلیل شدند.یافته ها: نتایج نشان داد که بالاترین میانگین مربوط به جهان بینی رهبری شبکه ای (72/2) و پایین ترین میانگین مربوط به جهان بینی رهبری تنظیمی (54/2) است. میانگین ساختار تواناساز (03/3) بالاتر از ساختار بازدارنده (98/1) است که این تفاوت از نظر آماری معنی دار است (001/0=p). همچنین نتایج نشان داد جهان بینی رهبری تنظیمی، پیش بینی کننده منفی و معنی دار همه ابعاد بلوغ جو سازمانی است. جهان بینی رهبری اجتماعی، شبکه ای و کارآفرینی پیش بینی کننده مثبت و معنی دار همه ابعاد بلوغ جو سازمانی است. ساختار سازمانی تواناساز، پیش بینی کننده مثبت و معنی دار و ساختار سازمانی بازدارنده، پیش بینی کننده منفی و معنی دار همه ابعاد بلوغ جو سازمانی است (01/0>P).نتیجه گیری: بر اساس این نتایج رهبران مؤسسات آموزشی با اتخاذ جهان بینی رهبری شبکه ای و ساختار سازمانی تواناساز، توانایی سازمان را برای بقا در محیط پرتلاطم و پویا ارتقا دهند و زمینه ساز بلوغ یافتگی جو سازمانی را فراهم نمایند.
۱۱۲.

اثربخشی آموزش خودنظم دهی هیجانی بر انعطاف پذیری شناختی و حساسیت بین فردی نوجوانان دارای نشانه-های اضطراب اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۹۱
هدف پژوهش: این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی آموزش خودنظم دهی هیجانی بر افزایش انعطاف پذیری شناختی و کاهش حساسیت بین فردی در نوجوانان دارای نشانه های اضطراب اجتماعی انجام شد. روش پژوهش: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان پسر دارای نشانه های اضطراب اجتماعی در شهر کوهدشت در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ بود. از این جامعه، ۳۰ نفر که دارای پایین ترین سطح انعطاف پذیری شناختی و بالاترین سطح حساسیت بین فردی بودند، به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (۱۵ نفر) و کنترل (۱۵ نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش، مداخله آموزشی خودنظم دهی هیجانی را در ۸ جلسه ۹۰ دقیقه ای دریافت کرد، در حالی که گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. داده ها با استفاده از پرسشنامه های استاندارد گردآوری و با روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری (MANCOVA) در نرم افزار SPSS نسخه ۲۴ تحلیل شدند. یافته ها: نتایج تحلیل داده ها نشان داد که بین دو گروه آزمایش و کنترل از نظر متغیرهای وابسته، تفاوت معناداری وجود دارد. به عبارت دقیق تر، آموزش خودنظم دهی هیجانی منجر به افزایش معنادار انعطاف پذیری شناختی و کاهش معنادار حساسیت بین فردی در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل شد (p < 0.01). نتیجه گیری: بر اساس یافته های این مطالعه، می توان نتیجه گرفت که آموزش خودنظم دهی هیجانی یک مداخله مؤثر و مفید برای بهبود عملکرد شناختی-هیجانی نوجوانان مبتلا به اضطراب اجتماعی است و می توان از آن به عنوان یک روش درمانی مکمل برای ارتقای انعطاف پذیری شناختی و کاهش حساسیت در روابط بین فردی این افراد استفاده کرد.
۱۱۳.

شایستگی های لازم برای دستیابی به زندگی توحیدی رضایت بخش و اثرگذار در دنیای امروز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۶۸
هدف: پژوهش حاضر با هدف دستیابی به فهرستی از شایستگی های لازم برای ساختن یک زندگی توحیدی در شرایط دنیای امروز، که از منظر فردی و اجتماعی رضایت بخش و اثرگذار باشد، انجام شد. روش: این پژوهش به روش آمیخته اکتشافی از طریق «مطالعه کتابخانه ای نظام مند» و استفاده از روش «دلفی اصلاح شده» و مصاحبه با جمعی از صاحب نظران حوزه های علوم دینی، علوم تربیتی و روان شناسی اسلامی انجام شده است. چارچوب نظری پژوهش با محوریت «اصل توحید» سامان گرفته و برای تفصیل آن از نظریه «حیّ متألّه» آیت الله جوادی آملی و نظریه «حیات معقول» علامه جعفری بهره برده شده است. در این پژوهش، 48 عنوان شایستگی در سه بخش «دانشی»، «اخلاقی» و «مهارتی» به دست آمد. یافته ها: بر اساس یافته های این پژوهش، انسان امروزین در مسیر ساخت زندگی توحیدی رضایت بخش و اثرگذار، نیازمند کسب شایستگی های بسیار متنوّعی است که این موضوع به نوبه خود نمایانگر حقیقت جامع و ذوابعاد انسان و زندگی انسانی است. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش می تواند در زمینه تدوین یک برنامه آموزشی-تربیتی جامع نگر، کاربردی و متّکی بر مبانی عمیق دینی، یاری گر بسیاری از نهادها و مؤسسات کوچک و بزرگی باشد که به نحوی با امر خطیر تربیت نسل جدید سر و کار دارند.
۱۱۴.

