فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۸۶۱ تا ۴٬۸۸۰ مورد از کل ۳۲٬۶۳۳ مورد.
منبع:
Iranian Review of Foreign Affairs, Volume ۱۲, Issue ۳۳- Serial Number ۱, January ۲۰۲۱
175 - 192
حوزههای تخصصی:
By the advent of various political currents on the realm of power, Iran has witnessed the emergence of sub-discourses that preserve the principles and propositions of the Islamic Revolution's discourse but differ in the subordinate propositions and inter-discourse developments. The latest is a “Moderationist sub-discourse” that has overcome other sub-discourses as the eleventh state started working in Iran. An important aspect of these sub-discourses is the impacts on foreign policy, especially toward the neighboring countries. In this way, Georgia gets significant importance due to its geopolitical features and the great deal of historical, cultural, and civilizational commonalities to Iran. However, due to regional and international changing conditions along with coming up various foreign policy sub-discourses, the relations between the two countries have had lots of ups and downs. On the other hand, after the Russo-Georgian 2008 war, the Russian Federation has exerted great influence on the Georgian foreign policy; including the relations with Iran. Therefore, this paper seeks to answer the question, regarding Russo-Georgian 2008 war, how the Moderationist foreign policy discourse has affected the Iranian-Georgian relations? Findings of the study show that the presence of Moderationist sub discourse of Hassan Rouhani affected Iranian foreign policy and the pessimistic subjective impressions of the Georgian leaders towards the previous Iranian government regarding Russia`s 2008 invasion of Georgia. As a result, we have witnessed relative improvement in the relations between two countries in 2013-2017 compared to the relationships of the 2008-2013 period. This research uses the descriptive-analytical method.
Salafism and Saudi Arabia’s Middle East Policy Towards Iran (2011- 2020)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Review of Foreign Affairs, Volume ۱۲, Issue ۳۳- Serial Number ۱, January ۲۰۲۱
237 - 255
حوزههای تخصصی:
This article has chosen the theoretical framework of ontological security to explain the impact of Salafism on Saudi Arabia's Middle East policy. The question is why Saudi Arabia has moved towards more support for the Taqlidi Salafist movement over the past decade, and what the identity and security implications of this support have been? The argument of the article is that the role and position of Salafism in Saudi Arabia's Middle East policy should be considered as a continuation of the historical alliance between Al-Saud and Al-Sheikh, which has played an important role in maintaining the identity and security of this actor. But the internal dynamism of the Salafi discourse, the emergence of regional rivalries, and the emergence of the so-called global counter-terrorism literature have shifted the discourse into Saudi Arabia's Middle East policy, leading to differences in identity and security with other Salafi, Sunni, and Islamism currents. The findings of the article show that between 2011 and 2020, Saudi Arabia placed Taqlidi Salafism as a pragmatic current with a conservative reading and close to the official institution of Wahhabism at the center of its Middle East policy, especially in Yemen and Libya. The present article is based on explanatory-analytical approach and the required information has been collected by library method and internet sources.
