ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۶۲۱ تا ۱٬۶۴۰ مورد از کل ۵۹٬۰۳۳ مورد.
۱۶۲۱.

بررسی تاثیر ابزارهای تامین مالی اسلامی بر حجم تجارت بین الملل ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۹۱
هدف این مطالعه بررسی تاثیر ابزارهای تامین مالی اسلامی بر حجم تجارت بین الملل در ایران با رویکرد قاعده تیلور طی دوره زمانی 1390 – 1400 با استفاده از روش رگرسیون کوانتایل می باشد. نتایج برآورد مدل نشان می دهد رابطه بین تسهیلات سلف وحجم تجارت بین الملل با یک وفقه، به لحاظ آماری معنی دار می باشد و علامت ضرایب در تمامی دهک ها منفی است. رابطه بین نرخ تورم و حجم تجارت بین الملل با یک وقفه، به لحاظ آماری معنی دار می باشد و علامت ضرایب در دهک های اول، دوم و هشتم منفی و در باقی دهک ها مثبت است. رابطه بین تسهیلات فروش اقساطی بر حجم تجارت بین الملل با یک وقفه، به لحاظ آماری معنی دار می باشد و در دهک های اول، پنجم، ششم، هفتم، هشتم و نهم علامت ضرایب مثبت است. تاثیر بین تسهیلات مضاربه با حجم تجارت بین الملل با یک وقفه، به لحاظ آماری معنی دار می باشد و علامت ضرایب بجز در دهک هشتم و نهم منفی است. همچنین نتایج نشان می دهد با کاهش اوراق مشارکت، حجم تجارت بین الملل افزایش می یابد. از سوی دیگر رابطه بین صکوک و حجم تجارت بین الملل با یک وقفه، به لحاظ آماری معنادار و در تمامی دهک ها به جز دهک اول و هشتم علامت ضرایب منفی می باشد. براساس نتایج حاصله در طول دوره مورد بررسی می توان گفت با افزایش تسهیلات جعاله حجم تجارت بین الملل افزایش می یابد و در آخر با کاهش حجم تجارت بین الملل، حجم تجارت بین الملل دوباره کاهش می یابد.
۱۶۲۲.

تأثیر شرکت های همتا بر زمان بندی انتشار صورت های مالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۸۹
  در این پژوهش، با در نظر گرفتن مهلت های انتشار صورت های مالی حسابرسی نشده و حسابرسی شده میان دوره و سالانه ناشران پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، مندرج در دستورالعمل اجرایی افشای اطلاعات شرکت های ثبت شده نزد سازمان بورس و اوراق بهادار، تسری زمان بندی انتشار صورت های مالی بین شرکت های همتا، بررسی شده است. با استفاده از داده های 242 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1390 الی 1401، یافته های پژوهش نشان می دهد، شرکت های همتا در رقابت برای جلب توجه بازار و به تقلید از یکدیگر، زمان بندی انتشار صورت های مالی حسابرسی نشده خود را تعیین می کنند. برخلاف این یافته، پدیده سرایت (تقلید) در رابطه با زمان بندی انتشار صورت های مالی حسابرسی شده، قابل مشاهده نیست. همچنین، نتایج پژوهش شواهدی در رابطه با رقابت در جلب توجه بازار میان شرکت های همتا در خصوص زمان بندی انتشار صورت های مالی حسابرسی شده میان دوره 6 ماهه صاحب کارانی که توسط حسابرسان غیرخصوصی (سازمان حسابرسی و موسسه مفید راهبر) حسابرسی شده اند، فراهم می آورد که می تواند نشان دهنده ارزش افزوده حسابرسی این دسته از مؤسسات حسابرسی در رابطه با صورت های مالی حسابرسی شده میان دوره باشد. مشاهده پدیده تسری در خصوص صورت های مالی حسابرسی نشده از یکسو و عدم وجود این پدیده در رابطه با صورت های مالی حسابرسی شده از سوی دیگر، می تواند به دلیل بالاتر بودن هزینه های تسریع در انتشار صورت های مالی حسابرسی شده و تحقق نتیجه موردنظر در زمان انتشار صورت های مالی حسابرسی نشده باشد. به این ترتیب، یافته های پژوهش شواهدی در رابطه با تأثیر شرکت های همتا بر زمان بندی افشای شرکت ها و نقش پدیده تقلید در این تصمیم گیری فراهم می آورد.
۱۶۲۳.

رهیافتی کیفی به فرادانش مدیریتی، بر پایه روش تحلیل مضمون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۲۸
به ساده ترین بیان، فرادانش، دانش در باره دانش دیگران است. هرچه دانش سازمان در باره دانش دیگر شخصیت های حقیقی و حقوقی بیشتر باشد، انتظار می رود تصمیم های راهبردی در سازمان، با کیفیت بیشتری گرفته شود. این پرسش که مسئولیت مدیران در برابر فرادانش سازمانی چیست؟ به قدر کفایت، تئوریزه و مدل نشده است. این پژوهش در راستای پر کردن این خلاء نظری در زمینه فرادانش راهبردی مدیریتی انجام شده است. از منظر فلسفی این پژوهش در دسته پارادایم تفسیری قرار می گیرد که با رویکرد کیفی انجام شده است. از آنجا که این پژوهش از رویکرد تحلیل مضمون انعکاسی بهره برده است. برای راهبرد تحلیل مضمون انعکاسی از مدل برون و کلارک (2006) استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش مدیران بخش دولتی در استان بوشهر بوده و نظرات 11 مدیر ارشد سازمانی بخش دولتی با مصاحبه نیمه ساختاریافته مرور شده است. در کدگذاری اولیه تعداد 176 کد مشخص گردید. یافته های پژوهش نشان از آن دارد که سازه فرادانش راهبردی مدیریتی از دو مضمون فرعی فرادانش برون سازمانی و فرادانش درون سازمانی تشکیل شده است. در فرادانش درون سازمانی به ابعادی به مانند فرهنگ به اشتراک گذاری منابع دانش، ظرفیت ساختاردهی مدیر به فرادانش، کیفیت تعامل مدیر در فرادانش، شناخت مدیر از منابع دانش در سازمان اشاره شده است. همچنین در فرادانش برون سازمانی به ابعادی چون شناخت مدیر از منابع دانش برون سازمانی، درک مدیر از ظرفیت ها و چالش های محیطی دانش، شناخت مدیر از منابع دانش مراجع بالادستی و توان مدیر در انتقال دانش بین مدیران میانی و بالادستی توجه شده است.
۱۶۲۴.