شناسایی پیشران های توسعه منابع مالی واحدهای آموزشی مهارتی با هدف طراحی الگویی آینده نگر: مروری نظام مند با فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۴
هدف: افزایش هزینه های آموزش عالی طی سالیان اخیر و در عین حال نوسانات بودجه ای دولت ها و هزینه های رقیب آموزش عالی، نقصان در زیرساخت های کارگاهی به روز و مباحث مالی مرتبط با خدمات دانشجویی، وضعیت مالی آشفته و نابسامان واحدهای آموزشی مهارتی را متاثرخود نموده است. بررسی های پیشین در ایران نشان دهنده فقدان مطالعات جامع در زمینه توسعه منابع مالی در سطح واحدهای آموزشی مهارتی است. از این رو پژوهش حاضر با هدف شناسایی پیشران های توسعه منابع مالی و به منظور طراحی الگویی آینده نگر برای واحدهای آموزشی مهارتی، اجرا شده است. روش: این مطالعه از نظر هدف کاربردی بوده و بر حسب نحوه گردآوری داده ها از نوع مطالعات اسنادی- کتابخانه ای می باشد. بدین منظور با استفاده از مرور نظام مند مطالعات پیشین و روش فراترکیب، در قدم اول و برای بازشناسی پیشران های الگو، کلیدواژه های مختلف در مهم ترین پایگاه های اطلاعات علمی داخلی و خارجی جستجو و تعداد 107 اثر پژوهشی مرتبط در این زمینه شناسایی شدند. در قدم بعد و بر اساس شاخص های معین، تعداد 56 اثر علمی که به مطالعه پیشران های توسعه منابع مالی پرداخته اند، انتخاب و یافته های کلیدی آن ها با روش کدگذاری و تحلیل کیفی، تحلیل و فراترکیب شدند. یافته ها: دستاورد مرور نظام مند یافته های کیفی منابع کلیدی منتخب، استخراج و طبقه بندی314 مضمون کلیدی و پایه،34 مضمون سازمان دهنده فرعی در قالب 12 مضمون سازما ن دهنده اصلی می باشد؛ که مضامین سازمان دهنده اصلی شامل: توسعه راهبری و سکانداری آموزشی، توسعه مالیه و کارآمدسازی دانشگاهی، توسعه ارتباط با صنعت و جامعه، تجاری سازی دستاوردهای علمی و نوآوری دانشگاهی، توسعه تعاملات و همکاری های بین المللی، برنامه ریزی توسعه دانشگاهی، تعالی و توسعه فردی - سازمانی، توسعه کمک های خیرخواهانه و داوطلبانه، توسعه سازوکارهای قانونی و پیشران، توسعه سازوکارهای مالی، حمایتی و ترویجی، توسعه نهاد بازار و عوامل محیطی و بیرونی می شوند، که با استفاده از شاخص ضریب توافق کاپا، مورد تایید قرارگرفته است. نتیجه گیری: تمرکز زدایی و استقلال بخشی به تصمیمات واحدهای دانشگاهی مهارتی و محدود نمودن مداخلات دولتی در این زمینه باید از الویت های اصلی نظام آموزشی ایران شود. همچنین توجه به تعامل دوسویه و انطباق آموزش ها با نیازهای بازارکار و توجه به اصل رقابت پذیری و شبکه سازی منطقه ای در بخش های مختلف آموزش های مهارتی ضروری است. در این زمینه هم افزایی مستمر و سازنده با صنعت و گسترش شبکه حامیان دانشگاهی و هدایت آ ن به سمت و سوی توسعه منابع مالی در سطح واحدهای دانشگاهی مهارتی پیشنهاد می شود.
۱۱۵.

