فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۷۴۱ تا ۹٬۷۶۰ مورد از کل ۵۸٬۸۵۴ مورد.
منبع:
تحقیقات مالی دوره ۲۵ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
485 - 507
حوزههای تخصصی:
هدف: وقوع ریسک پروژه روی یکی از اهداف پروژه ها مانند، زمان، هزینه، ایمنی، کیفیت و پایداری، اثرهای مثبت یا منفی می گذارد. از آنجایی که اجرای پروژه زمان زیادی طول می کشد و در تمام مراحل ریسک یکسان است، حفظ چرخه پایدار شناسایی ریسک، کاهش ریسک و مدیریت ریسک، اهمیت دارد. سرمایه گذاری در پروژه، معمولاً برای دوره محدودی تعریف می شود و به طول می انجامد. ویژگی های ساختاری دیگری از تأمین مالی پروژه وجود دارد که با ریسک و مدیریت ریسک ارتباط نزدیکی دارد. با این رویکرد، هدف پژوهش حاضر، شناسایی عوامل مؤثر بر ریسک تأمین مالی پروژه بوده است.
روش: در این پژوهش برای شناسایی عوامل مؤثر بر ریسک تأمین مالی پروژه، متغیرهای مرتبط شناسایی و بر اساس مدل های مدنظر، معیارهای کلی استخراج شد. حجم نمونه پژوهش، حد اشباع نظری، از طریق مصاحبه با خبرگان و متخصصانی بود که در شرکت های معدنی کشور، به طور مستقیم با این موضوع سروکار داشتند. نمونه گیری در پژوهش های کیفی، معمولاً با استفاده از روش های غیراحتمالی و به صورت هدفمند انجام می شود و تا اشباع نظری ادامه پیدا می کند. تعداد خبرگان 10 نفر در نظر گرفته شد؛ زیرا برای روش های کیفی، مصاحبه با 5 تا 25 خبره کفایت می کند. برای شناسایی متغیرها، از روش تحلیل محتوا و برای تجزیه وتحلیل داده های کیفی و نظریه پردازی، از نرم افزار مکس کیودا استفاده شد.
یافته ها: بر اساس نتایج حاصل از کدگذاری مصاحبه ها، تعداد 68 کد باز از بین 311 مفهوم شناسایی شده به دست آمد. مقوله روش های تأمین مالی با تعداد 99 کد تخصیص یافته، در رتبه نخست، مقوله ریسک مالی با تعداد 86 کد در رتبه دوم و مقوله ریسک مدیریت با 26 کد در رتبه سوم قرار گرفت. بر اساس نتایج، مقوله های شناسایی شده ای که بر ریسک تأمین مالی پژوه ها تأثیر دارند، عبارت اند از: روش های تأمین مالی، ریسک اجتماعی، ریسک پیمانکار، ریسک ساخت وساز، ریسک سیاسی، ریسک طراحی، ریسک قانونی، ریسک مالی، ریسک مدیریت، ریسک مشتری و قراردادهای فرعی.
نتیجه گیری: در حال حاضر اقتصاد کشور با وجود تحریم های یک جانبه و فشارهای بین المللی، به اقتصاد رقابتی تبدیل شده است. با توجه به شرایطی که در عرصه جهانی به وجود آمده، مهم است که در کشور سیستمی انتخاب شود که به اقتصاد مقاومتی کشور کمک کند. یکی از این سیستم ها، معرفی راه های جدید تأمین مالی است. یکی از چالش های مهم بنگاه های اقتصادی کشور، نبود مدل سازی مناسب برای معادن است. باید برای تأمین مالی مدل مشخصی ایجاد شود تا بر اساس ریسک و بازدهی، تأمین مالی صورت گیرد. همچنین در ایران با توجه به وضعیت اقتصادی موجود، لازم است که به غیر از بانک، به بورس مراجعه شود. جمع آوری منابع مالی از طریق اپلیکیشن و بازار بورس، برای پروژه های کوچک و تأمین مالی منابع آن ها، به کمک شرکت های تأمین سرمایه جدیدی که از طریق اپلیکیشن به صف جمع آوری سرمایه پیوسته اند، می تواند به نتایج خوبی منجر شود. این روش زمان دسترسی به منابع مالی را به شدت کاهش می دهد.
مدل سازی تعاملات ذی نفعان کلیدی امنیت غذایی در بخش دانه های روغنی با رویکرد ساختاردهی مسئله(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت صنعتی دوره ۱۵ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
411 - 446
حوزههای تخصصی:
هدف: امنیت غذایی یکی از مسائل راهبردی است که وابستگی یا عدم وابستگی در تأمین آن، در استقلال اقتصادی سیاسی کشور نقش عمده ای ایفا می کند. متأسفانه کشور ما در بخش دانه های روغنی با وابستگی بیش از 90 درصدی مواجه است که این مسئله، کشور را در حوزه اقتصادی برای تأمین امنیت غذایی و ملی وابسته می کند. این موضوع استقلال کشور را هدف قرار داده است و پرداختن به آن در قالب پژوهش حاضر، اولویت بسیار زیادی دارد. در این راستا، مطالعه حاضر با ارائه مدلی مطلوب برای شناسایی ذی نفعان، اهداف، وظایف و اختیارات آن ها و پیامدهای اجرای طرح توسعه و کشت دانه های روغنی با رویکرد ساختاردهی مسئله، می تواند به تحلیل بهتر سیاست ها و حمایت از استراتژی های (تدوین و اجرا) طرح توسعه و کشت دانه های روغنی در سطح ملی منجر شود.
روش: در این پژوهش با بهره گیری از روش تحلیل ذی نفعان، به شناسایی ذی نفعان این مسئله پرداخته شد. با توجه به ماهیت آشفته مسئله و تأکید بر ساخت دهی مسئله، از تکنیک نگاشت شناختی استفاده شد. بدین منظور از نرم افزار FCMapper برای ترسیم مفاهیم و تحلیل روابط میان آن ها و همچنین ارائه تحلیل های اهمیت استفاده شد. ذی نفعان حوزه دانه های روغنی، مبتنی بر روش کتابخانه ای با مطالعه متون مربوطه و اسناد بالادستی استخراج شدند. طراحی مدل و ساختاردهی به ذی نفعان و بازیگران با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته با 25 نفر از خبرگان حوزه امنیت غذایی انجام شد که این افراد با روش نمونه گیری گلوله برفی و حصول اشباع نظری انتخاب شدند.
یافته ها: در مرحله اول، در بخش کیفی با مطالعه اسناد و منابع کتابخانه ای، فهرست 90 عاملی از ذی نفعان شناسایی شد. در مرحله بعد با مصاحبه از خبرگان و تشکیل نقشه های شناختی از آن ها، سایر عوامل از قبیل اهداف، وظایف و اختیارات ذی نفعان اصلی و پیامدهای اجرای طرح توسعه و کشت دانه های روغنی احصا شد. همچنین میزان تأثیرگذاری و تأثیرپذیری و مرکزیت هریک از این عوامل به دست آمد. بدین ترتیب، اولویت هر یک از عوامل شناسایی شده، بر اساس میزان تأثیرگذاری و تأثیرپذیری و همچنین، درجه مرکزیت مشخص شد؛ برای مثال، وزارت جهاد کشاورزی با مقدار 67/0 تأثیرگذارترین ذی نفع و امنیت غذایی و استقلال اقتصادی با مقدار 51/0 نقش تأثیرپذیرترین پیامد را در بین سایر پیامدها دارد.
نتیجه گیری: در این پژوهش به ساختاردهی مسئله آشفته و ناموفق طرح توسعه و کشت دانه های روغنی در کشور و ارائه مدلی مطلوب برای شناسایی ذی نفعان، اهداف، وظایف و اختیارات آن ها و پیامدهای اجرای طرح با رویکرد ساخت دهی مسئله پرداخته شد. با مشخص شدن ذی نفعان بااهمیت و تأثیرگذاری و تأثیرپذیری اهداف و پیامدها، به طبع شناسایی و مدل سازی آن ها، می تواند دلالت های چشمگیری برای مدیریت و سیاست گذاری نظام امنیت غذایی داشته باشد و نقش مؤثرتری در بهبود شرایط ایفا کند. شایان ذکر است که پژوهشکده سیاست پژوهشی و مطالعات راهبردی حکمت، از نتایج پژوهش حمایت کرده اند و مدل پژوهش توسط خبرگان مجموعه تأیید و بهره برداری شده است.
نقش جهانی شدن در رابطه بین مصرف انرژی و رشد اقتصادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مصرف انرژی نقش مهمی در رشد و توسعه اقتصادی کشورها دارد، از طرفی افزایش رشد اقتصادی مستلزم انرژی بیشتر به عنوان نیروی محرکه تولید کالاها و خدمات است. بدین جهت شناخت عوامل موثر بر رابطه انرژی_رشد ضروری است. هدف مطالعه حاضر بررسی تاثیر جهانی شدن بر رابطه انرژی_رشد طی دوره 2021-1980 می باشد. نتایج گشتاورهای تعمیم یافته در 39 کشور در حال توسعه در مدل رشد اقتصادی نشان داد که مصرف انرژی به طور قابل توجهی در افزایش رشد اقتصادی نقش دارد. یافته ها همچنین نشان داد که جهانی شدن اقتصادی، اجتماعی و سیاسی به طور مستقیم رشد اقتصادی را افزایش می دهد. از طرفی، نتایج مدل غیرخطی نشان می دهد که جهانی شدن اقتصادی، اجتماعی اثر منفی و جهانی شدن سیاسی اثر مثبت بر رشد اقتصادی دارد. از طرفی مجذور جهانی شدن اقتصادی، اجتماعی و سیاسی تاثیر مثبتی بر رشد اقتصادی دارند. بنابراین یک رابطه U شکل بین جهانی شدن اقتصادی، اجتماعی با رشد اقتصادی و یک رابطه U شکل معکوس بین جهانی شدن سیاسی با رشد اقتصادی وجود دارد. علاوه براین نتایج اثر تعدیل نشان می دهد که جهانی شدن اقتصادی و اجتماعی مصرف انرژی را تعدیل می کند تا رشد اقتصادی در اقتصادهای در حال توسعه را تحریک کند. همچنین اثر تعدیل جهانی شدن سیاسی بر رشد اقتصادی بی معناست. همچنین برای مدل مصرف انرژی، مشخص شد که رشد اقتصادی به طور قابل توجهی مصرف انرژی را افزایش می دهد. نتایج همچنین نشان داد که جهانی شدن اقتصادی، اجتماعی و سیاسی تأثیر منفی و معناداری بر مصرف انرژی دارند و مدل غیرخطی نشان می دهد که جهانی شدن اقتصادی و اجتماعی اثر مثبت و جهانی شدن سیاسی اثر منفی بر رشد اقتصادی دارند. همچنین عبارت های مجذور جهانی شدن اقتصادی، اجتماعی و سیاسی اثرات منفی و معناداری بر مصرف انرژی دارند. در نتیجه یک رابطه U شکل معکوس بین جهانی شدن اقتصادی و اجتماعی با مصرف انرژی وجود دارد و جهانی شدن سیاسی و مجذور آن اثر منفی بر مصرف انرژی دارد. علاوه براین مشاهده می شود که جهانی شدن اجتماعی رشد اقتصادی را تعدیل می کند تا مصرف انرژی را تحریک کند. در مقابل جهانی شدن اجتماعی و سیاسی تاثیر رشد اقتصادی بر مصرف انرژی را در اقتصادهای در حال توسعه تعدیل نمی کند.
تاثیر پذیرش فناوری های مالی (فین تک) بر عملکرد پایدار با نقش میانجی امور مالی سبز و نوآوری سبز در بانک های تجاری تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت توسعه سبز سال ۲ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
112 - 127
حوزههای تخصصی:
مهمترین و اصلی ترین موضوع و دغدغه در چند دهه اخیر، موضوع پایداری عملکرد می باشد. یکی از استراتژی های مهم که در طی چند دهه اخیر برای افزایش عملکرد پایدار به کار گرفته شده است، فناوری های مالی (فین تک) می باشد. این مطالعه با هدف بررسی تاثیر پذیرش فین تک بر عملکرد پایدار با نقش میانجی امور مالی سبز و نوآوری سبز در بانک های تجاری تهران انجام شد. مطالعه حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها از تحقیقات توصیفی همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل کارکنان چند بانک تجاری در تهران بوده، که حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان 205 نفر تعیین شد. جهت تحلیل فرضیات پژوهش از آزمون معادلات ساختاری و نرم افزار اسمارت پی ال اس 2 استفاده شد. نتایج این مطالعه نشان داد که مدل از برازش مناسبی برخوردار بوده و همچنین تمامی فرضیات مورد تایید قرار گرفته شد. نتایج این مطالعه بر اهمیت پذیرش فین تک، تأمین مالی سبز و نوآوری در دستیابی به عملکرد پایدار و همچنین نیاز فوری به گنجاندن فناوری های جدید، طرح های سبز و تأمین مالی در استراتژی های بانکی برای کمک به دستیابی به پایداری کشور تأکید می کند.
نقش عوامل فرهنگی بر گرایش به استفاده از کالاهای فرهنگی (با تاکید بر مطالعه روزنامه در میان مردم ساری)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مدیریت فرهنگی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۲ شماره ۵۹
127 - 137
حوزههای تخصصی:
مصرف کالای فرهنگی در قالب مطالعه، نقش بسزایی در رشد جامعه دارد. جامعه کتاب خوان، آینده ای درخشان برای ملت خود تضمین می کند زیرا مردم در مواجهه با پدیده ها، آن ها را تحلیل می کنند و واکنش نشان می دهند. عوامل فرهنگی بر میزان سطح مطالعه نقش دارند. بنابراین، پژوهش حاضر برای بررسی نقش عوامل فرهنگی بر گرایش استفاده از کالاهای فرهنگی با تاکید بر مطالعه روزنامه در میان مردم ساری، انجام شد. این پژوهش کاربردی، به روش توصیفی-همبستگی است که جامعه آماری نامعلوم بود. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 148 نفر تعیین گردید و روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شد. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته بود، پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ بالاتر از 0.7 بدست آمد و روایی صوری و محتوایی پرسشنامه ها از طریق تحلیل عاملی پرسشنامه براساس شاخص کفایت حجم تایید شد. تجزیه و تحلیل داده ها نیز به دو روش توصیفی و استنباطی از طریق نرم افزار spss انجام شد. نتایج نشان داد که تاثیر معناداری بین ارزش های شهروندی، باورها، هنجارها و فناوری ها در گرایش شهروندان ساری به استفاده از روزنامه دارد که باورها و ارزش های شهروندی تاثیر بیشتری نسبت به دو متغیر دیگر بر مطالعه روزنامه در میان مردم ساری دارند.
طراحی مدل شایستگی مدیران حوزه سلامت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مدیریت سبز دوره ۳ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
80 - 103
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر طراحی مدل شایستگی مدیران حوزه سلامت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی می باشد. در این پژوهش، پس از شناسایی ابعاد، رویکردها و حوزه های شایستگی مدیران در یک مطالعه کیفی از طریق مصاحبه با 14 نفر از خبرگان و تجزیه تحلیل داده های حاصل از مصاحبه با روش تجزیه تحلیل محتوا، 54 شاخص شناسایی شد و در 15 مفهوم اصلی مهارت های حرفه ای عملیاتی، مهارت تعاملی، مهارت انسانی، شایستگی محیطی، شایستگی مدیریتی، شایستگی فردی، شایستگی عمومی، شایستگی رهبری، شایستگی شغلی، مهارت حل مسئله، مهارت مدیریتی، رویکرد رفتاری، رویکرد اقتضایی، رویکرد مبتنی بر تحقیق و رویکرد مبتنی بر استراتژی دسته بندی شدند. سپس، با روش AHP فازی رتبه بندی صورت گرفت. در ادامه، در یک مطالعه کمی با جمع آوری اطلاعات از طریق پرسشنامه از 384 نفر از کارکنان از مدلسازی معادلات ساختاری برای تخمین روابط در مدل شایستگی مدیران حوزه سلامت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی استفاده شد. نتایج بدست آمده از ارزیابی مدل نشان داد که ارتقاء شایستگی مدیران حوزه سلامت به ترتیب بر ابعاد شایستگی، حوزه های کلان شایستگی، رویکرد شایستگی و عوامل مرتبط با شایستگی تأثیرگذار بود. این پژوهش شناسایی شایستگی هایی موردنیاز کارکنان برای بهبود عملکرد در شغل فعلی یا آماده سازی برای شغل های دیگر از طریق ارتقاء یا انتقال را فراهم می سازد.
تحلیل تأثیر بیش اعتمادی و اجتناب مالیاتی مدیران بر کیفیت گزارشگری مالی و مدیریت سود در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
حوزههای تخصصی:
سود به عنوان یکی از اساسی ترین و مهم ترین اقلام صورت های مالی در تصمیم گیری های مالی و اقتصادی محسوب می شود که توسط افراد بسیاری موردتوجه قرار می گیرد؛ اما گاهی اوقات مدیران به دلیل حداکثر کردن منافع خود، ممکن است سود را طوری گزارش کنند که با هدف تأمین منافع عمومی استفاده کنندگان مغایرت داشته باشد. به مجموعه اقداماتی که مدیران در جهت آراستن اطلاعات برای دستیابی به اهداف خاص انجام می دهند، مدیریت سود اطلاق می شود. گزارشگری مالی، اطلاعات خاص یک شرکت را از دیدگاه مدیریت دسته بندی می کند و آن را به صورت معنی دار برای استفاده کنندگان ارائه می نماید و سرمایه گذاران، اعتباردهندگان بالقوه و مشاوران آن ها از آن به عنوان مبنا و اساسی برای تصمیم گیری جهت تخصیص سرمایه استفاده می کنند. نقش اصلی گزارشگری مالی، انتقال اثربخش اطلاعات به افراد برون سازمانی به روشی معتبر و به موقع است. بر اساس مطالب بیان شده، پژوهش حاضر به بررسی رابطه بین بیش اعتمادی و اجتناب مالیاتی مدیران بر کیفیت گزارشگری مالی و مدیریت سود می پردازد. به منظور دستیابی به هدف فوق، اقدام به تدوین چهار فرضیه شد. بر این اساس به منظور آزمون فرضیه های پژوهش، نمونه ای متشکل از 130 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1392 الی 1398 انتخاب شد. جهت آزمون فرضیه های پژوهش نیز از مدل رگرسیون چندمتغیره مبتنی بر داده های ترکیبی استفاده شده است. نتایج این پژوهش نشان دهنده آن است که ارتباط منفی بین بیش اعتمادی و اجتناب مالیاتی مدیران بر کیفیت گزارشگری مالی برقرار است بدین معنی که با افزایش بیش اعتمادی و اجتناب مالیاتی مدیران، کیفیت گزارشگری مالی کاهش خواهد یافت؛ علاوه بر این، بین بیش اعتمادی و اجتناب مالیاتی مدیران بر مدیریت سود ارتباط مثبت و معناداری برقرار است بدین معنی که با افزایش بیش اعتمادی و اجتناب مالیاتی مدیران، مدیریت سود افزایش خواهد یافت.
بررسی رابطه بین مهارت های ارتباطی با رضایت شغلی و سلامت روان در معلمان زن مقطع ابتدایی شهرستان گرگان در سال تحصیلی 1402-1401
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین مهارت های ارتباطی با رضایت شغلی و سلامت روان در معلمان زن ناحیه یک شهرستان گرگان در سال تحصیلی 1402-1401 صورت گرفته است. پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی است. بدین منظور از میان معلمان زن شاغل در مدارس ابتدایی ناحیه یک شهرستان گرگان نمونه ای به حجم 228 نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب گردید. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه های مهارت های ارتباطی، رضایت شغلی فیلد و روث و سلامت عمومی (GHQ-28) بوده است. نتایج نشان دادند بین مهارت های ارتباطی و رضایت شغلی و سلامت روان رابطه مثبت وجود دارد به طوری که با افزایش یکی از متغیر ها دو متغیر دیگر نیز افزایش می یابند. همچنین، متغیر سن رابطه بسیار کمی با مهارت های ارتباطی و رضایت شغلی و سلامت روان دارند. براساس یافته دیگر از این پژوهش، رابطه معناداری بین میزان تحصیلات معلمان با مهارت های ارتباطی، رضایت شغلی و سلامت روان معلمان وجود ندارد.
بررسی نقش نگهداشت وجه نقد در ارتباط با نقدشوندگی و هزینه های بدهی شرکت (مورد مطالعه: سازمان های بورس اوراق بهادار تهران)
حوزههای تخصصی:
شرکت هایی که دارایی های خود را می فروشند تا حد زیادی از این وجوه برای افزایش سرمایه گذاری و کاهش بدهی استفاده کرده، وجوه تولید شده توسط فروش دارایی ها به طور قابل توجهی بیشتر از وجوه حاصل از پیشنهادات سهام است. لذا، فروش دارایی را می توان بسیار فراتر از تصمیمات عملیاتی مربوط به سازماندهی مجدد یا ورشکستگی در نظر گرفت. در این پژوهش بررسی نقش نگهداشت وجه نقد در ارتباط با نقدشوندگی و هزینه های بدهی شرکت ها مورد بررسی قرار گرفته است. در این پژوهش دو فرضیه مطرح شد و هر کدام از فرضیه ها با یک مدل رگرسیونی مورد آزمون قرار گرفتند. متغیر هزینه بدهی بعنوان متغیر وابسته، متغیر نقدشوندگی دارایی بعنوان متغیر مستقل و نگهداشت وجه نقد بعنوان متغیر تعدیلگر این پژوهش وارد مدل شدند. بدین منظور داده های مربوط به 157 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، در بازه زمانی 1400-1391 گردآوری شد. برای آزمون فرضیه ها از رگرسیون خطی چندگانه و نرم افزار آماری Eviews استفاده شد. بین نقدشوندگی دارایی و هزینه بدهی رابطه معناداری وجود ندارد. طبق نتایج، نگهداشت وجه نقد بر رابطه بین نقدشوندگی دارایی و هزینه بدهی اثر منفی و معناداری دارد.
توانایی شناختی، دانش اقتصادی و سواد مالی
حوزههای تخصصی:
توانایی شناختی با بسیاری از نتایج مالی ارتباط مثبت دارد. توانایی شناختی به مهارت های طبیعی مغز اشاره دارد که برای کارهای ساده و پیچیده استفاده می شود. در مجموع، این مهارت ها که به نحوه پردازش اطلاعات، شناسایی الگوها و تحلیل مسائل مربوط است، توانایی شناختی نامیده می شود و می تواند با تمرکز بر حوزه های مختلف بهبود پیدا کند. یک رابطه مهم برای درک میزان ارتباط توانایی شناختی با دانش بیشتر از اقتصاد است، اما این به طور گسترده آزمایش نشده است. در این مطالعه رابطه بین توانایی شناختی و دانش اقتصادی و سواد مالی در میان 353 نفر از سرمایه گذاران فعال در بازار بورس با استفاده از تکنیک مدلسازی ساختاری مورد آزمون قرار گرفته است. در این راستا نتایج این مطالعه نشان داده است که ارتباط مثبت و معناداری میان دانش اقتصادی و سواد مالی و توانایی شناختی برقرار است. این در حالی است که این روابط به طور مثبت توسط آموزش میانجی گری می شوند.
تأثیر توانایی مدیریت بر ارتباط بین کیفیت حسابرسی و مدیریت سود
حوزههای تخصصی:
بسیاری از مطالعات نشان می دهد که اندازه حسابرس می تواند باعث خدمات حسابرسی باکیفیت شود. هدف از پژوهش حاضر تبیین رابطه بین کیفیت حسابرسی و مدیریت سود و تعیین اثر توانایی مدیریت بر این رابطه بوده است. با استفاده روش داده های ترکیبی، نتایج پژوهش نشان می دهد کیفیت حسابرسی بر مدیریت سود تأثیر معناداری دارد. همچنین، توانایی مدیریت به طور قابل توجهی رابطه بین کیفیت حسابرسی و مدیریت سود را تعدیل می کند، یعنی فرضیه دوم تأیید می گردد. سرمایه گذاران و تحلیلگران مالی نیز می توانند هنگام تصمیم گیری درباره خرید و ارزیابی سهام شرکت ها به ارزیابی توانایی مدیران در کنار ارزیابی ویژگی های شرکت به منظور بررسی کیفیت سود بپردازند. هرچه در دوران تصدی یک مدیر، صورت های مالی تجدید ارائه شده کمتری گزارش شوند، این مدیر از توانایی بالا تری برخوردار است و کیفیت سود گزارش شده توسط وی بالاتر خواهد بود.
تاثیر کیفیت گزارشگری مالی بر رابطه بین مسئولیت اجتماعی شرکت ها و فرصت های رشد
حوزههای تخصصی:
امروزه، مسئولیت اجتماعی شرکت ها، بخش جدایی ناپذیری از مطالعات مالی اقتصادی جهان تلقی می شود. شیوه های مسئولیت اجتماعی شرکتها در کشور های توسعه یافته و در حال توسعه و خصوصیات و الگوهای افشای مسئولیت اجتماعی بین بخش های مختلف، متنوع است. مسئولیت اجتماعی شرکت ماهیتی است که شرکتها باید نه فقط در مقابل سهامدارانشان پاسخگو و مسئول باشند بلکه همچنین باید در مقابل سایر سهامداران از جمله اعتباردهندگان، خرده فروشان از همه مهمتر مشتریانشان نیز مسئول باشند. هدف این تحقیق بررسی تاثیر کیفیت گزارشگری مالی بر رابطه بین مسئولیت اجتماعی شرکت و فرصتهای رشد می باشد و قلمرو زمانی سال های بین ۱۳۹۴ تا ۱۳۹۸ بوده است. به طور کلی روش آماری مورد استفاده در این پژوهش روش توصیفی و رگرسیون چندگانه است. فرضیه ها از طریق نتایج حاصل از الگوهای اقتصادسنجی و رگرسیون چند متغیره مورد آزمون قرار گرفتند. به منظور تعیین معنی دار بودن الگوی رگرسیون از آماره F فیشر استفاده شده است. برای بررسی معنی دار بودن ضریب متغیرهای مستقل در هر الگو، از آماره t استیودنت در سطح اطمینان ۹۵%، استفاده شده است. بدین منظور از نرم افزارهای EXCEL و EVIWES استفاده شده است. همچنین از آزمون دوربین واتسون نیز برای بررسی نبود مشکل خود همبستگی بین جملات پسماند استفاده گردید. بر اساس روش حذف سیستماتیک تعداد ۱۰۷ شرکت به عنوان نمونه آماری انتخاب گردید. نتایج تحقیق نشان داد بین مسئولیت اجتماعی و فرصتهای رشد ارتباط معنادار وجود دارد. کیفیت گزارشگری مالی بر رابطه بین مسئولیت اجتماعی و فرصتهای رشد تاثیرگذار است.
بررسی تأثیر معیارهای اجتماعی بر عملکرد مالی شرکت های تولیدی با تاکید بر معیارهای مالی نوین(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های حسابداری و راهبری شرکتی دوره ۲بهار ۱۴۰۲ شماره ۳
101 - 126
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر به بررسی تأثیر معیارهای اجتماعی بر عملکرد مالی شرکت های تولیدی با تاکید بر معیارهای مالی نوین در حسابداری پرداخته شد. باتوجه به مطالعات انجام شده، طبقه بندی های مختلفی برای افشای مسئولیت اجتماعی شرکت ها وجود دارد که در این پژوهش برای سنجش معیارهای اجتماعی از شاخص های اقدامات قانونی، کمیته مسئولیت اجتماعی، فشار بازار، توسعه محصول/سهم بازار و پاسخگویی به نیاز مشتریان به عنوان متغیرهای مستقل استفاده شد. همچنین متغیرهای ارزش افزوده اقتصادی، ارزش افزوده بازار، ارزش افزوده اقتصادی تعدیل شده و Q توبین جهت اندازه گیری عملکرد مالی شرکت ها به عنوان متغیرهای وابسته بررسی گردید. پژوهش حاضر از لحاظ طبقه بندی بر مبنای هدف از نوع کاربردی و روش پژوهش از نوع کمی می باشد و از نظرتحلیل داده ها، توصیفی از نوع همبستگی است. داده های مورد نیاز جهت آزمون فرضیه ها با استفاده از سایت بورس اوراق بهادار، یادداشت های همراه و گزارش فعالیت هیات مدیره به مجمع 108 شرکت تولیدی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در طی دوره زمانی 1391 تا 1398 گردآوری شد و با بهره گیری از روش رگرسیون چند متغیره با استفاده از آزمون F لیمر، هاسمن، بروش-گادفری و بروش-پاگن به کمک نرم افزار R مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج آزمون فرضیه ها نشان داد که بین شاخص های مورد استفاده در معیارهای اجتماعی با معیارهای مالی نوین ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد. باتوجه به نتایج پژوهش حاضر مدیران شرکت ها با در نظر گرفتن معیارهای اجتماعی می توانند در بهبود عملکرد شرکت تأثیر گذار باشند و در جهت بهبود عملکرد و توسعه پایدار گام بردارند.
ارائه چارچوب مفهومی ارزیابی عملکرد در شرکت ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابداری سال ۱۴ بهار ۱۴۰۲ شماره ۵۲
143 - 169
حوزههای تخصصی:
هدف: علی رغم انجام پژوهش های متعدد در حوزه ارزیابی عملکرد و ارائه مدل های مختلف برای آن، یک ساختار مفهومی مشخص و استاندارد برای مدل های ارزیابی عملکرد وجود ندارد. این موضوع سبب شده است که مدل های متنوع موجود، ابعاد مختلف عملکرد سازمان ها را به نحو جامعی پوشش نداده و طراحی مدل های جدید و یا انتخاب از میان مدل های موجود را به امری دشوار بدل نماید. از این رو، در حوزه حسابداری مدیریت، به یک چارچوب مفهومی برای ارزیابی عملکرد نیاز است تا ابعاد و ویژگی های یک مدل ارزیابی عملکرد مناسب را روشن سازد. روش: این پژوهش با استفاده از روش کیفی نظریه پردازی زمینه بنیان از طریق مصاحبه با خبرگان حوزه حسابداری مدیریت، اقدام به ارائه چارچوب مفهومی ارزیابی عملکرد و الزامات مدل های ارزیابی عملکرد نموده است. یافته ها : چارچوب مفهومی ارزیابی عملکرد در شرکت ها، در ابتدا محرک هایی را که منجر به ظهور پدیده ارزیابی عملکرد شده اند، شناسایی می کند. در گام بعدی، طرح کلان ارزیابی عملکرد در قالب سه مرحله هدف گذاری، شاخص گذاری و ارزیابی و گزارشگری ارائه شده است. در این چارچوب، نتایج و پیامدهای مطلوب و نامطلوب نظام ارزیابی عملکرد و همچنین عوامل تأثیرگذار بر آن ارائه شده اند. سپس بر اساس چارچوب مفهومی حاصل شده، چک لیست موارد قابل توجه در طراحی و ارزیابی مدل های ارزیابی عملکرد ارائه شده است. نتیجه گیری: با عنایت به خلاء وجود چارچوب مفهومی ارزیابی عملکرد شرکت ها، از چارچوب مفهومی ارائه شده در این پژوهش و چک لیست مستخرج از آن می توان به عنوان راهنمای طراحی مدل های ارزیابی عملکرد و همچنین معیاری برای بررسی کامل بودن مدل های ارزیابی عملکرد موجود و پیاده سازی آن ها استفاده کرد.
نقش فاکتور درماندگی مالی در توضیح سودآوری صرف ارزش و اندازه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های حسابداری و حسابرسی دوره ۳۰ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲
239 - 261
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش قصد دارد با استفاده از احتمال نکول کمپل، هیلشر و سیلاگی (۲۰۰۸) (امتیاز CHS) به عنوان نماگر درماندگی مالی بازارمحور و امتیاز O اولسن (۱۹۸۰) به عنوان نماگر مبتنی بر داده های حسابداری، سودآوری خلاف قاعده های صرف ارزش و صرف اندازه را توضیح دهد. احتمال نکول کمپل و همکاران (۲۰۰۸) (امتیاز CHS)، در واقع نسخه خلاصه شده یک مدل اقتصادسنجی است که برای پیش بینی درماندگی مالی شرکت ها در افق های زمانی کوتاه مدت و بلندمدت استفاده می شود. در میان خلاف قاعده های بازار، صرف ارزش و صرف اندازه، توجه بیشتری را به خود جلب کرده اند. پژوهشگران در پژوهش های قبلی متوجه وجود صرف ارزش در سهام شدند و دریافتند که سهام ارزشی در مقایسه با سهام رشدی، میانگین بازده بالاتری دارند. سهام ارزشی به سهام شرکتی اطلاق می شود که به نظر می رسد، نسبت به عوامل بنیادی آن با قیمت پایین تری معامله می شوند. ویژگی های مشترک سهام ارزشی عبارت اند از: بازده سود نقدی بالا، نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار بالا و نسبت P/E پایین. با این حال، سهام رشدی، اغلب گران قیمت هستند و با نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار پایین معامله می شوند. علاوه بر این، پژوهشگران به وجود صرف اندازه پی بردند که طبق آن، سهام کوچک بهتر از سهام بزرگ عمل می کنند. این پدیده ها به شکل گیری استراتژی های سرمایه گذاری بر اساس صرف ارزش و صرف اندازه منجر شدند. روش: نمونه آماری شامل ۱۶۸ شرکت بورسی و فرابورسی طی بازه انتهای مهر ۱۳۹۰ تا انتهای شهریور ۱۴۰۰ است. در این پژوهش، در مجموع از ۳ مدل بهره گرفته شده است: ۱. مدل سه عاملی فاما و فرنچ؛ ۲. مدل سه عاملی بسط یافته با امتیاز CHS (کمپل و همکاران، ۲۰۰۸) و ۳. مدل سه عاملی بسط یافته با امتیاز O (اولسن، ۱۹۸۰). یافته ها: طبق یافته ها، ورود فاکتور درماندگی مالی به مدل سه عاملی فاما و فرنچ (۱۹۹۳)، عملکرد آن را در توضیح نوسان های میانگین بازده سهام شرکت های پذیرفته شده ارتقا می دهد. در این بین، نماگر امتیاز CHS (کمپل و همکاران، ۲۰۰۸)، در مقایسه با نماگر امتیاز O (اولسن، ۱۹۸۰)، سهم بیشتری در افزایش قدرت توضیح دهندگی مدل مذکور دارد. همچنین، مشخص شد که هم در مدل اولیه فاما و فرنچ (۱۹۹۳) و هم در نسخه های بسط یافته آن، صرف ارزش عمدتاً در بین سهام ارزشی، چه کوچک و چه بزرگ، رؤیت می شود. اثر اندازه نیز پس از بسط این مدل، اهمیت خود را در بین سهام بزرگ ارزشی از دست می دهد؛ اما همچنان به عنوان فاکتوری تأثیرگذار در توضیح نوسان های میانگین بازده سهام کوچک ارزشی، سهام کوچک رشدی و سهام بزرگ رشدی، نقش ایفا می کند. نتیجه گیری: نتایج به دست آمده از پژوهش، وجود رابطه منفی و معنادار بین ریسک درماندگی مالی و بازده مازاد پرتفوی های تشکیل شده بر اساس اندازه و ارزش دفتری به ارزش بازار را اثبات و تأیید می کند که در بلندمدت، سهام شرکت های درمانده مالی در مقایسه با همتایان سالم خود، بازده های مازاد کمتری را محقق می سازند. این یافته می تواند مورد توجه سازمان بورس و اوراق بهادار، مؤسسه های حسابرسی، سرمایه گذاران و اعتباردهندگان قرار گیرد
طراحی الگوی سنجش بلوغ مدیریت ریسک در صنعت بیمه ایران با تأکید بر نقش حسابرسی داخلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های حسابداری و حسابرسی دوره ۳۰ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲
341 - 379
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف اصلی این پژوهش طراحی الگویی برای سنجش بلوغ مدیریت ریسک در صنعت بیمه ایران با تأکید بر نقش حسابرسی داخلی است. روش: ابتدا با تحلیل محتوای کیفیِ مبانی نظری و تجربی موجود، شاخص های بلوغ مدیریت ریسک شناسایی، استخراج و در قالب ابعاد و مؤلفه های اصلی بلوغ مدیریت ریسک طبقه بندی شد. سپس به منظور اطمینان از روایی الگوی به دست آمده، از روش دلفی برای بررسی نظرهای خبرگان مدیریت ریسک و حسابرسی داخلی استفاده شد. یافته ها: پس از شناسایی و طبقه بندی گزاره های کلیدی و پرتکرار، ۶۵ شاخص بلوغ مدیریت ریسک در قالب نه مؤلفه و سه بعد اصلی شناسایی شد تا برای تأیید روایی محتوا، در قالب پرسش نامه در اختیار صاحب نظران قرار گیرد. در این مرحله۵۰ شاخص مورد توافق و اجماع نظر خبرگان قرار گرفت و مابقی از الگوی نهایی حذف شدند. این الگو سه بُعد اصلی راهبری شرکتی، سیاست و استراتژی؛ فرایند مدیریت ریسک و نقش و وظایف حسابرسی داخلی را شامل می شود و با الگوی «سه خط دفاعی در برابر ریسک» مطرح شده در انجمن بین المللی حسابرسان داخلی هم سو است. نتیجه گیری: الگوی طراحی شده در این پژوهش شامل ۵۰ شاخص برگرفته از استانداردها، پژوهش های پیشین و نظرهای خبرگان صنعت بیمه است که حالت بهینه مدیریت ریسک در صنعت بیمه را تشریح می کند. شرکت های بیمه ایرانی می توانند وضعیت بلوغ مدیریت ریسک خود را با شناسایی میزان انطباق با شاخص های این الگو بسنجند.
ارائه الگویی برای برندسازی داخلی بر اساس رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت بازرگانی دوره ۱۵ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲
273 - 304
حوزههای تخصصی:
هدف: برندسازی داخلی یکی از موضوعات مهم برای سازمان هاست. تحقیقات مربوط به حوزه برندسازی داخلی بسیار پراکنده است؛ از این رو در پژوهش حاضر تلاش شده است که با بررسی نظام مند، ضمن دسته بندی کردن راهبردها، ابزارها و راه کارهای برندسازی داخلی، الگویی برای پیاده سازی آن در سازمان ها ارائه شود.
روش: پژوهش حاضر کاربردی، توصیفی و از نوع کیفی است و بر اساس رویکرد فراترکیب اجرا شده است. با توجه به هدف پژوهش، ابتدا ۳۵۶ مقاله انتخاب و پس از غربالگری آن ها، در نهایت ۶۸ مقاله معتبر بررسی شد. جامعه پژوهش، کلیه مقاله هایی بود که در مجله های لاتین و فارسی، طی سال های ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۲ (۱۳۹۰ تا ۱۴۰۱) در پایگاه های علمی معتبر منتشر شدند.
یافته ها: با استفاده از روش تجزیه وتحلیل محتوا روی ۶۸ مقاله منتخب، در مجموع دو دسته اصلی شامل راهبردها و راه کارها و ابزارها و ۱۲ مفهوم و ۶۳ کد در این پژوهش کشف و برچسب گذاری شد.
نتیجه گیری: راهبردها و ابزارها و همچنین، راه کارهای شناسایی شده، از دو جنبه کانون توجه (داخلی و خارجی) و میزان تغییرات سازمانی (تدریجی و بنیادی) بررسی شدند و در نهایت، یک الگوی چهاربخشی برای پیاده سازی برند داخلی در سازمان ارائه شد که اعتبار آن را خبرگان و استادان دانشگاهی تأیید کردند. الگوی پژوهش حاضر به پژوهشگران و سازمان ها کمک می کند تا سطح و عمق دانش آن ها در حوزه برندسازی داخلی ارتقا یابد؛ زیرا در نگاهی جامع با راهبردها، ابزارها و راه کارهای پیاده سازی برندسازی داخلی و مؤلفه های آن آشنا می شوند.
کیفیت عملکرد حسابرسی داخلی و کارایی سرمایه گذاری شرکت ها: آزمون نظریه درونداد- فرایند- برونداد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابرسی سال ۲۳ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۹۳
274 - 289
حوزههای تخصصی:
حسابرسی داخلی، یک فعالیت مستقل و بی طرفانه اطمینان بخش و مشاوره ای است که به منظور ایجاد ارزش افزوده و بهبود عملکرد سازمان طراحی و اجرا می شود. بنابراین اطلاعات تهیه شده توسط واحد حسابرسی داخلی با کیفیت، به عنوان یک درونداد مهمی برای اتخاذ تصمیمات سرمایه گذاری مدیران به شمار می رود. در همین راستا مطالعه حاضر با هدف بررسی ارتباط بین کیفیت عملکرد حسابرسی داخلی و کارایی سرمایه گذاری شرکت ها صورت پذیرفت. بدین منظور، نمونه ای متشکل از 132 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1396 تا 1400 انتخاب گردید و فرضیه تحقیق، با بهره گیری از مدل رگرسیون چندمتغیره مبتنی بر تکنیک داده های ترکیبی مورد آزمون تجربی قرارگرفت. یافته های پژوهش همسو با نظریه درونداد- فرایند- برونداد نشان داد که با افزایش کیفیت عملکرد حسابرسی داخلی،کارایی سرمایه گذاری شرکت ها افزایش دارد.
بررسی تأثیر جو سازمانی بر کیفیت حسابرسی، تصمیمات غیر اخلاقی و عملکرد حسابرسی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی بررسی تأثیر جو سازمانی بر کیفیت حسابرسی، تصمیمات غیراخلاقی و عملکرد حسابرسی به اجرا درآمده است. در این راستا پژوهش حاضر از حیث هدف، با توجه به اهداف پژوهش جزو پژوهش های کاربردی می باشد. از منظر گردآوری داده ها، پژوهش حاضر در مجموعه تحقیقات میدانی و پیمایشی قرار می گیرد. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه حسابداران رسمی عضو جامعه حسابداران رسمی ایران می باشند. بر اساس اطلاعات گردآوری شده حسابداران رسمی عضو جامعه حسابداران رسمی ایران محدود به 3100 نفر می باشند. با توجه به محدود بودن جامعه برای تعیین حجم نمونه از جدول مورگان استفاده شد. بر این اساس تعداد 342 نفر نمونه در سال 1402 برآورد شده است و در نهایت نتایج به دست آمده از آزمون فرضیه ها با استفاده از روش حداقل مربعات جزئی و نرم افزار اسمارت پی ال اس نشان می دهد که جو سازمانی بر کیفیت حسابرسی تاثیرگذار است و همچنین جو سازمانی نیز بر تصمیمات غیر اخلاقی حسابرسان اثرگذار بوده است و در نهایت جو سازمانی بر عملکرد حسابرسی تاثیر می گذارد.
بررسی نقش ویژگی های روان شناختی در رابطه بین شخصیت سرمایه گذار و عملکرد سرمایه گذاری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
موضوع مالی رفتاری که معمولاً از آن به عنوان کاربرد روان شناسی دردانش مالی تعبیرمی شود،به ویژه پس ازترکیدن حباب قیمتی سهام دربیشتر کشورها و علی الخصوص درایران،به موضوع روز تبدیل شده است.مالی رفتاری بیان می کندکه انسان به عنوان یک سرمایه گذار یک موجود کاملاً منطقی نیست و تصمیمات و عملکرد سرمایه گذاری خود را براساس شرایط و تحت تأثیر عوامل مختلف اتخاذ می کند که این تصمیم ها می تواندبه دوراز منطق نیز باشد، یکی از مهم ترین عواملی که عملکرد سرمایه گذاری رامتأثر می کند ویژگی های روانشناختی و شخصیتی سرمایه گذاران است.هدف این پژوهش بررسی نقش ویژگی های روان شناختی (بیش اطمینانی مالی و تحمل ریسک) در رابطه بین ویژگی های شخصیتی سرمایه گذار(مسئولیت پذیری، روان رنجوری، سازگاری، گشودگی به تجربه و برون گرایی) و عملکرد سرمایه گذاری بوده است.روش پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ ماهیت، توصیفی و پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش شامل سرمایه گذاران بورس اوراق بهادار تهران طی سال 1400 است که بر اساس فرمول کوکران تعداد387 تن به عنوان نمونه و به روش تصادفی دردسترس انتخاب شدند.ابزار جمع آوری اطلاعات در این پژوهش مبتنی برپرسشنامه است.تجزیه و تحلیل داده ها نیز با تکنیک مدل یابی معادلات ساختاری(SEM) و تحلیل عاملی تأییدی انجام گشت.نتایج حاصل نشان داد که صفات شخصیتی برعملکرد ادراکی سرمایه گذاری تأثیر می گذارند و شخصیت سرمایه گذاران تأثیر معناداری بربیش اطمینانی مالی آن ها برجای می گذارد و سرمایه گذاران با سطح بالاتر(پایین تر)بیش اطمینانی مالی دارای عملکرد ادراکی سرمایه گذاری بالاتری (پایین تری) هستند همچنین شخصیت از طریق بیش اطمینانی مالی بر عملکرد ادراکی سرمایه گذاری تأثیر می گذارد.شخصیت سرمایه گذاران دارای تأثیر معناداری بر تحمل ریسک مالی آن ها می باشد.سرمایه گذاران با سطح بالاتر(پایین تر) تحمل ریسک مالی دارای عملکرد ادراکی سرمایه گذاری بالاتری(پایین تری) هستند.شخصیت از طریق تحمل ریسک مالی برعملکرد ادراکی سرمایه گذاری تأثیر می گذارد.