ماهیت تجدیدنظرطلبی روسیه و چین؛ سیاست و منافع ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف در این نوشتار بررسی ماهیت تجدیدنظرطلبی روسیه و چین و تأمل در مورد منافع و رویکرد بایسته ایران در این زمینه است. در دیالکتیک تشدیدشده موضوعی و کارگزارانه در شرایط گذار به نظم جدید، تجدیدنظرطلبی این دو کشور بیش از گذشته برجسته شده است و پیامدهای ملموسی بر سیاست بین الملل و منافع ایران دارد. در این نوشتار با رویکردی نظام مند و در چارچوب مفهومی تجدیدنظرطلبی میانگیر ماهیت تغییرخواهی روسیه و چین را تحلیل می کنیم. این دو کشور تا یک دهه پیش به دلیل دسترسی اندک به منابع «خارج نظام» در ردیف تجدیدنظرطلبان همگرا بودند که مترتب بر تغییرطلبی در چارچوب نظم موجود، بدون چالشگری جدی است. در سال های اخیر با تقویت منابع خارج نظام، تجدیدنظرطلبی آن ها به نوع میانگیر متمایل شده است که در آن تمایل و امکان تغییرها افزایش و هزینه تغییرطلبی کاهش می یابد. بنابر یافته های این نوشتار، نظر به اینکه همچنان بخش عمده ای از منابع این دو از «درون نظام» تأمین می شود، ماهیت تجدیدنظرطلبی آن ها نه معطوف به اساس نظم موجود، بلکه اصلاح بخشی، تدریجی و غیراساسی برخی روندها و تمرکز بر نفی نسبی نیروی مسلط بر نظم موجود یعنی آمریکا و غرب از بعضی روندها و ساخت ها است. با توجه به وجود وابستگی و آسیب پذیری متقابل و اینکه آمریکا و غرب بیشتر توان شبکه ای و نهادی خود را تا آینده پیش بینی پذیر حفظ خواهند کرد، تغییرخواهی نسبت به آمریکا و غرب نیز تدریجی، غیراساسی و عملگرایانه است. بر این اساس، منافع و رویکرد ایران در فهم واقع گرایانه این مسئله است و تجدیدنظرطلبی تهران با روسیه و چین مشابه نبوده است و فرض امکان دریافت حمایت پایدار از آن ها به این دلیل، دقیق نیست.
نظم نوظهور بین المللی و آینده حقوق بشر: دیدگاه ها و نقدهای نظری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۱ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴
1147 - 1125
حوزههای تخصصی:
حقوق بشر از حوزه های مورد اختلاف در اندیشه سیاسی است و توافقی بر سر اینکه مبنای توجیه حقوق بشر چیست، وجود ندارد. افزون بر این، حقوق بشر با انتقادهای فلسفی مانند اروپامحوری، انتزاعی بودن، فردگرا بودن و بی توجهی به تکالیف بشری نیز روبه روست که اندیشمندانی چون هانا آرنت، السدر مک اینتایر، اونارا اونیل و ماکائو موتوا مطرح کرده اند. در عین حال، شواهد حاکی از آن است که نظام بین الملل با پیدایش چین به عنوان قدرتی بزرگ می تواند در آستانه تحولی مهم باشد که از نشانه های آن اولویت یافتن دوباره نگرانی های امنیتی برای پیگیری مسائلی چون ترویج حقوق بشر و شاید اهمیت یافتن روایت هایی بدیل از حقوق بشر است که در کنار نگرانی های نظری پیشین، روایت عام گرا یا جهان شمول انگار از حقوق بشر را با چالش جدی روبه رو می سازد. پرسش اصلی این است که «به حاشیه رفتن روایت عام گرا از حقوق بشر در نظم نوظهور چه تهدیدها و فرصت هایی را برای حقوق بشر به همراه دارد؟» در فرضیه استدلال می شود که از منظر تهدیدها، این فرایند می تواند بدون اینکه مابه ازای شایان توجهی برای دفاع از حقوق افراد در چارچوب ارزش های موجود ایجاد کند، ترتیبات حقوق بشری بین المللی فعلی را از بین ببرد و از منظر فرصت ها، ظرفیتی برای نقش آفرینی سنت های بدیل در زمینه شناسایی حقوق بشر و درونی سازی ارزش های حقوق بشری همراه با تعدیل در برداشت های مسلط از حقوق بشر فراهم سازد. از روش کیفی مقایسه نقدهای نظری و فلسفی، و روایت های بدیل در زمینه حقوق بشر و تناقض های درونی آن در سنت های فکری و فرهنگی غربی و غیرغربی به ویژه سنت کنفوسیوسی استفاده می شود تا احتمال دگرگونی در وضعیت آینده حقوق بشر در نظام بین المللی بررسی شود.