تحلیل سیاستی اقلیم یادگیری در دانشگاه : مدل غیرخطی تعامل تعهد، اعتماد و فناوری اطلاعات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۷
هدف: این پژوهش با هدف تحلیل سیاستی اقلیم یادگیری در دانشگاه‌ها و بررسی نقش تعهد سازمانی، اعتماد میان‌فردی و فناوری اطلاعات انجام گرفته است. هدف اصلی، شناسایی ترکیب بهینه این عوامل برای ارتقای یادگیری سازمانی در آموزش عالی ایران است. روش پژوهش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و به‌روش توصیفی–تحلیلی انجام شد. برای مدل‌سازی روابط میان متغیرها از روش سطح پاسخ و طرح مرکب مرکزی استفاده شد. جامعه آماری شامل اعضای هیئت علمی دانشگاه لرستان بود. داده‌ها از طریق پرسشنامه و در قالب ۱۵ سناریوی ترکیبی گردآوری و با نرم‌افزار Design Expert تحلیل شد. یافته‌ها: هر سه متغیر تعهد سازمانی، اعتماد میان‌فردی و فناوری اطلاعات اثر مثبت و معناداری بر اقلیم یادگیری دارند. تعهد سازمانی و فناوری اطلاعات دارای اثر غیرخطی و اشباع‌شونده بودند، در حالی که اعتماد میان‌فردی اثری خطی و پایدار نشان داد. همچنین تعامل معناداری میان تعهد سازمانی و فناوری اطلاعات مشاهده شد. بهترین وضعیت اقلیم یادگیری زمانی حاصل شد که هر سه عامل در سطح بالا و متعادل قرار داشتند. نتیجه‌گیری: اقلیم یادگیری مفهومی پویا و چندسطحی است که نیازمند سیاست‌گذاری تلفیقی در حوزه منابع انسانی و فناوری است. یافته‌ها الگویی کاربردی برای توسعه حرفه‌ای اعضای هیئت علمی و تقویت زیرساخت‌های فناورانه ارائه می‌دهد.
۱۱۶.

شناسایی و ارزیابی وضعیت اینفلوئنسرهای توییتر فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۲۰
ظهور اینترنت و در پی آن ظهور شبکه های اجتماعی جهان را وارد عصر جدیدی کرد که معادلات و ساختار زندگی بشر را به کلی دگرگون کرد. از یک سو تعاملات اجتماعی بشر متحول گردید و ارتباطات بشر روزافرزون و انعطاف پذیر گردید و از سوی دیگر از خلال شبکه های اجتماعی اقیانوسی از داده ها ایجاد گردید. بازشناسی کاربران پر نفوذ و مشخص کردن رویکردهای سیاسی و جزئیات دیگر محصول مطالعه و مشخص شدن کنشگری و جایگاه اینفلوئنسرهای توییتر است. از همین روی هدف این پژوهش تحلیل کنشگری و جایگاه اینفلوئنسرهای توییتر فارسی است. این پژوهش با استفاده از تکنیک داده کاوی به تحلیل داده های خام شبکه اجتماعی توییتر پرداخته است. درواقع داده های خام از شبکه اجتماعی توییتر استخراج شد و پس از پالایش داده های خام به داده های ساختاریافته تبدیل و بر روی داده ها تحلیل صورت گرفت. نتایج این پژوهش مبتنی بر سه مولفه کارکرد، رویکرد سیاسی و دنبال کننده است. یافته های این پژوهش حاکی از آن است که عمدتاً کاربران بین 20 تا 30 هزار دنبال کنده سهم عمده ای در کارکردهای مختلف به جز کارکرد شخصیت مذهبی دارد و سهم عمده دسته دنبال کننده بیش از 200 هزار در کارکرد رسانه ها است. رویکرد سیاسی معارض به جز دسته 20 تا 30 هزار رویکرد غالب در کلیه دسته ها است. هم چنین عاملیت عمده رویکرد سیاسی معارض در کارکرد های مختلف نظیر فعالان فرهنگ و رسانه، شخصیت های علم و فناوری، رسانه ها، غیراخلاقی و سلبریتی ها است. از طرف دیگر کنشگری عمده رویکرد اصول گرا در دو کارکرد شخصیت مذهبی و سیاسیون است.
۱۱۷.

عوامل گذراندن موفقیت آمیز دوره دکتری بر اساس تجارب زیسته دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۹۲
هدف: این پژوهش با هدف بررسی تجارب زیسته دانشجویان مقطع دکتری و شناسایی عوامل مؤثر بر گذراندن موفقیت آمیز این دوره انجام گرفته است. روش پژوهش: مطالعه حاضر کیفی و با رویکرد پدیدارشناسی انجام گرفت. برای گردآوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. مشارکت کنندگان شامل دانشجویانی بودند که یا در مرحله پایانی دوره دکتری قرار داشتند یا این مقطع را به پایان رسانده بودند. نمونه گیری به شیوه هدفمند و گلوله برفی صورت گرفت و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت؛ در نهایت ۳۸ نفر مورد مصاحبه قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد عوامل متعددی در گذراندن موفقیت آمیز دوره دکتری نقش دارند. این عوامل شامل علاقه به دانشگاه، برخورداری از روحیه تحقیق و پژوهش، اشتیاق به کسب دانش و مهارت های جدید، ارتقای جایگاه شغلی و اجتماعی، آشنایی قبلی با استادان، سطح علمی دانشگاه، امکانات و حمایت های مالی، آمادگی جسمی و ذهنی دانشجو، مطالعه مقاله های جدید، شرکت در سمینارها، حضور مستمر در کلاس ها، انتخاب موضوع مناسب و کاربردی برای رساله، تسلط بر روش تحقیق و پروپوزال نویسی، بهره مندی از استادان توانمند و همراهی تیم پژوهشی قوی بود. دانشجویان این عوامل را برای گذر موفقیت آمیز از دوره دکتری مهم دانستند. نتیجه گیری: بر اساس یافته ها، حضور فعال در سمینارها و همایش ها، برقراری روابط علمی با استادان و روابط دوستانه با همکلاسی ها، تقویت مهارت رساله نویسی، و اختصاص زمان کافی به فعالیت ها و پروژه ها می تواند احتمال موفقیت دانشجویان در گذر از دوره دکتری را افزایش دهد.
۱۱۸.

مدل فرایندی سیاستگذاری توسعه هوش مصنوعی در صنعت فینتک ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۹۰
فینتک (فناوری مالی) به عنوان یکی از صنایع پیشرو در تحول دیجیتال، با بهره گیری از هوش مصنوعی توانسته است مزایای رقابتی قابل توجهی از جمله هوشمندی بیشتر، داده های بزرگ تر و در نتیجه عملکرد بهتری ایجاد کند. با این حال، گسترش کاربرد هوش مصنوعی در این صنعت، چالش های مالی، قانونی، اخلاقی و اجتماعی متعددی را برای کسب وکارها، مصرف کنندگان و نهادهای حاکمیتی و نظارتی به همراه داشته که ضرورت سیاستگذاری نظام مند در این حوزه را آشکار می سازد. هدف این تحقیق، ارائه یک مدل سیاستگذاری فرایندی برای توسعه هوش مصنوعی در صنعت فینتک است. در این تحقیق با با مبنا قرار دادن فرامدل توسعه هوش مصنوعی در صنعت فینتک ایران با استفاده از روش مطالعه موردی، اقدام شده است. به این منظور 24 مورد شامل 6 مورد مستند مرتبط با موضوع تحقیق و 18 مورد مصاحبه شناسایی و تحت مطالعه موردی قرارگرفت. با هدف ایجاد فرایند سازمان یافته و امکان ارزیابی صحیح و عادلانه تر مصاحبه ها، پروتکل مصاحبه بر اساس پروتکل مصاحبه اسپیکارد تنظیم گردید و سپس انجام مصاحبه ها با نخبگان سیاستگذاری توسعه هوش مصنوعی و فعالان صنعت فینتک، بصورت عمیق و نیمه ساختاریافته و تا حصول کفایت نظری ادامه یافت. روش نمونه گیری در این تحقیق روش گلوله برفی و تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل مضمون صورت پذیرفته است. تحلیل تفسیری متن در این  تحقیق بر اساس روش هشت مرحله ای رابین و گیلهام  و تحلیل مضامین با روش جایگاه مضمون در شبکه مضامین اتراید_استرلینگ انجام شده است.در نهایت مدل سیاستگذاری توسعه هوش مصنوعی در صنعت فینتک با پنج گام اصلی شامل بررسی و شناسایی، ارائه و تحلیل ، اتخاذ سیاست، اجرای سیاست، ارزیابی و بازنگری و 22 مرحله ارائه گردید. همچنین ملاحظات راهبردی و عملیاتی  مربوط به هر گام که از تحلیل مضامین احصاء شده به دست آمده بود، جهت بهبود در کیفیت اجرای مدل توضیح داده شد.
۱۱۹.

خطاطات الإستعارة البنيويّة وآلياتها في الصحيفة السجّادية في ضوء نظرية لايكوف وجونسون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۵۲
الاستعاره شغلت حیزاً واسعاً من اهتمام البلاغیین والمفکّرین، وبذلک تکون قد أضحت محطّ أنظار، لدى مختلف التخصصات والتوجهات، فکانت مجالاً کبیراً، نظراً لدورها الذی تؤدیه فی نقل معانی النصّ لکونها رکیزه رئیسه من رکائز البیان؛ وأشهر من توسّع فی عرض النظریه هما جورج لایکوف ومارک جونسون، وخاصهً أنّها تأتی بفکر جدیده حول البناء التفاعلی للمعنى حیث نعتمد على أفکار علم النفس المعرفی من حیث احتفاظ المعلومه فی الذاکره، وعرضها عند الحاجه إلیها. لایکوف وجونسون یعتقدان بأنّ الإستعاره لیست للزخرفه أو للتزیین أو ظاهره لغویه متعلقه بلغه الشعر وإنّما ظاهره فکریه هی متعلقه بنسقنا التصوری، ملازمه لحیاتنا الاعتیادیه التی نعیشها، لانکاد ندرکها فی معظم الأحیان وأنّ جزءاً هاماً من انفعالاتنا وسلوکاتنا وتجاربنا من حیث طبیعته استعاری؛ وتعدّ الاستعاره البنیویه أهمّ نوع من الاستعاره المضمونیه من حیث إنّها ینقل أساساً بنیه کلّ مفهوم عینی وموضوعی إلى مفهوم مجرّد.کانت الصحیفه السجادیه تلعب دوراً مهماً فی توظیف الاستعاره ویعود ذلک لانفتاحها على سیروره لا نهائیه، وعنها ینتج سلسله تفسیریه متنوّعه، ومن ثمّ یختلف تفسیر الاستعاره بحسب المضامین المعرفیه التی ینطلق القارئ منها، بحیث تلعب الأدعیه دوراً مرکزیاً عن طریق التفاعل الکامن.
۱۲۰.

دانشگاه و انتقال ایده به جامعه: خوانشی جامعه محور از سازوکارهای درون سازمانی در دانشگاه های دولتی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۴۸
هدف: تقویت نقش دانشگاه در خلق، کسب و انتقال مؤثر ایده ها به جامعه به عنوان یکی از مأموریت های اساسی آن، نیازمند بازنگری و بازسازی در ساختارهای سنتی و رفع محدودیت های انحصاری آن است. لذا هدف پژوهش حاضر طراحی و تبیین مدلی برای بازآفرینی سازوکارهای درونی دانشگاه به منظور انتقال ایده های دانشگاهی به جامعه بود. روش: این پژوهش از نوع پژوهش های کیفی پدیدارشناسی بوده و شرکت کنندگان در پژوهش به صورت هدفمند و بر پایه موارد مطلوب از بین اعضای هیئت علمی دانشگاه های کشور انتخاب شدند. در مجموع بعد از مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته با 15 نفر از جامعه هدف، اشباع نظری حاصل شد. برای حصول اطمینان از روایی پژوهش از معیارهای چهارگانه لینکلن و گوبا استفاده شد؛ و در نهایت برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش توصیفی-پدیدارشناسی کلایزی بهره گرفته شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که انتقال مؤثر ایده ها مستلزم چهار تحول ساختاری در دانشگاه است: (الف) بازطراحی ساختار سازمانی بر پایه مدل های حرفه ای، شبکه ای، بدون مرز و پروژه محور برای بازگرداندن دانشگاه به هویت دانشی خود؛ (ب) ایجاد واحدهای تخصصی برای هدایت جریان ایده از شناسایی مسائل و فرصت ها تا ترجمان به بسترهای اجتماعی، اقتصادی و صنعتی؛ (ج) استقرار نظام مأموریتی شفاف و ساختارمند برای نهادینه سازی انتقال ایده به عنوان یکی از کارکردهای اصلی آموزش عالی؛ و (د) ایجاد اکوسیستم حمایتی پایدار فنی–مالی برای تسهیل خلق و گسترش ایده های نوآورانه. این تحولات از ۷۱ کد باز و ۱۴ مقوله محوری استخراج شدند. نتیجه گیری: پژوهش نشان داد که دانشگاه باید از نهادی منفعل به عامل راهبردی در تعامل دانشگاه–جامعه تبدیل شود. ایفای این نقش مستلزم رویکردی باز و محیط محور و تحول بنیادین در ساختار سازمانی است تا بتواند رهبری جریان فناوری در جامعه را بر عهده گیرد. برای تحقق این هدف، بازآفرینی ساختارهای نوین، ایجاد واحدهای تخصصی مدیریت ایده، تبیین مأموریت های روشن و استقرار نظام های حمایتی مؤثر ضروری است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان