فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۲۸۱ تا ۱٬۳۰۰ مورد از کل ۵۷٬۴۳۹ مورد.
منبع:
مهندسی سیستم و بهره وری سال ۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۱۶)
155 - 177
حوزههای تخصصی:
رشد سریع و درهم تنیدگیِ غیرقابل کنترل تغییرات در دنیای امروز، سازمان ها و جوامع را ناگزیر می کند تا هوشمندانه به ترسیم تصاویر و سناریوهای مختلف از آینده های محتمل و مطلوب بپردازند و فعالانه در جهت تحقق بهترین نتایج گام بردارند. اهمیت این موضوع در صنایع راهبردی همچون صنعت فولاد دوچندان است، زیرا این صنعت نقشی حیاتی در اقتصاد و توسعه کشورها دارد. یکی از پیش شرط های اساسی آینده نگری، شناسایی مهم ترین روندهای کلان21 تأثیرگذار و ارزیابی تعاملات احتمالی آن هاست. در این پژوهش، به منظور شناسایی عوامل کلیدی مؤثر بر زنجیره تولید صنعت فولاد ایران و روندهای اصلی شکل دهنده آینده این صنعت در افق پنج ساله، ابتدا مرور نظام مندی بر اسناد معتبر و مرتبط انجام گردید و داده ها در قالب یک مدل تحلیلی دسته بندی شدند. درنهایت، هشت روند تأثیرگذار اصلی شناسایی شد که در میان آن ها، افزایش اهمیت مباحث زیست محیطی - به ویژه در زمینه پایداری و کاهش آلایندگی - برجسته تر بود. سپس، دلایل تأثیرگذاری این روندها بر تولید فولاد و زنجیره ارزش پایین دست بررسی شد. در پایان، توصیه های سیاستی مرتبط برای مواجهه با چالش ها و بهره برداری از فرصت ها ارائه گردید. این مطالعه، دیدگاه های ارزشمندی برای ذی نفعان صنعت فولاد به منظور برنامه ریزی استراتژیک و حرکت به سمت صنعتی سبز و پایدار فراهم می آورد.
اولویت بندی فناوری های چند کاناله در ایجاد خلق ارزش مشترک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش شناسایی و اولویت بندی فناوری های چند کاناله ای است که در ایجاد ارزش مشترک نقش دارند در این تحقیق از نرم افزار MICMAC که یک نرم افزار به روش کیفی است بهره گرفته شده است. لذا جامعه آماری این پژوهش 15 نفر از خبرگان و مدیران اجرایی حوزه ی فروش و بازاریابی با سابقه بالاتر از 10 سال فعالیت اجرایی و با تحصیلات کارشناسی ارشد و بالاتر می باشد، که به فناوری های شناسایی شده از 0 تا 3 در ماتریس میک مک امتیاز دادند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که فناوری های وب سایت ها، تبلیغات گوگل، بازاریابی موبایل و رسانه های اجتماعی به ترتیب رتبه های 1 تا 4 با تاثیرگذاری مستقیم بر خلق ارزش مشترک به خود اختصاص داده، و سیستم مدیریت ارتباط با مشتری و بلاکچین رتبه های آخر را کسب کرده اند؛ همچنین در بخش تأثیرپذیری یا وابستگی مشخص گردید که فناوری های موبایل، مرکز تلفن، وب سایت ها رتبه 1 تا 3 را کسب کردند و سیستم اتوماسیون رتبه آخر را کسب کرده است. بنابراین، نقش فناوری های بازاریابی چند کاناله در خلق ارزش مشترک برای شرکت هایی که هدفشان ارتقای تجارب مشتری، هدایت معاملات و در نهایت دستیابی به موفقیت تجاری بوده، از طریق اولویت دهی فناوری های وب سایت ها، تبلیغات گوگل، بازاریابی موبایل و رسانه های اجتماعی ضروری است.
بررسی الگوی پیشایندها و پیامدهای احیای برند با رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی الگوی پیشایندها و پیامدهای احیای برند با رویکرد فراترکیب می باشد. برای این منظور، از روش هفت مرحله ای ساندیوسکی و باروسو برای استخراج داده ها از مقالات علمی و پژوهشی در بازه زمانی 23 ساله (1990 -2023) استفاده شد. با بررسی های اولیه، تعداد 32 مقاله برای مطالعه دقیق تر انتخاب شد. با استفاده از مدل مفهومی و استنتاج از نتایج، از نرم افزار 2020 MAXQDA برای تحلیل داده ها استفاده شد. نتایج نشان داد که 44 شاخص و 4 بعد استخراج و در دو عامل مفهوم کلی ارائه شد. در نهایت، با توجه به فراوانی و شدت شاخص های هر یک از ابعاد، مدل مفهومی جامع احیای برندهای ایرانی طراحی شد. در بررسی عوامل مؤثر بر احیای برندهای از بین رفته، از جنبه بازآفرینش برند، شاخص هایی نظیر حس نوستالژیک، اصالت، میراث، داستان و گذشته جذاب برند بیشترین تأثیر را داشته اند. از جنبه مدرن سازی برند نیز، شاخص هایی چون نوآوری، برتری، جذابیت تبلیغات و انطباق پذیری با انتظارات مصرف کنندگان بیشترین فراوانی را به خود اختصاص داده اند. در زمینه پیامدهای احیای برندهای از بین رفته، از جنبه ذهن و عواطف مصرف کنندگان، شاخص های آگاهی و تصویر برند و از جنبه رفتار مصرف کنندگان، شاخص های وفاداری، سهم بازار و ارزش برند بیشترین اهمیت را داشته اند.
Designing a Model of Human Resources Capabilities with an Emphasis on Digital Knowledge Management in Iran Oil Terminals Company(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
International Journal of Digital Content Management, Vol. ۶, No. ۱۰, Summer & Fall ۲۰۲۵
197 - 219
حوزههای تخصصی:
Purpose: The main goal of this research is to design a model of human resource capabilities, with an emphasis on digital knowledge management, for Iran Oil Terminals Company.
Method: This research is descriptive-survey in terms of research design, cross-sectional in terms of time, and applied in terms of purpose. It is categorized as exploratory research. The statistical sample consisted of 20 professors and senior managers from the Ministry of Oil in the qualitative section and 100 managers and experts from Iran Oil Terminals Company in the quantitative section. Data collection in the qualitative part was conducted through interviews and data analysis techniques, while the quantitative section utilized questionnaires and structural equation modeling techniques.
Findings: The findings were categorized into 114 codes and 26 concepts, which were further grouped into three categories: human-behavioral capabilities, specialized-technical capabilities, and analytical capabilities. The research confirmed that the role of human resource capabilities in the growth and development of organizations is undeniable. It emphasized that human resources management must leverage this intra-organizational capital to foster organizational advancement and excellence. A lack of qualified human resources can be a significant reason for an organization's stagnation.
Conclusion: The analysis revealed that human resource capabilities, with an emphasis on digital knowledge management, encompass behavioral, specialized-technical, and analytical capabilities. Ultimately, a suitable model for human resource capabilities, emphasizing digital knowledge management, was proposed for Iran Oil Terminals Company. Human resource capability is valuable, rare, irreplaceable, and difficult to imitate; thus, it is essential for creating sustainable competitive advantages. Proper utilization of human resource capabilities can enhance organizational performance. This study took a process-oriented approach to propose an integrated model that comprehensively considers key variables such as human resource capability and knowledge management effectiveness.
