ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۸۰۱ تا ۲٬۸۲۰ مورد از کل ۵۹٬۰۳۳ مورد.
۲۸۰۱.

ارائه مدل برندسازی حسی در بازارهای صنعتی با تأکید بر ملاحظات پایداری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۵۲
هدف اصلی از انجام این پژوهش، ارائه مدل برندسازی حسی در بازارهای صنعتی با تأکید بر ملاحظات پایداری است که از نظر هدف در حیطه تحقیقات کاربردی-توسعه ای قرار دارد. همچنین پژوهش حاضر بر اساس ماهیت و روش، یک پژوهش توصیفی-پیمایشی با رویکرد آمیخته (کمی-کیفی) است که از لحاظ زمانی به شکل مقطعی انجام شده است. نمونه آماری در بخش کیفی شامل 11 نفر از مدیران شرکت های فعال در صنعت ضدعفونی کننده و اساتید دانشگاه بوده است. جامعه آماری در بخش کمی شامل کلیه مشتریان، سازمان های شرکت های صنعتی مواد ضدعفونی کننده به تعداد 100 هزار نفر در سال 1401 بوده که از این میان، نمونه ای متشکل از 384 نفر با استفاده از جدول مورگان انتخاب شد. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی شامل مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی شامل پرسشنامه حاصل از فاز کیفی است. تحلیل داده ها در روش کیفی با رویکرد داده بنیاد و نرم افزار MAXQDA.21 انجام شد. اعتبار سنجی مدل با تکنیک حداقل مربعات جزئی و نرم افزار اسمارت پی.ال.اس انجام گرفت. نتایج بخش کیفی نشان داد شرایط علی شامل بازاریابی عصب پایه و جهت دهی رفتار مصرف کننده به سمت پایداری)، شرایط زمینه ای مدیریت تجربه سبز مشتری، پدیده محوری پیرامون برندسازی حسی، راهبردها و اقدامات نظیر تبلیغات حسی سبز، استراتژی ها و ایجاد هویت سبز برند، شرایط مداخله گر مانند کانال های ارتباط با مشتری و استفاده از حواس و در نهایت پیامدها از قبیل وفاداری مشتری و برانگیختن مشتری شناسایی شده است.  نتایج حاصل از آزمون فرضیه های پژوهش نشان داد که رابطه همه متغیرهای پژوهش با هم تأثیر مثبت و معناداری دارد و مدل از برازش خوبی برخوردار است.
۲۸۰۲.

موانع صنعت ساخت چهارم در توسعه مسکن ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۵۵
صنعت ساخت وساز مسکن در ایران تابع عوامل بسیاری در ابعاد مختلف همچون اجتماعی، اقتصادی، کالبدی، زیرساختی و حقوقی است. در راستای بهره وری از زمین، دارایی ها و سرمایه های فیزیکی، پاسخگویی به نیازهای واقعی، ارتقا کمی و کیفی مسکن و حفاظت از محیط زیست، ضروری است از صنعت ساخت چهارم بهره جست. هدف این تحقیق شناسایی و تبیین موانع دستیابی به صنعت چهارم در ساخت مسکن ایرانی از نظر خبرگان و مطلعان کلیدی است. این تحقیق با رویکرد تحلیل محتوای کیفی عرفی و با ابزار جمع آوری داده ها مصاحبه های چهره به چهره نیمه ساختاریافته و عمیق که با استفاده از سؤالات بازطراحی شده بودند، انجام شده است. جامعه پژوهش متشکل از کارشناسان آکادمیک و فنی-تجربی بودند و نوع نمونه گیری این پژوهش از نوع هدفمند و با حداکثر تنوع برحسب سن، جنسیت، تخصص، مقطع تحصیلی، سابقه ی فعالیت (آکادمیک و فنی) و تجارب، برای دستیابی به اطلاعات جامع و غنی از دیدگاه های مختلف، مدنظر بود. مشارکت کنندگان 31 نفر کارشناس در تخصص های مختلف دارای تجربه در حوزه های: مدیریت ساخت، مدیریت پروژه، معماری، عمران، محیط زیست، مکانیک، برق، انرژی، مدیریت صنعتی، طراحی صنعتی و صنایع، بودند. پس از مفهوم سازی داده های تحقیق 5 تم، 28 ساب تم و 105 کد شناسایی شد که تم ها عبارت اند از: «اجتماعی-فرهنگی»، «اقتصادی»، «نهادی-اداری»، «قانونی-مقرراتی» و «زیرساختی (نرم افزاری و سخت افزاری)».
۲۸۰۳.

تأثیر متاورس بر بهبود تصمیم گیری های شهری در بحران ها: بررسی کاربرد آن در دبی با استفاده از تحلیل داده ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰ تعداد دانلود : ۱۴۲
مقدمه این تحقیق بر اساس تحلیلی از تجربیات و داده های موجود، به بررسی این موضوع می پردازد که چگونه می توان از متاورس برای شبیه سازی بحران ها و اتخاذ تصمیمات مؤثر در زمان بحران در شهرهایی همچون دبی بهره برداری کرد. دبی، با توسعه سریع و پروژه های بزرگ خود در زمینه های مختلف، از پیشرفته ترین شهرها در استفاده از تکنولوژی های نوین است و می تواند به عنوان الگوی مناسبی برای پیاده سازی متاورس در مدیریت بحران ها مطرح شود. دبی به عنوان یکی از شهرهای پیشرفته جهان، به ویژه در زمینه فناوری و توسعه شهری، در حال مواجهه با بحران های مختلفی است که از جمله آن ها می توان به بحران های زیست محیطی، منابع طبیعی و حمل و نقل اشاره کرد. بحران هایی که به طور ناگهانی رخ می دهند و نیازمند تصمیمات فوری و دقیق از سوی مسئولان شهری هستند. از سوی دیگر، دبی به عنوان یک شهر هوشمند، به دنبال یافتن راه حل های نوین برای مدیریت بحران ها و بهبود فرایندهای تصمیم گیری در زمان بحران ها است. استفاده از فناوری های نوین، از جمله متاورس، می تواند به مدیران شهری این امکان را بدهد که بحران ها را شبیه سازی کنند و با تحلیل داده ها و پیش بینی شرایط مختلف، تصمیمات بهتری بگیرند. در این تحقیق، بررسی اینکه چگونه متاورس می تواند به عنوان یک ابزار کمکی در بهبود تصمیم گیری های شهری در بحران ها استفاده شود، امری ضروری است. با توجه به پیچیدگی و سرعت تحولات در دنیای شهری و بحران های ناشی از آن، استفاده از فناوری های نوین برای مدیریت بحران ها به یک ضرورت تبدیل شده است. در این راستا، استفاده از متاورس می تواند گامی اساسی در بهبود فرایند تصمیم گیری در بحران ها باشد. دبی، به عنوان یک شهر پیشرفته و هوشمند، می تواند به عنوان نمونه ای از پیاده سازی این فناوری در مدیریت بحران ها مطرح شود. این تحقیق با هدف تحلیل کاربرد متاورس در بهبود تصمیم گیری های شهری در زمان بحران ها، به شناسایی فرصت ها و چالش های آن می پردازد و نحوه به کارگیری آن را در دبی بررسی می کند. در نهایت، نتایج این تحقیق می تواند به دیگر شهرها نیز کمک کند تا از این فناوری در فرایندهای مدیریت بحران بهره برداری کنند. مواد و روش ها این تحقیق از روش ترکیبی (کیفی کمی) برای بررسی تأثیر متاورس بر بهبود تصمیم گیری های شهری در بحران ها استفاده کرده است. در بخش کیفی، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۲۰ مدیر شهری، متخصص فناوری و کارشناسان بحران انجام شد و داده ها با روش کدگذاری باز، محوری و گزینشی در نرم افزار MAXQDA تحلیل شدند. در بخش کمی، ۳۸۴ مدیر و کارشناس بحران با استفاده از فرمول کوکران برای جامعه نامحدود انتخاب شدند و داده ها از طریق پرسش نامه استاندارد با طیف لیکرت جمع آوری شد. تحلیل داده های کمی با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) در نرم افزار AMOS انجام شد و آزمون های آماری شامل کولموگروف اسمیرنوف برای نرمال سازی داده ها، همبستگی پیرسون، تحلیل عاملی تأییدی (CFA) و تحلیل رگرسیونی چندمتغیره در SPSS اجرا شدند. متغیر مستقل این تحقیق استفاده از متاورس در مدیریت بحران های شهری است و متغیرهای وابسته شامل سرعت و دقت تصمیم گیری، دسترسی به اطلاعات، هماهنگی سازمانی و شفافیت اطلاعات هستند، در حالی که چالش های امنیتی، هزینه های اجرا و موانع قانونی به عنوان متغیرهای مداخله گر در نظر گرفته شده اند. برای اطمینان از پایایی ابزار تحقیق، آلفای کرونباخ محاسبه شد که مقدار آن برای تمامی شاخص ها بالاتر از 0/7 بود و پایایی ترکیبی نیز تأیید شد. روایی سازه ای پرسش نامه با تحلیل عاملی تأییدی مورد بررسی قرار گرفت که نتایج آن نشان دهنده برازش مناسب مدل بود. این روش تحقیق با استفاده از تحلیل های پیشرفته، دیدگاه های مدیران شهری و کارشناسان بحران را از دو منظر کیفی و کمی ارزیابی کرده و به شناخت بهتر فرصت ها و چالش های متاورس در مدیریت بحران های شهری کمک کرده است. یافته ها در این پژوهش، تحلیل کیفی و کمی با هدف بررسی تأثیر متاورس بر تصمیم گیری های شهری در شرایط بحران انجام شد. در بخش کیفی، داده های حاصل از مصاحبه با ۲۰ نفر از مدیران شهری، کارشناسان فناوری و متخصصان بحران، با روش کدگذاری باز و محوری تحلیل شدند. نتایج کیفی نشان داد متاورس ظرفیت های مهمی در شبیه سازی بحران ها، دسترسی به داده های لحظه ای، شفاف سازی تصمیم گیری و تسهیل هماهنگی میان نهادها دارد. در عین حال، چالش هایی نظیر هزینه های بالا، موانع حقوقی، نگرانی های امنیتی و کمبود آموزش به عنوان موانع اصلی شناسایی شدند. راهکارهای پیشنهادی شامل ارتقای زیرساخت ها، آموزش مستمر کارکنان و طراحی ابزارهای بومی بود. در بخش کمی، با استفاده از تحلیل آماری داده ها، مشخص شد که بیشترین میانگین مربوط به شاخص «سرعت تصمیم گیری» با مقدار 3/68 و «شبیه سازی بحران ها» با 3/64 بود که نشان دهنده نگرش مثبت به توانمندی متاورس در بهبود واکنش سریع و دقیق به بحران هاست. پایین ترین میانگین ها نیز مربوط به «آگاهی مدیران از متاورس» (2/95) و «سهولت استفاده» (2/96) بود، که نیاز به آموزش و بهبود ابزارهای کاربرپسند را برجسته می کند. نتایج آزمون کولموگروف–اسمیرنوف، نرمال بودن داده ها را تأیید کرد و تحلیل رگرسیونی نیز نشان داد بیشترین تأثیر متاورس بر تصمیم گیری های بحرانی از طریق سرعت و دقت تصمیم گیری (ضریب 0/52) و شبیه سازی بحران ها (ضریب 0/45) اعمال می شود. یافته ها نشان داد متاورس ابزاری مؤثر در بهبود مدیریت بحران های شهری است، مشروط به آنکه چالش های زیرساختی، حقوقی و آموزشی به درستی مدیریت شوند. نتیجه گیری نتایج این پژوهش نشان می دهد متاورس می تواند به عنوان بستری نوین در ارتقای کیفیت تصمیم گیری های شهری در بحران ها ایفای نقش کند. با فراهم کردن امکان تجربه های شبیه سازی شده، داده های تعاملی و فضاهای مجازی مشترک، این فناوری ظرفیت آن را دارد که مدیریت بحران را از واکنش صرف به پیش بینی و آمادگی ارتقا دهد. با این حال، تحقق این پتانسیل مستلزم عبور از چالش هایی است که عمدتاً در سه سطح زیرساختی، نهادی و انسانی بروز می یابند. از یک سو، نبود زیرساخت های فناورانه و فقدان استانداردهای حقوقی مانع از پذیرش گسترده متاورس در ساختارهای رسمی مدیریت شهری شده است. از سوی دیگر، ضعف دانش تخصصی و کمبود مهارت در بین مدیران و کارکنان، مانعی اساسی در مسیر بهره برداری مؤثر از این فناوری محسوب می شود. در این میان، آموزش مستمر، توانمندسازی نهادی، و توسعه ابزارهای متناسب با نیازهای محلی، می توانند به عنوان راهبردهایی مؤثر در تسهیل پذیرش و به کارگیری متاورس عمل کنند. همچنین، تأکید بر هماهنگی میان سازمان های مسئول و طراحی محیط های کاربرمحور، نقشی کلیدی در کاهش مقاومت ها و افزایش کارآمدی دارد. 
۲۸۰۴.

Innovative design of digital transformation model (Case Study: Food Packaging Industry)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۵۷
The food packaging industry has been investigated as a case study in this study.The present study was conducted based on interpretive philosophy and with an inductive approach. Also, the present study is an applied-developmental study in terms of objective, and it is a non-experimental (descriptive) research in terms of data collection method. A qualitative research design was used to achieve the research objective. In this study, population includes professors of management and food industry managers. Purposeful sampling (snowball method) was used and theoretical saturation was achieved with 20 participants. The participants of this research include theoretical experts (university professors) and experimental experts (food industry managers). A semi-structured interview and a decision matrix-based questionnaire were used to collect data. The results of qualitative coding were validated with the Holsti method (0.717) and Cohen's Kappa (κ) (0.659). The validity of the questionnaire was confirmed by the formal method and the reliability of the questionnaire was also confirmed by estimating the internal correlation coefficient (0.815). Analysis and coding of the text of the interviews was done using the theme analysis method in MaxQDA 20. Also, structural-interpretive modeling method and MicMac can be used to determine relationships between constructs and model design in the second part. According to the results, the investigated factors and components were grouped in seven levels. These components are: Level 7 components including business resources, digital transformation leadership and digital/sustainable foresight, Level 6 components, including digital/sustainable innovation strategies, the components of level 5, including the use of new technologies in processes and operations, core digital/sustainable capabilities, and employees' digital experience, level 4 components of the model, including a new approach to food packaging industry processes, improving sustainable food packaging functions, and designing innovative food packaging, the level 3 components, including the alignment of the digital/sustainable innovation strategy with Digital/Sustainable Capability and Business Sustainability in the Digital Age, the level 2 components, including the component of improving customer experience (digital/sustainable), and finally, the “consequences of digital transformation” component with an sustainability-driven innovation approach in the food industry.
۲۸۰۵.

تدوین مدل ساختاری عوامل مؤثر بر التزام رفتاری در بخش دولتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۷۳
هدف: با افزایشِ اهمالِ کاری ها، و رفتارهای بطالت گونه، امروزه التزامِ رفتاری، در سازمان های دولتی، چالشی جدی برای مدیرانِ منابعِ انسانی، محسوب می گردد. در این میان، پژوهشگران، از رهبری الهام بخش، به عنوانِ عاملی، یاد می کنند که می تواند، علاوه بر کاهشِ رفتارهای نامطلوبِ سازمانی، به تقویتِ گرایش های کارکنان، نسبت به التزامِ رفتاری، منجر شود. هدف این پژوهش، تدوینِ مدلِ ساختاری عواملِ مؤثر بر التزامِ رفتاری، در بخشِ دولتی بوده است. طرح پژوهش/ روش شناسی/ رویکرد: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی است. برای جمع آوری داده ها، از پرسشنامه ساختارمند، استفاده شد. جامعه آماری پژوهش، شامل 47 واحد استانی از دستگاه های اجرایی واقع در استان البرز بوده و نمونه گیری، به صورتِ تصادفی ساده انجام گردید، و حداقل 470 نفر از کارکنانِ آن ها، در نظرسنجی، مشارکت داشته اند. جهتِ سنجشِ پایایی، از آزمون آلفای کرونباخ و روایی، از معیار لاوشه استفاده گردید. جهت تجزیه و تحلیلِ فرضیه ها، از آزمونِ معادلاتِ ساختاری، در نرم افزار Smart PLS بهره برده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که تمامی روابط بینِ سازه ها، معنادار بوده و از نظرِ آماری، تأیید شده اند. به ویژه رابطه رهبری الهام بخش، با التزامِ رفتاری، و انگیزه خدمت عمومی، رابطه معناداری بالایی، به صورتِ مستقیم و غیرمستقیم، از طریقِ انگیزه خدمت عمومی، و قابلیتِ یادگیری، از خود نشان دادند. به علاوه، فرهنگِ حمایتی درک شده، و قابلیتِ یادگیری نیز، تأثیرِ مثبت و معناداری، بر التزامِ رفتاری دارند. یافته ها، گویای این مطلب بود که رهبری الهام بخش، فرهنگِ حمایتی، قابلیتِ یادگیری و انگیزه خدمتِ عمومی، به ترتیب، مهم ترین عواملِ تأثیرگذار، بر التزامِ رفتاری کارکنان هستند. ارزش/ اصالت پژوهش: بکارگیری دو نظریه مبادله عضو رهبر و مبادله اجتماعی، در بررسی رابطه میانِ رهبری الهام بخش، و التزامِ رفتاری را می توان، به عنوانِ ارزش، و اصالتِ پژوهش دانست، که در این پژوهش، مورد توجه قرار گرفت. پیشنهادهای اجرایی/ پژوهشی: تسهیلِ مشارکتِ کارکنان، در فرآیندهای تصمیم گیری، تدوینِ راهبردهای ترویجِ سبکِ رهبری الهام بخش، در مدیریتِ سازمان های دولتی، توسعه فرهنگ و اخلاق حرفه ای، در میانِ کارکنان، برای افزایشِ تعهد به منافع عمومی.
۲۸۰۶.

طراحی الگوی رهبری سخاوتمند در شرکت گاز استان کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۸۸
پژوهش حاضر به بررسی طراحی الگوی رهبری سخاوتمند در شرکت گاز استان کرمان پرداخته و دارای رویکردی آمیخته مبتنی بر تحقیق کیفی و کمی است و جامعه آماری بخش کیفی به منظور ساخت مدل، شامل 18 نفر از اساتید دانشگاه در رشته های مدیریت رفتار سازمانی و منابع انسانی و مدیران ارشد شرکت ملی گاز بود. جامعه آماری بخش کمی شامل 265 نفر از کارکنان شرکت گاز استان کرمان بود که به صورت طبقه ای انتخاب شده اند. ابزار گردآوری داده ها در این تحقیق، مراجعه به اسناد، مصاحبه با خبرگان و پرسشنامه بود. تجزیه وتحلیل داده ها بر اساس تکنیک تحلیل مضمون، مدل سازی ساختاری تفسیری و مدل سازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزارهای NVIVO، SPSS و Smart PLS انجام شد. نتایج بخش کیفی نشان داد که ره آوردهای رهبری سخاوتمند در شرکت ملی گاز شامل 21 مضمون پایه و 8 مضمون سازمان است. نتایج مدل سازی معادلات ساختاری، نشان داد که مدل پیشنهادی دارای برازش مطلوبی است.
۲۸۰۷.

Future trends and challenges in sales and operations planning (S&OP): A systematic literature review(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۴۷
Effective supply chain management (SCM) enhances organizational performance by optimizing resource allocation, reducing costs, and increasing customer satisfaction through streamlined operations and cross-functional collaboration. This leads to improved inventory management, higher service levels, and a competitive edge. Sales and operations planning (S&OP) plays a vital role in aligning demand forecasts with supply capabilities, fostering visibility and proactive decision-making. This minimizes inventory costs and improves responsiveness to market changes, supporting strategic goals and long-term success. Despite its importance, a gap remains in systematic literature reviews that categorize trends and challenges in S&OP. Addressing this gap aids supply chain managers in identifying and understanding current challenges and trends, facilitating informed decision-making. This study conducted a comprehensive systematic literature review, examining 295 studies and selecting 66 relevant articles published between 2012 and 2023 using screening methods coupled with TOPSIS and ANP techniques. The results reveal that most studies focus on optimization models for S&OP, employing optimization techniques, simulation, heuristic methods, artificial intelligence, machine learning, statistical approaches, and qualitative models. The research identified key S&OP planning issues and various models for addressing them. It also highlights emerging trends, such as the increasing use of machine learning and artificial intelligence to improve demand forecasting and decision support systems. Additionally, the growing focus on sustainability in supply chains, including reducing carbon emissions and minimizing waste, is being integrated into S&OP models. However, challenges persist, including dependence on accurate and reliable data, data quality issues, and organizational resistance to change. The complexity of S&OP processes also presents obstacles. This review provides insights into S&OP models, trends, and challenges, and offers future research directions, emphasizing AI integration, sustainability, and hybrid modeling approaches. Addressing these challenges can enhance alignment between sales, production, and inventory, ultimately improving business performance.
۲۸۰۸.

Designing an Entrepreneurial Marketing Model for Brand Life Cycle Management: (Qualitative Approach)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۶۴
The main problem of most companies is the short life of brands. The brand life cycle is used by many business managers and plays a very vital role in determining strategies. Considering propulsions and inhibitors that strengthen or hinder this type of marketing, entrepreneurial marketing (EM) is one of the new topics of the brand life cycle management. An accepted framework for EM and identification of effective factors for brand cycle management is not available. Therefore, the purpose of this article for solving the above mentioned problem is to design an EM model for brand life cycle management. This is how this paper contributes in this regard. The necessity of this research is the short life of brands and the waste of economic and social capital. This current research has qualitative approach and is descriptive-exploratory in data process with conceptual qualitative analysis methodology. The tool applied in this research are interviews |(semi-structured) and the population of this paper includes managers, marketing and brand experts in the field of chemicals, medicine and facilities industries in Eshtehard industrial zone of Tehran, Iran. The target community have been selected by snowball sampling method. Interviews extracted data has been classified by Open, axial and selective codes and were analyzed by Maxqda software. After investigating of codes by experts and eliminating items less than critical amount of 0.62 (according to Lawche formula), finally 166 codes and 23 components as propulsion and 84 codes and 16 components as inhibitors of EM were identified and categorized for brand life cycle management. The conceptual model of this paper has been reached from the review of the research background and interviews with the experts and by the final investigations, we reached to the conclusion that propulsion and inhibitors are affecting on entrepreneurial marketing and consequently on brand life cycle management. The results of this research shows that entrepreneurial marketing is a suitable solution to manage the brand life cycle and prevent the early decline of brands.
۲۸۰۹.

Assessment of the requirements of smart production Systems in SMEs: Intuitionistic Fuzzy Best-Worst Method and Total Interpretive Structural Modeling Integrated Method(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۶۸
Today, manufacturing companies must address the increasing trend of smart manufacturing (SM) to maintain their competitiveness. Concurrently, small and medium enterprises (SMEs), which constitute the backbone of numerous production economies, are endeavoring to comprehend the complexities associated with implementing this advanced production system. However, many of these enterprises are hesitant to adopt SM due to insufficient human and financial resources. The transformation of a company's existing system into smart production systems, as opposed to implementing smart manufacturing from the outset, necessitates greater financial and temporal investment. Consequently, it is imperative to consider and integrate effective requirements for smart production systems during the design phase. This study aims to identify these requirements, ascertain their significance, and comprehend the contextual relationships among them. To achieve this, a systematic review method is employed to identify the requirements, followed by the Intuitionistic Fuzzy Multiplicative Best-Worst Method (IFMBWM) to determine their weights. Finally, the TISM method is utilized to understand the interrelationships and compare the levels obtained with the results of the best-worst method. The results indicated that the effective requirements can be categorized into eight main criteria. The highest and most fundamental criterion is the requirement for digitalization and real-time data connection. The second criterion is automation, followed by smart communication with beneficiaries as the third. Overall, small and medium-sized enterprises should prioritize information technology and artificial intelligence requirements to advance towards smart production systems.
۲۸۱۰.

طراحی و اعتبار سنجی تجربه هوشمند مشتریان در بانک کشاورزی استان خراسان رضوی با رویکردی آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۸ تعداد دانلود : ۱۷۶
مقاله حاضر به بررسی و طراحی تجربه هوشمند مشتریان در بانک کشاورزی استان خراسان رضوی می پردازد. پژوهش ازنظر هدف کاربردی و از نوع روش در حوزه پژوهش های توصیفی است که با رویکرد آمیخته انجام شده است. پژوهش به روش آمیخته و در دو فاز کیفی و کمی صورت گرفته است. این پژوهش دارای دو جامعه آماری، خبرگان و همچنین مدیران و کارکنان بانک کشاورزی است. در بخش کیفی 12 خبره و در بخش دلفی فازی 40 خبره با استفاده از نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و در بخش آزمون مدل 290 نفر از کارکنان و مدیران بانک انتخاب شدند. در فاز کیفی، با استفاده از مصاحبه با 12 خبره، مؤلفه های کلیدی تجربه هوشمند مشتریان شناسایی شد که در قالب 54 کد باز استخراج گردید و سپس این کدها به 12 مقوله فرعی و 5 مقوله اصلی سازمان دهی شدند. مقوله های اصلی شامل تجربه ناشی از شخصی سازی و پیش بینی، تعامل، پشتیبانی هوشمند، امنیت و حریم خصوصی، و احساس ایمنی و خوشایندی بودند. در فاز کمی، با استفاده از دلفی فازی و آزمون تحلیل عاملی تأییدی مرتبه اول و دوم، نتایج فاز کیفی تأیید شد. این مقوله ها در قالب پرسشنامه ای به 290 نفر از کارکنان و مدیران بانک کشاورزی ارائه و مدل نهایی بررسی گردید. یافته ها نشان داد که مقوله هایی نظیر پیش بینی و پیش فعالی، تجزیه وتحلیل داده ها، شفافیت و دسترس پذیری تأثیر زیادی بر تجربه مشتری دارند، درحالی که مقوله هایی مانند خودمختاری و رضایت و لذت تأثیر نسبی تری دارند. نتایج پژوهش می تواند راهنمایی مهم برای بهبود خدمات بانکی هوشمند و افزایش رضایت و وفاداری مشتریان باشد.
۲۸۱۱.

تحلیل فازی تأثیر شاخص های رفتاری سرمایه گذاران بر سیاست تقسیم سود شرکت ها(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۱۲۱
هدف از این پژوهش بررسی تأثیر عوامل رفتاری سرمایه گذاران بر سیاست تقسیم سود در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. در این راستا، با استفاده از روش دلفی فازی، عوامل کلیدی رفتاری مؤثر بر تصمیم گیری های سرمایه گذاری شناسایی و تحلیل شده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که سوگیری های شناختی و احساسی، اعتماد به نفس و ریسک پذیری، تأثیرات اجتماعی و گروهی، و مدیریت مالی و تصمیم گیری از مهم ترین عوامل تأثیرگذار بر سیاست تقسیم سود شرکت ها هستند. نتایج نشان داد که اعتماد به نفس بیش از حد و ریسک پذیری بالا تأثیر منفی بر سیاست تقسیم سود دارند؛ زیرا مدیران با اعتماد به نفس بالا تمایل دارند منابع مالی شرکت را برای سرمایه گذاری های پرریسک به کار بگیرند. همچنین، سوگیری های شناختی و احساسی موجب کاهش تمایل به تقسیم سود شده و تصمیم گیری های محافظه کارانه تر را به دنبال دارد. در مقابل، تأثیرات اجتماعی و گروهی، مدیریت مالی قوی و تصمیم گیری های منطقی تأثیر مثبتی بر سیاست تقسیم سود دارند، زیرا این عوامل باعث افزایش شفافیت مالی و اعتماد سرمایه گذاران می شوند. مقایسه یافته های این پژوهش با مطالعات داخلی و خارجی نشان داد که عوامل رفتاری در کنار معیارهای مالی، نقش تعیین کننده ای در تصمیمات مرتبط با تقسیم سود دارند. درنهایت، پژوهش پیشنهاد می کند که شرکت ها با به کارگیری استراتژی های مدیریت ریسک، بهبود شفافیت اطلاعاتی، و کاهش اثرات سوگیری های شناختی، می توانند سیاست های تقسیم سود خود را بهینه سازی کرده و از تصمیم گیری های غیرمنطقی جلوگیری کنند.
۲۸۱۲.

تحلیل تطبیقی نقش دین در همبستگی اجتماعی حکومت هخامنشی با تکیه بر نظریه اجتماعی امیل دورکیم(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۱۴
با تطبیق نظریه های افرادی مانند دورکیم در زمینه های متفاوت مثل همبستگی اجتماعی به کمک میراث ملموس و ناملموس و مشخصا در این نوشته به کمک ابزار دین، می توان فهمید که چگونه نظریه های جامعه شناختی مدرن می توانند به تحلیل و تفسیر پدیده های تاریخی و باستانی کمک کنند و بالعکس. هدف این مقاله این است تا به درک عمیق تری از تأثیر دین بر ساختار اجتماعی و از پیوندهای بین دین، قدرت و همبستگی اجتماعی در حکومت های باستانی کمک کند همچنین تطبیق و ارزیابی کاربردپذیری نظریه دورکیم در زمینه دینی و اجتماعی دوران هخامنشی را آشکار کند. در اولین نگاه چنین سؤالی مطرح می شود که دین چگونه در ایجاد و تقویت همبستگی اجتماعی در دوره حکومت هخامنشی نقش داشته است؟ این پژوهش با روش تحلیلی-توصیفی انجام شده است. نتیجه این پژوهش این است که دورکیم با توجه به شواهدی که در اطراف خود می دیده است نظریه ای ارائه داده که هرچند از جهاتی قابل نقد است ولی برای نظریه ای که ارائه کرده همواره مصادیقی در اطراف ما وجود داشته است که گاهی متوجه این مصادیق نیستیم یکی از این مصادیق نقش وجود ادیان مختلف بر ایجاد همبستگی اجتماعی در حکومت های مختلف است.
۲۸۱۳.

چالش های پیشگیری انتظامی از قاچاق سنگ های معدنی در استان خراسان شمالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۸
زمینه و هدف: قاچاق سنگ های معدنی در کشور، ازجمله جرائمی است که در قالب تشکیل باندهای حمل ونقل، نگهداری، عرضه و فروش به اقتصاد کشور صدمه وارد کرده است. پیشگیری انتظامی درزمینه وقوع این جرم با چالش هایی روبه روست و تلاش دارد از شکل گیری باندهای قاچاق سنگ های معدنی جلوگیری کند؛ لذا این پژوهش با هدف شناسایی چالش های پیشگیری انتظامی قاچاق سنگ های معدنی در استان خراسان شمالی انجام شد. روش: تحقیق از نوع کاربردی است که با روش ترکیبی (کیفی کمّی) اجرا شده است. مشارکت کنندگان بخش کیفی، فرماندهان، مدیران و خبرگان انتظامی خراسان شمالی با حداقل ده سال سابقه مدیریت در حوزه پیشگیری انتظامی بودند که با روش قضاوتی هدفمند انتخاب شدند و مصاحبه از ایشان تا اشباع نظری ادامه داشت. جامعه آماری بخش کمّی نیز 125 نفر از کارکنان پلیس مبارزه با قاچاق کالا بودند که به صورت تمام شمار تعیین شدند. ابزار گردآوری در بخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمّی، پرسش نامه محقق ساخته بود و داده ها با روش تحلیل عاملی اکتشافی تجزیه وتحلیل شدند. یافته ها: بررسی چالش های پیشگیری انتظامی قاچاق سنگ های معدنی در خراسان شمالی، فرصت های بهبود را در سه محور کلیدی شناسای می کند: در سطح ساختاری، تقویت زیرساختها، تدوین خط مشی های هدفمند، استقرار سیستم نظارتی پیشرفته و ایجاد سامانه اطلاعاتی یکپارچه؛ در بعد رفتاری، ارتقای دانش نیروی انسانی از طریق آموزش های تخصصی و تقویت همکاری بین سازمانی؛ و در حوزه محیطی، اجرای پویش های فرهنگ سازی، بازنگری سیاست های کلان و ساماندهی بازارهای معاملاتی ضروری است. نتیجه گیری: برای مقابله با قاچاق سنگ های معدنی در خراسان شمالی، بهبود در سه محور1- ساختار، با تقویت زیرساخت ها، نظارت پیشرفته و سامانه های اطلاعاتی یکپارچه 2- محور رفتاری، از طریق آموزش نیروی انسانی و افزایش همکاری بین سازمانی و 3-محور محیطی، با فرهنگ سازی، بازنگری سیاست ها و ساماندهی بازارها ضروریست. این اقدامات یکپارچه می توانند به کاهش قاچاق و بهبود وضعیت انتظامی کمک کنند.
۲۸۱۴.

