ظهور و کارکرد جراید تشکیلاتی در ایران از مباحث مهم است که به دلیل ارتباط وثیق آن با احزاب سیاسی تاکنون به صورت شایسته به آن پرداخته نشده است. این مطبوعات اگرچه پس از انقلاب مشروطیت از نمودی آشکارتر برخوردار شدند، اما با شواهد موجود، مشخص میشود که این مطبوعات پیش از انقلاب مشروطه و قبل از آنکه احزاب سیاسی به صورت رسمی فعالیت نمایند، در ایران منتشر میشدند و حتی نام برخی از آنها برخاسته از گروه های سیاسی بود. در عین حال به دلیل نقش این مطبوعات و تاثیر آنها بر فضای ملتهب سال های آغازین مشروطیت، مطالعه عملکرد آنها در سه حوزه انتقادی، سیاسی و اجتماعی و کارکرد حزبی میتواند به درک بهتر تحولات دهه اول مشروطیت از زاویه عملکرد مطبوعات تشکیلاتی کمک شایان نماید.
جهان فرهنگی، شبکه ای از پیش فرض هایی است که به گونه ای شهودی حاضر هستند و مانند پیش زمینه ای بحث ناپذیر، تحلیل ناپذیر و کلی در پسِ آگاهی اندیشهگران ایرانی قرار می گیرد. این شبکه قواعد سازنده گفتارهای سیاسی جدید ایران را در بردارد. مقاله حاضر در صدد است گفتارهای سیاسی جهان فرهنگی جدید ایران را در سه گفتار سیاسی پیشرفت گرا، هویت طلب و معاصر معرفی کند. هر یک از گفتارهای سیاسی فوق دارای چالش اساسی و ویژگی هایی است. چالش اساسی از نظر پیشرفت گرایان، عقب ماندگی جامعه ایران و تلاش برای رفع آن است و ویژگی آن ارتباط نخبگان فکری و سیاسی می باشد. اما هویت طلبی دغدغه اساسی جهان فرهنگی ایران جدید را مساله هویت و تعریف هویت ایران جدید می داند.
انقلاب مشروطیت نقطه عطف رویارویی هویتی ایرانیان با مدرنیته است که از آن به عنوان انقلابی برگرفته از مفاهیم مدرن در تمایز با سپهر اندیشه و هویت سنتی یاد می شود. مشروطیت، سرفصلی جدید از تاریخ ایران است که تحولات آن بر تاریخ سیاسی ایران در قرن بیستم سایه افکنده است و بر فرهنگ، اقتصاد و سیاست کشور ما تأثیری غیرقابل انکار نهاده است. یکی از گفتمانهای هویتی مندرج در گفتمان مشروطه، گفتمان تجددگرائی است که درک آن میتواند به فهم زوایای نامکشوف هویت ایرانی در این مقطع یاری رساند. طیف تجددگرایان متشکل از گروهی کوچک اما رو به گسترش از روشنفکران و نخبگان بودند که یا دارای زمینه تحصیلاتی جدید، یا اغلب صاحب منصب دولتی، بازرگان، سیاح، دیپلمات و یا افرادی «خود ساخته» بودند که با اندیشه های مدرن آشنایی یافتند.