شناسایی تفکر عمیق ذهنی بازار سیاسی ایران از برند ایده آل ریاست جمهوری با استفاده از تکنیک زیمت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در نظام های سیاسی، رقابت میان بازیگران سیاسی با هدف دستی ابی ب ه ق درت و اثرگذاری بر تصمیمات رای دهندگان ب ه نح وه بازاری ابی فعالیت های سیاسی و اجتماعی آن ها در برابر افکار عمومی بستگی دارد. عدم شناخت عمیق ذهنیت و تصویر مردم نسبت به سیاست مداران و عوامل تأثیرگذار بر رفتارهای سیاسی و اجتماعی مردم باعث بوجود آمدن مشکلاتی در رسیدن به اهداف سیاسی می باشد. هدف پژوهش ایجاد یک تصویر روشن از عمق ذهن رأی دهندگان ایرانی نسبت به برند ایده آل ریاست جمهوری است. این پژوهش با انجام مصاحبه های عمیق و با تکنیک زیمت، سازه های مرکزی را استخراج نموده است. جامعه آماری پژوهش؛ هدفمند و از ایرانیان بالای 18 سال است که حداقل در یک دوره ریاست جمهوری شرکت کرده اند. همچنین با انجام 14 مصاحبه، پژوهشگر به اشباع نظری رسیده و نقشه اجماعی برند ایده آل ریاست جمهوری استخراج شد. سازه های مرکزی احصا شده از نقشه اجماعی عبارتند از: ایران پیشرفته، بهبود اقتصادی، بهبود توسعه و فرهنگ، آرامش دهنده، توجه و توسعه گردشگری، متعهد، عدالتخواه، ارتباطات جهانی، توجه به محیط زیست و عملگرا که باید در کمپین های بازارهای سیاسی ریاست جمهوری برای افزایش مشارکت مردم در انتخابات مد نظر قرار گیرند.
نگاه انتقادی و کاربردی به جامعه مدنی و مسئله شفافیت و فساد اقتصادی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه علوم سیاسی سال شانزدهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۴ (پیاپی ۶۴)
115 - 144
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین شاخص ها در ارتباط با مردم سالاری و دموکراسی ، شفافیت اقتصادی و نبود یا سطح بسیار پایین فساد اقتصادی است. طبعا عدم کنترل فساد اقتصادی موجب تضعیف مشروعیت سیاسی حکومت می شود. در این پژوهش تلاش شده است با روش تبیینی کیفی از طریق مصاحبه با نخبگان و فعالان دانشگاهی شیراز به این پرسش پاسخ داده شود که جامعه مدنی تا چه اندازه در عرصه مبارزه با فساد اقتصادی و نهادینه کردن شفافیت اقتصادی از کارنامه و عملکرد پذیرفتنی برخوردار بوده است و چرا؟ یافته و برآیند کلی حاکی از کارنامه ناپذیرفتنی جامعه مدنی در ارتباط با پیشگیری از فساد و شفافیت اقتصادی بود. این کارنامه ناپذیرفتنی، از یک سو ریشه در موانع و محدودیت های حکومتی و عدم فرصت سازی های موثر قانونی، عملی و تشویقی مطلوب برای ایفای نقش بهتر جامعه مدنی دارد. از سوی دیگر، نتیجه ضعف و کاستی ها در خود جامعه مدنی اعم از عدم اولویت گذاری و اهتمام جدی برای تبدیل شفافیت اقتصادی به مطالبه عمومی و ایجاد یک جنبش اجتماعی موثر و مستمر است. در نهایت این که در سطح وسیعتر، عدم همراهی افکار عمومی و جامعه با جامعه مدنی در این کارنامه نستا مردود موثر بوده است. در پایان به صورت مبسوط، پیشنهادهای عملی برای تقویت نقش نظارتی و ضد فسادی جامعه مدنی در ساحت های نظری- فکری، نهادی، اقدامی و حاکمیتی طرح شده است.
رهبری و دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دیپلماسی عمومی به عنوان ابزاری مؤثر جهت نیل به اهداف سیاست خارجی محسوب می شود. در ایران نیز از این مؤلفه بهره برداری می گردد. آنچه محور این پژوهش قرار گرفته بررسی جایگاه و نقش مقام معظم رهبری در جهت دهی به افکار عمومی سایر ملت ها به منظور صیانت از ارزش های اسلام و انقلاب است. یافته تحقیق مبتنی بر روش توصیفی تحلیلی گویای آن است که مقام معظم رهبری با توجه به جایگاه خود در ساختار سیاسی حقوقی کشور، مرجعیت دینی و برخورداری از شأن ولایت فقیه با بهره گیری از شیوه های گفتمان سازی، اعتباربخشی، اقناع سازی و مدیریت تصویر و از طریق ابزارهای ارتباطی، ارسال پیام و نامه به مخاطبین، نقش تعیین کننده ای در جهت تأمین منافع کشور و جهان اسلام گام برداشته است.
واکاوی مفهومی عنصر «مقاومت در برابر نظام سلطه» در گفتمان جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در فرایند انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات انقلاب اسلامی سال هجدهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۶۶
۲۳۰-۲۰۹
حوزههای تخصصی:
بررسی جایگاه عنصر مقاومت در برابر نظام سلطه و واکاوی مفهومی آن در گفتمان جامعه مدرسین، در طی چهار دهه گذشته از پیروزی انقلاب، مسئله اصلی این پژوهش بود که با کاربست روش تحلیل گفتمان لاکلا وموف انجام گردید. یافته ها نشان داد عنصر مقابله با نظام سلطه، از دهه اول، به عنوان یکی از دال های مورد تأکید، در گفتمان جامعه مدرسین تثبیت شده و این تشکل طی سال های دهه دوم تا چهارم، علاوه بر اهتمام به جلوگیری از اشاعه برخی لغزش های معنایی در فضاهای تصمیم گیری سیاسی و رسانه ای، این عنصر را بدون کاهش دامنه و با برجستگی بیشتر، در ساختار گفتمان خود حفظ نموده است. همچنین بخش فرامحیطی گفتمان جامعه مدرسین، معطوف به گسترش و تقویت گفتمان مقاومت در جهان اسلام و مقابله با اقدامات مخرب نظام سلطه در این کشورها بوده است. این یافته ها مؤید اهتمام فزاینده جامعه مدرسین به حفظ اصالت گفتمان انقلاب اسلامی و ظرفیت های انقلابی آن می باشد.
ناکارآمدی اصلاحات ترکیه برای عضویت در اتحادیه اروپا
منبع:
دانش تفسیر سیاسی سال سوم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۹
112-134
حوزههای تخصصی:
از سال 2001 و با روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه زمینه برای انجام اصلاحات اساسی آغاز شد. استراتژی اصلی ترکیه در اقتصاد کلان برای دستیابی رشد اقتصادی بالا با جلب حمایت مردمی، شفافیت در سیاست گذاری و اجرا، ثبات اقتصادی و سیاسی و حمایت قوی دولت از بخش خصوصی توانسته تا حد قابل توجهی در این مسیر توفیق کسب کند. علاوه بر خصوصی سازی، با سیاست گذاری اقتصادی در جذب سرمایه خارجی نیز اهتمام ویژه ای داشته است. بااین حال به نظر می رسد بحران های متعددی بر ناکارآمدی اصلاحات یا دستیابی ترکیه به آرمان عضویت در اتحادیه مؤثر بوده اند. مقاله پیش رو به دنبال پاسخ به این پرسش است که علی رغم اصلاحات اقتصاد ترکیه با چه بحران هایی برای شکوفایی اقتصادی خود روبرو بوده است؟ یافته های پژوهش بیانگر وجود بحران های سه گانه داخلی (فساد و دیکتاتوری، رابطه دولت و ارتش، سرمایه گذاری غیرموجه اقتصادی)، منطقه ای (چون بحران سوریه) و بین المللی (فشارهای اتحادیه اروپا و آمریکا) بر اقتصاد ترکیه و پیوستن آن به اتحادیه اروپا دارد.
تلاش برای شناسایی؛ تفسیری بازنمایانه از روابط ایران و آمریکا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه علوم سیاسی سال شانزدهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۳ (پیاپی ۶۳)
109 - 148
حوزههای تخصصی:
معمولاً رابطه دولت ها برحسب رفتارهای مبتنی بر بیشینه سازی قدرت و منفعت تبیین می شود. این مقاله مدل متفاوتی برای تبیین روابط دولت های ایران و آمریکا معرفی می کند که متمرکز بر «تلاش برای شناسایی» است. دولت ها می خواهند هویتشان به عنوان یک واحد حاکمیتی مستقل، (هویت طلبی) احترامشان به عنوان یک عضو برابر در جامعه بین الملل (برابری طلبی) و عزتشان به عنوان عضوی با ویژگی های خاص (عزت طلبی) در عرصه بین الملل به رسمیت شناخته شود و برای کسب شناسایی مورد نظرشان مبارزه و تلاش می کنند. دولت ها نه تنها برای کسب منافع مختلف بلکه برای دفاع از کیستی خود دست به اقدام می زنند؛ منافع دولت ها صرفاً مادی و فردی نیست و دولت ها با خود-توصیفی خواهان تأیید روایت تاریخی خود توسط دیگران و پذیرفته شدن در جامعه بین الملل نیز هستند. این مقاله با استفاده از روش کیفی تحلیل گفتمان تلاش می کند نشان دهد؛ «مبارزه برای شناسایی» انگیزه اصلی شکل گیری و تداوم منازعه در روابط ایران و آمریکا و عامل تعیین کننده در روابط تقابلی این دو دولت بوده است و می کوشد با تمرکز بر بازنمایی ها از خود و دیگری با توجه به روایت های هویتی هر دولت توضیح دهد چگونه این دولت ها خود و دیگری را شناسایی می کنند. برای این منظور از بستر خاص مناقشه ایران-آمریکا در پرونده هسته ای استفاده شده است.
تأثیر شکاف ها و تضادها بر بحران اجماع و مسئله توسعه در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۱ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳
736 - 715
حوزههای تخصصی:
سیاستگذاری درباره توسعه در ایران نیازمند بازتعریف اهداف و انتخاب رویکردهایی است که در سطوح خرد و کلان به اتفاق نظر، هم افزایی و همکاری سازنده منجر شود. شکاف های متعددی پیش روی توسعه ایران است، این شکاف ها از مبانی هویتی سه گانه ایرانیان (اسلامی- غربی و ملی) ریشه گرفته و موجب شکاف نظری (تضادهای فکری، هویتی و نگرشی) و بحران اجماع شده است. در جمهوری اسلامی ایران برخی نخبگان و بخش هایی از حاکمیت، از الگوی توسعه مرسوم در جهان پیروی کرده و شماری دیگر الگوی پیشرفت را به جای توسعه مطرح می کنند. این تضاد مفهومی تغییر و تحول در ایران را به مسئله ای پیچیده تبدیل کرده است. پرسش های پژوهشی عبارت اند از: 1. مهم ترین عوامل ناکامی الگوها و برنامه های توسعه در ایران چیست؟ 2. الگوی حکمرانی خوب چگونه می تواند مسئله توسعه در جمهوری اسلامی ایران را حل کند؟ در فرضیه پژوهش استدلال می شود که شکاف نظری و بحران اجماع مهم ترین عوامل ناکامی الگوها و برنامه های توسعه در ایران بوده اند و می توانند به ناپایداری منجر شوند. به نظر می آید الگوی حکمرانی خوب که در دنیا از آن به عنوان کلید و راه حل معمای توسعه یاد می کنند، می تواند مسئله توسعه ایران را نیز حل کند. اجماع محوری یکی از مشخصه های حکمرانی خوب است، زیرا حکمرانان باید با همکاری جامعه مدنی و بخش خصوصی، حکمرانی خوب را پی بگیرند تا بتوانند بحران اجماع را پایان دهند و مسئله توسعه حل شود.
China-Iran Comprehensive Strategic Partnership: Likely Challenges for India(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The recent geopolitical transformations that have seen a strengthening of India-U.S. bilateral relations along with strained U.S.-Iran and U.S.-China ties have pushed India into a difficult strategic position with Iran. Along with the heightened India-China tensions, the proposed China-Iran deal gives China more leverage with Iran, impacting India’s long-term strategic economic relations with the latter. The recent agreements and partnership between Iran and China reflected in the Belt and Road Initiative (BRI) and the draft 25- year Comprehensive Strategic Partnership (CSP) will pave the way for long-term strategic cooperation between the two countries. The agreement per se and the growing closer ties between Beijing and Tehran can have challenges for India's relations with Iran and interests in the Persian Gulf region. Nonetheless, it is unlikely to affect India-Iran bilateral ties that remain robust seriously and has withstood challenges earlier, and the comprehensive strategic partnership shall not be an exception. India’s stake in the situation hinges on its interest in Iranian natural gas reserves and its desire for continued participation in the Chabahar port project with Iran. With the deal now inked and considering India’s changing geopolitical and security environment vis-a-vis China, what are the key implications of the China-Iran pact for India? How can New Delhi respond to Beijing’s major drive to support Tehran?
پویش های تهدیدزای منطقه قفقاز جنوبی علیه امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۵۲
185 - 206
حوزههای تخصصی:
وضع موجود آسیای مرکزی و قفقاز با توجه به تکثر پویش های فروملی، درون منطقه ای، بین منطقه ای و فرامنطقه ای، دربردارنده فرصت ها و تهدیدهای قابل توجهی برای ایران است. قفقاز جنوبی بستر و پهنه شکل گیری پویش های تهدیدزای متنوعی علیه امنیت و ثبات ملی جمهوری اسلامی ایران است که برخی از آن ها ضریب تهدیدزایی فزاینده ای نیز دارند. شناسایی پویش های تهدیدزای منطقه قفقاز جنوبی علیه امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران به عنوان مسأله محوری این پژوهش درنظرگرفته و تلاش شد با اولویت بندی این تهدیدات در منطقه، راه کارهای بهینه ای جهت مقابله با آن ارائه شود. سؤال اصلی این است که مهم ترین پویش های تهدیدزای متوجه جمهوری اسلامی ایران ازطریق قفقاز جنوبی کدامند و راه کارهای ایران برای مهار آن ها چیست؟ روش پژوهش، کیفی کمی (آمیخته) است. نتیجه کلی حاصله اینکه در قفقاز جنوبی تهدیدهای امنیتی و اقتصادی/ژئواکونومیکی، اولویت بالاتری دارند. اهم راه کارهای پیشنهادی پژوهش عبارتند از ارتقای همکاری ها با قدرت های آسیایی، اولویت دادن به پروژه های زیرساختی فرامرزی مختلف برای مقابله با تخلیه ژئوپلیتیکی، برپایی دفتر بررسی نیازهای فنی مهندسی کشورهای منطقه، استفاده از توان فنی و مهندسی بومی برای رفع نیازهای فنی مهندسی کشورها و سرانجام، فعال سازی ظرفیت های دیپلماسی دفاعی.
تأثیر تهدیدات سیاسی- امنیتی محور مقاومت بر آسیب پذیریرژیم صهیونیستی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۵۳
59 - 89
حوزههای تخصصی:
افزایش نظامی گری رژیم صهیونیستی و اقدامات امنیتی آن در طی چند دهه اخیر به منظور مقابله با تهدید ناشی از مجموعه امنیتی شکل گرفته تحت عنوان محور مقاومت، منجر به افزایش آسیب پذیری و شکاف های متعدد به دلیل عدم توجه به سایر ابعاد امنیت در این رژیم گردیده است. این پژوهش به دلیل توجه به تأثیر محور مقاومت بر آسیب پذیری رژیم صهیونیستی، دارای اهمیت کاربردی می باشد. پژوهش حاضر درصدد پاسخ به این پرسش اساسی است که تهدیدات محور مقاومت چه تأثیری بر آسیب پذیری های رژیم صهیونیستی دارد؟ نتایج و یافته های این پژوهش نشان می دهد که تهدیدات نظامی و سیاسی محور مقاومت منجر به تأثیر بر زیرساخت های حیاتی، افزایش ناامنی، ایجاد شکاف های سیاسی-اجتماعی، خدشه دار شدن بازدارندگی و تشدید بحران مشروعیت به عنوان مهم ترین آسیب پذیری ها در رژیم صهیونیستی گردیده است. روش پژوهش کیفی و از نوع توصیفی-تحلیلی است و روش گردآوری داده ها اسنادی و میدانی می باشد. برای تحلیل داده ها نیز الگوی مبتنی بر ترکیب دو نظریه مکتب کپنهاگ و شکاف اجتماعی دیگان کرایس به عنوان نظریه مبنای تحلیل مورداستفاده قرار گرفته است.
ماهیت و مؤلفه های حیات طیبه و ظرف تحقق آن در رابطه با سبک زندگی اسلامی
حوزههای تخصصی:
از دیدگاه قرآن هدف نهایی زندگی، تقرب به خداوند است و هیچ هدفی متعالی تر از آن وجود ندارد، زیرا تقرب به خداوند رسیدن به همه کمالات، زیبایی ها، لذت ها و سعادت ابدی است. لذا باید روش و سبک زندگی خود را چنان قرار دهیم که به این مهم دست پیدا کنیم و چنانچه این هدف محقق شود و شیوه و سبک زندگی فرد بر پایه تقرب به خداوند ترسیم شود در این هنگام است که زندگی طعم حیات طیبه را پیدا می کند و پایدار و فناناپذیر می شود. حیات طیبه یکی از کلیدی ترین مفاهیم قرآن کریم در تبیین سبک زندگی اسلامی است که با استمداد از ایمان و عمل صالح محقق می گردد؛ حیاتی که در پرتو تلبس به آن علاوه بر دگرگونی در شیوه نگرش انسان به جهان ، نحوه تعامل وی با خداوند و سایر مخلوقات او نیز دستخوش تغییر می شود. این پژوهش بر آن است تا سبک زندگی اسلامی را با تعریفی از ماهیت حیات طیبه، ظرف تحقق و مولفه های دستیابی به آن در راستای رسیدن به سبک زندگی اسلامی از منظر آیه 97 سوره مبارکه نحل مورد بررسی قرار دهد. نتیجه این مقاله آن است که قرآن کریم پاسخگوی تمامی نیازهای بشری در کلیه حوزه های زندگی او است و با بیان ویژگی های سبک زندگی اسلامی ضرورت استنباط سبک زندگی از قرآن بیش از پیش آشکار شد.
واکاوی تأثیر ابداع « واژه سازی» و «نهاد سازی» در سبک زندگی سیاسی امام خمینی (ره)
منبع:
راهبرد سیاسی سال پنجم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۱۹
63 - 83
حوزههای تخصصی:
فرد صاحب سبک در ساحت سیاست، سبک خود را با ابزار ابداعاتی خاص به منصه ظهور می رساند. نقش ابداع در سبک سازی آن چنان اهمیتی دارد که برخی سبک را بازتاب ابداعات نائل آمده صاحب سبک می داننداین پژوهش به بررسی تأثیر«ابداع واژه سازی» و «ابداع نهادسازی» در سبک زندگی سیاسی امام خمینی (ره) به عنوان رهبر انقلاب اسلامی و فردی صاحب سبک پرداخته شده است. روش کتابخانه ای تحلیل داده ها در بررسی آثار امام خمینی نشان می دهد فرهنگی که امام با استفاده نوآورانه از ادبیاتی همچون «روز قدس»، «امت اسلامی»، «اسلام ناب محمدی»، «شیطان بزرگ»، «حزب مستضعفین» پایه گذاری می نمود علاوه بر اینکه مصداقی از ارائه راهکاری جدید برای برون رفت از چالش های پیش روی جهان اسلام و ملت های تحت ستم محسوب می شد خود به نوعی تأسیس نظام جهانی جدید و خاصی برای تسهیل نیل به اهداف سیاست الهی و نهایتا تثبیت سبک ایشان نیز قلمداد می شد. .نهادهایی که بر اساس توجه به نیازهای زمان و اقتضاء شرایط و مبتنی بر نوع بینش و گرایش امام طراحی و بنا نهاده شد توانست در مدت کوتاهی ثبات لازم برای کنترل جامعه نوپیدای جدید پس از انقلاب را به ارمغان آورد.
Imam Ali (AS): Manifestation of Freedom and Human Rights(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقش سیاست گذاری اجتماعی در تقویت گرایش اعضای جامعه به هویت ملی
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی چگونگی نقش سیاست گذاری اجتماعی در تقویت گرایش اعضای جامعه نسبت به هویت ملی خود است. روش این پژوهش، توصیفی– تحلیلی، رویکرد آن نظری می باشد. یافته های پژوهش نشان داد که نیاز به عدالت اجتماعی و دسترسی برابر به منابع و امکانات، رابطه مهمی با موضوع هویت ملی دارد. برآورده شدن نیازهای اعضای جامعه می تواند موجب تقویت گرایش آنان به هویت ملی شان گردد و عدم تأمین نیازها، این گرایش را تضعیف می کند. هنگامی که دولت به عنوان نهاد اصلی سیاست گذار در کشور، بتواند منابع را به طور عادلانه توزیع کند، به تقویت گرایش مردم به هویت ملی کمک می نماید. نکته اساسی این است که دولت ها عمل توزیع را ازطریق فرایند سیاست گذاری اجتماعی به انجام می رسانند و در صورت اجرای صحیح این سیاست است که می توانند بر گرایش افراد به هویت ملی بیافزایند. به طور کلی سیاست گذاری اجتماعی با تدارک رفاه برای اعضای جامعه و ایجاد رضایت در آنان، موجب ارتقای میزان پیوستگی آنان به نظام سیاسی و اجتماع ملی و در نهایت تقویت تعلق خاطرشان به هویت ملی خود می شود.
بازتاب های رویکرد نمایندگان مجلس شورای اسلامی در شهرستان مَمَسَنی (با تأکید بر سه مفهوم تکنوکراسی، بوروکراسی و کاریزما)
منبع:
سیاست پژوهی جهان اسلام دوره ۸ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۲۲
1 - 19
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی بازتاب های رویکرد نمایندگان مجلس شورای اسلامی در شهرستان مَمَسَنی، با تأکید بر سه مفهوم تکنوکراسی، بوروکراسی و کاریزما است. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی بوده و نتایج نشان داد که بازتاب رویکرد «کاریزماتیک» مبتنی بر شناسه «شهرت»، ارادت ورزی، بسیج هیجانی توده و گُسست نهادهای فرهنگی – اجتماعی بوده است. بازتاب رویکرد «بوروکراتیک»، بر بنیاد شناسه «قدرت»، اعمال نگرش های زادگاهی در تغییرات مدیریتی و از هم گسیختگی نهادهای اداری و بازتاب رویکرد «تکنوکراتیک» مبتنی بر شناسه «ثروت»، أخذ اعتبار و تخصیص بودجه به زیرساخت فضای جغرافیایی ممسنی می باشد.
بازتاب انقلاب اسلامی ایران در آمریکای لاتین(مطالعه موردی: جمهوری بولیواری ونزوئلا)
منبع:
راهبرد سیاسی سال پنجم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۱۹
109 - 128
حوزههای تخصصی:
انقلاب اسلامی ایران بعنوان یکی از بزرگترین رخدادهای قرن بیستم تاکنون موضوع بحث بسیاری از محافل علمی- پژوهشی جهان بوده است. انقلاب اسلامی بنا به ماهیت، مفاهیم و واژگان، هنجارهای خاص و ویژه ای را به ارمغان آورده و متضمن اهداف و پدیده هایی بوده است. قصد نگارندگان آن است که با اتکا به روش سازه انگارانه که بیش از هر چیز یک چارچوب تحلیلی است، به بررسی تأثیرات انقلاب اسلامی بر جمهوری بولیواری ونزوئلا در آمریکای لاتین و روابط خارجی بین این دو کشور که تاکنون مورد بحث روشمند قرار نگرفته است بپردازد. در همین ارتباط، سوال اصلی پژوهش بر این مبنا شکل گرفته است که بازتاب انقلاب اسلامی ایران در کشور ونزوئلا چگونه بوده است؟، پژوهش حاضر با بهره گیری از روش تحلیلی- توصیفی و در چارچوب رهیافت سازه انگاری، به بررسی بازتاب این انقلاب بزرگ در مناطق آمریکای لاتین پرداخته است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که انقلاب اسلامی ایران در درون مرزهای سیاسی خود محصور نمانده و به طور مستنقیم و غیر مستقیم علاوه بر تأثیر گذاری های منطقه ای، در سطح بین الملل هم بر کشورهایی همچون جمهوری بولیواری ونزوئلا تاثیرگذار بوده است.