الگوی ارزیابی قابلیت نوآوری در شرکت های صنعت حمل و نقل ریلی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه تکنولوژی صنعتی دوره ۲۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۹
101 - 118
حوزههای تخصصی:
کلیه شرکتهای صنعتی، تولیدی و خدماتی برای بقا و دستیابی به اهداف خود نیازمند نوآوری هستند و صنعت حمل و نقل ریلی نیز از این قاعده مستثنی نیست. قابلیتهای نوآوری بخش مهمی از ارزش شرکتها محسوب میشود. فعالیتهای نوآورانه مستلزم این است که شرکتها بتوانند این قابلیتها را شناسایی،ارزیابی و گزارش کنند.از این رو در این پژوهش به تدوین یک الگوی جامع برای ارزیابی قابلیت نوآوری شرکتهای مسافری ریلی در ایران پرداخته شد. جامعه آماری این تحقیق، شامل مدیران ارشد شرکت راه آهن ایران و شرکت های مسافربری حمل و نقل ریلی کشور میباشند. در این تحقیق ده شاخص شناسایی شده ارزیابی قابلیت نوآوری براساس مرور ادبیات،مصاحبه و پرسشنامه با استفاده از تکنیک سوارا وزن دهی شد.قابلیت تحقیق و توسعه اولویت اول را به خود اختصاص داد قابلیت مهندسی فرایند و قابلیت یادگیری در اولویت های بعدی قرار گرفتند.مطابق با خروجی تکنیک کوپراس، با استفاده از الگوی پژوهش در بین هفت شرکت مسافری شرکت رجا از منظر قابلیتهای نوآوری در جایگاه اول قرار گرفت. با توجه به اهمیت بهره برداری از قابلیت های نوآوری و با عنایت به نبود یک مدل جامع برای سنجش پتانسیل نوآوری در صنعت ریلی ارائه الگویی برای ارزیابی قابلیت نوآوری در این صنعت راهگشا خواهد بود.
تحلیل مضمون بیانات مقام معظم رهبری در خصوص جوانی جمعیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های راهبردی ارتش سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۲
1 - 26
حوزههای تخصصی:
مقام معظم رهبری در بیانات مختلف، ضمن تأکید بر بحث جوانی جمعیت برای تحقق ایرانِ قوی، هشدارهای عمومی و رسمی را در خصوص مشکلات ناشی از افزایش میانگین سن جامعه یا بحث پیری جمعت مطرح فرموده اند. این پژوهش با رویکرد کیفی و با روش تحلیل مضمون به استخراج مؤلفه های مؤثر بر جوانی جمعیت پرداخته است. محیط پژوهش شامل تمامی بیانات معظم له از سال 1368 تا 1403 است که از سایت رسمی مقام معظم رهبری استخراج شده و نمونه گیری تا مرحله اشباع اطلاعات ادامه یافت که 658 کد استخراج شد و با کمک نرم افزار MAXQDA12 مورد تحلیل و دسته بندی قرار گرفت. سؤال اصلی پژوهش چیستی و تحلیل مضمون بیانات مقام معظم رهبری در خصوص جوانی جمعیت است. بیانات به صورت نشانه (زیر کد فرعی)، مفهوم (کد فرعی) و مقوله (کد اصلی) تجزیه وتحلیل و دسته بندی شد. نتیجه پژوهش که حاصل دسته بندی بیانات در 7 مقوله اصلی، 19 مفهوم و 52 نشانه بود گویای این نکته است که در منظومه فکری معظم له جوانی جمعیت به عنوان چشم اندازی مهم و ضروری تلقی شده که نقش مهمی در آینده کشور، افزایش ثروت و پیشبرد طرح ها و برنامه های توسعه ایفا خواهد کرد. از این رو جوانی جمعیت ضرورتی همگانی و ملی است که همه مسئولان و مردم باید در این خصوص اهتمام لازم را داشته و تدوین برنامه ها، اقدامات علمی و کارشناسی، وضع قوانین حمایتی و جدیت در تحقق مصوبات، استفاده از ابزارهای رسانه ای و کاستن از نقش منفی دشمن در خصوص تبلیغات علیه فرزندآوری گام مؤثری در این خصوص است.
بررسی نقش قابلیت پویا و تاب آوری زنجیره تامین بر عملکرد مالی شرکت ها در دوران اختلال(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت نوآوری و راهبردهای عملیاتی سال ۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
273 - 286
حوزههای تخصصی:
هدف: در محیط کسب وکار متغییر امروز هرلحظه احتمال وقوع اختلالات وجود دارد. اختلال هایی مانند کووید-19 بر عملکرد شرکت ها تاثیر می گذارد و روند عادی فعالیت آن ها را مختل می کند. لذا شرکت ها برای مقابله با اختلالات باید قابلیت هایی در خود ایجاد کنند که مقاومت آن ها در برابر اختلال را افزایش دهد. قابلیت پویا و تاب آوری زنجیره تامین شرکت را در غلبه بر اختلالات توانا می سازند. ازاین رو این پژوهش یک مدل یکپارچه را برای بررسی رابطه بین قابلیت پویا و تاب آوری زنجیره تامین پیشنهاد می کند و تاثیر این قابلیت ها بر عملکرد مالی شرکت در طول پاندمی کووید-19 را که مصداق یک اختلال همه جانبه است بررسی می کند. روش شناسی پژوهش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش مدیران شرکت 68 تولیدی در شهرک عالی نسب تبریز می باشد که از میان آن ها، نمونه آماری پژوهش بر اساس فرمول کوکران 58 نفر با روش نمونه گیری تصادفی ساده برآورد شد. به منظور جمع آوری داده های تحقیق از روش کتابخانه ای و میدانی (پرسش نامه) استفاده شد. به منظور تجزیه وتحلیل داده های جمع آوری شده از نرم افزار SPSS و از روش مدل یابی ساختاری در نرم افزار Smart-Pls استفاده شد. یافته ها : نتایج نشان می دهد که دانش قدرت است. قابلیت پویا مبتنی بر دانش عملکرد مالی شرکت، تاب آوری زنجیره تامین و قابلیت پویا مبتنی بر منبع را بهبود می بخشد. بر اساس نتایج بعد مبتنی بر دانش قابلیت پویا از بعد مبتنی بر منبع آن برای عملکرد مطلوب کسب وکار حیاتی تر است. علاوه بر این، تاب آوری زنجیره تامین به عنوان متغیر میانجی بین قابلیت پویا مبتنی بر دانش و عملکرد مالی شرکت عمل می کند. اصالت/ارزش افزوده علمی: در این پژوهش مدلی برای تاثیر قابلیت پویا و تاب آوری زنجیره تامین بر عملکرد مالی شرکت های تولیدی ارایه می شود. شرکت ها می توانند با تقویت قابلیت های پویا شرکت و ابعاد تاب آوری مقاومت خود را در شرایط اختلال افزایش و همچنین پاسخ مناسبی ارایه دهند.
نقش استانداردهای اخلاقی، رضایت مندی و اعتماد در اثر تجربه برند بر وفاداری برند (مورد مطالعه: مشتریان شرکت های کارگزاری ترابری دریایی بندر چابهار)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر، با تمرکز بر اهمیت برند تجاری و با هدف ادغام مفاهیم برندسازی، اخلاق سازمانی، بازاریابی رابطه مند و اعتماد به برند به منظور درک تأثیر ویژگی های برند بر وفاداری مشتری انجام شده است، موضوعی که در مطالعات قبلی عمدتاً نادیده گرفته شده است. روش: این پژوهش کاربردی است و از یک طرح پیمایشی با داده های کمی استفاده می کند. جامعه آماری پژوهش، پرسنل و مشتریان شرکت های کارگزاری حمل ونقل دریایی بودند. حجم نمونه با جدول مورگان 384 نفر مشخص گردید. با روش نمونه گیری سهمیه بندی شده، پرسش نامه ها بین هشت شرکت کارگزاری تقسیم و به هر شرکت 50 پرسش نامه اختصاص یافت که با روش تصادفی ساده توزیع شدند. از پنج پرسش نامه در قالب SEM استفاده و تحلیل های توصیفی در SPSS و بررسی های استنباطی در Smart PLS، انجام شدند. یافته ها: یافته ها نشان دهنده پایایی و اعتبار رضایت بخش در مدل های اندازه گیری است. مدل مذکور، قدرت پیش بینی قوی با مقدار R2= 0.719 و مقدار Q2 =0.373 و شاخص برازش 0.42، توضیح خوبی از متغیرها ارائه می کند. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد استانداردهای اخلاقی، بر رضایت برند تأثیر مثبت می گذارد. تجربه برند، وفاداری به برند را افزایش می دهد. استانداردهای اخلاقی، واسطه بین تجربه برند و وفاداری است. رضایت از برند، اثر میانجی ناچیزی دارد و اعتماد به برند، تأثیر تجربه برند بر وفاداری را واسطه نمی کند. این پژوهش نکته های ارزشمندی در مورد اهمیت نام تجاری در شرکت های کارگزاری حمل ونقل دریایی ارائه می کند و بر تأثیر استانداردهای اخلاقی و ادراک مشتری بر وفاداری، از طریق عوامل میانجی تأکید می کند.
Enhancing Tourist Experience and Cultural Intelligence: The Mediating Role of Mobile Applications in Intercultural Interactions(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study investigates the mediating role of mobile application satisfaction in the relationship between positive intercultural encounters, cultural intelligence, and tourist experience. It addresses a critical gap in understanding how digital tools facilitate meaningful cross-cultural engagement within tourism contexts. This applied, descriptive-analytical research was conducted among 371 tourists visiting Yazd Province, selected through simple random sampling. Validity was confirmed through convergent and discriminant validity assessments, and reliability was established via Cronbach's alpha and composite reliability. Multivariate normality was confirmed. Subsequently, the hypothesized relationships were examined using SEM in Amos24, employing the robust Maximum Likelihood (MLR) estimation method to ensure robust parameter estimates. Results indicate that while the direct effects between intercultural encounters and cultural intelligence and tourist experience were nonsignificant, significant indirect effects emerged through mobile app satisfaction. Intercultural encounters positively predicted app satisfaction, which in turn enhanced cultural intelligence and tourist experience. Bootstrapping confirmed significant mediation for cultural intelligence and tourist experience. Mobile applications serve as pivotal conduits for transforming intercultural interactions into enhanced cultural competence and enriched travel experiences. These findings underscore the importance of digital infrastructure in modern tourism management and offer practical implications for experience design.
بررسی ارتباط بین تشابه عوامل جمعیت شناختی در تشکیل تیم های حسابرسی از منظر قانون جامعه شناختی هُوموفیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های حسابرسی حرفه ای سال ۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۹
36 - 67
حوزههای تخصصی:
تا کنون ملاک انتخاب حسابرسان و تشکیل تیم های حسابرسی، بر اساس تجربه، دانش و تخصص افراد بوده است، اما اینکه آیا حسابرسان در صورت داشتن اختیار و حق انتخاب، آیا به شخصه تمایل به همکاری با افراد آن تیم را دارند، و اینکه اگر قرار باشد افراد تیم حسابرسی را خودشان انتخاب کنند، وجود تشابه در چه ملاک هایی بین خود و سایر افراد را برای این همکاری اولویت می دانند، موضوعی است که تا کنون به آن پرداخته نشده است. هدف این پژوهش بررسی ارتباط بین تشابه عوامل جمعیت شناختی در تشکیل تیم های حسابرسی از منظر قانون جامعه شناختی هوموفیلی برای اولین بار در ایران است. پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی است و 9 ویژگی جمعیت شناختی در بین 135 حسابرس شاغل در مؤسسه های حسابرسی عضو جامعه حسابداران رسمی را به کمک ابزار پرسشنامه، در سال 1401، مورد مطالعه قرار داده است. این ویژگی ها شامل جنسیت، سن، وضعیت تأهل، مدرک تحصیلی، رشته تحصیلی، سال ورود به دانشگاه و استان محل سکونت، سمت و سنوات تجربه حسابرسان است. به منظور سنجش ویژگی های هوموفیلی در شبکه حسابرسان، از مدل سنجش شبکه ای نیومن ( 2010 )، استفاده شده است. یافته های این پژوهش نشان داد که تشابه در هر 9 ویژگی هوموفیلی جمعیت شناختی به دلیل داشتن ضریب وزنی مثبت در انتخاب حسابرسان جهت تشکیل تیم حسابرسی موثر هستند. همچنین بر اساس ضریب وزنی بدست آمده در یافته های پژوهش، بالاترین اولویت از نظر حسابرسان در انتخاب همکاران، متعلق به تشابه جنسیت، سپس تشابه دو مولفه مدرک تحصیلی و استان محل سکونت و کمترین اولویت متعلق به تشابه سنوات تجربه و سپس وضعیت تاهل حسابرسان است. یافته های پژوهش نشان داد که در حرفه حسابرسی ایران، در کنار قوانین مذهبی و حرفه ای، قوانین هوموفیلی نیز وجود دارد.
شناسایی عوامل کلیدی مؤثر بر شکست کارآفرینان سریالی هیبریدی در صنعت نشر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کارآفرینی دوره ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
1 - 20
حوزههای تخصصی:
مقدمه: این مطالعه با هدف شناسایی عوامل حیاتی مؤثر بر شکست کارآفرینان سریالی هیبریدی در صنعت نشر انجام شده است. درک این عوامل بسیار مهم است؛ زیرا افراد را قادر می سازد از اشتباهات گذشته درس بگیرند، استراتژی های خود را اصلاح و ساختارهای تجاری بهبود یافته ای را پیاده سازی کنند. شناسایی زودهنگام عوامل شکست بالقوه می تواند برنامه ریزی کسب وکار را بهبود بخشد و از هدر رفتن سرمایه جلوگیری کند. با توجه به ماهیت پویای صنعت نشر و چالش های منحصربه فردی که کارآفرینان سریالی هیبریدی با آن مواجه هستند، این پژوهش به دنبال ارائه تحلیل جامعی است که می تواند توسط کارآفرینان فعلی و مشتاق در این زمینه مورد استفاده قرار گیرد. روش شناسی: این پژوهش با رویکردی کاربردی و استقرایی- قیاسی و با استفاده از روش آمیخته متوالی، به انجام رسیده است. داده ها از طریق مصاحبه ها با 15 کارآفرین سریالی هیبریدی که به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و همگی تجارب متنوعی در صنعت نشر داشته اند، جمع آوری و برای تحلیل آن ها از روش تحلیل مضمون، بهره گرفته شد؛ چراکه بینش های کیفی، درکی غنی از چالش های پیشروی این کارآفرینان را فراهم می کند. پس از آن، داده های کیفی با استفاده از روش بهترین- بدترین برای تعیین و اولویت بندی عوامل کلیدی مؤثر بر شکست، تحلیل کمی شدند. یافته ها: این مطالعه 22 عامل مهم را شناسایی کرد که در شکست کارآفرینان سریالی هیبریدی نقش دارند. در میان این عوامل، چندین عامل حیاتی تر بودند. تداوم مشکلات مالی به عنوان یک موضوع غالب برجسته شد که اغلب ناشی از مسائل اقتصادی کلان و یا هزینه های عملیاتی بالای صنعت نشر است. عامل اصلی دیگر، عدم آشنایی با چارچوب های راه اندازی کسب وکار بود که مانع از مدیریت و رشد مؤثر کسب وکار می شد. علاوه بر این، عدم تناسب بین درآمد و هزینه ها که نشان دهنده یک ناهماهنگی اساسی در برنامه ریزی مالی است، جزو عوامل کلیدی شکست محسوب می شود. همچنین فقدان تجربه و دانش در زمینه های خاص مرتبط با صنعت نشر، این چالش ها را تشدید می کند و کارآفرینان را برای حرکت در چشم اندازهای پیچیده با مخاطره روبرو می کند. در مقابل، عواملی مانند ترس از شکست، تغییر در مسیر زندگی و شکست همکاران، اهمیت کمتری داشتند. نتیجه گیری/ دستاوردها: تداوم نوسانات مالی، به عنوان تأثیرگذارترین عامل در شکست کسب وکارهای صنعت نشر مشخص گردید. این یافته بر اهمیت برنامه ریزی و مدیریت مالی قوی برای کارآفرینان سریالی هیبریدی تأکید می کند. برای کاهش این خطرات، ضروری است که کارآفرینان این درک را در فرآیندهای برنامه ریزی استراتژیک خود بگنجانند و اطمینان حاصل کنند که برای مقابله با بی ثباتی مالی آماده هستند. علاوه بر این، نیاز اساسی به نهادهای دولتی برای توسعه برنامه های حمایتی جامع وجود دارد که می تواند به جلوگیری از بحران ها و حفظ ثبات بخش نشر کمک کند. این موضوع ممکن است شامل برنامه های کمک مالی، ابتکارات آموزشی برای بهبود دانش خاص صنعت و چارچوب هایی برای حمایت از مدل های کسب وکار نوآورانه باشد. با پرداختن به این عوامل کلیدی، هم کارآفرینان و هم سیاست گذاران می توانند در جهت تقویت صنعت نشر تاب آورتر و پر رونق تر، همکاری کنند.
ارزیابی علل افزایش زمان و هزینه مگاپروژه ها با استفاده از رویکرد یکپارچه مبتنی بر روش های بهترین-بدترین و مارکوس توسعه یافته بر اساس تئوری اعداد Z(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت صنعتی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۷
73 - 100
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: مگاپروژه ها به عنوان سرمایه گذاری های پیچیده و در مقیاس بزرگ تعریف می شوند و توسعه و ساخت آن ها سال ها به طول می انجامد. افزایش زمان و هزینه رایج ترین چالش ها در مگاپروژه ها در سراسر جهان هستند. افزایش هزینه نسبت به بودجه برنامه ریزی شده و افزایش زمان نسبت به برنامه زمان بندی، عوامل شکست بسیاری از مگاپروژه ها هستند. هدف این پژوهش ارائه یک چارچوب یکپارچه جهت ارزیابی علل افزایش زمان و هزینه در مگاپروژه ها است.
روش ها: در این پژوهش، برای اولین بار جهت تجزیه و تحلیل علل افزایش زمان و هزینه مگاپروژه ها از رویکرد یکپارچه روش FMEA مبتنی بر روش های بهترین-بدترین و مارکوس توسعه یافته بر اساس تئوری اعداد Z در سه فاز استفاده شده است. در فاز اول این رویکرد و بر اساس ادبیات، علل و ریسک ها با استفاده از روش FMEA شناسایی شده و عوامل تعیین کننده امتیاز RPN مقدار دهی می شوند. در فاز دوم، با بهره گیری از روش بهترین-بدترین توسعه یافته بر اساس تئوری اعداد Z، وزن های شاخص ها محاسبه می شوند. سپس در فاز سوم و با توجه به خروجی های فاز های قبل، گزینه ها با استفاده از روش مارکوس توسعه یافته بر اساس تئوری اعداد Z اولویت بندی می شوند. علاوه بر تخصیص وزن های مختلف به شاخص ها و در نظر گرفتن عدم قطعیت، قابلیت اطمینان نیز به واسطه تئوری اعداد Z در این رویکرد در نظر گرفته شده است.
یافته ها: رویکرد پیشنهادی این تحقیق در ارزیابی علل افزایش زمان و هزینه مگاپروژه ها پیاده سازی گردید و ۱۷ علت شکست در برنامه زمان بندی و افزایش هزینه در مگاپروژه ها، با استفاده از رویکرد یکپارچه Z-BWM-MARCOS ارزیابی و اولویت بندی شدند. بر اساس نتایج، برنامه ریزی و زمان بندی ضعیف، کمبود نیروی کار ماهر و طراحی ضعیف شبکه همکاری تامین کنندگان به عنوان علل اصلی شناسایی شده اند. تخصیص نادرست منابع، شناسایی نادرست ریسک ها و ایجاد گلوگاه هایی در اجرای مگاپروژه از جمله پیامد های برنامه ریزی و زمان بندی ضعیف در مگاپروژه ها است. پیاده سازی استراتژی هایی نظیر استفاده از ابزارهای پیشرفته مدیریت پروژه و هوش مصنوعی برای پیش بینی دقیق تر، یکپارچه سازی مدیریت ریسک برای پیش بینی عدم قطعیت ها و تاخیرهای احتمالی، اجرای برنامه ریزی مشترک با مشارکت تمام ذینفعان برای یکپارچه و همسوسازی اهداف و انجام ممیزی های منظم برنامه های پروژه برای شناسایی انحرافات و اصلاح آن ها به حل این مشکل کمک می کند. کمبود نیروی کار ماهر مستقیماً بر بهره وری، کیفیت کار و پایبندی به برنامه های زمانی در مگاپروژه ها تأثیر می گذارد. استراتژی هایی نظیر، سرمایه گذاری در برنامه های توسعه و ارتقاء مهارت نیروی کار، پیش بینی تقاضای نیروی کار و پیاده سازی نظام مدیریت عملکرد و جبران خدمات کارکنان عادلانه و شفاف، به رفع این مسئله کمک می کنند. طراحی ضعیف شبکه همکاری تامین کنندگان، باعث ایجاد اختلال در فرآیندهای تامین و تحویل شده و منجر به کمبود مواد اولیه، تأخیرات و افزایش هزینه های غیرمنتظره می شود. ایجاد سیستم متمرکز مدیریت زنجیره تأمین، توسعه روابط استراتژیک بلندمدت با تأمین کنندگان کلیدی بر اساس اهداف مشترک، استفاده از فناوری بلاک چین برای ردیابی و افزایش شفافیت در زنجیره تأمین و پیاده سازی اصول زنجیره تأمین ناب برای کاهش اتلاف و ساده سازی فرآیندها از جمله استراتژی های مقابله با این مسئله هستند. برای اعتبارسنجی روش پیشنهادی، نتایج ارزیابی علل با برخی روش های موجود در ادبیات نظیر FMEA، مارکوس فازی و روش توسعه یافته مورا بر اساس تئوری اعداد Z مقایسه شد، که نتایج نشان می دهد برخی کاستی های روش های FMEA و مارکوس فازی نظیر عدم ارائه رتبه بندی کامل گزینه ها، در رویکرد پیشنهادی به واسطه در نظر گرفتن عدم اطمینان در کنار عدم قطعیت پوشش داده شده است. همچنین نتایج رویکرد پیشنهادی با روش مورا توسعه یافته بر اساس تئوری اعداد Z در اولویت بندی علل شکست تقریبا مشابه بوده و ضریب همبستگی ۰.۹۰۹ را نشان می دهد.
نتیجه گیری: مگاپروژه ها مستعد افزایش قابل توجه هزینه ها و تأخیرهای زمانی هستند که این موضوع، چالش های مهمی را برای مدیریت پروژه به همراه دارند. نتایج حاصل از رویکرد پیشنهادی نشانگر قابلیت و برتری آن در مقایسه با سایر روش ها نظیر FMEA و مارکوس فازی در تعیین علل اصلی علل افزایش هزینه ها و تأخیرهای زمانی مگاپروژه ها بوده است.
شناسایی و رتبه بندی عوامل کلیدی موفقیت در پیاده سازی مدیریت دانش در دانشگاه های جامع دولتی ایران (مطالعه موردی: دانشگاه خوارزمی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت صنعتی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۷
101 - 131
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: عوامل کلیدی موفقیت به فعالیت هایی اشاره دارد که از طریق همگرایی بخش های مختلف یک مجموعه، به بهبود عملکرد رقابتی در سازمان ها منجر می شود. در پیاده سازی مدیریت دانش، این عوامل در صورت اجرای صحیح و دقیق، تأثیر قابل توجهی بر موفقیت سازمان دارند. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی و رتبه بندی عوامل کلیدی موفقیت در پیاده سازی مدیریت دانش در دانشگاه های جامع دولتی ایران است. همچنین به عنوان مطالعه موردی، نتایج این پژوهش در دانشگاه خوارزمی بعنوان یک دانشگاه جامع دولتی مورد بررسی قرار گرفته و وزن دهی و رتبه بندی عوامل کلیدی شناسایی شده نیز به عنوان هدف فرعی پژوهش انجام شده است.
روش ها: این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از لحاظ روش اجرا توصیفی با رویکرد آمیخته و طرح تحقیقی اکتشافی انجام شده است. در گام اول، با بهره مندی از اسناد و مطالعات کتابخانه ای، تعداد 30 مقاله که حجم مناسبی از موضوع را با توجه به کلیدواژه های پژوهش پوشش داده و در قلمرو زمانی 2024-2010 قرار داشتند، به روش مرور نظام مند شناسایی شد. در ادامه با استفاده از پنل خبرگی در روش دلفی فازی-خاکستری، عوامل کلیدی موفقیت در پیاده سازی مدیریت دانش در دانشگاه های جامع دولتی ایران، با توجه به کلید واژه های شناسایی شده از مطالعات کتابخانه ای و پیشنهادهای خبرگان شناسایی شد. در ادامه، برای تحلیل عاملی اکتشافی و تعیین سازه های پنهان پژوهش، پرسش نامه ای تک بعدی طراحی و در اختیار 150 نفر از کارشناسان قرار گرفت. پایایی پرسش نامه با ضریب آلفای کرونباخ و کفایت جامعه آماری با آزمون های بارتلت و KMO تأیید شد. تحلیل عاملی تأییدی با استفاده از روایی همگرایی در نرم افزار 8.80 LISREL، تحلیل توصیفی داده ها با نرم افزار SPSS، وزن دهی ابعاد با تکنیک کریتیک (مخاطب محور) و مدل آنتروپی شانون (خبره محور) و همچنین رتبه بندی ابعاد با تکنیک الکتره تعیین شد.
یافته ها : در مرحله مرور نظام مند، تعداد 37 عامل غیرتکراری احصا گردید. در پانل خبرگان با حذف عوامل غیرمرتبط، 30 عامل کلیدی شامل 27 عامل شناسایی شده از مرحله مروری و 3 عامل پیشنهادی توسط خبرگان تعیین شد. تحلیل عاملی اکتشافی 9 بعد کلیدی را شناسایی کرد که به ترتیب اولویت شامل سرمایه اجتماعی دانش آفرین، انگیزه های نقش آفرینی، نیازها و انتظارات حمایت شده، زیرساخت های سازمانی دانش آفرین و دانش گستر، شفافیت و هم سویی در دانش اشتراک گذاری شده، نظام های اطلاعاتی تعهدآور، پایش دانش تولیدشده، سیاست گذاری در دانش های بومی، و فرهنگ کاربری دانش است. این عوامل از طریق اقداماتی مانند ارتقای اعتماد سازمانی، تشکیل تیم های تخصصی و معماری دانش قابل تقویت هستند. از طرفی زیرساخت ها و الزامات سازمانی مناسب، می تواند به سازماندهی گروه های تخصصی دانش و در نتیجه تعریف متقابل وظایف سازمانی اشتراک گذاران و پذیرندگان دانش کمک نماید.
نتیجه گیری: گستردگی این پژوهش، به شناخت ابعاد مختلفی از پیاده سازی موفق مدیریت دانش، کمک کرده است که در پژوهش های گذشته به آن پرداخته نشده است؛ بویژه در این پژوهش عوامل کلیدی موفقیت در پیاده سازی مدیریت دانش در دانشگاه های جامع دولتی ایران شناسایی شده است. همچنین، از روش های تصمیم گیری چند معیاره به منظور رتبه بندی عوامل شناسایی شده استفاده شده است. لذا، این پژوهش دید وسیع تری برای ارزیابی و رتبه بندی عوامل کلیدی موفقیت برای پیاده سازی موفق مدیریت دانش در سطح مراکز آموزشی و پژوهشی دانشگاهی، به ویژه در دانشگاه های جامع دولتی کشور ایران فراهم کرده است.
سرمایه گذاری در عوامل: رویکرد تجزیه بازده به مولفه های ریسک و خطای قیمت گذاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت مالی سال ۱۵بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۹
82 - 110
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر نقش ماهیت بازده عامل های سرمایه گذاری در رویکرد سرمایه گذاری مبتنی بر عامل را مورد بررسی قرار می دهد. بازده بالاتر عامل های سرمایه گذاری یا ناهنجاری های مالی ممکن است ناشی از ریسک بالاتر باشند یا ناشی از یک خطای قیمت گذاری که از ناکارائی بازار یا رفتارهای سوگیرانه و خطاهای شناختی سرمایه گذاران نشات می گیرد. بررسی ادبیات نشان می دهد که برای بسیاری از عامل های سرمایه گذاری، پاسخ قطعی برای این سوال که منشا بازده این عامل ها ریسک است یا خطای قیمت گذاری وجود ندارد و این مساله همچنان یک پرسش باز محسوب می شود. از طرفی استراتژی های مختلف سرمایه گذاری در عامل ها در بستر یک تفسیر مبتنی بر ریسک توسعه یافته است. در این پژوهش به این مساله پرداخته می شود که آیا تفکیک و در نظر گرفتن ماهیت بازدهی عوامل بر عملکرد رویکرد سرمایه گذاری مبتنی بر عامل تاثیر دارد یا خیر. به عبارت دیگر هدف آن است که ابتدا برای بعضی از رایج ترین عوامل سرمایه گذاری، دوگانه تفسیر مبتنی بر ریسک و تفسیر مبتنی بر خطای قیمت گذاری مورد ارزیابی قرار گرفته و سپس بررسی شود که آیا استفاده از تفسیر مبتنی بر خطای قیمت گذاری در کنار تفسیر مبتنی بر ریسک، بر پیش بینی بازدهی عامل ها و در نهایت بر عملکرد سرمایه گذاری در عامل ها تاثیرگذار است یا خیر. روش: در این پژوهش یک دیدگاه نوین که در آن بازدهی عوامل سرمایه گذاری می تواند همزمان از دو مولفه ریسک و خطای قیمتگذاری تشکیل شده باشد به عنوان جایگزین دیدگاه سنتی تر که در آن منشا بازده صرفا به ریسک یا خطای قیمتگذاری نسبت داده می شود، مورد استفاده قرار گرفته است. با توجه به عدم توسعه مدل های چند عاملی رفتاری در بازار سرمایه ایران، در این پژوهش از داده های بازار سرمایه آمریکا و عوامل سرمایه گذاری رایج در این بازار استفاده شده است. به این منظور ابتدا یک عامل خطای قیمتگذاری مشترک با استفاده از عوامل رفتاری معرفی شده در مدلهای قیمت گذاری رفتاری ارائه شده در ادبیات مالی رفتاری ساخته شده و در گام بعد ویژگی های ریسک و خطای قیمتگذاری هر عامل سرمایه گذاری به ترتیب بوسیله بتای مدل CAPM و بتای عامل خطای قیمت گذاری مورد محاسبه قرار گرفته و به هر عامل در هر ماه نسبت داده می شود. در گام پایانی از مدل بهینه سازی پارامتریک برنت و همکاران (2009) برای بررسی تاثیر استفاده از ویژگی های ریسک و خطای قیمتگذاری بازده عاملها در کنار متغیرهای پیشبینی کننده وضعیت ریسک و ذائقه رفتاری بازار، برای بهبود عملکرد رویکرد سرمایه گذاری در عوامل بهره گرفته شده است. مقایسه خروجی روش بهینهسازی در سناریوهای مختلف و همچنین با استراتژی تخصیص وزن برابر مرحله پایانی روش پژوهش است. یافته ها: در بخش محاسبه ویژگی خطای قیمت گذاری عوامل مختلف سرمایه گذاری با رویکرد ارائه شده در پژوهش نتایج نشان می دهد که بخش فروش عامل های ارزش و مومنتوم بیشتر از بخش خرید در معرض خطای قیمت گذاری قرار دارند اما در عامل اندازه وضعیت برعکس است. در خصوص عامل ارزش و اندازه نتایج مطابق انتظارات و شهود است. چرا که در بخش فروش عامل ارزش سهام رشدی قرار دارند و در بخش خرید آن سهام ارزشی. بنابراین انتظار داریم سهام رشدی بیشتر از ویژگی سهام سفته بازی برخوردار بوده و درنتیجه بیشتر در معرض خطای قیمت گذاری قرار داشته باشد. در خصوص عامل اندازه نیز سبد خرید شامل سهام کوچک بوده و اندازه کوچک شرکت پتانسیل سفته بازی را افزایش خواهد داد که این نهایتا بزرگتر بودن خطای قیمت گذاری در بخش خرید عامل ها توجیه می کند. تاثیر استفاده از ویژگی های ریسک و خطای قیمت گذاری در قالب استراتژی های بهینه سازی مورد و در سناریوهای مختلف نشان می دهد استفاده از ویژگی های ریسک و خطای قیمت گذاری به تنهایی بهبودی در عملکرد استراتژی های سرمایه گذاری ایجاد نکرده و در قیاس با روش وزن برابر نیز عملکرد قابل قبولی ندارد. اما استفاده از ویژگی ریسک و خطای قیمت گذاری بازده عوامل در حضور متغیرهای پیش بینی کننده ریسک و خطای قیمت گذاری در سطح بازار به شکل معناداری بر عملکرد سرمایه گذاری در عامل ها موثر است. بطوریکه میانگین بازدهی و نسبت شارپ را به شکل معناداری نسبت به عملکرد هر کدام از عامل ها و روش وزن برابر افزایش می دهد. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد تجزیه بازده به دو مولفه ریسک و خطای قیمت گذاری می تواند درک بهتری از رفتار بازدهی عامل ها در طول زمان ایجاد کند. در نظر گرفتن ویژگی ریسک و خطای قیمت گذاری به همراه متغیرهای پیش بینی کننده وضعیت بازار از نظر سطح ریسک و ذائقه رفتاری سرمایه گذاران می تواند عملکرد رویکرد سرمایه گذاری در عوامل را ارتقا دهد. در مجموع نتایج این پژوهش نشان می دهند عبور از نگاه تک مولفه ای مبتنی بر تفسیر ریسکی از بازدهی عوامل و در نظر گرفتن مولفه خطای قیمت گذاری برای بازدهی عوامل، موجب توسعه ادبیات سرمایه گذاری در عامل ها شود.
مدل سازی تحلیل علل ریشه ای موانع انعطاف پذیری استراتژیک در کسب و کارها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت راهبردی سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۲
241 - 259
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش ، ارائه الگوی تحلیل علل ریشه ای موانع انعطاف پذیری استراتژیک در شرکت های تولیدی شهر کرمانشاه است. پژوهش از نظر هدف، توسعه ای و در زمره پژوهش های کیفی و استفاده از روش تحلیل علل ریشه ای می باشد. جامعه آماری شامل خبرگان، استادان دانشگاهی مشاورین شرکت و مدیران شرکت های تولیدی شهر کرمانشاه است روش نمونه گیری هدف مند غیراحتمالی به روش گلوله برفی، است. حجم نمونه تعداد 18 نفر با اشباع نظری، در مصاحبه فردی نیمه ساختار یافته، مورد بررسی قرار گرفتند. یافته های پژوهش با روش تحلیل محتوا کیفی و کدگذاری باز، 33 شاخص موانع انعطاف پذیری استراتژیک شناسایی شده اند و شامل تمرکز بر گذشته، تأثیر گردش کاری، رقابت شدید، تغییرات سیاست ها و مقررات، فشارهای خارجی، تضاد اهداف، تنش ها و تداخل های داخلی، فرآیندها و روش های ناکارآمد، نوآوری نامناسب، مدیریت اطلاعات و تجزیه و تحلیل داده ها، مشکلات فناوری، تجربه و نیروی کار، مقاومت به تغییر، ضعف در رهبری و تصمیم گیری، تداخل و محدودیت منابع، مشکلات مالی و ساختار و فرهنگ سازمانی غیرمنعطف هستند. مطابق نتایج پژوهش موانع اصلی انعطاف پذیری استراتژیک در شرکت های تولیدی شامل ساختار سازمانی پیچیده، فرهنگ مقاوم به تغییر، کمبود منابع انسانی و مالی، مشکلات فناوری، و عدم شناخت مناسب از تغییرات محیط کسب وکار هستند. رفع این موانع نیازمند تغییر در ساختار و فرهنگ سازمانی، سرمایه گذاری در منابع انسانی و فناوری، و آموزش کارکنان است. همچنین، آموزش کارکنان و آگاهی بخشی در مورد تغییرات محیطی نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. این پژوهش با شناسایی 33 مانع انعطاف پذیری استراتژیک در شرکت های تولیدی و ارائه چارچوب تحلیلی مبتنی بر تحلیل علل ریشه ای، گامی مهم در جهت توسعه نظریه در این حوزه می باشد.
تأثیر انتخابات ریاست جمهوری بر مدیریت سود با نقش تعدیل کنندگی ساختار مالکیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تجربی حسابداری مالی سال ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۵
171 - 206
حوزههای تخصصی:
تأثیر عامل سیاست و نظارت سیاسی بر بازار سرمایه سبب شده تا سهم زیادی از پژوهش های حسابداری و مالی با مباحث سیاسی مرتبط باشد. به همین جهت پژوهش حاضر درصدد بوده است تا تأثیر انتخابات ریاست جمهوری بر مدیریت سود تعهدی و واقعی را با درنظرگیری نقش تعدیل کنندگی "ساختار مالکیت" به دلیل اهمیت آن مورد بررسی قرار دهد. به این منظور اطلاعات مربوط به 122 شرکت پذیرفته در بورس اوراق بهادار تهران به روش حذف سیستماتیک طی سال های 1384- 1401 انتخاب شده و به روش همبستگی - رگرسیونی چندگانه مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته است. یافته ها نشان داده است، انتخابات ریاست جمهوری تأثیر منفی و معناداری بر میزان مدیریت سود تعهدی و واقعی شرکت ها دارد. همچنین با تفکیک صنایع بر اساس ویژگی سیاسی نشان داده شد که در سال های انتخابات ریاست جمهوری، صنایع سیاسی از طریق مدیریت سود تعهدی و صنایع غیرسیاسی از طریق مدیریت سود واقعی اقدام به مدیریت سود می نمایند. همچنین یافته ها نشان داده است که ساختار مالکیت (میزان مالکیت نهادهای سرمایه گذار) نقش تعدیل گری در اثر انتخابات ریاست جمهوری بر مدیریت سود تعهدی و واقعی ندارد. این یافته هانشان می دهد که در زمان انتخابات ریاست جمهوری به دلیل افزایش حساسیت و نظارت ارکان مختلف اجتماعی و سیاسی بر عملکرد مدیران "هزینه سیاسی" افزایش می یابد که این افزایش موجب کاهش مدیریت سود (تعهدی و واقعی) در شرکت ها می شود.
ارائه مدل فرهنگ بدون ترس در سازمان ها: رویکرد فرانظریه به روش ون دی ون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام مطالعه حاضر ارائه مدل فرهنگ بدون ترس در سازمان ها بوده است. برای این منظور، از روش شناسی نظریه پردازی ون دی ون (2007) استفاده شد که شامل چهار مرحله فرموله کردن مسئله، شکل دهی نظریه های بدیل، گردآوری قرائن و شواهد و به کارگیری یافته ها بود. فرموله کردن مسئله با استفاده از بررسی مسئله موردنظر در بین کارکنان و به طورکلی، دیدگاه های مختلف مطرح شده در خصوص ترس و ریشه های آن در بین کارکنان انجام گرفت. از سوی دیگر، برای شکل دهی نظریه های بدیل و نظریه پردازی از نوع اول روش فرانظریه ریتزر (1989) یعنی فرانظریه به عنوان ابزاری برای دستیابی به فهم عمیق تر نظریه استفاده گردید که مشتمل بر چهار زیرشاخه درونی-اجتماعی، بیرونی-اجتماعی، درونی-فکری، بیرونی-فکری بود. یافته های به دست آمده نشان داد که ترس های افراد شاغل در سازمان ها غالباً ریشه در مسائل محیطی/بیرونی (اقتصادی، سیاسی، اجتماعی)، سازمانی (ارتباطی، عملکردی، انگیزشی، شرایط کاری) و فردی (خانوادگی، روحی و جسمی) دارد که هر کدام از این مسائل حول محور نظریه های مربوط به خود جای می گیرند. بدین ترتیب، مدل مفهومی تحقیق با تکیه بر نظریه های مذکور و در قالب اجرای فرهنگ بدون ترس در سازمان ها طراحی گردید. از راهکارهای مطرح شده در این مطالعه می توان به منظور شناسایی و ریشه یابی ترس های کارکنان و مدیران به منظور نهادینه سازی فرهنگ بدون ترس در سازمان ها، افزایش اثربخشی کارکنان و بالا رفتن سطح بهره وری سازمان ها استفاده نمود.
تحلیل مؤلفه های مؤثر بر شایستگی منابع انسانی در صنعت 5.0(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه بازرگانی سال ۲۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۱۴
117 - 156
حوزههای تخصصی:
با توجه به تحولات سریع فناوری و تغییرات ساختاری در صنعت 5 (نسل پنجم تحولات صنعتی یا انقلاب صنعتی پنجم)، شایستگی منابع انسانی به عنوان عاملی حیاتی در موفقیت سازمان ها شناخته می شود. این تحقیق باهدف تحلیل مؤلفه های مؤثر بر شایستگی منابع انسانی در صنعت 5، با رویکرد تحلیل مضمون و کدگذاری متون حاصل از مصاحبه با خبرگان، به تحلیل این مؤلفه ها پرداخت. درمجموع 182 کد شناسایی شد که طی 66 مقوله فرعی و 11 مقوله اصلی شامل شایستگی های فردی، حرفه ای، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، عمومی، روانشناسی، راهبردی، اجتماعی، مدیریتی و سازمانی طبقه بندی گردید. این مؤلفه ها در سه دسته الزامات کلیدی شایستگی منابع انسانی در صنعت 5؛ شامل انسان محوری، پایداری و تاب آوری، طبقه بندی شدند. انسان محوری، به سازمان ها این امکان را می دهد که بر نیازها و خواسته های کارکنان تمرکز و با ایجاد محیطی حمایتی و انگیزشی، به افزایش رضایت شغلی و بهره وری آنان کمک کند. پایداری، به عنوان یک مؤلفه دیگر، سازمان ها را ملزم می کند تا به مسئولیت های خود توجه کنند. این موضوع به بهبود تصویر عمومی سازمان و جذب و نگهداری استعدادها می انجامد. تاب آوری نیز این امکان را می دهد که در برابر تغییرات و چالش های غیرمترقبه مقاوم تر شوند. برای غربال گری این مقوله ها از رویکرد دلفی فازی استفاده شد. این رویکرد در شرایطی که نیاز به جمع آوری نظرات تخصصی و ایجاد توافق در مورد موضوعات پیچیده وجود دارد، مؤثر است. نتایج نشان می دهد که توجه به این مؤلفه ها می تواند به بهبود عملکرد کارکنان و افزایش بهره وری سازمان ها بیانجامد. لذا سازمان ها باید به طور مداوم شایستگی های منابع انسانی خود را ارزیابی و به روز کنند تا بتوانند در این فضای رقابتی موفق شوند.
بررسی تاثیر استرس فناوری بر پنهان سازی دانش با نقش میانجی خستگی شغلی و تعدیل گری استقلال کاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت راهبردی دانش سازمانی سال ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۹
134 - 152
حوزههای تخصصی:
هدف: فشارهای مرتبط با فناوری های نوین، مانند نیاز به تطبیق مستمر با تغییرات سریع، پیچیدگی ابزارهای دیجیتال، و افزایش حجم اطلاعات پردازشی، می تواند باعث ایجاد خستگی شغلی، کاهش تمرکز فردی و در نهایت، کاهش تمایل کارکنان به اشتراک گذاری دانش شود. در چنین شرایطی، کارکنان ممکن است به دلیل استرس و فشارهای کاری، تمایل بیشتری به پنهان سازی دانش ضمنی خود داشته باشند، که این امر می تواند بر بهره وری سازمان تأثیر منفی بگذارد و باعث کاهش دسترسی به مخازن دانش و توانایی سازمان در بهره برداری از دانش صریح و دانش ضمنی گردد. این مسئله، در نهایت، می تواند توانایی سازمان ها در ایجاد جامعه های عملی مؤثر و یادگیری سازمانی را محدود کند. از این رو، پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر استرس فناوری بر پنهان سازی دانش انجام شده است و در این راستا، نقش میانجی خستگی شغلی و نقش تعدیل گر استقلال کاری مورد ارزیابی قرار گرفته است. بررسی این عوامل می تواند به درک عمیق تری از چگونگی تأثیر فناوری بر رفتارهای دانش محور کارکنان منجر شود و راهکارهایی را برای مدیریت بهتر استرس و بهبود تعاملات دانشی در سازمان ها ارائه دهد. روش پژوهش: این مطالعه از نوع توصیفی-پیمایشی است و به بررسی اثرات استرس ناشی از فناوری بر پنهان سازی دانش در محیط کاری پرداخته است. جامعه آماری این تحقیق شامل 250 نفر از کارکنان شرکت پرداخت الکترونیک سامان بود. برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شد که بر اساس آن، 150 نفر به عنوان نمونه آماری به صورت تصادفی انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل چهار پرسشنامه استاندارد بودند که به ترتیب به ارزیابی استرس فناوری، پنهان سازی دانش، خستگی شغلی و استقلال کاری پرداخته اند. برای سنجش پایایی این پرسشنامه ها از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. نتایج نشان داد که میزان پایایی برای پرسشنامه استرس فناوری 0.746، برای پرسشنامه استقلال کاری 0.561، برای پرسشنامه خستگی شغلی 0.714 و برای پرسشنامه پنهان سازی دانش 0.837 بود. این مقادیر نشان دهنده پایایی قابل قبول ابزارهای پژوهش هستند و به اعتبار نتایج تحقیق کمک می کنند. علاوه بر این، روایی پرسشنامه ها با استفاده از روش میانگین واریانس استخراج شده بررسی شد و نتایج نشان داد که روایی سازه ها تأیید شده است. همچنین، روش فورنل و لارکر برای ارزیابی روایی هم گرا و واگرا استفاده شد و نتایج این روش نیز تأییدکننده روایی مناسب ابزارهای پژوهش بود. یافته ها: نتایج حاصل از استنباط آماری نشان داد که استرس فناوری بر پنهان سازی دانش و خستگی شغلی کارکنان تاثیر معنی داری دارد. خستگی شغلی بر پنهان سازی دانش در کارکنان تاثیرمعنی داری داشت. نقش میانجی خستگی شغلی تایید ولی نقش تعدیلگری استقلال کاری رد شد. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که استرس ناشی از فناوری به طور غیرمستقیم با افزایش خستگی شغلی، تمایل کارکنان به اشتراک گذاری دانش را کاهش می دهد. این استرس که ناشی از پیچیدگی فناوری های نوین است، موجب کاهش تعامل کارکنان با سیستم های کاری و افت اثربخشی کار گروهی می شود. با این حال، استقلال کاری می تواند تأثیر منفی استرس و خستگی شغلی را کاهش دهد. کارکنانی که آزادی عمل بیشتری در انجام وظایف خود دارند، استرس کمتری تجربه کرده و انگیزه بیشتری برای اشتراک گذاری دانش خواهند داشت. در نتیجه، تقویت استقلال کاری می تواند به بهبود عملکرد سازمان کمک کند. اصالت/ارزش: ضروری است که مدیران شرکت پرداخت الکترونیک سامان برنامه های جامع و مدونی را برای افزایش استقلال کاری و کنترل شخصی کارکنان در محیط کاری تدوین و اجرا کنند. این برنامه ها می توانند شامل ایجاد ساختارهای کاری انعطاف پذیر باشند که به کارکنان اجازه دهند نحوه انجام وظایف خود را متناسب با سبک کاری و توانمندی های شخصی شان انتخاب کنند.
شناسایی دستکاری قیمتی فروش پس از القای روند در بورس اوراق بهادار تهران با استفاده از روش های یادگیری عمیق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بورس اوراق بهادار سال ۱۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۹
25 - 52
حوزههای تخصصی:
یکی از مهمترین چالشها و معضلات بازار سرمایه، دستکاری اوراق بهادار است. دستکاری اوراق بهادار نه تنها قیمتگذاری صحیح داراییها را با مشکل همراه میسازد بلکه سبب ایجاد خدشه در اعتماد سرمایه گذاران میگردد. لذا طراحی و استفاده از ابزارهای هوشمند نظارتی جهت شناسایی دستکاری قیمتی از اهمیت ویژهای برخوردار است. هدف از انجام این پژوهش ارائه مدلی مبتنی بر روش های یادگیری عمیق جهت شناسایی تخلف فروش پس از القای روند میباشد. برای این منظور در ابتدای امر بر اساس هشدار نظارتی طراحی شده در سامانه نظارتی سازمان بورس و اوراق بهادار و بررسی موارد مشکوک، دادههای برچسبدار تخلف تولید شده است. در ادامه با استفاده از شبکه متخاصم مولد، مشکل عدم توازن داده ها رفع شده و با استفاده از مدلهای شبکه عصبی پرسپترون چند لایه، شبکه عصبی بازگشتی، شبکه عصبی حافظه طولانی-کوتاه مدت و شبکه تابع پایه شعاعی به شناسایی دستکاری قیمتی پرداخته شده است. نتایج بررسی نشان میدهد مدلهای شبکه حافظه طولاتی-کوتاه مدت و شبکه عصبی بازگشتی با امتیاز F2 بالای 92% از عملکرد مناسبی در شناسایی دستکاری قیمتی برخوردار بوده و دارای قابلیت پیادهسازی در فرآیندهای نظارتی و تحقیقات آتی سایر حوزه های شناسایی تخلف می باشد.