رویکرد تحلیل مضمون: ارائه مدل ارتقای تجربه مشتری حقوقی بانک ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۸۸
هدف: امروزه مدیریت تجربه مشتری، به دلایل مختلف، از جمله افزایش نقاط تماس و تعدد منابع تولید داده های مرتبط با مشتری برای صنایع مختلف، به یکی از اولویت های پژوهشی و اجرایی تبدیل شده است. بانک ها نیز از این قاعده مستثنا نیستند و به منظور حفظ و ارتقای جایگاه خود در صنعت، برای بهبود تجربه مشتری برنامه ریزی می کنند. در واقع، بانک ها می بایست نقاط مختلف تعامل مشتری از طریق کانال های مختلف با بانک را شناسایی کنند و متناسب با نیاز مشتری، این نقاط را بهبود دهند. در این بین، مشتری حقوقی بانک، به دلایل مختلفی نظیر تعدد کمتر به مشتریان حقیقی، ماهیت پیچیده ساختاری و رفتار متفاوت تراکنشی و ادراکی، در کانون توجه پژوهش های این حوزه نبوده است؛ به همین دلیل، پژوهش حاضر با هدف ارائه مدلی برای ارتقای تجربه مشتری حقوقی بانک ها اجرا شده است. روش: در راستای نیل به هدف پژوهش، از رویکرد کیفی و از روش تحلیل محتوای کیفی استفاده شد. در این راستا با ۱۴ نفر از متخصصان حوزه بانکی که با داده مشتریان حقوقی آشنایی کامل داشتند یا به صورت مستقیم با مشتری حقوقی در تماس بودند، مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته به عمل آمد و نظرها با استفاده از نرم افزار مکس کیودا کدگذاری شد. در نهایت، بر اساس اجرای فرایند کدگذاری های باز، محوری و انتخابی روی متن های پیاده سازی شده مصاحبه ها، مدل نهایی تدوین شد. یافته ها: بر اساس تجزیه وتحلیل مصاحبه ها، ۱۲۷۹ کد باز (با تکرار)، ۳۲ مقوله و ۹ مضمون شناسایی شد. نتایج حاصل از تحلیل مصاحبه ها، در قالب جدول مقوله و مضامین و مدل ارتقای تجربه مشتری ارائه شد. مضامین مدل عبارت اند از: ۱. طراحی سرویس شخصی سازی شده؛ ۲. شناخت و ارزش گذاری مشتریان حقوقی؛ ۳. مدیریت داده و تحلیل مشتری؛ ۴. شناسایی فرایندها و اصلاح ساختار سازمانی؛ ۵. تحلیل رقبا، شرایط اقتصادی و سیاست های بانکی؛ ۶. مدیریت سبد محصولات؛ ۷. بلوغ و فرهنگ سازمان؛ ۸. مدیریت بازاریابی و تبلیغات؛ ۹. مدیریت ارتباط با مشتریان حقوقی. نتیجه گیری: با تحلیل محتوای مصاحبه ها، در نهایت مؤلفه های اصلی در قالب سه لایه تدوین شد. لایه نخست، لایه استراتژیک است. این لایه شامل مؤلفه های می شود که روی سیاست ها و جهت گیری کلان سازمان تأثیر می گذارند و به تصمیم گیری های سطح بالا نیاز دارند. لایه دوم، لایه عملیاتی است که مؤلفه هایی را دربرمی گیرد که به اجرای استراتژی های سازمان و بهینه سازی فرایندها و ساختارهای موجود کمک می کنند. لایه سوم، لایه اجرایی است که مؤلفه های آن، به اجرای دقیق و عملیاتی فرایندهای روزانه و تعامل با مشتریان کمک می کنند. نتایج نشان می دهد که تحلیل داده و بینش صحیح در خصوص مشتری، در تمام مؤلفه های مدل ارتقای تجربه مشتری تأثیرگذار است؛ از این رو بانک ها می بایست، به شناسایی منابع داده مشتری و زیرساخت آن توجه ویژه ای داشته باشند. همچنین با توجه به لایه های تعیین شده برای مدل، حمایت لایه های مختلف مدیریتی و هماهنگی کارشناسان اجرایی اهمیت بسیاری دارد. انتظار می رود با اجرای این مدل در بانک ها، تجربه مشتریان حقوقی و سودآوری بانک ها افزایش یابد.
۱۶۲۵.

مفهومی سازی مدل سیاست گذاری بانک مرکزی در حوزه رمزارزها با هدف توسعه تجارت و بازرگانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۷۵
هدف: در دهه اخیر، توسعه فناوری بلاکچین و ظهور رمزارزها تحولات چشمگیری در نظام های مالی و بانکی جهان ایجاد کرده است. این فناوری نوین ضمن اراهه فرصت های اقتصادی و مالی نوآورانه، با چالش های چشمگیری در حوزه های نظارت، ثبات اقتصادی و مدیریت ریسک همراه بوده است. از جمله فرصت های اقتصادی، می توان به تسهیل تراکنش های بین المللی، حذف واسطه های سنتی در فرایندهای پرداخت، کاهش هزینه های نقل وانتقال پول و افزایش سرعت و کارایی پرداخت ها اشاره کرد. همچنین، رمزارزها امکان دسترسی گسترده تر به خدمات مالی را برای افرادی که به نظام بانکی سنتی دسترسی ندارند، فراهم می آورند و می توانند در توسعه اقتصادی و توانمندسازی مالی اقشار مختلف جامعه نقش مهمی ایفا کنند. در مقابل، تهدیدهایی همچون نوسان های شدید قیمتی، امکان استفاده از رمزارزها در فعالیت های غیرقانونی مانند پول شویی یا تأمین مالی تروریسم و فقدان چارچوب های قانونی و نظارتی شفاف، برای ثبات نظام مالی و اعتماد عمومی خطرهای جدی ایجاد می کند. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر پذیرش و استفاده از رمزارزها در نظام بانکی ایران و بررسی چالش های قانونی، فنی و نظارتی مرتبط، تلاش دارد تا تصویری جامع از فرصت ها و محدودیت های این فناوری ارائه دهد و راه کارهایی را برای بهره برداری مؤثر از آن پیشنهاد کند. روش: پژوهش حاضر از رویکرد کیفی و روش اکتشافی بهره برده است. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۵ نفر از خبرگان حوزه رمزارز جمع آوری شده اند. این افراد عبارت بودند از: سرمایه گذاران، مدیران پلتفرم های صرافی رمزارزی، تحلیلگران سیگنال دهنده، استادان دانشگاه با حداقل مدرک دکتری و سابقه ده ساله در حوزه های اقتصاد، مالی و سیاست گذاری و نیز، سیاست گذاران مرتبط با بانک مرکزی و نهادهای ذی ربط. نمونه گیری به روش گلوله برفی انجام شد تا تنوع تخصصی و حرفه ای مشارکت کنندگان حفظ شود. داده های به دست آمده با نرم افزار مکس کیودا کدگذاری و تحلیل شدند. ابتدا کدگذاری اولیه انجام گرفت و سپس با روش کدگذاری محوری، مضامین اصلی استخراج و در قالب شبکه ای از روابط مفهومی سازمان دهی شد. این رویکرد امکان تحلیل ساختاری و عمیق دیدگاه خبرگان و استخراج روابط میان عوامل فنی، قانونی و نهادی را فراهم کرد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که بهره برداری موفق از رمزارزها، به مجموعه ای از الزامات نهادی، فنی و آموزشی نیاز دارد. تدوین قوانین شفاف و قابل اجرا، تقویت زیرساخت های فنی و امنیتی، ارتقای آگاهی عمومی و سواد مالی کاربران و ایجاد سازوکارهای حمایتی در برابر کلاه برداری های رایج، از مهم ترین الزامات شناسایی شده هستند. همچنین، همکاری های بین المللی و ایجاد نهادهای نظارتی مستقل، در کاهش ریسک های مالی و جذب سرمایه گذاری خارجی نقش مهمی ایفا می کنند. از سوی دیگر، نبود چارچوب مشخص مالیاتی، خلأهای قانونی در زمینه مالکیت دیجیتال و نبود دستورالعمل های شفاف برای فعالیت صرافی ها و کیف پول های رمزارزی، به عنوان موانع کلیدی توسعه این حوزه در ایران شناسایی شد. نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهند که برای توسعه پایدار و مؤثر رمزارزها در نظام بانکی ایران، لازم است سیاست گذاران و قانون گذاران و فعالان اقتصادی، رویکردی جامع و متوازن و بومی سازی شده اتخاذ کنند. مدل مفهومی ارائه شده در این پژوهش، روابط میان عوامل فنی، قانونی و آموزشی را تبیین می کند و می تواند مبنایی برای تدوین سیاست ها و برنامه های کاربردی و کارآمد در حوزه رمزارزها باشد. در نهایت، توجه هم زمان به فرصت ها و تهدیدهای رمزارزها و ایجاد سازوکارهای حمایتی و نظارتی مناسب، می تواند زمینه ساز افزایش اعتماد عمومی، جذب سرمایه گذاری و بهره برداری اقتصادی مؤثر از این فناوری نوظهور در ایران شود.
۱۶۲۶.

اعتبارسنجی مدل بازاریابی انگیزشی جهت جذب سرمایه گذار در سیستم بانکداری با رویکرد مدیریت دانش مشتریان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۰
پژوهش حاضر با هدف اعتبارسنجی مدل بازاریابی انگیزشی جهت جذب سرمایه گذار در سیستم بانکداری با رویکرد مدیریت دانش مشتریان انجام شد. در این تحقیق با استفاده از روش کمی و ابزار پرسشنامه، داده های مربوط به مشتریان بانک ملت در شهر تهران گردآوری و از طریق تحلیل عاملی تأییدی، رگرسیون خطی و مدل سازی معادلات ساختاری تحلیل گردید. نتایج نشان داد ابعاد مختلف بازاریابی انگیزشی شامل یکپارچه سازی فناوری، تحلیل اطلاعات دریافتی، رویکرد مشتری مداری، بهینه سازی زنجیره تأمین و پایداری استراتژی های تولید و عملیات، همگی تأثیر مثبت و معناداری بر جذب سرمایه گذاران دارند. در میان این ابعاد، یکپارچه سازی فناوری و تحلیل اطلاعات دریافتی بیشترین نقش را ایفا کردند که بیانگر اهمیت بهره گیری از فناوری های نوین، دیجیتالی سازی خدمات و تحلیل داده های مشتریان در نظام بانکی است. همچنین نتایج حاکی از آن بود که رویکرد مشتری مداری و توجه به نیازها و ترجیحات سرمایه گذاران می تواند اعتماد و وفاداری آنان را تقویت نماید. یافته ها علاوه بر تأیید نوآوری مدل ارائه شده، بر ضرورت سرمایه گذاری بانک ها در توسعه زیرساخت های فناورانه و داده محور، نهادینه سازی فرهنگ مشتری مداری و ایجاد هماهنگی در زنجیره خدمات بانکی تأکید دارد. در نهایت، مدل پیشنهادی می تواند راهنمایی کاربردی برای مدیران بانکی و سیاست گذاران اقتصادی در جهت ارتقای جایگاه نظام بانکی کشور در جذب و نگهداشت سرمایه باشد.
۱۶۲۷.

Identifying and Optimizing Social Responsibility Accounting Components to Mitigate Environmental Impacts: A Grey Wolf Optimization Approach(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۵۰
Social Responsibility Accounting (SRA) represents a vital framework that empowers stakeholders to evaluate how effectively an organization fulfills its social and environmental responsibilities through transparent and evidence‑based disclosures. This study seeks to identify and optimize the key components of SRA that most effectively mitigate adverse environmental impacts, employing the Grey Wolf Optimization Algorithm (GWO) within the operational context of Ilam International Cement Company. The research adopts a mixed‑methods design to ensure both conceptual depth and empirical accuracy. In the qualitative phase, a systematic literature review was carried out to extract SRA components directly associated with environmental impact reduction. Out of an initial collection of 178 relevant publications, 16 studies were selected based on rigorous screening criteria, resulting in 12 core SRA components. In the quantitative phase, primary data were collected using a structured questionnaire and analyzed through the application of the Grey Wolf Optimizer to determine optimal combinations of these components. The findings reveal that when six critical components—(1) the degree of commitment to social responsibility, (2) involvement in distinctive or exceptional sustainability actions, (3) clarity and transparency of SRA objectives, (4) stakeholder interaction and communication, (5) integration of SRA into strategic planning and budgeting, and (6) the extent of expenditure and investment in social initiatives—each exceed a threshold value of one, the organization achieves maximum effectiveness in reducing environmental harm. This study demonstrates that integrating theoretically grounded SRA dimensions with advanced metaheuristic optimization methods such as the Grey Wolf Algorithm can substantially enhance an organization’s ability to meet both environmental and social sustainability objectives. The results provide a robust and operational framework for industrial enterprises aiming to strengthen their sustainability accounting, enhance stakeholder confidence, and align their organizational practices with internationally recognized environmental governance standards.
۱۶۲۸.

Government Support and SME Sustainability: The Interplay of Financial and Green Dimensions(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۴
This study investigates the relationship between government support and organizational sustainability through dual financial and green lenses. While government interventions—such as financial aid, training, tax incentives, and advisory services—are widely recognized as enablers of small and medium enterprise (SME) resilience, their nuanced roles in fostering both financial viability and environmental stewardship remain underexplored. Drawing on a descriptive-correlational design, the research employs a quantitative field survey targeting 384 employees of executive agencies in Kerman Province, Iran, selected via Cochran’s formula. Data were collected using a validated questionnaire (adapted from Islam et al., 2024) with a 5-point Likert scale and analyzed through structural equation modeling in Smart PLS and SPSS. Findings reveal that government support significantly enhances organizational sustainability, mediated by financial literacy and green value co-creation. Specifically, financial literacy strengthens organizations’ capacity to interpret and utilize public support effectively, thereby improving long-term economic stability. Similarly, government-backed initiatives that encourage green practices foster shared environmental and social value, reinforcing sustainability outcomes. Notably, while access to financial resources was positively influenced by government support, it did not directly mediate sustainability—suggesting that mere availability of capital is insufficient without strategic financial competence. The study corroborates prior work by Arshad et al. (2020) and Yeh & Kulatong (2019) but challenges conclusions by Beck & Demirguç-Kunt (2006), highlighting context-dependent dynamics in public support efficacy. Theoretically, the research integrates sustainability, resource-based, and stakeholder perspectives to demonstrate how policy-driven support, when coupled with internal capabilities (e.g., financial literacy) and collaborative green innovation, can drive holistic organizational sustainability. Practically, findings urge policymakers to design integrated support programs that simultaneously build financial acumen and incentivize eco-innovation. For organizations, investing in financial education and green co-creation with stakeholders emerges as a strategic pathway to resilience. This study contributes to the growing discourse on sustainable development by empirically linking public policy, financial behavior, and environmental responsibility in emerging economies.
۱۶۲۹.

تحلیل روندهای مؤثر بر صیانت از کارکنان فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی ایران.(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۲
زمینه و هدف: یکی از مهمترین اقدامات فراجا، صیانت از کارکنان به عنوان با ارزش ترین دارایی آن است. موفقیت سازمان ها در آینده، در گرو استفاده از فرصت ها است و شناخت فرصت ها نیازمند آینده پژوهی است. یکی از تکنیک های آینده پژوهی، تحلیل روند است. این پژوهش به شناخت و تحلیل روندهای تاثیرگذار بر صیانت از کارکنان پلیس پرداخته است. روش شناسی: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش آمیخته است. روندها از طریق مصاحبه با 26 نفر از خبرگان که به شیوه گلوله برفی انتخاب شدند، شناسایی شده است. در گام بعدی از طریق تشکیل ماتریس متقابل اثرات روندها بر یکدیگر تحلیل شده است. در این پژوهش برای سنجش اثرات متقابل از نرم افزار میک مک استفاده شده است. یافته ها: در این پژوهش 24 روند شناسایی و اثرات آنها بر یکدیگر تحلیل شدند. روندهای؛ تورم و شکاف طبقاتی؛ افزایش بی اعتمادی؛ سرعت چشمگیر تغییرات در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات؛ کاهش قبح گناه و افزایش قانون گریزی اجتماعی و... به ترتیب بیشترین تأثیرگذاری مستقیم و روندهای؛ افزایش مستمر تمایل به بازنشستگی، ترک شغل آشکار و پنهان، افزایش کارکنان دارای بیماری های جسمی و روانی، کاهش متقاضیان استخدام در فراجا، کاهش عزم سازمان در برخورد قاطع با کج روی، کاهش انگیزه شغلی و رشد و تعالی در کارکنان؛ به ترتیب بیشترین اثرپذیری مستقیم را داشته اند. نتیجه گیری: با توجه به تأثیرات متقاطع روندها بر یکدیگر، لازمه توفیق در صیانت از کارکنان، شناسایی روندهای مختلف در بافت داخلی و محیط خارجی سازمان و تحلیل تاثیرات متقابل آنها بر یکدیگر و اتخاذ یک رویکرد سیستمی و یکپارچه است. «مقاله فوق در فهرست آماده انتشار می باشد»
۱۶۳۰.

واکاوی پدیده ترس سفید در سازمان های ورزشی و ارائه راهکار با تأکید بر رسانه ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۲
هدف از این پژوهش، واکاوی پدیده ترس سفید در سازمان های ورزشی و ارائه راهکار با تأکید بر رسانه ها بود. تحقیق از نوع کیفی با رویکرد اکتشافی نظام مند انتخاب شد. جامعه آماری شامل دو بخش منابع انسانی (اساتید، مدیران) و منابع اطلاعاتی (کتاب ها، مقالات، اسناد) بود. نمونه گیری به تعداد قابل کفایت و با روش قضاوتی بر مبنای رسیدن به اشباع نظری انجام شد (19 نفر). ابزار پژوهش شامل مطالعه کتابخانه ای نظام مند و مصاحبه های اکتشافی ساختارمند بود. روایی ابزار بر اساس اعتبار نمونه، نظر خبرگان و توافق بین مصححان ارزیابی و تأیید گردید. جهت تحلیل یافته ها از روش کدگذاری مفهومی چندمرحله ای با رویکرد تحلیل سیستمی استفاده شد. بر اساس چارچوب مفهومی استخراج شده، 2 کد انتخابی ترس سفید و راهبردهای مقابله با آن، سه کد محوری و 11 مقوله اصلی به دست آمد. نتایج کدگذاری انتخابی نشان داد که راهبردهای شناسایی شده نظیر راهبردهای آموزشی، شبکه های اجتماعی و فرهنگ سازی، می توانند مانع از بروز و یا رفع پدیده ترس سفید در سازمان های ورزشی گردند. بر اساس نتایج می توان گفت فرایند آموزش و به ویژه آموزش در حوزه فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی می تواند موجب توسعه درگیری شغلی کارکنان شود و زمینه کاهش ترس سفید را فراهم آورد. فرهنگ سازی سازمانی با تأکید بر فرهنگ سازی دیجیتال و توسعه فعالیت های سازمان در بستر فعالیت های نوین می تواند راهبردی دیگر به منظور توسعه فعالیت های مفید توسط کارکنان فراهم کند.
۱۶۳۱.

تحلیل چند سطحی بازیگران رمز ارز در ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳ تعداد دانلود : ۱۱۳
هدف: طی سالیان اخیر رمزارزها به یکی از حوزه های جذاب سرمایه گذاری تبدیل شده اند و از سوی دیگر به عنوان یک فناوری نوظهور مالی در حال رشد، توسعه و پذیرش در لایه های مختلف اقتصادی هستند. از این رو دولت ها به دنبال قاعده مند کردن رمزارزها از طریق وضع قوانین و مقررات هستند تا بتوانند سلامت اقتصادی نظام سرمایه کشور را تأمین نمایند. هدف از این پژوهش، شناخت بازیگران حوزه رمزارز در ایران و بررسی رفتار آن ها جهت کمک به سیاست گذاران جهت برنامه ریزی و نظام مند کردن این حوزه در کشور است.روش پژوهش: حوزه رمزارز با توجه به نوپا و ناشناخته بودن بسیاری از مفاهیم، پیچیده بودن از لحاظ تعدد بازیگران، تأثیرگذاری متغیرهای متعدد سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فناورانه، توسط رویکردهای کمی قابل تحلیل نبوده و نیازمند تفسیرهایی متناسب با شرایط کشور و رویکردی کل نگرانه در برخورد با مسائل این حوزه است.  بنابراین، پارادایم پژوهش حاضر تفسیری، رویکرد کیفی، استراتژی تحلیل محتوا و مبتنی بر تحلیل لایه ای علت هاست. ابزار جمع آوری داده جستجو در منابع کتابخانه ای و مصاحبه با خبرگان حوزه رمزارز بوده است.یافته ها: یافته های معناداری درخصوص الگوهای سه سطحی بازیگران و کنشگران حوزه رمزارز در ایران شناسایی شده است که در جداول جداگانه هرکدام از آن ها بیان و تحلیل سه سطحی جهت ارتباط میان بازیگران ارائه گردیده است.نتیجه گیری: نتایج بدست آمده در این پژوهش نشان دهنده دلایل ایجاد فضای فعلی حاکم بر صنعت رمزارز در ایران است که نشان می دهد نیاز به تدوین قوانین و مقررات حوزه رمزارز و ترسیم چارچوبی برای فعالیت بازیگران این حوزه، به منظور توسعه این صنعت در کشور و بهره مندی کشور از مزایای رمزارزها ضروری است.
۱۶۳۲.

نوآوری در تدوین استراتژی پایدار مدیریت منابع آبی صنعت کشاورزی با رویکردی چندبعدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۲۹
در سال های اخیر، آب به عنوان یک منبع کم یاب در بسیاری از کشورها، به ویژه ایران، تبدیل شده است. این پژوهش به بررسی استراتژی های توسعه پایدار در بخش آب و صنعت کشاورزی می پردازد و هدف اصلی آن ارتقاء کارایی مصرف آب از طریق طراحی راهبردهای مؤثر است. برای دستیابی به این هدف، دو روش سناریو اکتشافی و پس نگری به کار گرفته شده اند. در مرحله اول، با استفاده از روش سناریونویسی اکتشافی، سناریوهای اصلی شناسایی و تصمیمات کلیدی استخراج شدند. سپس، با بهره گیری از تحلیل استواری، اولویت این تصمیمات مورد بررسی قرار گرفت. در مرحله بعدی، با استفاده از روش پس نگری، آینده مطلوب ترسیم و مسیرهای رسیدن به آن مشخص شد. این مسیرها با استفاده از تکنیک دلفی مورد ارزیابی قرار گرفتند تا مهم ترین آن ها شناسایی شوند.نتایج حاصل از هر دو روش نشان دهنده استواری گزینه های اهمیت سرمایه گذاری در زیرساخت های آبی، توسعه کشت های مقاوم به خشکی و شوری و افزایش بازچرخانی و استفاده مجدد از آب است. همچنین مشخص شد که این دو روش به نوعی تمام کننده یکدیگر بوده و مسیرها و تصمیمات مکملی را ارائه می دهند. این پژوهش می تواند مبنای مناسبی برای سیاست گذاران و برنامه ریزان درجهت مدیریت پایدار منابع آب در بخش کشاورزی باشد.
۱۶۳۳.

The Impact of Blockchain Technology on Enhancing Transparency and Security of Financial Reporting: Opportunities and Challenges(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۷۶
Objectives: This study aims to examine the impact of blockchain technology on transparency, security, fraud reduction, and stakeholder trust in financial reporting. It is grounded in the view that emerging technologies like blockchain can transform financial processes by enhancing accuracy, reliability, and efficiency. Methodology/Design/Approach: A quantitative approach and Partial Least Squares Structural Equation Modeling (PLS-SEM) were employed to analyze data collected from 312 accounting and financial professionals working in companies listed on the Tehran Stock Exchange. Findings: The results indicate that the adoption of blockchain technology significantly enhances financial reporting transparency, improves information security, reduces fraud and financial errors, and increases stakeholder trust and technology acceptance. Innovation: This research contributes to the literature by empirically demonstrating the strategic importance of blockchain technology in transforming financial and auditing processes. It highlights its role as an effective tool for improving the accuracy, reliability, and efficiency of financial reporting in emerging markets.
۱۶۳۴.

تمایزشناسی روایت خط مشی های دولت ایران در مرحله مواجهه با بحران کرونا بر اساس تحلیل روایی خط مشی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۵۳
زمینه و هدف: همه گیری ویروس کرونا بزرگ ترین چالش و بحران جهان در سال2020 بود. این همه گیری باعث اختلالات شدید اجتماعی و اقتصادی در جهان و ایران شده که اثرات اقتصادی و اجتماعی زیادی نیز در پی داشته است. این اختلالات، خط مشی گذار را وادار کرد تا داستان های خط مشی متفاوتی را روایت کند. هدف پژوهش تمایزشناسی روایت خط مشی های دولت ایران در مرحله مواجهه با بحران کرونا بر اساس تحلیل روایی خط مشی است. روش: پژوهش از منظر روش شناسی تحلیل کیفی روایت و هدف تحلیلی- توصیفی و استراتژی آن تحلیل مضمون است. برای تحلیل داده ها، متن مجموعه مستندات روایت خط مشی های دولت استخراج و در نرم افزار اکسل ثبت و با استفاده از روش تحلیل مضمون در سه سطح کدهای اولیه، مضمون اصلی و فرعی کدگذاری شدند و سپس اجزای روایت خط مشی های مرحله مواجهه با بحران کرونا مشخص شدند. یافته ها: با تحلیل مضمون داده ها و برچسب روایتی، روایت متمایز خط مشی های مرحله مواجهه با بحران کرونا شامل (1- خط مشی پیشگیرانه و ایمنی جمعی، تغییر خط مشی. 2- خط مشی قرنطینه، ضرورت کاهش فعالیت ها و تغییر خط مشی. 3- خط مشی فاصله گذاری اجتماعی، ضرورت تداوم فعالیت های محدود و اصلاح خط مشی. 4- خط مشی تعارض منافع کاسبان، بازنده و برنده بحران کرونا. 5- خط مشی ضد تحریمی، دیپلماسى سلامت و رسانه اى. 6- خط مشی تولید و اقتصاد دانش بنیان) شناسایی و مؤلفه های روایت خط مشی ها متمایز و هر روایتی به پیشنهاد ها و استفاده متفاوتی منتج شده است. نتیجه گیری: خط مشی های دولت در موقعیت بحران ویروس کرونا را می توان به خوبی در چارچوب روایت خط مشی تبیین کرد و مؤلفه های روایتی را از آن ها استخراج نمود. این پژوهش با تعیین ابعاد ساختاری و محتوایی روایت خط مشی ها، چارچوب مفهومی جدیدی را ارائه کرده که می تواند روایت خط مشی ها را به شکل جامع تری توصیف و تحلیل کند. نتایج پژوهش تأثیر روایت ها در فرایند سیاست گذاری را به خوبی مشخص کرده است.
۱۶۳۵.

بررسی موانع اجرای خط مشی ایجاد پایگاه اطلاعات هویتی و صدور کارت هوشمند ملی مطابق بند «د» ماده 46 قانون برنامه پنجم توسعه کشور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۸
هدف: این پژوهش، به بررسی موانعِ اجرای خط مشی ایجادِ پایگاه اطلاعات هویتی، و صدور کارت هوشمند ملی، مطابق بند «د» ماده ۴۶ قانون برنامه پنجم توسعه کشور، می پردازد. روش شناسی: این مطالعه، با رویکردِ کیفی و در چارچوب فلسفی ساخت گرایی (رویکرد تفسیری) انجام شده است، و از نظر جهت گیری، پژوهشی کاربردی، با روشِ استقرایی محسوب می شود. داده ها، از طریقِ مصاحبه های نیمه ساختاریافته با مدیران و کارشناسانِ سازمانِ ثبت احوال کشور، گردآوری شده اند. نمونه گیری، به روش قضاوتی هدفمند، صورت گرفته، و حجم نمونه، بر اساسِ اشباع نظری، تعیین گردیده است. داده های گردآوری شده، با روش تحلیلِ مضمون، بر اساسِ الگوی براون و کلارک، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند، و برای افزایش اعتبارِ یافته ها، از بازبینی همتا و بازخوردِ مشارکت کنندگان، استفاده شده است. با توجه به محیطِ انجامِ پژوهش، این مطالعه، در دسته پژوهش های میدانی، و از نوعِ تک مقطعی، قرار می گیرد. یافته ها: تحلیلِ داده ها، نشان داد که موانع اجرای خط مشی، در چهار سطح قابل طبقه بندی هستند:- در سطح اول، ضعف در تأمینِ مواد اولیه تولید بدنه کارت به عنوانِ مانع وابسته، و همچنین، ضعفِ مدیریتی و فرآیندهای داخلی سازمانِ ثبت احوال، به عنوان مانعِ پیوندی، شناسایی شدند.- در سطح دوم، فقدانِ چارچوب سیاستی و تعامل بین سازمانی، و مشکلاتِ طراحی و تدوینِ خط مشی، به عنوانِ موانعِ مستقل، مطرح شدند.- سطح سوم شاملِ ضعف در نظامِ نظارت و ارزیابی خط مشی، به عنوانِ مانع پیوندی است.- در سطح چهارم، بی توجهی به بسترهای فرهنگی، و مسائل اجتماعی مؤثر، بر پذیرشِ فناوری های نوین، به عنوانِ مانعی بنیادین، شناسایی شد. ارزش/ اصالت پژوهش: پژوهشِ حاضر، می تواند راه گشای سیاست گذاران، برای اصلاحِ خط مشی ثبت احوالِ هوشمند، و کمک به مدیران، جهتِ توسعه و بهبود روندِ پیاده سازی این خط مشی، باشد. پیشنهادهای اجرایی/ پژوهشی: این پژوهش، راهنمای مناسبی برای خط مشی گذاری و برنامه ریزی مناسب، به منظورِ توسعه دولت الکترونیک، و بهره گیری از هوشِ مصنوعی، در آینده کشور و سازمان ثبت احوال، است.
۱۶۳۶.

تأثیر مدیریت منابع انسانی سبز بر تعهد سازمانی کارکنان وزارت ورزش و جوانان با نقش میانجی رفتارهای دوستانه با محیط زیست(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۱ تعداد دانلود : ۱۶۷
پژوهش حاضر با هدف آزمون برازش مدل ساختاری ارتباط مدیریت منابع انسانی سبز و تعهد سازمانی با میانجیگری رفتارهای دوستانه با محیط زیست انجام شد. روش تحقیق از نوع توصیفی- همبستگی بود و از طریق مدلسازی معادلات ساختاری به شیوه حداکثر درست نمایی انجام شد. جامعه آماری شامل همه کارکنان وزارت ورزش و جوانان بود و 261 نفر با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شد. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه های مدیریت منابع انسانی سبز فرخی وهمکاران، پرسشنامه تعهد سازمانی آلن و میر و پرسشنامه رفتارهای دوستانه با محیط زیست تامپسون و برتون استفاده شد. تحلیل داده ها در دو سطح توصیفی شامل میانگین و انحراف معیار و سطح استنباطی شامل مدل سازی معادلات ساختاری از طریق نرم افزارهای SPSS و AMOS در سطح معناداری 05/0 صورت گرفت. نتایج نشان داد ضریب مسیر بین مدیریت منابع انسانی سبز و رفتارهای دوستانه با محیط زیست و بین مدیریت منابع انسانی سبز و تعهد سازمانی معنادار هست و ضریب مسیر بین رفتارهای دوستانه با محیط زیست و تعهد سازمانی معنادار نمی باشد. نتایج شاخص های نیکویی برازش نشان داد مدل مفروض پژوهش با داده های تحقیق برازش دارد. در نهایت براساس نتایج بدست آمده از روش بوت استراپ نقش میانجی رفتار دوستانه با محیط زیست در ارتباط بین مدیریت منابع انسانی سبز و تعهد سازمانی تایید نشد. برنامه های جبران خدمت می تواند موجب ایجاد انگیزه و تحقق برنامه ها مدیریت منابع انسانی سبز در کارکنان شده و میزان تعهد سازمانی و رفتارهای دوستانه با محیط زیست را افزایش دهد.
۱۶۳۷.

تحلیل اثرات طرح های تولید انرژی خورشیدی بر سکونتگاه های روستایی؛ مورد مطالعه شهرستان های هامون و هیرمند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۴ تعداد دانلود : ۱۵۲
خشکسالی های اخیر در ناحیه سیستان سبب تعطیلی فعالیت های سنتی خصوصاً زراعت، شیلات و دامداری در سکونتگاه های روستایی شهرستان هامون و هیرمند شده است. اجرای طرح های پنل خورشیدی در روستاهای محروم هامون و هیرمند با هدف جایگزینی معیشت، تولید انرژی و ماندگاری جمعیت در روستاهای سیستان صورت می گیرد. هدف تحقیق حاضر؛ تحلیل نقش طرح های انرژی خورشیدی در پایداری سکونتگاه های روستایی شهرستان هامون و هیرمند با تأکید بر مولفه های کارایی اقتصادی و پذیرش اجتماعی است. روش تحقیق حاضر، توصیفی - تحلیلی و مبتنی بر بررسی منابع اسنادی و مطالعات پیمایشی می باشد. جامعه آماری تحقیق شامل 30 روستا از شهرستان های هامون و هیرمند می باشد. واحد تحلیل پژوهش حاضر سرپرستان خانوار (دارای پنل خورشیدی) است که 180 خانوار در 15 روستای شهرستان هامون و 162 خانوار در 15 روستای شهرستان هیرمند ساکن می باشند. در مجموع 342 سرپرست خانوار به عنوان جامعه نمونه انتخاب و از طریق ابزار پرسش نامه و مشاهدات میدانی مطالعه شدند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل هزینه-فایده و آزمون آماری T تک نمونه ای در محیط SPSS استفاده شد. نتایج تحلیل هزینه- فایده نشان داد درآمدزایی طرح های پنل خورشیدی مطلوب است؛ در سال اول تا پنجم، پروژه علاوه بر پرداخت اقساط با درآمد ماهانه 20 میلیون ریالی همراه است و هر ساله با توجه به افزایش 20 درصدی قیمت خرید برق، سود و درآمد خانوارهای روستایی نیز در سال های آینده افزایش می یابد. بنابراین طرح نصب پنل خورشیدی از نظر هزینه-فایده مقرون به صرفه است. در شهرستان هامون سطح پذیرش اجتماعی طرح پنل خورشیدی مطلوب بوده و دستاوردهای آن در بعد اقتصادی با (میانگین 29/3) بعد اجتماعی با (میانگین 63/3) و بعد زیست محیطی با میانگین (54/3) بالاتر از حد متوسط می باشد. در شهرستان هیرمند نیز در امتیازات مناسب در بعد اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی به ترتیب با میانگین (59/3)، (95/3) و (86/3) کسب کرده و مورد پذیرش و رضایت مردم می باشد. این طرح ها که در یک منطقه خشک با وضعیت اقتصادی- اجتماعی بحرانی اجرا شده است پیامدهای مناسبی از جمله افزایش درآمد و بالا رفتن کیفیت زندگی، حمایت از استقلال انرژی و وابستگی کمتر به منابع انرژی خارجی و ناپایدار، نوآوری و یادگیری، ایجاد حس توانمندی در روستاییان، تقویت حس اجتماع، همکاری و تعامل و تقویت روابط اجتماعی و حفظ محیط زیست در پی داشته است. لذا می توان نتیجه گرفت طرح های پنل خورشیدی از طریق درآمدزایی و منافع اقتصادی (توجیه اقتصادی و هزینه- فایده) و همچنین استقبال و پذیرش اجتماعی از این طرح ها نزد مردم محلی توانسته است باعث دلگرمی، تعلق و در نتیجه سبب ماندگاری جمعیت در سکونتگاه های روستایی شود.
۱۶۳۸.

