فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۴۱ تا ۲۶۰ مورد از کل ۳٬۰۲۴ مورد.
مروری بر تاریخچه اخلاق همراه با گردآوری زمینه های گوناگون اخلاق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با گذر از تاریخچه کوتاهی از مصر، هند و ایران باستان و پرداختن به فلسفه اخلاق بر پایه پند و اندرز، به پیگیری مطالب با اشاره ای به نگرش کانت به خردورزی و اخلاق انجام شده است.پس از اشاره به قانون پرسیوال در لندن، همچنین نهضت اخلاقی آدلر در امریکا، نهضت فرهنگی - اخلاقی کویت در لندن، انتشار دو جلد کتاب از وستر مارک، به گردآوری مجموعه ای از زمینه های گوناگون اخلاق در فلسفه، علوم اجتماعی، علوم پزشکی و زیستی، علوم فنی و مهندسی، علوم زیست محیطی و بوم شناختی و بالاخره علوم اقتصادی، جمعا هشتاد زمینه، پرداخته شده است.
اصول حاکم بر پرورش فرهنگ اسلامی(به عنوان مهم ترین پیش نیاز مهندسی مجدد فرهنگی)
حوزههای تخصصی:
جامعه اسلامی به دلیل اهمیت ارزشهای فرهنگ اسلامی، مراکز فرهنگی فراوانی را تاسیس کرده و نیروی انسانی و امکانات قابل توجهی را در اختیار آنان قرار داده است. با گذشت سه دهه از فعالیت این مؤسسات فرهنگی، به نظر میرسد که این مراکز به موفقیت چندانی در جهت رشد و تعالی فرهنگ اسلامی نایل نیامدند. یکی از دلایل اصلی این ناکامیها، عدم توجه به اصول تربیت فرهنگی در مدیریت و برنامه ریزیهای فرهنگی است که مطالعه و تبیین این اصول از اهداف این پژوهش است.در این مقاله که یک تحقیق بنیادی است، سعی شده با روش کتابخانه ای ضمن ارائه تعریفی جامع از فرهنگ، به مهم ترین اصول حاکم بر پرورش فرهنگی با تاکید بر منابع اسلامی و روان شناسی و سخنان مقام معظم رهبری پرداخته و به این سؤال اساسی پاسخ داده شود که علت اصلی بازدهی کم عملکرد متولیان فرهنگی چیست؟ فرهنگ هر جامعه شامل سه جزء اصلی اعتقادات، عادات و رفتارهای حاکم بر آن جامعه و راه انتقال یا کسب آن نیز از طریق تعلیم و تربیت است. بنابراین، در پرورش و انتقال ابعاد و اجزای فرهنگ نیز باید اصول دهگانه حاکم بر تعلیم و تربیت در نظر گرفته شود.
مدیریت فرهنگ جامعه
منبع:
سخن سمت ۱۳۸۱ شماره۸
امام خمینی (ره) ؛ انقلاب اسلامی و نوآوری
حوزههای تخصصی:
امام خمینی(ره) در روند انقلاب اسلامی با ایمان قوی و اتکال به خداوند از هیچ مشکلی نهراسید و انقلاب اسلامی را در تحقق اهداف آن رهبری کرد و به ثمر رساند. در بررسی اندیشه امام(ره) در مورد نوآوری و خلاقیت می توان دو مقوله را تبیین کرد: الف)نوآوری های امام خمینی(ره) در جریان انقلاب اسلامی؛ ب) اندیشه و مبادی نوآوری در کلام امام خمینی(ره). در مقوله اول: 1. رهبری انقلاب اسلامی و به ثمر رساندن آن از توانایی ها و نوآوری های منحصر به فرد امام است. 2. اندیشه ولایت فقیه و ایجاد حکومت اسلامی از بنیادهای گرانسنگ اعتقادات اسلامی است که توسط امام(ره) مطرح و عملی شد.3. طرح وحدت حوزه و دانشگاه که دو رکن رکین انقلاب اسلامی هستند. 4. توجه امام(ره) به مسائل روز و تغییر و تحولات جامعه و اجتهاد مطابق با این تحولات. 5. ایجاد نهادها و سازمانهای متناسب با نیاز انقلاب اسلامی. در مقوله دوم: به بحث نوآوری و خلاقیت در اندیشه حضرت امام(ره) به طور مستقیم پرداخته نشده است، ولی با بررسی کلام امام(ره) می توان دیدگاه ایشان را در موضوع نوآوری به دست آورد. توضیح اینکه، خویشتن شناسی و باور انسان به عظمت و شگفتی استعداد خود، پایه اساسی خلاقیت و نوآوری است. بر این مبنا می توان مبانی اندیشه امام(ره) را در نوآوری و خلاقیت بدین شرح بیان کرد: 1. خودباوری و اتکای به نفس؛ 2. پایداری و استقامت؛ 3. تربیت اسلامی و انسانی؛ 5. اعتماد به خدا و اتکال به نفس.
غفلت از نهادها : دلایل و اثرات آن بر مطالعات بین رشته ای در اقتصاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حذف نهادها از تحلیل اقتصادی جریان غالب اقتصاد را می توان یکی از مهم ترین گام ها در راه تبدیل شدن رشته اقتصاد به رشته ای مجزا از سایر رشته های علوم انسانی دانست. این اقدام تا حد زیادی موجب مهجور ماندن تحلیل های بین رشته ای گردید و به واسطه آن اقتصاد به علمی فارغ از اخلاق و سیاست، تبدیل شد تا جایی که تنها ردای ریاضیات را برازنده قامت خود می دانست، به این امید که از این طریق به مانند فیزیک، علم شود. از این رو می توان مدعی شد که حذف نهادها یکی از ناخوشایندترین اتفاقات در طول تاریخ علم اقتصاد بوده است، اتفاقی که موجب شد هرچه بیشتر این علم از مسائل دنیای واقعی فاصله گرفته و انتزاعات ریاضیاتی تمام عرصه های آن را دربر گیرد. از این رو بررسی علل فراموشی نهادها توسط اقتصاددانان، امری ضروری است. این موضوعی است که جای خالی آن در ادبیات بحث احساس می شود و این مقاله تلاشی است برای پر کردن این خلاء. در راستای تحقق این موضوع، دراین مقاله، با استفاده از شیوه های تحلیل متنی و محتوا، برخی از علل فراموشی نهادها شناسایی شده است، که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد. علاقه شدید برخی از اقتصاددانان به علم فیزیک و الگو پذیری از آن، اشتباه آنها در تفکیک و جداسازی علم اقتصاد از سایر علوم انسانی، تاثیر حوادث سیاسی، ومجموعه ای از دلایل روش شناختی و معرفت شناختی.
علوم انسانی را برای چه می خواهیم؟
حوزههای تخصصی:
گفتیم که افسوس ما دیر به دنیا آمده ایم و فرصت برای بهره بردن از شما برایمان اندک است. مقدمه ی ما که تمام شد، گفتند: همان طور که اشاره کردید من زود به دنیا آمدم! ما از علوم انسانی پرسیدیم. بعد از یک عمر تفکر « در » و « درباره » علوم انسانی، دوباره در مورد آن فکر کردند؛ هم مشتاق و امیدوار، هم خسته و د لریش، سر از زیر برداشتند وا ز راهی طی شده دردمندانه سخن گفتند: من درباره علوم انسانی چه می توانم بگویم؟ متن سخنان را تنظیم نموده و خدمت استاد فرستادیم، از دقت و حوصله ی فراوانی که برای اصلاح و تکمیل متن صرف شده بود، دریافتیم که با تفکر تنفس می کنند.
تاملی در ویژگی های روش شناختی مکتب فلسفی صدرالمتالهین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حکمت متعالیه صدرالمتالهین همچنان مخالفانی دارد که آن را مکتبی التقاطی می دانند که آموزه های هستی شناختی را بدون تحفظ بر روش فلسفی، از حوزه های گوناگون معرفتی (فلسفه مشاء، فلسفه اشراق، عرفان، کلام و متون اسلامی) برگرفته و در ساختاری نامنسجم گردآورده است.این مقاله می کوشد با تکیه بر اظهارات صدرالمتالهین، با روشی وصفی - تحلیلی، ویژگی های منحصر به فرد روش شناختی حکمت متعالیه را که وجه متمایز آن از دیگر مکاتب هستی شناسی است، ارایه و نشان دهد که حکمت متعالیه، در عین بهره مندی از دستاوردهای حوزه های مختلف هستی شناسی در تمدن اسلامی، یک مکتب کاملا فلسفی و پای بندی به روش فلسفی در اثبات و نفی گزاره های مورد نظر است.نقد روش شناختی عرفان نظری از دیدگاه حکمت متعالیه، تمایز روش شناختی حکمت متعالیه با حکمت اشراق، جایگاه شهود و آموزه های دینی در حکمت متعالیه، مقایسه روش نقلی با روش عقلی و شهودی در وصول به حقایق هستی شناختی، اصطلاح شناسی «عقل منور» و «برهان کشفی» در حکمت متعالیه و تبلور مطالعه میان رشته ای در حکمت متعالیه از جمله مباحث این مقاله هستند.
نقد و بررسی کتاب رویکرد استاد مطهری به علم و دین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از موضوعات بسیار مهم مطرح در فلسفه علم و فلسفه دین، نسبت میان علم و دین است. این نسبت در دو حوزه مورد توجه قرارمی گیرد: نیاز انسان به هر دو و تقابل میان گزاره های آن دو در توصیف قوانین طبیعت. این مسئله از حوزه بررسی عمیق استاد مطهری بیرون نبوده است؛ چنان که می توان اشتغال بدان را در آثار ایشان ردیابی کرد و این کاری است که در کتاب رویکرد استاد مطهری به علم و دین انجام شده است. نویسنده در این اثر کوشیده است با استفاده از آثار استاد، دیدگاه ایشان را در باب نسبت میان علم و دین بیان کند. این مسئله در اندیشه استاد به دو صورت بحث شده است: یکی نسبت علم و ایمان و تأکید بر نیاز انسان به هر دو و دیگری مسئله نزاع علم و دین. از نظر استاد، دین ثابت و قطعی، و علم متغیّر و نسبی است. در این مقاله، هدف نقد و بررسی این کتاب و طرح برخی نکات پیشنهادی برای اصلاح آن است.
مدل پارادایمی نهادهای کلان واسطه علم و فناوری کشور (مطالعه موردی: معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری دولت دهم)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم انسانی نظام آموزشی در حوزه علوم انسانی علوم انسانی و نهاد های مدرسه ، دانشگاه و حوزه
- حوزههای تخصصی علوم انسانی نظام آموزشی در حوزه علوم انسانی سیاستگذاری ها در حوزه توسعه علوم و پژوهش و میزان اثر بخشی آنها
- حوزههای تخصصی علوم انسانی نظام آموزشی در حوزه علوم انسانی سیاستگذاری های مالی و ساختاری برای نهاد دانشگاهی کشور
هدف: معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری به عنوان نهاد واسطه ای کلان، نقش اساسی و تعیین کننده ای در نظام ملی نوآوری کشور دارد. کارآمدکردن این نهاد، تلاش مهمی برای تقویت نظام ملی نوآوری کشور است. هدف اصلی این پژوهش، استخراج مدل پارادایمی (فرایندی) حاکم بر معاون علمی و فناوری به منظور ایفای نقش واسطه گری این معاونت در نظام ملی نوآوری است. روش پژوهش: این، یک پژوهش کیفی است. از میان انواع راهبردهای پژوهش های کیفی، نظریه داده بنیاد انتخاب شده است. استفاده از روش داده بنیاد نیز با تمرکز بر رهیافت استراوس و کوربین انجام شده است. بدین منظور ابتدا مصاحبه های انجام شده از مسئولان و متصدیان مناصب حساس این سازمان در دولت دهم مطالعه شد و بر اساس تجربیات و آرای آنها، مقوله های مدل پارادایمی حاکم بر این نهاد واسطه ای احصا شدند. یافته ها: با طی مراحل پژوهشی داده بنیاد، بیش از 500 کد باز که مربوط به پرسش و هدف تحقیق بود، شناسایی شد. پس از آن، کدگذاری انتخابی انجام شد و 31 کد محوری استخراج شد که در ذیل مقوله های مدل پارادایمی ازجمله مقوله محوری، شرایط علی، زمینه ای، مداخله گر و راهبردها و درنهایت پیامدها قرار گرفت. نتیجه گیری: بر اساس مدل پارادایمی، مقوله محوری این مدل، واسطه گری علم و فناوری است که نیازمند شرایط علی همچون علل یکپارچه سازی، مدیریتی و ... است. شرایط زمینه ای همچون زمینه های سیاسی و قانونی، ساختاری، خط مشی و اجرایی و عملیاتی نیز در این مدل نقش اساسی دارند. ظرفیت سازی، شبکه سازی و آینده پژوهی و آینده نگاری نیز ازجمله راهبردهای شناسایی شده برای ایفای نقش این نهاد کلان واسطه ای تشخیص داده شدند. برای تحقق این راهبردها، بهینه هایی برای تضمین ایفای نقش، کارایی مدیریتی و شفافیت احصا شدند که منجر به تحقق پیامدهایی از قبیل تکمیل زنجیره علم تا ثروت، خودکفایی و اقتدار ملی می شود
میان رشته ای ها: مفاهیم، رویکردها، دیرینه شناسی، و گونه شناسی
حوزههای تخصصی:
درک بهینه میان رشته ای ها، نخست، نیازمند واکاوی مفهوم مطالعات رشته ای است که بخش نخست این نوشتار را به خود اختصاص داده است. به باور بسیاری از اندیشه پردازان، کاستی ها و نقاط ضعف مطالعات رشته ای، پیچیدگی مسایلی که جامعه بشری با آنها روبرو شده است و تغییرات پارادایمی پدیده آمده در عرصه جامعه بشری، که مسیر را برای گذر از جامعه صنعتی به سوی جامعه دانش هموار می کند، از جمله بایسته های پرداختن به فعالیت های میان رشته ای قلمداد شده است. بخش دوم این نوشتار بیشتر بر مفهوم سازی ها در قلمرو میان رشته ای ها، بر مبنای رویکردهای متفاوت، به نگارش درآمده است که از جمله، در برگیرنده رویکرد دگرگونه ساز، رویکرد هنجاری، و رویکرد شناخت شناسانه است که مفهوم سازی های متفاوتی را درباره میان رشتگی موجب می شود.
آرا و آثار حنین بن اسحاق
حوزههای تخصصی:
حنین بن اسحاق (194-260ق) یکی از پرکارترین دانشمندان دوره اسلامی است. او در طب، فلسفه، منطق، اخلاق، علوم طبیعی و کلام مسیحی آثار فراوانی تألیف و ترجمه کرده است. در این مقاله ضمن معرفی مهم ترین آثار او در طب و فلسفه و منطق، گزارشی مختصر از آرای وی در کلام مسیحی عرضه می شود. جدول شماره 2 نیز تلخیصی سودمند از رساله حنین درباره آثار جالینوس است که حاوی فهرست نسبتاً کاملی از ترجمه های پزشکی حنین و یاران اوست. این مقاله در حقیقت بخش دوم جستاری است که در شماره پیشین مجله تاریخ علم با عنوان «مدرسه ترجمه حنین بن اسحاق» به چاپ رسیده است.
بررسی تطبیقی رویکردهای مبدعان اسلامی سازی دانشگاه در ایران
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش منظور و ابعاد ایده اسلامی سازی دانشگاهها در نگاه مبدعان این ایده با استفاده از دوروش اسنادی و تحلیل محتوا مورد بررسی قرار می گیرد.برای رسیدن به این اهداف،در بخش اسنادی از اغلب اسناد مربوط به ادبیات و پیشینه پژوهشی داخلی وخارجی در ایران فیش برداری شده است.همچنین با روش تحلیل محتوی اطلاعات لازم بوسیله پرسشنامه معکوس از کلیه اسناد و نرم افزارهای مربوط به نظرات مبدعان پدیده اسلامی سازی دانشگاهها در کشوراستخراج و مورد مقایسه قرار گرفته است.مطالعات اسنادی نشان می دهد، اسلامی سازی دانشگاه ایده کاملا جدیدی نبوده و زیر مجموعه ایده مهندسی اجتماعی قرار می گیرد وبا اسلامی شدن جامعه رابطه تنگاتنگی دارد.به لحاظ نظری هم اسلامی سازی و هم شقوق مغایر آن یک واقعیت اجتماعی است. ایده اسلامی سازی به معنای حاکمیت شناخت مذهبی و اسلامی بر دانشگاه و جامعه و رد سایر شناختها (غربی، غیرمذهبی، سکولار) با چالشی اساسی رو به رو است . تحلیل این پدیده، در چارچوب تئوریهایی صورت می پذیرد که تحلیل درونِ نهاد علم و همچنین روابط بین نهاد علم و سایر نهادهای اجتماعی را در دستور کار خود قرار دهد.
تقابل روش های کل گرایی و فردگرایی در تحلیل مقایسه ای مطالعات بین رشته ای در مقابل نئوکلاسیک سنتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مطالعه نشان می دهد دیدگاه های اساسی و برداشت های تحقیقی در مطالعات اجتماعی به نحو برجسته ای قابل تمییز از یک دیگر بوده و عبارتند از: روش های تحلیل فردگرایی سنتی و نئوکلاسیک از یک طرف و روش های تحلیل کل گرایی مشتمل برشیوه های کلیت نگر ،تجمع گرا یی و سیستم گرایی به عنوان روش های تحلیل بین رشته ای از طرف دیگر.این بررسی ضمن تبیین هر یک از این روش ها به این مساله می پردازد که عوامل و نهادهای اقتصادی واجتمایی دارای پیوندهای علّی و سببی متقابل با یک دیگربوده و یا دارای ارتباطات ساختاری می باشند.مطالعه مستقل وایزوله شده این نهادها و اجزاء هرگز نمی تواند درک درست وکاملی ازاین مسایل به دست دهد واین هدف دردسترس نخواهد بود مگر ازطریق اعمال برداشت های ترکیبی وبین رشته ای که متدهای کل گرا مصادیقی ازاین دست می باشند.