خودکارآمدی حرفه ای و درهم تنیدگی شغلی: نقش میانجی بازآفرینی شغل و تعدیل گری حمایت سازمانی ادراک شده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۷۱
در سال های اخیر، درهم تنیدگی شغلی به عنوان یکی از شاخص های کلیدی در حفظ نیروی کار، مورد توجه قرار گرفته است. بااین حال، شناخت سازوکارهای روان شناختی مؤثر بر آن، نیازمند بررسی های بیشتر است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تعامل خودکارآمدی حرفه ای و درهم تنیدگی شغلی با نقش میانجی بازآفرینی شغل و نقش تعدیل گری حمایت سازمانی ادراک شده انجام شده است. این مطالعه ازنظر هدف، کاربردی و ازحیث روش، توصیفی همبستگی است. نمونه ای متشکل از ۱۲۹ نفر از کارکنان چهار شرکت سازنده ماشین آلات صنعتی در تهران، انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه های معتبر گردآوری و با روش مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) در نرم افزار SmartPLS 4 تحلیل شدند. نتایج آزمون فرضیه ها درقالب مدل مفهومی نشان داد که خودکارآمدی حرفه ای صرفاً ازطریق متغیر میانجی بازآفرینی شغل با درهم تنیدگی شغلی رابطه معناداری دارد و به تنهایی به درهم تنیدگی شغلی منتهی نخواهد شد. همچنین روابط میان خودکارآمدی حرفه ای با بازآفرینی شغل و بازآفرینی شغل با درهم تنیدگی شغلی تأیید شد. فرضیه تعدیل گری حمایت سازمانی ادراک شده در رابطه میان خودکارآمدی حرفه ای و بازآفرینی شغل نیز با سطح اطمینان 90 درصد تأیید شد. نتایج نشان می دهد ارائه انواع حمایت های سازمانی نظیر فراهم ساختن امکانات و ارائه آزادی عمل به کارکنان با ویژگی خودکارآمدی حرفه ای بالا می تواند ازطریق بازآفرینی شغل به افزایش درهم تنیدگی شغلی کارکنان منتهی شود. نوآوری این پژوهش در تبیین سازوکارهای روان شناختی مؤثر بر درهم تنیدگی شغلی با تمرکز هم زمان بر نقش میانجی و تعدیل گر دو متغیر کلیدی است که می تواند به طراحی مداخلات کاربردی در حوزه منابع انسانی کمک کند.
۲۸۱۵.

تحلیل عوامل مؤثر بر جریان دانش با استفاده از تکنیک های تصمیم گیری چند شاخصه (مورد مطالعه: شرکت های دانش بنیان پارک علم و فناوری یزد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۶۰
هدف: در عصر دانش بنیان، دانش به عنوان یک سرمایه غیرملموس نقش حیاتی در موفقیت سازمان ها ایفا می کند. جریان دانش، که به تبادل اطلاعات و همکاری بین افراد وابسته است، به روزرسانی دانش و پیشبرد تحقیقات جدید را تسهیل می کند. شرکت های دانش بنیان به عنوان بازیگران اصلی در اقتصاد دانش محور، نیازمند مدیریت مؤثر جریان دانش برای حفظ رقابت پذیری و نوآوری هستند. این پژوهش با هدف شناسایی و اولویت بندی عوامل مؤثر بر جریان دانش در شرکت های دانش بنیان مستقر در پارک علم و فناوری یزد انجام شده است. روش پژوهش: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از حیث روش، توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری شامل مدیران و کارکنان 42 شرکت دانش بنیان فعال در پارک علم و فناوری یزد و خبرگان دانشگاهی بوده و با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی، تعداد 10 نفر از خبرگان و متخصصان مرتبط با حوزه مدیریت دانش به عنوان نمونه انتخاب شد. این پژوهش از روش های تصمیم گیری چندشاخصه شامل تکنیک های سوارا، آراس و کوکوسو استفاده کرده است. ابتدا عوامل مؤثر بر جریان دانش از طریق بررسی ادبیات و پیشینه پژوهش استخراج شد. سپس، پرسشنامه هایی طراحی و در اختیار خبرگان شامل مدیران، کارکنان شرکت های دانش بنیان و اساتید دانشگاهی قرار گرفت. روایی ابزار پژوهش از طریق تأیید ساختار مفهومی توسط خبرگان و اساتید دانشگاهی بررسی و تأیید شد. همچنین، پایایی نتایج از طریق مقایسه تطبیقی رتبه بندی ها در سه تکنیک مختلف و تأیید مجدد آن ها توسط خبرگان بررسی گردید که حاکی از ثبات و اعتبار مطلوب یافته ها است. داده های جمع آوری شده با استفاده از روش های مذکور تحلیل و رتبه بندی شد. در نهایت، برای تلفیق نتایج، از روش میانگین رتبه ها استفاده شده است. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که مهم ترین عوامل مؤثر بر جریان دانش در شرکت های دانش بنیان پارک علم و فناوری یزد به ترتیب شامل حمایت و تعهد مدیریت (C8) با میانگین رتبه 1، آموزش مستمر (C4) با میانگین رتبه 33/3، زیرساخت فناوری اطلاعات (E1) با میانگین رتبه 67/4، کار تیمی (A2) با میانگین رتبه 5، وجدان کاری (A1) با میانگین رتبه 67/5 و حمایت از کار تیمی (B5) با میانگین رتبه 6 بوده اند. این عوامل، نقش کلیدی در تسهیل جریان دانش ایفا کرده است. حمایت و تعهد مدیریت، به عنوان مؤثرترین عامل، بیانگر تأثیر پررنگ رهبری سازمانی در شکل دهی فرهنگ دانش محور است. آموزش مستمر و زیرساخت فناوری اطلاعات، بستر به روزرسانی و دسترسی به دانش را فراهم کردند. عوامل انسانی مانند کار تیمی نیز با تقویت تعاملات سازمانی، به جریان مؤثر دانش در این شرکت ها کمک نمودند. نتیجه گیری: برای ارتقای سطح دانش و تسهیل تبادل اطلاعات در شرکت های دانش بنیان مستقر در پارک علم و فناوری یزد، توجه به عوامل شناسایی شده ضروری است. مدیران این شرکت ها می توانند با تقویت حمایت مدیریتی، توسعه زیرساخت های فناوری اطلاعات و تشویق کار تیمی و آموزش مستمر، جریان دانش را در سازمان های خود بهبود بخشند. این اقدامات نه تنها به پیشرفت اقتصادی شرکت ها کمک می کند، بلکه نقش مهمی در توسعه اجتماعی و فرهنگی ایفا می نماید. اصالت/ارزش: این پژوهش از نظر روش شناسی دارای ارزش و اصالت علمی قابل توجهی است؛ چرا که با ترکیب نوآورانه سه تکنیک تصمیم گیری چندشاخصه (سوارا، آراس و کوکوسو) به تحلیل و رتبه بندی عوامل مؤثر بر جریان دانش پرداخته است.
۲۸۱۶.

بررسی تاثیر بازاریابی پدرخوانده بر اعتبار سازمان به واسطه ی وفاداری تزلزل ناپذیر اعضا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۷
اهداف: در دنیای کسب وکار پرشتاب و همواره در حال تغییر امروز، تنوع نیازها و انتظارات مشتریان، بسیاری از رویکردهای سنتی بازاریابی کارایی خود را از دست داده اند و و رویکردهای نوینی در این حوزه شکل گرفته اند. در میان این رویکردها، بازاریابی پدرخوانده به عنوان یک رویکرد نوآورانه در حوزه بازاریابی داخلی معرفی شده است که بر اساس اصول اعتماد، وفاداری و روابط اخلاقی متقابل بنا شده است. سازمان های مترقی به طور فزاینده ای تشخیص می دهند که حفظ اعضا و افزایش اعتبار سازمانی از جمله ارزشمندترین دارایی های استراتژیک برای دستیابی به پایداری بلندمدت هستند. با به کارگیری اصول بازاریابی پدرخوانده - از جمله مراقبت شخصی، حمایت همه جانبه و پرورش حس مشترک سرنوشت - سازمان ها می توانند نوعی وفاداری عاطفی را پرورش دهند که فراتر از روابط صرفاً معاملاتی است. هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر بازاریابی پدرخوانده بر اعتبار سازمانی با تأکید بر نقش میانجی وفاداری تزلزل ناپذیر اعضاست - مفهومی که نشان دهنده پیوند عاطفی و تعهد اخلاقی اعضا – است. روش پژوهش:  جامعه آماری این پژوهش شامل ۱۲۰ از اعضای آکادمی فرهنگی–ورزشی هندبال «سپهر آیسک» در استان خراسان جنوبی، ایران بود. بر اساس جدول نمونه گیری مورگان،۹۷ نفر به عنوان نمونه با روش تصادفی ساده انتخاب شدند. این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر ماهیت توصیفی و از نظر گردآوری داده ها پیمایشی_تحلیلی است. داده ها از طریق پرسشنامه ساختاریافته گرد آوری و با استفاده از نرم افزار SmartPLS و با استفاده از اندازه گیری و مدل سازی معادلات ساختاری برای آزمون روابط فرضی بین متغیرها تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها:  نتایج تحلیل داده ها نشان داد که بازاریابی پدرخوانده تأثیر معناداری بر افزایش وفاداری تزلزل ناپذیر اعضا دارد. همچنین رابطه ی مثبت و معناداری میان وفاداری تزلزل ناپذیر و اعتبار سازمانی تأیید شد.  با این حال، تأثیر مستقیم بازاریابی پدرخوانده بر اعتبار سازمانی چندان قوی نبود، که نشان می دهد تأثیر اصلی آن در درجه اول از طریق وفاداری اعضا عمل می کند. این یافته را می توان با توجه به نوع سازمان مورد مطالعه- آکادمی های فرهنگی_ورزشی- تفسیر کرد که در آن اهداف مالی و برندسازی اغلب اهمیت ثانویه دارند، در حالی که نقش های غیرمادی مانند آموزش، مسئولیت اجتماعی و توسعه اخلاقی برجسته تر هستند. این نتیجه نقش میانجی وفاداری تزلزل ناپذیر را برجسته می کند، که بُعد عاطفی روابط داخلی را به شهرت و اعتبار خارجی سازمان پیوند می دهد. به عبارت دیگر، وقتی اعضا حمایت اخلاقی، انصاف و حس تعلق را درک می کنند، ارزش های سازمان را درونی می کنند و در نتیجه اعتبار و یکپارچگی کلی آن را تقویت می کنند. نتیجه گیری: این پژوهش، بازاریابی پدرخوانده را به عنوان یک رویکرد نوآورانه در بازاریابی داخلی معرفی می کند که با تقویت وفاداری تزلزل ناپذیر مشخص می شود - وفاداری ای که از تعلق عاطفی و تعهد اخلاقی ناشی می شود تا مکانیسم های معامله ای یا پاداش محور. یافته ها نشان می دهد که مدیران و سرمایه گذاران می توانند با اتخاذ اصول بازاریابی پدرخوانده، همزمان هزینه های سازمانی را کنترل کرده و تعهد بلندمدت مبتنی بر احساسات را در بین اعضا پرورش دهند. از این رو، بازاریابی پدرخوانده یک چارچوب نظری و عملی جدید ارائه می دهد که وفاداری عاطفی را با اعتبار سازمانی مرتبط می کند.
۲۸۱۷.

تحلیل تأثیر نوآوری مالی بر مدیریت ریسک بانکها

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۲
بهبود نوآوری مالی و مدیریت ریسک در بانکها نیازمند ترکیب فناوری، آموزش، نظارت هوشمند و همکاری با همکاران حوزه مالی است. بانکهایی که این راهکارها را به صورت نظام مند اجرا کنند، نه تنها ریسک های خود را کاهش می دهند، بلکه از فرصت های بازار نیز بهتر بهره برداری می کنند. نظر به اهمیت این موضوع؛ مطالعه حاضر به تحلیل و بررسی تأثیر نوآوری مالی بر مدیریت ریسک بانکهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته است. بدین منظور؛ اطلاعات 17 پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای یک دوره ده ساله (از ابتدای سال 1393 تا پایان سال 1402) ، استخراج، متغیرهای پژوهش محاسبه و آزمون های آماری لازم صورت گرفت. روش پژوهش حاضر از نوع توصیفی- همبستگی بوده و طرح آن از نوع تجربی و با استفاده از رویکرد پس رویدادی است. در ادامه به منظور آزمون فرضیه پژوهش، از رگرسیون خطی چندمتغیره استفاده است. یافته های پژوهش؛ حاکی از آن داشت که نوآوری مالی بر مدیریت ریسک بانکها تأثیر مثبت و معناداری دارد.
۲۸۱۸.

بررسی تأثیر اندازه شرکت و عملکرد مالی بر ارزش شرکت با نقش تعدیل کننده نوآوری فناوری اطلاعات در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۱
هدف این پژوهش، بررسی تأثیر اندازه شرکت و عملکرد مالی بر ارزش شرکت، با در نظر گرفتن نقش تعدیل کننده نوآوری فناوری اطلاعات است. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از حیث روش شناسی توصیفی-کاربردی است و از رویکرد پس رویدادی برای تحلیل داده ها بهره می برد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در یک دوره ۷ ساله از سال ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۲ است. نمونه آماری پس از اعمال فیلترهای لازم، شامل ۱۲۵ شرکت (۸۷۵ مشاهده سال-شرکت) انتخاب شده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از مدل رگرسیون چندگانه با روش داده های پانل استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که هر چهار فرضیه اصلی تحقیق مورد تأیید قرار گرفتند. یافته ها حاکی از آن است که: (۱) اندازه شرکت تأثیر مثبت و معناداری بر ارزش شرکت دارد؛ (۲) عملکرد مالی تأثیر مثبت و معناداری بر ارزش شرکت دارد؛ (۳) نوآوری فناوری اطلاعات، رابطه مثبت بین اندازه شرکت و ارزش شرکت را به طور معناداری تعدیل می کند و این رابطه را تقویت می نماید؛ (۴) نوآوری فناوری اطلاعات، رابطه مثبت بین عملکرد مالی و ارزش شرکت را نیز به طور معناداری تعدیل کرده و اثربخشی آن را افزایش می دهد. این نتایج نشان می دهد که در دنیای رقابتی امروز، فناوری اطلاعات به عنوان یک عامل استراتژیک، نقش حیاتی در افزایش ارزش شرکت ها ایفا می کند و مدیران باید سرمایه گذاری در این حوزه را برای بهبود عملکرد و افزایش ارزش سازمانی در اولویت قرار دهند.
۲۸۱۹.

بررسی رویکرد استدلال مبتنی بر مورد جهت ارزیابی عملکرد کارکنان (مورد مطالعه: سازمان های دولتی استان بوشهر)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۲۶
هدف از این پژوهش، ارائه و ارزیابی یک چارچوب محاسباتی مبتنی بر رویکرد استدلال مبتنی بر مورد (Case- Based Reasoning: CBR) به منظور تحلیل و سنجش عملکرد کارکنان سازمان های دولتی استان بوشهر است. در این مطالعه تلاش شده است با الگوبرداری از نحوه رفتار انسانی در حل مسائل جدید و تکیه بر تجربه های پیشین، مدلی نظام مند برای پیش بینی و ارزیابی عملکرد نیروی انسانی ارائه گردد. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان سازمان های دولتی استان بوشهر است که بر اساس روش نمونه گیری تصادفی تعداد ۱۴ نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده های مورد نیاز از طریق پرسشنامه ای طراحی شده بر اساس ماتریس تصمیم گردآوری و اعتبار آن با شاخص های روایی و پایایی ارزیابی شد. فرآیند تحلیل شامل چهار مرحله اصلی بازیابی، بازتولید، بازبینی و نگهداری موارد بوده است. برای تعیین میزان مشابهت نمونه ها، از الگوریتم خوشه بندی K-Means استفاده گردید و سپس میانگین اطلاعات موارد مشابه به عنوان پیش بینی عملکرد مورد هدف تعیین شد. نتایج نشان داد شاخص هایی مانند تعهد و پذیرش مسئولیت، همکاری و کار گروهی، احترام به همکاران، حضور به موقع و آراستگی ظاهری بیشترین تأثیر را در عملکرد کلی کارکنان داشته اند. ارزیابی دقت مدل با شاخص MAEE نشان داد تمامی مقادیر خطا کمتر از ده درصد بوده و بنابراین یافته ها معتبر تلقی می شوند. جمع بندی کلی پژوهش بیانگر آن است که استفاده از روش استدلال مبتنی بر مورد می تواند به عنوان رویکردی نوین، کارآمد و تبیین پذیر برای ارزیابی عملکرد کارکنان در سازمان های دولتی مورد بهره برداری قرار گیرد.
۲۸۲۰.

بررسی محرک های فروش در ارزیابی اصالت برندهای نوظهور از طریق سنجش شبکه عصبی عمیق (DNN)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۷
هدف این پژوهش بررسی محرک های فروش در ارزیابی اصالت برندهای نوظهور از طریق سنجش شبکه عصبی عمیق (DNN) می باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر اجرا آمیخته (کیفی-کمی) و از نوع تحقیق های اکتشافی می باشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 10 نفر از خبرگان و صاحب نظران دانشگاهی مسلط و آشنا به حوزه های بازایابی و برندینگ انتخاب شدند. ابزار گردآوری پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد. تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی از طریق کدگذاری و از نرم افزار MAXQDA و در بخش کمی با استفاده از شبکه عصبی و نرم افزار MATLAB انجام شد. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که 8 معیار پژوهش شامل تداوم برند، اعتبار برند، انسجام برند، نمادگرایی برند، همگنی بازار، رقابت در بازار، زیرساخت بازار، تصمیمات سیاسی شناسایی شند. همچنین تمامی پیش بینی های شبکه عصبی مصنوعی پیشنهادی به درستی انجام شده است و شبکه قادر است بر اساس ورودی های تعریف شده، تمام خروجیها را به درستی شناسایی و دسته بندی کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان