فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۶۰۱ تا ۹٬۶۲۰ مورد از کل ۵۷٬۳۰۸ مورد.
منبع:
علوم و فنون نظامی سال هجدهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۶۰
147 - 166
حوزههای تخصصی:
ارتقاء آمادگی جسمانی خلبانان شکاری یکی از موارد مهم در افزایش آمادگی رزمی آنان است؛ چراکه آنان همواره و به طور مستمر در معرض محیط های نامتعارف قرار دارند و ضروری است که از توان فیزیکی بالایی برخوردار باشند. ازاین رو، این پژوهش درصدد تبیین چگونگی ارتقاء آمادگی جسمانی خلبانان شکاری نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران با اتکاء بر تمرینات استقامتی است. در این راستا خلبانان شکاری نهاجا، اسناد، مدارک، کتب و مقالات مربوطه، موردمطالعه قرار گرفتند و جامعه آماری این پژوهش خلبانان شکاری نهاجا که سابقه خدمتی بیش از 15 سال دارند به تعداد 174 نفر در نظر گرفته شدند. در تجزیه وتحلیل داده ها، پس از انجام مصاحبه، نظرات صاحب نظران دسته بندی شده و سپس با تقسیم بندی اطلاعات جمع آوری شده از منابع موردمطالعه و اسناد و مدارک شرایط موجود در مورد هدف به صورت کیفی تجزیه وتحلیل شده؛ و بعد سؤالات پرسش نامه تجزیه وتحلیل توصیفی و استنباطی گردیده و در انتها جهت نشان دادن هم پوشانی داده های حاصل از مصاحبه، منابع و پرسش نامه تحلیل نهایی انجام شده است. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل اطلاعات جمع آوری شده، بیان گر آن است که با سطح اطمینان بالا می توان گفت که تمرینات استقامتی با تقویت مؤلفه های قلبی- عروقی، تعادل، توان، هماهنگی، ترکیب بدن، انعطاف پذیری و همچنین با افزایش استقامت عضلانی و توان عضلات اسکلتی عضلات بدن نظیر عضلات گردن، شکم، پاها و کمر که در افزایش تحمل نیروهای گرانش زمین بسیار ضروری هستند؛ سبب افزایش آمادگی جسمانی خلبانان شکاری می شود.
تبیین عؤامل مؤثر بر تدوین دکترین پدافند غیر عامل جمهوری اسلامی ایران با رویکرد نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون نظامی سال هجدهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۶۰
223 - 243
حوزههای تخصصی:
در جنگ های امروزی، دکترین پدافند غیرعامل و مبانی آن بسیار حائز اهمیت است و نقش مهمی را برای موفقیت در جنگ های آتی ایفا می کند. از این رو، پژوهش حاضر در پی تبیین عؤامل مؤثر بر دکترین پدافند غیر عامل جمهوری اسلامی ایران با رویکرد نظامی مبتنی بر روش کیفی بوده است. گردآوری داده ها به روش کتابخانه ای و با استفاده از مطالعه اسناد و مدارک انجام و در نهایت اعتبارسنجی آنان به روش دلفی سه مرحله ای به تأیید خبرگان رسیده است. جامعه مورد مطالعه شامل کلیه اسناد و مدارک مرتبط با دکترین، دکترین پدافند غیرعامل و پدافند غیرعامل در کشور که در منویات مقام معظم رهبری (مدظله العالی) ، اسناد بالادستی و کلیه پیشینه های تحقیقاتی مرتبط ارائه شده اند، بوده اند. همچنین خبرگان را صاحب نظران حوزه ی پدافندغیرعامل و پدافندهوایی که دارای سوابق فرماندهی و مدیریت کلان و آگاه به دکترین بوده اند به تعداد 15 نفر تشکیل داده اند.گزاره ها به روش هدفمند قضاوتی انتخاب و فرآیند جمع آوری آنان تا مرحله اشباع نظری داده ها ادامه پیدا کرد. تجزیه و تحلیل داده ها به روش تحلیل محتوی براون و کلارک (2006) انجام شد. نتایج پژوهش منتج به تبیین عؤامل مؤثر بر دکترین پدافند غیر عامل با رویکرد نظامی گردید که این عوامل در سه حوزه "جهت دهندگان دکترین"، "ساختاردهندگان دکترین" و "شتاب دهندگان محیطی دکترین" دسته بندی گردیدند. نتایج نشان داد که به منظور تدوین دکترین پدافند غیرعامل با رویکرد نظامی باید به سه حوزه کلی یاد شده توجه ویژه نمود.
طراحی مدل کارکرد استعاره حسابداری گفتمان: نظریه داده بنیاد و تحلیل ماتریس تفسیری فازی (FISM)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابداری سال سیزدهم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۵۰
195 - 227
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش طراحی مدل کارکرد استعاره حسابداری گفتمان براساس نظریه داده بنیاد و تحلیل ماتریس تفسیری فازی بود. روش: روش شناسی این پژوهش آمیخته بود که در بخش کیفی از تحلیل گرندد تئوری براساس رویکرد گلیزر جهت تدوین مدل و در بخش کمی از تحلیل تفسیری ساختاری فازی استفاده شد. در واقع هدف از انجام تحلیل در بخش کیفی ارائه ی مدل و در بخش کمی، تعیین تأثیرگذارترین مؤلفه ی شناسایی شده در تحلیل داده بنیاد بود. جامعه هدف در بخش کیفی ۱۲ نفر از متخصصان دانشگاهی بودند که چه به لحاظ علمی و چه به لحاظ تجربی، خبره تلقی می شدند. فرآیند انتخاب افراد شیوه نمونه گیری نظری براساس دانش تجربی در حرفه حسابرسی بود. اما جامعه هدف در بخش کمی ۲۵ نفر از مدیران بخش حسابداری شرکت های بازار سرمایه بودند که براساس تجربه های کاری و سطح دانش فنی و تخصصی از طریق نمونه گیری غیراحتمال انتخاب شدند. باتوجه به ماهیت تحلیل ماتریس تفسیری فازی که بر تعداد مشارکت کنندگان محدود در انجام پژوهش تاکید دارد، این تعداد از مشارکت کنندگان مورد تأیید بود. یافته ها: نتایج پژوهش در بخش کیفی از وجود ۳ مقوله، ۶ مؤلفه و ۳۶ کد مفهومی حکایت دارد که کارکرد استعاره گفتمان در حسابداری را در قالب یک مدل پکپارچه ۶ ضلعی بسترسازی نموده است. همچنین نتایج در بخش کمی از اولویت بندی مؤلفه های حسابداری گفتمان در ۵ سطح از مدل ماتریسی حکایت دارد که سطح پنجم تأثیرگذارترین مؤلفه و در سطح اول کم اثرگذارترین مؤلفه های مرتبط با هریک از مقوله های پژوهش تفکیک شدند. نتیجه گیری: لذا مشخص شد، مؤلفه کارکرد هنجارسازی اعتماد به دانش حسابداری « » به عنوان معیار مقوله ی سازوکار فرهنگی حسابداری گفتمان به استفاده کنندگان تأثیرگذارترین مؤلفه ی حسابداری گفتمان است.
طراحی الگوی برندسازی شخصی کارمند در صنعت بیمه ایران با روش داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت برند سال ۹ تابستان ۱۴۰۱ شماره ۳۰
139 - 179
حوزههای تخصصی:
برندسازی شخصی کارمند نقش مهمی در راستای نیل به توفیق روزافزون در فضای کسب وکار دارد. لذا پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی برندسازی شخصی کارمند در صنعت بیمه ایران انجام شده است. پارادایم پژوهش از نوع تفسیری و رویکرد آن، استقرایی می باشد. از نظر جهت گیری کلی از نوع مطالعات توسعه ای و به لحاظ ماهیت روش از نوع پژوهش های اکتشافی است. در این پژوهش از روش داده بنیاد نظام مند استفاده شد. جامعه آماری پژوهش اساتید دانشگاهی خبره در حوزه برندسازی و برندسازی شخصی و سرپرستان، مشاورین، معاونین و مدیران فعال در صنعت بیمه کشور در شهر تهران بودند که با مباحث برندسازی شخصی آشنایی داشتند. برای نمونه گیری از روش گلوله برفی استفاده شد که روشی غیر احتمالی است. کفایت نمونه گیری با روش نمونه گیری نظری محقق شد که پس از انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 7 نفر از اساتید دانشگاهی و 18 نفر از خبرگان صنعت بیمه اشباع نظری حاصل و گردآوری داده ها متوقف گردید. یافته های پژوهش که بر اساس سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی به دست آمد، نشان داد که در مجموع 110 مفهوم از داده های گردآوری شده حاصل شد و از طریق کدگذاری تبدیل به 35 مقوله فرعی و در نهایت 6 مقوله اصلی در رابطه با موضوع اصلی پژوهش گردید. ابعاد برندسازی شخصی کارمند به عنوان مقوله محوری را می توان در 6 بعد جایگاه یابی برند شخصی کارمند، توانمندی ادراکی، توانمندی ارتباطی، توانمندی رفتاری، توانمندی حرفه ای – تخصصی و توانمندی اخلاقی یا ارزشی طبقه بندی کرد که برگرفته از 35 مفهوم می باشد.
Multi-Objective Mathematical Model for Locating Flow Optimization Facilities in Supply Chain of Deteriorating Products(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Managing supply chain operations in a reliable manner is a significant concern for decision-makers in competitive industries. In recent years consumers and legislation have been pushing companies to design their activities in such a way as to reduce negative environmental impacts more and more. It is therefore important to examine the optimization of total supply chain costs and environmental impacts together. However, because of the recycling of deteriorated products, the environmental impacts of deteriorating items are more significant than those of non-deteriorating ones. The subject of supply chain of deteriorating products, simultaneously considering costs and environment has gained attention in the academia and from the industry. Particularly for deteriorating and seasonal products, such as fresh produce, the issues of timely supply and disposal of the deteriorated products are of high concerns. The objective of this paper is to develop multi objective mathematical model and to propose a new replenishment policy in a centralized supply chain for deteriorating products. In this model, the manufacturer produces a new product and delivers it to a distant market, and then the distributor buys the product and sells it to the end consumers. This study presents a new mathematical model of the location-routing problem (LRP) of facilities in supply chain network (SCN) for deteriorating products through taking environmental considerations, cost, delivery time and customer satisfaction into account across the entire network and customer satisfaction. In order to solve the model, the combination of the two red deer algorithm (RDA) and annealing simulation (AS) was proposed. We then perform the network optimization in SCN and provide some managerial insights. Finally, more promising directions are suggested for future research.
تاثیر رهبری ایمنی و رهبری اخلاقی بر رفتار ایمنی و عملکرد ایمنی با نقش میانجی جو ایمنی (مورد مطالعه: سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات رفتاری در مدیریت سال سیزدهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۳۰
123 - 145
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی تاثیر رهبری ایمنی و رهبری اخلاقی بر رفتار ایمنی و عملکرد ایمنی با نقش میانجی جو ایمنی در سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران است. جامعه آماری این پژوهش، کارکنان سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران با تعداد 1632 نفر بود، که به منظور نمونه گیری با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده تعداد نمونه این پژوهش طبق فرمول کوکران 311 نفر به دست آمده است. این تحقیق از نوع توصیفی-پیمایشی و از نظر هدف نیز کاربردی است. علاوه بر آن، در این پژوهش برای سنجش متغیرها از پرسشنامه استادارد دارای 78 گویه استفاده شده است. در این پژوهش برای تجزیه و تحلیل اطلاعات آمار توصیفی و اطلاعات جامعه شناختی مربوط به نمونه پژوهش بیان شده است و در بخش آمار استنباطی نیز با توجه به توزیع غیرنرمال داده ها، برای تجزیه و تحلیل داده های آماری از روش معادلات ساختاری (SCM) و تحلیل عاملی تأییدی به کمک نرم افزارهای اس پی اس اس و پی ال اس استفاده شده است. نتایج حاصل از آزمون فرضیه های تحقیق نشان می دهد که رهبری ایمنی مدیران ارشد بر رفتار ایمنی و عملکرد ایمنی تاثیر مثبت دارد. رهبری اخلاقی مدیران ارشد بر رفتار ایمنی تاثیر مثبت دارد. رهبری ایمنی مدیران ارشد با توجه به نقش میانجی جو ایمنی بر رفتار ایمنی و عملکرد ایمنی تاثیر مثبت دارد. رهبری اخلاقی مدیران ارشد با توجه به نقش میانجی جو ایمنی بر رفتار ایمنی و عملکرد ایمنی تاثیر مثبت دارد. اما رهبری اخلاقی مدیران ارشد بر عملکرد ایمنی تأثیری منفی دارد.
Impact of Effective Factors on the Industrial Brand Equity
حوزههای تخصصی:
The core capital of many businesses is their brand. Today companies not only use the brand to differentiate themselves from competitors in the market, but also use the brand to reach the minds and hearts of customers and create a special emotional relationship with them. In this study, due to the great differences between consumer markets and industrial markets, the factors affecting in industrial brand equity have been investigated. The statistical population includes all companies producing composite products and unsaturated polyester resins and vinyl esters in Iran. Due to the limitations of competitive industrial markets, the Convenience sampling method has been used and to test the research hypotheses, structural equation modeling based on the partial least squares method has been used. Research findings have shown that Consumers’ understanding of brand characteristics, Consumers’ brand evaluation, Consumers’ affective towards the brand and customer behavior towards the brand have a positive and significant effect on the brand equity. Also, brand awareness and brand association have a positive and significant effect on Consumers’ understanding of brand characteristics. Reputation, leadership, quality and distinction or uniqueness of the brand has a positive and significant effect on customers' evaluation of the brand. Brand satisfaction, brand commitment, brand trust and brand identity have a positive and significant effect on consumers’ affective towards the brand. Finally, willing to pay a price premium, Word – of – mouth (WOM) recommendation, brand usage and Acceptance of brand extensions has a positive and significant effect on customer behavior towards the brand.
ارائه مدلی برای هوشمندسازی کسب وکارها (موردمطالعه: صنعت بیمه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت دانش سازمانی سال پنجم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱۷
49 - 76
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، رشد و گسترش تولید داده در حوزه های مختلف، ضمن ایجاد چالش هایی در مورد مدیریت آن ها، فرصت هایی را برای دست یافتن شرکت ها به پیش بینی های دقیق تر در مورد تغییرات محیطی فراهم کرده است. بنابراین، نیاز به یک ابزار تشخیصی متخصص برای موقعیت یابی شایستگی های مدیریت دانش و هوشمندی کسب و کار برای بهینه سازی جامع تحلیل استراتژیک و پشتیبانی تصمیم گیری هوشمند مدیریت عملکرد استراتژیک سازمانی وجود دارد. در حقیقت ابزارهایی مانند هوشمندی کسب و کار با شناسایی روندهای محیطی، زمینه تصمیم گیری و اقدام به موقع را برای سازمان فراهم می کند. از سوی دیگر یکی از شاخص های توسعه یافتگی اقتصاد کشورها، میزان توسعه صنعت بیمه در آن کشورها است. استفاده از فناوری در صنعت بیمه به منظور دسترسی بیشتر افراد به خدمات مالی، بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته، به گونه ای که کسب وکارهای نوپای بیمه با خلق ارزش پیشنهادی یکتا و بهبود مدل کسب وکار وارد عرصه رقابت با شرکت های سنتی بیمه ای شده اند. در این پژوهش، یک الگو برای کسب و کار هوشمند در صنعت بیمه طراحی شد. در این پژوهش برای نظریه پردازی از نظریه داده بنیاد و یافته های کیفی با نرم افزار مکس کیودا (MAXQDA) تحلیل و نهایتا برای طراحی مدل از چارچوب مدل پارادایم نظریه داده بنیاد اشتراوس و کوربین استفاده شده است. مشارکت کنندگان در این پژوهش، خبرگان و مدیران صنعت بیمه هستند که تعداد آن ها 16 نفر بوده و بصورت قضاوتی هدفمند انتخاب شدند. با تحلیل داده ها تعداد 5 مورد مقوله استخراج گردید که نهایتا با تعیین شرایط علی (کیفیت در دسترس پذیری، پذیرش الکترونیک و ریسک ادارک شده)، شرایط زمینه ای (محدویت های اینترنت، زیرساخت های ICT و سیاست های بیمه ای)، شرایط مداخله گر (سطح دانش کاربران، نگرش مدیران و امنیت ادراک شده «محرمانه بودن»)، مقوله محوری (هوشمندسازی صنعت بیمه)، راهبردها (تقویت فرهنگ استفاده از اینترنت، توسعه امنیت دیجیتال و توسعه سطح دانش) و پیامدها (دستیابی به فرصت های رشد، مزیت رقابتی و سودآوری) مدل هوشمندی کسب و کار صنعت بیمه ارائه گردید.
تبیین اهداف الگوی برنامه درسی مسئله محور در دوره پیش دبستانی
منبع:
مدیریت دانشگاهی سال اول زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴
100 - 80
حوزههای تخصصی:
ایجاد توانایی حل مسئله(problem solving ) در یادگیرندگان، از عالی ترین اهداف آموزش و پرورش در تمامی سطوح تحصیلی، است. هدف پژوهش حاضر تبیین اهداف الگوی برنامه درسی مسئله محور در دوره پیش دبستانی بود.پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و روش تحقیق تحلیل محتوای قراردادی انجام شد. مشارکت کنندگان 10 نفر از متخصصان حوزه آموزش و پرورش پیش دبستانی و علوم تربیتی در سال 1399-1398بودند. برای انتخاب افراد از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته ، تا مرحله اشباع جمع آوری و با روش کدگذاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل یافته ها اهداف برنامه درسی مسئله محور را در 6 مقوله "توانمندی حل مسئله"، "تقویت روحیه پرسشگری و جست و جو گری"، "مسئولیت پذیری و پاسخگویی"، "تقویت روحیه نشاط و سرزندگی"، "رشد همه جانبه(مهارت های عمومی) "و "پرورش قوای ذهنی" تبیین نمود.پیشنهاد می گردد برنامه های درسی دوره پیش دبستان با توجه به این اهداف اجرا شود .
شناسایی ابعاد و عناصررهبری برنامه درسی کوانتومی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: مقاله حاضر به شناسایی ابعاد و عناصر رهبری برنامه درسی کوانتومی اشاره دارد. انقلابی جدید که اساتید دانشگاه را به عنوان رهبران برنامه درسی کوانتومی در طراحی، اجرا و ارزشیابی برنامه درسی هدایت و راهنمایی می کند. روش: روش مطالعه پژوهش کیفی داده بنیاد با رهیافت سیستماتیک است و جامعه مورد مطالعه شامل 17 نفر از اساتید رشته علوم تربیتی و کارشناس مسئولان آموزشی دانشگاه فرهنگیان به عنوان خبرگان بوده و روش تجزیه و تحلیل داده ها مبتنی بر تحلیل مضمون (کدگذاری باز، محوری و انتخابی)است که به روش مصاحبه نیمه ساختارمند با خبرگان استفاده شد. فرآیند تجزیه و تحلیل داده های بدست آمده از مصاحبه با خبرگان با استفاده از نرم افزار مکس کیودا(2020) می باشد.یافته ها: رهبری برنامه درسی کوانتومی دارای دو عامل ابعاد و عناصر است؛ شرایط علی شامل برنامه ریزی در نظام آموزش عالی و ارزشیابی برنامه درسی کوانتومی است ؛ پیامدها شامل دوعامل یادگیری و توسعه حرفه ای استخراج شد و راهبرد نیز عبارتند از: مدیریتی، آموزش کاربردی، سازمان اجرایی؛ که در بستری چون: محیطی، اقتصادی، علمی اجرایی می شود. در این خروجی موانعی نیز معرفی شد که شامل: فناورانه، آموزش متمرکز، سازمان ساختاریافته بود. با توجه به عوامل شناسایی شده، مدل داده بنیاد سیستماتیک با استفاده از نرم افزار مکس کیودا به نمایش درآمد. نتیجه گیری: اساتید دانشگاه به عنوان رهبران برنامه درسی کوانتومی در کاربرد و تغییر پارادایم برنامه درسی می توانند کلاس درس را میدان انرژی تصور کنند و جو حاکم در تبادل دانش، دنیای ناشناخته دیگری در این عصر نوین معرفی خواهد نمود.
ارائه الگوی اثربخش دوره های آموزش ضمن خدمت در سازمان های دولتی با بهره گیری از رویکرد فراترکیب(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش ارائه الگوی اثربخش دوره های آموزش ضمن خدمت در سازمان های دولتی با بهره گیری از رویکرد فراترکیب است. برای دستیابی به این هدف مهم، پژوهشگر رویکرد فراترکیب را در پیش گرفته است. پژوهش حاضر، از لحاظ هدف، در دسته پژوهش های کاربردی است .بر این اساس 109 پژوهش پیشین مرتبط با اهداف مطالعه حاضر را با استفاده از الگوی هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو بررسی کردند و به تجمیع، ترکیب و تفسیر یافته های این پژوهش ها پرداختند تا با بسط مدل جدید، تصویر جامع، نو و بدیعی از الگوی اثربخش دوره های آموزش ضمن خدمت ارائه دهند بسط مدل ارائه شده یکی از قوت ها و نوآوری های این پژوهش است. الگوی اثربخش دوره های آموزش ضمن خدمت در این پژوهش تعداد 181 کد نهایی ، در قالب 14 مقوله و سه بعد اصلی (ملزومات ساختاری، رفتاری، محیطی)، شناسایی و ارائه شده است.
طراحی مدل مدیریت استرس در سازمان در پزشکی قانونی بر اساس روش دلفی فازی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات رفتاری در مدیریت سال سیزدهم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۳۲
84 - 110
حوزههای تخصصی:
هدف: در دهه ی اخیر موضوع استرس و آثار آن در سازمان یکی از مباحث اصلی مدیریت رفتار سازمانی را به خود اختصاص داده است . براین اساس این تحقیق با در نظر گرفتن ماهیت کاری خاص در سازمان پزشکی قانونی در نظر دارد که به ارائه الگوی مدیریت استرس در این سازمان بپردازد. روش: این پژوهش بصورت کمی و کیفی در پارادایم قیاسی استقرایی انجام شده است. ابزار گرداوری اطلاعات پرسشنامه میباشد. برای تعیین میزان اهمیت شاخصها و غربال مهمترین شاخصهای شناسایی شده از تکنیک دلفی فازی استفاده شده است. طرح بحث: بر اساس کدگذاری تحلیل محتوای کیفی در سه سطح کدهای اولیه،مقوله های فرعی و مقوله های اصلی در نهایت 151 شاخص شناسایی شد. نتیجه بررسی شاخص ها در دو راند بر اساس پرسشنامه ارائه شده به 15 نفر خبره نشان داد که که در تمامی موارد اختلاف کوچکتر از 2/0 است بنابراین همه شاخصهای تعیین شده مورد تایید قرار گرفت. نتیجه گیری: به نظر می رسد که پزشکی قانونی در زمینه راهکارهای مدیریت استرس شغلی در میان کارکنان عملکرد چندان موفقی نداشته است و پیشنهاد می شود تا راهکارهایی مانند: برگزاری جلسه های مشاوره فردی و گروهی در سازمان برای تعیین ویژگی های مختلف وظایف و مسئولیت ها از بعد استرس زایی،در میان کارکنان بیشتر مورداستفاده قرار گیرد.
پیشایندها و پسایندهای مدیریت منابع انسانی پایدار در سازمان های مدیریت پسماند(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات مدیریت و توسعه پایدار سال دوم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳
109-128
حوزههای تخصصی:
هدف از ارائه این پژوهش، بررسی پیشایندها و پسایندهای مدیریت منابع انسانی پایدار در سازمان های مدیریت پسماند شهرداری های کشور است. جامعه آماری این پژوهش، شامل مدیران و کارکنان سازمان های مدیریت پسماند می باشد. حجم نمونه 125 نفر است که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شده اند. ابزار گردآوری داده های پژوهش پرسشنامه بوده که اعتبار آن به شیوه روایی صوری و پایایی آن از طریق آزمون آلفای کرونباخ انجام شده است. آزمون فرضیه ها از روش آزمون دوجمله ای و مدل معادلات ساختاری به کمک نرم افزارهای SPSS و PLS انجام شد. نتایج تحلیل داده ها نشان داد که ضریب هماهنگی کندال در پیشایندها ۶۸۹/۰ و در پیامدهای مدیریت منابع انسانی پایدار ۷۳۵/۰ می باشد. پیشایندهای مدیریت منابع انسانی پایدار شامل استراتژی سازمانی، سبک رهبری و پیامدهای مدیریت منابع انسانی پایدار شامل عملکرد سازمانی، جذابیت سازمانی، مشارکت کارکنان و ترک خدمت کارکنان می باشد.
تأثیر بهزیستی ذهنی بر تعهد شغلی و تردید حرفه ای حسابرسان مستقل بخش عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حسابداری دولتی سال نهم پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۱۷)
101 - 120
حوزههای تخصصی:
موضوع و هدف مقاله: هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی تأثیر بهزیستی ذهنی بر تعهد شغلی و تردید حرفه ای حسابرسان مستقل است. روش پژوهش: پژوهش حاضر در زمره تحقیقات توصیفی پیمایشی و همبستگی قرار دارد، همچنین از نظر ماهیت، توصیفی است. جامعه آماری پژوهش، حسابرسان ارشد سازمان حسابرسی بوده و نمونه پژوهش برحسب فرمول کوکران شامل 181 حسابرس مستقل می باشد.در بررسی فرضیات مطرح شده از مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) با رویکرد حداقل مربعات جزئی (PLS) و نرم افزار Smart PLS3 استفاده شده است. یافته های پژوهش: یافته ها نشان می دهد که بهزیستی ذهنی بر تعهد شغلی و تردید حرفه ای حسابرسان مستقل تأثیر مثبت و معناداری دارد. همچنین تعهد شغلی بر تردید حرفه ای حسابرسان مستقل تأثیر مثبت و معناداری دارد. در نهایت بهزیستی ذهنی از طریق تعهد شغلی بر تردید حرفه ای حسابرسان مستقل تأثیر میانجی گری دارد. نتیجه گیری، اصالت و افزوده آن به دانش: براساس یافته-های پژوهش، افزایش تعهد شغلی حسابرسان و سلامت روانی آنها منجر به بهبود تردیدگرایی و در نتیجه ارائه قضاوت حرفه ای حسابرسان مستقل می شود.
ارائه مدل ترکیبی نوین برای کیفیت حسابرسی و تحلیل حساسیت مؤلفه های مؤثر بر آن(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر ارائه مدل و اعتبارسنجی آن جهت سنجش کیفیت حسابرسی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. جامعه آماری پژوهش در بخش اول خبرگانی هستند که با مبانی نظری کیفیت حسابرسی آشنایی کامل دارند و در این خصوص صاحب نظر هستند. جامعه آماری دوم شامل کلیه شرکت های تولیدی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. در بخش کیفی 15 نفر خبره با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و در بخش کمّی با روش حذف سیستماتیک تعداد 147 شرکت فعال طی سال های 1393 تا 1399 انتخاب شدند. پس از بررسی مبانی نظری پژوهش، پرسشنامه ای براساس طیف 5 گزینه ای لیکرت به منظور شناسایی مؤلفه های مؤثر پژوهش طراحی شد. سپس با استفاده از روش رتبه بندی فریدمن، مؤثرترین مؤلفه و وزن هر یک مشخص گردید. در نهایت به منظور اعتبارسنجی و تحلیل حساسیت، مدل پیشنهادی با استفاده از داده های بدست آمده در بخش کمّی پژوهش از روش محاسبه سهم هر مولفه در نوسان شاخص کل استفاده شد، نتایج نشان داد عوامل مؤثر بر کیفیت حسابرسی را می توان به طور کلی در 2 بُعد اصلی، 4 مؤلفه اصلی و 20 نماگر منفرد دسته بندی نمود که جنبه های اصلی تبیین کننده کیفیت حسابرسی شامل ویژگی های مؤسسه و تیم حسابرسی ، اثربخشی کمیته حسابرسی، ویژگی های صاحب کار، عوامل کلان و حرفه و عوامل محیطی می باشد. همچنین نماگرها و مؤلفه های اصلی از اولویت یکسانی در تعیین کیفیت حسابرسی برخوردار نیستند و هرچه میانگین رتبه های هر بُعد بیشتر باشد، اهمیت آن در تعیین کیفیت حسابرسی بیشتر است. از بین 10 نماگر موجود در شاخص ترکیبی کیفیت حسابرسی، تنها نماگری که هم جزء مهم ترین نماگرها در بی ثبات کردن شاخص ترکیبی و هم جزء نماگرهای مهم در کاهش متوسط شاخص ترکیبی است، نماگر حق الزحمه حسابرسی می باشد که یکی از شاخص های اصلی ویژگی های مؤسسه و تیم حسابرسی است.
همزمانی قیمت سهام با پوشش تحلیلگر و افشاء اطلاعات در شرکت های پذیرفته شده در بازار سرمایه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تجربی حسابداری سال یازدهم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۴۵
221 - 240
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش همزمانی قیمت سهام با پوشش تحلیلگر و افشا اطلاعات طی سالهای 1390تا 1398 مورد بررسی و مقایسه قرار گرفته اند. جامعه آماری پژوهش را شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و فرابورس ایران تشکیل می دهند. فرضیه های پژوهش از طریق معادله رگرسیون چند متغیره مورد آزمون قرار گرفته اند. فرضیه اصلی پژوهش در خصوص وجود رابطه بین همزمانی قیمت و پوشش تحلیلگر و افشا اطلاعات رابطه معنادار مثبت تایید شده است. سایر یافته ها حاکی از وجود یک رابطه معنادار مثبت بین همزمانی قیمت سهام با افشا اطلاعات و عدم رابطه بین پوشش تحلیلگر و همزمانی قیمت سهام می باشد. افزایش تعداد تحلیلگران از یک طرف و همزمان افزایش کمی اطلاعیه های منتشر شده شرکتهای مورد بررسی در سامانه کدال بیانگر مثبت شده ارتباط این دو متغیر با متغیر قیمت بوده است. به عبارتی هر اندازه همزمانی افزایش می یابد تعداد بیشتر اطلاعیه ها و افزایش تعداد تحلیلگران به همزمانی بیشتر قیمت سهام منجر خواهد شد.
تاثیر شرایط عدم اطمینان محیطی بر ارتباط بین نقد شوندگی سهام و سود تقسیمی سهام
حوزههای تخصصی:
در این تحقیق به بررسی تاثیر شرایط عدم اطمینان محیطی بر ارتباط بین نقد شوندگی سهام و سود تقسیمی سهام پرداخته شد. برای رسیدن به این هدف در این پژوهش با استفاده از نمونه آماری 108 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران که شامل 630 مشاهده بین سالهای 1390 تا 1395 می باشد به آزمون فرضیه ها پرداخته شد. جهت اندازه گیری نقدشوندگی از شاخصهای (نسبت عدم نقدشوندگی آمیهود، تعداد روزهای معاملاتی سهام، تعداد دفعات معاملات، دفعات گردش سهام و شکاف قیمت های پیشنهادی خرید و فروش) استفاده گردید. و جهت اندازه گیری سود تقسیمی از نسبت سود پرداختی هر سهم به سود هر سهم استفاده گردید و برای اندازه گیری عدم اطمینان محیطی از (نوسان بازده و فروش) استفاده شده است. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که عدم اطمینان محیطی بر اساس فروش بر رابطه بین شکاف قیمت های پیشنهادی خرید و فروش با سود تقسیمی سهام تاثیرگذار می باشد. از طرفی دیگر عدم اطمینان محیطی بر اساس بازده بر رابطه بین تعداد دفعات معاملات، شکاف قیمت های پیشنهادی خرید و فروش و سود تقسیمی سهام تاثیر مثبت و معنی داری دارد.
طراحی الگوی مطلوب مدرسه محوری با روش پژوهش آمیخته اکتشافی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه مدیریت راهبردی سال شانزدهم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴ (پیاپی ۳۴)
103 - 136
حوزههای تخصصی:
فرهنگ برنامه ریزی در مدرسه و دست یابی به اهداف و مأموریت های از پیش تعیین شده به عنوان پایه ای برای مدیریت مدرسه محوری است. پژوهش حاضر با هدف، طراحی الگوی بهینه مطلوب مدرسه محوری در آموزش و پرورش انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران، معاونین، معلمان و سایر پرسنل مدارس استان فارس است که بالغ بر 50 هزار نفر می باشند. اطلاعات پژوهش در دو بخش کیفی (مصاحبه) و کمی (پرسشنامه محقق ساخته) جمع آوری شد. در بخش کیفی پس از مصاحبه نیمه ساختاریافته با مصاحبه شوندگان و از طریق کدگذاری باز، محوری و گزینشی تعداد 20 مقوله اصلی (تمرکززدایی، تفویض اختیار، مسئولیت پذیری، توانمندسازی، تعهد، انعطاف پذیری، مشارکت، فرهنگ سازمانی، پاسخگویی، استقلال، اعتماد و احترام، اقتصادی و امکانات، اجتماعی، استعداد و خلاقیت دانش آموزان، نوع و شرایط مدرسه، محتوای آموزشی، شایسته سالاری، عدالت، رسالت و عدم تبعیض) و 60 مقوله فرعی برای مدیریت مدرسه محوری شناسایی شد. تعداد 100 سوال در پرسشنامه برای مؤلفه ها (5 سوال برای هر مؤلفه) طراحی و در بین 382 نفر از جامعه آماری توزیع و جمع آوری شد. نتایج پژوهش نشان داد، تمامی مؤلفه های فوق بر مدیریت مدرسه محوری مؤثر می باشد. به دلیل حجم بالای اطلاعات از طریق تحلیل عامل اکتشافی (با تعیین بارعاملی برابر با 5/0)، تعداد 30 سؤال در سه عامل اصلی (استقلال و امکانات، انتخاب مدیران شایسته، اجتماعی و عدالت محور، اشتراک اطلاعات و اهداف در سازمان) قرار گرفتند که 6/40 درصد از واریانس کل را تبیین کردند. شاخص های برازش کلی الگوی مدیریت مدرسه محوری حاکی از برازش قابل قبول و اعتبار بالای الگوی طراحی شده می باشد.
واکاوی موانع فراروی حرکت دانشگاه ها به سوی نوآوری باز (مورد مطالعه: دانشگاه رازی)
منبع:
پژوهش های کارآفرینی دوره ۱ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۱
47 - 66
حوزههای تخصصی:
اهمیت نوآوری باز و نقشی که در افزایش مزیت رقابتی سازمان ها دارد بر کسی پوشیده نیست. از طرفی به دلیل عدم مطالعه نظام مند نوآوری باز در دانشگاه ها و وجود خلأ پژوهشی در این زمینه، واکاوی موانع فراروی دانشگاه ها برای گذار از نوآوری بسته به سوی نوآوری باز از اهمیت بالایی برخوردار است. در این راستا، هدف از انجام پژوهش حاضر واکاوی موانع فراروی حرکت به سمت نوآوری باز در دانشگاه رازی است. این پژوهش ازنظر رویکرد جزء پژوهش های آمیخته (کیفی- کمی) است. در مرحله کیفی با به کارگیری روش پژوهش تحلیل تم با 15 نفر از خبرگان اقدام به مصاحبه شد. یافته های مرحله اول با استفاده از روش کدگذاری (باز، محوری و انتخابی) تجزیه وتحلیل شدند. سپس در مرحله کمی برای بررسی و رتبه بندی موانع در دانشگاه رازی از روش توصیفی- پیمایشی استفاده گردید. جامعه آماری در بخش کمی شامل 110 نفر از اعضا هیئت علمی باسابقه تجاری سازی، تدریس و یا پژوهش در حوزه کارآفرینی در دانشگاه رازی بودند که با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای با فن انتساب متناسب 86 نفر از آن ها انتخاب شدند. برای تجزیه وتحلیل داده ها در بخش کمی از آمار توصیفی بهره برده شد. طبق نتایج به دست آمده، درنهایت هشت مقوله اصلی به عنوان موانع شناسایی شد که به ترتیب عبارت اند از: موانع حمایتی، موانع ارتباطی، موانع فرهنگی، موانع ساختاری، سیاست گذاری های کلان دولتی، موانع آموزشی، موانع انگیزشی و موانع شخصیتی. براساس نتایج بخش کمی موانع حمایتی دارای بالاترین میانگین (14/5) که نشان دهنده میزان اهمیت بالاتر و کمترین میانگین به موانع شخصیتی (82/3) در دانشگاه رازی نسبت داده شد.
تأثیر هویت اجتماعی و انعطاف پذیری بر کیفیت حسابرسی با تأکید بر نقش استرس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این مقاله بررسی تأثیر هویت اجتماعی و انعطاف پذیری بر کیفیت حسابرسی با تأکید بر نقش تعدیل کنندگی استرس نقش، است. نمونه نهایی مورد استفاده برای این مطالعه، شامل 390 پرسشنامه جمع آوری شده از اعضای جامعه حسابداران رسمی می باشد. در سطح توصیفی تحلیل داده ها، از آماره های میانگین و انحراف معیار استفاده شد. علاوه بر این داده ها با به کارگیری نرم افزارهای اس.پی.اس.اس و اسمارت پی.ال.اس، از طریق الگوسازی معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان میدهد که متغیرهای هویت اجتماعی و انعطاف پذیری حسابرسان، تأثیر مثبت و معنی داری بر کیفیت حسابرس دارند. همچنین متغیر استرش شغلی تأثیر منفی و معنی داری بر کیفیت حسابرسی دارد. علاوه بر این مشخص شد که استرس رابطه بین انعطاف پذیری حسابرسان و کیفیت حسابرسی را تعدیل می کند اما بر رابطه بین هویت اجتماعی و کیفیت حسابرسی تأثیر معنی داری ندارد. همچنین نتایج پژوهش بیانگر این است که هر شش مؤلفه بارکاری نقش، بی کفایتی نقش، دوگانگی نقش، محدوده نقش، مسئولیت و محیط فیزیکی، بر استرس شغلی تأثیر مثبت و معنی داری دارند.