طراحی مدل استقرار اثربخش حسابرسی فناوری اطلاعات در سازمان تأمین اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۵ تعداد دانلود : ۱۶۳
در عصر حاضر فناوری اطلاعات و سازوکارهای آن با شعاع بیشتری در امور حسابرسی آمیخته شده است. به رغم توجه کافی به موضوع حسابرسی فناوری اطلاعات در کشورهای مختلف، استقرار اثربخش آن در سازمان تأمین اجتماعی مغفول مانده است، لذا هدف پژوهش حاضر طراحی مدل استقرار اثربخش حسابرسی فناوری اطلاعات در سازمان تاًمین اجتماعی است. این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی بوده و از نوع پژوهش های آمیخته (کیفی-کمی) است. در بخش کیفی، اطلاعات با استفاده از مصاحبه نیمه ساختار یافته با 20 نفر از متخصصان و خبرگان حوزه حسابرسی فناوری اطلاعات در سطح دانشگاهی و اجرائی که از طریق نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شده اند، جمع آوری شد. همچنین اطلاعات در بخش کمی نیز اطلاعات با استفاده از پرسش نامه محقق ساخته با 38 گویه از 56 نفر از حسابرسان مؤسسه حسابرسی تأمین اجتماعی جمع آوری شد که از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب شده اند. نتایج پژوهش نشان داد که در راستای اجرای اثربخش حسابرسی فناوری اطلاعات در سازمان تأمین اجتماعی، عوامل زیرساختی در رتبه اول، عوامل فرهنگی و انسانی در رتبه دوم و عوامل زمینه ای در رتبه سوم قرار دارند. در مجموع پذیرش چارچوب مناسب راهبری فناوری اطلاعات مبتنی بر کوبیت یا استانداردهای ایزو همچون ایزو 27001 و نظارت دوره ای بر اجزای فناوری اطلاعات به طراحی حسابرسی کمک می کند.
۱۶۳۹.

تحلیلی بر گردشگری ورزشی با تأکید بر بازاریابی و گردشگری هوشمند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۱۲
زمینه و هدف: این پژوهش با هدف تحلیل جامع گردشگری ورزشی با محوریت بازاریابی الکترونیک، گردشگری هوشمند و راهبردهای توسعه انجام شد. روش شناسی: روش تحلیل محتوای کیفی، 31 مقاله علمی معتبر در بازه زمانی ده سال مورد بررسی قرار گرفت. داده ها با نرم افزار MAXQDA24 تحلیل و در قالب کدهای باز، محوری و مقوله های اصلی سازمان دهی شدند. یافته ها : یافته های پژوهش نشان داد که بازاریابی الکترونیک و فناوری های دیجیتال، نقشی کلیدی در جذب گردشگران ورزشی دارند. همچنین، توسعه گردشگری هوشمند با تکیه بر فناوری هایی چون اینترنت اشیا و هوش مصنوعی می تواند تجربه گردشگران را ارتقا دهد. راهبردهای توسعه، چالش هایی نظیر کمبود زیرساخت و محدودیت های مدیریتی را شناسایی کرده و فرصت هایی چون نوآوری و کارآفرینی فناورانه را پیش روی سیاست گذاران قرار می دهند. نتیجه گیری و پیشنهادات: نتایج نشان داد که ادغام فناوری های دیجیتال با گردشگری ورزشی می تواند تجربه گردشگران را ارتقا دهد و توسعه پایدار صنعت را تسهیل کند. با این حال، موفقیت این فرآیند نیازمند توجه هم زمان به عوامل متعددی ازجمله تقویت زیرساخت ها، سرمایه گذاری در منابع انسانی، اصلاح قوانین و سیاست گذاری های حمایتی است. این مطالعه با ارائه چارچوبی نظاممند، نقشه راهی برای سیاست گذاران و فعالان صنعت گردشگری ورزشی ترسیم می کند که می تواند به بهره برداری از پتانسیل های این صنعت و رفع چالش های موجود کمک شایانی نماید. نوآوری و اصالت: این پژوهش با ترکیب سه حوزه کلیدی «بازاریابی الکترونیک»، «گردشگری هوشمند» و «راهبردهای توسعه» در بستر گردشگری ورزشی، به ارائه چارچوبی یکپارچه و نظام مند می پردازد که تاکنون در ادبیات موضوع به صورت جامع بررسی نشده است. نوآوری اصلی تحقیق در تحلیل تطبیقی چالش ها و فرصت های پیاده سازی فناوری های هوشمند با تأکید بر شرایط بومی و ارائه راهکارهای عملیاتی برای توسعه پایدار این صنعت است.
۱۶۴۰.

عوامل سازمانی تعیین کننده نوآوری باز: تحلیل علم سنجی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۲۷
امروزه، نوآوری باز به یک مزیت رقابتی برای سازمان ها تبدیل شده است. یکی از چالش ها در استفاده از آن، مشخص کردن عوامل سازمانی تعیین کننده جهت استفاده مناسب از نوآوری باز است، بنابراین هدف این پژوهش مشخص کردن عوامل سازمانی تعیین کننده جهت نوآوری باز بر اساس استاندارد APQC است و از علم سنجی با بهره گیری از رویکردهای توصیفی، هم استنادی و هم واژگانی استفاده شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی است، جامعه آن مقاله های منتشر شده در پایگاه وب آو ساینس است که مرتبط با نوآوری باز و حوزه های 13گانه APQCاند و برای تحلیل داده ها از نرم افزارهای سایت اِسپِیس، وی اُ اِس وییوِر و اِکسل استفاده شد. بر اساس نتایج رویکرد توصیفی، روند انتشار پژوهش ها در چند سال اخیر صعودی بود و مجله Research Policy به عنوان مهمترین مجله این حوزه تعیین شد، همچنین امریکا مهمترین کشور و چِسبرو نویسنده برتر تعیین شد. در تحلیل هم استنادی دوازده خوشه تعیین شد که تنها یک خوشه فعال بود و نقشه درخت دانش پژوهش ها رسم شد و پژوهش های شکوفا، بیشترین استناد و مرکزیت مشخص شدند. همچنین در تحلیل هم واژگانی روند پژوهش ها در سه بازه زمانی مختلف بررسی شد و علاوه بر ترسیم شبکه هم واژگانی، موضوعات به روز این حوزه در هر یک از گروه های 13گانه APQC تعیین و تحلیل شدند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان